| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 14 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 15 |
پس اعتماد به نفس یعنی ایمان داشتن فرد به توانایی ها و استعدادهای خود و احساسات افتخارآمیز و مثبت او نسبت به خود. اعتماد به نفس در حالت چهره ای , رفتار , طرز صحبت کردن و حرکت افراد مشخص و مشهود است.
افراد دارای اعتماد به نفس بالا برخورد باز و گشوده ای با دیگران دارند ,انتقاد پذیر ند. راحت اشتباهات خود را می پذیرند و توانائیهای خویش را باور دارند. احساس ارزشمندی را هم نسبت به خودشان، و هم نسبت به دیگران دارند.
اراده و پشتکار در اعتماد به نفس نقش بسیار مهمی دارد . اراده و اختیار هر انسان به خود او بستگی دارد؛ یعنی هر چه در زندگی روزانه , فعالیتهای خود را واقع بینانه تر مورد ارزیابی قرار بدهیم و خود را مطابق با واقعیت
بسنجیم و خودگوئی های مثبتی داشته باشیم، اراده ما محکم تر و اشتباهات ما کمتر خواهد شد ؛ در نتیجه با اعتماد به نفس بیشتری که به دست میآوریم ,جهت دهی فعالیتهایمان بهتر میگردد.
فرد متکیبهنفس، چون شناخت درستی از خودش دارد و نقاط ضعف و قوت خود را میداند، برای رفع نقصها، تلاش بیشتری میکند و هرگز احساس کوچکی و حقارت نخواهد کرد.
در قرآن کریم و روایات اهلبیت علیهم السلام هم تأکید زیادی بر احترام به خویشتن و عزیز شمردن خویش گردیده، تا جایی که عزت نفس، مایه کرامت و بزرگی برشمرده شده و خودکمبینی، مایهی هلاکت و سقوط انسان معرفی شده است.
اعتماد به نفس هر فرد، بر روی کیفیت زندگی او تاثیر بسزایی دارد و چگونگی احساس هر کس نسبت به خود، بر نحوه زندگی اش اثر می گذارد. افرادی که احساس می کنند از نظر دیگران دوست داشتنی و دل نشین هستند، قطعاً روابط اجتماعی بهتری دارند، در مواقع نیاز به دوستان و خانواده کمک و حمایت می رسانند و همین حمایت از دیگران، آنها را به این باور می رساند که می توانند مشکلات را از سر راه بردارند و اهداف شان را تحقق بخشند.
عوامل موثر بر اعتماد به نفس
همه ما در شرایط و موقعیت هایی از زندگی، مشکلات عدم اعتماد به نفس را تجربه کرده ایم. این مشکلات خصوصاً در دوران نوجوانی که شخص، خود و جهان اطراف را می شناسد،
بیشتر آشکار می شود. اما از آنجایی که خودانگاره هرکس با گذشت زمان تغییر می کند، پس اعتماد به نفس فرد هم ثابت نمی ماند و در طول زندگی تغییر می نماید ؛ بنابراین می توان اعتماد به نفس را بهبود بخشید.
برای دستیابی به یک اعتماد به نفس سالم دو مساله را باید در نظر گرفت:
۱ـ نظر و رفتار دیگران نسبت به شخص چگونه است؟
۲ـ خود او، خویش را چگونه می بیند؟
این دو مساله بر اعتماد به نفس افراد بسیار تاثیر می گذارد . والدین، معلمان، مربیان و... به ویژه در دوران کودکی در شکل گیری دیدگاه هر فرد نسبت به خودش، نقش مهمی را ایفا می کنند. اگر والدین یا معلمان بیشتر از آنکه کودک را تمجید و تحسین کنند، به انتقاد و عیب جویی از ویبپردازند، مسلماً این کودک نمی تواند اعتماد به نفس خوبی داشته باشد. همچنین در دوره نوجوانی که ارزش ها و عقاید نوجوان در حال شکل گیری است، نظرات پدر و مادر، معلم یا دیگر افراد در به وجود آوردن خودانگاره نوجوان بسیار موثر است. قطعاً اگر فردی که مورد قبول و احترام نوجوان است-مانند والدین یا معلمان- دائماً از وی عیب جویی کند، سبب تخریب اعتماد به نفس او می شود. گاهی هم ، گویی از درون به نوجوان القا می شود که توانایی انجام درست کارها را ندارد (بحران درونی) که این مساله هم به اندازه انتقاد و سرزنش دیگران بر اعتماد به نفس اثر تخریبی دارد.
انتظارات نابجا و غیرواقعی نیز می توانند اثر منفی بر اعتماد به نفس بگذارند. افرادی که توانایی های خود را می
شناسند و تحسین می کنند، از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند، ولی اگر احساس کنند که فاقد توانایی های درخور تحسینند، حتماً از اعتماد به نفس ضعیفی برخوردار می شوند. نکته حائز اهمیت این است که بیشتر مردم دارای توانایی ها و قابلیت های درخور تحسین و شایسته ای هستند، اما به دلیل خودانگاره منفی ای که از خود دارند، نمی توانند توانایی های خویش را ببینند.
درشکل گیری اعتماد به نفس دو دسته مانع وجود دارد:
موانع درونی : موانعی هستند که در باورها و طرز فکر هر شخص وجود دارند و کاملا قابل تغییر به دست خود
| دسته بندی | علوم سیاسی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 199 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 200 |
فهرست مطالب
عنوان
فصل اول- کلیات
پیشگفتار
مقدمه
تاریخچه مطالعاتی
طرح موضوع
چارچوب نظری: تالکوت
پارسونز
فرضیات و پرسشهای تحقیقاتی
اهداف تحقیق
اهمیت و ضرورت تحقیق
تعریف اصطلاحات تحقیق
فصل دوم
مرور متون مطالعاتی
خبر و تعریف آن
سبک های خبر نویسی
سه ضابطه خبر
نقدی به حقوق بشر
تاریخ روند آزادی مطبوعات
سوابق سانسور
پیدایی روزنامه در جهان غرب
انتشار روزنامه
دموکراسی و فضای باز سیاسی
تشکیلات صنفی و استقلال حرفه ای
جامعه مدنی
نقش دولت و جامعه مدنی در فرایند توسعه
دیدگاههای سنتی درباره نقش دولتو جامعه مدنی در توسعه
جامعه مدنی و روابط آن با جامعه سیاسی
تحولات توسعه ملی به سوی یک چارچوب نظری جایگزین
دیدگاه چند جامعه شناس در ارتباط با وسایل ارتباطی:
فردیناند تونیس
دیوید رایزمن
مارشال مک لوهان
تعریف فرهنگ
لزوم تحقیق در تعاریف فرهنگ
تعاریف فرهنگ از دیدگاه دایرةالمعارفهای مشهور جهان
فرهنگ از دیدگاه آنتونی گیرتز
عناصر فرهنگ
جامعه مدنی و مطبوعات
تحولات روزنامه نگاری در کشور های در حال توسعه
تاسیس اولین چاپخانه و روزنامه در ایران
تاسیس دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی
مسائل اجتماعی مطبوعات ایران
مطبوعات ایران در قرن بیستم
طبقه بندی روزنامه ها بر حسب جناح
تعریف جناح و جناح بندی
آغاز فصلی نوین در تاریخ مطبوعات ایران
گامی در تحدید آزادی مطبوعات در حاشیه طرح پیشنهادی مرکز
پژوهشهای مجلس شورای اسلامی درباره قانون مطبوعات
پیش نویس یک طرح موقت ارائه شده توسط مرکز پژوهشهای مجلس
پیش نویس طرح اصلاح قانون مطبوعات
روزنامه کیهان
روزنامه سلام
فصل سوم
جامعه آماری
شیوه نمونه گیری
ابزارهای اندازه گیری
روش جمع آوری اطلاعات
آزمون مجذور کی x
تعریف تحلیل محتوا
روش تحقیق
تحلیل محتوا، تحقیق درباره تاثیر ارتباط جمعی
شاخص ها و مراحل روش تحلیل محتوا
طرح
واحد بندی
نمونه گیری
رمز دهی (کد گذاری)
استخراج نهایی نتایج
معتبر سازی
نقاط قوت تحلیل محتوا
نقاط ضعف و معایب تحلیل محتوا
شروط عینیت، انتظام و عمومیت
شرط انتظام
موضوع عینیت و کیفیت
تعریف مقوله های تحقیق
فصل چهارم
ارائه و تجزیه و تحلیل داده ها
فصل پنجم
استنتاج
نتایج تحقیق
توصیه و پیشنهادات
ضمائم: جداول
جدول شماره 1. حلقه یک
(روزنامه های درجه اول تاثیرگذار و توقیف شده)
جدول شماره 2. حلقه دو.
پیشگفتار:
به همراه گسترش وسایل ارتباط جمعی و گسترش سوادآموزی، نیروی تازهای پای به صحنه گذاشته است که بدان افکار عمومی می گویند. این نیروی تازه که تجلی اراده و خواست مردم است، در تمام جهان به ویژه در کشورهای دارای نظامهای پارلمانی و مردمی نقش مهمی در شکل دادن به حوادث و رخدادهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، دارد و کمترل دولتی است که بتواند از رای سرپیچی کند و یا آن را به حساب نیاورد، این واقعیتی است که همراه با تحولات عظیمی که در جوامع بشری از جهت ارتباطی و تکنولوژیک، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در قرن بیستم رخ داده است.
افکار عمومی می تواند بر رفتار فردی، گروهی وسیاست دولت تاثیر بگذارد. بنابراین نقش افکار عمومی در عرصه های مختلف (علمی) پذیرفته شده است.
دانشمندان علوم سیاسی و تاریخ نویسان بیشتر به آن بخش از افکار عمومی علاقمند بوده اند که در زندگی سیاسی نقشی را ایفا کرده و یا می کند، براین مبنا آنها اساسا به افکار عمومی به عنوان تجلی افکار از جانب عموم مردم نگریسته اند که به دولت می رسد و دولت شرط عقل را در توجه به آنها می بیند.
ژان ژاک روسو، براین باور بود که همه قوانین در نهایت به افکار عمومی مبنی بوده است. و بیان آزادانه آن را سد اصلی در برابر حکومت استبدادی می دانست:
«جرمی بنتام» تاکید می کرد که قانونگذاران نمی توانند وجود افکار عمومی را نادیده بگیرند. از این جهت شناخت افکار عمومی و ارزیابی آن و راههای نفوذ و تاثیر گذاری بر آن یکی از نیازهای اساسی تمام دولتها و سازمانهایی است که با مردم و افکار عمومی سروکار دارند، دولتها به شناخت افکار عمومی نیازمندند تا بتوانند میزان حمایت مردم را از برنامه و سیاستهای خود ارزیابی کنند و تا حد ممکن مشارکت آنها را در کارها جلب کنند.[1]
سازمانها و ارگانهائی که با افکار عمومی سروکار دارند (مانند، رادیو، تلویزیون، و مطبوعات) به این شناخت نیازمندند، زیرا بدون این شناخت نمی توانند با مردم ارتباط برقرار کنند و تاثیر لازم را بر افکار عمومی بگذارند و برد آن نفوذ کنند، می گویند ارزش یک جامعه به کیفیت افکار عمومی آن جامعه بستگی دارد، یا به عبارت دیگر هر جامعه شایسته همان افکار عمومی است که داراست. ارزش افکار عمومی در یک جامعه ارزش تمامی آن جامعه است. لذا هر تاثیری نفوذی بر این افکار بایستی مدنظر داشتن ارزشهای حاکم انجام شود، گسترش افکار عمومی در جامعه های قدیمی بسیار کند بوده است. و به همین نسبت از حدت و شدت و بالنتیجه تاثیرگذاری بی بهره مانده است. در جامعه های جدید با ورود وسایل ارتباط جمعی به عرصه زندگی و اشاعه سریع اخبار و انعکاس بلامانع و منازع رخدادهای اجتماعی، افکار عمومی نیز به ویژه از طریق مطبوعات و ادبیات و رادیو و تلویزیون گسترش می یابد.
از آنجا که مطبوعات افقها را وسیع می سازند، دیدگاهها و جهان نگریها را وسعت میبخشند، استعدادها را شکوفا می نمایند مردم را سرگرم می کنند، و فزون خواهی را در میان مردم رواج می دهند، بنابراین همکاری و مشارکت را در پیش مردم ایجاد می کنند، لذا از طریق این مشارکت می توان به اهمیت و نقش مطبوعات در شکل دهی و نفوذ بر افکار و عقاید مردم پی برد. مطبوعات را در مقایسه با سایر وسایل ارتباط جمعی باید بهترین و نافذترین وسیله تاثیر بر افکار عمومی و اقناع خواسته های گروههای مختلف اجتماعی دانست. مطبوعات می توانند افکار عمومی را در قالبهای دلخواه خود درآورد.و به آن
شکل دهد. دولت را واژگون سازد. (ماجرای واترکیت که توسط روزنامه واشنگتن پست، افشا شد و به برکناری ریچارد نیکسون رئیس جمهور آمریکا منجر شد). و برروی کارآورد و بالاخره سازنده هر جامعه نو باشد.
این وسیله به قدرتمندترین وسیله ایجاد تفکر عمومی در قرون اخیر نیز هست. و چنانچه بتواند به رسالت حقیقی خود در تنویر افکار عمومی و آگاه ساختن آنها و قرار دادن اطلاعات صحیح به آنها عمل کند. می تواند بهترین نقش را در ساختن افکار عمومی سالم در جامعه ایفا کند، وقتی که وضع نامطلوب و یا یک کار غیرقانونی و خلاف از طریق مطبوات بر ملاء و افشا میشود، افکار عمومی علیه آن تهییج می گردد. و خواهان رسیدگی و پیگیری آن مورد و وضع خاصی می شود. و چونکه مطبوعات بازار انعکاس افکار سیاسی هستند، از طریق آنها عملکردها و خط مشی ها و هدفهای دولتها در معرض قضاوت و ارزیابی مردم قرار می گیرد و مفسران، موافقان، مخالفان و همچنین توده مردم، هر یک به رغم و سهم خود به اظهار نظر می پردازند، و از جمع بندی و یا تضارب افکار یک نظر کلی و واحد حاصل می شود. و حتی گاهی می بینم که مطالعه را روزنامه نگاران از واقعی نقل می کنند. و یا به ریشه یابی مساله ای می پردازند، در اماکن عمومی و یا تریبونهای مختلف و باشگاهها و کلاسهای درس نیز مردم به بحث درباره آن موضوع می پردازند و همه اینها تاثیر و نقشی است که مطبوعات در جهت دهی به افکار عمومی دارند.[2]
مقدمه:
امروزه پژوهشها و بررسی های ارتباطات جمعی بیشتر بر مبنای پیام های ارتباطی صورت می گیرند و مطالعات و تحقیقات در مورد وسایل ارتباطی صرفنظر از محتوای پیامها به سبب فرضی نمودار شدن نظریات مربوط به آنها هنوز مراحل مقدماتی را میگذرانند، و به همین دلیل مطالعات در تحقیقاتی که در زمینه مندرجات مطبوعات و محتوای برنامه های رادیویی و تلویزیونی و فیلمهای سینمایی صورت می گیرد از اهمیت و اعتبار خاصی برخوردار می باشند و در این میان پژوهشها و بررسی هائی که درباره محتوای مطبوعات انجام می شوند از اهمیت خاصی برخوردار میباشد.
ریشه تجزیه و تحلیل محتوا نیاز طبیعی انسان برای ادراک اطلاعات مربوط به محیط زندگی اجتماعی او بوده است و به همین دلیل قرنها پیش از آنکه تحت تاثیر نیازهای جدید علمی روشهای دقیق برای آن مشخص گردد به روش گوناگون مورد استفاده قرار می گرفته است.
بدون تردید از سالها قبل بر اثر فعالیتهای ادراکی و شعور انسانی تجزیه و تحلیل محتوا قلمرو خود را درزمینه مکالمات و مکاتبات پیدا کرده بود اما آنچه در تجزیه و تحلیل محتوا به عنوان یک اصل مدنظر قرار می گیرد این است که تجزیه و تحلیل منطقی – لغوی هر محصول لفظی باید افشاگر عقاید و یا رفتارها و گرفتارهای ذهنی گوینده آن باشد، بنابراین تجزیه و تحلیل محتوا از آغاز در قالب «منطق» ارتباط بین انسانها قرار میگیرد.
تحقیقی که پیش روی شماست، با استفاده از تکنیک تحلیل محتوای مقالات سیاسی دو روزنامه کیهان و سلام در سال 1377 می باشد.
روزنامه ها گاه چنان دارای قدرت اثرگذاری و ارتباطی می شوند که حکومتها بدان به مثابه ناظری هوشیار بر عملکردهای خود و نیز مردم آنها را به پلی پیوند دهنده بین آنها و حکومت قلمداد می کنند. انتصاب و مخابره رویدادها باید براساس مبنایی صورت گیرد و توجه به ارزشهای خبری نباید مورد غفلت قرار گیرد. زیرا بر اهمیت و حساسیت کار انتخاب کنندگان اخبار در تحریریه می افزاید.
بررسی و تجزیه و تحلیل میزان و ساختار پیامها و توجه به پروسه مبادله اطلاعات و اخبار امروزه، در جهان به عنوان یک شاخص پراهمیت برای وسایل ارتباط جمعی به شمار می رود، چرا که سعی و تلاش در راه تهیه و تدوین، پردازش و انتقال پیام و بخصوص میزان و ساختار آن نیازمند شناخت عملکردهای روزنامه ها و یافته و نتایج بررسی های تحلیلی و آماری است.
پژوهش در مطبوعات و توجه به روشهای علمی و شیوه های نوین تحقیقاتی همچون تحلیل محتوا و بررسی آماری، تصویری از واقعیتها را نمایان می سازد: که این امر نیز در تحلیل محتوای مطالب سیاسی در روزنامه سلام و کیهان قابل ملاحظه است.
در این تحقیق (پژوهش) سعی شده در فصل اول به بیان اهداف و اهمیت تحقیق، سوالات و فرضیه ها و به طور کلی به شرح طرح تحقیق می پردازیم:
فصل دوم، چارچوب نظری تحقیق را شامل می شود، در ابتدا به بررسی سیر تحولی مطبوعات از زمان پیدایش روزنامه در ایران و بررسی جایگاه و نقش مطبوعات در دنیای امروزی میپردازد، سپس به تشریح فرایند خبر، گزارشگری خبر، برجسته سازی، میپردازد. افکار عمومی و نقش مطبوعات در این زمینه، بخش دیگری از این فصل را در بر می گیرد، در فصل سوم به تعریف روش تحلیل محتوا و بیان روش تحقیق و کاربرد آن و در فصل چهارم به تجزیه و تحلیل جداول و آزمونهای آماری می پردازیم.
فصل پنجم، نیز شامل خلاصه تحقیق و نتیجه گیری می باشد.
پیشینه پژوهش
در تحقیقات انجام گرفته، تحقیق خانم فاطمه امیری، به تحلیل محتوای روزنامههای جامعه، خرداد و صبح امروز با تاکید بر جانشین روزنامهها در ارتباط با احزاب سیاسی مورد بررسی قرار گفت که سه روزنامه مورد بررسی (7/72 درصد) از مطالب سیاسی را به مقوله خبر اختصاص داده است، بیشترین فراوانی در ارزش خبری به مقوله شهرت با (5/39 درصد) اختصاص دارد.
مهمترین موضوع و رویداد مطرح شده در روزنامه ها در طول دوره مورد بررسی، قتلهای زنجیرهای بوده است و مدیر کل احزاب و اعضای آن بیشترین فراوانی را در عامل خبری داشتهاند (5/45 درصد) از مطالب جنبه اطلاع رسانی داشته و (6/33 درصد) از مطالب فاقد نام منبع در مطلب خبری بوده اند.
در زمینه دیدگاه مطالب سیاسی در سه روزنامه جامعه، خرداد و صبح امروز 597 ( 5/45 درصد) از مطالب جنبه اطلاع رسانی دارند. اخبار و مطالب انتقادی با 327 ( 8/24 درصد) در رتبه دوم اهمیت و مطالب مخالف با 209 (8/15 درصد) در رتبه سوم اهمیت قرار گرفته اند. خبرنگار مطبوعات با 512 (8/38 درصد) در رتبه دوم و خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) با 180 (6/13درصد) در رتبه سوم اهمیت قرار گرفته اند.
در زمینه استفاده از عکس از مجموع 1320 مطلب سیاسی 1196 ( 6/88 درصد) فاقد عکس بوده اند. در صورتی که عکس مکمل خبر است و خواننده را هر چه بیشتر به خواندن مطالب ترغیب می کند. می تواند خود گویای خبر باشد.
در عامل خبر گروههای فشار بیشترین فراوانی به موضوع مخالفت با دولت ایجاد موانع برای دولت با 51 ( 2/34 درصد)، قتل های زنجیره ای با 40 ( 8/26 درصد) تعطیلی و توقیف مطبوعات اطلاح قانون مطبوعات و دادگاه مطبوعات با 19 ( 8/12 درصد) اختصاص دارد.[3]
تحقیق دیگری که توسط دکتر مسعود حاجیزاده میمندی صورت گرفته است10 روزنامه در سال 1377 مورد بررسی قرار گرفت. روزنامه ها عبارتند از : ایران، اطلاعات، جمهوری اسلامی، جهان اسلام، رسالت، زن، سلام، کار و کارگر، کیهان و همشهری براساس این بررسی روزنامه همشهری مقام معظم رهبری را بیش از سایر روزنامهها به عنوان شخصیت خبری تیترهای اول، دوم و سوم خود انتخاب کرده است و روزنامه زن از این نظر در مرتبه آخر قرار داشته است. موقعیت خبری شخصیتهای اجرایی کشور در روزنامه های مختلف به ترتیب زیر بوده است ایران، ریاست جمهوری بیشترین و رئیس قوه قضائیه کمترین مقدار. اطلاعات ، ریاست جمهوری بیشترین و ائمه جمعه تهران کمترین مقدار. جمهوری اسلامی، ریاست جمهوری بیشترین و شهردار تهران وزیر ارشاد کمترین مقدار. جهان اسلام، ریاست جمهوری بیشترین و رئیس قوه قضائیه و شهردار تهران کمترین مقدار ، رسالت ، ریاست جمهوری بیشترین مقدار و وزیر ارشاد کمترین مقدار، زن، ریاست جمهوری بیشترین مقدار و ائمه جمعه تهران کمترین مقدار ، سلام ، ریاست جمهوری بیشترین و ائمه جمعه تهران کمترین مقدار، کار و کارگر، ریاست جمهوری بیشترین ائمه جمعه تهران کمترین مقدار، کیهان، ریاست جمهوری بیشترین و ائمه جمعه تهران کمترین، و همشهری، ریاست جمهوری بیشترین و ائمه جمعه تهران کمترین مقدار، از نظر موضوع تیترهای اول روزنامهها به جمهوری اسلامی بیش از هم و زن کمتر از همه سیاسی بوده است. کار و کارگر بیش از همه و رسالت کمتر از همه اجتماعی و زن بیش از همه و جمهوری اسلامی کمتر از همه سر مقاله داشته است. در موضوع سرمقالهها، جمهوری اسلامی بیش از همه، همشهری کمتر از همه سیاسی، کار و کارگر بیش از همه و زن کمتر از همه اقتصادی، همشهری بیش از همه و سلام کمتر از همه فرهنگی جهان اسلام بیش از همه و جمهوری اسلامی کمتر از همه اجتماعی و کیهان بیش از همه و جهان اسلام کمتر از همه حقوقی بوده است. تعداد و عکسهای خبری روزنامه اطلاعات بیش از همه جهان اسلام کمتر از همه بوده است. از نظر حجم اختصاص یافته به آگهی روزنامه اطلاعات در صدر و روزنامه زن در مرتبه آخر قرار داشته است، روزنامه سلام بیش از همه روزنامه و اطلاعات کمتر از همه خبر و مطالب درباره مطبوعات داشته است، از نظر حجم اختصاص یافته به اخبار داخلی روزنامه کار و کارگر در ردیف اول و روزنامه ایران در ردیف آخر قرار داشته است.
از نظر سبک مطلب در میان همه روزنامه ها و سلام بیشترین مقاله، ایران بیشترین گزارش، زن بیشترین مصاحبه را داشته است. رتبه بندی روزنامه ها بر حسب موضوع بندی مطالب، جهان اسلام بیشترین و همشهری کمترین مطالب سیاسی، کار و کارگر بیشترین و زن کمترین مطالب اقتصادی، رسالت بیشترین و کیهان کمترین مطالب فرهنگی،زن بیشترین و رسالت کمترین مطالب اجتماعی را داشته است.[4]
طرح موضوع:
دنیای امروزی به ارتباطات مستمر یا کنش متقابل میان مردمی که بسیار جدا از یکدیگرند وابسته است. در قرن بیستم حمل و نقل سریع و ارتباط الکترونیکی انتشار جهانی اطلاعات را بسیار شدت بخشیدهاند، باورها و نگرش و اطلاعات انسانها در دنیای امروز برگرفته از رسانه هاست. در بین رسانه ها مطبوعات در جامعه از نقش حساس تری برخوردارند، و به عنوان تعدیل کننده زندگی اجتماعی نقش ضروری و انکار ناپذیری دارد و بیش از عوامل دیگر قادر است در تهذیب تمایلات و استحکام پیوندهای افراد یا جامعه خود یا جوامع بین المللی موثر واقع شود. به خصوص در کشور ما که کار مطبوعاتی یک کار سیاسی است. و اشخاص که در عرصه های سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی فعالیت می کنند به نوعی در کانون روابط و رفتارهای سیاسی دست و پنجه نرم میکنند، حتی آن عده از افراد مطبوعاتی که صرفا درقلمروهای فرهنگی، هنری، و حتی علمی قلم میزنند و ممکن است تصور کنند کارشان غیرسیاسی است، بعضا به طور مستقیم و یا غیرمستقیم به عنوان یک مطبوعات از خود عمل سیاسی بروز می دهند یا تحت تاثیر عمل سیاسی قرار میگیرند.
کار مطبوعاتی از جنس فکر و اگاهی است و به همین دلیل ارزشگذاری و ارزیابی آن با پیچیدگیهای فراوانی آمیخته است. این ارزیابی و سنجش در جامعه از سوی افکار عمومی، مراجع قضائی و قانونی و منابع قدرت سیاسی صورت میگیرد.
در این تحقیق سعی شده با استفاده از روش تحلیل محتوا برای ارزیابی و سنجش عملکرد دو روزنامه سلام و کیهان در سال 1377، و جهت گیری آنها در ارتباط با مسائل مختلف از جمله، انتخاب رئیس جمهور جدید، و شیوه اعمال و خط مشی او، و ایجاد ارتباط با بیگانگان، و پرونده قتلهای زنجیره ای و ایجاد رعب و وحشت، و پرونده ها مربوط به عملکرد مطبوعات، چه موضعی داشته و هر یک در شکل دهی به افکار عمومی به چه نحوی عمل کرده اند، مورد بررسی قرار گیرند.
چارچوب نظری: تالکوت پارسونز
برطبق نظریه کارکردگرایی ساختاری پارسونز، هر سازمان اجتماعی دارای 4 خرده نظام می باشد که یکی از آنها خرده نظام فرهنگی است کار کرد این خرده نظام، انسجام و هماهنگی سیستم جامعه است. طبق این خرده نظام که مهم ترین آن نیز میباشد این نظام ترکیب یافته است از ایده ها، و اندیشه ها، آرزوها، اعتقادات، باورهای جمعی و اداب و رسوم زندگی اجتماعی که فرد از جامعه حال و گذشتهاش فراگرفته است.
از سوی دیگر انسان هم می تواند تا اندازه ای بر این نظام تاثیر بگذارد و این بستگی به انتخابی دارد که او می کند منتها چون انسان از میان داده های موجود گزینش می کند، تاثیر او بر محیط بسیار محدود می شود یعنی چیز عمده ای به نظام اضافه نمی کند. بنابراین برای یافتن عوامل موثر دیگری باید بدنبال نظامهای دیگری بود که بر روابط اجتماعی و مسائل اجتماعی تاثیر می گذارند.
مهم ترین کارکردی که وجه مشخصه خرده نظام فرهنگی است پایداری یا بقاء می باشد. Latency، هر جامعه ای که پایداری نداشته باشد خیلی زود از بین میرود و هر جامعهای که بتواند این کارکرد عمده را ایجاد کند قطعا بیشتر دوام می آورد، بنابراین بقای جامعه به خرده نظام فرهنگی مربوط می شود کارکرد عمده این نظام این است که کارهایی انجام دهد و وسایلی تعبیه کند تا بتواند جامعه را پابرجا نگهدارد. چون مسئله اساسی حفظ و ثبات نظام اجتماعی، بخصوص دفاع از نظام حاکم است. پایداری توسط دوسازه واره در «جامعه پذیری و کنترل اجتماعی social control» به کارکرد اصلی خود جامعه عمل می پوشاند.
جامعه پذیری فرایندی است که از طریق آن باورها و ارزشهای فرهنگی و یا به قول دورکیم، وجدان جمعی، در فرد از طریق فرایند ساختی تقسیم کار درونی شده و سبب می شود تا فرد همسان و همنوا با نظام اجتماعی کنش نموده و راههای متناسب را برگزیند ولی از آنجائیکه پارسونز نیز، مثل دیگر انسجام گرایان معتقد به شرارت طبع بشر است. معتقد است که در صورت عمل نکردن جامعه پذیری، لازم و ضروری است که از حربه زور و اجبار بهره گرفت و بدین ترتیب، کنترل اجتماعی در اشکال تعلیم و تربیت، تبلیغ، تلقین و سرانجام زور می تواند عمل نماید تا به هر طریقی افراد را موافق و همسو با کل نظام سازد.[5]
چگونگی عمل کارکرهای عمده خرده سیستمها:
کارکرد عمده اولین خرده نظام های فرهنگی ایجاد پایداری در جامعه است، این کارکرد موجب بقای سیستم می شود یعنی وظیفه بخش اطلاعات، اندیشه ها، و آرمانهای جامعه در این است که نظریاتی را باعث حفظ و تداوم حیات نظام می شود ارائه دهد و در عین حال به نوعی آنها را به خرده نظامهای دیگر جامعه منتقل کند، این امر طبق قانون هابس، در مکتب کارکرد گرایی سندیت دارد، بدین ترتیب که هرگاه نظام در عین به کارگیری قوانین آموزشی و پرورشی چه در سطح رسمی و چه غیررسمی نتایجی خلاف انتظار بدست آورد، در این صورت سعی می کند با حکم زور و اجبار آن نتایج را بدست آورد. مثل اعمال زور توسط نیروهای نظامی و انتظامی برای کنترل اجتماعی مردم. البته اگر خرده نظام فرهنگی به این طریق ممکن هم بتواند کارکرد و وظیفه اصلی خویش را انجام دهد. هنوز نمیتوان ادعا کرد که جامعه پایدار است مگر اینکه خرده نظامهای دیگر هم بتواند کارکرد خویش را به نحو مطلوب انجام دهند.
پارسونز فرهنگ را نیروی عمده ای می انگاشت که عناصر گوناگون جهان اجتماعی و یا به تعبیر خودش، نظام اجتماعی را به هم پیوند می دهد و فرهنگ میانجی کنش متقابل میان کنشگران است و شخصیت و نظام اجتماعی را با هم ترکیب میکند.
فرهنگ این خاصیت ویژه را دارد که کم و بیش می تواند بخشی از نظامهای دیگر گردد، بدین سان که فرهنگ در نظام اجتماعی به صورت هنجارها و ارزشها تجسم می یابد و در نظام شخصیتی ملکه ذهن کنشگران می شود اما نظام فرهنگی تنها بخشی از نظامهای دیگر نیست بلکه به صورت ذخیره دانش، نمادها، و افکار، وجود جداگانهای نیز برای خود دارد، این جنبههای نظام فرهنگی در دسترس «نظامهای اجتماعی» و شخصیتی هستند. ولی به بخشی از آنها تبدیل نمیشوند برای پارسونز، نظام فرهنگی حتی بیشتر از ساختارهای نظام اجتماعی اهمیت دارد. در واقع همچنانکه پیش از این دیده ایم نظام فرهنگی بر تارک نظام کنش پارسونز جای دارد. و او خودش را یک «جبرگرای فرهنگی» نامیده بود.[6]
از نظر پارسونز مفهوم نظام فرهنگی با مفهوم بقای الگو همراه است. منظوراز نظام فرهنگی بخش منتظمی از محیط نظام اجتماعی است که در اساس متشکل از اصول مشروعی است که کنشهای هنجاری بر مبنای آن انجام می گیرد. لازم است دو نکته را در اینجا متذکر شویم. اول اینکه «ما به شیوهای معین عمل می کنیم» دوم اینکه «ما بدلیل خاصی به این شیوه عمل می کنیم» در نهایت تنها توجهات برای کنش در یک جامعه، ارزش ها و اصول معمول در جامعه اند که مردم اعتقاد زیادی به آنها دارند. این توجیهات به نحو سازمان یافته ای در باورهای مذهبی، توصیف ماهیت جهان در هنر به عنوان تجلی هیجانات عاطفی و تجسم فردیت و امثال آن. صراحت می یابند. این جنبههای فرهنگ در هر حال بیانگر معنایی است که با زندگی اجتماعی پیوند دارد. نظام فرهنگی عمدتاً فراهم کننده پاسخ های انتزاعی است به این سوال که چرا زندگی بدین گونه است؟ الگوهای فرهنگی برای مدتی نسبتا طولانی دوام میآورند و موجب همبستگی فعالیتهای متباین میشوند. از این روی، آنها را می توان حفظ کنده الگو دانست.
بقای الگو ملازم با نهادهایی است که بطور خاص به حراست و تنظیم آن چیزی که می توان آن را در «حقیقت اساسی» نامید ارتباط دارد. نهادهای مذهبی یک مورد از آن است نهادهای مذهبی براساس اصل عالی اخلاقی یا واقعیت غایی فتوای قانونی صادر کرده و آنها را در قالب بیانات اخلاقی تفسیر می کنند. این امر ممکن است به شیوه های غیرمستقیم انجام گیرد لیکن در نهایت، رفتار با ارجاع به یک ارزش فرهنگی است که مشروعیت می یابد.
پارسونز می خواهد بگوید که نهادهای بقای الگو «درستی» همیشگی بعضی از فعالیتهای شخص را برای ما تعیین میکند. این حقانیت و درستی، اساس اخلاقی جامعه پذیری و تعلیم و تربیت را بنیاد نهاده است و زمینه ارزیابی و کنترل رویه های اجتماعی است. ارزش حیات، قانون طلایی یا اهمیت مسئولیت اجتماعی نیست که نهایتاً میتواند پشتیبان زمینههای عقلانیت، یا کارایی باشد مفاهیم ارزشهای فرهنگی صورت نمادی پیدا کرده است.[7]
پارسونز به همان سان که در مورد نظامهای دیگرش نیز عمل کرده نظام فرهنگی را برحسب رابطة آن با نظامهای دیگر کنش، تعریف نمود. بدینسان که فرهنگ را نظام الگودار و سامانمندی از نمادها میداند که هدفهای جهتگیری کنشگران، جنبههای ملکه ذهن شدة نظام شخصیتی و الگوهای نهادمند نظام اجتماعی را در بر می گیرد.
فرهنگ از آنجا که بسیار نمادین (ذهن) فرهنگ ویژگی دیگری به آن میبخشد که همان توانایی نظارت بر نظامهای دیگر کنش پارسونز است.[8]
پارسونز به این نتیجه میرسد که معیارهای اخلاقی، همان «شگردهای یکپارچه کننده و حاکم بر نظام کنش می باشند این نتیجه گیری این فکر تعیین کننده را در نظریه پارسونز، بازتاب میکند که نظام فرهنگی یک نظام مسلط است.
از نظر من جامعه متشکل از انواع خرده نظام میباشد که همه به اتفاق هم و بصورت پیوسته برطبق ارزشهای مشترک. جامعه را پیش می برند و نظام و قدرت سیاسی نباید قدرت نهادهای دیگر از جمله نظام فرهنگی یا نظام آموزشی و اقتصادی را مورد تعرض قرار دهد.
نظام فرهنگی که خود متشکل از خرده نظامهای متعددی می باشد یکی از نهادهای تأثیرگذار بر جامعه می باشد. که فعالیت این نظام باید همراه با آزادی اندیشه و عمل باشد. دولت باید کنترل از راه دور و محدودی بر فعالیت آنها داشته باشد، اگر نظارت و کنترل دولت بر نهادها به صورت عینی و ملموس باشد. فعالیتهای فرهنگی افراد جامعه توسط دولت مورد تعرض قرار گرفته و اعتراض آنها را برمیانگیزد. بعنوان مثال اگر جامعهای در رسانههای جمعی با سانسور و سرکوب خبری و اطلاعاتی از جانب دولت بر بخش مختلف و رسانههای مختلف از جملة رادیو تلویزیون مجلات و روزنامه های، و غیره را حس کنند دولت با اعتراض و خشونت مواجه می شود. بنابراین وجود جو مناسب و مطلوب و تا حدودی آزاد برای فعالیتهای فرهنگی اقشار جامعه لازم است. در جامعه دموکراتیک و مردم سالار ایران نظام فرهنگی با محدودیت همراه است به خصوص رسانههای گروهی و از جمله مطبوعات که در اواخر دهه هفتاد و با سرکارآمدن دولت آقای خاتمی مطبوعات با فشار فراوان از جانب نظامهای مخالف دولت مواجه شدند و اشاعة افکار و اندیشههای جدید و از انحصار خارج شدن و لزوم تغییر خط مشی، صاحبان روزنامه ها را متحمل هزینههای گزافی کرد که دو روزنامة کیهان و سلام از جملة آنان بودند.
فرضیات تحقیق
1-به نظر میرسد ساختار مطالب سیاسی روزنامه کیهان در جهت هماهنگی و تایید نظام سیاسی میباشد.
2-به نظر میرسد ساختار مطالب سیاسی روزنامه سلام در جهت هماهنگی و تایید نظام سیاسی میباشد.
3- به نظر میرسد که ساختار مطالب سیاسی روزنامه کیهان بیشتر در جهت انتقاد از نظام سیاسی باشد.
4-به نظرمیرسد که ساختار مطالب سیاسی روزنامه سلام بیشتر در جهت انتقاد از نظام سیاسی باشد.
5-به نظر می رسد که ساختار مطالب سیاسی روزنامه کیهان حول موضوعات داخلی می باشد.
6-به نظر می رسد ساختار مطالب سیاسی روزنامه سلام حول موضوعات داخلی می باشد.
پرسشها:
1- آل بویه، شیوا، نقش مطبوعات در جهت دهی به افکار عمومی، پایاننامه
1- امیری، فاطمه، تحلیل محتوای روزنامه های جامعه، خرداد و صبح امروز با تکیه بر جانشینی روزنامه ها در ارتباط با احزاب سیاسی
2- حاجی زاده میمندی، مسعود، سیمای روزنامه ها در سال 77، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها
1- تنهائی،حسین ابوالحسن، درآمدی بر مکاتب و نظریه های جامعه شناسی نشر رفویز، چاپ چهارم 1379.
[6] توسلی، غلامعباس، نظریه های جامعه شناسی انتشارات سمت، چاپ 1374
1- اسکیدمور، ویلیام، تفکر نظری در جامعهشناسی، انتشارات تابان
2- ریترز، جورج، نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر، ترجمه محس ثلاثی، تهران، سال 1374.
| دسته بندی | کشاورزی و زراعت |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 68 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 112 |
اراضی ایران بطور کلی یعنی اراضی جلگه و دشت ایران به استثناء گیلان و مازندران خشک و شنی بوده و خاک سرخ رنگی دارد و در غالب این دشتها فقط بوته و خار میروید ولی اراضی واقع در درهها و دامنه کوهها که غالب دهات و آبادیهای ایران در آن واقع است سرسبز و حاصلخیزند در این نقاط با استفاده از آب چشمههای دامنههای کوهها/ اراضی کشاورزی و باغات را آبیاری میکنند زیرا میزان بارندگی در ایران کم است و به امید آب باران نمیتوان زراعت کرد. زمینهای زراعتی را ایرانیها بطور خاصی «کردبندی» نموده و در شیارهای آنها شبها آب میاندازند تا در آفتاب روز بعد کاملاً مستعد برای رشد و نمو گیاهان شود و برای شخم زدن اراضی کشاورزی معمولاً از گاوآهن استفاده مینمایند و در زمینهای کشاورزی بیشتر برنج و گندم و جو میکارند و قسمتی از آنها را هم به کشت ارزن ، عدس ، نخود و لوبیا اختصاص میدهند و کشت کنجد در ایران معمول بوده و از دانههای آن روغن میگیرند که به آن "شیربخت" میگویند و در پختن غذاها بکار میبرند و دهاتیها گاهی آن را مخلوط با دانههای دیگر بود داده و میخورند و پنبه در همة ایالات ایران کشت میشود و شهرها و دهات زیادی در ایران هستند که تمام امور آنها از کشت و معاملات پنبه میگذارد. در ارمنستان ، ایروان ، نخجوان ، قراباغ، ارسباران ، آذربایجان ، خراسان بیش از سایر نقاط به کشت پنبه توجه شده و از محصول آن استفاده میکنند. علوفه و خوراک حیوانات مخصوصاً اسبها جو مخلوط با کاه است و گیاه دیگری نیز ایرانیها دارند که به آن یونجه میگویند و در ایروان کشت یونجه زیاد معمول است ولی در سواحل دریای خزر بعلت رطوبت هوا که زمین همیشه سبز و خرم است این کار را نمیکنند و در بعضی نقاط شنبلیله هم کشت میکنند و برای علوفه دامها و مخصوصاً گاوها بکار میبرند.[1]
ولی عمدهترین محصولات این فلات عبارت است از گندم، جو، ارزن، ذرت، یونجه، انواع حبوبات ، پنبه، تریاک ، تنباکو و درختان میوه و انگور.
