| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 682 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 110 |
فصل یکم
مقدمه پژوهش
مقدمه
موضوع معنویت[1]، دل مشغولی همیشگی انسان است. هر چند پس از انقلاب های علمی و صنعتی در غرب، گستره نفوذ دین و معنویت رو به کاهش گذاشت، تا جائی که تصور می شد دین به کلی رو به زوال است، اما در سالیان اخیر محرز شده است که دین و معنویت هر دو مورد توجه مجدد جوامع قرار گرفته اند. اینک ابراز علاقه به دین در عموم کشورهای اسلامی از جمله کشورهای خاورمیانه، آفریقا و همچنین، خاور دور مانند مالزی و سایر نقاط جهان چنان واضح است که از آن به بیداری اسلامی یاد می شود. مردم کشورهای مسیحی نیز که ده ها سال سردمداران الحاد و بی دینی در جهان بوده اند، در سالیان اخیر دوباره گرایش قابل ملاحظه ای به دین و معنویت نشان می دهند. حتی در جوامعی مانند آمریکا نوعی تشنگی نسبت به امور معنوی از جمله دین می شود. مسائلی از قبیل بی معنا شدن زندگی، احساس خلاء اخلاقی، اسارت بشر در دست تکنولوژی، تماس غرب با مذاهب مشرق زمین، آگاهی روز افزون انسان معاصر به دین و معنویت در این امر دخیل بوده است. هر روزه بر تعداد یافته های پژوهشی در زمینه های مختلف علمی به ویژه پزشکی، روان شناسی و جامعه شناسی که با گزاره های دینی همسو هستند یا لااقل تناقضی با دین ندارند، افزوده می شود. این یافته ها که در سه دهه قبل اندک بودند، در سال های اخیر با یک شتاب ناگهانی در حال افزایش هستند. به طور مثال، در خصوص ارتباط بین دین و سلامتی چیزی حدود 200 پژوهش پس از نیمه اول قرن بیستم وجود داشت که در دهه آخر این قرن، ناگهان به بیش از 5000 پژوهش مؤید ارتباط مثبت دین و سلامتی بالغ گردید و امروز با سرعت بیشتری در حال افزایش است، به نحوی که شاید بتوان از آن به یک «نهضت علمی» تعبیر کرد (کینگ[2]، 1999، ترجمه شجاعی،1383).
بیان مساله
اهمیت معنویت و رشد معنوی در انسان، در چند دهه گذشته به صورتی روز افزون توجه روان شناسان و متخصصان بهداشت روانی را به خود جلب کرده است. پیشرفت علم روان شناسی از یک سو و ماهیت پویا و پیچیده جوامع نوین از سوی دیگر، باعث شده است نیازهای معنوی بشر در برابر خواسته ها و نیازهای مادی قد علم کنند و اهمیت بیشتری بیابند. چنین به نظر می رسد که مردم جهان، امروزه بیش از پیش به معنویت و مسائل معنوی گرایش دارند و روان شناسان و روان پزشکان نیز به طور روز افزون در می یابند که استفاده از روش های سنتی و ساده، برای درمان اختلالات روانی کافی نیست (شهیدی و شیر افکن، 1383).
در طول چند دهه گذشته، نظریه های هوش چندگانه، فهم ما را از هوش در بین شناخت سنتی وسیع تر ساخته است، خصوصاً توانایی های منطقی و زبانی با تست هوش شناختی، هوش هیجانی[3] ، خلاق، عملی، اجتماعی، وجودی و معنوی را در بر گرفته است (بار[4] در 2000، گاردنر[5] 1983 و 2000، امونز[6] 1999 هالاما و استرانیز[7] 2004، کلمن[8]2001، میلر و سولاوی[9] 1993، استرنبرگ[10] 1997). همراه با هر شکل هوش، یک مدل نظری وابزار سنجش توسعه یافته و برای سنجش مناسب ساختار هوش جدید روا شده است .
به موازات توسعه ساختار هوش هیجانی، هوش معنوی[11] (SI) شامل مجموعه ای از توانایی هایی است که از منابع معنوی نشات می گیرد، ساختارهای معنویت و هوش را وارد ساختار جدیدی می کند. هوش معنوی مستلزم توانایی هایی است که موارد معنوی را برای پیش بینی عملکرد، تطابق و ایجاد محصولات و دستاوردهای ارزشمند بکار می گیرد (امونز،1999). می توان گفت، هوش معنوی مجموعه ای از توانایی هایی است که افراد برای بکار بردن، شکل دادن و دربرگرفتن منابع معنوی به ارزش ها و کیفیت ها به روشی که به عملکرد خوب روزانه و بهزیستی روانی دست یابند، بکارمی برند که شامل پنج حوزه: هوشیاری، لطف حق، معنا، برتری و حقیقت است (امرم و دریر[12]، 2007).
با توجه به این تعریف، می توان نتیجه گرفت که هوش معنوی موجب افزایش کیفیت عملکرد و بهزیستی روانی افراد می شود و در پژوهشها نشان داده شده است، هوش معنوی با سلامت افراد رابطه مثبت دارد. بنابراین، پژوهش حاضر تلاشی برای پاسخ به این سوالات است که آیا می توان ابزاری دقیق و استاندارد تهیه کرد که بتواند این مولفه (هوش معنوی) را اندازه بگیرد؟ آیا این ابزار در کشور عزیزمان ایران کاربرد عملی دارد؟ آیا این ابزار معتبر است؟ آیا این تست دارای روائی است؟ آیا می توان چنین ابزاری را نرم کرد؟ آیا می توان از این تست در پژوهش های آتی استفاده لازم را بعمل آورد؟ با توجه به موارد مطرح شده پژوهش حاضر در پی آن است که پرسشنامه هوش معنوی را که 83 گویه دارد و توسط یوزی امرم و کریستوفر دریر در 2007 ساخته شده است، ترجمه و سپس در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان زنجان هنجاریابی کند.
اهمیت و ضرورت پژوهش
پیشرفت شدید روان شناسی در دهه های اخیر و کشف آثار گسترده و غیر قابل انکار دین و معنویت در همه ابعاد زندگی انسان، به خصوص نقش بی بدیل آن در آرامش روانی، بهداشت و سلامت روانی و حتی تاثیر جدی آن در کاهش و بهبود رنج های روحی، اختلالات روانی و ناهنجاری های اجتماعی موجب رشد فزاینده و رو به گسترش مطالعات روانشناسی دین و معنویت در ابعاد مختلف شد (غروی، 1382). همانطور که پیشتر آمد، یکی از نتایج این توجه و علاقه گسترده روانشناسان به حوزه دین و معنویت، پیدایش مفاهیمی جدید در ادبیات روانشناسی بوده است. به علل گوناگونی، جامعه روانشناسی ایران با این مفاهیم جدید آشنایی کمی دارد و بطور کلی ممکن است زمان زیادی از پیدایش مفاهیم و رویکردهای جدید در حوزه روانشناسی بگذرد تا فضای دانشگاهی در ایران با آن ها آشنا شود.
از آنجائیکه هوش معنوی یک مفهوم جدید در روانشناسی است و پژوهش های اندکی در رابطه با این مفهوم در ایران صورت گرفته و مخصوصا ابزاری دقیق و استاندارد که بتواند این سازه را اندازه گیری کند وجود ندارد، لذا ضروری است، این تست بر روی افراد مختلف از جمله دانشجویان اجرا شود تا بدینوسیله گامی در جهت استاندارد سازی آن در کشور عزیزمان ایران صورت پذیرد. از طرفی، این ابزار زمانی اهمیت پیدا خواهد کرد که وسیله ای استاندارد و مناسب برای کسانی که در این حوزه می خواهند پژوهش های بیشتری انجام دهند، به حساب آید. بنابراین، روشن است وجود ابزاری فنی (عملی بودن، اعتبار، روایی و نرم یابی) به منظور سنجش دقیق سازه هوش معنوی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان زنجان می تواند از اهمیت ویژه ای برخوردار باشد.
اهداف پژوهش
هدف از انجام این تحقیق استاندارد ساختن تست هوش معنوی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان زنجان است. تلاش بر این است، این ابزار وسیله ای شود جهت سنجش توانایی دانشجویان در استفاده از منابع معنوی در حل مشکلات روزمره خود و از طرفی نیز ابزاری برای پژوهش کسانی که در زمینه هوش معنوی علاقمند به کار هستند باشد.
استاندارد ساختن این آزمون در واقع گامی در جهت سنجش توانایی افراد در استفاده از منابع معنوی در حل مشکلات روزمره است. بطور خلاصه، می توان اهداف پژوهش را به شرح زیر بیان داشت:
1- شناخت مولفه های اصلی هوش معنوی.
2- فراهم ساختن ابزاری مناسب برای پژوهشگران دیگر در استاندارد ساختن آزمون های دیگر و پژوهش های مرتبط.
3- تهیه وسیله ای عینی، معتبر و روا برای سنجش هوش معنوی.
سؤالات پژوهشی
چون این ابزار (سیاهه) برای نخستین بار در ایران ترجمه شده است، بررسی روایی و اعتبار آن در گروه دانشجویان ضروری است. با توجه به اینکه موضوع مورد بررسی جنبه اکتشافی دارد، لذا تهیه پاسخ برای پرسش های زیر نیز امری ضروری است.
1- آیا بین مجموعه پرسش هایی که به منظور سنجش هوش معنوی تهیه شده است، هماهنگی درونی کافی وجود دارد؟
2- آیا آزمون هوش معنوی دارای روایی کافی است؟
3- محتوای مجموعه سیاهه هوش معنوی از چه عواملی و تا چه حد اشباع شده است؟
4- آیا مجموعه سوال هایی که برای هوش معنوی تهیه شده است، با نمره های هوش هیجانی همبستگی مثبت دارد؟
5- آیا عامل های به دست آمده از سیاهه هوش معنوی با ساختارهای نظری آن مطابقت دارد؟
تعریف مفاهیم و اصطلاحات
آزمون[13] : آزمون وسیله ای است عینی و استاندارد که برای اندازه گیری نمونه ای از رفتار یا خصایص آدمی بکار می رود. در این تعریف، مراد از عینی آن است که روش اجرا، نمره دادن و تعبیر و تفسیر نتایج آزمون بر اساس قواعدی معین و مشخص صورت می گیرد و قضاوت شخصی در آنها بی تاثیر است (شریفی،1377).
هوش معنوی : هوش معنوی بیانگر مجموعه ای از توانایی ها، ظرفیت ها و منابع معنوی است که کاربست آنها در زندگی روزانه می تواند موجب افزایش انطباق پذیری و بهزیستی فرد شود. در تعریف های موجود از هوش معنوی، به ویژه بر نقش آن در حل مسائل وجودی و یافتن معنا و هدف در اعمال و رویدادهای زندگی روزمره تاکید شده است (زوهر و مارشال[14]، 2000؛سیسک[15]، 2001؛ولمن[16]، 2001؛ناسل[17]، 2004؛کینگ، 2007). از نظر عملیاتی هوش معنوی نمره ای است که آزمودنی در مجموعه تست هوش معنوی به دست می آورد.
عملی بودن[18] : شامل همه ملاحظاتی است که یک آزمون را در عمل از نظر عوامل اقتصادی، سهولت اجرا، تفسیر و استفاده صحیح از نمره ها قابل استفاده می سازد (هومن،1384).
اعتبار[19] : اعتبار آزمون، به دقت وسیله اندازه گیری اشاره می کند و به ثبات، پایایی، همگونی، نظم، بازپدیدآیی، پیش بینی پذیری و حساسیت آن مربوط می شود. در مفهوم دیگر یعنی اینکه اگر خصیصه مورد نظر را با همان وسیله یا وسیله مشابه قابل مقایسه با آن شرایط مشابه مورد سنجش قرار دهیم نتایج حاصل تا چه حد مشابه، دقیق، پیش بینی پذیر و قابل اعتماد است (هومن،1384).
روایی[20] : مقصود از روایی آن است که وسیله اندازه گیری به واقع بتواند خصیصه مورد نظر را اندازه بگیرد نه خصیصه دیگری را. روایی یعنی مناسب بودن، با معنا بودن و مفید بودن استنباط های خاصی است که از روی نمره های تست عمل می آید (هومن،1384).
تحلیل عاملی[21] : تحلیل عاملی اصطلاحی است که برای رواسازی و توسعه ابزارهای روانسنجی، تحلیل داده ها به منظور کشف سازه های جدید و کمک به تدوین تئوری تحلیل محتوا و مواد محاسبه، سبک های مدیریتی، علائق شغلی و . . . بکار می رود (هومن،1384). استخراج تعداد محدودی عوامل از میان تعداد زیادی متغیرهای همپوش به صورتیکه بین متغیرها مشترک باشد، به جای تعدادی از متغیرها قرار می گیرد این عوامل با یکدیگر همبستگی و تداخل نداشته باشد و سازه ای روشن و با معنا بیان کنند (ثرندایک، ترجمه هومن، 1375).
بار عاملی[22] : همبستگی یک متغیر با یک عامل را بار عاملی می گویند که مقدار آن از 1- تا1+ تغییر می کند (کلاین، ترجمه مینایی، 1380).
عامل[23] : رویس معتقد است عامل، سازهای است که عملا از روی بارهای عاملی اش تعریف می شود. اساسا عامل، بعد یا سازه ای است که روابط مجموعه ای از متغیرها را به صورت خلاصه مطرح می کند (کلاین، ترجمه مینایی، 1380).
واریانس مشترک[24] : نسبت واریانس مشترک هر متغیر و عامل ها را واریانس مشترک می نامند که مقدار آن بین 0 و 1 تغییر می کند (سرمد و همکاران،1387).
واریانس خطا [25] : نوعی واریانس که تقریبا در همه پژوهش ها وجود دارد و بیانگر نوسان، تغییر یا پراش اندازه ها به سبب تاثیر عوامل تصادفی است (هومن،1384).
چرخش عامل ها : چرخش عامل ها واریانس بین عوامل و در نتیجه اعتبار را تغییر می دهد (ثرندایک، ترجمه هومن، 1375). چرخش محور ها، ساختار عامل ها را ساده می کند و چرخش عامل ها، ماتریس اولیه را به ماتریس دیگری انتقال می دهد و از طریق پراکنده کردن واریانس در همه عامل ها، تا حدی یکنواخت تر ساختار عاملی را روشن می کند و بطور کلی به یک راه حل تغییر پذیری به احتمال زیاد به سایر نمونه های همان جامعه قابل تعمیم باشد، می گردد (هومن،1384).
چرخش متعامد[26] : روش متعامد، عامل هایی فراهم می آورد که مستقل از یکدیگر است. اگر عامل ها مستقل از هم باشد، لازم است محورهای عامل ها در جریان چرخش «عمود بر هم» باشد و هر مجموعه به میزان زاویه قائمه چرخش داده شود (هومن،1386).
چرخش متمایل[27] : بعضی اوقات خوشه بندی متغیری نسبت به هم به گونه ای است که محورهای حایل برای نمایش آنها مناسب تر است. به این روش چرخش که محورها نسبت به هم با زاویه ای غیر از قائمه قرار می گیرند، چرخش متمایل گفته می شود. روش های متمایل اجازه می دهد عامل ها بعد از چرخش همبسته باشد (هومن،1386).
چرخش واریماکس[28] : روش واریماکس «عامل ها را تمیز می کند»، یعنی عامل هایی تولید میکند که با مجموعه کوچکتری از متغیرها دارای همبستگی قوی و با مجموعه دیگری از متغیرها دارای همبستگی ناچیز باشد. این روش ستون های ماتریس عاملی را ساده می سازد، و در آن فرایند ساده سازی معادل با بیشینه ساختن واریانس مجذور بارهای عاملی هر ستون است. در این روش چون تعداد متغیرهایی که بارهای قوی در یک عامل دارد کمینه می گردد، تفسیر عامل ها ساده تر خواهد بود (هومن،1386).
تحلیل مولفه های اصلی[29] (PC) : تحلیل مولفه های اصلی که یکی از مدل تحلیل عاملی اکتشافی است عامل ها واریانس هر متغیر، از جمله واریانس مشترک با سایر متغیرهای مجموعه (که واریاتس ها)، و نیز واریانس اختصاصی را توجیه می کند. تعداد مولفه ها (یا عامل ها) در تحلیل مولفه ای از لحاظ تئوری باید با تعداد متغیرها برابر باشد. زیرا همه واریانس هر متغیر باید توسط عامل ها توجیه شود (هومن،1386).
ساختار عاملی[30] :عبارت است از تعداد عواملی که کل پراکندگی موجود در متغیرهای پرسشنامه را توصیف می کند (هومن، 1386). منظور از بررسی ساختار عاملی این است که پرسشنامه از چه عواملی تشکیل شده است.
ارزش ویژه[31] : مجموع مجذورات بارهای عاملی هر عامل، نسبت واریانس تبیین شده به وسیله آن عامل را منعکس می کند. این مقدار کل واریانس، ارزش ویژه عامل است. هر چقدر ارزش ویژه عامل زیاد باشد آن عامل واریانس بیشتری را تبیین می کند.
نرم[32] : نرم یا هنجار عبارت است از متوسط عملکرد گروه نمونه ای از آزمودنی ها که به روش تصادفی از یک جامعه تعریف شده انتخاب می شود. نرم آزمون های استاندارد شده بر اساس توزیع نمره های خام گروه نمونه ای از آزمودنی ها بدست می آید (شریفی، 1383).
هنجار یابی[33] : به دست آمدن نوعی نرم است که در آن فاصله نمره ها از میانگین بر حسب انحراف استاندارد بیان می شود. در واقع یک نوع واحد استاندارد اندازه گیری است که معنای آن در تست های مختلف اساسا یکسان و ثابت است (هومن، 1384).
ضریب آلفای کرونباخ : روشی برای محاسبه اعتبار تست از طریق یکبار اجرای تست است. این روش به هماهنگی کارکرد آزمودنی از یک سوال به سوال دیگر بستگی دارد (هومن، 1384).
فصل دوم
بررسی پیشینه پژوهش
مقدمه
قبل از این که به بحث در مورد مفهوم هوش معنوی پرداخته شود، لازم است تعاریف برخی از اصلی ترین صاحب نظران این حوزه را در مورد مفهوم هوش معنوی مورد بررسی قرار داد. درتعاریف و الگوهای پیشنهادی هر یک از این صاحب نظران، بر توانایی ها، ظرفیت ها و منابع گوناگونی تاکید شده است.
از نظر امونز (2000) هوش معنوی کاربرد انطباقی اطلاعات معنوی در جهت حل مسئله در زندگی روزانه و فرآیند دستیابی به هدف است. وی به صورت ابتکاری پنج مؤلفه را برای هوش معنوی پیشنهاد کرده است:
1- ظرفیت تعالی[34] (فرا گذاشتن از دنیای جسمانی و مادی و متعالی کردن آن)؛
2- توانایی ورود به حالتهای معنوی از هوشیاری؛
3- توانایی آراستن فعالیتها، حوادث و روابط زندگی روزانه با احساس از تقدس؛
4- توانایی استفاده از منابع معنوی در جهت حل مسائل زندگی؛
5- ظرفیت درگیری در رفتار فضیلت مآبانه[35] (بخشش[36]، سپاسگزاری[37]، فروتنی، احساس شفقت و. . . ).
بر اساس نظر زوهر و مارشال (2000) به واسطه هوش معنوی افراد می توانند به مشکلات خود معنا و ارزش داده و به حل آنها بپردازند. با استفاده از آن میتوان اعمال و زندگی خود را در بافتی که از لحاظ معنادهی غنی تر و وسیع تراست، قرار داد، و به کمک آن میتوان سنجید که یک روش و یا یک راه زندگی از دیگر راه ها و روش ها از معنای بیشتری برخوردار است. هوش معنوی پایه و اساس ضروری برای عملکرد هوش منطقی و هوش هیجانی است.
زوهر و مارشال (2000) نشانه های هوش معنوی خوب رشد یافته را به شرح زیر بیان داشته اند:
1- ظرفیت انعطاف پذیر بودن[38]؛
2- درجه بالایی از خودآگاهی[39]؛
3- ظرفیت رویارویی با رنج و استفاده از آن؛
4- ظرفیت رویارویی با درد و متعالی کردن آن؛
5- ویژگی الهام گرفتن از رویا ها و ارزش ها؛
6- عدم تمایل به آزار و اذیت؛
7- گرایش به دیدن پیوندهایی بین چیزهای گوناگون (کل نگر بودن[40])؛
8- گرایش آشکار به پرسیدن سؤالهای چرا یا چه و جستجوی پاسخ های اساسی؛
9- مستقل از زمینه فعالیت های بر خلاف عرف.
از نظر بوزن[41](2001) هوش معنوی، عبارت است از آگاهی هر فرد از جهان و تعیین موقعیت خود در آن.
بنا بر تعریف نوبل[42](2001/ 2000) هوش معنوی یک استعداد ذاتی بشری است. وی با تواناییهای اصلی امونز برای هوش معنوی موافق است و دو مؤلفه دیگر نیز به آنها اضافه میکند:
1- تشخیص آگاهانه و صورت بندی این موضوع که واقعیت فیزیکی درون واقعیت بزرگتر و چند بعدی قرار دارد و تعامل لحظه به لحظه آن به صورت هوشیارانه و ناهوشیارانه.
2- پیگیری آگاهانه سلامت روان شناختی، نه تنها برای خود، بلکه همچنین برای جامعه جهانی.
از نظر سیسک (2001) هوش معنوی میتواند به عنوان یک خودآگاهی عمیق که در آن فرد بیش از پیش از ابعاد خویشتن آگاه میشود (نه تنها از بدن بلکه از ذهن بدن و روح) تعریف شود واز نظر وی هوش معنوی از ابعاد زیر ساخته شده است:
1- دانش درونی[43]: هوش معنوی ما را قادر میسازد تا دانش درونی را رشد بدهیم، در زبان فلسفه، دانش درونی، آگاهی از جوهر و ماهیت هوشیاری است و فهم اینکه این جوهر درونی، ماهیت همه آفریدگان است. هوش معنوی دستیابی ما را به هوشیاری فزاینده که در آن آگاهی از حس تفاهم و یکی بودن با جهان هستی و همه مخلوقاتش وجود دارد، فراهم میکند.
2- شهود عمیق[44]: هوش معنوی ما را با ذهن جهانی یا ذهنی بزرگ و پاسخ به مشکلات که نتیجه شهود عمیق است، پیوند میدهد. به واسطه کاربرد هوش معنوی ما میتوانیم یکپارچه شویم، و میتوانیم انتخاب هایمان را به سمت هوشیاری اصیل یا شهود عمیق سوق دهیم.
3- یکی شدن با طبیعت و جهان[45]: هوش معنوی ما را قادر میسازد تا با طبیعت یکی شویم و با فرآیند های زندگی همساز شویم. هوش معنوی ما را ترغیب میکند تا تمامیت[46]و احساسی از وحدت و رابطه را جستجو کنیم.
4- حل مسئله[47]: هوش معنوی ما را قادر میسازد تا تصویر بزرگتری[48] را ببینیم، اعمال خود را در رابطه با یک زمینه بزرگتر که منجر به معنای زندگی میشود، ترکیب کنیم. با هوش معنوی میتوانیم معنا و ارزش مشکلات را تشخیص دهیم و آن را حل کنیم.
از نظر ولمن (2001) هوش معنوی، عبارت است از ظرفیت انسان برای پرسیدن سؤالهایی درباره معنای زندگی و به طور همزمان تجربه پیوند بین هر کدام از ما و جهانی که در آن زندگی میکنیم. در نگاه وی هوش معنوی از هفت عامل تشکیل شده است:
1- مراقبت[49] : توجه به فرآیندهای بدنی از قبیل تغذیه، مراقبه منظم و تمریناتی مثل یوگا و تای چی؛
2- روشن فکری[50] : درگیری ذهنی با خواندن موضوعات معنوی و متون مقدس و بحث درباره آنها؛
3- الوهیت[51] : بیانگر احساس پیوند با خداوند، یک قدرت برتر یا یک منبع از نیروی الهی؛
4- معنویت دوره کودکی[52] : بیانگر علایق و فعالیت های معنوی در زمان کودکی، از جمله حضور در مراسم مذهبی و خواندن متون مقدس توسط والدین؛
5- ادراک فراحسی[53] : تجربه حس ششم یا فراطبیعی؛
6- ضربه روانی[54] : آگاهی معنوی از تجربیات دردناک خود یا نزدیکان؛
7- توجه به اجتماع[55] : انجام فعالیتهای معنوی، مثل کمک مالی یا کارهای عام المنفعه؛
واگن[56](2002) هوش معنوی را ظرفیت فهم عمیق سؤالات وجودی[57] و بینش نسبت به سطوح چندگانه هوشیاری تعریف میکند. هوش معنوی دربرگیرنده آگاهی از روابط خود با دیگران، زمین و همه موجودات است.
از نظر ناسل (2004) هوش معنوی بیانگر توانایی فرد در استفاده از ظرفیت ها و منابع معنوی جهت شناخت بهتر موضوعات وجودی، معنوی و واقعی و یافتن معنا حل و فصل آن ها است.
ناسل در مقیاس 17 سؤالی خود (که به تفاوت های مفهوم سازی هوش معنوی بین گرایش های مختلف معنوی حساس است) دو عامل آگاهی از یک حضور الهی[58] و پرسشگری وجودی[59] را برای هوش معنوی معرفی کرده است.
بنا بر تعریف امرم (2007)، هوش معنوی، عبارت است از مجموعه ای از توانایی ها بکارگیری منابع، ارزش ها و ویژگی های معنوی در جهت افزایش کنش و بهزیستی زندگی روزانه. در نگاه او، هوش معنوی از هفت بعد زیر تشکیل شده است:
1- هوشیاری: آگاهی خالص و توسعه یافته؛
2- جذبه[60]: زندگی همراه با احساس تقدس و ابراز عشق به زندگی و اعتماد به آن؛
3- معنا[61]: تجربه معنا در فعالیتهای روزمره به واسطه احساس هدف؛
4- تعالی: فرا رفتن از خویشتن خود خواه در یک کل به هم پیوسته؛
5- اعتماد[62]: زندگی با پذیرش باز، کنجکاوی و عشق برای خلق کردن؛
6- تسلیم آشتی جویانه با خویشتن[63] (حقیقت، خدا، وجود مطلق. . . )؛
7- نظارت درونی[64]: آزادی درونی همراه با عمل و پاسخ بخردانه.
کینگ (2007) پژوهشی را در مورد هوش معنوی در دانشگاه ترنت کانادا صورت داده است. از نظر وی هوش معنوی، مشتمل است بر مجموعه ای از ظرفیت های ذهنی و انطباقی که بر جنبههای غیر مادی و متعالی واقعیت، استوار است. بویژه آن هایی که در ارتباط با ماهیت هستی فرد، معنای شخصی، تعالی و حالت های اوج گرفته هوشیاری هستند. در عمل، این فرآیندها با توجه به توانایی فرد در تسهیل شیوه های منحصر به فرد حل مسئله، استدلال انتزاعی و سازگاری است.
کینگ چهار توانایی یا ظرفیت اصلی را برای هوش معنوی فرض میکند:
1- تفکر وجودی انتقادی[65]: ظرفیت تأمل نقادانه ماهیت هستی، واقعیت، جهان، فضا، زمان و دیگر موضوعات وجودی و متافیزیکی؛ همچنین، ظرفیت تأمل در موضوعات غیر وجودی و در ازتباط با هستی فرد (به طور مثال، از یک دیدگاه هستی گرایانه)؛
2- ایجاد معنای شخصی[66]: توانایی استخراج معنا و هدف شخصی از همه تجربه های مادی و روانی از جمله ظرفیت خلق و اختیار یک هدف زندگی؛
3- آگاهی متعالی[67]: ظرفیت تشخیص ابعاد/ الگوهای متعالی خویشتن (مانند خویشتن فرافردی یا متعالی) دیگران و جهان مادی در خلال حالت های طبیعی هوشیاری، همراه با ظرفیت تشخیص روابط آن ها و خویشتن فرد و طبیعت؛
4- گسترش حالت هوشیاری[68]: توانایی ورود به حالت های اوج یافته هوشیاری ( مثل هوشیاری مطلق و نا متناهی، اتحاد و یکی شدن[69]) و دیگر حالت های جذبه[70] به اختیار فرد (به عنوان نمونه، تأمل عمیق[71]، مراقبه، نماز و غیره. . . )؛
آنچه که در وهله اول در بررسی تعاریف ارائه شده از مفهوم هوش معنوی آشکار است، تاکید صاحب نظران این حوزه بر کنش انطباقی هوش معنوی در زندگی روزمره است (امونز،2000؛نوبل،2001؛ناسل،2004؛امرم،2007؛کینگ،2007). بخش زیادی از این کنش سازگارانه در نتیجه پاسخ به سؤالات وجودی و یافتن معنا و هدف در فعالیت ها و رویدادهای زندگی است. در واقع، داشتن معنا و هدف در زندگی وجه اشتراک اکثر این تعاریف است و به نظر میرسد اصلی ترین ویژگی هوش معنوی نیز محسوب می شود. همچنین، این ویژگی از هوش معنوی میتواند وجه تمایز آن از دیگر هوش های شناخته شده باشد.
یکی دیگر از ویژگی های مشترک اکثر تعاریف ارائه شده از هوش معنوی، آگاهی متعالی است (امونز، 2000؛زوهر و مارشال، 2000؛نوبل، 2001؛واگن، 2002؛امرم، 2007؛ کینگ، 2007). تعالی، ظرفیت فرا رفتن از مرزهای دانش، تجربه و شعور بشری، با یک روش معنوی یا مذهبی* است. آگاهی متعالی ظرفیت تشخیص بعد متعالی خود، دیگران و جهان مادی مد نظر قرار گرفته است (کینگ،2007). تاکید بر بعد متعالی انسان، در روان شناسی فرا فردی[72] (که شاخه ای از روانشناسی انسان گرا[73] است) آشکار است. در این رویکرد، انسان محدود به ابعاد جسمانی، روانی و اجتماعی نیست، بلکه از یک خود برتر و متعالی برخوردار است (وست،1999، ترجمه شهیدی و شیر افکن،1383) .
خودآگاهی نیز یکی دیگر از عواملی است که در تعاریف اکثر صاحب نظران این حوزه به عنوان یکی از ویژگی های اصلی هوش معنوی در نظر گرفته شده است (زوهر و مارشال، 2000؛سیسک، 2000؛بوزن، 2001؛واگن، 2002). خودآگاهی عمیق، شامل آگاهی تدریجی از لایهها و ابعاد مختلف خویشتن است. خود شناسی و خودآگاهی شخصی میتوانند از طریق اندیشه در مورد خود، وارسی کردن اهداف و آرزوها، توجه به پیام ها در رویا ها و نشانه های شهودی و پیدا کردن معنا در تجربه های بیرونی به وجود آید (سیسک، 2000).
تجربه هوشیاری اوج یافته نیز دراکثر تعاریف ارائه شده، به عنوان یکی دیگر از ویژگی های هوش معنوی آمده است (امونز، 2000؛سیسک، 2000؛نوبل، 2001؛ولمن، 2001؛امرم، 2007؛کینگ، 2007). تجربه های معنوی، احساس وحدت، یکی شدن با طبیعت و انسجام میتوانند از مصادیق این تجربه باشند.
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1989 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 165 |
فهرست مطالب
پیشگفتار....................................... 1
فصل اول: کلیات
1-1 جایگاه علم تفسیر در میان مسلمانان ......... 6
2-1 تعریف تفسیر ............................... 7
3-1 دلیل نیاز به تفسیر ........................ 8
4-1 پیدایش تفسیر .............................. 9
5-1 داناترین صحابه به معانی قرآن .............. 10
6-1 اهل بیت آگاه به معانی قرآن ................ 11
7-1 مفسران صحابی .............................. 13
8-1 عبدالله بن مسعود.............................. 14
9-1 اُبَیْ بن کعب ................................ 15
10- 1عبدالله بن عباس ............................. 15
11-1 ویژگی تفسیر صحابه ........................ 16
12-1 مکتب تفسیری مفسران آگاه .................. 17
13-1 شکل گیری مکاتب تفسیری .................... 18
14-1 تاویل گرایی فصل مشترک همه مکاتب تفسیری ... 20
15-1 مکاتب تفسیری.............................. 22
16-1 مکتب روایی محض ........................... 22
17-1 مکتب کلامی ................................ 24
18-1 مکتب عرفانی .............................. 25
19-1 معروفترین تفاسیر عرفانی .................. 26
20-1 مکتب فلسفی................................ 27
21-1 تفسیر المیزان ............................ 30
22-1 روش تفسیری المیزان ....................... 32
23-1جنبه روایی المیزان ........................ 34
24-1 جنبه عقلی المیزان ........................ 37
25-1 جنبه فلسفی المیزان ....................... 38
فصل دوم: خداشناسی
1-2 خداشناسی .................................. 45
2-2 ضرورت بحث ................................. 46
3-2 برهان صدیقین .............................. 49
4-2 تحقیق ..................................... 52
5-2 صفات الهی ................................. 53
6-2 انقسام صفات ............................... 56
7-2 عینیت صفات با ذات ......................... 57
8-2 تحقیق...................................... 58
9-2 توحید...................................... 58
10-2 تحقیق..................................... 60
11-2 توحید در ربوبیت........................... 60
12-2 توحید در الوهیت........................... 61
13-2 تحقیق..................................... 63
14-2 علم الهی ................................. 63
15-2 چگونگی علم خدا به اعمال انسان ............ 68
16-2 تحقیق..................................... 68
17-2 قضا و قدر ................................ 69
18-2 نظرات مختلف در مورد قضا و قدر ............ 71
19-2 شبهه فخر رازی ............................ 74
20-2 تحقیق..................................... 76
21-2 عدل الهی ................................. 77
22-2 وجود شر در عالم .......................... 78
23-2 تحقیق .................................... 80
24-2 آیا فعل خداوند تابع مصلحت است؟ ........... 81
25-2 تحقیق..................................... 82
26-2 اثر صادر از خداوند واحد و مطلق است. ...... 82
27-2 تحقیق..................................... 84
28-2 تنها خدا در ذات خود استقلال دارد. ......... 84
فصل سوم: نبوت
1-3 نبوت ...................................... 87
2-3 تحقیق...................................... 87
3-3 تفاوت نبی و رسول .......................... 88
4-3 تحقیق...................................... 89
5-3 اثبات نبوت................................. 89
6-3 تقریر برهان اول ........................... 90
7-3 تحقیق ..................................... 90
8-3 تقریر برهان دوم ........................... 92
9-3 تحقیق ..................................... 93
10-3 بررسی یک شبهه و تقریر برهان سوم .......... 93
11-3 تحقیق .................................... 94
12-3 خصایص نبوت ............................... 95
13-3 وحی....................................... 95
14-3 راههای کسب معرفت ......................... 96
15-3 وحی در اصطلاح حکما......................... 97
16-3 انواع وحی ................................ 98
17-3 اعجاز..................................... 99
18-3 تحقیق .................................... 101
19-3 معجزه در قرآن ............................ 102
20-3 تحقیق .................................... 104
21-3 معجزه پیامبر اسلام ........................ 105
22-3 جهات اعجاز قرآن .......................... 106
23-3 تحقیق .................................... 107
24-3 معجزاتی دربارۀ قوم بنی اسرائیل ........... 107
25-3 تحقیق .................................... 109
26-3 عصمت انبیاء............................... 109
27-3 تحقیق..................................... 112
28-3 یک شبهه .................................. 112
29-3 تحقیق .................................... 113
فصل چهارم: معاد
1-4 معاد ...................................... 115
2-4 چگونگی معاد ............................... 116
3-4 تحقیق...................................... 117
4-4 اثبات ضرورت معاد .......................... 118
5-4 برهان عدالت ............................... 118
6-4 تحقیق ..................................... 119
7-4 برهان رحمت ................................ 121
8-4 تحقیق...................................... 122
9-4 برهان غایت................................. 122
10-4 تجسم اعمال................................ 123
11-4 تحقیق..................................... 127
12-4 خلود در عذاب.............................. 127
13-4 دیدگاه علماء.............................. 129
14-4 دیدگاه محدثان............................. 129
15-4 دیدگاه متکلمان............................ 129
16-4 اشکالات خلود............................... 132
17-4 تحقیق .................................... 135
18-4 شفاعت .................................... 135
19-4 مفهوم شفاعت .............................. 136
20-4 اشکالات شفاعت ............................. 136
21-4 پاسخ به اشکالات ........................... 140
22-4 شفاعت کنندگان ............................ 141
23-4 شفاعت به چه چیزهایی تعلق میگیرد؟.......... 142
24-4 شرایط شفاعت کنندگان ...................... 142
25-4 چه موقع شفاعت گناهان را از بین می برد. ... 142
26-4 شفاعت شامل چه کسانی میشود. ............... 143
27-4 تحقیق .................................... 143
فهرست منابع.................................... 145
پیشگفتار
فرزانگانی که در زندگی، مشعلی از دانش فرا راه انسانها افروختهاند، حق عظیمی بر بشریت و حق سپاس و ستایش و قدردانی بر ما دارند. اگر بتوانیم قدرشناس و حق گزار آنان باشیم، گام کوچکی در راه ادای تکلیف انسانی و اسلامی برداشته ایم و با جاودانه ساختن نام و یاد آنان خدمتی به فرهنگ و دانش بشری و احترامی به قلههای رفیع ایمان و معنویت کرده ایم.
تکریم و بزرگ داشت عالمان و به جاودانگی سپردن سیره و فکر و روش آنان راههای گوناگون دارد، از بهترین آنها بیان و بررسی روشهای علمی آنان است.
فیلسوف و مفسر کبیر مرحوم علامه طباطبایی از چهره های برجسته ای بود که روزگار مانند او را کمتر آورده است. او در تفسیر و فلسفه و مباحث اجتماعی درخشید و آثار گرانبهایی از خود بهجا گذاشت که حاکی از تفکر عمیق و نورانی و برهان قاطع اوست، علمای بزرگی را تربیت کرد که در طلیعه آنها شهید آیت الله مطهری، شهید آیت الله بهشتی و علمای دیگر قرار دارند که مشعل علم و دانش را روشن نگه داشتند. استاد شهید مرتضی مطهری در توصیف شخصیت علامه طباطبایی می فرماید، او مردی است که صد سال دیگر تازه باید بنشینند و افکار او را تجزیه و تحلیل کنند و به ارزش او پی ببرند.
آنچه در علامه طباطبایی وجود داشت، جامعیت او در علم، معرفت، ایمان و عمل صالح او بود. علم عمیق برهانی و معرفت دقیق شهودی و عرفانی و نیز اخلاق و شایستگیهای کرداری و رفتاری او را مستعد و آماده ساخته بود تا از نور قرآنی الهام گیرد و چنین شگفتیای از علم و کمالات را ایجاد کند. مجموعۀ صفات یاد شده که سیرۀ علمی و عملی آن نادرۀ دوران را تشکیل و شخصیت حقیقی و ارکان وجودی او را شکل میدهد از او تندیس فرزانگی و مجسمۀ علم و اخلاق ساخت. تراوشات بیانی و نوشتاری علامه طباطبایی نشان دهنده دریای وجودی وی است. او شخصیت جامعی بود که ظرف فلسفه و عرفان و تفسیر را از مظروف دینی پر ساخت و با بال عقل و نقل منتشر کرد.
کتب فلسفی علامه بدایة الحکمه و نهایة الحکمه، ستونهای استوار مباحث فلسفی است که برای تدریس در حوزه های علمیه به قلم تحریر درآمده است.
همچین رسائل و کتب دیگر ایشان هر یک نشان دهنده توجه بیحد این متفکر و اندیشمند ممتاز به مسائل مهم جهان اسلام و علی الخصوص تشیع بوده است، اما شهرت عمده او بیشتر در زمینه تفسیر و فلسفه است. درخشانترین اثر مرحوم علامه تفسیر کبیر المیزان و نام عزیز او با تفسیر جاودانه اش المیزان قرین گشته است. و بسیاری علامه طباطبایی را با عنوان صاحب المیزان می شناسند.
تفسیر ارزشمند المیزان به حق بر تارک تفاسیر شیعه می درخشد. شخصیت ممتاز علمی نویسنده و پاره ای ویژگیهای منحصر به فرد اثر، اعتباری خاص به این تفسیر بخشیده است. سه ویژگی این اثر شریف قابل توجه است:
نخست، اسلوب تفسیری آن است. المیزان با روش تفسیر قرآن به قرآن، بر آن است که آیات قرآنی را در ارتباط با هم بنگرد و تیرگی ها و ابهامات فهم هر آیه را به مدد وضوح آیات دیگر برطرف کند.
خصوصیت دوم، اشتمال بر مباحث مستقل روایی است. علامه به ذکر روایات مربوط به هر آیه اکتفا نمیکند، بلکه روایت را با روایت در می آمیزد و میزان ارتباط مضمون آنها را با ظاهر آیات بررسی میکند و صحت و سقم آن را از هم باز می شناسد. افزون بر این، در موارد فراوانی با بیانی لطیف و دقیق میان مضامین به ظاهر مختلف آنها الفت و وفاق ایجاد میکند.
ویژگی سوم المیزان آن است که تنها به برکشیدن نقاب از چهرۀ معانی آیات اکتفا نمیکند و در کنار برطرف کردنی ابهامات و معضلات تفسیری و ایضاح معانی آیات قرآنی به پاسخگویی مسائل اعتقادی و فقهی و فلسفی و اجتماعی همت میگمارد. مرحوم علامه در المیزان چه در ضمن بررسی آیات و چه در قالب مباحث مستقل فلسفی به تحلیل عقلانی و برهانی آیات و پاسخگویی به نیازهای فکری جامعه پرداخته است. در این مقاله درصدد بررسی تلاش حضرت علامه هستیم.
شاید در برخورد ابتدایی با المیزان و مجموعهای از مباحث فلسفی آن که به مناسبتهای مختلف و تحت عناوین متعدد در ذیل برخی آیات شریفه قرآن مطرح شده است، به ذهن متبادر شود که علامه آیات شریفه را به تاویل برده و از آنها تفسیری فلسفی ارائه کرده است، اما این که این قضاوت تا چه اندازه مطابق با واقع است، از سوالاتی است که این مجموعه تحقیقی میخواهد به آن پاسخ دهد.
روش تفسیری علامه طباطبایی آنچنان که خود ایشان فرمودهاند، تفسیر قرآن به قرآن است که شیوۀ ائمه طاهرین علیه السلام است. علامه روشهای تفسیری مختلف را شایسته نمیداند چرا که نتیجه بحثهای علمی، فلسفی و غیر از آن را از خارج میگیرندو بر مضمون آیات تحمیل میکنند و لذا سر از تطبیق بیرون می آورد. در این شیوۀ بحث بسیاری از حقایق قرآن که خود هدی للعالمین است (تبیان کل شی) باید از جای دیگری روشنی بگیرد. و وسیله هدایتی از خارج بخواهد.
از نظر علامه، مورد پسند قرآن نیست که یک مسئله را به طور مستقل طرح کنیم، مورد بحث علمی یا فلسفی قرار دهیم، نتیجه آن را به منزله یک حقیقت مسلم بپذیریم و آیات را بر آن حمل کنیم. آوردن بحثهای جداگانه در جای مناسب و به طور مستقل شیوه ای است که بر زیبایی و اتقان تفسیر ایشان افزوده است و شائبه تحمیل و تطبیق در آن نیست. این واقعیت نیز غیر قابل انکار است که انسانی که عمری را در مباحث عقلی و نظری سپری کرده و ذهن و نظام فکری او به مثابه یک ذهن فلسفی شکل گرفته است، به طور طبیعی در اظهار نظر و تفسیر متن دینی نیز ذهن فلسفی او بی تاثیر نخواهد بود، به ویژه این که علامه خود یک فیلسوف صاحب نظر و از پیروان حکمت متعالیه است.
فیلسوف به دنبال برهان است و مشارکت حد و برهان، مقتضی کشف حقیقت شی و شناخت ذات آن است. بنابراین، در فلسفه تقریر و تفصیل حقیقت شی و بیان کیفیت و مختصات آن مقدم بر اثبات گرایی است فیلسوف به صورتی روشمند و عقلانی به دنبال کشف و درک کنه و ماهیات اشیاء است.
فیلسوف برای توضیح مطالب، روش ارائه برهان را انتخاب میکند که به اعتقاد نگارنده وجه تمایز فلسفه از علوم دیگر است. نگارنده با این دید به بررسی تفسیر المیزان میپردازد و به جمع آوری موضوعی سه مبحث دینی خداشناسی، نبوت و معاد از تفسیر المیزان اقدام میکند. علامه مباحث فلسفی دیگری نیز در المیزان آورده اند که به دلیل گسترده شدن بحث به این سه موضوع بسنده شد.
مشکلات بحث موضوعی و فلسفی در المیزان، گستردگی تفسیر و پراکندگی بحثها در لابلای تفسیر آیات مختلف و همچنین پرهیز علامه از آوردن فلسفه به شکل بارز در تفسیر خود است. با این حال سعی کردهام ضمن تحلیل بحثهای فلسفی مربوط به هر موضوع که به صورت جداگانه در المیزان آمده است، نظرات علامه را در تفسیر آیات نیز بیابم و موضوعات مورد بحث را در حد توان وسع ناچیز خودبه صورت کامل ارائه کنم. در مورد بعضی از موضوعات نیز علامه به طور جداگانه به بحث فلسفی نپرداخته بودند که با گردآوری تفاسیر مربوطه ومشخص کردن مباحثی که در آنها حضرت استاد با ارائه برهان به توضیح آیات پرداختهاند، نظرات فلسفی ایشان را مشخص کردم.
در پایان هر قسمت نیز تلاش شده است، مبانی فلسفی علامه را در آن موضوع تبیین و گاه بعضی نظرات ایشان را نقد کنم.
فصـل اول:
کلیــات
1-1 جایگاه علم تفسیر در میان مسلمانان
قرآن به منزله اصیل ترین منبع معارف ناب اسلامی و حقایق قدسی که ره آورد 23 سال ارتباط آسمانی ترین انسان با حقیقت مقدس ربوبی است. مهمترین و قدیمی ترین کتاب مسلمانها و بر مبنای تحقیق محققین اسلامی و اعتراف مستشرقین غربی، تنها کتابی است که بیشترین تالیف و تحقیق درباره آن نگاشته شده است.
کتب تفسیری عظیم ترین و با ارزشترین بخش این مجموعۀ نفیس دینی و اسلامی به شمار می رود و علم تفسیر یکی از شریفترین شاخه های علوم اسلامی محسوب میشود که رسالت تبیین و توضیح کلام الهی و کشف و فاش ساختن اسرار وحی را در حد توان بشری بر عهده دارد.
بررسی تاریخی آثار بر جای مانده از علما و دانشمندان اسلامی اعم از شیعه و سنی نشان می دهد که علم تفسیر از همان سده های نخست ظهور اسلام و نزول آیات الهی از علوم مورد اهتمام مسلمانان بوده است رافعی - از دانشمندان بزرگ اهل سنت- ادعا میکند از ابتدای تاریخ در همۀ تاریخ عالم کتابی نبوده است که به اندازه قرآن بر آن شرح و تفسیر نگاشته یا درباره اش تالیف و تصنیف شده باشد. (مصطفی صادق رافعی، اعجازالقرآن، چاپ دوم بنیاد قرآن ص 107) هم او در کتاب اعجاز القرآن می نویسد «صاحب کشف الظنون تفاسیر زیادی برای قرآن نقل و نام آنها را برده است که بالغ بر سیصد و کسری است. چنانچه میگوید تمام تفاسیر را احصاء نکرده و هر کدام از این تفاسیر در مجلدات زیادی آمده است که بعضی تا صد یا متجاوز از آن بوده و در بعضی از کتب تراجم است که «ابوبکر ادفوی» که به سال 387 وفات کرده و در علم قرائت و ادبیات و بسیاری از علوم دیگر پیشوا و منفرد بوده است، کتابی در صد مجلد در تفسیر قرآن به نام «الاستغناء» تالیف کرده است که از نظر «ارنست رینان» در یکی از کتابخانه های اندلس که سوخته است تفسیری در سیصد جلد وجود داشته است» (همان). استاد محمد تقی شریعتی در تفسیر نوین خویش میآورد شعرانی در کتاب «المنن» تفسیری را در یک هزار جلد نام برده است. (شریعتی، تفسیر نوین مقدمه ص 61) در این زمینه میتوان از تفاسیری نام برد که جسته و گریخته از نبی مکرم اسلام (ص) به منزله مفسر حقیقی قرآن و پس از آن وجود مقدس، از امامان معصوم شیعه به منزله حجج الهی و امناء رسول به دست ما رسیده است.
2-1 تعریف تفسیر
معنی لغوی تفسیر از واژه فَسَرَ به معنای روشن کردن و آشکار ساختن، مشخص است. راغب اصفهانی می گوید: «فَسر و سَفر همان گونه که از نظر لفظی قریب هم اند، از لحاظ معنایی نیز به یکدیگر نزدیکند؛ با این تفاوت که فَسر برای اظهار معنای معقول و مفاهیم غیر محسوس و سَفر برای نمودار ساختن اشیای خارجی و محسوس به منظور دیدن است، مثلاً می گوید اَسفَرَ الصبح: سپیده صبح پدیدار گشت» (راغب اصفهانی، مقدمه تفسیر ص 47 )
تفسیر در اصطلاح مفسران عبارت است از زدودن ابهام از لفظ مشکل و دشوار که در انتقال معنای مورد نظر، نارسا و دچار اشکال است. مادۀ فَسَرَ را به باب تفعیل برده اند تا بیان کننده مبالغه در دستیابی به معنا باشد. همان گونه که مادۀ «کشف» را به همین منظور به باب افتعال می برند و «کَشَفَ و اکتشف» هر دو به یک معناست، جز این که دومی برای افاده مبالغه در کشف به کار برده میشود، زیرا قانونی کلی داریم که «زیاده المبانی تدل علی زیاده المعانی» یعنی هر چه تعداد حروف یک کلمه بیشتر باشد به همان نسبت معانی بیشتری را افاده خواهد کرد. از این رو تفسیر تنها کنار زدن نقاب از چهرۀ لفظ مشکل و نارسا نیست، بلکه عبارت است از زدودن ابهام موجود در دلالت کلام. بنابراین، تفسیر هنگامی رخ میدهد که گونه ای ابهام در لفظ وجود دارد که موجب ابهام در معنا و دلالت کلام میشود و برای زدودن ابهام و نارسایی، کوشش فراوانی می طلبد. این نکته مرز بین تفسیر و ترجمه است؛ ترجمه در جایی است که معنای لغوی لفظ را نمیدانیم که با مراجعه به فرهنگها مشکل حل میشود و تلاش و زحمت چندانی هم لازم ندارد. بر خلاف تفسیر که در آن در عین روشنی معنای لغت، هم چنان هاله ای از ابهام بر چهرۀ آن نشسته است.
3-1دلیل نیاز به تفسیر
با آن که می دانیم خدای سبحان قرآن را به گونه ای نازل کرد که نور[1]، هدایت[2]، برای مردم بصیرت[3] و بیان کننده همه چیز[4] است، چرا به تفسیر قران نیاز داریم؟
اساساً قرآن برای آن نازل شد که تا خود بهترین تفسیر برای خویش باشد[5]. با وجود این آیا نیازی به تفسیر احساس میشود؟ پاسخ این سئوال مثبت است. خداوند قرآن را طوری نازل کرده است که خود به خود و ذاتاً بیانی روشن[6] برای تمامی انسانها و تفصیل و تبیینی برای همه چیز است گاهی ابهامی پیش میآید که امری عارضی و خارج از ذات قرآن و بعضاً ناشی از خصوصیت سبک بیانی آن است، قرآن برای عرضه قوانین کلی و اولیه نازل شده است، از این رو به اختصار سخن گفته است (که این خود موجب ابهام میشود) و تفصیل جزئیات مطالب را به بیان پیامبر اکرم (ص) واگذار میکند.
از سوی دیگر، قرآن کریم مشتمل بر معانی دقیق و مفاهیم ظریف و تعالیم و حکمتهای والا دربارة حقیقت خلقت و اسرار هستی است که تودة مردم در عصر رسالت از درک آن ناتوان بودند و پیامبر (ص) و پس از آن حضرت، ائمه و صحابه باید به تبیین و شرح جزئیات آن میپرداختند.
4-1پیدایش تفسیر
قرآن کریم یگانه منبع سرشار معارف عالیة اسلام و مبانی احکام شریعت است و هر که بخواهد بر تعلیم حکیمانة اسلام دست یابد، باید ریشه آن را در قرآن ردیابی کند. مسلمانان درصدر اسلام خواسته های خود را در قرآن جستجو و پاسخ خود رابه روشنی دریافت میکردند، زیرا قرآن به زبان آنان نازل شده بود و با روش ها و شیوه های کلامی خودشان با آنان گفتگو میکرد. از این جهت بر آنان سهل و آسان بود تا مطالب خود را بدون دشواری از قرآن دریافت دارند و گاه اگر با ابهامی در بیان قرآنی روبرو میشدند، حل مشکل نیز برایشان آسان بود و با مراجعة مستقیم به پیامبر اکرم (ص) هرگونه ابهام یا اشکالی را برطرف میکردند.
علاوه بر این پیامبر به طور مداوم قرآن را آیه به آیه بر صحابه تلاوت و مواضع ابهام آن را نیز برطرف میکردند و راه استنباط و بهره ور شدن از مفاهیم عالیه قرآن را به آنان میآموختند.
ابو عبدالرحمان سلمی – دست پروردة عبدالله بن مسعود – می گوید «اساتید قرائت ما (صحابه کبار) چنین گزارش دادند که از پیامبر درخواست میکردند تا قرآن را برایشان تلاوت فرماید و هرگاه ده آیه را می آموختند، از آنها نمی گذشتند مگر آن که نحوة عمل آنها را نیز از وی می آموختند». ازا ین رو تلاوت قرآن را همزمان باتفسیر و نحوة عمل به آن می آموختند. (طبری، جامع البیان، ج 1، ص 27)
با این حال جای شگفتی است که تفاسیر ماثور از پیامبر اندک باشد، ولی این تعجب بی مورد است، زیرا در آن زمان ابزار فهم قرآن فراوان و تمامی آیات مربوط به احکام، تفسیر مبهمات و تفصیل مجملات قرآن بوده و موارد سوال و جواب دربارة تفسیر قرآن که با نص صریح به ما رسیده است، اندک است، زیرا نیاز به بیشتر از آن احساس نمیشده است، ولی همین تفاسیر اندک نبوی، در واقع زیاد بوده است، ولی کمتر نقل شده است. بنابراین، آنچه اندک است، نقل تفسیر است نه اصل و مصدر اصیل آن.
5-1داناترین صحابه به معانی قرآن
ذهبی می گوید «علی اقیانوسی از دانش و شخصیتی توانمند در مقام استدلال بود، دارای ذوق سرشار در مقام استنباط بود و بهرة بالایی در فصاحت خطابه و شعر و عقلی رشید و بصیرتی نافذ داشت. در موارد فراوان، صحابه برای فهم مبهمات امور و روشن شدن مشکلات بدو پناه می بردند». (بلاذری، انساب الاشراف، ص 100 شماره 29).
حاکم نیشابوری از پیامبر (ص) نقل میکند که فرمود «قرآن با علی و علی با قرآن است و این دو، تا هنگام رستاخیز و حضور نزد من از یکدیگر جدایی ناپذیرند». (المستدرک، حاکم، ج 3، ص 127-124) امیر مومنان می فرماید «دربارة کتاب خدا از من بپرسید، زیرا آیه ای وجود ندارد، مگر این که من می دانم در شب نازل شده یا در روز و در دشت فرو فرستاده شده یا در کوهسار».
به وی گفتند:چرا تو از دیگر یاران پیامبر بیشتر حدیث می دانی؟ فرمود: «زیرا هرگاه از او می پرسیدم مرا آگاه می ساخت و اگر سکوت میکردم خود با من آغاز سخن میکرد» (بلاذری، انساب الاشراف، ص 99).
در کتاب کافی از آن حضرت نقل شده است: «آیه ای از قرآن بر پیامبر نازل نشده مگر این که قرائت آن را به من آموخته است و ایشان املا فرمودهاند و من به خط خود نوشته ام، تاویل و تفسیر آیه ها، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه و خاص و عام آنها را به من آموخته است...» (کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 64)
از آن حضرت کتابی به منزله تفسیر ذکر نشده است، ولی این مطلب مورد اتفاق است که آن حضرت مصحفی داشته اند (کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 604). برخی روایات دلالت دارد که مصحف وی مشتمل بر تنزل و تاویل قرآن بوده است و جمعی از دانشمندان نیز یکی از فرقهای مصحف آن حضرت را با قرآن موجود مکتوب بودن تفسیر و تاویل آیات در آن مصحف دانستهاند.
روشن است همة آنچه حضرت علی (ع) در تفسیر و تاویل قرآن کریم بیان فرمودهاند به ما نرسیده است، زیرا همان موانعی که برای رسیدن همة تفسیر رسول خدا (ص) به ما وجود داشته است، برای رسیدن تفسیر حضرت علی (ع) نیز وجود داشته است.
6-1 اهل بیت آگاه به همة معانی قرآن
واژه اهل در لغت به شایسته، سزاوار ومستوجب معنی شده است، و در عرف نیز همین معنی را دارد. کلمه اهل بیت را جمعی به ساکنان خانه معنی کرده اند. راغب نیز از کاربرد مجازی اهل بیت در مورد کسانی سخن گفته است که با فرد پیوند نسبی دارند (راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ قرآن، ص 25) در عرف هم اهل بیت شخصی خانوادة فرد محسوب میشوند که همان زن و فرزندان اوست و گاهی به معنای خاندان و خویشاوندان او نیز به کار می رود. در مورد پیامبر (ص) چون بیت آن حضرت محل نزول وحی و بیت نبوت نیز بوده است کلمه اهل بیت دوکاربرد دارد گاهی از آن، محل سکونت آن حضرت اراده میشود - ویژگی محل نزول وحی بودن آن لحاظ نمیشود- و به معنای خانواده حضرت است و این که بعضی اهل بیت پیامبر (ص) را همسران و دختران و داماد او علی (ع) دانستهاند (المحکم و المحیط الاعظم، ج 4، ص 256) طبق این کاربرد است. گاهی نیز اهل بیت پیامبر (ص) با لحاظ ویژگی محل نزول وحی و خانة نبوت بودن بیت آن حضرت به کار می رود. دراین صورت منظور افرادی است که از نظر علمی و عملی و صفات انسانی شایستة بیت آن حضرت باشند.
شاهد این کاربرد روایات فراوانی است که خبر می دهد نبی اکرم (ص) بارها علی و فاطمه و حسن و حسین صلوات الله علیهم را فراخواندند، پوششی بر آنها افکندند و فرمودند: «اینان اهل بیت من اند» (سنن ترمذی، ج 5، ص 656) در مواردی برخی از همسران آن حضرت (در مورد ام سلمه) که حاضر بوده اند گفته اند: ای رسول خدا ما از اهل بیت تو نیستم؟ حضرت با تعابیر مختلف پاسخ منفی داده است (مسند احمد، ط جدید، ج 10، ص 228 حدیث 2680).
روشن است که حضرت در مقام معرفی افراد اهل بیت خود در کاربرد دوم است، یعنی میخواست افرادی را از خویشان خود به امت بشناساند را که از نظر علمی و عملی شایسته بیت نبوتاند. همچنین نبی اکرم (ص) در حدیث ثقلین اهل بیت را هم سنگ قرآن قرار و عنوان ثقلین را به آنها میدهد که بر عظمت و ارج فوق العاده آنها دلالت دارد که در مورد قرآن و آنان به کار برده شده و تمسک به قرآن و آنان را شرط گمراه نشدن دانسته و از پیوستگی دایم آنان با قرآن خبر داده است. روشن است که اهل بیت در این حدیث معنای دوم را دارد. بدیهی است شناخت دقیق چنین افرادی جز از طریق معرفی خود نبی اکرم (ص) شدنی نیست. از این رو در برخی روایات آمده است، وقتی رسول خدا (ص) حدیث ثقلین را ذکر فرمودند، جابربن عبدالله انصاری پرسید: ای رسول خدا، عترت شما چه کسانی هستند؟ فرمود: «علی و حسن و حسین و امامانی که از فرزندان حسین اند، تا روز قیامت» (صدوق، معانی الاخبار، ص 91)
از برخی روایات معلوم میشود که بعد از پیامبر اکرم (ص)، مفسران آگاه به همه معانی و معارف قرآن منحصر به امیر مومنان و یازده امام پس از ایشان است، مانند روایتی که کلینی در کافی آورده است. از امام باقر (ع) میفرماید: «هیچ کس غیر از اوصیاء نمیتواند ادعا کند که همة قرآن، ظاهر و باطن آن در نزد اوست» (کلینی، اصول کافی، ج 1، حدیث 2، ص 286)
«تردیدی نیست که غیر از رسول خدا(ص) و امیر مومنان (ع)، یازده امام بعد از ایشان نیز به همة معارف قرآن آگاه بوده و توان تفسیر همة معانی آیات کریمه را داشته و هر سوال تفسیری را پاسخ گو بوده اند. در هیچ خبری یا روایتی دیده نشده است که معنای آیه ای از قرآن را از آنان بپرسند و آنان از پاسخگویی ناتوان مانده باشد. این مطلب با توجه به ادله علم امام، قطعی و تردید ناپذیر است». (کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 284، کتاب الحجه ) برخی از روایتها دلالت دارد که همة تنزل و تاویل قرآن و علوم و معارفی که حضرت علی (ع) از رسول خدا (ص) دریافت کردهاند، به یازده امام بعد از ایشان یکی پس از دیگری، منتقل شده و همة آن علوم در اختیار آنان قرار گرفته است. این که هر امامی، همة قرآن را برای مردم عصر خود تفسیر کرده باشد، به این بستگی دارد که مردم عصرشان آنان را شناخته باشند، زیرا وقتی به موقعیت علمی آنان آگاه نباشند و آنان را در حد افراد معمولی بدانند، طبیعی است که برای فهم قرآن و تفسیر آن به نزدشان نمیآیند. همینطور، این امر به علاقه، استعداد و صلاحیت مردم آن عصر منوط است.
هر یک از امامان زندگانی خود به اندازه ای که زمینه فراهم بوده است، برای افراد علاقه مند، در حدی که استعداد و شایستگی داشته اند، آیات را تفسیر و معارف واقعی قرآن را تبیین میکردهاند.
همان گونه که از رسول خدا (ص) و امیر مومنان علی (ع) کتابی در تفسیر به ما نرسیده و بهرة ما از تفسیر آنان منحصر به روایاتی است که در کتب روایی و تفسیری به طور پراکنده نقل یا در کتب روایی جمع آوری شده است، از یازده امام پس از ایشان هم کتاب تفسیری در دست نیست و جز مصحف امیر المومنین (ع) تفسیر مکتوبی برای آنان ذکر نشده است. البته کتابی در تفسیر منسوب به امام حسن عسگری (ع) هست که چاپ شده و موجود است. ابن ندیم نیز کتابی را با عنوان کتاب الباقر (ع) در شمار کتابهای تفسیری ذکر کرده است که دربارة این دو کتاب بحث و اختلاف وجود دارد.
7-1 مفسران صحابی
سیوطی میگوید: ده نفر از صحابه به تفسیر مشهورند، ولی دلیل و شاهدی را بر مفسر بودن آنان ذکر نمیکند. تنها دربارة چهار نفر از آنان علی (ع)، ابن عباس، ابن مسعود، و ابی بن کعب توضیح میدهد و روایاتی را در بیان علم آنان به معانی قرآن و مفسر بودن آنان نقل میکند (سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ج 2، ص 1227-1233).
8-1 عبدالله بن مسعود
او از نخستین ایمان آورندگان و اولین کسی بود که پس از پیامبر (ص) آشکارا و با صدای بلند در مکه قرآن را تلاوت میکرد و آن را به گوش قریش می رسانید که در این راه آزار شکنجه های فراوان دید. در اکثر کارها به پیامبر خدمت میکرد. وی آب وضو و مسواک و کفشهای پیامبر را نگه می داشت و هرگاه بلند میشد کفشهای پیامبر را به وی می پوشاند و هرگاه مینشست آنها را از پای پیامبر در میآورد و با خود بر می داشت. به هنگام راه رفتن، پیشاپیش حضرت راه می افتاد. به هنگام حمام گرفتن پیامبر را میپوشانید. هرگاه می خوابید بیدارش میکرد و بدون هیج مانعی وارد خانة پیامبر میشد، به گونه ای که گمان می رفت وی از اهل بیت پیامبر (ص) است و از همه مردم بر حفظ قرآن بیشتر مواظبت می کرد. ابن مسعود بر فراگیری دانش خصوصاً معانی قرآن بسیار همت می گماشت. او می گوید: «هر کدام ازما اصحاب که ده آیه از قرآن را می آموختیم، از آن نمی گذشتیم مگر این که مفاهیم آنها و نحوة عمل کردن بدان مفاهیم را نیز بیاموزیم».
وی همچنین علاقه زیادی به گسترش دانش در میان مردم داشت. مسرق بن اجدع می گوید: عبدالله بن مسعود سوره ای بر ما تلاوت میکرد و دربارة آن سخن میگفت و در تمامی طول روز برایمان تفسیر میکرد». (حلیه الاولیاء ج 1، ص 124). همة اصحاب پیامبر (ص) به فضل و دانش او نسبت به کتاب و سنت اذعان دارند.
