| دسته بندی | صنایع نفت و گاز |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 5576 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 130 |
فهرست
عنوان صفحه
سیستم هیدرولیک-------------------------------- 11
سیستم Trip Oil---------------------------------- 18
سیستم IGV------------------------------------- 27
سیستم Starting --------------------------------- 31
سیستم سوخت گازوئیل---------------------------- 36
سیستم سوخت گاز-------------------------------- 47
سیستم هوای سیل-------------------------------- 53
سیستم اتمایزینگ و سیستم پرژ گازوئیل----------- 61
سیستم پرژ مسیر گاز---------------------------- 71
سیستم Cooling Water----------------------------- 74
سیستم تهویه و گرمایش کوپهها------------------- 80
سیستم اطفاء حریق------------------------------ 85
سیستم Water Wash------------------------------- 89
Setting----------------------------------------- 97
DIAGRAM, SCHEM PP-LUB OIL-0416------------------------------ 108
DIAGRAM, SCHEM PP-LUB OIL-0416------------------------------ 109
DIAGRAM, SCHEM PP-HYDR SUPPLY-0434-------------------- 110
DIAGRAM, SCHEM PP- IGV- 0469----------------------------------- 112
DIAGRAM,SCHEM PP-STARTING MEANS- 0421-------------- 113
DIAGRAM, SCHEM PP- LIQ FUEL-0424--------------------------- 114
DIAGRAM, SCHEM PP-FUEL GAS- 0422-------------------------- 115
DIAGRAM, SCHEM PP-CL & SLG AIR- 0417-------------------- 116
DIAGRAM, SCHEM PP- ATOMIZING AIR- 0425--------------- 117
DIAGRAM, SCHEM PP- FUEL PURGE- 0477--------------------- 118
DIAGRAM, SCHEM PP- COOLING WATER- 0420------------- 119
DIAGRAM, SCHEM PP- FLOW- HEATING & VENT- 0436- 120
DIAGRAM, SCHEM PP- FIRE PROTECT- 0426----------------- 121
DIAGRAM, SCHEM PP- TURB & CPRSR WSHG- 0442------ 122
سیستم IGV
اجزاء تشکیل دهندة سیستم IGV:
1- فیلتر روغن هیدرولیک FH6
2- دمپ ولو هیدرولیکی مکانیکی VH3
3- سر و ولو 90TV
4- سیلندر هیدرولیک
5- گایدون
نحوة کار سیستم:
ابتدا روغن هیدرولیک وارد فیلتر FH6 میشود تا در آن آلودگیها و مواد زائد روغن گرفته شود در مسیر روغن هیدرولیک بعد از فیلتر دمپ ولو VH3 و سروولو 90TV قرار گرفتهاند و بعد از آنها نیز روغن هیدرولیک جهت باز و بسته کردن گایدون وارد سیلندر هیدرولیک میشود
ترتیب ورود روغن هیدرولیک به ولوهای VH3 و 90TV بسته به اینکه واحد درشرایطبهرهبرداری نرمال از گایدونباشدیادرحالتتریپآنبصورتزیرتغییر
میکند.
|
مرحلة چهارم |
مرحلة سوم |
مرحلة دوم |
مرحلة اول |
|
|
HYDRAULIC SILENDER |
VH3 |
90TV |
FH6 |
بهرهبرداری نرمان |
|
|
HYDRAULIC SILENDER |
VH3 |
FH6 |
حالت تریپ گایدون |
در حالت بهرهبرداری نرمال بر اثر فشار روغن TRIP OIL که پشت دمپ ولو VH3داریم این ولو در حالتی قرار میگیرد که ورودی روغن هیدرولیک از سمت فیلتر به آن بسته میشود در نتیجه روغن بطرف سرو ولو 90TV میرود و سپس به نحوی در مسیرهای داخلی سرو ولو و سپس دمپ ولو هدایت میشود که به یکی از مسرهای بالایی یا پایینی سیلندر هیدرولیک بسته به اینکه حالت بسته شدن و یا باز کردن گایدون مد نظر باشد هدایت میشود.
اگر هدف بستن IGV باشد روغن پس از خروج از دمپ ولو وارد مسیر پایینی سیلندر هیدرولیک میشود در نتیجه دیسک میانی سیلندر بطرف بالا هدایت میشود و گایدون میبندد در این هنگام بر اثر فشار صفحة میانی بطرف بالا، روغن قسمت بالای سیلندر از مسیر بالایی بطرف دمپ ولو رفته و از آنجا درین میشود و در حالت باز شدن IGV نیز عکس مراحل بالا تکرار خواهد شد در هنگام تریپ این سیستم نیز سرولو توسط سیستم کنترل به نحوی قرار میگیرد که هیچ روغنی به آن وارد و یا از آن خارج نمیشود و بر اثر افت فشار روغن TRIP OIL پشت دمپ ولو، این ولو نیز به نحوی قرار میگیرد که روغن هیدرولیک را مستقیماً بدون دخالت سرو به نیمة پایینی سیلندر هیدرولیک هدایت میکند تا در نهایت منجر به بسته شدن گایدون شود و روغن قسمت بالای سیلندر نیز از طریق مسیر بالایی توسط دمپ ولو درین میگردد.
نکتههای تکمیلی:
1)- LVDTهای 1,2 96TV در هر لحظه POSITION گایدون را مشخص و فیدیک مربوطه را جهت سیسم کنترل ارسال میکند.
2)- جهت تنظیم مقدار فلوی روغن به سیلندر هیدرولیک در هر 2 مسیر منتهی به آن یک ORIFICE (2.0 MM) نصب شده است.
3)_ در شکل ضمیمة این مطالب وضعیت VH3 و 90TV در سه حالت:
1- عمل کردن سیستم TRIP OIL
2- بسته شدن گایدون
3- باز شدن گایدون
مشخص شده است.
سیستم TRIP OIL
در ابتدا بصورت کلی بد نیست توضیحی دربارة تریپ توربین گاز در شرایط اضطراری و در ارتباط بین این سیستم با سایر سیستمها بطور خلاصه در چند سطر داده شود تا این سیستم بطور ملموستری قابل فهم باشد.
اگر مشکلی برای سیستم پیش بیاید که ادامة روند بهرهبرداری از سیستم ممکن نباشد و یا خطری برای سلامت واحد رخ دهد این مشکلات توسط سوئیچهای مختلف و مدارهای حفاظتی حس میشوند و سیگنال آنها به سیستم SPEED TRONIC فرستاده میشود حال اگرمشکل در حدی باشد که باید منجر به توقف واحد شود SPEED TRONIC با ارسال فرمان به سیستم TRIP OIL موجبات این کار را فراهم خواهد ساخت. سیستم TRIP OIL نقش میانی در تریپ دادن توربین گاز دارد به اینصورت که میتواند با عملیاتی که انجام میدهد باعث تخلیة روغن سیلندرهای هیدرولیک مربوط به شود که در نهایت منجبر به تریپ واحد خواهد شد حال اینکه چگونه سیستم TRIP OIL روغن سیلندرهایی هیدرولیک این ولوها را در ین میدهد و با توجه به چه پارامترهایی عمل میکند مقولهای است که در این مبحث به آن میپردازیم.
شکل زیر دیاگرام مراحل تریپ توربین گاز را نشان میدهد.
انشعابات مسیر TRIP OIL:
مسیر TRIP OIL دارای یک مسیر اصلی میباشد که مربوط به سیستم IGV میباشد این مسیر سپس به 2 شاخة دیگر که مربوط به FUEL LIQ وGAS FUEL میباشد تقسیم میگردد.
همانطور که در شکل فوق مشخص است در صورت اشکال در سیستم IGV دو مسیر سوخت نیز حتماً با حفاظت TRIP OIL تاثیر میپذیرند ولی مسیرهای مربوط به سوخت چون بصورت 2 شاخة موازی هستند میتوانند بصورت مستقل عمل کنند.
پس همیشه یکی از 2 مسیر مربوط TRIP OIL که مربوط به سیستم گاز یا گازوئیل است فشاردار میباشد بجز در حالت سوخت 2 گانه که فشار روغن TRIP OIL در هر 2 مسیر وجود دارد.
اجزاء تشکیل دهندة TRIP OIL:
1- ORIFICE موجود در ابتدای مسیر TRIP OIL
2- سلونوئید ولوهای (20TV-1) , (20FG-1) , (20FL-1)
3- سوئیچهای فشار 63HL , 63HG
4- مجموعههای ORIFICE , CHECK VALVE
5- MECANIKAL OVER SPEED TRIP
6- EMERJENCY TRIP VALVE VM3
1- ORIFICE موجود در ابتدای مسیر TRIP OIL
این ORIFICE در ابتدای سیستم TRIP OIL که از هدر یاتاقان گرفته میشود قرار دارد و سوراخ آن دارای بیشترین سطح مقطع در کل ORIFICEهای این سیستم میباشد زیرا همانطور که در نقشه مشخص شده تمام روغن ورودی به سیستم TRIP OIL از این ORIFICE میگذرد اندازة این ORIFICE طوری انتخاب شده که 3 پارامتر زیر را تامین میکند.
1- مقدار سیال روغن به سیستم TRIP OIL را محدود میکند
2- حجم کافی روغن جهت کلیة دستگاههای TRIP OIL را تامین میکند
3- در صورت عملکرد سیستم TRIP OIL اختلالی در سیستم روغن کاری اصلی بوجود نمیآید
2- سلونوئید ولوهای (20TV-1) , (20FG-1) , (20FL-1)
این ولوها باتوجه به شکل
(فقط جنبة مفهومی دارد)
این ولوها از یک مگنت الکتریکی و یک فنر تشکیل شدهاند در حالت عادی که ولو برق داراست نیروی مغناطیسی به اندازهای در نظر گرفته شده که از نیروی فنر بزرگتر باشد که با غلبه بر آن موجب کشیده شدن فنر و بسته شدن مسیر درین روغن میشود و در هنگامی که تریپ واحد توسط SPEED TRONIC صادر میشود برق ارسالی به سلونوئید قطع میشود در نتیجه مگنت آن قطع شده و نیروی کششی فنر در مقابل یک نیروی صفر قرار میگیرد بنابراین با جمع شدن فنری که کشیده شده بود مسیر درین بطرف تانک اصی روغن باز شده و سیستم بیفشار میگردد بیفشار شدن سیستم TRIP OIL تاثیرات و روابطی با سیستم هیدرولیک و سوخت و هوا دارد که در نهایت بر اثر افت فشار هیدرولیک منجر به تریپ واحد خواهد شد.
حال با تلفیق 3 نقشة سوخت مایع، هیدرولیک و TRIP OIL نحوة ارتباط این سیستمها را با هم در توقف واحد شرح می دهیم البته توجه شود در ین قسمت فقط قسمتی ازنقشه گازوئیل که به TRIP OIL مربوط میشود به جهت روشنتر شدن مطالب بعنوان مثال مورد بحث قرار میگیرد و بعداً جداگانه به شرح هر یک از نقشههای IGV , LIQ FUEL , GAS FUEL خواهیم پرداخت.
همانطور که گفته شد با توجه به شکل بالا در حالت عادی سیستم TRIP OIL فشار دارا است. فشاردار بودن این سیستم باعث میشود در DAMP VALVE که دارای 2 مسیر رفت و برگشت روغن به SHUT OFF گازوئیل است مسیر رفت روغن به SHUT OFF باز و مسیر برگشت آن که همان مسیر درین روغن هیدرولیک است بسته باشد.
با صدور فرمان تریپ توسط SPEED TRONIC به سلونوئید 20FL و درین روغن TRIP OIL توسط آن فشار روغن در DAMP VALVE افت میکند در نتیجه نیروی فنر آن که تا این لحظه کوچکتر از نیروی فشار روغن TRIP OIL بود بزرگتر از آن خواهد شد بزرگتر شدن نیروی فنر از نیروی فشار TRIP OIL در دمپولو باعث میشود که اسپول آن به نحوی تغییر کند که مسیر رفت روغن هیدرولیک در ولو مذکور بسته و مسیر درین آن باز شود با تخلیة روغنِ سیلندر هیدرولیک در نهایت در SHUT OFF نیز نیروی فنر از نیروی فشار هیدرولیک بزرگتر خواهد شد که این پدیده منجر به هدایت ولو در جهت بستن لاین گازوئیل و توقف واحد خواهد گردید.
3 سوئیچهای فشار 63HL , 63HG
سوئیچهای 63HL فشار روغن TRIP OIL رادر قسمت سوخت مایع تحت کنترل دارند چنانچه 2 عدد از آنها به SET خود برسند با تکمیل RANG مربوط به آلارم شماره 16
(LIQUID FUEL HYDRAULIC TRIP PRESSURE LOW) SET شده و توسط SPEED TRONIC در صفحة CRT نمایان میشود. که در نهایت منجر به بازشدن سلونوئید 20FL و تریپ واحد خواهد شد.
در ضمن اگر یک سوئیچ از سه سوئیچ مذکور به SET تعیین شده برسد آلارم شماره 19 با تکمیل RANG آن تکمیل و ارسال خواهد شد در ضمن برای هر سوئیچ یک مسیر درین و یک والو ایزوله نیز در نظر گرفته شده که بوسیلة بستن ولوایزوله و بازکردن مسیر درین میتوان با بوجود آوردن افت فشار، سوئیچ مورد نظر را در شرایط تست قرار داد.
توضیحات فوق ار میتوان در مورد سوئیچهای 63HG که مربوط به مسیر روغن TRIP OIL سوخت گاز میباشند تعمیم داد که آلارمهای شماره 19 , 18 مربوط به آن میباشند.
نکته:
میدانیم که یکی از حفاظتهای سیستم CHANG سوخت میباشد اما این تغییر فقط در هنگام افت فشار گاز انجام میشود و تغییر از گازوئیل به گاز هیچ وقت بصورت AUTO انجام نمیشود در ضمن بر اثر افت فشار روغن TRIP OIL و عمل کردن هر یک از سوئیچهای موجود در سیسم TRIP OIL مربوط به گاز یا گازوئیل 63HL) یا (63HG تغیر سوخت انجام نمیشود. البته در حال حاضر در تمام 6 واحد گازی موجود درنیروگاه منتظر قائم سیگنال مربوط به CHANG سوخت بعلت اینکه منجر به TRIP واحد میشود FORCE شده است.
4 مجموعههای ORIFICE , CHECK VALVE
در سیستم TRIP OIL سه عدد مجموعه ORIFICE , CHECK VALVE وجود دارد که یکی پس از انشعاب مربوط به سلونوئید IGV و 2 تای دیگر در ابتدای هر یک از مسیرهای TRIP OIL مربوط به گازوئیل و گاز نصب شدهاند. برای توضیح کار این مجموعهها نقش ORIFICEها و نقش چک لوها را بطور جداگانه مورد بررسی قرار میدهیم.
A) نقش ORIFICE ها:
هنگامی که از هر یک از سوختهای گاز و یا گازوئیل استفاده میکنیم سلونوئید مسیر TRIP OIL مربوط به سوختی که در مورد بهرهبردای قرار نگرفته باز میباشد یعنی اگر از گاز استفاده کنیم مسیر 20FL و اگر از گازوئیل استفاده کنیم مسیر 20FG باز است. بنابراین افت فشاری در سیستم TRIP OIL بعلت درین شدن روغن توسط سلونوئید ایجاد میشود برای جلوگیری از این افت فشار ORIFICEهایی قبل از هر یک از سلونوئیدها 20FG , 20FL تعبیه شده تا در صورت باز بودن مسیر درین دبی روغن خروجی را محدود کند
در ضمن ORIFICE نصب شده پس از انشعاب IGV نیز بیشتر نقش تنظیم کنندة دبی برای 2 مسیر مربوط به گاز و گازوئیل را برعهده دارد.
B) نقش چک ولوها:
با توجه به اینکه جهت باز بودن چک ولوها بطرف آغاز خط TRIP OIL است بنابراین هر سه چک ولو در حالت نرمال بهرهبردای بسته هستند ولی اگر افت فشار هیدرولیکی بعلت عمل کرد OVER SPEED TRIP یا تریپ دستی VM3 بوجود آید چون فشار در این قسمت کمتر میشود بنابراین چک ولوها عمل کرده و روغن مربوط به خطوط سوخت را از طریق OVER SPEED TRIP یا VM3 که مسیر درین آنها باز شده تخلیه میکنند تا واحد از مدار خارج گردد که البته در این حالت علاوه بر تخلیة سیلندرهای هیدرولیک و بستن SHUT OFF ها، سوئیچهای 63HL , 63HG نیز عمل میکنند و در نهایت سلونوئید ولوها نیز بر اثر سیگنال ارسالی SPEED TRONIC باز میشوند.
شایان ذکر است اگر سلونوئید IGV عمل کند چک ولو مربوط به آن با توجه به موقعیتی که در نقشه قرار گرفته روغن کل سیستم را از طریق سلونوئید آن درین داده و موجب توقف واحد خواهد شد.
5- OVER SPEED TRIP:
این مکانیزم به دو صورت مکانیکی و الکترونیکی وجود دارد که حالت مکانیکی آن مربوط به سیستم TRIP OIL میباشد که به توضیح آن میپردازیم:
سیستم مکانیکی OVER SPEED شامل یک گوی گردان (گاورنر) میباشد که به شفت اصلی توربین متصل است با افزایش دور توبین فاصله این گوی از مرکز دوران افزایش یافته بنحوی که در دوری که برای آن SET شده به قطعهای بنام OVER SPEED BOLT برخورد میکند که تحریک آن باعث فعال شدن سوئیچ 12HA-1 و در نهایت درین روغن هیدرولیک و تریپ واحد توسط OVER SPEED TRIP میشود در ضمن بوسیلة سیستم OVER SPEED TRIP میتوان بصورت دستی نیز واحد را تریپ داد که پس از هر بار عمل کردن OVER SPEED باید در محل حضور پیدا کرد و آنرا بصورت دستی با کشیدن دستة عصایی که در آن قرار دارد برای بهرهبرداری مجدد REAST کرد.
6 تریپ والو اضطراری دستی VM3:
این ولو برای تریپ دادن واحد بصورت اضطراری در نظر گرفته شده و مانند سایر قطعاتی که در سیستم TRIP OIL منجر به توقف واحد خواهند شد بر اساس درین دان روغن و ایجاد افت فشار عمل میکند
والو فوق دارای 2 حالت TRIP , REAST میباشد که قرار گرفتن در هر یک از 2 حالت مذکور کاملاً بصورت دستی انجام میشود.
| دسته بندی | مدیریت |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 90 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 150 |
|
فصل اول-سبکها و روشهای مدیریت در معدن
1-1- تاریخچه مدیریت
1-2- دلایل موفقیت مدیران
1-3- عوامل شکست مدیران
1-4- انواع مکاتب مدیریت
1-4-1- پیدا کردن مدیریت آمریکائی
1-4-2-نارسایی کردن مدیریت آمریکائی
1-5-مکتب نئوکلاسیک یا مدیریت ژاپنی
1-5-1- تفاوت مدیریت کلاسیک و نئوکلاسیک
1-6-مکتب سیستمهای اجتماعی
1-7-روشهای مدیریت
2-1- مفهوم نوآوری و خلاقیت
2-2- خلاقیت و مدیریت
2-3- شخص نوآور و سازمان نوآور
2-4- نکات کاربردی در مدیریت
2-5-اهمیت نو آوری
2-5-1-فایده های خلاقیت و نو آوری
2-5-2- تکنولوژیها، محصولات و خدمات جدید
2-5-3- متغیرهای محیطی و نوآوری
2-6- نوآوران
2-6-1- عوامل روانی و اجتماعی
|
2-6-2- شایستگی متمایز
2-7- تأسیس و راه اندازی یک سازمان جدید
2-8- انتخاب یک سازمان
2-9- خلاصه
3-1- مقدمه
3-2- عملکرد مدیریت و سازمان
3-3- فرآیند مدیریت
3-3-1- برنامه ریزی
3-3-2- در برنامه ریزی هشت گام زیر را باید طی کرد
3-3-3- عوامل عدم موفقیت برنامه
3-3-4- طبقه بندی برنامه ها
3-3-5- روش Dispathing
3-4-1- سازماندهی
3-5-1- رهبری
3-6-1- کنترل
3-2-6-هشت عنصر مهم در نظام کنترلی
3-7- تصمیم گیری
3-7-1- درخت تصمیم گیری
3-8- سطح مدیریت و مهارتهای مدیران
3-8-1- سطوح مدیریت
3-9- نقش مدیریت
|
3-9-1- نقشهای ارتباطی
3-9-2- نقش اطلاعاتی
3-9-3- نقشهای تصمیم گیری
3-10- چالشهای مدیریت
4-1- مقدمه
4-2- اصول بنیادی طرح ایمپروشر (Improshare)
4-3- کنترل طرح ایمپروشر
4-4- تعریف اصطلاحات طرح ایمپروشر
4-5- سقف درآمدها و بازخرید
4-6- تغییرات تجهیزات سرمایه ای و تکنولوژیکی
4-7- اندازه گیری بهره وری با استفاده از اصول ایمپروشر:
4-8- بنیان اندازه گیری ایمپروشر
4-9- چند مورد اجرایی از مدیرت بهره وری در صنایع سنگین
4-9-1- شاخصهای بهره وری
4-9-2- شاخص روحیه کاری
4-9-3- بهره وری ارزش افزوده
4-9-4- بهره وری کارگران
5-1- انواع روشهای مدیریت
5-2- منظور و مقصود از M.B.O
5-3- مراحل مدیریت بر مبنای هدف
|
5-3-1- تعیین نقشها و مأموریتها
5-3-2- اقدامات و نتایج مورد انتظار
5-3-3- تعیین شاخصها
5-3-4- تعیین هدفها
5-3-5- طرحهای عملیاتی
5-3-6- کنترل
5-4- لزوم تعریف نقشها و مأموریتها
5-5- تعیین اقدامات و نتایج مورد انتظار
5-6- شناخت و تعیین شاخصهای اثربخشی
5-7- انتخاب و تعیین هدفها
5-7-1- دسته بندی هدفها براساس اولویت
5-8- تهیه طرح عملیاتی
4-8-1- برنامه ریزی اجرایی
5-8-2- تنظیم برنامة اجرایی:
5-8-3- برنامه ریزی زمانی
5-8-4- بودجه بندی
5-8-5- تعیین مسئولیتها
5-8-6- بازنگری اصلاح
5-8-7- ایجاد مکانیسمهای کنترل
5-9- تعیین استانداردها
5-10- اثرات تکنیک M.B.O
|
6-1-مفهوم بهره وری و اندازه گیری آن در واحدهای صنعتی
6-2- مفهوم بهره وری
6-3- شاخصهای بهره وری
6-3-2- بهره وری سرمایه
6-3-3- بهره وری مواد اولیه
6-3-4- بهره وری انرژی
6-3-5- محاسبه بهره وری کل
6-4- مدیریت بهره وری
6-5- سطوح بهره وری
6-6- بهره وری و رقابت
6-7- ارتقاء بهره وری
6-8- طرح ریزی واحدهای صنعتی
6-9- مراحل شکل گیری یک واحد صنعتی
نتیجه گیری
منابع و مراجع
1-1- تاریخچة مدیریت:
1-2- دلایل موفقیت مدیران:
در بررسی مؤسسة گالوروی 782 مدیر موفق در جهان دلایل موفقیت ایشان عبارتند از: 1- صداقت 2- جدّیت و سخت کوشی 3- توانایی کار با مردم. سایر پارامترها عبارتند از: مهارت در برنامه ریزی و سازماندهی – تخصص حرفه ای – ایجاد انگیزه در پرسنل – هدایت و رهبری مؤثر – انعطاف پذیری – هوشیاری و درک موقعیت – قضاوت منصفانه.
1-3- عوامل شکست مدیران:
درک نکردن موقعیت – عدم توانایی کار با دیگران – آگاه نبودن به آنچه در حول و حوش سازمان می گذرد – نداشتن انگیزه – مردود بودن در انگیزه – مخالفت با تغییر – متکی نبودن به خود – غیر مسئولانه برخورد کردن – ضعف در حل معزلات – عدم صداقت در رفتار و گفتار از عوامل شکست مدیران بوده اند.[1]
1-4- انواع مکاتب مدیریت:
مدیریت دارای سه مکتب کلاسیک، نئوکلاسیک و مکتب سیستمهای اجتماعی است.
الف- مکتب کلاسیک یا مدیریت علمی یا مدیریت تبلور یا مدیریت آمریکایی
در سال 1911 توسط فردیک تیلور تئوریسین اقتصاد صنعتی آمریکا ارائه شد. دارای چهار اصل به شرح زیر است:
1- کشف روش علمی هر جزء از کار کارگر بجای روشهای غیر علمی سنتی
2- انتخاب کارکنان با استفاده از روشهای علمی و انتخاب نیروی انسانی مناسب برای هر شغل همراه با تعلیم و آموزش او در ضمن خدمت.
3- همکاری صمیمانه و تسریک مساعی مدیر با کارکنان و تقسیم مساوی کار و مسئولیت بین مدیر و کارکنان.
4- ایجاد کنترل و برقراری تشویق و تنبیه بطوریکه هر کارگری که خوب کار کرد مورد تشویق و کارگری که به خوبی از انجام مسئولیتهای خود فارق نشد مورد تنبیه قرار گیرد. [1]
1-4-1- برای پیدا کردن مدیریت آمریکایی انجام موارد زیر پیشنهاد می شود:
1- بررسی مجموعه فعالیتهای شرکت، اندازه گیری دقیق زمان هر جزء کار و تعیین نحوة انجام آن.
2- استاندارد کردن کلیه ابزار، تجهیزات و مقررات و تعیین بهترین شیوة استفاده از آنها.
3- تخصصی کردن کارها در سازمان و ایجاد سرپرستهای جداگانه.
4- تهیه شرح وظایف هر کدام از کارکنان و تعریف شرح شغل.
5- تنظیم سیستم و پرداختن حقوق و دستمزد متناسب با کیفیت کار کارکنان.
علاوه بر تیلور که تئوریسین مدیریت کلاسیک می باشد دانشمندان دیگری نیز در تکوین مدیریت علمی اثرگذار بودند از جمله هنری فایبل که اصل تفکیک وظایف را مطرح کرد و مبتکر نمودار سازمانی بود و فرانک گیلبرت که روشهای متعددی برای تجزیه و تحلیل کار بوجود آورد و نمودار جریان کار به حرکت سنجی از نتایج فعالیتهای اوست. [1]
1-4-2- نارسایی مدیریت علمی:
پیروان این مکتب حدود فیزیکی، عملکرد پرسنل را بررسی می کنند و آنرا بصورت وزن، آهنگ، سرعت، خستگی و … بیان می کنند. انسان و سازمان را با دید مکانیکی نگاه می کنند. کارکنان را بصورت ابزار و وسیله ای برای تولید می سنجند و بطور خلاصه به عوامل انسانی و اخلاقی توجه ندارند این تئوری در معدن زغالسنگ روسیه توسط آقای استتخف باعث شد تولید یک معدن 25 برابر افزایش پیدا کند. [1]
1-5- مکتب نئوکلاسیک یا روابط انسانی یا مدیرت ژاپنی:
بنیانگذار این نظریه آقای مایو استاد دانشگاه هاروارد همزمان سرپرست برنامه های تحقیقاتی وستر الکتریک شهر شیکاگو و قبل از مرگ مشاور صنعتی دولت بریتانیا بود او اعتقاد دارد کارکنان سازمان پیچ و مهره و یا لوازم کار نیستند. هویت و روحیه بخشیدن بر آنها می تواند اثرات شگفتی در کمیت و کیفیت تولید داشته باشد. در این مکتب مدیریت، مدیر نگرش خاصی به نیروی انسانی دارد، او ارتباط و شرایط کار و میزان تولید را بررسی می کند، نتایج مهمی که از این نظریه استخراج شده عبارتند از:
1- سطح تولید یک کارخانه بوسیلة هنجارهای اجتماعی تعیین می گردد نه مقررات فیزیکی سازمان
2- پاداش معنوی بزرگترین نقش را در ایجاد انگیزه دارد البته پاداش مادی نیز مؤثر است.
3- عمل و عکس العمل کارکنان بر مبنای خواسته های گروه است نه فرد.
4- رهبر غیررسمی گروه نقش اساسی در تعیین معیارها دارد.
5- در صورت مشارکت پرسنل در تصمیم گیریها نه تنها وظایف معمولی به بهترین وجه اجراء می شود بلکه رابطة حقیقی و صمیمی جهت به ثمر رساندن اهداف سازمان نیز ایجاد می کند.
یک مدیر خوب باید حداکثر استفاده را از سازمانش از گروههای غیررسمی ببرد. [1]
1-5-1- تفاوت مدیریت کلاسیک و نئوکلاسیک:
طرفدارن مدیریت نحوة کلاسیک توجه خاصی به انسان دارند و دیدگاه ماشین به این پارامتر در سازمان ندارند. اما طرفداران مدیریت علمی به افراد سازمان با دید اقتصادی نگاه می کنند و عقیده دارند افراد صرفاً تحت تأثیر انگیزه های مادی قرار می گیرند. احساس غرور و برتری، شخصیت و هویت دادن به افراد در مدیریت علمی جایگاهی ندارد.
1-6- مکتب سیستمهای اجتماعی:
این روش بر مبنای ریاضیات کاربردی، مدلهای ریاضی، علوم هندسی و کامپیوتر بود. پایه گذار این مکتب آقای هربرت سایون، سازمان را بعنوان یک سیستم وفاق پذیر تعریف کرد که بقائش منوط به تعدیل در مقابل تغییرات محیط خارج است. هر سیستم دارای ورودی و خروجی می تواند باشد ورودی می تواند پول، نیروی انسانی، انرژی، اطلاعات و هر نوع تقاضا یا نیاز باشد و خروجی می تواند محصول، نیروی انسانی متخصص، اطلاعات و یا هر نوع عرضه باشد. برای تبدیل ورودی به خروجی مجموعة فعالیتها انجام می شود که به آن پردازش می گویند.
سیستم برای بقاء خود باید قدرت انطباق با شرایط محیط را داشته باشد و در هر لحظه با هر تغییری به نقطة تعادل برسد. همانطوریکه سیستم به سمت تعادل میل می کند ممکن است بسوی فناء نیز میل نماید این خاصیت در اثر عاملی بنام آنتروپی بوجود می آید. آنتروپی بی نظمیهای موجود در سازمان است. هر سازمان برای اینکه پایدار بماند مقداری از انرژی خود را برای مبارزه با بی نظمی صرف نماید.
برای اینکه یک سیستم پایدار بماند باید محصولی به جامعه عرضه کند که جامعه برای آن ارزش قائل باشد. اگر محصول تولیدی مورد نیاز جامعه نباشد در بهترین شرایط نیز سازمان محکوم به فناست.
تناسب اجزاء یکی از قابلیتهای یک سیستم خوب است، در صورت نبودن تناسب بین اجزاء سیستم متلاشی می شود، سیستم بصورت واحد با جمع اجزاء آن متفاوت است. بین اجزاء یک سیستم به راههای مختلف می توان ارتباط برقرار کرد و ترکیب مختلفی بوجود آورد هر ترکیب دارای خصوصیات مختلفی است بنابراین نحوة ارتباط بین اجزاء سیستم باید بگونه ای باشد که اهداف سازمان را پوشش بدهد. سیستم می تواند باز یا بسته عمل کند، سیستمی که از طریق ارتباط دائم با محیط خارج خود را هماهنگ می کند و با تغییرات محیط تغییر کرده بر محیط نیز اثر می گذارد و دائم در حال کنش و واکنش با محیط است را سیستم باز می گویند.
سیستم بسته دارای ارتباط محدود با محیط است، همیشه در حال تعادل بوده و تا وقتیکه یک فشار خارجی به آن وارد نشود در نقطة تعادل است، مشکل اساسی این سیستم توقف و رکود آن است. [6]
1-7- روشهای مدیریت:
1- مدیریت مبتنی بر هدف: در این شیوة مدیریت اهدافی بین مدیر و کنندة کار معین می شود، اهدافی که ضمن عملی بودن قابل اندازه گیری و ارزیابی نیز باشند. سپس برنامه ریزی هماهنگ و دقیقی با در اختیار داشتن ابزار قابل دسترس طراحی می شود. اساس این روش بر دسترسی بر اهداف تعیین شده، بطوریکه در محدودة زمانی خاصی بکمک تمام ابزار ممکن اهداف تحقق بیابد (در این روش مدیریت قبل از توجه به نیازهای فردی به نیازهای سازمانی توجه می شود و هرگونه تغییر در وظایف، روابط و مسئولیتها براساس اهداف سازمان شکل می گیرد) شعار اصلی طرفداران این روش مدیریت اینست که: هدف وسیله را توجیه می کند.
2- مدیریت اقتضائی: طرفداران این نظریه اعتقاد دارند شرایط این محیط روش مدیریت را دیکته می کند، استفاده از هر سبک مدیریت براساس شرایط محیط پی ریزی می شود. بهترین شیوه و رفتار برخورد مدیر، بسته به محیطی است که سازمان در آن قرار گرفته. در این روش مدیریت سازمانها را به دو گروه تقسیم می کنند:
الف- سازمانهای با تولید کم نیروی متخصص، مشاغل بسیار تخصصی
ب- سازمانهایی با تولید انبوه، یکنواختی در کارها
در گروه اول تأکید مدیریت بر جنبه های فنی استوار است، بنابراین مکتب نئوکلاسیک (اخلاقی) توصیه می شود.
در گروه دوم با توجه به وسعت کار، مدیریت کلاسیک یا علمی توصیه می شود. همچنین می توان بسته به شرایط محیط بعضاً از مدیریت کلاسیک یا نئوکلاسیک تواماً استفاده کرد.
3- مدیریت ترکیبی: طرفداران این روش مدیریت اعتقاد دارند بایستی دو مکتب مدیریت را با یکدیگر ترکیب کرد و ضمن توجه به اهداف سازمان به روابط انسانی نیز توجه داشت.
در این روش مدیریت شبکه ای از وظایف مدیر و روابط اجتماعی او ترسیم می کند.
برای هر تصمیم گیری مدیر باید تعیین کند تصمیمی که او گرفته در کدام قسمت نمودار قرار می گیرد. تصمیمی مناسب است که ضمن افزایش بازدهی تولید، مراعات روابط نیروی انسانی را نیز کرده باشد.
4- نظریه مدیریت مقداری: از ریاضیات در حل معزلات سازمان استفاده می شود مدیری که به این سبک اعتقاد داشته باشد از این طریق عمل می کند:
1- مشکل را بصورت یک معادلة ریاضی عرضه می کند.