در اواخر قرن هفدهم کشور ایران وسیعتر از ایران امروز بود زیرا به جای 682000 میل مربع ، یک میلیون میل مربع مساحت داشت.
در جنوب شرقی گرجستان، ایالت وسیع آذربایجان قرار داشت که وسعت آن در آن ایام از امروز بیشتر بود زیرا شامل ایالات و نواحی کوچکتر مانند چحوزسعد یا ایروان ، نخجوان و قراباغ بود و تمام این سرزمینها به اضافة گرجستان در اوایل قرن نوزدهم به چنگ روسها افتاد. تبریز مرکز آذربایجان و مقر بیگلربیگی یا استاندار بود. از شهرهای پرجمعیت دیگر آذربایجان باید ایروان ، گنجه و اردبیل را نام برد. ایروان پایتخت چخورسعد و مرکز حکومت یک بیگلربیگی و شهر عمدة ارمنستان ایران بود . گنجه، زادگاه شاعر معروف نظامی و نیز مقر حکومت یک بیگلربیگی بود که ناحیة مجاور آن قراباغ هم در زیر نظر او اداره میشد و با شهر اردبیل سلسلة صفویه پیوستگی نزدیک داشت زیرا شیخ صفی و بسیاری از اعقابش در آنجا مدفون بودند. در جنوب آذربایجان ، ولایت کردستان یا اردلان قرار داشت که توسط یک والی اداره میشود و مقر حکومتش در سنندج بود. کردهای ایران مانند سایر هم نژادان خود در ترکیه از آئین تسنن پیروی میکردند. کردستان از طرف جنوب با ایالات کرمانشاه که مقر حکومتی به همین نام داشت مجاور بود و راه عمدة بغداد به قزوین و تهران به خراسان مثل امروز از این ایالت میگذشت. [2]
در اواخر عهد صفوی مردم ایران مثل امروز از نژادهای گوناگون بودند و زبان، آداب و رسوم آنها با یکدیگر فرق داشت. از یک طرف عدهای در شهرها و دهکدهها ساکن و از طرف دیگر جمعی چادرنشین بودند. تاجیکها که باید کردها را نیز جزء آنها بشمار آورد از نژاد آریایی و در اکثریت بودند همچنین عدة زیادی ترک و ترکمن، عرب، بلوچ، براهویی، افغانی، گرجی، ارمنی و نیز جمعی کلیمی و صابی در این کشور اقامت داشتند اکثر ترکها و ترکمنها از اخلاف طوایفی بودند که دسته دسته از امپراطوری عثمانی آمده و از شاه اسماعیل اول مؤسس سلسلة صفویه پشتیبانی کرده بودند. عده دیگری از نژاد ترک مانند طوایف افشار و قشقایی قبل از دورة صفویه به ایران آمده بودند و در قفقاز نژادهای مختلفی وجود داشت و به اضافة لزگیها و سایر طوایفی که در نواحی کوهستانی داغستان به سر میبردند گرجیها و ارامنه نیز در این منطقه میزیستند. [3]
تقسیمات کشور ایران :
کشور ایران از طرف شاهعباس کبیر به 5 ناحیه یا ایالت اصلی تقسیم شده بود:
1-فارس (جنوب ایران) پارسة قدیم که تا خلیج ایران (فارس) امتداد دارد و به بیست حوزه تقسیم میشود که بزرگترین آن حوزة حول و حوش شیراز و مرکز این ایالت است.
2-خراسان (مشرق ایران) که تا هندوستان گسترده است و به 40 حوزه تقسیم شده و مرکز این ایالت مشهد است و در حوزهای به همین نام و همچنین سه حوزة دیگر هم از توابع آن است.
3-آذربایجان (شمال غرب ایران) که ماد شمالی و قسمتی از ارمنستان را شامل میشود و تا سرحد ترکیه امتداد دارد. این ایافت به 55 حوزه تقسیم شده و شهر مهم تجاری، تبریز مرکز آن است و غیر از حوزهای که به همین نام مشهور است نُه حوزه دیگر نیز از توابع آن به شمار میرود.
4-گیلان و مازندارن ( در ساحل دریای خزر) که تقریباً با میرکانیة قدیم مطابقت دارد و شامل 21 حوزه میشود و مرکز آن استرآباد است که غیر از حوزهای به همین نام دو حوزه دیگر را هم شامل میشود.
5-عراق عجم (مرکز ایران) که شهر برجستة آن اصفهان پایتخت مملکت است و غیر از حوزهای به همین نام چهار حوزه دیگر را نیز دربرگرفته است.
شاه 25 بیگلربیگی را به ادارة نواحی مختلف منصوب کرده و بقیه حکام و مأمورین کشوری هم زیر نظر اینها قرار دارند به استثنای وزرا (مدیران املاک خاصه) که مستقیماً زیر نظر شخص شاه انجام وظیفه میکنند. البته در این اوقات چنان تعداد بیگلربیگیها در مملکت محدود است که بسیاری از مناطقی که روزگاری بدست بیگلربیگیها اداره میشده امروزه به خاصه تبدیل شده است. [4]
حکومت سیاسی در ایران :
عدالت و قانون در امور جنایی به سرعت و شدت اجرا میگردد و مجرمین به کیفر عمل خود میرسند و معمولاً خان یا والی و حکمران هر ایالت یا ولایت حکم را صادر میکند و از طرف خان نمایندهای بنام «داروغه» تعیین شده و شخصی را بنان «عسس» در زیر امر خود دارد که احکام صادره را به موقع اجرا میکند و از طرف پادشاه هم یک نفر بنام «دیوان بیگی» و یک نفر هم بنام «کلانتر» تعیین شدهاند تا در حق یا ناحق بودن احکام صادره مراقبت کنند و نگذارند که افراد ملت زیر فشار و اوامر ظالمانه قرار گیرند و مرتکبان قتل هم به سرعت مجازات میشوند و دیوان بیگی هم غالباً قاتل را در اختیار خانوادة مقتول میگذارد تا او را به میدان قصاص ببرند و هر طور که بخواهند اعدام کنند . البته گاهی به قاتل اختیار داده میشود که جان خود را با پرداخت پولی بازخرد ولی این عمل برای خانواده مقتول خفتآور است که کمتر دیده شده قاتلی را بدین وسیله عفو کرده باشند. راهزنان را نیز به طرق مختلف مجازات میکنند و دو پای راهزنان را به جهاز شتری میبندند و سینه و شکم وی را از بالا و پایین چاک میزنند و برای عبرت بینندگان شتر را در تمام محلات میگردانند و یا سر راهزن را از سوراخ تنگ دیواری به در میکنند بطوریکه سر در یک طرف و بدن در طرف دیگر دیوار بماند و قادر به حرکت نباشد و برای مسخره نیز چپقی در دهان او میگذارند تا بدین ترتیب تعذیب و کشته شود. و بعضی اوقات هم یا با دنبة داغ گوسفند تمام اعضای بدنش را میسوزانند یا در سر هر گذری یکی از اعضای بدن او را مثله میکنند. با اینکه در سراسر جادهها راهدارهایی وجود دارد و راهزنی کمتر صورت میگیرد ولی اگر راهزنی روی دهد خان یا حاکم محل ده الی 40 روز مهلت دارد که دزد یا راهزن را پیدا کند و مال گرفته شده را به صاحب آن برگرداند در غیراینصورت باید غرامت همه را از مال خود بپردازد و در چنین مواردی خان یا حاکم از ترس اینکه مبادا خبر یا شکایت به گوش پادشاه برسد غرامت اموال برده شده را میپردازد سپس اقدامات لازم را برای دستگیری راهزن و کشف اموال مسروقه بعمل میآورد. همچنین بیادبیها و فحاشیهایی را که نیز در اماکن عمومی، میخانهها و خانههای عمومی رْخ میدهد به شدت کیفر میدهند و درهر شهر شخصی بنام «محتسب» وجود دارد که ناظر امور مواد غذایی با 4 تن معاون وجود دارند که قیمت اجناس را اول هر هفته بدقت تعیین میکنند و در ایران مواد غذایی را به وزن میفروشند و فروش به حجم در ایران قدغن است و اگر کسی از این قانون سرباز زند او را مجازات میکنند. واحد وزن مالالتجارههای معمولی و ارزان قیمت در ایران «من» است و واحد وزن اجناس گران قیمت «مثقال» است. [5]
پیتر و دلاواله در سفرنامهاش آورده که «روزی شاه بنا به عللی ناراحت بود و دهقان بیچارهای برای شاه عریضهای تقدیم کرد و شاید تقاضایش هم خیلی ناچیز بود ولی دستور دارد که او را مجازات شدیدی بکنند که اینکار را هم کردند. [6]
مشاغل و کارهای ایرانیها:
کارها و مشاغل ایرانیها که با آن زندگی خود را اداره میکنند علاوه بر زراعت و باغداری که اکثریت بهآن اشتغال دارند انواع حرف و صنایع ، تجارت ، نویسندگی و کتابت و بالاخره امور جنگی است وعده زیادی از کارگران و صنعتگران در دکانها و کارگاههای کوچک خود با جدیت مشغول بکار میباشند و حتی عدهای از این کارگران هم در منزل خود کار میکنند و عدهای هم در وسط کوچهها و میدانها مینشیند و در معابر و جلوی چشم مردم کار میکنند و عده زیادی از این کارگران بافندهها، رنگرزها و نقاشان میباشند. [7]
تعیین حدود ایران :
بطور کلی حدود مجموع پهنة ایران دارای عوارضات تند شدید طبیعی بوده و کوهها و بیابانها آن را فراگرفتهاند از باقی مانده حدود آن فقط زراعت میشود. یعنی از کل پهنة ایران بیش از عملاً کشت نمیگرند. و در قدیم ایران اوضاعی وجود داشته که علاوه از کمبود بارش از پیشرفت کشاورزی ایران جلوگیری مینموده است و به همین سبب سالیان دراز، کشت و کار کشاورزی بصورت خیلی ابتدایی صورت میگرفته است و خرده مالک سابقاً در ایران کم بوده و بیشتر زمینهای بزرگ در دست مالکان عمده قرار داشت به قسمی که هر مالک ممکن بود یک یا چند ده و هزار هکتار زمین در اختیار داشته باشد و مالک از 5 بخش کشت و کار مانند : زمین، آب ، دانه ، وسایل کار و نیروی کار فقط زمین و آب در اختیار زارع میگذاشته و در مقابل رسماً محصول را دریافت میداشت و در بعضی نقاط که اربابان طمع کار داشته بجز نیروی کار بقیه با مالک بوده است. حقالسهم مالک و رعیت در مناطق ایران تفاوت داشته است و در هر صورت به نفع مالک که سهمی در تولید نداشته است و چون زارعان عملاً بهرهای از دسترنج خود نمیبردند فقیر و ندار بودند و زمین و روستاها آباد نمیشدند. [8]
آب و هوای فلات ایران حد وسط ندارد تابستانهای آن بسیار گرم و زمستانهایش نسبتاً سرد است. ایران تقریباً در منطقه معتدله واقع شده و کوهستانهایی که در قسمتهای مختلف آن وجود دارند آب و هوای گوناگون و متفاوتی به ایالات این کشور دادهاند. همچنین آب و هوا تبریز سالم است و اهالی این شهر کمتر دچار تب میشوند و مسافرانی که دارد این شهر میگردند اگر هم تب داشته باشند طولی نمیکشد که تب آنها برطرف میشود و به همین جهت به این شهر نام تبریز را دادهاند یعنی تب در اینجا از بدن انسان ریخته و از بین میرود. [9]
کشاورزی و زراعت:
پژوهشگران علوم اجتماعی عقیده دارند که تمدن واقعی، شهرنشینی نیست بلکه هر کشوری که در امور کشاورزی پیشرفتهتر باشد متمدنتر میباشد و این نظر درست، قابل پذیرش در مورد ایران کهن است زیرا همگام پیشرفت در علم و هنر، ایران در عصر خود سرآمد کشورهای آبادان بود که راههای ارتباطی سدهای عظیم و کانالهای زیاد میساختند و از دوران باستان کشاورزی در ایران کار مقدسی بشمار میرفت و هر ایرانی که به کار کشاورزی اشتغال داشت او را به خدا نزدیکتر میدانستند و ایران با داشتن کلیماهای مختلف و غنی بودن خاکش از قدیم استعداد بعمل آوردن فراودههای کشاروزی را داشته است و بع قسمی که همیشه رکن اساسی اقتصادی این سرزمین محسوب میگشت. درخت و درختکاری، دام و دامپروری، آب و آبیاری همیشه مورد توجه ایرانیان بوده است بطوریکه کشاورزی را یکی از سنن باستاین ایرانیان میشمردند و کشاورزان و زارعان را محترم میداشتند. [10]
زراعت نزد روستائیان آسیا:
برای گروهی از روستائیان آسیا، آفریقا و آمریکای جنوبی زراعت جز صاف کردن زمینهای جنگلی یا بوتهزارها، شخم زدن و بیل زدن، بذرافشانی و بالاخره درو و برداشت محصول مفهومی ندارد. زمینی که هر سال بدون کود کشت میشود پس از چند سال بازده آن کاهش مییابد و آنگاه زارع زمین دیگری را هموار میکند و به زیر کشت میبرد و این روش تکرار میشود تا تمام مزارع اطراف قرارگاه، بعلت تحلیل رفتن خاک و بیقوه شدن، خاصیت و استعداد خود را از دست میدهند و آنگاه کشاورزان از آنجا به جای دیگر کوچ میکنند. [11]
زراعت امری مقدس شمرده میشود و به نقل از گفتههای بزرگان که نخستین دهقان آدم بوده و گندم از آدم و حوا به یادگار باقی مانده است به کار زراعت ارج مینهند و آن را گرامی میدارند و بنا به نوشتة کتاب که از جبرئیل پس از خروج آدم از بهشت دستوری صادر شده است که آدم و فرزندان او تا روز قیامت بکار زراعت اشتغال ورزند و سیمای دهقان به گونه آدمی آرام، خداترس و قانع به قسمت خود که از نتیجه کارش برخوردار و اینکه همیشه سیر است تصویر میشود و کار زراعی با امور دینی و عبادت برابر است و گفته شده که در نجات و سعادت انسان در دنیا و آخرت 4 چیز است «اول فرمان برداری و بزرگداشت خداوند، دوم پیروی از سنت رسول اکرم، سوم مهربانی با خلق خدا، چهارم کار و کوشش در زراعت». بنابراین زراعت همانند وظیفه دینی مقدس و کارخدایی و واجد ارزش اجتماعی است. حکام و دولتمردان روزگار گذشته با اعمال سیاست، حمایت از کشاورزان و دهقانان در بسیاری موارد، مالکان عمده و فئودالها را به رعایت احوال دهقانان و کاهش میزان توقعات از این طبقه اجتماعی ملزم میساختند. سلطان محمد خدابنده که در روزگار خود در اجتماع گروهی از امرای لشکر سخنرانی میکند ضمن ارشاد آنها میگوید آبادانی و مصالح ما و شما از کار و کوشش رعیت است. اگر گاو و تخم از رعایا بستانید و سهم ایشان را ندهید آنها به اجبار زراعت را ترک میکنند آنوقت شما چه خواهید کرد؟ و آنها وقتی از سخن را شنیدند روی در نوازش آوردند. [12]
آثار اسلامی سدههای میانه دربارة کشاورزی منابع بسیار ارزشمند هستند که میتوان درباره روشهای کشاورزی و انواع گیاهان و غلاتی که از قدیمیترین زمانها در جهان اسلام کشت میشده اطلاعاتی را بدست آورد در این میان ، بویژه کتب کشاورزی عربی به همراه منابع تاریخی ـ جغرافیای دیگر به محققان اسکان داده است که تصویری نسبتاً روشن از فعالیتهای کشاورزی، بهرهوری، توسعه و نوآوری در غرب جان اسلام بویژه در اسپانیای مسلمان و یمن تحت حکومت رسولیان ترسیم کنند اما در محیط ایران با توجه به این تصور شایع که روشهای کشاورزی سنتی ایرانی بسیار احتیاطآمیز است و با توجه به قلت آثار مربوط به کشاورزی زبان فارسی گرایش رایج آن بوده که اطلاعات موجود در این آثار را حاکی از ثبات و تغییرناپذیری وضعیت کشاورزی در این سرزمین برانند. [13]
برای رشد و شکوفایی کشاورزی رعایا به عدل سلطان، بویژه همچون نمونه آرمانی شاهان ساسانی و توانایی او در رعایت اصول شریعت وابستهاند و بعبارت دیگر پیش شرط اصلی آن حکومت مقتدر مرکزی به شیوه ایران پیش از اسلام است که شریعت اسلام بدان مشروعیت بخشیده باشد و در مقابل کشاورزی شکوفا هم پایه حکومت متمرکز و باثبات است. زیرا منبع اصلی آن برای پشتیبانی سپاه را تشکیل میدهد. [14]
بناب ه گفته قاسم بن یوسف «تا هر کس در زراعت و داشت و باغبانی و زرداری و سایر مهمات دهقانی به بلوکات هرات و ولایات نواحی شروع نماید بر قواعد آن اطلاع یافته .... و این را در این امور مشکلی نباشد». [15]
در دهههای پایانی قرن پانزدهم، شهر هرات به یک مجموعة شهری تبدیل شده بود و با نواحی روستایی اطرافش پیوستگی جداییناپذیری داشت. نیازهای جمعیت رو به رشد این شهر را فقط مازاد کشاورزی بسیار زیادی میتوانست پاسخگو باشد که اینکار با افزایش سطح زیر کشت در اطراف شهر از طریق گسترش شبکه آبیاری، احیای اراضی موات و توسعه هر چه بیشتر کشاورزی تراکم و بسیار تخصصی که با الگوهای سکونت فشرده درة هریرود از قدیمترین زمانها ارتباط داشته است میسر میشد و این گونه کشاورزی فشرده که غالباً در قطعه زمینهای نسبتاً کوچک، آبی و معمولاً محصور در دور تا دور شهر انجام میگرفت و میوههای باغی و نیز انگور، گلها و گیاهان دارویی و سبزیهای باغی که بعضی از آنها در مقیاس وسیعی کشت میشدهاند و کمتر از 10% کل اثر به کشت غلات (بویژه جو و گندم) و سبزیها که مستلزم استفاده از زمین وسیعی است اختصاص یافته است و این نوع کشت متراکم و آبی بسیار آسیبپذیر و شدیداً به نظام آبیاری کاملاً منظم و مدبرانهای وابسته بود و به سرمایه و نیروی کار ماهر هم در روشهای کشاورزی و هم در ساخت و نگهداری ابزار آلات کشاورزی نیاز داشت و موفقیت آن به دو عامل بستگی داشت: مدیریت نظارتی در سطح پیشرفته و ثبات سیاسی . متولیان اماکن مذهبی فراوان در خراسان عصر تیموری به سبب برخورداری از تجارب طولانی و امانتداری و درستکاری (بویژه اگر از خانوادههای سادات قدیمی بودند). در اختیار داشتن سایقان و ثبتکنندگان کارکشته و منافعی که خود در کسب درآمد هر چه بیشتر از موقوفات داشتند. بهترین نامزدها برای سازماندهی و اداره کشاورزی خاص منطقه هرات بودند در نتیجه اماکن مذهبی و مزارات عمدة عصر تیموری همچون مزارات گازرگاه، مشهد و بلخ که از منابع مالی و افراد لازم برای فعالیت معقول کشاورزی برخوردار بودند به مؤسسات کشاورزی کارآمد و وسیعی تبدیل شدند. نزدیک به صد سال حاکمیت سلسلة ترکی ـ مغولی تیموری در خراسان که به قومی با فرهنگ تبدیل شده بودند و نیز بیش از 35 سال حکومت سلطان حسین در هرات ، دورة رشد نسبتاً آرامی را پدید آورد که به کشاورزی منطقه امکان داد استعدادهای بالقوه خود را فعالیت بخشد اما دستاوردهای کشاورزی عصر تیموری ناگهان با هجوم سیل چادرنشینان ازبک پایان یافت. تصرف هرات به دست ازبکها در آغاز یورشهای بعدی آنها به خراسان باعث ویرانی کامل اماکن مذهبی، باغات و بستانهای این سرزمین و پراکندگی مردم آن شد و درست سه سال بعد یعنی در سال 916/1510 که صفویان هرات را به تصرف درآوردند و شهر در مراحل تکوین دولت صفوی به رهبری شاه اسماعیل اول در تحت نظارت مستقیم امرای قزلباش بود و آنان ادارة امور ولایت را منحصراً در اختیار خود داشتند که باز هم اوضاع به شکل پیشین بهبود نیافت و قزلباشان که از اتحاد چند قبیله چادرنشین تشکیل یافته بودند و سنتهای ترکی و مغولی را رعایت میکردند و تحت رهبری امرای سپاهی ترک قرار داشتند همچون ازبکان پیش از خود در خراسان عنصری بگاه به شمار میرفتند و منافع آنها با منافع مردم ساکن در این سرزمین تضاد اساسی داشت و لذا از هر گونه توجهی به فعالیتهای کشاورزی جلوگیری میکردند. تاخت و تاز و غارت اموال بومی که ویژگی بارز نخستین سالهای حکومت قزلباشان در هرات بود باعث سقوط هر چه بیشتر کشاورزی شد و شاهد غیرقابل تردید سقوط شدید کشاورزی در منطقه هرات که روزگاری منطقهای بسیار شکوفا بود قحطی و ویرانگری است که نزدیک به دو سال از 919/1513 تا 921/1515 بر این شهر و نواحی مجاور آن سایه افکند و در مناطقی مانند خراسان که کشاورزی آبی متمرکز در آنها معمول بود ادارة فعالیتهای کشاورزی مستلزم آشنایی نزدیک با شیوههای استفاده از آب نیز بود چرا که میزان باروری زمین بستگی مستقمی با آن داشت. [16]
کشاورزی امروز ما محصول قرنها تجربه و آزمایش نوع بشر است و همیشه بصورت فعلی خود وجود نداشته است بلکه در طول قرنها ابزار و آلات و بذرها و روشهای کاشت آن تحول و دگرگونی لازم را دریافته و مدارج ترقی و تکامل خود را پیموده است.
برداشت محصول از زمین فعالیت جالب توجه و خاصی است که در عرصة کره زمین از قطبین تا استوا از سوی انسانها به هر رنگ و ملیت و مذهب ابراز میگردد. جغرافیای کشاورزی در حقیقت چیزی جز مطالعه منطقی این فعالیت پردامنه در این عرصة وسیع نمیباشد و در چنین مطالعهای 2 نکته به شدت مورد توجه است یکی آنکه کشاورز را در هر جا با همه نیرو و تجربیات گذشته و درجة فن و قدرت ذاتی بهرهبرداریش از زمین خود در نظر آریم و دیگر اینکه قلمروهای مختلف کشت و عوامل جغرافیایی مؤثر در نوع محصول را از خاطر دور نداریم.[17]
کشاورزی در ازمنة ماقبل تاریخ :
اگرکشاورزی را عبارت از اهلی کردن حیوان و گیاه مفید به حال انسان یا بعبارت دیگر بهرهبرداری عقلانی از زمین و حیوان بدانیم میتوانیم ادعا کنیم که انسانهای ماقبل تاریخ با فعالیتهای ابتدایی خویش نیز بدین کار اشتغال داشتند.
انسان حیوانی است که تقریباً همه چیز میخورد (omnivore) و خیلی طول کشید تا این انسان همه چیز و همه جور خور بتواند خورش خویش را با فراغ خاطر پیدا کند اما خیلی زود حس کرد که از گیاه و حیوان غذای متنوع برای خود تهیه کند و این دو موجود را رام خود سازد. بنابراین از میان انواع گیاهان پیرامون خود بعضی را انتخاب و از میان حیوانات محیط خویش بعضی را ریزهخوار خویش کرد و بهرهبرداری از آنها را آغاز نمود. امری که مقدمة کشاورزی و دامپروری است و خلاصه آنکه در آغاز کار انسانها هیچ نوع حیوانی را مورد استثمار قرار نمیدادهاند و در مورد گیاهان نیز جزء بهرهبرداری مختصری نداشتند به این معنی که شاخ و برگهای تازه و جوان گیاهان، جوانه و حشرات و پروانه و حیوانات کوچک را میخوردهاند. [18]
کشاورزی در عهد باستان :
مقارن عهد تاریخی و اواخر ماقبل تاریخ مرحلهای وجود داشته که بشر در آن دارای کشاورزی محلی با اقتصادی بسته بوده است و در جریانهای بعدی بر اثر برخورد ملل و اقوام مبادلات کلافی از آن بوجود میآید خود تاریخ در امر کشاورزی مؤثر است اما آنچه که واقعاً در این امر مؤثر است و انسان کوشش خود را جزء در چهارچوب آن اعمال نمیکند محیط جغرافیایی است و در این میان عامل مهم و عامل تسهیل کننده امر گسترش کشاورزی موضوع انعطافپذیری گیاه و حیوان است و دورة تاریخ در همه جا و در یک زمان همین آغاز نشده است. [19]
محصولات باغستانها و میوههای رایج در ایران :
ایران چون یک کشور گرمسیر است و تابستانهای آن طولانیتر از زمستانهایش است دارای میوه و سبزیجات عالی و خوبی میباشد زیرا آفتاب در بیشتر ایام سال در آن میتابد. میوههای ایران انواع بسیار دارد. خربزههایی که در ایران تولید میشود فوقالعاده شیرین بوده و نظیرش در هیچ کشور اروپایی به چشم نمیخورد و بهترین آن در اصفهان بعمل میآید و نوعی خربزه در ایران وجود دارد که به آن "شمامه" میگویند و بنا به گفته جملیکایرری در سفرنامهاش 6 نوع خربزه در ایران وجود دارد. انواع کدو نیز در ایران بعمل میآید و سبزی دیگر بادمجان است که بصورت خام مصرف نمیشود زیرا کمی تلخ است و آن را بصورت پخته مصرف میکنند. هلوهای ایران نیز بسیار لطیف، خوشمزه و معروف است و هر قدر هم مصرف شود برای انسان ایجاد ناراحتی نمیکند که بهترین آن در قزوین بعمل میآید. درخت مو در ایران خوب بعمل میآید و تقریباً در تمام شهرهای ایران درختان و انگورهای شیرین را میتوان مشاهده کرد ولی بهترین و شیرینترین انگور متعلق به شیراز و تبریز است و عالیترین نوع انگور تبریز "طبرسه" نام دارد که حبههای آن دراز و بدون دانه است این نوع انگور در نقاط دیگر هم بعمل میآید ولی به خوبی و مرغوبیت انگور تبریز نیست و نوع دیگر از انگور ممتاز "قزکی" نام دارد که در اطاف تبریز و اردوباد بعمل میاید و اگر در خوردن آن افراط کنند مبتلا به دیسانتری میشوند. همچنین بنا به مقررات مذهبی به ایرانیها اجازة درست کردن شراب از این انگورها را نمیدهند و صرف شراب نیز حرام و ممنوع است اما آب آن را گرفته و روی آتشی حرارت میدهند تا غلیظ شده و فقط یک ششم آن باقی بماند و بصورت شیرهای غلیط و روغن مانند در میآید که این شیره را دوشاب مینامند و موقع خوردن با کمی سرکه و آب مخلوط میکنند. در تبریز از این دوشاب یا شیرة انگور یکنوع شیرینی درست میکنند که به آن حلوا میگویند و بدین منظور دوشاب را با مقداری مغز بادام، آرد گندم ، مغز گردو کوبیده و مخلوط کرده و آن را در کیسههایی ریخته و فشار میدهند بطوریکه خمیری بوجود آید و این خمیر بقدری سفت میشود که در زمستان باید آن را با اره یا تبر قطعه قطعه کرد. این خمیر را گاهی دور یک نخ به شکل استوانه و شمع میپیچند و به آن "سوجوخ" میگویند و به مانند شیرینی آن را مصرف میکنند. از میوههایدیگری که در ایران به عمل میآید گلابی را میتوان نام برد که در اردوباد آن را میکارند و انجیر هم میوة مطبوع و فراوانی است که در همة نقاط کشور بدست نمیآید و این میوه به اضافه انار و بادام در پارهای از نقاط و مخصوصاً جنگلهای گیلان و مناطق کوهستانی بهترین آن در رشت و قزوین و درشتترین نوع آن در قراباغ بعمل میآید بطور وحشی بعمل میآید و ایرانیان معمولاً این انارها را که وحشی و ترش مزه میشوند آنها را دانه دانه کرده و در آفتاب خشک میکنند و بنام "ناردان" بفروش میرسانند و آن را معمولاً به غذاهایشان هم میزنند چون رنگ آنها را تیره و قرمز و مزه آنها را ترش میکند و این دانههای خشک را گاهی در آب ریخته و میجوشانند و بعد آب غلیظ آن را به برنج میزنند که پلو را خوشمزه میکند از میوة درخت سماق هم ایرانیان استفاده میکنند و در کل ایرانیان غذای ترش را دوست دارند و چاشنیهای ترشی را بکار میبرند و به همین جهت کمتر دچار عوارض معدی میشوند. بادام نیز در ایران بحد وفور بدست میآید و گردو نیز از میوههای خوب است که فراوان حاصل میشود و یکی از ارقام صادرات ایران بشمار میرود قزوین ، سلطانیه ، دامغان و مازندران هم از نواحی پستهخیز ایران است و از دیگر میوههای درختی ایران زیتون، نارنج ، لیمو که فراوان بدست میآید، پرتقال ، زردآلو که بهترین آن در تبریز بعمل میآید و یکنوع آلوی سرخ معروف به "آلوبخارا" وجود دارد که به خوبی نگهداری و مصرف میشود. در ایران شاه بلوط خیلی کم دیده میشود. در گیلان و لاهیجان بهترین درخت توت را میتوان یافت. درخت توت که فرنگیها آن را درخت ابریشم مینامند در ایران جز درختهای میوه محسوب میشود. همچنین در ایران انواع مختلف سبزی کاشته میشود که مقدار زیادی آن ضمن غذا مصرف میگردد و سبزیهای معروف ایران عبارتند از کاهو، کلم، اسفناج، ریحان، کلمقمری. میوههای نقاط مختلف ایران از نظر طعم و مرغوبیت با یکدیگر متفاوتند و ایرانیان با روش و سلیقه خاصی در تمام سال میوهها را ترو تازه نگهمیدارند.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 38 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 57 |
تاریخچه در جهان
وندالیسم مشتق از واژه ی وندال است.وندال نام قومی از اقوام ژرمن- اسلاو به شمار می رفت که در قرن پنجم میلادی در سرزمین های واقع در میان دو رودخانه او در ویستول زندگی می کردند.آنان مردمانی جنگجو، خون خوار و مهاجم بودند که به کرات به نواحی و سرزمین های اطراف قلمرو خود تخطی و تجاوز کرده به تخریب و تاراج مناطق و آبادی های متصرفه می پرداختند.روحیه ی ویرانگرانه ی قوم وندال سبب گردیده است که در مباحث آسیب شناسی کلیه ی رفتارهای بزهکارانه ای که به منظور تخریب آگاهانه ی اموال ، اشیاء و متعلقات عمومی و نیز تخریب و نابودی آثار هندی و دشمنی با علم و صنعت و آثار تمدن صورت می گیرد به گونه ای به وندالیسم منتسب می گردد.
پاتریس ژانورن در وجه تسمیه واژه و تاریخچه وندالیسم می نویسد :
روزگاری در سرزمین های واقع در میان دو رودخانه بزرگ او در ویستول قومی به نام وندال زندگی می کرد.در عهد سلطنت یکی از پادشاهان این قوم به نام ژانسریک یا گنسریک که از 428 تا 477 میلادی سلطنت می کرده است.وندال ها که پیش تر سرزمین های گل (فرانسه امروز) و اسپانیا را به تصرف خود آورده بودند به متصرفات روم در آفریقا حمله کرده ، کارتاژ را گرفته و بر مدیترانه مستولی گردیدند.آنان بر سر راه خود از آبادی و آبادانی هرچه دیدند نابود و تاراج کرده چیزی بر جای باقی ننهاده همین شهرت تاریخی سبب شده است که امروز ، وندالیسم را به معنی ویرانگری ، وحشیگری و خرابکاری به کار برند.
هر ساله در سراسر جهان ، میلیون ها دلار صرف تعمیر و جایگزینی چیزی می شود که وندال ها کمر به نابودی آنها بسته اند.در روسیه گزارش شده است که اعمال عمومی وندال ها ، شامل شکستن لامپ ها و شیشه ها ، پرتاب سنگ به قطارهای در حال تردد و خراب کردن تلفن های عمومی و نابود کردن سنگ قبرها در قبرستان های روسیه می باشد.یادبودهای درهم شکسته ی روی قبرها.یک منظره ی عمومی است.در آلمان غربی و سوئد ، آسیب رساندن و تخریب علائم جاده ها و خیابان ها ، صندلی اتوبوس ها و وسایل حمل و نقل و کیوسک های تلفن شایع است.
تاریخچه در ایران
سابقه برگزاری دیدارهای باشگاهی فوتبال در ایران به اوایل دهه 1350 شمسی باز می گردد که مسابقات قهرمانی باشگاه های کشور تحت عنوان «جام جمشید» آغاز گردید.پس از شروع این مسابقات ، رقابتهای قهرمانی باشگاه های تهران و همراه با آن مسابقات قهرمانی باشگاه های شهرستانها و استانهای کشور نیز به راه افتاد و ورزش فوتبال که پیش از آن و از دهه 1330 به صورت رسمی در ایران دارای فدراسیون و تیم ملی شده بود ، از رونق و رواج بیشتری برخوردار شد اما ، آغاز خشونت و پرخاشگری در ورزش فوتبال به سال 1352 باز می گردد که در جریان بازیهای باشگاهی بین برخی از ورزشکاران و نه تماشاگران در گیریهایی رخ داد.پس از آن گاه و بیگاه در جریان برخی از بازیها بین بازیکنان تیم رقیب ، یا بین بازیکنان و مربیان با داوران برخوردهایی بعضاً خشونت آمیز رخ داد.اما این برخوردها هیچ گاه به تماشاگران سرایت نکرد و تماشاگران و طرفداران تیمها جز در چارچوب هنجارهای مربوط به خود در داخل ورزشگاه ها ، که در نهایت به شعارهای توهین آمیز ختم می شد ، با یکدیگر به شکل فیزیکی درگیر نمی شدند.افزون بر این ، موارد مربوط به خرابکاری و آشوبگری به میزانی تقریباً طبیعی و در حد قابل اغماض رخ داد.
نخستین دیگری جدی بین تماشاگران مسابقات فوتبال به آبان ماه 1358 مربوط می گردد.
اهداف تحقیق
در جهت فهم علت روی آوردن به پدیده ی وندالیسم بررسی انجام می دهیم.
از جمله اهداف پژوهشی عبارتند از :
1) شناخت نظری پدیده ی وندالیسم از دیدگاه صاحب نظران.
2) شناخت زمینه ها و عوامل گرایش جوانان به اعمال وندالیسمی.
3) شناخت علل روانی و اجتماعی رفتارهای وندالیسمی.
4) پیدا کردن راه حلی مناسب برای رفع یا کم کردن این معضل.
متغیرهای مورد مطالعه
متغیرهایی برای بررسی پدیده وندالیسم مطرح است که عبارتند از :
سن بلوغ ، کمبود محبت ، خود نمایی ، نشان دادن اعتراض ، مشکلات اقتصادی ، افت تحصیلی ، مشکلات خانوادگی ، احساس بی عدالتی و اجحاف ، پرخاشگری ، پذیرفته نشدن در گروه دوستان ، کمبود امکانات تفریحی.
چارچوب نظری
از جمله نظریه هایی که در سالهای اخیر ، توجه جامعه شناسان را در تبیین و تحلیل مسائل اجتماعی موجود در عرصه ی خشونت و پرخاشگری به خود معطوف کرده است ، دیدگاه کارکرد گرایی ساختی است.
دیدگاه کارکرد گرایی ساختی ، به نقش نظامهای اجتماعی یا جوامع ، اجزا ، ساختار ها ، یا نهادهای متعددی در یکپارچگی ، هماهنگی ، ناسازگاری و سلامت کل نظام یا جامعه توجه دارد.بنابراین ، الگوی نظری مذکور مبتنی بر این اصل است که نهادهای اجتماعی بر حسب کارکردهای ضروریشان قابل فهم هستند.
در این دیدگاه ، بر خلاف کارکرد گرایی که نقش پدیده های نهادی و اجتماعی را در ارتباط با نیازهای فردی انسان مورد توجه قرار می دهد ، نهادها بر این اساس نقش و سهمشان در ارتباط با سایر بخشها یا جنبه های یک نظام تبیین
می شوند.بر اساس دیدگاه کارکرد گرایی ساختی ، نیروی محرکه موجود در تمام جنبه های زندگی اجتماعی ، تمایل هر نظام اجتماعی به حفظ خود در وضعیتی متعادل است که امکان استمرار عملکرد موثر آن را ممکن می سازد.
این تعادل به منظور گسترش و شکل گیری وفاق ، ارزشهای مشترک و عملکرد هماهنگ در عرصه های اصلی زندگی اجتماعی به طور طبیعی به دست می آید.چارچوب نظری تحقیق حاضر با الهام از رویکرد کارکرد گرایی ساختی ، به تفسیر و تبیین پدیده ی خشونت و پرخاشگری می پردازد.افزودن بر الهام گیری از دیدگاه کارکرد گرایی ساختی ، الگوی نظری تحقیق حاضر از مدل «علی- توصیفی» آر.کلارک در مورد سبب شناسی وندالیسم و شناخت عاملهای موثر در بروز آن نیز بهره جسته است.
مطالعات نظری پژوهش
تعریفی که دورکهایم از بزهکاری و نابهنجاری بدست می دهد اولاً کلی است و دربرگیرنده همه صور و اشکال بی هنجاری از جمله وندالیسم است ثانیاً با آنچه که بسیاری از جرم شناسان و جامعه شناسان در تفسیر آرای وی گفتهاند تفاوت بسیار دارد. به نظر دورکهایم کژرفتاری و بزهکاری یک واقعیت اجتماعی است و از این رو بهنجار است و نه نابهنجار. اما این مراد در هر وضعیت اجتماعی درست نیست. جنایت در واقع تعیین کننده مرزهای وجدان اجتماعی و اخلاق جمعی است بدینگونه جنایت با وجدان جمعی بستگی دارد. اگر وجدان جمعی دگرگون شود و تحول باید مفهوم جنایت و بزهکاری نیز دگرگون می شود. بدین ترتیب بزهکاری با دگرگونی اجتماعی بستگی دارد و در مواردی دارای پیامدهای مناسب برای تحولات اجتماعی است. چه بسا که جنایتکاران امروز نوآوران و پیامبران فردا باشند. (اشرف).
بدینگونه به نظر دورکهایم بزهکاری همیشه و در هر شرایطی آسیب شناسانه نیست بلکه در مواردی پیامدهای مناسب برای تحولات اجتماعی در بردارد و آن در صورتی است که نظام اجتماعی و وجدان جمعی آسیب شناسانه بوده و دگرگونی در آن ضروری باشد.
در تعریف دورکهایم آنومی اشاره به نوعی بی سازمانی، اختلال، اغتشاش، گسستگی، بی هنجاری در نظام جمعی دارد. او بی هنجاری را به مفهوم فقدان اجماع درباره اهداف اجتماعی و انتظارات جمعی و آنچه جامعه بعنوان قواعد و الگوهای عمل برای اعضای خود متصور شده است بکار می برد. به نظر او روان و رفتار آدمی عمدتاً به وسیله مغز یا ذهن گروهی هدایت و کنترل می شد. کنش فرد بر واقعیتی بنام هنجار قرار داد.
«هنجارها» اشاره به سیستم پاداش ها مجازاتهایی می کند که اجرای اصول و قواعد رفتاری جامعه را تضمین می نماید. زیرا زندگی اجتماعی در صورت وجود نظمی خاص امکان پذیر است. در روابط متقابل، انسانها لازم می دانند که رفتار طرف مقابل و به طور کلی پیش بینی کنند تا به موازات این اعمال خود را تنظیم نمایند. در حقیقت آنها هنجارهایی را شناخته و بر پایشه آن فرض می کنند که دیگران هم آنان را مراعات خواهند کرد.