ابن مسعود بعد از پیامبر تنها نزد علی (ع) دانش اندوخت و از جلمه کسانی بود که پیوند خود را با اهل بیت محکم ساخته بود و از روش راستین آنان تا واپسین لحظات دوران زندگی دست بر نداشت. او درجهان تفسیر، جایگاهی برجسته دارد. از او در تفسیر مطالب فراوان بر جای مانده است و سندهای منتهی به وی متقن و خلل ناپذیر است.
9-1 ابی بن کعب
دیگر مفسر برجسته در میان صحابه، ابی بن کعب انصاری خزرجی است که هنگام ورود پیامبر به مدینه منوره نخستین کاتب پیامبر و در میان مسلمانان به دو لقب مشهور بود. 1- سید السلمین 2- سید القراء.
وی درزمان خلافت عثمان ریاست گروهی به عهده گرفت. را که مامور بودند قرآن های مختلف را یکسان کنند از او در زمینه تفسیر، روایات فراوانی در دست است که بیشتر آنها سندهای معتبر دارد. جلال الدین سیوطی می گوید: از ابی بن کعب مجموعة عظیمی از تفسیر باقی مانده است که ابوجعفر رازی از ربیع بن انس و او از ابوالعالیه از ابی بن کعب نقل کرده و اسناد آن هم صحیح است (سیوطی، الاتقان، ج 4، ص 210-209)
10-1 عبدالله بن عباس
ابن عباس از چهره های فروزان جهان علم و دانش به شمار می رفت. به ویژه مهارت وی در تفسیر و تاویل قرآن، شهرة آفاق بود تا جایی که او را ترجمان القران میگفتند وی آنچه را به تفسیر و تاویل قرآن مرتبط بود، میدانست. او تربیت یافته مکتب مولی امیر مومنان (ع) است و در رتبة علمی به جایی رسید که امیر مومنان دربارة او گفت «گویا از پس پردة رقیق (نازک) به حقایق غیبی می نگرد». جای شگفتی نیست، نتیجه تاثیر دعای پیامبر اکرم است که دربارة او چنین دعایی کرد «خداوندا او را تفقه در دین و تاویل قرآن ارزانی دار»(الاصابه، ج 2، ص 334-330) پیامبر (ص) همچنین درباره او می گوید: «هر میدانی را سواره ای است و سوارة میدان تفسیر ابن عباس است» (مجلسی، بحار الانوار، ج 22، ص 343)
او در دامن پیامبر بزرگ شد و پس از وفات رسول خدا (ص) ملازم و همراه همیشگی خاندان نبوت بود امام علی (ع) او را پروراند و نیکو تربیت کرد. از او با سندی صحیح روایت شده است: «آنچه از دست مایة تفسیری اندوخته ام از معدن فیض علی (ع) بوده است.
وی به درخانة هر یک از اصحاب میرفت که گمان می رفت نزد او دانشی باشد و در تحصیل علم از هیچ کوششی هر چند مشقت بار فروگذار نکرد.
وی به جهت فراوانی دانش به لقب (حبر الامه) و (بحر) نامیده میشد. در دهة اول وفات پیامبر گرامی اسلام ابن عباس کار خود را منحصر به تفسیر قرآن و استنباط معانی آن کرد (زرکشی، البرهان، ج 2، ص 157). در صورتی که دیگر صحابه را اموری دیگر چون گردآوری قرآن و آموزش قرائت آن، آموزش آداب و احکام قضاوت، عهده داری امور سیاسی و... به خود مشغول ساخته بود.
ابن عباس در این میان تمام همت خویش را گرد فهم قرآن، آموزش، استنباط مفاهیم و بیان آن نهاده است و در پی جبران آنچه در زمان حیات پیامبر (ص) به جهت کمی سن و عدم آمادگی از کف داده بود، برآمد.
او دانش تفسیر را نزد امام علی (ع) فرا گرفت، لذا در تفسیر از شیوه ای درست پیروی کرده است. وی انواع مختلف تفسیر را این گونه بیان میدارد: «تفسیر چهار گونه است: نخست آن نوع که عرب با بهره گیری از زبان خویش می فهمد. دوم، گونهای که هیچ فردی در ندانستن آن معذور نیست. سوم، آن گونه که تنها دانشمندان می دانند و چهارم آن که کسی جز خداوند از آن آگاهی ندارد. (طبری، جامع البیان، ج 1، ص 26)
11-1 ویژگی تفسیر صحابه
1- سادگی و بی پیرایگی، در حدی که برای حل مشکل یا برطرف ساختن ابهام، با عبارتی کوتاه و بیانی رسا، در غایت ایجاز ارائه میشد.
2- سلامت و پیراستگی از جدل و اختلاف. در آن دوران، مبنا و جهتگیری و استناد در بین معنای آیه یکی بود.
3- پیراستگی آن از تفسیر به رای.
4- پاک بودن آن از اساطیر و افسانهها که از جملة آن اسرائیلیات (داستانهای بنی اسرائیلی) است.
5- قاطعیت و خالی بودن از شک و تردید و بر نتافتن تردید ها؛ در آن دوران، مستند تفاسیر واضح و صریح و ابزار روشن کنندة مراد آیه فراوان بود و دلایلی که برای تفسیر آیه اقامه میشد به خوبی آشکار بود. (معرفت، تفسیر و مفسرون، ج 1، ص 293)
تفسیر در آغاز کار تنها به صورت شفاهی آموخته میشد و در سینه ها می ماند و از نسلی به نسل دیگر منتقل میشد. در تمام عهد رسالت و دورة صحابه و عصر تابعان نخستین، وضع تفسیر بر همین منوال بود تا این که در دورة تابعان رفته رفته در دفاتر و لوحهایی ثبت و ضبط شد و بدین گونه در نیمههای قرن دوم که تدوین حدیث رواج یافت، در کنار آن تدوین تفسیر هم آغاز شد. شاید بتوان گفت: نخستین کسی که تفسیر را در دفتر ها و لوحها نوشت، «مجاهدبن جبر» است. ابن ابی ملیکه می گوید: مجاهد را دیدم که دربارة تفسیر قرآن از ابن عباس می پرسید و همراه خود لوحهایی داشت. ابن عباس به او می گفت: بنویس و او می نوشت» (تفسیر طبری ج 1، ص 31 ). او تفسیری ناپیوسته دارد که از سورة بقره تا پایان قرآن را به ترتیب شامل میشود.
12-1 مکتب تفسیری مفسران آگاه
دربارة این که قرآن را چگونه باید تفسیر کرد نظریة جامع و صریحی از مفسران آگاه به همة معانی قرآن -رسول خدا (ص) و اهل بیت معصوم آن حضرت - در دست نیست. البته در تفسیر بخشی از آیات قرآن و در بیان اموری مانند نکوهش تفسیر به رای، تفسیر بدون علم، دور بودن تفسیر قرآن از عقول انسان و نکوهش کسانی که بدون صلاحیت لازم به تفسیر قرآن پرداختهاند، روایات فراوانی از آن بزرگواران در تفاسیر و کتب روایی، به صورت پراکنده، نقل شده است.
سیره عقلا در محاورات و فهم و تفسیر معانی کلام، بر حسب روش شناسی قرآن این است که معنی و مفهوم هر کلامی را بر اساس مفاهیم عرفی کلمات و ادبیات ویژه آن کلام و باتوجه به همة قراین متصل و منفصل آنها به دست می آورند. در روایات نقل شده از معصومین، نه تنها این روش که در همة زمان ها و در عصر آن بزرگواران معمول بوده است، رد نشده است، بلکه زوایایی از آن تایید شده و این کاشف از قبول این روش نزد آنان است. بر این اساس میتوان گفت، مکتب تفسیری و نظریه آنان دربارة تفسیر قرآن، این است که قرآن را باید به روش عقلایی و عرفی تفسیر کرد.
13-1 شکل گیری مکاتب تفسیری
تفسیر در گذر مراحل پیشرفت و با گذشت زمان، الوان و اشکال مختلفی پیدا کرد. انواع و اشکال تفسیر همچنان ادامه داشته و دارد و در هر عصری وجود آنها تداوم یافته است. بنابراین، میتوان گفت مفسران تفاسیر گوناگون و متنوعی را دارند و بر اساس مهارتهایشان در زمینه های علوم و فنون و متناسب با تخصصشان در معارف گوناگون، هر روز تفاسیری تازه مینویسند. بررسی تفاسیر موجود گویای این واقعیت است که مفسرین از روش واحدی در تفسیر قرآن پیروی نکردهاند، بلکه هر یک از زاویه ای خاص به قرآن نگریسته و هر کدام روش و متد ویژه ای را در تفسیر کلام حق برگزیدهاند که البته عوامل گوناگون در پیدایش تنوع مشرب های تفسیری دخالت داشته اند. به نظر می رسد، مهمترین خواستگاه تنوع مشرب ها و کتب های تفسیری، موضوع کار مفسیرین یعنی قران است. ساختار منحصر به فرد این کتاب آسمانی به گونهای است که تمام گروه ها و نحله، با همة تفاوتهایی که دارند، رابطه ای عمیق و ویژه بین خود و قرآن احساس میکنند. عمق این رابطه گاهی به حدی است که هر یک می پندارند، که قرآن فقط با زبان آنان سخن گفته است.
آنچه مفسران را هر چه بیشتر ترغیب و تشویق میکرد، تا با فضای حاکم بر فکر و اندیشه و ابزار عملی مخصوص به خود، به تفسیر قرآن روی آورند و بی هیچ هراسی، قرآن را به گونهای تاویل یا تفسیر کنند که میفهمند، مجموعه ای از روایات است که از اهل بیت اطهار به دست ما رسیده و بیان کننده، تاویل پذیر بودن آیات و لایه مند بودن قرآن است.
امام صادق (ع) از پیامبر گرامی اسلام از طریق پدرانش نقل میکند که پیامبر دربارة قرآن فرمودند: «قرآن ظاهری دارد و باطنی، ظاهرش حکم و باطنش علم است. ظاهرش زیبا و باطنش عمیق است». علامه مجلسی در بحار الانوار روایتی به این مضمون میآورد: «قرآن چهار مرحله دارد: عبارت، اشارت، لطایف و حقایق. عبارت برای عوام است؛ اشارت قرآن برای خواص است، لطایف برای اولیاء است و حقایق قرآن در خور شان انبیاء (مجلسی، بحار الانوار، ج 89، ص 20)
با چنین ترسیمی از قرآن هر مفسر صاحب اندیشه ای این حق را برای خود محفوظ میدارد که به میزان بضاعت علمی و با ابزار مخصوص، خود را به این دریای بی منتها و سرچشمه جوشان و پایان ناپذیر برساند؛ به تعبیر امیرالمومنین (ع) در نهج البلاغه: «خداوند قرآن را برای رفع تشنگی علماء و دانشمندان گوارا ساخت و برای دلهای فقهاء بهاری سرسبز و باطراوت گردانید و برای عارفان و صالحان راههای استدلال و احتجاج را فراهم آورده است».
از دیگر عوامل پیدایش مکاتب تفسیری، حاکمیت فضای خاص اجتماعی و سیاسی در هر عصر و زمان بوده است. چنانچه جدای از عامل مذهب، گرایشات و سلایق خاص فکری که در شکل پذیری برخی از مشارب نظیر دو مشرب تفسیری کلامی و حدیثی به طور عام موثر بوده است. وضعیت خاص سیاسی و اجتماعی هر عصر، بستر تکثیر و پویایی جریاناتی شد که میتوانستند با فضای خاص پدید آمده سازگاری کامل داشته باشند. کوتاه سخن این که عوامل و مولفههای متعدد اجتماعی، مذهبی و فکری نیز جدای از ساختار خاص کتاب الهی و روایات معتبر که باب تاویل را برای مفسرین گشودند، در پیدایش مکاتب تفسیری دخالت مستقیم داشتهاند.
14-1 تاویل گرایی فصل مشترک همه مکاتب تفسیری
نکته مهم این است که این مکاتب با تنوع و تفاوتهایی که در آنها دیده میشود، در یک نقطه با هم تلاقی میکنند و آن نقطه پدیده ای به نام «تاویل گرایی» است که در همة آنها کم یا بیش ردپایی از آن به چشم میخورد؛ حتی مشرب های حدیثی موجود در میان اهل سنت نیز دراین میان از تاویل آیات بی نصیب نماندند و آیاتی از قرآن را بر مبنای احادیث و روایات مجعول و غیر معتبر تفسیر و تاویل کردند.
با توجه به اهمیت مسئله «تاویل» و نقش و جایگاه آن در مکاتب تفسیری نکاتی را دربارة تاویل و تاویل گرایی بیان میکنیم.
در گذشته تفسیر و تاویل دو لفظ مترادف بود، لذا طبری در تفسیر خود «جامع البیان» آن دو را به یک معنا گرفته است، ولی در اصطلاح متاخران، تاویل به معنایی مغایر با تفسیر و شاید اخص از آن به کار رفته است.
تفسیر عبارت است از رفع ابهام از لفظ دشوار و نارسا، ولی تاویل دفع شک و شبهه از اقوال و افعال متشابه محسوب میشود. بنابراین، تاویل در موردی به کار می رود که ظاهر لفظ یا عمل، شبهه انگیز باشد. به طوری که موجب پوشیدگی حقیقت معنای کلام و غرض اصلی گوینده شده باشد و وظیفه تاویل کننده برطرف کردن این خفا و نارسایی است. بنابراین، تاویل علاوه بر رفع ابهام، همزمان، دفع شبهه نیز میکند. به تعبیر برخی تفسیر با عبارت سروکار دارد و تاویل با اشارت. تاویل از ریشه (اول) به معنای بازگشت به اصل گرفته شده است؛ تاویل لفظ متشابه یعنی توجیه ظاهر آن به طوری که به معنای واقعی و اصیل خودش باز گردد. در قرآن کریم تاویل به سه معنا آمده است:
1- توجیه ظاهر لفظ یا عمل متشابه به گونه ای صحیح که مورد قبول عقل و مطابق با نقل باشد (فاما الذین فی قلوبهم زیع فیتبعون ماتشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تاویله و ما یعلم تاویله الا الله و الراسخون فی العلم) (ال عمران – 7).
2- تعبیر خواب (و یعلمک من تاویل الاحادیث) (یوسف -6).
3- فرجام و حاصل کار؛ به عبارت دیگر، تاویل یک موضوع یعنی آنچه که آن موضوع بدان منتهی میشود (ذلک خیر و احسن تاویلا) (نساء – 59).
مجموع تاویلاتی که در ارتباط با آیات قرآنی انجام میشود را می توان در دو طبقه دستهبندی کرد:
1- تاویلات مستهجن 2- تاویلات مستحسن
شکی نیست که برخی از تاویلات بدون رعایت اصول تاویل و ضوابط مربوط به آن انجام میشود. یکی از اصول مهم وجود دلیل برای انصراف و دست کشیدن از ظواهر قرآن است. در مورد بعضی از تاویلات نه تنها دلیلی بر صحت آنها وجود ندارد، بلکه بسیار از معنای اولی آیات دورند و کمترین مناسبتی بین معنای مؤول و ظاهر آنها دیده نمیشود. متاسفانه این گونه تاویلها حتی به آیات الاحکام که جزء محکمات قرآن به شمار می رود نیز سرایت کرده است. در حالی که معانی آنها روشن و صریح است و متشابهات قرآن را نیز باید با توجه به آنها تفسیر کرد. این که به پاره ای از تاویلات افراطی و غیر مستند اشاره میکنیم که برخی از فرقههای اسلامی انجام دادهاند، یکی از مهمترین فرقههای مهم تاویلی، باطنیان (فرقه اسماعیلیه) است که از نظر آنها قرآن و تمامی شریعت همه رمز و راز است و هر که نتواند راز آنها را دریابد به تعبیر «ناصر خسرو» بی فرمان شود.
باطنیان مراد از «اقیموا الصلوة» را اطاعت از امام، «صوم» را نگهداری اسرار، «بهشت» را کنایه از علم و عقل و «جهنم» را کنایه از جهل می دانند. تاویلات مستحسن، تاویلاتی است که با توجه به ادله و بر حسب ضرورت صورت می پذیرد و در عرف مفسرین هم اصل تاویل ضروری و هم نوع تاویل امری قابل قبول باشد. نظیر تاویلات در خصوص آیاتی که حمل آنها بر ظاهر آیات امکان پذیر نیست، آیاتی نظیر «وقالت الیهود یدالله مغلوله» [7] «ان ربک لبالمرصاد»[8]، الرحمن علی العرش استوی»[9]، «کان عرشه علی الماء»[10] «جاء ربک» [11]
با توجه به مطالب فوق اصل تاویل نه تنها امری مذموم و ناپسند نیست، بلکه در پاره ای از موارد ضروری و لازم است. در اصل تفسیر، تفسیر به رای مذموم است و در تاویل – مذمومتر - تاویل به رای، اما تاویلاتی که با توجه به عناصری همچون احاطه لازم بر زبان قرآن و دقایق و لطایف قرآنی و نیز درک عمیق و فهم انیق و دانشی استوار و باطنی مطهر از آلودگی ها و محفوظ از لمس و مس شیاطین اوهام، صورت پذیرد، نه تنها بی اشکال است، بلکه امری ممدوح و پسندیده محسوب میشود.
15-1 مکاتب تفسیری
مفسرین از میان روشهای تفسیری شمرده شده به چند مکتب بیشتر پرداخته اند. و تفاسیر قابل توجهی در این زمینه ها نگاشته شده است؛ از جمله این تفاسیر چهار مکتب تفسیری زیر است:
1- مکتب روایی محض 2- مکتب کلامی 3- مکتب عرفانی 4- مکتب فلسفی
16-1 مکتب روایی محض
منظور از مکتب تفسیری روایی محض، نظریه و روشی است در تفسیر، که هیچ گونه اجتهادی را در فهم و تفسیر معنای آیات قرآن روا نمی داند و هیچ تفسیری را برای آیات جز تفسیری که در روایات بیان شده معتبر نمی داند و بر این اساس می گوید در تفسیری که برای قرآن نوشته میشود باید به ذکر روایات تفسیری اکتفا شود.
این سبک از تفسیر از زمان امام علی (ع) آغاز میشود، نه به شکل مدون آن، بلکه در لابلای احادیث موجود. تحقیقات پژوهشگران علوم قرآنی حکایت از آن دارد که در روزگار امیر المومنین علی (ع) غالباً تفاسیر از محدودة نقل روایت و تبیین مختصر لغات فراتر نمیرفت و شعبه ای از علم حدیث محسوب میشد.
این مکتب در گذشته هم در بین اهل تسنن طرفدار داشته است و هم در بین شیعه با این تفاوت که طرفداران سنی این مکتب، تفسیر را تنها با روایت پیامبر (ص) و صحابه و تابعین روا می دانستهاند و طرفداران شیعة آن تفسیر را فقط با روایت پیامبر (ص) و امامان معصوم که سخنشان مانند سخن پیامبر (ص) حجت است، جایز می دانسته اند.
در تاریخ تفسیر قرآن افرادی طرفدار این مکتب بوده اند و از تفسیر قرآن خودداری میکردند. هرگاه از (ابو دائل شقیق بن مسلمه) چیزی از معنای قرآن را می پرسیدند، می گفت: «قد اصاب الله الذی به اراد» خدا هر چه را که از آن اراده کرده باشد، خطا نکرده است». راغب در مقدمه جامع التفاسیر میگوید:
«مردم در تفسیر قرآن اختلاف کرده اند که آیا برای هر دانشمندی جایز است که در آن وارد شود، برخی در مورد آن سخت گرفته و گفته اند برای هیچ کس هر چند دانشمند ادیب و متبحر در شناخت ادله و فقه و نحو و اخبار و آثار باشد، جایز نیست که چیزی از قرآن را تفسیر کند و تنها برای اوست که به روایات پیامبر (ص) و صحابه ای که شاهد نزول آیات بوده و تابعینی که از آنان فرا گرفته اند، منتهی شود». (راغب اصفهانی، مقدمه جامع التفاسیر، ص 93 )
محمد امین استرآبادی - اخباری معروف- مدرک مسائل غیر ضروری دین اعم از اصول و فروع را منحصر به سخن معصومین (ع)،میداند و دلایلی را برای آن ذکر میکند (استرآبادی، الفوائد المدینه ص 128). سخن وی مستقیماً در تفسیر قرآن و کیفیت آن نیست، ولی انحصار مدرک مسائل نظری دین در سخن معصومین (ع) مستلزم کاشف ندانستن دلالت آیات قرآن از مراد خدای متعال و حجت ندانستن آن حتی بعد از تفسیر و آشکار کردن آن است و اگر تفسیر غیر روایی را حرام نداند، دست کم آن را غیر قابل اعتماد و احتجاج و عبث و بیهوده می داند. نمونههایی از تفاسیر ماثور عبارتند از:
1- کتاب تفسیر القرآن صحیح بخاری؛
2- کتاب التفسیر صحیح مسلم؛
3- کتاب التفسیر القرآن سنن ترمذی؛
4- کتاب التفسیر المستدرک علی الصحیحین؛
5- تفسیر عیاشی؛
6- تفسر فرات کوفی؛
7- تفسیر عبدالرزاق؛
8- تفسیر القرآن العظیم ابن ابی حاتم رازی؛
9- الدر المنثور؛
10- البرهان فی تفسیر القرآن؛
11- نور الثقلین.
17-1 مکتب کلامی
تاویل و تفسیر آیات قرآن بر اساس اصول و معیارهای اعتقادی و کلامی در میان متفکرین و اندیشمندان علم کلامی، خصوصاً فرقه های کلامی اهل سنت، امری رایج و قابل توجیه به شمار میرفت.
معتزله و اشاعره (به منزله دو فرقة عمده از اهل سنت) در یک رویارویی طولانی و نبردی نفس گیر که نهایتاً به شکست مکتب اعتزال و حاکمیت تفکر اشعری بر جهان اسلام انجامید چاره ای جز تمسک به آیات متشابه و ظواهر بعضی از آیات برای تحکیم مبانی فکری خود نداشتند.
فخر رازی از شخصیتهای برجسته و بارز مکتب اشعری است که آثار علمی بسیار ارزشمندی در زمینه های گوناگون از جمله تفسیر از او بر جای مانده است. به تعبیر استاد شهید مطهری،مکتب اشعری گرچه به وسیله امام فخر رازی رنگ کلامی را از دست داد و به فلسفه نزدیک شد. مع الوصف «تفسیر کبیر» فخر رازی خود مملو از مباحث کلامی و اعتقادی است. مفسر تلاش داشته است که آیات را مطابق با اعتقادات کلامی و مذهبی خود تفسیر و تاویل کند. همچنین، تفاسیری که ابوالقاسم بلخی، ابومسلم محمد بن بحر اصفهانی، قاضی عبدالجبار وعلی بن عیسی رمانی نگاشته اند، از تفاسیر کلامی است که مطابق با اصول اعتقادیشان به رشته تحریر درآمده است. در میان تفاسیر شیعه نیز تفسیر «تبیان» شیخ طوسی به دلیل گستردگی طرح مسایل کلامی به تفسیر کلامی شناخته شده است و کتاب «امالی» سید مرتضی و کتاب «حقایق التاویل فی متشابه التنزیل» از شریف رضی نیز به طرح و تفسیر آیات بر اساس اصول و مبانی کلامی به نگارش درآمد.
18-1 مکتب عرفانی
عرفا معتقدند قرآن سراسر اسرار و لطائف است و این اسرار و رموز جز از طریق تصفیه نفس و تزکیه باطن و ابزار کشف و شهود قابل درک نیست. ً بعضی عرفا مطالبی را در قالب اشراقات، مکاشفات و واردات قلبی بیان می دارند که بسیار از ظاهر آیات دور است.
عرفان یعنی شناخت، شناختی که بر اثر سیر و سلوک و مجاهدت با نفس از دریافتهای باطنی به دست می آید. بشر از روزی که خود را شناخته است، برای شناخت جهان و پی بردن به راز آفرینش، تلاش خستگی ناپذیری را آغاز کرده است که همچنان ادامه دارد. در این راه کوشش فراوانی به خرج داده شده و اندیشه های گوناگون پدید آمده که بر اثر آنها مکتبهای متنوع و مختلفی به وجود آمده است. در پی آن که هستی چیست؟ از کجا نشات گرفته است؟ به کجا میرود؟ و هدف نهایی آن کدام است؟ رشته های مختلف فلسفه پدید آمدهاند؛ از جمله مکتب مشاء و مکتب اشراق که مشرب تصوف و عرفان به گونه ای بازماندة آن است. تصوف و عرفان از یک سرچشمه نشات گرفته اند و هر دو، حاصل یک واقعیتند. عنوان تصوف بیشتر به جنبة عملی و سلوک این مکتب و عرفان به جنبة نظری و اندیشه و دریافت آن ناظر است.
لذا عرفان شعبه ای از فلسفه است که حکمت نظری و عملی را به هم آمیخته و راه شناخت و سلوک را از یافته های باطنی به دست آورده است و مسلکی است که از دیر باز به یادگار مانده است. اساساً اهل عرفان خود را خواص و برخی از سرشناسان خود را خاص الخواص می دانند و بر این باورند که راه آنان برای دریافت مطالب و اسرار نهفته بر همگان (طبقه عامه) پوشیده است.
از طرفی، قرآن که دارای ظهر و بطن است، مفاهیم بلند و گسترده ای دارد که از اسرار پنهانی آن محسوب میشود و فهم آنها مخصوص خواص است که با اسرار شریعت سروکار دارند، به این دلیل که قرآن معانی باطنی را برای فهماندن به خواص با رمز و اشاره بیان کرده است، اینان نیز باید با همان شیوة رمز و اشاره اسرار نهانی قرآن را ابراز کنند و ظاهر قرآن را برای طبقه عوام واگذارند.
یکی از شاخصهای تفاسیر عرفانی، ناهماهنگی در تفسیر و تاویل آیات قرآنی است و این، ناشی از اختلاف ذوقهاست که در دریافتها و تعبیرها موثر بوده است، زیرا ذوق امری شخصی و تابع سلیقه است و نمیتواند با ذوق شخص دیگر برابر باشد. به این دلیل، گونهای بیمبنایی بر سراسر تفاسیر اهل عرفان حاکم و هر کدام متفاوت است.
تفسیر بر مبنای تاویل، از قرن سوم هجری به دست ابومحمد سهل بن عبدالله تستری آغاز شد. وی قرآن را به شیوة صوفیان و اهل تاویل تفسیر میکرد. او از عارفان بزرگ و در زهد و بی اعتنایی به زخارف دنیوی کم نظیر بود و کراماتی به او نسبت دادهاند.
19-1 معروفترین تفاسیر عرفانی
1- تفسیر تستری؛
2- تفسیر سلمی (حقائق التفسیر)؛
3- تفسیر قشیری (لطائف الاشارات)؛
4- کشف اسرار و عده الابرار؛
5- تفسیر ابن عربی؛
6- التاویلات النجمیه؛
7- عرائس البیان فی حقایق القرآن؛
8- تفسیر کاشفی (مواهب علیه)؛
9- تفسیر حکیم صدرالتمالهین شیرازی.
20-1 مکتب فلسفی
گروهی دیگر از مفسرین تحت تاثیر کامل مشرب حکمی و اندیشه های فلسفی به تفسیر و تاویل آیاتی از قرآن اقدام کردند که این امر به پیدایش روش تفسیری دیگری، به نام مکتب تفسیری فلسفی انجامید. در این روش تفسیری، مفسر تلاش میکند که آیات را تا به آنجا که به «تفسیر به رای» نیانجامد بر اساس اصول پذیرفته شده در فلسفه و مبانی حکمی خویش تفسیر وتاویل کند و تحت تاثیر فضای خاص حاکم بر فکر و روحش به توجیه برخی از آیات بپردازد و اگر بتواند از قرآن، اصول و قواعد عام فلسفی را بیرون کشد و یا دلیلی از آیات بر مدعای خود بیابد.
در کتب روشهای تفسیری غالباً تفاسیر فلسفی را ذیل تفاسیر عقلی یا اجتهادی قرار دادهاند، آن گاه به بررسی مفهوم اجتهاد و عقل و جواز کاربرد آنها در تفسیر قرآن کریم پرداختهاند. متخصصانی که روش تفسیر فلسفی را مجزا مورد توجه قرارداده اند، توجه به آیات متشابه، گرایش به تاویل، تحمیل نظریات فلسفی بر نصوص دینی و عقلانیت را از ویژگیهای تفاسیر فلسفی دانسته اند (ذهبی، ج 1، ص 41). این نکته مسلم است که تفاسیر فلسفی عقلی اند و مفسر در جریان تفسیر از عقل بهره می برد، اما نکته اینجاست که عقل چیست؟ و کاربردآن درتفسیر چگونه است؟ در اینجا احتمالاتی مطرح است که مختصراً به آن اشاره می کنیم:
1- عقل همان نیروی فکر و ادراک است که بدون آن فهم و تفسیر ممکن نیست.
2- عقل ابزاری است برای جمع بندی شواهدو احتمالات مختلف و استخراج معنای نهایی از بین معانی محتمل.
3- عقل نیرویی است که دارای قواعد و قوانین قطعی است، و تفسیر عقلی تفسیری است که آن قوانین قطعی را به عنوان ادله لبی در تخصیص یا انصراف یا تعیین معنای آیات مد نظر دارد. (رضایی اصفهانی، ص 175)
لازم به ذکر است که می توان سه احتمال فوق را به دو احتمال تقلیل داد. احتمال اول، عقل را به معنی قوه درک و فهم کلام اخذ کرده است که اساساً بدون آن هیچ گونه تفسیری حتی تفسیر ادبی و عرفانی، ممکن نیست. بنابراین، این معنی از عقل را نمیتوان به عنوان وجه تمایز تفسیر عقلی از غیر آن دانست. چه عقل به این معنی در هر تفسیری کاربرد دارد. لذا فقط دو احتمال 2 و 3 برای معنای عقل باقی می ماند.
صاحب تسنیم چه بسا همین دو معنی را تحت عناوین عقل به مثابه مصباح و عقل به مثابه منبع مورد اشاره قرار داده و بر آن است که «گاه نقش عقل آن است که معنای آیه را از ملاحظه و جمع بندی آیات و روایات در می یابد، این عقل را عقل مصباحی می نامند. چنین تفسیری را اگر چه عقلی گفتهاند، از نوع تفسیر به ماثور است. این تفسیری در نهایت به کمک آیات یا روایات انجام است. گاه عقل در جریان تفسیر، به آنچه با اتکاء به منبع ذاتی خویش و به وساطت براهین قطعی، ثابت یا نفی کرده است، استناد میکند. آنچه را که ثابت کرده است، به نفع هیچ آیه ای نفی نمیکند و آنچه را نفی کرده است به نفع هیچ آیه ای اثبات نمیکند. چنین عقلی به مثابه یک منبع است و یافته خویش را به منزله مخصص، مقید یا سبب انصراف آیات و یا مرجح صحت یک معنی از بین معانی محتمل قرار می دهد». (جوادی آملی، تسنیم، ج 1، ص 170-57)
چنین تفسیری را به معنی واقعی می توان تفسیر عقلی خواند. تفاسیر فلسفی یا به تفاسیر عقلی ملحق شده اند و یا اگر مجزا مورد بررسی قرار گرفته اند از عقلانیت، تاویلات فلسفی و توجه به متشابهات به منزله خصایل عمده آنها یاد شده است. به نظر می رسد آنچه گفته شد برای معرفی و تعیین هویت تفسیر فلسفی کافی نیست، زیرا تحلیل و فروکاستن تفسیر فلسفی به تفسیر عقلی خالی از مغالطه کنه و وجه نیست. وجهی از وجوه تفسیر فلسفی عقلانیت است، اما این ویژگی کنه تفسیر فلسفی را نشان نمی دهد. به تعبیر دیگر، می توان گفت در تفسیر عقلی عقلانیت حاکم است، اما در تفسیر فلسفی امری فراتر از عقلانیت یعنی عقلانیت منسجم و نظام مند و به بیان دیگر نظام فلسفی حاکمیت دارد. عقلی را که تابع نظامی خاص نباشد یا نظامی خاص را نپذیرفته باشد، نمیتوان عقل ندانست و تفسیری که با چنین عقلانیتی پدید آید قطعاً تفسیری عقلی است. چنین تفسیری در نهایت به اصول متعارفه عقل و بدیهیات متکی است، اما تفسیر فلسفی به اصول و بنیادهای یک نظام فلسفی اتکا دارد.
تفسیر فلسفی قرآن، تفسیری است که همه اجزا قرآن را در یک نظام یک پارچه و منسجم می بیند و چنین نگرشی لوازم و توابعی دارد که صرفاً نگاه عقلی به قرآن چنان لوازمی را به دنبال نخواهد داشت. تفسیر فلسفی نه تنها قرآن را در نظام فکری و منطبق با اجزاء و اضلاع آن نظام تفسیر میکند، بلکه قبل از آن عقل را نیز به همین گونه در نظام خویش مورد تفسیر و تعبیر قرار میدهد. لذا آنچه در این جا احاطه و سیطره دارد، نظامی منسجم است که اگر فی المثل فلسفه اسلامی باشد، از مبداء هستی و اوصاف او گرفته تا عالم ماده و سپس عالم آخرت و غیر از اینها انسان و قوه تعقل و شناسایی او و کیفیت تحصیل شناخت و معرفت، همه و همه را درچهارچوبی منسجم و هماهنگ تفسیر و تبیین کرده است. غیر از این، مسئله غایتمندی هستی و لزوم ایصال هر ممکن و از جمله انسان به غایت خویش و لزوم هدایت عام الهی و هدایت خاص انسان در قالب وحی، نیز جزئی از این نظام منسجم فلسفی است که هر یک به مفهومی خاص تعریف و مورد تبیین فلسفی قرار گرفته اند.
فی المثل وحی در این نظام نه به منزله یک مفهوم کلامی که استماع و ابلاغ، هویت آن را تشکیل می دهند، بلکه به مثابه یک معرفت و شناخت مورد بررسی قرار می گیرد که فهم، اساسی ترین عنصر آن است.
بنابراین، فیلسوف مسلمان خواه مفسر قرآن باشد یا نباشد، پیشاپیش هویت وحی و کیفیت تنزل معرفت وحیانی و لزوم آن و مقاصد و اهداف آنرا تبیین کرده است و وقتی وارد تفسیر قرآن شود و شان یک مفسر را ایفا کند بی تردید قرآن را هماهنگ با نظام خویش تفسیر خواهد کرد. تفسیر صدرالمتالهین بر قرآن را می توان نمونه تمام عیار یک تفسیر فلسفی دانست.
21-1 تفسیر المیزان
تفسیر ارزشمند المیزان به حق برترین تفسیر شیعی است. شخصیت ممتاز علمی و نویسندة آن و پاره ای ویژگی های منحصر به فرد اثر، اعتباری خاص به این تفسیر بخشیده است.
استاد شهید مرتضی مطهری دربارة تفسیر المیزان می فرماید: «کتاب تفسیر المیزان یکی از بهترین تفاسیری است که برای قرآن نوشته شده است، من می توانم ادعا کنم که بهترین تفسیری است که در میان شیعه و سنی از صدر اسلام تا امروز نوشته شده است».
تفسیر المیزان 8041 صفحه دارد و تاکنون بارها به چاپ رسیده و به فارسی نیز ترجمه شده است. شروع این تفسیر با درسهای علامه در حوزه علمیه قم همراه بود که برای طلاب علوم دینی گفته میشد. با اصرار شاگردانش در جمع آوری آن دروس، علامه درخواست ایشان را پذیرفت. اولین مجلد المیزان در سال 1334 هـ. ش منتشر شد. مجلدات دیگر نیز یکی پس از دیگری به چاپ رسید تا 20 جلد آن تکمیل شد. و آخرین مجلد المیزان در بیست و سوم، ماه رمضان سال 1351 هـ. ش به پایان رسید. روش کلی این تفسیر به ترتیب ذیل است.
1- هنگام تفسیر هر سوره آیات را به بخشهایی تقسیم میکند. بدین خاطر که آیات دارای سیاق واحد هستند یا یکی از اهداف سوره را دربر دارند.
2- علامه در آغاز تفسیر هر سوره، هدف اساسی سوره و آیات آنرا بیان میکند. همچنان که مفسران معاصر نیز اذعان دارند، ایشان معتقد است که تمام سوره ها از نوعی هماهنگی و تمامیت برخوردار است. بنابراین، هر سوره هدف خاصی را دنبال میکند.
3- در آغاز تفسیر هر سوره، آیات مکی ومدنی را مشخص میکند.
4- با استناد از کتب لغت و تفسیر و بدون پرداختن به گفتار همه اهل لغت معانی کلماتی را توضیح می دهد که در بیان معنی و روشن شدن مقصود آیه سهیم است.
5- ایشان مباحث اعرابی را تا آنجا که در فهم آیه و رفع پیچیدگی آن کمک میکند، مطرح کردهاند و از زیاده روی در بیان اقوال و حالات مختلف نحوی خودداری میکند.
6- گاهی یک حالت یا بیش از آن، از اشکال و حالات بلاغت مانند: اسلوب التفات و نکره آوردن و حذف و استعاره و اسلوبهای دیگر را در آیهای ذکر میکند تا نکته یا مطلبی را روشن کند.
7- بر اساس اصل «سیاق» که در بیان معانی آیه از آن استفاده میکند، به تفکر و تدبر در آیه می پردازد.
8- استاد با در نظر گرفتن سیاق آیات، بعضی از آیات را به کمک بعضی دیگر تفسیر میکند.
9- در بسیاری موارد آراء مفسران را ذکر میکند. بعضی از آنها را مورد استفاده قرار میدهد و برخی را به نقد و بررسی می گذارد.
10-علامه در موارد بسیاری با ذکر کلمه «اقول: نگارنده گوید» روایات وارده در بحثهای روایی را بررسی میکند. گاهی روایت را ضعیف میداند و گاهی آن را توجیه و تایید میکند. چه بسا از بعضی روایات در بین معنایی چون شان نزول و مسائل دیگر استعانت می جوید.
11 – در تایید صحت مطالب عنوان شده در قسمت بیانات، مباحث عقلی، علمی، فلسفی، اجتماعی و تاریخی را به طور مبسوط آورده است. لازم به تذکر است این مباحث، ارتباطی به تفسیر آیات ندارد. جز این که توضیح بیشتر و تایید معنایی است که در «بیان مطلب» آن را برمیگزیند.
12- استاد در برخورد با بعضی مفاهیم و موضوعات قرآنی با تأمل عنایت زیاد به آنها معطوف می دارد و برای مشخص کردن معنا و شناساندن مدلول هر یک مباحثی از قرآن را به آنها اختصاص می دهد. بحث دربارة عصمت انبیاء و نبوت و بحث از عذاب در قرآن از این قبیل است.
13- علامه میکوشد تا خلاصه ای از مفاهیم مطرح شده را در «بیان» آیات بیاورد.
14- افکار و مفاهیم موجود در عصر حاضر، مورد نظر علامه است. لذا با توجه به نیاز های زمان به بحث در بعضی از این امور میپردازد و مباحث مستقلی را به آنها اختصاص میدهد، مانند: بحث زن و توجه قرآن نسبت به شئون وی در اجتماع.
15- در آخر این توضیح بیشتر دربیان؛ آیه ای را به جای دیگر ارجاع می دهد تا یک موضوع به طور کامل درک شود. این مسئله حاکی از پرهیز مولف از تکرار بی فایده است.
22-1 روش تفسیری المیزان
این تفسیر از تفسیرهای معروفی است که بر مبنای تفسیر قرآن به قرآن تالیف و در تفسیر آیات بیش از هر چیز از خود قرآن استمداد شده است. البته شیوة تفسیر قرآن به قرآن در برخی تفاسیر بیش ازاین تفسیر نیز وجود داشته است، ولی ویژگی این تفسیر آن است که هم در آیات بیشتری و هم در تفسیر هر آیه ای بیش از تفاسیر دیگر از آیات قرآن کمک گرفته شده است. روشی که مرحوم علامه در تفسیر قرآن کریم به کار میگیرد غیر از راهی بود که دیگر مفسران پیش گرفتند. ایشان اساس تفسیر خود را بر پایة آیات کلیدی و غرر آیات بنا نهاد که این روش جز در روایات معصومان در تفاسیر پیشینیان به ندرت دیده میشود.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 140 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 30 |
فهرست مطالب
مقدمه
بیان مساله
ضرورت پژوهش
اهداف پژوهش
سؤالات پژوهش
تعاریف نظری وعملیاتی متغیرها
هوش هیجانی
کارکرد
مقدمه
هوش هیجانی چیست
جنبه جسمی هیجان وهوش هیجانی
تاریخچه هوش هیجانی
هوش عمومی وهوش هیجانی
هوش هیجانی ومؤلفه های آن
هوش هیجانی وزندگی عادی
نحوه استفاده از هوش هیجانی درشغل
رشدوتوسعه هوش هیجانی
مقدمه
خصوصیات مشاور
مشاورمدارس
کارایی ورشد حرفه ای
کارایی وپژوهش ها
کارایی مشاوران مدارس
تآثیر هوش هیجانی برکارایی درپژوهش ها ی خارج از کشور
تأثیر هوش هیجانی بر کارایی در پژوهش های داخل ایران
مقدمه
روش پژوهش
مشخصات جامعه آماری
نمونه آماری
ابزار پژوهش
روایی واعتبار پرسشنامه ها
روش اجرای تحقیق(روش گردآوری اطلاعات)
روش آماری
مقدمه
جداول وتجزیه وتحلیل آماری
بحث ونتیجه گیری
محدودیت های پژوهش
محدودیت های تحت کنترل پژوهشگر
محدودیت های خارج ازکنترل پژوهشگر
پیشنهادهای پژوهش
پیشنهادهای روش شناختی
پیشنهادهای مبتنی بر یافته ها
مقدمه
در این تحقیق، به «تأثیر هوش هیجانی بر کارکرد مشاوره» پرداخته شده است. بنابراین، در ابتدا به توصیف ویژگیهای دموگرافیک در نمونههای تحقیق (مدرک تحصیلی و جنسیت) اقدام نموده و جداول توزیع فراوانی و درصد ترسیم گردیدند، پس از آن به منظور نمایش تصویری دادههای فوق، از نمودار ستونی (میلهای) استفاده به عمل آمده است. در نهایت، از جداول آمار توصیفی به منظور توصیف متغیرهای هوش هیجانی و کارایی مشاوران استفاده شده و در آن نما، میانه و میانگین به عنوان شاخصهای گرایش مرکزی، دامنه تغییرات، واریانس و انحراف معیار به عنوان شاخصهای پراکندگی و خطای معیار، ضریب کجی و ضریب کشیدگی به عنوان شاخصهای توزیع محاسبه شدند.
در راستای تحلیل دادهها و پاسخ به سؤالهای پژوهش، از مدلهای آماری رگرسیون چندمتغیری (به منظور بررسی رابطه هوش هیجانی با کارایی مشاوران) و t دو گروه مستقل (به منظور مقایسه هوش هیجانی و کارایی مشاوران با تأکید بر مدرک تحصیلی و جنسیت) پرداخته شد.
جدول شماره 1
توزیع فراوانی مرتبط با متغیر «سطح تحصیلات»
سطوح |
فراوانی |
درصد |
کارشناسی |
125 |
2/82 |
کارشناسی ارشد |
27 |
8/17 |
بدون پاسخ |
48 |
- |
کل |
200 |
100 |
با توجه به جدول فوق، میتوان مطرح نــمود که اکثریت نمونههای تحقیق (125 نفر) یعنی 2/82 درصد دارای مدرک تحصیلی «کارشناسی» و پس از آن (27 نفر) یعنی 8/17 درصد «کارشناسی ارشد» میباشند.
نمودار مرتبط با جدول شماره 1
جدول شماره 2
توزیع فراوانی مرتبط با متغیر «جنسیت»
سطوح |
فراوانی |
درصد |
مؤنث |
115 |
1/70 |
مذکر |
49 |
9/29 |
بدون پاسخ |
36 |
- |
کل |
200 |
100 |
با توجه به جدول فوق، میتوان مطرح نــمود که اکثریت نمونههای تحقیق (115 نفر) یعنی 1/70 درصد «مؤنث» و پس از آن (49 نفر) یعنی 9/29 درصد «مذکر» میباشند.
نمودار مرتبط با جدول شماره 2
جدول شماره 3
همبستگی پیرسون جهت ارتباط بین «نمرات ارزشیابی مدیران و معاونین»
نسبت به «عملکرد مشاوران»
|
نوع همبستگی |
میزان همبستگی |
جهت همبستگی |
سطح معنیداری |
|
پیرسون |
26/0 |
مثبت |
004/0 |
با توجه به جدول فوق و با تأکید بر میزان ضریب همبستگی به دست آمده که در سطح 01/0=α معنیدار است میتوان مطرح نمود که ارتباط مثبت معنیداری بین «نمرات ارزشیابی مدیران »و«ارزشیابی معاونین» از «عملکرد مشاوران» وجود دارد.
جدول شماره 4
همبستگی پیرسون جهت ارتباط بین «نمرات ارزشیابی مدیران و معاونین»
نسبت به «رفتار شغلی- اخلاقی مشاوران»
|
نوع همبستگی |
میزان همبستگی |
جهت همبستگی |
سطح معنیداری |
|
پیرسون |
78/0 |
مثبت |
001/0 |
با توجه به جدول فوق و با تأکید بر میزان ضریب همبستگی به دست آمده که در سطح 01/0=α معنیدار است میتوان مطرح نمود که ارتباط مثبت معنیداری بین «نمرات ارزشیابی مدیران »و«ارزشیابی معاونین» از «رفتار شغلی- اخلاقی مشاوران» وجود دارد.
جدول شماره 5
همبستگی پیرسون جهت ارتباط بین «نمرات ارزشیابی مدیران و معاونین»
نسبت به «توسعه فردی مشاوران»
|
نوع همبستگی |
میزان همبستگی |
جهت همبستگی |
سطح معنیداری |
|
پیرسون |
52/0 |
مثبت |
001/0 |
با توجه به جدول فوق و با تأکید بر میزان ضریب همبستگی به دست آمده که در سطح 01/0=α معنیدار است میتوان مطرح نمود که ارتباط مثبت معنیداری بین «نمرات ارزشیابی مدیران »و«ارزشیابی معاونین» نسبت به «توسعه فردی مشاوران» وجود دارد.
جدول شماره 6
شاخصهای آماری مرتبط با بررسی خرده مقیاس «خودآگاهی» در مشاوران
|
شاخصهای گرایش مرکزی |
شاخصهای پراکندگی |
شاخصهای توزیع |
||||||
|
نما |
میانه |
میانگین |
دامنة تغییرات |
واریانس |
انحراف معیار |
خطای معیار |
ضریب کجی |
ضریب کشیدگی |
|
23 |
23 |
60/22 |
15 |
36/12 |
51/3 |
29/0 |
05/0 |
42/0- |
با توجه به جدول فوق و با تأکید بر اینکه تفاوت اندکی بین نما، میانه و میانگین وجود دارد و از آنجائیکه میزان ضریب کجی و ضریب کشیدگی کمتر از رقم 1 است، میتوان مطرح نمود که توزیع فوق، مفروضه نرمال بودن را داراست و میتوان از میانگین بهعنوان معرف شاخص گرایش مرکزی استفاده نمود و از مدلهای آمار پارامتریک استفاده به عمل آورد.
جدول شماره 7
شاخصهای آماری مرتبط با بررسی خرده مقیاس «خودمدیریتی» در مشاوران
|
شاخصهای گرایش مرکزی |
شاخصهای پراکندگی |
شاخصهای توزیع |
||||||
|
نما |
میانه |
میانگین |
دامنة تغییرات |
واریانس |
انحراف معیار |
خطای معیار |
ضریب کجی |
ضریب کشیدگی |
|
28 |
26 |
50/26 |
27 |
49/19 |
41/4 |
32/0 |
90/0 |
29/0 |
با توجه به جدول فوق و با تأکید بر اینکه تفاوت اندکی بین نما، میانه و میانگین وجود دارد و از آنجائیکه میزان ضریب کجی و ضریب کشیدگی کمتر از رقم 1 است، میتوان مطرح نمود که توزیع فوق، مفروضه نرمال بودن را داراست و میتوان از میانگین بهعنوان معرف شاخص گرایش مرکزی استفاده نمود و از مدلهای آمار پارامتریک استفاده به عمل آورد.
جدول شماره 8
شاخصهای آماری مرتبط با بررسی خرده مقیاس «آگاهی اجتماعی» در مشاوران
|
شاخصهای گرایش مرکزی |
شاخصهای پراکندگی |
شاخصهای توزیع |
||||||
|
نما |
میانه |
میانگین |
دامنة تغییرات |
واریانس |
انحراف معیار |
خطای معیار |
ضریب کجی |
ضریب کشیدگی |
|
15 |
16 |
84/15 |
19 |
48/7 |
73/2 |
20/0 |
07/0- |
25/0 |
با توجه به جدول فوق و با تأکید بر اینکه تفاوت اندکی بین نما، میانه و میانگین وجود دارد و از آنجائیکه میزان ضریب کجی و ضریب کشیدگی کمتر از رقم 1 است، میتوان مطرح نمود که توزیع فوق، مفروضه نرمال بودن را داراست و میتوان از میانگین بهعنوان معرف شاخص گرایش مرکزی استفاده نمود و از مدلهای آمار پارامتریک استفاده به عمل آورد.
جدول شماره 9
شاخصهای آماری مرتبط با بررسی خرده مقیاس «مدیریت رابطه» در مشاوران
|
شاخصهای گرایش مرکزی |
شاخصهای پراکندگی |
شاخصهای توزیع |
||||||
|
نما |
میانه |
میانگین |
دامنة تغییرات |
واریانس |
انحراف معیار |
خطای معیار |
ضریب کجی |
ضریب کشیدگی |
|
27 |
28 |
82/80 |
25 |
43/24 |
94/4 |
37/0 |
08/0- |
52/0 |
با توجه به جدول فوق و با تأکید بر اینکه تفاوت اندکی بین نما، میانه و میانگین وجود دارد و از آنجائیکه میزان ضریب کجی و ضریب کشیدگی کمتر از رقم 1 است، میتوان مطرح نمود که توزیع فوق، مفروضه نرمال بودن را داراست و میتوان از میانگین بهعنوان معرف شاخص گرایش مرکزی استفاده نمود و از مدلهای آمار پارامتریک استفاده به عمل آورد.
جدول شماره 10
شاخصهای آماری مرتبط با بررسی خرده مقیاس «هوش هیجانی» در مشاوران
|
شاخصهای گرایش مرکزی |
شاخصهای پراکندگی |
شاخصهای توزیع |
||||||
|
نما |
میانه |
میانگین |
دامنة تغییرات |
واریانس |
انحراف معیار |
خطای معیار |
ضریب کجی |
ضریب کشیدگی |
|
94 |
93 |
95 |
63 |
14/145 |
04/12 |
06/1 |
70/0 |
69/0 |
با توجه به جدول فوق و با تأکید بر اینکه تفاوت اندکی بین نما، میانه و میانگین وجود دارد و از آنجائیکه میزان ضریب کجی و ضریب کشیدگی کمتر از رقم 1 است، میتوان مطرح نمود که توزیع فوق، مفروضه نرمال بودن را داراست و میتوان از میانگین بهعنوان معرف شاخص گرایش مرکزی استفاده نمود و از مدلهای آمار پارامتریک استفاده به عمل آورد.
جدول شماره 11
شاخصهای آماری مرتبط با بررسی خرده مقیاس «عملکرد» در معاونین و مدیران
|
شاخصهای گرایش مرکزی |
شاخصهای پراکندگی |
شاخصهای توزیع |
||||||
|
نما |
میانه |
میانگین |
دامنة تغییرات |
واریانس |
انحراف معیار |
خطای معیار |
ضریب کجی |
ضریب کشیدگی |
|
51 |
50 |
95/47 |
85/63 |
71/70 |
40/8 |
77/0 |
43/0 |
71/0 |
با توجه به جدول فوق و با تأکید بر اینکه تفاوت اندکی بین نما، میانه و میانگین وجود دارد و از آنجائیکه میزان ضریب کجی و ضریب کشیدگی کمتر از رقم 1 است، میتوان مطرح نمود که توزیع فوق، مفروضه نرمال بودن را داراست و میتوان از میانگین بهعنوان معرف شاخص گرایش مرکزی استفاده نمود و از مدلهای آمار پارامتریک استفاده به عمل آورد.
جدول شماره 12
شاخصهای آماری مرتبط با بررسی خرده مقیاس «رفتار شغلی- اخلاقی» در معاونین و مدیران
|
شاخصهای گرایش مرکزی |
شاخصهای پراکندگی |
شاخصهای توزیع |
||||||
|
نما |
میانه |
میانگین |
دامنة تغییرات |
واریانس |
انحراف معیار |
خطای معیار |
ضریب کجی |
ضریب کشیدگی |
|
30 |
30 |
61/29 |
50/10 |
42/3 |
85/1 |
15/0 |
65/0- |
43/0 |
با توجه به جدول فوق و با تأکید بر اینکه تفاوت اندکی بین نما، میانه و میانگین وجود دارد و از آنجائیکه میزان ضریب کجی و ضریب کشیدگی کمتر از رقم 1 است، میتوان مطرح نمود که توزیع فوق، مفروضه نرمال بودن را داراست و میتوان از میانگین بهعنوان معرف شاخص گرایش مرکزی استفاده نمود و از مدلهای آمار پارامتریک استفاده به عمل آورد.
جدول شماره 13
شاخصهای آماری مرتبط با بررسی خرده مقیاس «توسعه فردی» در معاونین و مدیران
|
شاخصهای گرایش مرکزی |
شاخصهای پراکندگی |
شاخصهای توزیع |
||||||
|
نما |
میانه |
میانگین |
دامنة تغییرات |
واریانس |
انحراف معیار |
خطای معیار |
ضریب کجی |
ضریب کشیدگی |
|
5 |
5 |
75/4 |
2 |
17/0 |
42/0 |
04/0 |
26/0- |
80/0 |
با توجه به جدول فوق و با تأکید بر اینکه تفاوت اندکی بین نما، میانه و میانگین وجود دارد و از آنجائیکه میزان ضریب کجی و ضریب کشیدگی کمتر از رقم 1 است، میتوان مطرح نمود که توزیع فوق، مفروضه نرمال بودن را داراست و میتوان از میانگین بهعنوان معرف شاخص گرایش مرکزی استفاده نمود و از مدلهای آمار پارامتریک استفاده به عمل آورد.
جدول شماره 14
شاخصهای آماری مرتبط با بررسی خرده مقیاس «کارایی مشاوران» در معاونین و مدیران
|
شاخصهای گرایش مرکزی |
شاخصهای پراکندگی |
شاخصهای توزیع |
||||||
|
نما |
میانه |
میانگین |
دامنة تغییرات |
واریانس |
انحراف معیار |
خطای معیار |
ضریب کجی |
ضریب کشیدگی |
|
85 |
85 |
91/82 |
35/64 |
90/78 |
88/8 |
95/0 |
55/0 |
13/0 |
با توجه به جدول فوق و با تأکید بر اینکه تفاوت اندکی بین نما، میانه و میانگین وجود دارد و از آنجائیکه میزان ضریب کجی و ضریب کشیدگی کمتر از رقم 1 است، میتوان مطرح نمود که توزیع فوق، مفروضه نرمال بودن را داراست و میتوان از میانگین بهعنوان معرف شاخص گرایش مرکزی استفاده نمود و از مدلهای آمار پارامتریک استفاده به عمل آورد.
| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 200 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 198 |
فهرست جلد اول:
فصل اول – قبل تاریخ
اصل و پایهی پزشکی جهان – تاریخچه پزشکی ایران – اولین پزشک و جراح – اولین جراحی آسیا – علل بیماری و بهداشت.
سومر – اسطوره ی گیل گمش – تاریخچه پزشکی سایر ملل – مصر – آشور و بابل – هند – اولین مایهکوبی و اولین بیمارستان – سوما – یونان و روم – ارسطو – بقراط – جالینوس – چین – طب قوم یهود – طب سرخپوستان آمریکا.
تمدن در کجا آغاز شده است؟ - اختراع خط – آسیابهای بادی – مذهب ایران قدیم – آئینهای قبل از زرتشت و معاصر آن – آئین زرتشت – یکتاپرستی زرتشت – زرتشت و پزشکی – مغ ها - تقسیمبندی پزشکان – آشوپزشک – دادپزشک – کاردپزشک – سیمرغ و سزارین – گیاه پزشک – هوم – مانتره پزشک – ستور پزشک.
دولت ماد – اسارت قوم یهود – نگاهی به تورات (عهد قدیم).
فصل دوم – هخامنشیان:
کورش کبیر – ذوالقرنین – کورش و علوم – ساعات آخر زندگانی کورش – کمبوجیه – اصلاح گاهشماری ایرانی – تاریخچه مصر – اولین دموکراسی – داریوش کبیر – داریوش و علوم – داریوش در تورات – خشایارشا – اردشیر اول – فیثاغورث و ایران – بقراط – سوگندنامه بقراط – اردشیر سوم – ضبط صوت ایرانی – تساوی حقوق زن و مرد.
فصل سوم – اسکندر و ملوکالطوایف
اسکندر مقدونی – صورت و سیرت اسکندر – سلوکیان – دولت پنت – دولت آتروپات – دولت پارت و اشکانیان – سورن کیست – خیزش مجدد فرهنگ ایرانی – اشکانیان و علوم – جالینوس – تولد عیسی مسیح – مشترکات ادیان – فرقه نستوری یا مسیحیان آشوری – انجیلهای دیگر – کشف انجیل برنابا – دولت روم – وضع زنان و بردگان رومی.
فصل چهارم: ساسانیان
اردشیر بابکان – انحراف در دین – شاپور اول ساسانی – شاپور دوم – مانی – دانشکده پزشکی گندی شاهپور – روزگار برتری دین مسیح – یزدگرد اول – بهرام گور – خسرو انوشیروان – بزرگمهر حکیم – انوشیروان و زنجیر عدالت – ازدواج محارم و طبقات اجتماعی – خسرو پرویز – پزشکان معاصر خسرو پرویز – نامه حضرت محمد (ص) – انقراض دولت ساسانی – اردشیر سوم – پوراندخت و آذرمیدخت – یزدگرد سوم و علل سقوط ساسانیان – استیلای عرب بر شام – کمک ایرانیان به اعراب و جنگ قادسیه – فیروز سوم – باو – سلمان پارسی – فرزندان سلمان – هنر ساسانی – کتابسوزی دروغ بزرگ.
مقدمه مؤلف:
بسم الله الرحمن الرحیم
ن و القلم و ما یسطرون* ما انت بنعمه ربک بمجنون* و انَّ لک لَاَجراً غیر ممنون و انک لعلی خلقٌ عظیم... و ان یکادُ الذّین کفروا لیزلقونک بابصارهم لما، سمعو الذِّکر و یقولونَ انَّهُ لمجنون* و ما هو الا ذکرٌ للعالمین.
انگیزه از تألیف چنین کتابی آنست که بدانیم گذشتگان این مرز و بوم همیشه دوستدار علم و عالمان بودهاند و در پیشرفت علوم مختلف از جمله پزشکی چه زحماتی کشیدهاند. سرزمین ایران به واسطه موقعیت خاص جغرافیائی در چهارراه جهانی قرار داشته و این چهارراه هم چهارراه حوادث بزرگ جهانی بوده و هم چهارراه علوم جهانی و مملکت ایران فقط توسط جهانگشایان بزرگ بوده است که فتح شده است. علت این سقوطها موریانههائی بوده است که در تنه این درخت به مرور رشد کرده و لذا با توفانی شکسته است ولی هیچگاه از ریشه کنده نشده است و مجدداً به نشو و نما پرداخته است. کشور ایران مطالب جدید و خوب را حتی از دشمن خود گرفته و بهترین آنها را به فرهنگ خود ممزوج کرده است و جالب آنکه فاتحان را مغلوب فرهنگ خود و مبلغان فرهنگ خود کرده است.
مثلاً اسکندر (الکساندر فرزند فیلیپ مقدونی) را آنچنان شیفته خود کرد که آن افسارگسیخته را لجام زد و متمایل به خوی ایرانی کرد و حتی لباسهای ایرانی را بر لباسهای نیمه عریان یونانی ترجیح داد و از وزراء ایرانی و امراء ایرانی جهت اداره ممالک فتح شده خود کمک گرفت.
ایرانیان هیچ تعصب کوری نسبت به علوم نداشته و علوم را از چهار گوشه جهان گرفته و با ذوق و هنر ایرانی آمیخته و بسیار شاخ و برگ بر آن افزودهاند و به جهانیان عرضه کردهاند و جهان را مدیون خود کردهاند.
ایرانیان علاوه بر علوم و فنون، باغهای ایرانی – بیمارستانهای ایرانی – مملکتداری و دیوانسالاری معماری و شعر و ادب و بسیار چیزهای دیگر را به جهان عرضه کردهاند.
مثلاً مغولان بیفرهنگ را رام خود کرده و آنها را به فتح بغداد فرستادند، حکومت عباسی که فقط اسمی از آن عظمت قبلی خود داشت و برای حفظ خود تفرقه در میان امیران بلاد اسلامی میانداخت و بارها سلاطین ایرانی را برضد هم شورانده بود تا تضعیف شوند، حتی سلطان جلالالدین خوارزمشاه را که برای کمک از خلیفه جهت جنگ با مغولان به عراق رفته بود، نه تنها کمک نکرد بلکه لشگری را برعلیه او فرستاد تا او را تنبیه کند!!
به اعتراف هندوان درخشندهترین دوره هند، زمانی بود که مغولان مسلمان با کمک وزراء ایرانی و معماران ایرانی به بازسازی و عمران آن کشور پرداختهاند و هندوستان مرکزی برای هنرپروران و اهل قلم جهان آن زمان شد.
اینجانب از تألیف دو منظور برای هموطنان داشته که دچار افراط و تفریط ممکن است باشند. اول آنکه به افرادی که هر سخنی را در مورد عظمت گذشته میشنوند، آن را تمسخر میکنند و میگویند از زنده کردن استخوان پوسیدهها چه نفعی وجود دارد، بگویم که کودک وقتی قدش بلندتر از پدرش میشود که بر دوش پدر سوار شود.
دوم به افرادی که عظمت ایرانی را فقط محدود به دوره قبل از اسلام میدانند، بگویم که به اقرار دوست و دشمن اوج درخشش علوم در ایران بعد از ظهور اسلام بوده است، چراکه حصار طبقاتی را شکست و علوم را از انحصار طبقات خاص خارج کرد که حتی یک کفشگرزاده نیز میتوانست دانشمند شود.
و نه قصد دعوای پانایرانسیم دارم چراکه این ترفندها توسط خارجیان در ممالک اسلامی ایجاد شده تا تفرقه بیاندازند و حکومت کنند. و جالب است بدانیم کسانی که بیش از همه بر این طبلها میکوبند که به آن طایفه و نژاد وابستگی هم ندارند. مثلاً در ایران جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی با خرج زیر انجام شد، در حالی که امیر اسدالله علم بانی آنست و حتی شاه و فرح با آن اسرافها مخالف بودند و به اقرار خودش آنها را راضی کرده و این نکته را باید دانست که این غلام حلقه به گوش انگلستان از نژاد ایرانی نبوده و از عربتباران بوده است.
صدام حسین که آن همه عرب عرب میکرد و جنگ با ایران را جنگ عرب بر علیه مجوس و تکرار جنگ قادسیه میدانست، او اصلاً عرب نبوده و روستای او ترک تبار، عرب زبان بودهاند یا مصریها که داعیه رهبری اعراب را دارند، اصلاً عرب نیستند و قبطی هستند و جالب است که صلاحالدین ایوبی، سلطان مصر و قهرمان پیروز در جنگ صلیبی، یک کرد است.
و همچنین ابومسلم خراسانی نیز تبارش مشخص نیست و یا سلطان محمود غزنوی که ترک بود مسحور سخن بلند فردوسی میشود که از ترکان تورانی بد میگوید و هموست که اولین استقلالدهنده کامل به سرزمین ایرانیان از سلطه عباسیان است.
شاعر نامدار ایران فردوسی هم وقتی میخواهد از رستم قهرمان شاهنامه سخن بگوید، رستم را آمیختهای از نژاد ایرانی و مادرش را عرب و افغانی میداند و تعصب به خرج نمیدهد که از او یک نژاد خالص ایرانی منظور کند. و یک انگیزه برای خارجیان که بزرگان ایران را به نام خود جا میزنند و کارهای آنان را به نام دانشمندان خود و یا خیلی منصف باشند به نام عرب جا میزنند و از اینکه ذکری از ایران بیاورند پرهیز میکنند و در کتابهایشان به نام تمدن اعراب یا طب عربی میآورند و اگر هم کسی از ایران را نام ببرند فقط میگویند از یونان اقتباس شده، جالب است حتی اگر یک مجسمه از زیر خاک درآورده شود میگویند تحت تأثیر هنر یونانی و غرب است.
ارزش چنین کتابهائی که به تاریخ علوم میپردازند در چند زمینه است:
و آگاهی از آنها و اندیشه در مسائل و معضلات آنها باعث میشود بدانیم چگونه میشود از حالات سیاسی و ظهور و سقوط و افتوخیزهای ملل آگاه شده و از تکرار آن در آینده بکاهیم.
در این کتاب میبینیم که پادشاهان ایرانی از پزشکان خارجی در دربار استفاده میکردهاند این نشانهی برتری پزشکان غیرایرانی نیست، بلکه از روی سیاست بوده، چراکه از توطئههای داخلی میترسیدند و عین همین اقدام را سایر پادشاهان در کشورها خودشان نیز انجام میدادهاند که از پزشکان سایر بلاد در کنار پزشکان خود سود میبردهاند.