2- مدل ریاضی برای موضوع می سازد.
3- برای این مدل راه حلهای متعددی پیدا می کند.
4- نتایج بدست آمده را با واقعیتها کنترل می کند.
5- راه حل انتخاب شده را به کار می بندد.
6- پیگیری نظارت و کنترل و در صورت نیاز اصلاح سیستم.
در این روش مدیریت از برنامه ریزی خطی، روش صف بندی، تصمیم گیری آماری، روش برنامه ریزی حمل و نقل، Simplex برای محاسبه سرمایه از NPV و IRR برای محاسبة مقدار تولید، تعیین نقطة سربه سری و بودجه بندی استفاده می کنند.
5- مدیریت مشارکتی: هیچ مدیری به تنهائی قادر نیست طرح مناسبی ارائه و خود به تنهائی اجرا کند. بنابراین او باید توانائی کارکنان را شناسائی و در زمینة مورد علاقه از این توان بهره گیری نماید.
در مشارکت سه نکته حائز اهمیت است:
1- پرسنل باید احساس مسئولیت کرده با تمام شخصیت و وجدان خود مشارکت را باور کرده باشد.
2- داوطلبانه دارای قسمتی از کار را که به آن علاقه و تخصص دارند را به عهده بگیرد.
3- پرسنل باید علاقه به کار گروهی داشته باشند و مسئولیت پذیر باشند.
مدیریت ژاپنی دارای سه اصل زیر است:
1- استخدام مادام العمر
2- زمینه سازی برای بروز خلاقیت و نوآوری
3- بهره مندی از مزایای پیشنهادی که داده شده و برای سازمان آیدی داشته.
6- مدیریت اسلامی: یعنی مدیریت الهی، آنچه که خدا می خواهد و منافع مخلوق را در بر دارد.
در مدیریت اسلامی مدیر باید خداجو، خدا ترس، صادق، صالح و رفاقت پیشه باشد، مدیر نباید متظاهر باشد ضمن آگاهی کاری باید طرز برخورد مناسب و عادلانه ای داشته باشد کارها براساس شور و مشورت انجام شود و تعیین کارها بصورت دسته جمعی و موازین و معیارهای دین اسلام است. زهد و تقوی همراه با بخشش و ارشاد باعث جلب رضایت خدا و خلق می شود. شناختن خویشتن، صبر و دوراندیشی رعایت نظم و ترتیب، توجه به اولویتها وارستگی ظاهری و توسعه گرا بودن از ویژگیهای مدیریت اسلامی است. [6]
نوآوری و اهمیت آن در مدیریت معادن
2-1- مفهوم نوآوری و خلاقیت
افراد خلاق و نوآور در پی فرصتهایی هستند که مدیران اجرایی نمی توانند آنها را ببینند یا به آنها توجهی نمایند. مدیران در شرکتهای بزرگ به مسائل خاصی توجه می کنند و در برابر آنها واکنشهای احتیاط آمیز نشان می دهند ولی افراد خلاق و نوآور در پی فرصت بوده و می خواهند با پذیرفتن ریسک سنگین سود زیاد ببرند.
تغییرات سریعی که امروز در دنیا مشاهده می شود موجب پیدایش تعداد زیادی افراد و سازمانهای خلاق و نوآور شده است. افراد خلاق و نوآور در زمینه تولید دارای تواناییهای خاصی هستند یعنی با استفاده از عوامل تولید، مثل زمین، نیروی کار و سرمایه خدمات یا کالای جدیدی را عرضه می نمایند. برخی افراد خلاق و نوآور از اطلاعاتی استفاده می کنند که برای تولید چیزهای جدید در دسترس همگان قرار دارد. به طور مثال می توان به اقدام هنری فورد اشاره کرد که موضوع تقسیم کار را در صنعت اتومبیل (بخش مونتاژ) به کار برد.
2-2- خلاقیت و مدیریت
با تعریف فوق کسانی که در مورد خلاقیت آنها هیچ شک و تردیدی وجود ندارد به صورت دائم نمی توانند چنین نقشی را ایفاء کنند. افراد خلاق نقشهای متفاوتی ایفا می کنند، مثلاً هنگامی که فرد به عنوان سرمایه دار (صاحب سرمایه) یا مدیر نقشی را قبول می کند در همان زمان می تواند به صورت فردی خلاق یا نوآور جلوه گر شود. (بسیاری افراد خلاق که می خواهند نوآور باقی بمانند می فهمند که باید سازمان یا چیزی را که خلق کرده اند ترک گویند) زیرا دارای چنان انرژی و نیرویی نیستند که بتوانند سازمانی را که تأسیس کرده اند اداره نمایند.
مسئله مهم این که نوآوری با پدیده تغییر ارتباط دارد یعنی افراد خلاق تغییر را پدیده ای بهنجار حساب کرده و فرد نوآور همیشه در پی تغییر است، به دنبال تغییر می گردد، در برابر تغییر واکنش نشان می دهد و چون فرصتی پیش می آید آنرا از دست نخواهد داد.
بقای هر سازمان منوط به ایجاد تغییر و تحول در آن سازمان است و پذیرش این تغییر مهمترین عامل گسترش یک سازمان است، خلاقیت و نوآوری باید تازگی داشته باشد، مفید و ثمربخش باشد به سادگی و سهولت قابل دسترس باشد دقت فرمائید برای ایجاد تحول شرایط محیط و برخورد پرسنل باید همزمان مورد مطالعه قرار گیرد وظیفة مدیر در این زمینه عبارتست از:
1- شناسایی ضرورت تحول
2- برقراری محیط مناسبی برای تحول که در آن پرسنل انگیزه برای تغییر داشته باشند
3- بررسی بودجه و زمان مناسب برای تغییر
4- ایجاد واحدی با اختیارات و امکانات کافی برای مبارزه با اینرسی منفی عوامل بیرونی و درونی
5- ارزیابی نتیجه حاصل از تفسیر [6]
2-3- شخص نوآور و سازمان نوآور
(معمولاً شخص نوآور با تعداد انگشت شماری کارمند نیمه وقت یا تمام وقت کاری را شروع می کند.) اگر درون یک سازمان بزرگ، شرکت یا سازمان کوچکتری به وجود آید این عمل را نوآوری سازمانی نامند. فرآیند بسط و گسترش قلمرو سازمان و ایجاد فرصتها و امکانات جدید در درون آن موجب ایجاد منابع جدید خواهد شد.
2-4- نکات کاربردی در مدیریت
علت پیدایش و بروز نوآوران بر یک اصل ساده استوار است: نوآوری و خلاقیت در نهاد نوع بشر به امانت گذارده شده است. خلاقیت یعنی ایجاد چیزی که هرگز پیش از آن وجود نداشته یا هرگز بدان گونه کار نکرده است. پس می توان نتیجه گرفت که شرکتها و (سازمانهای بزرگ که در پی کسب سود هستند افراد را تشویق و ترغیب نمایند تا بیشتر در جهت ابداع و نوآوری فکر کنند.)
2-5- اهمیت نوآوری
2-5-1- فایده های خلاقیت یا نوآوری:
نوآوری یا خلاقیت دست کم برای جامعه سه فایده دارد:
1- باعث افزایش رشد اقتصادی می شود.
2- بهره وری را بالا می برد.
3- باعث به وجود آمدن تکنولوژی، کالاها و خدمات جدید می گردد.
الف- رشد اقتصادی: پژوهشگری به نام دیوید برچ برآورد نمود در آمریکا بیش از چهار پنجم مشاغل جدید به وسیله سازمانهای کوچک به وجود می آید، سی درصد رشد اقتصادی متعلق به شرکتهایی است که بیش از پنج سال از عمرشان نمی گذرد. البته هر شرکت کوچک تازه تأسیس شغلی به وجود نمی آورد. سازمانهایی که باعث ایجاد شغل می شوند نسبتاً تازه تأسیس تر هستند. بعد از تأسیس به سرعت فعال می شوند و در نخستین سالهای فعالیت یا دوره جوانی رشد بسیار سریعی دارند و دامنه فعالیت خود را گسترش می دهند.
ب- بهره وری: بهره وری یعنی توانایی در به کارگیری مقدار کمتری نیروی کار و سایر مواد مصرفی و تولید یا ارائه خدمات بیشتر. در معادن ایران موضوع بهره وری مظلوم واقع شده و یک بسیج عمومی را برای بالا بردن بهره وری در سطح معادن می طلبد. یکی از علل توجه بیشتر به نوآوری و خلاقیت نقشی است که می توان بدان وسیله بهره وری را بالا برد. اصولاً بهره وری به بهبود فنون یا تکنیکهای تولید مربوط می شود و این کار از وظایف اصلی نوآوری و خلاقیت است که باید هدف پیشرفت یا شکوفایی سیستم اقتصادی را دنبال کند. دو کلید اصلی در افزایش بهره وری تحقیق و توسعه و سرمایه گذاری در ماشین آلات جدید می باشد. عامل مهم دیگر در افزایش بهره وری مقررات دولتی و سیاست دولت در زمینه اقتصاد کلان است (مالیات بندی، میزان مصرف و افزایش پول در جریان) با رشد تصاعدی نرخ بهره که نتیجه دخالت دولت در امور اقتصادی است نوآوری کاهش می یابد که افراد نوآور می توانند اثرات منفی مقررات را خنثی کنند. [1]
1-5-1-3- تکنولوژیها، محصولات و خدمات جدید: بسیاری از افرادی که توانسته اند تکنولوژیهای جدید یا خدمات تازه ای را ارائه کنند یا محصولات جدیدی را عرضه نمایند از کارکنان شرکتهای بزرگی بودند که نظرات آنها در آن شرکتها مورد توجه قرار نگرفت و مجبور شدند به صورت فردی خلاق یا نوآور در صحنه اقتصادی ظاهر شوند.
2-5-2- متغیرهای محیطی و نوآوری: برخی از جوامع (آمریکا، کره و بعضی از کشورهای آسیای جنوب شرقی مثل تایلند، مالزی و …) دارای تعداد زیادی نوآور هستند. برعکس در شوروی و چین تعداد بسیار کمی نوآور وجود دارد که تغییرات اخیر در این کشورها نشانگر این است که می خواهند نوآوری و خلاقیت را تشویق نمایند. برای درک موضوع سطوح مختلف نوآوری در جوامع مختلف باید متغیرهای اقتصادی و غیراقتصادی را که غیرمستقیم بر محیط جوامع مختلف اثر می گذارند بررسی کرد.
الف- متغیرهای اقتصادی: چون نوآوری و خلاقیت اصولاً موجب تشدید تغییرات اقتصادی می شود پس همان عوامل موجب رشد اقتصادی و افزایش توسعه می توانند موجب پیدایش نوآوران در جامعه شوند. دو نوع عامل اقتصادی ذی ربط می باشند، نخست انگیزه هایی است که در بازار وجود دارد یعنی نیازهای جدید اجتماعی باعث می شود یک نوآور درصدد برآید آنها را به روشهای نوین تأمین کند. روند خصوصی سازی می تواند به این عامل و تشویق نوآوری کمک کند. دومین عامل اقتصادی مربوط به سرمایه می باشد.
باید مقدار زیادی سرمایه وجود داشته باشد تا بتوان شرکت جدیدی راه اندازی کرد و سازمانهایی مثل بانکها هم باید بخواهند سرمایه خود را در مسیر نوآوری به مصرف برسانند که می توان برای این منظور از طریق مشارکت خصوصی با شرکتهای خارجی سرمایه سهامی کشور را افزایش داد.
ب- متغیرهای اجتماعی: هر چند شوروی سابق در زمان کنونی از آمریکا فقیرتر است ولی در قرن نوزدهم بیش از آمریکا ثروت داشت با این وجود افراد خلاق و نوآور نداشت که تأثیر متغیرهای اجتماعی (تفاوتهای اجتماعی و فرهنگی) را می رساند. در آمریکا نوآوری مشروعیت دارد و سیستم اقتصادی و اجتماعی به گونه ای است که از افراد نوآور و خلاق استقبال می شود. در فرهنگ آمریکا به اصالت فرد تأکید می شود که تشویق خلاقیت را به دنبال دارد و برعکس در ژاپن به طور سنتی بر کار گروهی تأکید می شود. همچنین تفکیک طبقات مردم در بعضی جوامع مثل هند اجازه فعالیت فرد در رشته دیگر و نوآوری در زمینه های دیگر را نمی دهد. برداشتن مرزهای قومی و مالیاتهای سنگین برای درآمدهای شخصی و شرکتها نوآوری را رواج می دهد.[1]
2-6- نوآوران:
2-6-1- عوامل روانی و اجتماعی: در سالهای میانی 1980 توماس بگلی و دیوید بوید بین افراد خلاق و نوآور و کسانی که سازمانهای کوچک اداره می نمودند تفکیک قائل شدند و پنج بُعد زندگی آنها را مشخص کردند:
1- نیاز به کسب موفقیت: نوآوران همواره در پی هدفهای بلند پروازانه هستند و می خواهند هر چه بیشتر موفق شوند.
2- مرکز کنترل: یعنی این دیدگاه که فرد (نه شانس و سرنوشت) حاکم بر زندگی خویش است. نوآوران و مدیران هر دو چنین می اندیشند آنها خود را حاکم بر سرنوشت خود می دانند.
3- تحمل ریسک: نوآوران و افراد خلاقی که ریسک متوسط می پذیرند از کسانی که هیچ ریسکی را نمی پذیرند از محل سرمایه گذاریهای خود درآمد و بازده بیشتری به دست می آورند.
4- رویارویی با وضع مبهم: هر مدیری تا حدی با چنین وضعی رو به رو می شود زیرا بسیاری از تصمیمات براساس اطلاعات ناقص است ولی نوآوران با وضعی مبهم تر رو به رو هستند زیرا آنها دست به کارهایی می زنند که برای نخستین بار انجام می شود و زندگی خود را در گرو موفقیت آن اقدام می گذارند.
5- رفتار از نوع A : یعنی باید در زمانی به دست آوردهای بیشتری رسید و اگر ایجاب کند اعتراضات دیگران را هم نادیده گرفت.
بدیهی است نوآوران باید اعتماد به نفس، پویایی، خوشبین، جرأت و شهامت اقدامات شگرف را داشته و پا را از دریافت چک حقوق و امنیت آن فراتر گذارند. هدفهای دیگر نوآوران را که می توان ذکر کرد عبارتند از: ثروت، قدرت، حیثیت و اعتبار، امنیت شغلی، خودشکوفایی و خدمت به جامعه.
2-6-2- شایستگی متمایز:
تا امروز تحقیقات چندان زیادی در این زمینه انجام نشده تا مشخص شود که چرا بسیاری از افراد خواستار تأسیس و راه اندازی شرکتهای جدید هستند و در این میان تعداد انگشت شماری از آنها دست به چنین کاری می زنند. برای این وجه اختلاف می توان دو دلیل ارائه کرد: نخست، به طور حتم بین کسانی که در سمینارها شرکت می کنند و عقاید یا نظرات مفیدی که به وسیله افراد ابراز می گردد رابطه متقابل وجود دارد. دوم بسیاری از کسانی که نوآور هستند یا صاحب ابتکار عمل و خلاقیت می باشند آنچه را که تحلیل گران آنرا شایستگی متمایز می نامند ندارند. بین داشتن تمایل در تأسیس و راه اندازی شرکت بخصوص و داشتن شایستگی و صلاحیت لازم برای رقابت به صورت مؤثر تفاوت زیادی وجود دارد.[1]
2-7- تأسیس و راه اندازی یک سازمان جدید:
پی بردن به یک نیاز و داشتن نظری ویژه برای تأمین آن نیاز نمی تواند مبنایی چندان قوی برای تأسیس یک سازمان جدید باشد. به ویژه اگر این سازمان از نظر سرمایه با مشکل مواجه باشد و باید پولهایی قرض بگیرد. بیشتر شرکتهای موفق توانسته اند یک طرح تجاری خلق کنند یعنی یک سند رسمی که در برگیرنده نکات زیر است: مأموریت سازمان، شرحی از محصولات و خدماتی که ارائه می شود، تجزیه و تحلیل بازار، پیش بینی های مالی و برنامه ریزی مالی و شرحی از روشهای مدیریت که به منظور تأمین هدفهای شرکت برنامه ریزی شده اند. قبل از اینکه نوآوران بتوانند یک برنامه یا طرح تجاری بنویسند باید متوجه باشند که برای شروع کار با موانعی روبرو خواهند شد از این رو باید یک استراتژی تدوین نمایند، یک شکل قانونی از سازمان انتخاب کنند و فرهنگ سازمانی که در آن واحد تازه تأسیس مورد توجه قرار می گیرد نیز تعیین نمایند. [1]
2-8- انتخاب یک سازمان
نوآوران یعنی کسانی که می خواهند شرکتی را راه اندازی کنند باید از نظر حقوقی با نوع سازمان آشنا باشند از آنجا که یک مدیریت سالم لازمه یک سازمان یا هر سازمانی است افراد مؤسس باید از نظر قانونی و محدودیتهای مدیریتی به شکلهای سازمان و انواع شرکتها اطلاعات و آگاهی کافی داشته باشند.
2-9- خلاصه:
نوآور یا خلاق کسی است که موجب ایجاد تغییر در محیط می شود و این کار را نوعی فرصت به حساب می آورد. او برای تولید و عرضه کالاها و خدمات جدید از عوامل تولید استفاده می کند. نوآوری از مدیریت متفاوت است، زیرا به هنگام نوآوری و خلاقیت به ایجاد تغییر توجه می شود و شخص نوآور باید در بسیاری از موارد هر دو وظیفه را، یعنی وظیفه یک مدیر و یک سرمایه دار را بر عهده بگیرد. خلاقیت و نوآوری زمانی روی می دهد که فرد یا گروهی واحد جدیدی را تأسیس کنند یا مربوط به زمانی است که شرکتی در حال کار دست به کار نوعی فعالیت جدید شود و محصول یا خدمات جدیدی را عرضه کند که آنرا خلاقیت سازمانی گویند. در حال حاضر نوآوری یا خلاقیت یکی از زمینه های مهم تحقیق و پژوهش می باشد و در امر رشد اقتصادی جامعه، بهره وری آن و نیز عرضه تکنولوژی محصولات و خدمات جدید نقش مهمی ایفاء می کند. نوآوری در سطح ملی یا در سطح کشور به هر دو عامل اقتصادی (وجود سرمایه یا تأمین آن) و غیراقتصادی (تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی) بستگی دارد. دو پژوهشگر به نامهای بگلی و بوید پنج ویژگی نوآوران را شناسایی نمودند که عبارت اند از: نیاز به پیشرفت، مرکز کنترل، تحمل ریسک تحمل ابهام و رفتار نوع A ، به علاوه موقعیتهای اجتماعی، مثل نبودن فرصت برای پیشرفت یا استخدام نیز موجب می شود برخی افراد به نوآوری روی آورند و ابتکار عمل به خرج دهند.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 61 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 45 |
«فهرست مطالب»
عنوان |
صفحه |
فصل اول |
|
|
مقدمه |
|
|
بیان مسأله |
|
|
هدف تحقیق |
|
|
فرضیات تحقیق |
|
|
اهمیت و ضرورت تحقیق |
|
|
پیشینه تحقیق |
|
|
تعاریف عملیاتی |
|
فصل دوم |
|
|
مقدمه |
|
|
تنیدگی حرفه ای |
|
|
منابع وابسته به محیط کار |
|
|
تنیدگی حرفه های کنترل و نگهبانی |
|
|
تنیدگی وابسته به افراط یا تفریط در کار |
|
|
منابع وابسته به تطبیق فرد با محیط |
|
|
تنیدگی ارتباطی |
|
|
الف- مدیران |
|
|
ب- افراد تابع |
|
|
سبک مدیریت و روابط انسانی |
|
|
تامین بهداشت روانی |
|
|
ویژگی های افرادی که سلامت روانی دارند |
|
|
عملیاتی که سلامتی روانی را به خطر می اندازد |
|
|
روابط میان فردی |
|
|
خستگی ناشی از شغل |
|
|
فشا رناشی از کار |
|
|
اهمیت رضایت شغلی |
|
|
نگرش کلی فرد نسبت به شغلش |
|
فصل سوم |
|
|
تعریف آمار |
|
|
جامعه آماری |
|
|
روش نمونهگیری آماری |
|
|
روش جمع آوری اطلاعات |
|
|
ابزار پژوهش |
|
فصل چهارم |
|
|
تفسیر نتایج و تجزیه و تحلیل نتایج کمی و کلی پژوهش |
|
فصل پنجم |
|
|
نتیجه گیری |
|
|
فهرست منابع |
|
|
|
|
مقدمه:
سازمان جهانی بهداشت، بهداشت روانی را چنین تعریف می کند: بهداشت روانی در دوران مفهوم کلی بهداشت جای می گیرد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقشهای اجتماعی، روانی و جسمی، بهداشت تنها نبود بیماری باعث عقب ماندگی نیست.
معیار اصلی قضاوت درباره بهداشت روانی شخص این است که او بتواند با محیط خود مبادلات هماهنگ داشته باشد.
انسان سالم توانایی را دارد که به طور دائم به دنبال رفع نیازهای خود برود و در محیط به جستجو بپردازد. برای نیل به این هدف او به همکاری دو عنصر حیاتی نیاز دارد: شخص و محیط.
اگر خود شخص را کنار بگذاریم هرچه در اطراف باقی می ماند محیط محسوب خواهد شد. بنابراین برای هر شخص محیط های مختلفی وجود دارد: مدرسه، محیط کار، محل سکونت و غیره.
می توان عوامل تشکیل دهنده محیط کار را به دو گروه عمده تقسیم کرد: عوامل فیزیکی و عوامل انسانی.
جای تردید نیست که هر دو عامل می توانند بر بهداشت روانی مدیران اثر مثبت یا منفی داشته باشند.
امروزه استرس به عنوان مهمترین فاکتور به وجود آورنده امراض روحی، جسمی و رفتاری انسانها توجه پزشکان روانشناسان و دانشمندان علوم رفتاری و مدیریت را به خود معطوف نموده به طوری که باید عنوان نمود که فشارهای عصبی نقش مهمی در فراهم نمودن مشکلات روحی و جسمی در انسانها ایفا می کند.
مدیران به واسطه سختی کار و مسئولیت زیاد عوامل تحت فشار می باشند، استرس بازده مدیران را کاهش می دهد و براساس یافته های مطالعات متعدد، استرس ضمن کاهش بازدهی کار مدیران لذت زندگی را از افراد سلب می کند. در نتیجه بر بازده کل نظام آموزشی اثر می گذارد.
بیان مسأله
عدم سازش و وجود اختلالات رفتار در جوامع انسانی بسیار مشهود و فراوان است. در هر طبقه و صنفی و در هر گروه وجهی، اشخاص نامتعادلی زندگی می کنند. بنابراین در مورد همه اعم از کارگر، محصل، پزشک و مهندس، زارع استاد دانشگاه و غیره خطر ابتلا به ناراحتی های روانی وجود دارد. به عبارت دیگر هیچ فرد انسانی در برابر امراض مصونیت ندارد. البته دانستن اینکه هر شخص ممکن است گرفتار ناراحتی روانی شود خود به خود کافی نیست زیرا که بهداشت روانی فقط منحصر به تشریح علل اختلالات رفتار نبوده بلکه هدف اصلی آن پیشی گرفتن از وقوع ناراحتی ها می باشد. پیش گیری به معنای وسیع آن، عبارت می باشد از به وجود آوردن عواملی که مکمل زندگی سالم و نورمال است. به علاوه درمان اختلالات جزئی رفتار، به منظور جلوگیری از وقوع بیماری های شدید روانی است.
در سالهای اخیر در کشور ایران مانند سایر کشورهای جهان علاقه مخصوصی هم از طرف مقامات دولتی و هم از جانب مردم به امر بهداشت روانی نشان داده شده است. اگرچه هنوز مدت زمانی از این توجه و علاقه نگذشته ولی اثرات آن در بهبود اوضاع بیمارستان های روانی و به کار بردن روش های صحیح در پیشگیری مشاهده می گردد. با وجود این پیشرفت های محسوس می توان گفت که مردم ما هنوز از فهم و درک صحیح ماهیت و علل اختلالات روانی به درستی آگاهی ندارند. و متأسفانه آمارهای دقیق مربوط به این موضوع نیز در دسترس نیست. برحسب آمارهایی که کشورهای مختلف ارائه داده اند معلوم شده است که تعداد بیماران روانی به طور مداوم رو به ازدیاد می باشد. بعضی از تحقیقات ابتدائی در ایران نیز رشد روزافزون بیماری های روانی را تایید می کند.
گذشته از کسانی که در بیمارستان ها بستری شده اند ما به تعداد زیادی از بیماران روانی بر می خوریم که تحت هیچگونه درمانی قرار نگرفته و اغلب در میان خانواده ها و اجتماعات به سر می برند.»
احتیاج یعنی کششی که فرد را به عملی وادار می کند. احتیاج نه تنها جسمانی است بلکه دارای جنبه روانی نیز میباشد. در این صورت شدت احتیاج حالت روانی نیز شدید می گردد. هنگامی که احتیاج ارضاء شود، تنش کم شده حالت عاطفی آرامی، جانشین غلیان قبلی خواهد شد.
در صورت رفع نکردن احتیاج، حالت شدید هیجان روانی ادامه پیدا خواهد کرد. این هیجان تاثیرات مختلفی روی دستگاه های عضوی دارند. برای اینکه به درستی بتوانیم ماهیت احتیاجات روانی را بفهمیم باید اطلاعاتی در مورد دستگاه خود کار اعصاب داشته باشیم. زیرا این دستگاه وظیفه مهمی در ایجاد رفتار هیجانی دارد. در حالات شدید هیجانی، دستگاه مذکور به حالت آمده باش در می آید و اگر حالات هیجانی، مداوم و مزمن باشد این دستگاه فعالیت مداوم پیدا می کند و این وضع باعث خستگی می شود.
عواطف و افکار، نزدیکی زیادی با هم دارند، بدین معنی که طرز فکر افراد احساساتی و زودرنج، تحت تاثیر احساسات و عواطف آنها قرار گرفته، نحوه تفکر ادراک آنها را تغییر می دهد و اغلب آنها را از تفکر و تعقل صحیح و دقیق دور می نماید.
چمقدمه:
سازمان جهانی بهداشت، بهداشت روانی را چنین تعریف می کند: بهداشت روانی در دوران مفهوم کلی بهداشت جای می گیرد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقشهای اجتماعی، روانی و جسمی، بهداشت تنها نبود بیماری باعث عقب ماندگی نیست.
معیار اصلی قضاوت درباره بهداشت روانی شخص این است که او بتواند با محیط خود مبادلات هماهنگ داشته باشد.
انسان سالم توانایی را دارد که به طور دائم به دنبال رفع نیازهای خود برود و در محیط به جستجو بپردازد. برای نیل به این هدف او به همکاری دو عنصر حیاتی نیاز دارد: شخص و محیط.
اگر خود شخص را کنار بگذاریم هرچه در اطراف باقی می ماند محیط محسوب خواهد شد. بنابراین برای هر شخص محیط های مختلفی وجود دارد: مدرسه، محیط کار، محل سکونت و غیره.
می توان عوامل تشکیل دهنده محیط کار را به دو گروه عمده تقسیم کرد: عوامل فیزیکی و عوامل انسانی.
جای تردید نیست که هر دو عامل می توانند بر بهداشت روانی مدیران اثر مثبت یا منفی داشته باشند.
امروزه استرس به عنوان مهمترین فاکتور به وجود آورنده امراض روحی، جسمی و رفتاری انسانها توجه پزشکان روانشناسان و دانشمندان علوم رفتاری و مدیریت را به خود معطوف نموده به طوری که باید عنوان نمود که فشارهای عصبی نقش مهمی در فراهم نمودن مشکلات روحی و جسمی در انسانها ایفا می کند.
مدیران به واسطه سختی کار و مسئولیت زیاد عوامل تحت فشار می باشند، استرس بازده مدیران را کاهش می دهد و براساس یافته های مطالعات متعدد، استرس ضمن کاهش بازدهی کار مدیران لذت زندگی را از افراد سلب می کند. در نتیجه بر بازده کل نظام آموزشی اثر می گذارد.
بیان مسأله
عدم سازش و وجود اختلالات رفتار در جوامع انسانی بسیار مشهود و فراوان است. در هر طبقه و صنفی و در هر گروه وجهی، اشخاص نامتعادلی زندگی می کنند. بنابراین در مورد همه اعم از کارگر، محصل، پزشک و مهندس، زارع استاد دانشگاه و غیره خطر ابتلا به ناراحتی های روانی وجود دارد. به عبارت دیگر هیچ فرد انسانی در برابر امراض مصونیت ندارد. البته دانستن اینکه هر شخص ممکن است گرفتار ناراحتی روانی شود خود به خود کافی نیست زیرا که بهداشت روانی فقط منحصر به تشریح علل اختلالات رفتار نبوده بلکه هدف اصلی آن پیشی گرفتن از وقوع ناراحتی ها می باشد. پیش گیری به معنای وسیع آن، عبارت می باشد از به وجود آوردن عواملی که مکمل زندگی سالم و نورمال است. به علاوه درمان اختلالات جزئی رفتار، به منظور جلوگیری از وقوع بیماری های شدید روانی است.
در سالهای اخیر در کشور ایران مانند سایر کشورهای جهان علاقه مخصوصی هم از طرف مقامات دولتی و هم از جانب مردم به امر بهداشت روانی نشان داده شده است. اگرچه هنوز مدت زمانی از این توجه و علاقه نگذشته ولی اثرات آن در بهبود اوضاع بیمارستان های روانی و به کار بردن روش های صحیح در پیشگیری مشاهده می گردد. با وجود این پیشرفت های محسوس می توان گفت که مردم ما هنوز از فهم و درک صحیح ماهیت و علل اختلالات روانی به درستی آگاهی ندارند. و متأسفانه آمارهای دقیق مربوط به این موضوع نیز در دسترس نیست. برحسب آمارهایی که کشورهای مختلف ارائه داده اند معلوم شده است که تعداد بیماران روانی به طور مداوم رو به ازدیاد می باشد. بعضی از تحقیقات ابتدائی در ایران نیز رشد روزافزون بیماری های روانی را تایید می کند.
گذشته از کسانی که در بیمارستان ها بستری شده اند ما به تعداد زیادی از بیماران روانی بر می خوریم که تحت هیچگونه درمانی قرار نگرفته و اغلب در میان خانواده ها و اجتماعات به سر می برند.»
احتیاج یعنی کششی که فرد را به عملی وادار می کند. احتیاج نه تنها جسمانی است بلکه دارای جنبه روانی نیز میباشد. در این صورت شدت احتیاج حالت روانی نیز شدید می گردد. هنگامی که احتیاج ارضاء شود، تنش کم شده حالت عاطفی آرامی، جانشین غلیان قبلی خواهد شد.
در صورت رفع نکردن احتیاج، حالت شدید هیجان روانی ادامه پیدا خواهد کرد. این هیجان تاثیرات مختلفی روی دستگاه های عضوی دارند. برای اینکه به درستی بتوانیم ماهیت احتیاجات روانی را بفهمیم باید اطلاعاتی در مورد دستگاه خود کار اعصاب داشته باشیم. زیرا این دستگاه وظیفه مهمی در ایجاد رفتار هیجانی دارد. در حالات شدید هیجانی، دستگاه مذکور به حالت آمده باش در می آید و اگر حالات هیجانی، مداوم و مزمن باشد این دستگاه فعالیت مداوم پیدا می کند و این وضع باعث خستگی می شود.
عواطف و افکار، نزدیکی زیادی با هم دارند، بدین معنی که طرز فکر افراد احساساتی و زودرنج، تحت تاثیر احساسات و عواطف آنها قرار گرفته، نحوه تفکر ادراک آنها را تغییر می دهد و اغلب آنها را از تفکر و تعقل صحیح و دقیق دور می نماید.
بی گمان به مدیران و مسئولان سازمان ها به دنبال تحقق اهداف سازمانی خود می باشند و در این راستا کارکنان سازمان نقش مهمی جهت به ثمر رساندن این اهداف خواهند داشت، یکی از شرایطی که قادر است ضامن دستیابی به اهداف سازمانی باشد تاثیر سلامت روانی مدیران در رضایت شغلی کارکنان و معلمان می باشد تا کارایی و بازده کار آنها را افزایش دهد.
مدیرانی که از سلامت برخوردار نیستند برای سازمان تهدید محسوب می شوند زیرا در رضایت شغلی سایر کارکنان تاثیرات منفی می گذارند. هدف کلی از این تحقیق بررسی سلامت روانی مدیران در رضایت شغلی معلمان در مدارس ابتدایی می باشد.
فرضیات تحقیق
فرضیه اصلی: بین سلامت روانی مدیران و رضایت شغلی معلمان رابطه معنی دار وجود دارد.
فرضیات فرعی:
1- آیا بین سلام روانی مدیران با نحوه و خروج معلمان در مدرسه رابطه وجود دارد؟
2- آیا بین سلامت روانی مدیران با عملکرد معلمان با دانش آموزان رابطه وجود دارد؟
3- آیا بین سلامت روانی مدیران با عملکرد آنان در بعد تهیه و تجهیزات آموزشی رابطه وجود دارد؟
4- آیا بین سلامت روانی مدیران با عملکرد آنان در بعد اداری ومالی رابطه وجود دارد؟
5- آیا بین سلامت روانی مدیران با مشارکت دادن معلمان در امور مدرس رابطه وجود دارد؟
«اهمیت و ضرورت تحقیق»
ضرورت این تحقیق در راستای افزایش بازدهی لازم است و در جهت عملکرد مدیران صورت می گیرد. رفتار موجود بشر تابع تمامیت وجود اوست بدین معنی که روان تابع تن است و هر فرد انسانی بر اثر ارتباط خصوصیات روانی و جسمی موجود دست به عملی می زند. زیرا سلامت روانی مدیر در رضایت شغلی معمان تاثیر بالایی دارد و یکی از عللی که سبب می شود معلمان با روحیه وارد کلاس شوند و انگیزه بالاتری داشته باشند این است که مدیر از سلامت روانی برخوردار باشد و یکی از عللی که سبب می شود معلمان کم روحیه باشند و با انگیزه کمتری وارد کلاس شوند و کلاس کارایی لازم را نداشته باشد و وجود کلاس برای آنها غیرقابل تحمل باشد این است که مدیران از سلامت روانی برخوردار نیستند و در این صورت است که سازمان کارایی و بازده لازم را نخواهد داشت.