به عقیده دورکهایم حدود خواسته های فرد در جامعه تاریخ هنجارهای خاصی است و از طریق این ضوابط است که شخص می تواند تمایلات، خواهشها و خواسته های خود را محدود و در حدی معتدل و عملی تنظیم کند. در صورتی که هنجارهای جامعه دچار شکستگی و گسستگی (آنومی) شوند و وضع نابسامانی پیش آید، فرد دیگر قادر نیست رابطه منطقی بین خود و جامعه برقرار و در متابعت از قوانین، هدفها و رفتار خود را تنظیم کند. در چنین شرایطی است که فرد ضوابطی برای رفتار خود ندارد و در حالت نابسامانی بسر می برد. این نابسامانی در رفتار و کنش او متجلی و منعکس است و احتمال اینکه فرد در چنین شرایطی دست به رفتاری بزند که از نظر اجتماعی هنجارشکنی و انحراف شناخته شود زیاد است. بنابراین بر اساس این تئوری، عدم وفاق در مورد هنجارهای اجتماعی و عدم یگانگی و یا همبستگی اجتماعی عامل بروز انحراف است. در واقع انحراف پاسخ و واکنشی به لجام گسیختگی اجتماعی است و هر چه میزان بی هنجاری و عدم وفاق در مورد هنجارها بیشتر شود انحراف و کجروی نیز افزایش می یابد.
دورکهایم مفهوم آنومی و بی هنجاری اجتماعی را در دو سطح فردی و اجتماعی بکار برده است. آنومی در سطح فردی، نوعی نابسامانی فردی است که منجر به گسستگی و شکستگی انسان و معیار رفتار وی می شود. و به تعبیری: نوعی احساس فردی از بی هنجاری است و نشانگر حالتی فکری که در آن احساسات فرد نسبت به خود وی سنجیده می شود. چنین حالتی همراه با اختلالات و نابسامانی هایی در سطح فردی بوده، و فرد نوعی احساس بی هنجاری، پوچی و بی قراری را تجربه می کند. آنومی در سطح اجتماعی نشانگر نوعی اختلال، اغتشاش و بی هنجاری در نظام جمعی است که در آن احساسات فرد با توجه به سیستم اجتماعی سنجیده می شود. زمانی که توازان اجتماعی وجود ندارد فرد فاقد وسیله لازم جهت تنظیم رفتار خود و تطبیق آن با معیارهای مقرره و همچنین فاقد احساس حمایت جمعی و پشتیبانی اجتماعی است. در چنین حالتی فرد ممکن است دست به رفتاری نابهنجار زده و در نهایت خود را از عضویت جامعه خلع کند.
بطور کلی سه نوع کجروی در آثار دورکهایم می توان یافت:
1- کژرفتاری زیستی و روانی: که تنها نوع کژرفتاری در اجتماع کامل و بی عیب و نقص است. این نوع کژرفتاری نمونه کردار فرد بیمار در جامعه سالم است (جامعه سالم – فرد بیمار)
2- کژرفتاری انقلابی: که برای دگرگونی وضع نابسامان اجتماعی پدید می آید و چنانکه اشاره شد بهترین نمونه آن سقراط است که برای دگرگونی اخلاق آتنی به پاخاست و سرانجام به اتهام جنایت و کجروی محکوم به مرگ شد و جام شوکران نوشید (جامعه بیمار – فرد سالم).
3 – کژرفتاری چوله: که نمایانگر کردار افرادی است که هم تربیت اجتماعی مناسب نیافتهاند و هم در جامعه بیمار زندگی می کنند (جامعه بیمار – فرد بیمار) . این نوع کژرفتاری یا از خودپرستی یا از بی هنجاری سرچشمه می گیرد و از این کژرفتاری خودخواهانه و کج رفتار بی هنجار نامیده می شود.
بدین ترتیب اگر جامعه سالم باشد دو نوع رفتار در آن دیده می شود:
1- رفتار عادی که همان همرنگی با اخلاق جمعی است.
2- کژرفتاری که ناشی از عیبهای زیستی و یا اختلالات روانی است.
در مقابل اگر جامعه بیمار باشد دو نوع کژرفتاری نیز در آن مشاهده
می شود:
1- کژرفتاری انقلابی
2- کژرفتاری ناشی از خودپرستی
به نظر مرتن احساس واقعی سرخوردگی، درماندگی، بیعدالتی، به تنهایی از هیچ یک از این عوامل برنمی خیزد بلکه از روابط خاص میان آنها پدید می آید. برغم مرتن بریدگی میان اهداف، قواعد و وسایل نهادی شده ممکن است به دو صورت پدید آید:
1- به خاطر وسعت یافتن شتابان هدفها
2- بواسطه محدود شدن تعریف راههای مشروع برای دست یافتن به آنها
لکن برای گسیختگی میان اهداف و وسایل هیچکدام از این جنبه های فرهنگی و اجتماعی لازم نیست دگرگون شوند.
اگر توزیع واقعی امکانات و فرصتها دگرگون شود (همچون زمان رکود اقتصادی) رفتارهای همساز با قواعد اجتماعی که زمانی موجب نیل به اهداف می شده است دیگر فرد را به پاداشهایی که در انتظار آنهاست رهنمون نمی شود. بدین ترتیب کنش متقابل میان این متغیرها که ساخته و پرداخته شرایط اجتماعی است موجب ناراحتی و فشار بر فرد می شود (همان، ص 171).
بدین ترتیب مرتن انحراف و کژرفتاری را ناشی از گسستگی و انفصال بنیادی بین هدفهای فرهنگی و وسایل نهادی شده جهت نیل بدانها می داند. از این رو انحراف از شخصیتهای مرضی ناشی نمی شود و لذا نه یک مسأله خاص فردی بلکه بعنوان امری اجتماعی و برخاسته از ساخت اجتماعی است.
توجه ویژه مرتن به فرهنگها و جوامعی است که تأکید زایدالوصفی بر ارزشها و اهداف فرهنگی داشته و در مقابل اسباب و وصول به آن اهداف کمتر تأکید و مشخص شده است. از این رو، به واسطه عدم تناسب بین هدف و وسیله، تشکل و یکپارچگی فرهنگی بوجود نیامده حالتی از احساس بی هنجاری یا آنومی در جامعه حاکم است (محسنی تبریزی، 1370: 60).
مرتن تأکید خاصی نیز بر روی توزیع فرصتها بین افراد مختلف یک جامعه دارد و عدم توزیع مساوی فرصتها در دسترسی به اهداف و وسایل را عامل مهمی در انحراف می داند. بدین گونه که معتقد است تمام اعضای یک جامعه در ارزشهای مشترک اجتماعی سهیماند، اما از آنجایی که اعضای جامعه از نظر ساختارهای اجتماعی در شرایط گوناگونی قرار دارند و برای فهم ارزشهای مختلف از فرصتهای مساوی برخوردار نیستند، چنین وضعی ممکن است موجب انحراف گردد.
لاونولت می کوشد با ربط رفتارهای می کوشد با ربط رفتارهای آسیب زای خانواده به شکل گیری رفتارهای نابهنجار اعضاء، تعیین کننده های ساختاری رفتار نابهنجار در خانواده را توضیح دهد.
لاونولت در خصوص نقش رفتارهای آسیب زای خانواده در شکل گیری رفتار نابهنجار متذکر می شود که تجربیات اولیه زندگی در تعیین چگونگی رفتار مؤثر بوده و خانواده اولین گروه و نهادی است که زمینه و شرایط چنین تجربیاتی را فراهم می نماید. لذا توجه به روابط میان اعضای خانواده و تأثیرات متقابل این کنشها در رفتار کودک و جوان امری مهم و قابل توجه می باشد.
لاونولت ضمن مشخص کردن مهمترین عوامل رفتاری آسیب زای خانواده، آنها را در پیدایی و شکل گیری رفتار نابهنجار اعضاء دخیل می داند. این عوامل عبارتند از:
1- تنبیه، شدت عمل بیش از حد و سخت گیری افراطی:
تنبیه، شدت عمل و سخت گیری های افراطی که از سوی والدین در خصوص فرزندان اعمال می شود سبب می گردد کودکان از والدین خود طرد شده، نیازهای اساسی آنان نادیده گرفته شود و به احساسات و عواطف آنها توجه نشود.
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 64 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 70 |
چکیده
در جامعه امروزی ما شاهد هجوم انواع حملات فرهنگی هستیم. در واقع سوالات و شبهات بسیاری باعث سردرگمی خصوصاً در نسل جوان امروز شده است . تنها راه نجات از این مهلکه تمسک جستن به سخنان و رهنمودهای اهل بیت علیهم السلام است. تحقیق پیش رو درصدد جوابگویی به شبهات زیر است:
1. علل عملکرد مختلف معصومین علیهم السلام چه بوده است؟
2. علل پذیرش ولایتعهدی از طرف امام رضا علیه السلام چیست؟
3. هدف حضرت از بیان حدیث سلسله الذهب چه بوده است؟
4. «انه لیس کمثله شی» به چه معنا است؟
5. حل شبهه جبر و تفویض در کلام حضرت به چه صورت است؟
6. شبهه اراده انسان و علم الهی چگونه جواب داده میشود؟
7. اراده الهی جزء صفات ذات است یا زائد ذات است؟
8. حدوث عالم در کلام حضرت چگونه بیان میشود؟
9. شرح «بسم الله»در کلام حضرت به چه صورت است؟
جواب سوالات به شرح زیر است:
1. دربخش اول ابتدا عصمت را در مرحله ثبوتی بیان کرده و در بخش های بعدی عصمت در مرحله اثبات بیان میشود. به این صورت که با پذیرش عصمت در پیشوایان باید این را بپذیریم آنچه آن بزرگواران انجام میدهند، بر اساس خیر و مصلحت است. البته سایر فرق اسلامی عصمت را شرط امامت نمیدانند وهرچند امام گناه کرده باشد باز هم شرایط امام شدن را دارد.
2. از علل قبول ولایتعهدی همین بس که مأمون کار خود ر ابه شورایی که عمر تشکیل داد و حضرت امیرالمومنین علیه السلام را مجبور به حضور درآن کرد تشبیه کرد.
3. با حدیث سلسله الذهب حضرت دو اصل «توحید» و «امامت » را به خوبی بیان کرده و قبول ولایت خودشان- که مستلزم پذیرش ولایت معصومین علیهم السلام است - شرط ورود به دژ محکم الهی دانسته اند.
4. آیه«انه لیس کمثله شی ء» به ما میفهماند بین خدا و مخلوقات مفارقت ذاتی و جزء به جزء است و ما قادر به درک ذات الهی نیستیم زیرا هیچ نوعی سنخیتی بین خدا و مخلوقات وجود ندارد (عجز از درک ذات بی منتهای باری تعالی حد کمال و معرفت است)
5. جواب شبهه جبر و تفویض چنین است : «لاجبر ولاتفویض بل امر بین الامرین»زیرا هر کدام به تنهایی مفسده هایی دارند.
6. خداوند عالم به افعال انسان است. از طرفی انسان دارای اختیار است. این مسئله دو مقوله جدای از هم هستند . علم الهی مستلزم تحقق فعل نیست، هر چند نجات انسان ازمهلکه در علم الهی وجود دارد.
7. اراده الهی جزء صفات فعل است، زیرا اگر خداوند بخواهد میتوانداراده نکند آیات و روایات دال بر این مطلب است.
8. عالم حادث است. زیرا خداوند قدیم است ، چیزی پیش از او نبود و چیزی همراه او در قدیم با او وجود نداشته است.
9. حضرت با تفسیر «بسم الله »به ما میفهمانند که انسان با این سخن داغ بندگی را بر خود مینهد و خود را تنها مختص خدای باری تعالی میکند.
انشاءالله ماجزء وصل شدگان به حق و حقیقت باشیم.
مقدمه
اگر دیدگان را بر افق خلقت بگشاییم و اندکی فراتر از محسوسات را بنگریم، چهارده حقیقت ملکوتی و چهارد ه وجود نورانی را خواهیم دید که بر بلندای آفرینش به بندگی حضرت حق مشغولند .
آفرینش به برکت آنان آفریده شده و بقیه مخلوقات به طفیل آنان پای در این عالم گذارده اند. حضرت مهدی _(عجل الله تعالی فرجه شریف ) میفرمایند:
ما مصنوع پروردگار مان هستیم ، و پس از آن خلائق برای ما آفریده شدند. آری خداوند آفرینش را به آنان آغاز نموده و به آنان خاتمه می بخشد.
ایشان به اذن و عنایت خدای رحمن، در تمام جهان حاضر و بر هر آشکار و پنهان ناظرند. واقف به احوال پیشینییانند و آگاه به آمال آیندگان.
آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم، معلمان دین خدا و مبلغان و مروجان آیین اسلامند.
محبت و دوستیشان و ولایت و فرمانپذیری از ایشان و بغض از دشمنانشان، شرط قبولی طاعات وعبادات و رمز سعادت دنیوی و اخروی انسانهاست و بدون ولایتشان ، هیچ طاعت و عبادتی به درگاه الهی پذیرفته نمیشود.
از اینرو ست که امام رضا علیه السلام میفرمایند:
«هر کس در حالی که عارف به امامانش نباشد ، بمیرد به مرگ جاهلیت مرده است.»
بدین ترتیب واضح است که تجاهل در مساله امامت و عدم موضع گیری صریح در انتخاب امام و پیشوا به معنای انکار و طرد آن از گستره زندگی است و ثمره آن مرگ بر جاهلیت و فرجام بر او دردنیا و آخرت است.
امام علی بن موسی الرضا علیه السلام میفرمایند :«در آن روز هر قومی به نام امام زمانشان و کتاب و پروردگار و سنت پیامبر خویش خوانده میشوند». پس بر همه ما واجب است که امام و پیشوای حق ر ابا اطلاع و تحقیق انتخاب کرده و تابع آن بزرگان در تمام امور دنیوی باشیم تا در آخر به سعادت اخروی برسیم انگیزه اینجانب از نوشتن چنین تحقیقی معرفت یافتن به وجود مقدس امام رضا علیه السلام ، آن امامی که مملکت ما تحت لوای ایشان قرار دارد و به برکت ایشان روزی میخورد.
از طرفی در زمان حضرت مباحث کلامی، فلسفی رونق بسیاری یافته ، از این رو حضرت را عالم
آل محمد صلی علیه و آله و سلم نامیدند پس هدف اینجانب از بررسی مناظرات آن حضرت ،
تطبیق آن در جامعه امروزی می باشد که سیر در آن می تواند پاسخگوی سوالات و
شبهات بسیاری از افراد باشد که این را ه ما را به حق و حقیقت نزدیک تر میسازد. تحقیق
اینجانب از روش «کتابخانه ای»و به شیوه« تحلیلی» «توصیفی» و با استفاده از کتب
«کلامی»،«فلسفی» ، «فقهی» و« تاریخی »سعی در جوابگویی به شبهات و نزدیکتر شدن به فهم کلام
حضرت بوده است.
مختصراً بخشهای مورد بررسی شده در این تحقیق چنین است.
بخش اول: اختلاف عملکرد معصومین علیهم السلام و تحلیل آن
1 -1 عصمت ، مبین اختلاف عملکرد معصومین
2 – 1 منشأ اختلاف شیعه و سنی در امامت
3 – 1 چرا عامه عصمت را در امام لازم نمیدانند؟
4 – 1 وجوب عصمت امام در کلام معصومین علیهم السلام
بخش دوم: علل پذیرش ولایتعهدی
1 – 2 مأمون و شخصیت او
2 – 2 مأمون و سیاست
3 – 2 ولایتعهدی
الف) دلائل مأمون برای انتخاب ولیعهد
ب ) علل قبول ولایتعهدی توسط حضرت
بخش سوم : بیان معار ف الهی از مدینه تا خراسان
1 – 3 عرضه اعمال شیعیان بر امام
2 – 3 حدیث سلسله الذهب
- شرح «وانا من شروطها»
بخش چهارم: تبیین معارف در سخنان ثامن الحجج علیه السلام
1 – 4 توحید
الف) توحید ذاتی (انه لیس کمثله شی)
ادراک خداوند
مفارقت کلی خداوند با همه چیز در موجودات
ب) جبر و تفویض و ارده الهی
- نفی جبر و تفویض در کلام امام رضا علیه السلام
- بیان آیه الله مکارم شیرازی
- علم خداوند و اراده انسان
- جواب شبهه فوق درکلام امام خمینی (ره )
- تقابل علم خداوند و اراده انسان در کلام امام رضا علیه السلام
ج ) چگونگی اراده الهی در کلام امام رضا علیه السلام
- سخنان حضرت پیرامون اراده الهی
- اقوال حکماء پیرامون اراده الهی
- اقوال فقها و متکلمین پیرامون و اراده الهی
د) صفات خداوند عین ذات الهی اوست
- کلام امامیه و اشاعره پیرامون صفات خدا
- اشکالات و اراده به کلام اشاعره
ج) ولایت معصومین بر ما سوی الله
- برتری مقام امامت بر نبوت در کلام امام
- شر ح و تفسیر ایه«و اذا ابتلی ابراهیم ربه... » و برتری امامت بر نبوت و رسالت
- منظور از «اماماً» درکلام اهل سنت
- جواب علامه طباطبایی (ره) به علمای اهل سنت
- شرح و تفسیر کلام علامه طباطبایی (ره )
- منظور از «الظالمین» در آیه فوق
- لفظ «ظالمین» و شبهه فخررازی
- کلام استاد سبحانی پیرامون حقیقت مشتق
- جواب اصولیها بر شبهه فخر رازی
- جواب علامه طباطبایی (ره)و) امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف درکلام امام رضا علیه السلام
بخش اول
کلیات
تعریف و تبیین موضوع:
در این تحقیق سعی شده به یک سری مباحث عقیدتی پرداخته شود، که می تواند راه گشای حل بسیاری از شبهات می باشد.
ما فراوان در نحوه ی عملکرد معصومین مشاهده میکنیم که آنان فی الواقع هدف شان یکی ولی عملکردهای مختلفی خصوصاً نسبت به حکام وقت خود داشته اند. خاصه امام رضا علیه السلام که با پذیرفتن ولایتعهدی مأ مون شرایط خاصی را دارا شده اند، که این عمل موجب نسبت دادن اتهامات فراوانی به ایشان شد . درواقع با بیان عصمت از دیدگاه تشیع به این سوالات پاسخ داده می شود .
در آن زمان بحث های کلامی به اوج خود رسیده بود، به خاطر فرق مختلف اسلامی و دینی ورود کتب فلسفی و نشر آن در ایران توسط مأمون ، شبهات بسیاری ذهن مردم را مشغول کرده بود ، که حضرت جوابگوی تمام این شبهات به نحو احسن بودند و به همین دلیل است که یکی از القاب حضرت عالم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم است.
درنتیجه بررسی وسیر در این روایات و مناظرات میتواند راه گشای بسیاری از شبهاتی که ، امروز گریبان همه ی ما را گرفته و باعث سردرگمی در جامعه شده باشد. از طرفی آشنایی با عملکرد معصومین علیهم السلام حضرت امام رضا علیه السلام برای ما ایرانیا ن که مملکت ماتحت لواء ولایت ثامن الحجج علیه السلام است و اینکه ما خود ر اشیعه اثنی عشری و جزء فرقه ناجیه میدانیم واجب و ضروری است.
پیشینه موضوع:
ردپای این بحث و پی بردن به اهمیت آن را باید گفت از همان زمانهای اولیه غیبت کبری امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف میتوان پیدا کرد. به طوری که محدثین اولیه شیعه در بحثها و کتب خود بخصوص در مورد حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام و زمان ولایتعهدی ایشان بحث نمودهاند و از آن جمله مرحوم ثقهالاسلام محمدبن یعقوب کلینی متوفی 328 – 329 ه. ق و در کتاب شریف کافی که درمواضع مختلفی بحثهای حضرت را ذکر نمودهاند و همچنین مرحوم رئیس المحدثین محمدبن علی بن بابویه قمی متوفی (381 ه . ق ) درکتاب التوحید که بحثهای توحیدی و پاسخگویی به شبهات مربوطه توسط حضرت را در این کتاب آوردهاند و همچنین در کتاب کمال الدین و تمام النعمه که بحثهای مربوط به امامت و ولایت که توسط حضرت انجام شده را ذکر کرده اند و اینکه در کتاب عیون الاخبار الرضا علیه السلام که میتوان گفت اولین کتابی است که به صورت جامع پیرامون علی بن موسی الرضا علیه السلام و بخصوص ویژگیهای زمان ولایتعهدی حضرت و بحثهای مختلف حضرت پیرامون عقاید شیعه امامیه در اصول پنجگانه تألیف شده است و کتبی چند دیگر در این موارد آمده است . البته بنده مقالهای که مربوط به موضوعم باشد پیدا نکردم .
فرضیات و سوالات تحقیق
سوالات اصلی:
1. چرا معصومین نسبت به هم عملکرد مختلفی دارند؟
2. عالم آل محمد صلی الله وعلیهم و آله و سلم توحید و امامت را چگونه بیان فرمودند.
3. دلایل و اهداف حضرت ازبیان حدیث سلسله الذهب چه بوده است؟
4. حضرت با چه بیانی شبهه جبر و تفویض و اراده الهی را جواب دادهاند؟
1 . نظر شیعه وسنی در نحوه انتخاب امام چگونه است؟
2 . چهره واقعی مأمون به چه صورت بوده است؟
3 . دلایل حضرت جهت پذیرش ولایتعهدی مأمون چه بوده است؟
4 . انه لیس کمثله شی به چه معنا است؟
5 . اراده الهی جزء صفات ذات است یا جزء صفات فعل است؟
6 . صفات خداوند عین ذات اوست به چه معنا است؟
7 . نظر امام رضا علیه السلام درباره حدوث عالم چه بوده است؟
8 . بندگی خدا از زبان امام رضا علیه السلام به چه صورت است؟
9 . شرح حدیث لولاحجه از زبان امام رضا علیه السلام به چه صورت است؟
10 . علم امام از دیدگاه حضرت رضا علیه السلام و حکماء و متکلمین چگونه است؟
11 . حضرت چگونه آیه «و اذا ابتلی ابراهیم ربه... » را شرح دادند؟
12 . منظور از «الظالمین » در لاینال عهدی الظالمین چه کسانی هستند؟
13 . امام رضا علیه السلام با چه بیانی وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف را معرفی میکنند؟
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 50 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 78 |
هنر ، سوای مجموعهای از تعریف خاص ، شخصی و کنایی چندین و چند تعریف مقبول ، معقول و منطقی - و یا لااقل قابل بحث و اعتنا - دارد که این تعاریف ، در موارد بسیار ، مکمل یکدیگرند و برطرفکننده کم داشتهای هم ، و سر جنگ و جدال با هم و نفی یکپارچه همدیگر را ندارند . ما در اینجا ، بدون بحث ، یکی از تعاریف را به عنوان وسیله کارمان انتخاب میکنیم :
هنر ، بیان زیبا و متالی احساس ، عاطفه و اندیشه انسانی است .
به هنگام تقسیمبندی و برشمردن انواع هنرها ، معمولاً ، نقاشی را به عنوان یکی از هنرهای اصلی و مستقل نام میبرند . در این صورت ، و با تکیه به تعریف کلی هنر ، نقاشی باید چنین تعریفی داشته باشد :
نقاشی ، بیان زیبا و متعالی احساس ، عاطفه و اندیشه انسانی است و به مدد خط و طرحها و رنگ و سایر ابزارهایی که به نام این هنر مورد استفاده هنرمند قرار میگیرد .
تعریف گرافیک ، اما به این سادگیها نیست - چه هنر باشد ، چه نباشد .
2-1- تعریف گرافیک
ما ، در قدم اول ، باید مساله ”چاپ“ را که به نوعی در واژه ”گرافیک “ حضور یافته است و منشاء پیدایی آن مربوط است ، از یاد ببریم ، و یا به آن چندان بهایی ندهیم که سراسر تعریف هنر گرافیک را زیر سلطه خود بگیرد ، بفشارد ، و به آن خط بدهد .
حذف عامل ”چاپ“ از مفهوم و تعریف گرافیک ، به معنای کوچک شمردن فن غولآسای چاپ نیست ، بلکه به عکس ، دقیقا به همین خاطر است که امروزه ، حضور موثر چاپ را در بسیاری از دقایق زندگیمان حس میکنیم . در زمان حاضر، ” چاپ“ ، شاید بتوان گفت همانقدر که در هنر گرافیک حضور دارد که در هنرهای ” هنرهای ادبی“ (=ادبیات ) و سینما ؛ یعنی بدون عامل چاپ ، علیالاصول ، نه ادبیاتی وجود دارد نه سینمایی ؛ اما این امر باعث نشده است که ما عامل چاپ را وارد تعریف ادبیات و سینما بدانیم .
اگر روزگاری هم گرافیک ، ”هنر ارسال پیام به مدد امکانات چاپی“ بود ، و یا ”فن استفاده از چاپ برای ابلاغ مقاهیمی که به مدد کلمات و تصاویر قابل ارائه هستند “ .... امروز دیگر چنین نیست ؛ چرا که هنر گرافیک ، در عصر ما ، به همت و با جرات و جسارت سرداران بزرگ این رشته ، به مقولهای بسیار پیچیده ، ظریف ، وسیع ، چه بسیار تغییر دهنده، نافذ و به راستی خطرناک تبدیل شده است .
امروز ، برخلاف شایع و ظاهر ، این هنر سینما نیست که در راس همه هنرها قرار گرفته و فرمانروایی و تسلطی بیچون و چرا میطلبد ؛ بلکه گرافیک است که چنین ادعا و خواستی دارد - هر چند بدون تظاهر، و یا بسیار زیرکانه ، و گاه به نحو شگفتانگیزی موذیانه .
به هر حال ، با توجه به این که این رساله ابداً نمیخواهد به چیستی و چگونگی هنر و فن گرافیک بپردازد ، به همین بسنده میکنیم که یکی دو تعریف ساده و احتمالاً مقبول از گرافیک ارائه بدهیم تا راه برای وصول به تعریف ”مصورسازی آثار ویژه کودکان“ هموار شود .
گرافیک ، ابلاغ ظریف ، دقیق و موثر یک پیام است به مدد ابزارهای همه هنرها ، که موضوع این پیام ، به وسیله سفارش دهنده ، مشخص و محدود شده باشد و عموماً هم مسائل محدود به زمان و مکان معینی را طرح و عنوان کرده باشد .
گرافیک ، رشتهای با شاخهای از هنرهای ترکیبی است که از نقاشی ، طراحی ، نوشته و ادبیات ، خطاطی ، هندسه و نیز امکانات همه هنرها و فنون مدد میگیرد و استفاده میکند تا پیامهایی را به بهترین و مؤثرترین و فشردهترین نحو ممکن ابلاغ کند که درخواست کننده یا سفارشدهندهای به دلایل معینی ابلاغ آنها را از گرافیست خواسته است . گرافیک ، فنی است ظریف ، دقیق و مسر جهت ابلاغ و ارائه پیامهای تجاری ، سیاسی ، اجتماعی و هنری (یا پیامهای فرهنگی و تمدنی ) .
همه مساله و فشرده حرف ما این است که در تمام هنرهای اصلی ، کاشف و برگزیننده موضوع ، شخص هنرمند است - حتی اگر این موضوع ، زیر کلی از فشارهای احساسی - عاطفی به او تحمیل شده باشد ؛ اما در مورد ”هنر گرافیک“ همیشه ، موضوع به هنرمند ابلاغ میشود و کار روی آن موضوع ، از گرافیست درخواست میشود . گرافیست ، به شخصه و مستقلاً تصمیم نمیگیرد روی موضوعی کار کند ، و وقتی بنا به خواست ”دیگری“ روی موضوعی به تفکر خلاقه پرداخت و از نهایت قدرتآفرینی و مهارت خویش بهره گرفت و چیزی را ساخته و پرداخته کرده باز هم ، ”دیگری“ باید تطبیق کامل ”موضوع“ با ”شکل ارائه موضوع“ را گواهی کند و دست مریزاد بگوید ؛ وگرنه مرافعه پیش میآید و دردسر .
گرافیست هم هر قدر آزاد باشد و انتخاب داشته باشد ، نظریه شخص ”دیگری“ هم مطرح است ، و همین جاست که ما میتوانیم ، به وضوح ، رابطه ”مصورسازی آثار ویژه کودکان“ و ”هنر و فن گرافیک “ را حس کنیم و قدم اول را در راه وصول به تعاریفی بالنسبه منطقی از ”مصورسازی“ برداریم؛ چرا که نقطه مشترک تردیدناپذیر این دو ، همان مقدم و مستقل بودن موضوع است نسبت به شکل ارائه موضوع ، و حضور ”دیگری “ در این جریان - حتی اگر این ”دیگری“ ، در موارد متعددی ، خود تصویرگر باشد که موضع ”نویسنده“ یا ”طراح موضوع“ قرار گرفته است . ضمناً ، در همین جا هم ما میتوانیم رابطه بین ” نقاشی“ و ”مصورسازی...“ و طبیعتاً بین ”نقاشی“ و ”گرافیک“ - را تا حد ممکن قطع کنیم و این توهم بسیار خطرناک را که ”مصورسازی“ نوعی ”نقاشی“ است و مصورساز ، یک نقاش است که تحت شرایط ویژهای نقاشی میکند ، برطرف کنیم و نیز این توهم را که مصورساز ، همان امکانات و مسئولیتها و وظایف نقاش را دارد و حدود اختیارات و خودمختاریهایش برابر با نقاش است یا برابر با هنرمند دیگر .
مسلماً زمان ، خیلی چیزها را از بین میبرد ، منجمله هر بنای سست را ، هر اثر بد را ، و چه بسا سرانجام هر تولید ضد انسانی را . مسلماً زمان ، بسیاری از کتابها را همراه با نویسندگان آنها و تصویرها و تصویرگریهای آنها از رده خارج میکند و به خاک گرم میسپارد و از خاطرهها ، برای ابد ، پاک میکند . مسلماً کفشهای زمان ، کفشهایی بیرحم و سحرآمیز است که هر چه بخواهد ، له و لورده میکند و میگذرد ؛ اما در مورد آثار ویژه کودکان و تولیدات خاص ایشان و هرآنچه که به بچهها مربوط میشود هرگز نمیتوان به انتظار قضاوت عادلانه و بیرحمانه زمان نشست . نمیتوان فرصت داد که بیماران روانی ، کودکان را بیمارانه بیازارند ، به امید آن روز که مرگ معنوی ، این بیماران را از گردونه به بیرون پرتاب کند . این درست که بوته گل ، بیآب ، خشک میشود و میمیرد ، اما برای اثبات این امر ، بوته گل را نمیتوان بیآب نگه داشت . امروز نمیتوان کودک را ترساند ، به فکر اینکه این ترساندن ، شاید ، بعدها اسباب شجاعت و شهامت او را فراهم آورد ، و نمیتوان از کودک کار سخت و طاقتفرسا کشید ، به اسم اینکه کارکشته میشود ، قدرت درآوردن نان و نکشیدن منت دو نان در او پدید میآید . به نام بشر ، مجرمان بزرگسال بسیاری را میتوان به چوبهدار سپرد ، اما یک کودک را ، در سراسر کره زمین ، به اسم ((مصلحت آینده بشر)) و ((نجات دادن جهان فردا )) نمیتوان گوشمالی داد و به گریه انداخت . تا دم مرگ از باز گفتن این سخنان خسته نخواهیم شد : کودک ، در هر لحظه ، متعلق به همان لحظه است و تعیین کننده تکلیف همان لحظه - ضمن اینکه متعلق به تمامی لحظههای تاریخ ، و تمامی نقطههای جغرافیایی جهان نیز هست .
”تصویرگر...“ و ”گرافیست“ علیالاصول ، معمولاً و عموماً ، وقتی در موضع تصویرگر و گرافیست قرار دارند ، موضوع کار خود را خود کشف و انتخاب نمیکنند ، بلکه روشهای خوب ارائه موضوع را مییابند و به کار میبرند . بنابراین تصویرگر و گرافیست تابع احساسات و عواطف و اندیشههای هنری خود نیستند ، بلکه فقط بخش کوچکی از عاطفه و احساس خود را به جنبههای هنری اثر وا میسپارند ، و الباقی قدرت خود را صرف تعقل منطقی و تطبیق دادن اندیشمندانه و آگاهانه ”شکل “ با ”مضمون“ - تحت شرایطی خاص - میکنند .
آزادیهای عملی (و ذهنی) یک تصویرگر ، در مسیر تولید تصویر بسیار محدودتر از آزادیهای یک هنرمند - مثلاً نقاش - در خلق یک اثر است و وظایف او بسیار مشخصتر و مرزبندی شدهتر ، و تعهدات او حساستر و خطرناکتر . اینجا ، در محدوده یا میدان تصویرگری ، ”دلم اینطور خواسته“ یا ”من اینطور خواستهام“ یا ”اینطور دوست دارم“ یا ”نمیخواهید؟باشد . به دیگری و دیگران عرضه خواهم کرد “ هیچ کاربردی ندارد - مگر آنکه ، در موارد به میان کشیده شدن پای ”خواست“ و ”میل“ تصویرگر ، این ”خواست“ و ”میل“ با کلی از مسائل بسیار حساس و دقیق علمی - فنی تطبیق کامل یافته باشد ، و آزمایشهای صحیح نیز این تطبیق کامل را تأیید کرده باشد .
”تصویرگر بزرگ زمانه ما “ بودن ، به گمان ما ، هم این دنیا را بس است ، و چه بسا ، هم آن دنیا را . آخر مگر خوشحال کردن بچهها ، و آموختن به ایشان ، و هدایت کردنشان در جهت درست و برانگیختنشان در راه آرمانهای متعالی انسانی کار کوچکی است که بشود آن را با چیزی تعویض کرد ؟
4-1- تفاوت گرافیک با تصویرگری
گرافیک حرفهای است که به تبلیغ مسائل مختلف جامعه میپردازد . تصویرگری حرفهای است که مطلقاً بر محور اندیشه تبلیغ نمیگردد . گرافیک ، حرفهای است که مستقیماً وارد کار سیاست - به معنای خاص و عام آن - میشود .
تصویرگری حرفهای است که در عین سیاسی بودن هرگز وارد سیاست نمیشود . گرافیک ، حرفهای است که میتواند- و حق دارد - در مواردی اعمال خشونت کند ،بترساند ، تهدید کند ، فریاد بکشد ، و جنجال به راه بیندازد . تصویرگری حرفهای است که نمیتواند ، و نمیتواند و مطلقاً نمیتواند .
گرافیست آدمی است که حق دارد - و ناگزیر است - هنگام انعقاد یک قرارداد یا قبول یک موضوع - هرقدر هم آن موضوع آنی باشد - بلافاصله به هزینه آن ، و به روابط دستمزدی مربوط به آن ، عادلانه بیندیشد و هر کاری را ، با درنظر گرفتن یک مجموعه مسائل اقتصادی برآورد یا قیمت گذاری کند .
تصویرگر ، گرچه دستمزد میستاند و حق است که این دستمزد کفایت کننده و رضایتبخش باشد ، در زمان رابطه با اثر ، به مساله مخارج و دستمزد نمیاندیشد ؛ یعنی رابطه مستقیم و تأثیرگذاری بین تولید و مزد تولید وجود ندارد حق نیست که وجود داشته باشد (همچون نقاش ، به هنگام خلق یک اثر ، یا نویسنده به هنگام نوشتن یک داستان ، یا آهنگساز در لحظه تهاجم آهنگ ) ؛ و در اینجا ، تصویرگری ، نه تنها به هنر نزدیک میشود ؛ بلکه در قلب آن جای میگیرد - به دلیل طهارتی که دارد و مسئولیت خطیر و حساسش .
به طور کلی تصویرگری ، رشتهای است تولیدی - خلاقه ، فنی- هنری ، مربوط به کودکان و نوجوانان ، مستقل از نقاشی و گرافیک ، مستقل از جمیع هنرها و خرده هنرها و صنایع دستی ظریف ، اما نیازمند به همه اینها به خصوص گرافیک ، نقاشی ، عکاسی و پیکرهسازی ؛ رشتهای است از روانشناسی کودک ، طب کودکان ، تعلیم و تربیت ، هوششناسی ، علم رشد ، و به طور کلی کودک شناسی ، و نیز فنون و صنایع دستی ، و هم عواطف و احساسات انسانی تغذیه میکند تا بخشی از نیازهای تصویری (یا بصری) کودکان و نوجوانان پاسخ بدهد .
تصویرگری ، عملاً ، نگاه به حال و آینده دارد ، نه به حال (که گرافیست ، معمولاً چنین است ) و نه به آینده (که هنر عمدتاً ، چنین است ) .
تصویرگری از مهارتها و امکانات و ذوق و شعور و شناخت پرورش یافته هنری ، نهایت بهره را میگیرد .
تصویرگری ، در محدوده قانونمندیهای نسبتاً ثابت و پایدار محصور نشده است ؛ در عین حال که عمده توان و تاثیر سازنده و مثبت خود را از چندین علم اخذ میکند .
تصویرگری ، مستقیماً و اساساً با احساس و عاطفه و ویژگیهای معنوی و روان انسان سروکار دارد .
تصویرگری امروز ، همچون بسیاری از ساختههای تازه انسان عصر ما ، چیزی است سوای علم و فن و هنر ، و ترکیبی و ادغامی است از همه اینها ، حداقل مساله این است که تصویرگری ، عطف به وظائف و مسئولیتهای خطیر ، روشن و دقیق و مشخص شدهاش ، مجبور است که از همه هنرها بر کنار بماند ؛ و ما نیز به خصوص به همین دلیل بسیار اساسی است که میخواهیم ، تا حد ممکن ، رابطه تعریفی تصویرگری با هنرها و جریانهایی که پیوسته در هنرها پیش میآید و مسائلی که در نقش و وظیفه هنر مطرح میشود و جار و جنجالهایی که بر محور هنر به راه میافتد و مکتبهای جدیدی که پایهگذاری میشود ، بریده شود .
راه تصویرگری را فقط تصویرگران آشنا با مسائل و اهداف تصویرگری باز میکنند ، و هر نوع تغییری را در شکل ، با اتکای به دلایل تربیتی - آموزشی ، ایشان میدهند .
”تاریخچه تصویرسازی“
تصویر سازی هنری است با سابقه بسیار طولانی در تاریخ که به زمانهای بسیار دور باز میگردد . کهنترین مدارک تصویری شناخته شده به انسانهای غارنشین که عمده فعالیت آنها شکار کردنه بود ، مربوط میشود .
او با ابتداییترین روشها ، مثل استفاده از انگشتان دست و رنگ های آلی و معدنی ، خواستهها و اوهام و آرزوها و مقاصد فرا دنیوی خود را بر دیوار غارها به تصویر میکشیده و از این تصاویر برای برقراری ارتباط و یا اهداف جادویی و پرستش خدایان استفاده میکرده است .
در واقع تصویر قبل از اختراع خط وجود داشته که انسان برای ارسال پیام و بیان مقاصد و عواطف خود بکار میبرده است .
نوشتههای مصور انسان متمدن امروز ، عیناً همان کاری را انجام میدهند که تصاویر دیواری غارها و معابد به عهده داشتهاند . در طول قرون تصویرگری کتاب ، کتابهای کودکان نیز اندکاندک جایی برای خود گشود و تصویرگران در کنار کارهای اساسی خود به خلق تصاویر برای کتابهای کودکان نیز همت میکردند .
در ایران ، تصویرگری و مجلسسازی و کتابآرایی سابقهای طولانی دارد . مجلسهایی که برای نسخههای خطی شاهنامه و کلیات حکیم نظامی و سعدی و مهمتر از همه آنها ”معراجنامه“ قرنها پیش توسط استادان شناخته یا ناشناخته هنرمندی پرداخته شده است ، هر کدام در نوع خود شاید در جهان یگانه باشند .
حتی برخی تصویرها و صفحهآراییهای کتابهای چاپ سنگی دوره قاجار ، بخصوص کارهای موسوم به ”عیدیسازی“ که به وسیله قالبهای چوبی به روی کاغذ چاپ زده میشد و در مکتبخانههای آن زمان به عنوان عیدی به بچهها هدیه میشد و مجموعه گرانبهایی از آنها را هنرمند پژوهشگر مهدی رضا قلیزاده در سال 1343 در ”تالار ایران“ به نمایش گذارد ، که گاه نمونههای درخشان پیش انجام گرفتهای را در برابر چشمهای جستجوگر قرار میدهد .
اما تصویرگری کتابهای کودکان و نوجوانان ، بیشک لازمهاش وجود متن و اثری خاص کودکان و نوجوانان است که تولدش در سرزمین ما چندان دیر نیست . آقای محمد هدایی که محقق تاریخ تصویرگری کتابهای کودکان و نوجوانان در ایران است ، سالها پیش دررساله پایاننامه تحصیلی خود :
- نخستین کتاب مصور کودکان چاپ شده در ایران را کتاب ” تادیبالاطفال“ معرفی میکند .
- کتاب ” زندگی کودکان برای کودکستانها و مطالعه اطفال ابتدایی“ اثر زندهیاد جبار باغچهبان ، چاپ شیراز ، شهریور ماه 1308 را میتوان به عنوان شروعی برای تصویرگری کتاب کودک به شمار آورد . اما تصویرهای هر دو کتاب سیاه و سفیدند و بیبهره از عامل رنگ که اهمیت آن کم نمیباشد . همچنین قطع و صفحهآرایی و چاپ مناسب کتاب کودکان را هم ندارد .