در انتهاء سخنی از آیتالله خامنهای رهبر فرزانه انقلاب اسلامی میآوریم که در مورد خودباوری است در جمع اساتید و دانشجویان ایراد نمودهاند (22 / 3 / 82): «روزی بود که در همین کشور، بعضی افراد از مسلمان [و ایرانی] بودن و نماز خواندنشان خجالت میکشیدند ... از بسمالله گفتن در اول سخنرانی خجالت میکشیدند، از بردن نام خدا و اهل بیت علیهمالسلام خجالت میکشیدند.
آن روز دشمنان هویت ملی و اسلامی ما، جو فرهنگی را به گونهای ساخته بودند که مسلمان جرأت نکند و جسارت نداشته باشد ... انقلاب اسلامی آمد و اسلام را سکهی رایج و پرچم سربلندی کرد، آنگاه در مجامع جهانی ... دیگران هم احساس کردند که مسلمان بودن افتخار دارد من دیدم سران کشورهای [اسلامی] در ابتدای سخنرانیهایشان در مجامع جهانی، بسمالله میگفتند... امروز عیناً همان تهاجم وجود دارد، میخواهند شما به خاطر شهادت پدران، برادران و فرزندانتان احساس سرشکستگی کنید... اگر روح فداکاری در یک ملت زنده باشد هیچ عاملی نمیتواند بر آن ملت غلبه کند.» (به نقل از کتاب انقلاب مهدی – نوشته مهدی نوری)
ایرانیان هر زمانی که خود را شناختهاند، به بزرگی رسیدهاند و در زمان درخشش تمدن اسلامی، این ایرانیان بودهاند که رهبری مسلمانان را در علم و فن و سیاست به دست داشتهاند و غرب را از بلاد خود عقب زدهاند و شاید به زودی شاهد تکرار مجدد آن باشیم. انشاءالله.
یادآور میشود مطالب داخل گیومه [] از مؤلف میباشد. ضمناً از پیشنهادات و انتقادات استقبال میشود.
دکتر مهدی دماوندی
20 / 9 / 88
جلد اول: نقش ایران باستان در پیشرفت علوم پزشکی جهان
دکتر مهدی دماوندی
فصل اول: قبل تاریخ
اصل و پایهی پزشکی جهان:
[اصل و منشاء پزشکی و علوم به انبیاء و در رأس آنان به حضرت آدم (ع) برمیگردد که در (بقره / 30) قرآن آمده: عَلّم آدم الاسماء کلَّها (و خدای عالم همه اسماء را به آدم تعلیم داد). لقمان حکیم را پدر علم طب نامیدهاند و اولین حکیم اوست]. «لقمان از یکی از تیرههای عاد است، گفته شده که وی عمر درازی کرده است... او را پس از خضر، پرعمرترین مرد عرب دانستهاند». (ابوحاتم سبحستانی – المعمرین ص 2)
گفتهاند لقمان یکصد و پنجاه سال و حتی بیشتر تا 560 سال سن او را بالا بردهاند. قرآن میفرماید: «ما به لقمان حکمت آموختیم»... میگویند او از دانش پزشکی و تاریخ آگاهی داشته است (منتخبات، ص 95)(1)
شهرستانی در کتاب ملل و نحل مینویسد: هرمس همان ادریس پیامبر است که از استادان ارسطو است.
ادریس نبی (ع) نخستین پیغمبری است که از هیئت و نجوم و حساب گفتگو کرده است(2) . در کتاب veda (= علم و دانش) به زبان سانسکریت 1600 سال قبل از میلاد مسیح، علم طب را خدادادی میدانستند. (3) سهروردی (شیخ اشراق) معتقد بود که حکمت، کلی و جاودانی است و به صورتهای مختلف در میان هندیان و ایرانیان و بابلیان و مصریان و نیز در میان یونانیان تا زمان ارسطو وجود داشته است و از کیومرث و فریدون و اسقلبیوس نام میبرد.(3)
تاریخچه پزشکی ایران: آنچه از نوشتههای دیگران مستفاد میگردد، طب در دوران ایرانیان قدیم (آریانها)... قبل از بسیاری از ملل پیشرفت کرده است.(8)
واژه پزشکی یک واژه دیرینهی ایرانی است، ریشه آن عبارت از بئشهزه (Baechaza) میباشد که به معنی «آسیبزدا» است، این واژه در زبان پهلوی ساسانی به شکل «بئشه زنشتی» که بعداً به صورت بزشک (Bezechk) و بژشک (Bezhechk) استعمال شد.
دانش پزشکی در ایران باستان پیش از دوره اوستائی و ظهور زرتشت وجود داشته است. اوستا که خود مجموعهای از تاریخ و فرهنگ ایرانیان پیش از ظهور زردشت تا به دوره او و الحاقاتی در زمان ساسانیان است، اشارههای بسیار به دانش پزشکی و پزشکان ایرانی دارد (4). طبیعیترین ترجمه زرتوشترا (= به معنی دارنده شتران زرین فام یا جسور است) نشان میدهد که زرتشت یک شخصیت اساطیری نیست بلکه این نام واقعاً در تاریخ وجود داشته است(5) . یونانیان معتقد بودند که زرتشت شخصیتی تاریخی است و زمان وی را 5500 سال پیش از زمان خود میدانستند (6) .
اولین پزشک و جراح:
به قول بندهش: «اهورامزدا کاردی (= چاقو) مرصع به «ترتیا» بخشید تا با آن عمل جراحی را انجام دهد.» ترتیا از خاندان سام بوده و در هندوستان نیز به عنوان نخستین پزشک آریائی شناخته شده است –آنزمان اتحاد آریائیان هند و ایران بوده است- پس از ترتیا یک آریائی به نام یما (yema = جمشید) مشهور است.
جمشید، چهارمین پادشاه پیشدادی است، نخستین کسی بود که استحمام آب گرم و سرد را مرسوم کرد. زندگی شهرنشسینی به قول فردوسی در زمان جمشید است.(4)
به سنگ و به گچ دیو، دیوار کرد نخست از برنش هندسی کار کرد
چو گرمابه و کاخهای بلند چو ایوان که باشد پنهان از گزند
پزشکی و درمان هر دردمند درِ تندرستی و راه گزند
بفرکئی نرم کرد آهنا چو خُود و زره کرد و چون جوشنا
به قول بیرونی گرفتن عید نوروز را به جمشید نسبت میدهند و گویند جمشید برای خود گردونه ساخت در نوروز و بر آن سوار شد و جن و شیاطین او را به یک روز از کوه دماوند به بابل حمل کردند و مردم از دیدن این امر در شگفت شدند و این روز را عید گرفتند. (48)
برطبق همین اساطیر، الکل نیز توسط جمشید به مردم شناسانده شد و این امر در اثر اشتباه یکی از زنهایش صورت گرفت... که میخواست به زندگی خود خاتمه دهد. (7)
از آریائی دیگر ترایتئونا (Thraetaona) در کتاب ایران و هند یاد شده است. (4)
فریدون را درحقیقت مخترع علم طب و کشندهی روح خبیث که انگرهمینو باشد میدانند و دهنده هوم و تریاق (8) به نظر دکتر محمد معین (در کتاب مزد یسنا) آنست که ترایتئونا همان فریدون است. فریدون، ضحاک ماردوش را به بند میکند. ضحاک در اوستا اژدهاک نامیده شده... تقریباً از جاودانیها است.
در بندهش گوید: آنگاه که فریدون به اژدهاک که او را بیوراسپ نیز گویند، دست یافت، چون نتوانست او را بکشد در کوه به زنجیر بست. (9)
بیاورد ضحاک را چون نوند به کوه دماوند کردش به بند
به کوه اندرون جای تنگش گزید نگه کرد غاری بنش ناپدید
بیا تا جهان را به بد نسپریم بکوشش همه دست نیکی بریم.
اولین جراحی آسیا:
نخستین عمل جراحی مغز در آسیا، در سیستان انجام شده است، بیش از پنج هزار سال پیش (3200 ق.م) در شهر سوخته، جمجمه دختر 14 سالهای شکافته شده و جراحی مغز بر روی او صورت گرفته که بیش از 6 ماه زنده مانده است.
در اوستا از گیاهی نام برده شده که معنی آن «بیهوشی» است به نام «بنگهه» که در زبان پهلوی به صورت «منگ» درآمده است. (10)
مطالعات نوین نشان داده است که به وسیله سنگ چخماق میتوان ظرف پنج تا شش دقیقه استخوان جمجمه انسان را سوراخ کرد. (66)
شهر سوخته در 56 کیلومتری راه بین زابل و زاهدان... گستردهترین دوره آن مربوط به لایههای هفتم تا پنجم مربوط به 2800 سال پیش از میلاد مسیح است (4700 سال قبل) که وسعت 80 هکتار است.
این شهر طی هزاره سوم پیش از میلاد یک نظام مرتب و منظم آبرسانی و تخلیه فاضلاب داشت، جراحیهای روی جمجمه [تصویر 29 (از موزه تاریخ پزشکی ایران) در کتاب تاریخ مصور پزشکی جهان مؤلف دکتر ولیالله محرابی (جلد اول) میتوانید ملاحظه نمائید.]
[ساخت چشم مصنوعی در شهر سوخته که از قیر به شکل گلوله درآورده و با رشتههائی از طلا به داخل حفره اربیت (= کاسه چشم) جای دادهاند.]
قدیمیترین دوره تاریخ پزشکی در ایران مربوط به خوارزم امروزی (آریاویژ) است که سه هزار سال قبل از میلاد مسیح میباشد. (8) و با توجه به اطلاعات پراکندهای که در این زمینه باقی مانده است میتوان چنین نتیجه گرفت که وضع پزشکی در ایران باستان خیلی پیشرفتهتر از آشور بوده است.(7) در مجملالتواریخ آمده: «در ایران هیچ دفتر علم قدیم نماند که اسکندر نسوخت و آنچه خواست به رم فرستاد. ابنندیم در الفهرست مینویسد: «هرچه کتب علمی در کتابخانههای شهر [استخر] بود از روی آنها به فرمان اسکندر نسخه برداشتند و همه را به زبان رومی ترجمه نموده و سپس نسخههای اصلی را آتش زد و پاک سوختند. (11)
آدم بیدانش و نادان را در آئین زرتشتی، بیدین تلقی مینمودند(8) ولیکن از آموختن چاره نیست که گوید که دانا و نادان یکی است.
... ندانی چو گوئی که دانا شدم بهر آرزو بر توانا شدم
چنان دان که نادانترین کس توئی چو گفتار دانندگان نشنوی [یعنی چیزی به نام فارغالتحصیلی وجود ندارد]
علل بیماری و بهداشت:
آریائیها عموماً علل بیماریها را از خشم خدایان دانسته و برای رفع آن برای خدایان به قربانی میپرداختند و بعداً از این نظر کمی عدول گردید و عامل مهم بیماری را از اهریمن دانستند و این وسوسه اهریمنی را به انگرهمینو نسبت دادهاند. «پس مار (= اهریمن) به من نظر انداخت و پس از آن برای من 999 / 99 مرض پیدا کرد.» (8)
خرداد، فرشته نگهبان آب است، مجازات فردی که در آب جاری، اخلاط و آب دهان میانداخت میبایست مبلغی جهت آتش مقدس به مغان بپردازد و همچنین صد حیوان موذی بکشد.
فیثاغورث در سیاحتنامه خود در ایران گوید: سلاطین هخامنشیس پیوسته از آب رودخانه نزدیک شهر شوش استفاده مینمودند و در مواقع سفر از هر آبی نمیآشامیدند و برای این کار... آب را در تنگهای نقره ذخیره نموده در مسافرتها وسط گردونهها میکشیدند [آب را میجوشاندند] تا رفع احتیاج نمایند.
ایرانیان باستان از خوردن گوشت خزندگان و دوزیستان و حیوانات گوشتخوار پرهیز و از خوردن گوشت خوک و سگ و انسان و مردار اجتناب میورزیدند... عفونت در بالای رودخانه را بیش از پائین میدانستهاند!! –متصدیان کفن و دفن مردگان و زن حائض و آبستن و زنی که بچه مرده به دنیا آورده... باید دور از افراد سالم باشند.- در وندیداد از مرگ بیهنگام (احتمالاً سکته) نام آمده بیماری پیس (vitiligo) در اوستا به نام paesa) پئسه آمده. آن را با جذام اشتباه کرده لذا او را طرد میکردند و کبوتران سفید را عامل آن دانسته لذا آن را نیز دور میکردند. ایرانیان باستان به بیماری های پوستی و زیبائی و تناسب اندام معتقد بودند و در درمان آنها میکوشیدند. (8) [شاید امروزه هم این همه عمل راینوپلاستی (عمل بینی) در ایران شایع است، ریشهی قدیمی داشته باشد.]
| دسته بندی | بهداشت عمومی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 86 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 146 |
اول: کلیات
نظام شبکه بهداشتی درمانی کشور
همانطور که گفته شد خانههای بهداشت روستایی و پایگاههای بهداشت شهری و نیز مراکز بهداشتی درمانی شهری و روستایی اصلیترین واحدهای ارائه مراقبتهای اولیه بهداشتی هستند. سطوح بالاتر وظیفه پذیرش موارد ارجاع بیماران (که نیاز به خدمت تخصصی دارند.) و برنامهریزیهای بهداشتی را بر عهده دارند به مجموعه سطوح مختلف ارائه خدمات و برنامهریزی بهداشتی نظام شبکه میگویند. برای درک بیشتر نقش و موقعیت این واحدها میبایستی نمای سازمانی و شرح وظایف سطوح مختلف نظام شبکه بهداشتی درمانی کشور را معرفی کنیم.
نظام بهداشتی کشور ایران را میتوان در سه شهرستان ، استان و کشور مرور کرد:
سطح شهرستان
در سطح شهرستان همانطور که در نمودار دیده میشود واحدهای اجرایی – از پایین به بالا – را خانه بهداشت و پایگاه بهداشت شهری ، مرکز بهداشتی درمانی (روستایی و شهری) و مدیریت شبکه بهداشتی درمانی شهرستان تشکیل میدهد. مدیریت شبکه بهداشتی درمانی شهرستان خود از دو بخش اصلی ، مشتمل بر مرکز بهداشت شهرستان و بیمارستان شهرستان تشکیل شده است .
نمودار سطح مختلف شبکه بهداشت
خ – ب = خانه بهداشت
پ – ب = پایگاه بهداشت شهری
خانه بهداشت
خانه بهداشت واحدی است مستقر در روستا : که غالبا چند روستای دیگر (روستای قمر) را نیز پوشش میدهد. بهورزان زن و مرد ، کارکنان خانه بهداشت را تشکیل میدهند . بهورزان بومی هستند و این امر منجر به ارتباط مداوم آنها با مردم میگردد .
وظیفه خانه بهداشت اجرای برنامههای بهداشتی و ارائه خدمات موجود در آنها به گروههای مختلف است. به منظور خدمات بهداشتی باید چارچوب ذیل برای هر برنامه بهداشتی به منظور ترغیب آنها به ورود برنامهها و بهرهمندی از خدمات در هر خانه بهداشت اجرا شود:
شناسایی جمعیت هدف برنامههای بهداشتی
آموزش به جمعیت هدف
ارائه خدمات به جمعیت هدف
ثبت اقدامات انجام شده و نتیجه آن و ارسال گزارشات
پایگاه بهداشت
پایگاه بهداشت واحدی است مستقر در مناطق شهری که اقدامات به ارائه مراقبتهای اولیه بهداشتی در جهت مشخصی از شهر مینماید. تعداد پایگاههای موجود در یک شهر بستگیبه جمعیت آن شهر دارد. پرسنل ارائه کننده مراقبتهای اولیه بهداشتی در پایگاهها را کاردانهای بهداشتی تشکیل میدهند. پایگاه بهداشتی شهری اولین واحد عرضه کننده مراقبتهای بهداشتی در شهر است.
مرکز بهداشتی درمانی
مرکز بهداشتی درمانی شامل مراکز بهداشتی درمانی شهری و روستایی است . مرکز بهداشتی درمانی روستایی واحدی مستقر در روستا است که یک ختنه بهداشت را در همان روستا و غالبا چند خانه بهداشت از روستاهای دیگر را تحت پوشش خود دارد. در مرکز بهداشتی درمانی روستایی گروهی از کاردانهای بهداشتی ، بهیار و کارکنان اداری با رهبری پزشک کار میکنند.
مرکز بهداشتی درمانی روستایی اساسی را بر عهده دارد:
وظیفه ارائه بخشی و درمانی که در خانههای بهداشت امکان آن وجود ندارد، نظر درمان برخی بیماریها که بهورز قادر به اجرای آنها نیست و یا ارائه برخی از خدمات مانند کاشتن (ای – یو – دی) که توسط بهورزان قابل ارائه نیست و نیز انجام آزمایشات تشخیص طبی و ... این خدمات اکثرا از طریق ارجاع بیماران یا افراد از خانه بهداشت به مرکز بهداشتی درمانی ارائه میشود. البته ممکن است در برخی مرکز بهداشتی درمانی خود رأسا اقدام به ارائه خدماتی خاص نمایند . مانند نمونهگیری از مواد غذایی و ... این وظیفه مشتمل بر برنامهریزی اجرایی ، سازماندهی منابع ، رهبری و هدایت واحدهای تابعه (خانه بهداشت) و بالاخره کنترل و نظارت بر فعالیتها است. این موضوع در نمودار نمایش داده شده است.
نمودار اعمال مختلف مدیریت در مرکز بهداشتی درمانی برنامهریزی ، سازماندهی ، رهبری و کنترل
در زمینه ارائه خدمات مرکز بهداشتی درمانی روستایی وظیفه دارد در صورتی که مراجعه کننده نیازمند خدمات تخصصی باشد وی را به سطوح بالاتر (پلی کلینیک تخصصی یا بیمارستان) ارجاع دهد.
علاوه بر این زمینه مدیریت نیز مرکز بهداشتی درمانی وظیفه دارد چنانچه حل مشکلی نیازمند مساعدت مرکز بهداشت شهرستان باشد از آنها استمداد جوید. به عنوان مثال در زمینه تامین منابع و نیز بررسیهای خاص و ... مرکز بهداشتی درمانی شهری نیز وظایفی نظیر مرکز بهداشتی درمانی روستایی با اندک تفاوت دارد . این مرکز وظیفه نظارت بر پایگاههای بهداشتی شهری و پذیرش موارد ارجاع را بر عهده دارد.
تسهیلات زایمانی
مرکز تسهیلات زایمانی واحدی است مستقر در روستا که یک حوزه جمعیتی بزرگ را تحت پوشش دارد . هر مرکز تسهیلات زایمانی توسط کاردانان مامائی و یک راننده آمبولانس اداه میشود. وظیفه این کاردانها این است که در تمام 24 ساعت به زایمانهای طبیعی کمک کنند و موارد پیچیده و دشوار را به نزدیکترین بخش بیمارستانی اعزام نمایند. خدمات تنظیم خانواده (از جمله I.U.D ) از خدمات دیگر هر مرکز تسهیلات زایمانی است.
مرکز آموزش بهورزی:
در نظام خدمات بهداشت و درمان ، مرکز آموزش بهورزی جایگاهی پراهمیت و حساس دارد . اهمیت مرکز مرکز آموزش بهورزی در این است که جمعی از فرزندان محرومترین نقاطکشور برای خدمت برای مردم همان نواحی توسط مریان تربیت میشوند .دانش آموز بهورزس در طول مدت آموزش خود با مربین مرکز آموزش بهورزی پیوندی دائمی و تعیین کننده دارد ، از آنان تعلیم میگیرد، توسط آنان هدایت میشود و با راهنمایی آنان برای خدمت به جامعه آموزشهای لازم را کسب مینمایند.
هر مرکز آموزش بهورزی علاوه بر مدیر مرکز ، چندین مربی دارد . مدیر و مربیان هر مرکز آموزش بهورزی، شورای مربیان آن مرکز را تشکیل میدهند. مرکز آموزش بهورزی وظیفه تربیت بهورزان و نیز بازآموزی بهورزان شاغل در خانههای بهداشت را بر عهده دارد . این مرکز تحت پوشش مرکز بهداشت شهرستان فعالیت میکند.
مرکز بهداشت شهرستان:
واحدی است خود گردان که سه مسئولیت اساسی زیر را بر عهده دارد :
الف- پشتیبانی واحدها و سطوح تحت پوشش به لحاظ نیروی انسانی و مالی.
ب- پایش و ارزشیابی برنامهها و مداخله متناسب با آن.
ج- شناسایی مشکلات جدید و برنامهریزی و هدایت واحدها و سطوح در جهت حل آن.
واحدهای مختلف کارشناسی و پشتیبانی در مرکز بهداشت شهرستان وظیفه نظارت بر فعالیت مراکز بهداشتی درمانی و نیز مرکز آموزش بهورزی و خانههای بهداشت بهداشت – و پشتیبانی آنها را بر عهده دارند.
بیمارستان شهرستان:
واحدی است خودگردان که به صورت بیمارستان عمومی حداقل با 7 تخصص جراحی ، داخلی ، کودکان ، زنان و زایمان ، بیهوشی ، رادیولوژی و آزمایشگاه و با بخشهای بستری ، پلی کلینیکهای تخصصی و اورژانس اداره میشود و باید محل قبول ارجاع شدگان از مرکز بهداشتی درمانی (شهری و روستایی) باشد.
بیمارستان شهرستان به طورکلی علاوه بر درمان تخصص سرپایی و بستری برای بیمارانی که از مرکز بهداشتی درمانی معرفی میشوند میبایست اقدام به اعلام نتایج و توصیههای درمانی به مراکز بهداشتی درمانی نمایند.
انجام خدمات درمانی لازم در مورد فوریتهای پزشکی از جمله دیگر وظایف بیمارستانی است .
مدیریت شبکه بیمارستانی :
مدیریت شبکه شهرستانی وظیفه هماهنگ سازی در واحد خودگردان بیمارستان و مرکز بهداشت شهرستان و نظارت بر فعالیت آنها را بر عهده دارد.
2- سطح دانشگاه یا دانشکده علوم پزشکی (استان):
این سطح دارای چندین معاونت است که بر فعالیتهای بهداشتی مراکز بهداشت شهرستان و سطوح تابعه و نیز بر فعالیت بخشهای درمانی نظیر بیمارستانها و پلیکلینیکهای تخصصی و بخش درمانی خصوصی نظارت کرده و وظیفه پشتیبانی آنها را بر عهده دارد .
3- سطح کشوری :
وزارت بهداشت ، درمان آموزش پزشکی نهاد اصلی سیاست گذاری در زمینههای مختلف مربوط به بهداشت سطح کشور است. وزارت بهداشت ، درمان آموزش پزشکی ، از معاونتهای مختلف تشکیل شده است . این وزارتخانهها کار تدوین سیاستهای اولیه بهداشتی و درمانی کشور و تدوین برنامههای ملی را بر عهده دارد.
بهداشت محیط و بهداشت حرفهای در خانه بهداشت
از سال 1334 بهداشت محیط ابتدا با هدف تامین آب آشامیدنی شهرها فعالیت خود را آغاز کرد و پس از آنکه این وظیفه به سازمان آب محول شد تامین آب آشامیدنی در روستا از وظایف بهداشت محیط باقی ماند که بعد از پیروزی انقلاب نیز این وظیفه بر جهاد سازندگی انتقال یافت .
پس از بحث ادغام بهداشت محیط در سیستم شبکه و استفاده از نیروهای بهداشتی موجود در شبکه ، از بهورزان خانههای بهداشت تا کاردهانهای مراکز بهداشتی درمانی برای بهبود و تقویت برنامههای بهداشت محیط استفاده گردید. اما تاریخچه بهداشت حرفهای برمیگردد به سالهای 1342 که قانون کار تصویب شد و با توجه به کمبود نیروی بهداشت حرفهای در کشور عملا این قانون اجرا شد.
از سال 1359 در وزارت بهداشت ، اقدام با تقویت خدمات بهداشت حرفهای گردید ، ولی در سال 1362 دولت مصوبهای را در مجلس تصویب کرد که بر اساس آن وظایف وزارت کار در زمینه بهداشت کارگران به وزارت بهداشت محول شد .
بر همین اساس وزارت بهداشت توانست نیروهای بهداشت حرفه ای را به خدمت بگیرد و نظارتهای بهداشت حرفهای را آغاز کند .
شاخصهای برنامههای بهداشت حرفهای در خانههای بهداشت
برنامههای بهداشت حرفهای از سال 1372 در شبکههای بهداشتی درمانی کشور ادغام گردید و هم اکنون در 128 شهرستان این طرح در حال انجام است . در این برنامه 686 مرکز بهداشتی درمانی شهری ، 1142 مرکز بهداشتی درمانی روستایی و 6675 خانه بهداشت ، 11961 بهورز، 2593 کاردان ، 2116 پزشک مشارکت دارند، با انجام این برنامه شاخصهای برجسته زیر به دست آمده است:
92%=100* تعداد کل کارگران تحت پوشش/ تعداد پروندههای بهداشتی تشکیل شده برای کارگران
9/32%=100* تعداد کل عوامل زیان آور/ تعداد عوامل زیان آور کنترل شده
5/21%=100* تعداد کل کارگران دارای پرونده پزشکی/ تعداد کارگران تحت پوشش معاینات دورهای
78%=100* تعداد کل کارگاهها / تعداد کارگاههای تحت پوشش بازدید اولیه
100%=100* تعداد کارگاه تحت پوشش اولیه / تعداد کارگاههای تحت پیگیری قرار گرفته
65%=100* تعداد کل کارگران/ تعداد کارگران کارگاههای تحت پوشش
34%= 100* تعداد کل کارگاههای تحت پوشش / تعداد کارگاه دارای تسهیلات بهداشتی نامناسب
شاخصهای برنامههای بهداشت محیط در خانههای بهداشت:
شاخصهای زیر پس از بحث و گفتگو در ستاد گسترش شبکههای بهداشتی درمانی کشور در خصوص برنامههای بهداشت محیط در خانههای بهداشت مورد تصویب قرار گرفت .
درصد خانوارهای روستایی که به آب آشامیدنی دسترسی دارند.
100* تعداد کل خانوارهای تحت پوشش / تعداد خانوارهایی که به آب آشامیدنی دسترسی دارند.
درصد خانوارهای روستایی که از شبکه آب آشامیدنی برخوردار میباشند.
100* تعداد کل خانوارهای تحت پوشش/ تعداد خانوارهایی که از شبکه آب آشامیدنی برخوردار میباشند.
درصد خانوارهای روستایی تحت پوشش دارای توالت بهداشتی
100* تعداد کل خانوارهای تحت پوشش/ تعداد خانوارهای روستایی دارای توالت بهداشتی
درصد خانوارهای روستایی که زباله و فضولات حیوانی را به روش بهداشتی جمعآوری و دفع میکنند.
100* تعداد کل خانوارهای تحت پوشش/ تعداد خانوارهای روستایی که زباله و فضولات حیوانی را به روش جمعآوری و دفع میکنند.
درصد اماکن عمومی روستایی دارای معیار بهداشتی
100* تعداد کل اماکن عمومی روستایی تحت پوشش/ تعداد کل اماکن عمومی روستایی با معیارهای بهداشتی
درصد مراکز تهیه و توزیع مواد خوراکی و بهداشتی روستایی دارای معیار بهداشتی
100* تعداد کل مراکز تهیه و توزیع و فروش مواد خوراکی و بهداشتی تحت پوشش/ تعداد کل مراکز تهیه و توزیع و فروش مواد خوراکی و بهداشتی روستایی دارای معیارهای بهداشتی
درصد کارکنان مراکز و اماکن روستایی که دارای کارت معاینه پزشکی معتبر هستند.
100* تعداد کل کارکنان مراکز تهیه و توزیع و فروش و اماکن عمومی تحت پوشش/ تعداد کارکنان مراکز و اماکن روستایی دارای کارت معاینه پزشکی معتبر
درصد مراکز بهداشتی درمانی و روستایی که از نظر بهداشت محیط (آب، سرویسهای بهداشتی، زباله و نظافت عمومی) دارای شرایط مطلوب هستند.
100* تعداد کل مراکز بهداشتی درمانی روستایی تحت پوشش تعداد مراکز بهداشتی درمانی روستایی که از نطر بهداشت محیط دارای شرایط مطلوب هستند.
تعریف بهداشت محیط و فعالیتهای آن
بهداشت محیط مسئله اجتماعی است که با تمام افراد جامعه سر و کار دارد و روی فرد و محیط زندگی تاثیر دارد. منظور از بهداشت محیط یکسری از فعالیتهایی است که برای سلامت مردم با کمک و شرکت خود آنها باید انجام شود تا به تندرستی یعنی رفاه کامل جسمی و روانی و اجتماعی برسند.
فعالیتهای بهداشتی محیط
1- برنامه کنترل آب آشامیدنی
الف- کلرسنجی روزانه به طور متوسط 5 نمونه در روز از آب شرب منطقه.
ب- گزارش موارد نامطلوب کلرسنجی به ارگانهای مربوطه.
ج- نمونهبرداری از آب شرب به طور متوسطه 15 نمونه در ماه.
د- پیگیری موارد نامطلوب نمونهبرداری تا مشخص شدن علت آن.
ن- ثبت روزانه کلرسنجی و گزارش آن به ستاد بهداشت محیط.
2- برنامه کنترل و بازدید از مراکز تهیه و توزیع و اماکن عمومی
الف- بازدید از اماکن و مراکز تهیه و توزیع مواد غذایی حداقل 60 باب در ماه.
ب- پیگیری اماکن و مراکزی که دارای نواقص بهداشتی میباشند و رساندن آنها به حد مطلوب.
ج- شناسایی اماکن و مراکز فاقد کارت بهداشت و اقدام قانونی مربوط.
د- معرفی متصدیان متخلف از مقررات آئیننامه ماده 13 به ارگانهای مربوط به طور متوسط 10 مورد در ماه.
ن- صدور پیشنهاد تعطیلدر مورد اماکن و مراکزی که بهسازی نشدهاند حداقل به تعداد دو باب در ماه.
و- صدور اخطار تعطیل و تعطیلی مکان کسب به تعداد یک باب در ماه جهت رفع کامل نواقص بهداشتی.
ه- صدور کارت تندرستی برای متصدیان به طور متوسط 20 کارت در ماه.
ی- صدور صلاحیت یا عدم صلاحیت بهداشتی در مورد مکانهایی که تقاضای تجدید و یا صدور جواز کسب کردهاند.
3- برنامه کنترل بازدید طرحهای ضربتی و کنترل اماکن حساس
الف- طرح ضربتی و بازدید از آرایشگاههای زنانه و مردانه در آبان ماه.
ب- برگزاری طرح تشدید و کنترل کارگاههای قنادی- قنادان در ماه رمضان.
ج- طرح ضربتی و کنترل و بازدید از حلیمپزی در ماه رمضان.
د- برگزاری طرح تشدید و کنترل پزندگیها و کبابیها در آذر ماه و اسفند ماه.
ن- برگزاری طرح تشدید و کنترل نانوایان در دی ماه.
و- کنترل عدم مصرف جوششیرین در نانوایها و ضبط جوششیرینهای مصرفی در نانوایی.
ه- اجرای مقررات اماکن و مراکز مربوط به هر صنف و قطع سهمیه و تعطیلی اماکن جهت تعطیلی و بهسازی.
4- برنامه نمونهبرداری مواد غذایی
الف- نمونهبرداری از مواد غذایی مشکوک در طی 6 ماه.
ب- اجرای دستورالعملهای مربوط به ماد غذایی و ضبط مواد غذایی ممنوع اعلام شده و اقدام قانونی مربوط.
ج- کنترل تاریخ مصرف مواد غذایی و معدوم کردن مواد غذایی فاسد و تاریخ مصرف گذشته.
د- نمونهبرداری از خامه در قنادی و روغن زولبیا و بامیه در ماه رمضان.
ن- نمونهبرداری از کباب کوبیده، سالاد، سماق از سالن غذاخوری.
5- بررسی وضعیت و شناخت بهداشت مدارس
الف- بازدید به طور متوسط 3 باب مدرسه در ماه.
ب- پر کردن فرمها و آئیننامههای مربوط به بهداشت مدارس بعد از هر بازدید.
ج- گزارش نتایج بازدید از مدارس به ستاد مربوط.
6- بررسی و شناخت وضعیت بهداشت مدارس
الف- بازدید از مساجد تحت پوشش در هفته غبار روبی مساجد.
ب- پر کردن فرمها و آئیننامههای مربوط به بهداشت مساجد و شناخت وضعیت موجود.
ج- ارائه گزارش بازدید از مساجد به ارگانهای مربوط.
7- برگزاری کلاسهای آموزشی
الف- پخش تراکت آموزش هشدارهای بهداشتی جهت بالا بردن آگاهیهای عممی فرهنگ بهداشت هنگام بازدید.
ب- برگزاری کلاسهای آموزشی سالمسازی سبزیجات، گروه هدف: مادران.
ج- برگزاری کلاسهای آموزشی، گروه هدف: قنادان در آذر ماه.
د- برگزاری کلاس آموزشی، گروه هدف: هئیت امناء مساجد. موضوع: بهداشت مساجد.
ن- برگزاری کلاس آموزشی آگاهی از مقررات ماده 13 گروه هدف: صنوف مختلف.
و- برگزاری کلاس آموزشی مخاطرات بهداشتی ناشی از فاضلاب و زباله گروه هدف: مادران.
8- فعالیتهای متفرقه
الف- ارائه پمفلت و مقاله در موضوعات مختلف در ارتباط با بهداشت محیط.
ب- رسیدگی به شکایات رسیده از طرف شهروندان.
ج- شرکت در سمینارها و کارگاههای آموزشی.
د- پاسخ به نامههای اداری رسیده از ارگانهای مختلف.
ن- رسم نمودارهای شاخص بهداشتی و در آوردن شاخصهای بهداشت محیط در طی 6 ماه برای مشخص شدن وضعیت کنونی.
و- تنظیم دفتر بایگانی و امور مربوط به آن و دفتر وضعیت اماکن عمومی و مراکز تهیه و توزیع.
ه- ثبت بازدیدهای انجام شده در پروندههای پیگیری و دفتر گزارش بازدید روزانه از اماکن.
ی- تنظیم آمارهای ماهیانه و گزارش آن به ستاد بهداشت محیط.
کارآموزی در بهداشت محیط
هدف از این دوره آشنا شدن دانشجو با:
1- محیط کار و نحو انجام کار و ضوابط و مقررات مربوطه.
2- وظایف، ابزار و وسایل مورد نیاز.
3- تقویت روابط عمومی با همکاران در محیط کار.
4- نحوه برقراری ارتباط با مردم.
5- ارتباط بین دانش تئوری و عملی.
راههای ایجاد تغییر رفتار در مردم
ما میخواهیم با تغییر رفتار در مردم به آنها کمک کنیم تتا از زندگی سالمتر و بهتری بر خوردار شوند. معمولاً سه راه عمده برای ایجاد تغییر رفتار در مردم وجود دارد که عبارت هستند از:
1- استفاده از قانون
2- دادن اطلاعات
3- بحث و گفتگو و مشارکت
1- استفاده از قانون
در واقع در این روش کارمند بهداشتی آن دسته از مردمی که رفتارهای غیربهداشتی دارند را تهدید میکند که اگر رفتارشان را تغییر ندهند آنها را به دادگاه معرفی خواهد کرد. این کار ممکن است در ابتدا موثر باشد ولی به مرور زمان برای مردم عادی شده و بیاثر خواهد شد.
2- دادن اطلاعات
در این روش کارمند بهداشتی مسائل مختلف بهداشتی را برای مردم شرح میدهد. این آگاهی در صورت پذیرش مردم می تواند به درجاتی سبب رفتار آنها گردد.
3- بحث و گفتگو و مشارکت
بهترین راه برای تغییر رفتار مردم این است که به دیدن آنها برویم و یا این که فرصت دیدار و مصاحبه با آنها را در خانه بهداشت فراهم کنیم. با آنها صحبن کنیم و بخواهیم که از مشکلات نشان برای ما صحبت کنند، سپس از آنها بخواهیم که فکر کنند و بگویند دلیل بوجود آمدن مشکلات چیست و آنها را در شناخت صحیح و درست مشکلات و پیدا کردن راهحل راهنمایی کنیم. وقتی آنها توانستند رته حل شده و در رفتارهایشان تغییر بوجود خواهد آمد. این روش یکی از مهمترین روشها در ایجاد تغییر در رفتار مردم است.
ارتباط خوب در آموزش بهداشت
ارتباط خوب در آموزش بهداشت نقش بسیار مهمی دارد تا انجایی که میتوان گفت آموزش موثر نتیجه یک ارتباط خوب و موثر است. چیزهایی که در ایجاد ارتباط خوب تاثیر دارند عبارتند از:
شخص شما (شخصیت و رفتار شما) در نوع ارتباطتان با مردم بسیار موثر است. آیا مردم شما را قبول دارند؟ اگر ندارند به چه دلیل است؟ علت عکسالعملهای مردم را پیدا کنید و چنانچه رفتارتان غیرمنطقی است آنرا اصلاح کنید. برای برقراری روابط خوب باید کارهایی انجام دهید که به عقیده مردم مفید و ثمربخش باشد. باید به میان مردم رفته و شغلشان را برای آنها توضیح دهید. همچنین باید به حرف مردم گوش دهید. به مسائل و نیازهای آنها توجه کنید. با کارکنان بخشهای دیگر (ادارات و سازمانها) ملاقات کنید و مهمتر اینکه به دیدار روحانی محل، معلمین حکیمباشیهای سنتی و افراد با نفوذ بروید. در مورد کار و وتجربیات آنها چیزهایی جدید بیاموزید و شغل خودتان را برای آنها توضیح دهید و ضمن بحث به آنها تفهیم کنید که با همکاری یکدیگر میتوانید جامعه بهتری درست کنید.
هدف از برقراری ارتباط خوب این است که مردم پیام مارا دریافت کنند، یعنی بشنوند، ببینند و درک کنند. بنابراین باید بیان کردن، نوشتن یا نشان دادن پیام به طور واضح و ساده باشد. مثلاً مردم در صحبت با بکار بردن اصلاحاتی مثل ایمنسازی ضدعفونی، گندزدایی و ... باعث سر درگمی مردم میشود.
خوب گوش کردن. احترام گذاشتن به مردم است. پس به آنچه می گویند خوب گوش کنید. صحبت آنها را قطع نکنید. در حرفهایشان دخالت نکنید. در حال گوش کردن به چیزی دیگر نگاه نکنید و خود را به کار دیگری سرگرم نکنید.
در آموزش بهداشت، مشارکت بر مبنای آن است که شخص، گروه یا اجتماع برای حل مشکلاتش فعالانه با کارکنان بهداشتی همکاری کنند. این مشکلات میبایستی در جهت تشخیص و نیز حل آن صورت گیرد. پس از این که با مردم و اجتماعات رابطه برقرار کردید باید فوراً مشارکت آنها را تشویق کنید. در اینجا باید از مهارت خود در برقراری ارتباط با مردم استفاده کنید و مردم را تشویق به صحبت نموده و خودتان هم گوش دهید، بدین ترتیب مردم در شناخت مسائل، با شما و با یکدیگر مشارکت میکنند.
چرا مشارکت مردم لازم است؟
نخست به دلیل اینکه هرچه مردم بیشتر با هم مشارکت داشته باشد، برای کمک به خودشان بیشتر جلب شده و نیز برای بهبود وضع بهداشتیشان بیشتر اقدام میکنند. دوم اینکه مردم، مسئول بهداشت خودشان هستند. یک کارمند بهداشتی میتواند آنان را در پیدا کردن راهحل برای رفع مشکلات و مسائل هدایت کند اما نمیتواند شخصاً مسئولیت مستقیم اجرای راهحل را بر عهده بگیرد. مثلاً اگر جامعه از نحوه تامین آب بهداشتی خود شکایت داشته باشد، او میتواند برای حفر چاه پول بدهد. البته میتواند کمک کند. اما مهم ترین کمک به مردم در این مورد، آموختن خود یاری به آنان است. بدین ترتیب میتوان گفت همکاری دانشآموزان یک مدرسه در زمینه حل مشکلات بهداشت محیط مدرسه تا مساعدتی که گروه رسمی جامعه در جهت حل معضلات بهداشت روستا میکنند، همگی نمونههایی از مشارکت در زمینه بهداشت به حساب میآیند.
شورای بهداشت روستا
یکی از راههای جلب مشارکت افراد جامعه، تشکیل شورای بهداشتی در روستا است. تصور اینکه 50 تا 100 نفر از افراد روستا برای طرح جزئیات برنامههای بهداشت روستا، تشکیل جامعه دهند بسیار مشکل است. همه افراد فرصت صحبت کردن نخواهند داشت و وقت زیادی صرف خواهد شد تا اطمینان حاصل کنیم که همه افراد، مضوع را درک یا در بحث شرکت کردهاند و بعضی از افراد مایل نیستند که وقت زیادی را صرف نمایند و احتمالاً می کوشند تا گروه را مجبور سازند که سریعاً تصمیمگیری کند. این عمل ممکن است باعث عصبانیت دیگران شده، منجر به مشاوره یا منازعه شود. به منظور اجتناباز این مسائل معمولاً گروه کوچکتری که همیشه کمیته یا شورا نامیده میشود انتخاب میشود. در حال حاضر که شوراهای اسلامی در روستاها تشکیل یافتهاند اجرای برنامههای بهداشتی با بهرهگیری از این تشکل مردمی به خودی میسر است. شورای اسلامی در واقع نماینده کلیه مردم روستا است و از آنجا که یکی از اصلیترین وظایف آن پیدا کردن مشکلات جامعه و تلاش در جهت حل آنها است، به خوبی میتوان از توان این شورا برای حل مشکلات بهداشتی بهره جست. در این مورد تمامی اعضای شورا یا بخشی از آنها همراه با افراد ذیربط میتوانند به عنوان یک شورای بهداشتی عمل نمایند. بعضی از وظایف کلی که شورای بهداشتی با آن سر و کار دارد را در ذیل متذکر میشویم:
1- جمعآوری اطلاعات در مورد بهداشت جامعه با مشارکت و راهنمایی بهورز و سایر کارمندان بهداشتی.
2- مشخص ساختن مشکلات بهداشتی جامعه و علل آنها.
3- تصمیمگیری در مورد اولویتهای بهداشتی در روستا و تعیین منابع.
4- طرح برنامهها و راهحلهای لازم.
5- تعیین منابع و تجهیزات جامعه در جریان پیشرفتهای تازه و مسائلی که با آن مواجه هستند.
6- قرار دادن جامعه در جریان پیشرفتهای تازه و مسائلی که با آن مواجه هستند.
قصد تشکیل شورای بهداشتی بایستی به طور کامل با مسئولین و اعضای شورای اسلامی، در میان گذاشته شود ممکن است در روستا، افراد یا گروههایی که در ارتباط با بهداشت و سلامت و توسعه جامعه هستند وجود داشته باشد. اگر افراد مزبور مورد قبول بوده و از طرف کارشان رضایت موجود باشد، کار کردن با آنان مفید خواهد بود. چنانچه قرار است شورا برای جامعه مفید باشد، لازم است تا اعضای آن سخت کوش و مورد احترام مردم بوده و علاقمند به انجام فعالیت در جهت اعتلای جامعه خویش باشند.
اعضای شورای بهداشت در روستا، بخش، شهرستان، استان روستا:
بهورز خانه بهداشت
معلم روستا
سه نفر از معتمدین محل
بخش:
1- مسئول آب و فاضلاب روستا
2- مسئول بهداشت محیط
3- مسئول مراکز بهداشت
4- مسئول جهاد کشاورزی
5- نماینده تعاونی روستا
6- رئیس آموزش و پرورش
7- رئیس دادگاه
8- مسئول تبلیغات اسلامی
شهرستان:
1- شوراهای شهر
2- فرماندار مسئول بهداشت محیط
3- مسئول مرکز بهداشت
4- رئیس دادگاه
5- رئیس آموزش و پرورش
6- مسئول تبلیغات اسلامی
استان:
1- استاندار
2- رئیس دانشگاه
3- رئیس آموزش و پرورش شهرستان
4- رئیس دادگستری استان
فصل دوم بهداشت اماکن
اهمیت کنترل بهداشتی مراکز تهیه و توزیع و فروش مواد غذایی و اماکن عمومی و نقش آن در سلامت جامعه بهداشت محیط را می توان یکی از بنیادیترین بخشهای خدمات بهداشتی دانست که بدون تردید میتواند نقش اساسی در کنترل مواد غذایی و تامین غذای سالم برای همه داشته باشد .
طرح مسائل مربوط به بهداشت محیط و بهداشت مواد غذایی ، مراکز تهیه و توزیع و فروش مواد غذایی یاد|آور اهمیتی است که این مسائل در تامین سلامت انسان دارد.
مسائل مربوط به نظافت مراکز تهیه و توزیع و فوش مواد غذایی و اماکن عمومی را بطور خلاصه میتوان به سه بخش تقسیم نمود :
الف- کنترل بهداشت فردی کارکنان مراکز فوقالذکر (اعم از متصدی و کارگران)
ب- کنترل وضعیت بهداشت محیط این مرکز (اعم از محیط دربرگیرنده مراکزفوقالذکر ، کارگاههای تهیه ، توزیع ، انبارها و محل فروش ، نظافت ماشین آلات ، وسایل ابزار کار)
ج- کنترل وضعیت بهداشتی مواد غذایی (اعم از آلودگیهای میکروبی و شیمیایی تقلب و فساد) که به طور خلاصه در ارتباط با هر قسمت مطالبی به شرح ذیل به استحضار میرسد:
الف- کنترل بهداشت فردی
- اولین و مهمترین مسئلهای که در ابتدا مطرح است سلامتی فردی است که در مراکز تهیه و توزیع و فروش مواد غذایی و اماکن عمومی به کار اشتغال دارد میباشد.
یک فرد بیمار و یا ناقل و حامل میکروب بیماریهای رودهای و بعضا خطرناک مانند وبا ، حصبه ، انواع اسهال ، (باسیلی و آمینی) بیماریهای انگلی میتواند این بیماریها و یا بیماریهای واگیردار دیگری را از طریق دستهای آلوده ، ترشحات و مواد دفعی بدن مانند (ترشحات چشم ، دهان ، بینی ، سینه و روده) از راه آلوده کردن مواد غذایی به انسان منتقل نماید و یا از طریق جوشها و دملها و یا زخمهای چرکی و عفونی دیگر باعث آلودگیها به مواد غذایی گردیده و ایجاد انواع مسمومیتهای غذایی را نماید. ممکن است انتقال بعضی از بیماریها از طریق تماس ابزار و وسایل آلوده صورت پذیرد . مانند : انتقال بیماریهایی چون کزاز به وسیله ایجاد خراش (استفاده از تیغ و وسایل آلوده در آرایشگاهها) سیاه زخم ، تراخم (استفاده از سرمهدانهای مشترک آلوده) کچلی و بیماریهای پوستی و عفونی دیگر به خصوص بیماری نوظهور و خطرناک قرن حاضر یعنی بیماری ایدز.
پس باید در آرایشگاهها و حمامها رعایت کامل بهداشت به عمل آمده و از وسایل آلوده و یا مشترک استفاده نشود.
به منظور پیشگیری از شیوع بیماریها در این قبیل اماکن و مراکز باید ابتدا قبل از استخدام و شروع به کار ، از متصدیان و کارکنان ، معاینات و آزمایشهای پزشکی لازم به عمل آمده و در صورت سلامت برای آنها کارت سامتی تندرستی صادر شود. (اعتبار این کارت فعلا یک سال تعیین گردیده است.) و پیشهوران ملزم به حفظ و نگهداری کارت تندرستی در محل کار خود میباشند.
متصدیان و کارگران شاغل در مراکز تهیه و توزیع و فروش مواد غذایی و اماکن عمومی باید نظافت شخصی را رعایت نموده و به دستورات بهداشتی عمل نمایند . همیشه بعد از توالت و قبل از شروع به کار دستهایشان را با آب خوب شستشو دهند و هر نفر دارای حوله و صابون اختصاصی بوده و از حوله ، صابون و وسایل دیگران به طور مشترک استفاده ننمایند . کوتاه نگه داشتن موها و ناخنها ، استفاده از روپوش و پیش بند تمیز و با رنگ روشن ،پوشاندن موهای سر و پاکیزه نگه داشتن ابزار و وسایل و محیط کار کمک فراوانی به سلامتی و بهدااشت مردم خواهد نمود.
متصدیان و کارکنان مراکز تهیه و توزیع و اماکن عمومی در هنگام بیماری (بیماریهایی چون آنفولانزا ، آنژین و اسهال و بیماریهای بزستی و داشتن دمل و زخم چرکی و دیگر بیماریهای عفونی واگیردار) از کار کردن در مراکز تهیه و توزیع و فروش مواد غذایی و اماکن عمومی باید جدا خودداری نمایند.
ب- کنترل وضعیت بهداشتی ساختمانی و تاسیسات محل کار
ابتدا به شناخت مراکز و اماکن فوقالذکر میپردازیم:
- مراکز تهیه و توزیع و فروش مواد غذایی همانطوری که از نامشان پیدا است به محلهایی که در آن نسبت به تهیه یا فقط توزیع و یا فروش مواد غذایی و یا انجام هر سه مورد در یک مکان کسب گفته میشود مانند لبنیاتی ، خوار و بار فروشی ، قصابی ، نانوایی و غیره.
- اماکن محلهایی هستند که کارشان تهیه و توزیع و فروش مواد غذایی نمیباشد.
- از اماکن عمومی حمامها ، آرایشگاهها ، مساجد ، تکایا ، باشگاههای ورزشی ، مدارس و غیره را نام برد.
به طور کلی مراکز و اماکن یاد شده با توجه به نوع خدمتی که ارائه مینمایند ملزم به رعایت مقررات خاص حرفه خود میباشند و این مقررات در فرمهای تهیه شده طبق ماده 13 قانون مواد خوردنی ، آشامیدنی برای هر یک از مراکز و اماکن یاد شده گنجانیده شدده که این فرم توسط بازرسین بهداشت محیط و بهورزان بهداشت با حضور در مراکز و اماکن یاد شده تنظیم میگردد.
ج- کنترل وضعیت بهداشتی مواد غذایی
کنترل بهداشتی مواد غذایی از نظر آلودگیها (میکروبی و شیمیایی) تقلب و فساد نقش بسزلایی در سلامت جامعه دارد.
مواد غذایی در صورتی که به طریق غیر بهداشتی (بصورت روباز) نگهداری و عرضه شوند میتوانند توسط ترشحات دهان و بینی و دستهای فروشنده و خریدار ، گرد و غبار ، حشرات (بخصوص مگس) جوندگان ، (بویژه موش) ، گربه و سگ ، به انواع میکروبهای بیماریزا آلوده شوند که در اثر مصرف مواد غذایی آلوده ، انسان مبتلا به انواع بیماریها و مسمومیتها خواهد شد.
توصیه میشود که مواد غذایی بخصوص مواد غذایی فسادپذیر باید در شرایط مناسب محفوظ دور از دسترس حشرات، جوندگان، گرد و غبار و در ظروف مجاز و بهداشتی نگهداری گردند. زیرا ظروف نگهداری مواد در آلودگی مواد غذایی و ایجاد مسمومیتهای شیمیایی نقش مهمی را دارا میباشند .
به عنوان مثال نگهداری مواد غذایی ترش که حالت اسیدی دارند (مانند ماست ، رب گوجه فرنگی و غیره) در ظروف مسی سفیدکاری و قلع اندود نشده و به مدت نسبتا طولانی و مصرف نمودن آن ماده غذایی باعث مسمومیتهای مزمن (اثر تدریجی سم بر روی اعضای بدن) و یا مسمومیتهای شدید خواهد شد که ممکن است است حتی منجر به مرگ هم بشود.
همچنین نگهداری مواد غذایی و بویژه مواد غذایی ترش و یا نگهداری مواد غذایی داغ در ظروف پلاستیکی غیرمجاز که اغلب این ظروف از أسیاب و ذوب پلاستیکهای غیر بهداشتی و بازیابی شده از زبالههای شهر بطور پنهانی ساخته میشوند ، ممکن است باعث ایجاد انواع سرطانها در انسان گردند . و سرطانزایی اغلب این مواد پلاستیکی تایید شده است.
بطور کلی نظارت و کنترل و نحوه تهیه ، توزیع و فروش مواد غذایی در مراکز یاد شده باید بطور مرتب و با دقت انجام گردیده و همچنین مسائل بهداشتی اماکن عمومی مانند حمامها ، آرایشگاهها و دیگر اماکن عمومی باید همواره تحت کنترل نظامی باشد.
- ناقل بیماری: موجود جاندار و یا جسم بیجانی که عامل بیماری را به موجودات دیگر منتقل میکند.
- حامل بیماری: موجودی است که عامل بیماری را در خود نگهداری و در محیط پخش میکند ولی علائم بیماری را ندارد.
بررسی فرم دوازدهگانه
فرم شماره 1
پیشنهاد معرفی متخلف به دادگاه
پس از بازدید محل توسط کاردان بهداشت محیط مرکز بهداشتی درمانی (شهری یا روستایی) و تنظیم و علامتگذاری فرم آیین نامه مقررات بهداشتی در صورت وجود نواقص فرم شماره 1 تکمیل و پس از پاراف کاردان بهداشت محیط با امضای رئیس مرکز بهداشتی درمانی به انضمام چهار برگ فرم آیین نامه مقررات بهداشتی تکمیل شده به مرکز بهداشت شهرستان ارسال میشود.
فرم شماره 2
معرفی متخلف
مرکز بهداشت شهرستان پس از وصول پیشنهاد معرفی متخلف به دادگاه در صورت تایید توسط کارشناس مسئول بهداشت و رئیس مرکز بهداشت (امضای ردیفهای دوم و سوم فرم آیین نامه مقررات بهداشتی) ، فرم شماره 2 را تکمیل و به انضمام یک برگ فرم آیین نامه مقررات بهداشتی تنظیم شده مربوط به دادگاه پس از پاراف کارشناس مسئول بهداشت شهرستان محیط با امضای رئیس مرکز بهداشت شهرستان متخلف را به دادگاه معرفی و رونوشت نامه مذکور به انضمام یک نسخه فرم آیین نامه مقررات بهداشتی مربوط به صاحب مکان کسب (مدیر ، صاحب پروانه متصدی) با قید مهلت متناسب با حجم و نوع کار و تعداد نواقص (حاقل 15 روز و حداکثر 2 ماه) جهت رفع نواقص به متصدی اخطار میگردد . ضمنا نسخه دیگری از رونوشت نامه به انضمام سوابق در پاسخ نامه پیشنهاد معرفی متخلف به دادگاه و پیگیری در موعد مقرر به مرکز بهداشتی درمانی مربوطه و نسخه یگر به بهداشت محیط مرکز بهداشت شهرستان ارسال خواهد شد.
فرم شماره 3
پیشنهاد تعطیل
پس از معرفی متخلف به دادگاه و انقضای مهلت داده شده و بازدید مجدد محل توسط کاردان بهداشت محیط مرکز بهداشتی درمانی (شهری یا روستایی) و کنترل نواقص ، درصورتی که نواقص بهداشتی برطرف نشده باشد ، فرم شماره 3 تکمیل و پس از پاراف کاردان بهداشت محیط با امضای رئیس مرکز بهداشتی درمانی به انضمام نسخه پیگیری فرم آیین نامه مقررات بهداشتی تکمیل شده مربوط به مرکز بهداشت شهرستان ارسال میشود.
فرم شماره 4
اخطار تعطیل
با وجود پیشنهاد تعطیل از مرکز بهداشتی درمانی به مرکز بهداشت شهرستان ، کارشناس مسئول بهداشت محیط شهرستان گزارش بازدید و اصله را بررسی و در صورت تایید و امضای فرم ، سوابق موجود در دو واحد بهداشت محیط شهرستان (رونوشت معرفی به دادگاه) را ضمیمه و برای تایید و امضاء فرم و صدور دستور کتبی مسئول بهداشت محل جهت تعطیل موقت ، برای رئیس مرکز بهداشت شهرستان ارسال مینماید. رئیس مرکز بهداشت شهرستان با بررسی و امضای فرم آیین نامه مقررات بهداشتی روی نامه پیشنهاد تعطیل دستور کتبی تعطیل موقت محل را صادر مینماید. سپس فرم شماره 4 توسط واحد بهداشت محیط شهرستان تنظیم و با پاراف کارشناس مسئول بهداشت محیط شهرستان و امضای رئیس مرکز صادر و رونوشت به ارگانهای مربوطه ارسال میگردد . یادآوری مینماید مدت مندرج در فرم اخطار تعطیل حداقل یک و حداکثر دو وز خواهد بود.
فرم شماره 5
صورت مجلس تعطیل
پس از انقضای مهلت مندرج در اخطار تعطیل ، اکیپ تعطیل مرکب از نمایندگان بهداشت محیط مرکز بهداشت بهداشت شهرستان و مرکز بهداشتی درمانی مربوط و درصورت نیاز نیروی انتظامی به محل مراجعه و با رعایت مقررات نسبت به تعطیل موقت مح با تنظیم صورت مجلس (طبق فرم شماره 5) اقدام و یک نسخه از صورت مجلس به متصدی محل کسب و یک نسخه به نماینده نیروی انتظامی تحویل و سایر نسخ با تنظیم گزارش کتبی به بهداشت محیط مرکز بهداشت شهرستان تحویل داده میشود . بدیهی است صورت مجلس تعطیل باید با خط خوانا تنظیم و نسخه اصلی آن در پرونده ما در محل کسب مربوطه ضبط و نگهداری شود.
فرم شماره 6
اعلام تعطیل محل کسب غیر بهداشتی
بهداشت محیط مرکز بهداشت شهرستان پس از دریافت گزارش و صورت مجلس تعطیل ، در پاسخ نامه پیشنهاد تعطیل مرکز بهداشتی درمانی مربوطه فرم شماره 6 را تنظیم و پس از پاراف کارشناس مسئول بهداشت محیط با امضای ریاست مرکز بهداشت شهرستان صادر مینماید.
فرم شماره 7
صورت مجلس فک پلمب
پس از تعطیل محل و مراجعه متصدی جهت بازگشایی و مطمئن نمون مسئول بهداشت محل ، متصدی با سپردن تعهد محضری مبنی بر رفع نواقص بدون بهرهبرداری در مهلتی معین (مهلت متناسب با تعداد و نوع نواقص باشد) و دستور کتبی مسئول بهداشت محل مبنی بر موافقت با درخواست متصدی بر روی آن ، نسبت به بازگشایی محل تعطیل شده با حضور نمایندگان بهداشت محیط مرکز بهداشت شهرستان و مرکز بهداشتی درمانی مربوطه با تنظیم صورت مجلس (فرم شماره 7) اقدام و یک نسخه از صورت مجلس به متصدی تحویل و سایر نسخ همراه سوابق از طریق نماینده بهداشت محیط مرکز بهداشت شهرستان با تنظیم گزارش به مسئول بهداشت محیط شهرستان تحویل خواهد شد. بدیهی است تعطیل محل و بازگشایی مجدد آن نبایستی به نحوی باشد که اثرات فعالیت را لوث نماید.
فرم شماره 8
اعلام فک پلمب
پس از دریافت گزارش بازگشائی موقت رفع نواقص ، فرم شماره 8 تنظیم و با پاراف کارشناس مسئول بهداشت محیط و امضای رئیس مرکز بهداشت شهرستان صادر میگردد. بدیهی است بهداشت محیط مرکز بهدااشتی درمانی مربوطه مکلف است به طور مرتب در زمینه اجرای صحیح رفع نواقص و بویژه عدم بهرهبرداری از محل توسط متصدی قبل از دریافت مجوز بهرهبرداری نظارت کامل نموده و در صورت مشاهده تخلف بهرهبرداری مراتب را کتبا به بهداشت محیط مرکز بهداشت شهرستان گزارش و مرکز بهداشت شهرستان در صورت تایید گزارش مامور نسبت به تعطیل محل اقدام خواهد نمود .
فرم شماره 9
اعلام رفع نواقص
در صورت اعلام متصدی مبنی بر رفع نواقص و یا انقضای مهلت قید شده در تعهد محضری ، مامور بهداشت محیط مرکز بهداشتی درمانی مربوطه به محل مراجعه و در صورت رفع نواقص و علامت گذاری فرم آیین نامه مقررات بهداشتی ، فرم شماره 9 تنظیم و با پاراف مامور بهداشت محیط و امضای رئیس مرکز بهداشتی درمانی صادر میگردد . بدیهی است کلیه نواقص اعم از بهداشت فردی و بهداشت وسایل و ابزار کار و وضعیت ساختمانی بایستی برابر مفاد آیین نامه مقررات بهداشتی شغل مربوطه بطور اصولی و اساسی برطرف شده باشد.
فرم شماره 10
مجوز بهرهبرداری
با رسیدن فرم شماره 9 به مرکز بهداشت شهرستان و تایید آن توسط بهداشت محیط مرکز مذکور فرم شماره 10 تنظیم و با پاراف کارشناس مسئول بهداشت محیط و امضای رئیس مرکز بهداشت شهرستان صادر میگردد . بدیهی است هنگام صدور فرم شماره 10 امضاهای فرم مقررات بهداشتی مربوطه بایستی توسط کارشناس مسئول بهداشت محیط و رئیس مرکز بهداشت شهرستان تکمیل گردد.
فرمهای شماره 11 و 12
صلاحیت بهداشتی – عدم صلاحیت
فرمهای شماره 11 و 12 مربوط به صلاحیت و عدم صلاحیت بهداشتی است که پس از وصول نامه نظرخواهی اتحادیه یا ارگان صادر کننده پروانه کسب متصدیان مراکز تهیه و فروش مواد غذایی و اماکن عمومی و بازدید توسط کاردان یا کارشناس بهداشت محیط به ترتیب زیر پاسخ داده میشود .
الف- چنانچه در اولین بازدید شرایط بهداشتی محل منطبق با آئین نامه مقررات بهداشتی ماده 13 باشد علاوه بر اظهار نظر کتبی بازرس بهداشت محیط بازدید کننده روی نامه متقاضی ، ستون اول فرم آئین نامه مقررات بهداشتی مربوطه تنظیم و سپس فرم شماره 11 مبنی بر صلاحیت بهداشتی پس از تایید و پاراف کارشناس مسئول بهداشت محیط شهرستان توسط رئیس مرکز بهداشت شهرستان امضاء و صادر میگردد .
ب- چنانچه در اولین بازدید شرایط بهداشتی محل منطبق با آئین نامه مقررات بهداشتی ماده 13 نباشد ، اگر محل تازه تاسیس بوده و هنوز مورد بهرهبرداری قرار نگرفته باشد، یک نسخه فرم آیین نامه مقررات بهداشتی مربوطه (بدون علامت گذاری) به عنوان راهنمای شرایط بهداشتی به متصدی تسلیم میگردد . آنگاه پس از اظهار نظر کتبی بازرس بهداشت محط بازدید کننده روی نامه متقاضی ، فرم شماره 12 مبنی بر عدم صلاحیت بهداشتی پس از تایید و پاراف کارشناس مسئول بهداشت محیط شهرستان توسط رئیس مرکز بهداشت شهرستان امضاء و صادر میشود و چنانچه محل دایر باشد بر اساس محتویات پرونده بهداشتی در جریان و بروز محل کسب ، ضمن اعلام عدم صلاحیت بهداشتی به شرح فوق ، ادامه مراحل اجرایی ماده 13 پیگیری شود .
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 4397 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 92 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول : کلیات
مقدمه................................................................................................. 2
1-1 بیان مسئله .................................................................................... 3
1-2 ضرورت و اهمیت تحقیق................................................................... 4
1-3 علت انتخاب موضوع........................................................................ 5
1-4 تاریخچه مطالعات جمعیتی ................................................................. 8
1-5 اهداف پژوهش .............................................................................. 10
1-6سوالات تحقیق................................................................................ 10
1-7 فرضیه های تحقیق......................................................................... 11
1-8 قلمرو تحقیق.................................................................................. 11
1-9 مدل های تحقیق.............................................................................. 11
1-10 تعاریف عملی و نظری متغیرها........................................................ 12
1-11 محدودیت ها................................................................................ 15
فصل دوم : چارچوب نظری و پیشینه تحقیق
2-1 چارچوب نظری............................................................................. 17
2-2 نظریه طرفداران افزایش جمعیت......................................................... 17
2-3 نظریه مخالفان افزایش جمعیت............................................................ 19
2-4 نظریه طرفداران جمعیت ثابت............................................................ 22
2-5 نظریه ی طرفداران جمعیت متناسب یا مطلوب........................................ 24
2-6 نظریه های باروری......................................................................... 25
2-6-1 تئوری های اقتصادی – اجتماعی باروری........................................... 26
2-6-2 تئوری لیبن اشتاین....................................................................... 26
2-6-3 تئوری بکر................................................................................ 27
2-7 تئوری رفتار مصرف کننده و اقتصاد خود باروری.................................... 28
2-8 نظریه میکرو اقتصاد باروری............................................................. 29
2-9 تئوری استیرلین............................................................................. 31
2-10 نظریه پیرامون – مرکز ایسترلین...................................................... 31
2-11 راه حل دیدگاه اقتصاد باروری .......................................................... 32
2-12 تئوری ارتقاء اجتماعی................................................................... 32
2-13تئوری تغییر و پاسخ ( k.Davis ) .................................................... 33
2-14 تئوری اشاعه عقب افتادگی فرهنگی ................................................... 33
2-15 تئوری نوگرایی............................................................................ 34
2-16 مدل جامعه شناختی باروری............................................................. 36
2-17 مدل های متغیرهای بینابین ............................................................. 37
2-18 تئوری فرهنگی هال...................................................................... 39
2-19 تئوری بیولوژیک یا زیستی باروری................................................... 39
2-20 باروری از دیدگاه اسلام................................................................... 40
2-21 رهیافت کلی................................................................................ 42
2-22 پیشینه تحقیق............................................................................... 43
2-23 تحقیقات در ایران.......................................................................... 43
2-24 تحقیقات خارجی .......................................................................... 47
2-25 مقایسه نتایج به دست آمده از تحقیقات تجربی در ایران و سایر کشورهای جهان 51
فصل سوم : روش تحقیق
3-1 مقدمه.......................................................................................... 53
3-2 بررسی مدارک .............................................................................. 53
3-3 روش های تحقیق............................................................................ 54
3-4 روش تحقیق ................................................................................. 56
3-5 جامعه آماری................................................................................. 57
3-6 حجم نمونه.................................................................................... 58
3-7 روش نمونه گیری........................................................................... 58
3-8 روش انتخاب حجم نمونه................................................................... 59
3-9 روش گردآوری اطلاعات.................................................................. 59
3-10 روایی و اعتبار پرسشنامه ............................................................... 60
فصل چهارم : تحلیل داده ها
4-1 یافته های تحقیق............................................................................. 62
4-2 یافته های استنباطی ( تحلیل فرضیات ).................................................. 80
فصل پنجم: نتیجه گیری
5-1 نتیجه گیری.................................................................................. 87
5-2 پیشنهادات.................................................................................... 88
ضمائم و پیوستها ................................................................................. 92
پرسشنامه.............................................................................................