«پیشینه تحقیق»
از میان انواع مدیریت، مدیریت آموزشی با اهمیت ترین و ظریفترین نوع مدیریت است که موضوع آن (انسان) است. انسانی که در مدارس وموسسات آموزشی وارد شده و نیازمند تعلیم و تربیت رشد ابعاد جسمانی عاطفی، اجتماعی، عقلانی و اخلاقی است.
عظمت توجه به مدیریت آموزشی تا آن حد است که در قرن بیست و یکم، هنر و علم اداره کردن گروه های کوچک و بزرگ انسانی، از شاخص ها و خصوصیات عمده تمدن معاصر اعلام شد. و این دانش در زمره یکی از رشته های تخصصی علوم انسانی درآمده است. در ایران نیز توجه به مدیریت آموزشی، و سرمایه گذاری در تربیت مدیران شایسته در سطوح عالی، میانیو اجرایی ضرورت دارد. (صافی، 1379، ص1)
1- جمشید نژاد (1375) تحقیقی تحت عنوان «بررسی و مقایسه استرس شغلی و رضایت شغلی در مدیران مدارس ابتدائی و متوسطه شهر اهواز» به عمل آورده که در آن از دو پرسشنامه سنجش استرس شغلی مدیران و رضایت شغلی برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است.
در این تحقیق اطلاعات جمع آوری شده پس از تجزیه و تحلیل نتایج زیر را مشخص کرده است:
اکثر مدیران شغل خود را به عنوان مدیر مدرسه زیاد و یا خیلی زیاد استرس آور ارزیابی کرده اند که کمی بیش از این تعداد از شغل خود خشنود نبوده اند.
2- یادگاری، فردوس، بررسی تاثیر بهداشت روانی مدیران بر عملکرد معلمان، 1369 پایان نامه کارشناسی ارشد،
3- موسوی ده مدردی، علی، رابطه خشنودی شغلی را انگیزه پیشرفت با سلامت روانی سال 1377، کارشناسی ارشد.
4- یادگاری خندایی، فردوس، بررسی تاثیر بهداشت روانی مدیران بر عملکرد معلمان، سال 11370، پایان نامه کارشناسی ارشد.
(تفاوت عملیاتی)
1- استرس: Stress
استرس حالتی پویا و هیجان انگیز است که فرد با یک فرصت، محدودیت و یا تقاضای غیر عادی مواجه می شود واکنشهای احساسی، فیزیکی، و شناختی از خود نشان می دهد.[1]
2- عملکرد: Performance
عملکرد نتیجه واقعی و قابل اندازه گیری تلاش است. اگرچه تلاش منجر به عملکرد می گردد، این دو را نمی توان با یکدیگر برابر داشت و میان این دو تفاوت فاحشی وجود دارد. (سعادت، 1376/ ص 261)
3- روابط انسانی: احساس دوستی و یکدلی بین کارکنان، سازگاری آنها با یکدیگر، احترام قائل شدن برای یکدیگر و شاد شدن از پیشرفت دیگران و همین طور رقابت سالم برای انجام کارها روابط انسانی می گویند.[2]
4-رضایت شغلی: نگرش کلی فرد نسبت به شغلش را رضایت شغلی می گویند کسی که رضایت شغلی بالا دارد نگرش وی به کار مثبت و کسی که رضایت شغلی پایین دارد نگرش به کارش منفی خواهد بود. «رضایت شغلی به مفهوم لذت روحی ناشی از ارضاء نیازها و تمایلات و امیدها است که افراد از کار خود به دست می آورند»[3]
5- سلامت روانی: برخورداری از رفاه کامل روانی و پیشگیری از ابتلا به اختلالات و بیماری های روانی (تعریف نظری)
6- بهداشت روانی: به نمره ای اطلاق می شود که فرد در آزمون سلامت عمومی GHQ کسب می نماید (تعریف عملیاتی)
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 48 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 65 |
فهرست مطالب
چکیده ................................. الف
فصل اول.................................. 1
مقدمه ................................... 2
بیان مساله .............................. 6
اهمیت و ضرورت تحقیق...................... 8
اهداف تحقیق............................. 11
تعریف اصطلاحات .......................... 12
فصل دوم،پیشینه ، تحقیق.................. 14
مقدمه .................................. 15
دیدگاههایی درباره شخصیت................. 16
شخصیت از نظر فروم....................... 16
شخصیت از نظر یونگر...................... 17
شخصیت از نظر ماری....................... 17
نگرش فرانکل به شخصیت.................... 18
نگرش مزلو به شخصیت...................... 18
چشم اندازی به رشد شخصیت ................ 18
دیدگاههایی در باره رشد شخصیت ........... 19
رشد شخصیت از نظر یونگر.................. 19
رشد شخصیت از نظر ماری................... 20
عوامل موثر بر رشد شخصیت................. 20
نظریه های نسخ شناسی شخصیت............... 21
نظریه های تحلیلی عاملی شخصیت............ 23
نظریه کاتل.............................. 23
نظریه انسان گرایی در شخصیت.............. 25
نظریه های شناختی شخصیت.................. 26
ماهیت شخصیت ............................ 27
سنجش شخصیت.............................. 28
مسائل اساسی در سنجش شخصیت............... 28
اعتبار.................................. 29
مهار ................................... 29
میل به مهار............................. 30
توهم مهار............................... 31
پیامدهای اعتقاد داشتن به مهار........... 32
تفاوتهای فردی در درک جایگاه مهار ....... 33
واکنش در برابر از دست دادن مهار......... 35
جایگاه مهار............................. 35
جایگاه مهار درونی – بیرونی ............. 37
طبقه بندی سه بعدی از نظر واینر.......... 40
جایگاه مهار درونی و بیرونی از نظر واینر. 42
نظریه یادگیری اجتماعی................... 43
توان رفتاری ............................ 43
انتظار.................................. 44
ارزش تقویت.............................. 44
موقعیت روان شناختی ..................... 45
آزادی حرکت.............................. 45
روشهای راتر برای سنجش مفاهیم خود........ 46
انگیزش رفتار از نظر راتر................ 48
انتظارات مربوط به جایگاه هندسی مهار..... 49
نظریه اسناد............................. 53
اسنادهای بعد از موفقیت و شکست........... 53
تغییر دادن اسنادها برای بهبود عملکرد.... 55
دیدهای بازده تحصیلی بر اسناد............ 56
زمینه های کاربردی آزمونها............... 58
زمینه تحصیلی ........................... 59
پیشنهادات .............................. 61
نتیجه گیری.............................. 62
خلاصه ................................... 63
منابع .................................. 65
چکیده:
تعاریف مختلفی از شخصیت ارائه شده است که هر یک بر وجهی از شخصیت تأکید کردهاند. هیلگارد (Hilgard) شخصیت را «الگوهای رفتار و شیوههای تفکر که نحوه سازگاری شخص را با محیط تعیین میکند» تعریف کرده است در حالی که برخی دیگر «شخصیت» را به ویژگیهای «پایدار فرد» نسبت داده و آن را بصورت «مجموعه ویژگیهایی که با ثبات و پایداری داشتن مشخص هستند و باعث پیش بینی رفتار فرد میشوند» تعریف میکنند.
شخصیت (Personality) از ریشه لاتین (Persona) که به معنی «نقاب و ماسک» است گرفته شده است و اشاره به ماسک و نقابی دارد که بازیگران یونان و روم قدیم بر چهره میگذاشتند و این تعبیر تلویحا به این موضوع اشاره دارد که «شخصیت هر فرد ماسکی است که او بر چهره خود میزند تا وجه تمایز (تفاوت) او از دیگران باشد.
شخصیت به همه خصلتها و ویژگیهایی اطلاق میشود که معرف رفتار یک شخص است، از جمله میتوان این خصلتها را شامل اندیشه ، احساسات ، ادراک شخص از خود ، وجهه نظرها ، طرز فکر و بسیاری عادات دانست. اصطلاح ویژگی شخصیتی به جنبه خاصی از کل شخصیت آدمی اطلاق میشود.
شخصیت یک «مفهوم انتزاعی» است، یعنی آن چیزی مثل انرژی در فیزیک است که قابل مشاهده نیست، بلکه آن از طریق ترکیب رفتار (Behavior) ، افکار (Thoughts) ، انگیزش (Motivation) ، هیجان (Emotion) و … استنباط میشود. شخصیت باعث تفاوت (Difference) کل افراد (انسانها) از همدیگر میشود. اما این تفاوتها فقط در بعضی «ویژگیها و خصوصیات» است. به عبارت دیگر افراد در خیلی از ویژگیهای شخصیتی به همدیگر شباهت دارند بنابراین شخصیت را میتوان از این جهت که «چگونه مردم با هم متفاوت هستند؟» و از جهت این که «در چه چیزی به همدیگر شباهت دارند؟» مورد مطالعه قرار داد.
از طرف دیگر «شخصیت» یک موضوع پیچیده است ولی از زمانهای قدیم برای شناخت آن کوششهای فراوانی شده است که برخی از آنها «غیرعملی» ، بعضی دیگر «خرافاتی» و تعداد کمی «علمی و معتبر» هستند. این تنوع در دیدگاهها به تفاوت در«تعریف و نگرش از انسان و ماهیت او» مربوط میشود. هر جامعه برای آنکه بتواند در قالب فرهنگ معینی زندگی کرده ، ارتباط متقابل و موفقیت آمیزی داشته باشد، گونههای شخصیتی خاصی را که با فرهنگش هماهنگی داشته باشد، پرورش میدهد. در حالی که برخی تجربهها بین همه فرهنگها مشترک است، بعید نیست که تجربیات خاص یک فرهنگ در دسترس فرهنگ دیگر نباشد.
واژه «شخصیت» در زبان روزمره مردم معانی گوناگونی دارد. یکی از معانی آن مربوط به هر نوع «صفت اخلاقی یا برجسته» است که سبب تمایز و برتری فردی نسبت به افراد دیگر میشود مثلا وقتی گفته نمیشود «او با شخصیت است» یعنی «او» فردی با ویژگیهایی است که میتواند افراد دیگر را با «کارآیی و جاذبه اجتماعی خود» تحت تأثیر قرار دهد. در درسهایی که با عنوان «پرورش شخصیت» تبلیغ و دایر میشود، سعی بر این است که به افراد مهارتهای اجتماعی بخصوصی یاد داده ، وضع ظاهر و شیوه سخن گفتن را بهبود بخشند با آنها واکنش مطبوعی در دیگران ایجاد کنند همچنین در برابر این کلمه ، کلمه «بیشخصیت» قرار دارد که به معنی داشتن «ویژگیهای منفی» است که البته به هم دیگران را تحت تأثیر قرار میدهد، اما در جهت منفی.
در اجتماع گاهی به جای این کلمات از مترادف آنها «شخصیت خوب یا بد» صحبت میشود که هر یک ویژگیهایی را میرسانند و گاهی از کلمه شخصیت به منظور توصیف بارزترین ویژگی افراد استفاده میشود مثلا وقتی گفته میشود«او پرخاشگر است» یعنی ویژگی و خصوصیت غالب «او» پرخاشگری است. در کنار این موضوعات گاهی کلمه شخصیت جهت «احترام» به چهرههای مشهور و صاحب صلاحیت «علمی ، اخلاقی یا سیاسی» بکار میرود نظیر «شخصیت سیاسی ، شخصیت مذهبی و شخصیت هنری و …».
دیدگاه روانشناسی در مورد «شخصیت» چیزی متفاوت از دیدگاههای «مردم و جامعه» است در روانشناسی افراد به گروههای «با شخصیت و بیشخصیت» یا«شخصیت خوب و شخصیت بد» تقسیم نمیشوند؛ بلکه از نظر این علم همه افراد دارای «شخصیت» هستند که باید به صورت «علمی» مورد مطالعه قرار گیرد این دیدگاه به«شخصیت و انسان» باعث پیدایش نظریههای متعددی از جمله : «نظریه روانکاوی کلاسیک (Classical Psychoanaly Theory) ، نظریه روانکاوی نوین (Neopsychoanalytic Theory) ، نظریه انسان گرایی (Humanities Theory) ، نظریه شناختی (Cognitive Theory) ، نظریه یادگیری اجتماعی (Social-learning Theory) و … » در حوزه مطالعه این گرایش از علم روانشناسی شده است.
فصل اول
مقدمه:
روان شناسی شخصیت حوزه بسیار گسترده ای است، زیرا شخصیت، خود موضوعی است پیچیده و دارای ابعاد و جنبه های گوناگون، برای شناخت شخصیت انسان از دیر باز کوششهای فراوانی به عمل آمده که برخی آنها غیر علمی، خرافاتی، و معدودی دیگر علمی و معتبر است.
شخصیت معادل انگلیسی personality وpersonalite فرامنه است و هر دو اقتباس از persono است. درک لزوم مطالعه روانشاسی شخصیت چندان دشوار نیست.
شناخت شخصیت، ویژگیها، چگونگی شکل گیری شخصیت، عوامل موثر در ایجاد شخصیت و مسائلی از این قبیل، ازیک جنبه، ارضا حس کنجکاوی، و مایل به حقیقت جوئی را در انسان دنبال می کند، زیرا این ناخت نوعی خود شناسی است. از سوی دیگر این شناخت و اطلاعات به شخص امکان می دهد که در ارتباط متقابل با دیگران موضع گیریهای مناسب و آگاهانه داشته باشد. مطالعه شخصیت هم از جنبه های ارضای برحس کنجکاوی و هم از نظر روابط اجتماعی دارای اهیمت است.
شخصیت در روانشناسی به مجموعه ویژگیهای جسمی و روانی، و رفتاری که هر فرد را از افراد دیگر متمایز می کند اطلاق می شود.(کریمی،1375)
گروهی از صاحب نظران، نظریه نسبت دادن معتقدند، که افراد موفقیتها و شکستهای خود را یا به عوامل خصی نسبت می دهند، یا به عوامل محیطی و از این رو این دو عامل مهم یکی درونی و دیگری را بیرونی شناسائی کرده اند و به نظریه جایگاه مهار شهرت دارد.
وجولیان راتر (1966) درباره نظام اعتقادی افراد را به جایگاه مهار به دو دسته تقسیم می شوند.
1.گروهی که موفقیها و کستهای خود را به شخص خود، نسبت می دهند (دورنی)
2.گروهی که موفقیتها و کستهای خود را به عوامل محیطی نسبت می دهند.(بیرونی) (جمالفر، 1375)
و برای سنجش مهار درونی و بیرونی[1]،راتر پرسشنامه گزارش شخصی را عرضه کرده است. مقیاس جایگاه مهار درونی و بیرونی، معروف به مقیاس(I-E) شامل 23 شق انتخاب اجباری[2] است. آزمورینها بادی از زوجهای شقوق ارائه شده. هر زوج را که بهتر از همه اعتقاد آنها درباره ماهیت جهان نشان می دهد. برگزینند (راتر،1966) تعیین اینکه کدامیک اززوجهای شقوق، نامیده مهار درونی و بیرونی است، چندان دشوار نیست.
علاوه بر مقیاس راتر، مقیاسهای دیگری ساخته شده است. یکی از مقیاسها، مقیاس نویکی[3]، مقیاس استریکلند[4] برای کودکان است که یک آزمون 40 ماده ای با اعتبار و پایانی بالاست.
(نویکی، استریکلند،1973،1989)
این آزمون در بیش 70 پژوهش به کار رفته و بیش از 12 زبان خارجی ترجمه شده است. شکلی از این، مقیاس برای بزرگسالان ساخته شده است.(کریمی، 1375)
تمرکز راتر روی متغیرهای درونی از سوی بعضی روانشناسان به عنوان یک نقطه قوت و از سوی دیگر به عنوان یک نقطه صنعت تلقی می شود. منتقدان از جمله بعضی کسانی که طرفدار متغییرهای شناختی هستند معتقدند که راتر خیلی تند رفته است. به عقیده آنان موضوع او آنچنان از رفتارگرایی سنتی دور افتاده است که نمی توان آنرا ابدا یک روش رفتاری تلقی کرد به علت میزان پذیرش راتر از متغیرهای شناختی، روش شناسی او بیش از حد ذهنی به نظر می آید.
پژوهشهای راتر، در حدی که موضوع پژوهش اجازه می دهد، دقیق و کنترل شده است و هرگاه که امکان پذیر باشد. او از مشاهده عینی رفتار مشاهده استفاده می کند. همچنین نظریه او با درجه دقت بالایی تعریف شده اند به طوری که آنها از نظر تجربی بنحوی قابل سنجش است.
تحقیقات انجام شده روی جنبه های مختلف نظریه او تایید این جنبه ها منجر شده است.
مقیاس جایگاه درونی و بیرونی (مقیاسI-E) صدها تحقیق به دنبال داشته و کاربرد گسترده ای فراتر از آزمایشگاه در زمینه های بالینیو آموزشی پیدا کرده است.
به اعتقاد راتر شاید در حوزه سنجش شخصیت است که نظریه یادگیری چشمگیرترین ونظامدارترین کمکها را کرده باشد(راتر1982)
آنچه درمورد نظریه راتر می توان گفت:
این است که در مورد نفوذ قوی و فزاینده او بر روانشناسی امروز هیچ جای تردید نیست(شولتز1991)
طرفداران راتر معتقدند که او مفاهیمی را عرضه کرده است که با اصطلاحاتی روشن و دقیق تعریف شده اند. و با روشهای آزمایشی یا همبستگی قابل سنجش هستند. راتر کوشیده است تا رابطه کاری بین متغیرهای شناختی و تقویت برقرار کند. و به نظریه یادگیری اجتماعی یک محتوای انگیزش قوی داده است.(کریمی 1375)
بررسی جایگاه مهار درونی و بیرونی با رشته های تحصیلی و رضایت تحصیلی
جایگاه مهار توسط افرادی از جمله راتر مطرح شده و به دو بخش درونی و بیرونی تقسیم میشود.
جایگاه مهار توسط افرادی از جمله راتر مطرح شده و به دو بخش درونی و بیرونی تقسیم می شود.
جایگاه مهار درونی عبارت است از گروهی که موفقیت و شکستهای خود را به شخص خود (کوشش یا توانایی شخصی) نسبت می دهد. و جایگاه مهار بیرونی عبارت است از گروهی که موفقیتا و شکستهای خود را به عوامل محیطی بیرون از خود (بخت و اقبال و سطح دشواری) نسبت می دهند. و این دو جایگاه مهار نام دارد.(جمالفر 1375)
فردی که دارای جایگاه مهار درونی است، معتقد است که کنترل کافی برای زندگی خود دارد و مطابق همین باور رفتار می کند. تحقیق نشان داده است که آنان در تکلیف خود عملکرد بهتری دارند، کمتر تحت نفوذ دیگران قرار می گیرند. برای مهارتها و پیشرفتهای شخصی خود ارزش والاتری قایلند و نسبت به قرینه های محیطی که می توانند برای هویت رفتار خود از آنها استفاده کنند، هشیار ترند.افراد دارای جایگاه بیرونی نیز دارای ویژگیهایی هستند، آنها معتقدند رفتارها یا مهارتهایشان در تقدیسهایی که دریافت می کنند اثری ندارد. در کوشش برای بهبود موقعیت خود فایده ای نمی بینند.
آنان به جایگاه مهار زندگی خود، در زمان حال وآینده، باور چندانی ندارد.
در ضمن باید اضافه نمود که افراد دارای جایگاه درونی برای قبول مسئولیت اعمال خود آمادگی بیشتر نسبت به افراد دارای جایگاه مهار بیرونی دارند. تحقیقات مقدماتی حایک از آن است که افراد دارای جایگاه مهار درونی از بهداشت روانی بهتری برخوردارند.(فیروز[5]1976) (کریمی، 1375
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 740 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 70 |
مقدمه:
رویکرد شناختی و روانی شناسی امروزه مورد توجه بسیار قرار گرفته است وبیشتر از هر رویکرد دیگری مورد تجربه واقع می شود (ای وی، ای وی و مورگان 1993،ص258)
رویکرد شناختی معتقد است که ریشه رفتارهای انسان در نوع تفکر و نگرش وطرز تلقی های اوست برنز، 1367، ص 17) می گوید:
«نخستین اصل شناخت گرایی است که حال اسنان نتیجه شناخت ها و تفکرات اوست.» با استفاده از تئوری ABC درمان شناختی- رفتاری پیشرفت بسیار زیادی از دهه 1970 تاکنون داشته است و اکنون یکی از راجترین اشکال درمان روان شناختی است (الیس، 1991،ص2) عبارت زیر نیز توضیحی از این توسط الیس است. «در سالهای اخیر روان درمانیهائی که گرایش شناختی دارند. نه فقط به دلیل پژوهش هایی که اثر بخشی آن را تأئید کرده اند، بلکه به دلیل شهرت عامی که یافته اند، موفقیت زیادی داشته اند و سهولت گرایش شناختی در درمان مستقیم باعث شده است که این شیوه نسبت به سایر شیوه ها مطبوعتر و کمتر تهدید کننده باشد. (الیس، 1989، ص3)
صدها مطالعه در تحقیقی کنترل شده نشان داده اند که RET و CBT مقایسه با سایر روش های روان درمانی به طور معنی دارتری به مراجعان کمک کرده اند تا کمتر پریشان باشند.
چند ده مطالعه دیگر نشان داده اند که آزمون هایی که برای سنجش باورهای غیر منطقی و نگرش مختل بر اساس تئوری ABC ساخته شده اند به طول معنی داری گروه های پریشان گروه های افراد کمتر پریشان را از یکدیگر متمایز می سازد. (بایسدن 1980، دیجیوسپی، میلروترکسر 1959، الیس، 1979، هرلن و بمیس 1981، شوارتس،1982، وودز به نقل از الیس، 1991 ص2).
اساس شکل گیری نظریه منطقی-هیجانی ارائه مدل ABC درباره پریشانی هیجانی است (الیس 1962 الیس، a1997، b1977 به نقل از الیس، 1991 ص 3) بر اساس این رویکرد پیامدهای هیجانی پریشان کننده (Cها) به طور مستقیم از وقایع فعال ساز (Aها) پیروی نمی کنند.
بلکه تاثیر وقایع فعال ساز بر پیامدهای هیجانی به وسیله باورهای شخص (Bها) تحت تاثیر قرار می گیرد. الیس (شفیع آبادی،1373، ص 126-122) بر مجموعه ای از باورها تاکید می کند.
که فرض می شوند رایجترین منبع های پریشانی هیجانی باشند. این باورها مشتملند:
1-اعتقاد فرد به این که لازم و ضروری است که همه افراد دیگر جامعه او را دوست بدارند و تاییدش کنند.
2-اعتقاد به اینکه لازمه احساس ارزشمندی وجود حداکثر لیاقت، کمال و فعالیت شدید است.
3-اعتقاد فرد به اینکه گروهی از مردن بد و شرور هستند و باید به شدت تنبیه شوند.
4-اعتقاد فرد به اینکه اجتناب و دوری از بعضی مشکلات زندگی و مسئولیت های شخصی فرد آسانتر از مواجه شدن با آنهاست.
5-اعتقاد فرد به اینکه اگر حوادث و وقایع طوری نباشد که او می خواهد. بی نهایت ناراحتی و بیچارگی می آورد.
6-اعتقاد فرد به اینکه بدبختی و عدم خشنودی او به وسیله عوامل بیرونی به وجود آمده است.
7-اعتقاد فرد به اینکه چیزهای خطرناک و ترس آور موجب نهایت نگرانی می شوند و فرد همواره باید کوشا باشد تا امکان به وقوع پیوستن آنها را به تاخیر بیاندازد.
8-اعتقاد فرد به اینکه باید متکی به دیگران باشد و بر انسان قویتر تکیه کند.
9-اعتقاد فرد به اینکه تجارب و وقایع گذشته و تاریخچه زندگی تعیین کننده مطلق رفتار کنونی هستند و اثر گذشته را در تعیین رفتار کنونی به هیچ وجه نمی توان نادیده انگاشت.
10-اعتقاد به اینکه انسان باید در مقابل مشکلات و اختلالات رفتاری دیگران کاملا برآشفته و محزون شود.
اعتقاد فرد به اینکه هر مشکلی همیشه یک راه حل درست و کامل فقط یک راه حل وجود دارد و اگر انسان بدان دست نیابد بسیار وحشتناک و فاجعه آمیز خواهد بود.
الیس می گوید این باورها منجر به این می شوند که افراد وقایع را بسیار ناراحت کننده تلقی کرده و مطابق با آن پاسخ خواهند داد این مدل اساسی محرک بزرگی برای دیدگاه شناختی که به رفتار درمانی و زمینه های وابسته مربوط می شوند، بوده است (الیس 1977)
اساساً این باورها غیر منطقی تحت چهار عنوان قرار می گیرند:
1-باور وحشتناک بودن
2-باور مربوط به تحمل ناکامی پائین
3-تقاضاها یا خواسته های مستبدانه
4-ارزیابی از خود به صورت کلی
هدف پژوهش حاضر این است که با توجه به نظریه الیس نشان دهد تفکرات غیر منطقی حاکم بر فرد می تواند میزان اضطراب فرد ارتباط داشته باشد.
انسان عصر ما به دنبال آرامش روانی است. دنیای امروز با پیچیدگی ها و ویژگی های خاص فرهنگ ماشینی انسان را درگیر و دار اضطرابهای کشنده ای قرار داده است که چهره زندگی را رنگ بس نازیبا زده و آن را غیر قابل تحمل ساخته است. آرزوی هر انسانی آرامشی است که بتواند در آن مسیر زندگی خود را به سوی سعادت طی کند و اضطراب سدی است محخیط بر انسان و محاط در انسان که سراسر حیات درون و بیرون او تحت تاثیر خود قرار داده است و این سوال برای هر یک از ما مطرح است که ریشه اضطراب های انسان در چیست؟ و چگونه می توان به مقابله با آن پرداخت؟ با توجه به اینکه هر یک از مکاتب روان شناسی انسان و مشکلات او را از دریچه ای خاص مورد مطالعه قرار می دهد، بر اساس دیدگاه خود راه حل هایی برای مشکلات او مطرح میکند.
اساس طبقه بندی روان درمانی، تمرکز درمان بر روی یکی از جنبه های عملکرد روان میباشد. این سه جنبه عبارتند از رفتار، عواطف و تفکر.
رفتار درمانی با تمرکز بر توری یادگیری و تغییر رفتار معتقد است که تمام رفتارها حاصل یادگیری است درمان عاطفی، عواطف متعارض و اظهار نشده فرد را ریشه مشکلات روانی می داند. و درمان بر اساس تفکر معتقد است که رفتار بر اساس معنی که فرد به حوادث و پدیده ها می دهد شکل می گیرد و تغییر می کند.
این پژوهش بر اساس روش درمان عقلانی- عاطفی RET ) الیس 1970 و (Elis پی ریزی و دنبال شده است).
الیس معتقد است که دو اضطراب و اختلالات عاطفی نتیجه تفکر غیر منطقی و غیر عقلانی هستند به نظر او افکار و عواطف کنشهای متناوب و جداگانه ای به شمار نمی آیند.
انسان به وسیله اشیای خارجی مضطرب و آشفته نمی شود بلکه دیدگاه و تصوری که از اشیا دارد موجب نگرانی و اضطراب وی می شوند. تمام مشکلات افراد از تفکرات موهومی سرچشمه می گیرند که از نظر تجربی معتبر نیستند. (ناصری، شفیع آبادی1365).
سوال تحقیق:
1- آیا رابطه ای بین سطح تفکرات غیر منطقی و میزان اضطراب وجود دارد؟
ضرورت تحقیق:
کلی می گوید: اختلال روانی عبارت است از استفاده از ساختارهای ذهنی که عدم صحت و کارایی آنها به اثبات رسیده است (شاملو 1368)
اضطراب مفهوم اساسی در همه نظریه های شخصیت و یکی از عوامل مهم در اختلالات رفتاری است. مطالعاتی که در زمینه هایی غیر از آسیب شناسی روانی، به ویژه در حیطه یادگیری و ادراک انجام گرفته نشان می دهد که تاثیر اضطراب فراتر از موارد بالینی بوده است (اسپیلبرگر 1996).
حدود 5 تا 20 درصد از مردم ممکن است از اضطراب حاد یا مزمن ناراحت باشند و زنها دوبار بیشتر از مردها از این اختلال در عذابند. (احمدی 1368)
همچنین گفته می شود که حدود 10 تا 14 درصد مراجعین به متخصصین قلب مبتلایان به نوروز اضطراب هستند.) (توحیدی،1364).
با توجه به اهمیت موضوع تفکر و گستره و حاکمیت آن در زوایای زندگی از طرفی و اهمیت موضوع اضطراب به عنوان ریشه اساسی همه بیماری های نوروتیک (فروید،1369) از طرف دیگر لازم به نظر می رسد که جایگاه تفکر در ایجاد اضطراب مشخص می شود تا بتوان از نحوه های تفکر اضطراب زا پیشگیری کرده و به اصطلاح آن بپردازیم.
اهداف پژوهش
1-بررسی ارتباط تفکرات غیر منطقی یا اضطراب
2-معرفی شیوه عقلانی- عاطفی الیس به عنوان یک شیوه درمانی
فرضیه:
1-هرچه تفکرات غیر منطقی در فرد بیشتر باشد میزان اضطراب در فرد بالاتر است.
تعریف عملیاتی واژه ها
تفکر:
ونیکه معتقد است که تفکر به انعکاس، تعمق، عقیده، اندیشه، قضاوت یا خیال پردازی و به آنچه در ذهن می گذرد اطلاق می شود و از دیدگاه روان شناختی تفکر عبارت است از: سازمان یافتگی و دوباره یابی آموخته های گذشته در موقعیت کنونی.
تفکر منطقی:
اسمیت و هرلینش (1371) تفکر منطقی را با اندیشیدن مترادف می دانند و معتقدند که تفکر منطقی با دیگر انواع تفکر از این جهت که به وسیله هدفی (حل مسئله) کنترل و هدایت می شود تفاوت دارد.
تفکر غیر منطقی:
شفیع آبادی (1368) می نویسد: تفکر غیر منطقی از نظر الیس همان اندیشه باطل وهمی و خیالی می باشد که منجر به بروز اختلالات روانی می گردد.
در این تحقیق غیر منطقی آن چیزی است که از طریق تست سنجیده می شود.
اضطراب:
پریشانی در عین حال روانی و بدنی که در اثر ترسی مبهم و احساس نا ایمنی و تیره روزی در فرد آدمی به وجود می آید. معمولا اصطلاح دلهره را به حسهای بدنی که با اضطراب همراهند اختصاص می دهند. (منصور، دادستان راد:1365)
اضطراب در این پژوهش: آن چیزی است که از طریق تست (40 سوالی) اضطراب کامل سنجیده می شود.
زمینه مسئله
مقدمه
در این بخش زمینه ای بر روان درمانی و تئوری ها و تحقیقات انجام شده در رابطه با مسئله تحقیق (ارتباط تفکرات غیر منطقی با بروز حالات اضطراب) مورد بحث قرار میگیرد.
بشر در ابتدا امراض روانی را پدیده ای ماورا الطبیعه می دانست و از طریق جن گیری به درمان امراض می پرداخت. مثلا جمجمه را سوراخ می کرد و روح پلید را آزاد می کرد.
بقراط (460 تا 370 قبل از م) با تئوری های تازه خود اساس این علم را پایه ریزی کرد. او مرکز فعالیت های بشر را مغز می دانست و اختلال در آن را سبب بروز اعتراض روانی او حمام، رژیم غذایی، گرفتن خون و موسیقی را علاج بیماری های روانی می دانست.
تلاشی که از زمان بقراط شروع شده بود به وسیله آریتوس Aritus و سورانوس Soranus ادامه یافت اما با مرگ یکی دیگر از علمای آن زمان به نام گالن Gallen (110-130 ق.م) متوقف ماند.
دانشمندان و حکما حالات نوروتیک را از روزگاران باستان می شناخته اند ملای رومی در مثنوی قصه کنیزکی که دچار سودای عشق شده بود را می گوید که چگونه ناکامی و محرومیت حالاتی از بیماری روانی را در او ایجاد کرده بود. طبیب الهی با پرستش و پاسخ نخست از ممالک شهرها و کوی و برزن نام می برد تا به دیار معشوق می رسد و سپس نام معشوق را جستجو می کند و با تدبیر حکیمانه کنیزک را درمان می کند.
بیانات دانشمندان اسلامی چون بوعلی سینا درباره ادراک، احساس، عواطف که برای تبین آنها از زیر بنای زیستی استفاده های دقیقی انجام شده و متاسفانه به دلیل عدم آگاهی دانش پژوهان مسلمان و یا شاید سهل انگاری آنان نادیده گرفته شده است میدان بزرگی از تحقیق را در این زمینه پیش رو قرار می دهد.
در قرن شانزدهم شخصی به نام وایوز Vives یک قرن قبل از هایز و سه قرن قبل از فروید درباره افکار و تاثیر عواطف بر آن بحث می کرد و این نوشته ها شباهت بسیاری با نوشته های فروید دارد. پاراسلوس Paraceluses و وایر Weyer نیز سعی بر جدائی روان شناسی طبی از الهیات کردند.
در قرن نوزدهم هر چند در زمینه آناتومی و فیزیولوژی اعصاب پیشرفت محسوسی روی داد هنوز توسعه روان شناسی در اختیار فلاسفه ای چون: بیکن (قرن 17) دکارت قرن 18 هابز، مالبوانش و اسپینوزا بود.
در1796 م. ویلیام توک Tuke بیمارستانی در انگلستان ترتیب داد و فیلیپ پینل pinel در قرن 18 ریاست بزرگترین روانی فرانسه را به عهده گرفت و فرایک Fricke در سال 1795 در آلمان گامهایی در همین زمینه برداشت بنجامین راش Rash نیز در سال 1800 در آمریکا به اقدامات مشابهی دست زد.
ظهور مسمریزم Mesmerism در قرن نوزدهم و شناخت هیپنوتیزم در ایجاد پیسکوآنالیز و تئوری های جدید شخصیت تاثیر بسزایی داشت.
شارکو و برنهایم به منظور تحقیق و درمان از روش هیپنوتیزم کمک گرفتند. پیرژانه Janet نیز با تحقیق در زمینه «از هم گسیختگی شخصیت» به پیشرفت این زمینه کمک کرد.
روان درمانی از سه جریان تاریخی ریشه می گیرد:
1-روش جادوئی برخورد با مشکلات انسانی.
2-روش های تداوی مذهبی.
3-روش های علمی در روان درمانی، (احمد احمدی 1363).