- با توجه به این مورد میتوان نخستین کتاب مصور کودکان قابل بحث در ایران را موش و گربه مشهور عبید زاکانی با نقاشیهای محمود جوادیپور ، چاپ کلالهزر وابسته به ” انجمن دوستداران کتاب“ در سال 1335 دانست .
| دسته بندی | نرم افزار |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 41 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 68 |
چکیده پژوهش
پژوهش حاضر بر پایه هدف اصلی استاندار ساختن آزمون اوتیسم (AQ) بر روی دانش آموزان دبیرستانهای شهر تهران به اجرا در آمده است.لذا از میان جامعه آماری نمونه ای با حجم 600 نفر به روش نمونه برداری تصادفی چند مرحله ای انتخاب و آزمون مورد نظر اجرا گردید که در نهایت 534 پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.اعتبار آزمون از طریق آلفای کرونباخ محاسبه و مقدار آن 601/0 برآورد گردید ، برای بررسی روایی سازه آزمون از روش تحلیل مولفه های اصلی (PC) با استفاده از چرخش واریماکس استفاده شد.نتایج نشان داد که پرسشنامه مورد نظر با استخراج 10 عامل ، علاقه اجتماعی تمرکز بر جزئیات ، درک اجتماعی ، خلاقیت اجتماعی ، توانایی بازی نما ، فراست و هوشیاری ، فراست اجتماعی ، درک دیگران ، رود رویی اجتماعی و علاقه به تنهایی و تفکر ، جمعاً 944/42 درصد از کل واریانس را تبیین می کند و از روایی کافی برخوردار است.سپس برای نمره های اوتیسم دانش آموزان دبیرستان های شهر تهران جداول نرم تهیه گردید.
فصل یکم :
مقدمه
اوتیسم یا در خود ماندگی یک نوع اختلال فراگیر رشدی است.اختلال های فراگیر رشدی اختلالهایی هستند که در آن ها مهارتهای اجتماعی ، رشد زبان و خزانه رفتاری به صورت مناسبی گسترش نمی یابند.این اختلال ها در اوان کودکی آشکار می شوند و مشکلات ثابت و پایداری را به وجود می آورند.
در مورد اوتیسم و علل آن ناشناخته های بسیاری وجود دارد.تاکنون هیچ درمان خاصی و قطعی برای اوتیسم پیشنهاد نشده است.آنچه مسلم است ، تحقیقات بسیاری در راستای شناسایی و درمان اوتیسم تاکنون صورت گرفته است.هدف پژوهش حاضر نیز تعیین روایی ، اعتبار و نرم یابی آزمون اوتیسم (AQ) که توسط بارون ساخته شده ، در جامعه دانش آموزان دبیرستان های شهر تهران می باشد.این آزمون به منظور تشخصی اوتیسم در حد یک صفت شخصیتی در بزرگسالان تنظیم گردیده است.
بیان مسئله پژوهش
کودکان از همان اوایل زندگی به رفتار دیگران واکنش نشان میدهند ، بعضی از تغییرات عمده در رفتار اجتماعی مانند واکنش کودک به صداها ، توجه به چهره افراد و لبخند اجتماعی در همان شش ماه اول زندگی ظاهر می شوند.علائم دلبستگی در کودک به صورتهای مختلف مشهود است.به عنوان مثال ، فرد خاصی که معمولاً مادر ، بهتر از هر کس دیگری می توان کودک را آرام کند.این احساس دلبستگی برای کودک ارزش حیاتی دارد.چرا که احساس ایمنی و حتی ارضاء نیازهای اولیه کودک در گرو به وجود آمدن این احساس دلبستگی است.
از آنجایی که انسان موجودی اجتماعی است ، جدا از اجتماع و بدون داشتن روابط اجتماعی قادر نیست به تمام نیازهای مادی و روانی خود پاسخ گوید و احساس رضایت مندی و آرامش داشته باشد.
اوتیسم یا در خود ماندگی یک اختلال فراگیر رشد است .به نظر می رسد یک اختلال در سیستم عصبی که باعث عدم عملکرد صحیح مغز می شود ، در ایجاد این بیماری موثر باشد.این اختلال در بیماران اوتیستیک باعث می شود که مغز نتواند در زمینه های رفتارهای اجتماعی و مهارتهای ارتباطی به درستی عمل کند.این بیماران در زمینه ارتباط کلامی و غیر کلامی ، رفتارهای اجتماعی و فعالیتهای سرگرم کننده دچار مشکل هستند.اوتیسم را می توان با یک سری از رفتارها تشخیص داد ولی افراد اوتیستیک می توانند ترکیبی از این رفتارها را بروز دهند و الزاماً نباید رفتارهای اختلالی تعیین شده ای را بروز دهند.
در اوتیسم مانند سایر اختلالات با طیفی از شدت اختلال مواجه هستیم.شناسایی این رفتارها و شدت آن ها در جهت رسیدن به راهکارهای موثر درمانی اهمیت انکار ناشدنی دارد.
در این پژوهش هدف تهیه ابزاری استاندارد برای شناسایی این اختلال در افراد بزرگسال است.تا کنون آزمون های تهیه شده که بیشتر به صورت چک لیست می باشند ، برای کودکان تهیه شده اند و با کمک ارزیابی های تشخیصی جامع حالتهای شدید اختلال در کودکان مورد بررسی قرار گرفته اند.آزمون اوتیسم بارون (AQ) این اختلال را در حد یک اختلال شخصیتی در بزرگسالان می سنجد.
اهمیت پژوهش
اختلال اوتیسم در هر 1000 نفر ، 6-4 نفر مشاهده شده است.با توجه به این امر حدود 280000 بیمار مبتلا به اوتیسم در ایران وجود دارد.البته این آمار مربوط به افرادی می شود که با شدت بالا دچار این اختلال هستند.حال آنکه می دانیم حالات اوتیستیک مانند دیگر اختلال ها در افراد جامعه با طیف متفاوتی وجود دارند.برای شناسایی و ارزیابی این اختلال در افراد جامعه نیاز به تهیه ابزار سنجشی مناسب داریم.تا کنون دیدگاه های در مورد اوتیسم بیشتر معطوف به کودکانی بوده است که به عنوان یک اختلال رشدی فراگیر با این عارضه مواجه بوده اند.در حالی که افراد مبتلا با وجود درمانهای روان شناختی حالات اوتیستیکی را در طول دوران زندگی خود حمل می کنند.بسیاری از این افراد با وجود محدودیتهای در روابط اجتماعی ، زندگی نسبتاً عادی در پیش می گیرند.
افراد بسیاری وجود دارند که در حد محدودتری نشانه های اوتیسم را نشان می دهند.این افراد در ایجاد روابط رضایتمندی با دیگران مشکل دارند.تشخصی ارائه راهکارهای مناسب در این افراد ، کیفیت زندگی آنها را بهبود می بخشد.
هدف از پژوهش حاضر :
1- فراهم آوردن زمینه و ابزاری مناسب برای اجرای پژوهشهای معتبر و علمی.
2- سنجش و ارزیابی آزمون اوتیسم بارون- کوهن و تعیین روایی ، اعتبار ونرم یابی.این آزمون برای دانش آموزان دبیرستانهای شهر تهران.
3- تهیه وسیله مناسبی که پاسخ آزمودنیها را قابل فهم و تفسیر کند.
4- مقایسه دختران و پسران در میزان خصیصه شخصیتی اوتیسم.
پرسشهای پژوهش :
از آنجاییکه هدف تحقیق حاضر بررسی روایی و اعتبار و هنجاریابی آزمون اوتیسم است.این تحقیق از نوع توصیفی و همبستگی است.دراین تحقیقات به جای طرح فرضیه ، پرسشهای پژوهشگران مطرح می شوند :
1- آیا سوالهای آزمون به عنوان یک تست معتبر از هماهنگی کافی برخوردار است ؟
2- آیا آزمون از روایی کافی و مناسب برخوردار است ؟
3- آیا آزمون از اعتبار لازم برخوردار است ؟
4- محتوای آزمون از چه عواملی اشباع شده است ؟
5- آیا عوامل سازنده با تعریف اوتیسم و نشانه های این اختلال منطبق است ؟
6- آیا میان دختران و پسران در میزان خصیصه اوتیسم تفاوت معنا دار وجود دارد ؟
تعریف مفاهیم و اصطلاحات :
آزمون[1] : آزمون وسیله ای است عینی و استاندارد شده که برای اندازه گیری نمونه ای از رفتار یا خصایص آدمی به کار می رود.(شریفی ، 1377 ، ص 28).
اعتبار[2] : اعتبار آزمون به دقت اندازه گیری و ثبات و پایایی آن مربوط است و دو معنای متفاوت دارد.یک معنای اعتبار ، ثبات و پایایی نمره های آزمون در طول زبان است و معنای دوم اعتبار به همسانی درونی آن اشاره دارد و مفهوم آن این است که سوالهای آزمون تا چه اندازه با هم همبستگی متقابل دارند. .(شریفی ، 1377).
تعریف عملیاتی اعتبار : آزمون اوتیسم بارون با ضریب آلفای کرومباخ در این پژوهش اندازه گیری می شود.ضمن اینکه از طریق روش تحلیل عاملی همسانی درونی پرسشهای تست مورد بررسی قرار می گیرد.
روایی[3] : روایی آزمون عبارت است از میزان کارآیی آن برای اندازه گیری خصیصه ای که به منظور اندازه گیری آن خصیصه ساخته شده است.یعنی آزمون همان خصیصه ای را بسنجد که برای اندازه گیری آن ساخته شده است.
تعریف عملیاتی روایی : در پژوهش حاضر ، از روایی سازه استفاده شده است.به منظور بررسی روایی سازه با استفاده از بسته نرم افزاری spss ، تحلیل عاملی بر روی داده های تحقیق صورت گرفته است.
تحلیل عاملی[4] : تکنیکی است که کاهش تعداد زیادی از تیغه های وابسته به هم را به صورت تعداد کوچکتری از ابعاد پنهان یا مکنون امکان پذیر می سازد.هدف عمده آن رعایت اصل اقتصاد و صرفه جویی از طریق کاربرد کوچکترین مفاهیم تبیین کننده به منظور تبیین پیشینه مقدار واریانس مشترک در ماتریس همبستگی است.(هومن ، 1380 ، ص 372).
تحلیل مولفه ای[5] : مدلی از تحلیل عاملی اکتشافی است که عاملها همه واریانس هر متغیر ، از جمله واریانس مشترک[6] با سایر متغیرهای مجموعه و نیز واریانس اختصاص را توجیه می کند.تعداد مولفه ها (یا عاملها) در تحلیل مولفه ای از لحاظ تئوری باید با تعداد متغیرها برابر باشد ، زیرا همه واریانس هر متغیر باید توسط عامل ها توجیه شود.در مدل تحلیل مولفه ای ماتریس همبستگی «کامل» R را که در قطر آن 100 قرار دارد تحلیل می کنیم.
ضریب آلفای کرونباخ : روشی برای برآورد اعتبار تست از طریق یک بار اجرای یک تست واحد است.این روش بستگی به هماهنگی کارکرد آزمودنی از یک سوال به سوال دیگر دارد و محاسبه آن مبتنی بر محاسبه انحراف استاندارد سوالهای آن است.(هومن ، 1384).
عامل[7] : متغیر جدیدی است که از طریق ترکیب خطی نمره های اصلی تست حاصل می شود و تعداد این عاملها پس از استخراج از ماتریس داده ها باید کمتر از تعداد متغیرها باشد.(ژنداریک 1375 ، ترجمه هومن ، ص 375).
بار عاملی : همبستگی یک متغیر با یک عامل را بار عاملی می گویند و مقدار آن از 1- تا 1+ در نوسان است.(کلاین ، 1380 ، ترجمه مینایی).
چرخش[8] : چرخش محورها ، ساختار عاملها را ساده می کند و چرخش عامل ها ماتریس اولیه را به ماتریس دیگری انتقال می دهد و از طریق پراکنده کردن واریانس در همه عامل ها تا حدی به گونه یکنواخت تر ساختار عاملی را روشن می سازد و به گونه کلی به یک راه حل تغییر پذیرتر که به احتمال زیاد به سایر نمونه های همان جامعه قابل تعمیم است منجر می گردد.(هومن ، 1380).
نرم[9] : برای تبعید و تفسیر نتایج اندازه گیری های روانی و تربیتی به معیارهایی نیاز داریم که کلی تر ، یکنواخت تر ، عینی تر و پایدار تر باشد.این مقیاس ، ضابطه معیار یا داده های استاندارد و یکنواخت که تعبیر و تفسیر نمره ها را ممکن می سازد ، نرم خوانده می شود. (هومن ، 1381).
نرم یابی : فرایند دستیابی به نرمی است که درآن فاصله نمره ها از میانگین بر حسب انحراف استاندارد بیان شده و واحدهای آن در طول مقیاس برابر و معنای آن در تست های مختلف به گونه اساسی ثابت و یکسان است. (هومن ، 1381).
اوتیسم[10] : رشد نابهنجار یا تخریب شده قبل از 3 سالگی حداقل در یکی از زمینه های زیر :
1) زبان دریافتی و بیانی به گونه ای که در روابط اجتماعی مورد استفاده قرار گیرند.
2) رشد وابستگی اجتماعی انتخابی یا تعامل متقابل.
3) بازی نمادی یا کارکردی.(پور افکاری ، 1379 ، جلد 3 ، ص 365).
در این پژوهش اوتیسم با آزمون AQ سیمون بارون اندازه گیری می شود و عبارتست از یک سری رفتارهای اوتیستیک در حد یک اختلال خفیف شخصیتی در بزرگسالان.
ارزش ویژه[11] : مقدار واریانس حاصل از ترکیب خطی عامل را ارزش ویژه گویند. (هومن ، 1380).
ماتریس همبستگی[12] : مجموعه از ضرایب همبستگی بین تعدادی از متغیرها است.(مینایی ، 1380).
واریانس مشترک : نسبتی از واریانس است که به وسیله عوامل مشترک تبیین میشود.(مینایی ، 1380).
واریانس اختصاصی : واریانسی است که به یک آزمون یا متغیر خاص مربوط می شود.(مینایی ، 1380).
واریانس خطا[13] : نوعی واریانس که تقریباً در همه انواع پژوهشها وجود دارد و بیانگر نوسان ، تغییر یا پراش اندازه ها به سبب تاثیر عوامل تصادفی است. (هومن ، 1380).
چرخش وارماکیس[14] : عامل هایی تولید می کند که با مجموعه کوچکتری از متغیرهای دارای همبستگی قوی و با مجموعه دیگری از متغیرهای دارای همبستگی ناچیز است.ستونهای ماتریس عاملی را ساده می سازد و در آن فرایند ساده سازی معادل با پیشینه ساختن واریانس مجذور بارهای عاملی هر ستون است. (هومن ، 1380).
فصل دوم
بسمه تعالی
تاریخچه اوتیسم :
هنری مودزلی نخستین روانپزشکی بود که توجه جدی به کودکان خردسالی که اختلالات شدید روانی همراه با دگرگونی ، تاخیر و انحراف در فرایندهای رشد نشان می دادند مبذول داشت.در آن زمان این اختلالات «سایکوز» تلقی شدند.پس از آن اولین بار اصطلاح «اوتیسم» توسط بلولر در سال 1911 برای توصیف افراد مبتلا به اسکیزوفرنی که تماسی با واقعیت نداشتند به کار برده شد.
در سال 1943 لئوکانر و هانس اسپرگر (1944-1991) به طور مستقل اختلالهایی مانند اختلال در روابط اجتماعی ، نابهنجاری های زبانی ، علایق محدود و تکراری در دوران کودکی را توصیف کردند.آن ها معتقد بودند که این کودکان در مورد عدم تماس با واقعیت (بدون تشخیص مانند اسکیزوفرنی) مشابه هستند.
کانر کودکان اوتستیک را این گونه توصیف نمود : نهایت تنهایی اوتستیک.(پور افکاری ، 1379).
به علاوه او اظهار داشت که این سندروم منجر به انحراف زبان می شود و با تاخیر در فراگیری ، پژواک گویی ، لالی موقعیتی ، معکوس سازی ضمیر و صحبت تحت اللفظی مشخص می گردد.همچنین این کودکان دارای میلی وسواسی برای حفظ یکنواختی محیط هستند و با رشد عادتها و تشریفات دقیق مشخص می شودن به خاطر حافظه طوطی وار مناسب و ظاهر فیزیکی بهنجاری که دارند ، کانر نتیجه گیری کرد که این کودکان قادر به کسب توانایی های شناختی طبیعی هستند.
در سال 1344 آسپرگر چهار گروه مشابه از این کودکان را توصیف کرد که اختلالات آنها چندان شدید نبود.او این کودکان را مبتلا به اختلال شخصیت تشخیص داد که «جامعه ستیزی اوتیستیک» نامیده شد.او معتقد بود این اختلال که از سال دوم زندگی آشکار میشود.با اختلال شدید در توانایی ایجاد ارتباط گرم و با روح و فعال با کل محیط مشخص می گردد.(توزنده جانی و همکاران ، 1383).
بتلهایم در سال 1967 اظهار نمود که در پاسخ به والدین طرد کننده ، کودکان مبتلا به اوتیسم از تعاملات اجتماعی خود بسنده کناره گیری می کنند.
تا اواسط دهه 1970 برنامه های درمانی این بود که به والدین کمک شود تا کمتر کودکانشان را طرد کنند ، اما این فرضیه به وسیله های پژوهشهای تجربی بعدی بین سالهای 1970 تا 1980 حمایت نشد.
در این پژوهشها والدین کودکان مبتلا به اوتیسم در پاسخ به پرسشنامه شخصیتی چند وجهی مینه سوتا نمره ای در سطح بهنجار گرفتند.به علاوه این والدین همانند والدین کودکان طبیعی سطوح مشابه رضایتمندی زناشویی و به هم پیوستگی خانوادگی را گزارش کردند.
برنارد ریملند 1964 و اریک اسکوپلر 1971 از جلمه اولین کسانی بودند که در مقابل نظریه بتلهایم به مخالفت برخاستند.ریملند معتقد بود که اوتیسم از اختلالات عصب شناختی است.اسکوپلر نیز معتقد بود که وظیفه درمانگران این است که والدین را به عنوان جزئی از گروه درمان در نظر بگیرند و نه به عنوان مقصر.
بعدها آیزنبرگ و کانر در یک مقایسه نشانه های اصلی را محدود به دو ویژگی اولیه کردند : 1- تنهایی شدید و 2- اصرار وسواس گونه در حفظ یکنواختی.بنابراین نابهنجاری زبانی که قبلاً نشانه های اصلی نشانگاه در نظر گرفته می شدند حذف شدند.
بیش از شش دهه از شناساندن اوتیسم توسط کانر (1943) سپری شده است.اطلاعات زیادی درباره این نشانگان بدست آمده است.اوتیسم تقریباً در 5/4 مورد از 10000 تولد زنده رخ می دهد.در بین کودکان اوتیستیک ، پسرها به نسبت 3 یا 4 به 1 از دختران پیشی می گیرند.(نائینیان ، 1378).
| دسته بندی | نرم افزار |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 67 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 87 |
فصل 1
بیان مساله:
اپشتن بار _ ویروس (EBV) یا هریس ویروس انسانی 4، جزو هرپس ویروس گاما است که یکی از شایعترین ویروسها در انسانها به شمار میرود. زیرا انسانها تنها دریافت کننده EBV میباشند. این ویروس که به صورت جهانی است اکثر مردم را در طی زندگیشان آلوده میکند. به طوریکه در 95% افراد بین 40 _35 سال، به این ویروس آلوده هستند. اما در نوزادان به محض اینکه آنتی بادیها در ، که در هنگام تولد موجود بوده از بین برود، مستعد آلوده شدن به این ویروس هستند، اما هیچ رابطهای بین مشکلات دوران بارداری و عفونت ناشی از EBV مشاهده نشده اکثر کودکان هم به این بیماری مبتلا هستند ولی چون هیچ علائمی ندارند،شناخته شده نیست یا حداقل هیچ علامت قابل تمایز از سایر بیماران وجود ندارد.
در سال 1920 اسپرونت و همکارانش نام عفونت منونوکلئوزیز را به مواردی مثل لوکومیا که با سلول های خونی در ارتباط است لقب دادند.دانوی در سال 1923مورفولوژی لمفوسیت را تشریح کرد و در سال1932 پول و پانل هتروفیل ها را کشف کردند که این خود روزنه ای بود برای تشخیص دقیق تر عفونت منونوکلئوزیز و در نهایت در سال 1968 هنله روابط بین عفونت منونوکلئوزیز EBV را گزارش کرد.
ویروس EBV علاوه بر اینکه دو تیپ به نام های A وB دارد،بیش از 80 آنتی ژن اختصاصی دارد که لنفوسیت های B را کد می کند. این ویروس درای دو دوره عفونت اولیه و عفونت ثانویه است. متداول ترین راه ظهور عفونت اولیه با این ارگانیسم منونوکلئوزیز عفونی است ، که یک سندرم محدود کننده کلینیکی است و بیشتر بزرگسالان و جوانان را مبتلا می کند. علائم کلینیکی آن شامل گلودرد و تب است. هر چند که EBV یک ویروس تومور انسانی به شمتار می رود ولی با بی نظمی های Lymphoproliferative در میزبان هایی که سیستم ایمنی ضعیفی دارند مثل سرطان ؟؟؟ و لیمفومای بورکیت در ارتباط است.
EBV در ابتدا، لمفوسیت های B را آلوده می کند ولی در سلول های اپی تلیال،، لمفوسیت های T، سلول های ماهیچه ای نرم و سلو های دنوریت مشاهده نشده، وقتی که EBV وارد لنفوسیت های T شد، DNA ویروسی شکل گرفته و سیکل تکثیر خود بخودی در هسته سلول آغاز می شود. لمفوسیت های T نسبت به سلول های B عفونی، سیتوتوکسیک هستند و به تدریج باعث کاهش تعداد لمفویست های B آلوده به EBV می شوند به طوریکه تعداد آنها به 1 در 106- در هر چرخه سلول B می شود.
آنتی بادی های EBV در بین تمام جمعیت ها شناسائی و خالص سازی شده و اینگونه به نظر می رسد که این آنتی بادی ها هیچ گونه اثر متفاوتی بر نوع جنسیت ندارد.
آنتی بادی EBV تقریبا در %95-90 از افراد تا قبل از سن بلوغ دیده می شود. در آمریکا و انگلیس 50% از افراد قبل از سن 5 سالگی Sero converts می شوند. اما بین سن های 20-10 سالگی موج دوم Sero conversion ظاهر می شود، کسانی هم که تا مرحله دوم این آنتی بادی وارد بدنشان نشد به عفونت منونوکلئوزیز مبتلا می شوند.
فصل 2
ویروس اپشتین – بار
ویروس اپشتین – بار (EBV) یک هرپس ویروس اجباری است که عامل سبب زای منونوکلئوز عفونی حاد، سرطان نازوفارنکس، لنفوم بورکیت و بقیه اختلالات لنفوپرولیفراتیو (تکثیر غیرطبیعی سلول های لنفوسیت) در کسانی است که ضعف سیستم ایمنی دارند. یک ویژگی مهم هرپس ویروس ها توانایی آنها به ایجاد عفونت های مخفی است که ممکن است بعدها مجددا فعال شوند.
این ویروس در بسیاری از تومورهای بدخیم انسانی مشاهده شده که اخیرا ویروس EBV با ویروس های خانواده اونکوژنیک ترکیب شده ، اکثر جمعیت ها به ویروس EBV آلوده شدند و ژن EBV را برای سالیان دراز با خود حمل می کنند بدون آنکه هیچ علائمی از خود نشان دهند. با توجه به اینکه این ویروس پتانسیل خود را تنها تحت تأثیر شرایط خاصی نشان می دهد که مشاهدات تقریبآً مشابهی هم در ویروس HHV-8 (که همان طور اشاره شد جزو خانواده گاما هریس ویروس است)، دیده شد ، که به صورت شایع در قسمتهایی از جهان مثل جنوب ایتالیا و آفریقا دیده شده که در برخی موارد هم ویروس سارکوما افراد را به صورت مجزا از هم جدا می کرد .
یکی از مشکلاتی که بیش از همه با آن سروکار دارند ، تشخیص و اهمیت موضوع و ایجاد شرایطی است که به سمت رویدادی مثل تومورهای سرطان سوق می دهد وشامل EBV یا عفونت HHV-8 است .بیمارانی که یا به صورت ارثی این بیماری را دارند ویا اینکه این بیماری به آنها سرایت کرده، بیشتر در معرض گسترش بیماری EBV یا HHV-8 قرار دارند که این بیماریها خودبا تومورها بیشتر در ارتباط است . بایستی توجه داشت که این عوامل نقش مهمی را در مورد سیستم ایمنی بدن و کنترل سلول های بدن ایفا می کنند.
ژنوم ویروس
ژنوم DNA ویروس اپشتن بار دو رشته ای خطی با وزن مولکولی 172 کیلوزوج باز می باشد که برحسب زیرخانواده فرق می کند. و محتوای گوانین : علاوه سیتوزین برابر با 59% دارد و در حدود 100 ژن راکد می کند. ژنوم عفونی است ودر زیر خانواد ه های مختلف به طور چشم گیری ا زنظر سازمان بندی فرق می کند .
ساختمان
ویریونها دارای کپسید 20 وجهی، متشکل از 162 کپسومر استوانه ای هستند که DNA را احاطه می نمایند. هسته یا core به وسیلة تگیومنت (tegument) احاطه شده و اطراف آنها یک پوشش کیسه ای بزرگ وجود دارد. ذرات فاقد پوشش نیز ممکن است وجود داشته باشد. قطر ذرات برهنه (فاقد پوشش) در حدود 100 نانومتر و قطر ویریون پوشش دار کامل 100 تا 200 نانومتر است.
به طور کلی دو تیپ از ویروس EB وجود دارد:ویروس اپشن – بار تیپ 1 (1- EBV) و ویروس اپشن – بار 2 (2- EBV) که براساس چگونگی نهفتگی آنتی ژن های همراه با ژن های هسته (آنتی ژن های (EBERs , EBNAsطبقه بندی شدند.
آنتی ژن های ویروسی :
EBV بیش از 80 آنتی ژن اختصاصی را در لنفوسیت های B کد می کند که برخی از این آنتی ژن ها توسط ژن های مخفی (یعنی در سلول های آلوده شده مخفی بیان می شوند) کد می شوند. اولین آنتی ژن هایی که ظاهر می شوند آنتی ژن های هسته ای ویروسی(EBNA) هستند که همان گونه که از نامشان پیداست در هسته سلولهای آلوده شده یافت می شوند. سایر آنتی ژن های مهم عبارتند از:
_ (Lymphocyte – detected membrane antgen , LYDMA) به این آنتی ژن هدف سلول های T سیتوتوکسیک است
_ (Early Antigen) EA در همانند سازی DNA ویروسی نقش دارد.
_ (Viral Capsid antigen) VCA یک کمپلکس پروتئینی ساختمانی است.
علاوه بر این ها، چندین گیلکو پروتئین وجود دارد که عمدتاً با غشا سلولی و عفونت زائی مرتبط هستند. آنتی ژن عمده gp 340/220 است که آنتی بادی خنثی کننده را القا می نماید.
به طور کلی آنتی ژن های ویروس اپشتن – بار براساس این که در کدام مرحله از چرخه زندگی ویروس بیان می شوند.در سه کلاس متفاوت تقسیم شده اند:
1- آنتی ژن های فازنهفتگی: این آنتی ژن ها توسط سلولهایی سنتز میشوند که در شکل نهفته – توسط ویروس آلوده هستند. این آنتی ژن ها، آنتی ژن های هسته ای ویرس اپشتن – بار (EBNA) و پروتئین های نهفته غشایی (LMPs) را شامل می شوند که بیان شدن آن ها نشان دهنده حضور یک ژنوم ویروس EBV می باشد. فقط آنتی ژن هسته ای شماره 1 ویروس EBV (EBNA1) برای نگهداری اپی زوم های DNA ویروس مورد نیاز می باشد. بیان شدن این آنتی ژن همواره وجود دارد اما بیان شدن بقیه آنتی ژن های فازنهفتگی ممکن است در سلولهای متفاوت تنظیم شود. پروتئین نهفته غشایی شماره 1 (LMP1) گیرنده فاکتور رشد فعال شده را تقلید می کند.
همانندسازی و تکثیر ویروس EBV
همانندسازی ویروس EBV که جزو گاماهرپس ویرینه است مشابه همانندسازی هرپس ویروس ها می باشد. به طوری که در همانندسازی این ویروس بیشترین مطالعه برروی گلیکوپروتئین C،که به پروتئوگلیکان های سلولی متصل می شوند صورت گرفته و همچنین سایر گلیکوپروتئین های ویروسی (H,D,B) در فرایند کمپلکس ادغام پوشش لیپیدی ویروسی با غشای پلاسمائی شرکت می کنند. کپسید ویروسی به یک منفذ برروی هسته منتقل شده، در این موقع DNA خطی رها و وارد هسته سلول می شود جایی که حداکثر وقایع رونویسی،همانند سازی DNA ویروسی و حمل شدن اجزاء ویروس درون کپسید رخ می دهد. ویروس باعث توقف سنتز پروتئین، اسید نوکلئیک می شود.
در آغاز عفونت شروع ناگهانی در فعالیت رونویسی از روی ژن های ویروسی اولیه وجود دارد. در حالی که تدریجا بعد از شروع همانند سازی DNA ویروسی به ژن های حد واسط (intermediate) و تاخیری (late) رونویسی می شوند.این که کل فرایند به دقت کنترل شده است. غیرمنتظره نیست. نسخه برداری از –mRNA های پیشتاز (immediate early)به وسیلة پروتئین تگیومنت ویروسی تحریک شده و به محض انتقال به سیتوپلاسم به پروتئین های ، پروتئین های تنظیمی trans – acting هستند که بیان ژن های تاخیری را کنترل می کنند.
پروتئین های غالبا آنزیم هایی چون تیمیدین کیناز، DNA پلی مراز و هلیکاز هستند که برای همانندسازی DNA ویروسی مورد نیاز می باشند. S-mRNA های تاخیری بعد از همانندسازی DNA ویروسی به جریان می افتند و پروتئین های ساختمان را کُد می کنند.
DNA ویروسی جدید به وسیلة مکانیسم حلقه غلتان (rolling – circley) ساخته شده و قطعات مناسب شکسته شده به صورت نوکلئوکپسیدهایی بسته بندی و به غشاء هسته منتقل می شوند و در آن جا همراه با پروتئین های تگیومنت و پروتئین های پوششی ویروس تکمیل می شوند. جوانه زدن در تمام سطح غشاء هسته ای صورت می گیرد و ویروس های پوشش دار قبل از خروج از سلول در شبکه آندوپلاسمی جمع می شوند.
2- آنتی ژن های اولیه ، پروتئین های غیر ساختمانی هستند که سنتز آن ها به همانند سازی DNA ویروس بستگی ندارد . بیان شده آنتی ژن های اولیه ، نشان دهنده شروع همانند سازی وتولید ویروس هاست.
3- آنتی ژن های ویروس یا تاخیری ، اجزاء ساختمانی کپسید ویروس ( آنتی ژن کپسید ویروس ) و پوشش ویروس ( آنتی ژن غشائی ) هستند . آن ها به وفور در سلولهایی که عفونت تولید کنندگی ویروس را دارند ساخته می شوند .
سیستم های تجربی برای آنالیز ژنتیک EBV
بدلیل سایز بزرگی که ژنوم EBV دارد ، هرپس ویروسها قادرنبودند مسئول ترکیبات تکنولوژی DNA باشند . بنابراین برای سالیان سال جدا کردن همولوگ ها یکی از روش های منتخب برای تغییر دادن ژنوم های هرپس به صورت ژنتیکی بود . از نظر تاریخی روش های مختلف انتقال ژن به صورت گسترده استفاده می شد تا این که موتاسیون ژنوم های ویرال جایگزین شد. در سلول های عفونی هرپس ویروس به تشخیص زودگذر قطعات DNA که حامل قطعات ژنی موتان یافته است می تواند ترکیب جدیدی از انواع ژن های وحشی را به وجود آورد .
این ترکیب از مناطق اطراف این ژن ها قادر است که ویروس های موتان یافته الل های نوع وحشی رابه سمت جلو پیش ببرد .
ترتیب انتخاب مارکر به عنوان مثال یک ژن هادی که توسط الل های موتان یافته تزریق شده به سلول های عفونت یافته هرپس این اجازه را می دهد تا هرپس های تغییر داده را به طور ژنتیکی دهد .
این روش پایه ای ، که معمولاً در سیستم های پریکاریوتی مورد استفاده قرار می گیرد به طور موفقیت آمیز در زیر راسته هرپس که جزو هرپس های ساده است ، گسترش یافته . کارایی بالای این روش برای
هرپس ویروس ها به مقدار زیاد نسخه برداری DNA بستگی دارد که در سلول های عفونی اتفاق می افتد . به این ترتیب به طور معمول در اکثر سلول های عفونی تکثیر DNA ویروسی ، باعث تحریک ترکیبات DNA می شود ، که راه را برای موتان نسل ویروس ها ، باز می کند . به دلیل این که ویروس های جهش یافته به صورت متناوب با انواع ویروس های وحشی ترکیب می شوند ، این امکان خالص سازی ترکیبات پایه ای و ویروسی برای رسیدن به این هدف وجود دارد که ، سلول های یوکاریوتی مناسب توسط ویروس های رقیق شده که شامل ترکیبات ویروس وحشی وموتاسیون آن بود، آلوده شدند که در نتیجه آن فقط تعداد کمی از سلول ها با ویروس های تکی آلوده شدند .
این روش به طور موفقیت آمیزی با EBVجواب داده که در این مورد کارایی ترکیب EBV خیلی کمتر از – هرپس جواب داده . به این ترتیب جدا کردن ترکیبات ویروس نوع وحشی از سایر انواع ویروسها خیلی سخت تر بوده زیرا هیچ سلولی از EBVرا نتوانستند آلوده کنند .
با توجه به تحقیقات انجام شده ، دو روش برای خالص سازی ترکیبات EBV بدست آمده .که یکی از شاخص ترین روش استفاده از صفات ثابت و فناپذیر EBV است که با استفاده از آن می توان ویروس های وحشی EBV را جمع و خالص سازی کرد. در دو گزارش ابتدائی ارائه شده که درمورد جدا کردن ساختمان EBV است . EBV پروتئین هسته ای ژن شماره 2 را کد کرده که به ژن رشته ای P3HR1 مصرف شده که این رشته در آزمایشگاه توسط ژن EBNAZ حذف می شود.
البته واضح است که نقش HHV-8 در گسترش سارکوما هنوز به طور مشخص روشن نیست ، هر چند که این ویروسها به عنوان فاکتورهای بدخیم درانسانها شناسایی نشدند ویا اینکه آیا یکی از این چندین راه موجود این عوامل وفاکتورها را به سوی انتقال این بیماری ها سوق می دهد ، یا خیر؟ واین سوالی است که هنوز بدون جواب مانده .
ساختار یک ویروس EBV مناسب با توانایی این ویروس در آلوده کردن سایر سلولهای B در درون بدن است . بعد از ایجاد عفونت ،ویروس در جایگاه مناسبی به صورت پنهان و نهفته در بدن باقی می ماند . به طور معمول در حین این عفونت پنهان هیچ ویروسی تکثیر پیدا نمی کند اما در یک قسمت مشخص از سلول های آلوده به EBV یک برنامه لیتیک نسبت به سلول آلوده مشاهده می شود که همراه با آزاد کردن ویریون های آلوده جهش یافته می باشد .
همان طور که انتظار می رفت اکثر محصولات ژنتیکی در مراحل مختلفی از عفونت های داخلی استفاده می شوند و همچنین شرکت دادن مجزای این محصولات برای تعدیل کردن به کار می رود . به عنوان نتیجه کار ،حتی ژن های ایزوله و یکنواخت شده را می توان به عنوان راهنما سلول ها مطالعه کرد که به نوبه خود یک توجه عمیق در آنالیز و تجربه کردن تمام محتوای ژنی آن باید انجام داد.
به طور کلی موتاسیون یک ژن منفرد در مقایسه با موتاسیون تمام ژنوم یکی از آگاهانه ترین کاری است که انجام شده زیرا این را می توان به طور مستقیم با ویروس نوع وحشی آن مقایسه کرد . همچنین هرپس ویروس ها شامل مقاومت آن ها در بدن میزبان ، نسخه برداری زیاد کروموزویی در سلولهایی که عفونت کردند و ژنوم های بزرگ آنها در مقایسه با سیستم های دیگر مزیتهایی به آن می بخشد. مثل آدنوویروس ها و رتروویروس ها . بنابراین استخراج محتویات EBV ترکیب بیش از KB 140 از DNA های خارجی نشان می دهد که خود فضای مناسب برای ترکیب توالی های تنظیم کننده را مهیا می کنند.
در این مقاله سیستم های مختلف ژنتیکی که در سالهای گذشته تغییر یافته ، و همچنین تکنولوژی های مورد مطالعه قرار گرفته ، که خود شامل اطلاعاتی درمورد فیزیولوژیکی عفونت های ویروسی و همچنین موتاسیون ژنوم ها می باشد.
ژنوم EBV
دیاگرام نشان دهنده موقعیت نسخه برداری ژن نهفته EBV در قسمت DNA دو رشته ای است به طوری که منطقه رونویسی به رنگ نارنجی نشان داده شده . قطعات جامد بزرگ ( که به بنفش نمایش داده شده ) نمایانگر اگزون های کد گذاری شده برای هر یک از Pro های پنهان است و فلش ها ، جهت نسخه برداری را نمایش می دهند . پروتئین های پنهان شامل 6 آنتی بادی است .
EBNA 1,2,3,A,3B,3C,EBNA-LP
و سه عضو پروتئین پنهان دیگر شامل LMP,2A,2B که اینها از اگزون های تکراری که به وفور یافت می شوند که این LMP2B,LMP2A شامل ترکیب اگزون های ترکیبی هستند که در هر یک از طرفین منطقه TR یا ترمینال یافت می شوند که این منطقه خود در طی تشکیل سیکل DNA خطی ایجاد شده . و اما فلش های نارنجی در قسمت بالا نشان دهنده RNA های EBER هستند که این RNA ها نسخه برداری شده و غیر زنجیره ای هستند . که این نسخه برداری خود علامت وجود یگ عفونت EBV پنهان است . فلش های طولانی که در خارج و با رنگ قرمز نشان داده شده ، نمایانگر نسخه برداری EBV در طی نوعی از نهفتگی III است که در این دوره تمام EBNAS ها از CP یا WP پیش برنده نسخه برداری شدند.
EBNA های متفاوت ومختلف هر کدام به طور جداگانه توسط MRNA های جداگانه کد گذاری شدند.
فلش های داخلی که کوچکتر هم هست وبا آبی نمایش داده شده نشان دهنده نسخه برداری از پیش برنده QP در حین LATE Iو LATE II است . نسخه برداری از منطقه BAM A را می توان در حین ابتلا به عفونت مشاهده کرد اما در این محدوده هیچ نشانه ای از پروتئین ها نمی توان یافت . در این جا موقعیتهای BARF 0 و BARF 1 را در محدوده کد گذاری شده می توان مشاهده کرد.
| دسته بندی | اقتصاد |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 41 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 68 |
تعاونی ها در اقتصاد های در حال توسعه و تحول ؛
رویارویی با قوانین جدید بازار رقابتی
تعاونی ها در اقتصاد های در حال توسعه و تحول
در آخرین دهه قرن گذشته ، و در برخی موارد ، از آغاز دهه 1980 بسیاری از کشورهای آسیایی ، اروپای شرقی و آفریقایی ، تغییرات عمده ای را درون ساختار اقتصادی خود از قالب یک نظام اقتصادی با برنامه ریزی متمرکز به سوی یک اقتصاد بازارگرا ، تجربه نمودند . در حالی که این تغییرات ، به عنوان نشانه ای از دموکراسی عموماً مورد استقبال قرار گرفت ، اما پیامدهای اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی را نیز برای بسیاری از شرکتها و بنگاه های کوچک به همراه داشت . تعاونی ها ، که برای دهه های متوالی تحت نظارت دولتها اداره می شدند ، عمیقاً از آزاد سازی بازارها ، متأثر شدند . در واقع بسیاری از آنها ، قادر به انطباق با الزامات جدید بازار رقابتی نبودند . هر چند ، به نظر می رسید چالشهای ایجاد شده برای بسیاری از تعاونی ها لاینحل باشد ، اما دیگر شرکتها در انطباق خود با شرایط جدید اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی موفق بودند .
مطالعات زیادی انجام شده است که به درک پیامدهای آزاد سازی بازار برای تعاونی ها کمک نموده است . اما هنوز می بایست تلاشهایی جهت تجزیه و تحلیل عوامل کلیدی منجر به توسعه موفق تعاونی ها در اقتصاد های در حال توسعه و تحول ، صورت گیرد . در میان سایر دلایل ، توسعه موفقیت آمیز تعاونی ها حائز اهمیت است و این به سبب کمکی است که تعاونی ها به اشتغال و در نتیجه ثبات جامعه می کنند . تعاونی ها نقش متفاوتی را از این نظر ، به خاطر تعداد زیادشان و نقشی که در انگیزش و امکانپذیر ساختن کارآفرینی در اجتماع محلی دارند ، ایفاء می کنند . درک عوامل کلیدی توسعه موفق تعاونی ها ، به بهبود عملکرد و تضمین بقاء بلند مدت آنها کمک خواهد کرد . بنابراین ، هدف این کتاب ، تعیین عوامل اصلی مؤثر در ایجاد ، احیای مجدد و رشد تعاونی ها در اقتصادهای آزاد است . این کار با کمک هشت مطالعه موردی ، ترکیب تجارب موجود در اروپای مرکزی و شرقی ، آسیا و آفریقا انجام شده است . نتایج و یافته های حاصل از این مطالعه ، نه تنها درک عمومی از شرایط بوجود آمده را بهبود می بخشد بلکه بعنوان مرجع معتبری برای تعاونی های حقیقی جهت حمایت از توسعه آنها در طی دروه تحول ، عمل می کند .