منابع و ماخذ.........................................................................................
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار(2-1) فرآیند نوگرایی و تغییرات میزان باروری.................................... 35
نمودار (2-2) الگوی تجزیه و تحلیل جامعه شناسی سطوح باروری.................... 38
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول(4-1) توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب سن............................. 63
جدول (4-2) توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب سن همسر.................... 64
جدول (4-3) : توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب تحصیلات.................. 65
جدول (4-4) توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب تحصیلات همسر........... 66
جدول (4-5) : توزیع فراوانی ودرصد حجم نمونه بر حسب شغل پاسخگویان........... 67
جدول (4-6) توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب شغل همسر................. 68
جدول (4-7) : توزیع فراوانی درصد حجم نمونه بر حسب هزینه خانوار ( میزان درآمد). 69
جدول (4-8) : توزیع فراوانی ودرصد حجم نمونه از فقط و سخنگویان به رضایت از محل زندگی 70
جدول (4-9) : توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب وضعیت منزل مسکونی 71
جدول (4-10) : توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب تاثیر سن ازدواج بر بارور 72
جدول ( 4-11): توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب سن هنگام تولید اولین بارداری 73
جدول (4-12) :توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب اینکه چقدر راز تصمیم گیری های شما به همسرتان هماهنگ و همسو است؟..................................................................................... 74
جدول (4-13) : توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب نظر پاسخگویان در ارتباط با برنامه تنظیم خانواده. 75
جدول (4-14) توزیع فراوانی درصد حجم نمونه............................................. 76
جدول (4-15) :توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب تاثیر تحصیلات بر کاهش باروری 77
جدول (4-16) توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب علاقه....................... 78
جدول (4-17 ) : توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب علاقه همسر............ 79
جدول شماره 1:توزیع میزان تحصیلات خانواده با میزان باروری......................... 80
جدول شماره 2: توزیع سن ازدواج زنان با میزان باروری................................. 81
جدول شماره 3: متغیر بسته –میزان باروری متوسط درآمد ماهیانه خانواده............. 82
جدول شماره 4:متغیر وابسته-میزان باروری چقدر از تصمیم گیری های شما در مسائل خانواده با نظر همسرتان هماهنگ و همسو است؟........................................................................................ 83
جدول شماره 5: متغیر وابسته –میزان باروری نظر شما در مورد برنامه های تنظیم خانواده چیست؟ 84
چکیده
در جهان امروز رشد شتابان جمعیت مایه اصلی نگرانی های بشر در آینده را تشکیل می دهد ، روند سرسام آور افزایش جمعیت از یک سوو محدودیت منابع از سوی دیگر دست اندکاران امر توسعه را با شگفتی و سر در گمی روبرو ساخته است به طوری که در صورت نبود منابع لازم برای توسعه و یا عدم تجهیز آن ها در جهت رفع احتیاجات بشر افزایش جمعیت به عنوان یکی از موانع اصلی توسعه عمل کرده و به طور مستقیم بر تقلیل سطح برخورداری های اقتصادی و اجتماعی وارد خواهد شد.
نظر به اهمیت رابطه ای بین جمعیت و توسعه برای نیل به توسعه شناخت جمعیت و خصوصیات آن در هر منقطه ضروری می نماید . این شناخت از طریق ارزیابی و تجزیه و تحلیل پدیده های مختلف جمعیتی « چون باروری ، مرگ و میر،مهاجرت ، ازدواج ، طلاق زمینه ی مناسب را برای برنامه ریزی های مختلف توسعه اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی مهیا می سازد».
در فاصله زمانی سه دهة گذشتة باروری ایران به طور چشمگیری کاهش یافته است هر چند تا به حال تحقیقاتی در زمینه تبیین کاهش باروری ، ایران صورت گرفته است ، حال مکانیزم تحولات باروری و همچنین عوامل مرتبط به آن همچنان در پرده ابهام قرار دارد .
این پژوهش عوامل نهادی موثر بر فرآیند انتقال باروری در منطقه 9 تهران با تاکید بر تحولات خانواده خود در تحلیل قرار می دهد . به بیان دقیقتر، این مطالعه با پیوند زدن برخی از تحولات اجتماعی چند دهة اخیر با رفتارها و ارزش های خانوادگی نشان می دهد که چگونه برخی از این فراگردهای اجتماعی عمده نظیر وقوع جنگ و انقلاب و نیز تحولات نگرشی و ارزشی پیاپی این سال ها به مسیر و جهت سیاری از تحولات خانوادگی ،و از جمله بر رفتار ها و نگرش های باروری تاثیری اساسی نهاده است.
فصل اول
کلیات
مقدمه
یکی از مسائل اساسی جهان امروز مسئله جمعیت است توجه به موضوع جمعیت امر جدیدی نبوده، بلکه این موضوع از دیر باز مورد توجه دانشمندان ، علما و فلاسفه بوده است . با تمام این اوصاف واقعیت این است که جمعیت هیچ گاه از اهمیتی که امروز داراست برخوردار نبوده است.
عدم تناسب بین رشد جمعیت و رشد امکانات اقتصادی یکی از مشکلات عمده کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه امروزی از جمله « ایران » می باشد.
کشورهای جهان سوم ،با وجود بهره مندی از بیشترین امکانات مادی و انسانی ، منابع عظیم ثروت به لحاظ اقتصادی و اجتماعی در بدترین شرایط به سر می برند . رشد سریع جمعیت و ناهماهنگی میان رشد جمعیت و رشد اقتصادی مشکلات عدیده ای را در زمینه های مختلف اقتصادی ، اجتماعی ، آموزشی ، درمانی ، اشتغال و دیگر شاخص های توسعه در این کشورها موجب شده است اما تغییرات جمعیتی نیز یکی از عوامل افزایش یا کاهش جمعیت می باشد که متاثر از مؤلفه های باروری ، مرگ و میر و مهاجرت است و در جمعیتی که مهاجرت در آن صورت نمی گیرد مؤلفه های باروری ، مرگ و میر است که باعث ثبات یا تغییر در حجم ، توزیع و ترکیب جمعیت می شود.
باروری به عنوان یکی از اجزای اصلی رشد جمعیت ، موضوعی است که همواره مورد توجه قرار گرفته و تحقیقات گسترده دامنه داری در زمینة شناخت عوامل موثر بر آن در ایران و خارج از ایران صورت گرفته است.
بدین لحاظ اندازه گیری و شناخت سطح باروری در هر جامعه ،نه تنها در پیش بینی های جمعیتی که اساس و زیر بنای برنامه ریزی های اقتصادی ،اجتماعی و جمعیتی برای امر توسعه لازم است بلکه در ارزیابی شرایط اقتصادی و اجتماعی جامعه مورد مطالعه نیز از شاخص های کلان و مهم به شمار می آید.
در کشور ایران نیز در سال های اخیر موفقیت های چشمگیری در کنترل موالید و جلوگیری از رشد شتابان جمعیت حاصل شده به طوری که بر اساس نتایج سرشماری سال 1385 میزان رشد سالانه جمعیت چیزی حدود 6/1 درصد بوده است.
(1-1) بیان مسئله
خانواده هسته اصلی جامعه و یکی از قدیمی ترین گروه ها است این گروه کارکردهای اجتماعی کردن فرزندان ، مراقبت از سالمندان و کودکان ،ایجاد آرامش روحی و روانی اعضاء را بر عهده دارد . هر چند که از کارکردهای خانواده در جامعه امروز کاسته شده و اثرات گذشته را در جامعه ندارد ولی باز هم خانواده یکی از کانونهای اصلی و تاثیر گذار جامعه است.
در کنار کارکردهای ذکر شده برای خانواده کارکرد تولید نسل ، فرزند آوری و باروری را میتوان نام برد. منظور اصلی دراین پژوهش «باروری» است که برای بقاء زندگی زناشویی یک امر الزامی است . خانواده با به دنیا آمدن فرزندان و مراقبت از آنها ، جامعه پذیر نمودن آنها ، نخستین گام ها را برای عهده گرفتن نقش های گوناگون در گروه ها ، سازمانها و نهادها توسط فرزندان بر می دارد.
تمامی پژوهشگران ، تاریخ دانان ،پزشکان و دولتمردان متولدین خانواده هستند و بسیاری از الگوهای رفتاری آنها ریشه در خانواده دارد.
از طرف دیگر بالا رفتن میزان شهرنشینی و سواد ،تمایل افراد به رفاه بیشتر ،ماشینی شدن کارها و علاقه زوجین و یا والدین به پیشرفت های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی نیز به تعداد فرزندان و دیدگاه آنها نسبت به فرزند آوری موثر بوده است.
با در نظر گرفتن مطالب ذکر شده موضوع مورد مطالعه ما در این پژوهش ، بررسی تاثیر عوامل اجتماعی ، اقتصادی و اجتماعی به میزان باروری زنان 49-15 ساله می باشد.
در این پژوهش سعی ما این است که نقش عوامل موثر در تغییرات و نوسانات میزان باروری که باعث دگرگونی در تعداد موالید می شود را بیابیم؟ و نیز میزان تاثیر این فاکتور ها را بر میزان باروری مورد بررسی قرار دهیم.
(1-2) ضرورت و اهمیت تحقیق
اگر چه مسئله جمعیت از دیر باز مورد توجه جامعه شناسان و محققان علوم اجتماعی اقتصادی و سیاسی بوده است اما پژوهش درباره علل افزایش و یا کاهش نیز بررسی در ارتباط با چگونگی تغییرات آن درچند دهه اخیر توسعه فراوانی یافته است .
در ایران نیز مانند سایر کشورها مسئله جمعیت و نیاز واقعی روند تغییرات آن در سالهای اخیر علاقه ی محققان را به مطالعات مربوط به آن افزایش داده است .
بخصوص که پژوهشهای انجام شده در این زمینه اندک و پراکنده می باشد و نمی تواند سیمای کلی علل نوسانات در روند واقعی جمعیت را در کل کشور یا مناطق شهری و روستایی تصور کنند ، بدین جهت هر گونه مطالعه در این مورد راه گشا بوده و به شناخت چارچوب کلی جمعیت و دور نمای آینده کمک می کند.
نقش باروری به عنوان مهمترین پدیده تعیین کننده نوسانات جمعیت سبب شده که مطالعات مربوط به آن نسبت به سایر پدیده های جمعیتی از اهمیت فراوانی برخوردار باشد.
بررسی عوامل اقتصادی و اجتماعی موثر در آن سهم بزرگی از پژوهش های جمعیتی را برخود اختصاص دهد ( آقا ،1364،1)
می دانیم که میزان باروری به نوبه خود تابع عوامل اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی جمعیت شناختی و حتی جغرافیایی است و جهت کنترل باروری شناخت دقیق این عوامل ضرورت دارد .
مطالعات انجام شده دراین زمینه هنوز نتوانسته ، تمامی عوامل موثر نیز میزان تاثیر عوامل شناخته شده به باروری را مشخص کنند . دلیل این امر آن است که سهم متغیرهای مختلف در تغییرات باروری با توجه به شرایط گوناگون اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی در هر جامعه متفاوت و در هر جامعه به گونه ی خاص می باشد .
با توجه به اینکه بررسی همه عوامل موثر بر باروری در یک بررسی ممکن نیست و نیز به دلیل کمبود زمان و امکانات لازم در این تحقیق مقوله هایی از متغیرهای اجتماعی – اقتصادی و جمعیتی موثر بر باروری برگزیده شده و چگونگی میزان تاثیر آنها به یکدیگر و بر باروری ( به تنهایی و به طور همه جانبه ) نشان خواهد شد.
(1-3) علت انتخاب موضوع
آگاهی از افزایش سریع جمعیت به عنوان خطر جهانی یکی از مشغله های فکری عمده بشر نیمه دوم قرن بیستم شناخته شد . علیرغم مباحث مفصلی که درباره ی دامنه و واقعیت خطر افزایش جمعیت به عمل آمده و علی رغم جبهه گیری های عقیدتی و مرامی که در مورد راه و روش و روش مواجهه با این خطر بروز کرده ، لزوم جلوگیری از افزایش جمعیت به عنوان یک اصل عمده از طرف اکثریت ملت های جهان مورد قبول قرار گرفته است .
البته در همةنقاط این یک تفاهم کلی در مورد تحدید موالید وجود ندارد . در نتیجه در بعضی ممالک جلوگیری از رشد جمعیت به عنوان بخشی از برنامه کلی تلقی کرده و برنامه خاصی را به هدف مشخص کاهش نرخ زاد و ولد به مرحله اجرا گذاشته اند ( کیوا؛7:1349).
چهل سال گذشته بر وقوع یکی از بزرگترین انقلاب های اجتماعی در طول زمان ما شهادت
می دهد و آن درک این واقعیت توسط دولت هاست که لازم دانسته اند مردم از طریق برنامه های تنظیم خانواده تولید مثل خود را کنترل نمایند و در طول چهار دهه گذشته کشورهای مختلف جهان ، چه پیشرفته و چه در حال توسعه و با نظام های گوناگون ، برنامه تنظیم خانواده را به بهترین روش برای کنترل جمعیت و تجدید موالید بر شمرده اند ( کریم زاده ،8:1373)
پس از کنفرانس جهانی جمعیت که در بخارست تشکیل شد بیشتر کشورهای در حال توسعه ، سیاست ها و روش های طرح ریزی شده ای برای جلوگیری از بارداری ، تهیة و سایل و روش های جلوگیری از باروری و امکان دسترسی بیشتر به آن در قالب برنامه های ملی تنظیم خانواده را پذیرفته و به کار گرفته اند.
استفاده از وسایل جلوگیری از حاملگی اگر چه در تمام دنیا به طور مداوم رو به افزایش است ، اما هنوز استفاده از آن به طور عموم در میان خانواده ها رایج نشده است ( غفاری ،1369:12) در جمهوری اسلامی ایران نیز تا سال های قبل از انقلاب به طبق سیاست های سازمان بهداشت جهانی در زمینه کنترل جمعیت در کشورهای جهان سوم ، برنامه تنظیم خانواده ( بر اساس دو فرزند ) در کشور به اجراء در آمد .
پس از انقلاب با توجه به دیدگاه های منفی که در مورد برنامه ها و طرح های رژیم گذشته وجود است ،برنامه کنترل جمعیت و تنظیم خانواده به طور موقت منتفی شناخته شدو در طول کمتر از 10 سال (68-1359) رشد جمعیت به مرحله ای خطرآفرینی رسید .
پایان گرفتن جنگ تحمیلی در سال 1368 و با نظر به اینکه جمعیت کشور در زمان اندکی به میزان دو برابر افزایش یافته بود ،سیاست هایی برای کنترل جمعیت و تنظیم خانواده از سوی سازمان ها و وزارتخانه های مربوط به ومرحله اجرا گذاشته شد.(فروزانفر،23:1377).
به دنبال چندین سال تلاش برای کنترل جمعیت که ار سازمان هخا و کلینیک و مراکز بهداشتی صورت گرفت ،نرخ رشد جمعیت کشور از رقم 9/3 در سال 1365 که یکی از بالاترین نرخ رشد جمعیت در جهان بود به 96/1 در سال 1377 کاهش نمود و حتی در اواخر سال 1377 به 4/1 درصد تنزل پیدا کرده است.(تقوی،26:1377) با توجه به اعداد و ارقام فوق می توان چنین نتیجه گیری نمود که برنامه های تنظیم خانواده در سطح کشور تا حدودی موفق بوده است اما علیرغم همه این موفقیت ها آن چه در این خصوص مورد سوال می باشد این است که آیا انتخاب نوع و روش و وسیله پیشگیری از باروری بر اساس شناخت زنان مصرف کننده از وسایل جلوگیری از باروری صورت می گیرد؟یا این که انتخاب وسایل جلوگیری از باروری بر اساس شناخت زنان مصرف کننده از وسایل جلوگیری از باروری صورت می گیرد؟ یا این که انتخاب وسایل جلوگیری از باروری متناسب با اهداف تنظیم خانواده می باشد؟ همچنین گرایش به برنامه های رشد جمعیت به صورت بی رویه عاملی مهم و باز دارنده در امر توسعه اقتصادی و اجتماعی در کشورهای درحال توسعه و از جمله در کشور ما به حساب می آید.
رشد جمعیت تابعی از میزان موالید مرگ و میر (بدون احتساب مهاجرت) آن چه در سال های اخیر باعث رشد سریع جمعیت در کشور های در حال توسعه شده است شکاف بین میزان های موالید و مرگ و میر می باشد، بررسی عوامل مختلف اقتصادی و اجتماعی موثر بر آن سهم بزرگی از پژوهش های جمعیتی را به خود اختصاص داده است .مطالعات مختلف مدعی این واقعیت است که میزان باروری در ارتباط با عوامل اقتصادی ،اجتماعی و جمعیتی است.از این رو شناخت دقیق این عوامل ضروری است و پس از پذیرش برنامه های کنترل جمعیت بایستی به دنبال راه کارهایی بود که بهترین شکل دستیابی بر اهداف تنظیم خانواده و کنترل جمعیت را ممکن سازد. از طرف دیگر باید توجه داشت که صرف اعمال سیاست های تنظیم خانواده راه گشای نیل به موفقیت کاهش موالید نبوده بلکه توسعه امکانات زیر ساختی و ارتقای شاخص توسعه انسانی از مجله باسوادی ، آگاهی اجتماعی ، بهداشت ، درمان ، آموزش زنان نقش بسیار زیادی در این میان دارند.
بنابراین نباید لحظه ای از اعمال سیاست های مهار شده طبیعی جمعیت کشور غافل ماند که این امر مستلزم شناخت و آگاهی از روند تحولات باروری در کشور و عامل موثر بر آن است .
عدم برنامه ریزی در زمینه ی کنترل رشد بی رویه جمعیت و عدم توجه به عوامل موثر به آن می تواند مشکلات فراوانی را برای جامعه پدیدآورد و باید دانست آیا تنظیم خانواده ناشی از تغییر در طراز فکر و افزایش بنیادی آگاهی خانواده ها می باشد یا انتخابی ناآگاهانه و موقتی است ؟
و دیگر این که چه تعداد افراد با توجه به شرایطی که دارند روشی مناسب برای جلوگیری از باروری و باردار شدن را برگزیده اند ؟
یا این که توصیه افراد فامیل ،دوستان و کارکنان مراکز بهداشتی تا چه حد در استفاده از وسایل جلوگیری مؤثر بوده است ؟ به منظور پاسخ گویی به سوالاتی که از این قبیل ، سعی به این شد که مطالعه ای تحت عنوان بررسی عوامل جمعیتی ، اجتماعی و اقتصادی موثر به باروری زنان 49-15 ساله به تاکید بر تنظیم خانواده در منطقه 9 تهران انجام گیرد.
(1-4) تاریخچه مطالعات جمعیتی
جمعیت شناسی به سبک علمی و مدرن امروزی پدیده ای جدید است . هر چند مساله جمعیت بنا به دلایل مختلف از دیر باز مورد توجه بوده ، لیکن به تدریج جای خود را بین علوم باز کرده و راه کمال را پیموده است . این علم از آغاز قرن بیستم بنا به دلایل زیر بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.
- پیشرفت و گسترش علم آمار در زمینه های مختلف و کاربرد گسترده آن در مطالعات جمعیتی نظیر انواع سر شماری ها .
- ضرورت پژوهش و تحقیق در علوم مختلف به خصوص در امر برنامه ریزی.
- افزایش سریع و بی رویه جمعیت جهان به ویژه در اکثر کشورهای در حال توسعه .
- ضرورت آگاهی به خصوصیات اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی جمعیت ها به خصوص در سالهای اخیر که تحولات زیادی در چگونگی زندگی جوامع ایجاد گردیده است .
- نیاز مبرم و بدون چون و چرای مسئولان ، برنامه ریزان به شناخت همه جانبه جمعیت به منظور دستیابی به تامین مایحتاج جمعیت و ارتقاءسطح رفاه عمومی و ایجاد امنیت اقتصادی و اجتماعی.
- لزوم اتحاد سیاست جمعیتی خردمندانه.
- محدودیت منابع مورد نیاز بخصوص در امر تغذیه و همچنین عدم توزیع عادلانه منابع و امکانات و گوناگونی پتانسیل های طبیعی در نواحی مختلف جهان.
- لزوم بررسی های مربوط به عوامل موثر در رشد جمعیت بویژه تحولات و تغییرات میزانهای باروری و موالید و مرگ و میر ( حلم سرشت ،4:1379)
اگر چه مطالعات جمعیتی از زمانی که گروههای انسانی از حالت بسته خارج شد ند و بین مراکز جمعیتی ارتباط برقرار شد به خصوص در یونان ، روم و چین و هندوستان مورد توجه بود ، لیکن سرشماری و بررسی های جمعیتی به صورت منظم تر پس از رنسانس متداول گردید . به دیگر سخن هر چه تفکر درصدد مطالعات جمعیتی سابقه ای طولانی دارد ولی آن چه که امروزه به عنوان علم جمعیت مطرح می شود سابقه ای کمتر از چهار قرن دارد چرا که بر اساس شواهد موجود ، مبنای مطالعات جمعیتی توسط «جان گرانت » در سال 1662 با انتشار کتابی تحت عنوان" ملاحظات طبیعی و سیاسی" که بر اساس آمار و مرگ و میر شهرلندن تدوین شده بود آغاز گردید ه و رشته ی نوینی در تحقیقات اجتماعی بنیان نهاد شده است .
در کنار گرانت ، حق آن است که نامی هم از" ویلیام پتی" که از دوستان گرانت بود برده شود. وی تحت تاثیر "توماس هابس" به این نتیجه رسید که ریاضیات می تواند در مسائل سیاسی کاربرد داشته باشد و به این عقیده منجر به تالیف کتابی در زمینه « حساب سیاسی» گردید . شک نیست که چنین ایده ای در پیدایش علم آمار و پیشرفت علم جمعیت به خصوص از نظر روشهای تحلیلی و تکنیکی سهم به سزایی داشته است .
ثبت وقایع حیاتی به طور دقیق و مستمر و انجام سرشماری های عمومی به طور منظم و در فواصل زمانی معین ، از اواسط قرن هجدهم درپاره ای از کشورها آغاز گردید . به عنوان مثال از نوشته های یک کشیش آلمانی به نام « زوس میلش» می توان نام برد که اطلاعات معتبری از شخصیات جمعیت زمان خود را انتشار داده است ( حلم سرشت ،1379:5)
به طور کلی از قرن نوزدهم به بعد است که جمعیت شناسی به مفهوم امروزی خود مورد توجه جدی قرار گرفته است به طور ی که امروزه در اکثر قریب به اتفاق کشورهای جهان عمومیت یافته وافق ها و زمینه های مؤثر و مفیدی برای پیشرفت مطالعات جمعیتی ایجاد گردیده و در اوضاع و احوال جهان امروزی برای روشن ساختن مسایل اقتصادی و اجتماعی ملل تاثیر فراوان بر جای گذارده است که می تواند به آینده نگری خود راهگشای مسائل و مشکلات جماعات بشری در حال و آینده باشد و شناخت بهتری از واقعیات موجود در اختیار برنامه ریزان ، مسئولین و مجریان جوامع قرار دهد.
(1-5) اهداف پژوهش
هدف اساسی در این بررسی مطالعه رابطه ای موجود بین میزان باروری و عوامل اجتماعی ، فرهنگی و جمعیتی است و در این تحقیق سعی شده است برخی عوامل اجتماعی ، فرهنگی و جمعیتی موثر بر باروری زنان متاهل 49-15 ساله منطقه 9 تهران شناسایی شود و سهم تاثیر هر کدام از این عوامل را در کاهش و یا افزایش میزان باروری مورد مطالعه قرار دهیم تا به اهداف جزئی زیر دست یابیم.
1- تعیین رابطه سن زن در هنگام ازدواج و میزان باروری زنان.
2- تعیین رابطه سطح تحصیلات والدین و میزان باروری.
3- تعیین رابطه بین درآمد خانواده و میزان باروری.
4- تعیین رابطه بین ترجیح جنسی فرزند به نفع پسر و میزان باروری.
5- تعیین رابطه بین شناخت از وسایل جلوگیری از بارداری و میزان باروری.
6- تعیین رابطه بین قدرت تصمیم گیری زن در خانواده و میزان باروری زنان.
(1-6) سوالات تحقیق
1- آیا سن زن در هنگام ازدواج به میزان باروری تاثیر دارد یا خیر؟
2- آیا سطح تحصیلات والدین بر میزان باروری ( تعداد فرزندان ) تاثیر دارد یا خیر؟
3- آیا میزان در آمد خانواده بر میزان باروری تاثیر دارد یا خیر؟
4- آیا ترجیح جنسی فرزند بر نفع پسر به تعداد فرزندان تاثیر دارد یا خیر؟
5- آیا شناخت از وسایل جلوگیری از بارداری به میزان باروری تاثیر دارد یا خیر؟
6- آیا قدرت تصمیم گری زن در خانواده به میزان باروری تاثیر دارد یا خیر؟
(1-7)فرضیه های تحقیق
1- به نظر می رسد که بین سن ازدواج زن و میزان باروری رابطه وجود دارد.
2- به نظر می رسد که بین سطح تحصیلات زن و شوهر و میزان باروری رابطه وجود دارد.
3- به نظر می رسد بین تصمیم گیری های هماهنگ زن و شوهر و میزان باروری رابطه وجود دارد .
4- به نظر می رسد که بین درآمد خانواده و میزان باروری رابطه وجود دارد.
5- به نظر می رسد که بین نظر خانواده ها با برنامه های تنیم خانواده رابطه وجود دارد.
(1-8) قلمرو تحقیق
بررسی عوامل اقتصادی ، اجتماعی ، و جمعیتی موثر بر باروری زنان( 49-19 )همسر دار منطقه 9 شهر تهران در سال 1388.
(1-9) مدل های تحقیق
مدل شماره یک : مدل متغیرهای جمعیتی
در این مدل ارتباط بین متغیرهای جمعیتی ( غیر وابسته یا مستقل ) و سطح باروری ( متغیر وابسته ) ارائه گردیده است .
(1) سطح باروری بعد خانواده والدین
سن زن در هنگام ازدواج
مدل شماره دو : مدل متغیرهای اقتصادی
در این مدل تائید دو متغیر اقتصادی بر سطح باروری نشان داده شده است .
(2) سطح باروری درآمد خانواده
اشتغال زن
مدل شماره سه : مدل متغیرهای اجتماعی
در این مدل تاثیر در متغیر اجتماعی در سطح بارداری نشان داده شده است.
(3) سطح باروری تحصیلات زوجین
ترجیح جنسی
* متغیرهای تحقیق :
- متغیر وابسته که منظور باروری می باشد و در تحلیل آن از شاخص تعداد فرزندان زنده به دنیا آمده استفاده شده است.
- متغیرهای مستقل: که شامل متغیرهای اقتصادی ، اجتماعی و جمعیتی است .
الف) متغیرهای اقتصادی در این بررسی عبارتند از : میزان درآمد خانواده و اشتغال زن به فعالیت اقتصادی و خارج از خانه
ب) متغیر های اجتماعی مورد مطالعه در این بررسی عبارتند از : تحصیلات زنان و ترجیح جنسی به نفع پسر.
ج) متغیرهای جمعیتی عبارتند از : سن زن در هنگام ازدواج و بعد خانواده والدین.
(1-10) تعاریف عملی ونظری متغیرها
تلاش اولیه در جهت سنجش فرضیه ها ، از طریق تعریف متغیرهای به کار رفته در آنها صورت می گیرد البته باید توجه نمود که برخی متغیرها احتیاجی بر شاخص سازی ندارند . متغیرها از مهمترین مباحث در تحقیقات اجتماعی انسانی می باشند . در تعریف متغیر چنین آمده است ، هر صفت ویژگی یا عنصر کمی وکیفی که در یک تحقیق متغیر پذیر باشد (ساروخانی،1381: 123).
- متغیرهای مستقل
این متغیرها نقش علت را بر عهده دارند و به متغیرهای دیگر تاثیر می گذارند . متغیرهای مستقل در این تحقیق عبارتند از : سن زن در هنگام نخستین ازدواج ،تحصیلات والدین ، ترجیح جنسی فرزند ، میزان درآمد ، شناخت و استفاده از وسائل جلوگیری ، هزینه های خاص فرزندان ، قدرت تصمیم گیری زن.
منظور متغیرهای است که در جریان تحقیق ، متاثر از متغیر یا متغیرهای دیگرند . (ساروخانی، 1381: 128) در این تحقیق باروری زنان را به عنوان متغیر وابسته معرفی می کنیم .
- متغیر وابسته باروری:
باروری یکی از پدیده های مهم جمعیتی است که عبارت است از نظر بالقوه زاد و ولد یک زن با یک گروه اجتماعی از زنان.
به عبارت دیگر باروری مشخص می کند که در یک گروه از زنان که در سن خاصی قرار
می گیرند ، در یک سال چند فرزند متولد می شود . باروری توان بالقوه های است که معمولا از سن 15 سالگی در زنان شروع و در سن49 سالگی خاتمه می یابد و گاهی شروع باروری در خاتمه آن با نوساناتی همراه است که عواملی مثل محیط ، اقلیم ، نژاد و وضعیت اقتصادی در آن نقش دارد ( حلم سرشت و دل بیشه ،1384 ،14).
به طور مطلق برای تمام افرادخانواده ها قابل استفاده نیست .
از سوی دیگر، هیچ کدام از این روشها در تمام فرهنگ ها و جوامع بشری مورد پذیرش
نمی باشد . از این رو لازم است روش پیشگیری از بارداری را با توجه به باورها ، فرهنگ ها و نیاز افراد در جوامع مختلف انتخاب کرد . خانواده ها باید بدانند که پیشگیری از بارداری برای آنها چه اهمیتی دارد و با ، سن ، موقعیت خانوادگی و شغلی و همچنین سوابق جسمی و روحی آنها چه تناسبی نشان می دهند. (نقوی ،1380، 97).
7- هزینه های خاص انسان .
اصطلاحی است که « فرانسواپروـ در سال 1951 به منظور خارج ساختمان ، صاحبنظران و کارشناسان اقتصاد ا زچارچوب یک محاسبه ساده میزان بازده با بررسی و سنجش هزینه هایی که در جهت ارتقاء شایسته حیات انسانی برای همگان ضرورت دارد به کار برد. « پرو» این هزینه ها را در سه گروه تقسیم بندی میکند :
الف): هزینه هایی که از مرگ و میر انسانها جلوگیری به عمل آورند ( مبارزه علیه مرگ ومیر در جریان کار حرفه ای و خارج از محدوده آن ).
ب): هزینه هایی که برای تمامی موجودات انسانی امکان برخورداری از حداقل حیات جسمی وذهنی را فراهم می سازد ( فعالیت هایی مربوط به پیشگیری در زمینه بهداشت ، مراقبت های پزشکی ، کمک به معلولین ، سالخوردگان وبیکاران ).
پ): هزینه هایی که امکان برخورداری از یک زندگی ویژه انسانی را که در آن حداقل امکانات دوران اوقات فراغت و آموختن و مخصوصا هزینه های آموزشی در سطح ابتدایی و حداقل امکانات لازم برای گذراندن دوران اوقات فراعت فراهم آمده باشد ، حاصل سازند ( بیرو ،1375: 163-164).
متغیرهای مستقل اقتصادی
1- سن: تعداد روزها ، ماه ها و سالهایی است که از آغاز تولید یک انسان می گذرد. (تمنا ،1378: 108) در این تحقیق پس از گردآوری اطلاعات ،مقاطع سنی را به چهار گروه زیر طبقه بندی کرده ایم :
15 تا29 سالگی 40 تا 49 سال
30 تا 39 سال بالاتر از 50 سال
2- تحصیلات:
عبارت است از میزان برخورداری از آموزشهایی که در مراکز رسمی ، جهت بالابردن سطح آگاهی و اطلاعات افراد صورت می گیرد . در این بررسی سطح تحصیلات را به بی سواد و ابتدایی ، راهنمایی و متوسط ، فوق دیپلم و لیسانس و بالاتر تقسیم کرده ایم .
3- درآمد:
منظور از درآمد میزان متوسط یک فرد یا حتی یک خانواده است که به احتساب درآمد سالانه و تقسیم آن به تعداد ماه های سال بدست می آید و در نهایت آن را با متوسط کل درآمد ماهیانه فرد یاخانواده یکی می گیرند .
4- ترجیح جنسی:
به برتر دانستن یک جنس به جنس دیگر ترجیح جنسی می گویند . معمولا در کشور ما نیز مانند بسیاری از کشورهای دیگر به دلایل اقتصادی ، تامین اجتماعی و سنی ، داشتن فرزند پسر یک ارزش تلقی می شود و در بسیاری از موارد اگر خانواده ای فرزندی از جنس پسر نداشته باشد به باروری تا رسیدن به حداقل یک پسر ادامه می دهد . به این کار ترجیح مبنی بر نفع پسر می گویند.
5- روشهای جلوگیری:
روشهای پیشگیری از بارداری روشهایی هستند که به خانم ها کمک میکند ، تا ازبارداری ناخواسته پرهیز کنند و شامل همه تدابیر موقت یادائم جلوگیری از بارداری می شود.
هر یک از روشهای پیشگیری از بارداری معایب و امتیازات ویژه ای خود را دارد .
6- قدرت تصمیم گیری زن:
چگونگی میزان قدرت تصمیم گیری زن در مسائل خانواده و هم چنین قدرت تصمیم گیری برای تعداد فرزندان می باشد.
(1-11) محدودیت ها
هر تحقیق بنا به مقتضای خاص خود، دارای مشکلات و تنگاهائی است و پاره ای از همان ابتدا و آغاز کار مشخص است و پاره ای دیگر هم در حین انجام تحقیق مشخص می شود و محقق ضمن کار با آنها مواجه می شود.
در پژوهش حاضر با مشکلاتی مواجه بودیم که سعی می شود این جا به تعدادی از آنها اشاره شود.
1- نبود منابع مهم ومرتبط با موضوع در کتابخانه های غنی در شهر.
2- عدم همکاری بعضی از سازمانها و ارگانها.
فصل دوم
چارچوب نظری
و
پیشینه تحقیق
(2-1) چارچوب نظری
مسالة جمعیت بنابه دلایل اقتصادی و نظامی از دیرباز مورد توجه سیاستمداران ، اندیشمندان و فلاسفه بوده است . دانشمندان گاهی افزایش جمعیت را محرک اصلی توسعه و پیشرفت اجتماعی و اقتصادی تلقی می کردند. و گاهی نیز کیفیت را به کمیت برتر دانسته و از افزایش جمعیت گریزان بودند ،به هر حال همیشه هدف نهایی و اصلی داشتن جامعه ای مرفه و متعادل بوده است و دستیابی به این رفاه راه گاه از طریق کاهش جمعیت و گاه از طریق افزایش جمعیت جستجو می کردند و بالاخره معتقد شدند که باید به حد متناسبی از جمعیت رسید که شرایط اقتصادی و اجتماعی ، بالاترین رفاه ممکن را برای انسان فراهم آورد. با توجه به جریانهای فکری انسان در جمعیت و جامعه،چهار نظام فکری یا چهار نظریه ارائه شده است:
(2-2) نظریه طرفداران افزایش جمعیت (Populationsits)
به اعتقاد پیروان این نظریه که «حامیان افزایش موالید»(Pro-natalists) نیز نامیده می شوند ، امکانات طبیعت و کره زمین برای تغذیه تامین وسایل زندگی افراد بشر نامحدود یا لااقل بسیار وسیع است . بنابراین نباید ازازدیادجمعیت بیم داشت بلکه بر عکس ،باید با توجه به مزایا و محاسنی که این امر می تواند به دنبال داشته باشد از آن استقبال کرد .( کتابی ،1364، 19)
هواداران افزایش جمعیت در بحث از نظریه خود ، دلایل و عوامل را به شرح زیر عنوان
می کنند:
1) اعتقاد دینی و باورهای مذهبی
2) عوامل اقتصادی و تولیدی
3) دلایل و مقتضیات خانوادگی
4) ضرورتهای نظامی و نیروی انسانی
5) سنتها و باورهای فرهنگی
6) جبران کمبود و صفت تامین و رفاه اجتماعی در جامعه
7) جبران ضایعات ناشی از سوانح، قحطی ها و بیماری های طبیعی
بررسی تاریخ عقاید اجتماعی و جمعیتی نشانگر این واقعیت است که در طول تاریخ اکثر ادیان ، شاهان و سلاطین ، فلاسفه اندیشمندان، اقتصاد دانان و مکاتب فکری و عقیدتی ، زیادی جمعیت و افزایش تدریجی و مداوم آن را تایید و تشویق کرده اند.
کلیه ی ادیان شناخته شده جهان به استثنای مواردی در میان کاتولیک ها و اسلام ، موافق افزایش جمعیت بوده اند. ادیان معروفی چون یهودیت ، زرتشتی گری، هندوئیسم ، بودائیسم ،کنفوسیوسیم ، شنتوئیسم و مسیحیت زیادی اولاد را برکت و نشانة توجه خداوند می شمردند و در دستورات خود کثرت اولاد را تاکید می کردند.
مورد استثنای کاتولیکیسیم نیز به رهبران (پاپ ، اسقف ها ، کاردینالها و کشیشها اختصاص داشت و توده های مردم از این امر عملا مستثنی بودند.
بسیاری از شاهان و سلاطین ، افزایش جمعیت را مورد تایید قرار می دادند و کثرت اولاد را تشویق می کردند.«ژول سزار» امپراطور روم برای خانواده هایی که فرزندان متعدد داشتند جایزه تعیین کرده بودند.« اگوست » مقرراتی وضع نموده که بر اساس آن هر زنی که سه فرزند بدنیا می آورد حق ویژه ای دایر به پوشیدن لباس خاصی ورهایی از اختیار شوهر را پیدا می کرد.
" هرمز چهارم" به پادشاه ایرانی معتقد بود نیرو و ثروت سلاطین به تعداد و فراوانی اتباع آنها بستگی دارد .« موسولینی » معتقد بود که سرنوشت ملت ها به قدرت نفوس آنها بستگی دارد « هیتلر» برای پدران کثیر اولاد معافیت های مالیاتی و رجحانهایی از نظر استخدام قایل شده بود.
فلاسفه و اندیشمندانی چون « ابن سینا» ،« ماکیاولی »(N.Machiavall) و « توماس کامپانلا»(T.campanella) ، جمعیت زیاد را مایه پیشرفت جامعه و رونق آن می دانستند .
اقتصاد دانان شناخته شده ای چون «ژان بودن "(j.Bodin) ویلیام تامپل (w.temple)، و یلیام گدوین (W.Godwin) پرودن (Prodhon) و فرانسواپرو(f.perrou) مری کانتی لیستها(Merchanalhsts) ( سوداگران ) موافق جمعیت زیاد بوده اند.
سوسیالیستها و مارکسیستهای سدة 19 نیز با کاهش جمعیت مخالف بودند . استدلال آنان به طور طبیعی این بود که علت اساسی عقب ماندگی ملت های فقیر جهان ، در جمعیت زیاد آنها نهفته نیست بلکه استیلا جویی سودا گران بین المللی و بهره کشی و نظام جهانی سرمایه داری از این ملت ها می باشد که کم توسعه گی و عقب نگهداشته شدن آنان را فراهم می آورد.(کتابی،1364 :21-20)
(2-3) نظریه مخالفان افزایش جمعیت (restrictionists)
از دیدگاه مهمترین پیروان این نظریه که « مخالفان افزایش موالید »(anti-nataists) نیز خوانده می شوند ، افزایش جمعیت به عنوان یک واقعیت ، پدیده ای است انکار ناپذیر. اینان درعین حال اعتقاد دارند که با به کار بردن روش هایی ، باید از ازدیاد بی حد و حصر جمعیت جلوگیری کرد تا از نابسامانی هایی که نتیجه عدم تعادل میان جمعیت و منابع ثروت است رهایی یافت.(بهنام،1384: 168)
در میان مخالفین افزایش جمعیت چند تمایل فکری دیده می شود:
1) گروهی به « انسان برتر » معتقدند و از انبوه خلق می هراسند . اینان از آن چه که انسان را پایبند کند بیم دارند و از زن و فرزند و خانواده گریزانند.
2) برخی از اینان معتقدند که میان «کیفیت»و «کمیت » تضاد و جود دارد و در طول تاریخ هر گاه کمیت به کیفیت غلبه کرده به پیشرفت مادی و معنوی جامعه خلل وارد آمده است.
3) برخی تاریخ را گواه می گیرند و جامعه های کوچک و خوشبختی مانند آتن و جمهوری های مستقل ایتالیا را مثال می زنند که با داشتن جمعیت کم دوره هایی طلایی و درخشانی داشته اند.
4) سرانجام ، گروهی از جامعه شناسان و اقتصاد دانان هستند که کوشش دارند با کشف و ارائه قوانینی ثابت کنند که جمعیت زیاد موجب فقر و بدبختی می شود.
در دوران باستان فلاسفه ای چون اپیکوریان و رواقیون با افزایش جمعیت موافق نبوده اند و سالهای پس از اسلام ، در کشورهای اسلامی نیز نظریه هایی در محدودیت جمعیت ابراز شده است . اندیشمندانی از متصوفه مانند: سنایی ، حسن بصری ، جامی ، عزالدین کاشانی ، ابن مسکویه ، ابواالعلای معری ، امام محمد غزالی و خواجه نصیر الدین طوسی با افزایش جمعیت مخالف بودند ( جهانفر،1377، 27).
اطلاعات موجودانشان می دهد که در پایان شده 16 « بوتر»(Bottero) ایتالیایی فقدان غذا را باعث محدودیت جمعیت وتزایدنسل میدانست.
«کانتیلون »(Cantikkon) فرانسوی تعداد ساکنین کشور را به وسایل معیشت جامعه مرتبط است .« توماس مالتوس»(T.Malthus) کشیش انگلیسی برای پاسخ به گدوین که در کتاب « عدالت سیاسی » شکل مالکیت را منشاء بدبختی جمعیت ها دانسته بود ،قلم به دست گرفت و نظریه جمعیت شناختی معروف خود را بیان کرد.
توماس معروفترین نظریه پرداز مخالف افزایش جمعیت است .
اگر چه در گذشته های تاریخی افراد و نحله های فکری اندکی وجود داشتند که به نحوی مخالف افزایش خانواده بودند ، اما مالتوس نخستین فردی است که به طور رسمی و با استدلال نظام وار ، نظریه خود را مبنی بر مخالفت با افزایش جمعیت مطرح کرد.
اصول اساسی نظریة مالتوس به شرح زیر است:
1) غذا برای بشر لازم است.
2) تولید مثل برای بشر لازم است.
3) افزایش جمعیت سریع تر از تولید مواد غذایی است.
4) جمعیت به نسبت تصاعد هندسی (1،2،4،8،... ) افزایش می یابد در حالی که مواد غذایی به نسبت تصاعد عددی یا حسابی (1،2،3،4،...) رشد می کند.
5) جمعیت هر 25 سال یکبار دو برابر می شود و در طول یک سده 16 برابر می شود در حالی که تولیدات غذایی در این مدت تنها 5 برابر می شود . ( زنجانی ،1354 ،156)
6) سلسله عواملی برای کنترل جمعیت وجود دارد که آنها را جلوگیرنده های مثبت یا منفی می نامند.
به نظر مالتوس جنگ ، قحطی ، امراض همه گیر ، فقر زیاد ،عدم پرستاری صحیح از کودکان و ... از جلوگیرنده های منفی و به تعویق انداختن ازدواج یا نفی کلی آن از جلوگیرنده های مثبت محسوب می شوند.( کتابی ،87،1364)
این واقعیت قابل انکارنیست که نظریه های مختلف ، مخصوصا « نظریه های مربوط به علوم اجتماعی و انسانی » محصول شرایط و اوضاع و احوال محیط و یا دست کم متاثر از آنها هستند. نظریه مالتوس نیز از این قاعده مستثنی نیست . نظریه مالتوس در شرایطی از جامعه انگلستان اواخر سده ی 18 مطرح شد که جامعه در حال صنعتی شدن سریع قرار داشت و به همین جهت کارگران ، به ویژه کارگران صنعتی در افزایش بودند.
وی به دلیل شرایط کلی جامعه و وضع بد محصول در پایان این سده ، فقر کارگران غوغا
می کرد . در این شرایط بود که قانون معروف به « قانون کمک به فقرا»(Porrlaws) در سال 1795 توسط دولت به تصویب رسید.
« ویلیام گدوین » هواخواه و حامی این قانون بود ولی به مالتوس به عنوان سخنگوی بورژوازی تازه به دوران رسیده ، اظهار می کرد که پرداخت سالانه چندین ملیون پوند به کارگران بیکار از محل مالیات صاحبان سرمایه تامین می شود این امر از یک امکان سرمایه گذاری را کاهش می دهد واز سوی دیگر باعث افزایش اولاد کارگران می شود.
نظریه مالتوس در واقع به نفع و در تاکید نظر کسانی بود که میخواستند ثابت کنندفقر و تیره روزی حاکم بر انگلستان آن روز نتیجه یک قانون و زاییده ی عدم تناسب میان جمعیت و منابع ثروت است وارتباطی با نظام اجتماعی و شیوه ی حکومت آن کشور ندارد.
مالتوس گناه فقر و بدبختی خود را ، نه زاییده سازمان اجتماعی موجود می دانست و نه قانون گذاران و حکومت را محکوم می کرد ، بلکه علت اساسی فقر و بدبختی را در غرایز طبیعی انسان جستجو می کرد ( بهنام ،671:1384)
نظریه مالتوس تحت عنوان « مالتوزیانیسم کلاسیک »(Classical Muthusianism) معروف شده است . این نظریه که در کل می خواست کیفت را به کمیت ترجیح دهد ، پس از انتشار ، به دلیل محدودیت های علمی خود ، مورد نقد صاحب نظران قرار گرفت و با وجود تاثیر گذاری عمیق روی مباحث جمعیت شناسی ، تا حدی فراموش شد.
ولی از دهه ی سوم سده ی نوزده گروهی از صاحب نظران جمعیتی و با الهام از اندیشه های وی ، به حمایت از کنترل جمعیت و جلوگیری از افزایش آن برخاستند. وجه اختلاف نظر این گرده که بعد ها به نام « مالتوزیانسیهای نو »(Neo-Malthusiaism) شهرت یافتند ، با مالتوزیانسیتهای پیشین این بود که مالتوس « الزام اخلاقی » را اساسی ترین راه کاهش موالید میدانست در صورتی که گروه ناخواسته ، هر وسیله حتی وسایل غیر مشروع و غیر اخلاقی را دراین امر مجاز می شمردند.(کتابی ،104:1364)
اولین اعلامیه مکتب مالتوزیاسیم نو در سال 1822 با کتاب « فرانسیس پلس»(f.plase) انگلیسی منتشر شد. "پلس" برعکس مالتوس که « اجتناب از ازدواج » را توصیه می کرد . « پیشگیری از حاملگی» را پیشنهاد نمود و این مهمترین وجه تمایز، مالستوزیانسیهای کلاسیک و نواست.
« ریچارد کلاید »(R.Clide)، « جان استوارت میل»(j.s.mill) و « رابرت ویل آورن» (R.D.owen) از پیروان پلس بودند .
«ناولتون » (Noneltown) و « دراسیدال»(Drisdal) فعالیت های مالتوزیا نیستهای نو را دنبال کردند و در سال 1877 نخستین درمانگاه پیشگیری از حاملگی را تاسیس نمودند .
«مارگارت سانجر »(M.Sanjer) و « وگت »(Vogt) آمریکایی از هواداران مالتوزیانسیم نو هستند. ( کتابی ، 1364:107-103)
(2-4) نظریه طرفداران جمعیت ثابت (Stationarists)
مفهوم مورد بحث در نظریه جمعیت ثابت ، « توقف و ثبات » جمعیت است . دراین نظریه مفاهیم « ثبات» و « توقف ثابت » ، « توقف وثبات » جمعیت است . در این نظریه مفاهیم « اثبات » و « توقف » و یا « رکورد» جمعیت را مترادف می گیرند .
هواداران نظریه جمعیت ثابت ، نه با افزایش جمعیت موافقند و نه باکاهش آن ، بلکه اعتقاد دارند وقتی جمعیت به « حد کافی » رسید ، دیگر نباید افزایش یا کاهش داشته باشد. به نظر اینان دگرگونیهای مداوم جمعیت تعادل نظام اجتماعی و اقتصادی جامعه را به هم می زند. اصطلاح حد کمال ، از نظر سقراط که آن را در « اعتدال » جمعیت جستجو می کرد اخذ شده است.
از هواداران معروف این نظریه « جان استوارت میل » است که می گوید : اگر قرار باشد زمین ما لطف و زیبایی خود را فقط به خاطر افزایش ثروت ها و غذا دادن به تازه وارد دینی که نه خوشبخت تر و نه بدبخت تر از پدران خود خواهند بود از دست بدهد ، صادقانه آرزو می کنم که اخلاف ما تا آن جا ممکن است در ثبات جمعیت کشور خود بکوشند.(بهنام ،1368:178)
هواداران نظریه جمعیت ثابت استدلال می کنند که جامعه به چهار طریق می تواند از امکانات خود استفاده کند :
1) افزایش جمعیت
2) افزایش آسایش و رفاه افراد
3) افزایش میزان مصرف افراد
4) پس انداز
اگر جامعه ای افزایش جمعیت را کنار گذارده ، می تواند همه ی امکانات خود را به تامین رفاه و مصرف بیشتر برای افراد جامعه یا پس انداز و سرمایه گذاری اختصاص دهد.( همان منبع ،178).
نظریه جمعیت ثابت با انتقادهای شدیدی مواجه هستند زیرا سکون جمعیت ، عدم تحول و روکود جامعه را باعث می شود و به دلیل افزایش جمعیت سالخورده ، محافظه کاری را رواج می دهد . گذشته از آن ، تعیین « حد کافی » جمعیت دشواری است چرا که اولا تعیین حد و مرز آن مشکل است ، ثانیا اگر مواد از حد کافی « حد مطلوب » جمعیت باشد ، بانظریه ی جمعیتی متناسب یا مطلوب مشتبه می شود.
(2-5) نظریه ی طرفداران جمعیت متناسب یا مطلوب (Optimalists)
مراد از نظریه حد متناسب جمعیت ، مجموعه افکار و نظریاتی است که به منظور ایجاد بهترین رابطه ممکن میان ثروتها ( منابع ) وجمعیت عرضه شده است . جهت متناسب جمعیتی است که وصول به هدف خاص را به بهترین وجه امکان پذیر سازد.
به عبارت دیگر ، باید چنان تناسبی میان جمعیت و اقتصاد یک جامعه برقرار شود که از همه ی منابع موجود استفاده کامل به عمل آید بالاترین نتیجه حاصل شود.
نظریه جمعیت متناسب رابطه بین « جمعیت » « منابع» را تعیین می کند . زلینسکی (Zelinsky) واژه « منبع » را به « هر ماده یا جسم فیزیکی که در برطرف کردن نیازهای بشری بتوان از آن استفاده کرد» اطلاق می کند .( شیخی ،1368: 124).
مفتکران بزرگ اجتماعی در طول تاریخ در مورد تعادل و تناسب میان جمعیت و منابع اندیشه نموده و آرای خود را به اشکال مختلف ابراز کرده اند. فلاسفه چنین نظیر « کنفسیوس» کوچ دادن جمعیت اضافی را توصیه می کردند . « افلاطون » و « ارسطو» عقیده داشتند که تعداد جمعیت نه آن قدر اندک باشد که استقلال سیاسی و اقتصادی جامعه را به خطر اندازد و نه آن اندازه زیاد که اصول حکومت دموکراتیک کشور رامتزلزل کند (بهنام ،1348 :181).
« ابن خلدون » برای نخستین بار رابطه ی آلودگی هوا و محیط زیست را با جمعیت زیاد مورد بحث قرار داد و توصیه کرد که میان جمعیت و محیط زیست تعادل و توازن برقرار شود . « ژان ژاک روسو» نیز در کتاب « قرار داد اجتماعی » این امکانات طبیعی و جمعیتی تناسب و تعادل را توصیه می کرد . ( بهنام ،1348 ،174).
نظریه « جمعیت متناسب » برای نخستین بار به طور رسمی توسط « کارل و نیکل بل»(k.winkelblech) آلمانی عنوان شد.
او ملت های جهان را از نظر تعداد جمعیت متناسب به سه طبقه تقسیم می کرد:
1) ملت های کم جمعیت (under- Populafed-,ations)
2) ملت های پرجمعیت (over-Popukated- nations)
3) ملت های با جمعیت متناسب normal- populated nations
پس از « وینکل بلخ » « ادوین کانان»(E.canne) و بعدها آلفرد سوری (A.suvey) نیز بحث جمعیت متناسب را مطرح و آن را مورد بسط قرار دادند . آلفرد سووی در این باره اظهار نظر می کند که باید در دفع دو خطر کوشید: زیادی جمعیت و کمی جمعیت . میان این دو ( افراط و تفریط ) است که می توان تصوری ازتعادل متناسب و منطقی داشت ( سووی ،1340 :93).
مهمترین نکته اساسی درجمعیت متناسب ، تعیین ملاک برای این جمعیت است . ادوین کانان
« میزان تراکم جمعیت » را دراین مورد مطرح می کند « لرد بوریچ » (L.Borich) ملاک « تولید سرانه » را عنوان می نماید . دقیق تر از این ها « ویوه وورنه » (V.worneh) « ایجاد بهترین تعادل ممکن بین منابع و جمعیت » را ملاک تعیین حد متناسب جمعیت می داند و بیان می کند که در شرایط زیر به حد متناسبی از جمعیت می توان دسترسی پیدا کرد:
1) تمام افراد فعال در مشاغل مختلف جذب شوند.
2) جمعیت دارای سطح متوسطی از زندگی می باشد.
3) هزینه مواد غذایی حداکثر 50% درآمدخانواده باشد.
4) منابع کشور بودن تخریب مورد بهره برداری قرار گیرد.(مغزی ، 1371 :26)
(2-6)نظریه های باروری
از آن جایی که هیچ کدام از تئوری ها ونظریه های مربوط به باروری به تنهایی توضیح کامل و قانع کننده ای درباره تبیین متغیرات باروری ارائه نمیدهند ، در این زمینه تاکنون نظریات مدلهای گوناگونی ارائه شده است که هر یک از بعد خاص مربوط به خود به باروری نگریسته و به تبیین آن پرداخته اند. مهمترین نظریات عبارتند از :
- تئوری بیولوژیک یا زیستی باروری
- تئوری اقتصادی باروری
- تئوری های اقتصادی – اجتماعی باروری
- تئوری های اجتماعی – فرهنگی باروری
- تئوری های اجتماعی – فرهنگی باروری
- مدل جامعه شناختی باروری
- مدل متغیرهای بینابین
اکنون به شرح مهمترین تئوری ها و مدلهای ذکر شده می پردازیم
(2-6-1) تئوری های اقتصادی – اجتماعی باروری
دو نوع تئوری اقتصادی مربوط به باروری و تغیرات آن مطرح شده است . اولین نوع ، تصمیمات باروری خانواده را در چارچوب مفهوم تخصیص منابع خانوار قرار می دهد . به این بیان که بحث داشتن اولاد را قسمتی از بحث اقتصاد مصرف کننده معمولی به حساب می آورد . این دیدگاه به اقتصاد دانان امکان داده است که بتواندمدلهای گوناگون برای آزمایش حقایق بسازند.
دومین نوع نیز با خانوار شروع می شود و نظر اساسی اش به این امر استوار است که خانواده را با آمارهای اقتصادی کلان مربوط سازد و بکوشد تا منافع اجتماعی را با هزینه های اجتماعی مقایسه کند.( تواناییان فرد ،1368 ، 58).
(2-6-2) تئوری لیبن اشتاین
این تئوری در دهه 1960 ارائه شده است . بر این فرض عملی و تجربی استوار است که نرخ رشد جمعیت تابعی از سطح در آمدهای سرانه است. رشد جمعیت با مراحل مختلف توسعه اقتصادی ارتباط دارد.
زمانی که درآمده های سرانه، معادل سطح حداقل معاش است ؛ نرخ زاد ولد و مرگ و میر در سطح حداکثر است . در این حالت نرخ های زاد و ولد و مرگ و میر برابر بوده و نتیجه رشد جمعیت در سطح بقاست.
اگر درآمد سرانه به سطوحی بالاتر از سطح حداقل معاش افزایش یابد، در این حالت نرخ مرگ و میر کاهش می یابد ، بدون اینکه تغییری در نرخ زاد و ولد ایجاد گردد.
از این نقطه به بعد همراه با رشد درآمد سرانه ، نرخ زاد و ولد کاهش خواهد یافت و زمانی که روند توسعه اقتصادی تحکیم شود ، رشد جمعیت کاهش خواهد یافت.
پس" اشتاین" معتقداست که منفعت و یا عدم منفعت اقتصادی فرزندان عاملی است که باعث می شود والدین تصمیم بگیرند که چه تعداد فرزند داشته باشند. از این رو ایجاد نوعی تعادل بین رضایتمندی اقتصادی ، هزینه های نگهداری فرزند ، زیر بنای اصلی نگرش مردم در تعداد فرزند را تشکیل می دهد .
بر اساس تئوری این اشتاین سه نوع منفعت و دو نوع هزینه در مورد فرزندان وجود دارد:
منفعت ها
- کالا بودن فرزند به عنوان یک منبع لذت برای والدین .
- نیروی کار قلمداد شدن فرزندان
- تامین ونگهداری و الدین در سنین کهولت یا وضعیت های دیگر مثل بیماری یا از کارافتادگی.
هزینه ها:
- هزینه های مستقیم: هزینه های نگهداری و مراقبت های مختلف از فرزند تا زمانی که به مرحله منفعت اقتصادی برسد.
- هزینه های غیر مستقیم : که بر فرصت هایی که مادران به خاطر نگهداری طفل خویش از دست می دهند مربوط می شود.
لیبن اشتاین نتیجه می گیرد که اگر منافع اقتصادی حاصله از وجود فرزند ، بیشتر از هزینه های دو گانه آن باشد ، خانواده انگیزه پیدا می کند که فرزندان بیشتری داشته باشد.( فرزاد معیر،32:1371)
(2-6-3)تئوری بکر
گری بکر ، در مقاله مشهور خود به نام « تحلیل اقتصادی – باروری» در سال 1960 تئوری خود را چنین بیان می کند : رفتار باروری خانواده ها متاثر از رفتار اقتصادی آنهاست و همانگونه که خانواده ها در زمینه اقتصادی در مورد گزینش یک کالا تصمیم می گیرند ، در مورد داشتن فرزند نیز بر ایجاد نوعی تعادل عقلایی درمورد ترجیحات و سلیقه های خود ، میزان در آمد و هزینه های فرزند ، اقدام می کند و از این رو تصمیم آنها را می توان حائز دو شرط عمده دانست:
1- تصمیم گیری عقلایی بین راه حل های جایگزین
2- در نظر داشتن صحبت سودمندی فرزند
وی همچنین خاطر نشان می کند که دولتها جهت اجرای سیاست های جمعیتی در جهت محدود کردن میزان موالید می توانند از طریق عنوان کردن هزینه های متنوع نگهداری فرزند بر ساکنان کشور خود در جهت کاهش موالید عمل نمایند.(معیر، 1371:33)
(2-7) تئوری رفتار مصرف کننده و اقتصاد خرد باروری
اقتصاد دانان برای توضیح وتوجیه علل تغییرات باروری با استفاده از تئوری قدیمی
نئوکلاسیک ها در مورد رفتار مصرف کننده کوشیده اند تا تصمیم بگیرند یک خانوار در داشتن فرزند یا فرزندان چه تجزیه و تحلیلی را ارائه می دهند.
دراین مدل فرض شده است که خانواده ها با داشتن یک درآمد پولی معین و یک سری سلائن و ترجیحات مشخص نسبت به کالاها و خدمات ، سعی می کنند در آمد خود را به گونه ای بین
کالاها ، و خدمات گوناگون تقسیم کنند که به حداکثر رضایت مندی و مطلوبیت دست یابند.
از آن جا که فرض کرده اند که یک فرد اقتصادی به طور معقول عمل می کندو تصمیم برای بچه دار شدن دارای عنصر اقتصادی می باشد که معقول سازی رفتار اقتصادی شامل آن نیز می شود . لذا دیدگان تئوریکی انتخاب فرد مصرف کننده درصدد انتخاب بچه دار شدن در سطح یک خانوار، تحت تاثیر ترجیحات خانوار در مورد فرضا الف: تعداد فرزندانی که می تواند زنده بمانند ( معمولا جنس مذکر) برای مثال در پاره ای از نقاط ، والدین بیش از تعدادی که مایلند فرزند داشته باشند ، فرزند بدنیا می آورند چون می دانند که بعضی از آنها زنده نمی مانند.
ب : هزینه رشد تربیت آنها . و ج: سطح درآمد خانواده قرار خواهند گرفت خصوصا در جوامع فقیر ، فرزندان تا اندازه ای یک کالای سرمایه گذاری اقتصادی به حساب می آیند چرا که دارای یک بازده مورد انتظار هستند که از طریق کار اطفال ، نصیب والدین آنها می شودو هنگامی که والدین به سن بازنشستگی و از کار افتادگی می رسند ، این فرزندان که حالا بزرگ شده اند به صورت منبع مالی می توانند به آنان کمک مالی بدهند.( توانایان فرد ،1368: 114، 115)
(2-8)نظریه میکرو اقتصاد باروری
بر این فرض است که به دلایل زیاد فرزندان چیزی همچون سایر کالای مصرفی و سرمایه گذاری می باشند لذا تقاضا برای بچه دار شدن در سطح یک خانواده تحت تاثیر ترجیحات خانواده ، در مورد فرضاً :
الف: تعداد فرزندانی که می توانند زنده بمانند برای مثال در پاره ای از نقاط والدین بیش از تعدادی که مایل هستند بچه داشته باشند فرزند به وجود می آورندچون می دانند که بعضی از آنها زنده نمی مانند.
ب: هزینه رشد وتربیت آنها.
ج: سطح درآمد خانوار قرار خواهد گرفت خصوصا در جوامع فقیر تا اندازه فرزندان یک یک کالای سرمایه گذاری اقتصادی به حساب می آیند ، چرا که دارای یک بازده مورد انتظار هستند که از طریق کار اطفال نصیب والدین آنها می شود و هنگامی که والدین به سن بازنشستگی و از کار افتادگی می رسند این فرزندان اول و دوم و حتی سوم نقش کالای مصرفی را بازی می کند و فرض که تقاضای سه بچه اول قطعی است .
در حالی که اخذ تصمیم در حدود داشتن یک بچه بیشتر ( چهارم به بعد ) تابع عوامل اقتصادی است که پدر ومادر هزینه بوجود آمدن و منافع مالی آینده آنها را با هم مقایسه می کنند.
منظور از منابع در این جا همان درآمد حاصل از کار کودک در مزرعه و یا کمک مالی ولی در هنگام پیری والدین است و هزینه داشتن فرزند بشر شامل موارد زیر می باشد.
1- هزینه خدمت مادر ، یعنی اگر مادر برای نگهداری فرزندش در خانه نماندو به کارخارج از خانه مشغول باشد چه مقدار عایدش می شود.
2- هزینه تعلیم و تربیت آنها ، یعنی مقایسه بین فرزند کمتر با کیفیت علمی بیشتر فرزند و فرزند بیشتر با کیفیت علمی کمتر و به کارگرفتن و طرز فکر نظریه سنتی رفتار مصرف کننده در مورد باروری خانواده در سطح اقتصاد می کرد و به این نتیجه منجر می شود که هرگاه هزینة فرزندان به علت فرضاً افزایش تحصیلات یا فرصت های اشتغال زنان یا افزایش شهریه مدارس یا برقراری قانون مربوط به حداقل سن کودکان برای کار و غیره افزایش پیدا کند آن گاه والدین فرزندان کمتری تقاضا خواهند کرد که کیفیت فرزندان را به جای کمیت آنان بالا می برد آیا درآمدها از طریق اشتغال در بیرون از خانه را جانشین درآمد فرزند اضافی ناشی از کار در مزرعه می سازد بنابراین اگر این نظریه درعمل صادق باشد می توان برای کم کردن تعداد فرزندان یکی خانوار فرصت های اشتغال با فرد بیشتر برای زنان جوان ایجاد کرد .( توانایان فرد ،1368 ،115 ، 116)
الف ): تقاضا برای فرزند:
عواملی نظیر میزان درآمد ، هزینه ، منافع سلیقه های و عقلائی خانواده تقاضا برای فرزند را تحت تاثیر قرار می دهند . بنابراین چنین تقاضایی از وضعیت اقتصادی ، اجتماعی ومحیطی موثر بر انتخاب و برنزیهایی خانوار در مورد داشتن فرزند تاثیر می پذیرد.