با وجود انکه بشر از دیرباز به نقش سازنده و پر اهمیت روابط کلامی در تغییر طرز فکر، احساس و رفتار آدمیان واقف بوده و همیشه این شیوه را در ترغیب افراد به انجام اموری که مقبولیت اجتماعی داشته است به کار می داشته معهذا باید روان درمانی را به معنایی که امروز در روان شناسی بالینی مطرح است دانشی نوخاسته دانسن گرچه پینل در قرن 18 با سعی در شناخت هر چه بیشتر بیماران روحی و ایجاد روابط انسانی با آنان اصول روان درمانی را تا حدودی منظور داشت و با وجود انکه در همان قرن مسمر (Mosmer) پدیده رواین هیپنوتیزم را در درمان بعضی از ناراحتی ها به کار بست. معهذا باید اواخر قرن نوزدهم را سالهای آغاز کاربرد منظم تکنیک های روان شناسی در درمان بیماری های روانی بدانیم. شارکو (Charcot) با کاربرد هیپنوتیزم و برونر با تشویق و ترغیب بیماران به بیان آزادانه آنچه در درون دارند و فراهم داشتن محیطی که در آن بیمار بتواند بدون بازداری های گوناگون آنچه می خواهد بگوید فصل جدیدی را در درمان بیماری های روانی گشودند. فروید که تحت تاثیر افکار شارکو و برونر بود و خود نیز مدتی هیپنوتیزم را در موارد معینی بهع کار برده بود با مطالعه دقیق روش های پیشنهادی این دو و تجربیاتی که خود اندوخته بود مکتب روان کاوی را بنیاد نهاد. نهضت او انگیزه ای بود برای روان شناسان اروپائی و امریکائی که فصول جدیدتری بر کتاب روان درمانی بیفزاید و مکاتب نوینی را پیشنهاد نمایند (اخوت،1335)
همزمان با فروید پاولف به قوانینی که حاکم بر ضوابط پاسخ ها و محرک های محیطی بود دست یافت. او نشان داد که چگونه سگها را می توان در وضعیتی قرار داد که باعث بروز رفتار نوروتیک گردد. پاولف بعدا از یافته های خود در مورد بیماری های روانی استفاده کرد. ثورندایک واتسون و اسکینر در مورد یادگیری و شرطی شدن تحقیق کردند و قوانین یادگیری و شرطی های عاملی را بیان کردند. و نحوه یادگیری رفتار غیر عادی را بیان کردند. راجرز (Rogers)به مفهوم «خود» توجه کرد و مزلونیازهای انسانی را مورد تاکید قرار داد و فرانکل اشکال انسان را نداشتن معنایی در زندگی دانست.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1077 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 65 |
کشوری که میخواهد توسعه یابد، باید به اندازه کافی کارآفرین داشته باشد . منظور از کارآفرین عناصری هستند که علاوه بر داشتن علم در یک حوزه تخصّصی ، از قدرت ریسکپذیری بالایی برخوردارند، دارای خلاقیّت و نوآوری هستند، اهل کار وتلاش هستند و از نفسکار لذّت می برند .
در شرایط موجود کشور، یکی از معضلات توسعه، تعداد محدود کارآفرینان است . پس به دلیل نقش و جایگاه ویژه کارآفرینان در روند توسعه و رشد اقتصادی ، بسیاری از دولت ها در کشورهای توسعه یافته یا در حال توسعه تلاش می کنند با حداکثر امکانات و بهره برداری از دستاوردهای تحقیقاتی، شمار هر چه بیشتری از جامعه را که دارای ویژگی کارآفرینی هستند به آموزش در جهت کارآفرینی و فعالیّت های کارآفرینانه تشویق و هدایت کنند .
کارآفرینان با مهارتی که در تشخیص فرصتها ، موقعیّتها و ایجاد حرکت در جهت توسعه این موقعیّتها دارند ، پیشگامان حقیقی تغییر در اقتصاد و تحولاتاجتماعی محسوب میشوند .
امروزه کارآفرینی به عنوان یکی از تازه ترین موضوعات دانشگاه های مهندسی مبدل شده است. تعداد دانشکده هایی که دروس مرتبط به کارآفرینی را تدریس می کنند از 24 دانشکده در سال 1970 به بیش از 500 دانشکده در سال 1993 افزایش یافته است و امروزه کمتر دانشکده ای را می توان یافت که دروس کارآفرنی را ارائه ننماید. (شاه حسینی، 1383، ص 124)
متأسّفانه در کشور ما و در چند برنامه اخیر توجّه خاص به این مهم نشده و حتی می توان گفت که این مفهوم برای بسیاری از دست اندرکاران و افراد جامعه ناشناخته و غریب می باشد . شاید به همین دلیل است که تا کنون برنامهریزی و بسترسازی مناسبی در حوزههای اقتصادی ، اجتماعی و نظام آموزشی کشور برای توسعه کارآفرینی به ویژه در دانشگاه های کشور صورت نپذیرفته است .
در شرایط کنونی اقتصاد کشورمان که با مسائل و نارسائیهای مهمی نظیر فرار مغزها ، بیکاری یا کم کاری (به ویژه فارغ التحصیلان دانشگاه ها و نیروی انسانی متخصص) کاهش سرمایه گذاری دولت ، عدم تحرک و رشد اقتصادی کافی روبروست، پرورش و آموزش کارآفرینان و رشد هر چه بیشتر کارآفرینی و برطرف کردن موانع کارآفرینی در کشور به ویژه در میان قشر تحصیل کرده و دانشجو از اهمیّت مضاعفی برخوردار است .
سن از عواملی است که مورد مطالعه قرار گرفته است، در ارزیابی نتایج تحقیقات در این مورد مهم است که سن کارآفرینی (سنوات تجربی کارآفرین) و سن شناسنامه ای را از هم جدا کنیم. بر حسب سن شناسنامه ای اغلب کارآفرینان حرفه کارآفرینی خود را در سنین بین 22 تا 45 آغاز کرده اند. تحقیقات نشان می دهد در این مورد بین کارآفرینان زن و مرد تفاوت وجود دارد. عموماً کارآفرینان مرد این روند را از اوایل 30 تا 40 سالگی آغاز می کنند در حالی که کارآفرینان زن در اواسط 30 تا 40 سالگی به فعالیت کارآفرینانه دست می زنند. (هستریج، 1383، ص 97)
1-2- بیان مسئله
با عنایت به آنچه در مقدمه آمد این پرسش مطرح است که موانع کارآفرینی فارغ التحصیلان رشته مدیریت در سازمانهای دولتی شهر تهران و کرج چیست؟ و راهکارهای اساسی جهت توسعه کارآفرینی در میان آنها کدام است؟
این تحقیق بر آن است تا این مهم را در میان فارغ التحصیلان دانشکده مدیریت دانشگاه تهران که در سازمان های دولتی مشغول به کار هستند و با تمرکز بر روی موانع رفتاری ، ساختاری و محیطی مورد بررسی قرار دهد.
در این تحقیق در نظر است موانع کارآفرینی از ابعاد سه گانه رفتاری ، ساختاری و محیطی مورد بررسی قرار گیرد و سپس با استفاده از متون علمی و مصاحبه با خبرگان، موانع شناسایی شده و سرانجام از طریق پرسشنامه نظر سنجی در یک نمونه آماری 50 تایی در میان فارغ التحصیلان رشته مدیریت موانع مزبور اندازه گیری گردد .
هدف اساسی این پرسشنامه استخراج و تعیین عوامل رفتاری ، ساختاری و محیطی می باشد که در مسیر توسعه کارآفرینی سازمانی ایجاد مانع میکنند.
مدل مفهومیتحقیق ، مدل سه شاخگی است که کلیه موانع کارآفرینی را در قالب سه شاخه: موانع رفتاری ، موانع ساختاری و موانع محیطی با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه مورد بررسی قرار داده که داده های تحقیق با استفاده از آزمونهای آماری در بخشهای بعدی منعکس گردیده است. باشد تا با شناسایی و تبیین مشکلات و موانع کارآفرینی در میان این قشر، گامی در جهت گسترش و رشد کارآفرینی برداشته شود.
1-3- اهمیت موضوع :
نگاهی هرچند اجمالی به شرایط خطیر امروز کشورمان و با توجه به تاثیرات انکارناپذیر پارامتر های اقتصادی از قبیل نرخ بیکاری نیروی متخصص و همچنین ساده و اثر بی چون و چرای آن بر مشروعیت سیاسی ، اهمیت موضوعاتی از قبیل کار آفرینی را هر چه بیشتر آشکار می کند .
1-4- اهداف تحقیق:
اهداف تحقیق را می توان به دو بخش هدف اصلی و فرعی تقسیم نمود :
1-4-1- هدف اصلی:
1)تعیین و تبیین موانع کارآفرینی فارغ التحصیلان دانشکده مدیریت دانشگاه تهران در سازمان های دولتی شهر تهران و کرج
1-4-2- اهداف فرعی:
1)تعیین و تبیین موانع رفتاری کارآفرینی در میان فارغ التحصیلان دانشکده مدیریت دانشگاه تهران در سازمان های دولتی شهر تهران و کرج
2)تعیین و تبیین موانع ساختاری کارآفرینی در میان فارغ التحصیلان دانشکده مدیریت دانشگاه تهران در سازمان های دولتی شهر تهران و کرج
3)تعیین و تبیین موانع محیطی کارآفرینی در میان فارغ التحصیلان دانشکده مدیریت دانشگاه تهران در سازمان های دولتی شهر تهران و کرج
4)ارائه راهکارهای اساسی پیرامون رفع موانع رفتاری ، ساختاری و محیطی در جهت توسعه کارآفرینی
1-5- سئوالات پژوهشی:
1)چه موانع رفتاری در کارآفرینی فارغ التحصیلان دانشکده مدیریت دانشگاه تهران در سازمان های دولتی شهر تهران و کرج وجود دارد ؟
2)چه موانع ساختاری در کارآفرینی فارغ التحصیلان دانشکده مدیریت دانشگاه تهران در سازمان های دولتی شهر تهران و کرج وجود دارد ؟
3)چه موانع محیطی در کارآفرینی فارغ التحصیلان دانشکده مدیریت دانشگاه تهران در سازمان های دولتی شهر تهران و کرج وجود دارد ؟
1-6- فرضیات تحقیق:
1)عوامل رفتاری در کارآفرینی فارغ التحصیلان ایجاد مانع میکنند.
2)عوامل ساختاری در کارآفرینی فارغ التحصیلان ایجاد مانع میکنند.
3)عوامل محیطی در کارآفرینی فارغ التحصیلان ایجاد مانع میکنند.
1-7- تعریف علمی و مفهومی کارآفرینی سازمانی:
کارآفرینی سازمانی، فرآیندی است که تولیدات و فرآیندها از طریق ایجاد فرهنگ کارآفرینی در درون یک سازمان در حال فعالیّت توسعه داده می شوند.
1-7-1- تعریف عملیاتی کارآفرینی سازمانی:
فعالیّتهایی میباشند که به طور صریح از حمایت قانونی و منابع سازمانی در جهت تلاشهای نوآورانه برای ارائه محصول جدید ، رشد ، بهبود محصول و فرآیندهای جدید تولید، برخوردار میگردند و سبب می شوند شرکت نوآورتر شده و نسبت به موقعیتهای بازار سریعتر عکس العمل نشان دهد و از طریق ایجاد حسِّ مالکیت، کارکنان را بر میانگیزاند و به اجرای یک اندیشه نوآورانه منجر میشود.
1-7-2- تعریف عملیاتی کارآفرین سازمانی:
کارآفرین سازمانی، فردی است که مجری و اهل عمل است . افرادی هستند که در محیطهای انگیزشی و حمایتی فعالیّت می کنند و کلید اصلی بازاریابی و توسعه محصول در یک شرکت میباشند .
در زیر چتر یک شرکت محصولات ، فعالیّت ها و فناوری جدید را کشف و به بهره برداری می رساند و حیثیت شغلی خود را بر روی نتایج حاصل از نوآوری می گذارند و این فرد محاسبه می کند که چگونه یک فکر را به یک واقعیت سودآور تبدیل نماید .
1-8- قلمرو تحقیق :
این تحقیق در بازه زمانی سال 1385 و در محدوده مکانی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران انجام یافته و قابل تعمیم به زمان و یا مکان دیگری ندارد .
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 315 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 175 |
فهرست مطالب |
|
فصل اول |
|
|
مقدمه |
|
|
بیان مساله |
|
|
اهمیت و ضرورت پژوهشی |
|
|
اهداف تحقیق |
|
|
متغیرهای تحقیق |
|
|
فرضیه های پژوهش |
|
|
تعاریف عملیاتی متغیرها |
|
فصل دوم ادبیات و پیشینه پژوهش |
|
|
تعریف فرار |
|
|
عوامل موثر بر فرار |
|
|
اقسام فرار |
|
|
نظریه های مختلف شناخت رفتار |
|
|
فرار از نظر روانکاوی |
|
|
نظریه روانی تربیتی |
|
|
نظر بیولوژیکی |
|
|
فرار از نظر روانشناختی |
|
|
فرار از نظر جرم شناسی |
|
|
وضعیت فرهنگی خانواده |
|
|
روابط عاطفی خانواده |
|
|
چگونگی ارتباط و بهداشت روانی نوجوانان |
|
|
ویژگی های شخصیتی نوجوانان |
|
|
تاثیر مدرسه بر بهداشت روانی دانش آموز |
|
|
کثرت اولاد |
|
|
سطح تحصیلات والدین |
|
|
مهاجرت |
|
|
روابط دختر و پسر |
|
|
رشد هویت جنسی |
|
|
تحقیقات انجام شده |
|
|
فصل سوم(روش تحقیق) |
|
|
طرح تحقیق |
|
|
جامعه آماری |
|
|
روش آماری |
|
|
ابزار تحقیق |
|
|
اعتبار و روایی پرسشنامه |
|
|
چگونگی اجرای آزمون |
|
فصل چهارم |
|
|
مقدمه |
|
فهرست جداول و نمودارها |
|
الف ویژگیهای توصیفی دختران |
|
|
جدول شماره 1: توزیع فراوانی پایه تحصیلی و سطح تحصیلی دختران فراری گروه نمونه را ارائه می دهد. |
|
|
جدول شماره 2: توزیع فراوانی رشته تحصیلی دختران فراری گروه نمونه را ارائه می دهد. |
|
|
جدول شماره 3: وضعیت شغل پدر دختران فراری گروه نمونه را نشان می دهد. |
|
|
جدول شمار 4: توزیع فراوانی سطح تحصیلات پدر دختران فراری را ارائه می دهد. |
|
|
جدول شماره 5: وضعیت زنده یا فوت پدر دختران فراری گروه نمونه را ارائه می دهد. |
|
|
جدول شماره 6: وضعیت معتاد بودن یا نبودن پدر دختران فراری گروه نمونه را نشان می دهد. |
|
|
|
|
مقدمهانسان در طول تاریخ از انواع انحراف ها و آسیب های اجتماعی و روانی رنج برده و همواره در جستجوی علل و عوارض آن و رهایی از این مسائل بوده است. یکی از این انحراف ها و آسیب ها فرار دختران از خانه است که امروز به عنوان یک بحران جامعه، بخصوص شهر تهران را درگیر نموده است. این معضل روز به روز گسترش بیشتری مییابد و سلامت و رشد افراد جامعه و بخصوص نوجوانان و جوانان را تهدید مینماید.اگر کودکان و نوجوان که آینده سازان کشور هستند، در مسیر انحراف و بزهکاری قرار گیرند، به زودی جامعه خود را به ورطه فساد و تباهی می کشانند. بدون تردید جامعهای قادر است در جهت ترقی گام بردارد که بتواند کودکان و نسل جوان خود را از بیراهه به راه راست و در جهت سازندگی هدایت نماید. مسئولیت جامعه در مورد کودکان و نوجوانان فراری از خانه و در معرض خطر به مراتب سنگین تر از مجرمین بزرگسال است. براساس اصل پیشگیری مقدم بر درمان است. برای جلوگیری از صرف هزینه های گزاف و اتلاف وقت به جهت بازداری افراد از آسیبهای اجتماعی و مفاسد، و رعایت اصل پیشگیری مقدم بر درمان است. مطالعه در زمینه آسیب های اجتماعی به عنوان ضروری ترین اقدام محسوب می شود. بنابراین از اینگونه تحقیقات که علل فرار دختران از منزل را شناسایی میکند اقدام اساسی جهت پیشگیری از وقوع حوادث و بروزمشکلات روانی می باشد. هرگاه والدین، مربیان و مسئولین امور با عوامل بوجود آورنده مشکل آشنا باشند راحت تر می توانند نسبت به پیشگیری از بروز حوادث اقدام نمایند. داشتن اطلاعات پایه و اساسی پیرامون مشکل برای تصمیم گیری در مورد استفاده از روش های پیشگیری و درمان، بسیار ضروری می باشد و با انجام پژوهش های مختلف پیرامون مشکل فرار دختران از خانه حقایقی روشن می گردد که براساس آن می توان در این رابطه اقدام اساسی بعمل آورد. بیان مسأله در مطالعات علمی، میزان کجرفتاری ها و آسیب های اجتماعی با شاخص های متعددی مثل، شاخص های فرهنگی، خانوادگی، اقتصادی مقایسه شده است و به این نتیجه رسیده اند که آسیب های اجتماعی باستثناء خودکشی تنها با بحران های اقتصادی رابطه نداشته و جریان زندگی ماشینی و بهزیستی و تعارض هنجارها در پیدایش کج رفتاری ها و بیماری های اجتماعی تاثیر بیشتری داشته است. مسائل اجتماعی مثل بیکاری، تراکم جمعیت، محل زندگی نامناست، عدم مراقبت های بهداشتی مشکلات آموزشی، بزهکاری جوانان، اختلافات روانی، تعارضات اخلاقی، هزینه جنگ ها وتخریب آنها هر یک زمینه مساعدی برای ناسازگاری های اجتماعی است. در عصر جدید، با پیشرفت تکنولوژی توجه به ارزش های مادی و بی توجهی نسبت به امور معنوی، اخلاقی، اعتقادی و اختلاف بین دو نسل (والدین و فرزندان) بیشتر می شود. در نتیجه تعاملات و روابط انسانی در خانواده و سپس در جامعه، خدشه وارد میشود. پرورش محیط نامساعد، به بیکاری و ولگردی افراد کمک میکند و ولگردی نیز به نوبه خود به ازدیاد ارتکاب جرایم منجر می شود. دوران نوجوانی، دوره بحرانی است که فرد باغلیان احساسات و تغییر حالت های آنی روبروست، معمولا دارای خلقی سرکش است در زمینه تغییر عقاید و ایدئولوژی کنجکاوی به خرج می دهد و انتظاراتش از زندگی بیشتر می شود. نوجوان معمولا بدنبال استقلال فکری است و سعی میکند خود را با معیارهای جدید و دلخواهش هماهنگ سازد و به همین خاطر با اولیاء مدرسه و والدین خودش، اختلاف عقیده پیدا میکند. معمولا والدین خواستار ارزش های سنتی هستند ولی نوجوانان پذیرای این ارزش ها نیستد و معیارهای جدید فرهنگی را بیشتر می پسندند. جوانان استقلال فکری و استقلال در تصمیم گیری را حق مسلم خود می دانند، در حالی که والدین فرزندان و نوجوانان خود را به عنوان کودکانی فرض می کنند که قدرت تصمیم گیری درست را ندارند. با عمیق شدن این اختلافات رابطه عاطفی نیز تحت تاثیر قرار می گیرد و نوجوان احساس خلا وتهی بودن میکند و فضای منزل و مدرسه را برای خود غیر قابل تحمل می داند و چون در این دوره قدرت خطرپذیری فرد فوق العاده بالاست، ممکن است برای اثبات حقانیت خود، دست به کارهای مخاطره آمیز بزند و محیط خانواده را ترک کند. اهمیت ضرورت پژوهشیانسان به عنوان موجودی منحصر به فرد و اشرف مخلوقات، مسائل و مشکلات پیچیده ای دارد که تحلیل و حل و فصل آنها نیاز به تعمق و دید همه جانبه دارد. هر فرد ظرفیت روانی خاصی دارد که غفلت از آن جامعه بشری را با تهدید و خطر روبرو می سازد. امروزه بسیاری کودکان و نوجوانان بدون آینده مشخص و امیدوار کننده همراه با احساس اضطراب، بی هویتی، سرگردانی در معرض خطر هستند. بر طبق آمار 55% از بزهکارانی که در کانون های اصلاح و تربیت نگهداری می شوند نوجوانانی هستند که به نحوی فرار از مدرسه و یا فرار از خانه داشته اند. به ویژه در چند سال اخیر آمار فراریان از خانواده رو به فزونی است و متاسفانه تعداد زیادی از این آمار را دختران تشکیل میدهند که از نظر جسمی و روانی نسبت به پسران آسیب پذیرتر هستند. برای مطالعه و بررسی علمی رفتارهای انسانی، بخصوص در زمینه کجروی، هم از لحاظ ذهنی به صورت شناخت مفاهیم خاص، و هم به کمک ابزار و وسایل تحقیق عینی برای گسترش پژوهش های علمی در این زمینه نیازمندیم (فرجاد، 1375). در هر جامعه برای شناخت چگونگی ماهیت کجروی، ابتدا باید اطلاعاتی در مورد آن جامعه و هنجارهای فرهنگیش، یعنی آنچه که به وسیله خود مردم خلق شده و از آن پیروی می کنند داشته باشیم (همان منبع). در فرهنگ جامعه ایرانی، نوجوانانی که خود مدار هستند و کمتر حاضر به اطاعت و تسلیم در برابر اولیا هستند، خاطی به شمار می روند و همین مسئله باعث تضاد و تعارض بین نوجوان و خانواده می گردد. فرزند این خانواده ها، اکثراً به علت فقدان آگاهی لازم، ناپختگی و عدم بلوغ اجتماعی و فکری چاره مشکلش را در فرار می بینند. بدیهی است پس از اقدام به فرار، خطرات زیادی این فرزندان را که به راستی سرمایه های عظیم این مملکت هستند تهدید میکند. از یک طرف سلامتی جسمی، روانی و امنیت فرد در معرض خطر قرار می گیرد و از طرف دیگر سلامتی جامعه تحت تاثیر قرار می گیرد. فرار دختران در مقایسه با فرار پسران به دلیل مسائل فرهنگی جامعه و نیز آسیب های جدی که دختران در معرض آن هستند و خصوصیات فردی و جنسی این گروه، مشکلات بیشتری را برای آنها و خانوادههایشان ایجاد میکند. به طوری که بازگشت مجدد آنها پس از خروج از خانه حتی برای چند روز قابل پذیرش نیست. این افراد معمولا برای رفع نیازهای اولیه خود مثل گرسنگی و داشتن سرپناه مجبورند به سرقت وهمکاری با باندهای قاچاق و … می شود و معمولا پس از دستگیری، مدتی را در زندان یا کانون های اصلاح تربیت به سر می برند. در این مراکز نوجوانان راه های بیشتری برای اقدام به بزهکاری یاد می گیرند و متاسفانه بدون هیچگونه اصلاحی و بدون هیچتگونه توضیحی به علت و ریشه اصلی فرار، به جامعه و خانواه باز گردانده میشود و از آنجا که مُهر فرزند بد و دانش آموز بد به پیشانی آنها خورده است ایندفعه بیش از پیش تحت فشار روانی قرار می گیرند و معمولا مجدداً اقدام به فرار می کنند و مرتکب جرائمی مثل سرقت، فحشا و یا فروش مواد مخدر می گردند. تحقیق حاضر در صدد است با جمع آوری اطلاعات، پیرامون علل بروز مشکل فرار دختران از خانه راهگشای اقدامات موثر در زمینه پیشگیری و درمان مشکل مذکور باشد. اهداف تحقیق: اهداف اصلی این تحقیق عبارت است از: نشان دادن درستی این مطلب است که نامساعد بودن و جو عاطفی خانواده، وجود ارتباط بین دختر و پسر و فشار روانی ناشی از محدودیت های ایجاد شده از جانب مدرسه احتمال فرار دختران از خانه را افزایش می دهد. متغیر های تحقیق: متغیر مستقل: در این تحقیق متغیر مستقل عبارت است از 1- نامساعد بودن جو عاطفی خانواده 2- ارتباط بین دختر و پسر 3- فشار روانی و عاطفی از جانب مدرسه و مشکلات تحصیلی 4- فقر اقتصادی 5- فقر فرهنگی متغیر وابسته: در این تحقیق متغیر وابسته عبارت است از «فرار دختران از خانه»متغیر تعدیل کننده: در این تحقیق متغیر تعدیل کننده جنسیت و سن می باشد که به همین منظور جهت کنترل این متغیرها از دختران سنین 15 تا 18 سال استفاده شده است.
فرضیه های پژوهش 1-نامساعد بودن جو عاطفی خانواده، احتمال فرار دختران را از خانه افزایش می دهد. 2-ارتباط بین دختر و پسر، احتمال فرار دختران را از خانه افزایش می دهد. 3-فقر اقتصادی، احتمال فرار دختران را از خانه را افزایش می دهد. 4-فقر فرهنگی، خانواده (جمعیت زیاد، بیسوادی والدین، مهاجرت) احتمال فرار دختران را از خانه افزایش می دهد. 5-احساس فشار روانی از جانب مدرسه و مشکلات تحصیلی، سبب فرار دختران از خانه می شود. تعاریف عملیاتی متغیرها: - خانواده: واحد اساسی جامعه است که شامل دو نسل است که با ازدواج، خون و فرزندخواندگی با هم عهده دار مسئولیت، رشد، ثبات و حفظ خود هستند می باشد (ثنایی، 1375). - نامساعد بودن جو عاطفی خانواده: عبارت است از حالتی است که خانواده را دچار مشکل میکند از جمله ناتوانی در کارکرد های خانوادگی، عدم ارضاء نیازهای اعضاء خانواده، روشن نبودن نقشها و انتظارات و روابط نابسامان در بین اعضاء خانواده. - ارتباط بین دختر و پسر: برقراری روابط پنهانی بین دو جنس مخالف پیش از ازدواج. - فقر اقتصادی: عبارت است از ناتوانی برآورده شدن نیاز های مالی فرد - فقر فرهنگی: عبارت است از تفاوت هنجارهای خانواده با هنجارهای موجود در جامعه و از جمله مهاجرت و اسکان در محله های فقیر نشین، پایین بودن سطح تحصیلات والدین و کثرت فرزندان در خانواده ها (خانواده هایی با بیش از 3 فرزند) - فشار روانی: احساس تنش و ناراحتی که در اثر یک رخداد برای فرد پیش می آید و موجب ایجاد اختلال در کارکردهای بدنی و روانی فرد می شود. - مشکلات تحصیلی: هرگونه مسئله ای که از روند پیشرفت تحصیلی دانش آموزان جلوگیری میکند مثل برخورد منفی معلمین، مقررات محدود کننده مدرسه - فرار دختران از خانه: خروج از خانه توسط دختران 18-15 ساله، بدون اجازه والدین و به قصد عدم مراجعت به منزل. - فشار روانی ناشی از محدودیت های ایجاد شده از جانب مدرسه: شامل ضوابط و قوانین محدود کننده ای است که در مدرسه وجود دارد مثل محدودیت در تاخیر ورود به مدرسه و غیبت، محدودیت در پوشش و اونیفورم مدرسه، محدودیت در آرایش، ضعف درسی و …. |
|
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 378 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 90 |
باسمه تعالی
(مقدمه )
«فَإذا فَرَغْتَ فَاَنْصَبْ»
بدون شک دانش آموزان هرجامعه ، سرمایه های گرانبهائی اند که اگر مورد
بی توجهی قرارگیرنددر تصمیم گیری ها مد نظر نبا شند، آن جامعه دچار خسران زیادی خواهد شد . با نگاهی به ارقام بودجه کشورهای صنعتی وپیش رفته در مقایسه با کشورهای جهان سوم فاصله زیاد بین آن دورا می توان دید .
بسیاری از کشور های توسعه یافته معتقدندکه هرچه دراینارتباطهزینهنمایند ، تبدیل به سرمایه های دیگری در ابعاد مختلف آن کشور خواهد شد .در میان
دانش آموزان با توجه به دانش آموزان متوسط جایگاه ویژه ای دارد .زیرا علاوه بر این که در آینده نزدیک می توانند در امور جامعه مؤثر واقع شوند .در زمان تحصیل هم به دلیل ویژگیهای خاصی که دارند ،قادرند منشا ءحرکت های سازنده یا مخرب شوند . بدین لحاظ هر چه به این نیروی خارق العاده توجه شود از قدرت خروشان وپر تحرک آنان می توان بهره جست و هر چه به بوته فراموشی سپرده شوند ،این سیل عظیم می تواند خسارت زیادی را به وجود آورد ،
سئوا لی که دراین جا مطرح است این است که دربرابر هدر رفتن فرصت های جوانی چه کسانی مسئولند .بدیهی است که نظام تعلیم وتربیت به تنهایی نمی تواند در تربیت واستفاده صحیح از جوانان موفق شود .یکی از موضوعات بسیار مهم
برنامه ریزی برای اوقات فراغت دانش آموزان می با شد که اگر اصولی و حساب شده باشد میتوانند زمینه رشد و تعالی جامعه مهیا نمایند و کشور را از آسیبها وخطرات احتمالی که ممکن است در اثر بی توجهی به این امر گریبان گیر کشور شود مصون بدارد .فلسفه اوقات فراغت از پیچیدگی ،تنوع وتفاوتهای بنیادی برخورد است هرفرد براساس تفا وت های زیست شناختی (بیولوژیک )فرهنگی ،نگرش و تجربیات گذشته واهداف ومقاصدی که برای آینده خود دارد، تعبیرمتفاوت یا ومتضاد نسبت بهدیگران از تأمین اوقات فراغت وچگونگی تأثیرآن برانگیز دارد . اگر ما بتوان تأثیر وتأثری را که این دو واثرانگیزواوقات فراغت یکدیگردارند را به درستی مشخص نمائیم قدم مثبتی در راه کسب هر چه بهتر علم و دانش همراه با لذت بردن از زندگی برداشته ایم .
تعریف اوقات فراغت :
اوقات فراغت را غالباً به معنا ی بیکاری ،اوقات غیرموظف ،ساعات بدون برنامه ، اوقات غیر رسمی و … تلقی می نمایند .به همین علت بزرگسالان مربیان واولیا برای جلوگیری از هدر رفتن این اوقات سعی می کنند که با برنامه ها ،سرگرمی و اشتغالات مختلف اوقات فراغت دانش آموزان را پر کنند .
حال فلسفه اوقات فراغت این است که فرد بدون اجبار وخارج از چارچوب های قبلی بودن اشتغال ورزی دیگرساخته خود با میل و رغبت به فعالیت های دلخواه خویش بپردازد و از طرف دیگر گفته می شود که اوقات فراغت منشاء خلاقیت ها باروری افکار ، شکل دهی شخصیت ، تأمین انرژی و بازیابی قوای حیات و کشف و اختراع و نوآوری و ابتکار ، بازاندیشی و اصلاح افکار ، محاسبه ومراقبت ، ارزیابی و بازیابی و ایجاد انگیزه و رغبت و میل در فرد می شود .
اوقات فراغت را به حسب تفاوت های ارزشی و فرهنگی ، نگرش ها ، تجربیات ، شرایط و موقعیت های مادی و معنوی هر فرد تعریف کرد . طبیعت آدمی اساساً به گونه ای است که دائماً در حال تعادل جوئی است . نظریه در روان شناسی انگیزشی وجود دارد که معتقد است حالات هیجانی و انگیزش با حالات متضاد و متعارض همراه می گردد که این نظریه به عنوان نظریه فرآیند متضاد
OPPOMENT PROGRESS THEORY مشهود است .
پس موضوع تحقیق :
( بررسی رابطه بین اوقات فراغت و انگیزه تحصیلی دانش آموزان مدارس متوسطه شهرستان گچساران می باشد )
هدف از انتخاب موضوع :
اگر بپذیریم که مهمترین بخش شکل گیری شخصیت نوجوانان و جوانان در اوقات آزاد ، فارغ از همه وظایف و برنامه های از پیش تعیین شده بیرونی ودیگر ساخته است و اگر قبول کنیم که ذهن هنگامی به جوشش و خلاقیت می افتد که منشاء تحریک آن تمایلات درونی و خود انگیخته باشد و فرد فعالانه و با انتخاب آزاد و به دور از انتظارات بیرونی ومقبولیت نهادی و نقش بازی کردن های تصنعی ، در شکل دادن افکار و اندیشه ها واعمال خود دخالت نماید ، آنگاه می تواند به فلسفه وجودی اوقات فراغت ، آن هم با جهت گیری مثبت ، رشد دهنده و کمالزا پیبرد .
با توجه به انحرافات و مشکلات پیچیده و عدیده ای که در جامعه امروزی وجود دارد برای استفاده بهینه از اوقات فراغت و تأثیر بیشتر آن بر ایجاد انگیزه در
دانش آموزان به نظر رسید که می توان قدم مثبتی در این راه برداشت و همین امر ما را مصمم کرد که به این عنوان بپردازیم شاید مثمرثمر واقع گردد .
علل و دلایل انتخاب موضوع :
نکاتی در پی می آید می توانند در علل و دلایل انتخاب موضوع مؤثر باشند :
1) فعالیت ها و برنامه های متنوع و متعددی وجود داشته باشند که در خلال آن دانش آموزان بتوانند به صورت انتخابی ، آزاد . خودانگیخته و به میل خود به
آن ها مشغول شوند وبازدهی و کارآئی مناسبی دهند .
2) از تبدیل اوقات فراغت به اوقات سرگرمی و گذراندن وقت ، صرف انرژی بیهوده و اشتغالات بدون هدف پرهیز شود .
3) زمینه ای فراهم نمود که دانش آموز فرصت کاوش ، تفکر و تأمل درباره خود ، قابلیت و خدای خویش داشته باشد .
4) باعث حرمت نفس ، شکوفائی ، زیبا دوستی ، حقیقت یابی . خیرخواهی و خیر دوستی از جمله عناصر سازندة برنامه اوقات فراغت می باشد .
5) دانش آموز باید بین لذت و فرح و نشاط تفاوت قائل شود .
6) زمینه بهتر ومناسبی برای حسن کنجکاوی ، حیرت ، شکوه و پرسش گری دانش آموز را اوقات فراغت تحریک می کند .