در این کتاب ، اصطلاح « تعاونی های حقیقی » به جای « تعاونی های سوسیالیستی » یا تحت حاکمیت دولت ، اطلاق می شود . بدینسان ، این واژه به شرکتهایی با عضویت داوطلبانه ، از جنبه سیاسی مستقل و تحت مالکیت و نظارت مصرف کنندگان اطلاق می شود که برای ارائه مزایای مادی و اجتماعی به اعضاء خود در نظام بازار ایجاد شده اند . در بسیاری از موارد ، اصول تعاونی تدوین شده به وسیله اتحادیه بین المللی تعاون در سال 1995 ، در زمان برگزاری کنگره یکصدمین سالگرد تأسیس آن ، رهنمودهای مفیدی برای هدایت فرایند توسعه تعاونی های « حقیقی » ارائه می دهد . این اصول عبارتند از : کنترل دموکراتیک اعضاء ( عموماً به معنی هر عضو ، یک رأی ) ، عضویت آزاد و داوطلبانه ، مشارکت اقتصادی اعضاء ( برمبنای سهم هر یک از اعضاء ، محدودیت سهم هر فرد ، توزیع مازاد برگشتی در قالب بازپرداخت حمایتی ، تقسیم سود محدود مبتنی بر سرمایه سهام و غیره ) ، استقلال و خودمختاری ، آموزش و پرورش و اطلاع رسانی ، تعاون و همکاری بین تعاونی ها و توجه به جامعه .
پیش از معرفی مطالعات موردی ، مرور کلی بر تغییرات اجتماعی – اقتصادی که در حال حاضر توسعه تعاونی ها را در اقتصادهای در حال توسعه و تحول ، متأثر ساخته است ، ارائه می شود و محیطهای تعاونی در آفریقا ، آسیا و اروپای مرکزی و شرقی ، به صورت مجزا تشریح می شوند .
کشورهای اروپای مرکزی و شرقی
فروپاشی نظامهای سوسیالیستی در دهه 1980 ، منجر به افول نهضت تعاونی در بسیاری از کشورهای اروپای شرقی و مرکزی شد . از آن جا که در این کشورها ، تعاونی ها تحت کنترل دولت اداره می شدند ، بسیاری از آنها آمادگی مواجه به چالشهای اقتصاد رقابتی و اداره فرایند توسعه اقتصادی و اجتماعی خود را به صورت مستقل نداشتند .
ویژگی دوره مدیریت تحت نظارت دولت ، دخالتهای دولتی در امور تعاونی ها و در تمامی سطوح فعالیتی آنها بود . اکثر اوقات ، ثبت نام اعضاء اجباری بود و انتخاب یا انتصاب مدیران و کارکنان از سوی اعضاء انجام نمی شد ، بلکه مستقیماً بوسیله دولت صورت می گرفت . در بسیاری از شرکتها ، تعاونی ها ، به ویژه از بابت سودآوری فعالیتهای خود نگرانی نداشتند ، چراکه از جانب دولت حمایت مالی می شدند و امتیازات خاصی دریافت می کردند . به همین ترتیب تعاونی ها تحت تأثیر برنامه ریزی های شدید دولتی قرار داشتند . که [ این شرایط ] امکان توسعه و پرورش استراتژیهای کارآفرینی را برایشان فراهم نمی کرد . امور تجاری آنها ، اغلب محدود به ارائه دامنه محدودی از کالاها و خدمات می شد و نظارتهای دولتی تا حد راهنمایی و هدایت ، برای مثال [ حتی ] تعداد کارکنان و میزان حقوق آنها ، گسترش یافته بود . در بسیاری کشورها ، تعاونی ها در حقیقت به عنوان ابزار دولتی بودند که برای کمک به ارضاء نیازهای ملت و نه اعضای خود مورد استفاده قرار می گرفتند .
فروپاشی رژیم سوسیالیسیتی ، تغییرات شدیدی را به همراه آورد . زیرا عضویت در تعاونی ها ، دیگر اجباری نبود . بدین ترتیب آمار عضویت در تعاونی ها و متعاقب آن ، درآمد سهم سرمایه ، سقوط کرد . همچنین ، یارانه های دولتی حذف شده و یا به طرز چشمگیری کاهش یافتند . این زیانهای مالی ، همراه با پیامدهای ناشی از بالا رفتن بیش از حد قیمت مواد اولیه و کاهش قدرت خرید مردم ، مشکلات مالی عظیمی را پدید آورد . برای بسیاری از تعاونی ها ، بقا در متن یک « اقتصاد سایه ای » و رقابت غیر منصفانه و نابرابر ، مشکل بود .
شسیاستهای مالیاتی بی ثبات و ضعف نظام بانکداری ، نیز عوامل آشکاری بودند که مانع از توسعه و پیشرفت تعاونی ها می شدند .
همچنین رهبران و مدیران تعاونی ها ، اغلب به طرز صحیحی آموزش ندیده و برخی اوقات فاقد حداقل شایستگی های لازم برای اداره شرکت تعاونی در شرایط بازار آزاد بودند . برنامه های آموزشی که به وسیله دولت ارائه شده بود ، مدیران را قادر به رویارویی با چالشهای جدید یک محیط رقابتی نمی ساخت . بعلاوه به عنوان پیامد یک دوره اداره تحت نظارت دولتی ، تعاونی ها اصولاً از مشکل مازاد نیرو رنج می بردند . بدین ترتیب به دنبال حذف یارانه های دولتی ، بسیاری از تعاونی ها مجبور به مرخص کردن کارکنان خود یا شاید بدتر – برقراری مستمری برای کارگران بازنشسته ، شدند .
در نتیجه این مسائل ، عامه مردم اطمینان زیادی به تعاونی ها نداشتند . اصول حقیقی تعاونی ، به سختی مورد استفاده قرار گرفته بود و عموماً به وسیله اعضاء یا مردم تسهیم نمی شدند و اعضای تعاونی معمولاً منفعل بودند .
همه این مسائل ، سرانجام منجر به از هم پاشیدگی و ورشکستگی بسیاری از تعاونی ها شد . البته لازم به ذکر است که سختی های خصوصی سازی اغلب نقش مهمی ، در سرعت دادن به توسعه تعاونی ها داشته است .
کشورهای آسیایی
کشورهای منطقه آسیا ، تصویر متفاوتی را ارائه می دهند . در حالیکه برخی کشورهای این منطقه به لحاظ شرایط اقتصادی توسعه یافته هستند ، اما برخی کشورها هنوز در شرایط بسیاری سختی قرار دارند . همچنین ، شرایط تاریخی و اوضاع سیاسی فعلی آنها ، مستقیماً محیطی را که تعاونی ها در آن قرار دارند متأثر می سازد ، این مسأله از یک کشور به کشور دیگر متفاوت است . نتیجتاً ، شرایط و محیطی که تعاونی ها تحت آن فعالیت می کنند در کشورهای آسیایی تنوع بالایی دارد .
در چین و ویتنام ، دو کشور آسیایی موضوع این مطالعه ، رژیم های سوسیالیستی ، آن چنان که در بسیاری از کشورهای اروپای مرکزی و شرقی اتفاق افتاد ، سقوط نکرده اند .
اگر چه ، بازارها به تدریج آزاد می شوند و دولتها در مرحله تغییر نگرشها و کارکردها درباره نقش خود به عنوان حامی تعاونی ها قرار دارند . تعاونی ها ، وضعیت و جایگاه خود مختار ومستقل و ویژگی دموکراتیک خود را مجدداً به دست آورده اند ، اما این موضوع یک چالش هراسناک برای آنها ایجاد کرده است ، چرا که آنها برای مدتهای مدیدی به دولت وابستگی داشته و در بسیاری از موارد مهمترین دارایی خویش یعنی روابط با اعضایشان را نادیده گرفته اند.
پیامد یک اقتصاد تازه آزاد شده برای تعاونی های آسیایی ، ( برای مثال در چین یا در ویتنام ) ، با آن چه تعاونی ها در اروپای مرکزی و شرقی مواجه شدند ، مشابه است . اعضاء و عامه مردم به تعاونی ها ، اطمینان ندارند . رهبران و مدیران تعاونی ها ، بی تجربه اند و گاهی اوقات برای رویارویی با چالشهای جدید بازار رقابتی ، ناتوان هستند . کاهش یا حذف یارانه ها و کمکهای مالی دولتی ، برای تعاونی ها مشکلات عظیمی ایجاد کرده است .
مخصوصاً تعاونی های توسعه یافته در کشورهایی نظیر چین یا ویتنام ، که اقتصاد با برنامه ریزی متمرکز در آنها هنوز منسوخ نشده است ، با مسائل ویژه ای روبرو هستند . زیرا بدلیل وجود کنترل قابل ملاحظه دولتی ، مدیریت و مالکیت تعاونی ها ، بین دولت و مردم مشترک است . این موضوع ، مشکلاتی را ایجاد می کند که مانع توسعه مستقل و دموکراتیک تعاونی ها می شوند .
کشورهای آفریقایی
بسیاری از کشورهای آفریقایی ، نظیر کشورهای ذکر شده در این کتاب ، در معرض احیای خط مشی سیاسی و اقتصادی خود از اواسط دهه 1980 قرار گرفتند . این سیاستها و خط و مشی ها ، مثل برنامه های تعدیل ساختاری ( SPAs ) ، برای واداشتن دولتها جهت تطبیق با قوانین بازار آزاد و دموکراتیک نمودن سیستم سیاسی شان طراحی شده بودند و نتیجتاً اثر قابل ملاحظه ای بر توسعه تعاونی ها داشتند .
یکپارچگی و انسجام در آفریقا ، سابقه سنتی طولانی دارد . بدون هماهنگی با مدل تعاونی ، آنچنان که در کشورهای غربی شناخته شده است ، بسیاری از سازمانهای غیر رسمی به منظور بهبود زندگی اجتماعی – اقتصادی مردم در آفریقا توسعه یافته اند اولین تعاولنی های رسمی ، عموماً در طی دوره استعمارگری ، ایجاد شدند و به عنوان ابزارهایی برای خدمت به منافع کشورهای استعمارگری ، ایجاد شدند و به عنوان ابزارهایی برای خدمت به منافع کشورهای استعمارگر ، مورد استفاده قرار گرفتند . بعد از استقلال ، دولتهای ملی که اغلب از سیستم سوسیالیستی الهام گرفته بودند ، به توسعه حقیقی ، استقلال و دموکراسی تعاونی کمکی نکردند . بنابراین ، تعاونی ها به عنوان ابزارگسترش کنترل و نظارت دولتی تا دهه 1980 و در برخی موارد تا مدتها بعد ، نگریسته می شدند .
اساساً پیامدهای نظارت دولتی بر توسعه تعاونی ها در آفریقا ، مشابه پیامدهای ذکر شده در بخشهای مربوط به کشورهای آسیایی و اروپای شرقی است . در بسیاری از کشورها ، دولتهای آفریقایی تمامی سطوح فعالیت تعاونی ها را کنترل می کردند و بین برنامه های اعتباری سخاوتمندانه برای تعاونی ها و آهنگ انتخابات سیاسی اغلب روابطی برقرار بود .
تغییرات سیاسی و اقتصادی صورت گرفته تحت برنامه های تعدیل ساختاری ( SAPs ) ، پیامدهای مثبت و منفی را برای روند توسعه تعاونی ها به همراه داشت . در بین پیامدهای مثبت ، آشکارا ، فراهم شدن امکان کسب مجدد استقلال تعاونی ها ، و در عین حال ایجاد تعهد نسبت به رعایت برخی قوانین مهم تجاری ( احیای مجدد سرمایه هایشان ، برپایی نشستهای مجمع عمومی سالیانه و غیره ) ، وجود دارد . به عنوان پیامد SAPs ، برای بسیاری از تعاونی ها ، که در طی دوران نظارت دولتی ، همچنان غیر رسمی بودند ، امکان ثبت رسمی فراهم شد .
به هر حال ، کناره گیری دولت از امور تعاونی ها و ظهور سریع اقتصاد بازار رقابتی ، مشکلاتی را نیز برای تعاونی ها ایجاد نمود . بسیاری از تعاونی های آفریقایی ، همانطور که در مورد کشورهای سوسیالیستی پیشین نیز مصداق داشت ، از یارانه های دولتی که به آن عادت کرده و بخشی از درآمد ورودی آنها بود ، محروم شده و با مسائل مادی زیادی مواجه گشتند .
بعلاوه ، عموماً گفته می شود که مردم در آفریقا اطمینان کمی به تعاونی ها داشتند ، چرا که تعاونی های حقیقی به سختی در مناطق مختلف آنها وجود داشته اند .
لهستان : تعاونی اعتبار استفچک
نویسنده : مایل بنک
نوع تعاونی : اعتباری
تأسیس : 1993
آخرین ادغام : 1999
تعداد اعضاء : 60000 نفر
تعداد کارکنان : 340 نفر ( 80 درصد زن )
دارائیها : 36 میلیون دلار
مقدمه
اتحادیه تعاونی اعتبار استفچک ، بعد از فروپاشی نظام سوسیالیستی در لهستان ایجاد شد . تأسیس این سازمان ، همچون راه اندازی مجدد نهضت اتحادیه اعتبار لهستان عموماً ناشی از اقدام رهبران جوان لهستانی و حمایت سازمانهای بین المللی بود . تاریخ متحول برای اتحادیه اعتبار استفچک با مجموعه ای از ادغامها ، که در طی یک دوره زمانی کوتاه اتفاق افتاد ، ایجاد شده است . ضروریت آخرین این نوع ادغامها که منجر به ایجاد تعاونی فعلی استفچک در سال 1999 شد ، از سوی مدیران آن تشخیص داده شد و اجرای آن اثر قابل توجهی بر این اتحادیه اعتبار داشت . [ تعداد ] اعضای این اتحادیه رشد چشمگیری یافتند و تعداد کارکنان آن چند برابر شد اما وضعیت مالی آن دچار مشکل شد .
بدون تلاشهای مستمر و مدیریت مالی خردمندانه مدیران و حمایتهای مشاوره ای چندین نهاد تشکیل دهنده نهضت اتحادیه اعتبار لهستان ، این مشکل می توانست منجر به انحلال شرکت تعاونی شود .
پیشینه تاریخی اتحادیه های تعاونی اعتبار در لهستان
منشاء پیدایش تعاونی اعتبار در لهستان به نیمه دوم قرن نوزدهم بر می گردد ، یعنی زمانی که لهستان بوسیله روسیه ، پروس و اتریش اشغال شده بود . در این ایام شرکتهای تعاونی ، یکی از محدود انواع شرکتهایی بودند که توانستند بطور قانونی تحت نظارت قانون تجارت خارجی تأسیس شوند و اتحادیه های اعتبار نه تنها نهادهای ارائه دهنده خدمات اعتباری بودند بلکه به عنوان ابزار حفظ هویت ملی و محافظ اکثر میراث کشاورزی در خطر لهستان در دستهای لهستانی ها ، به شمار می رفتند . بعد از آن که در سال 1981 ، لهستان استقلال خود را مجدداً به دست آورد و تا زمان اشغال آن به وسیله آلمان و شوروی در خلال جنگ جهانی دوم ، اتحادیه های اعتبار رشد یافتند . سپس از سوی دولت مصادره شدند . خوشبختانه ، ایجاد مجدد این سیستم در زمانی که آن کشور حقیقتاً در سال 1989 استقلال خود را بدست آورد و فرایند گذار به یک اقتصاد مبتنی بر نظام بازار آغاز شد ، میسر گردید .
در اواخر دهه 1980 ، تماسهای اولیه ای از سوی رهبران جوان لهستانی با سازمانهای توسعه بین المللی برقرار شد . نمایندگانی از مجمع جهانی اتحادیه اعتبار ( WOCCU ) ، در سال 1989 با هدف بررسی فرصتهایی برای توسعه سیستم اعتباری از لهستان بازدید کردند . این فعالیتهای مقدماتی از سوی دیگران نیز دنبال شد و فدراسیون اتحادیه های تعاونی اعتبار لهستان در سال 1990 تأسیس شد . پروژه دیگری بوسیله USAID ، دو سال بعد راه اندازی شد و اولین اتحادیه اعتبار و پس انداز تعاونی بوجود آمد .
در سال 1991 ، قانون اتحادیه صنفی ، کارکنان را قادر ساخت تا اتحادیه های اعتبار را در محل کار خود ایجاد کنند اما احساس می شد که این قانون ناقص باشد . ظرفیت بالقوه سیستم اتحادیه اعتبار به سرعت در حال توسعه بود و تلاشهای رهبران ارشد نهضت منتج به تصویب قانون اتحادیه اعتبار در سال 1995 شد . در بین سایر مواد قانونی ، این قانون به انجمن ملی اتحادیه های اعتبار و پس انداز تعاونی ( NACSCU ) به عنوان تنها [ نهاد ] متولی نظارت و قانونگذاری بخش اعتبار ، تفویض اختیار نمود .
بخش فعلی اتحادیه اعتبار لهستان ، نه تنها چندین تعاونی را در حال افزایش دارد بلکه تعدادی از اتحادیه های تعاونی را با اشاره به وجود NACSCU در راس هرم دارا می باشد .
اتحادیه سراسری تعاونی های اعتبار استفچک
اتحادیه اعتبار استفچک فعلی ، حاصل یکسری از ادغامهاست ، که مهمترین آنها ادغام بین اتحادیه تعاونی اعتبار اصلی استفچک و اتحادیه تعاونی اعتبار استاسزیک است .
شرکت اصلی استفچک در سال 1993 تأسیس شده و برای رفع نیازهای کارکنان NACSCU و کارکنان اتحادیه های اعتبار مستقل طراحی شده بود . اگر چه ، اتحادیه های اعتبار مستقل ، شروع به پذیرش کارکنان خود به عنوان عضو نمودند ، که این اقدام نیاز به حفظ یک اتحادیه اعتبار مجزا برای کارکنان شرکت را مرتفع نمود . اعضای استفچک به تدریج افزایش یافته و کارکنانی از گروه های حرفه ای مختلف را شامل می شدند .
اتحادیه اعتبار استفچک که در سال 1995 ایجاد شده است ، اولین اتحادیه اعتبار لهستان است که مبتنی بر پیوند مشترک سیستم تعاونی است . این سیستم برای اعضای تعاونی ها و برای توزیع اطلاعات مالی ایجاد شده بود و در ساختمان اتحادیه قرار داشت و بوسیله ریاست استفچک اداره می شد . در برخی اوقات ، دو اتحادیه اعتبار به طور مجازی در کنار هم قرار داشتند اما نیاز به تلفیق آنها آشکار شد و در سال 1991 ، استفچک و استاسزیک ادغام شدند . بعد از مدت کوتاهی ، یکسری تغییرات در سایر اتحادیه های اعتبار رخ داد که منجر به شکل گیری اتحادیه اعتبار فعلی استفچک شد . نتایج این ادغامات بدین معنی بود که اتحادیه جدید با چالشهای اقتصادی ، مدیریتی و اجتماعی کاملاً جدیدی روبرو خواهد بود .
عوامل کلیدی راه اندازی مجدد و رشد اتحادیه اعتبار استفچک
مدیران و رهبران
رشد اتحادیه اعتبار استفچک ، در میان همه عوامل ، بستگی به نقش مهمی دارد که بوسیله برخی رهبران و مدیران آن ایفا شده است . ریاست فعلی استفچک جدید ، دو تعاونی قبلی را که برای ایجاد استفچک ادغام شده بودند ، مدیریت می نمود . تجربه و مشارکت گسترده اش به موفقیت این ادغام کمک نمود . بعلاوه ، همه اعضا هیئت مدیره شرایط دقیق احراز شایستگی را که به وسیله NACSCU تدوین شده ، برآورده کرده و حتی فراتر از آن هستند . توجه ویژه ای در انتخاب اعضا هم هیئت مدیره و هم هیأتهای مدیره منطقه ای برای حصول اطمینان از همکاری خوب بین رهبران جدید و قدیم استفچک صورت گرفته است .
استراتژیهای جدید مدیریتی و کارآفرینی
رشد و توسعه اتحادیه اعتبار استفچک ، بدون اتخاذ استراتژیهای نوآورانه مدیریت و کارآفرینی که در بخش زیر فهرست شده اند ، امکانپذیر نبوده است :
در نهایت ذکر ، این نکته نیز ضروری است که همراه با چند اتحادیه اعتبار اصلی دیگر لهستان ، استفچک ، برای اجرای یک برنامه ویژه انتخاب شدهاست که هدف آن ارائه مشاوره برای مدیریت امور مالی و استفاده ماهرانه از خدمات اتحادیه تغاونی های اعتبار و نیز آموزش افراد درباره نحوه اجتناب از وامهایی است که به وسیله بانکها یا بنگاههای اعتباری ارائه دهنده وامهای شخصی ( در سال 160 درصد کارمزد مطالبه می کنند ) می باشد . بعلاوه ، این برنامه مشاوره هایی را به افراد درباره نحوه یافتن شغل ارائه می دهد . همه این فعالیتها ، در حالیکه معمولاً بخشی از فعالیت اتحادیه های اعتباری نیستند ، اما به تحکیم موقعیت استفچک در جوامع محلی کمک نموده و موجب می شوند که مردم به تعاونی ها اعتماد بیشتری پیدا کنند .
اصول تعاونی
هدف اتحادیه اعتبار استفچک ، احترام به اصول تعاونی است همانگونه که در قانون سال 1995 اتحادیه اعتبار و قانون تعاونی سال 1982 ، بیان شده است . با در نظر گرفتن اندازه استچک و پراکندگی منطقه فعالیت آن ، تعاونی مجمع عمومی اعضا را با مجمع عمومی نمایندگان اعضا جایگزین نموده است . این نمایندگان ، در طی مجامع عمومی اعضا که پیش از مجمع عمومی سالیانه توسط همه اعضا نمایندگان برگزار می شود ، انتخاب می شوند . اجلاس عمومی نمایندگان ، به عنوان بدنه عالی اتحادیه اعتبار ، بازرسان استفچک را در کنار سایر تصمیمات انتخاب می کند . نمایندگان ، بنوبه خود ، هیئت مدیره و کمیته های مدیریت اتحادیه را منصوب می کنند که در یک چارچوب مشورتی فعالیت می کنند .
حمایت از سوی سازمانهای ملی و بین المللی و قانونگذاری تعاونی
یکی از مهمترین عواملی که رشد موفق استفچک را تشریح می کند ، حمایتهای بعمل آمده از سوی سازمانهای ملی و بین المللی است .
بسیاری از سازمانها برای ارائه خدمات حمایتی و پشتیبانی به اتحادیه های اعتبار ایجاد شده اند . برخی از این سازمانها عبارتند از : NACSCU ، که در بخش فوق ذکر آن رفت ، موسسه مالی مرکزی ، که حمایت از اتحادیه های اعتبار را در مواردی که اعضا پس اندازهای خود را به صورت پیش بینی نشده از اتحادیه پس می گیرند ، ارائه می دهد ، صندوق ضمانت نیز به اتحادیه های اعتبار که با مشکلات مالی ناشی از محیط اقتصادی پایدار کشور مواجه هستند ، کمک می کند ، شرکت وابسته بیمه متقابل ، یک شرکت بیمه ای است که کاملاً تحت مالکیت سیستم اتحادیه اعتبار است و دامنه کاملی از پوشش های بیمه ای را ارائه می کند ، کالج اتحادیه اعتبار برای کارکنان و مدیران و کسانی که قبلاً ذکر آنها رفت ، آموزش ارائه می دهد ، ضمن آن که اتحادیه های اعتباری لهستان به توسعه سیستم مذکور در این کشور کمک می کند .
سیستم اتحادیه اعتبار لهستان ، حمایتهای مالی و سیاسی مهمی از سازمانهای بین المللی نظیر WOCCU ( که به وسیله USAID پایه گذاری شد ) و سیستمهای اتحادیه اعتبار خواهر در ایالات متحده و ایرلند ، دریافت کرد . توافقات دو جانبه چندی ، بین اتحادیه های اعتبار آمریکا و لهستان برای ارائه کمکهای فنی تنظیم شده است .
همانطور که در بخش مقدماتی این فصل بیان شد ، قانونگذاری مناسب به سرعت صورت گرفت و در سال 1995 ، اتحادیه های اعتبار توانستند از قانون ویژه اتحادیه اعتبار بهره مند باشند . هر چند ، قانون دیگری ، یعنی قانون فعالیت تجاری مصوب 19 نوامبر 1999 ، به اتحادیه های اعتبار فرصت کاملاً جدیدی برای نگهداری حسابهای شرکتهای خرد یا کوچک و دادن وامهای تجاری به آنها ارائه کرد ، خدمتی که تحت قانون 1995 ، قابل اجرا نبود .
در نهایت ، یک محیط اجتماعی مطلوب ، به توسعه اتحادیه اعتبار استفچک و نیز توسعه نهضت اعتباری لهستان به صورت عمومی کمک نمود. تمایل سنتی و مرسوم لهستانیها برای کمک به یکدیگر ، مجموعه ای از ارزشهای خانوادگی و مذهبی مشترک در سرتاسر کشور و خاطرات مشترک بویژه در میان نسلهای مسن تر ، از اصول حقیقی تعاونی ، و توسعه موفقیت آمیز استفچک است .
نتایج
نتایج مالی
ادغامهای اخیر ، اتحادیه اعتبار استفچک را به شیوه ای باورنکردنی تحت تأثیر قرار داده است . بین سالهای 1996 و 2000 ، حقیقتاً ، دارائیهای استفچک ، 24 برابر رشد یافته است و سرمایه آن 38 برابر شده ، تعداد شعبه های اتحادیه از 6 شعبه به 87 شعبه رسیده و تعداد اعضا آن از 5500 نفر به 60000 نفر افزایش یافته و بین 130 تا 140 نفر ، روزانه تقاضای عضویت می کنند . هر چند ، در عین حال ، ادغامها منجر به زیانی معادل 557944 هزار دلار آمریکا در سال 1999 نیز شد .
این رشد ناگهانی و پیامدهای اقتصادی آن ، یک چالش بزرگ مدیریتی ایجاد نموده و هنوز هم ایجاد می کند . با وجود این ، به لطف عوامل مختلف ذکر شده قبلی ، اتحادیه اعتبار استفچک می تواند به سالهای آتی با خوش بینی نگاه کند .
زیان سال 1999 ، که مجموعه ای از مشکلات فراروی اتحادیه های اعتبار مستقل می باشد ، به طور مستمر در حال کاهش بوده و به خودی خود خطری ندارد . نسبت های مالی عمده اتحادیه اعتباری استفچک ، غالباً مثبت بوده و درآمد آن بیش از گذشته پویا است .
اتحادیه اعتبار ، اکثر استانداردهای وضع شده به وسیله NACSCU را برآورده می کند و وامهای معوقه بطور ماهرانه ای جمع آوری می شوند .
در سال 1999 ، اتحادیه اعتبار استفچک ، موفق به اخذ گواهینامه کیفیت ISO9002 شد . این نشان بین المللی ، ثابت می کند که اتحادیه اعتبار استفچک ، فراتر از انتظارات اعضای خود عمل نموده است .
اشتغالزایی و دستاوردهای اجتماعی
اتحادیه اعتبار استفچک به بهبود استانداردهای زندگی اعضای خود و بالاتر از آن ، به کاهش بیکاری در نواحی فقیر نشین نیز کمک می کند . این اتحادیه فرصتهای جدید اشتغال برای ساکنین محلی ارائه می دهد . این حقیقت که 80 درصد کارکنان استفچک زن هستند ، ثابت می کند که این اتحادیه اعتبار به کسانی که نیاز ویژه ای به کمک در بازار کار لهستان دارند ، مساعدت نموده است . علاوه بر ایجاد شغل ، استفچک فرصتهای آموزشی و چشم اندازهایی برای پیشرفت حرفه ای در آینده را برای کارکنانش نیز ارائه می دهد .
روسیه : تعاونی های مصرف کلینسکی و استاپینسکی
نویسنده : گریگوری آلتشول
نوع تعاونی ها : مصرف چند منظوره
سال تأسیس : 1925
راه اندازی مجدد : کلینسکی 1996
استاپینسکی 1995
تعداد اعضا : کلینسکی 4500
استاپینسکی 4800
تعداد کارکنان : کلینسکی 407
استاپینسکی 638
گردش وجوه : کلینسکی 3 میلیون دلار
استاپینسکی 5 میلیون دلار
مقدمه
سیستم سیاسی شوروی تا حد زیادی مانع توسعه نهضت تعاونی در روسیه بود از این رو موارد موفقیت آمیز بودن راه اندازی مجدد تعاونی های دمکراتیک حقیقی در روسیه ، نادر است . تعاونی های کلینسکی و استاپینسکی در سراسر تاریخ حیاتشان ، تغییرات ساختاری ، اقتصادی و کارآفرینی را به منظور توسعه خود در محیط سوسیالیستی از سر گذرانده اند . قابلیتهای آنها برای نوآوری و مواجهه با مشکلات ، زمانی که با مسائل عظیم ناشی از سقوط رژیم سوسیالیستی و تحول سریع به سمت اقتصاد بازار مواجه شدند ، تقویت شد . در آن زمان ، این دو تعاونی بخش عمده ای از اعضای خود را از دست داده و با مسائل مالی مواجه شدند . افزایش رقابت و گسترش بازار سیاه ، کار مدیران تعاونی را پیچیده ساخته بود . در چنین شرایطی ، تعاونی های بسیار کمی توانستند که مجدداً با موفقیت راه اندازی شوند اما با وجود این ، تعاونی های کلینسکی و استاپینسکی با اتخاذ استراتژیهای کارآفرینی موفق بودند .
پیشینه تاریخی
تعاونی های روسیه تحت کنترل شدید دولت بوده و عمدتاً به عنوان ابزارهای توزیع مواد غذایی استفاده می شدند . بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و شروع فرایند تحول در جهت اقتصاد بازار آزاد ، تعاونی ها از فرصت رشد به عنوان واحدهای مستقل برخوردار شدند . اگر چه ، اکثر آنها خود را تحت تأثیر بحرانها اقتصادی عمومی یافتند . اما قوانینی که با هدف تسریع فرایند تحول تصویب شده بودند به ایجاد یک محیط قانونی مساعد برای تعاونی ها کمک نکرده و وضعیت قانونی و سازمانی تعاونی های روسیه ، چندین سال در پرده ابهام باقی ماند . برای مثال ، قوانین تعاونی های تولیدی و کشاورزی در روسیه ، در اواخر سال 1995 و 1996 به تصویب رسید اما متن نهایی قانون تعاونی های مصرف در سال 2000 پذیرفته شد .
| دسته بندی | برنامه نویسی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 146 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 122 |
بیان مسأله
وسایل ارتباط جمعی که امروزه به یکی از پر تاثیرگذارترین ابزارها در شکل دهی افکار عمومی و هویت جمعی تبدیل شده است، به عنوان رکن چهارم نظام های سیاسی مطرح می باشد. آنها می توانند آیینه تمام نمای عقاید، افکار و آرا مردم یک جامعه و هم چنین خاستگاه سیاستمداران را در جامعه روشن کند . اهمیت رسانه های جمعی به اندازه ای است که برخی معتقد اند رسانه ها جای احزاب سیاسی را گرفته اند زیرا این رسانه ها هستند که با ارائه تصاویر مورد نظر خود از واقعیات، در رای مردم تاثیر می گذارند.در جریان انتخابات، گروهها، احزاب و جناح های فعال سیاسی با بهره گیری از تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی و ارائه برنامه هایی برای بدست آوردن آرا بیشتر مردم، به رقابت با یکدیگر می پردازند و می کوشند تا افکار عمومی را با خواسته های خویش منطبق سازند. در کشور ما نیز که انتخابات ریاست جمهوری بر پایه رای مردم شکل می گیرد. دارای اهمیت ویژه ای می باشد.
اهمیت و ضرورت
یکی از مهم ترین وظایف رسانه های جمعی به ویژه مطبوعات ، اطلاع رسانی آگاهی و گسترش دانش مخاطبان در زمینه های است که امکان دسترسی و تجربه مستقیم از رویدادها و موضوع های مختلف برای آنها فراهم نباشد . آنچه در صحنه سیاسی، اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی رخ می دهد برای همه مردم قابل دسترسی یا تجربه مستقیم نیست . رسانه های جمعی با ارائه اخبار و اطلاعات گونلاگون آگاهانه یا نا خود آگاه می کوشند به شگل گیری ذهنیات ما از محیط اطراف کمک کنند . به هنگام انتخابات مطبوعات و دیگر رسانه ها با استفاده از توانایی های خود افکار عمومی را به جهت های گوناگون هدایت می کنند.
بنابراین این تحقیق در صدد است تا میزان انعکاس مطالب انتخاباتی و به کار گیری تاکتیک های خبری را در دو روزنامه آفتاب یزد و جمهوری مشخص نماید.
3- بنظر می رسد بین روزنامه های آفتاب یزد و جمهوری اسلامی از لحاظ استفاده از تاکتیک های خبری تفاوت معنی داری وجود دارد.
کارکردهای رسانه ها
هارولدلاسول وچارلز رایت از پژوهشگرانی هستند که به طور جدی به نقش و کارکرد وسایل ارتباط جمعی در جامعه توجه کرده اند. رایت ارتباط جمعی را برحسب ماهیت مخاطبان ، ماهیت رویدادهای ارتباطی و ماهیت ارتباط گر تعریف می کند.
لاسول(1960) محقق ارتباطات و استاد حقوق در «ییل»، سه کارکرد را برای مطبوعات ذکر کرده است:
نظارت برمحیط، همبستگی اجتماعی در واکنش به محیط وانتقال میراث اجتماعی از یک نسل به نسل دیگر. رایت به این سه کارکرد، سرگرمی را نیز اضافه می کند. علاوه براین کارکردها رسانه ها ممکن است کژکارکرد هم داشته باشند. نتایجی که مطلوب جامعه و اعضای آن نیست. یک عمل به تنهایی هم می تواند کارکرد و هم کژ کارکرد داشته باشند.
درنخستین کارکرد که نظارت ، مراقبت، تهیه و رساندن اخباراست، رسانه ها اغلب خطرات احتمالی نظیر شرایط آب و هوایی خطرناک وموقعیت های پرخطر نظامی را به ما هشدار می دهند. کارکرد نظارت شامل اخباری است که رسانه ها فراهم می کنند و برای اقتصاد و جامعه ضروری است(مثل گزارش وضعیت سهام، ترافیک، شرایط آب و هوایی وغیره). کارکرد نظارت می تواند موجب چندین کژکارکرد هم بشود.وحشت احتمالااز تاکید بیش از حد برخطرات و تهدیدها در جامعه نتیجه می شود.لازارسفلد و مرتن (1960/1948) از کژکارکرد«تخدیری»نام برده اند که در اثر جذب بیش از حد اطلاعات ، افراد دچار بی اعتنایی و رخوت می شوند.علاوه براین ، ارائه بیش از حد اخبار خارق العاده احتمال دارد ارتباط مخاطبان را با آنچه واقعی و معمول است کاهش می دهد.
همبستگی : دومین کارکرد ،انتخاب و تفسیر اطلاعات در محیط است.رسانه اغلب شامل انتقادات و تجویزهایی برای چگونگی واکنش افراد نسبت به حوادث است. بنابراین همبستگی محتوای سرمقاله ها و محتوای تبلیغاتی رسانه ها است.کارکرد همبستگی ،تقویت عادات اجتماعی و حفظ اتفاق آرا به وسیله نمایش انحرافات و برجسته کردن افراد برگزیده است و به عنوان ناظر بر عملکرد دولت می باشد.
کارکرد همبستگی رسانه ها می تواند برای جلوگیری از تهدید ثبات اجتماعی به کار رود و اغلب افکارعمومی راکنترل و مدیریت نماید. کارکرد همبستگی وقتی به کژکارکرد تبدیل شود، نقد به حداقل می رسد و دیدگاه اکثریت به حدی تقویت می شود که اقلیت راهی برای بیان عقاید خود ندارند و از قدرت به حدی محافظت و پشتیبانی می شود که ممکن است نیاز به نظارت و کنترل باشد. یکی از آثار کارکردهای اصلی همبستگی رسانه ها که اغلب نقل می شود ، چیزی است که دانیل بورشتاین آنرا شبه رویداد یا ساختن تصاویر یا« شخصیت» ها نامیده است. همان کالای اصلی صنعت روابط عمومی است. محصولات و شرکت ها، تصاویری دارند و اشخاص نیز شخصیت هایی عمومی دارند که همه اینها از طریق ایجاد حوادث کلیشه ای برای نمایش رسانه ای تولید شده اند. سیاستمداران بلند پرواز و جویای نام و سرگرمی سازان در جستجوی و شهرت وپذیرش عمومی هستند و شرکت ها خدمات و محصولات مشتری پسند می خواهند.
انتقال فرهنگ : رسانه ها ممکن است در حکم انتقال دهنده فرهنگ ، برای انتقال اطلاعات، ارزش ها و هنجارها از یک نسل به نسل دیگر واز افراد جامعه به تازه واردها ،کاربرد دارند. آنها از این راه با گسترش بنیان تجربه مشترک، انسجام اجتماعی را افزایش می دهند. رسانه ها با استمرار اجتماعی شدن پس از اتمام آموزش رسمی و نیزبا شروع آن درطول سالیان پیش از مدرسه ، به جذب افراد در جامعه کمک می کنند . گفته شده است که رسانه ها با نمایش و عرضه جامعه ای که فرد می تواند خودرا با آن هم هویت ساخته و معرفی نماید، می توانند احساس بیگانگی (نابهنجاری) یا احساس بی ریشه بودن اورا کاهش دهند.(سورین و تانکارد،450:1381)
| دسته بندی | عمومی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 960 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 58 |
انرژی هسته ای
مقدمه
انرژی یکی از مهمترین نیاز های جامعه امروزی است، از آنجایی که استحصال انرژی از منابع سوخت فسیلی برای بشر و محیط زیست او، به دلیل ایجاد گازهای گلخانه ای، زیان های جبران ناپذیری را به همراه دارد، این روزها جامعه بشری به دنبال جایگزین های نوینی از انرژی است. از مناسب ترین آنها می توان به انرژی هسته ای نهفته در هسته اتم ها اشاره کرد، که این انرژی بیش از 5 دهه است که مورد بهره برداری قرار دارد.
استفاده از نیروی هستهای از 50 سال پیش آغاز شد و اینک این نیرو همان اندازه از برق جهان را تأمین میکند که 40 سال پیش بوسیله تمام منابع انرژی تأمین میشد. حدود دو سوم از جمعیت جهان در کشورهایی زندگی میکنند که نیروگاههای هستهای آنها در زمینه تولید برق و زیر ساختهای صنعتی نقش مکمل را ایفا میکنند. نیمی از مردم جهان در کشورهایی زندگی میکنند که نیروگاههای هستهای در آنها در حال برنامهریزی و یا در دست ساخت هستند. به این ترتیب ، توسعه سریع نیروی هستهای جهان مستلزم بروز هیچ تغییر بنیادینی نیست و تنها نیازمند تسریع راهبردهای موجود است. امروزه حدود 440 نیروگاه هستهای در 31 کشور جهان برق تولید میکنند. بیش از 15 کشور از مجموع این تعداد در زمینه تأمین برق خود تا 25 درصد یا بیشتر ، متکی به نیروی هستهای هستند. در اروپا و ژاپن سهم نیروی هستهای در تأمین برق بیش از 30 درصد است، در آمریکا نیروی هستهای 20 درصد از برق را تأمین میکند. در سرتاسر جهان ، دانشمندان بیش از 50 کشور از حدود 300 راکتور تحقیقاتی استفاده میکنند تا درباره فناوریهای هستهای تحقیق کرده و برای تشخیص بیماری و درمان سرطان ، رادیوایزوتوپ تولید کنند.همچنین در اقیانوسهای جهان راکتورهای هستهای نیروی محرکه بیش از 400 کشتی را بدون اینکه به خدمه آن و یا محیط زیست آسیبی برسانند، تأمین میکنند.
"رونتگن" در 1895 پرتو ایکس نافذ حاصل از یک لوله تخلیه را کشف کرد و "بکرل" در 1896 پرتوهایی مشابه (که امروزه لاندا می نامیم) را با منشا کاملا متفاوت کشف کرد که منجر به کشف اورانیوم و پدیده ی پرتوزایی شد.
در 1905 "انیشتن" نتیجه گیری کرد که جرم هر جسمی با سرعت آن افزایش پیدا می کند و فرمول مشهور خود E = m c2 راکه بیانگر هم ارزی جرم و انرژی است بیان نمود.
(کوری ها در 1898 عنصرپرتوزای رادیوم را جداسازی نمودند) در زمان انیشتین بررسی تجربی مقدور نبود و انیشتین نتوانست مفاهیم معادله خود را پیش بینی کند.
درسال ۱۹۳۸ زمانیکه شیمیدان آلمانی اتو هان (به آلمانی: Otto Hahn) و فریتزاسترسمن (به انگلیسی: Fritz Strassmann) فیزیکدان اتریشی لایز میتنر (به انگلیسی: Lise Meitner) و اتو رابرت فریش (به انگلیسی: Otto Robert Frisch) در حال آزمایش بر روی اورانیوم بمباران شده بودند متوجه شدند که نوترون شلیک شده میتواند نتیجهای باورنکردنی داشته باشد و هسته اورانیوم را به دو یا چند قسمت تقسیم کند.