ب) ظرفیت تولید فرزند.
ظرفیت تولید فرزند عبارتست از تعداد کل فرزندانی که زوجین میتوانند در طول مدت زناشویی بدون استفاده از روشهای پیشگیری داشته باشند که البته این ظرفیت ، تحت تاثیر عوامل زیستی و فرهنگی قرار دارد.
اتیولین بر این اساس در قضیه فوق چنین نتیجه گیری می کند:
- هر گاه ظرفیت تولید کمتر از تقاضا باشد به معنای این است که محدودیتی برای تولید فرزند اضافی وجود ندارد لذا والدین برای تولید فرزندان اضافی دارای انگیزه می شوند.
- هر گاه ظرفیت تولید بیشتر از تقاضا باشد در واقع والدین دچار محدودیت می شوند ولذا جهت جلوگیری از تولید فرزندان ناخواسته ،انگیزه دارا شده و از روشهای پیشگیری استفاده خواهند کرد .
ج) : موانع کنترل جمعیت و تنظیم خانواده :
این موانع دو دسته اند : یک موانع مذهبی باروری که مربوط به پذیرش کنترل موالید است و به مجموعه ای از عوامل عقیدتی ، فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی بستگی دارد.
دوم : موانع مادی و عینی باروری که شامل هزینه های مالی جهت آموزش وخریداری وسایل کنترل باروری یا جنبه های دیگری مربوط به دسترسی به به وسایل کنترل موالید و فراگیری روشهای آن می باشد.
(2-9)تئوری استیرلین
یکی از برجسته ترین نظریه پردازان باروری ، «ریچارد اسیترلین» است که نظریه خود را با انتقاد از تئوری های اقتصادی باروری عرضه می کند ، در واقع این تئوری دارای متغیر وابسته نهایی به نام « فرزندان متولد شده زنده » است که یک زوج در طول مدت زندگی مشترک زناشویی خود به دنیا می آورند و این متغیر نیز خود تحت تاثیر متغیرهای دیگری بدین شرح می باشد:
(2-10) نظریه پیرامون – مرکز ایسترلین
صاحب نظران نظر پیرامون –مرکز عمدتا بر این نکته تاکید دارند که رفتار جمعیتی ، بخصوص رفتار باروری افراد انعکاس وضعیت اقتصادی – اجتماعی و ضرورتا نیازهای آنها می باشد به طوری که در جوامع سنتی کشاورزی به علت نیاز به نیروی یدی و دستهای فراوان برای کار ، آنها موالید زیاد و ترجیح جنسی را در باروری رعایت می نمایند.
به نظر اینان می بایستی برای تغییر در رفتار باروری در بدو امر عوامل ایجاد کننده نیازهای مادی و فرهنگی آنها را تغییر داد.
شاید به همین لحاظ باشد که به تاثیر اموزش رسمی ( تحصیلات ) و غیر رسمی ( از طریق سازمانهای گروهی جوان رادیو و تلویزون ) که می توانند در ایجاد نیازها و تغییرنیازهای افراد تاثیر داشته باشند تاکید کرده اند .
ایشان عقیده دارند که محیط و جامعه ، افراد نیازهای آنهاست که فرد را وادار به انتخاب الگوی باروری مناسب با نیازهایش می نمایند( حجتی شرق،1379: 20)
(2-11) راه حل دیدگاه اقتصادی باروری
با توجه به چشم اندازی که تئوری اقتصادی بارداری به دست می دهد ،این دیدگاه به این باور است که در جریان توسعه اقتصادی از یک طرف فرصت های آموزشی ، مشارکت زنان در فعالیت های اقتصادی گسترش می یابد و از طرف دیگرازنسبت اشتغال در فعالیت های کشاورزی در مقایسه به فعالیت های صنعتی و خدماتی که کاسته می شود بر این اساس چنین نتیجه گیری خواهد شد که طرز تلقی والدین نسبت به بچه به عنوان کالای سرمایه ای رفته رفته رو به افول نهاده و رویکرد به بچه به عنوان کالای مصرفی قوت می گیرد.
درعین حال این نظریه براین باور است که قبل از تحقیق شرایط فوق الذکر می توان براتخاذ سیاست های زمینه افزایش هزینه بچه اتخاذ و اعمال سیاست های جانبی در خصوص هزینه
(خوراک ، پوشاک مسکن ، هزینه های بیمارستانی و زایمانی و افزایش حق بیمه درمانی برای بچه های سوم به بعد ، هزینه های آموزشی و بالاخره هزینه ( فرصت وقت مادر و هزینه فرصت تحلیل توانایی های جسمی و روحی والدین). کاهش منابع اقتصادی مورد انتظار از فرزندان بیشتر به عنوان یک کالای سرمایه ای و یا تامین اجتماعی فراگیر ، به کاهش سطح باروری وکنترل میزان رشد جمعیت نایل آمد .( امین ،1373 : 22-23-24)
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 5479 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 134 |
فهرست مطالب
فصل ا ول ....................... 1
1- مقدمه......................... 2
2- بیان مسئله ................... 7
3- سوال.......................... 7
4- اهمیت و ضرورت تحقیق........... 7
5- اهداف پژوهش.................. 10
6- فرضیه های تحقیق.............. 10
7- تعریف متغیرها ............... 11
فصل دوم........................ 13
1-تار یخچه مذهب و سیر تحولات مذهبی 14
2- تعاریف مذ هب و دینداری..... 16
3-مفهوم پرورش مذهب............. 18
4-مذهب و درک عاطفی............. 19
5-انگیزش مذهبی................. 21
6-صفات مذهبی................... 22
7-اعتقادات مذهبی............... 23
8-مذهب عاملی برای حرکت عملی ... 24
9-مذهب یک عاملی برای تغذیه عواطف انسانی 26
مذهب یک عامل ثبات در برابر شوائد 28
مذهب عاملی برای احیای روح وظیفه شناسی 29
آثار ایمان به خدا ............. 29
عومل دلهره .................... 30
شخصیت مذهبی.................... 31
نشانه هایی از انسان دارای مذهب. 33
مذهب حس چهارم روح انسان ....... 35
ارزش دین....................... 36
انگیزه های گرایش مذهب.......... 37
دین از نظر علمای اسلام و تشیع .. 38
نظریه شهید استاد مطهری......... 43
نظر روان شناسان در مورد دین ... 45
نظریه اریکسون.................. 47
نظریه کلبرگ ................... 49
تاریخچه هوش هیجانی ............ 50
مولفه های هوش هیجانی........... 52
الگوی هوش هیجانی............... 53
فیزیولوژی هیجانی............... 56
عوامل تشکیل دهنده هوش هیجانی... 58
آموزش هوش هیجانی............... 60
هفت ویژگی مهم هوش هیجانی....... 64
مفاهیم توانایی ذهنی هوش هیجانی. 65
الگوی ترکیبی هوش هیجانی........ 66
الف )الگوی پنج شخصیتی هوش هیجانی بار- آن............................... 67
ب ) مفاهیم ترکیبی هوش هیجانی بار-آن 69
33- مفاهیم ترکیبی هوش هیجانی گلمن 73
34- مدیریت هیجان ها ........... 74
35- الگوی ژنج قسمتی بار-آن .... 76
36- نتایج یادگیری اجتماعی و هیجانی 77
37- اهمیت هوش هیجانی در فرایند تفکر و یادگیری 78
38- هوش هیجانی در سلامن جسمانی.. 79
39- اهمیت هوش هیجانی در سلامت جسمانی 80
40- اهمیت هوش هیجانی در کنترل جسمانی 80
41- اهمیت هوش هیجانی در در روابط اجتماعی 81
42- نضریه جیمز لانگه............ 87
43- نظریه کنون بارد............ 88
44- نظریه ارزیابی شناختی در هیجان 89
45- نظریه ساکتر سینگر.......... 90
46- نظریه ژیوند هوش هیجانی..... 91
47- نظریه ثیراندارک............ 92
49- تحقیقات انجام شده در مورد هوش هیجانی و گرایشات مذهبی در داخل کشور............. 97
50- در داخل کشور............... 100
فصل سوم ....................... 102
1-جامعه آماری.................. 103
2-نمونه آماری.................. 103
3-روش نمونه گیری............... 103
4-روش اجرا و جمع آوری اطلاعات .. 104
5-طرح های پژوهشی............... 105
6-روایی و اعتبار آزمون ........ 106
7-روش گردآوری داده ها ......... 110
8-پیش فرض های پژوهش............ 111
فصل چهارم ..................... 112
تجزیه و تحلیل آماری............ 113
فصل پنجم ...................... 119
محدودیت های تحقیق ............. 122
پیشنهادات ..................... 123
بحث و تفسیر نتایج ............. 124
ضمائم ......................... 126
منابع.......................... 134
فصل اول
مقدمه
وجه تمایز بشر با موجودات دیگر دین است یعنی تنها انسان ها هستند که در این کره ی خاکی می تواند قابلیت دریافت دین را داشته باشد و در سرتاسر عالم فقط انسان موجودی است دینی. در تاریخ چندین هزار ساله ای بشر هرگز حتی قبیله ای وجود نداشته است که نوعی از گرایشات بر دین را نداشته باشد.حتی بوترنشینان استرالیای مرکزی و سرخپوستان که دارای پست ترین صور موجود زندگی هستند. نیز نوعی از گرایشات دینی را داشته اند. آنها به عالم ارواح معتقد بوده اند. به پرستش آنها مشغول اند این امر از قدیمی ترین آثار باستان تمدن بشری است که بدست آمده و کاملا آشکار و واضح می باشد. دین خصیصه ای است واقعا برجسته که سرآمد تاریخ بشر می باشد. بشر واقعا معتقد است که در برابر گونه ای روابط خاص فوق بشری قرار دارد. که این روابط خارج از دسترس و تجربه بشر می باشد اما این روابط ناشناخته کمک های فوق بشری لازم را دریافت نموده و از این واقعا خرسند می باشد. دین بر انسان چیزی را می دهد که از هیچ منبع دیگری قابل دریافت نیست. یعنی اعتماد به حاصل کوشش های بشری از طریق اتصال شخصی بر قدرت متعالی جهان از منظر روانشناختی دین تاحدی عقلی، تا حدی عاطفی و نیز تاحدی عملی می باشد. اما دین مسلماً چیزی بیش از یک تجربه ی صرفا درونی است و همواره اشاره به یک موضوع مورد پرستش اشاره دارد(ا.هیوم، 1948).
در مجموع می توان گفت که دین امری فطری است که در نهاد تمام انسانها بر ودیعه گذاشته شده است. که از پرستش ابتدایی ترین اشیایی که در دسترس بشر بوده است شروع شده و ادامه یافته است. که به دین اسلام که آخرین و کاملترین ادیان الهی بوده است. پایان یافته دین اسلام که بنیان گذار آن حضرت محمد(ص) بوده است دینی است برای همه جا و همه وقت و قابل دریافت برای هر بشری می باشد و دقیقاً مطابق با خواسته ها و نیازهای او تنظیم شده است. دینی است که برای سلامت و بهبود در روابط آنها در بعد جسمانی، روحی، روانی برنامه های منظم و بدون نقصی را ارائه می دهد . همیشه پیام آور آرامش و سلامت و بهزیستی بوده است. قطعاً اگر فردی اعتقاد کامل به دستورات دین را داشته باشد و به آنها عمل نماید، حاصل این اطاعت ها و سرسیردگی ها آرامش و آسایش در دنیا وآخرت می باشد. گرایش مذهبی آن اعتقاد و ایمان قلبی است که هر فردی می تواند نسبت به حقیقت و واقعیات تعلیمات دینی در خود ایجاد نماید که آثار این امر هم در بعد جسمانی و هم در بعد روانی قابل مشاهده خواهد بود. این گرایشات هم در رفتار و افکار فرد به طور مستقیم تأثیرات دارد و هم در هیجاناتی چون عشق و محبت، کینه و نفرت، غم و شادی و خشم و ترس که این هیجانات در زندگی فرد نقش مهم و بسزایی دارد و نه تنها در خوشبختی افراد موثرند بلکه بر سلامت حافظه و نیروی عقل و ادراک نیز تأثیر دارند بر تجربه های افراد معنا می بخشد و درباره ی داوری فرد در مورد هر مسئله ای دخالت دارد و در نحوه ی عملکرد فرد نیز نفوذ انکار ناپذیری دارد.(ریو، 1995، ترجمه ی سید محمدی، 1378).
هیجاناتی که فرد احساس می کند می تواند ناشی از ارزیابی اطلاعات دانست که این ارزیابی شامل شناخت یا پردازش اطلاعات رسیده از محیط، بدن، و حافظه فرد و تمایل در پاسخگویی به شیوه ی خاص و ملاحظه ی نتایج اعمالی است که ممکن است از حالات هیجاناتی که فرد تجربه کرده باشد به دست آمده باشد. (شاکتر، سیتگر، 1992/ ترجمه محمد الدین بناب، 1375).در واقع هیجانات انرژی انگیزه ها را فراهم می کند(تام وکینز، 1981، ترجمه محی الدین بنات، 1375) زمانیکه هیجانات با شناخت تعامل یابند سبب افزایش آگاهی شخص می شوند. (باورا، 1981، ترجمه قاسم زاده، 1379) چگونگی تعامل انگیزش با هیجانات و تعامل با شناخت موضوع هوش هیجانی را مطرح می سازد. (مایرو سالودی، 1990/ ترجمه تهامی منفرد، 1380) افرادی که توانایی استفاده ی درست از هیجانات خود را دارند می توانند از دلهره و نگرانی و اضطراب که هر فردی در طول زندگی خود تجربه می کند بهتر و در زمان کمتری فائق آیند.(گلمن، 1995/ ترجمه پارسا،1381)وکسلر می گوید: هوش به عنوان ظرفیت کلی هر فرد برای رفتار هدفمند است تا بتواند منطقی فکر کند و به گونه ای موثر با محیط و اطرافیان خود رابطه ی مثبت و هدفمندی را برقرار نماید(افروز و هومن، 1379).
با توضیحاتی که راجع به گرایشات مذهبی و هوش هیجانی ارائه شد بر خوبی واضح است که هوش هیجانی یکی از مسائلی است که خواه یا ناخواه با کشیده شدن افراد به سوی گرایشات مذهبی همراه است زیرا مذهب معتقد است که با اطاعت از دستورات دینی می توان به نحو مطلوب با محیط رابطه برقرار کرد و همچنین به گفته ی وکسلر هوش هیجانی نیز به دنبال این رابطه می باشد. چگونه ممکن است تعالیمی که برای رساندن انسان به حقیقت عالم و کمال انسان وضع شده است. با هوش هیجانی که یکی از مهم ترین شروط رسیدن به کمال است غافل باشد قرآن امنیت و آرامش و آسودگی را که فرد مومن تجربه می کند چنین توصیف می کند: آری آنها که ایمان آورده و ایمان خود را با شرکت نیامیختواند امنیت برای آنها باشد و آنها هدایت یافته اند(سوره ی مبارکه ی انعام، آیه ی 82). با توجه به مطالب ذکر شده می توان چنین استنباط نمود که اعتقادات مذهبی ریسمان محکم و مطمئنی جهت رهایی از تنش های فرد و زندگی شاد برای او هستند
بیان مسئله:
در این تحقیق بر آئیم تا تعریفی کامل از هوش هیجانی از نظر روانشناسان و همچنین نظر پیشوایان دینی را در مورد گرایشات مذهبی را ارائه داده و با مقایسه این دو مبحث تصویر روشن و شفافی از یک فرد که بر گرایشات مذهبی و هوشی هیجانی خود آگاه است بدهیم و این مطلب را بیان نماییم که میزانی که یک فرد هوش هیجانی دارد یا نمره ای که از هوش هیجانی دریافت می کند درگرایش او به سمت مذهب تاثیر دارد. یقینا تعلیمات دینی برخود آگاهی فرد که از مباحث هوش هیجانی است. موثر می باشد هوش هیجانی یعنی توانایی حفظ انگیزه در مقابل ناملایمت های زندگی و استقامت داشتن در شرایط بحرانی و حفظ خونسردی و تنظیم حالات روحی و روانی به گونه ای که پریشانی خاطر تفکر فرد را خدشه ساز نکند. و امیداور باشد بهترین تصمیم را انتخاب می کنید به طور خلاصه مذهب برای سعادت انسانها آمده است. و ابزاری در جهت نیل به آرامش و سعادت و هوش هیجانی مجموعه ای از مهارتها و صفاتی است که در سرنوشت افراد اهمیت بسزایی دارد(شریفی، 1385).
در آخر بیان مسئله باید گفت: خصیصه ی جامع وهمه گیر یک شخصیت مذهبی عبارت است از ارتباط وآرامش او و برقراری رابطه ای دوستانه و مداراگرایانه او با دیگران و حل مسائل موجود در زندگی به نحوی مطلوب و تسلط کامل او بر حالات درونی و بیرونی خود. که این ویژگی ها از مباحث هوش هیجانی نیز به حساب می آید(محبتی، 1373).
سوال:
آیا بین هوش هیجانی و گرایشات مذهبی رابطه ای وجود دارد؟
اهمیت و ضرورت تحقیق:
هوش هیجانی یکی از مباحث مورد تحقیق در این پژوهش می باشد. هوش هیجانی با توانایی درک خود و دیگران (خودشناسی و دگرشناسی) ارتباط با مردم و سازگاری فردی یا محیط پیرامون خویش پیوند دارد. به عبارت دیگر هوش غیر شناختی پیشرفتها و موفقیتهای فرد را میسر می کند. و سنجش و اندازه گیری آن به منزله ی اندازه گیری و سنجش توانایی های شخصی برای سازگاری با شرایط زندگی و ادامه حیات در جهان است(جلالی، 1381) می خواهیم در این پژوهش از مزایای هوش هیجانی و استفاده آن برای پیشرفت در عرصه های زندگی و افزایش ارتباطات و بالاخص ارتباط آن را با گرایش به مذهب نشان دهیم که آیا در صورت بالا بودن هوش هیجانی میزان گرایش به مذهب نیز بالا می رود؟
مذهب قدرت تحمل، آلام، رنجها و صدمات را می افزاید. و بدین ترتیب به بهبود ارتباطات فرد و سازگاری او با محیط اطرافش می انجامد امروزه در سطح جهانی با فرضیات و تئوریهای گوناگون ضد مذهبی مواجه هستیم. که شاهد حملات همه جانبه به مذهب می باشد که باید به آنها آگاهی پیدا کرده و آگاهانه برخورد شود(حکمت، سعید، 1380، ص33).
امروزه هوش هیجانی و گرایش به مذهب به عنوان یکی از مفاهیم مورد توجه سازمان بهداشت جهانی است. که نقش آن ایجاد تحرک و هماهنگی در تحقیقات در مورد این دو موضوع در سطح جهانی است و سعی در آن دارد تا میزان تأثیر انگیزش و اعتقادات مذهبی و هوش هیجانی را مشخص نماید تا به این اثبات برسد که با ارتباط دادن انسان به منبع و سرچشمه مبتنی و استمداد قلبی از او بر قدرت وحی و روانی خود افزوده و نه تنها بر مشکلات کنونی غلبه کرد بلکه در گامی فراتر از پرتو ایمان به درگاه باری تعالی به پیشرفتهای شگرفی برسد که به راستی یاد خدا زیور قلبها است(آل یاسین، سید علی، 1374، ص 32).
اهداف پژوهش:
هدف از تحقیق پیدا نمودن رابطه بین اعتقادات مذهبی و میزان هوش هیجانی می باشد که در این تحقیق فرض بر این است که بین اعتقادات مذهبی و هوش هیجانی رابطه وجود دارد که اگر فرض تحقیق به اثبات برسد می توان ادعا نمود که افرادی که دارای گرایش به مذهب هستند هوش هیجانی بالاتری نسبت به افرادی که این گرایش را ندارند هستند بنابراین این افراد موفق تر هستند و در این تحقیق سعی بر آشنا نمودن افراد با این حقیقت است که بهترین و مطمئن ترین و شاید کوتاهترین راه رسیدن به ارتباط موثر بهره گرفتن از توانایی ها و استعدادهای خود داشتن ایمان و اعتقاد به خدا و پیامبر و دین گرایشات مذهبی واقعی است.
فرضیه های پژوهش
بین گرایشات مذهبی و هوش هیجانی رابطه معناداری وجود دارد.
میزان هوش هیجانی در افراد با گرایشات مذهبی بالا بیشتر از میزان هوش هیجانی در افراد با گرایشات مذهبی پایین است.
متغیرهای مورد مطالعه:
با توجه به عنوان تحقیق که رابطه بین گرایشات مذهبی و هوش هیجانی می باشد اینگونه مشهود است که:
1) متغیر مستقل: گرایشات مذهبی فرد
2) متغیر وابسته: هوش هیجانی فرد هستند.
تعریف متغیرها
الف) تعریف نظری
هوش هیجانی: هوش هیجانی شامل ویژگی هایی مثل توانایی تهییج و برانگیختن خود، استقامت و پایداری در برابر شکست، از دست ندادن روحیه، وایس دانی افسردگی و ناامیدی در هنگام تفکر، همدلی و محبت و امید داشتن است. (گلمن، 1995/ ترجمه پارسا، 1380).
گرایشات مذهبی :عبارت است از سیستم فکری و عملی برای درک و فهم حقایق طبیعی جهان وراهی که انسان از روی حقیقت به موضوعی گرایش پیدا می کند(مدرسی، مطهری، 1368، 1372) گرایشات مذهبی داشتن ایمان و اعتقاد و یقیین قلبی به یکتایی خداوند و عمل به فرمان ها و دستورات دین تعریف شده است.
ب) تعریف عملیاتی:
برای اندازه گیری هوش هیجانی از تست هوش هیجانی پل که روایی و اعتبار آن ثابت شده است استفاده شد. که این آزمون مشتمل بر 20 سوال می باشد و دارای دو گزینه ی بلی و خیر است. برای اندازه گیری اعتقاد مذهبی از تست اعتقاد مذهبی آلپورت استفاده شده است. که مشتمل بر 28 سوال می باشد و دارای 5 گزینه است که عبارتند از کاملا مخالفم، مخالفم، نظری ندارم، موافقم و کاملا موافقم.
فصل دوم
تاریخچه مذهب و سیر تحولات مذهبی
در حالیکه از مشاوره و خدمات روان درمانی و به طور کلی از علم روانشناسی چند دهه بیشتر نمی گذارد. مذهب تاریخچه ای به قدمت تاریخ بشر دارد. در واقع قدمت مذهب از علومی چون فلسفه و طب که از علومی مربوط به روانشناسی در یک چشم انداز یا دیدگاه مذهبی امری است . زیرا مفاهیمی از قبیل نوع دوستی، عشق، محبت و سازگاری از محورهای اساسی مذهب است بدون شک این مفاهیم از مفاهیم مهمی در علم روانشناسی و هوش هیجانی است. دلیل دیگر توجه مذهب به این علم این است که درمانهای انسانی گرایانه تا حدود زیادی به موضوعات مذهبی نزدیک است.(میرفس و تورن، 1998).
یونگ که یکی از بزرگان علم روانشناسی است برخی از رسوم مربوط به مذاهب بزرگ، عرفان، اسطوره شناسی، انسان شناسی و طالع بینی را مطرح کرده است. برخی از روان شناسان از اصول مذهب اقتباس نموده و یک روان درمانی خاص را مطرح نموده اند که در آن شیوه ی درمان روان درمانی به عنوان یک بعد روحانی از اهمیت بسزایی برخوردار است (خدایاری، فرد، 1381).
استاد مطهری در بحث از فطرت گرایشهایی را بر انسان بر می شمارد که اولا با خود محوری قابل توجیه نیست ثانیا شکل انتخابی و آگاهانه نیز دارد یکی از این گرایشات عبارت است از:گرایش به عشق و پرستش بی تردید بعد پرسش و عبادت بر شیواترین شیوه در قالب مباحث نظری بیان شده است و تکالیف دقیق عملی ژرفی را ارائه نموده است.
که زمینه سازنیل به معرفت کامل معرفی شده است(خدایاری فرد، 1381، ص 93).علاوه بر آن چه ذکر شد پیوند علم و مذهب یکی از اساسی ترین موضوعاتی است که مشوق اصلی پیاژه در پرداختن به علم در معنای کلی و گسترده آن بوده است آنچه پیاژه در پرداختن به علم در معنای کلی و گسترده آن بوده است آنچه پیاژه در مورد پیوند علم و مذهب بیان نموده حاکی از آن است که او برای پیوند این دو نظریه علم کلی را مطرح کرده است که بدین گونه بتواند روابط درونی و بیرونی پدیده ها را توجیه نماید. وی بر خلاف نظریه تحصیلی که تنها بر روابط بیرونی می اندیشید.
و معتقد بود که روابط درونی موجب ظهور آثار خارجی و عامل تبیین کننده پدیده هاست. اساس روابط درونی در رشد شناختی انسان ارتباط بین کل و جزء است.کل به سبب کاملیت خود جزء را به سوی خود کشانده است و باید ارزش خود را به جزء تحمیل کند و جزء نیز به علت نقص خود به سمت کل های کاملتر حرکت نموده و مجذوب ارزش های کاملتر می گردد( لطیفیان و بشاش، 1380، ص 124).
تعاریف مذهب (دین) ودینداری
1- زیگموند فروید مذهب را این گونه تعریف می کند: مذهب نیروی عظمی است که قویترین احساسات بشر را در اختیار دارد و بر هر تصمیمی حکمرانی می کند(صانعی، 1350).
2- ویلیام جیمز از مذهب این تعریف را ارائه می دهد: مذهب عبارت است از تجربه و احساس رویدادهایی که برای هر انسانی در عالم تنهایی به دور از هر گونه وابستگی روی می دهد و این تجربه برای هر انسانی حداقل یکبار روی می دهد و او اینگونه مذهب را تجربه می کند(خدایاری فرد، 1381، ص 94).
3- منتسکو مذهب را بزرگترین و جامع ترین قوانین در اجتماع بشری قلمداد می کند(صانعی، 1350)
4- کارل گوستا یزدگ، مذهب را این گونه تعریف می کند: مذهب حالت از روح است و عبارت است از حالت مراقبت و تفکر و توجه دقیق به بعضی از عوامل موثر که شر عنوان قدرت قاهره را به آنها تعلق می دهد(یونگ، ترجمه روحانی، 1383، ص 5).
5- یسترون معتقد است مذهب عبارت است از چیزی که در ما احساس پرستش نسبت به یک وجود برتر که ما آن را الهی می نامیم و آن را مقدس و قابل ستایش می دانیم (دیونگ، ترجمه روحانی، ص 250).
6- تبسن، شون رادونیس، 1993، به نقل از نژاد ، ابوالهری و رمضانی 1376م دین را به صورت کنشی تعریف کرده اند به اعتقاد آنها دین یعنی آنچه ما به عنوان یک انسان انجام می دهیم تا شخصا پاسخ سوالاتی را که با آنها مواجه هستیم دریابیم و به کمک دین مسائل زندگی را بهتر حل می کنیم.
7- مذهب عبارت است از تأثرات، احساسات، رویدادهایی که برای هر انسانی به دور از هر تنهایی و فارغ از همه وابستگی ها رخ می دهد به نحوی که انسان در می یابد که آنچه بین او و آنچه امر خدایی می نامد رابطه ای وجود دارد که این رابطه برای او کاملا ملموس است(جیمز، 1968، ترجمه قائمی، 1370)
8- دینداری به معنای متصف بودن به یک دین از تنهایی موجود یا ابزار سر سپردگی نسبت به دینی خاص می باشد بدین معنا که فرد خود را پیرو مذهبی خاص معرفی می نماید(نوابی نژاد، ابوالهری و رمضانی، 1376).
9- ویلیام جیمز علاوه بر اینکه مذهب را یک تجربه تلقی می نماید مذهب را یک هیجان منحصر به فرد نیز می داند(جیمز 1968، ترجمه قائمی، 1370)
10- در فرهنگ آکسفورد مذهب را چنین تعریف می کنند: مذهب عبارت است یک قدرت برتر نامرئی که بر سرنوشت انسان تسلط دارد واجب الطاعت است.(حسینی، 1380، ص 20).
مفهوم پرورش مذهب:
پیامد مذهب در حقیقت مجموعه دگرگونی هایی است که در فکر عقیده فرد به منظور ایجاد نوع خاصی از عملکرد و رفتار که تکیه براصول مذهب دارد. به وجود می آید و به عنوان عامل مسلط بر زندگی فرد و بر تمام جوانب زندگی او خود نمایی می کند که این قانون و ضابطه بر هر ضابطه دیگری در زندگی فرد مسلط تر می باشد زیرا در جهان امروز که صنعت می توان گفت که فرد دارای وظایفی نسبت به جامعه است و او باید پایبند به تعهداتی خاص است. مگر زیگموند فروید معتقد نبود. که جامعه نیازی به مذهب ندارد. اما باید گفت در عصر ما که بیماری های روانی و نگرانی ها و اضطرابهای متعددی در آن جای دارد. و افراد ترس از برقرار نمودن رابطه با یکدیگر را دارند و از بین بردن نقاب چهره خود ترس و دلهره دارند ضوابط مذهبی بهترین داروی شفابخش و نجات دهنده فرد از نگرانی هاست وبه عقیده ی آدلرکه از تجارت 30 ساله ی روانکاوی خود سخن می گفت: معتقد بود که کلیه ی بیماران روانی که حس مذهبی خود را باز یافتند درمان شوند(افروز، 1357).
مذهب و درک عاطفی
بر خلاف آنچه که روانشناسان و جامعه شناسان یک بعدی همچون زیگموند فروید و کمونیستها فکر می کنند. و برای انسان چیزی خارج از جسم و نیازهای جسم قائل نیستند برخی دیگر معتقدند که همان طور که انسان از نظر جسم 4 بعدی است روح او نیز حداقل4 بعد را دارد:
1- حسن راستی یا حقیقت جویی که سرچشمه انواع علوم و دانشها و انگیزه و کنجکاوی است و این حس برای انسان تلاشی رادرجهت شناخت جهان هستی و پدیده های گوناگون ایجاد می کند.
2- حس زیبایی: علاقه ی انسان به هنرهای اصیل واقعی، زیباییها و ذوقیات و کششی در درون خود به این هنرها و امور حس می کند.مسلما این حالت فرد یک عامل اقتصادی ندارد بلکه علتی فراترداردمثلا لذتی که انسان با شنیدن یک قطعه شعر جالب می برد یا با دیدن یک نمایش زیبا یا بوییدن یک شاخه ی گل، این لذت و حالت هوش با عامل اقتصادی ربطی ندارد بلکه این نیاز یک کشش روحی است که دلیلی بر اصالت این حس و تأثیر آن در پیدایش بخش عظیمی از پدیده های صنعتی و اجتماعی است و همچنین رونق اقتصادی شده است.
3- حس نیکی: کسیت که در درون خود کششی هر چند ضعیف به سوی مفاهیمی چون:عدالت، وجدان و فداکاری را احساس نکند حتی اگر این فرد مربوط به انسانهایی باشد که هزاران سال قبل در کراتی دیگر می زیستند عشق و علاقه و احترام به یک قهرمان یا یک فرد عادی مسلماً دلیل اقتصادی ندارد بلکه احساس اصیلی است که در درون بشر ریشه دوانده و همانند یک بعد جسمانی جزئی از ما شده است و حتما انسانهایی که بعد از ما نیز خواهند زیست این حس زیبا را درک خواهند کرد و همچون ما این حس را مقدس می دانند.
4- حس مذهبی: ایمان به یک مبدأ متعالی و قابل پرستش و نیایش که از اعماق درون روان ادمی سرایت کرده باشد. حتی می توان گفت که انسان در طول تاریخ بسیار نشان داده است که به خاطروجود چنین حسی و قواست آن زندگی خود را فدای این حس کرده اند برای جاودان ماندن این حس(آیت الله مکرم شیرازی، 1368)
نگیزش مذهبی:
انگیزش مذهبی گرایش و نیروی درونی است که ارگانیسم را به سوی هدفی خاص هدایت می کند مذهب در علم واژه شناسی به معنای Religio آمده است. که به معنای پیوند می باشد بنابراین مذهب پیوندی است بشری و معنوی که وظیفه ی آن متحد ساختن ابناء بشرو آیین های خود در یک اعتقاد واحد است که برخی این نیاز عمیق همگانی را متحملاًاز احساس ناتوانی آدمی درکائنات و از تمایل او به امنیت سرچشمه می گیرد بنابراین ایمان مذهبی پاسخ واکنشی است که در مقابل تزلزل و نا اطمینانی حیات که فرد توانایی برقرار رابطه با پدیده های اطراف خود را به نحو احسن را گذارد و این واکنش دلیلی است برای وجود آمدن مذهب (رزم آزماه، 1370)
صفات مذهبی:
صفات فکری یا عقیدتی است که مربوط به موضع گیری فلسفی فرد در رابطه با نظم پدیده های هستی است از دیدگاه اسلام بیان شده است که جدایی و مرزی بین صفات روانی واعتقادات مذهبی وجود ندارد صفات مذهبی به تعداد معینی از صفات محدود نمی شود بلکه تمامی اوامر و نواهی را در تمام سطوح زندگی بشر شامل می شود مانند اعتقاداتی که در دین اسلام در مورد مفاهیمی چون واجب و مستحب و مکروه وجود دارد که این مفاهیم در تمام زندگی فرد جریان دارد. مادامی که سلامت وبهنجاری یک اعتقاد مذهبی حاصل نشود سلامت روانی هم حاصل نخواهد شد و این گونه به نظر می رسد که فرد از نظر ابزار هیجانات و احساسات خود نیز در شرایط ایده آلی نیست. اعتقاد ما بر این است که اعتقادات مذهبی در حل مسائل و بحران های عاطفی موجب بهبود روابط میان فردی در میان افراد بشر می شود و به دلیل جامعیت و کامل بودن یک مذهب آسمانی چون اسلام بسیاری از مشکلات و سردرگمی های انسان عصر مرتفع خواهد گردید. بسیاری از دانشمندان غربی استفاده از شیوه ها و الگوهای مذهبی و توجه به اعتقادات و انجام امور معنوی از قبیل نماز، روزه، حج و غیره را وسیله ای مطمئن برای جلوگیری از انحطاط و سردرگمی در دنیای امروز می دانند(آیت الله مکارم شیرازی، 1368).
اعتقادات مذهبی:
اعتقاد مذهبی جریان اجتماعی است که در طول تاریخ تمدن انسان در بستر زمان جاری بوده است مدارک باستانی نشان می دهند که هیچ وقت بشر بدون مذهب نبوده است بنابراین اگر بگوییم مذهب خط و سرلوحه زندگی انسان خلاف نگته ایم در تعریف از اعتقادات مذهبی باید گفت: تعهد و پایبندی یک جامعه ی مذهبی به استانداردها و موازین اخلاقی به گونه ای که زندگی یک عده از افراد معین را هدایت می کند و هدف آن رسیدن به کمال و آرامش و امنیت می باشد. بدین منظور استانداردها و موازینی که وضع شده است مقدس و الهی به حساب می آید.
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 367 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 270 |
مقدمه:
انسان هم خودآگاه است و هم جهان آگاه، و دوست میدارد از خود و از جهان آگاه تر گردد.
تکامل و پیشرفت و سعادت او درگرو این دو آگاهی است.
ازاین دو آگاهی کدام از نظراهمیّت دردرجۀ اول است و کدام دردرجۀ دوم؟
داوری دراین موضوع، چندان ساده نیست ؛برخی بیشتر به خودآگاهی بها میدهند وبرخی به جهان آگاهی! احتمالاً یکی از وجوه اختلاف طرز تفکر شرقی وطرز تفکر غربی درنوع پاسخی است که به این پرسش میدهند، همچنان که یکی از وجوه تفاوتهای ایمان و علم دراین است که علوم عقلی وسیله جهان آگاهی و ایمان سرمایۀ خودآگاهی است.
البته این علوم عقلانی سعی دارد انسان را همان گونه که به جهان آگاهی می رساند به خودآگاهی نیز برساند.
علم النفس ها چنین وظیفه ای برعهده دارند. اما خودآگاهی هایی که بواسطه علم وعقل به دست می آید مرده وبی جان است، نه شوری در دلها میافکند ونیروهای خفتۀ انسان را بیدار میکند، برخلاف خودآگاهیهایی که از ناحیه دین و مذهب پیدا می شود که با یک ایمان پی ریزی میشود. خودآگاهی ایمانی، سراسر وجود انسان را مشتعل میسازد.
آن خودآگاهی که خود واقعی انسان رابه یاد میآورد، غفلت را از او میزداید، آتش به جانش میافکند و او را دردمند و دردآشنا میسازد کارعلوم وعقول نیست!
دعوت به خودآگاهی واینکه«خود رابشناس تا خدای خویش رابشناسی»، «خدای خویش را فراموش مکن که خودت را فراموش کنی»سرلوحه تعلیمات مذاهب است.
ازسویی دیگر تجربه های تاریخی نشان داده است که جدایی علم وعقل از ایمان خسارتهای غیرقابل جبران به بارآورده است. ایمان را درپرتو علم باید شناخت؛ ایمان درروشنایی علم از خرافات دور می ماند ؛ با دورافتادن علم از ایمان، ایمان به جهود و تعصب کور و به دور خود چرخیدن و راه رابه جایی نبردن تبدیل میشود. آنجا که علم وعقل و معرفت نیست، ایمان مومنان نادان وسیله ای
می شود دردست منافقان زیرک!
علم و عقل به ما روشنایی و توانایی میبخشد چنانچه ایمان عشق وامید وگرمی؛ علم ابزار میسازد و ایمان مقصد؛ علم سرعت میدهد وایمان جهت؛ علم انقلاب برون است و ایمان انقلاب درون؛ علم جهان را جهان آدمیمیکند وایمان روان را روان آدمیّت میسازد؛
علم و عقل به معرفت میانجامد وایمان به رستگاری!
پرسش از رابطه میان عقلانیت و ایمان دردرازنای تاریخ اندیشه، همواره مورد بحث و گفتگو بوده و هنوز هم هست و خواهد بود.
پس زندگی انسان به ایمان وعقلانیت، هردونیاز دارد.بدون ایان، زندگی بی معنا و خالی از امید می شود.بدون عقلانیت، زندگی خرافاتی وباطل وبیهوده میشود. بدون ایمان، ارزش از دست میرود و بی هدفی نتیجه می گردد وبدون عقلانیت، معیارهای کمال، قابل دستیابی نمیشوند واهداف دلبخواهی میگردند! سعادت انسان درگرو انگیزه، هدف، معنا، جهت، ارزش ها واصول است.
این امور تنها از طریق ایمان بدست میآیند. افزون براین، سعادت انسان نیازمند معرفت،روش ها وابزار برای دستیابی به اهداف و تحقق امیدها، ومعیارهای داوری میان ارزش ها و اصول است؛ و اینها را تنها از طریق عقل میتوان دریافت.
قرآن کریم ، عقل را مدار ایمان و ایقان میداند؛ و هرکس کمترین آشنایی با الهیات و عالم تألّه داشته باشد تردیدی ندارد که تألّه بدون تعقل ممکن نیست. و وحی با امداد عقل به بسط آن کمک می کند و عقل به یاری وحی به قلمروهای تازه ای وارد می شود و به نور انیتی نایل می شود.
بنابراین اگر عقل نوری باشد، به معرفت حقایق نائل می گردد و چون معرفت حاصل گشت؛ عبادت ، عبادت حقیقی می باشد. عقل نوری حتی مرتبۀ ضعیف آن مقتضی عبادت خداست. چنانکه درقرآن ، خداوند کسانی را که ازعقل خود پیروی استفاده نکرده و درنتیجه، پرستشگر غیرخدا شده اند را مورد سرزنش و شماتت شدید قرار داده است و تنها راه رسیدن به ایمان واقعی وعبادت حقیقی را پیروی از عقل معرفی کرده است:
"اف لکم ولما تعبدون من دون الله افلا تعقلون"(انبیاء:67)
بنابراین از نظر قرآن راه معرفت، تعقل است و تا تعقل نباشد معرفت حقیقی نیست پس معرفت وایمان به خدا بدون عقلانیت ممکن نیست. درسوره یونس، آیه 100 آمده است:
"ومَا کان لنفس ان تومن الا بادن الله ویجعل الرجس علی الذین لا یعقلون"
ودر ادامه در آیه 101:
"قل انظروا ماذا فی السماوات و الارض و ما تغنی الآیات و النذرعن قوم لا یومنون"
مفاد این آیات، این است که اگر خداوند میخواست تمام زمینیان ایمان بیاورند، هرآینه این کار می شد ولیکن خداوند این طور نخواسته است و برای اعطای موهبت ایمان، ملاک و معیار قرارداده است.
بدین قرار که خداوند درآیۀ اول؛ ابتدا رجس را- که مصداق آن دراین مقام همان شک و تردید مساوی با کفر میباشد- از اهل تعقل سلب کرده تا زمینه پیدایش ایمان درایشان فراهم گردد.
لذا منزّه بودن از رجس و رسیدن به ایمان، فرع بر عقل و فعال کردن آن میباشد.
یا این که خداوند درسورۀ انعام میفرماید:
"یجعل الله الرجس علی الذین لا یومنون"( انعام ، آیه 125)
به شهادت این آیه و آیه 100 سوره یونس، که دریکی اهل تعقل و دردیگری اهل ایمان از رجس منزه و مبرا شده اند، نتیجه گرفته می شود که این دو گروه – اهل تعقل و اهل ایمان – لازم و ملزوم یکدیگرند و درواقع به یک مصداق ویک وجود، موجود هستند، پس مومن واقعی همان عاقل واقعی و عاقل واقعی همان مومن واقعی است.
فیلسوف بزرگ ایرانی صدرالمتألهین شیرازی به استناد حدیث :
«خداوند دارای دو حجت است، یکی حجت ظاهری و دیگری حجت باطنی.پیغمبران ورسولان، حجت ظاهرند وعقل، حجت باطن است. به عبارت دیگر میتوان گفت که عقل، پیغمبرباطن است، همانگونه که پیغمبر، عقل ظاهراست».
درمقام توضیح آورده است:«پیغمبران ورسولان الهی(ع) درعالم ترکیب بشری و جوامع انسانی، همان حجت و اعتباری را دارند که عقل درعالم بسیط روحانی داراست زیر نور ذاتی و درخشش باطنی آنان به گونه ای است که ظاهرشان را نیز فراگرفته واشراق قلب موجب اشراق قالب گشته است.(دینانی،پرتو خرد،1385،ص320)
دکتر غلامحسین دینانی میگوید:
این سخن صدرالمتألهین یادآور شعر معروف ابن فارص است که فارسی آن عبارت است از:
|
از صفای میولطافت جام |
|
درهم آمیخت رنگ جام و مدام |
ودراینجا ممکن است گفته شود آنچه اساس دین و ایمان را تشکیل میدهد، محبت است ؛ چنانچه درروایات وآیات در باب محبت بیش از عقل سخن گفته است!
عرفای عالی مقام نیز درسلوک روحی و معنوی خو دطریق محبت و عشق را برگزیده و ازفروافتادن درپیچ و خم استدلال عقلی پرهیز کرده اند. این جماعت«پای استدلالیان را چوبین دانسته و پای چوبین را سخت بی تمکین» میدانند.
نزد این گروه پای محکم و قدم ثابت درراه وصول به حقیقت، عشق و محبت است و قدم گذاشتن درهرطریق دیگر میتواند به شکست و نافرجامی بینجامد.
دراین باره نظر صدرالمتألهین این است که:
محبت از لوازم علم و ازلشگریان دانش معنوی است. چنان که عداوت و دشمنی ازلشگریان جهل است.
ازشئون عقل این است که برهرچیزی احاطه یابد وبا آن متحد می گردد. دراین احاطه و اتحاد است که اشیاء نزد عقل حضور پیدا میکنند و دراین حضور و اتحاد است که معنی محبت ظاهر
می شود.
حقیقت عقل ، نوراست و از لوازم نورا فاضه و اشراق به غیرخود است ؛ موارد جهل برخلاف عقل بوده و ازلوازم آن وحشت وظلمت و دشمنی راباید نام برد. درهویت جهل، نیستی و تاریکی نهفته است.
درآثار برخی از اهل معرفت چنین آمده است که«هرچیزی درعالم گوهری دارد و گوهرانسان، عقل است».
درروایت دیگری که درباب اهمیت عقل مورد استناد صدرالمتألهین قرارگرفته، روایتی از حضرت ابی عبدا.. (ع) است بدین مضمون:
«عقل همواره دلیل و راهنمای مومن است».
بنظر ملاصدرا، مومن حقیقی کسی است که با نوربرهان عقلی وروشنایی استدلال به معرفت خداوند و روز رستاخیز نائل می گردد. این فیلسوف بزرگ، تقلید یا نقل روایت و همچنین شهادت و حکایت غیرو هرچیزی را که تنها به حس و محسوس منتهی گردد دروصول به مرحله ایمان حقیقی، کافی نمیداند؛ زیر این گونه امور اگرچه موجبات عقیده جازم را فراهم میکنند وعقیده جازم هم منشأ عمل صالح واقع می شود ودرنتیجه نجات ازعقاب و وصول به ثواب برای شخص میسر
می گردد؛ اماآنچه موجب قرب به حق شده و ارتقاء به عالم قدس را فراهم میکند، جز به نور بصیرت عقلی امکان پذیرنیست! (همان منبع،ص333)
بعد از نظر فیلسوف مسلمان ایرانی، شاید خالی از لطف نباشد؛ نظر عارف مشهور مسیحی، آگوستین را نیزمطرح کنیم. درتقدم وتأخر مرتبتی عقل وایمان؛ اگوستین به این دست یافت که امن ترین طریق وصول به حقیقت، طریقی نیست که از عقل شروع شود واز یقین عقلی به ایمان منتهی گردد؛ بلکه برعکس، طریقی است که مبدأ آن ایمان است و از وحی به عقل راه مییابد!
اگوستین با رسیدن به چنین نتیجۀ غیرمترقبه ای، ایمان دینی را که مبتنی برحقایق مُنزل است؛ مبدأ بی چون و چرای معرفت عقلی قرارمیدهد!
فرد مسیحی درمیان حقایقی که به آنها اعتقاد دارد، این وعده الهی را نیز میبیند که سرانجام روزی به رؤیت خداوندی که به او ایمان آورده است نائل خواهد شد و درآن هنگام به سعادت ابدی میرسد.
از اینروست که دردنیا با تلاشی پرشور، درجستجوی یافتن اسراروحی از طریق نورتکوینی عقل است.
ماحصل چنین تلاشی دقیقاً آن چیزی است که آگوستین معمولاً«تعقل» میخواند، یعنی تفقّه!
و این همان معنای قاعدۀ مشهور آگوستین است که:
«فهم پاداش ایمان است؛ لذا درپی آن مباش که بفهمیتا ایمان آوری، بلکه ایمان بیاور تا بفهمی»(ژیلسون،1371،ص18)
چنانچه پروردگار ما نیز به قول و فعل خویش کسانی را که دعوت به رستگاری میکرد، ترغیب مینمود که ابتدا ایمان آورند ، اما هرگاه صحبت از نعمتی می کرد که درانتظار مومنان است ، هرگز نمیگفت:
"این حیات جاودانی است تا شما ایمان آورید"، بلکه میگفت : "این حیات جاودانی است تا آنها بشناسند ترا ای یگانه خدای حقیقی و عیسی مسیح را که تو فرستاده ای"(انجیل یوحنا17، 113)
بعلاوه عیسی مسیح خود خطاب به کسانی که قبلاً ایمان آورده بودند،گفت"بطلبید که خواهید یافت"! (انجیل متی، 17:7)
بدین ترتیب: از اقوال صریح آگوستین چنین برمیآید که اولاً وحی مارابه ایمان آوردن فراخوانده است و مادامی که ایمان نیاورده ایم نمیتوانیم بفهمیم ! ثانیاً انجیل نیز نه تنها مخالف عقل است بلکه به همه کسانی که حقیقت را درکلام مُنزل میجویند وعده فهمیدن داده است.(همان منبع،ص18)
پس این درست است که:
عقل مومن را قادر میسازد که حتی الامکان موضوع ایمان خودرابفهمد چنانچه برای فهم ایمان ناگزیریم از عقل بهره جوئیم اما آیا این ادعا درست است که به یک معنا ایمان داشتن منوط به آن است(یا باید باشد) که شخص دلایل خوبی برای اعتقاد به صدق ایمانش داشته باشد؟!
تفکیک روشن ودقیق ایمان از عقل کاری است به مراتب دشوار، چنانچه همیشه پرتعارض وجدال آمیز بوده است و متفکران دینی، غالباً رأی برناسازگاری و عدم تقابل و تطابق این دوصادر کرده اند.
کسانی که برایمان تاکید می ورزند و به عقل حمله میکنند، غالباً برای تجربه دینی اهمیت بسیار زیادی قائلند.
تجربه دینی به هیچ وجه یک "رخداد" احساسی محض نیست،بلکه با مفاهیم و اعتقاداتی سروکار دارد که به آن موجود قدسی تجربه شده ناظرند.
برای فهمیدن تجربه دینی دست کم تا حدی، به نظامیاز اعتقادات دینی محتاجیم. بعید بنظرمیرسد که بدون استفاده از عقل بتوان چیزی را فهمید.
چنانچه تنها شرط مورد نیاز برای دینی بودن تجربه این است که فاعل، تجربه اش رابراساس مجموعه مفاهیم وباورهای دینی دربارۀ امر فوق طبیعی تفسیرکند.(پیترسون ودیگران، 1383،ص71)
تجربه گرایی دینی مولوی:
مولوی و اکثر عرفا گوهر دین را نوعی تجربه دینی میدانند، با این تفاوت که درنظرعرفا و مولوی سطح عالی تجربه که نوعی خاص از شهود عرفانی است گوهر دین به حساب میآید؛ مولوی درکتاب فیه مافیه میگوید:
«هرعلمیکه آن به تحصیل و کسب دردنیا حاصل شود، آن علم ابدان است وآن علم که بعداز مرگ حاصل شود، علم ادیان است، دانستن علم انا الحق علم ابدان است "انا الحق" شدن علم ادیان است. نور چراغ و آتش را دیدن علم ابدانست ، سوختن درآتش یا درنور چراغ علم ادیان است.»(مولوی،فیه ما فیه،1369،ص228)
بنظر مولوی گوهر دین، تجربه اتحاد عرفانی است.
مولوی درجایی از مثنوی میگوید که هم فرعون و هم حلاج ادعای این اتحاد عرفانی را داشته اند.
حلاج تجربۀ این اتحاد را داشت ولذا رستگار شد، اما فرعون تجربۀ آن را نداشت و لذا دون شد.
|
گفت فرعونی انا الحق، گشت پَست |
|
گفت منصوری انا الحق و بِرَست (5/36-2035) |
علت این مطلب روشن است. حلاج أنا الحق میگفت، چون به مقام فنا رسیده بود و حق را درهمه چیز مساوی تجربه میکرد، اما فرعون به چنین مقامینرسیده بود و انا الحق گفتن او از باب دید استقلالی اش بود.
البته باید توجه داشت که تجربه اتحاد عرفانی ، سطح عالی تجارب عرفانی است. اگر گوهر دین این تجربه باشد مقام دینداری درتعداد قلیلی محصور میشود؛ لذا چنین نظریه ای را دربارۀ گوهر دین بواسطه عقل؛ نمیتوان پذیرفت!(قائم نیا،1381،ص144)
حال این که میگویند عرفا با عقل مخالفند چهئ حکمی دارد؟!این قول نه تنها درست نیست، بلکه پذیرفتن آن جفا درحق عرفان وعرفا است؛ و گفتن آن، حکایت از این دارد که ما عرفان، به خصوص عرفان نظری رابه درستی نمیشناسیم، عقل یکی از قوای ادراکی است که خدا به انسان عطا کرده و وجه ممّیز او از سایر حیوانات است.
عارف، چگونه میتواند آن را نادیده انگارد یا با آن ضدّیت و مخالفت کند؟
ازآن جا که عارف درصدد شناختن حقایق هستی است، چاره ای ندارد جز این که همه قوای ادراکی انسان رابه دقت شناسایی و نقادی کند تا بتواند هریک ازآنها را درجای خود بکاربرد.
درکنار نقد وبررسی همه قوای ادراکی، به خصوص وظیفه و ادعای عارف این است که میخواهد قلمرو توانایی عقل بشری را با دقت وژرفکاوی، معین کند تا بتواند علاوه برادای حق عقل، از عقل عبور کند و به ساحت دیگری گام نهد وبه طوری ورای طُوَر عقل رود.
شناختن حد عقل، وبکاربردن آن درگسترۀ قلمرو خاص او، ادای حق عقل است نه جفا درحق آن.
ادای حق هرچیز، شناختن جایگاه وجودی آن، و قراردادنش درآن جایگاه است؛ و درغیراین صورت، براو جفا کرده ایم!
در واقع عرفا بر این اعتقادند؛ که عرفان عبور از عقل است و نه مخالفت با عقل ! و این نکته غیر قابل انکار است؛ ایشان وصول به ساحت ایمان را در گذر از تعینات و حدود و ثغور قوه های فکری،منطقی و عقلی می دانند.
دراین بین؛ مولانا جلال الدین بلخی رومیعارفی بی دلیل است و مثنوی اورا دریای عرفان خوانده اند، اشعارش مملو از طراوت عشق وبوی عطر معشوق است و چنین مینماید که او مخالف عقل و جانبدار عشق بوده است و دراثبات این ادعا برخی به اشعاری مانند:
|
چون قلم اندر نوشتن میشتافت |
|
چون به عشق آمد قلم برخود شکافت |
استفاده میکنند؛ قابل ذکراست که:
مولانا درزمانی میزیست که حمله به فلسفه«مشائی» با پایۀ استدلالی آن رواج یافته بود و درواقع پس از حملات غزالی به فلسفۀ مشایی و مخالفت بعضی از صوفیه مانند سنایی با فلسفه، این روند متداول بود، چنانکه مولانا نیز درشعر معروف خود میفرماید:
|
پای استدلالیان چوبین بود |
|
پای چوبین، سخت بی تمکین بود |
این مخالفت با فلسفة وقت و به دنبال آن عناد با عقل و استدلال به معنای هرروزی، آن را؛ برخی حجت از برای مخالفت مولانا با عقل بطور کلی دانسته اند و کمتر، به شرایط تاریخی رابطۀ بین تصوف و فلسفه درعصر مولانا توجه کرده اند: درحالی که مولانا خود یک حکیم و عارف دربالاترین سطح بوده و هیچ گاه ارزش عقل به معنای کل را درکسب معرفت الهی فراموش نکرده است.(ریاحی،1384،ص10)
و حتی درمورد انسانهای عادی فرموده:
|
ایبرادرتوهمهاندیشهای |
|
مــابقی تو اســتخوان و ریشـهای |
ما در این رساله به بررسی نظر مولوی دربارة عقل وایمان که دو رکن اساسی معرفت دینی هستند می پردازیم.
2- انسان درنگاه مولانا
مثنوی ، کتاب انسان شناسی است و مولانا یک انسان مدار تمام عیار و مراد او از انسان نه این صورت ظاهری که آن معنا و جان انسانی است!
انسان درچشم مولوی موجودی است دارای کمالات بی نهایت که با داشتن گوهری بنام اختیار شایسته مقام کرمّنا گردیده است!
|
زآنک کرَّمنا شد آدم ز اختیار |
|
نیم زنبور عسل شد نیم مار |
سلطنتی که هیچ موجودی دردریا و خشکی توفیق دست یابی بدان را نداشته است واین منزلت تنها برای او وبا موهبت الهی حاصل شده است. او موجودی است که عرصه جغرافیای هستی او درپیچ کوچه ها محو نمی گردد وزنجیر ثانیه ها هرگز پای اورابند نمیزند، بلکه اگربراستی خویش را دریابد زمان و مکان چونان مرکبی رام اویند و اوست که براین دو فرمان میراند.
هیچ دژی اورا محبوس نمیسازد و هیچ قیدی اورا زمین گیرنمیکند، اگر جسمش رابه بند کشند اودرخویش سفری میآغازد که گسترۀ آن همۀ هستی را فرا میگیرد واین توان تنها بدان سبب است که انسان ظرفیتی دارد به فراخی همۀ هستی.
|
این همه دریا چه خواهی کرد، نم؟ |
|
وی همه هستی چه می جویی عدم؟ |
ازسویی ازل رابه ابد پیوند میدهد واز دیگر سوی درطول بزرگراه هستی کوچکترین و حقیرترین مرتبه وجود رابه خالق بزرگ متصل می سازدو با رخی به زیبائی زهرۀ شمس الضحی گلگونه هارا گدای رنگ و روی خویش کرده است.
|
هیچ محتاج می گلگون نئی |
|
ترک کن گلگونه ، تو گلگونهای |
درنظر مولانا آنچه که بیش از هرچیز برای آدمیاهمیت دارد و جان همه علوم است، این است که بداند خود کیست! وعدم آگاهی براین موضوع مهم، اورا درزمرۀ جاهلان قرارمیدهد!
|
صدهزاران فضل داند ازعلوم |
|
جان خودرا مینداند آن ظَلوم |
مولوی درتأیید حدیث منقول از پیامبر(ص)"من عرف نفسه فقد عرف ربه" می فرماید:
|
بهرِ آن پیغمبر ، این را شرح ساخت |
|
هرکه خود بشناخت ، یزدان را شناخت! |
ونیز درفیه مافیه چنین میگوید:
«اکنون همچنین علمای اهل زمان درعلوم، موی میشکافند و چیزهای دیگر را که به ایشان تعلق ندارد به غایت دانسته اند وایشان را برآن ، احاطت کلّی گشته وآنچه مهم است وبه او نزدیکتر از همه آن است؛ خودی اوست و خودی خود را نمیداند. همه چیز را به حِلّ و حرمت حکم میکند که این جایزاست و آن جایزنیست واین حلال است و یا حرام، خودرانمیداند که حلال است یاحرام است، جایز است یا ناجایز و پاک است یا ناپاک است».(مولوی ،فیه ما فیه ،1369، ص 17)
وسلطان ولد فرزند برومند مولانا که مفسّرآراء اوست میگوید:
«پس سیردرخود کن وبه معرفت خود مشغول شو که معرفت چیز دیگر، تورا سود ندارد و اصل، شناخت خود است که با تو این تعلق دارد. باقی درشناخت چیزهای دیگر، همچنان است که رنجی برزمین دیگران میبری و منفعت آن برتو عاید نخواهد شدن».(سلطان ولد ، 1376،ص 304 )
وبه اعتقاد مولانا، بشر، یک گیرۀ اصلی دارد که اگرآن رابگشاید به نیکبختی میرسد وآن، گرۀ خویشتن خویش است. ولی اسفا! که آدمیتمام عمر گرانبهای خود را درگشودن گره هایی به هدر می دهد که ازگشایش آن چیزی عایدش نمیشود و جوهر حقیقی و ملکوتی اش شکفته نمیگردد. (زمانی، میناگر عشق ، 1382 ،ص 231)
پس خودشناسی، اول قدم معرفت به خداست:
|
مابدانستیم ما این تن، نه ایم |
|
از ورایِ تن به یزدان میزییم |
آری خودشناسی و کشف لایه های مغفول خویش، مهمترین اشتغال ذهنی مولانا ست که روز وشب او را به تأمل درآن واداشته است.
|
روزها فکرمن این است و همه شب سخنم |
|
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم |
مولانا برآن است که اگربراحوال خویش آگاهی یابد، برمبدأ و معاد خویش ونیز برانگیزه آفرینش خودآگاهی خواهد یافت و اگربراستعداد و توانایی های خود که همانند گنجینه ای نهفته، مکتوم مانده اند واقف شود و بزرگی و عظمتی راکه درآفرینش دارد نظاره کند، هرگز به امیال و غرائزی که همانند لجن زاری متعفّن دامن عظمت و عصمت اورا میآلایند روی نمیکند و متاع گرانبهای هستی خود را دربرابراین دیو ارزش خوار به رایگان از دست نمیدهد چنانچه دچار از خود بیگانگی نخواهد شد!(نصر اصفهانی ،1377 ،ص 24)
|
ای تو درپیکار، خود راباخته! |
|
دیگران را تو زخود نشناخته |
پس انسان ، هدف عالی آفرینش جهان است ودر مَثل به میوه ای میماند که گرچه درظاهر شاخه، اصل میوه است ولی درحقیقت شاخه نیز برای ایجاد میوه آفریده شده است.
|
پس بصورت عالم اصغر تویی |
|
پس بمعنی عالم اکبر تویی |
از طرف دیگر او بمنزلۀ آئینه تمام نمای اوصاف وآیات الهی است و هیچ موجودی نمیتواند همانند اوبه خداوند نزدیک شود و اتصالی بی مانند با حق داشته باشد.
|
اتّصالی بی تکّیف بی قیاس |
|
همت رّبُّ النّاس را با جانِ ناس |
هم چنین او را مرتبه ای است که چون خداوند نورش را برملایک عرضه کرد مشکل ایشان حل گردید.
|
عرضه کردی نورآدم را عیان |
|
برملایک گشت مشکلها بیان |
وهم اوست که همه ازل و ابد را به هم پیوند میدهد و تا مقام فنای فی الله پیش میرود و همه جهان ظاهر تنها پلّه ای از نردبان تعالی او است پس چرا اورا جهان کبیر ننامیم؟!
آری ممکن است درنظرکسانی که چشمانشان فراتر از حصارهای جهان حس ورنگ رانبیند، انسان جهان صغیر باشد ولی مولانا را با این محبوسان زندان غفلت ، سخن نیست.
2-1 ساحات وجودی انسان
به اعتقاد مولانا انسان به ریسمانی میماند که دو سردارد، سری درکرانه بی نهایت، دراوج تعالی وبلندی وسری به لبۀ پرتگاه عدم. اوبرای رسیدن به مرتبه انسانی مراتب چندی را پشت سرنهاده از اقلیم جهاد تا سرزمین گیاهان و ازآنجا به قلعۀ حیوانات کوچ کرده است و ازآن نیز گذشته تابه شهرانسانیت پای نهاده است، اکنون نیزبرآن است تا سیرکمالی خویش رابه پایان برساند ودرآسمان فرشتگان به پرواز درآید، مگرازآن افق راهی به قاف عدم جوید وبه سوی آن پرکشد.(همان منبع ، ص 30)
|
سالها اندر نباتی عمرکرد |
|
وزجمادی یاد ناورد از نَبَرد خاصه در وقت بهار و ضَیمران |
حال جانِ سخن ، در بیان عظمت جان است و جسم ،که در مرتبه ای بر آن عارض می شود ؛ پس ما با ساحت جسم و جان آغاز می کنیم.
2-1-1 جسم و جان
جان درکلام مولانا معانی مختلفی دارد به قسمیکه گاه از جان«حیات» را مراد میکند و گاه«عقل» و دربعضی موارد«عشق» را.