قلمرو تحقیق :
الف- قلمرو موضوعی :
همانگونه که از عنوان تحقیق پیداست قصد بر آن است که رابطه اوقات فراغت و انگیزه تحصیلی پرداخته شود . این موضوع گرچه تاحدود زیادی گسترده است و انجام تحقیق را نیز با مشکل مواجه می کرد ولی به حول وقوه الهی این مهم صورت گرفت . امید است که پاره ای از مشکلات را مشخص ساخته و درحل آنها راه حل هائی نیز بتواند ارائه و پیشنهاد نماید .
ب- قلمرو زمانی :
قلمرو و دوره زمانی این تحقیق در سال تحصیلی 80-79 می باشد .
ج- قلمرو مکانی :
قلمرو مکانی این تحقیق مدارس متوسطه دخترانه وپسرانه شهر گچساران اعم از دولتی و غیر انتفاعی می باشد که اطلاعاتی از مدارس سطح شهر جمع آوری گردید وبراساس آن اطلاعات به تجزیه و تحلیل موضوع پرداخت خواهد شد .
محدودیت های تحقیق :
بیشتر تحقیقات علوم اجتماعی که اساس و پایه اش انسان است همیشه با شکل جمع آوری اطلاعات مواجه بوده است . این مشکل در کشورهای جهان سوم که فاقد فرهنگ ، روحیه و مدیریت تحقیق می باشند ، مضاعف است تحقیق حاضر از این امر مستثنی نیست درامر جمع آوری اطلاعات با مشکلات عدیده ای روبرو بوده است .
× محدودیت دوم : محدودیت منابع ، مأخذ غنی و تحقیقات انجام شده قبلی در زمینه موضوع تحقیق یا موضوعات مرتبط با آن است با توجه به نقش و اهمیت خاص که اوقات فراغت درایجاد انگیزه در مدارس متوسطه دارد تحقیقات بسیار کمی در این زمینه انجام شده است به همین خاطر در بخش ادبیات تحقیق و مبانی نظری با مشکل منابع و مأخذ مواجه بوده است .
× یکی دیگر از محدودیت ها ، محدودیت بودجه بود . با توجه به گستردگی تحقیق به فراخوی موضوع به بودجه هنگفتی نیاز دارد و هیچ سازمان و نهادی هم هزینه را تقبل ننموده بود .
× محدودیت دیگر به نظر می رسید که افراد با میل و رغبت و براساس بینش و آگاهی قابل قبولی به پرسش ها پاسخ نمی دهند و وقت زیادی را صرف خواندن و مطالعه سئوالات نمی کردند که همین امرما را به وسواس انداخته بود که نکند نتایج قابل قبولی به دست نیاید .
× شاغل بودن و داشتن شغل دوم به علت فشار مالی و اقتصادی شاید بتوان به عنوان یکی از محدودیت ها از آن ذکر کرد .
انگیزه :
عبارت است از نیروی محرک درونی افراد که آنها را وادار به انجام عملی می کند .
هیچ کس به اجبار و فشار تن در نمی دهد مگر ناگزیر باشد . ( برشت )
تعریف انگیزش :
انگیزش ، فرآیند انگیز به نیروهای پیچیده ، سائقه های نیاز وشرایط تنش زا یا مکانیسم های دیگری اطلاق می گردد که فعالیت انسان را جهت تحقیق هدف های وی آغاز نموده و به آن تداوم می بخشد . به عبارت دیگر ترغیب کردن افراد به انجام کار را انگیزش می گویند.
اوقات فراغت :
اوقات فراغت را غالباً به معنای بی کاری ، اوقات غیر موظف ، ساعات بدون بهره ، اوقات غیر رسمی و … تلقی می نمایند . یا به عبارتی :
وقت فراغت زمانی است که احساس مسئولیت فرد درآن شرایط به پائین ترین وضعیف ترین درجه خود برسد .
پیشرفت تحصیلی :
پیشرفت تحصیلی را می توان گام هائی به جلو برای استفاده بهینه از استعداد و توانائی های خدادادی امکانات و منابع آموزشی جهت کسب بیشتر علوم و معرفت انسانی تعریف نمود .
مدارس :
مکان یا جاهای مناسبی که عده ای اعم از معلم و دانشن آموز گردهم جمع شده اند در آن به کسب علم ودانش ومعرفت بشری جهت شناخت موانع و مشکلات و
یاد دهی و یادگیری یا تغییر رفتار می پردازند .
تعریف بازدهی ( کارآئی ) :
عبارت است از میزان محصول افراد یک سازمان ، میزان تلاش فرد برای تحقق اهداف و انتظارات .
انگیزش :
گویای عملی ارادی و دلخواه از سود فرد ، فردکارکن ممکن است بر آن شود که تا سخت بکوشد و تلاش جانانه به عمل آورد . پس فهم انگیزش مستلزم درک آن نیروهای درونی است که به فرد توان می بخشد و او را در راستای رفتاری که به عمل می آورد سوق می دهد .
یادگیری :
یادگیری اساس رفتار افراد را تشکیل می دهد . از طریق یادگیری فرد با محیط خود آشنا می شود و یادگیری را با مفاهیم زیر ارتباط دارد :
× یادگیری به عنوان کسب اطلاعات و مهارت ها :
تعلیم و تربیت با توجه به این امور عبارت است از : انتقال معلومات علمی و ادبی به درذهن شاگردان
× یادگیری به معنی تغییر رفتار از راه تجربه :
یادگیری در این معنی جریانی است که در آن رفتار فرد از طریق تجربه تغییر می کند ، یادگیری امری دائمی است و نسبت به افراد مختلف فرق
می کند درجریان یاد گیری کل شخصیت فرد دخالت دارد .
عوامل یاد گیری :
1- آمادگی :
آمادگی را می توان شرایط اساسی یادگیری دانست منظور از آمادگی دارا بودن رشد کافی در زمینه های مختلف است .
2- تجربیات قبلی :
تجربیات قبلی پایه و اساس فهم و بصیرت ادراک حسی و یادگیری است .
3- موقعیت یادگیری :
موقعیت یادگیری را به عنوان شرایطی اطلاق می کنند که درجریان یادگیری تأثیر دارد .
4- فعالیت یادگیرنده :
بعضی از رواشناسان فعالیت را یکی از احتیاجات اساسی افراد می دانند .
سئوالات تحقیق :
عنوان : بررسی رابطه بین اوقات فراغت و انگیزه تحصیلی دانش آموزان مدارس متوسطه شهرستان گچساران
1) اردوهای تابستانی توسط واحدهای آموزشی باعث افزایش انگیزه
دانش آموزان می گردد .
2) برگزاری کلاس های فوق برنامه در طول سال تحصیلی باعث افزایش انگیزه به درس می گردد ( مثل : ورزش ،کامپیوتر ، هنر ، احکام و غیره )
3) مشارکت دادن دانش آموزان در امور مدارس باعث افزایش
دانش آموزان در امر تحصیلی می گردد.
4) انتخاب دانش آموزان و فرستادن آنها به ارودهای تابستانی براساس معدل و میانگین نمرات باعث ایجاد رقابت سالم درمیان آنان و افزایش انگیزه می گردد.
5) انتخاب دانش آموزان منضبط و با اخلاق و درس خوان و معرفی آنان به دیگر دانش آموزان و فرستادن آنان به اردوهای تابستانی باعث ایجاد انگیزه برای بهتر شدن اخلاق و انگیزه در آنان در امر تحصیل می گردد.
6) قول مساعد راجع به اعزام دانش آموزان برای دیدن آثار باستانی و اماکن متبرکه و … در تابستان باعث ایجاد انگیزه در آنان می گردد .
7) قول مساعد به دانش آموزان در مورد اعزام آنان برای دیدار با اشخاص مهم دولتی و مملکتی ( کشوری ) انگیزه آنان را در توجه بیشتر به تحصیل افزایش می دهد .
8) برگزاری کلاس های آموزشی وسرگرمی ( هنر و خط و نقاشی و …) ضمن ایجاد مهارت در دانش آموزان باعث افزایش انگیزه به مطالعه و تمرین دروس آنان می گردد .
9) برگزاری کلاس های آموزش کامپیوتر ضمن مهارت آموزش باعث رشد و شکوفائی و آماده سازی ذهن آنان به فراگیری دروس عملی می گردد و انگیزه به درس را افزایش می دهد .
10) برگزاری کلاس های احکام ، قرآن ، … باعث ایجاد انگیزه برای پذیرش و تعلق بیشتر به مسائل دینی در دانش آموزان و باعث رشد و شکوفائی دروس آنان می گردد.
11) برگزاری کلاس های بدن سازی و مهارت های فردی ضمن تقویت روحیه و سلامت جسم انگیزه لازم برای فراگیری بهتر دروس را ایجاد می کند .
12) مشارکت دادن دانش آموزان در امور مدارس مثل برگزاری مراسم
( صبحگاهی و ظهرگاهی – جشن ها و اعیاد ) باعث ایجاد انگیزه لازم برای توجه بیشتر به درس در آنان می گردد.
13) در انجام بعضی از امور مدارس مشورت کردن با دانش آموزان باعث تقویت انگیزه آنان و توجه بیشتر به امر تحصیلی می گردد .
14) انتخاب بعضی از دانش آموزان به عنوان شورای مدرسه و نظر خواهی از آنان راجع به بعضی از مسائل و مشکلات مدرسه باعث ایجاد انگیزه در آنان و دیگر دانش آموزان درتوجه بیشتر به دروس می گردد .
15) همکاری نزدیک عوامل اجرائی مدارس و دانش آموزان و نظر خواهی از آنان باعث ایجاد انگیزه لازم در دانش آموزان برای توجه بیشتر به دروس می گردد .
16) مشارکت دادن دانش آموزان در تصمیم گیری ها انگیزه لازم پذیرش قوانین و مقررات مدرسه و توجه بیشتر به دروس را افزایش می دهد .
17) نظرخواهیراجع به چگونگی پر کردن اوقات فراغتوتهیهپرسشنامه ای جهت گرفتن و عمل کردن به نظرات مفید دانش آموزان باعث افزایش انگیزه می گردد .
18) جلساتی با حضور اولیاء و د انش آموزان در اوقات فراغت جهت استفاده بهتر از این اوقات باعث افزایش انگیزه می گردد .
19) پخش برنامه های متنوع از شبکه های گوناگون و صدا و سیما ونوارهای ویدئوئی باعث ایجاد انگیزه در دانش آموزان در طول سال تحصیلی
می گردد .
20) پر کردن اوقات فراغت دانش آموزان در تابستان باعض کاهش بزهکاری و ناهنجاری های اجتماعی و ایجاد انگیزه لازم در آنان برای توجه بیشتر به درس می شود .
21) هماهنگی بین دستگاهها و سازمان های ذیربط متصدی پر کردن اوقات فراغت دانش آموزان انگیزه بیشتر برای توجه به درس را ایجاد می کند .
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 95 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 45 |
فصل اول:
- مقدمه
- بیان مسأله
- فایده و اهمیت تحقیق.
- فرضیه های پژوهش.
- تعریف اصطلاحات.
مقدمه:
امروزه پدیده وابستگی دارویی یکی از معضلات بزرگ جوامع بشری است که توجه روانپزشکان، جامعه شناسان و حقوقدانان، روانشانسان و علمای تعلیم و تربیت را به خود اختصاص داده است این موضوع نشان می دهد که پدیده اعتیاد یا سوء مصرف مواد دارای ابعاد چندگانه است که در بروز و شیوع آن دخیلند، بنابراین در مبارزه با اعتیاد چنانچه یکی از عوامل مد نظر قرار گیرد و از سایر عوامل چشم پوشی شود فرض بر آنکه آن عامل تأثیر مثبتی نیز در جلوگیری از اعتیاد داشته باشد. عوامل دیگر تأثیر عامل مورد نظر را کاهش خواهند داد.
یکی از عوامل مؤثر در ایجاد و تداوم اعتیاد عامل فردی می باشد که نظر بسیاری از محققان را جلب کرده است و بر همین اساس تحقیقی که وایلتت [1] در سال 1962 انجام داد بر عامل فردی و ویژگیهای شخصی معطوف بود که نشان داد افراد معتاد در مقایسه با غیر معتاد نیمرخ روانی غیر عادی تری دارند. از طرفی جیر[2] در سال 1990 به این نتیجه رسید که افرادی که اختلال روانپزشکی دارند 7/2 مرتبه بیشتر از افراد فاقد اختلال سوء مصرف مواد را نشان می دهند.
ویکلرراسور[3] نیز در سال 1953 یکی از قواعد کلی اعتیاد را از نظر روانی بیان کرد که اعتیاد می تواند با مشکلات شخصیتی فرد همبستگی داشته باشد.
(فرجاد 13740).
با توجه به اینکه یکی از عوامل مؤثر در وابستگی دارویی می تواند عوامل فردی و ویژگی های شخصیتی داشته آنچه در این زمینه مورد توجه است این است که آیا این عامل می تواند ارتباطی با بازگشت مجدد معتادین درمان شده داشته باشد؟
بنابراین در این پژوهش با این مسأله روبه رو هستیم که آیا نیمرخ روانی افراد با مصرف مجدد بعد از سم زدایی رابطه دارد؟ آیا نیمرخ روانی با دفعات مصرف مواد بعد از سم زدایی رابطه دارد؟ نیمرخ روانی معتادین آیا در گروهی که بعد از سم زدایی مصرف مجدد داشتند با گروهی که مصرف نکردند تفاوت دارد؟ تا بر حسب رابطه بتوانیم این عامل را در درمان و پیشگیری مورد توجه قرار بدهیم.
بیان مسأله:
وابستگی روانی عبارت است از یک حالت خاص که به وسیله ولع و احساس اجبار شدید در ادامه مصرف یک دارو و یا ماده مخدر شخص می گردد و این احساس دلع معمولاً به خاطر استفاده از لذت و اثرات دلخواه آن است بنابراین وابستگی روانی علاوه بر نوع ماده مصرفی به حالات روحی و روانی فرد مورد نظر هم مربوط است.
یکی از مشخصات برجسته وابستگی روانی Craving (اشتیاق) است که عبارت است از یک تمایل بسیار شدید و غیر عادی نسبت به مصرف ماده مخدر که تقریباً به ندرت می توان چیز دیگری را جایگزین آن نمود در بالاترین و شدیدترین درجه اشتیاق ممکن است فرد هر اقدامی را به منظور تأمین و تهیه مواد انجام دهد که این قسمت به عنوان رفتار کلیشه ای و قالبی معتادان شناخته می شود.
تحقیقات نشان می دهد که بسیاری از عوامل در علت شناسی و تداوم اعتیاد دخالت دارند که یکی از عوامل می تواند جنبه های روانپزشکی اعتیاد باشد بیشتر شواهد روانپزشکی مبیّن این حقیقت است که اعتیاد به مواد مخدر به ویژه هروئین می تواند ناشی از اختلالات عمده و شدید روانی و یا شخصیتی باشد تحقیق وایلتت[4] در سال 1962 همین نظریه را تأئید کرد که نیمرخ روانی معتادها متفاوتتر و غیر عادی تر از افراد سالم است.
تحقیق جیر[5] نیز در سال 1990 نشان داد که افراد مبتلا به بیماریهای روانی مشکلات مربوط به داروها را بروز بدهند.
بنابراین در این تحقیق با مسائل زیر روبه رو هستیم:
1-آیا نیمرخ روانی افراد بر اساس مقیاسهای M.M.P.I در گروهی که بعد از سم زدایی بازگشت مجدد را داشتند با گروهی که بازگشت نداشتند متفاوت است؟
2-آیا بین نیمرخ روانی افراد و مصرف مجدد رابطه وجود دارد؟
3-آیا میان نیمرخ روانی و دفعات بازگشت به مصرف مواد رابطه وجود دارد؟
4-در صورت وجود رابطه آیا می توان با استفاده از نیم رخ روانی بازگشت مجدد افراد را پیش بینی نمود؟
5- فایده و اهمیت پژوهش:
سوء مصرف وابستگی به مواد مخدر با دوره های بهبود و عود آن شخص می گردد و در یک بررسی کلاسیک توسط هانت[6]، بارنت[7] و برانج[8] در (1971) نشان داده شد که هروئین، نیکوتین و الکل با درجات و الگوهای مشابهی از عود همراه بودند این پژوهشگران نشان دادند که اعتیاد افراد درمان شده در مدت 12 ماه بازگشت نمود. آنها اشاره کردند که این یافته ها انعکاس فرایندهای معمولی است که زیر بنای اعتیاد را تشکیل می دهند.
در مطالعه ای که توسط Greard hornestshg انجام شد 32 تن مورد تست و مطالعه قرار گرفتند این مطالعه بیشتر روی تجارب معتادان در مورد مصرف مواد مخدر و (تاریخچهای) از وضعیت جسمی و روانی و شخصیتی آنان را در بر می گرفت. نتایج نشان داد که اعتیاد تا اندازه زیادی مربوط به ساختمان شخصیتی و تأثیر متقابل مناسبات گذشته و حال فرد و خانواده در گروه همگن است نتایج به شرح زیر گزارش شد:
گروه معتاد شامل 2 نفر اسکیز فرنی بارز، 8 نفر اسکیزفرنی مرزی، 12 نفر اختلال شخصیت سایکوپات و 4 نفر اختلال شخصیت بی کفایت بودند. در گروه کنترل شامل 1 نفر اسکیزوفرنی 4 نفر اسکیزوفرنی مرزی اختلال شخصیت سایکو پات در این گروه یافت نشد. اختلال نورونیک 6 نفر، اختلال شخصیت بی کفایت 2 نفر، شخصیت سالم 10 نفر بودند. نتایج به دست آمده نشان می دهد که در گروه معتاد در مقایسه با گروه کنترل اختلال شخصیتی بیشتر است. (فرجاد محمد حسین 1378).
این موضوع می تواند در درمان اعتیاد حائز اهمیت باشد. زیرا آسیب پذیری افراد معتاد در برابر مشکلات زندگی و ساختمان شخصیتی افراد معتاد می تواند تأثیری در تداوم مصرف مواد بعد از سم زدایی داشته باشد بنابراین در این پژوهش بر آن شدیم که ابتدا نیمرخهای روانی را مورد مقایسه قرار دهیم و سپس رابطه نیمرخها راو با تمایل به مصرف مجدد بررسی کنیم. در صورت متفاوت بودن نیمرخهای گروهی که بعد از سم زدایی مجدداً مصرف داشتند با گروهی که مصرف مجدد نداشتند، و یا در صورت وجود رابطه با نمونه های مذکور می توان افراد دارای ریسک بالا برای را مشخص نمود و جهت پیش گیری اقدامات لازم را در پروسههای درمانی مد نظر قرار داد و پژوهشی را با آزمودنی های ایرانی در سطح کشور انجام داد. در صورت تأئید فرضیه ها ضمناً می توان در مورد معتادان تمرکز اصلی از درمانهای رفتاری جسمی را به سوی درمان شخصیت و انواع اختلالات آن بازگرداند و در مانگری را به انتخاب نوع درمان حساس نمود و موجب شد تا آنها نوع درمان را بر حسب به دست آوردن نیمرخ شخصیتی فرد انجام بدهند و ظرافت و حساسیت تکنیکی خاص را در مورد هر نیمرخ شخصیتی مد نظر قرار بدهند.
فرضیه های پژوهش:
1-مقیاسهای روایی آزمودنی ها در گروهی که بعد از سم زدایی مصرف مجدد نداشتند با گروهی که مصرف مجدد داشتند تفاوت معنی دار دارند.
2-بین دو گروه در خصوصیت خودبیمار انگاری تفاوت معنی دار وجود دارد.
3-بین دو گروه در خصوصیت افسردگی تفاوت معنی دار وجود دارد.
4-بین دو گروه ما در خصوصیت هستیری تفاوت معنی دار وجود دارد.
5-بین دو گروه در خصوصیت جامعه رنجوری تفاوت معنی دار وجود دارد.
6-بین دو گروه در خصوصیت پارانوئید تفاوت معنی دار وجود دارد.
7-بین دو گروه در خصوصیات ضعف روانی، اسکیزوخرنی، هیبومانی تفاوت معنی داری وجود دارد.
8-بین نیمرخ روانی و مصرف مجدد بعد از سم زدایی رابطه وجود دارد.
9-بین نیمرخ روانی و دفعات مصرف مجدد بعد از سم زدایی رابطه وجود دارد.
تعریف اصطلاحات:
تعریف نیم رخ روانی:
نیمرخ (Profile ).
- نمایش نمودارهای یک رشته نمرات
Profile analysis - :
طرح نیمرخ روانی یک شخص یا معرفی کلی صفات شخصیتی و ویژگی ها نسبت به یک رشته هنجارهای خاص برای کل جمعیت. تحلیل ممکن است به صورت نمایش نموداری یا شکل نیمرخ استعاره ای کل، به معنی مرور مشخصات یا صفات شخص به طور مختصر انجام گیرد. (پورافکاری 1376).
در این پژوهش نیمرخ روانی با استفاده از پرسشنامه شخصیتی متیه سوتا تا M.P.I M. (فرم کوتاه) با توجه به کدهای بر افراشته و مصاحبه بالینی تشخیص گذاری شده است.
1-تعریف اعتیاد: (Dependency) Addiction
(Dependence) وابستگی عبارت است از مصرف مرتب مواد به طوری که فرد مصرف کننده برای انجام عملکرد معمول نیاز به آن داشته باشد و عدم مصرف آن باعث پیدایش علائم خاص می شود که در اثر اختلال در عملکرد ارگانهای مختلف بدن بوده و به آن علائم قطع مواد (Withdrawal syndrom) می گویند. طبق تعریف DMSIV وابستگی یک ویژگی هم دارد و آن مقاومت بدن یا Tolerance است یعنی نیاز به ماده بیشتر برای حصول مسمومیت یا کاهش تأثیر همان مقدار با ادامه مصرف.
در این پژوهش معتاد فردی است که مدتی مواد مخدر مصرف کرده باشد و در صورت قطع دارو دگرگونی فیزیولوژیک و رفتاری نشان بدهد و بعد از انجام تست مورفین نتیجه تست مثبت باشد.
سم زدایی (Detaoxification):
قطع مصرف مواد برای مدت زمان کافی تا تمام مواد موجود در گیرنده های بدن دفع شود و بعد از اتمام این دوره فرد از نظر جسمانی علائم قطع مواد (withdrawal) را نشان می دهد و تست مورفین منفی است.
سم زدایی به روشهای مختلف پزشکی و در زمانهای مختلف و توسط داروهای گوناگون صورت می گیرد ولی نتیجه همگی دفع کامل مواد و تست منفی می باشد.
روشهای درمانی افراد وابسته به مواد در کلینیک ها به صورت زیر می باشد. همه افراد وقتی به کلینیک مراجعه می کنند ابتدا تحت درمان سم زدایی قرار می گیرند تا مواد از بدن آنها دفع شده و علائم جسمانی ترک بر طرف شود و تست مورفین آنها منفی شود. روشهای سم زدایی به صورت URD و R.D و A.M.D و نیز سم زدایی با بوپرنورفین بوده است که با توجه به شرایط فنی و جسمی و خواسته خود بیمار انتخاب می شود. مرحله دوم در حال به دنبال منفی شدن تست مورفین بیمار انجام می گیرد و تحت رواندرمانی فردی از نوع شناختی حمایتی قرار می گیرند (هفته ای یک بار) و همچنین گروه درمانی و خانواده درمانی و تمرینات یوگا جزء درمان های 6 ماهه بعد از سم زدایی می باشد بیماران در این دوره 6 ماهه تحت درمان نگهدارنده با کپسول نانترکسان بوده و به محض قطع دارو تحت سم زدایی مجدد قرار می گیرند.
فصل دوم
وابستگی به مواد:
تعریف:
در سال 1964، سازمان بهداشت جهانی به این نتیجه رسید که اصطلاح اعتیاد (Addiction) دیگر اصطلاح علمی نیست و وابستگی Draug Dependence را به جای آن توصیه نمود. مفهوم وابستگی مواد در ضمن چند دهه معانی رسمی بسیار و معانی معمولی فراوان داشته است. اساساً در ارتباط با تعریف وابستگی، از خود مفهوم استعداد شده است.
وابستگی رفتاری و وابستگی جسمی، وابستگی رفتاری بر فعالیتهای مواد جوئی و قرائن مربوطه الگوهای مصرف بیمار گونه تأکید کرده است. وابستگی جسمی بر اثرات جسمی (فیزیولوژیک) دوره های متعدد مصرف مواد تأکید نموده است.
ملاکهای تشخیصی برای وابستگی به مواد بر اساس DSMIV:
الگوی غیر انطباقی مصرف یک ماده که به ناراحتی قابل ملاحظه از نظر بالینی منجر می شود و با سه تا (یا بیشتر) از علائم زیر که زمانی در طول 12 ماه روی می دهند تظاهر می کند.
1-تحمل (Tolerance)، با هر یک از حالات زیر تعیین می شود:
a) نیاز به مقادیر بسیار بالاتر یک ماده برای رسیدن به مسمومیت یا تأثیر دلخواه.
b) کاهش قابل ملاحظه تأثیر با ارائه مصرف همان مقدار ماده.
2) ترک (with drawal) با هر یک از حالات زیر تعیین می شود.
a) سندرم ترک شخص برای ماده
b) همان ماده و یا ماده ای مشابه برای رفع یا جلوگیری از علائم ترک مصرف می شود.
3) ماده غالباً به مقادیری بیشتر و دوره های طولانی تر از آنچه مورد نظر است مصرف میشود.
4) میل دائم با تلاشهای ناموفق برای کاهش یا کنترل مصرف ماده وجود دارد.
5) وقت زیادی در فعالیتهای لازم برای به دست آوردن ماده (مثلاً مراجعه به اطباء متعدد یا رانندگی های طولانی). مصرف ماده (مثلاً تدخین پیاپی) با رهائی از آثار ماده مصرف می شود.
6) فعالیتهای مهم اجتماعی شغلی و تفریحی به خاطر مصرف ماده کنار گذاشته می شود.
7) ادامه مصرف مواد علیرغم آگاهی به مسائل مستمر یا عود کننده جسمی یا روان شناختی که احتمالاً از مصرف مواد ناشی شده و یا تشدید می شود مثلاً ادامه مصرف کوکائین علیرغم وجود افسردگی ناشی از کوکائین یا ادامه مصرف الکل علیرغم شناخت این موضوع که زخم گوارشی با ادامه مصرف آن شدت می یابد.
ملاکسهای تشخیص برای ترک مواد بر اساس DSMIV:
A: پیدایش یک سندرم مختص به ماده در نتیجه قطع و یا کاهش مصرف زیاد و طولانی یک ماده.
B. سندرم مختص به ماده ناراحتی قابل ملاحظه از نظر بالینی یا تخریب در عملکرد (اجتماعی، شغلی) با سایر زمینه های مهم به وجود می آورد.
C. علائم حاصل یک اختلال طبی کلی هستند و یک اختلال روانی دیگر توضیح بهتری برای آنها ارائه نمی کند. (کاپلان، جلد دوم).
وابستگی فیزیولوژیایی (Physiological):
بدان معنا است که بدن فرد در نتیجه مصرف منظم یک ماده تغییر کرده است و غائب از طریق ایجاد تحمل نسبت به ماده ایجاد نشانه های مترضی ترک یا هر نشان داده میشود.
وابستگی روان شناختی:
کنترل آسیب دیده بر مصرف دارو را بدون علائم فیزیولوژیایی و اعتیاد در بر می گیرد. وابستگی روان شناختی ممکن است در غیاب وابستگی فیزیولوژیایی رخ بدهد. افراد ممکن است کنترل مصرف ماریجوان را حتی اگر در صورت مصرف آن نشانه های قرضی تحمل یا ترک را ظاهر نسازند. برخی از داروها با وابستگی روان شناختی همراهند. ولی به طور قطعی وابستگی فیزیولوژیایی را نشان نداده اند. از جمله PCP.
چگونگی ایجاد وابستگی دارویی:
1-آزمایش: در مرحله آزمایش، یا استفاده گاه گاهی، دارو در مصرف کنندگان به طور موقت احساس خوب حتی به صورت سرخوشی ایجاد می کند. مصرف کنندگان احساس کنترل داشتن بر مصرف آن می کنند و عقیده دارند که هر زمان که بخواهند می توانند آن را متوقف کنند.
2-مصرف منظم: در خلال مرحلة بعد که دوره ای از مصرف منظم داروست، افراد ساختن زندگی خوب تعقیب و مصرف داروها را آغاز می کنند. انکار در این مرحله نقش مهمی بازی می کند، به طوریکه مصرف کنندگان پیامدهای منفی رفتارشان را برای خود و دیگران پنهان می کنند. ارزشها تغییر می کند و آنچه قبلاً مهم بوده است مانند خانواده و کار به موضوعاتی کم ارزش تر از داروها تبدیل می شوند. با ادامه مصرف منظم دارو مشکل بالا می گیرد. مصرف کنندگان بیشتر زمان خود را صرف داروهایشان می کنند.
3-اعتیاد یا وابستگی: زمانی مصرف منظم دارو تبدیل به اعتیاد یا وابستگی می شود که مصرف کنندگان برای مقاومت در برابر داروها احساس عجز کنند خواه به این دلیل که می خواهند تأثیر آنها را تجربه کنند یا به دلیل اجتناب از پیامدهای ترک کردن آن (آزاد. 1377)
سبب شناسی:
1- عوامل اجتماعی و فرهنگی:
وابستگی به مواد افیونی محدود به طبقات پائین اجتماعی- اقتصادی نیست. هر چند میزان بروز وابستگی در این گروه ها از طبقات اجتماعی- اقتصادی بالاتر است. انواعی از عوامل اجتماعی وابسته به فقر بشری احتمالاً در وابستگی به مواد افیونی دخلات دارند. حدود 50 درصد مصرف کننده های هروئین در شهرها کودکان تک والدی و یا والدین از هم جدا شده هستند. از خانواده هایی برآمده اند که در آنها حداقل یک عضو مبتلا به اختلال مصرف مواد است.
این برخی الگوهای رفتاری ثابت به نظر می رسد در معتادین جوان وجود دارد این الگوهای رفتاری سندرم رفتار هروئینی (heroin behavior syndrom) نامیده شده است. افسردگی زمینه ای غالباً از نوع تهییجی همراه با علائم اضطرابی، رفتار تکانشی یا گرایش منفعل مهاجم، ترس از شکست، استفاده از مواد به عنوان ضد اضطراب برای پوشاندن احترام به نفس پائین، درماندگی و پرخاشگری ، استراتژیها و آگاهی رابطه احساس خوشی و مصرف دارو احساس ناتوانی رفتاری که موقتاً با مصرف دارو به کنترل موقت بر موقعیت زندگی تبدیل میگردد. اختلالات در روابط شخص و بین فردی با معتادها که تجارب مشترک داروئی موجب دوام آن می گردد.
2- بیماری توأم
حدود 90 درصد افراد وابسته به مواد افیونی یک تشخیص روانپزشکی دیگر هم دارند. شایعترین تشخیص های روانپزشکی توأم عبارتند از اختلال افسردگی اساسی، اختلالات وابسته به الکل. اختلال شخصیت ضد اجتماعی و اختلالات اضطرابی حدود 15 درصد کسانی که وابستگی ترکیبات تریاک دارند حداقل یک بار سعی کرده اند خود را بکشند.
3-عوامل زیست شناختی و ژنتیک:
فرد مبتلا به اختلال وابسته به مواد افیونی ممکن است کاهش فعالیت با منشاء ژنتیکی در سیستم افیونی داشته باشد. این کاهش فعالیت ممکن است نتیجه کمتر بودن تعداد حساسیت کمتر گیرنده های افیونی به آزاد شدن کمتر مواد افیونی درونزاها یا غلظت بالای انتاگونیست های فرضی مواد افیونی درونزا بوده باشد. همچنین ممکن است با کارکرد نابهنجار سیستم ناقل عصبی دوپامینرژیک یا سیستم ناقل عصبی نورآدرنرژیک رابطه داشته باشند.
4- نظریه روانکاوی
بر حسب تثبیت لیبدوئی، با پسرفت به سطوح پیش تناسلی دهانی یا حتی سطوح ابتدائی تر رشد روانی جنسی توصیف شده است عوامل روانکاوی بیش از همه روی حالت دهانی تأکید می کند. پاتولوژی شدید الگو غالباً تصور می شود که با سوء هدف دارو ارتباط دارد و حاکی از آشفتگی های عمیق مربوط به رشد می باشد.
عوامل سایکودینامیک در شروع مصرف مواد و وابستگی به آن و مصرف دوباره بعد از ترک مواد نقش مهمی دارند. بررسی های روانکاوی نشان می دهد که این افراد دچار «خویشتن ناقص» می باشند که به صورت عدم توانایی در اداره احساسات آنها مثل احساس گناه و خشم و اضطراب خود را نشان می دهد. بعضی از معتادان احساسات درونی خود را نمی توانند تجربه کرده و بیان کنند که به آن آلکس تایمی گفته می شود. بنابراین مصرف مواد افیونی باعث می شود آنها به طور واقعی یا به طور سمبولیک بر احساسات خود تسلط یابند و در واقع مصرف مواد را به عنوان نوعی خوددرمانی ادامه دهند.(1)
مطالعات اپیدمیولوژیک نشان می دهند که مصرف کنندگان مواد بخصوص تریاک ارزش زیادی برای مستقل بودن قائلند و به تحصیلات ارزشی قائل نیستند و عده ای از آنها قبل از مصرف مواد به خلافکاری دست زده اند. تعداد قابل توجهی از مصرف کنندگان مواد افیونی ویژگیهای شخصیت ضد اجتماعی را دارند.
رابطه بین بیماریهای روانپزشکی و مصرف مواد افیونی همواره مورد توجه می باشد. در یک مطالعه در نیوهاون در سال 1980 نشان داد که 87% مصرف کنندگان مبتلا به نوعی بیماری روانی هستند. و نیز در مطالعه دیگر در بالتیمور در سال 1990 نشان داد که 24% افرادی که مواد افیونی مصرف می کنند مبتلا به اختلالات محور I و 35% مبتلا به اختلالات محور II می باشند. در هر دو مطالعه شایعترین بیماریهای همراه با مصرف مواد افیونی، اختلالات خلقی، الکسیم، اختلالات شخصیت ضد اجتماعی و اختلالات اضطرابی می باشد. مطالعاتی در اروپا و استرالیا هم اختلالات مشابه را در مصرف کنندگان مواد افیونی به دست آورده اند.