بعدها دانشمندان زیادی (و در صدر آنها لیو زیلارد) دریافتند که پخش تعدادی نوترون در فضا هنگام یک شکافت هستهای میتواند واکنشی زنجیرهای را از این قابلیت به وجود آورد.
این کشف دانشمندان را در برخی کشورها (از جمله ایالات متحده، انگلستان، فرانسه، آلمان و اتحاد جماهیر شوروی) بر آن داشت تا از دولتهای خود برای ادامه تحقیقات در این زمینه درخواست پشتیبانی مالی کنند.
انرژی هستهای نخستین بار به وسیله انریکو فرمی در سال ۱۹۳۴ در یکی از آزمایشگاههای دانشگاه شیکاگو تولید شد. این اتفاق زمانی رخ داد که تیم او مشغول بمباران کردن هسته اورانیوم با نوترون بودند. این پروژه (که با نام Chicago Pile-۱ شناخته شد) با فوریت تمام در ۲ دسامبر ۱۹۴۲ به بهرهبرداری رسید و بعدها به بخشی از پروژه منهتن تبدیل شد. طی این پروژه راکتورهای بزرگی را برای دستیابی به پلوتونیوم و استفاده از آن در سلاح هستهای در هانفورد واشینگتن راهاندازی کردند.
در نهایت در روز 27 ژوئن 1954 اتحاد جماهیر شوروی اولین نیروگاه هسته ای 5 مگا واتی را برای نخستین بار وارد شبکه برق سراسری خود نمود . اولین نیروگاه تجاری دنیا را انگلستان با توان 50 مگاوات مورد بهر برداری قرار داد . بدین ترتبیب توجه بشر به سمت انرژی هسته ای جلب شده و باعث گردید فیزیک هسته ای و در نتیجه فناوری هسته ای شکل بگیرد و بعنوان شاخه ای نوین وارد فناوری های بشری شود.
در سال ۲۰۰۴ انرژی هستهای در تولید کل انرژی مصرفی جهان سهمی در حدود ۶٫۵٪، و در تولید انرژی الکتریکی سهمی در حدود ۱۵٫۷٪ داشتهاست که کشورهای ایالات متحده، فرانسه، و ژاپن در مجموع حدود ۵۷٪ از کل انرژی الکتریکی هستهای جهان را به خود اختصاص دادهاند. در سال ۲۰۰۷ آژانس بینالمللی انرژی هستهای از وجود ۴۳۹ راکتور هستهای در حال ساخت در ۳۱ کشور در سراسر جهان خبر داد.
ایالات متحده آمریکا با تولید حدود ۲۰٪ انرژی مورد نیاز خود از راکتورهای هستهای در میزان کل تولید انرژی هستهای جایگاه اول جهان را داراست، حال آن که فرانسه با تولید ۸۰٪ انرژی الکتریکی مورد نیاز خود در ۱۶ نیروگاه هستهای از نظر درصد دارای رتبه اول در جهان است. این درحالی است که در کل اروپا، انرژی هستهای ۳۰٪ برق مصرفی این قاره را تامین میکند. البته سیاستهای هستهای در کشورهای اروپایی با هم متفاوتند طوری که در کشورهایی نظیر ایرلند یا اتریش هیچ راکتور هستهای فعالی وجود ندارد.
پس از جنگ جهانی دوم دولت ایالات متحده که میترسید تحقیقات هستهای باعث انتشار دانش هستهای و در نتیجه سلاح هستهای شود کنترلهای سختگیرانهای در مورد تحقیقات هستهای اعمال کرد و به طور کلی بیشتر تحقیقات هستهای بر روی اهداف نظامی متمرکز شوند.تا سال ۲۰۰۷ آخرین راکتور هستهای مورد بهرهبرداری قرار گرفته در ایالات متحده راکتور Watts Bar ۱ در تنسی بود که در ۱۹۹۶ به شبکه متصل شد و این مدرک محکمی بر موفقیت تلاشهای ضد گسترش نیروگاههای هستهای است. با این حال تلاشها در برابر گسترش نیروگاههای هستهای تنها در برخی کشورهای اروپایی، فیلیپین، نیوزیلند و ایالات متحده موفق بودهاست و در عین حال در این کشورها نیز این جنبشها نتوانستند تحقیقات هستهای را متوقف کنند و تحقیقات مربوط به انرژی هستهای کماکان ادامه دارد. برخی کارشناسان پیشبینی میکنند که نیاز روز افزون به منابع انرژی، افزایش قیمت سوخت و بحران افزایش دمای زمین در اثر استفاده از سوختهای فسیلی باعث شود که بقیه کشورها نیز به سوی استفاده از نیروگاههای هستهای روی آورند و همچنین باید یادآوری کرد که با پیشرفت تکنولوژی هستهای، امروزه امکان بروز فجایع هستهای بسیار کمتر شدهاست.
بر طبق پیشبینی اتحادیه جهانی هستهای در سال ۲۰۱۵ به طور متوسط هر ۵ روز یکبار یک نیروگاه هستهای در جهان افتتاح خواهد شد.
با تمام مخالفتها، بسیاری از کشورها در گسترش نیروگاههای هستهای ثابت قدم بودهاند از جمله این کشورها میتوان به ژاپن، چین، و هند اشاره کرد. در بسیاری از کشورهای دیگر جهان نیز طرحهای وسیعی برای گسترش استفاده از انرژی هستهای در حال تدوین است.
یکی از سازمانهایی که برای اولین بار شروع به توسعه دانش هستهای کرد نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا بود که در نظر داشت از انرژی هستهای به عنوان سوخت زیردریاییها و ناوهای هواپیمابر استفاده کند. عملکرد مناسب این سازمان و پافشاری دریاسالار هیمن ریکوور باعث شد تا سر انجام اولین زیردریایی اتمی جهان با نام ناتیلوس (به انگلیسی: USS Nautilus) در دسامبر ۱۹۵۴ به آب انداخته شود.
با راهاندازی اولین نیروگاههای هستهای استفاده از این نیروگاهها شتاب گرفت به طوری که استفاده از برق هستهای از کمتر از ۱ گیگاوات در دهه ۱۹۶۰ به بیش از ۱۰۰ گیگاوات در دهه ۱۹۷۰ و نزدیک به ۳۰۰ گیگاوات در اواخر دهه ۱۹۸۰ رسید. البته در اواخر دهه ۱۹۸۰ از شتاب رشد استفاده از برق هستهای به شدت کاسته شد و به این ترتیب به حدود ۳۶۶ گیگاوات در سال ۲۰۰۵ رسید که بیشترین گسترش پس از دهه ۱۹۸۰ مربوط به جمهوری خلق چین است. باید به این نکته نیز اشاره کرد که بیش از دو سوم از طرحهای مربوط به احداث نیروگاه هستهای که شروع اجرای آنها پس از ۱۹۷۰ بود، لغو شدند. در طول دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ کاهش قیمت سوختهای فسیلی و افزایش قیمت ساخت یک نیروگاه هستهای از تمایل دولتها برای ساخت نیروگاه هستهای به شدت کاست. البته بحران سوخت ۱۹۷۳ باعث شد تا کشورهایی مانند فرانسه و ژاپن که از منابع نفت زیادی برخوردار نیستند به فکر ساخت نیروگاههای هستهای بیشتری بیفتند به طوری که این دو کشور به ترتیب ۸۰٪ و ۳۰٪ از انرژی الکتریکی حال حاضر خود را از این منابع تامین میکنند.در سی سال انتهایی قرن بیستم ترس از حوادث هستهای مانند فاجعه چرنوبیل در ۱۹۸۶، مشکلات مربوط به دفع زبالههای هستهای، بیماریهای ناشی از تشعشع هستهای و... باعث به وجود آمدن جنبشهایی برای مقابله با توسعه نیروگاههای هستهای شد و این خود از دلایل کاهش توسعه نیروگاههای هستهای در بسیاری از کشورها بود.
کاربردها
در سال 2007 انرژی معادل 14% انرژی کل دنیا با استفاده از 439 نیروگاه هسته ای در 31 کشور تولید شده است و سهم فرانسه با تولیدبیش از 79 % درصد انرژی الکتریکی خود از این طریق از سایرین بیشتر بود ه است . همانطور که گفته شد مهمترین استفاده از فناوری هسته ای ایجاد انرژی به کار رفته در جوامع است، اما علاوه بر این استفاده فناوری هسته ای استفاده های دیگری را ن یز دارد که از آن جمله می توان به پنج کاربرد اساسی دیگر نیز اشاره کرد :
• کشاورزی: از فناوری هسته ای در کاربرد های کشاورزی از قبیل جهش ژنی برای تولید گیاهان مقاوم در برابر آفات و و حشرات مضر و یا بالا بردن کیفیت محصولات دامی را می توان نامبرد .
• پزشکی: پزشکی هسته ای تا به آن حدی گسترش پیدا نموده که امروزه شاخه ای از فناوری به نام پزشکی هسته ای را به خود اختصاص داده است . به طور مثال از رادیو ایزوتوپ ها در تصویر برداری استفاده گسترده ای می گردد ، در این روش با استفاده از رادیو ایزوتوپ های کبالت – 60 ، تالیوم – 201 و چندین نوع دیگر از رادیو داروها اقدام به تصور برداری می کنند.
• صنایع : در صنایع کاربرد های گوناگونی برای این فناوری تعریف شده است که از آن جمله می توان آزمایش غیر مخرب جوش ، سختی سنجی ، ضخامت سنجی و یا نشت یابی را نامبرد .
• نظامی: با وجود آنکه پیمانی به نام پیمان عدم تکثیر سلاح های هسته ای N.P.T. بطور بین اللملی میان کشور های مختلف وجود دارد اما همچنان این کاربرد خانمان سوز در بین بسیار از کشورها مانند رژیم نا مشروع اسرائیل ،امریکا ،روسیه و... به طور گسترده ای مورد توجه است.
کاربرد انرژی هسته ای در دسترسی به منابع آب
تکنیکهای هسته ای برای شناسایی حوزه های آب زیر زمینی هدایت آبهای سطحی و زیر زمینی ، کشف و کنترل نشت و ایمنی سدها مورد استفاده قرار میگیرد. در شیرین کردن آبهای شور نیز انرژی هستهای کاربرد دارد.
باید توجه داشت که قیمت تامین سوخت در یک نیروگاه هستهای نسبت به دیگر تجهیزات موجود نسبتاً اندک است و بنابراین چند برابر شدن قیمت اورانیوم تأثیر چندانی بر روی قیمت انرژی الکتریکی تولیدی نخواهد داشت.
برای مثال افزایش دو برابری در قیمت سوخت مصرفی یک نیروگاه هستهای آب سبک هزینه راکتورها را در حدود ۲۶٪ و هزینه برق تولیدی را در حدود ۷٪ افزایش میدهد در حالی که افزایش دوبرابری قیمت سوخت در یک نیروگاه گازی قیمت برق تولیدی را تا ۷۰٪ افزایش میدهد.
یکی از مسائل نیروگاه هستهای هزینه ساخت آن است که شامل هزینه ساخت راکتور، هزینه مسائل امنیتی، هزینه ساخت مراکز معدنی، هزینه ساخت مراکز تبدیل مواد خام به سوخت هستهای، هزینه ساخت مراکز بازپروری هستهای و انبارهای هستهای برای دفن ضایعات هستهای است.
از خطرهایی که همواره بیم آن میرود، حمله احتمالی تروریستی به نیروگاههای هستهای است، چرا با انفجار نیروگاه محوطهای به شعاع ۲۰ کیلومتر بشدت آلوده میشود و هیچ موجود زندهای را باقی نمیگذارد و در اثرات تخریبی ژنتیکی تا ۱۰ نسل را بر روی محوطهٔ بزرگتری در حدود شعاع ۴۰ کیلومتر باقی خواهد گذاشت
مهمترین مسئلهای که مخالفان انرژی هستهای بیان میدارند امنیت محیط زیستی نیروگاه هستهای است زیرا با کوچکترین اشتباه فجایعی مانند فاجعه چرنوبیل قابلیت رخ دادن خواهند داشت.
حادثه اتمی چرنوبیل
حادثه اتمی چرنوبیل بدترین حادثه اتمی غیرنظامی تاریخ جهان است که در رآکتور شماره ۴ نیروگاه چرنوبیل اکراین در ۲۶ آوریل ۱۹۸۶ اتفاق افتاد. این راکتور از رآکتورهای RBMK بود.
علت وقوع حادثه
در ۲۵ و ۲۶ آوریل 1986متصدیان راکتور برای انجام آزمایشی سیستم ایمنی راکتور را غیر فعال کردند (کندکنندههای نوترون را از آن خارج کردند).نتیجه آن راکتوری بدون کندکننده مناسب و از کنترل خارج شدن آن بود. بدون توانایی در کنترل رآکتور، دمای آن به حدی رسید که بیشتر از حرارت خروجی طرح ریزی شده بود.در اولین گام یک منطقه انزوا در محدوده 30 کیلومتری اطراف نیروگاه چرنوبیل تعیین شد. از 27 آوریل سال 1986 حکومت اوکراین ساکنین شهرهای پریپیتت و چرنوبیل، و روستاهای داخل منطقه 30 کیلومتری (حدود 100 هزار نفر) را به خارج این محدوده انتقال داد.پنهان کردن اطلاعات مربوط به فاجعه چرنوبیل باعث شکل گیری و گسترش شایعات باور نکردنی پیرامون نتایج فاجعه شد. ریاست شوروی از پذیرش همکاری بین المللی برای انجام عملیات« امحا» نتایج فاجعه هسته ای امتناع کرد. تنها در سال 1989 بود که حکومت شوروی از آژانس انرژی اتمی به منظور ارزیابی کارشناسی عملیات «امحا»، درخواست کمک کرد.
حادثه اتمی تری مایل آیلند
حادثه اتمی تری مایل آیلند بد ترین حادثه اتمی آمریکا و دومین فاجعه راکتورهای هستهای دنیا (بعد از حادثه چرنوبیل) است که در ۲۸ مارس ۱۹۷۹ در تری مایل آیلند آمریکا اتفاق افتاد.
امتیاز و برتری انرژی هستهای
امتیاز و برتری انرژی هستهای در این است که حتی یک مولکول گاز کربنیک از راکتور هستهای به هوا نمیرود. در عوض اورانیوم مورد نیاز این راکتور باید با کامیونهایی که سوخت فسیلی (نفت) می سوزانند، حمل و نقل گردد. همچنین مراحلی که برای کار با اورانیوم انجام میشود، به سوخت نفتی نیازمند است. در مجموع هر کیلو وات ساعت برق هستهای حدود 25 گرم گاز گلخانهای تولید میکند. هر کیلو وات ساعت برف زغال سنگ سوز ، 650 تا 1250 گرم گاز کربینیک تولید میکند. همچنین برای تولید هر کیلو وات ساعت برق از نیروگاههای گاز سوز، 450 تا 650 گرم گاز کربنیک انتشار مییابد.
یک نیروگاه هستهای صد مگاواتی سالانه پانصد تن زباله با درجه رادیو اکتیو ضعیف ، دویست تن زباله با درجه رادیواکتیو متوسط و 25 تن زباله با درجه رادیواکتیو شدید تولید میکند. در مقایسه ، یک نیروگاه برق زغال سنگ سوز 350 هزار تن زباله سخت (زبالههای معدنی ، خاکستر و تفاله آهن) که صدها کیلو فلز سنگین نیز در میان آنها وجود دارد ، تولید میکند. البته پیشرفتهای فنی باید اجازه دهد که از این میزان زباله کاسته شود. با وجود این سوخت فسیلی از نظر تولید زباله پر بار هستند. اما گاز ، بجز گاز کربنیک ، تقریبا زباله یا تولید جانبی خطرناکی ندارد. رادیو اکتیویته نامرئی است، اما حتی ضعیفترین درجه رادیو اکنیویته که ممکن است برای محیط زیست مضر باشد، قابل ردیابی است. در نتیجه نیروگاههای هستهای را میتوان به خوبی کنترل کرد و در واقع کشف خطر آنها راحتتر از نیروگاههای گرمایی کلاسیک است.
طی مطالعات انجام گرفتته آسیبهای ناشی از سوختهای فسیلی با در نظر گرفتن آسیبهای مربوط به گازهای گلخانهای تقریبا تا دو برابر آسیبهای انرژی هستهای میباشد
انرژی هستهای با مصارف غیر نظامی تا به حال کمتر از انرژیهای فسیلی قربانی گرفته است. یک نیروگاه هستهای در شرایط فعالیت معمول و سالم مواد رادیواکتیو ساطع میکند. ولی میزان آسیب پذیری به مراتب کمتر از آزمایشهای رادیولوژیک و رادیواکتیویته طبیعی (رادون) است. سوختهای فسیلی نیز مقادیر زیادی از آلوده کنندههای خطرناک را در هوا میپراکند که مضرات زیادی داشته و در اکثر موارد کشنده نیز میباشد.
شکافت هستهای
طی سال های 1930" انریکوفرمی "و همکاران وی در ایتالیا، تعدادی آزمایش با نوترون تازه کشف شده انجام دادند آن ها استدلال کردند که نبود بار نوترون آن را در نفوذ به هسته موثر می سازد. از جمله کشفیات فرمی، تمایل زیاد بسیاری از عناصر به کند کردن نوترون و تنوع رادیوایزوتوپ هایی بود که می توانست از گیراندازی نوترون تولید شود.
"برایت" و "وینکر" توضیح نظری فرآیندهای نوترون کند را در سال 1936 ارائه نمودند.
فرمی اندازه گیری های توزیع هر دو نوترون سریع و کند را انجام داد و رفتار آن ها را از لحاظ پراکندگی کشسان ،اثرات پیوند شیمیایی و حرکت گرمایی در مولکول های هدف توضیح داد.
تا این فاصله زمانی هنوز فرآیند شکافت شناسایی نگردید. تا اینکه در سال 1939 تا 1940 توسط فعالیت هان، اشتر اسمن و سپس فریش و... در انتها فرمی پدیده شکافت کشف شد.
کشف شکافت همراه با امکان انجام یک واکنش زنجیره ای با شدت انفجاری در برهه ای از زمان از اهمیت خاصی برخوردار بود زیرا جنگ جهانی دوم در 1939 شروع شده بود.
واکنشهای ذ نجیره ای خود تقویت شونده
در سال 1939 "بور" به آمریکا آمد و در کشفیات "انیشتن" و "هان" شریک شد. وی همچنین "فرمی" را در کنفرانسی در واشنگتن ملاقات کرد.
آنها برای اولین بار وجود واکنش ذنجیره ای خود تقویت شونده را مطرح کردند. در این فرآیند اتم ها را برای تولید مقدار زیادی انرژی شکافت می دهند. دیگر دانشمندان در سرار دنیا در حال باور این مسئله بودند که می توان از شکافت هسته برای تولید انرژی استفاده کرد. این زمانی ممکن بود که مقدار زیادی اورانیم بتوانند با یکدیگر تحت شرایط مناسب ترکیب شوند و واکنش ذنجیره ای خود تقویت شونده ای را بوجود آورند که جرم بحرانی نامیده می شود.
فرمی و همکارش در سال 1941 طرح اولین طرح راکتور زنجیره ای اورانیم را ارائه دادند. مدل آن ها شامل مقداری اورانیم بود که در محفظه ای از گرافیت جمع شده بود تا مدلی از مواد شکافت پذیر را بسازد. در اوایل سال 1942 دانشمندان به دعوت فرمی در شیکاگو برای ارئه نظریات خود گرد آمدند و در همان سال آمادگی ساخت اولین راکتور هسته ای را پیدا کردند و در استادیوم شهر شیکاگو طرح خود را که علاوه بر گرافیت و اورانیم دارای کادمیوم( عنصری که نوترون ها را می شکافد) به نمایش گذاشتند.
پیشرفت انرژی هسته ای برای مقاصد صلح آمیز
اولین راکتور هسته ای تنها یک شروع بود. اولین تحقیقات در این رشته که تحت پروژه سری به نام "منهتن" صورت گرفت، برای ساخت بمب اتمی برای جنگ جهانی دوم بود. هرچند دانشمندانی هم بودند که روی راکتورهای شکافنده مواد دارای قابلیت شکافت در واکنش زنجیره ای کار می کردند، و این به تولید مواد شکافت پذیر بیشتری منجر شد. بعد از ایالات متحده سرمایه گذاری بیشتری را در جهت پیشبرد این علم برای منافع غیر نظامی انجام داد و در اوایل سال 1951 راکتور زاینده ای ساخت که می توانست الکتریسیته تولید کند.
انرژی هسته ای در ایران
استفاده از انرژی هستهای در دوران سلطنت محمدرضا شاه پهلوی مطرح شد و با ایجاد سازمان انرژی اتمی ایران آغاز پروژه راکتور اتمی بوشهر و مشارکت مالی ایران در طرحهای فناوری سوخت اتمی فرانسه آغاز شد.
در سال 1974(1353)، سازمان انرژی اتمی ایران (A.F.O.I) تأسیس شد و دکتر اعتماد، به ریاست آن منصوب شد.
با پیروزی انقلاب ایران در سال 1357 این مقوله متوقف شد. جنگ ایران و عراق منجر به تغییر موضع کشورهای غربی که مخالف این انقلاب بودند شد و مساعدت آنها را برای تکمیل این پروژه غیر ممکن کرد. شرکت آلمانی کا.و.اوkvo)) که پیمانکار این پروژه بود هنگامی که تنها 15%به تکمیل آن باقی مانده بود، از ادامه کار سرباز زد.
در بحبوحه جنگ ایران و عراق و کمبود شدید منابع نیرو در کشور، ایران با روی آوردن به اسپانیا و ژاپن کوشش در تکمیل پروژه بوشهر کرد که موفقیت آمیز نبود. سپس قراردادی با روسیه برای به انجام رساندن کار نیروگاه بوشهر امضا شد که کار آن هنوز ادامه دارد و چند بار زمان پایان پروژه به تعویق افتاده است. لازم به ذکر است که ایران در سال 1958، به عضویت آژانس بین المللی انرژی اتمی (I.A.E.A) درآمد.
ایران در سال 1968، پیمان عدم تکثیر سلاحهای هستهای (N.P.T) را پذیرفت و در سال 1970، آن را در مجلس شورای ملی به تصویب رساند.
اگر چه ایران از دیدگاه قوانین آژانس بین المللی انرژی اتمی و همچنین از نقطه نظر پیماننامه منع گسترش سلاحهای هستهای حق تحقیق و استفاده صلحآمیز از فنآوری هستهای را دارد، کشورهای غربی به رهبری آمریکا تلاش پیگیری را آغاز کردهاند که ایران را برای همیشه از هرگونه استفاه از فناوری انرژی هستهای منع کنند. در با وجود همه این تلاش ها در آوریل 2006،ایران اعلام کرد که موفق به غنیسازی اورانیوم به میزان 3.5 درصد شده است.
اورانیوم
میزان اورانیوم موجود در پوسته زمین نسبتاً زیاد است به طوری که با منابع فلزاتی همچون قلع و ژرمانیوم برابری میکند و تقریباً ۳۵ برابر میزان نقره موجود در پوسته زمین است. اورانیوم ماده تشکیل دهنده بسیاری از اجسام اطراف ما مانند سنگها و خاک است. طبق آمارگیری جهانی معادن شناخته شده جهان در حال حاضر برای تامین بیش از ۷۰ سال انرژی الکتریکی جهان کافی هستند. بهای متوسط اورانیوم در حال حاضر ۱۳۰ دلار آمریکا به ازای هر کیلوگرم است. به این ترتیب ثبات تامین سوخت هستهای از بسیاری از دیگر مواد معدنی بیشتر است.
اورانیوم طبیعی (که بشکل اکسید اورانیوم است) شامل3/99% از ایزوتوپ اورانیوم 238 و7/0% اورانیوم 235است. که نوع 235 آن قابل شکافت است و مناسب برای بمب ها ونیروگاههای هسته ای است. این عنصر از نظر فراوانی در میان عناصر طبیعی پوسته در رده 48 قراردارد. از نظر تراکم و چگالی باید گفت 6/1 مرتبه متراکم تر از سرب است. وهمین تراکم باعث سنگین تر شدن آن می شود.برای مثال اگر یک گالن شیر وزنی حدود 4 کیلوگرم داشته باشد ,یک گالن اورانیوم 75 کیلوگرم وزن دارد!!!
استفاده از اورانیوم به شکل اکسیدطبیعی آن به سال 79 میلادی بر می گردد یعنی زمانی که این عنصر برای اضافه کردن رنگ زرد به سفال لعابدار استفاده شد (شیشه زرد با یک در صد اورانیوم در نزدیکی ناپل ایتالیا کشف شده است.)
کشف این عنصر به شیمیدان آلمانی به نام مارتین هنریچ کلاپرس اختصاص داده شد که در سال 1789 اورانیوم را به صورت قسمتی از کانی که آن را، پیچ بلند(pitchblende) نامید کشف شد. نام این عنصر را بر اساس سیاره اورانوس که هشت سال قبل از آن کشف شده بود برگزیده شد .این عنصر در سال 1841 به صورت فلز جداگانه توسط ،ایگون ملچیورپلیگوت (eugne melchior peligot) استفاده شد.
در پروژه Manhattan نامهای Tuballoy و Oralloy برای اورانیوم طبیعی و اورانیوم غنی شده بکار برده شد. این اسامی هنوز نیز برای اورانیوم غنی شده و اورانیوم طبیعی بکار برده میشوند.
کشورهای اصلی تولید کننده اورانیوم
شامل کشورهای استرالیا، چین، کانادا، قزاقستان، نامیبیا، نیجر، روسیه و ازبکستان میباشد.
منابع اورانیم
بر اساس اطلاعات موجود در سال 1999بیش از 90% تولید جهانی اورانیوم توسط ده کشور تامین گردیدند که این کشورها عبارتند از: استرالیا، کانادا، قزاقستان، نامیبیا، نیجر، فدراسیون روسیه، آفریقای جنوبی، اکرائین، آمریکا و ازبکستان که هر یک از این ممالک بیش از 1000 تن اورانیوم تولید و روانه بازار کردند. در این میان کانادا با 25% تولید در صدرو استرالیا و نیجر با 14.8% و 9% تولید جهانی درمرتبه دوم و سوم قرار دارند.. حدود 50% تولید از معادن نزدیک به سطح زمین که کم هزینه می باشند بوده و 32% از معادن واقع در عمق زمین که پر هزینه تر می باشد و مابقی نیاز از طرق سایر منابع تامین شده اند. در سالهای بعد تاکید بر استخراج اورانیوم از معادن نزدیک به سطح زمین دارای اهمیّت بیشتری گردیده و بخش اعظمی از معادن درعمق بدلیل پر هزینه بودن استخراج تعطیل شده اند.
در سالهای بین 1991 و 1999 معادل 40% نیاز جهانی از طریق منابعی غیر از معادن و بطور مشخص از موجودی سوخت راکتورهای تعطیل شده تامین گردیدند. از سال 1995 یک منبع مهم دیگر تامین اورانیوم به عرصه آمد که امتیاز آن عمدتا در اختیار آمریکا و روسیه می باشد و آن استفاده از اورانیوم موجود در سلاحها و موشکهای هسته ای بود که در قالب پیمانهای خلع سلاح اتمی از زرادخانه های هسته ای خارج گردیدند و در حال حاضر نیز این منبع عظیم کماکان مورد بهره برداری این دو کشور بزرگ اتمی قرار دارند. از سوی دیگر تکنو لوژی استخراج اورانیوم و قیمت جهانی آن اهمیت فراوانی در استخراج و عرضه آن پیدا کرده است. برابر اطلاعات موجود، علیرغم وجود مقادیر قابل توجه این فلز در نقاط مختلف، تعدادی از کشورهای تولید کننده بدلیل هزینه بالای استخراج و همچنین عدم برخورداری از تکنولوژی پیشرفته در امر استخراج مراکز اکتشاف خود را تعطیل کرده اند و هم اکنون بدلایل فنی، مالی و مدیریتی عملا استخراج و عرضه اورانیوم جهت مقاصد تجاری در دست ممالک صنعتی بزرگ قرار دارند.
در حال حاضر 24 کشور دارای معادن اورانیوم در نزد آژانس بین المللی انرژی اتمی ثبت شده اند که بغیر از چین، پاکستان و هندوستان مابقی گزارشات رسمی منابع و معادن اورانیوم خود را ارائه می دهند. ضروری است توجه شود که هزینه تولید 130 دلار آمریکا برای هر کیلو اورانیوم زیاد محسوب و منابع با هزینه تولید کمتر که عبارت از 80 دلار و 40 دلار در هر کیلو هستند بسیار با صرفه ترند و برای مثال کانادا در سال 1999 ،31% از این اورانیوم بسیار اقتصادی را به بازار عرضه نمود. پیش بینی می شود که تا سال 2015 نیاز جهانی اورانیوم مابین 54500 الی 79800 تن باشد در حالیکه تولید جهانی در همین دوره بین 42000 تن تا 62000 در خوشبیتاته ترین حالت برآورد می گردد .بر اساس چنین واقعیاتی است که تدریجا توسعه بیشتر نیروگاههای هسته ای مورد بازنگری جدّی قرار گرفته و توجه به منابع دیگر مانند ژئو ترمال رو به افزایش است.
بر اساس گزارشهای رسمی ایران به آژانس، ذخائر اورانیوم قطعی ایران بعد از حدود بیست سال اکتشاف و تحقیق 491 تن برآورد گردیده است که می توان 876 تن منبع احتمالی قابل بهره برداری با هزینه استخراج هر کیلو 80 تا 130 دلار را نیز بر آن افزود.
علاوه بر اینها فرضیات غیر قابل اثباتی در مورد وجود 4500 تن اورانیوم دیگر و یا احتمال پیدا شدن 5000 تن ذخائر جدید وجود دارند که تا کنون تائید نگردیده اند. برابر این آمار، منابع قطعی اورانیوم ایران را باید حدود1400 تن برآورد کرد وهر سیاستی باید با توجه به این ارقام طراحی وبرنامه ریزی شود. مطلبی که این آمار و ارقام به زبان روشن بیان می کنند این است که ما به هیچ وجه دارای منابع قابل اعتنای اورانیوم که بتواند نیاز بلند مدّت ما را جهت برق هسته ای تامین کنند نیستیم و تامین برق از نیروگاه های اتمی بدون تامین سوخت از خارج مقدور نیست و حتّی اگر غنی سازی را هم به حدّ کمال انجام دهیم چاره ای بجز وارد کردن اورانیوم(منظور ماده معدنی اورانیوم) از منابع خارجی که بطور عمده در کنترل کشورهای خاصّی هستند نداریم و اصولا بحث خود کفائی کشور در این مورد بنظر نمی رسد که بر مبنای اطلاعات صحیحی طرح شده باشد.
ترکیبات شیمیایی
تترا فلوروئید اورانیوم UF4که به نمک سبز معروف است یک محصول میانی هگزافلورید اورانیوم میباشد. هگزا فلورید اورانیوم UF6 جامد است که در دمای بالای 56 درجه سانتیگراد بخار میشود. UF6 ترکیب اورانیوم است که برای دو فرایند غنی سازی Gaseous Diffusion و Centrifuge استفاده میشود. و در صنعت با نام ساده Hex خوانده میشود.
اورانیوم عنصر طبیعی است که تقریبا در تمام سنگها آب و خاک به میزان کم یافت میشود. و بنظر می رسد که مقدار آن از سنگ سرمه، برلیوم، کادیوم، جیوه، طلا، نقره و تنگستن بیشتر باشد و این فراوانی در حد آرسنیک و مولیبدنیوم است .مقدار بیشتری از اورانیوم در موادی از قبیل صخره های فسفاتی و کانیهای مانند Lignite و Monazite یافت میشود. که بیشتر برای مصارف اقتصادی از همین منابع استخراج می شود.
آسیاب کردن اورانیوم
محل آسیاب کردن معمولاً به معدن استخراج اورانیوم نزدیک است. بیشتر امکانات استخراجی شامل یک آسیاب میشود. هرچه جایی که معدنها قرار دارند به هم نزدیکتر باشند یک آسیاب میتواند عمل آسیابسازی چند معدن را انجام دهد. عمل آسیابسازی اکسید اورانیوم غلیظی تولید میکند که از آسیاب حمل میشود. گاهی اوقات به این اکسیدها کیک زرد میگویند که شامل 80 درصد اورانیوم میباشد. سنگ معدن اصل شاید دارای چیزی در حدود 1/0 درصد اورانیوم باشد.
در یک آسیاب، اورانیوم با عمل سنگشویی از سنگهای معدنی خرد شده جدا میشود که یا با اسید قوی و یا با محلول قلیایی قوی حل میشود و به صورت محلول در میآید. سپس اورانیوم با تهنشین کردن از محلول جدا میشود و بعداز خشک کردن و معمولاً حرارت دادن به صورت اشباع شده و غلیظ در استوانههای 200 لیتری بستهبندی میشود.
باقیمانده سنگ معدن که بیشتر شامل مواد پرتوزا و سنگ معدن میشود در محلی معین به دور از محیط معدن در امکانات مهندسی نگهداری میشود. (معمولاً در گودالهایی روی زمین).
پسماندههای دارای مواد رادیواکتیو عمری طولانی دارند و غلظت آنها کم خاصیتی سمی دارند. هرچند مقدار کلی عناصر پرتوزا کمتر از سنگ معدن اصلی است و نیمه عمر آنها کوتاه خواهد بود اما این مواد باید از محیط زیست دور بمانند
اکتشاف و استخراج و تغلیظ اورانیم
اورانیم موجود در سنگ معدن حدود یک درصد است که توسط روشهای مکانیکی و شیمیایی به اکسید اورانیم که کیک زرد نام دارد تبدیل می شود. اورانیم235 قابل شکافت و مناسب برای سوخت هسته ای در اکسید اورانیم وجود دارد که با ظرفیت صفر یا آزاد هرگز در طبیعت وجود ندارد. اورانیم یک فلز رادیواکتیو است که استفاده از آن درراکتورهای هسته ای برای تولید الکتریسیته اقتصادی برآورد شده است. در ایران مرکزی انواع دگرگونی با پرتوزایی قابل توجه یافت می شود. برای استخراج اورانیم از روشهای روباز زیرزمینی بازیابی درجا وروش بازیابی تپه ای استفاده می شود.
عملیات تغلیظ بلافاصله پس از استخراج وآماده سازی مواد معدنی به فرایندهای کانه آرایی جداسازی اورانیم از مواد معدنی و تخلیص آن اطلاق می گردد. محصول تغلیض شده اورانیم را کیک زرد می نامند که حدودا 60% اورانیم دارد. مهم ترین فرایند تغلیظ لیچینگ (محلول سازی) نام دارد.
هشدار های مهم
تمام ترکیبات اورانیوم سمی و رادیو اکتیو هستند. سمی بودن این عنصر میتواند کشنده باشد. در مقادیر بسیار کم خاصیت سمی بودن این عنصر به کلیه آسیب میرساند. خواص رادیو اکتیوی این عنصر نیز سیستماتیک و نظام بند است. در کل ترکیبات اورانیوم به سختی جذب روده و ریه میشوند و خطرات رادیولوژیکی آن باقی میماند. فلز خالص اورانیوم نیز خطر آتش سوزی به همراه دارد.
فرد ممکن است با تنفس غبار اورانیو م در هوا یا خوردن و آشامیدن آب و غذا در معرض این عنصر قرار بگیرد. البته بیشتر این عمل از طریق خوردن آب و غذا صورت میگیرد. جذب روزانه اورانیوم در غذا 0.07 تا 1.1 میکروگرم میباشد. مقدار اورانیوم در هوا معمولا بسیار ناچیز است. افرادی که در کنار تاسیسات هسته ای دولت و یا معادن استخراج اورانیوم زندگی میکنند بیشتر در معرض این عنصر قرار می گیرند.
اورانیوم ممکن است که درطریق تنفس یا بلع و یا در موارد استثنایی از طریق شکافی روی پوست وارد بدن شود. اورانیوم توسط پوست جذب نمیشود و ذرات آلفای ساتع شده از این عنصر نمیتواند به پوست نفوذ کند. بنابر این اورانیومی که خارج از بدن باشد نمیتواند به اندازه اورانیوم داخل بدن مضر و خطرناک باشد. اگر اورانیوم به بدن وارد شود ممکن است موجب سرطان شده یا به کلیه ها آسیب برساند.
خواص اشعه رادیواکتیو
عناصر رادیواکتیو معمولا سه نوع ذره یا اشعه از خود صادر میکنند که شامل ذره آلفا ، ذره بتا و اشعه گاما است. با قرار دادن اشعه رادیواکتیو تحت تاثیر میدان مغناطیسی متوجه شدهاند که ذره آلفا دارای بار مثبت ، بتا دارای بار منفی و اشعه گاما بدون بار است.
خواص ذره آلفا
جنس ذره آلفا ، هسته اتم هلیوم است که از دو نوترون و دو پروتون تشکیل یافته است. جرم آن حدود 4 برابر جرم پروتون و بار الکتریکی آن 2+ و علامت اختصاری آن 4,2He است. برد ذره آلفا به عنصر مادر ، انرژی اولیه و جنس محیط بستگی دارد. مثلا برد ذره آلفا صادره از رادیوم در هوا تقریبا 4.8 سانتیمتر میباشد. ذره آلفا به علت داشتن 2 بار مثبت هنگامی که از نزدیکی یک اتم عبور می کند، ممکن است تحت تاثیر میدان الکتروستاتیکی خود ، الکترون مدار خارجی آن اتم را خارج سازد و یا به عبارت دیگر اتم را یونیزه کند. همچنین ذره آلفا قادر است محل الکترون را تغییر دهد، یعنی الکترون تحت تاثیر میدان الکتریکی ذره آلفا از مدار پایین تری به مدار بالاتر صعود میکند و در نتیجه اتم به حالت برانگیخته در میآید. قابلیت نفوذ ذره آلفا بسیار کم است.
خواص ذره بتا
جنس ذره بتای منفی ، از جنس الکترون میباشد، بار الکتریکی آن 1- و علامت آن بتای منفی است. برد ذره بتا در هوا در حدود چند سانتیمتر تا حدود یک متر است. البته برد این ذره نیز به انرژی اولیه،عنصرمادر و جنس محیط بستگی دارد. برخلاف ذره آلفا ، ذره بتا از نظر حفاظت یک خطر خارجی محسوب میشود. خاصیت یون سازی این ذره به مراتب کمتر از ذره آلفا است، یعنی بطور متوسط در حدود 100 مرتبه کمتر از ذره آلفا میباشد. ذره بتا میتواند در اتمها ایجاد برانگیختگی کند، ولی این خاصیت نیز در ذره بتا، به مراتب کمتر از ذره آلفا است. قدرت نفوذ ذره بتا بطور متوسط 100 برابر بیشتر از ذره آلفا است. طیف ذره بتا تک انرژی نیست، بلکه یک طیف پیوسته است که تمام مقادیر انرژی از 0 تا انرژی ماکزیمم را دارا میباشد. این ذره همان پوزتیرون است که ضد ماده الکترون میباشد. جرم آن با جرم الکترون برابر بوده و دارای باری مخالف با بار الکترون است و علامت اختصاری آن حرف بتای مثبت است.
خواص اشعه گاما
جنس اشعه گاما از جنس امواج الکترومغناطیسی میباشد، یعنی از جنس نور است. ولی با طول موج بسیار کوتاه که طول موج آن از 1 تا 0.01 آنگستروم تغییر میکند. جرم آن در مقیاس اتمی صفر ، سرعت آن برابر سرعت نور ، بار الکتریکی آن صفر و علامت اختصاری آن حرف گاما میباشد. انرژی اشعه گاما از 10 کیلو الکترون ولت تا 10 مگا الکترون ولت تغییر میکند. برد آنها بسیار زیاد است. مثلا در هوا چندین متر است. خاصیت ایجاد یونیزاسیون و برانگیختگی در اشعه گاما نیز وجود دارد. ولی به مراتب کمتر از ذرات آلفا و بتا است. مثلا اگر قدرت یونیزاسیون متوسط اشعه گاما را یک فرض کنیم، قدرت یونیزاسیون متوسط ذره بتا 100 و ذره آلفا 104 خواهد بود. قدرت نفوذ این اشعه به مراتب بیشتر از ذرات بتا و آلفا است. طیف انرژی اشعه گاما ، همانند ذرات آلفا تک انرژی است. یعنی تمام فوتونهای گامای حاصل از یک عنصر رادیواکتیو دارای انرژی یکسانی هستند.
| دسته بندی | پزشکی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 120 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 169 |
مقدمه
تعاریف مختلفی در مورد وزوز ارائه شده است که به جهت وسیع بودن تعاریف نمیتوان مرز مشخصی بین نوع وزوز و منشأ آن قائل شد.
به عنوان مثال وزوز و سیتبولی یا منییری یا حلزونی یا وزوز عروقی.
در یک تعریف وزوز به دو دستهی subjective , Abjective تقسیم شده است. این در حالی است که ممکن است وزوز obj به شکلهای مختلفی وجود داشته ، فقط توسط بیمار قابل شنیدن باشد، نه آزمایش کننده و به موجب آن یک هم پوشی بین وزوز subj , obj وجود دارد. تعریفی که در این پایان نامه براساس پیشنهاد Justerboff و همکارانش ارائه میشود به صورت زیر است:
وزوز عبارتست از درک صوتی که هیچگونه منشأ مکانیکی در خارج ندارد و با هیچ گونه عامل ارتعاشی در حلزون گوش مرتبط نیست.