مولانا جا ن را امری ذو مراتب میداند، اوبرای هرمرتبه از وجود ، جسمیقائل است و جانی، یا صورتی و معنایی، پس هرمرتبه از جان، جسمیمی شود برای مرتبه بالاتر خود؛ بالاترین مرتبه جان را مولانا دل میخواند که جانِ جانِ جانِ جان آدمیاست.
|
آن دلی آور که قطبّ عالم اوست |
|
جانِ جانِ جانِ جانِ آدم اوست |
و جسم هم که سایة سایة سایة دل است.
|
جسم سایۀ سایۀ سایۀ دلست |
|
جسم کَیْ اندر خور پایة دلست؟ |
جان در پایین ترین مرتبه خویش نفس نامیده می شود که مادر بتهاست.
|
بت، سیاهآ به ست در کوزه نهان |
|
نفــس، مـــرآب ســیه را چشـــمه دان (1/775) |
اژدهایی است که اگرافسرده است از غم بی آلتی است.
|
نفست اژدرهاست او کَی مرده است |
|
از غم وبی آلتی افسرده است |
او از جنس شیطان است و حصول معرفت حق را قابل نیست .
|
نفس و شیطان هر دو یک تن بوده اند |
|
در دو صورت خویش را بنموده اند |
لیک درتبدیلی و تبدّلی قابلیت مییابد که به امر حق مبدل شود؛ یعنی به جنس هستی ای به مرتبه وجودی بالاتر ازخودبدل گردد؛ و البته نه در شکل و ذات که در مأکول شدن چرا که از مقولة فناست!
|
پس بزرگان این نگفتند از گزاف |
|
جسم پاکان عین جان افتاد صاف |
حال آنچه را که درخصوص مراتب جان گفته شد میتوان به صورت زیر تصویرکرد:
ومراتب تجلی جان:
بدین ترتیب اولین تجلی یا ظهور جان به صورت حیات است که همه موجودات- به جز نفس مطلق- ازآن برخوردارند، جان پس از صیقل خوردن به صورت عقل جلوه مینماید. همان که آخرالامر در ملک به انتهای درجه خود یعنی عقل کل میرسد و سرانجام به ناب ترین صورت جان، دل ؛ محل تجلی عشق می شود! (کریمی ، 1384 ،ص 48)
او همچنین در پارهای از ابیات ، جان را در تقابل با جسم، به معنای روح بکار میبرد و این روح مجرد با نفس ناطقه که به تعبیر حکما از مجردّات عالم امرو مرتبه ربوبی است برای عموم بشر ناشناخته است. گرچه حکمای الهی دراثبات روح و بیان تجردآن، براهینی چند اقامه کرده اند، اما حقیقت روح، رازی است سربه مهر و ناگشوده!(زمانی، میناگر عشق، 1382، ص239)
|
درزمین، حق را و درچرخ سَمی |
|
نیست پنهانتر ز روح آدمی |
خودنتوانم وربگویم وصفِ جان زلزله افتد دراین کون و مکان
(4/3793)
حال درمسیررسیدن آدمیبه کمال، آفات و موانع بی شماری وجود دارد که همه آنها را میتوان ناشی از جنبه جسمانی اودانست، جسم چون خود ، از جهان خاکی است، همه خواسته ها و امیالش رنگ وبویی زمینی دارد و چنگالهای خویش را چنان درزمین فرو برده است که به هیچ روی مجالی برای پرواز ندارد.
|
جان زهجر عرش اندر فاقهای |
|
تن زعشق خاربن چون ناقهای |
|
روح دارد بی بدن بس کاروبار |
|
مرغ باشد درقفس بس بی قرار |
درحالیکه روح را اوصافی است دربرابر اوصاف تن، اوبه مرغی میماند که درقفس تن بی
قراری میکند و هرلحظه درتکاپوی پرواز است. لیک براساس اندیشه های مولانا روح و تن بر یکدیگر اثر میگذارند ولی هرگز اثری که روح برجسم مینهد را نمیتوان با اثری که جسم بر روح دارد مقایسه کرد، چه به لحاظ کیفی و چه از نظر کمی!
|
دل زپایۀ حوض تن گلناک شد |
|
تن زآب حوض دلها پاک شد |
آری تن ، گاه حوض دل را گلناک می سازد. وصفای جان و دل رابه غبار جهان خاکی مکدّر میکند ولی جسم همه کمالات خویش را از جان میگیرد و چون جان از میان برخیزد جسم راهیچ نماند.
|
جسم را نبْود از آن عِز بهرهای |
|
جسم پیشِ بحرِ جان چون قطرهای |
و البتّه اشتراک لفظ مثال اشتراک جسم و تن واشتراک معنا مثال اشتراک جان وروح است!
|
اشتراک لفظ دایم رهزن است |
|
اشتراک گبر و مومن در تن است |
درارتباط با نسبت جان و تن، بعضی قایل به اتحاد میان آن دو شده اند و وحدت این دو جوهررا چون اتحاد ماده وصورت دانسته اند وبرخی میان آن دوقایل به بینونتِ تام شده اند و تعلِّق جان رابه بدن همانند تعلّق کشتیبان به کشتی و یا نسبت انسان به افزارهایی که ازآن استفاده میکند، دانسته اند.
مولانا اشتراک میان بدن هارابه «اشتراک لفظ» و وحدت میان جان ها رابه«اشتراک معنا» تعبیرمیکند و «اشتراک لفظ» را همیشه رهزن میداند. گبر و مومن ومسلمان و کافردرتن اشتراک دارند امابه بدن که ظاهر وجود انسان است ، نباید غّره شد که سبب گمراهی است.
وی اجسام انسانها را به کوزه های سربسته ای تشبیه میکند که از حیث ظاهر همانند یکدیگرند، اما مهم آن است که دردرون کوزه چیست؟ آیا کوزه پراز«آب حیات» است یا مملو از«زهر ممات» (گمان های دوراز حق)!
بنابراین درارزیابی معنوی باید همیشه به مظروف یعنی معنا وحقیقت انسانی نظرداشت و توجه به ظرف همواره موجب گمراهی وخطا است.
مولانا دریک تشبیه زیبا نسبت میان جان و تن را همانند نسبت میان لفظ و معنا میداند.
هرچند مناسبتی میان لفظ و معنا وجود دارد ، اما توجه به صرف لفظ، مانع از ادراک حقیقت و معنی می شود. وی آنگاه«دیدۀ ظاهر» یا«دیدۀ تن» رابا «دیدۀ باطن» یا«دیدۀ جان» قیاس میکند.«دیدۀ تن»یعنی چشم ظاهر، «تن بین» است به این معنی که فقط نمود وظاهر اشیاءرا ادراک میکند واز درک حقیقت اشیاء غافل است. برعکس «دیدۀ جان» یا«دیدۀ بصیرت» عین جان است وقدرت و توانایی درک حقایق عوالم غیب و اسرار ومعانی را درمراتب گوناگون دارا میباشد.(ریاحی ، 1384،ص 108)
|
دیده تن دائما تن بین بود |
|
دیده جان، جان پر فن بین بود |
در ادامه مولانا با رویکردی روان شناختی دو ساحت جسم و جان وعقل وروح را باعناوین حیوانیت و انسانیت یاد میکند، دو ساحتی که درعین پیوستگی به هم وابسته اند. بین این دو ، رابطهای چون پوسته و مغز برقرار است، قشر پیدا و مغز نهانست و هرچه به مغز افزوده شود از دوپوسته کاسته خواهدشد.
« آدمیمسکین که مرکب است از عقل وشهرت، نیمش فرشته است و نیمش حیوان».(مولوی ،فیه ما فیه ، ص 123)
|
بایزید ار این بُود آن روح چیست؟ |
|
ور وی آن روحست ، این تصویر کیست؟ |
چنانچه بعضی از آدمیان متابعت عقل چندان کردند که کلی ملک گشتند و نورمحض. ایشان انبیاء و اولیاءند، از خوف ورجاءرهیدند که "لاخوفٌ علیهم و لاهم یحزنون" وبعضی را شهوت برعقلشان غالب گشت تابه کلی حکم حیوان گرفتند وبعضی درتنازع مانده اند وآنها آن طایفه اند که ایشان را دراندرون رنجی ودردی و فغانی و تحسری پدید میآید وبه زندگانی خویش راضی نیستند، اینها مؤمنانند .( مولوی ، فیه ما فیه ،1369،ص 124 )
در حدیثی که ظاهراً از فحوای سخنی منسوب به امیرالمومنین علی(ع) مأخوذ باشد، درواقع متضمن بدین معنی است که خداوند چون ملایک را خلق کرد آنها را هم ازعقل سرشت ، چون بهایم را خلق نمود آنها را یکسره از شهوت سرشت، اما چون بنی آدم را آفرید، عقل و شهوت را درآنها بهم آمیخت، پس هرکس عقل وی برشهوت غالب آید برتر از ملایک است و هرکس شهوتش برعقل غالب آید از بهایم فروتر.( زرین کوب ، سرِّ نی، ج 1، 1373، ص 421)
متن عبارت بدینگونه است:
اِنَّ اللهَ تعالی خلق الملائکهَ ورکّبَ فیهم العقلَ و خلق البهائم و رکَّبَ فیها الشهوهَ و خلَق بنی آدَم ورکَّب منهم العقل و الشهوه فَمَنَ غَلَبَ عقلهُ شهوتَه فَهُوَ اعلی من الملائکه و مَن غَلَب شهوتُه عَقلَه فَهُو اَدنی من البهائم.
مولانا درشرح این حدیث خاطر نشان میکند که ملایک وبهایم چون وجودشان یک عنصر بیش نیست از معارضۀ بین دو عنصر مخالف آسوده اند اما انسان که وجود وی محلّ تنازع بین عقل وشهوت است دائم گرفتار کشمکش آنهاست.
|
جان حیوانی ندارد اتّحاد |
|
تومجو این اتحاد از روح باد |
2-1-2 عقل و ملک
درتبین رابطه عقل و ملک؛ انقروی درشرح کبیر خود درتعالی ساحت روح و جان انسان اعتقاد مولانا رابراین میداند که: ملک و عقل رایکی دانسته است.
چنانچه هم ملک و هم عقل هردو حضرت حق را واجدند، یعنی هردو خدارایک نوع دریافته اند، وجدان هردو یکنوع است و هردو آدم را کمک و سجده کننده اند. معاونت عقل آدم را معلوم است زیرا که آدم همه کارهایش را به کمک عقل انجام میدهد و اما معاونت ملک آدم را به این معنی است که استغفار کردن و حل پاره ای از کارهای و مشکل رابه آدم الهام میکند یعنی ملک ملهم است و سجده کردن ملائکه به آدم مفهوم آیه کریمه:"واذا قلنا للملائکه اسجدوا الادم". هنگامی که گفتم به فرشتگان که آدم را سجده کنید. (بقره:32)
که کمال تعظیم مراد است و مراد از سجده کردن«عقل »به آدم: از توجه زیاد و انقیاد عقل دربرابرآدم عبارت است.( انقروی، ج 9، 1380، ص 1242)
|
هم ملک و هم عقل ، حق را واجدی |
|
هردو آدم را معین و ساجدی |
ودرجایی دیگر:
|
چون ملک با عقل یک سررشته اند |
|
بهر حکمت را دوصورت گشته اند |
و انقروی باز تاکید میکند که چون ملک وعقل درخلقت دارای یک سرشته اند، یعنی هردو حقیقت واحدند و ماهیت متحد دارند. مراد این است که اصل هردویکی است، چون که هردو یک جوهر نورانی اند، ولیکن به اقتضای حکمت الهی دو صورت جداگانه پیدا کرده اند، به این معنی: آن جوهر نورانی مدبر، که دروجود انسان است«عقل» است و آن جوهری که مدبراکوان است و یا خود خالق خود را عبادت و تسبیح میگوید ملک اش نامیده اند.
مولانا دربیان چنین مقابله آدمیضمن اشارت به حدیثی؛
"اِنَّ اللهَ خَلَق الخلقَ فی الظُلمةِ ثُمَ رشً علیهم من نوره"
آن را بدینصورت میشکافد: اوروح انسانی را همچون لمعه یی از نور حق میداند که از همین«رشّ نور» ناشی است و هرچند«آفتاب جان ها» که«درروزن ابدان هاست «مفترق» مینماید درحقیقت بروفق تعبیرمثنوی مفترق هرگز نگردد نور او و این افتراق که درظاهر به چشم میآید از نور نیست از روزنهاست که نوربرآنها میتابد. (همان منبع، ص 1241)
مولانا از این بیان نتیجه میگیرد که پس روح انسانی برخلاف روح حیوانی تفرقه ندارد که درآن بنظر میرسد ناشی از تعددّی است که درروزن ابدان است واین کتاب جانها که روح کلی است انسان را که ولّی حق، مظهر کمال اوست با روح انسانی که به وی میبخشد ازآنچه روح حیوانی درنفوس عامه موجب افتراق میشود میرهاند وبه عالم وحدت میکشاند و پیداست که روح انسانی کمال وحدت و نورش دروجود اولیاء تجلی مییابد.
|
تفرقه درروح حیوانی بود |
|
نفس واحد، روح انسانی بود |
(زرین کوب، سّرِ نی،ج 1، 1373، ص 407)
ودرتجلّی آن :
|
روح خود را متصل کن ای فلان |
|
زود با ارواح قدس سالکان |
واینکه رینولد نیکلسون درشرح بیت:
|
ما ز غیر جان و عقل آدمی |
|
هست جانی در ولی ، آن دَمی |
روح را و یا جان را که در این بیت نامبرده شده است، عبارت از سه مقدمه میداند:
روح حیوانی، روح عقلی و روح قدسی نبوی.(نیکلسون ، ج 4 ، 1378،ص 1438)
واستعلامی این مراتب جان و یا به تعبیری رشد روح را چنین تفسیر میکند که؛ جان چیزی جز ادراک، آگاهی، یا معرفت نیست و جانی که جز این حساب سود وزیان دنیا، مسائل و معانی دیگری را میفهمد، جانی افزونتر ویا روحی بزرگتر و کاملتری است!
مولانا، عالم غیب را که درآن جسم وحیات مادی مطرح نیست را «جهان جان» میداند وآن جانهایی که دربند زندگی دنیایی است،روح حیوانی است!(استعلامی،ج 4، 1375، ص 233)
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1763 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 236 |
چکیده:
موضوع اصلی این پژوهش "میزان رضایتمندی کارفرمایان از ارتباطات انسانی کارکنان شعب تامین اجتماعی تهران" است .در این تحقیق 6 سوال و فرضیه با استفاده از آزمون های آماری و جداول یک و دو بعدی مورد سنجش قرار گرفته است .روش اصلی این تحقیق پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده است. 16 شعبه به صورت نمونه گیری تصادفی از قسمت های شمال، جنوب، شرق، غرب ومرکز تهران انتخاب شده و با استفاده از فرمول "کوکران" 400 پرسشنامه در بین کارفرمایان مراجعه کننده به این 16 شعبه توزیع شد. پس از جمع آوری این اطلاعات و
بهره گیری از نرم افزار اس. پی. اس. اس و بررسی نتایج داده ها، تایید یا رد فرضیه ها مورد آزمون واقع شد.
مقدمه
"کارل یاسپرس"[1] فیلسوف آلمانی، عالی ترین دستاورد انسان در دنیا را "ارتباط شخصیت با شخصیت" می داند (بولتون، 24:1384) انسانها به صورت دلخواه و مواقعی نیز به طور اجبار همواره در حال تعامل با همنوعان خودهستند.اما در میان همه این تعاملات تنها بخش معدودی منجر به برقراری ارتباط موثر ودر نتیجه ایجاد رضایتمندی طرفین ارتباط می شود.
امروزه برقراری ارتباط موثر برای موفقیت نه تنها در بعد فردی ،بلکه در ابعاد اجتماعی نیز مورد توجه سازمان ها وشرکت های کوچک و بزرگ تجاری ، خدماتی و اجتماعی قرار گرفته است.
ایجاد وپیاده سازی سیستم های سنجش رضایتمندی مشتری به عنوان مهمترین شاخص در امر بهبودعملکرد ها ،از نیازهای اساسی سازمان های امروزی به شمار می رود. در عصر کنونی تمامی تمهیدات یک سازمان به منظور ارضای نیازهای مشتریان و ایجاد رضایت آنها از کیفیت خدمات و محصولات دریافتی سازماندهی می شود و مشتری یا مخاطب در زنجیره عرضه به عنوان مهمترین عنصر نگریسته میشود.
به عبارتی امروزه کارمندان توانمند، تنها مزیت و فاکتور مهم برای هر سازمانی محسوب میشوند. چراکه ایده ها و رویه ها قابل کپی برداریند، اما نمی توان کارکنانی با ارتباط موثر برای جلب رضایت مخاطبان داشت، بدون آنکه شرایط و آموزش های لازم را تدارک ندید.
تحقیق پیش رو که "میزان رضایتمندی کارفرمایان از ارتباطات انسانی کارکنان شعب تامین اجتماعی" را می سنجد، درواقع رابطه کارکنان به عنوان عرضه کننده و کارفرمایان به عنوان بخشی از ارباب رجوعان تامین اجتماعی را مد نظر دارد.
"ارباب رجوعانی که در واقع همان گیرندگان خدمات هستند و با عناوینی از جمله مشتری ، مخاطب و خریدار خدمت شناخته می شوند و موجودیت هر سازمانی وابسته به نحوه رضایت آنان دارد." (هفته نامه تامین ،شماره 713،ص3)
بیان مسأله:
زمانی تصور میشد جلب رضایت مخاطبان، مختص شرکتهای تجاری است که برای بقاء در بازار رقابتی، با بسیج تمامی امکانات، درصدد برآوردن انتظارات و خواستههای مشتریان خود هستند، اما این باور در دهههای اخیر تغییر کرده است. امروزه سازمانهای بزرگ و کوچک، دولتی و خصوصی حتی اگر از سوی هیچ رقیبی تهدید نشوند، باز هم با اتخاذ راهکارهایی تلاش میکنند، بالاترین میزان رضایتمندی مخاطبان خود را با "ایجاد وجهه مثبت" کسب کنند. امروزه سازمانها به این اعتقاد رسیده اند که بهترین سرمایه، مردم هستند. طبعاً سازمانی که دارای چنین نگرشی باشد، رفتارهایی را از خود بروز میدهد که باعث تداوم ارتباطش با مردم شود. «همه ما بارها با سازمانهایی برخورد کردهایم که از خود شخصیتی غیراخلاقی، صرفاً منفعت طلب و یا برعکس، شخصیتی برگرفته از یک روحیه بسیار انعطاف پذیر و مردمی به نمایش گذاردهاند. رفتارهائی که منجر به
شکل گیری تصویری دائمی از نحوه خدمات دهی یک سازمان در ذهن مشتریان خود می شود. به همین سبب اطلاع از میزان رضایت مخاطب، برای هر سازمانی جزو اولویتهای اساسی محسوب میشود، مسألهای که به نظر می رسد در ایران به ویژه در بخش خدمات، کمتر از حد انتظار به آن توجه می شود.» (بل، 1385: 9)
نارضایتی مردم از دستگاههای عمومی و اجرایی در خصوص اجرای قوانین، پیچیدگیها و بروکراسیهای اداری و... تنها بخشی از مسأله را شامل میشود، بخش مهم و قابل ذکر این نارضایتی، به نحوه برخورد کارمندان با مراجعین و به عبارتی ارتباطات انسانی (میان فردی) آنان برمیگردد.
ارتباط مؤثر با مراجعین بسیاری از مشکلات درونی و بیرونی یک مجموعه را کاهش میدهد و در نهایت منجر به کاهش هزینههای یک سازمان میشود. موضوعی که در کشورهای پیشرفته از سالیان گذشته مدنظر قرار گرفته و در کشور ما نیز اگر چه به صورت ناقص، اما حداقل در حد یک وظیفه بر عهده سازمان هایی که با مردم سروکار دارند، گذارده شده است. سنجش میزان رضایت مردم از نحوه برخورد کارمندان با مراجعین، در قالب «طرح تکریم ارباب رجوع» هنوز هم مورد سنجش قرار میگیرد و نقاط ضعف و قوت آن مجموعه به اطلاع مردم رسانده میشود. «موضوعی که جهت ارتقا و حفظ کرامت مردم، تحت عنوان "طرح تکریم مردم و جلب رضایت ارباب رجوع" و با هدف ایجاد سازوکارهای لازم در ارایه خدمات مطلوب، مناسب و مؤثر در بهار سال 1381 از سوی سازمان مدیریت و برنامه ریزی، به دستگاهها و مؤسسات عمومی ابلاغ شد». (باستانی، 1386؛ 373)
سازمان تأمین اجتماعی به لحاظ ماهیت تعهدات و خدماتش، یک سازمان چندجانبه فرابخشی است. از یک سو شمول خدمات آن با مردم در ارتباط است و از سوی دیگر نوع وظایف آن با نظام اشتغال، توسعه و امنیت در هم تنیده شده است.
این جایگاه خدماتی، اجتماعی و اقتصادی سازمان تأمین اجتماعی، موجب می شود تا این سازمان تلاش کند، رضایتمندی طیف گسترده 29 میلیون نفری مخاطبان خود را که به نوعی با آنها در ارتباط است، فراهم سازد.
از طرف دیگر اداره سازمان تأمین اجتماعی از طریق پرداخت حق بیمهها از سوی سه گروه کارفرمایان، کارگران و دولت تأمین میشود. کارفرمایان با پرداخت نزدیک به 90 درصد این حق بیمهها، نقش اساسی در اداره صندوق تأمین اجتماعی و ایجاد امنیت اقتصادی، شغلی و روانی برای نیروهای مولد بر عهده دارند، به همین سبب کسب رضایتمندی این دسته از افرد برای سازمانی که بیشترین منبع دارایی اش را متعلق به آنان میداند، امری ضروری مینماید.
ارتباط سازمان تأمین اجتماعی با کارفرمایان فرایندی طولانی دارد که از مرحله تأسیس کارگاه شروع و به طور مستمر با پرداخت حق بیمه کارگران تحت پوشش و ارسال لیست کارگران ادامه
مییابد؛ ارتباطی که با مراجعه حضوری کارفرما یا نماینده وی و یا رابطان بیمهای معرفی شده از سوی آنان، در شعب تامین اجتماعی عمدتاً به صورت ارتباطات میان فردی صورت میگیرد.
با عنایت به اهمیت و جایگاه کارفرمایان در اقتصاد سازمان تأمین اجتماعی، این سؤال مطرح میشود که آیا کارفرمایان به عنوان بخش مهمی از مراجعه کنندگان به شعب تأمین اجتماعی، از نحوه تعاملات ارتباطی، بخصوص ارتباطات انسانی (میان فردی) کارکنان آنجا رضایت دارند؟ این تحقیق بر آن است تا با اندازه گیری برخی از شاخصهای ارتباطات انسانی (از جمله ارتباطات کلامی و غیرکلامی)، میزان رضایتمندی کارفرمایان از نحوه ارتباطات انسانی (میان فردی) کارکنان شعب سطح تهران را در سال 88 مورد سنجش قرار دهد.
اهمیت موضوع تحقیق:
رونق چرخه اقتصاد، رفع بیکاری و فقر، ایجاد امنیت روانی و تأمین آتیه کارگران بستگی به تعامل مثبت سازمان تأمین اجتماعی به عنوان متولی اصلی بیمه کارگران از یک سو و کارفرمایان که طبق قانون مکلف به بیمه کردن کارمندان خود شده اند، از دیگر سو دارد. به عبارتی اگر کارفرما تفکر مثبتی نسبت به نحوه برخورد و نوع تعاملات سازمان تأمین اجتماعی نداشته باشد و احساس کند مبالغی که به این سازمان میپردازد، اثر مطلوب ندارد از تکالیف قانونی خود نسبت به معرفی کارگران و پرداخت صحیح حق بیمه آنان، کوتاهی می کند و این امر در مرحله نخست به زندگی کارگر و کارفرما و در نهایت به چرخه اقتصاد و امنیت روانی نیروی کار، ضربه میزند.
طبق آخرین آمارها نزدیک به 138 هزار کارگاه فعال (کارگاه هایی که دارای کارگر بوده و در طول یکسال گذشته لیست حق بیمه ارایه کرده اند) در سطح 32 شعبه تأمین اجتماعی تهران بزرگ پرونده دارند. در این کارگاه ها، کارگرانی مشغول به فعالیت هستند که کارفرمای حقیقی و حقوقی یا نمایندگان آنان برای اموراتی نظیر پرداخت حق بیمه، ارایه لیست نامنویسی، حسابرسی، درآمد و ... به شعب تأمین اجتماعی مراجعه میکنند.
این کارفرمایان به جهت پرداخت بیشترین میزان حق بیمه به سازمان تأمین اجتماعی، از کارکنان این سازمان متوقع اند تا به بهترین شکل ممکن انتظارات و خواستههای آنان را برآورده سازند.
با توجه به اینکه در ارتباطات میان فردی و چهره به چهره ایجاد رضایت از نحوه برخورد، بالاترین میزان تأثیر را در ارتباطات انسانی ایفا میکند، بنابراین مسائلی همچون طرح تکریم و رعایت اصول مشتری مداری، نقش بسزایی در اعتلای فردی و سازمانی دارد. این تحقیق با در نظر گرفتن چنین اهمیت بسزایی، به بررسی میزان رضایتمندی کارفرمایان از ارتباطات انسانی کارکنان شعب تأمین اجتماعی سطح تهران بزرگ میپردازد، تا میزان برخورداری کارکنان شعب از مهارتهای ارتباطی و انسانی را مشخص کرده و به این موضوع می پردازد که میزان رضایتمندی کارفرمایان از کارکنان شعب چگونه است؟ و آیا کارکنان شعب تأمین اجتماعی تعامل مناسبی از نوع ارتباطات انسانی با مراجعان به طور اعم و کارفرمایان به طور اخص دارند؟
اهداف تحقیق:
هدف کلی این تحقیق "بررسی میزان رضایتمندی کارفرمایان از نحوه ارتباطات انسانی کارکنان شعب تأمین اجتماعی تهران در سال 88 است."
اهداف جزیی که این پژوهش به کاوش در آن میپردازد، عبارتند از:
1. بررسی میزان رضایت کارفرمایان یا نمایندگان آنان از نحوه برخورد ارتباطی کارکنان شعب
2. بررسی میزان رضایتمندی کارفرمایان از مدت زمان صرف شده جهت انجام کارها و نیز اطمینان از صحت انجام کارها از سوی کارکنان برای جلوگیری از مراجعات متعدد کارفرمایان به شعب
3. بررسی میزان بهره گیری از ارتباطات مؤثر کلامی و غیرکلامی کارکنان شعب در برابر کارفرمایان
4. درخصوص فرهنگ سازی تکریم ارباب رجوع و بهبود روابط ارتباطی بین کارکنان و مراجعین چه اقداماتی انجام شده است
سؤالات تحقیق:
1. نحوه رضایت کارفرمایان از چگونگی تعامل کارکنان شعب در برابر انتظارات قانونی آنها؟
2. کارکنان شعب تامین اجتماعی تا چه میزان از شاخص های ارتباطات کلامی در برابر کارفرمایان بهره می گیرند؟
3. کارکنان شعب تامین اجتماعی تا چه اندازه در برابر کارفرمایان از شاخص های ارتباطات غیرکلامی استفاده می کنند؟
4. برگزاری کلاسهای آموزشی آشنایی با قوانین و مقررات برای کارفرمایان و برخورد با ارباب رجوع برای کارکنان و تأثیر آن در رضایتمندی دو طرف؟
5. طرح تکریم ارباب رجوع و جلب رضایتمندی مخاطبان تا چه میزان در شعب این سازمان نهادینه شده است؟
6. آیا کاهش مدت زمان انجام امور و رعایت صحت و دقت در انجام کارها، موجب تقویت تعامل میان فردی کارکنان و کارفرمایان میشود؟
فرضیههای تحقیق:
1. به نظر میرسد بین برخورد مناسب کارکنان شعب در مقابل خواستهها و انتظارات کارفرمایان و افزایش رضایتمندی آنان رابطه معناداری برقرار است؟
2. به نظر می رسد میان بهره گیری کارکنان شعب از شاخص های ارتباطات کلامی و میزان رضایتمندی کارفرمایان رابطه معناداری است؟
3. به نظر می رسد میان بهره گیری کارکنان شعب از شاخص های ارتباطات غیرکلامی و میزان رضایتمندی کارفرمایان رابطه معناداری است؟
4. به نظر میرسد برگزاری کلاسهای آموزشی آشنایی با قوانین و مقررات تأمین اجتماعی برای کارفرمایان و رضایتمندی آنان رابطه معناداری است؟
5. به نظر میرسد انجام اقداماتی نظیر؛ نصب سیستمهای نوبت دهی، فعال کردن مراکز مشاوره و اطلاع رسانی، ارسال اطلاعات از طریق SMS، جزوات، بروشور و ...، ساده کردن قوانین و مقررات و اقداماتی از این دست در نهایت موجب افزایش رضایتمندی کارفرمایان میشود؟
6. به نظر میرسد بین کاهش مدت زمان انجام امور و کاهش تردد کارفرمایان به شعب و افزایش رضایتمندی آنان رابطه معناداری است؟
تعاریف واژهها:
ارتباط: فراگرد انتقال پیام از سوی فرستنده به گیرنده، مشروط بر آنکه در گیرنده پیام، مشابهت معنی با معنی مورد نظر فرستنده ایجاد شود. (محسنیان راد، 1380: 57)
ارتباطات میان فردی: یک تعامل گزینشی، نظام مند، منحصر به فرد و رو به پیشرفت است که سازنده شناخت طرفین از یکدیگر و محصول این شناخت است و موجب خلق معانی مشترک در بین آنها میشود. (تی. وود، 1384: 57)
مهارت اجتماعی: به مجموعه ای از رفتارهای هدفمند، به هم مرتبط و متناسب با وضعیت که آموختنی بوده و تحت کنترل فرد باشد، گفته می شود (هارجی، 13:1384)
رفتار سازمانی: رفتاری که پس از بروز به صورت یک واقعه در سازمان مورد مطالعه قرار میدهد و سعی در دریافت علل آن دارد (عسکریان، 1387: 22)
مشتری: همان کسی است که نیازش را خود تعریف میکند. کالاها و خدمات تولیدی ما را مصرف کرده و حاضر است بابت آن هزینه مناسبی را بپردازد، ولی زمانی این هزینه را متقبل میشود که در کالاها یا خدمات تحول یا ارزشی را ببیند که پرداخت آن هزینه را توجیه نماید.(محمدی، 1387: 44)
مشتری در سازمانهای دولتی یا عمومی: ارایه یک تعریف مشخص از مشتری در سازمانهای دولتی در مقایسه با سازمانهای خصوصی پیچیدهتر است. در سازمانهای خصوصی به آنهایی که محصول یا خدماتی را می خرند، مشتری گفته میشود، اما در مورد سازمان های دولتی همیشه این طور نیست؛ مشتری می تواند تمام جامعه باشد که بودجه سازمان عمومی را با اهداف برطرف ساختن نیازهای خود می پردازند.
رضایت مشتری: درک و احساس مشتریها که عرضه کننده به ارضای آن پرداخته و یا حتی از آن نیز فراتر رفته است. (هیل، 1385: 16)
ارباب رجوع: همانند مشتری حالت تعاملی ندارد، بلکه خدمات یکجانبه ای را شامل میشود که فروشنده در آن، اطلاعات بیشتری نسبت به موضوع معامله دارد، ولی خریدار نمی تواند به سادگی آن اطلاعات را به دست آورد در حالی که سخت به آنها نیازمند است.
روابط انسانی: روابطی که سعی در بکارگیری دانش بشری، بخصوص در زمینه علوم انسانی با زیرمجموعه هایش چون علوم اجتماعی و روانی دارد تا بتواند هدفهای جمعی را به وسیله جمع برآورده کند (عسکریان، 1387: 21)
کارگاه: مکانی که در آن فعالیت اقتصادی مستمر و منظمی انجام گیرد و معمولاً در آن جا یک یا چند کارگر و کارفرما مشغول فعالیت هستند.
کارفرما: شخص حقیقی یا حقوقی است که بیمه شده به دستور و یا به حساب او کار میکند. کلیه کسانی که به عنوان مدیر یا مسئول عهده دار اداره کارگاه هستند نماینده کارفرما محسوب میشوند و آن ها مسئول انجام کلیه تعهداتی که نمایندگان مزبور در قبال بیمه شده به عهده میگیرند، هستند.
رابطین بیمه ای: در واقع نمایندگان کارفرما در مراجعه به شعب تأمین اجتماعی جهت پیگیری مسائل بیمهای مربوط به کارگاه یا مؤسسهای که در آن کار می کنند، هستند.
شعب: واحدهایی که به عنوان بازوهای اجرایی سازمان تأمین اجتماعی وظیفه پذیرش بیمه شده و ارایه خدمات به وی را دارند و به عبارتی کلیه امورات بیمهای در این مکان صورت میگیرد.
سازمان تأمین اجتماعی: بزرگترین سازمان بیمه گر کشور که مأموریت اصلی آن بیمه کردن افراد شاغل بصورت اجباری، اختیاری و حرف و مشاغل آزاد است.
مقدمه:
پژوهش پیشرو، بررسی اهمیت ارتباطات میانفردی و سنجش میزان رضایتمندی کارفرمایان به عنوان یکی از مخاطبان اصلی سازمان تأمیناجتماعی، از نحوه برقراری ارتباطات انسانی کارکنان شعب این سازمان با آنان است. بیشک آنچه میتواند بقای یک سازمان را در دنیای رقابتی امروز تضمین کند و دید مراجعهکنندگان را به نحوه خدماتدهی آن سازمان، موجه و مطلوب جلوه دهد، چگونگی برقراری ارتباط انسانی کارمند و مراجعهکننده است. از اینرو تلاش شده است در فصل ادبیات موضوع در سه بخش نسبتاً مشروح، با بهرهگیری از منابع اسنادی، درخصوص ارتباط، رضایتمندی و تأمیناجتماعی مطلب ارائه شود.
در بخش اول پس از ارائه تعاریف متعدد از ارتباط و بررسی عناصر، مدل ها و ویژگیهای آن به مهارتهای ارتباطات انسانی و میان فردی و همچنین انواع شاخصهای ارتباط کلامی و غیرکلامی پرداخته شده است، در بخش دوم باتوجه به اهمیت حفظ مشتری به عنوان سرمایههای اصلی موفقیت هر سازمانی، به تعاریف و الگوهای مختلف ارائه شده برای اندازهگیری خدمات و اهمیت تکریم اربابرجوع و مواردی از این دست اشاره شده است و نهایتاً در بخش سوم به معرفی سازمان تأمیناجتماعی از لحاظ تاریخچه شکلگیری آن در جهان و ایران و ویژگیهای جمعیتی و آماری آن پرداخته شده است.
بخش اول
ارتباط
ارتباط چیست؟
ارتباط فرآیند هدایت کردن پیامها، به منظور ایجاد معناست. برای ارتباط، تعاریف متعددی از سوی کارشناسان ارائه شده است که در این پژوهش به برخی از مهم ترین آنان اشاره می شود.
تقریباً به تعداد نویسندگانی که دربارة ارتباط نظریه پردازی کردهاند، تعاریف متفاوتی از ارتباط در دست است.
شاید یکی از دلایل مهم ارایه تعاریف متعدد از ارتباط، انتزاعی بودن واژه ارتباط است. "استیفن لیتل جان" در کتاب نظریه های ارتباطات آورده است: «ارایه تعریفی جامع از ارتباط بسیار دشوار است، چرا که این واژه انتزاعی است و مانند اکثر کلمات معانی متعددی دارد.» (جان، 1384: 35)
«بارزترین ویژگی ارتباط همهگیر بودن آن است، ما هر لحظه و همه جا در حال برقراری ارتباط هستیم». (هارجی، 1384: 20)
ارتباطات معانی متفاوتی نزد اشخاص گوناگون دارد. کلمه ارتباطات، از لغت لاتین Communicare مشتق شده و از آن «انتقال مفاهیم»، «انتقال معانی» و «انتقال و تبادل پیامها» بین عموم مردم برداشت میشود. ارتباطات بهگونهای وسیع و گسترده، «تسهیم تجارب» نیز معنی شده است. یعنی این که هر انسانی، تجارب خود را از طریق ارتباطات با دیگر همنوعان خود در میان میگذارد. انسان برای برقراری ارتباط با دیگران، نمادهایی را خلق و مورد استفاده قرار داده است. به کمک این «نمادها[2]»، انسانها میتوانند مستقیم و بیواسطه یا غیرمستقیم و باواسطه، تجارب خود را در اختیار دیگران قرار دهند.
«واژه ارتباط در زبان فارسی به صورت مصدر عربی باب افتعال به کار می رود که در لغت به معنای پیوند دادن و ربط دادن و به صورت اسممصدر به معنای بستگی، پیوند، پیوستگی و رابطه کاربرد دارد.» (رزاقی،9:1385)
در فرهنگ لغات وبستر (communication)؛ «عمل ارتباط برقرار کردن تعریف و از معادلهایی نظیر: رساندن، بخشیدن، انتقال دادن، آگاه ساختن، مکالمه و مراوده داشتن استفاده شده است. عمل برقرار کردن ارتباط میتواند از طریق کلمات، حروف، پیامها، کنفرانسها، مکاتبهها و دیگر راهها انجام گیرد.» (محسنیانراد، 80:1341)
«ارسطو» فیلسوف یونانی شاید اولین اندیشمندی باشد که بالغ بر2300 سال پیش نخستین بار در زمینه ارتباط سخن گفته است. او در کتاب مطالعه معانی (ریطوریقا[3]) که معمولاً آن را مترادف ارتباط میدانند، در تعریف ارتباط مینویسد: «ارتباط عبارت است از جستوجو برای دستیافتن به کلیه وسایل و امکانات موجود برای ترغیب و اقناع دیگران». (همان؛ 43)
انجمن بینالمللی تحقیقات ارتباط جمعی تعریف زیر را برای ارتباط ارائه داده است: منظور از ارتباط روزنامهها، نشریات، مجلات، کتابها، رادیو، تلویزیون، آگهی، ارتباطات راه دور (تلفن، تلگراف، کابلهای زیردریایی) و پست است. همچنین ارتباط چگونگی تولید و توزیع کالاها و خدمات مختلفی را که وسایل و فعالیتهای فوق به عهده دارند و نیز مطالعات و تحقیقات مربوط به محتوای پیامها و نتایج و آثار آن را دربر میگیرد.
«ریموند ویلیامز[4]» معنی ارتباط را در انگلستان قدیم، انتقال افکار، اطلاعات و رفتار از شخصی به شخص دیگر میدانست. (شاه محمدی، 1385: 9)
چارلز کولی دانشمند جامعهشناس آمریکایی در کتاب معروف خود به نام «سازمان اجتماعی» ارتباط را اینچنین تعریف کرده است: «ارتباط مکانیسمی است که روابط انسانی براساس و به وسیله آن به وجود میآید و تمام مظاهر فکری و وسایل انتقال و حفظ آنها در مکان و زمان بر پایه آن توسعه پیدا می کند. ارتباط حالات چهره ما رفتارها، حرکات، طنین صدا، کلمات، نوشتهها، چاپ، راهآهن، تلگراف، تلفن و تمام وسایلی که اخیراً در راه غلبه بر مکان و زمان ساخته شدهاند، همه را دربر میگیرد». (معتمدنژاد، 1383: 29)
«ارتباط فرآیندی پویا و پیوسته مبتنی بر همگرایی و اعتمادی متقابل است که در آن با استفاده از گفتار، نوشتار، علایم و رفتار؛ فکر، پیام یا اطلاعات مبادله میشوند. در فرآیند ارتباط فرستنده، گیرنده و پیام وجود دارد». (باستانی، 1386: 14)
ارتباط اساساً میان دو یا چند نفر اتفاق میافتد و ما همه، در طول روز با افراد مختلف ارتباط برقرار میکنیم. برقراری ارتباط به دلایل مختلفی مانند وقتگذرانی، بررسی شغلی و مسائل فردی، بیان انتظارات زناشویی و یا توقعات والدین از فرزندان، طرح اختلاف عقاید و ایدهها و موارد مشابه دیگر صورت میگیرد و هریک از انواع آن در سطوح مختلفی مانند سطح کلامی و غیرکلامی یا هر دو این سطوح روی میدهد. (بولتون، 1384: 13)
پژوهشگران میان واژه ارتباط به صورت مفرد (communication) و واژه ارتباطات به صورت جمع (communications) تفاوت قائل هستند. کلمه ارتباطات به صورت جمع، در علوم ارتباطات به معنای مطالعه پیرامون ابزار و لوازم فنی این پدیده به کار میرود. حال آنکه معنای این واژه به صورت مفرد، بیانگر فرآیندی است که در آن پیام از پیامدهنده به پیامگیرنده منتقل میشود و به عبارت دیگر، به گردش پیام بین فرستنده و گیرنده پیام مربوط میشود.
«ارتباطات، فرآیندی است آگاهانه یا ناآگاهانه، خواسته یا ناخواسته که از طریق آن احساسات و نظرات؛ به شکل پیامهایی کلامی و یا غیرکلامی بیان گردیده، سپس ارسال، دریافت و ادراک میشوند. این فرآیند ممکن است ناگهانی، عاطفی و یا بیانگر اهداف خاص برقرار کننده ارتباط باشد». (برکو، 1382: 5)
«ارتباطات از نظر فراگردی به کلیه فعالیتهای گفتاری، نوشتاری و کرداری (حرکتی) اطلاق میشود که برای انتقال معنی و مفهوم از کسی به کس دیگر یا از گروهی به گروه دیگر و یا از کسی یا گروهی به توده وسیعی به کار گرفته میشود. این انتقال پیام ممکن است فقط یک اطلاعرسانی ساده باشد و یا اینکه در آن اثرگذاری یا نفوذ بر دیگری از اهمیت خاصی برخوردار بوده و عامل ارتباطی را بر آن دارد که از این وسیله بسیار کارساز درجهت اقناع یا متقاعدسازی و برانگیختن فرد یا گروه و یا توده وسیع استفاده نماید». (فرهنگی، 1375: 13)
پروفسور "دین بارنلوند"[5] معتقد است: «ارتباطات، آنگونه که من بدان مینگرم، کلمهای است که بیانگر فراگرد ایجاد معنی است». دو کلمه در این جمله از حساسیت زیادی برخوردارند. یکی «ایجاد» و دیگری «معنی» است. پیامها ممکن است از خارج شکل بگیرند، توسط یک سخنور، از صفحه تلویزیون، از والدین سختگیر، اما معانی در درون شکل میگیرند. (فرهنگی، 1382: 7)
«نوام چامسکی[6]» در کتاب کنترل رسانهها، ارتباط را فرآیندی میداند که ضمن آن شنونده از نیت گوینده برداشتی میکند؛ درنتیجه هرچه تفاوت در نیت گوینده و برداشت شنونده کمتر باشد، ارتباط مؤثرتر است. (شاه محمدی، 3:1381)
شکل بسط یافته تعریف چامسکی را محسنیانراد در کتاب ارتباطشناسی خود ارائه داده که تقریباً مبنای تعاریف کارشناسان ارتباطات در ایران قرار گرفته است.
وی میگوید: «ارتباط عبارتست از فراگرد انتقال پیام از سوی فرستنده به گیرنده، مشروط بر آنکه در گیرنده پیام، مشابهت معنی با معنی موردنظر فرستنده ایجاد شود». این ارتباط دارای چند شکل ریاضی به شرح زیر است:
الف) ارتباط کامل: هرچه معنی موردنظر در فرستنده پیام، با معنی متجلی شده در گیرنده پیام مشابهت بیشتری داشته باشد، ارتباط کاملتر خواهد بود. اگر معنی موردنظر فرستنده پیام را با علامت و معنی متجلی شده در گیرنده را با علامت نشان دهیم، وقتی ارتباط کامل برقرار خواهد شد که مساوی باشد به عبارت دیگر هرچه معنی متجلی شده در گیرنده با معنی موردنظر فرستنده مشابهت بیشتری داشته باشد ارتباط کاملتر خواهد بود.
ب) ارتباط غیرکامل: اگر معنی متجلی شده در گیرنده پیام کوچکتر از معنی مورد نظر فرستنده پیام باشد، بازهم ارتباط برقرار خواهد شد، اما ارتباط غیرکامل است.
پ) عدم ارتباط: اگر معنی متجلی شده درگیرنده پیام نسبت به معنی موردنظر فرستنده پیام برابر صفر شود، ارتباطی برقرار نشده است. .
ت) هنگامی که معنی متجلی شده درگیرنده پیام از معنی موردنظر فرستنده بزرگتر از یک شود در این حالت میتوان گفت معنی متجلی شده درگیرنده وسیعتر از معنی موردنظر فرستنده است. (شاه محمدی، 1385: 10-9)
عناصر ارتباط:
در هر ارتباط عناصر گوناگونی وجود دارد: مبدأ، پیام، کانال، مقصد و بازخورد.
مبدأ یا پیامدهنده میتواند شخص (نظیر کلام) نوشته، تصاویر یا حرکات فرد باشد (بدون نیاز به امکانات فنی و سازمان) یا یک سازمان ارتباطی که برای انتقال اطلاعات به امکانات فنی و سازماندهی وسیع قبلی نیاز دارد (مانند سازمان انتشارات، شبکه رادیو تلویزیون، استودیوی فیلمبرداری و...) پیام ممکن است در قالب نوشتار باشد (مثل نامه، روزنامه، کتاب) یا به صورت امواج در هوا پراکنده شود (مانند رادیو، تلویزیون و تلگراف) یا صرفاً به صورت حرکات ساده دست یا به شکل تکاندادن پرچم یا علائم و نشانههایی باشد که حامل مفهومی خاص است (مانند نگاه، گفتار و رمزهای گوناگون). مقصد ممکن است یک شنونده، بیننده یا خواننده یا یک گروه اجتماعی مثلاً اعضای خانواده یا شنوندگان یک سخنرانی یا تماشاگران یک مسابقه ورزشی یا افراد شرکتکننده در یک تظاهرات خیابانی و حتی فردی از افراد یک خانواده که میتوان آنها را توده پیامگیر نامید مانند شنونده یک برنامه رادیویی یا تماشاگر یک برنامه تلویزیونی باشد. (دادگران، 1383 : 24)
در تقسیمبندی دیگر، عناصر ارتباط به 5 جزء؛ فرستنده پیام، پیام، نماد، وسیله ارتباط و گیرنده پیام تفکیک شده است. به عنوان مثال در هنگام خواندن یک کتاب، «نویسنده کتاب فرستنده، معانی و مفاهیم موردنظر وی پیام، کلمات و تصاویر کتاب نماد، کتاب وسیله ارتباط و خواننده گیرنده پیام است.» (اکرامی، 1382: 32)
«مورالی»، «اسپیتزبرگ» و «برگ» نویسندگان کتاب ارتباط انسانی، «ایجاد ارتباط را وابسته به 3عامل میدانند؛ انگیزه، دانش و مهارتها. به اعتقاد آنان این 3 عامل بر روی هم اثر میگذارند، گاهی اوقات یکی از این عوامل مهم میشود و زمانی نیز عامل موفقیت یا نقص در (ارتباط) به یکی از این عوامل برمیگردد.» (28:2001وMorreale)
ویژگیهای ارتباط:
اغلب چنین تصور میشود که ارتباطات فقط بین دو نفر و بیشتر از دو نفر شکل میگیرد. اما واقعیت امر چنین نیست. ارتباطات در شرایط مختلف و با افراد و گروههای مختلف شکل میگیرد. گاهی ما با خود ارتباط برقرار میکنیم، زمانی با انسانی دیگر و در زمان دیگر با تعداد کثیری از انسانها. (فرهنگی، 1383: 12)
هر ارتباطی به رمز و رمزگذاری پیوسته است. منظور از رمز هر نوع ترتیب و توالی منظم و یکپارچهای است که دربرگیرنده نمادها، کلمات و حروف است که به گونه اختیاری برای انتقال مفاهیم یا برای ارتباط به کار گرفته میشود.
ارتباطات با رمزگذاری[7] و رمزخوانی[8] نیز سروکار دارد. رمزگذاری عملی است که توسط آن پیامی به رمز تبدیل یا پیامی از طریق رمز فرستاده میشود. رمزخوانی درمقابل عبارتست از استخراج معنی از پیامهای فرستاده شده یا دریافت شده.
علاوه بر این هر ارتباطی دارای ویژگیهایی به شرح زیر است:
- ارتباطات خود یک فراگرد یا جریان مداوم است: به این معنی که تمام اجزاء فراگرد ارتباطی در تغییراند و هیچکدام به عنوان جزیی ثابت و غیرقابل دگرگونی دیده نمیشوند.
- فراگرد ارتباطی نظامگر است: به این معنی که فراگرد ارتباط را به عنوان یک سیستم یا نظام به هم پیوسته برای یک هدف و منظور بررسی میکنیم. انسان به گونه فردی اگر مورد مطالعه قرار گیرد، یک چیز است و وقتی در جمع به صورت اجتماعی و گروهی مورد مطالعه قرار گرفت، چیز دیگری میشود.
- فراگرد ارتباطی میانکنشی است: میان کنش، زمانی رخ میدهد که یک جریان و رابطه داد و ستدی در بین اجزاء آن فراگرد به وجود آید.
- ارتباطات میتواند ارادی یا غیرارادی باشد: در یک فراگرد ارتباطی ارسال یا دریافت پیام از سوی فرستنده یا گیرنده میتواند به شکل ارادی یا غیرارادی انجام گیرد.
- فراگرد ارتباطی میتواند تعاملی یا مراودهای باشد: ما در خلاء با یکدیگر ارتباط نمیگیریم. کنشها و واکنشهای ما درمقابل یکدیگر و در چارچوب نظامهای اجتماعی (Social systems) و شرایط فیزیکی حاکم بر ما رخ میدهد.
- فراگرد ارتباطی، عملکردی یا مبتنی بر وظیفه است: با بررسی تعاریف متعدد ارائه شده درخصوص ارتباط مشخص میشود که وظیفه اساسی ارتباط انسانی دگرگونی و سازش با دگرگونی است.
وظایف ارتباطات
معمولاً ارتباطات وظایف زیر را برعهده دارد:
1- وظیفه پیوستگی[9]: بدون شک بسیاری از ما از این رو به ارتباطات روی میآوریم تا به دیگران بپیوندیم. ارتباطات موجب ایجاد یا افزایش یا برعکس موجب از بین رفتن یا کاهش پیوستگی میان طرفین ارتباط و اشخاص میشود.
2- وظیفه اطلاعاتی و استدراکی[10]: ما بدینخاطر با دیگران ارتباط برقرار میکنیم تا تغییری در اطلاعات آنها به وجود آوریم یا خود را با آنها سازش داده یا آنها را به سوی انطباق با خویشتن بکشیم.
3- وظیفه تأثیرگذاری[11]: یکی از رایجترین و شایعترین منظورها برای انجام ارتباط تغییر نگرشها (Attitudes)، باورها (Beliefs)، ارزشها (Values) و یا رفتار (Behavior) اشخاص دیگر است.
4- وظیفه تصمیمگیری[12]: اغلب ما از آن رو با دیگران ارتباط برقرار میکنیم که به ما کمک کنند تا بتوانیم به تصمیم درستتر و بهتری درموردی خاص برسیم و در نتیجه بتوانیم رفتار خود را با آن موضوع خاصی هماهنگ کرده و به تنظیم آن مبادرت ورزیم.
5- وظیفه تصدیق: وظیفه نهایی ارتباطات در برگیرنده پذیرش مداوم یا غیرمداوم یک تفکر، باور، رفتار، محصول، تصمیم و غیره است. (فرهنگی،1382: 36-11)
تقسیمبندی انواع ارتباط
کارشناسان و پژوهشگران امور ارتباطی باتوجه به ویژگیهای وسایل ارتباطی، چگونگی ایجاد، محتوا، کارکرد و... تقسیمبندیهای متفاوتی برای ارتباط قایل شدهاند:
باتوجه به چگونگی ایجاد، ارتباط را به دو دسته «مستقیم» و «غیرمستقیم» تقسیم کرده اند:
1- ارتباط مستقیم: ارتباطی است بدون واسطه، بین انسان یا انسانها این بیواسطه بودن از جهات مختلف درخور تأمل است.
ویژگیهای این ارتباط عبارتند از:
الف) در این نوع ارتباط پیامها بین پیامدهنده و پیامگیرنده مستقیماً مبادله میشوند و دو طرف ارتباط، به علت بازخورد آنی، میتوانند در کمترین زمان ممکن جای خود را عوض نمایند.
ب) این نوع ارتباط فرّار بوده و ضمن نقل سینه به سینه، جنبههای واقعی خود را از دست می دهد.
ج) ممکن است گوینده و شنونده هرکدام شخص واحدی باشند که صحبتهای دوستانه بهترین نمونه این ارتباط است.
د) گاه این نوع ارتباط بدون نیاز به فرد یا افراد واسط، یا حتی کلمات، فقط با اشاره یا لبخندی برقرار میشود.
هـ) نوع بیان در این ارتباط، حضوری و شفاهی است.
2- ارتباط غیرمستقیم: با ازدیاد جمعیت و گستردگی جوامع و رشد و توسعه زندگی شهری، عملاً امکان ارتباط و تماس چهرهبه چهره و گفتوگوی متقابل همیشگی فراهم نیست و انسانها ناگریزند از راه دور و به طور غیرمستقیم و یا با واسطه با هم در ارتباط باشند.
برخی از ویژگیهای این ارتباط شامل موارد زیر است:
الف – این نوع ارتباط جنبه شخصی ندارد و پیامدهندگان و پیامگیرندگان همدیگر را نمیشناسند.
ب – بازخورد این نوع ارتباط آنی نیست، ازاینرو عملاً امکان جابهجایی گیرنده و فرستنده پیام در کمترین زمان ممکن، فراهم نیست.
ج) پیام ارتباطی از دو جزء و رکن اصلی ارتباط، یعنی گوینده و شنونده یا بیننده جدا میشود و در قالب نماد و به صورت نوشته دستی یا چاپی که واسطه این نوع ارتباط است درمیآید و از طریق نامه، کتاب و روزنامههایی با برد کم انتقال مییابد.
باتوجه به تعداد و نوع انسانهایی که در فرآیند ارتباط نقش دارند، ارتباط به سه نوع «شخصی»، «غیرشخصی» و «جمعی» یا «تودهای» طبقهبندی شده است:
1- ارتباط شخصی: این نوع ارتباط بین افراد معدودی، معمولاً دو نفر برقرار میشود و جنبه شخصی دارد. هم زمانی و هممکانی ارتباط و درکنار هم بودن افراد، شروط اصلی آن است.
2- ارتباط غیرشخصی: نوع زندگی انسانها و روند رو به رشد شهرگرایی موجب شده تا عملاً امکان ارتباط چهره به چهره و گفتگوی متقابل از بین برود و درواقع آنگونه که در ارتباط شخصی افراد همدیگر را میشناسند در این نوع ارتباط افراد هم دیگر را نمیشناسند.
3- ارتباط جمعی: ارتباطی که براساس آن انتقال اندیشهها به تعداد فراوانی از افراد در آن واحد انجام میشود. پیامگیران ناآشنا و پراکنده، بازگشت پیام یا بازخورد با تأخیر، سرعت عمل زیاد، تکثیر پیام، ارتباط سطحی و ناپایدار از جمله ویژگیهای ارتباط جمعی است. (اکرامی، 1382: 40)
در تقسیمبندی دیگر ارتباط به 8 نوع تفکیک میشود:
«1- ارتباط مستقیم: ارتباطی بدون واسطه بین انسانها.
2- ارتباط جهانی: گسترش ابزار و وسایل ارتباطی نظیر تلفن، تلگراف، ایمیل، اینترنت و... باعث شده برقراری ارتباط محدود به یک مکان جغرافیایی نشود.
3- ارتباط احساسبرانگیز: در این ارتباط صرفاً حالات احساس برانگیز منتقل میشود.
4- ارتباط معطوف به هدف: نوع خاصی از ارتباط است که در آن برقرارکننده ارتباط دارای هدفی خاص، از پیش تعیین شده و برخوردار از برنامهای مدون است؛ مثل ارتباط پرسشگر با پاسخگویش
5- ارتباط بازتابی: در این نوع ارتباط هدفی از پیش تعیینشده وجود ندارد، بلکه فرد یا افراد یکباره و بدون هیچ اطلاعی در جریان ارتباط قرار میگیرند.
6- ارتباط اجتماعی: در معنای خاص به ارتباطی اطلاق میشود که موجب انتقال معانی یا پیامهایی در بین جمعی را فراهم میسازد.
7- فرا ارتباط: به معنی ارتباطی است که قواعد ارتباط یا ارتباطهای بعدی را مشخص میکند. فرا ارتباط میتواند یک جمله یا حرکتی بدنی، یا یک نگاه، لبخند یا اخم باشد. زیرا از این طریق پیامی به او رساندهایم و قاعدهای را در زمینه ارتباط بعدی به او گفتهایم.
8- ارتباط حرکتی: ارتباطی که نه از طریق سخن، بلکه با حرکات ایجاد میشود. به عنوان مثال زبان بدنی، پیدایی ارتباط حرکتی را فراهم میسازد.» (ساروخانی،1367: 25-15)
ارتباطات میتواند از نوع «ارتباط درون فردی»، «ارتباط میان فردی»، «ارتباط گروهی کوچک» یا «ارتباط جمعی» باشد:
- ارتباط درون فردی: «ارتباط درون فردی»، همان ارتباط با خود است. هریک از ما ابتدا با خود یک ارتباط درونی برقرار میکنیم. منظور از این ارتباط میتواند حل تعارضات درونی، برنامهریزی برای آینده، عملکرد عاطفی، ارزیابی خود و دیگران و... باشد. در ارتباط با خود، فرد خود را محور اصلی بحث و گفتوگو قرار میدهد. با این که ارتباط با خود، مبنای تمام انواع ارتباطات است، اما ما کمتر به آن میاندیشیم و کمتر به آن توجه داریم. ارتباط با خود، عملی مداوم و پیوسته و فراگیر در زندگی روزمره همه انسانهاست.
ارتباط میان فردی: این ارتباط میان یک شخص با شخص دیگر برقرار میشود. این نوع ارتباط شامل گفتوگو، مصاحبه و مذاکره است. هدف از برقراری این نوع ارتباط میتواند حل مسائل و مشکلات خود با دیگران، رفع تضادها و تعارضات، رد و بدل کردن اطلاعات، درک بهتر خود، رفع نیازهای اجتماعی، و... باشد. در این نوع ارتباط، نقش فرستنده و گیرنده مدام جابهجا میشود و چون بازخورد فوری و بلاواسطه وجود دارد، تقریباً یک نوع ارتباط کامل است که در آن تفهیم معنا به شکل خوبی انجام میشود.
ارتباط گروهی کوچک: این ارتباط بین یک شخص با یک گروه از افراد برقرار میشود. مانند کلاس درس و سخنرانی در مجامع عمومی یا جلسه اداری در یک سازمان. با این که در ارتباط گروهی کوچک بازخورد فوری و بلاواسطه وجود دارد، اما باتوجه به بالا رفتن تعداد شرکتکنندگان در فراگرد ارتباط، این نوع ارتباط نسبت به ارتباط میان فردی، پیچیدگیهای بیشتری دارد و لازم است که برای انتقال درست معنا وقت و تلاش بیشتری از سوی طرفین ارتباط صرف شود.
ارتباط جمعی: عمدتاً این نوع ارتباط با برنامه و سازماندهی شده است و از طریق وسایل ارتباطی به صورت غیرمستقیم با تعداد بسیار زیادی از افراد برقرار میشود. مانند پخش برنامههای رادیو و تلویزیون، انتشار روزنامه سراسری و نمایش فیلم در سالن سینما، در ارتباط جمعی برخلاف انواع دیگر ارتباط، بازخورد فوری و بلاواسطه وجود ندارد و باتوجه به زیاد بودن تعداد مخاطبان برای انتقال درست معنا و جلوگیری از بروز سوءتفاهمات نیاز به مهارت و تخصص بالای ارسالکنندگان پیام دارد.
«ارتباط از لحاظ محتوا و کارکرد به دستههای زیر تقسیم میشود:
1- ارتباط خصوصی و بدون واسطه
2- ارتباط جمعی یا عمومی
3- ارتباط نوشتاری
4- ارتباط غیرنوشتاری
5- ارتباط ملی
6- ارتباط فراملی
7- ارتباط کلامی
8- ارتباط غیرکلامی
9- ارتباط انسانی
10- ارتباط ابزاری یا ماشینی
11- ارتباط زمانی
12- ارتباط غیرزمانی
13- ارتباط سازمانی
14- ارتباط غیرسازمانی
15- ارتباط نمادین
همچنین ارتباط از لحاظ کارکرد شامل این موارد میشود، نخست ارتباطی که میتوان آن را تولید نامید و برای انجام کاری برقرار میشود و هدف از آن شیوههایی است که افراد از طریق آنها به مقاصدشان میرسند. دوم ارتباطی که درجهت ابداع است و هدف از آن به وجود آوردن دگرگونی و آفرینش ایدههای تازه است.
سوم ارتباطی که هدفش حفظ و بقاست؛ خواه بقای هویت فرد و خواه حفظ روابط بین افراد.» (دادگران، 1383: 32-29)
فرآیند ارتباط:
ارتباط انسان چه به صورت شفاهی باشد و چه به طرق دیگر، به جهت آنکه تعاملی است با مدلهای سنتی متفاوت است، در مدل سنتی ارتباط، پیام از جایگاه فرستنده به گیرنده منتقل می شود، اما در ارتباط واقعی، انسان ها هم فرستنده پیام و هم دریافت کننده پیام هستند. انسان با بهره گیری از بازخورد پیام ارسالی، خود در جایگاه فرستنده قرار می گیرد. این امر نشان می دهد، ارتباط انسانها هیچ گاه یک طرفه و یک سویه نیست.
فرآیند ارتباط از شش مرحله تشکیل شده است که فرستنده و گیرنده پیام را به یکدیگر وصل میکند.
«ارتباط در سازمانها به طور تصادفی اتفاق نمیافتد. همچنین تمام مراحل آن در یک لحظه به وقوع نمیپیوندد. این کار خیلی بیشتر از یک کار ساده است. ارتباط یک فرآیند پویا و متقابل (دوسویه) است که به شش مرحله تقسیم میشود.» (تیل، 139:1386)
1- ارسالکننده یک ایده دارد: ایدهای را در سر دارید و میخواهید آن را با دیگران در میان بگذارید.
2- ارسالکننده به این ایده کد میدهد: زمانی که ایده خود را با یک پیام که دریافتکننده شما آن را بفهمد همراه میکنید، در حقیقت آن را کدگذاری کرده اید. شما بر روی پیام (کلمه، حالت لبها، ایما و اشاره) و حالت آن که تمام آنها به ایده شما، شنونده و نوع یا حالت شخص شما بستگی دارد، شکل می دهید.
3- فرستنده پیام را میفرستد: شما برای انتقال فیزیکی پیام خود به گیرنده یک کانال ارتباطی (شفاهی یا کتبی) و یک رسانه (تلفن، نامه، یادداشت، پست الکترونیکی، گزارش، تبادل رودررو) انتخاب میکنید. این انتخاب به عواملی چون پیام شما، محل شنونده، نیاز شما به سرعت و تشریفات بستگی دارد.
4- گیرنده پیام را دریافت میکند: برای برقراری ارتباط لازم است که گیرنده، پیام شما را دریافت کند. اگر نامهای را ارسال میکنید، قبل از این که گیرنده آن را بفهمد مجبور است بخواند، اگر سخنرانی میکنید شنوندگان شما باید قادر باشند حرفهای شما را بشنوند و مجبورند به شما توجه کنند.
5- گیرنده از پیام کدبرداری میکند: گیرنده پیام، باید از پیام شما کدبرداری کند (آن را جذب کند و بفهمد) پیام کدبرداری شده سپس باید در ذهن گیرنده ذخیره شود، اگر تمام کارها خوب پیش برود، گیرنده پیام شما را درست تجزیه و تحلیل خواهد کرد و همان مفهومی را که به کلمات اختصاص داده بودید به آنها خواهد داد.
6- گیرنده بازخورد میفرستد: گیرنده پیام ممکن است پس از کدبرداری از پیام، پاسخ آن را به طریقی به شما مخابره کند. این بازخورد شما را قادر میسازد تا میزان مؤثر بودن پیام خود را مورد ارزیابی قرار دهید. (همان،143)
شکل (1) فرایند ارتباط را نشان می دهد
مدلهای ارتباطی:
مدلها در دنیای واقعی، نمونه کوچک شده یک پدیده یا یک شیاند که بیشترین شباهت و خصوصیات پدیده اصلی را نشان میدهند. اندیشمندان حوزههای مختلف علوم ارتباطات، مدلهای ارتباطی مختلفی ارائه کردهاند، مهمترین مدلهای ارتباطی عبارتند از:
مدل ارتباطی ارسطو:
باید گفت که "ارسطو[13]" سادهترین مدل ارتباطی را ارائه کرده است. براساس این مدل در هر ارتباطی به سهولت و به خوبی میتوان سه جزء مشخص و متمایز را از یکدیگر تشخیص داد. مدل ارتباطی ارسطو را میتوان به صورت زیر ترسیم کرد:
شکل (2) مدل ارتباطی ارسطو است
لاسول:
"هارولدلاسول"[14] در سال 1948 میلادی، مدل ارتباطی خود را که بر اساس مدل ارسطو استوار بود، ارائه کرد. وی علاوه بر سه عنصر مورد اشاره ارسطو بر ضرورت وجود دو عنصر دیگر به منظور برقراری ارتباط، تأکید کرد. وی دو عنصر دیگر را وسیله و تأثیر نامید. به طور خلاصه میتوان مدل ارتباطی این اندیشمند را به صورت زیر خلاصه کرد: چه کسی؟ چه میگوید؟ در چه کانالی؟ به چه کسی؟ با چه تأثیری؟
مدل ارتباطی شانون و ویوور:
کلودشانون و وارن ویوور[15] دو مهندس شرکت مخابرات آمریکا بودند که یک سال بعد از لاسول (1949) با الهام از انتقال صدا در خطوط تلفن، عامل دیگری را به مدل ارتباطی لاسول افزودند. آنها با توجه به اشکالاتی که در انتقال پیامهای ارسالی میان دو طرف خط تلفن روی میداد، اظهار کردند که این اختلال میتواند در ارتباطات انسانی نیز به وجود آید. به عبارت دیگر اختلال یا پارازیت میتواند در فراگرد انتقال پیام تأثیر داشته باشد. (شاهمحمدی، 1385: 11)
شکل (3) مدل ارتباطی شانون و ویوور را نشان می دهد
مدلهای ارتباطی، گونههای متفاوتی از ارتباط را بیان میکنند؛ 4 مدل متفاوتی که فرآیندهای ارتباطی را شرح میدهند و در طول چندین قرن مورد بررسی قرار گرفتهاند شامل این مدلها هستند:
1- ارتباط به معنای انتقال اطلاعات
2- ارتباط به عنوان تفهیم معنا
3- ارتباط برای کسب رضایت
4- ارتباط در ابعاد یک جامعه (Morreale , 2001:5)
اهداف برقراری ارتباط
مقصود ما از برقراری ارتباط، حداقل تأمین یکی از پنج مورد زیر است:
1) درک: اولین مشکل در ارتباط این است که پیام درست درک نشود. اگر دریافتکننده پیام منظور ما را درست درک کند و متوجه شود، به اولین مقصود خود در ارتباط دست یافتهایم. برای حصول اطمینان از درک درست منظور خود، در ارتباطات میان فردی از بازخورد کمک میگیریم و دوباره توضیح میدهیم تا مشکل حل شود. در ارتباطات گروهی کوچک، از راه بحث گروهی، ارائه مثال، تشبیه، بیان دوباره و خلاصه مطلب سعی میکنیم منظورمان را بفهمانیم. در ارتباطات سازمانی، از راه برگزاری جلسه، ارسال یادداشت و نامه کتبی، ارتباطات غیرکلامی و گردش اطلاعات، سعی میشود تا موضوع درست درک و فهمیده شود. در ارتباطات جمعی، چون بازخورد مستقیم وجود ندارد، برای اینکه میزان درک بالا رود سعی میشود تا از ارتباطگران (مجریان، بازیگران و...) دارای مهارت و توانایی ارتباطی بالا استفاده شود. همچنین با سازماندهی اخبار و اطلاعات و تفسیر و تعبیر آنها، سعی میشود که میزان درک افزایش یابد.