در میان خانمها، افسردگی و اضطراب و اختلالات شخصیتی مرزی شایع تر از مردان بوده است و الکسیم و مصرف حشیش و اختلال ضد اجتماعی کمتر بوده است.
| دسته بندی | علوم سیاسی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 78 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 70 |
فهرست مطالب
تعریف روابط عمومی 1
فصل اول- اهمیت، نقش و کارکرد روابط عمومی 2
فصل دوم - انجمن ها و نهادهای حرفه ای و تخصصی روابط عمومی در ایران و جهان 6
هدف 7
اهداف انجمن های روابط عمومی 8
اهداف انجمن های روابط عمومی 8
انواع روابط عمومی 10
عوامل مؤثر در ارتقاء روابط عمومی 12
انجمن های روابط عمومی در جهان 13
انجمن های بین المللی روابط عمومی 14
تاریخ روابط عمومی در ایران 14
جمع بندی 15
فصل سوم - انجمن ها و مؤسسات و شراکت های بزرگ روابط عمومی در جهان 17
انجمن های جهانی روابط عمومی 18
انجمن جهانی ارتباط گران بازرگانی 18
انجمن های افکار عمومی 19
تاریخچه AAPOR 19
انجمن جهانی افکار عمومی AAPOR 21
قسمت پنجم 23
اکثریت لازم برای مذاکره 23
قسمت ششم 24
قسمت هفتم 24
انجمن اجرایی 24
اعضا 26
انجمن اجرایی و کمیته ها 27
قسمت اول 27
قسمت دوم 27
رای دادن و هدایت تجارت 30
خزانه و سرمایه 31
زبان 31
نمادهای روابط عمومی در ایالات متحده امریکا 31
انجمن روابط عمومی آمریکا 31
روابط عمومی در قاره آسیا 32
روابط عمومی در قاره اروپا 32
روابط عمومی در قاره افریقا 33
فصل چهارم-روابط عمومی سیاره ای 34
روابط عمومی در عصر حاضر 35
جهانی شدن روابط عمومی 35
آینده روابط عمومی 36
جایگاه روابط عمومی در ایران 37
روابط عمومی در هزاره سوم 38
جمع بندی 43
فصل پنجم-مفهوم مدیریت و روابط عمومی 45
مقدمه 46
ویژگی های یک مدیر روابط عمومی اندیشمند 46
کاستی های مدیریت روابط عمومی 48
جمع بندی 49
فصل ششم- کاربرد اینترنت در روابط عمومی 52
پست الکترونیکی 56
مجله الکترونیک 56
برد الکترونیکی 57
تلفن گویا 57
مجله ویدئویی 58
ماهواره 58
نتیجه گیری 59
مقدمه
تعریف روابط عمومی
جی ای گرونیک نظریه پرداز معاصر روابط عمومی را مدیریت ارتباط بین یک سازمان در این رشته و همگان هایی میداند که با آن سروکار دارند.
رکس هارلو که از پیشقدمان روابط عمومی در جهان است و تالیفات گوناگونی در این رشته دارد این تعریف را پیشنهاد میکند:
روابط عمومی عبارت است از دانشی که بوسیله آن سازمان ها آگاهانه میکوشند به مسئولت اجتماعی خویش عمل نمایند تا بتوانند تفاهم و پشتیبانی کسانی را که برای مؤسسه اهمیت دارند بدست آورند.
درواقع روابط عمومی هنری است که به کمک آن میتوان مؤسسه، سازمان و فرد مورد علاقه و احترام کارمندان، مشتری ها و مردمی که با آن سروکار دارند قرار داد. روابط عمومی بخشی از وظایف مدیریت سازمان است. عملی است ممتد، مداوم و طرح ریزی شده که از طریق آن افراد و سازمان ها میکوشند تا تفاهم و پشتیبانی کسانی را که با آنها سروکار دارند بدست آورند.
فصل اول- اهمیت، نقش و کارکرد روابط عمومی
تاکنون در هزاران مقاله-کتاب و سخنرانی در سراسر جهان به تبیین، اهمیت، نقش، هدف و کارکردهای روابط عمومی در جامعه پرداخته شده است و ابعاد گوناگون آن تشریح و تبیین شده است با این وجود بازهم شاهدیم که نویسندگان و اندیشمندان بسیاری علاقه مندند به تفحص در این عرصه بپردازند و در این تلاش امیدوار هستند که شاید اطلاع دیگری به اطلاعات موجود بیفزایند و گامی دیگر در راستای شفاف سازی موضوع بردارند.
تقریبا 102 سال از تاسیس روابط عمومی (به مفهوم نوین) در ایالات متحده امریکا و 49 سال در ایران گذشته است. روابط عمومی در غرب محصول نیاز ذاتی جامعه و در ایران مهمانی ناخوانده بوده و هست. چرا این مهمن هنوز مورد پذیرش قرار نگرفته؟ شاید یکی از عمده ترین علت هایش نامناسب بودن شرایط اجتماعی، نا آمادگی جامعه برای پذیرایی از یک پدیده نوین و نبود الزام ها و شروطی است که استقرار و حیات این پدیده را غیرممکن میسازد. داشتن روابط عمومی، نگرش، گرایش، حیات، منش و رفتار و سرانجام فرهنگ، هنجارها و ارزشهای خود را طلب میکند.
هدف روابط عمومی میانجی گری منصفانه میان مؤسسه و مخاطبان است. وساطت میان کسانی که میخواهند کالا و خدماتی را بفروشند و آنانی که مایلند آنها را
خریداری کنند.
روابط عمومی آن دسته از اعمال مدیریت است که مدیر بوسیله آنها برخورد و رفتار عامه را میسنجد و درنتیجه خط مشی ها و طرز عمل فرد یا مؤسسه را به صورتی که متضمن منافع همگان و فرد یا مؤسسه مزبور باشد تعیین و برنامه عمل و فعالیت خود را به منظور حصول حسن تفاهم و قبول جامعه طرح میکند. اندیشمندان و کارشناسان وظایف عمده روابط عمومی را به سه بخش تقسیم میکنند:
1. اطلاع رسانی 2. تبلیغ و تهییج 3. افکار سنجی
اطلاع یا خبر و آگاهی یکی از اشکال ارتباط میان افراد و گروه هاست و بیان ارتباط و اطلاع نسبت به کل و جزء برقرار است.
از آنچه گفته شد چنین بر میآید که بازشناسی نقش، اهمیت و کارکرد اطلاع رسانی روابط عمومی و سایر نهادها و سازمانهایی که با اطلاعات و داده ها سروکار دارند به علت تحولات تکنولوژیکی روزافزون و به دلیل تغییر در شکل و ماهیت روابط اجتماعی در سطح ملی- منطقه ای و جهانی براساس ضرورت بازتولید آگاهی ها نسبت به این تحولات و شناخت وضعیت جدید همواره ضرورت دارد. روابط عمومی و اطلاع رسانی دارای نسبت کل به جزء بوده و محیط اجتماعی-تاریخ-ژئوپولوتیک- روندهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و نوع کیفیت ساختارهای سیاسی-اجتماعی در چگونگی و سرشت این نقش بسیار تاثیر دارد. روابط عمومی را دری منصفانه و غیر جانب دارانه میان مؤسسه و مخاطبان است که براساس اطلاعات دقیق حاصله از سنجش محیط نیاز، مخاطب، امکانات و نیز هدف گذاری، سیاست گذاری، برنامه ریزی و اجرای برنامههای مؤثر تحقق مییابد.
روابط عمومی ها امروزه باید در چهارچوب سازمانهای نوین و براساس مدیریت استراتژیک یا راهبردی با چشم اندازهای جهانی به فعالیت بپردازند. درباره مهارت بیان و امتناع یادآوری کردیم که امروزه متصدیان روابط عمومی باید مهارت استفاده از رسانهها را کسب کنند، تا بتوانند با اطلاعات جامع و انعطاف پذیری مناسب مخاطبان را از طریق برنامه های مؤثر اقناع کنند.
فصل دوم
انجمن ها و نهادهای حرفه ای و تخصصی روابط عمومی در ایران و جهان
هدف:
انجمن های حرفه ای و تخصصی روابط عمومی از کدام نوع تشکل ها هستند؟
پیدایش آنها به چه انگیزه ها، ضرورت ها و نیازهایی است؟
این تشکل ها برای دستیابی به چه اهدافی پا به عرصه وجود میگذارند؟
نقش ها و کارکردهای آنان چیست؟
آسیب ها و آفت های آنان کدامند؟
در این نوشتار سعی شده است به هر یک از این پرسش ها پاسخ مناسب داده شود.
اهداف انجمن های روابط عمومی
انجمن های روابط عمومی یکی از اشکال انجمن های حرفه ای است که با مشارکت داوطلبانه و آزادانه علاقه مندان، کارشناسان، کارگزاران و پژوهشگران رشته روابط عمومی به منظور پاسداری از علایق و منافع مشترک و توسعه و گسترش رشته روابط عمومی بوجود آمده اند.
اهداف انجمن های روابط عمومی
همگان و افکار عمومی را از فلسفه وجودی، ضرورت، نقش، اهمیت و فعالیت روابط عمومی آگاه کرده و برای آن مقبولیت و شناخت عامه جستجو مینماید.
زمینه ها و شرایط مناسب توسعه و پیشرفت آن را جستجو کرده و راههای ارتقاء و تکامل آن را بیابند.
با رسانه ها و افکار عمومی مشکلات و مسائل روابط عمومی را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند و در پی دریافت راه حل آنان برآیند.
در مقابل انتقادات و ایرادهای مطرح شده از سوی محافل –مجامع- اشخاص و سازمان ها از رشته حرفه روابط عمومی به طور منطقی و مستند به دفاع برخیزند.
با تولید اطلاعات محافل، مجامع و همگان را در زمینه همه جنبه های روابط عمومی تغذیه اطلاعاتی نمایند.
معیارها و استانداردهای حرفه ای را ارائه داده و بطور مستمر سعی در ارتقاء آنها نمایند.
زمینه های اجرای دوره های آموزشی و توسعه ادبیات روابط عمومی را فراهم نمایند.
معیار حداقل های ورد به شغل و حرفه روابط عمومی را تعیین نمایند.
اطلاعات و اخبار جدید را بین حرفه و تخصص روابط عمومی به چرخش در آورند و خانواده روابط عمومی را با دیدگه و دانش های نوین آشنا سازند.
منشور اخلاقی روابط عمومی را تهیه و تدوین نمایند و همکاران را ترغیب به اجرای آن نمایند.
اندیشه حرفه ای گرایی و تخصیص گرایی را با هدف تعمیق دانش و مهارت های اعضاء ترویج و تبلیغ کنند.
امکان رقابت سالم را در عرصه کارها با هدف شناخت کاستی ها و نقص ها و پیشبرد توانمندی ها فراهم سازند.
از جانب رشته و حرفه روابط عمومی صحبت کرده و سخنگویی آن را به عهده گیرند و به پرسش ها پاسخ گویند.
رویدادهای اجتماعی-فرهنگی-سیاسی و اقتصادی مرتبط با روابط عمومی را بررسی کرده و پیش از آنکه هنجارهای محدود کننده روابط عمومی بوجود آیند نظریات خود را بیان داشته و سعی در اعمال آن نمایند.
در پیشبرد و تعمیم فرهنگ تعامل، گفتگو، تفهیم و تفاهم و ارتباطات در جامعه که بستر فعالیت های روابط عمومی هستند اهتمام ورزند.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 437 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 67 |
فهرست مطالب
عنوان
چکیده.......................................... 1
فصل اول :مقدمه تحقیق........................... 3
1-1 بیان مساله 6
1-2 ضرورت و اهمیت تحقیق............................................. 9
1-3 اهداف تحقیق 12
1-4 فرضیه هاُی تحقیق 13
1-5 تعرُیف متغیرهای اصلی تحقیق........................................ 13
فصل دوم: بررسُی مطالعات پیشین................... 15
2-1 خود........................................ 17
2-2 خودپنداره.................................. 22
2-3 عزت نفس.................................... 26
2-4 عزت نفس و جنسیت............................ 30
2-5 اثر بخشی .................................. 32
2-6 نقش مدیر در اثر بخشی مدارس................. 34
2-7 معُیارهای ارزیابی اثربخشی مدیران............ 35
2-8 ویژگی هاُی مدیران اثر بخش .................. 43
فصل سوم :روش اجرای تحقیق....................... 48
3-1روش تحقیق .................................. 49
3-2جامعه آماری................................. 49
3-3 حجم نمونه.................................. 49
3-4روش نمونه گیری.............................. 50
3-5 ابزار تحقیق................................ 50
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها............... 53
فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهادها.............. 60
5-1 نتایج مربوط به فرضیه اول................... 61
5-2 نتایج مربوط به فرضیه دوم................... 62
5-3 نتایج مربوط به فرضیه سوم................... 62
5-4 نتایج مربوط به فرضیه چهارم................. 63
5-5 نتیجه گیری کلی............................. 64
5-6 محدودیت ها................................. 64
5-7 پیشنهادها.................................. 65
منابع فارسی.................................... 66
ضمائم.......................................... 68
ضمیمه 1: تست آُیزنک............................. 69
ضمیمه 2: پرسشنامه اثربخشی...................... 71
چکیده
پژوهش حاضر به منظور رابطه بین عزت نفس مدیران و اثر بخشی آنان در مدارس راهنمایی دخترانه ناحیه 2 آموزش و پرورش شهرستان مشهد انجام گرفت. فرضیه اساسی در این پژوهش آن است که بین عزت نفس مدیران و اثر بخشی آنان در مدارس ارتباط معنی داری وجود دارد.
جامعه اماری در این تحقیق کلیه مدیران مدارس راهنمایی دخترانه (20نفر) و کلیه معلمان (220 نفر) در ناحیه 2 شهر مشهد است.
گروه مورد بررسی کلیه مدیران مدارس راهنمایی دخترانه (20N=) است. بنابراین برای گروه مدیران از روش سرشماری بجای نمونه گیری استفاده شده است و حجم نمونه برای گروه معلمان 55 نفر می باشد. ابزار گرد آوری اطلاعات در این پژوهش را در یک پرسشنامه محقق ساخته تحت عنوان (اثر بخشی مدیران) که برای تعیین اثر بخشی مدیران توسط معلمان مربوطه تکمیل می گردید و دیگر یک تست (مقیاس عزت نفس آیزنک) برای تعیین عزت نفس مدیران که توسط خود مدیران پاسخ داده می شود تشکیل می دهد.
روش تحقیق در این بررسی همبستگی است و برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی استفاده شده است.
نتایج به دست آمده عبارتند از :
1- بین عزت نفس مدیران و اثر بخشی آنان رابطه معنا داری وجود دارد.
2- بین اثر بخشی مدیرانی که عزت نفس بالا دارند و مدیرانی که عزت نفس پایین دارند تفاوت معنی دار وجود دارد.
3- بین اثر بخشی مدیرانی که عزت نفس بالا دارند با مدیرانی که عزت نفس متوسط دارند تفاوت معنی داری وجود ندارد.
4- بین اثر بخشی مدیرانی که عزت نفس متوسط دارند با مدیرانی که عزت نفس پایین دارند تفاوت معنی دار وجود دارد.
نتایج به دست آمده گویای این واقعیت است که هر چه عزت نفس مدیران بالاتر باشد ، اثر بخشی آنان بیشتر است و برعکس. وهمچنین بیشتر مدیران مدارس تقریبا از عزت نفس بالایی برخوردار می باشند.
فصل اول
مقدمه تحقیق
مدیریت اثربخش احتمالا عامل اصلی در کشورهای توسعه یافته و مورد نیازترین عامل برای کشورهای در حال توسعه است. (پیتردراکر)[1]
هر سازمانی برای تحقق هدف یا هدفهایی بوجود می آید و تمامی کارکردها و وظایفی که برای نقش های مختلف در سازمان پیش بینی می شود به منظور تحقق همین هدفهاست.
عصر کنونی دوره شتابنده غیر قابل پیش بینی است. سازمانها برای مقابله با تهدیدات محیطی و استفاده از فرصت های احتمالی ، ناچارند ظرفیت ها و توانمندیهای دورنی خود را بشناسند. نقاط ضعف را ترمیم و به تقویت نقاط قوت بپردازند. سازمانها نباید در انتظار موج باشند ، بلکه باید خود منبع موج وتحول گردند و در جهت بهبودی خود بکوشند تا بتوانند پاسخ گوی نیازهای جدید تمدن امروزی باشند.
مهمترین عاملی که می تواند تحقق هدفهای سازمان را تعیین نماید اثر بخشی سازمانی است که این اثر بخشی به میزان زیادتر در گرو اداره موثر سازمان توسط مدیران سازمان می باشد. در هر صورت میزان اثر بخشی ارتباط مستقیمی با عملکرد مدیر دارد و هنگامی که رفتار مدیر در جهت تحقق هدفها و نتایج مطلوب باشد می گوییم اثر بخشی تحقق یافته است. لذا ملاک اثر بخشی معمولا رفتاری است که مورد ارزشیابی قرار می گیرد.
در میان سازمانهای اجتماعی مختلف ، مدرسه از جایگاه و اهمیت خاصی برخوردار است و به جهت ماهیت فعالیتها و اهداف آموزش و پرورش ، جامعه توجه و حساسیت خاصی نسبت به مدرسه و نحوه اداره آن نشان می دهد و همواره فعالیت ها و عملکرد مدرسه را تحت نظارت و ارزشیابی مستقیم قرار می دهد و در مورد آنها قضاوت می کند.
نظام آموزشی همواره به دنبال یافتن مناسب ترین ملاکهای گزینش مدیران مدارس و ارزشیابی از رفتار آنان بوده است تا از آن طریق با بکارگیری رهبران آموزشی واقعی بتواند معلمان را در انجام هر چه بهتر خدمات آموزش و پرورش یاری دهند.
در طول صد سال گذشته بسیاری از روانشناسان این نظریه را پذیرفته اند که انسان دارای نیاز به عزت نفس است وارزشیابی شخصی از خویشتن مهمترین عامل موثر در روند رشد روانی است. بنابراین نیاز به عزت نفس یا خود ارزشمندی یا احترام به خود از جمله نیازهای طبیعی انسان است. زمانی که نیاز به احترام به خود ارضاء شود ، انسان احساس خوشایندی از اعتماد به نفس و خود ارزشمندی ، توانایی ، قابلیت ، لیاقت، و کفایت پیدا می کند و وجود خود را در زندگی مفید و موثر می داند. میزان رضایت از خود یا ارزشی که انسان برای خود قائل است ، اهمیت بسیار زیادی در رفتار و پویایی دورنی فرد دارد و بیشتر صاحب نظران برخورداری از عزت نفس(ارزیابی مثبت از خود) را به عنوان عامل مرکزی و اساسی در سازگاری عاطفی – اجتماعی افراد می دانند.
با این مقدمه محقق قصد دارد در این پژوهش عزت نفس و رابطه آن با اثر بخشی مدیران را مورد بررسی قرار دهد.
1-1 بیان مساله : انسان ها از نظر خصوصیات روانی ، جسمی ، رغبت ها ، و استعدادها با هم تفاوت هایی دارند. ارزشیابی شخصی از خویش اثرات برجسته ای در جریان فکری، احساسات، تمایلات ، ارزشها و هدفهای وی دارد که کلید فهم رفتار اوست. برای شناخت کیفیت روانی افراد و پی بردن به روحیات او باید به طبیعت و میزان عزت نفس و معیار قضاوت وی درباره خویشتن آگاهی یافت. انسان تمایل به داشتن عزت نفس را امری ضروری وا ساسی می داند. هیچ کس نمی تواند نسبت به داوری خود درباره خویشتن بی تفاوت باشد. انسان آنچنان مشتاق و نیازمند به داشتن نظر مثبت و مناسب درباره خویش است ، به گونه ای که ممکن است حقایق را تحریف یا انکار نماید. (کروکر48،35،25،1993) [2]
انسان نمیتواند خود را از محدوده ارزشها آزاد ساخته و خویشتن را از آن معاف دارد ، هر انسانی خود را براساس معیارهای معینی می سنجد و به هر اندازه که نتواند خود را با آن معیارها وفق دهد به همان اندازه حس ارزشمندی و احترام نسبت به خویش جریحه دار می شود. اگر انسان در انجام وظیفه تفکر و استدلال ناکام شود ، شایستگی خویش در امر زیستن را کاهش می دهد و نمیتواند احساس ارزشمندی خود را نگاه دارد. عزت نفس متضمن خودبیانگری در شناخت می باشد و با آن توام است ، که بوسیله عادت به تفکر و قضاوت و تنظیم رفتار بر طبق آن تجلی می کند. (اسمال و دیگران 602،1993)[3]
از طرفی مدیریت در کلیه سازمانها ، دولتی و خصوصی ، اهمیت دارد. این مدیریت است که نسبت به دیگر علوم و فنون ، در قرن بیستم مقام و موقعیت برجسته یافته و شیوه ها و تکنیک های مدیریت ، بخصوص آهنگ رشد سریعتری داشته اند.
مدیرت از موضوعاتی است که در طول هزاران سال ، همواره مورد توجه خاص و بحث انگیز بوده است و اینکه مطالعات حول مدیریت همچنان ادامه دارد ، مبین این حقیقت است که مدیریت واجد جنبه ها و پیچیدگی های ویژه است.
و در این میان نظام آموزش و پرورش سنگ زیر بنای توسعه اجتماعی ، اقتصادی سیاسی و فرهنگی هر جامعه است و مدیریت آموزشی در مقایسه با سایر مدیریت ها از ویژگی و حساسیت خاص برخودار است ، در نظام آموزشی به طور کل و مدرسه بطور خاص ، مدیر هسته اصلی به شمار می رود و ویژگی های شخصیتی او در کامیابی کل سازمان اثر می گذارد. اثر بخشی مفهوم پیچیده ای است که به طرق گوناگون تعریف شده و متناسب با هر تعریف قابل اندازه گیری و ارزیابی است.
توتر[4] اثر بخشی را چنین تعریف می کند:«اثربخشی فرایندی چرخشی و مداوم است که از طرح برنامه شروع و شامل تمام فعالیت هایی است که هم در جهت دستیابی به اهداف سازمان است و هم تعیین می کند که انجام آن تا چه اندازه خوب و مطلوب صورت گرفته است.(شیرازی ،25،1373)
آنچه مسلم است اثر بخشی سازمان در گرو اثر بخشی مدیرریت است و میزان اثربخشی ارتباط مستقیمی با عملکرد مدیر دارد و هنگامی که رفتار مدیر در جهت تحقق هدفها و نتایج مطلوب سازمانی باشد می گوییم اثر بخشی تحقق یافته است.
لذا شناسایی ویژگی های مدیر می تواند به مراجع تصمیم گیرنده جهت انتخاب مدیران مدارس کمک کند ، روی این اساس ، این تحقیق با هدف بررسی میزان عزت نفس مدیران و رابطه آنان صورت پذیرفته است.
1-2- ضرورت و اهمیت تحقیق
اکثر نظریه های روانشناختی کلاسیک و معاصر معتقدند که همه افراد نیاز فزاینده و فراگیری به عزت نفس بالا دارند. عزت نفس یکی از جنبه های مهم کلیت آدمی است که در دنیای فاعلی، معنی دار و از ارزشمندی بسیاری برخوردار است. افراد عزت نفس را با پایدار سازی مفهوم واقعیت حفظ کرده و با درونی ساختن ارزشهایی که توصیف کننده اعتقادات آنها است زندگی می کنند ، هر فرد بطور فزاینده به عزت نفس بالا نیازمند است. زیرا عزت نفس هسته مرکزی ساختارهای روانشناختی اوست که وی را در برابر اضطراب محافظت نموده و آسایش خاطر وی را فراهم می کند.
«بین تهدید روانی و عزت نفس رابطه معکوسی وجود دارد ، بدین معنی که با افزایش عزت نفس شدت و میزان تهدید روانی کاهش می یابد و با کاهش عزت نفس تهدید روانی افزایش می یابد».
نتایج تحقیقات و مطالعات انجام گرفته بر روی عزت نفس ، به نقش اساسی عزت نفس در رابطه با سازگاری عاطفی، هیجانی و شناختی تاکید کرده اند و عزت نفس پایین را به منزله یک عامل مستعد کننده ناراحتی ها و اختلالات روانی قلمداد نموده است. در راهنمای تشخیصی و آماری بیماریهای روانی از عزت نفس پایین بعنوان نشانگان فرضی ، چندین اختلال در دوران کودکی و بزرگسالی نام برده شده است.(بیابانگرد،26،1379)
محسنی در را بطه با افراد با عزت نفس بالا می گوید:« افراد با عزت نفس بالا در برخورد اشخاص و موقعیت ها ، انتظار موقعیت و مورد پذیرش بودن دارند ، نسبت به ادراکات و قضاوت خود اطمینان دارند و اعتقاد دارند که کوشش و تلاش آنها در حل مسائل ، موفقیت آمیز خواهد بود نگرش مثبتی که نسبت به خود دارند موجب می گردد تا عقاید خود را بپذیرند و هنگامی که در برابر عقاید متفاوتی قرار می گیرند به قضاوت خود اعتبار بخشیده و به آن اطمینان داشته باشند چنین نگرش مثبتی موجب می شود تا عقاید جدید را نیز مد نظر قرار دهد. » (محسنی ، 273،1375)
مدیریت در هر سازمان عامل تلفیق کننده ، بارور سازی و بهره دهی منابع و امکانات مادی و نیروی انسانی موجود در جهت دست یابی به هدف های سازمانی است. مدیریت ار آموزش و پرورش نیز این وظیفه را بر عهده دارد، با این تفاوت که اهمیت و حساسیت نتیجه کار او به مراتب بیشتر است و اثرات نحوه کارکرد نیز مهم و قابل توجه است.( گنجی ،1370، 305)
جامعه به نظام آموزش امکانات و سرمایه می دهد و در مقابل انتظار دارد که نظام آموزشی نیازهای حرفه ای را بر آورده سازدو افرادی مفید تحویل جامعه دهد. پاسخ گویی به نیازها و انتظارات جامعه مستلزم تحقق هدفهای آموزشی است. که مبین آرمانهای آن جامعه می باشدو تحقق هدفهای آموزشی نیز مستلزم اقر بخشی سازمانی و آن دیز در گرو اداره اثر بخشی است. اگر مدیر مدرسه نتواند کارکرد ها و وظایف پیش بینی شده خود را بطور موثر درجهت تحقق اهداف به انجام رساند علاوه بر مدرسه ها جامعه نیز زیان می بیند و حتی عدم اثر بخشی مدیر مدرسه در سطح وسیع می تواند به بحرانهای اجتماعی بیانجامد.
بنابراین برای نظام آموزشی جامعه حائز اهمیت است که به اثر بخشی مدیران توجه نمایند و درصدد شناسایی و بکارگیری شاخص هایی برآیند که در افزایش اثربخشی مدیریت مدارس موثر واقع گردد.
«مدیریت آموزشی ، باید از عناصر مطلع ، آگاه و پژوهشگر و مدبری انتخاب شوند که در عین حال از استعدادها و زمینه های مناسب شخصیتی برخوردار باشند. (گنجی، 307،1370)
با نظر به این مقدمات این تحقیق، پیرامون رابطه عزت نفس مدیران و اثر بخشی آنان در مدارس ابتدایی دخترانه صورت پذیرفته است.
1-3- اهداف تحقیق
1- شناسایی میزان عزت نفس مدیران مدارس راهنمایی
2- شناسایی میزان اثر بخشی مدیران مدارس راهنمایی
3- شناخت رابطه عزت نفس مدیران با اثر بخشی آنان در مدارس راهنمایی
1-4- فرضیه های تحقیق
فرضیه اصلی :«بین عزت نفس مدیران و اثربخشی آنان در مدارس راهنمایی رابطه معنی داری وجود دارد.»
فرضیه های فرعی:
1-« بین اثربخشی مدیرانی که عزت نفس بالا دارند با مدیرانی که عزت نفس پایینی دارند تفاوت معنی داری وجود دارد.»
2- « بین اثر بخشی مدیرانی که عزت نفس بالا دارند با مدیرانی که عزت نفس متوسطی دارند تفاوت معنی داری وجود دارد.»
3- « بین اثر بخشی مدیرانی که عزت نفس متوسط دارند با مدیرانی که عزت نفس پایینی دارند تفاوت معنی داری وجود دارد.»
1-5- تعریف متغیرهای اصلی تحقیق
الف) متغیر مستقل : عزت نفس مدیران
ب) متغیر وابسته : اثر بخشی مدیران
ج) متغیرهای کنترل : جنسیت ، مقطع و محل خدمت
1-6- تعریف مفاهیم و اصطلاحات کلیدی
عزت نفس: از نظر ربر[5] عزت نفس[6] عبارتست از:« میزان ارزشی که شخص برای خود قائل است».
و منظور از عزت نفس نمره ای است که از مقیاس عزت نفس آیزنک به دست می آید.
اثر بخشی : عبارت است از « میزان موفقیت در تحقق هدفها و یا انجام ماموریتها.»(درک فرنچ و هسیر ساور ،46،1371)
اثر بخشی مدیران : اثر بخشی مدیران بر مبنای انجام موفقیت آمیز وظایف محوله و تحقق هدفهای سازمان و رضایت زیر دستان و رعایت نظام ارزشی جامعه تعیین می شود.
در این تحقیق اثر بخشی مدیران با استفاده از پرسشنامه اثر بخشی که توسط معلمین تکمیل می گردد به دست می آید.
مدیران اثر بخش: « به زعم دانشمندان چنانچه مدیران مدارس بتوانند اهداف مناسبی انتخاب کنند یا کارها و وظایف را به درستی انجام دهند تا منجر به دستیابی اهداف شود، مدیران اثربخشی هستند.» (نیکنام ، 18،1375)
فصل دوم
بررسی مطالعات پیشین
مقدمه
میزان رضایت از خود یا ارزشی که انسان برای خود قائل است ، اهمیت بسیار زیادی در رفتار درونی فرد دارد ، و بیشتر صاحب نظران برخورداری از عزت نفس را بعنوان عامل مرکزی و اساسی در سازگاری عاطفی – اجتماعی افراد می دانند.
نیاز فرد به احترام، عشق و با ارزش بودن از جانب دیگران ، نیاز آموختنی است و جزء خود پندار می باشد و با قسمت اعظمی از تجارب فرد همراه است.
این نیاز یک نیاز دوجانبه است. به این معنی که اگر فردی نیاز دیگران را به احترام و نظر مثبت ارضاء کند ، لزوما نیاز خود وی به نظر مثبت ارضاء می شود و فرد از برآورده شدن آن احساس خوشنودی می کند. بنابراین ارضاء این نیاز در دیگران ، آنقدر قوی است که فرد ممکن است آن را بر تجارب مثبتی که در جریان تحقق نفس احساس می کند ، ترجیح دهد.
از نظر مازلو « ارضای نیاز به عزت نفس با احساساتی از قبیل اعتماد به نفس ، ارزش ، قدرت ، لیاقت، کفایت و مفید و مثمر ثمر بودن در جهان منتهی خواهد شد اما بی اعتنایی به این نیازها موجب احساساتی از قبیل حقارت ، ضعف ، و درماندگی می شود. این احساسات به نوبه خود به وجود آونده دلسردی و یاس اساسی خواهند بود و یا اینکه گرایشهای روان نثر نداند یا جبرانی را بوجود خواهد آورد. (اسلامی نسب ، 46،26، 1373)
بنابراین به موضوعات خود ، خود پنداره ، عزت نفس و اثر بخشی خواهیم پرداخت و در پایان تحقیقاتی که پیش از این انجام شده را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 52 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 50 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
پیشگفتار 1
1- اهداف 2
2- پیشینه ی تحقیق 4
3- روش تحقیق 6
3- ارتباط بین ساختار خانواده بر ابراز محبت و پیامدهای رفتاری جوانان و نوجوانان 7
3-1 وضعیت اقتصادی: 8
3-2 اجتماعی سازی: 9
3-3 استرس 10
3-4 رفاه روانشناختی مادری: 11
4- مقایسه ی میزان مهرورزی در بین خانواده های دارای فرزند خوانده، دو والدی تنی، مادر تنها، پدر خوانده و مادر خوانده 12
4-1 بد نام سازی به عنوان یک فاکتور کلیدی: 14
4-2 اجتماعی سازی توسط دو والد به صورت بهینه: 15
4-3 تحقیق طلاق و والدین ناتنی: تقدم روابط تنی: 16
4-4 تاثیر فرایند های خانواده: 17
4-5 اهمت ساختار خانواده در پیش بینی رفاه روانی، مهرورزی و کیفیت روابط اعضای خانواده: 18
5- مهرورزی در سیره امام موسی کاظم(ع) 21
6- موانع مهرورزی 34
7-نتیجه گیری 35
منابع 39
چکیده
بدون شک ابراز مهر و محبت به شیوه های مختلف صورت می گیرد و فقط یک موضوع عاطفی و روانی نبوده و به تمام جنبه ها و زوایای زندگی یک فرد مربوط می شود. بنابراین ابراز محبت می تواند به شکل های مختلفی بروز نماید که مشخص ترین آن تاثیر روانی و عاطفی است، اما درصد بسیار زیادی از ابراز محبت می تواند به صورت جنبه های مادی باشد. باید توجه داشت که ابراز محبت باید در تمام جنبه های آن مورد توجه قرار بگیرد، چه مادی و چه معنوی. این تحقیق علاوه بر جنبه های مادی و معنوی ابراز محبت که معمولاً به صورت آگاهانه در خانواده ها بروز می کند مواردی را که به صورت غیر آشکار می تواند بر ابراز محبت در خانواده تاثیر داشته باشد مورد بررسی قرار می دهد. به عنوان مثال نقش ساختار خانواده در میزان ابراز محبت و یا تاثیر خانواده های مشکل دار در میزان ابراز محبت و بالعکس (یعنی تاثیر محبت و مهرورزی بر روی ساختار خانواده و بهبود روابط) مورد بررسی قرار گرفته است.
والدین بر فرزندان خود به روشهای گوناگون اثر می گذارند، مکانیسم های مختلفی که ممکن است اثرات ساختار خانواده بر پیامد های رفتاری فرزندان را نشان دهد، بیشمار است. با این وجود چهار مکانیسم اولیه که در منابع مختلف درباره ی آنها بحث شده است عبارتند از: وضعیت اقتصادی، اجتماعی سازی والدین، استرس کودکی و رفاه روانشناختی مادری.
چهار دیدگاه تئوریک باعث فرضیه هایی درباره اینکه آیا ساختارهای خانوادگی از یکدیگر متفاوتند و اگر هستند چگونه، شده است. یک دیدگاه این است که بدنامی فاکتور کلیدی است که منجر به پیامد های توصعه ای ضعیف می شود.