براساس این تعریف وزوز با اصوات خارجی تفاوت خواهد داشت و تفاوت آن در جنبه های حقیقی از جمله سایکو اکوستیک و masking است.
تمام اصوات دیگری که بیمار می شنود یا درک میکند و از تعریف فوق مستثناست به عنوان اصوات بدنی یا somato sound نامیده میشود. بدین معنی که رفتاری مشابه با اصوات خارجی دارند. از جمله اینکه:
1- منحنی masking آنها Vshape است.
2- در گوش ipisi بهتر از گوش contra ماسک میشوند. نیاز به شدت کمتری درIpsi نسبت به contraدارند.
3- اگر به صورت tonal با شند، با صوت خارجی دیگر حالت زنش پیدا میکنند در حالی که وزوز اصلاً beating ندارد
Subjective tinnitus
مکانیزم و روشهای درمان آن:
(وزوز ذهنی) هستند.s.t در طی 25سال گذشته مطالعات نشان دهنده ی افزایش شمار
به عنوان درک صدا یا چیزی شبیه احساس بدون مولد خارجی می باشد. s.t
یا وزوز ارتعاشی صدایی است که به وسیله ی دیگران شنیده Objective tinnitus
می شود وامکان اندازه گیری فیزیکی آن وجود دارد.
وماهیچه های کام به صدایstopedius -Tensor tempani میوکلونوس مزمن شامل
جریان خون شیپوراستاش باز از علتهای T عینی می باشند.
OAE نیز میتواند ازعلتهای T.O باشد دراین فصل ابتدا درباره ی مکانیزم ،ارزیابی
و درمان T.S می پردازیم.
به کسی که دچاربه T.S است ازطرف خدمات کلینیکی چهارپیام ارائه می شود . اول:
هیچ اجماعی دررابطه با علت T.S که یک بیماری با علتهای مختلف می باشد، وجود ندارد.
دوم: درمان شناخته شده ایی برای T.S وجود ندارد.
سوم:یک روش درمانی به تنهایی برای درمان T.S کافی نمی باشد. ما به افراد نمی گوییم که با روشهای ممکن نمیتوانیم آنها را درمان کنیم ولی به آنها اطلاعاتی درباره مولد نروفیزیولوژی وسایکودینامیکیT.S می دهیم.
چهارم:جستجوهای کلینیکی در زمینه های درمان T.S به اندازه کافی وجود دارد وتضمین کننده علاقه وفعالیتهای اودیولوژیستها می باشد.کار کردن با بیمار T.Sبستگی به نشانه های اختلال دارد. برای درمان این اختلال باید راهی برای سرکوب منبع وزوزویا فعامیتهای طبیعی غیر نرمال که باعث T.S میشود پیدا شود. کار ما این است که وزوز را از لحاظ تاریخچه ,شیوع, علت ومکانیزم ارزیابی ودرمان مورد بررسی قرار دهیم . درکوزوز ودرمان آن پیشرفت کرده است وبه جایی رسیده است که پزشک یا هر درمانگر دیگر به بیمار پیشنهاد میکند که " یاد بگیرد که چگونه با وزوز زندگی کند. "
مروری بر تاریخچه وزوز:
تاریخچه بسیاری از اختلالات که به نام T.S یا T.O هستند ثبت شده است. در چندین هزار سال پیش فنیقی ها اختلافی را که امروز با عنوان وزوز می توان تعریف کرد شناسایی کردند. خطوط تصویری مصریها نشان می دهد وزوزیکی از نگرانیهای آنها
بوده است . Pharaonic آنها در دوره ی
درحدود(1532-1650) بیماران باوزوز را به عنوان کسانی که Ebers popyrus
دارای گوشهای افسونشده هستند تعریف کرد.
خود توجه کرد. Problemata physicalبه پدیده ی وزوز در paristotle
وزوزرابه عنوان Alexander وزوزرابه عنوان انعکاس صدا تعریف کرد.Gelan
بحران فیزیکی یا احساسی تعریف کرد. اتیارد یکی از اولین کسانی بود که گفت می توان وزوزرا با ابزارهای خارجی ماسک کرد و ازصداهایی مثل آب وآتش وباد استفاده کرد.
یکی از اولین مداخله گرها در زمینه استفاده از محرکGrappengiesser در سال 1801
الکتریکی گوش در درمان وزوز بود.
دلایل و شیوع وزوز:
از انجا که علت T.Sشناخته شده نیست فرد می تواند تنخا فرض کند که بعضی چیزها باعث
می شود یا ارتباطا تی بین بعضی بیماریها و شروع T.Sوجود دارد. بعضی داروها , S.T
بیماریها وتروماها به شروع T.S کمک می کند. 25 %گزارشات نشان می دهد T.S در اثر قرار گیری در معرض نویز می باشد. 7% معتقدند که شروع وزوز به دلایل بیماریهای پاتولوژیک
مکانیزم شنوایی می باشد. علاوه بر این 6% معتقدند یک چرخه مثبت بین آسیب شنوایی و شروع وزوز وجود دارد. در 2% موارد آسیبخای شلاقی و ضربه ای باعث وزوز میشود. 15% مربوط به دیگر موارد بوده و47% بیماران با وزوز شدید پیشنهادی برای علت وزوز آنها نشده است.
وزوز تنها به کسانی با اختلال شنوایی محدود نمی شود و 70 مورد با شنوایی نرمال درermbach hoicanec قرار داده شدند که بیشتر از 5 دقیقه مدت آن نبود. در این جمعیت 94% وزوز سازگار با وزوز گروه کنترل که دارای اختلال شنوایی بوده اند را تجربه کردند مشخص شد که در افراد با شنوایی سالم صداهایی محیطی می تواند به طور مؤثر وزوز سطح پایین را skma کند.
وزوز نوع تونا ل به نظر می رسد بلندتر از وزوزی است که طیف فرکانسی بیشتری دارد.
در 1503 بیمار با وزوز شدید 88% بلندی وزوزآنها یا 11یا کمتر بود و به طور متوسط بلندی وزوز این گروه 5.7 بود ودر کل مطالعاتی که تا کنون روی وزوز انجام شده به این نتیجه رسیدند که در71%از بیماران وزوز دارای بلندی 10 یا کمتر می باشد .
در فرکانسهای 2000 تا 12000 در سطح 8 می تواند برای ماسک وزوز قابل پوشش Bbn
استفاده شود. هر قدر تعداد sl های ماسکر پایین باشد نشان دهنده مشکلات کمتر بیمار است.
کسانی که روی ماسک وزوز کار میکنند پدیده ی دیگری مشاهده کردند که
نام دارد.Residual inhibition
که به عنوان یک دوره موقتی سرکوب وزوز بوده که به دنبا ل ما سکینگ می باشد.بیمارانی مشاهده شدند که در اثر استفاده از ماسکر دوره I.R طولانی به مد ت چند روز و گاهی در حد چند ثانیه داشتند. از 1445 بیمار که برای I.R تست شدند 91% I.R جزئی نشان دادند. در بین این گروه بعضی I.R کامل نشان دادند.
: Sound of tinnitus صدای وزوز برای بیماران یکسان نیست.وقتی از بیماران پرسیده می شود صدای وزوز شما چگونه است ؟ پاسخها طیف وسیعی را در بر می گیرد.مثلا غرشی ،زنگ دار،حالت طبل،موزیکی ،پالسی،تونال و...
در جمعیت 1664 نفری 54 %وزوز خود را به صورت یک صدای واحد می شنیدند.در 26%وزوز را به صورت دو صدائی ،9% به صورت سه صدائی ،6% به صورت چهار صدا و بیشتر می شنیدند.و 5%نمی توانستند تعداد صداهای وزوز خود را تشخیص دهند.
در جمیت 1544 نفری 79% دارای وزوز خا لص ،6% وزوز نویزی و 15% دارای وزوز بین خالص نویزی بودند.
از لحاظ فرکانسی ،در مطالعه اول بیشتر بیماران دارای وزوز در فرکانسHZ 8000 بودند.
اغلب وزوز دو طرفه بود و محل وزوز نیز متفاوت بود.
روی 1932 بیمار ،60% دارای وزوز در هر دو Orgeon tinnitus registry در مطالعات
گوش بودند.20%دارای وزوز در یک گوش بودند. و 1%بین دو گوش بودند.صدای وزوز میتواند ممتد یا منقطع باشد..تعریف وزوز نیاز به درک علت آن و مکانیزم آن دارد. ولی مطالعات نشان دادند که ارتباطی بین تعریف و مکانیزم وزوز و محل ضایعه وجود ندارد. تعداد زیادی از بیماران در معرض نویز بودن را علت وزوز خود می دانند زیرا وزوز آنها بیشتر شبیه تن خالص بود تا نوع نویزی . نورینمای اکوستیک می تواند در زمره علل وزوز باشد.
مکانیزم وزوز:
وزوز یک اختلال عملکردی سیستم شنوایی است که می تواند از مناطق مختلف و ضایعات مختلف منشا بگیرد.سیستم شنوایی یک شبکه پیچیده است که از ارگانهای محیطی ،راههای آوران و وابران و هسته ها یی تشکیل شده که قادر به پروسه های شناخت مثل عادت،شناخت ،حافظه ،یادگیری می با شد.اگر اختلالی در هر یک از این مناطق به وجود آید همی سیستم درگیر می شود.از میان تعریفات زیادی که در مورد وزوز وجود دارند موارد زیر قابل ذکر هستند:
1 :وزوز ارتعاشی
2:تخلیه های خود به خودی اجسام سلولی که در آنها فعالیتهای الکتریکی نرمال وجود دارد.و با اعصاب مجاورهمزمان می شودو به اندازه کافی این سیگنال قوی شده وقابل درک می شود.
3:رفتار غیر عادی سیستم وابران
4:درگیری ودخالت مواد نروترانسمیتر
5:منشاء مرکزی
6:فشارهای عروقی عصب 7ودیگر مکانیزمها
کلینیسین به راحتی نمی تواند مشخص کند کدام منطقه مسئول تولید T.S است. دائمی بودن صدای وزوز ممکن است مرتبط با پدیده های سیستم عصبی مرکزی باشد که به وسیله فعالیتهای محیطی جدید القا می شود.به طور مثال :اطلاعات پیشنهاد می کند که وزوز چیزی مانند پدیده عضو کاذب می باشد. مثل فردی که قطع عضو داشته و هنوز دردی در ارتباط با آن عضو بعد ازعمل جراحی درک می کند.اگر چه فرد نمی تواند مکانیزم افزایش وزوز را به عنوان یک احساس کاذب درک کند اما چیزهایی وجود دارد که می گوید این چنین مکانیزم هایی فعال هستند وشبیه مکانیزم عصبی مسئول عضو کاذب ودیگر احساسهای حسی هستند.نقطه ی عطف این بحث جایی است که فهمیدند، بیماری با وزوز مزمن که تحت عمل جراحی قطع عصب8 قرار گرفت مشکلی از وزوز او برطرف نشد.اگرچه دربرخی وزوز کاملا قطع شد ودربرخی بعداز عمل جراحی بدتر ودربعضی تغییرات بسیارکمی داشت .مکانیزمهای عصبی مرکزی ومحیطی نقشهای مختلفی درشروع ودرک وزوز دارند .احتمالا علتهای ومکانیزم های مختلفی برای تولید وزوز وجود دارد.نویسنده با جا ستربا ف کلینیسین ها موافق است که معتقدند وزوز علتهای زیادی دارد و بر مکانیزم های مختلفی استوا ر است .
لاک وود وهمکارانش عمل مهمی انجام دادندکه هدف آن کمک به تشخیص مکانیزم عصبی وزوز وعکسبرداری از positron emission tomography (pET) , scanning بود. ابزار آنها
مناطق افزایش جریان خون بود.
لاک وود تیمش به صورت یک طرفه یکی ازگوشهای 6 مورد نرمال راباتن خالص تحریک
استفاده کردندتانشان دهند تا نشان دهند جریان خون در کورتکس دو طرف pETکردند.واز
افزایش می یابد. این ازمایش با چهار بیمار که دارای کاهش شنوایی حسی عصبی در فرکانس بالا بودند و وزوز انها با حرکات سر و صورت زیاد می شد انجام دادند. تحریک با تن خالص باز هم باعث افزایش جریان خون در کورتکس شد. و وقتی این بیماران حرکات سر و صورت را برای افزایش وزوز خود انجام می دادند افزایش جریان خون به یک سمت لترالیزه میشد.علاوه بر این وقتی بیمار دارای وزوز سمت راست باشد ،افزایش جریان خون در منطقه هیپوکامپوس چپ و هسته های لنتیکولار میباشد. این دو منطقه مغزی در ارتباط با پاسخها ی احساسی میباشد.
به گفته لاک وود و همکارانش وزوز صدایی تولید شده در حلزون است و پاسخها در کورتکس شنوایی برای وزوز حلزونی و دیگر صداهای خارجی یکسان است . پاسخهای غیر عادی کورتکس شنوایی مربوط به وزوزی است که باعث افزایش فعالیت سیستم شنوایی مرکزی می شود. درگیری قسمتهای لنتیکولارو هیپوکامپ(مراکز احساسی )باعث جلوگیری از ادپتاسیون وزوز میشود. شروع وزوز باید با تغییر و اصلاح در عادت و تحریک فعالیتهای عصبی در راههای شنوایی یا در جایی از سیستم محیطی مرتبط باشد. دو اصلاح قابل توجه در عملکرد سیستم شنوایی مرکزی به وسیله اختلال شنوایی تولید می شود.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 98 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 96 |
فصل اول
مقدمه
هرکسی شخصیتی دارد و شخصیت شما به تعیین محدودیت های موفقیت ، خوشی و خرسندی در زندگی شما کمک می کند . ما درباره شخصیت صحبت می کنیم و اگر بگوییم که شخصیت شما یکی از مهمترین موهبت های شماست گزافه گویی نکرده ایم . شخصیت شما تا حالا هم به شکل گیری بسیاری از جنبه های زندگی شما کمک کرده است و در آینده نیز به همین کار ادامه می دهد .
همه چیز هایی را که تا کنون به دست آورده اید ، تمام چیز هایی را که انتظار دارید در شغل خود به دست آورید ، خواه همسر یا والد خوبی باشید و حتی حالت سلامت عمومی شما می تواند تحت تاثیر شخصیت شما و شخصیت های افرادی که با آنها تعامل دارید قرار گیرد .
چند بار فردی را به عنوان کسی که شخصیتی فوق العاده دارد توصیف کرده اید ؟ منظور شما از این توصیف معمولا این است که وی خوش بر خورد و دلپذیر است و به راحتی می توان با او کنار آمد ، فردی ممکن است او را به عنوان دوست ، هم اتاقی یا همکار انتخاب کنید . اگر شما برای سپردن یک تعهد برای رابطه ای شخصی خود را آماده کرده باشید ، ممکن است بخواهید یا با او ازدواج کنید که در این صورت تصمیم خود را طبق بر داشتی که از شخصیت او داشته اید قرار می دهید .
شما همچنین افرادی را می شناسید که به نظرتان شخصیت وحشتناکی دارند . امکان دارد این گونه اشخاص گوشه گیر ، متخاصم ، پر خاشگر ، سرد ، نا خوشایند باشند و کنار آمدن با آنها دشوار باشد . شما آنها را استخدام نخواهید کرد یا به همکاری با آنها علاقه نخواهید داشت و احتمالا دیگران نیز از آنها دوری می کنند آن ها را منزوی می سازند .
شخصیت شما می تواند انتخابهای شما را محدود کند یا آنها را گسترش دهد و مانع از سهیم شدن شما در تجربه های خاص با دیگران شود یا شما را قادر سازد تا اکثر این تجربه ها را داشته باشید شخصیت می تواند برخی از افراد را ملزم و محدود کند و دیگران را در معرض تجربیات جدید قرار دهد .
در حالی که شما درباره شخصیت دیگران داوری می کنید ، آنها نیز داوری های مشابهی درباره شما می کنند . این قضاوتهای دو جانبه که هم در زندگی فرد داوری شده و هم داور را شکل می دهد ، هر بار که با یک موقعیت اجتماعی رو به رو می شویم که ما را ملزم به تعامل با دیگران می کند ، بارها تکرار می شوند . البته ، تعداد و تنوع موقعیت اجتماعی که مشتاقانه در آن شرکت می کنید نیز توسط شخصیت شما تعیین می شود ، مثل مردم آمیزی یا کمرویی نسبی شما . درست همانگونه که بدون تردید شما تصویر روشنی از شخصیت کلی خود دارید . می دانید که آن عامل را در کجا ارزیابی کنید . اما بسیار ساده لوحانه و بی معنی خواهد بود اگر بکوشیم کل ویژگی های شخصیت یک فرد را با به کار گیری اصطلاحات مبهمی مثل فوق العاده و وحشتناک ، جمع بندی کنیم . موضوع شخصیت به قدری پیچیده است که نمی توان با چنین توصیف ساده ای آن را بیان کرد ، زیرا انسانها در شرایط گوناگون و در برابر افراد مختلف ، بسیار پیچیده و تغییر پذیر هستند . ما باید در تعریف و توصیف شخصیت به اندازه کافی دقت بیشتری داشته باشیم . به همین دلیل ، روان شناسان تلاش قابل ملاحظه ای را صرف ساختن آزمونهایی برای ارزیابی یا سنجش شخصیت کرده اند .
امکان دارد معتقد باشید که به هیچ آزمون روان شناختی که به شما بگوید شخصیت شما چگونه است ، نیازی ندارید و در مجموع ممکن است حق با شما باشد . بالاخره ، شما احتمالا بهتر از هر فرد دیگری خودتان را می شناسید . اگر از شما بخواهند که واژه هایی را بنویسید که به بهترین وجه شخصیت شما را توصیف می کنند ، بی تردید می توانید بدون اینکه زیاد فکر کنید این کار را انجام دهید .
بیان مسئله
آیا بین سلامت روانی افراد درونگرا با سلامت روانی افراد برونگرا تفاوت وجود دارد ؟
اهمیت و ضرورت پژوهش
هر قدر بشر به طرف تکامل پیش می رود و سطح اطلاعات مردم وسیعتر می شود انسان به شناسایی روحیات حقیقی اشخاص احتیاج بیشتری پیدا می کند در زمانی که مرد روح های پاک و بی الایش و افکار ساده تری داشتند برای شناختن غرایز و احساسات یکدیگر در جستجوی وسایل مختلفی بودند که از همه آنها رایج تر ، قیافه شناسی و دقت روی اعمال و گفتار اشخاص بوده شاید در آن زمان ها این وسایل برای شناختن روحیات اشخاص کافی بوده ولی امروزه وسایل فوق ارزش خود را از دست داده اند . حالا دیگر مردم می توانند خود را زیبا و مهربان نشان دهند و حتی با جراحی پلاستیک قیافه ای برای خود درست کنند که ابدا تناسبی با اخلاق و روحیات آنها ندارد حالا دیگر شیادان و ریا کاری و دروغگویان به قدری ماهر شده اند و اطلاعات روانشناسی و عملی آنها به قدری زیاد شده است که به هیچ وجه نمی توان از روی قیافه و اعمال و گفتار آنها منظور تمایلات نا مشروعشان را درک کرد پس بررسی و شناسایی شخصیتی افراد و دانسته های روانشناسی می تواند در شناخت نسبی افراد به ما کمک کند و مسئله دیگر بدون شک سلامت افراد جامعه است که از اهمیت بسزایی بر خوردار است زیرا جوامع انسانی بدون حفظ سلامت و رعایت بهداشت نمی توانند بقا و استمرار خود را حفظ کنند . بیماری و نا توانی روابط انسانی را مختل و در نتیجه احساس امنیت و همبستگی را از انسان سلب می کند . همانگونه که بهداشت بعنوان وظیفه علم طب و در حیطه علوم پزشکی از اهمیت شایانی بر خوردار است و حفظ سلامتی جسمانی افراد بدان وابسته است ، بهداشت و سلامت روانی فرد فرد جامعه نیز مورد توجه خاص متخصصین و دست اندر کاران قرار گرفته است .
اهداف پژوهش
هدف از پژوهش حاضر : بررسی رابطه سلامت روانی افراد درونگرا با سلامت روانی افراد برونگرا می باشد .
تعریف مفاهیم
تیپ شخصیتی ، تعریف عملی: نمره ای است که آزمودنی در آزمون درونگرایی و برونگرایی آیزینگ بدست می آورد
تیپ شخصیتی ، تعریف نظری : تیپ شخصیتی شالوده کل رفتار را تشکیل داده و شرح می دهند که چگونه ما خود را به دنیای واقعی مربوط ساخته یا با آن تطبیق می دهیم . بیشتر شخصیتها ترکیبی از چند تیپ هستند ، ولی معمولا یک تیپ غالب است (شاملو ، 1360).
سلامت روانی ، تعریف نظری : علم و هنر نگهداری و به حداکثر رساندن سلامت روانی و پیشگیری از بیماریهای روانی . ( شاملو ، 1360 )
سلامت روانی ، تعریف عملی : نمره ای است که آزمودنی در آزمون SCL-90 بدست می آورد .
فصل دوم
تاریخچه سلامت روانی
با توجه به بیماریها ی روانی از زمانی که بشر وجود داشته و مخصوصا زندگی اجتماعی را شروع کرده همواره بوده است در حقیقت روان پزشکی را می توان قدیمی ترین حرفه و تازه ترین علم به شمار آورده قدیمی ترین ،چون بیماران روانی را مانند بیماران جسمی باید درمان کرد علل سر شتی و فرضیه مزاجها از همان بقراط و جالینوس وجود داشته و اهمیت تاریخی دارد . تازه ترین علم ، برای آنکه تقریبا از سال 1930 بعد از تشکیل اولین کنگره بین المللی ( CONGRESS INTERNATIONAL ) بهداشت روانی کار خود را شروع کرده از اسناد و مدارک موجود چنین استنباط می شود که تا اواخر قرن 18 و هم زمان با انقلاب کبیر فرانسه از تاریخچه سلامت روانی اطلاعات کافی در دست نیست اما در اوایل قرن 13 و اوایل رنسانس ارتباط جسم و روان و یکپارچگی واکنش آنها مورد بحث قرار گرفت و بعلاوه فرضیه ابوعلی سینا مسئله این ارتباط را به اسپانیا و کشور های دیگر کشاند و این زمینه جدید برای بیماریهای روان تنی شد .
اولین روانپزشک به نام جان[1] ویر که در سال 1515 در دهکده ای که در مرز آلمان و هلند به دنیا آمده بود پس از اتمام دوران رشد در سال 1563 کتابی در سوئیس نوشت که امروزه اهمیت زیادی درباره تاریخچه روانپزشکی دارد و نهضت روانکاری که توسط فروید به اوج قدرت رسید از اوائل قرن 20 از ابتدا توسط ژوزف[2] بروئر اتریشی که علائم هیستریک ، یک زن جوان را معالجه کرد شروع شده در قرن بیستم تئوری های مختلف روانکاری روانپزشکی – دینامیک – ژنتیک – بیولوژی- ارتباط جسم و روان – تئوریهای سرشتی – معالجه درباره اثرات الکترو شوک و عمل جراحی مغز در بعضی از بیماریهای روانی ، گشایش مراکز اورژانس روانپزشکی بعلت بروز جنگ جهانی دوم و مطالعات اپیدولوژیک کودکان که از خانواده هایشان جدا و به سایر کشورها مخصوصا سوئیس پناه آورده شده بودند شد .
در سال 1930 اولین کنگره بین المللی سلامت روانی با شرکت نمایندگان پنجاه کشور در واشنگتن تشکیل شده و مسائل روشن کشورها از قبیل : تأسیس بیمارستانها ، مراکز کودکان عقب مانده ذهنی و نظایر آن مورد مطالعه قرار گرفت .
در سال 1984 فدراسیون جهانی سلامت روانی بنیان گذار شد و در همان سال این فدراسیون به عضویت رسمی سازمان یونسکو [3] سازمان سلامت [4] روانی در آمد و سازمان جهانی بهداشت در ژنو نقش رهبری رسمی فدراسیون جهانی بهداشت را بر عهده گرفت .
از آن تاریخ به بعد هر سال یک جلسه بین المللی و هر چهار سال یکبار کنگره جهانی تشکیل شده و می شود و در نتیجه تلاش و کوششهای پیگیر روز 18 فروردین مطابق با هفتم آوریل روز جهانی بهداشت اعلام شد و در سراسر جهان مسائل بهداشتی کشور ها مورد بررسی قرار گرفت و از مسئو لین بهداشتی کشور های مختلف خواسته شده تا برنامه های سلامت روانی را جزء بر نامه های عمومی قرار دهند . ( میلانی فر ، 1374 )
تعریف سلامت روانی
برای سلامت روانی تعاریف زیادی از سوی متخصصین مربوطه ارائه شده است با توجه به پیچیدگی های روان انسان و دشواری شناخت انسان به طور کلی ، هر یک از تعاریف به جنبه هایی از روان انسان توجه کرده و بنابراین نمیتوان تعریف جامع و مانعی برای سلامت روانی عرضه کرده اما به برخی از آنها اشاره می کنیم .
1 - علم و هنر نگهداری و به حداکثر رساندن سلامت روانی و پیشگیری از بیماری های روانی . (شاملو،1360)
2-فراهم آوردن اوضاع و احوال محیطی ، نظرات هیجانی و عادتهای تفکر که از نا سازگاری شخصی جلوگیری می کنند .
3- مطالعه اصول .و روشهای گسترش سلامت عقلی و جبران نا بسامانی های روانی . ( شعاری نژاد ، 1362)
4- سلامت روانی عبارت است از اینکه رفتار ها و عادات و طرز تلقی ها و افکار و ارزشهای فرد را به گونه ای سازمان دهیم که منجر به رشد همه جنبه های ضروری و سعادت اجتماعی بشود . ( لطف آبادی ، 1366)
سلامت روانی علمی است در خدمت بهزیستی و رفاه اجتماعی که هدف آن شناسایی علل و عوامل موثر در ایجاد بیماریهای روانی ، سعی در پیشگیری آنها و شناخت عواملی است که منجر به یک زندگی شاد ، سالم و بهنجار می شود .
واژه بهداشت از دو کلمه « به » به معنی نیکو و پسندیده و « داشت » به معنی نگاه داشتن و حفظ کردن تشکیل شده است که معنی ساده آن حفظ و نگهداری چیزی به نحو نیکو و مطلوب است پس بهداشت در واقع یک فرآیند است که از طریق آن و با استفاده از راهکار های مناسب به حفظ و نگهداری آنچه با ارزش است می پردازیم .
اهداف سلامت روانی
در اکثر کتب درسی اهداف و مقاصد سلامت روانی همان اهداف و مقاصدی است که بهداشت عمومی سعی در عمل کردن به آنها دارد ، با این تفاوت که سلامت روانی با حفظ سلامت روان و بهبود وضع روانی سرو کار دارد در حالی که محور اصلی بهداشت عمومی سلامت جسمی افراد جامعه است . ما اهداف سلامت روانی را در اینجا ذکر می کنیم . و اکثر متخصصین درباره اهداف با هم توافق دارند . که این اهداف عبارتند از :
1- ایجاد سلامت به وسیله پیشگیری از بروز بیماریهای روانی .
2- کنترل عوامل موثر در بروز بیماری روانی و تشخیص زود رس بیماری های روانی .
3- پیشگیری از عوامل ناشی از بازگشت بیماریهای روانی و ایجاد محیط سالم برای برقراری روابط صحیح انسانی .
4- درمان به موقع بیماری روانی .
5- ایجاد سیستم های حمایتی اجتماعی و روانی
6- شناخت علل و نحوه شیوع بیماریهای روانی[5] .
سازمان بهداشت جهانی این اهداف را در سه بخش کلی یعنی پیشگیری ، درمان و باز توانی یا توانبخشی تقسیم کرده و بنا به توصیه این سازمان سلامت روانی باید از طریق چهار کانال اصلی عملی گردد .
1- ارائه خدمات بهداشتی برای پیشگیری از ابتلا به بیماری روانی ، بیماریابی و درمان سریع بیماران .
2- آموزش متخصصین مثل : روانپزشکان ، روانشناسان ، دانشجویان ، پرستاران و کسانی که با سلامت روانی سرو کار دارند .
3- با انجام پژوهش درباره علل و نحوه به وجود آوردن بیماری روشی و چگونگی درمان و پیشگیری .
4- طرح و بر نامه ریزی بهداشتی و گسترش مراکز روانپزشکی و درمانی، ایجاد هماهنگی بین بر نامه های خدماتی آموزشی و پژوهشی ( سازمان جهانی بهداشت ، 1966 ) .
برخی از متخصصین مسأله بالا بردن سطح بهداشت و سلامتی را مطرح کرده اند ( سازمان جهانی بهداشت ، 1991 ) و هدف کلی سلامت روانی را چنین مطرح کرده اند « افزایش مثبت جوانب مختلف سلامت جسمانی ، روانی و اجتماعی همراه با پیشگیری از نا بهنجاری های جسمانی ، روانی و اجتماعی طبق این تعریف ارتقاء سطح سلامتی از سه راه قابل اجرا است .
1- آموزش
2- پیشگیری
3- حمایت یا محافظت
در مورد آموزش ، اسمیت ،([6]1979) چنین نظر می دهد : « آموزش در بهداشت یعنی ایجاد ارتباط با افراد و گرو ه های جامعه با هدف پیشبرد مثبت سلامتی و از میان بردن بیماری از طریق تحت تاثیر قرار دادن طرز فکر و اعتقادات و رفتار مسئو لین و عموم مردم . هدف اصلی آموزش ارائه مشکلات و اطلاعات لازم و کمک به مردم برای کسب مهارتهای اجتماعی است ، به طوری که افراد جامعه احساس کنند که کنترل شخصی و قدرت تصمیم گیری دارند .
پس محور اصلی آموزش تاکید بر روشهای بهتر زیستن و سالم زیستن است و به جای جلوگیری از بیماری به پیشبرد سلامتی و بهزیستی تا کید می شود . هدف اصلی پیشگیری کاهش خطر بروز بیماری و مشکلات و اختلالات است .
روانشناس انگلیسی روبرت داونی [7] و همکارانش (1990 ) اهداف پیشگیری را به صورت زیر طبقه بندی کرده اند .
1- پیشگیری از علائم اولیه فرآیند بیماری از راه کاهش دادن خطر بروز بیماری . برای مثال : الف ) تزریق واکسن سرخجه برای کاهش خطر نا هنجاری های جنسی ب) اضافه کردن کلروفلوراید به آب آشامیدنی
2- پیشگیری از پیشرفت بیماری از راه شناخت زود رس علائم بیماری در صورتی که این شناخت باعث درمان موفقیت آمیز شود برای مثال الف ) شناخت زود رس نا هنجاریهای جنینی با استفاده از روشهای متداول در علم طب مثل جنین شناسی ب) شناخت زود رس غده های سرطانی و معاینه مداوم افراد برای جلوگیری از سرطان سینه و رحم .
3-پیشگیری از اختلالات اجتناب پذیر در بیماریهای صعب العلاج یا لا علاج . برای مثال : پیشگیری از عفونت مجرای ادرار در افراد مبتلا به بیماری سفتی و تحلیل عضلات
4- پیشگیری از وقوع دوباره بیماری برای مثال : الف ) تلاش برای پیشگیری از دومین سکته قلبی ، ب) تلاش برای پیشگیری از اقدام به خود کشی مجدد در مورد کسانی که یکبار اقدام به خود کشی کرده اند .
در مورد حمایت و محافظت در بهداشت متخصصین اعتقاد دارند که این بعد شامل کنترلهای قانونی و قضایی یعنی ، مقررات و خط مشیها و سیاستهایی است که برای تامین سلامتی و جلو گیری از بیماریها و آسیبهای گوناگون در جامعه موجود و به مرحله اجرا در می آیند. برای مثال ، می توان از قوانین موجود درباره بستن کمر بند ایمنی هنگام رانندگی ، کنترل بیماریهای مسری ، کنترل و جلو گیری از خرید و فروش مواد مخدر نام برد .
پس در واقع اهداف اساسی سلامت روانی به دو بخش عمده یعنی پیشگیری از بیماریهای روانی و ارتقا سطح سلامتی روانی تقسیم می شوند . سلامت روانی در عملی کردن این اهداف با مشکلات زیادی روبروست از جمله می توان از مشکلات در تعریف بیماری و سلامت روانی تشخیص بیماری شناخت علل و نحوه شیوع بیماری روانی و عدم امکانات برای برنامه ریزی پژوهشهای بهداشتی نام برد .
دید گاهها و نظریه ها در سلامت روانی
از نظر تاریخی کلیه دید گاه ها و نظریه های ارائه شده در مورد سلامت روانی را می توان در سه گروه کلی جای داد . نخست دید گاههایی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم تحت تاثیر مدل پزشکی قرار داشته و دارند . این دسته از نظریات را می توان تحت عنوان کلی « دید گاه گروهی » مطرح کرد . دوم ، نظریاتی که تحت تاثیر رویکرد انسان گرایی مطرحح شده اند و اصولا بر فردیت انسان تاکید می ورزند .
این دسته از نظریه هایی که کلا جامعه و معضلات اجتماعی را مورد بررسی قرار داده اند و تحت عنوان کلی « دیدگاه اجتماعی » قابل تجزیه و تحلیل هستند .
دیدگاه گروهی شامل هسته اصلی نظریات مطرح در روانشناسی و روانپزشکی سنتی می شود .
نظریه پرداز های سنتی درباره شخصیت ، روان تحلیل گیری و روشهای سنجش ، در این گروه قرار می گیرند . برخی از پیش فرضهای عمده دید گاه گروهی را می توان در چند مورد خلاصه کرد .
1- اینکه فرد بیمار ناتوان است و درمان بدون مداخله مستقیم وی امکانپذیر است .
2- اینکه بیمار های روانی و به طور کلی اکثر خصوصیات رفتاری و روانشناختی انسان مشخصاً قابل طبقه بندی است و در نتیجه بیماریها و افراد مبتلا به بیماری را می توان در گروههای مشخصی قرار داده
3- چون که افراد را می توان در طبقات و دسته های مشترکی قرار داد پس روشهایی که برای درمان یک بیماری خاص کاربرد دارد ، برای افراد مبتلا به آن بیماری نیز مشترک است .
4- هر چند ابعاد وجودی انسان به چند بعد جسمانی و روانی و اجتماعی تقسیم می شود ولی تاکید انسانی بر بعد جسمانی است .
دیدگاه فردی در اصل به مخالفت دیدگاه گروهی بر خاسته است دانشمندانی چون مازلو و راجرز در پنجاه سال گذشته بر فردیت انسان و نقشی که خصوصیات منحصر به فرد انسان در شکل گیری معنای بیماری روانی ایفا می کند تاکید ورزیده اند این محققین اصرار دارند که اولاً : انسان موجود ناتوانی نیست و قدرت تصمیم گیری و حق انتخاب در وی وجود دارد و اختلالات روانی به دلیل وجود ناتوانی یا ضعف در فرد نیست ، بلکه به دلیل نیاز های ارضا نشده به وجود می آیند .
ثانیا : پیروان دیدگاه فردی انسان را موجودی پویا و زندگی را هدفمند می بینند و اعتقاد دارند بیماری روانی واکنش فرد در مقابل باز داشته شدن از روند طبیعی رشد روانی و معنوی است این در حالی است که تجربیات هر انسانی منحصر به فرد است و طبقه بندی افراد بر حسب نوع بیماری ساده انگاری و نا دیده گرفتن پیچیدگی ماهیت بشر محسوب می شود . در نتیجه باید تاکید بر تجربیات منحصر به فرد انسان باشد و با توجه به نیاز های فردی بر نامه ریزی شود .
دیدگاه گروهی درباره تشخیص و درمان بیماری نمونه ای از فلسفه تاثیر بیولوژیک است . فلسفه ای که کاهش گرایی و در نتیجه مدل پزشکی از مشخصات و ویژگی های آن هستند . معتقدین این دید گاه عوامل فیزیکی و بیولوژیکی را پایه هستی بشر می دانند و معتقدند که کلیه حالات ذهنی و فکری بشر زیر بنای ملکولی و سلولی دارد . پیروان دیدگاه اجتماعی مانند لینگ [8] تحت تاثیر نهضتهای ضد روانپزشکی [9] با دیدگاه گروهی چنان شدید به مخالفت بر خاسته اند که اصلا بیماری روانی را یک نا بهنجاری قلمداد نمی کنند و جامعه را بیمار و نابهنجاری می بینند . این محققین بیشتر طرفدار فلسفه تاثیر فرهنگی هستند . فلسفه ای علمی یا سیاسی که تفکر تاثیرات فیزیکی در بیماری روانی را رد می کند و بیماری را تنها بعنوان یک بر چسب اجتماعی قبول دارد . فوکالت برای مثال ، اسکیزو فرنی را یک بیماری با ماهیت مستقل در فرد نمی انگارد بلکه آن را یک تعریف اجتماعی فرهنگی یا حتی سیاسی قلمداد می کند . لینگ روانپزشک اسکاتلندی در کتاب خویشتن از هم گسیخته نیز اسکیزوفرنی را مجموعه ای از واکنشهای طبیعی انسان نسبت به جامعه ای متعارض و بیمار می پندارد .
| دسته بندی | صنایع |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 251 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 390 |
نخست : کلیات
1-1 طرح مساله:
سیاحت و گردشگری سابقه ای به تاریخ بشریت دارد. بشر پس از یکجانشینی و پس از رفع نیاز به مسکن و غذا عامل دیگری برای تغییر مکان نداش و پس از گذشت سالها و در پی شناخت سایر سرزمین ها و تمدن ها تصمیم به سفر گرفتند.
بعد از انقلاب صنعتی اندیشه جهانگردی جدید برای اولین بار شکل گرفت و گردشگری بواسطه خاصیت اشتغالزایی و کسب درآمد به یک صنعت جدید تبدیل شد و از آن زمان به بعد این صنعت رو به رشد بوده در کشورهای پیشرفته با یک برنامه ریزی مناسب و ایجاد زیرساخت های صحیح، از آن به عنوان یکی از راه های پیشرفت و توسعه استفاده شد.
صنعت گردشگری بواسطه درآمد بالا و اشتغالزایی جزء سه صنعت برتر دنیا در کنار صنعت تجارت و نفت، در حال رقابت می باشد.
گردشگری نقش بسزایی در پیوستگی و نزدیک شدن روابط سیاسی و بین المللی دارد و می تواند به عنوان یکی از عوامل صلح و آرامش در سطح بین المللی محسوب شود.
علاوه بر آن فرهنگ های ملتهای گوناگون را به هم نزدیک و باعث تفاهم فرهنگی می گردد.
گردشگری باعث افزایش سطح سواد، تغییر نگاه مردم به زندگی، سطح بهداشت، رفاه اجتماعی و ... میزبان می شود و مهمترین بخش گردشگری ، نگاه اقتصادی گردشگری است. مساله ای که امروزه توجه اکثر دولتها و اقتصادانها را به خود جلب نموده است. مورد بعدی که به بخش توریسم مربوط می شود و یکی از عوامل توسعه به شمار می رود بحث ارتقای فرهنگی و تاثیرگذاری فرهنگی می باشد.
موضوع دیگر فعالیت های گردشگری، فعالیت بخش های خصوصی در این صنعت می باشد. سرمایه گذاری در این صنعت خیلی سریع به سودآوری تبدیل می شود. استفاده از نیروهای بومی و نیمه ماهر و نیز جلوگیری از مهاجرت افراد به مراکز و ایجاد اشتغال بدون مشکلات سایر بخشهای صنعتی از قبیل آلودگی و ... صنایع دستی از مظاهر فرهنگی و هنری محسوب می شود و نظر به اینکه هر فرآورده دستی بازنگر کننده خصوصیات تاریخی، اجتماعی و فرهنگی کشور محل تولید است می تواند هم عامل مهمی در شناساندن فرهنگ و تمدن به حساب آید هم آن که موجبی برای جلب و جذب گردشگران قلمداد شود.
صنایع دستی و صنعت گردشگری بر یکدیگر اثر متقابل داشته می تواند موجبات رشد و توسعه یکدیگر را فراهم سازند.
با این تفاسیر چیزی که در حال حاضر قابل مشاهده است آن است که سهم ما به عنوان یک ایرانی در گردشگری به خصوص گردشگری خارجی بسیار بسیار اندک است. با توجه به این که به لحاظ عقیدتی و سیاسی امکان استفاده از ابزارهای مهم پیشرفت گردشگری در کشور وجود ندارد صنایع دستی می تواند نقش بسزایی در بالا بردن انگیزه سفر به مناطق مختلف کشور ایران را ایفا نماید.
استان اصفهان به عنوان یکی از مهمترین قطب توریستی کشور دارای بیشترین و مهمترین صنایع دستی کشور می باشد.
در این تحقیق، پژوهشگر به دنبال آن است که تمامی موانع گسترش صنعت گردشگری بخصوص بخش صنایع دستی در منطقه را مطالعه کرده و در این پژوهش به شناسایی و معرفی صنایع دستی اصفهان بپردازد.