2) لذت و مسرت: یکی دیگر از هدفهای ما از برقراری و توسعه ارتباط با دیگران، ایجاد شرایط مناسبتر زیستن با هم و پایهگذاری زندگی خوشتر و بهتر در رابطه با دیگران است. بسیاری از روابط ساده و کوتاه ما در زندگی، مانند سلام و احوالپرسی، به همین منظور صورت میگیرد. شرکت در میهمانیها، عروسیها، عزاها و غیره در زمره این روابطاند. از طریق این گردهماییها و مجالستها، ما سعی میکنیم با دیگران پیوند بیشتری پیدا کرده و از زندگی خود لذت بیشتری ببریم.
درجهای که ما ارتباطات را لذتبخش میدانیم، کاملاً بستگی به احساسی دارد که ما از فرد مقابل خود داریم. اگر فرد مقابل را دوست داشته باشیم، ارتباط برای ما با معنی و لذتبخش خواهد بود و از طولانیشدن آن خسته نمیشویم. برعکس اگر فرد مقابل برای ما ناخوشایند باشد، میخواهیم هرچه سریعتر ارتباط را خاتمه داده و خود را خلاص کنیم. اگر به طور مکرر ارتباط با کسی را ناخوشایند یافتیم، به تدریج از دامنه ارتباطی ما با او کاسته خواهد شد و سعی در گریز یا درصورت اجبار کوتاه کردن ارتباط خود با او خواهیم کرد.
3) نفوذ در نگرشها: در بسیاری از وضعیتهای ارتباطی، آنچه برای ما خیلی اهمیت دارد، اثرگذاری بر مخاطب و نفوذ در نگرشهای اوست. ما علاقهمند هستیم که نگرش او را در مورد مسئله موردنظر دگرگون کرده و با آنچه خود میاندیشیم یکسان سازیم.
4) گسترش روابط: برای برقراری ارتباطات اثربخش، نیاز به فضای روانی مثبت و قابل اتکا و اعتماد وجود دارد. اگر فضای ارتباطی نامناسب باشد، حتی بهترین پیام با ماهرانهترین شیوه ارسال، نمیتواند موجب شکلگیری یک ارتباط مؤثر و اثربخش شود. برخی از دشواریهایی که در روابط انسانها پدید میآید و به شکست در برقراری ارتباط میانجامد، نتیجه سوءتفاهمهاست. عوامل زیادی مثل خستگی مفرط، عصبانیت، سراسیمگی یا اغتشاش روانی باعث بروز سوءتفاهم و شکست در ارتباط میشوند.
5- کنش یا عمل: یکی از اهداف ارتباط، برانگیختن مخاطب به عمل است. تمام پیامدهای ارتباطی که به آنها اشاره شد (درک، لذت و مسرت، تأثیر بر نگرشها و گسترش روابط)، درصورتی حایز اهمیت هستند که در زمان و مکان معین به کار گرفته شوند. لذا مواردی وجود دارند که «عمل»، عامل مهمی برای موفقیت و اثربخشی ارتباطات است. فروشندهای که با تعریف از جنس خود میخواهد نگرش شما را نسبت به جنس مثبت کند، درواقع قصدش این است که شما جنس را بخرید. در تبلیغات سیاسی نیز هدف نهایی تبلیغگر این است که شما در زمان مقرر، عمل مورد نظر او (مثل شرکت در انتخابات یا پیوستن به تظاهرات و...) را انجام دهید و هدف او به تغییر نگرش شما محدود نمیشود. (فرهنگی،46:1382)
ارتباطات به عنوان رفتار، آموختنی است
افراد با مهارت ارتباطی بالا از مادر زاییده نمیشوند، بلکه رفتار ارتباطی هم مانند دیگر رفتارهای اجتماعی، کاملاً آموختنی است. اما این کار (آموختن رفتار ارتباطی) چگونه صورت میگیرد؟ اگر در اطراف خود دقت کنیم افراد زیادی را با خصوصیات ارتباطی مختلف میبینیم. بعضیها کمحرف و بعضیها پرحرف هستند. بعضیها کسلکننده و خشک هستند اما بعضی دیگر بسیار گرم و صمیمی. روشهای ارتباطی این افراد با یکدیگر متفاوت است. اما چرا و چگونه این رفتارها شکل میگیرند؟ در این مورد سه نظریه وجود دارد:
1) نظریه شرطیشدن کلاسیک: بسیاری از واکنشهای انسانی، حالت شرطی به خود میگیرند. برای مثال شما میآموزید که درمقابل فردی که او را دوست دارید، واکنش عاطفی نشان دهید. بعد از مدتی حتی با شنیدن نام او (که فقط یک کلمه است و نه خود او)، در شما حالتی مثبت پدید میآید. زیرا تجربهای خوشایند همراه با آن اسم است و شما با به خاطر آوردن آن اسم، آن تجربه را در ذهن خود زنده میکنید.
2) نظریه یادگیری وسیلهای یا ابزاری: یادگیری ابزاری یا وسیلهای، بر پایه اصل «پشتیبانی» یا «تقویت» شکل میگیرد. مثلاً تحقیق روی کودکان شیرخوار نشان میدهد که ارائه پاداش (شیرمادر، نوازش یا لبخند) درمقابل سروصدا (آواهای کودکانه)، منجر به سروصدای بیشتر از جانب کودکان میشود ولی عدم ظاهر نمودن عکسالعمل، منجر به کمشدن سروصدای آنها پس از مدتی میشود. لذا عامل «تقویت» یا «پشتیبانی» بر رفتارهای ارتباطی اثر میگذارد، یعنی بعضی از رفتارها را جرح و تعدیل و بعضی دیگر از رفتارها را به کلی خاموش میکند. برای مثال، اشخاص سعی میکنند در وضعیتهای اجتماعی خاص، تا حدممکن مؤدب بوده و (حتی به قیمت زیر پا نهادن حقیقت) نسبت به دیگران با نزاکت رفتار کنند. حال اگر فردی متوجه شود که دیگران این نوع رفتار او را حمل بر تزلزل، ناتوانی و غیرقابل اعتماد بودن او میدانند، درصدد برمیآید که رفتار خود را تغییر دهد. لذا سعی میکند رُک بودن و صراحت را فدای مؤدب بودن نکند و به جای نشان دادن یک رفتار کنترلشده بر اساس احساسات درونی خود واکنش نشان دهد. حال اگر به این ترتیب دیگران او را فردی منطقی، دلسوز، صادق و صمیمی تلقی کنند، رفتار ارتباطی جدید او تقویت میشود. یعنی رفتار قبلی خاموش میشود و رفتار جدید جایگزین آن میشود. هریک از ما روزانه صدها واکنش از خود نشان میدهیم که برخی از آنها تقویتشده و تعدادی نیز در نقطه مقابل نهی میشوند. یک رفتار، این تضمین را میدهد که آن رفتار باز هم تکرار خواهد شد.
تقویت، به اشکال گوناگون مطرح میشود. لبخند، نوازش و صداهای ملایم از سوی بزرگترها، عوامل تقویتکننده برای آواهای کودکانه است. اما تقویت برای یک بزرگسال ممکن است لبخند، تماس چشمی، تمجید و ستایش، روی موافق نشان دادن، پول، دادن امتیاز، پذیرش اجتماعی یا ترفیع شغلی باشد. شنیده شدن توسط فرد یا افرادی که برای ما اهمیت دارند، خود عامل تقویتی بسیار قوی است. والدینی که بسیار گرفتارند و فرصت پرداختن و گوش دادن به فرزندان خود را ندارند و به اشتیاق فرزندان در این مورد پاسخ مثبت نمیدهند، عامل تقویت را سرکوب میکنند. آنان به تدریج تلاش فرزندان خود را دربرقراری ارتباط خنثی میسازند. چنین فرزندانی در بلندمدت اشتیاق به ارتباط در اکثر زمینهها را از دست داده و درونگرا یا ارتباطگریز میشوند.
درحقیقت اینکه ما به خوبی شنیده شویم یا مورد توجه قرار گیریم، بزرگترین تقویت است. این یک دشواری عمده است که اکثر ما شنوندگان خوبی نیستیم یا به سخنان دیگران توجه چندانی نداریم. سخن گفتن، به مراتب، بیشتر از شنیدن افراد را برمیانگیزد. بنابراین در گفتوگوهای
گروههای کوچک، آنانی که بیشتر سخن میگویند، رضایت بیشتری از خود نشان میدهند و آنهایی که مشارکت کمتری داشته و کمتر سخن میگویند، رضایت کمتری خواهند داشت.
رفتارها در حالات مختلف نتایج گوناگونی را به وجود میآورند. رفتارهایی که در برخی وضعیتها و حالات مناسب هستند، ممکن است در وضعیت و حالات دیگر نامناسب باشند. یک سیاستمدار حرفهای که با رقیب خود به مناظره نشسته است و در این مناظره از منطق قوی، پیامهای کلامی محکم و تهاجمی و پیامهای غیرکلامی شدید استفاده میکند و رقیب خود را در موضع انفعالی شدید قرار میدهد و بر او میتازد، شاید موردتوجه اطرافیانش قرار گیرد و به خاطر کارهایش تقویت شود، اما اگر همین شخص در یک نشست مربوط به حل تعارض چنین رفتارهایی رااز خود بروز دهد، نه تنها تقویت نمیشود، بلکه مورد شماتت اطرافیان قرار میگیرد و او را به طرف خاموشی سوق میدهند. در وضعیت جدید او میباید، روح همکاری را به گروه القاء کند و از هر چیز که موجب عدم همکاری و تفرقه میشود، بپرهیزد. مناظره و مباحثه کردن و نیز مشکلگشایی و حل تعارض هر دو نیازمند مهارتهای ارتباطی هستند، اما هرکدام از آنها به نوع متفاوتی از رفتار نیاز دارند.
تا حد زیادی، تمام یادگیری اجتماعی ما، به تشخیص وضعیت و واکنش صحیح ما دربرابر آن وضعیت وابسته است.
3- یادگیری اجتماعی: نظریه یادگیری اجتماعی بر این نکته تأکید دارد که لزوما نباید رفتارها تقویت شوند تا ما آنها را تکرار کنیم، بلکه ما میتوانیم بسیاری از رفتارها را به سادگی و فقط با مشاهده آنها از دیگران فرا بگیریم. لذا در این نظریه، نقش مشاهده و اثر دیگران بسیار زیاد است.
براساس نظریه یادگیری اجتماعی، بسیاری از روشهای ارتباطی ما، زمانی که بسیار خردسال بودهایم شکل گرفته است. این شکلگیری از طریق الگوبرداری یا تقلید صورت میگیرد. عموماً اولین و بهترین الگوی ما والدین هستند. خواهران و برادران، بستگان، دوستان، همسایگان و معلمان بهترین منابع تقلیدند. خواندن و شنیدن داستانها، دیدن فیلمها، تماشای برنامههای تلویزیونی نیز جزئی از منابع تقلید هستند. ما شیوه انتقال خشم خود به دیگران رااغلب از والدین خود آموختهایم. برای مثال، شیوه لباس پوشیدن و سخن گفتن دانشجویان در محوطه دانشگاه، به میزان زیادی از سایر دانشجویان تقلید شده است. در دنیای کار و حرفه، بیشتر کارکنان الگوی خود را از رئیس خویش میگیرند. معمولاً ما الگوی خود را از کسانی دریافت میکنیم که احساس میکنیم مقتدرند و در زندگی ما نقش برجستهای ایفا میکنند.
رسانههای گروهی به میزان قابلتوجهی الگو ارائه میدهند. علاوه بر رسانههای گروهی، گروههای مرجع مثل هنرمندان، ورزشکاران، سیاستمداران، شخصیتهای تلویزیونی و سینمایی نیز در ارائه الگو نقش عمدهای را بر عهده دارند.
| دسته بندی | برنامه ریزی شهری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 190 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 159 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده...................................................................................................
فصل اول-کلیات
مقدمه.................................................................................................. 2
بیان مسئله....................................................................................... 4
اهمیت و ضرورت تحقیق................................................................... 5
اهداف تحقیق.................................................................................... 6
فرضیه های تحقیق............................................................................ 6
سؤالات تحقیق.................................................................................... 7
متغیرهای پژوهش.............................................................................. 7
مفاهیم و اصطلاحات ....................................................................... 7
فصل دوم- پیشینه تحقیق
مقدمه................................................................................................. 10
بخش اول-انیمیشن در جهان......................................................... 12
تاریخچه انیمیشن........................................................................... 15
انیمیشن کامل................................................................................. 19
تاریخچه انیمیشن چک واسلواکیا.............................................. 20
تاریخچه انیمیشن در استونیا.................................................. 21
تاریخچه انیمیشن در فرانسه..................................................... 21
تاریخچه انیمیشن ایتالیا......................................................... 22
انیمیشن در ایالات متحده آمریکا............................................ 22
انیمیشن درتلویزیون ایران....................................................... 25
اولین تیزر انیمیشن در تلویزیون.......................................... 26
کم شدن تأثیر تبلیغات................................................................ 28
تعریف انیمیشن............................................................................... 32
ویژگی های کلی انیمیشن ........................................................... 33
قالب های مختلف ساخت فیلم انیمیشن..................................... 33
انیمیشن روی طلق........................................................................... 34
انیمیشن روی کاغذ .................................................................... 34
انیمیشن بدون دوربین.................................................................. 34
کات لوت............................................................................................ 35
انیمیشن سه بعدی........................................................................... 35
انیمیشن با عکس............................................................................. 36
پیکسیلین........................................................................................ 36
پین اسکرین...................................................................................... 36
انیمیشن زیر دوربین.................................................................... 37
روتوسکپی.......................................................................................... 37
داینامیشن ...................................................................................... 37
دیاگرام انیمیشن........................................................................... 38
مراحل ساخت فیلم انیمیشن......................................................... 38
مخاطبان............................................................................................ 44
ماهیت مخاطب................................................................................... 46
الگوی تاثیرات مستقیم و مخاطب منفعل................................. 46
الگوی تاثیرات محدود و مخاطب فعال..................................... 48
رفتار................................................................................................. 57
تأثیر برنامه های تلویزیونی بر اذهان............................... 58
الگوی انتشار از طریق وسایل ارتباط جمعی........................ 59
طبقه بندی مخاطبان...................................................................... 60
نخستین پذیرندگان معتبر........................................................... 61
اکثریت زود پذیر- دوراندیش..................................................... 61
اکثریت کندپذیر-شکاک.................................................................. 61
دیرپذیران سنتی............................................................................. 61
جاذبه های تکنیک یک برنامه تلویزیونی............................... 62
ویژگی های ارتباط نوین............................................................. 65
موضوع برنامه................................................................................. 66
هدف برنامه..................................................................................... 66
قالب برنامه................................................................................... 67
وسایل ارتباط جمعی...................................................................... 67
کودک و وسایل ارتباط جمعی .................................................... 69
آموزش غیر تجریدی ...................................................................... 69
آموزش سه بعدی............................................................................... 70
دلایل تماشای تلویزیون............................................................... 71
تأثیر محتوی برنامه بر مخاطبان ......................................... 72
قدرت اثربخشی تلویزیون بر کودکان....................................... 73
تأثیر تلویزیون برکودکان......................................................... 75
اثرات مثبت و منفی تلویزیون.................................................. 75
خیال و واقعیت ............................................................................. 76
نیازها و علایق بیننده............................................................... 78
ضرورت توجه به تولید برنامه انیمیشن................................. 78
طرح و ایده فیلمنامه ............................................................... 79
ساختار گرافیکی و بصری............................................................. 81
کیفیت فنی و اجرایی.................................................................... 82
تدوین و صداگذاری........................................................................ 84
چهارچوب نظری................................................................................. 85
نظریه شناخت اجتماعی.................................................................. 85
نظریه تأثیر................................................................................... 86
نظریه پرورش................................................................................... 86
نظریه پذیرش................................................................................... 87
مدل ها و متغیرهای ارتباطی.................................................... 87
بخش دوم- تاریخچه شهرداری تهران......................................... 89
سیمای اولیه ی تهران.................................................................. 91
هدف از تاسیس بلدیه .................................................................. 94
انجمن بلدیه ................................................................................. 95
نظامنامه ی بلدیه........................................................................ 97
اولین بلدیه چی .......................................................................... 99
تولد جدید بلدیه.......................................................................... 99
شهرداری ، بعد از جنگ جهانی دوم ...................................... 103
شهردار گل دوست ....................................................................... 104
شهرداران جنجالی ....................................................................... 104
دوره ای جدید در مدیریت شهری ............................................. 106
خدمات شهروندی.............................................................................. 109
جمع بندی......................................................................................... 109
تحقیقات انجام شده در داخل ایران...................................... 110
تحقیقات انجام شده در خارج از ایران................................ 111
فصل سوم-روش تحقیق
مقدمه........................................... 113
روش تحقیق...................................................................................... 113
جامعه آماری..................................... 113
حجم نمونه....................................... 114
روش نمونه گیری.................................. 115
ابزار گردآوری اطلاعات............................ 115
روش اجرای آزمون................................. 115
روایی........................................... 115
روش تجزیه و تحلیل داده ها....................... 116
فصل چهارم- تحلیل داده ها
مقدمه............................................................................................... 118
الف-آمار توصیفی......................................................................... 119
ب- آمار استنباطی....................................................................... 135
فصل پنجم-بحث ونتیجه گیری
بحث و نتیجه گیری................................ 141
یافته ها........................................ 141
پیشنهادات....................................... 143
محدودیت ها...................................... 144
منابع........................................... 145
فهرست جداول و نمودارها
جدول 4-1: توزیع فراوانی سن زنان پاسخگو در جامعه آماری مورد بررسی 119
جدول 4-2: توزیع فراوانی سن مردان در جامعه آماری مورد بررسی 120
جدول 4-3: توزیع فراوانی میزان تحصیلات زنان پاسخگو در جامعهآماری مورد بررسی 121
جدول 4-4: توزیع فراوانی میزان تحصیلات مردان در جامعه آماری مورد بررسی 122
جدول4-5: توزیع فراوانی«میزان علاقه به تماشای تلویزیون 123
جدول6-4: توزیع فراوانی«میزان علاقه به تماشای تبلیغات 124
جدول7-4: توزیع فراوانی«میزان پخش برنامه های تبلیغاتی 125
جدول8-4: توزیع فراوانی«میزان علاقه به تبلیغات انیمیشن 126
جدول 9-4: توزیع فراوانی«میزان گفتگوی شخصیت انیمیشن 127
جدول 10-4: توزیع فراوانی«میزان لحن گفتگو....... 128
جدول11-4: توزیع فراوانی«میزان علاقه کودکان به تبلیغات انیمیشن 129
جدول12-4: توزیع فراوانی«میزان تأثیر آموزش های شخصیت انیمیشن 130
جدول13-4: توزیع فراوانی«میزان برتری تبلیغات انیمیشن به رئال 131
جدول14-4: توزیع فراوانی«میزان لحن طنز شخصیت انیمشن 132
جدول15-4: توزیع فراوانی«میزان موفقیت شهرداری در تبلیغات 133
جدول16-4: توزیع فراوانی«میزان گسترش تبلیغات انیمیشن 134
جدول 17-4 : بررسی رابطه بین سن مخاطبان و تأثیر تبلیغات انیمیشن 135
جدول 18-4: بررسی رابطه بین متغیر تحصیلات و تأثیر تبلیغات انیمیشن 136
جدول19-4 : بررسی رابطه متغیر جنس و تأثیر تبلیغات انیمیشن 137
جدول20-4 : بررسی رابطه متغیر نوع گفتگو و تأثیر تبلیغات انیمیشن 138
جدول21-4 : بررسی رابطه متغیر محتوا و تأثیر تبلیغات انیمیشن 139
نمودار 4-1: توزیع فراوانی سن زنان پاسخگو در جامعه آماری مورد بررسی 119
نمودار 4-2: توزیع فراوانی سن مردان در جامعه آماری مورد بررسی 120
نمودار 4-3: توزیع فراوانی میزان تحصیلات زنان پاسخگو در جامعهآماری مورد بررسی............................................ 121
نمودار 4-4: توزیع فراوانی میزان تحصیلات مردان در جامعه آماری مورد بررسی 122
|
فصل اول کلیات |
مقدمه
وسایل ارتباط جمعی با اهمیت ترین و در عین حال انتقاد آمیزترین جنبه جامعه مدرن به شمار
می آید در این میان نقش رسانه های تصویری٬ به ویژه تلویزیون نسبت به سایر رسانه ها برجسته تر است و در مقایسه با سایر رسانه ها از مطلوبیت بیشتری نیز برخوردار است. این امر به ویژه بیشتر آنجا تحقیق می یابد که کودکان به عنوان متقاضیان جدی برنامه های تلویزیون مطرح می باشد. یکی از مهمترین کارکرد رسانه ها٬ کمک به فرآیند فرهنگ پذیری است. فرهنگ پذیری یعنی فرآیند انتقال
ارزش ها٬ هنجار ها٬ عقاید ها٫باورها٬معیار ها و الگو های رفتاری . رسانه ها اولین مرکز انتقال مفاهیم فرهنگی به کودکانند. که رسانه های تصویری به ویژه تلویزیون در این امر گوی سبقت را می ربایند و اگر این روند در تماشای تلویزیون ادامه می یابد و به طور متوسط کودکی که امروز متولد می شود تا سن هجده سالگی وقت خود را بیش از هر فعالیت دیگر٬ صرف تماشای تلویزیون خواهد کرد.رسانه های گروهی به عنوان وسایل ارتباط جمعی،در شکل دهی و آموزش دادن رفتار های گوناگون نقش مهمی به عهده دارند و نقش رسانه ها در شکل دهی رفتار اجتماعی در انسان اهمیت به سزایی دارد. امروزه تلویزیون به عنوان عنصر برتر خانواده ارتباطات جمعی می تواند بدون هیچ مانعی وارد خانه و جمع کسانی که از آن استفاده می کنند،بشود و بینندگان آن با اشتیاق تمام با روشن کردن دستگاه گیرنده شان پذیرای پیام های تلویزیون هستند(اسدی، 1385: 95).
اهمیت خاص وسایل ارتباط جمعی در دنیایی که هر روز بیش از پیش به گسترش این وسایل
می انجامد و در نهایت موجبات بسط نفوذ و تأثیر آنان را فراهم می آورد. و دیگر اینکه در دنیای امروز وسایل ارتباط جمعی روزنامه-رادیو-تلویزیون وسینما در راه پیشرفت و تمدن بشری نقش به سزایی را به عهده دارند0
عصر ارتباطات نام کنونی زندگی انسان های امروزی است0 در این دوره جمعیت به طور انبوه و متمرکز در شهرهای بزرگ طبق شرایط خاص متمدن صنعتی وضعیت زندگی جمعی خود را شکل
می دهد. تمامی تحولات و دگرگونی ها در مبانی فرهنگ جوامع روز به روز نیاز انسان را به آگاهی از تمام حوادث و وقایع جاری جهانی بیشتر می کند. به همین خاطر پیشرفت وسایل ارتباط جمعی و توسعه در تمامی ابعاد لازم و ملزوم شده اند. در جوامع کنونی انسان ها تلاش دارند تا همواره در جریان اتفاقات مسائل اجتماعی آن هم در سطح جهانی قرار بگیرند تا بتوانند نقش خود را به خوبی ایفا کنند. امروز وضع با گذشته خیلی متفاوت است به طوری که آگاهی اجتماعی از مهم ترین ویژگی های زمان معاصر به شمار میرود.
از روزی که رسانه های ارتباطی به وجود آمده اند تا کنون همواره نخبگان سیاسی و فرهنگی از تاثیرات این رسانه بیم داشتند. رسانه ها امکانات جدیدی را برای بشر به وجود آورده بودند و این پدیده جدید باعث می شد تا بسیاری از مناسبات سیاسی و فرهنگی که ریشه در گذشته های بسیار دور داشت دگرگون شود(پستمن،2005: 241).
از اختراع دستگاه چاپ که باعث چاپ تیراژهای متعدد کتب و روزنامه ها شد تا اختراع رادیو و تلویزیون که صدا و سپس تصویر را به خانه های مردم برد و بعد از آن رسانه های نوینی مانند ماهواره و اینترنت که باعث تعامل بیشتر مخاطبان و تولیدکندگان و همچنین دسترسی و حق انتخاب بیشتر شد این سوال فرا روی علاقه مندان به حوزه رسانه، ارتباطات، فرهنگ، نظم و اخلاق بوده است که این تکنولوژی ها چه تاثیراتی را بر بشر و بر جامعه می گذارند؟ و این تاثیرات تا چه اندازه است و چگونه است؟
از طرفی رسانه های جدید به علت تکثری که داشتند و همچنین دسترسی افراد بیشتری برای تولید پیام می توانستند تک صدایی را در جوامع بشکنند و افراد را با نظرات و نگاههای دیگر آشنا کنند و همچنین می توانستند مردم را با بسیاری از اخباری که تا بیش از آن در دست عموم مردم قرار نمی گرفت آشنا کنند و از طرف دیگر آنها می توانستند در دست سرمایه داران و گروههای صاحب نفوذ بیافتد و آنها از رسانه ها برای اقناع افکارعمومی در جهت منافع خود بهره گیری کنند. با توجه به اهمیت ارتباطات و نقش تأثیرگذار آن پایان نامه حاضر با هدف بررسی تأثیر تبلیغات تلویزیونی انیمیشن شهرداری تهران بر مخاطبان به این مهم می پردازد، چرا که شهرداری هر شهری یکی از پرقدرت ترین سازمان ها و ارگان آن شهر است که وظیه آبادانی و بهبود امور جامعه را بر عهده دارد. شهرداری تهران با قدمتی دیرینه در کنار وسعت گرفتن شهر تهران و افزایش زندگی شهرنشینی وظیفه خطیری بر عهده دارد، وظیفه آبادانی شهر، نظافت و رعایت کلیه قوانین لازم برای آسایش کلیه شهروندان،به گونه ایی که می توان وظیفه شهرداری را از وظیفه نیروی انتظامی مهمتر دانست، اگر هر کوچه ایی هر شب و روز به کنترل انتظامی احتیاج نداشته باشد، درعوض تمامی کوچه ها و خیابان های شهر در هر لحظه از شبانه روز به پاکیزگی و رعایت قانون شهروندی نیازمند است.
بیان مسئله
بدون شک در دنیای ارتباطات، رسانه و تلویزیون به عنوان یکی از بزرگترین و پرمخاطب ترین وسایل ارتباطی، کمک بزرگی به فرآیند فرهنگ پذیری جامعه و آموزش رفتارهای گوناگون
می نماید.وسایل ارتباط جمعی در انتقال پیام و تأثیرگذاری بر مخاطبان نقش به سزایی دارد. از تبلیغات نوینی که از رسانه پرمخاطب تلویزیون پخش می گردد، انیمیشن هایی است که در اشکال گوناگون پخش می گردد. سازمان ها برای پیام رسانی از این ابزار پرقدرت سود می جویند، چرا که نظرات متنوع را به بیشترین تعداد مخاطب ارائه می دهد. تحقیقات گوناگون نشان داده است، تأثیری که تبلیغ انیمیشن بر مخاطب دارد بیش از سایر تبلیغات می باشد.تبلیغات انیمیشن در عین ساده بودن و دارا بودن حالت طنز و فکاهی، در قالبی سرگرم کننده می تواند حامل پیام های زیادی باشد. امروزه حتی از انیمیشن در ساخت فیلمهای بلند استفاده می نمایند، و این به دلیل همان اثرگذاری سریع و مثبت آن می باشد. شهرداری تهران به دلیل حساسیت شغلی خود به منظور ایجاد شهری منضبط و قانونمند و برخوردار از امکانات بهداشتی و رفاهی،از تبلیغات انیمیشن در قالب پیام های کوتاه و داستانی و در عین حال سرگرم کننده استفاده کرده و قوانین لازم برای داشتن یک شهر سالم و شهروند ایده آل را، به مخاطبان ارائه
می دهد، از جمله پاکیزه نگه داشتن شهر، دستورات و مقرات راهنمایی و رانندگی و غیره. به عقیده روان شناسان و جامعه شناسان زمانی می توان قوانین را رعایت کرد و به آن احترام گذاشت که در آن فرهنگ سازی صورت گرفته باشد و در طولانی مدت نهادینه شود. شهرداری تهران اکنون مدتی است که با پخش تبلیغات انیمیشن سعی در بهبود مشکلات شهروندی داشته و دارد، و لذا این سؤال مطرح است: آیا تبلیغات انیمیشن شهرداری تأثیر مثبت و مؤثر بر مخاطبان دارد یا خیر؟ و عملکردهای رفتاری مردم از این تبلیغات چگونه است؟
اهمیت و ضرورت تحقیق
ارتباط انسان ها منشا فرهنگ و عاملی در راه ارتقای انسانی و فقدان به معنای سکون نسبی در حیات انسانی است. وسایل ارتباط جمعی و خصوصا تلویزیون به عنوان یکی از وسایل ارتباط دهنده نقش عظیمی را در انتقال ارزش ها، هنجار ها و مجموعه فرهنگ جامعه ایفا می کند.
امروزه مسئله ارتباطات جمعی و تلویزیون در سطح جهانی مطرح بوده به گونه ای که یک پیام ساده امواجی از تاثیر را در سطح جهان چه در زمینه آموزش نیروی انسانی و چه در زمینه سیاست، اقتصاد و.... ایجاد می نماید. تلویزیون به لحاظ آن که تکنولوژی صداو تصویر را به همراه خود دارد و می تواند تا دورترین مناطق جهان و برای هر قشری از جامعه مورد استفاده قرار می گیرد، مهم می باشد. به عبارت دیگر برنامه های تلویزیونی با بکارگیری از آخرین علوم و تکنولوژی هم می تواند اشاعه دهنده کجروی و بزهکاری اجتماعی باشد و هم می تواند تهمیداتی را برای رشد و تعالی انسان فراهم آورد و زمینه آگاهی از جهان گردد و بدین ترتیب پژوهش در تاثیر تلویزیونی امر کاملاً بدیهی و محسوس
می باشد.اهمیت خاص وسایل ارتباط جمعی در دنیایی که هر روز بیش از پیش به گسترش این وسایل می انجامد و در نهایت موجبات بسط نفوذ و تأثیر آنان را فراهم می آورد. و دیگر اینکه در دنیای امروز وسایل ارتباط جمعی روزنامه-رادیو-تلویزیون وسینما در راه پیشرفت و تمدن بشری نقش به سزایی را به عهده دارند0
اهداف تحقیق:
هدف اصلی: بررسی تأثیر تبلیغات انیمیشن شهرداری بر عملکرد مخاطبان، است.
اهداف فرعی: -بررسی نحوه تأثیر گذاری تبلیغات انیمیشن برمخاطبان.
- بررسی چگونگی تغییر رفتار مخاطبان متأثر از ارائه تبلیغات انیمیشن.
فرضیه های تحقیق:
1-بین سن مخاطبان و آموزش مردم رابطه وجود دارد..
2-بین تحصیلات مخاطبان و آموزش مردم رابطه وجود دارد
3- به نظر می رسد بین عامل جنسیت آموزش مردم رابطه وجود دارد.
4- بین نوع گفتگوها در انیمیشن و آموزش مردم رابطه وجود دارد.
5- بین محتوای تبلیغات و آموزش مردم رابطه وجود دارد.
سؤالات تحقیق
1-آیا بین سن مخاطبان و آموزش مردم رابطه وجود دارد..
2- آیا بین تحصیلات مخاطبان و آموزش مردم رابطه وجود دارد
3- آیا بین عامل جنسیت آموزش مردم رابطه وجود دارد.
4- آیا بین نوع گفتگوها در انیمیشن و آموزش مردم رابطه وجود دارد.
5- آیا بین محتوای تبلیغات و آموزش مردم رابطه وجود دارد.
متغیرهای پژوهش
متغیر مستقل: تبلیغات انیمیشن تلویزیون
متغیر وابسته: رفتار مخاطبان
مفاهیم و اصطلاحات
مفاهیم نظری
تأثیر: نوعی فراگیری انسان است که با درجه تندی و کندی صورت می گیرد. در واقع می توان گفت انسان ها از چند چیز تأثیر می پذیرند. فرهنگ و آداب و رسوم، وسایل ارتباط جمعی، کانون ها، مؤسسات و محیط خانواده(بیگلو،1380: 94).
انیمیشن: انیمیشن یا نقاشی متحرک که پیش از سینما به شکل عام مانند: پاناکی اسکوپ و زوتروپ و پراکسینوسکوپ بوده است. در ساخت انیمیشن اعضای بدن حرکت بدن، مانند دستان، گردن، چشم ها و لب ها روی یک کاغذ کشیده و رنگ آمیزی می شود. با این اشکال روی هم قرار گرفتن بخش های متحرک بر روی ورقه ثابت تصویری کامل از سوژه یا شخصیت مورد نظر به دست می آید.
رفتار: عبارت است از فعالیت هایی که از یک موجود زنده سر می زند مانند راه رفتن، مطالعه کردن. همچنین روان شناسان د رتعریف رفتار به یک سری خصوصیات قابل مشاهده و فعالیت های کلی که از یک موجود زنده سر می زند، اشاره می کنند(دواچی و طبایی،1381: 30).
تلویزیون: ابزاری است که امکان دسترسی عموم آحاد جامعه را به آموزش های عمومی و فنی و حرفه ای و ترویجی و آموزش های عالی فراهم می کند و کیفیت آموزشی را بهتر می سازد و این
می تواند تنوع روزافزون نیازهای جامعه را در تمامی عرصه ها از فرهنگ عمومی گرفته تا دانش جدید بیش از پیش افزایش دهد(نبرگ و ناراویز،1378: 107).
تعریف عملی: تلویزیون: یک رسانه گروهی است و دستگاهی است که دارای نور و صدا و تصویر است و دارای برنامه های مختلفی می باشد و احتیاج به نیروی الکتریسیته دارد و دستگاهی برای انتقال تصویر از دور و منعکس ساختن صورت اشیا و اشخاص به مسافتهای دور می باشد.
مقدمه
به طور کلی این بخش شامل موارد ذیل می شود:
بخش اول انیمیشن در جهان شامل :
تاریخچه انیمیشن، انیمیشن کامل ، تاریخچه انیمیشن چک واسلواکیا انیمیشن تاریخچه انیمیشن در استونیا، انیمیشن در فرانسه، تاریخچه انیمیشن در ایتالیا، انیمیشن در ایالات متحده آمریکا ، انیمیشن در تلویزیون ایران ، اولین تیزر انیمیشن در تلویزیون ، کم شدن تاثیر تبلیغات ، تعریف انیمیشن ، ویژگی های کلی انیمیشن ، قالب های مختلف ساخت فیلم انیمیشن، انیمیشن روی طلق، انیمیشن روی کاغذ، انیمیشن بدون دوربین ، کات لوت، انیمیشن سه بعدی، انیمیشن با عکس، پیکسیلین، پین اسکرین ، انیمیشن زیر دوربین، روتوسکپی، داینامیشن، دیاگرام انیمیشن، مراحل ساخت فیلم انیمیشن
مخاطبان و الگوها شامل:
ماهیت مخاطب، الگوی تاثیرات مستقیم و مخاطب منفعال، الگوی تاثیرات محدود و مخاطب فعال، رفتار، تاثیر برنامه های تلویزیونی بر اذهان، الگوی انتشار از طریق وسایل ارتباط جمعی، طبقه بندی مخاطبان، نخستین پذیرندگان معتبر، اکثیریت زود پذیر- دوراندیش، اکثریت کند پذیر – شکاک، دیر پذیران سنتی، جاذبه های تکنیک یک برنامه تلویزیونی- ویژگی های ارتباط نوین ، موضوع برنامه، هدف برنامه، قالب برنامه، وسایل ارتباط جمعی ، کودک و وسایل ارتباط جمعی، آموزش غیر تجریدی، آموزش سه بعدی، دلایل تماشای تلویزیون، تاثیر محتوی برنامه بر مخاطبان، قدرت اثر بخشی تلویزیون ، تاثیر تلویزیون بر کودکان، اثرات مثبت و منفی تلویزیون، خیال و واقعیت ، نیازها و علایق بیننده ، ضرورت توجه به تولید برنامه انیمیشن
مراحل تولید انیمیشن شامل:
طرح و ایده فیلمنامه، ساختار گرافیکی و بصری، کیفیت فنی و اجرایی، تدوین و صدا گذاری
چارچوب نظری شامل :
نظریه شناخت اجتماعی، نظریه تاثیر، نظریه پرورش، نظریه پذیرش ، مدل های و متغیر های ارتباطی
تاریخچه شهرداری تهران شامل:
سیمای اولیه ی تهران، هدف از تاسیس بلدیه ، اولین بلدیه چی ، تولد جدید بلدیه، شهرداری، بعد از جنگ جهانی دوم، شهردار گل دوست ، شهرداران جنجالی، دوره ای جدید در
مدیریت شهری، خدمات شهروندی
جمع بندی شامل :
تحقیقات داخل ایران، تحقیقات انجام شده خارج از ایران
بخش اول-انیمیشن در جهان
سال 1982 به دلیل اختراع دستگاه پراکسینکوپ که در آن زمان جنبه سرگرمی داشت، توسط «امیل ری نو[1]» سال ثبت شده انیمیشن به شمار می آید. بعد از آن در سال 1898 ابداع «سوپرایمپوز» توسط «جیمز استوارت بلکتون»[2] و «آلبرت اسمیت»[3] گامی دیگر بود که آنها در جهت تولید، تلفیق فیلم زنده و انیمیشن از آن استفاده کردند و سرانجام «امیل کول[4]» با اولین فیلمی که تمامی آن را به شیوه انیمیشن ساخته بود با نام«فانتزمگری[5]» در پاریس به نمایش درآورد و دنیا را با نام انیمیشن آشنا ساخت. حدود یک قرن از پیدایش اولین فیلمهای انیمیشن می گذرد ولی این سال ها، اینماتورهای کشورهای مختلف جهت بهبود، پیشرفت و تکامل این هنر تلاش کرده اند و هر یک با تأکید بر تجربیات کسب شده توسط دیگر هنرمندان راه را برای تحول انیمیشن هموار ساختند.
نام انیمیشن در دنیا با نام «ونیزور مک کن»[6] خالق شخصیت دوست داشتنی«گوفی دایناسور» در سال 1914 همراه است. وی قبل از خلق این شخصیت داستان «کمیک استریپ» و «نیمری کوچک» را در سال 1911 به نمایش درآورد. چند سال پیشتر از وی«استوارت بلکتون در آمریکا(1906) و امیل کول در فرانسه(1908) دست به تجربیات ارزشمندی در این وادی زده بودند. در آغاز تکنیک ابتدایی مورد استفاده تنها نقاشی بر روی کاغذ برای تولید فیلم های انیمیشن بود و این روش مستلزم کار طاقت فرسای تکرار طراحی تمامی عناصر وکولمل در کادر، از جمله پس زمینه بر روی هر کاغذ به علاوه تغییر جزیی حرکت شخصیت مورد نظر می شد. این تکنیک برای تولید انبوه، انیماتورها را دچار مشکل می ساخت تا اینکه به فکر استفاده از ورقه های شفاف که بعدها به نام تلق شناخته شده، افتادند. این روش انقلابی بزرگ در فرآیند انیمیشن به شمار می آید و منجر به ساخت فیلم های موفق بی شماری در این زمینه گشته است.
پیدایش انیمیشن با بهره وری از تجربیات بدست آمده در زمینه های فنی گوناگون در امریکا به تحقق پیوست. نکته قابل توجه آنکه در سال های اخیر قرن پیش و نیز اوایل قرن حاضر با تلاش هنرمندان بسیاری از تکنیکها و تمهیداتی که امروزه از آن ها به صورت گوناگون و مطابق با پیشرفت تکنولوژی درتولید فیلم ها استفاده می شود، شکل گرفتند. از پیشگامان شکل گیری تکنیک و جلوه های تصویری در انیمیشن می توان «استوارت بلکتون» و «امیل کول» بنیان گذار انیمیشن در فرانسه را نام برد. «اتومسمر» خالق شخصیت(فیلیکس گربه) در 1919 بیش از صد فیلم کوتاه انیمیشن که از کیفیت بالایی برخوردار بودند، ساخت. از جمله کارهای او اولین سری انیمیشن چارلی چاپلین محصول شرکت «پیت سالیوان و مسمر»[7] در اواخر سال های 1910 است. در خلال همین تجربه وی حس زمان بندی و چگونگی بیان شخصیت را از طریق حرکات آموخت. از جمله ابتکارات او ظاهر شدن وسیله ای در کادر و استفاده از آن به جای قلاب ماهیگیری توسط فیلیکس(سری فیلم های کوتاه گربه فیلکس) مملو از شوخی های بصری بود. در همان زمان «مکس فلیشر» شخصیت کوکوی دلقک را در سری فیلم های تحت عنوان(از درون وات) طراحی کرد. ویژگی اسن فیلم ها تلفیق انیمیشن با فیلم زنده بود. وی به کمک برادرش «دی و[8]» و دستگاه روتسکوپ[9] را که قادر به طراحی کادر فیلم زنده بود، ساخت و آن را در سریال مذکور به خدمت گرفت. در سال 1920 «والت الیاس دیسنی»[10] وارد عرصه انیمیشن شد و به سال 1928 شخصیت میکی موس را خلق کرد. در سال 1932 به خاطر فیلم«گلها و درختان» اولین جایزه شرکت خود را دریافت کرد. وی اولین کسی است که فیلم بلند انیمیشن به نام
«سفیدبرفی و هفت کوتوله» را در سال 1937 تولید کرد و در خلال سال های دهه 30، تقریباً تمامی جوایز انیمیشن را از آن خود کرد. والت دیسنی با 32 اسکار در زمینه های مختلف انیمیشن رکورد دار اخذ اسکار در دنیای سینما شد.
انیمیشن را در اصطلاح «توهم زندگی»[11] نیز می نامند. در سال 1978 «جان هالاس» درخواست ثبت تعریفی تازهتر با تأیید نظر(انجمن بین المللی فیلم انیمیشن) نمود. کار مشکلی بود چراکه ارائه یک تعریف فنی بدون اینکه بخواهد محدود به یک تکنولوژی خاصی باشد، سخت به نظر می رسید.
جان هالاس معتقداست: انیمیشن الزاماً فیلم، دوربین، فریم، پروژکشن، پرده ها، تیرک های لیزری، کامپیوتر یا حتی نقاشی ها را دربرنمی گیرد، بلکه می تواند همه اینها یا هر تکنولوژی از آینده را نمایانگر باشد. انیمیشن یعنی «خلق و آفرینش، ثبت نمودن و بازیابی فازهای حرکت مجزا و مستقل در کنار هم»
جین دیچ در کتاب خود«چگونه انیمیشن بسازیم» حکایت از انیمیشن فریم به فریم دارد. از طرفی، انیمیشن رئال تایم[12] یعنی «خیمه شب بازی زنده»یعنی عروسک گردانی توسط عروسک گردانها است که می توانیم آنان را انیماتورها نیز بنامیم. اما کاملاً روشن است که این تعریف قابل توجیه برای جشنواره های فیلم انیمیشن نیست. درست است که این نوع، در وقت و پول صرفه جویی می کند اما هرگز از وقت، وضوح، اغراق و تکنیک انیمیشن فریم به فریم برخوردار نیست.
واژه انیمیشن مشتق شده است از واژه لاتین انیما[13] یعنی «نفس زندگی» و بهتر است برای انیمیشن مورد نظرمان واژه «انیمیشن سینماتیک» را بکار ببریم. انیمیشن سینماتیک یعنی: ثبت فازهای مجزا و تک تک که به طوری به تصویر کشیده می شوند که توهم و خیال حرکت را در قالب اجسام بیجان در قوه باصره آدمی ایجاد می کند.
ترکیب انیمیشن با موسیقی، هنری است که در بعد زمان شکل می گیرد. وقتی که کلید «مکث» را فشار دهید، سی دی شما دیگر نمی خواند و موسیقی قطع می شود؛ در انیمیشن می بایست حرکتی در بعد زمان متوقف نشود چراکه برای حرکت بخشیدن، انیمیشن ساخته می شود و به همین دلیل زمان نقش به سزایی بازی می کند(دیچ، 2003: 325).
تاریخچه انیمیشن
ابتدایی ترین شکل انیمیشن
اولین نمونه هایی که از طریق آنها حرکت و تصویر با هم تلفیق شد، به نقاشی های عهد پادینه سنگی بازمی گردد، روی دیواره غارها حیوانات با چندین پا به ترسیم درآمده بود و در موقعیت های مختلفی مثل روی هم قرارگرفتن و افزوده شدن به یکدیگر قرار داشتند و به طور واضح با اندکی دقت می توان دریافت که در تمام نقاشی های دوره مذکور به نوعی تحرک احساس می شد.
خیمه شب بازی سایه ها (نمایش عروسکی سایه ها) نیز از اجداد هنر انیمیشن به حساب می آیند. به عنوان مثال می توان از نمایش عروسکی سایه ای یک انیمیشن اندونزیایی به نام وایانگ[14] حدود 900 سال بعد از میلاد نام برد.
در قرون هفدهم تا نوزدهم ابزار ساده کار انیمیشن خیلی قبل از پروژکتورهای فیلم اختراع شدند .[15]:
ـ توماتروپ[16] اسبابی که در دوره «ویکتوریا» مورد استفاده قرار می گرفت که تشکیل شده بود از یک دیسک با یک عکس در هر طرفش و به دوتکه سیم وصل می شد. وقتی که سیم ها یا ریسمانها به سرعت بین انگشتان می چرخیدند، به نظر می آمد که دو عکس موجود در دو طرف دیسک با هم تلفیق شده و یک تصویر دیده می شد.
فناکی توسکوپ[17] یک دیسک نازک چرخان بود که نوعی حرکت وهم انگیز ایجاد می نمود که در آینه قابل دیدن بود. در سال 1834 «ویلیام جورج هورنر» دستگاه "زئوتروپ[18]" را اختراع نمود که کاری مشابه انجام می داد.
ـ پراکسینوسکوپ[19]:عبارت است از دیسک چرخانی که روی آن تصاویری در حالات مختلف ترسیم شده است بطوری که به نظر می رسد که تصویر تحرک حقیقی دارد.
ـاسترابسکوپ[20]:نیز عملکردی مشابه پراکسینوسکوپ دارد.
ـمجیک لنتر[21]:اسبابی که قبلاً برای بزرگنمایی تصویر یک عکس بکار می رفته است.
ـماتوسکوپ[22]: همان «شهر فرنگ» که در قدیم نیز در خیابانها مشاهده می شد.
فلیپ بوک[23] : عبارت است از کتابی با یک سری عکس در هر صفحه که وقتی صفحات را به سرعت ورق بزنیم تصاویر به دنبال هم متحرک و زنده به نظر می رسند.
همه ابزار فوق الذکر واجد ساختارهای پیچیده ای بودند که طرح ها، نقاشی ها، عکسها و اسلایدها را با کارتها یا سیلندرهای چرخنده، نمایش می دادند. این اسباب بازیهای نوری و بصری چشمها را به اشتباه می انداختند طوریکه چنین تصور می شد که تصاویر در حال حرکتند. منبع نور هم معمولاً چراغهای نفتی، لامپ های معمولی و شاید هم هیچکدام بلکه نور طبیعی خورشید بود(دیچ،2003: 241).
اصول ساخت انیمیشن:
در سال 1930، استودیوهای والت دیزنی 12 اصول پایه برای ساخت انیمیشن ارائه دادند:
-اسکارچ و استارت[24]
انعطاف بخشیدن به اشکال شکل برای مشخص کردن ماهیت حرکت
- آنتی سیپیشن[25]
حرکت به عقب برای تأکید بر حرکت به جلو (دورخیز)
-استاتینگ[26]
استقرار دوربین برای نمای بهتر
ـ دو پروسه بنیادین برای ساخت انیمیشن[27]
-هیچ عملکرد و حرکتی بطور ناگهانی متوقف نمی شود.[28]
ـ آهسته در آهسته خارج کردن[29]
هموارکردن حرکات واجد نقطه شروع و پایان هست که با فاصله دادن بین آنها کنترل می شوند.
- آرکس[30]
طراحی مسیر حرکات، قوس و کمانها
-حرکت ثانویه قبل از حرکت[31]
اقدامات ثانویه از قبیل ایجاد هماهنگی بین تصاویر و حرکات آنها
-تایمینگ[32]:
تنظیم زمان و عملکردها برای ایجاد توهم لازم در حرکت (خطای دید)
- اکساگرشن[33]
کاریکاتوری کردن زمان و اعمال
-قابلیت کشیدن[34]
قابلیت نقاشی و طراحی خوب، مهمترین اصل برای یک انیماتور خوب است.
-اپال[35]
چنانچه کاراکترها آنطور که باید و شاید پرداخت نگردند، تلاش بی فایده بوده است.
«جین دیچ» باتجربه، دو اصل دیگر را هم به اصول فوق افزوده است:
-وزن و حجم[36]
وزن و حجم از اهمیت خاص برخوردارند.
-کاراکترحقی[37]
اینکه کاراکترها را هنرپیشه های حقیقی فرض کنیم.
ـ انیمیشن کامل
به پروسه ای از تولید فیلمهای انیمیشن سنتی با کیفیت بالا اطلاق می گردد که به طور مرتب جزئیات ترسیم و حرکت های باوقفه را به کار می بندد.
این تکنیک از سبک های متنوعی برخوردار است از کارهای طراحی شده واقع گرایانه مانند تولیدات استودیوی «والت دیزنی» تا سبک های کارتونی استودیوی انیمیشن «وارنر براوس».
مانند "آمریکا تایل[38]1968
لیمیتد انیمیشن[39]
این تکنیک شامل طراحی هایی می شود که از جزییات کمتر با سبکها و روشهای حرکتی بیشتر
می شود. اولین پیشگامان کاربرد این تکنیک UPA و استودیوهای آمریکایی بودند. یکی از نمونه های این تکنیک "گرالد[40] (1951) است.
روتوسکوپینگ[41]
وسیله ای است که فریم های تک تک و مجزا را بزرگنمایی می کند تا سکانس های مرکبی از فیلم ایجاد شود. این تکنیک توسط «ماکس فلشر» در سال 1917 به ثبت رسید درست در زمانیکه انیماتورها فریم به فریم کار می کردند. بهترین نمونه [42]
سایر تکنیک های انیمیشن:
ـ انیمیشن شخصیت [43]
ـ انیمیشن پرشی یا پرتابی [44]
ـ انیمیشن چند طرحی[45]
ـ انیمیشن جلوه های ویژه [46]
کشیدن فیلم انیمیشن[47]: تکنیکی که از طریق آن طول فیلم با ایجاد تصاویر مستقیماً روی حلقه فیلم افزوده می شود.
خشک کردن کاغذ انیمیشن:[48] تکنیکی برای ساخت فیلمهای انیمیشن با خشک کردن رنگهای روغنی روی تلق.
ـ پین اسکرین انیمیشن[49]: در این تکنیک صفحه پوشیده از سنجاقها یا میخ های قابل تعویض و حرکت، شی به صفحه فیکس و متصل می شود و فقط از یک طرف نور به آن پرداخته می شود بنابراین سایه هایی ایجاد می شوند.
ساند انیمیشن[50]: با شن نیز می توان روی تلق تصاویری فریم به فریم ایجاد کرد در وضعیتی که نور از پیش و پس تابانده می شود.
تاریخچه انیمیشن چک واسلواکیا
«جی ری ترنکا» انیماتور عروسکی معروف کشور چک که فیلمهای انیمیشن بسیاری را کارگردانی کرده است. او بنیانگذار هنر انیمیشن در این کشور است. از مدرسه هنر و صنعت پراگ فارغ التحصیل شد و یک نمایش خانه عروسکی در سال 1936 تأسیس کرد. این گروه وقتی که جنگ جهانی دوم شروع شد، از هم پاشید و «ترنکا» به ناچار سن های نمایشی ترتیب داد و از طرفی نیز حین جنگ کتابهای مصوری برای کودکان فراهم کرد.
پس از پایان جنگ، او یک واحد انیمیشن در استودیوی فیلم پراگ تشکیل داد. بزودی صاحب شهرت بین المللی در میان بزرگترین انیماتورهای عروسکی دنیا شد.
به تدریج جوایز نفیسی نیز از جشنواره های فیلم انیمیشن دریافت نمود. یکی از انیماتورهای معروف اورا «والت دیزنی شرق» نامید.
در سال 1946 جایزه ای در جشنواره کن دریافت نمود و پس از آن دست به کار ساخت فیلم شد که بیشتر مخاطبانش را نوجوانان و بزرگسالان تشکیل می دادند.
در اوایل سال 1948، دولت کمونیست چک به او در هزینه های کارش یاری رساند اگرچه این کار دولت تأثیری روی سبک و پیام کارهای وی نداشت او کارتونهای انیمیشن بسیاری را ساخته و فیلمنامه های اکثر آنها هم نوشته خود اوست.
تاریخچه انیمیشن در استونیا
در اوایل سال 1930 توسط «البرت توگانف» این هنر رواج یافت و سال 1950، همین شخص «بخش انیمیشن عروسکی تالین فیلم» را تأسیس کرد. اولین فیلم انیمیشن در استونیا ساخت"[51].
تاریخچه انیمیشن در فرانسه
«امیل ریناد» یا «امیل کول» که دستگاه «پراکسی نوسکوپ» را اختراع کرد. او 12 عکس با سیستم انیمیشن و فیلمهای حاوی 500 تا 600 عکس را در سالن نمایش خود، نمایش داد.
تاریخچه انیمیشن ایتالیا
انیمیشن لا لینیا"[52] در صد اپیزود توسط «اسوالد و کاواندولی» در سال 1969 ساخته شد. زمان این انیمیشن 2 دقیقه و 30 ثانیه است. از سال 1972 این فیلم در بسیاری از شبکه های تلویزیونی اروپا و بطور همزمان در سینما و بصورت میان پرده بین آگهی های بازرگانی پخش می شد. این فیلم به شهرتی دست یافت که در 40 کشور دنیا نمایش داده شد.
این فیلم در 1972 در جشنواره انسی و در سال 1973 در جشنواره زاگرب جایزه دریافت کرد.
انیمیشن در ایالات متحده آمریکا
از آنجا که هنر و صنعت انیمیشن در آمریکا و تاریخچه انیمیشن هالیوود دستخوش تغییرات بسیاری شده است، در چهار بخش آن را بررسی می کنیم:
انیمیشن در آمریکا طی عصر فیلمهای صامت از سال 1900 الی 1920شامل آثار «ونیزور مک کی» به نامهای "کوکو و فیلکس گربه[53]" استودیوهای «بری»[54] که اولین و مجهزترین استودیوهای ساخت کارتون مستقر در نیویورک بود. بسیاری از انیماتورها از همین استودیو کار خود را آغاز کردند و به شهرت رسیدند.
دوره طلایی انیمیشن هالیوود از سال 1930 الی 1940
طی دهه 1930، انیمیشن های «والت دیزی» به خوبی درخشیدند. در همین زمان «وارنر براوس» و
«ام جی ام» نیز آغاز به فعالیت کردند. کارتون های" بتی پوپ[55]" و "پوپی[56]" در استودیوهای فلیشر ساخته شدند.[57] UPA که نام مخفف که یکی دیگر از استودیوهای انیمیشن فعال آمریکاست.
انیمیشن در ایالات متحده در عصر تلویزیون از 1950تا 1980 سریالهای انیمیشن تلویزیونی در شرکت هانا باربارا[58] ساخته شدند. در اوایل سال 1970 انیمیشن بزرگسالان تولید شد.
انیمیشن قاب به قاب[59]
این تکنیک برای توصیف اشیا در دنیای حقیقی بکار می رود و اینکه از اشیای مذکور در یک فریم عکس بگیریم و همین طور فریم به فریم این پروسه تکرار شود. تا حرکت مورد نظر حاصل گردد.
انواع انیمیشن قاب به قاب[60] ـ
که گاهی بطور مخفف ";کلیمیشن[61]" نیز بکار می رود. مجسمه و تصاویری از گل سفال یا مواد قابل انعطاف برای تهیه انیمیشن قاب به قاب کاربرد دارد.
ـ کاتو انیمیشن[62]
از حرکت بخشیدن به طریق تکه های 2 بعدی از موادی مانند کاغذ یا پارچه موفق به ساخت این نوع از انیمیشن می شویم.
ـ انیمیشن ضد نور[63] (زیرشاخه کوتو انیمیشن)
-انیمیشن گرافیکی[64]
-متحرک سازی شی[65]
ـ انیمیشن پرش نمایی[66]
-انیمیشن عروسکی[67]
انیمیشن کامپیوتری [68]
مانند انیمیشن قاب به قاب، انیمیشن کامپیوتری انواع متنوعی از تکنیک ها را دربرمی گیرد.
انیمیشن 2D یا دوبعدی:
تصاویری که خلق می شوند یا در کامپیوتر تدوین می شوند که از فرمت گرافیکی بیت مپ 2D استفاده می کنند یا فرمت گرافیکی وکتور 2D می شوند. این روش شامل نسخه های دیجیتالی و اتوماتیک تکنیک های انیمیشن سنتی نیز می شود.
ـ انیمیشن آنالوگ[69] کامپیوتری
ـ انیمیشن فلش [70]
ـ انیمیشن پاور پوینت [71]
انیمیشن 3D یا سه بعدی:
مدلهای انیمیشنی هستند که توسط انیماتور دستکاری می شود. در این نوع از انیمیشن کامپیوتری تکنیک های متنوعی نیز بکار می روند بسیاری از انیمیشن های 3D خیلی باورکردنی و به صورت
جلوه های ویژه به نظر می رسند. مانند: انیمیشن های شگفت انگیزان، شرک، نمو
(هالاس و ماندل،1368: 58).
انیمیشن درتلویزیون ایران
حدود سال های 53-52 تلویزیون مبادرت به ایجاد بخش کوچکی برای تولید قطعات کوتاه و بلند فیلم انیمیشن کرده، سپس اسفندیار احمدیه وارد این سازمان شد و عده ای از علاقه مندان این حرفه توسط وی تعلیم دیده و شروع به کار کردند.
هرمز حقیقی در سال 57 وارد بخش شبکه اول صدا و سیما شد. وی متولد 1318 فارغ التحصیل هنرهای زیبا دانشگاه تهران است و پس از گذراندن تجربیات علمی در زمینه گرافیک به تحصیل در رشته عکاسی، سینماگرایی و نقاشی متحرک در شیکاگو مشغول شد. وی با تکنیک های تازه و نو(البته در ایران) روح تازه ای در تولید و تهیه فیلم انیمیشن پدید آورد. او توانست از تجارت نوین[72] استفاده کند
و از ابزارها و تکنیک های تازه و نو مانند کار زیر دوربین که شامل نقاشی روی شیشه و انیمیشن
ماسه ای می شد، قصعات زیبا و ساده ای در سطح تولید بوجود آورد.
بهروز یغمائیان، فارغ التحصیل هنرهای دراماتیک و انیمیشن دانشگاه فارابی، سه سریال را به نامهای زیر، وقتی بابا کوچک بود، 130 دقیقه، ادبیات عامیانه 95 دقیقه و «اندازه نگهدارد اندازه نکوست» را برای تلویزیون تهیه کرده است.
مسعود شبستان متولد 1326 فارغ التحصیل هنرهای زیبا، به دلیل علاقه به انیمیشن در زمینه تیتراژسازی فعالیت داشته است. تیتراژ فیلم های جاده های سرد، و میان پرده و فیلم آموزشی، فیلم «دندان» (برنده دیپلم افتخار) از کارهای اوست. او از سال 67 مسئولیت واحد انیمیشن را بر عهده داشت و توانسته این بخش را فعالتر نموده و تولید را بهبود بخشد. به این ترتیب کارکنان این بخش گروههای پنج نفری متشکل از طراح، کارگردان، وسیناتور، رنگ کار زمینه ساز تقسیم شده اند و هر گروه بر حسب آمادگی و علاقه به شیوه های علمی وتاریخی و سیاسی، داستان و میان پرده و غیره می پردازند.
مسعود جعفری جوزانی فارغ التحصیل رشته فیل سازی و فیلم تک فریم از سانفرانسیکو است که
کا رخود را با تجربه روی فیلم خام و نقاشی مستقیم روی فیلم شفاف شروع کرده و سال های 52-53 انیمیشن خمیری«درقفس» و «آغاز» و در سال 62 «گریز» و «تقدیرشکسته» را برای تلویزیون ساخته و اکنون پس از تجربه هایی در زمینه فیلم زنده، سریال انیمیشن«لالا و لولو» را به پایان رسانده است(نصرتی، 1385: 10).
| دسته بندی | برنامه ریزی شهری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1814 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 186 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: کلیات طرح
مقدمه.................................................................................................... 2
1ـ1 بیان مسئله........................................................................................ 3
1ـ2 اهمیت موضوع تحقیق......................................................................... 6
1ـ3 اهداف تحقیق..................................................................................... 7
1ـ4 سئوالات تحقیق. .................................................................................. 8
1ـ5 فرضیه های تحقیق................................................................................ 9
1ـ6 تعاریف واژه ها 10
فصل دوم: مطالعات نظری
مقدمه...................................................................................................... 13
بخش اول ارتباط......................................................................................... 14
2ـ1 ارتباط چیست؟..................................................................................... 15
2ـ2 عناصر ارتباط...................................................................................... 19
2ـ3 ویژگی های ارتباط................................................................................. 20
2ـ4 وظایف ارتباطات................................................................................... 21
2ـ5 تقسیم بندی انواع ارتباط......................................................................... 22
2ـ6 فرآیند ارتباط........................................................................................ 26
2ـ7 مدل های ارتباطی................................................................................... 28
2ـ8 اهداف برقراری ارتباط............................................................................ 30
2ـ9 ارتباطات به عنوان رفتار، آموختنی است.................................................... 32
2ـ10 عوامل موثر بر رفتارهای ارتباطی........................................................... 35
2ـ11 ارتباط موثر....................................................................................... 42
2ـ12 موانع برقراری ارتباط........................................................................... 43
2ـ13 ارتباطات میان فردی............................................................................ 44
2ـ14 اثر بخشی در ارتباطات میان فردی.......................................................... 45
2ـ15 ویژگی های اثر بخشی ارتباطات میان فردی.............................................. 45
2ـ16 مفاهیم اساسی ارتباطات میان فردی........................................................ 46
2ـ17 اعتبار یا مشروعیت در ارتباطات میان فردی..................................................... 48
2ـ18 انواع اعتبار...................................................................................... 48
2ـ19 عوامل موثر بر افزایش اعتبار در ارتباطات میان فردی................................ 49
2ـ20 مهارت های اساسی در برقراری ارتباطات انسانی....................................... 51
2ـ21 ارتباط کلامی..................................................................................... 56
2ـ22 ریشه های زبان انسان......................................................................... 58
2ـ23 یادگیری زبان و نمادها......................................................................... 59
2ـ24 ویژگی های مشترک زبان ها.................................................................. 60
2ـ25 مفهوم معنا........................................................................................ 60
2ـ26 کاربردهای زبان.................................................................................. 61
2ـ27 تحریف زبان...................................................................................... 62
2ـ28 روش هایی برای تاثیرگذاری مطلوب در ارتباط کلامی............................... 63
2ـ29 ارتباط غیرکلامی.............................................................................. 65
2ـ30 انواع ارتباطات غیر کلامی.................................................................. 65
2ـ31 زبان بدن........................................................................................ 65
2ـ32 ژست ها......................................................................................... 65
2ـ33 مصورها.......................................................................................... 66
2ـ34 نمایش های عاطفی.............................................................................. 67
2ـ35 منظم کننده ها................................................................................... 67
2ـ36 تعدیل گرها....................................................................................... 67
2ـ37 طرز قرار گرفتن، راه رفتن و ایستادن.................................................... 67
2ـ38 چهره و چشم ها............................................................................... 68
2ـ39 کانال های باز و بسته........................................................................ 69
2ـ40 صداهای آوایی (شبه اصوات)............................................................... 70
2ـ41 فضا (مجاورت)................................................................................. 71
2ـ42 فاصله ها یا حریم ها........................................................................... 72
2ـ43 فضا و فرهنگ ها............................................................................... 74
2ـ44 تماس (لمس).................................................................................... 74
2ـ45 اکولوژی گروه کوچک......................................................................... 75
2ـ46 زمان............................................................................................... 76
2ـ47 شامه.............................................................................................. 78
2ـ48 زیبایی شناسی.................................................................................. 80
2ـ49 مشخصات فیزیکی............................................................................. 82
2ـ50 مصنوعات....................................................................................... 83
2ـ51 کارکردهای ارتباط غیرکلامی................................................................ 86
2ـ52 عملکرد ارتباطات غیرکلامی................................................................. 87
2ـ53 مهارت های اجتماعی......................................................................... 88
2ـ54 مولفه های مهارت اجتماعی................................................................ 88
2ـ55 نمونه هایی از مهارت های اجتماعی...................................................... 89
2ـ56 تقویت کننده های کلامی....................................................................... 89
2ـ57 تقویت کنندهای غیرکلامی...................................................................... 90
2ـ58 روابط انسانی.................................................................................... 91
2ـ59 انواع برخوردهای ارتباطی.................................................................... 92
2ـ60 ارتباط در سازمانها.............................................................................. 94
2ـ61 عوامل ایجاد ارتباط در سازمان............................................................... 94
2ـ62 انواع ارتباطات در یک سازمان.............................................................. 95
2ـ63 راهکارهای بهبود ارتباطات در یک سازمان.............................................. 96
2ـ64 سبک های ارتباط اداری....................................................................... 98
2ـ65 چارچوب نظری.................................................................................. 100
2ـ66 روابط میان فردی در دهکده جهانی......................................................... 100
2ـ67 نظریه نفوذ اجتماعی............................................................................ 100
2ـ68 نظریه تقلیل یا کاهش بی ثباتی................................................................ 101
2ـ69 نظریه تخطی های مورد انتظار................................................................ 101
2ـ70 نظریه فریبکاری میان فردی.................................................................. 101
2ـ71 نظریه تعامل گرائی نمادین.................................................................... 102
2ـ72 نظریه سلسله مراتب نیازها................................................................... 102
بخش دوم: رضایت مندی مخاطبان.................................................................... 104
2ـ73 رضایتمندی مخاطبان............................................................................ 105
2ـ74 کیفیت خدمات..................................................................................... 107
2ـ75 عوامل موثر در رضایت مخاطبان............................................................ 108
2ـ76 الگوهای ارائه شده در زمینه اندازه گیری کیفیت خدمات................................ 110
2ـ77 الگوی کانو........................................................................................ 110
2ـ78 الگوی عملکرد خدمت.......................................................................... 111
2ـ79 ویژگی های ده گانه کیفیت خدمات........................................................... 112
2ـ80 مهمترین ویژگی های خدمات................................................................. 112
2ـ81 رضایت مشتری ................................................................................. 113
2ـ82 تئوری شکاف های خدمت .................................................................... 114
2ـ83 مدل شکل گیری رضایتمندی مشتری ....................................................... 115
2ـ84 رضایت مشتری در بخش خدمات ............................................................ 116
2ـ85 نحوه برخورد با مشتری ....................................................................... 116
2ـ86 اصول عملیاتی در مواجهه با مشتری ...................................................... 117
2ـ87 اهمیت تکریم ارباب رجوع ................................................................... 118
2ـ88 مدیریت کیفیت جامع ............................................................................ 119
بخش سوم: تامین اجتماعی .......................................................................... 121
2ـ89 تاریخچه شکل گیری تامین اجتماعی........................................................ 122
2ـ90 روند شکل گیری تامین اجتماعی در ایران ................................................ 127
2ـ91 جمعیت تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی ............................................. 133
2ـ92 تعداد کارگاه های تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی................................. 133
2ـ93 خدمات و حمایت های سازمان تامین اجتماعی ........................................... 133
2ـ94 خدمات بیمه ای سازمان تامین اجتماعی ................................................... 133
2ـ95 خدمات درمانی سازمان تامین اجتماعی .................................................... 134
2ـ96 منابع و مصارف سازمان تامین اجتماعی .................................................. 135
2ـ97 سرمایه گذاریهای سازمان تامین اجتماعی ................................................ 136
2ـ98 شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی ..................................................... 136
2ـ99 بانک رفاه کارگران ............................................................................ 137
2ـ100 شرکت سرمایه گذاری خانه سازی ایران ................................................ 137
2ـ101 ساختار نظام های مالی بیمه های اجتماعی ............................................. 138
2ـ102 روش جاری ................................................................................... 138
2ـ103 روش اندوخته گذاری ........................................................................ 139
2ـ104 نظام چند رکنی ................................................................................ 140
2ـ105 ساختار نظام مالی سازمان تامین اجتماعی ............................................. 141
2ـ106 حقوق و تکالیف کارفرما در مقررات تامین اجتماعی ................................. 142
2ـ107 پیشینه تحقیق .................................................................................. 145
فصل سوم: روش شناسی تحقیق
مقدمه ...................................................................................................... 149
3ـ1 روش تحقیق ....................................................................................... 149
3ـ2 جامعه آماری و حجم نمونه ..................................................................... 151
3ـ3 روش تجزیه و تحلیل داده ها ................................................................... 152
3ـ4 قلمرو مکانی تحقیق .............................................................................. 152
3ـ5 قلمرو زمانی تحقیق .............................................................................. 152
پایایی و روایی تحقیق .................................................................................. 152
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق
مقدمه ...................................................................................................... 155
4ـ1 تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق .............................................................. 155
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات
5ـ1 خلاصه یافته ها و نتیجه گیری ................................................................. 198
5ـ2 پیشنهادات .......................................................................................... 206
5ـ3 محدودیت و موانع ................................................................................ 208
پیوست ها ................................................................................................ 209
فهرست منابع و ماخذ .................................................................................. 215
چکیده انگلیسی ......................................................................................... 220
فهرست جداول و نمودارها
عنوان........................................................................................... صفحه
جداول یک بعدی..................................................................................