خانواده های فرزند خوانده رفاه کمتر و کیفیت روابط ضعیف تری نسبت به خانواده های واقعی نشان می دهند. مادر خوانده ها بیان می کنند که بچه های آنها بیشترین مشکلات برون سازی را دارند.
دومین دیدگاه این است که اجتماعی سازی توسط دو والد بهینه است. اگر این مسئله درست باشد، باید انتظار داشت که خانواده های تک والدی بدتر از سایر چهار نوع دیگر باشند. مشخص شده که مادران تنها رفاه کمتری نسبت به مادران متاهل داشتند. آنها در روش های سازگار از سایر خانواده ها متفاوت نبودند و بچه ها در خانواده های مادر تنها هیچ تفاوتی در رفاه یا سایر روابط در مقایسه با سایر خانواده ها گزارش نداده اند.
سومین دیدگاه بر تقدم روابط تنی با دو والد تاکید دارد. بر اساس این دیدگاه می توان انتظار داشت که خانواده های تک والدی ، والد ناتنی و فرزند خوانده در مقایسه با خانواده هایی که دو والد متاهل که با فرزندان تنی خود زندگی می کنند، ناقص هستند. یافته های تحقیقی حمایت محدودی برای این دیدگاه ایجاد می کند.
دیدگاه چهارم اهمیت فرایند های خانواده در همه ساختار های خانواده را بیان می کند و بیان می کند که ساختار خانواده در پیش بینی رفاه و کیفیت روابط و میزان مهرورزی و کیفیت روابط نسبتاً غیر مهم است.
پیشگفتار
مهر و محبت یکی از برترین و باارزش ترین گوهرهای وجودی انسان بوده و مهروزی اساس شکل گیری و انسجام جوامع انسانی را تشکیل می دهد. در سایه ی مهر و محبت انسان ها روابط سالم با یک دیگر برقرار کرده و امکان پیشرفت جامعه ی خود را فراهم می آورند. بدون شک وجود مهر و محبت در یک جامعه اطمینان و اعتماد افراد به یک دیگر را افزایش داده و با کاهش تنشها و مشکلات ناشی از آن، تمام توان انسان صرف نیکوکاری و پرداختن به همنوعان خواهد شد.
وجود مهر و محبت و مهرورزی در یک خانواده از مهمترین ویژگی های یک خانواده ی موفق و سالم می باشد. برقراری روابط محبت آمیز بین والدین و همچنین بین والدین و فرزندان و بین فرزندان با یکدیگر می تواند اطمیانی برای پیشرفت کودکان باشد. چرا که کودکان در سایه ی مهر و محبت می توانند جدای از استرس ها وتنشها و نگرانی ها به فعالیت پرداخته و استعداد های خود را شکوفه کنند. با توجه به اهم مهروزی و نقش خانواده در ابراز مهر و محبت ، این تحقیق به بررسی این موضوع پرداخته است.
1- اهداف
بدون شک خانواده، مهمترین و بینیادی ترین نقش را در شکل گیری افکار، عقاید، نگرش ها، رفتار، شخصیت و نحوه ی زندگی و عملکرد هر فرد دارد. اولین و مهمترین آموزشهایی که به هر یک از افراد بشر در طول تاریخ داده شده است در درون خانواده شکل گرفته. پدر و مادر به عنوان اولین آموزگاران بشریت، منش ها و اخلاق را به کودک آموخته اند و شخصیت او را تا حد زیادی شکل داده اند. افرادی که در کودکی از مهر و محبت خانواده برخوردار بوده اند، تحت حمایت خانواده توانسته اند به یک جهانبینی دقیق و صحیح دست یابند و مراحل پیشرفت را طی کرده، باعث ترقی جامعه ی خویش شوند.
مهر و محبت خانواده و تاثیر آن بر پیشرفت فردی و اجتماعی و همچنین تاثیر خانواده در گسترش مهرورزی و تمایل افراد برای ابراز محبت، موضوعی است که در این پژوهش مورد نظر بوده است.
بدون شک ابراز مهر و محبت به شیوه های مختلف صورت می گیرد و فقط یک موضوع عاطفی و روانی نبوده و به تمام جنبه ها و زوایای زندگی یک فرد مربوط می شود. بنابراین ابراز محبت می تواند به شکل های مختلفی بروز نماید که مشخص ترین آن تاثیر روانی و عاطفی است، اما درصد بسیار زیادی از ابراز محبت می تواند به صورت جنبه های مادی باشد. باید توجه داشت که ابراز محبت باید در تمام جنبه های آن مورد توجه قرار بگیرد، چه مادی و چه معنوی. این تحقیق علاوه بر جنبه های مادی و معنوی ابراز محبت که معمولاً به صورت آگاهانه در خانواده ها بروز می کند مواردی را که به صورت غیر آشکار می تواند بر ابراز محبت در خانواده تاثیر داشته باشد مورد بررسی قرار می دهد. به عنوان مثال نقش ساختار خانواده در میزان ابراز محبت و یا تاثیر خانواده های مشکل دار در میزان ابراز محبت و بالعکس (یعنی تاثیر محبت و مهرورزی بر روی ساختار خانواده و بهبود روابط) مورد بررسی قرار گرفته است.
2- پیشینه ی تحقیق
ارتباط بین ساختار خانواده و پیامدهای اخلاقی و رفتاری وهمچنن نحوی تاثیر این ساختارها بر نوع زندگی آینده ی افراد جوان زیاد مورد سوال قرار نگرفته است (McLanahan & Sandefur, 1994; Wu, Cherlin, & Bumpass, 1997). برای بررسی میزان تاثیر عوامل مختلف روحی روانی و یا مادی خانواده بر روی فرزندان میتوان از مقایسه ی ساختارها ی مختلف خانواده گی و تاثیر این ساختار ها استفاده نمود. بررسی ها نشان داده که خانواده های تک والدی یعنی خانواده هایی که یکی از والدین (پدر یا مادر) با انها زندگی نمی کنند می تواند ارتباط زیادی با رفتار های مشکل دار جوانان داشته داشته باشد (Dornbusch et al., 1985; Steinberg, 1987). (البته باید توجه داشت که در زندگی بسیار پیچیده ی انسان عوامل و شرایط بسیار متنوعی دخالت دارند که می توانند این نتایج را دگرگون کنند اما در یک جامعه ی آماری می توان تا حدود زیادی احتمال تاثیر هر موضوع را بررسی کرد.) همچنین این نوع ساختار تک والدی خانوادگی ارتباطی تگاتنگ با مشکلاتی مانند استفاده جوانان از مواد مخدر، الکل و تنباکو (Covey & Tam 1990; Stern, Northman, & Van Slyck, 1984)، خود باوری پایین (Parish, 1991)، ترک مدرسه (Astone & McLanahan, 1991)، سن پایین در هنگام ترک خانه (Goldscheider& Goldscheider, 1993) و فعالیت جنسی زود هنگام (Tornton & Camburn, 1987; Wu. 1996) داشته است.
به این علت که والدین بر فرزندان خود به روشهای گوناگون اثر می گذارند، مکانیسم های تئوریک که ممکن است اثرات ساختار خانواده بر پیامد های رفتاری فرزندان را نشان دهد، بیشمار است. با این وجود چهار مکانیسم اولیه که در منابع مختلف درباره ی آنها بحث شده است عبارتند از: وضعیت اقتصادی، اجتماعی سازی والدین، استرس کودکی و رفاه روانشناختی مادری.
3- روش تحقیق
با توجه به گسترده بودن اطلاعات و تحقیقات انجام شده در جنبه های مختلف خانواده و اهمیتی که این موضوع در دنیای امروزی دارد، می توان از مقالات علمی جدید برای بهبود روابط خانواده و ارتقاء سطح کیفیت روابط خانواده گی استفاده کرد. وجود اطلاعات و مقالات بی شمار در زمینه ی خانواده باعث می شود، تفکیک یک موضوع خواص و بررسی دقیق آن احتیاج به جمع آوری تعداد بسیار زیادی از این گونه مقالات علمی داشته باشد. از این رو در این تحقیق از تعداد 28 منبع علمی جهت تکمیل اطلاعات استفاده شده است. این تحقیق به روش کتابخانه ای انجام شده است و از مجلات علمی مختلف استفاده شده است. این مقالات بیشتر از کتابخانه های دانشگاه تهران و تربیت مدرس و همچنین از سازمان ملی جوانان تهیه شده و بعد از مطالعه دقیق آنها موضوعاتی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم با مهرورزی ارتباط داشته است انتخاب شده. موضوعات دسته بندی شده و بعد از تکمیل آنها و بیان دیدگاه ها نتیجه گیری در مورد موضوع بیان شده است.
| دسته بندی | بیمه |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 230 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 87 |
چکیده:
در این تحقیق سعی شده است به این سؤالات پاسخ داده شود که در گذر از فضای دولتی حاکم بر صنعت بیمه کشور به سمت فضای رقابتی و به بیان دیگر گسترش خصوصی سازی و فراهم نمودن عنوان زمینه های آزادسازی در این صنعت، ترکیب دارایی ها و سرمایه گذاری های شرکت های بیمه ای، به چه نحو تغییر پیدا خواهد کرد. در این تحقیق فرض بر این است که آزادسازی و تسهیل مقررات به منظور حضور شرکتهای بیمه خصوصی فراهم می باشد و ما بدنبال تغییرات در ترکیب دارایی ها و سرمایه گذاری ها می باشیم.
در این پژوهش پس از بیان مفاهیم خصوصی سازی و اهداف آن، خلاصه ای از عملکرد شرکتهای بیمه دولتی ایران، البرز، آسیا و دانا را بررسی کردیم و همچنین به بررسی تجارت خصوصی سازی در کشورهای منتخب پرداختیم.
و نیز در ترکیب سرمایه گذاری ها پس از خصوصی سازی تلاش در جهت کاهش سرمایه گذاری به صورت موجود نزد بانکها، سرمایه گذاری در طرحهای پر بازده، عدم علاقه به سرمایه گذاری دولتی، علاقه به سرمایه گذاریهای خویش فرما، عدم علاقه به خرید اوراق مشارکت دولتی و علاقه به حضور پررنگتر در بورس دیده می شود.
فهرست مطالب
فصل اول: کلیات
1-1)عنوان تحقیق............................. 2
2-1)بیان مسأله.............................. 2
3-1)اهمیت انجام تحقیق....................... 4
4-1)اهداف تحقیق............................. 5
5-1)سؤالات تحقیق............................. 6
6-1)فرضیه های تحقیق......................... 6
7-1)روش انجام تحقیق......................... 6
8-1)روش جمع آوری اطلاعات..................... 6
9-1)محدودیت های تحقیق....................... 7
10-1)سازماندهی مطالب........................ 7
فصل دوم: ادبیات خصوصی سازی با رویکرد صنعت بیمه
1-2)مقدمه................................... 10
2-2)تعریف خصوصی سازی در صنعت بیمه........... 10
3-2)مکاتب اقتصادی و جایگاه بخش خصوصی........ 13
4-2)اهداف خصوصی سازی........................ 16
الف-کاهش حوزه فعالیت بخش دولتی.............. 17
ب-انتقال مالکیت و کنترل اقتصادی............. 18
ج)افزایش کارایی............................. 18
د)کاهش کسر بودجه و بدهی های مالی............ 19
ه)تعدیل سوبسیدها و اختلال قیمت ها............ 19
ز)افزایش رقابت.............................. 20
ح)ایجاد دلبستگی و علاقه در شاغلین شرکت ها.... 21
ط)گسترش بازار سرمایه........................ 21
ی)تأمین منافع مصرف کنندگان.................. 21
5-2)مراحل خصوصی سازی و ملاحظات مربوط به آن... 22
6-2)خصوصی سازی صنعت بیمه آثار اقتصادی خصوصی سازی صنعت 24
الف)نقاط ضعف صنعت بیمه...................... 25
ب)نقاط قوت صنعت بیمه........................ 26
ج)فرصت های خصوصی سازی....................... 26
د)تهدیدهای خصوصی سازی....................... 28
7-2)انواع مقررات نظارت بر شرکتهای بیمه ای... 30
الف- مقررات نظارت بر توانگری مؤسسات بیمه ای. 30
ب)مقررات نظارت بر بازار..................... 31
8-2)ضرورت نقش نظارتی بیمه مرکزی در شرایط خصوصی سازی صنعت بیمه 31
9-2)روشهای خصوصی سازی و بیان مشکلات عملیاتی صنعت بیمه کشور 32
الف)عرضه سهام واحد به بخش خصوصی............. 33
ب)فروش دارایی های واحدی دولتی............... 33
ج)ادامه روند شرکت های بیمه دولتی............ 35
11-2)مشارکت بخش خصوصی خارجی و نحوه فعالیت آنان در داخل کشور(مورد صنعت
بیمه)....................................... 43
12-2)تجربه چند کشور منتخب در امر خصوصی سازی با رویکرد صنعت بیمه 43
الف)تجزیه خصوصی سازی بیمه انگلستان.......... 43
ب)تجربه خصصی سازی بیمه در سری لانکا.......... 44
ج)تجربه خصوصی سازی بیمه در شیلی............. 47
د)تجربه خصوصی سازی بیمه در مصر.............. 49
هـ)تجربه خصوصی سازی بیمه در هند............. 51
13-2)نتیجه گیری............................. 53
فصل سوم: پیدایش صنعت بیمه و آثار اقتصادی آن
1-3)مقدمه................................... 56
2-3)پیدایش بیمه............................. 56
3-3)مفهوم بیمه.............................. 57
4-3)تقسیم بندی بیمه ها و اصول حاکم بر آنها.. 59
5-3)تفاوت مؤسسات بیمه اجتماعی و بیمه بازرگانی 62
الف-محاسبات حق بیمه......................... 62
ب-بیمه اتکائی............................... 62
ج-مقررات حقوقی.............................. 63
د-جنبه اختیاری بودن......................... 63
ه-تحصیل سود................................. 64
6-3)سیر تحول بیمه در جهان................... 64
الف)تاریخچه بیمه دریایی (باربری)............ 65
ب)تاریخچه بیمه آتش سوزی................. 66
ج)تاریخچه بیمه عمر...................... 67
د)تاریخچه بیمه حوادث.................... 68
7-3)نتیجه گیری.............................. 71
فصل چهارم: بررسی عملکرد شرکتهای بیمه دولتی و خصوصی در ایران
1-4)مقدمه................................... 71
2-4)معرفی نسبت های مالی و معیارهای سنجش عملکرد در تجزیه و تحلیل صورت های
مالی........................................ 71
3-4)تجزیه و تحلیل نسبت های مالی شرکتهای بیمه 76
4-4)بررسی عملکرد شرکتهای بیمه داخلی......... 78
5-4)نتیجه گیری.............................. 81
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات............ 83
1-5)خلاصه.................................... 83
2-5)نتیجه گیری.............................. 84
3-5)پیشنهادات............................... 87
1-1)عنوان تحقیق: بررسی آثار و پیامدهای خصوصی سازی صنعت بیمه بر
ساختار دارایی و سرمایه گذاری های شرکت بیمه
2-1)بیان مسئله:خصوصی سازی سیاسی اقتصادی در راستای ایجاد تعادل میان دولت و دیگر بخش های اقتصادی با هدف ایجاد شرایط رقابت کامل، افزایش کارآیی، افزایش سرمایه گذاری و بطور کلی برای نیل به اهداف مختلف اقتصادی می باشد. در یک دیدگاه کلی خصوصی سازی صنعت بیمه فرآیندی در جهت نیل به وضعیت تعادلی در فعالیت های بیمه ای بخش دولتی با ساز و کار بازار است. می توان ادعا نمود که سهم گسترده ای از فعالیت های بیمه ای در ایران در اختیار شرکت های با ساختار دولتی می باشد. در حالت دولتی، علاوه بر معیار سود که مورد توجه بخش خصوصی است به منافع اجتماعی فعالیت های اقتصادی نیز توجه می شود. با این توصیف اگر شرکتهای بیمه دولتی با ساختار فعلی بخواهند به شکل خصوصی درآیند بالطبع مدیریت سرمایه گذاری های این شرکت کاملاً متفاوت از حالت دولتی خواهند بود.
در این پژوهش سعی بر این است که بهترین ترکیب دارایی ها و سرمایه گذاری های شرکتهای بیمه در حالت خصوصی مشخص گردد. مؤسسات بیمه ای در قبال اطمینان خاطری که به مشتریان خود می فروشند مبالغی را از آنها دریافت می دارند و این مبالغ تا زمانی که یکی از مشتریان دچار حادثه ای نشده باشد نزد شرکتهای بیمه باقی میماند.
لذا همواره وجوه هنگفتی از حق بیمه های فروخته شده نزد آنان باقی می ماند. طبق آمار میانگین موجودی و سپرده های بانکی مؤسسات بیمه طی سالهای 71-61 بالغ بر 60% بوده است. بدین معنا که بیش از 60% موجودی نزد مؤسسات بیمه ای به هر علتی به صورت حسابهای جاری و یا پس انداز به سیستم بانکی سپرده می شود که غالباً به آنها سودهای بسیار اندک تعلق می گیرد. از طرف دیگر ساختار دولتی، شرکتهای بیمهای را موظف به خریداری اوراق قرضه ای می کند، اغلب هیچ بهره وری به آنها تعلق نمی گیرد. در بهترین حالت شرکتهای بیمه ای قادر به سرمایه گذاری در سهام سایر شرکتها هستند که در این حالت، هم سود اندکی پس از کسر مالیات به آنها تعلق می گیرد. و هم نتوانسته اند نقش مهمی در بازار سرمایه از حیث سرمایه و سرمایه گذاری داشته باشند.
ورود شرکت بیمه ای خصوصی که از مدیریت دارایی ها و سرمایه گذاری های مستقل بهره مند هستند بر حجم سرمایه گذاری ها و عملیات در بازار سرمایه مؤثر خواهد بود به طوریکه نحوه تخصیص وجوه از طریق شرکتهای بیمه خصوصی تجربه ای مفید برای شرکتهای بیمه دولتی محسوب می گردد. و این قبیل شرکت برای ادامه حیات خود در شرایط رقابتی ایجاد شده، نیازمند به یک بازنگری کلی در چگونگی تخصیص وجوه در دسترس خود و تعهد پرداخت های آینده خواهند بود.
3-1)اهمیت انجام تحقیق: توجه به روند خصوصی سازی در کشورهای در حال توسعه بیانگر آن است که این کشورها همانند کشورهای توسعه یافته صنعتی در دوران خاصی از رشد خود یعنی دوره خیز اقتصادی، نیازمند دخالت مقتدرانه دولت هستند. در این دوران دولت ها با سرمایه گذاری در بخشهای غیر سودآور ضروری و لازم جهت حیات اجتماع، رفاه جامعه را تأمین می کند و زمینه لازم برای ایجاد ثبات و امنیت اجتماعی که خود شرط لازم برای جذب سرمایه گذاری ها می باشد را ایجاد می کند. در بیشتر کشورهای در حال توسعه بدلیل ضعف ساختار دولتی و ضعف عمومی ساختار اقتصادی، دولت ها نمی توانند سیاست های خصوصی سازی و تقویت بخش خصوصی را به درستی و با نتایج منطقی به انجام برسانند. در کشور ما نیز به عقیدة کارشناسان، نبود زمینه های مناسب فرآیند خصوصی سازی، اجرای آن را در مراحل مختلف دچار مشکل نموده است.
اما در عین حال متوجه می شود که افزایش رقابت و کارآیی اقتصادی و استفادة بهینه از منابع تولیدی و از این طریق رسیدن به رشدهای بالاتر اقتصادی مستلزم خصوصی سازی صنایع کشور است.
صنعت بیمه کشور به عنوان یکی از نهادهای مالی کشور جایگاه ویژه ای را در پروسه خصوصی سازی داراست به طوری که عملکرد کارایی این صنعت در تخصیص وجوه در دسترس آن، محرک سایر بخشهای اقتصادی خواهد بود در واقع وجوه اندکی که توسط بیمه گذاران به شرکت های بیمه ای سرریز می شود، مبالغ هنگفتی را تشکیل میدهند که چرخهای بزرگ اقتصادی را به گردش در می آورند، دولتی بودن مدیریت و مالکیت شرکتهای بیمه ای ایران و عوامل غیر انگیزش سبب شده است که سهم عمده ای از این وجوه با نرخ سودهای اندک، به سیستم بانکی منتقل می شود. همنچنین بدلیل آماده نبودن بسترهای لازم نمی توان مستقیماً اقدام به خصوصی کردن شرکتهای بیمه ای دولتی نمود.
در این شرایط عملیاتی کردن ورود شرکت های بیمه ای خصوصی و میدان دادن به این شرکت و کمک به ایجاد فضای رقابتی سالم بین شرکتهای بیمه خصوصی و دولتی بر ساختار دارایی و سرمایه گذاری های شرکتهای بیمه دولتی مؤثر واقع می شود و نقش صنعت بیمه را در کنار دو بازار بورس و بانک که رئوس مثلث مالی هر جامعه را تشکیل می دهند، پر رنگ خواهد نمود.
4-1)اهداف تحقیق:هدف از انجام این تحقیق، یافتن یک ترکیب بهینه دارایی و سرمایه گذاری در حالت خصوصی شرکت های بیمه است. اصلی ترین هدف این تحقیق، ارائه یک نوع مدیریت سرمایه گذاری در شرکتهای بیمه ای که خصوصی شدهاند جهت ارائه راهکاری که ریسک را کاهش و بازده را به حداکثر برساند، عدم توجه به جنبه های خصوصی سازی می تواند عواقب نامطلوبی به دنبال داشته باشد به طوری که مزایای اقتصادی آن را تحت الشعاع قرار دهد. بنابراین به جهت یافتن یک طرح کامل و همه جانبه در خصوصی سازی صنعت بیمه توجه به تجربه خصوصی سازی بیمه در سایر کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته نیز توصیه می گردد.
5-1)سؤالات تحقیق: 1)تغییراتی که در ساختار دارایی و سرمایه گذاری شرکتهای بیمه در گذر از شکل دولتی به خصوصی لازم است تا در حد رقابتی در حالت خصوصی بازدهی مناسب داشته باشند کدامها هستند؟
2)چه تغییراتی در ساختار سرمایه گذاری شرکتهای بیمه جهت بازدهی مناسب پس از ورود به فضای خصوصی سازی لازم است؟
6-1)فرضیه های تحقیق:1)ترکیب سبد دارایی شرکتهای بیمه در گذر از شکل دولتی و خصوصی تغییر می کند.
2)نرخ بازده سرمایه گذاری های شرکت های بیمه در گذر از شکل دولتی به خصوصی افزایش می یابد.
7-1)روش انجام تحقیق:روش آماری مورد استفاده جهت آزمون فرضیه های تحقیق آزمون t تک نمونه می باشد.
که به منظور آزمون، یک فرضیه در خصوص میانگین جامعه انجام می شود.
رد یا قبول کردن فرضیه های تحقیق با مشخص شدن دامنه قابل قبول و دامنه غیر قابل قبول تحلیل پرسشنامه تنظیم شده صورت می پذیرد. تجزیه و تحلیل اطلاعات پرسشنامه به کمک نرم افزار SPSS صورت پذیرفت و کلیة اطلاعات استنباطی از طریق این نرم افزار استخراج می گردد.
8-1)روش جمع آوری اطلاعات:به منظور جمع آوری اطلاعات مورد نیاز برای آزمون فرضیه های تحقیق، پرسشنامه ای در قالب 24 سؤال تنظیم شد که در سطح مدیران ارشد شرکتهای بیمه ای دولتی و خصوصی توزیع گردید.
همچنین تهیه اطلاعات مربوط به نسبت های مالی و عملکرد شرکتهای بیمه خصوصی منتخب خارج کشور به کمک اینترنت و یا مراجعه به کتابخانه و پژوهشکدة بیمة مرکزی صورت پذیرفت.
1-9)محدودیت های تحقیق:محدودیت های انجام این تحقیق غالباً از منبع جمعآوری اطلاعات بوده است. اگرچه سعی بر این بوده است که پرسشنامه تنظیم شده بین کلیة مدیران ارشد توزیع گردد، اما پس از جمع آوری آنها مشخص شد تنها که تعدادی از پرسشنامه ها مفید بوده اند. همچنین آمارهای مربوط به عملکرد شرکتهای بیمه خارجی به راحتی قابل تهیه نیست و لذا در بخش آمارهای بیمه گران خارجی، آمار ارائه شده چندان با شرکتهای بیمه داخلی قابل مقایسه نیست.
10-1)سازماندهی مطالب:مطالب مندرج در این پژوهش در 5 فصل به شرح زیر سازماندهی شده است.
در فصل اول پس از بیان تعریف مسأله و اهمیت و ضرورت انجام تحقیق، هدف از انجام تحقیق حاضر بیان شده است و در این راستا سؤالات و فرضیات مرتبط با موضوع تحقیق عنوان گردیده است.
بدلیل آنکه موضوع این رساله به خصوصی سازی در صنعت بیمه مرتبط است لذا در فصل دوم ابتدا به بیان مفاهیم و تعاریف مرتبط با خصوصی سازی پرداخته شده است و سپس مفاهیم خصوصی سازی در صنعت بیمه مورد بررسی قرار گرفته است و پیرامون نقش نظارتی بیمه مرکزی در جریان خصوصی سازی، مشارکت بخش خصوصی داخلی و خارجی در خصوصی سازی و مشکلات عملیاتی خصوصی سازی در صنعت بیمه توضیحاتی ارائه گردیده است.
فصل سوم این رساله به بیان تاریخچة پیدایش بیمه در جهان و ایران می پردازد و در ادامه به بیان آثار اقتصادی و اجتماعی عملکرد صنعت بیمه پرداخته شده است. فصل چهارم در این فصل پس از معرفی نسبتهای مالی و معیارهای سنجش عملکرد شرکتهای بیمه به بررسی عملکرد شرکتهای بیمه داخلی پرداخته شده است.
فصل پنجم رساله در ابتدا خلاصه ای از آنچه در فصول گذشته انجام شده را بیان میکند و سپس به طور کلی نتایج تحلیل پرسشنامه را تشریح می کند و سپس پیشنهاداتی در خصوص چگونگی مشارکت بخش خصوصی در صنعت بیمه کشور و چگونگی نظارت نهادهای قانونی در این امر ارائه می گردد تا از این طریق موجبات افزایش بازده سرمایه گذاری های شرکتهای بیمه ای و متعاقباً افزایش نرخ رشد بازده اقتصادی کشور حاصل گردد.
1-2)مقدمه
خصوصی سازی یکی از دهها سیاست عمده دولت ها در جهت نیل به وضعیت مطلوب اقتصادی کشورها است که خصوصی سازی بیمه به عنوان یکی از راهکارهای اساسی در رسیدن به وضعیت مطلوب در این صنعت شناخته شده است. برای درک بهتر فرآیند خصوصی سازی صنعت بیمه برآنیم تا در این فصل به ادبیات خصوصی سازی با دیدگاه صنعت بیمه بپردازیم. مرحله اول این فصل تعریف خصوصی سازی در صنعت بیمه است که این مهم را از دید اقتصاددانان بررسی می نماییم و بطور خلاصه به بررسی نظر مکاتب عمده مورد خصوصی سازی مانند مکتب کلاسیک و مکتب افزایشی مکتب کیفری و نئوکلاسیک و پول گرایان و ساختار گرایان می پردازیم.
2-2)تعریف خصوصی سازی در صنعت بیمه
دیدگاه کلی خصوصی سازی صنعت بیمه فرآیندی است در جهت نیل به وضعیت تعادلی در ملیتهای بیمه ای بخش دولتها با ساز و کار بازار.
در خصوصی سازی بهینه می توان به مواردی مانند افزایش کارایی شرکتهای بیمه، هدایت پس انداز خانوارها به سمت فعالیتهای مولد اقتصادی، توسعه بازار سرمایه در اقتصاد کشور، گسترش مالکیت در بخش خصوصی، مشارکت وسیع مردم در فعالیتهای اقتصادی، کاهش درجه انحصار و افزایش رقابت بین شرکتهای بیمه ای اشاره نمود. البته نتیجه تمام موارد فوق الذکر نیل به توسعه اقتصادی پایدار و افزایش سطح رفاه اقتصادی جامعه است. با بررسی تجارت کشورهای دیگر در امر خصوصی سازی مشاهده می شود که اتخاذ سیاستها و تصمیم های مقطعی و شتابزده سبب رکود و یا توقف روند خصوصی سازی شده است. و بنابراین موقعیت کامل در رسیدن به اهداف خصوصی سازی مستلزم یک برنامه ریزی جامع و پیگیری بلند مدت و با ثبات است.
آنچه که در روند خصوصی سازی صنعت بیمه کشور مهم به نظر می رسد شناخت ظرفیتهای بالقوه بیمه ای کشور است. همچنین در کنار این مهم بررسی تجارت کشورهایی با ساختار اقتصادی مشابه در امر خصوصی سازی بی تأثیر نخواهد بود. اگرچه بحث خصوصی سازی در ادبیات جدید اقتصادی مورد توجه قرار گرفته است اما اقتصاددانان و مراجع ذینفع تعاریف گوناگونی از آنها ارائه می دهند که در ادامه به طور مختصر به برخی از آن تعاریف اشاره می شود.
بیس لی ولیتل چایلد خصوصی سازی را وسیله ای برای بهبود عملکرد فعالیتهای اقتصادی صنایع از طریق افزایش نقش نیروهای بازار می داند البته در صورتی که حداقل 50 درصد سهام دولتی به بخش خصوصی واگذار گردد.
ولجانوفسکی اینگونه خصوصی سازی را تعریف نمود است: انجام فعالیتهای اقتصادی توسط بخش خصوصی یا انتقال مالکیت دارایی ها به بخش خصوصی.
تعریف شوارتز: خصوصی سازی بدین شرح است: خصوصی سازی به معنای بوجود آوردن نظام اقتصادی جدید بر اساس بازار و در نتیجه دگرگونی و تحول در ابعاد مختلف اقتصادی می باشد: این دانشمند خصوصی سازی را برای کشورها با اقتصادی متمرکز فراتز از انتقال مالکیت و تعدیل در مقررات می داند که در تعریف خود به آن اشاره داشته است.
هندرسون خصوصی سازی را فروش مجوز تولید کالا و خدماتی که پیش از آن در اختیار دولت بوده به بخش خصوصی تعریف می کند.
باس (BOS) معتقد است که خصوصی سازی نشانه تعالی تفکر سرمایه داری و اعتماد به کارایی بازار در مقابل عدم اطمینان به کارایی بخش عمومی می باشد.
تامپسون معتقد است واژه خصوصی سازی روشهای متعدد و مختلفی برای تعمیر رابطه بین دولت و بخش خصوصی را شامل می گردد که از آن جمله زدملی کردن، فروش دارائی های متعلق به دولت، مقررات زدایی و یا حذف ضوابط محدود کننده و معرفی رقابت در انحصارهای دولتی و یا واگذاری تولید کالاها و خدماتی که توسط دولت اداره و تأمین مالی می شوند به بخش خصوصی هستند.
فرانک لیوسی، تعریف نسبتاً جامعی از خصوصی سازی بیان داشته است: خصوصی سازی به انتقال منابع و فعالیتهای اقتصادی از بخش عمومی به بخش خصوصی به عنوان یک سیاست کلی دولت اشاره دارد.
همچنین در دو دیکشنری اقتصادی اکسفورد و مک میلان تعاریف مختلفی برای خصوصی سازی ذکر شده: دیکشنری اکسفورد خصوصی سازی را انتقال مالکیت و کنترل دارایی ها و یا مدیریت آنها که قبلاً در اختیار بخش دولتی بوده به بخش خصوصی می داند بطوریکه آن اموال می تواند متعلق به دولت مرکزی و یا مراکز دولت منطقه ای باشد.
دیکشنری اقتصادی مک میلان خصوصی سازی را طیف وسیعی از سیاستها از قبیل فروش اموال دولتی تا واگذاری خدمات بخش عمومی مانند جمع آوری زباله به بخش خصوصی اطلاق می کند.
با توجه به تعریف فوق می توان فهمید که از دیدگاه هر دانشمند خصوصی سازی جنبههای متفاوتی را شامل می شود؛ اما آنچه که در کل از خصوصی سازی قابل برداشت است، خصوصی سازی در واقع کوچک کردن نقش دولت در اقتصاد و گرایش و حرکت به سوی اقتصاد و بازار است به بیان دیگر واجد شرایط بازداری کردن و باز نمودن درهای یک مؤسسه اقتصادی عمومی به روی نیروهای بازاری است. فرآیند باز شدن درها به مقدار قابل ملاحظه ای به سیاستهای کلی دولت و مقررات زدایی و ایجاد زمینه های آزادسازی مربوط است.
3-2)مکاتب اقتصادی و جایگاه خصوصی
در این قسمت از پژوهش به بررسی تحلیل و تحولات فکری، مکاتب و نظامهای اقتصادی در خصوص بخش خصوصی می پردازیم توضیح داده می شود که برخی مکاتب صرف حضور بخش خصوصی در اقتصاد را کافی می دانند و برخی دیگر صرفاً با دولتی کردت فعالیتها موافق هستند، البته گروهی هم این دو بخش دولتی و خصوصی را مکمل یکدیگر می دانند.
بعضی از این مکاتب عبارتند از مکتب کلاسیک، اتریشی، کینزی، نئوکلاسیک، پول گرایان، مکتب ساختار گرایان که در اینجا به توضیح برخی از آنها می پردازیم:
مکتب کلاسیک:وظیفه اصلی دولت را صرفاً در تأمین امنیت، عدالت و امور عمومی محدود می کند، آدام اسمیت عدم دخالت دولت در اقتصاد را سبب افزایش رقابت و کارایی در اقتصاد می داند. وی معتقد است مکانیزم آزاد و بدون مانع بازار سبب نیل به بالاترین سطح درآمد می شود و هرگونه سیاست اقتصادی دولت به منظور تأثیرگذاری بر میزان و ترکیب سرمایه گذاری ها هدف حداکثر سازی درآمد را مختل می کند. آدام اسمیت خود به بسیاری از کاستیها و نقایص بازار از جمله انحصار، تبعیض ها، تبانی در قیمت ها، توزیع نابرابر امتیازها و کاستیها در تضمین و اجرای عدالت اجتماعی متعارف بوده است. او لزوماً به این نتیجه نرسید که دخالت دولت در این موارد بر آزادی طبیعی ارجحیت دارد.