1-2 اهمیت و ضرروت تحقیق
استان اصفهان مهد تمدن های قدیمی ا یران است، معمولا صنایع دستی را به «هنر- صنعت» یا هنر کاربردی در برابر هنر محض تعبیر می کنند. به عبارت دیگر صنایع دستی به هر صورت حلقه ای مشترک است میان هنر و صنعت
به علت ارتباط نزدیک صنایع دستی با فرهنگ و سنت ها از یک سو و با ساختار اقتصادی از سوی دیگر، مفهوم و قلمرو آن در همه کشورها ثابت و یکسان نیست.
در کشور ما به دلیل مسائل عقیدتی و اسلامی و مغایرت آن با صنعت توریسم و نیز دیدگاه های مختلف مراجع نسبت به توریسم و گردشگری، به غیر از توریسم مذهبی، یکی از مهمترین برنامه ریزی ها در بخش گردشگری می تواند در خصوص صنایع دستی و معرفی صنایع دستی ایران به عنوان یک محصول تک و خاص و مربوط به یک فضای جغرافیایی ویژه باشد.
تهیه مولتی مدیای صنایع دستی اصفهان نیز به عنوان یک الگو برای سایر مناطق کشور نیز قابل اجرا می باشد.
1-3 پیشینه تحقیق
با مطالعات و تحقیقات انجام شده بجز چند مقاله از انجمن هتلداران ایران و نیز مقاله های اینترنتی در خصوص تاثیر صنایع دستی به عنوان یک پدیده فرهنگی، هیچ تحقیقی در این مورد صورت نگرفته است.
تحقیقات موجود در دانشگاه علامه صرفا در خصوص صنایع دستی کل کشور و یا فقط یک نوع صنایع دستی انجام گرفته است.
تحقیق ارائه شده ضمن معرفی تمامی صنایع دستی رایج و منسوخ و کم رونق اصفهان رابطه بین این صنایع بعنوان الگو با حرفه جهانگردی را مطرح می نماید.
1-4 اهداف تحقیق :
1- شناسایی نقش صنایع دستی در برنامه ریزی توریسم
جاذبه های گردشگری مبنا و یاپه حرفه گردشگری بوده و بدون وجود جاذبه، مقوله توریسم فاقد مفهوم می باشد. بنابراین برای وجود صنفی به نام توریسم در هر منطقه می بایست به دنبال جاذبه های مهم دیدنی جهت بازدید گردشگران بود. بررسی و شناخت صنایع دستی اصفهان اولین گام برای توسعه توریسم این منطقه به شمار می رود.
2- معرفی صنایع دستی اصفهان از قدیم تاکنون و صنایع منسوخ و نیز طبقه بندی آن جهت اطلاع دقیق گردشگران این استان.
صنایع دستی این استان بهترین صنایع دستی کشور را شامل می شود.
شناخت این صنایع و معرفی آنها به شکل صحیح و واقعی می تواند از سردرگمی گردشگر و انتخاب مناسب نوع صنایع دستی مورد نظر وی کمک بسزایی نماید.
3- شناسایی نارسایی های موجود در حرفه توریسم استان اصفهان در بخش صنایع دستی با شناخت و شناسایی نارسایی ها و مشکلات در زمینه صنایع دستی و تاثیر آن در بخش گردشگری که می توان در جهت بهبود وضعیت اقدام نمود.
بدیهی است بدون در نظر گرفتن مشکلات و کمبودها نمی توان در جهت توسعه گردشگری و جذب گردشگر تلاش کرد.
1-5 سوالات تحقیق
1- جایگاه صنایع دستی در استان اصفهان چیست؟
2- چگونه ارتباطی بین صنایع دستی و جذب گردشگر در این استان وجود دارد؟
1-6 فرضیه های تحقیق
1- به نظر می رسد صنایع دستی در اصفهان علیرغم اهمیت، به خوبی معرفی نشده و جایگاه آن مشخص نشده است.
ظاهراً جذب گردشگر با صنایع دستی استان اصفهان دارای ارتباط تنگاتنگی می باشد.
1-7 قلمرو تحقیق:
در این پژوهش استان اصفهان به عنوان یک محدوده سیاسی، قلمرو تحقیق در نظر گرفته شده است.
استان اصفهان در مرکز ایران واقع شده 937/105 کیلومتر مرب وسعت دارد.
1-8 روش و مراحل تحقیق
این تحقیق توصیفی است که اطلاعات آن به روش کتابخانه ای و همین طور مشاهده ای جمع آوری شده است و مراحل آن به شرح زیر است:
مرحله اول : اطلاعات از طریق روش کتابخانه ای و مشاهده ای جمع آوری می گردد.
روش مشاهده ای:
یکی از روشهای جمع آوری اطلاعات می باشد که پژوهشگر طی آن به ثبت و ضبط اطلاعات مربوط به موضوع مورد نظر می پردازد. در این روش هدف پژوهشگر ایجاد تغییر در پدیده یا محیط مورد نظر نیست بلکه صرفا محیط را همانگونه که هست بررسی می کند.
روش کتابخانه ای:
از روشهای رایج در تحقیقات علمی به شمار می آید. در این روش از سایر اطلاعات، مدارک، اسناد و تحقیقات انجام شده توسط دیگر محققین استفاده می شود که این اطلاعات می تواند به شکل کتاب، جزوه، مجله، روزنامه، تحقیقات دانشگاهی، پایان نامه و غیره باشد.
مرحله دوم: اطلاعات جمع آوری شده مورد تحلیل قرار گرفته و پیشنهادات و راهکارهای لازم و مناسب ارائه می گردد.
1-9 تنگناها و محدودیت های تحقیق
همواره در انجام هر تحقیقی ممکن است مشکلاتی پیش آید که پژوهشگر در راه رسالت خویش دچار مشکلات و تحقیق را دچار نارسایی نماید. از جمله مهمترین محدودیتهای تحقیق عبارتند از :
- گسترش زیاد محدوده مکانی تحقیق که کنترل آن برای پژوهشگر مشکل ایجاد می کند.
- عدم همکاری مسئولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی اصفهان و مرکزی تهران
- محدودیت زمانی از اصلی ترین مشکلات این پژوهش بود
- عم وجود بانک اطلاعاتی لازم در بخش صنایع دستی این استان و نبود صنف خاص در این صنعت.
فصل دوم : چارچوب نظری
2-1 تاریخچه جهانگردی در جهان
گردشگری در جهان به همراه آغاز مدرنیته شکل گرفت. مدرنیته اشکال مختلف زندگی را تنها بر پایه قابلیت های آنها در تولید منافعی که توسط افراد مصرف می شوند، مورد ارزیابی قرار داده و با مفاهیمی همچون همواره به پیش رفتن و کنارگذاران کهنه نگرش تازه انسان را به جهان و به خویش سبب گردید و بدین گونه با پیدایش بعد تازه ای از دگرگونی دائمی، انهدام رسوم و فرهنگ سنتی را در صحنه ی زندگی اجتماعی رقم زد. تفکیک میان کار و اوقات فراغت یکی از این دگرگونی ها می باشد که در آن کار در قالب ضرورت و گردشگری در قالب اوقات فراغت، که دمی آسودن از کار را برای تجدید قوا فراهم می آورد، قرار می گیرد.اوقات فراغت به عنوان زمانی از بیداری انسان، که فرد بتواند آن را به میل و دلخواه خود بدون هیچ گونه الزامی بگذارند، در مدرنیته مابین تمایز خانه و کار صورت رسمی به خود گرفت. اوقات فراغت به عنوان یک مفهوم جدید نمایانگر گذار از کار در مفهوم سنتی اش بود که با توسعه نوآوری های تکنولوژیکی و مدیریتی،با افزایش مصرف در جهان بوروکراتیک؛ عقل گرا و افسون زدایی شده، این فرصت را مهیا کرد- که هر چند کوتاه- انسان از اجبارها و محدودیت های نظم اجتماعی مدرن رها شود.
این رهایی با فشار ناشی از انقباض اجتماعی حاصل از روند مدرنیته، گذران اوقات فراغت را در قالب گردشگری تسهیل نمود و انسان مدرن فارغ از عمق فرهنگی نهفته در اوقات فراغت به عنوان گردشگر تنها رهایی از وظایف مدرن را دنبال نمود. جریان گردشگری شکل گرفته در این چارچوب نیز، انسان درن را با انگیزه تفریح در روند بازساخت شده سرمایه داری، به جستجوی محیط های گوناگون برای تمایز از محیط کار و تفریح واداشت. انسان در این رابطه توانست که نیاز به تفریح و استراحت و آرامش و دور شدن از گرفتاریهای زندگی مدرن را که یک مساله عمیق اجتماعی – فرهنگی دوران عصر مدرن است را به صورت سطحی حلک کند. خود همین امر به علت مسائل سرمایه داری و تکنولوژیکی در یک حالت تضاد با تبارهای درونی قرار داد. کار و تلاش بیشتر، خستگی و تحمل فشارهای روحی روانی بیشتر برای داشتن پس انداز برای رفتن به مسافرت و گردش برای استراحت، هر چه زندگی ماشینی تر و تکنولوژی زده تر می گردد، این مساله تضاد بین کار و استراحت (لااقل برای توده مردم) بیشتر می گردد( پاپلی یزدی و سقایی، 1382 ، 30و 31)
سرمایه داری در مدرنیته اولیه در پویش سرمایه داری تجاری، نخستین انباشت سرمایه را در سده هفده و هجدهم در اروپا تجربه کرد. این انباشت همراه با انقلاب راهها در فاصله زمانی 1745 تا 1760 و تنزل قیمت های حمل و نقل اولین جلوه های گردشگری مدرن را در چارچوب سفرهای آموزشی در اروپا شکل داد (همان منبع ، 33). در این میان گردشگری در رابطه مستقیم با توانمندی مالی در چارچوب تورهای خاصی شکل می گرفت که به سفرهای آموزشی (G.T) معرف بودند. سفرهای آموزشی اولین جلوه های گردشگری مدرن را در اروپا شکل داد. بیشتر اعضای این سفرهای آموزشی برای کسب دانش و تجربه های جدید به مسافرت می رفتند. معمولا این افراد از طبقات بالای اجتماع بودند که برای کسب دانش و فرهنگ مسافرت می کردند. اصولا پسران خانواده های مرفه برای دیدن آثار باستانی، مطالعه و نیز فراگیری علوم معماری و تاریخ به کشور خاصی اعزام می شدند. سفرهای آموزشی یک راهنمای سفر داشت که در سال 1778 میلادی توسط توماس نوگنت تهیه شد و پرفروش ترین کتاب معرفی گردید (وای، گی، 1382، 29).
اما در مدرنیته علیا پایه و اساس گردشگری دسته جمعی امروزی به وجود آمد. در این دوره تغییرات اقتصادی و اجتماعی عمیقی به وجود آمد که از آن جمله مهاجرت کارگران کشاورز از مناطق روستایی و روی آوردن آنها به شهرنشینی بود. انقلاب صنعتی قدرت بخار را که در قطارها و کشتی ها مورد استفاده قرار می گرفت، معرفی کرد. تغییرات اجتماعی، موجب تغییر مشاغل وگسترش طبقه میانی اجتماع گردید و این طبقه توان بیشتری یافت تا بیشتر به تفریح و مسافرت برود، در نتیجه افزایش تقاضا برای مسافرت باعث شد که مسافرت های تخصصی طبقه مرفه تورهای آموزشی شکل تازه ای به خود بگیرد ( همان منبع).
انقلاب صنعتی با پیش زمینه های فراهم آمده از انباشت سرمایه و دانش از نیمه دوم قرن هیجدهم در انگلستان آغاز گردید که روند رو به شتاب آن از سال 1780 سرعت زیادی یافت و اثرات بسیاری بر جای نهاد ( پالمر، 1357، 4) . انگلستان از آنجا که دارای کارهای تولیدی بسیاری بود، توانست بازارهای گسترده ای را برای تولیدات خود به دست آورد و سود بسیاری را کسب نماید. این سود در تکمیل صنایع کارگاهی به کار گرفته شد و سبب جایگزینی کارخانه به جای کارگاه و استفاده از صنایع ماشینی به جای صنایع دستی گردید این خود با سمت و سوی ویژه اقتصادی گذار از انقلاب تجاری را به انقلاب صنعتی سبب شد (لطفی، 1381 ، 298) . نخستین نمایشگاه صنعتی دنیا در 1851 میلادی در بریتانیا (فوگل، 1380، 914) ، نشان از آن داشت که انقلاب صنعتی در انگلستان به بالاترین درجه رشد در زمان خود رسیده است. از این زمان به بعد بود که انقلاب صنعتی در گسترش مابین سالهای 1914-1871 رخ داد که از آن به عصر ترقی یاد می شود (فوگل ، 1380، 1018). نوآوری های تکنولوژیکی در روندی از انقلاب صنعتی در مدرنیته علیا نقش با اهمیتی را در همه گیر شدن جریان گردشگری ایفا نمود. مهمترین این نوآوری ها، تکنولوژی راه آهن بود. هرچند نباید نقش کشتی های بخار را نیز در این امر نادیده گرفت. بعد از اختراع ماشین بخار به وسیله جیمز وات در سال 1769 ، از این ماشین در فناوری های مختلفی استفاده گردید.
روند توسعه گردشگری در چارچوب اقتصاد سرمایه داری با افزایش نوآوری های تکنولوژیکی و مدیریتی همراه با سیر تحول اجتماعی ناشی از آنها، در میل به مصرف اوقات فراغت بیشتر در مدرنیته متاخر ابعاد دیگری به خود گرفت. تولید انبوه که در این دوره در چارچوب فوردیسم شکل گرفت، نشان از یک روند دگرگون کننده داشت. این شیوه، تولید انبوه کالا به یک هنجار بدل شد و تولید استاندارد شده ، تولید محصول با استفاده از فرآیندهای گروهی (سیستم خط تولید انبوه)، تولید به مقدار بسیار زیاد و بهره گیری از الگوی یکسان (یخچال، لباسشویی، تلویزیون و غیره ) در عرصه هایی مانند مهندسی، کالاهای الکترونیکی و اتومبیل یک مشخصه بارز به حساب می آمد. کارخانجات تولیدی به طور معمول در مقیاس های بزرگ اندازه ایجاد شد. در بالاترین سطح کارخانه فورد در دیترویت چهل هزار کارگر را در یک مجموعه عظیم گردآورده بود و از آنجا که تولید انبوه کم هزینه، به اقتصادهایی با مقیاس کلان نیاز داشت، دارا بودن صدها یا هزاران کارگر امری عادی بود. تسری تولید انبوه به تمامی سطوح اقتصادی سرمایه داری، گردشگری را نیز در برگرفت. گردشگری در این میان با کسب ویژگی های سرمایه داری در چرخه تولید – مصرف، نه به عنوان سفری برای تجربه گردشگری، که خ ود کار محسوب گردید. این خود به شکل گیری گردشگری انبوه فرصت داد که در آن گردشگری به عنوان محصولی بسته بندی شده و استاندارد به عنوان دو هفته تعطیلات در سال و در کنار دریا ارائه گردد (Meethan,2005 , 26).
سواحل در گردشگری انبوه از اهمیت بالایی برخوردار بودند و گردشگران به وسیله تورهای گردشگری به صورت دسته جمعی به مناطق ساحلی روی می آورند و امتداد آرامش در خانه را در این مکان ها جستجو می کردند. «به عنوان مثال سواحل دریای مدیترانه نمونه خوبی برای گردشگری انبوه است. به گونه ای که رشد سفر به این سواحل از کشورهای اروپایی بعد از جنگ جهانی افزایش چشمگیری یافت ( سلطانی، 1374 ، 96 ) ». آنچه فرایند گردشگری انبوه را در این سفرها رقم می زد، دلبستگی به چهار «s» معروف بود که در دریا، خورشید، ماسه و سکس خلاصه می شد. از این رو گردشگران انبوه به دنبال یافتن آرامش در جستجوی مناطقی بودند که از اهمیت چندانی برخوردار نبوده، اما به دلیل واقع شدن در کنار دریا و یا موقعیت خورشیدگیر انتخاب می شدند، این گردشگران از نظر فرهنگی خود را بالاتر از میزبانانشان دانسته و به همین دلیل احتیاج به آشپزی و امکانات مربوط به محیط خود را در خارج از کشور خود داشتند. آنان هر چند به دنبال آرامش بودند ولی معمولا باعث به وجود آودن تاثیرات مخرب بسیاری برای میزبانان خود می شدند. بطور کلی گردشگری انبوه نشان دهنده مصرف چشمگیر اوقات فراغت در مکان های استاندارد شده بود، که با افزایش بهره بری از فضاهای گردشگری- بخصوص در سواحل – حداکثر باز خور منفی را ایجاد می نمود (پاپلی یزدی و سقایی، 1383، 40).
در این میان گردشگری در عصر حاضر نه به عنوان یک مسافرت، سیاحت، تفنن و ... بلکه به یک فعالیت عظیم اقتصادی بدل گشته است به طوری که در سال 2000 تعداد کل گردشگران در دنیا، بالغ بر 702 میلیون نفر بوده که از طریق مسافرت این تعداد نفر به نقاط مختلف جهان حدود 621 میلیارد دلار وارد چرخه اقتصادی جهان گردیده است. پیش بینی ها حاکی از آن است که تا سال 2010 میلادی این صنعت به مبلغ غیرقابل باور 15 تریلیون دلار در سال دست خواهد یافت ( جدول 1 ). آنچه در این مقوله از اهمیت اساسی برخوردار است، آن است که گردشگری با تمامی انواع و اشکالش در حال تبدیل به فعالیت اقتصادی پیشتاز جهان در ربع اول قرن 21 و مهم ترین و سودآورترین تجارت جهان است.
2-2 جهانگردی در ایران
هرچند کشور ایران به ملاحظات گوناگون همواره مورد توجه مردم همه نقاط جهان بوده و هر چند ردپای جهانگردان از گذشته های دور را می توان در این سرزمین دنبال نمود، اما پرداختن به موضوع جهانگردی از دیدگاه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و معرفی کشور و آداب و رسوم و هنر و خصوصیات آن به جهانیان فقط از آغاز تاسیس سازمانی جلب سیاحان سابق صورت گرفته است. در اینجا نگاهی کوتاه و گذرا به گذشته جهانگردی در ایران می اندازیم:
2-2-1 جهانگردی در ایران قبل از اسلام
در ایران قبل، از اسلام و قبل از حکومت اریاها و پیش از تدوین تاریخ، نیز مسافر و جهانگردی دارای حقوق و امتیار بوده است که در حکومتهای مختلف و در تشکل های مدنی هر دوره، حدود و میزان آن یکسان و مشابه نبوده است بلکه با توجه به انگیزه و هدف مسافر یا جهانگرد حقوق و حدود آن، تعیین و اجراء می شد.
در زمان حکومت ایلامی ها که کشور ایران به صورت فدرال اداره می شد سیر و سفر معمول بوده و مسافرین نیز از امکانات موجود استفاده می کردند، اگرچه به سبب فقدان تاریخ و یا روایات مکتوب به چگونگی آن حقوق، دقیقا نمی توان وقوف یافت ولی آنچه مسلم است این است که سیر و سفر در آن دوران متداول بوده است و مسافرین اعم از ایرانگردان و جهانگردان از طریق و شوارع و تاسیسات و امکانات سرویس دهی مسافرین استفاده نموده اند. [1]
برای نمونه به مندرجات بخشی از کتاب مسافران تاریخ استناد و عینا آنرا نقل می کنیم:
... بی گمان سیر و سفر در آن روز و در آن سرزمین باستانی از رونق و اعتبار ویژه ای برخوردار بوده، و تا قبل از نابودی این تمدن، مسافران داخلی و خارجی در جاده های میان شوش و ایالات داخلی و سرزمین های خارج از آن در رفت و آمد بوده اند و شاید تاسیساتی نیز برای رفاه حال آن مسافران ساخته شده بود که در حملة آشوریان از میان رفته است.
الف) دوران مادها و هخامنشیان:
از دوران مادها اطلاع صحیح و مستندی که نمایانگر سیر و سفر و یا وجود تاسیسات و بناهای مورد استفادة جهانگردی باشد در دست نیست، و در منابع و کتابهای موجود، نیز در این زمینه اخبار و اعلامی نشده است. اما از دوران هخامنشی و پادشاهان این دوران مدارک و مستنداتی موجود است که انکار ناپذیر می باشد و در آن مستندات از طرق و شوارع و ابنیه، احداث شده و قابل استفاده مسافرین اسم برده شده است.[2]
پس از فتح ایران، بوسیلة اسکندر مقدونی و دگرگونی تمدن و فرهنگ کهن ایرانی و رواج فرهنگ و تمدن یونانی (هلنیسم) [3]، جهانگردی خصوصاً سیر و سفر جهانگردان یونانی به ایران، تحرک بیشتری یافت و با ساخت شهرها و قصبات متعدد، سیاحانی با اهداف بازرگانی و تجاری به ایران آمده و از شهرهای تازه ساخت و امکانات جدید استفاده کرده اند.
در زمان سلوکیان و جانشیان اسکندر که به توسعة راهها و عریض کردن و نگهداری آنها، توجّه ویژه داشتند، تردّد کاروانها مبادلة کالا در طول سال و در نقاط مختلف ایران ، معمول و رایج بوده و سیّاحان تجاری و بازرگانی، از آن امکانات بهره می بردند.[4]
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 70 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 123 |
پاسخگویی به این تقاضاها به منزله ارائه اطلاعات بسیار زیادی به رقبا خواهد بود.به نظر نمی رسد که کسی این پرسش را کرده باشد که آیا اصولاً این امکان و احتمال حتی به صورت ضعیف وجود دارد که بتوان اطلاعات مفیدی از این نوع ارائه نمود و آیا کنترل لازم در مورد هزینه های مربوط به تحقیق و توسعه می تواند عملاً منجر به نوآوری گردد.
تقاضاهای مطرح شده در این بررسی بیان کننده نگرانی عمومی در این مورد بود که چه پیش خواهد آمد.در ورای این نگرانی ، این تصور نیز نهفته است که ممکن است ما کاملاً بدانیم که چه پیش خواهد آمد و بدین شکل میزان بازگشت سرمایه و خطرات آن را محاسبه نماییم.تصوری که مورد تردید هیچ یک از افراد درگیر در این مسئله نبوده است.
تصورات دیگر عبارتند از آنکه فرایند نوآوری را می توان از بالا کنترل نمود و نیز خط مرز سود و زیان باید مورد توجه و عنایت خاص باشد.تمامی کسانی که در این مباحثه شرکت نموده اند نقشه ای کهنه و قدیمی را دنبال می نمایند.مسیری آشنا به سوی پایداری و اعتقاد راسخ بر اینکه این مسیر درست است.اما آیا واقعاً چنین است؟
تهیه نقشه هایی جدید برای حرکت در دریاهای ناشناخته
مشکلی که در مورد نقشه ها و طرحهای استاندارد و اصول ناوبری سنتی وجود دارد این است که از آنها تنها می توان در شناسایی مسیرهای شناخته شده ای که قبلاً توسط دیگران طی گردیده است استفاده نمود.به عبارت دیگر این نقشه ها و اصول تنها برای اداره امور معلوم می تواند مورد استفاده قرار گیرد.تنها تحت شرایط آشنا و شناخته شده است که یک ناخدای کشتی می تواند مقصد خود را در آن تعیین نماید.تنها تحت چنین شرایطی است که دنباله روی کورکورانه از فرماندهان برای اعضای گروه معنی و مفهوم می دهد.لکن هنگامیکه منطقه و مسیر جدید باشد دیگر نقشه قدیمی ارزشی نخواهد داشت.اطلاعات و اعتقادات کهنه و قدیمی برای وظایفی که امروزه مدیران با آنها رودرویند دیگر خالی از فایده است و اینجاست که مفهوم مدیریت ناشناخته ها شکل می گیرد.
در تعریف ، اصول استراتژیک بدیع سازمان را به سوی دریایی از ناشناخته ها هدایت می نماید چرا که اعتقاد بر این است که هیچ کس از مقصد یک سازمان نوآور در آینده آگاهی ندارد.مدیران سازمان همچنانکه به پیش می روند ، باید بیافرینند ،خلق نمایند ، ابداع کنند و مقصد خود را کشف نمایند.اگر قبول کنیم که هیچکس نمی داند سازمان به کجا می رود ، آنگاه هیچکس هم نمی تواند مسئول و فرمانده تلقی گردد.در عوض مدیران باید شرایطی را به وجود آورند که در آن ، رفتار سازمانی کنترل گردد حتی اگر کسی مستقیماً این کار را انجام ندهد ، اگر مدیران نمی توانند بدانند که سازمان به کجا می رود و یا آنکه فلسفه و خط مشی فعالیت کاری صحیح و مناسب برای آینده کدام است ، پس نباید به امور همسانی همچون «گروه یکپارچه» و یا «فرهنگ مشترک» که حتی اخیراً خیلی تبلیغ شده ، معتقد باشند.برعکس ، آنها باید همه چیز را مورد سوال و تردید قرار داده و از طریق بحث و برخورد عقاید نظریات نوینی ایجاد نمایند.آنان باید به جای صرف اتکا به قوا و منابع انسانی موجود و تنها سعی در تطبیق خود با محیط بازارهای موجود ، درصدد توسعه منابع انسانی جدید باشند و لااقل تا حدودی سعی نمایند تا محیط و شرایط جدید به وجود آورند.باید همچنانکه به پیش می روند اصول ناوبری دنیای ناشناخته های خود را توسعه داده و نقشه ها و طرحهای نوینی را ترسیم و تهیه نمایند.به منظور نیل به این هدف مدیران باید برداشت ذهنی قدیمی مربوط به ثبات را کنار گذاشته و آرایش ذهنی جدیدی را به وجود آورند که نقش مثبت ناپایدار و ناشناخته بودن برنامه های بلند مدت آینده را بشناسد.
مثالی از این نوع سفر نوآورانه و بدیع را می توان در مقاله دیگری در کنار مقاله قبلی در همان روز با عنوان «شرکت سونی به سوی هدف نشانه رفته است،» مشاهده کرد.
هدف مورد بحث در اینجا کسب موفقیت برای محصول الکترونیکی جدیدی به نام دیتادیسک من[1] یا سیستم اطلاعات شخصی قابل حمل است.این دیسک من دستگاهی است که به راحتی در کف دست جا می گیرد.در این دستگاه می توان از دیسکهایی حاوی کتب ، فرهنگهای لغت ،دروس زبانهای خارجی ، راهنمای مسافرتها ،بازیهای کامپیوتری و دیگر اطلاعات استفاده نمود.این دستگاه شامل صفحه نمایشگر کریستال است و با صدا و موسیقی نیز همراه است.در آینده نزدیک دیسک من انسان را قادر خواهد ساخت تا بتواند در کیف دستی و یا جیب خود کتابخانه مورد علاقه خود را حمل نماید.انسان به کمک این دستگاه می تواند در عرض چند ثانیه به قسمتهای مختلف کتابهای فراوانی دسترسی داشته باشد.
در حال حاضر شرکت سونی در ژاپن ماهانه بیست هزار دستگاه دیسک من یا به عبارت دیگر سیستم اطلاعات شخصی تولید می کند.در نوامبر 1991 شرکت سونی این محصول جدید را در بازارهای آلمان و ایالات متحده نیز عرضه کرد.در بهار 1992 این دستگاه به بازارهای انگلستان ، فرانسه و اسپانیا نیز راه یافت.
سونی چگونه این محصول را ساخت؟ درسال 1988 یوشی تاکایوکی تا[2] ، که مسئولیت ساخت دستگاه تک دیسک 8 سانتی متری را در شرکت سونی بر عهده داشت ، ناچار به قبول شکست در ارائه این محصول به بازار شد ، زیرا عرضه این دستگاه به بازار در مقابل رقبا بسیار دیر انجام گرفته بود.اما ناامید نشد و به فکر کاربرد دیگری برای این دستگاه افتاد ، و بالاخره این فکر به ذهن اش رسید که از این دستگاه به عنوان قلب یک سیستم اطلاعات شخصی استفاده نماید.یوکی تا سپس حمایت همکاران خود را در توسعه این فکر جلب نمود.آنها از ناشران خواستند که مطالب مرجع را بر روی دیسک ها قرار دهند ، و از طرفی از نویسندگان نرم افزار خواستند تا برنامه هایی را برای سازماندهی و اصلاح اطلاعات تهیه نمایند.آنها شروع به مهیا ساختن سیستم توزیعی نمودند که هم فروشگاههای کتاب و هم فروشگاههای لوازم الکترونیکی را ترغیب به فروش این محصول جدید نمود.
در طول این مدت ، این محصول حتی در شرکت سونی نیز موضوعی سری و محرمانه تلقی می گردید.این امر به آن دلیل بود که راز تازگی و نو بودن محصول حفظ گردیده و رقبا از مسئله بی خبر نگهداشته شوند.از طرفی فرهنگ سازمانی حاکم ،افراد را تشویق می کرد که تا جایی که بتوانند هر ایده ای را بر اساس طرح و نقشه خود و بدون کمک دیگری ارائه نمایند.
زمانی که تاریخ عرضه این محصول یعنی اول ژانویه 1990 فرا رسید ، لازم بود که آقای نوریواوگا[3] ، مدیر اجرایی شرکت سونی ، از جریان مطلع شود.وی نه تنها از این فکر حمایت نمود بلکه طرحی اصلاحی نیز پیشنهاد کرد که موجب بهبود محصول گردید هرچند این کار باعث شد تا عرضه محصول به بازار شش ماه به تعویق افتد.در ابتدا شرکت سونی انتظار فروش تعداد 5 هزار دستگاه را در ماه داشت ،اما آنها 8 هزار دستگاه فروختند ،و اکنون در حال تولید 20 هزار دستگاه درماه اند.یوکی تا به همراه بقیه از چنین نتیجه ای اظهار تعجب فراوان نمود.او به همراه همکارانش معتقدند که هیچکس نمی داند که چگونه این محصول در آینده توسعه خواهد یافت.این نمونه نکات مهمی را نشان می دهد.اول آنکه مدیریت رده بالای سونی نه مدیریت تولید دستگاه دیسک من را بر عهده داشتند ، و نه چنین انتظاری از آنها می رفت.در واقع آنها تنها هنگامی که این محصول آماده تولید نهایی شده بود ، از جریان مطلع گردیدند.مدیران غربی در این موارد به جز اظهار حیرت و تعجب عکس العمل دیگری از خود نشان نمی دهند.مدیران غربی اگرچه می دانند که هرگاه به کارکنان آزادی عمل بیشتری داده شود ممکن است برای ارائه ایده های نو انگیزه بیشتری پیدا کنند، لکن معتقدند که کنترل یک سازمان با این رفتار مغایرت دارد.باید خاطر نشان ساخت که رفتار یوکی تا و همکاران او به صورتی خودکار کنترل شده و دارای حالت و کیفیتی خود سازمانده بوده است.
کنترل خود سازمانده شامل گروه خاصی از پدیده هاست.این نوع کنترل ، زمانی پدیدار می گردد که تعامل و گفتگوهای متقابل بین اعضای یک گروه ، به رغم فقدان یک سلسله مراتب رسمی در میان آن گروه و یا عدم قدرت از خارج ، ایجاد رفتاری مرتبط و وابسته می نماید.گروه های غیر رسمی و شبکه مدیران درون یک سازمان به وضوح شکل می گیرند و خود را از طریق فرایندهای سازمانده رهبری و هدایت می نمایند.هیچ قدرت مرکزی شبکه ارتباطات و اتحاد غیر رسمی ای را که در سازمان ایجاد می گردد سازماندهی نمی نماید ، ولی در عین حال این شبکه می تواند به طریقی کنترل شده رفتار نموده و جز حیاتی و مهم سیستم کنترل سازمان محسوب گردد.بسیاری از مدیران هنوز به این نظریه خو نگرفته اند که یک سیستم ، یا به عبارت دیگر یک سلسله تعاملات و رفتارهای متقابل ، می تواند خود پایایی و خودمانایی داشته باشند ، در روش نوین تفکر- در مورد مدیریتی که در این کتاب مطرح گردیده- از اهمیت خاصی برخوردار است.در این کتاب بارها به این سیستمها اشاره می شود.به ویژه در فصل سه ، چهار ، و هفت.
دوم آنکه ، توجه داشته باشید که پیش بینی میزان موفقیت محصول یاد شده در بین کلیه کسانی که در توسعه و تولید دیسک من درگیر بودند نادرست بود.آنها واقعاً نمی دانستند که این محصول با موفقیت روبرو خواهد گردید ، و یا آنکه میزان فروش آن چقدر خواهد بود.اکنون نیز به صراحت اذعان می دارند که درباره موفقیت آینده این محصول چیزی نمی دانند.آنها با ناشناخته ها مواجه بودند و هنوز هم با ناشناخته ها مواجه هستند.
سوم آنکه ، این محصول جدید به جای پاسخگویی صرف به نیازهای موجود بازار ،تقاضای جدیدی در مشتریان ایجاد می نماید.فرایند ایجاد این نوع تقاضا فرآیند آزمون و خطا است که ممکن است موفقیت و یا شکست به دنبال داشته باشد.دستگاههای واک من[4] و کم کوردر[5] از دیگر نمونه های باز موفقیت شرکت سونی است.در حالی که سیستم ویدیویی بتاماکس[6] نمونه ای معروف از شکست این شرکت به شمار می رود و بالاخره ، توجه داشته باشید که چگونه دیسک من خود را از طریق آزمون و خطا از شکست رهایی یافت.قبل از آنکه یوکی تا و همکارانش مبادرت به سفر به ناشناخته ها بنمایند ، هیچ نقشه و یا طرحی برای پیگیری وجود نداشت.آنها خود همچنانکه به پیش می رفتند نقشه و طرح را آماده ساختند.در مورد چهار نکته یاد شده در فصلهای آینده به تفصیل بیشتری بحث خواهد شد.
نمونه هایی همچون تولید دیسک من این مطلب را روشن می سازد که چقدر بیهوده خواهد بود که از شرکتها خواسته شود تا اطلاعات خود را در مورد میزان بازگشت سرمایه و سطوح ریسک آن را در مخارج فعالیت های مربوط به تحقیق و توسعه و تهیه و منتشر سازند.هرگاه واحد تحقیق و توسعه یک سازمان یا شرکت بخواهد در مسیری نوآورانه گام بردارد ، احتمالاً هرگز کسی از قبل در مورد این مسائل چیزی نخواهد دانست.کسانی که به دنبال این گونه اطلاعات هستند ، بر طرحها و نقشه های کهنه و قدیمی اصرار می ورزند.در حالی که آنهایی که نوآوری دارند نقشه های جدید را ، در حالی که به پیش می روند ،تدارک می بینند.
رویارویی با ناشناخته ها
همه در این که اساساً مفهوم آینده ناشناخته است ،بویژه در مورد محصول و یا عملی بدیع ، اتفاق نظر دارند.اما این نظریه بسیاری از مدیران را آزرده خاطر می سازد و باعث می گردد تا ایشان آزردگی خود را با این تصور که حتی آینده بدیع و نو نیز در هر حال تا حدودی شناخته شده است ، تسکین بخشند.آنها معتقدند که انسان لااقل می تواند درباره آینده ای بلند مدت ،دید و تصوراتی داشته باشد.آنها می گویند انسان می تواند به صاحبان سهام و کسانی که در مقام کنترل کلان سازمانی می باشند اطلاعاتی مفید در مورد میزان آتی بازگشت سرمایه و سطوح ریسک و خطرات ناشی از آن ارائه نمایند.
من معتقدم که این وهم و خیالی تسکین بخش است که در واقع توجه را از دنیای واقعی منحرف و آن را تضعیف می نماید.مدیران امروزی به جای گریز از موضوع ناشناخته ها ، باید سعی نمایند تا با آن مستقیماً روبرو گردند.این به آن معنی است که شما واقعاً باور کنید که نمی دانید که آینده بلندمدت برای سازمان شما چه ارمغانی را به همراه خواهد داشت.وهم و خیال و داشتن تصورات نامفهوم واقع بینی نیست.باید این واقعیت را پذیرفت که هیچ فرد و یا گروه کوچکی عهده دار تمام مسئولیت آینده بلند مدت یک سازمان نیست و تضمین وحدت وهماهنگی فرضی به قیمت کاستن و از میان بردن اختلاف نظرها در میان افراد امری زیان آور است.این کار همچنین به معنی حفظ رفتارها و موقعیتهای متناقض و متضاد در درون سازمان است.شرکت سونی دارای نظام سلسله مراتب و تخصیص بودجه همراه با قدرت متمرکز در رده بالای سازمانی است ، اما افراد و گروههای پایین تر در سلسله مراتب می توانند عقاید و نظریات نوین را با آزادی نسبی ای که دارند ، بدون آنکه مجبور باشند فعالیتهای خود را برای مقامهای رده بالاتر توجیه نمایند ، طرح کنند.در طرز فکر نوین درباره مدیریت ، نگرش اساسی و مهم این است : حفظ تضاد و تناقض موجود بین کنترل و آزادی و نه دفع و از میان بردن آن.
برداشت و آرایش ذهنی نوین به معنی استفاده مثبت از بی ثباتی و ناپایداری است.سازمانهایی مثل سونی که این اجازه را به افراد خود می دهند تا بدون در جریان گذاشتن مدیران رده بالا تا جایی که می توانند در مسیر توسعه یک محصول پیش بروند ، ناچارند بروز بی ثباتی و ناپایداری را بپذیرند.بعضی از شرکتهای پیشروی ژاپنی به جای قلمداد نمودن این ناپدایداریها بعنوان محصول و عواقب شوم و ناخواسته نوآوری ، عمداً و با آگاهی تمام مشوق آن هستند.مثلاً شرکت هوندا تعداد زیادی از مدیران نیمه حرفه ای را از دیگر سازمانها به کار می گیرد تا فرهنگهای متفاوتی را در شرکت خود ایجاد نماید.بدین ترتیب هواندا کشمکش و مشاجره کاری را تشویق می نماید.
با آرایش ذهنی نوینی که در این کتاب ارائه می گردد ، یک مدیر از بی ثباتی و بحران ، به طریقی مثبت بهره خواهد جست تا دیدگاههای جدیدی را به وجود آورده و تردید و سوال مستمر و یادگیری مداوم سازمانی را برانگیزد.وضعیتی که از طریق آن آینده های ناشناخته کشف و ایجاد می گردد.این نگرش جدید نسبت به مفهوم مدیریت ممکن است ناراحت کننده تر از نگرش قدیمی به نظر برسد ، لکن در هنگام بی ثباتی و آشفتگی که مشخصه اکثر سازمانهای امروزی است بسیار پویاتر و مفیدتر است.این نگرشی است که مدیران را از هدف غیر واقعی و خیالی تعادل پایدار دور ساخته و این امکان را به وجود می آورد تا آنان بتوانند بر آینده ناشناخته سازمانهای خلاق غلبه نمایند.
همزیستی شناخته ها و ناشناخته ها
البته همه چیز ناشناخته نیست.در واقع ، در شرح شغل بسیاری از مدیران شناخته ها آمده است.مدیران غالباً می دانند که در کوتاه مدت به چه نتایجی لازم است برسند و می دانند که باید صرفاً مسئله چگونگی انجام آن را حل نمایند.به عبارت دیگر آنها از مقصد خود آگاهی دارند، لکن مسیر را نمی شناسند.در مورد این نوع مدیریت که در آن چارچوبهای اصلی و راه کارهای عمومی مشخص شده است ، بهتر است از تجزیه و تحلیل کمی برای شناسایی راه حلهای مسائل استفاده و انواع نظامدار و معین برنامه ریزی ، اجرا ، و کنترل را به کار بسته شود.در اینجا آرایش ذهنی سنتی قبلی کاملاً معتبر و کارساز است.
اما درست در همین زمان و در همین نوع از سازمان ضروری به نظر می رسد تا مدیریتی که چارچوبها را در هم می ریزد اعمال شود.مدیریتی که در آن عقاید مدیران با هم در تضاد سازنده قرار می گیرد ، آنها نظرات یکدیگر را زیر سوال می برند.بحث می کنند، یاد می گیرند ،یاد می دهند و در نهایت به کشفیات جدیدی دست می یابند.این شکل ، تناقض و تضادی اساسی در سازمان است.ساختارها و رفتارهای متناسب با مدیریت ثابت ناچار با هنجارها و اشکال غیر رسمی و ناپایا از یک شکل فوق العاده مدیریت که لازمه غلبه بر ناشناخته ها است ، در کنار یکدیگر قرار می گیرند هرچند که این تضاد و تناقض در ابتدا تنش شدیدی را در سازمانهای موفق به وجود می آورد ولی هدایت صحیح این تنش می تواند منشا خلاق توسعه مستمر سازمانها باشد.
ثبات و پیوستگی ، سیری به سوی فناوری زودرس سازمانی
ما به دو دلیل نیاز به نگرشی نوین در اداره امور داریم.اول آنکه ، شواهد روز افزونی وجود دارد مبنی بر اینکه نگرش قدیمی دیگر در دنیای کار و فعالیت امروزی به خوبی عمل نمی نماید.این مطلب ، که در این بخش به طور خلاصه به آن پرداخته شده است ، در فصل بعدی بیشتر مورد بررسی قرار می گیرد.دوم آنکه ، نگرش قدیمی بر پایه تصوراتی در مورد طبیعت سیستمها استوار شده است که کشفیات علمی جدید ، بی اعتباری آنها را نشان داده است (این مطلب نیز در بخش بعدی به طور خلاصه مورد بحث قرار گرفته و سپس در فصل سوم کتاب به تفصیل درباره آن صحبت خواهد شد).