مکتب اتریشی:حضور دولت در اقتصاد به عنوان یک ابزار جهت فراهم آوردن زمینههای لازم جهت خصوصی سازی و رقابت توجه شده است. اگرچه رقابت کامل مورد توجه این مکتب نیست پیروان این مکتب بر اساس اصول ذکر شده خود، تفکر مبتنی بر اقتصاد رقابتی و تصمیم گیری فردی را اساس ظهور خلاقیت و پیدایش اختراعات و ابداعات دانسته و در نتیجه اقتصاد متمرکز را بدون انگیزه و علت کاهش دارائی های واحد اقتصادی دولت می داند، از این دیدگاه مطلب بازار رقابتی با بازار مبتنی بر تصمیم گیری های فردی انگیزه لازم برای خلق فعالیتهای نوآورانه و ابتکاری را فراهم می سازد که نتیجه آن شکوفایی اقتصاد و افزایش رفاه ملی خواهد بود؛ البته تمام پیروان مکتب اتریشی چه یک حد لیبرال نبوده اند و انعطاف پذیری نسبت دخالت دولت در امور اقتصادی در بین پیروان این مکتب یکسان نبوده.
با استفاده از موقعیتی که بحران مالی سال 1929 میلادی بوجود آورد حضور دولت در اقتصاد عاملی جهت کنترل نظام سرمایه داری و لیبرال معرفی شده و سبب پیدایش مکتب کنزی شد.
کنز علت اصلی رکود و بیکاری فزاینده در آن مقطع را نارسائی های مکانیزم بازار و نظام سرمایه داری معرفی نمود و اتخاذ سیاستهای بودجه ای و مالی توسط دولت را راه حل این معضل می دانست. در واقع طرفداران این مکتب موافق دخالت بخش عمومی به طور عمده در فعالیتهای اقتصادی هستند و نظریه های شکست بازار را بیان میدارند.
در مکتب نئوکلاسیکها برای دولت نقش دوگانه ای لحاظ شده است، بدین صورت که برخی پیروان این مکتب اگرچه دخالت دولت در اقتصاد را به منظور انجام وظائف متعارف خود لازم می دانند. از طرف دیگر معتقدند که دخالت دولت در فعالیتهای اقتصادی موجبات پیدایش پدیده رانت طلبی می شود لذا این مکتب بهترین گزینه جهت از بین بردن رانت طلبی را محدود به دخالت دولت در فعالیتهای اقتصادی به گونه ای که تنها حامی بخش غیر دولتی باشد.
پیروان مکتب پول گرایی:مخالف دولت بزرگ و دخالت دولت در اقتصاد بشمار میآیند آنها معتقدند علت اصلی بحران های سال 1929 نارسایی نظام لیبرال و سرمایه داری نبوده است بلکه ناشی از موانع و محدودیت هایی بوده که دولتها ایجاد کرده بودند و عملکرد آزاد قوانین بازار و ابزار درونی نظام لیبرال را مختل کرده بودند آنان معتقد بودند که پایداری از خصایص ذاتی بخش خصوصی است و رها کردن اقتصاد به حال خود پایدارتر از هنگامی خواهد بود که دولت در آن مداخله کند اما ساختار گرایان و مکتب آنان قطب مخالف نئوکلاسیکها در رابطه با رفتار و مکانیزم بازار هستند و با دخالت برنامه ریزی شده است در امور اقتصادی موافق هستند. طرفداران این مکتب اساساً برای دولت نقش تأمین کننده کالا و خدمات عمومی و توزیع عادلانه درآمد را در نظر گرفتند. لذا حضور دولت در اقتصاد از نظر پیروان این مکتب به عنوان ابزاری جهت ایجاد انعطاف پذیری ساختاری بویژه برای کشورهای جهان سوم معرفی گردیده است البته شاید بتوان نقش دولت حامی و دولت مولد را منظور هواداران این مکتب در نظر گرفت.
بنابراین مشاهده می شود در همه مکاتب فوق بجز مکتب کنز حضور دولت در اقتصاد را یا علت اصلی کاهش دارائی شمرده و یا محدود به انجام وظائف متعارف خود و البته برنامه ریزی شده می داند.
4-2)اهداف خصوصی سازی
در هر کشوری با توجه به سیستمهای اقتصادی متفاوت حاکم در جوامع، خصوصی سازی ابزاری است که اهداف متعارف را پیگیری می کند. بطوریکه در کشورهایی که دارای نظام و اقتصاد متمرکز و دستوری خصوصی سازی اهداف اولیه ای نظیر معرفی اقتصاد آزاد افزایش کارایی اقتصادی و گسترش درآمدهای دولتی را دنبال می کند. ناگفته پیداست که اهداف فوق الذکر نیازمند تعمیرات ساختاری مهم در چنین اقتصادهایی نظیر تعمیر در مدیریت و سازماندهی و آموزش نیروی کار ماهر و فراهم آوردن ارز لازم می باشد، تا نظام های کشور به کلی متحول گردد و مؤسسات و سازمانها و نهادهای وابسته به دولت به تدریج حذف و مکانیزم بازار جایگزین آن میشود.
در کشورهای جهان سوم خصوصی سازی واکنشی به گسترش حوزه فعالیتهای دولتی و اقدامی جهت ایجاد شتاب در فرآیند توسعه اقتصادی است. بطوریکه خصوصی سازی فرصتی مناسب برای پویا نمودن اقتصاد شمرده می شود.
اهداف خصوصی سازی در این نوع کشورها گسترش بازارهای مالی، افزایش کارایی و بازدهی تولید و افزایش کمیت کالاها و خدمات ارائه شده و مواردی از این قبیل میباشد.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 130 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 60 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: شخصیت انسانی ومعنی جوان
بخش اول: هویت یابی 2
بخش دوم: معنی جوان ونوجوان 4
درباره جوان 5
فصل دوم: بلوغ روانی واجتماعی جوان
بخش سوم: بلوغ روانی وجنسی جوان 7
رشد اجتماعی 10
فصل سوم: بررسی مشکلات سنی
بخش چهارم: بررسی مشکلات سنی 12
بخش پنجم: مشکلات ونیازهای دوره ی جوانی ونوجوانی 14
افسردگی 16
اضطراب 18
بخش ششم: اعتیاد درجوانان
نقش شخصیت دراعتیاد 20
اعتیاد وموادمخدردرنوجوانان 22
بخش هفتم: آسیب های اجتماعی دررابطه با جنس مخالف
الگوپذیری ورابطه با جنس مخالف 25
آسیب های اجتماعی دختر وپسر 26
فصل چهارم: نقش خانواده
بخش هشتم: هنجارهایی درتربیت 29
روش پرورش جوانان ونوجوانان 29
نقش خانواده 32
برخوردهای نامطلوب 33
بخش نهم: توصیه های بهتر برای ارتباط باجوانان 35
نکته ای به والدین(رشد اجتماعی) 37
پدرها ومادر ها حتماً بخوانند 37
بخش دهم: آسیب ها وموانع اجتماعی
پسران ایرانی شغل می خواهند 40
ازدواج 42
فراردختران عواقب ومشکلات آن 45
آسیب های اجتماعی فرار پسران 50
جوانان دیروز 55
ضمائم 60
‹‹بخش اول››
هویت یابی
(یکی ازوظایف مهم درتعلیم وتربیت یک نسل، یاری دادن آن برای یافتن هویت خویش است . روان شناسان، دوره نوجوانی یعنی حد فاصل بین 13 تا 18 سالگی را دوره حساسی برای یافتن هویت می دانند.درصورتی که نوجوان بتواند دراین مدت برای خویش تصویری رضایت بخش وامید آفرین بدست آورد، مراحل بعدی زندگی را با تعادل، پرشور وپرتحرک آغاز خواهد کرد. نوجوان درچنین وضعیتی قدم دردوره های جهانی خواهدگذاشت، به گونه ای که می داند چه می خواهد ومی داند که چه راهی پیش رو دارد وچه باید بخواهد. درصورت تحقق ناپذیری این هویت ، نوجوان دچار‹‹ آشفتگی نقش ›› خواهد شد. یعنی درمورد خود ونحوه رفتاری که می بایدداشته باشد ، دچار تردیدی می شود.درچنین صورتی، انتخاب یک الگوی مشخص برای او مشکل خواهد شد به همین لحاظ ممکن است هرچند صباحی، به رنگی وشکلی درآید.
درجوامعی که پیچیدگی وتنوع رفتاری، زیاد به چشم می خورد، الگوهای متعددی درمقابل نوجوان وجود خواهدداشت، که او را درانتخا ب یک یاچند الگو برای همانند سازی، یعنی انتخاب شیوه ای برای زیستن باالهام از آن الگوها، با مشکل مواجه می سازد.درجوامع ساده، مانند جوامع روستایی وعشایری، هویت یابی نوجوانان با مشکلات کمتری مواجه خواهد بود. دراین گونه جوامع معمولاً چند نوع شغل وشخصیت معدودبه منزله الگوهای قالبی درمقابل نوجوان قراردارند که نوجوان دربرخورد با مشکلات می تواندبا آنها همانند سازی کند. از این رو درجوامع ساده ایران به فراوانی با نوجوانان 14 یا 15 ساله ای روبرو می شویم که مانند مردان وزنان آن جامعه رفتار می کنند ودرجمع آنان وتقریباً همپای آنان رفتار کرده، اظهار نظر می کنند.
یکی از مسائل مهم درهویت یابی ، ‹‹ هویت یابی جنسی›› است.وقتی سخن از هویت یابی است، می باید نوجوان درمورد جنسیت خویش ونقش های مربوط به آن نیز به تصور روشنی دست پیدا کند. پسر باید به این نکته واقف شودکه مرد کیست وچه خصوصیاتی لازم است داشته باشد. دختر نوجوان نیز لازم است درمورد اینکه زن کیست وچه خصوصیاتی باید داشته باشد، به تصور روشنی باید برسد.)1
‹‹بخش دوم››
معنی جوانی ونوجوانی
مجموع فرازونشیب دوران زندگی بشر درسه مرحله خلاصه می شود: کودکی، جوانی، پیری.
جوانی منزل قوت ونیرومندی ایام زندگی است که از دوطرف محفوف به ضعف وناتوانی است ازطرفی ضعف ایام کودکی وازطرف دیگر ناتوانی دوران پیری.
بشردرپیمودن راه زندگی وطی کردن پستی ها وبلندی های آن مانند کوه نوردی است که یک روز دامنه ی فراز را می پیماید تاخود را به مرتفع ترین قله ی کوه برساند، وروز دیگر از دامنه ی نشیب عبور می کند تا با آخرین نقطه ی نزولی برسد.موقع پیمودن دامنه ی نماز، هرروزی که بروی می گذرد چشم اندازش وسیع تر می گردد، ونقطه ی تماشایی اش را بیشتر می بیند.
وقتی که برقله کوه قدم می گذارد به همه جا مسلط می شود وعالی ترین نازل را مشاهده می کنیم. برعکس موقع پیمودن راه نشیب، هرروزی که براو می گذرد چشم اندازش محدودتر می شود ونقاط تماشایی یکی پس ازدیگری پنهان می گردند تا بکلی همه مناظر زیبا از نظرش غائب می شوند. 1
درباره جوان
ایام جوانی رسیدن به مرتفع ترین وعالی ترین منازل زندگی است. دردیدگاه جوان مناظر زیبا وچشم اندازهای مطبوع ودل پسند، بسیار است. روح جوان لبریز از آمال وآرزو وسرشار از عشق وامید است.
ایام جوانی دوران درخشندگی وفروغ زندگی است. دوران سرور وشادمانی، دوران قوت وقدرت، دوران نشاط وامید، دوران کار وکوشش ودوران شور وهیجان.
علی علیه السلام فرموده اند: دو چیز است که قدر وقیمتشان را نمی شناسند مگر کسی که آن دو را ازدست داده باشد، یکی جوانی ودیگر تندرستی وعافیت است. در این حدیث علی علیه السلام نعمت جوانی را درردیف بزرگترین نعمت های الهی، یعنی صحت وسلامت آورده است وبه اندازه ای آنرا مجهول القدر دانسته که می فرماید تنها درموقع فقدان جوانی می توان به ارزش آن پی برد. 1
‹‹ بخش سوم››
بلوغ روانی وجنسی جوان
ازنقطه نظر روابط شخصی درخانه معمولاً سال های بین 12 تا 16 سالگی برای جوان ودیگر اعضای خانواده بسیار دشوار است. اغلب پدر ومادرها اوج این دوران را بین 13 تا 15 سالگی می دانند اما دراین دوره مشخصات به حد زیادی متغیر است. اولین تجلی تغییر جوان درخواست استقلال است. این مسئله دارای دامنه ی وسیعی است . نوجوان از کنترل وراهنمایی می رنجد و می خواهد درمورد خود فکر کند وچون فردی مستقل عمل نماید وآنچه را که نشان دهنده بچگی اوست می کند. آرزویش بزرگ جلوه کردن است. از قبول الگو ومعیار خانوادگی به عنوان تنها چیز قابل پذیرش سر باز می زند. درباره هر مطلب جزئی وبی ارزش زندگی روزانه به بحث می پردازذ. از 13 سالگی به بعد نوجوان می خواهد دوستان خویش را خود انتخاب کند. درانتخاب لباس اظهار رأی می کند درباره ی ضرورت وقت شناسی ودقت، زود خوابیدن، ظاهر تمیز، نظافت درمنزل، شرکت درکارهای عادی منزل و .... وهزاران مسئله ی روزمره که درهر خانواده بوجود می آید بحث کند مخصوصاً نسبت به هرچیزی که سبب تبعیض بین برادران وخواهران گردد زود رنج وآزرده خاطر می شود. نسبت به آزادی بچه های بزرگ تر رشک می برد واگر احساس نماید که والدین اجازه آزادی بیشتری به آنها می دهند حسادت می کنند ورنج می کشند. نوجوان وجوان درحال رشداحساس کینه ودشمنی می کنند اما درمورد بچه های کوچکتر معتقدند که والدین انها را بیشتر آزاد می گذارند وتوجه کمتری دارند. بنابراین جوان درگروه خانواده بین دو حد قرار گرفته واغلب احساس می کند که درخانواده مردود بوده ودرک نمی شود. بنابراین جوان مستعد پذیرش هستند واحساس می کنند همه سعی دارند کوشش واعمال آنها را جهت رسیدن به استقلال بی اثر کنند. تمام خانواده مایلند آنها را درهمان وضع نگه دارند. نوجوان از احساس اعتقاد به خود به دورند وبرای آنها درک هماهنگی حرکات با، سن وچگونگی تفاوتشان از دیگر مردم ویا احساس درستی یا نادرستی عملی مشکل است. هیجانات به علت تغییرات جسمی وروانی که جوان می گذراند، نامتعادل است. احساس جوان خیلی شدید است وهمیشه کاملاً جدی است. جوان مایل است تجربه جدید بیاموزد وسعی می کند زندگی را با دودست درچنگ گیرد.هنوز به مرحله ای نرسیده است که قادر باشد به آینده دور بنگرد. اما خواهان همه چیز درهمان لحظه است. بدون آنکه فکر کند، آیا آن لحظه برای آنچه که می خواهد درتحصیل آن بکوشد مناسب است یانه.
آنها کاملاً فاقد حضور ذهن هستند ومایلند به هرچیزی چون توپی درکنار دروازه حمله برند. یکی ازخواص آنها تمنای خلوص وصداقت برای خودشان ودیگران است. اما غالباً این تمنا منجر به بحث درباره ظرز تفکر آنها می شود که معمولاً سبب انتقاد می شود.
بزرگترها از آن چون نوعی گستاخی وبی تربیتی یا می کنند. یادآوریش خیلی مهم است که جوان تازه بالغ هرچند ناجور باشد نسبت به پدر ومادر خود عشق می ورزندوبه آنها بیشتر ازقبل نیاز دارندوپس از یک صحنه تند خویی که معمولاً ازهیچ ناشی می شود ومنجربه بیرون رفتن طوفان جوانی ازاتاق وکوبیدن درمی گردد. غرور خودرا به کناری گذاشتن ومعذرت خواستن مشکل است وبرای والدین توصیه می شود. این کارعاقلانه نیست. درخیلی ازمواقع بهتر است پس ازمدتی به اتاق بچه رفت ومثل معمول شب بخیر گفت . درغیر او خیلی غمگین بوده وممکن است نتواند بخوابد. برخورد صبح روزبعد باید با تبسم معمول همراه باشد. اغلب نوجوانان فقط محبوسند ومشتاقانه درآرزوی رفع اختلاف وآشتی هستند. بعضی پدر ومادرها اگر نادان ونا آگاه باشند، بچه ها را درموقعیتی قرارمی دهند که نمی توانند به راحتی روابط خوب خود را بدون تحقیر علنی خودشان درمحفل خانوادگی ازسرگیرند شاید بچه ها پیش پدر ومادراهمیت زیادی به تحقیرشدن ندهند، اما تحقیر دربرابر برادرها وخواهر ها غیر قابل تحمل است.
رشد اجتماعی
رشد اجتماعی به تدریج صورت می گیرد و در دوره ی جوانی به کمال نسبی می رسد. یک جوان که از نظر اجتماعی رشد یافته است: خود کفا و مستقل است. میانه رو و معتدل است. مسئولیت پذیر است. با گذشت و افع کننده است. صبور و شکیبا است آینده نگر، امیدوار و خوش بین است. اهل تعاون و همکاری است. زندگی را آسان می گیرد. گشاده رو، متواضع و خوش خلق است. از لحاظ اجتماعی، تحول نوجوان و جوان دلبستگی دارد به اینکه در چه شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی رشد نموده باشند، زیرا محیط های اجتماعی درساخت فکری و شخصیتی آنها تأثیرات مختلف به جای می گذارند. در دوره جوانی، علی رغم رفتار و ظاهر کاملاً متغایر، والدین بیش از همیشه در زندگی نوجوان مطرح هستند. آنها خانه ای محکم و استوار را مهیا می سازند که نوجوان با پذیرفتن خطر از آن جدا می شود اما می تواند در عین حال اطمینان خاطر داشته باشد که همیشه مکانی مطمئن و قابل تحمل برای بازگشت وجود دارد اتفاقاً، آنچه که والدین آن را بی احترامی نسبت به خود می دانند، تعریف و تمجید از آنهاست. والدین اعتراض می کنند که: برای دوستانت هرکاری می کنی، اما نوبت به ما که می رسد ما را خیلی دست کم می گیری. بله، دقیقاً همینطور است.اگرچه دوستان متفاوتی می آیند و می روند و دوستی های او بسیار ناپایدار است، اما خوانواده هر گز از بین نمی رود و عشق والدین به فرزند، بسیار به اثبات است.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 89 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 45 |
فصل یکم
سوالات یا فرضیه 5
فرضیه 5
تعریف متغیرها 6
تعریف عملیاتی 9
جامعه آماری 9
نمونه تحقیق 10
نوع تحقیق 10
روش نمونه گیری 10
ابزار اندازه گیری 10
طرح پژوهش و روش تجزیه و تحلیل 11
یافته های پژوهشی 11
مقدمه 12
جامعه آماری معلمین مشهد 12
جدول سوالات پرسشنامه 13
جدول آماری یک 15
جدول آماری دوم 16
جدول آماری سوم 18
جدول آماری چهارم 19
جدول آماری پنجم 20
جدول آماری ششم 21
جدول آماری هشتم 22
جدول آماری نهم 23
جدول آماری دهم 24
جدول آماری یازدهم 25
جدول آماری دوازدهم 26
جدول آماری سیزدهم 27
جدول آماری چهاردهم 28
جدول آماری پانزدهم 29
جدول آماری شانزدهم 30
جدول آماری هفدهم 31
جدول آماری هیجدهم 32
جدول آماری نوزدهم 33
جدول آماری بیستم 34
بیان مسئله پژوهش 35
تجزیه و تحلیل داده ها 39
محدودیت پژوهش 39
پیشنهاد و کاربردهای پژوهشی 40
چکیده تحقیق :
بالا بودن جمعیت جوان کشور این واقعیت مهم را گوشزد می کند که برای فراهم آوردن اثری مناسب جهت رشد این گروه سنی در همه جهات زندگی همه ما مسئول و معتقدیم . بنابراین لازم است والدین ، معلمان ، استادان ، مدیران نهادهای آموزشی و پرورشی و بطور کلی همه مسئولان کشور مهمترین و اساسی ترین وظایف خود را پیرامون رفع نیازهای ضروری و آینده این قشر عظیم متمرکز سازند روشن است که اگر حرکات تفکرات و تصمیمات بسیار متفاوت نوجوانان و جوانان امروز در مسیر و جایگاه منطقی خود قرار نگیرند ممکن است این امر عواقب و عوارض وخیمی را به دنبال داشته باشد مقابله با ناهنجاری های رفتاری دانش آموزان از اهمیت زیادی برخوردار است دانش آموزان که گرفتار نارسایی اخلاقی و رفتاری هستند به کمک و یاری نیاز دارند لذا بایستی ریشه های این نارسائیها شناسایی شده و راههای کاهش و نهایتا درمان آنها مشخص گردد .
پرخاشگری که به صورت رفتارهای پرخاشگرانه مشخص می شود ناشی از محرومیتها و کمبودهای فرد می باشد محیط و افرادی که فرد با آنها در ارتباط است نقش موثری در این فرآیند دارند هدف از این پژوهش شناخت عوامل موثر در پرخاشگری دانش آموزان ابتدایی و غیر روشهای مناسب جهت تعدیل این رفتار می باشد .
در این تحقیق به عوامل متعددی نظیر نقش والدین وضع اقتصادی خانواد ه سطح سواد آنها و روابط خانوادگی و شیوه رفتار دانش آموزان با همکلاسیها و معلم مورد توجه قرار گرفته است وبیشتر مطالعاتی که تا کنون انجام شده مربوط به عوامل ایجاد و تداوم پرخاشگری می باشد گاهی پرخاشگری حالتی هیجانی دارد و برای جلب توجه و یا هنگام خشم و ابزار می شود یا استفاده از اقدامات منطقی و منظم می توان پاسخهای پرخاشجویانه را از طریق رههای غیر مستقیم به رفتاری مطلوب تبدیل کرد نقش معلم در این فرایند از اهمیت ویژه ای برخوردار است و چون پرخاشگری از راه تقلید قابل یادگیری است لذا معلم و همکلاسیها می توانند نقش مناسبی را ایفا نمایند .
مقدمه :
بالا بودن جمعیت جوان کشور این واقعیت مهم را گوشزد می کند که برای فراهم آوردن اثری مناسب جهت رشد این گروه سنی در همه جهات زندگی همه ما مسئول و معتقدیم و با توجه به اینکه کودکان سرمایه های ارزشمند و سازنده آینده جامعه هستند ارضائ نیازهای کودکان بطور مناسب راهنمایی و مشاهده کودک را ضرورت می بخشد و غفلت در رنج مشکلات آنان خسارات جبران ناپذیری به بار می آورد .
هدف کلی این آموزش آشنایی با مفهوم پرخاشگری منشا و چگونگی کنترل آن است و همچنین پرخاشگری یک غریزه است که به طور کلی نمی توان آن را از بین برد باید به دانش آموزان و والدین آنها یاد داد که چگونه پرخاشگری خود و فرزندان خود را در راه مثبت ارضا کنند .
و همچنین پرخاشگری که به صورت رفتارهای پرخاشگرانه مشخص می شود ناشی از محرومیتها و کمبودهای فردی می باشد و محیط و افرادی که فرد با آنها در ارتباط است نقش موثری در این فرایند دارند که پرخاشگری آنها را به نحوه صحیحی کنترل کنند و روشهای درست و منطقی در اختیار فرزندان آینده جامعه قرار دهند تا ما شاهد جامعه ای سالم و خوب باشیم .
بیان مساله پژوهش
با توجه به مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات مربیان سوالات زیر را عنوان نموده ام تا بتوانیم از طریق این سوالات پی ببریم که فرزندها تا چه اندازه پرخاشگر هستند تا از طریق استدلالهای منطقی میزان پرخاشگری آنها را در رابطه با محیط اطراف کودک والدین کودک و ناکامی کودک تماشای فیلمهای خشونت آمیز و امسال آنها و میزان پرخاشگری که در آنها هست کم کنیم .
با توجه به اینکه کودکان سرمایه های ارزشمند و سازنده آینده جامعه هستند جهت ارضاء نیازهای کودکان بطور مناسب راهنمایی و مشاهده کودک ضرورت می بخشد و غفلت در رنج مشکلات آنان خسارات جبران ناپذیری به بار می آورد لذا با توجه به تفاوتهای فردی کودکان و شناخت ویژگیهای عاطفی و رفتار آنان برای حل تعارضات و رسیدن به سلامت شخصی و رشد مطلوب و شکوفایی استعداد کودکان را یاری رسانیم تا به جای پرخاشگری و ارعاب در آنها ، اعتماد به نفس و احساس امنیت و نیاز به خود شکوفایی و رضایت از زندگی به وجود آوریم ایجاد پرخاشگری در کودکان با عوامل گوناگون مرتبط است که با شناسایی آنها می توانیم کمک های لازم را به دانش آموزان مربیان و خانواده های آنان بنماییم .
هدف کلی تحقیق :
پرخاشگری یک غریزه است و بطور کلی نمی توان آن را از بین برد باید به دانش آموزان کمک کرد تا پرخاشگری خود را در راههای درست و مثبت ارضاءکند هدف از این تحقیق یافتن مشکلات دانش آموزان پرخاشگر و ارائه راه حلهای مناسب برای بهبود رفتار به آنان است و شناسائی عوامل پرخاشگری دانش آموزان و پرداختن به طریق اصلاح آن .
آگاهی از علل پرخاشگری و عوامل ایجاد کننده آن آگاهی از رابطه رفتار والدین با هم و تاثیر آن در پرخاشگری کودکان آگاهی از راههای پیشگیری از پرخاشگری کودکان آگاهی از چگونگی رفتار معلمان با دانش آموزان ، آگاهی از وضعیت اقتصادی خانواده و رابطه آن با میزان پرخاشگری ،آگاهی از وضعیت میزان آشنایی والدین با مسائل تربیتی با میزان پرخاشگری آگاهی از چگونگی رفتار دیگر افراد و هم سالان با این شاگردان آگاهی از ریشه و علل پرخاشگری در کودکان ،آگاهی از اصلاح رفتار پرخاشگرانه در کودکان .
با توجه به مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات مربیان سوالات و فرضیه های زیر را عنوان نموده ام .
1-آیا الگو های محیط اطراف کودک در بروز پرخاشگری موثر است .
2-چگونه می توان رفتار پرخاشگرانه را اصلاح کرد .
3-ناکامی و عدم ارضای نیازهای کودک چه تاثیری در رفتار کودک دارد .
4-آیا آشنایی والدین با مسائل تربیتی با میزان پرخاشگری ارتباط دارد .
5-آیا تماشای صحنه های خشونت در بروز پرخاشگری موثر است .
6-برخورد نامناسب اطرافیان در پرخاشگری دانش آموزان مورد مطالعه تا چه میزان موثر است .
7-برخورد نامناسب معلم تا چه میزان پرخاشگری دانش آموزان مورد مطالعه را تشدید می کند .
8-عدم آشنایی والدین با مسائل روانشناسی تا چه میزان در تشدید پرخاشگری موثر است.
فرضیه :
با توجه به مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات فرضیه زیر را عنوان نموده ام .
1-خانواده پرخاشگر 2- جدا شدن والدین از هم 3- تشویق و تنبیه شدید 4- نداشتن تفریحات سالم .
به این نتیجه رسیده ام که اکثر دانش آموزان پرخاشگر از خانواده هایی هستند که بسیار پرخاشگرند و هم چنین تشویق تنبیه شدید حمایت از فرزندان در هنگام نزاع با همسالان در پرخاشگری او بسیار موثر است .
کودکانی که پدرو مادرشان از هم جدا شده اند و بد دهانی والدین و نداشتن تفریحات سالم از عواملی هستند که در پرخاشگری موثر است .
1-ضعیف ا قتصادی 2- وضعیت فرهنگی 3- آشنایی والدین با مسائل تربیتی .
پس از انجام این مراحل به این نتیجه رسیدم که اکثر دانش آموزان پرخاشگر از خانواده هایی هستند که از وضعیت اقتصادی ضعیف برخوردارند .
و همچنین از نظر فرهنگی رشد نکرده اند والدین آنها با مسائل تربیتی آشنایی نداشته اند لذا در اینگونه خانواده ها تنبیه بدنی و تبعیض بین کودکان اعمال می شود .
تعریف متغیرها :
در این تحقیق اصلاحاتی مانند هم چون پرخاشگر ، تغییردفاع ، هیجان ، ناکامی فشار روانی ، پاداش ، تنبیه و ……… تعریف شده است .
تنبیه :
خشن ترین و نامطلوب ترین روش تغییر رفتار است تنبیه عبارت است از ارائه یک محرک آزار دهنده و به دنبال یک رفتار نامطلوب برای کاهش احتمال وقوع مجدد آن رفتار .
پرخاشگر :
به فردی اطلاق می شود که تمایل به حمله کردن و مبارزه طلبی دارد و رفتار او بر خلاف کسی است که از خطر با مشکلات می گریزد .
مشاهده :
نوعی توجه آگاهانه است و یکی از بهترین روشهای مهم شناخت در مطالعات و تحقیقات به شمار می رود و از طریق آن به شناخت و ارزیابی رفتار دانش آموزان دست پیدا می کن .
نزاع والدین :
بحث و گفتگو شدید که بعضی مواقع بازد وخورد همراه است و کودکان مشاهده گر این صحنه است و به عنوان الگو از آنها پیروی کرده و خلق و خوی پرخاشگرانه پیدا می کند .
تبعیض :
بعضی را به بعضی دیگر ترجیح دادن تبعیض قائل شدن افراد از نظر نژادی مذهبی ، جنسی.
رفتار خصمانه و تهاجمی : رفتار خصمانه و تهاجمی واکنش به ناکامی و سرکوبی امیال است که زاییده تعامل پیچیده بین وضعیت محیطی و تغییرات بیوشیمیایی و عوامل فرهنگی و پاسخهای آموخته شده است که به صورت ضرب و جرح و آزار واذیت و تخریب و صدمه زدن به دیگران بروز می کند .
مسائل تربیتی :
هر آنچه را که ما انجام می دهیم یا دیگران برای ما انجام می دهند تا ما را به کمال طبیعتمان نزدیک کنند و به عبارتی پروردن و آموختن
دفاع :
عبارت است از مکانیزم ناهنجار که به وسیله آن تن خود را از آسیب ها ما با تاثیراتی که برای تمامی ارگانیزم خطرناک به نظر می رسند جدا می سازد .
هیجان :
یک حالت برانگیختی که توام با فعالیت یک غریزه است که بدن را به سرعت به فعالیت وا می دارد یا به مشابه پاسخی معین به یک محرک خاص تعریف کرد
فشار روانی :
نظام نیروهای درونی خواه معنوی خواه روانی است که بدن را خسته فرسوده می کند .
جبران :
یکی از مکانیز های دفاعی خود است که مشخصه آن رفتاری است که به منظور متوازن سازی متقابل کمبودی و احتمالی یا خیالی طرح ریزی می شود .
تعریف عملیاتی :
اضطراب : پریشان شدن ، لرزیدن ، پریشانی ، بی تابی .
انگیزش : تحریک ، ترغیب ، تحریض .
پاداش : مزد ، سزاء ، جزای عمل .
اختلال رفتار : بد زبان ،مخرب ، غیر قابل پیش بینی ، غیر مسئول ریاست طلب ،دعواگر موزی ، حسود ، بی اعتقاد ( خلاصه نقطه مثبتی ندارند که دیگران بسوی آنها جلب شوند .)
پالایش : تخلیه هیجانی برای کنترل رفتار پرخاشگرانه .
افسردگی : نگران بودن ، دلهره داشتن از دست دادن اعتماد به نفس بی قراری ،آسوده نبودن ، مشغله فکری داشتن ، اخلاق ناشی از رفتار روانی : استرس هیجانی رفتار آشفته بی قراری ترس وحشت زدگی درماندگی در افراد وجود دارد .
تنبیه : محروم کردن از یک محرک خوب کتک زدن فرصت ندادن دوباره .
جامعه آماری :
معلمین ناحیه چهار آموزش و پرورش شهر مشهد که تحقیق روی آنها انجام می شود که تعداد مدرسه ی ابتدای آنها بالای 100 تا مدرسه بود و تعداد معلمین که در آن ناحیه تدریس می کردنند بالای 1000 نفر بودند .
نمونه آماری :
آزمودینهای پژوهش از میان معلمین آموزش و پرورش ناحیه چهار مشهد بودند که تعداد کل معلمینی که به پرسشنامه نظر خواهی درباره دانش آموزان در این پژوهش پاسخ دادند حدود 100 نفر از معلمین بودند که آنها را به طور تصادفی که دارای مدرک فوق دیپلم و بالاتر و دارای سابقه تحصیلی بالای 8 سال بودنند انتخاب کردیم. نوع تحقیق :
نوع تحقیق توصیفی است چون این روش شرایطی را بیان می کنند و هدف آن تجزیه و تحلیل شرایط موجود است مثل جمع آوری نظرات معلمین .
روش نمونه گیری :
روش نمونه گیری تصادفی است چون مدارس را به طور تصادفی انتخاب کرده و معلمین را نیز به طور تصادفی از میان آنها انتخاب کرده ایم .
ابزار اندازه گیری :
ابزار پژوهش پرسشنامه ای با عنوان پرسشنامه نظر خواهی از معلمین شامل 20 سوال بود که در آن از معلمین خواسته شد تا نظر خود را نسبت به میزان پرخاشگری دانش آموزان به صورت یک مقیاس درجه بندی از خیلی زیاد تا زیاد و متوسط و کم در مقابل هر سوال مشخص کنند .
چند نمونه از سوالات در زیر آمده است .
1-آیا الگوهای محیط اطراف کودک در بروز پرخاشگری موثر است .
2-ناکامی و عدم ارضای نیازهای کودک چه تاثیری در رفتار کودک دارد .
3-چگونه می توان رفتار پرخاشگرانه را اصلاح کرد و غیره ………
شیوه جمع آوری از طریق مطالعات کتابخانه ای بوده و پس از انتخاب پرسشنامه نظر خواهی آنها را در اختیار معلمین قرار دادیم تا آنها به طور طبیعی به فرم های ارزشیابی پاسخ دهند و معلمین پس از پاسخ دادن به سوالات به صورت خیلی زیاد و زیاد و متوسط و کم جواب دادند و آنها را از طریق روش آماری و گرفتن میانگین آن سوالات به طریق رسم جدول فراوانی و توزیع درصد رسم نمودار مورد محاسبه قرار دادیم .