1ـ1 جدول و نمودار شماره 1: توزیع فراوانی و درصد جنس پاسخگویان ........ 157
1ـ2 جدول و نمودار شماره 2: توزیع فراوانی و درصد سن پاسخگویان .............. 158
1ـ3 جدول و نمودار شماره 3: توزیع فراوانی و درصد میزان تحصیلات پاسخگویان 159
1ـ4 جدول و نمودار شماره 4: توزیع فراوانی و درصد تاهل پاسخگویان ........... 160
1ـ5 جدول و نمودار شماره 5: توزیع فراوانی و درصد شغل پاسخگویان ........... 161
1ـ6 جدول و نمودار شماره 6: توزیع فراوانی و درصد تعداد دفعات مراجعه ...........162
1ـ7 جدول و نمودار شماره 7: توزیع فراوانی و درصد علت تاخیر در انجام امور..... 163
1ـ8 جدول و نمودار شماره 8: توزیع فراوانی و درصد اطلاع رسانی مراکز مشاوره 164
1ـ9 جدول و نمودار شماره 9: توزیع فراوانی و درصد میزان آشنایی از حقوق و قوانین تامین اجتماعی...........................................................................................165
1ـ10 جدول و نمودار شماره 10: توزیع فراوانی و درصد شرکت در کلاس های آشنایی با حقوق و قوانین تامین اجتماعی ......................................................................166
1ـ11 جدول و نمودار شماره 11: توزیع فراوانی و درصد تاثیر شرکت در کلاس های آشنایی با حقوق 167
1ـ12 جدول و نمودار شماره 12: توزیع فراوانی و درصد داشتن حوصله کارکنان در شنیدن سوالات 168
1ـ13 جدول و نمودار شماره 13: توزیع فراوانی و درصد خوشرویی و رفتار توام با مهربانی 169
1ـ14 جدول و نمودار شماره 14: توزیع فراوانی و درصد ارائه رفتار و حرکات مناسب170
1ـ15 جدول و نمودار شماره 15: توزیع فراوانی و درصد ارائه توضیحات کافی........ 171
1ـ16 جدول و نمودار شماره 16: توزیع فراوانی و درصد راهنمایی لازم با بیانی مناسب .... 172
1ـ17 جدول و نمودار شماره 17: توزیع فراوانی و درصد استفاده کارکنان از تقویت کننده های کلامی 173
1ـ18 جدول و نمودار شماره 18: توزیع فراوانی و درصد استفاده کارکنان از تقویت کننده های غیرکلامی 174
1ـ19 جدول و نمودار شماره 19: توزیع فراوانی و درصد میزان فاصله کارمند با مخاطب .... 175
1ـ20 جدول و نمودار شماره 20: توزیع فراوانی و درصد نوع پوشش کارمند .................... 176
1ـ21 جدول و نمودار شماره 21: توزیع فراوانی و درصد وضعیت ساختمان شعب از لحاظ عبور و مرور 177
1ـ22 جدول و نمودار شماره 22: توزیع فراوانی و درصد مناسب بودن برخورد کارکنان با مخاطبان 178
1ـ23 جدول و نمودار شماره 23: توزیع فراوانی و درصد نحوه دلجویی کارکنان نسبت به ناراحتی مخاطبان 179
1ـ24 جدول و نمودار شماره 24: توزیع فراوانی و درصد عدم تبعیض کارکنان در برابر قشرهای مختلف مخاطبان ............................................................................................................
180
1ـ25 جدول و نمودار شماره 25: توزیع فراوانی و درصد استفاده کارکنان از حرکت دست و چهره 181
1ـ26 جدول و نمودار شماره 26: توزیع فراوانی و درصد تاثیر مناسب رفتار کارکنان در تشویق مخاطبان برای پرسیدن سوالات بیشتر .......................................................................................
182
1ـ27 جدول و نمودار شماره 27: توزیع فراوانی و درصد تشویق مناسب کارکنان به منظور تشریح مسائل از سوی مخاطبان ....................................................................................................
183
1ـ28 جدول و نمودار شماره 28: توزیع فراوانی و درصد میزان نارضایتی مخاطبان از انجام کار آنان به صورت ایستاده .....................................................................184
1ـ29 جدول و نمودار شماره 29: توزیع فراوانی و درصد برخورد و تعامل مناسب کارکنان به منظور بیان دیدگاه ها و اظهار نظر از سوی مخاطبان.......................................185
جداول دو بعدی
1ـ30 جدول و نمودار شماره 30: به نظر می رسد بین رفتار مناسب کارکنان شعب در مقابل خواسته ها و انتظارات و رضایتمندی کارفرمایان رابطه معناداری وجود دارد..............186
1ـ31 جدول و نمودار شماره 31: به نظر می رسد بین بهره گیری کارکنان شعب از شاخص های ارتباطات کلامی و رضایتمندی آنان رابطه معناداری وجود دارد ........................188
1ـ32 جدول و نمودار شماره 32: به نظر می رسد بین بهره گیری کارکنان شعب از شاخص های ارتباطات غیرکلامی و رضایتمندی آنان رابطه معناداری وجود دارد...............190
1ـ33 جدول و نمودار شماره 33: به نظر می رسد بین برگزاری کلاس های آموزش آشنایی با قوانین و مقررات تامین اجتماعی برای کارفرمایان و رضایتمندی آنان رابطه معناداری وجود دارد...............................................................................................192
1ـ34 جدول و نمودار شماره 34: به نظر می رسد بین فعالیت مراکز مشاوره و اطلاع رسانی و رضایتمندی کارفرمایان رابطه معناداری وجود دارد...............................193
1ـ35 جدول و نمودار شماره 35: به نظر می رسد بین کاهش مدت زمان انجام امور و کاهش تردد کارفرمایان به شعب و رضایتمندی آنان رابطه معناداری وجود دارد ......195
فهرست شکل ها
عنوان........................................................................................... صفحه
1ـ1 فرایند ارتباط ....................................................................................... 28
1ـ2 مدل ارتباطی ارسطو ................................................................................ 29
1ـ3 مدل ارتباطی شانون وویوور .................................................................. 29
1ـ4 عناصر اصلی ارتباط موثر ...................................................................... 42
1ـ5 انواع ارتباطات غیرکلامی ...................................................................... 85
1ـ6 انواع تقویت کننده های کلامی و غیرکلامی.................................................. 91
1ـ7 هرم سلسله مراتب نیازهای مازلو..............................................................103
1ـ8 فاکتورهای موثر بر ادراکات مشتری از خدمات.............................................110
1ـ9 الگوی کانو..........................................................................................110
1ـ10 نمودار ویژگی های خدمات .............................................................. 113
1ـ11 نمودار عوامل مرتبط با رضایت مشتری .......................................... 114
1ـ12 عامل های اصلی برآورده شدن رضایت مشتری ........................................ 115
چکیده:
موضوع اصلی این پژوهش "میزان رضایتمندی کارفرمایان از ارتباطات انسانی کارکنان شعب تامین اجتماعی تهران" است .در این تحقیق 6 سوال و فرضیه با استفاده از آزمون های آماری و جداول یک و دو بعدی مورد سنجش قرار گرفته است .روش اصلی این تحقیق پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده است. 16 شعبه به صورت نمونه گیری تصادفی از قسمت های شمال، جنوب، شرق، غرب ومرکز تهران انتخاب شده و با استفاده از فرمول "کوکران" 400 پرسشنامه در بین کارفرمایان مراجعه کننده به این 16 شعبه توزیع شد. پس از جمع آوری این اطلاعات و
بهره گیری از نرم افزار اس. پی. اس. اس و بررسی نتایج داده ها، تایید یا رد فرضیه ها مورد آزمون واقع شد.
مقدمه
"کارل یاسپرس"[1] فیلسوف آلمانی، عالی ترین دستاورد انسان در دنیا را "ارتباط شخصیت با شخصیت" می داند (بولتون، 24:1384) انسانها به صورت دلخواه و مواقعی نیز به طور اجبار همواره در حال تعامل با همنوعان خودهستند.اما در میان همه این تعاملات تنها بخش معدودی منجر به برقراری ارتباط موثر ودر نتیجه ایجاد رضایتمندی طرفین ارتباط می شود.
امروزه برقراری ارتباط موثر برای موفقیت نه تنها در بعد فردی ،بلکه در ابعاد اجتماعی نیز مورد توجه سازمان ها وشرکت های کوچک و بزرگ تجاری ، خدماتی و اجتماعی قرار گرفته است.
ایجاد وپیاده سازی سیستم های سنجش رضایتمندی مشتری به عنوان مهمترین شاخص در امر بهبودعملکرد ها ،از نیازهای اساسی سازمان های امروزی به شمار می رود. در عصر کنونی تمامی تمهیدات یک سازمان به منظور ارضای نیازهای مشتریان و ایجاد رضایت آنها از کیفیت خدمات و محصولات دریافتی سازماندهی می شود و مشتری یا مخاطب در زنجیره عرضه به عنوان مهمترین عنصر نگریسته میشود.
به عبارتی امروزه کارمندان توانمند، تنها مزیت و فاکتور مهم برای هر سازمانی محسوب میشوند. چراکه ایده ها و رویه ها قابل کپی برداریند، اما نمی توان کارکنانی با ارتباط موثر برای جلب رضایت مخاطبان داشت، بدون آنکه شرایط و آموزش های لازم را تدارک ندید.
تحقیق پیش رو که "میزان رضایتمندی کارفرمایان از ارتباطات انسانی کارکنان شعب تامین اجتماعی" را می سنجد، درواقع رابطه کارکنان به عنوان عرضه کننده و کارفرمایان به عنوان بخشی از ارباب رجوعان تامین اجتماعی را مد نظر دارد.
"ارباب رجوعانی که در واقع همان گیرندگان خدمات هستند و با عناوینی از جمله مشتری ، مخاطب و خریدار خدمت شناخته می شوند و موجودیت هر سازمانی وابسته به نحوه رضایت آنان دارد." (هفته نامه تامین ،شماره 713،ص3)
بیان مسأله:
زمانی تصور میشد جلب رضایت مخاطبان، مختص شرکتهای تجاری است که برای بقاء در بازار رقابتی، با بسیج تمامی امکانات، درصدد برآوردن انتظارات و خواستههای مشتریان خود هستند، اما این باور در دهههای اخیر تغییر کرده است. امروزه سازمانهای بزرگ و کوچک، دولتی و خصوصی حتی اگر از سوی هیچ رقیبی تهدید نشوند، باز هم با اتخاذ راهکارهایی تلاش میکنند، بالاترین میزان رضایتمندی مخاطبان خود را با "ایجاد وجهه مثبت" کسب کنند. امروزه سازمانها به این اعتقاد رسیده اند که بهترین سرمایه، مردم هستند. طبعاً سازمانی که دارای چنین نگرشی باشد، رفتارهایی را از خود بروز میدهد که باعث تداوم ارتباطش با مردم شود. «همه ما بارها با سازمانهایی برخورد کردهایم که از خود شخصیتی غیراخلاقی، صرفاً منفعت طلب و یا برعکس، شخصیتی برگرفته از یک روحیه بسیار انعطاف پذیر و مردمی به نمایش گذاردهاند. رفتارهائی که منجر به
شکل گیری تصویری دائمی از نحوه خدمات دهی یک سازمان در ذهن مشتریان خود می شود. به همین سبب اطلاع از میزان رضایت مخاطب، برای هر سازمانی جزو اولویتهای اساسی محسوب میشود، مسألهای که به نظر می رسد در ایران به ویژه در بخش خدمات، کمتر از حد انتظار به آن توجه می شود.» (بل، 1385: 9)
نارضایتی مردم از دستگاههای عمومی و اجرایی در خصوص اجرای قوانین، پیچیدگیها و بروکراسیهای اداری و... تنها بخشی از مسأله را شامل میشود، بخش مهم و قابل ذکر این نارضایتی، به نحوه برخورد کارمندان با مراجعین و به عبارتی ارتباطات انسانی (میان فردی) آنان برمیگردد.
ارتباط مؤثر با مراجعین بسیاری از مشکلات درونی و بیرونی یک مجموعه را کاهش میدهد و در نهایت منجر به کاهش هزینههای یک سازمان میشود. موضوعی که در کشورهای پیشرفته از سالیان گذشته مدنظر قرار گرفته و در کشور ما نیز اگر چه به صورت ناقص، اما حداقل در حد یک وظیفه بر عهده سازمان هایی که با مردم سروکار دارند، گذارده شده است. سنجش میزان رضایت مردم از نحوه برخورد کارمندان با مراجعین، در قالب «طرح تکریم ارباب رجوع» هنوز هم مورد سنجش قرار میگیرد و نقاط ضعف و قوت آن مجموعه به اطلاع مردم رسانده میشود. «موضوعی که جهت ارتقا و حفظ کرامت مردم، تحت عنوان "طرح تکریم مردم و جلب رضایت ارباب رجوع" و با هدف ایجاد سازوکارهای لازم در ارایه خدمات مطلوب، مناسب و مؤثر در بهار سال 1381 از سوی سازمان مدیریت و برنامه ریزی، به دستگاهها و مؤسسات عمومی ابلاغ شد». (باستانی، 1386؛ 373)
سازمان تأمین اجتماعی به لحاظ ماهیت تعهدات و خدماتش، یک سازمان چندجانبه فرابخشی است. از یک سو شمول خدمات آن با مردم در ارتباط است و از سوی دیگر نوع وظایف آن با نظام اشتغال، توسعه و امنیت در هم تنیده شده است.
این جایگاه خدماتی، اجتماعی و اقتصادی سازمان تأمین اجتماعی، موجب می شود تا این سازمان تلاش کند، رضایتمندی طیف گسترده 29 میلیون نفری مخاطبان خود را که به نوعی با آنها در ارتباط است، فراهم سازد.
از طرف دیگر اداره سازمان تأمین اجتماعی از طریق پرداخت حق بیمهها از سوی سه گروه کارفرمایان، کارگران و دولت تأمین میشود. کارفرمایان با پرداخت نزدیک به 90 درصد این حق بیمهها، نقش اساسی در اداره صندوق تأمین اجتماعی و ایجاد امنیت اقتصادی، شغلی و روانی برای نیروهای مولد بر عهده دارند، به همین سبب کسب رضایتمندی این دسته از افرد برای سازمانی که بیشترین منبع دارایی اش را متعلق به آنان میداند، امری ضروری مینماید.
ارتباط سازمان تأمین اجتماعی با کارفرمایان فرایندی طولانی دارد که از مرحله تأسیس کارگاه شروع و به طور مستمر با پرداخت حق بیمه کارگران تحت پوشش و ارسال لیست کارگران ادامه
مییابد؛ ارتباطی که با مراجعه حضوری کارفرما یا نماینده وی و یا رابطان بیمهای معرفی شده از سوی آنان، در شعب تامین اجتماعی عمدتاً به صورت ارتباطات میان فردی صورت میگیرد.
با عنایت به اهمیت و جایگاه کارفرمایان در اقتصاد سازمان تأمین اجتماعی، این سؤال مطرح میشود که آیا کارفرمایان به عنوان بخش مهمی از مراجعه کنندگان به شعب تأمین اجتماعی، از نحوه تعاملات ارتباطی، بخصوص ارتباطات انسانی (میان فردی) کارکنان آنجا رضایت دارند؟ این تحقیق بر آن است تا با اندازه گیری برخی از شاخصهای ارتباطات انسانی (از جمله ارتباطات کلامی و غیرکلامی)، میزان رضایتمندی کارفرمایان از نحوه ارتباطات انسانی (میان فردی) کارکنان شعب سطح تهران را در سال 88 مورد سنجش قرار دهد.
اهمیت موضوع تحقیق:
رونق چرخه اقتصاد، رفع بیکاری و فقر، ایجاد امنیت روانی و تأمین آتیه کارگران بستگی به تعامل مثبت سازمان تأمین اجتماعی به عنوان متولی اصلی بیمه کارگران از یک سو و کارفرمایان که طبق قانون مکلف به بیمه کردن کارمندان خود شده اند، از دیگر سو دارد. به عبارتی اگر کارفرما تفکر مثبتی نسبت به نحوه برخورد و نوع تعاملات سازمان تأمین اجتماعی نداشته باشد و احساس کند مبالغی که به این سازمان میپردازد، اثر مطلوب ندارد از تکالیف قانونی خود نسبت به معرفی کارگران و پرداخت صحیح حق بیمه آنان، کوتاهی می کند و این امر در مرحله نخست به زندگی کارگر و کارفرما و در نهایت به چرخه اقتصاد و امنیت روانی نیروی کار، ضربه میزند.
طبق آخرین آمارها نزدیک به 138 هزار کارگاه فعال (کارگاه هایی که دارای کارگر بوده و در طول یکسال گذشته لیست حق بیمه ارایه کرده اند) در سطح 32 شعبه تأمین اجتماعی تهران بزرگ پرونده دارند. در این کارگاه ها، کارگرانی مشغول به فعالیت هستند که کارفرمای حقیقی و حقوقی یا نمایندگان آنان برای اموراتی نظیر پرداخت حق بیمه، ارایه لیست نامنویسی، حسابرسی، درآمد و ... به شعب تأمین اجتماعی مراجعه میکنند.
این کارفرمایان به جهت پرداخت بیشترین میزان حق بیمه به سازمان تأمین اجتماعی، از کارکنان این سازمان متوقع اند تا به بهترین شکل ممکن انتظارات و خواستههای آنان را برآورده سازند.
با توجه به اینکه در ارتباطات میان فردی و چهره به چهره ایجاد رضایت از نحوه برخورد، بالاترین میزان تأثیر را در ارتباطات انسانی ایفا میکند، بنابراین مسائلی همچون طرح تکریم و رعایت اصول مشتری مداری، نقش بسزایی در اعتلای فردی و سازمانی دارد. این تحقیق با در نظر گرفتن چنین اهمیت بسزایی، به بررسی میزان رضایتمندی کارفرمایان از ارتباطات انسانی کارکنان شعب تأمین اجتماعی سطح تهران بزرگ میپردازد، تا میزان برخورداری کارکنان شعب از مهارتهای ارتباطی و انسانی را مشخص کرده و به این موضوع می پردازد که میزان رضایتمندی کارفرمایان از کارکنان شعب چگونه است؟ و آیا کارکنان شعب تأمین اجتماعی تعامل مناسبی از نوع ارتباطات انسانی با مراجعان به طور اعم و کارفرمایان به طور اخص دارند؟
اهداف تحقیق:
هدف کلی این تحقیق "بررسی میزان رضایتمندی کارفرمایان از نحوه ارتباطات انسانی کارکنان شعب تأمین اجتماعی تهران در سال 88 است."
اهداف جزیی که این پژوهش به کاوش در آن میپردازد، عبارتند از:
سؤالات تحقیق:
فرضیههای تحقیق:
تعاریف واژهها:
ارتباط: فراگرد انتقال پیام از سوی فرستنده به گیرنده، مشروط بر آنکه در گیرنده پیام، مشابهت معنی با معنی مورد نظر فرستنده ایجاد شود. (محسنیان راد، 1380: 57)
ارتباطات میان فردی: یک تعامل گزینشی، نظام مند، منحصر به فرد و رو به پیشرفت است که سازنده شناخت طرفین از یکدیگر و محصول این شناخت است و موجب خلق معانی مشترک در بین آنها میشود. (تی. وود، 1384: 57)
مهارت اجتماعی: به مجموعه ای از رفتارهای هدفمند، به هم مرتبط و متناسب با وضعیت که آموختنی بوده و تحت کنترل فرد باشد، گفته می شود (هارجی، 13:1384)
رفتار سازمانی: رفتاری که پس از بروز به صورت یک واقعه در سازمان مورد مطالعه قرار میدهد و سعی در دریافت علل آن دارد (عسکریان، 1387: 22)
مشتری: همان کسی است که نیازش را خود تعریف میکند. کالاها و خدمات تولیدی ما را مصرف کرده و حاضر است بابت آن هزینه مناسبی را بپردازد، ولی زمانی این هزینه را متقبل میشود که در کالاها یا خدمات تحول یا ارزشی را ببیند که پرداخت آن هزینه را توجیه نماید.(محمدی، 1387: 44)
مشتری در سازمانهای دولتی یا عمومی: ارایه یک تعریف مشخص از مشتری در سازمانهای دولتی در مقایسه با سازمانهای خصوصی پیچیدهتر است. در سازمانهای خصوصی به آنهایی که محصول یا خدماتی را می خرند، مشتری گفته میشود، اما در مورد سازمان های دولتی همیشه این طور نیست؛ مشتری می تواند تمام جامعه باشد که بودجه سازمان عمومی را با اهداف برطرف ساختن نیازهای خود می پردازند.
رضایت مشتری: درک و احساس مشتریها که عرضه کننده به ارضای آن پرداخته و یا حتی از آن نیز فراتر رفته است. (هیل، 1385: 16)
ارباب رجوع: همانند مشتری حالت تعاملی ندارد، بلکه خدمات یکجانبه ای را شامل میشود که فروشنده در آن، اطلاعات بیشتری نسبت به موضوع معامله دارد، ولی خریدار نمی تواند به سادگی آن اطلاعات را به دست آورد در حالی که سخت به آنها نیازمند است.
روابط انسانی: روابطی که سعی در بکارگیری دانش بشری، بخصوص در زمینه علوم انسانی با زیرمجموعه هایش چون علوم اجتماعی و روانی دارد تا بتواند هدفهای جمعی را به وسیله جمع برآورده کند (عسکریان، 1387: 21)
کارگاه: مکانی که در آن فعالیت اقتصادی مستمر و منظمی انجام گیرد و معمولاً در آن جا یک یا چند کارگر و کارفرما مشغول فعالیت هستند.
کارفرما: شخص حقیقی یا حقوقی است که بیمه شده به دستور و یا به حساب او کار میکند. کلیه کسانی که به عنوان مدیر یا مسئول عهده دار اداره کارگاه هستند نماینده کارفرما محسوب میشوند و آن ها مسئول انجام کلیه تعهداتی که نمایندگان مزبور در قبال بیمه شده به عهده میگیرند، هستند.
رابطین بیمه ای: در واقع نمایندگان کارفرما در مراجعه به شعب تأمین اجتماعی جهت پیگیری مسائل بیمهای مربوط به کارگاه یا مؤسسهای که در آن کار می کنند، هستند.
شعب: واحدهایی که به عنوان بازوهای اجرایی سازمان تأمین اجتماعی وظیفه پذیرش بیمه شده و ارایه خدمات به وی را دارند و به عبارتی کلیه امورات بیمهای در این مکان صورت میگیرد.
سازمان تأمین اجتماعی: بزرگترین سازمان بیمه گر کشور که مأموریت اصلی آن بیمه کردن افراد شاغل بصورت اجباری، اختیاری و حرف و مشاغل آزاد است.
مقدمه:
پژوهش پیشرو، بررسی اهمیت ارتباطات میانفردی و سنجش میزان رضایتمندی کارفرمایان به عنوان یکی از مخاطبان اصلی سازمان تأمیناجتماعی، از نحوه برقراری ارتباطات انسانی کارکنان شعب این سازمان با آنان است. بیشک آنچه میتواند بقای یک سازمان را در دنیای رقابتی امروز تضمین کند و دید مراجعهکنندگان را به نحوه خدماتدهی آن سازمان، موجه و مطلوب جلوه دهد، چگونگی برقراری ارتباط انسانی کارمند و مراجعهکننده است. از اینرو تلاش شده است در فصل ادبیات موضوع در سه بخش نسبتاً مشروح، با بهرهگیری از منابع اسنادی، درخصوص ارتباط، رضایتمندی و تأمیناجتماعی مطلب ارائه شود.
در بخش اول پس از ارائه تعاریف متعدد از ارتباط و بررسی عناصر، مدل ها و ویژگیهای آن به مهارتهای ارتباطات انسانی و میان فردی و همچنین انواع شاخصهای ارتباط کلامی و غیرکلامی پرداخته شده است، در بخش دوم باتوجه به اهمیت حفظ مشتری به عنوان سرمایههای اصلی موفقیت هر سازمانی، به تعاریف و الگوهای مختلف ارائه شده برای اندازهگیری خدمات و اهمیت تکریم اربابرجوع و مواردی از این دست اشاره شده است و نهایتاً در بخش سوم به معرفی سازمان تأمیناجتماعی از لحاظ تاریخچه شکلگیری آن در جهان و ایران و ویژگیهای جمعیتی و آماری آن پرداخته شده است.
بخش اول
ارتباط
ارتباط چیست؟
ارتباط فرآیند هدایت کردن پیامها، به منظور ایجاد معناست. برای ارتباط، تعاریف متعددی از سوی کارشناسان ارائه شده است که در این پژوهش به برخی از مهم ترین آنان اشاره می شود.
تقریباً به تعداد نویسندگانی که دربارة ارتباط نظریه پردازی کردهاند، تعاریف متفاوتی از ارتباط در دست است.
شاید یکی از دلایل مهم ارایه تعاریف متعدد از ارتباط، انتزاعی بودن واژه ارتباط است. "استیفن لیتل جان" در کتاب نظریه های ارتباطات آورده است: «ارایه تعریفی جامع از ارتباط بسیار دشوار است، چرا که این واژه انتزاعی است و مانند اکثر کلمات معانی متعددی دارد.» (جان، 1384: 35)
«بارزترین ویژگی ارتباط همهگیر بودن آن است، ما هر لحظه و همه جا در حال برقراری ارتباط هستیم». (هارجی، 1384: 20)
ارتباطات معانی متفاوتی نزد اشخاص گوناگون دارد. کلمه ارتباطات، از لغت لاتین Communicare مشتق شده و از آن «انتقال مفاهیم»، «انتقال معانی» و «انتقال و تبادل پیامها» بین عموم مردم برداشت میشود. ارتباطات بهگونهای وسیع و گسترده، «تسهیم تجارب» نیز معنی شده است. یعنی این که هر انسانی، تجارب خود را از طریق ارتباطات با دیگر همنوعان خود در میان میگذارد. انسان برای برقراری ارتباط با دیگران، نمادهایی را خلق و مورد استفاده قرار داده است. به کمک این «نمادها[2]»، انسانها میتوانند مستقیم و بیواسطه یا غیرمستقیم و باواسطه، تجارب خود را در اختیار دیگران قرار دهند.
«واژه ارتباط در زبان فارسی به صورت مصدر عربی باب افتعال به کار می رود که در لغت به معنای پیوند دادن و ربط دادن و به صورت اسممصدر به معنای بستگی، پیوند، پیوستگی و رابطه کاربرد دارد.» (رزاقی،9:1385)
در فرهنگ لغات وبستر (communication)؛ «عمل ارتباط برقرار کردن تعریف و از معادلهایی نظیر: رساندن، بخشیدن، انتقال دادن، آگاه ساختن، مکالمه و مراوده داشتن استفاده شده است. عمل برقرار کردن ارتباط میتواند از طریق کلمات، حروف، پیامها، کنفرانسها، مکاتبهها و دیگر راهها انجام گیرد.» (محسنیانراد، 80:1341)
«ارسطو» فیلسوف یونانی شاید اولین اندیشمندی باشد که بالغ بر2300 سال پیش نخستین بار در زمینه ارتباط سخن گفته است. او در کتاب مطالعه معانی (ریطوریقا[3]) که معمولاً آن را مترادف ارتباط میدانند، در تعریف ارتباط مینویسد: «ارتباط عبارت است از جستوجو برای دستیافتن به کلیه وسایل و امکانات موجود برای ترغیب و اقناع دیگران». (همان؛ 43)
انجمن بینالمللی تحقیقات ارتباط جمعی تعریف زیر را برای ارتباط ارائه داده است: منظور از ارتباط روزنامهها، نشریات، مجلات، کتابها، رادیو، تلویزیون، آگهی، ارتباطات راه دور (تلفن، تلگراف، کابلهای زیردریایی) و پست است. همچنین ارتباط چگونگی تولید و توزیع کالاها و خدمات مختلفی را که وسایل و فعالیتهای فوق به عهده دارند و نیز مطالعات و تحقیقات مربوط به محتوای پیامها و نتایج و آثار آن را دربر میگیرد.
«ریموند ویلیامز[4]» معنی ارتباط را در انگلستان قدیم، انتقال افکار، اطلاعات و رفتار از شخصی به شخص دیگر میدانست. (شاه محمدی، 1385: 9)
چارلز کولی دانشمند جامعهشناس آمریکایی در کتاب معروف خود به نام «سازمان اجتماعی» ارتباط را اینچنین تعریف کرده است: «ارتباط مکانیسمی است که روابط انسانی براساس و به وسیله آن به وجود میآید و تمام مظاهر فکری و وسایل انتقال و حفظ آنها در مکان و زمان بر پایه آن توسعه پیدا می کند. ارتباط حالات چهره ما رفتارها، حرکات، طنین صدا، کلمات، نوشتهها، چاپ، راهآهن، تلگراف، تلفن و تمام وسایلی که اخیراً در راه غلبه بر مکان و زمان ساخته شدهاند، همه را دربر میگیرد». (معتمدنژاد، 1383: 29)
«ارتباط فرآیندی پویا و پیوسته مبتنی بر همگرایی و اعتمادی متقابل است که در آن با استفاده از گفتار، نوشتار، علایم و رفتار؛ فکر، پیام یا اطلاعات مبادله میشوند. در فرآیند ارتباط فرستنده، گیرنده و پیام وجود دارد». (باستانی، 1386: 14)
ارتباط اساساً میان دو یا چند نفر اتفاق میافتد و ما همه، در طول روز با افراد مختلف ارتباط برقرار میکنیم. برقراری ارتباط به دلایل مختلفی مانند وقتگذرانی، بررسی شغلی و مسائل فردی، بیان انتظارات زناشویی و یا توقعات والدین از فرزندان، طرح اختلاف عقاید و ایدهها و موارد مشابه دیگر صورت میگیرد و هریک از انواع آن در سطوح مختلفی مانند سطح کلامی و غیرکلامی یا هر دو این سطوح روی میدهد. (بولتون، 1384: 13)
پژوهشگران میان واژه ارتباط به صورت مفرد (communication) و واژه ارتباطات به صورت جمع (communications) تفاوت قائل هستند. کلمه ارتباطات به صورت جمع، در علوم ارتباطات به معنای مطالعه پیرامون ابزار و لوازم فنی این پدیده به کار میرود. حال آنکه معنای این واژه به صورت مفرد، بیانگر فرآیندی است که در آن پیام از پیامدهنده به پیامگیرنده منتقل میشود و به عبارت دیگر، به گردش پیام بین فرستنده و گیرنده پیام مربوط میشود.
«ارتباطات، فرآیندی است آگاهانه یا ناآگاهانه، خواسته یا ناخواسته که از طریق آن احساسات و نظرات؛ به شکل پیامهایی کلامی و یا غیرکلامی بیان گردیده، سپس ارسال، دریافت و ادراک میشوند. این فرآیند ممکن است ناگهانی، عاطفی و یا بیانگر اهداف خاص برقرار کننده ارتباط باشد». (برکو، 1382: 5)
«ارتباطات از نظر فراگردی به کلیه فعالیتهای گفتاری، نوشتاری و کرداری (حرکتی) اطلاق میشود که برای انتقال معنی و مفهوم از کسی به کس دیگر یا از گروهی به گروه دیگر و یا از کسی یا گروهی به توده وسیعی به کار گرفته میشود. این انتقال پیام ممکن است فقط یک اطلاعرسانی ساده باشد و یا اینکه در آن اثرگذاری یا نفوذ بر دیگری از اهمیت خاصی برخوردار بوده و عامل ارتباطی را بر آن دارد که از این وسیله بسیار کارساز درجهت اقناع یا متقاعدسازی و برانگیختن فرد یا گروه و یا توده وسیع استفاده نماید». (فرهنگی، 1375: 13)
پروفسور "دین بارنلوند"[5] معتقد است: «ارتباطات، آنگونه که من بدان مینگرم، کلمهای است که بیانگر فراگرد ایجاد معنی است». دو کلمه در این جمله از حساسیت زیادی برخوردارند. یکی «ایجاد» و دیگری «معنی» است. پیامها ممکن است از خارج شکل بگیرند، توسط یک سخنور، از صفحه تلویزیون، از والدین سختگیر، اما معانی در درون شکل میگیرند. (فرهنگی، 1382: 7)
«نوام چامسکی[6]» در کتاب کنترل رسانهها، ارتباط را فرآیندی میداند که ضمن آن شنونده از نیت گوینده برداشتی میکند؛ درنتیجه هرچه تفاوت در نیت گوینده و برداشت شنونده کمتر باشد، ارتباط مؤثرتر است. (شاه محمدی، 3:1381)
شکل بسط یافته تعریف چامسکی را محسنیانراد در کتاب ارتباطشناسی خود ارائه داده که تقریباً مبنای تعاریف کارشناسان ارتباطات در ایران قرار گرفته است.
وی میگوید: «ارتباط عبارتست از فراگرد انتقال پیام از سوی فرستنده به گیرنده، مشروط بر آنکه در گیرنده پیام، مشابهت معنی با معنی موردنظر فرستنده ایجاد شود». این ارتباط دارای چند شکل ریاضی به شرح زیر است:
الف) ارتباط کامل: هرچه معنی موردنظر در فرستنده پیام، با معنی متجلی شده در گیرنده پیام مشابهت بیشتری داشته باشد، ارتباط کاملتر خواهد بود. اگر معنی موردنظر فرستنده پیام را با علامت و معنی متجلی شده در گیرنده را با علامت نشان دهیم، وقتی ارتباط کامل برقرار خواهد شد که مساوی باشد به عبارت دیگر هرچه معنی متجلی شده در گیرنده با معنی موردنظر فرستنده مشابهت بیشتری داشته باشد ارتباط کاملتر خواهد بود.
ب) ارتباط غیرکامل: اگر معنی متجلی شده در گیرنده پیام کوچکتر از معنی مورد نظر فرستنده پیام باشد، بازهم ارتباط برقرار خواهد شد، اما ارتباط غیرکامل است.
پ) عدم ارتباط: اگر معنی متجلی شده درگیرنده پیام نسبت به معنی موردنظر فرستنده پیام برابر صفر شود، ارتباطی برقرار نشده است. .
ت) هنگامی که معنی متجلی شده درگیرنده پیام از معنی موردنظر فرستنده بزرگتر از یک شود در این حالت میتوان گفت معنی متجلی شده درگیرنده وسیعتر از معنی موردنظر فرستنده است. (شاه محمدی، 1385: 10-9)
عناصر ارتباط:
در هر ارتباط عناصر گوناگونی وجود دارد: مبدأ، پیام، کانال، مقصد و بازخورد.
مبدأ یا پیامدهنده میتواند شخص (نظیر کلام) نوشته، تصاویر یا حرکات فرد باشد (بدون نیاز به امکانات فنی و سازمان) یا یک سازمان ارتباطی که برای انتقال اطلاعات به امکانات فنی و سازماندهی وسیع قبلی نیاز دارد (مانند سازمان انتشارات، شبکه رادیو تلویزیون، استودیوی فیلمبرداری و...) پیام ممکن است در قالب نوشتار باشد (مثل نامه، روزنامه، کتاب) یا به صورت امواج در هوا پراکنده شود (مانند رادیو، تلویزیون و تلگراف) یا صرفاً به صورت حرکات ساده دست یا به شکل تکاندادن پرچم یا علائم و نشانههایی باشد که حامل مفهومی خاص است (مانند نگاه، گفتار و رمزهای گوناگون). مقصد ممکن است یک شنونده، بیننده یا خواننده یا یک گروه اجتماعی مثلاً اعضای خانواده یا شنوندگان یک سخنرانی یا تماشاگران یک مسابقه ورزشی یا افراد شرکتکننده در یک تظاهرات خیابانی و حتی فردی از افراد یک خانواده که میتوان آنها را توده پیامگیر نامید مانند شنونده یک برنامه رادیویی یا تماشاگر یک برنامه تلویزیونی باشد. (دادگران، 1383 : 24)
در تقسیمبندی دیگر، عناصر ارتباط به 5 جزء؛ فرستنده پیام، پیام، نماد، وسیله ارتباط و گیرنده پیام تفکیک شده است. به عنوان مثال در هنگام خواندن یک کتاب، «نویسنده کتاب فرستنده، معانی و مفاهیم موردنظر وی پیام، کلمات و تصاویر کتاب نماد، کتاب وسیله ارتباط و خواننده گیرنده پیام است.» (اکرامی، 1382: 32)
«مورالی»، «اسپیتزبرگ» و «برگ» نویسندگان کتاب ارتباط انسانی، «ایجاد ارتباط را وابسته به 3عامل میدانند؛ انگیزه، دانش و مهارتها. به اعتقاد آنان این 3 عامل بر روی هم اثر میگذارند، گاهی اوقات یکی از این عوامل مهم میشود و زمانی نیز عامل موفقیت یا نقص در (ارتباط) به یکی از این عوامل برمیگردد.» (28:2001وMorreale)
ویژگیهای ارتباط:
اغلب چنین تصور میشود که ارتباطات فقط بین دو نفر و بیشتر از دو نفر شکل میگیرد. اما واقعیت امر چنین نیست. ارتباطات در شرایط مختلف و با افراد و گروههای مختلف شکل میگیرد. گاهی ما با خود ارتباط برقرار میکنیم، زمانی با انسانی دیگر و در زمان دیگر با تعداد کثیری از انسانها. (فرهنگی، 1383: 12)
هر ارتباطی به رمز و رمزگذاری پیوسته است. منظور از رمز هر نوع ترتیب و توالی منظم و یکپارچهای است که دربرگیرنده نمادها، کلمات و حروف است که به گونه اختیاری برای انتقال مفاهیم یا برای ارتباط به کار گرفته میشود.
ارتباطات با رمزگذاری[7] و رمزخوانی[8] نیز سروکار دارد. رمزگذاری عملی است که توسط آن پیامی به رمز تبدیل یا پیامی از طریق رمز فرستاده میشود. رمزخوانی درمقابل عبارتست از استخراج معنی از پیامهای فرستاده شده یا دریافت شده.
علاوه بر این هر ارتباطی دارای ویژگیهایی به شرح زیر است:
- ارتباطات خود یک فراگرد یا جریان مداوم است: به این معنی که تمام اجزاء فراگرد ارتباطی در تغییراند و هیچکدام به عنوان جزیی ثابت و غیرقابل دگرگونی دیده نمیشوند.
- فراگرد ارتباطی نظامگر است: به این معنی که فراگرد ارتباط را به عنوان یک سیستم یا نظام به هم پیوسته برای یک هدف و منظور بررسی میکنیم. انسان به گونه فردی اگر مورد مطالعه قرار گیرد، یک چیز است و وقتی در جمع به صورت اجتماعی و گروهی مورد مطالعه قرار گرفت، چیز دیگری میشود.
- فراگرد ارتباطی میانکنشی است: میان کنش، زمانی رخ میدهد که یک جریان و رابطه داد و ستدی در بین اجزاء آن فراگرد به وجود آید.
- ارتباطات میتواند ارادی یا غیرارادی باشد: در یک فراگرد ارتباطی ارسال یا دریافت پیام از سوی فرستنده یا گیرنده میتواند به شکل ارادی یا غیرارادی انجام گیرد.
- فراگرد ارتباطی میتواند تعاملی یا مراودهای باشد: ما در خلاء با یکدیگر ارتباط نمیگیریم. کنشها و واکنشهای ما درمقابل یکدیگر و در چارچوب نظامهای اجتماعی (Social systems) و شرایط فیزیکی حاکم بر ما رخ میدهد.
- فراگرد ارتباطی، عملکردی یا مبتنی بر وظیفه است: با بررسی تعاریف متعدد ارائه شده درخصوص ارتباط مشخص میشود که وظیفه اساسی ارتباط انسانی دگرگونی و سازش با دگرگونی است.
وظایف ارتباطات
معمولاً ارتباطات وظایف زیر را برعهده دارد:
1- وظیفه پیوستگی[9]: بدون شک بسیاری از ما از این رو به ارتباطات روی میآوریم تا به دیگران بپیوندیم. ارتباطات موجب ایجاد یا افزایش یا برعکس موجب از بین رفتن یا کاهش پیوستگی میان طرفین ارتباط و اشخاص میشود.
2- وظیفه اطلاعاتی و استدراکی[10]: ما بدینخاطر با دیگران ارتباط برقرار میکنیم تا تغییری در اطلاعات آنها به وجود آوریم یا خود را با آنها سازش داده یا آنها را به سوی انطباق با خویشتن بکشیم.
3- وظیفه تأثیرگذاری[11]: یکی از رایجترین و شایعترین منظورها برای انجام ارتباط تغییر نگرشها (Attitudes)، باورها (Beliefs)، ارزشها (Values) و یا رفتار (Behavior) اشخاص دیگر است.
4- وظیفه تصمیمگیری[12]: اغلب ما از آن رو با دیگران ارتباط برقرار میکنیم که به ما کمک کنند تا بتوانیم به تصمیم درستتر و بهتری درموردی خاص برسیم و در نتیجه بتوانیم رفتار خود را با آن موضوع خاصی هماهنگ کرده و به تنظیم آن مبادرت ورزیم.
5- وظیفه تصدیق: وظیفه نهایی ارتباطات در برگیرنده پذیرش مداوم یا غیرمداوم یک تفکر، باور، رفتار، محصول، تصمیم و غیره است. (فرهنگی،1382: 36-11)
تقسیمبندی انواع ارتباط
کارشناسان و پژوهشگران امور ارتباطی باتوجه به ویژگیهای وسایل ارتباطی، چگونگی ایجاد، محتوا، کارکرد و... تقسیمبندیهای متفاوتی برای ارتباط قایل شدهاند:
باتوجه به چگونگی ایجاد، ارتباط را به دو دسته «مستقیم» و «غیرمستقیم» تقسیم کرده اند:
1- ارتباط مستقیم: ارتباطی است بدون واسطه، بین انسان یا انسانها این بیواسطه بودن از جهات مختلف درخور تأمل است.
ویژگیهای این ارتباط عبارتند از:
الف) در این نوع ارتباط پیامها بین پیامدهنده و پیامگیرنده مستقیماً مبادله میشوند و دو طرف ارتباط، به علت بازخورد آنی، میتوانند در کمترین زمان ممکن جای خود را عوض نمایند.
ب) این نوع ارتباط فرّار بوده و ضمن نقل سینه به سینه، جنبههای واقعی خود را از دست
می دهد.
ج) ممکن است گوینده و شنونده هرکدام شخص واحدی باشند که صحبتهای دوستانه بهترین نمونه این ارتباط است.
د) گاه این نوع ارتباط بدون نیاز به فرد یا افراد واسط، یا حتی کلمات، فقط با اشاره یا لبخندی برقرار میشود.
هـ) نوع بیان در این ارتباط، حضوری و شفاهی است.
2- ارتباط غیرمستقیم: با ازدیاد جمعیت و گستردگی جوامع و رشد و توسعه زندگی شهری، عملاً امکان ارتباط و تماس چهرهبه چهره و گفتوگوی متقابل همیشگی فراهم نیست و انسانها ناگریزند از راه دور و به طور غیرمستقیم و یا با واسطه با هم در ارتباط باشند.
برخی از ویژگیهای این ارتباط شامل موارد زیر است:
الف – این نوع ارتباط جنبه شخصی ندارد و پیامدهندگان و پیامگیرندگان همدیگر را نمیشناسند.
ب – بازخورد این نوع ارتباط آنی نیست، ازاینرو عملاً امکان جابهجایی گیرنده و فرستنده پیام در کمترین زمان ممکن، فراهم نیست.
ج) پیام ارتباطی از دو جزء و رکن اصلی ارتباط، یعنی گوینده و شنونده یا بیننده جدا میشود و در قالب نماد و به صورت نوشته دستی یا چاپی که واسطه این نوع ارتباط است درمیآید و از طریق نامه، کتاب و روزنامههایی با برد کم انتقال مییابد.
باتوجه به تعداد و نوع انسانهایی که در فرآیند ارتباط نقش دارند، ارتباط به سه نوع «شخصی»، «غیرشخصی» و «جمعی» یا «تودهای» طبقهبندی شده است:
1- ارتباط شخصی: این نوع ارتباط بین افراد معدودی، معمولاً دو نفر برقرار میشود و جنبه شخصی دارد. هم زمانی و هممکانی ارتباط و درکنار هم بودن افراد، شروط اصلی آن است.
2- ارتباط غیرشخصی: نوع زندگی انسانها و روند رو به رشد شهرگرایی موجب شده تا عملاً امکان ارتباط چهره به چهره و گفتگوی متقابل از بین برود و درواقع آنگونه که در ارتباط شخصی افراد همدیگر را میشناسند در این نوع ارتباط افراد هم دیگر را نمیشناسند.
3- ارتباط جمعی: ارتباطی که براساس آن انتقال اندیشهها به تعداد فراوانی از افراد در آن واحد انجام میشود. پیامگیران ناآشنا و پراکنده، بازگشت پیام یا بازخورد با تأخیر، سرعت عمل زیاد، تکثیر پیام، ارتباط سطحی و ناپایدار از جمله ویژگیهای ارتباط جمعی است. (اکرامی، 1382: 40)
در تقسیمبندی دیگر ارتباط به 8 نوع تفکیک میشود:
«1- ارتباط مستقیم: ارتباطی بدون واسطه بین انسانها.
2- ارتباط جهانی: گسترش ابزار و وسایل ارتباطی نظیر تلفن، تلگراف، ایمیل، اینترنت و... باعث شده برقراری ارتباط محدود به یک مکان جغرافیایی نشود.
3- ارتباط احساسبرانگیز: در این ارتباط صرفاً حالات احساس برانگیز منتقل میشود.
4- ارتباط معطوف به هدف: نوع خاصی از ارتباط است که در آن برقرارکننده ارتباط دارای هدفی خاص، از پیش تعیین شده و برخوردار از برنامهای مدون است؛ مثل ارتباط پرسشگر با پاسخگویش
5- ارتباط بازتابی: در این نوع ارتباط هدفی از پیش تعیینشده وجود ندارد، بلکه فرد یا افراد یکباره و بدون هیچ اطلاعی در جریان ارتباط قرار میگیرند.
6- ارتباط اجتماعی: در معنای خاص به ارتباطی اطلاق میشود که موجب انتقال معانی یا پیامهایی در بین جمعی را فراهم میسازد.
7- فرا ارتباط: به معنی ارتباطی است که قواعد ارتباط یا ارتباطهای بعدی را مشخص میکند. فرا ارتباط میتواند یک جمله یا حرکتی بدنی، یا یک نگاه، لبخند یا اخم باشد. زیرا از این طریق پیامی به او رساندهایم و قاعدهای را در زمینه ارتباط بعدی به او گفتهایم.
8- ارتباط حرکتی: ارتباطی که نه از طریق سخن، بلکه با حرکات ایجاد میشود. به عنوان مثال زبان بدنی، پیدایی ارتباط حرکتی را فراهم میسازد.» (ساروخانی،1367: 25-15)
ارتباطات میتواند از نوع «ارتباط درون فردی»، «ارتباط میان فردی»، «ارتباط گروهی کوچک» یا «ارتباط جمعی» باشد:
- ارتباط درون فردی: «ارتباط درون فردی»، همان ارتباط با خود است. هریک از ما ابتدا با خود یک ارتباط درونی برقرار میکنیم. منظور از این ارتباط میتواند حل تعارضات درونی، برنامهریزی برای آینده، عملکرد عاطفی، ارزیابی خود و دیگران و... باشد. در ارتباط با خود، فرد خود را محور اصلی بحث و گفتوگو قرار میدهد. با این که ارتباط با خود، مبنای تمام انواع ارتباطات است، اما ما کمتر به آن میاندیشیم و کمتر به آن توجه داریم. ارتباط با خود، عملی مداوم و پیوسته و فراگیر در زندگی روزمره همه انسانهاست.
ارتباط میان فردی: این ارتباط میان یک شخص با شخص دیگر برقرار میشود. این نوع ارتباط شامل گفتوگو، مصاحبه و مذاکره است. هدف از برقراری این نوع ارتباط میتواند حل مسائل و مشکلات خود با دیگران، رفع تضادها و تعارضات، رد و بدل کردن اطلاعات، درک بهتر خود، رفع نیازهای اجتماعی، و... باشد. در این نوع ارتباط، نقش فرستنده و گیرنده مدام جابهجا میشود و چون بازخورد فوری و بلاواسطه وجود دارد، تقریباً یک نوع ارتباط کامل است که در آن تفهیم معنا به شکل خوبی انجام میشود.
ارتباط گروهی کوچک: این ارتباط بین یک شخص با یک گروه از افراد برقرار میشود. مانند کلاس درس و سخنرانی در مجامع عمومی یا جلسه اداری در یک سازمان. با این که در ارتباط گروهی کوچک بازخورد فوری و بلاواسطه وجود دارد، اما باتوجه به بالا رفتن تعداد شرکتکنندگان در فراگرد ارتباط، این نوع ارتباط نسبت به ارتباط میان فردی، پیچیدگیهای بیشتری دارد و لازم است که برای انتقال درست معنا وقت و تلاش بیشتری از سوی طرفین ارتباط صرف شود.
ارتباط جمعی: عمدتاً این نوع ارتباط با برنامه و سازماندهی شده است و از طریق وسایل ارتباطی به صورت غیرمستقیم با تعداد بسیار زیادی از افراد برقرار میشود. مانند پخش برنامههای رادیو و تلویزیون، انتشار روزنامه سراسری و نمایش فیلم در سالن سینما، در ارتباط جمعی برخلاف انواع دیگر ارتباط، بازخورد فوری و بلاواسطه وجود ندارد و باتوجه به زیاد بودن تعداد مخاطبان برای انتقال درست معنا و جلوگیری از بروز سوءتفاهمات نیاز به مهارت و تخصص بالای ارسالکنندگان پیام دارد.
«ارتباط از لحاظ محتوا و کارکرد به دستههای زیر تقسیم میشود:
1- ارتباط خصوصی و بدون واسطه
2- ارتباط جمعی یا عمومی
3- ارتباط نوشتاری
4- ارتباط غیرنوشتاری
5- ارتباط ملی
6- ارتباط فراملی
7- ارتباط کلامی
8- ارتباط غیرکلامی
9- ارتباط انسانی
10- ارتباط ابزاری یا ماشینی
11- ارتباط زمانی
12- ارتباط غیرزمانی
13- ارتباط سازمانی
14- ارتباط غیرسازمانی
15- ارتباط نمادین
همچنین ارتباط از لحاظ کارکرد شامل این موارد میشود، نخست ارتباطی که میتوان آن را تولید نامید و برای انجام کاری برقرار میشود و هدف از آن شیوههایی است که افراد از طریق آنها به مقاصدشان میرسند. دوم ارتباطی که درجهت ابداع است و هدف از آن به وجود آوردن دگرگونی و آفرینش ایدههای تازه است.
سوم ارتباطی که هدفش حفظ و بقاست؛ خواه بقای هویت فرد و خواه حفظ روابط بین افراد.» (دادگران، 1383: 32-29)
فرآیند ارتباط:
ارتباط انسان چه به صورت شفاهی باشد و چه به طرق دیگر، به جهت آنکه تعاملی است با مدلهای سنتی متفاوت است، در مدل سنتی ارتباط، پیام از جایگاه فرستنده به گیرنده منتقل می شود، اما در ارتباط واقعی، انسان ها هم فرستنده پیام و هم دریافت کننده پیام هستند. انسان با بهره گیری از بازخورد پیام ارسالی، خود در جایگاه فرستنده قرار می گیرد. این امر نشان می دهد، ارتباط انسانها هیچ گاه یک طرفه و یک سویه نیست.
فرآیند ارتباط از شش مرحله تشکیل شده است که فرستنده و گیرنده پیام را به یکدیگر وصل میکند.
«ارتباط در سازمانها به طور تصادفی اتفاق نمیافتد. همچنین تمام مراحل آن در یک لحظه به وقوع نمیپیوندد. این کار خیلی بیشتر از یک کار ساده است. ارتباط یک فرآیند پویا و متقابل (دوسویه) است که به شش مرحله تقسیم میشود.» (تیل، 139:1386)
1- ارسالکننده یک ایده دارد: ایدهای را در سر دارید و میخواهید آن را با دیگران در میان بگذارید.
2- ارسالکننده به این ایده کد میدهد: زمانی که ایده خود را با یک پیام که دریافتکننده شما آن را بفهمد همراه میکنید، در حقیقت آن را کدگذاری کرده اید. شما بر روی پیام (کلمه، حالت لبها، ایما و اشاره) و حالت آن که تمام آنها به ایده شما، شنونده و نوع یا حالت شخص شما بستگی دارد، شکل می دهید.
3- فرستنده پیام را میفرستد: شما برای انتقال فیزیکی پیام خود به گیرنده یک کانال ارتباطی (شفاهی یا کتبی) و یک رسانه (تلفن، نامه، یادداشت، پست الکترونیکی، گزارش، تبادل رودررو) انتخاب میکنید. این انتخاب به عواملی چون پیام شما، محل شنونده، نیاز شما به سرعت و تشریفات بستگی دارد.
4- گیرنده پیام را دریافت میکند: برای برقراری ارتباط لازم است که گیرنده، پیام شما را دریافت کند. اگر نامهای را ارسال میکنید، قبل از این که گیرنده آن را بفهمد مجبور است بخواند، اگر سخنرانی میکنید شنوندگان شما باید قادر باشند حرفهای شما را بشنوند و مجبورند به شما توجه کنند.
5- گیرنده از پیام کدبرداری میکند: گیرنده پیام، باید از پیام شما کدبرداری کند (آن را جذب کند و بفهمد) پیام کدبرداری شده سپس باید در ذهن گیرنده ذخیره شود، اگر تمام کارها خوب پیش برود، گیرنده پیام شما را درست تجزیه و تحلیل خواهد کرد و همان مفهومی را که به کلمات اختصاص داده بودید به آنها خواهد داد.
6- گیرنده بازخورد میفرستد: گیرنده پیام ممکن است پس از کدبرداری از پیام، پاسخ آن را به طریقی به شما مخابره کند. این بازخورد شما را قادر میسازد تا میزان مؤثر بودن پیام خود را مورد ارزیابی قرار دهید. (همان،143)
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 6660 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 156 |
چکیده:
در این پژوهش تلاش شده است تا تأثیر آموزش برنامه ی تدوین شده توسط پژوهشگر با رویکرد شوانکر بر افزایش سلامت روانی و رضایت زناشویی همسران جانباز مورد بررسی قرار گیرد. بدین منظور از میان همسران جانباز ساکن در دو مجتمع مسکونی و مادران دو مدرسه در منطقه ی 22 و 2 دعوت به عمل آمد و از بین مراجعه کنندگان 30 همسر جانباز که شرایط ورود به این طرح را داشتند بهصورت تصادفی انتخاب شده و در دو گروه آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. روش تحقیق در این پژوهش، آزمایشی بوده و از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. همسران جانباز گروه آزمایش در معرض آموزش تدوین شده با رویکرد شوانکر به مدت 10 جلسه 1 ساعت و 30 دقیقه قرار گرفتند و گروه کنترل نیز هیچ آموزشی دریافت نکردند. از هر دو گروه پیش آزمون و پس آزمون به عمل آمد. ابزارهای به کار رفته در این پژوهش عبارت بودند از:
1. پرسشنامه ی رضایت زناشویی اینریچ فرم 47 سئوالی که پایایی آن در پژوهش میرخشتی (1375)، 92/0 و در پژوهش سلیمانیان 95/0 به دست آمده است.
2. پرسشنامه ی سلامت عمومی که پایایی آن در پژوهش پالاهنگ (1374)، 91/0 برآورد شده است.
در این پژوهش از روش آماری نمرات اختلافی استفاده شد. نتایج حاکی از آن بود که آموزش دلگرمسازی شوانکر موجب افزایش رضایت زناشویی وسلامتروان شدهاست و در خرده مقیاسهای علائم جسمانی، اضطراب، اختلال در کارکرد اجتماعی و افسردگی نیز موجب بهبود علائم شده است و فرضیههای ما تائید شدند.
واژههای کلیدی: جانباز، آموزش دلگرمسازی، رضایت زناشویی، سلامت روان، همسر جانباز.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: چارچوب تحقیق ................ 1
1. 1 بیان مسئله .......................... 2
2. 1 اهمیت و ضرورت تحقیق ................. 4
3. 1 هدف تحقیق ........................... 5
4. 1 فرضیه های تحقیق ..................... 5
5. 1 تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی طرح ... 6
فصل دوم: پیشینیهی تحقیق .................. 9
1. 2 مبانی نظری رویکرد آدلر .............. 10
1. 1. 2 دلگرم سازی ....................... 12
1. 1. 1. 2 رفتارهای دلگرم زدا در خانواده . 15
2. 1. 1. 2 خود دلگرم سازی ................ 16
3. 1. 1. 2 آموزش خود دلگرم سازی شوانکر ... 17
2. 2 خانواده ............................. 19
3. 2 رضایت زناشویی ....................... 23
1. 3. 2 عوامل موثر بر رضایت زناشویی....... 23
فهرست مطالب
عنوان صفحه
2. 3. 2 بررسی نظریه های موجود در رابطه با رضایت مندی زناشویی 25
1. 2. 3. 2 نظریه ی چرخه ی زندگی زناشویی .. 26
2. 2. 3. 2 نظریه های طبقه بندی ازدواج های بادوام 26
3. 2. 3. 2 نظریه ی مبادله ی اجتماعی نای .. 27
4. 2. 3. 2 نظریه ی عقلانی- هیجانی الیس .... 28
3. 3. 2 مدل های زوج درمانی ............... 28
4. 3. 2 ازدواج و رفتار با همسر از دیدگاه قرآن و حدیث 30
4. 2 سلامت روانی .......................... 31
1. 4. 2 تعریف سلامت و بهداشت روانی ........ 31
2. 4. 2 عوامل موثر بر اختلال سلامت روانی ... 33
3. 4. 2 مفهوم سلامت روانی از دیدگاه های مختلف 34
4. 4. 2 معیارهای سلامت روان از دیدگاه اسلام 36
5. 4. 2 اهداف بهداشت روانی ............... 37
6. 4. 2 ارتقاء بهداشت روانی .............. 38
5. 2 جنگ و جانباز ........................ 39
1. 5. 2 جنگ .............................. 39
2. 5. 2 جنگ از دیدگاه قرآن ............... 41
فهرست مطالب
عنوان صفحه
3. 5. 2 جانباز و جانبازی.................. 42
6. 2 مروری بر تحقیقات انجام شده در ایران و جهان 45
1. 6. 2 تحقیقات انجام شده در داخل کشور ... 45
2 .6. 2 تحقیقات انجام شده در خارج کشور ... 52
فصل سوم: روش تحقیق ................... 59
1 .3 جامعه ی آماری، نمونه و روش نمونه گیری 60
2. 3 روش تحقیق ........................... 60
3. 3 روش جمع آوری داده ها ................ 60
4. 3 ابزار پژوهش ......................... 61
1. 4. 3 پرسشنامه ی رضایت زناشویی اینریچ .. 61
1. 1. 4. 3 معرفی کلی پرسشنامه ............ 61
2. 1. 4. 3 نمره گذاری پرسشنامه ی اینریچ... 63
3. 1. 4. 3 ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ی اینریچ 64
2. 4. 3 پرسشنامه ی سلامت عمومی GHQ........ 66
1. 2. 4. 3 معرفی کلی پرسشنامه............. 66
فهرست مطالب
عنوان صفحه
2. 2. 4. 3 نمره گذاری پرسشنامه ی GHQ..... 68
3. 2. 4. 3 ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ی سلامت عمومی GHQ 69
5. 3 متغیرهای پژوهش ...................... 70
6. 3 روش تحلیل آماری داده ها ............. 71
فصل چهارم: تحلیل داده های تحقیق .......... 72
1. 4 مقدمه ............................... 73
2. 4 یافته های توصیفی تحقیق .............. 73
3. 4 تحلیل استنباطی داده های تحقیق....... 86
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری ........... 92
1. 5 مقدمه ............................... 93
2. 5 خلاصه ی یافته های تحقیق و نتیجه گیری . 93
3. 5 پیشنهادات پژوهشی .................... 97
4. 5 پیشنهادات کاربردی.................... 97
5. 5 محدودیت های تحقیق ................... 98
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فهرست منابع ............................. 99
منابع فارسی .............................. 100
منابع لاتین ............................... 113
پیوست الف: روش آموزشی شوانکر ............. 115
پیوست ب: پرسشنامه های GHQ و اینریچ ...... 127 Abstract
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 1. 3 دیاگرام طرح ................... 61
جدول 1. 4 فراوانی سن همسران جانباز ...... 74
جدول 2. 4 فراوانی سن جانبازان............ 75
جدول 3. 4 فراوانی درصد جانبازی جانبازان .. 76
جدول 4. 4 فراوانی تحصیلات همسران جانباز.... 77
جدول 5. 4 فراوانی تحصیلات جانبازان......... 78
جدول 6. 4 فراوانی شغل همسران جانباز ...... 79
جدول 7. 4 فراوانی شغل جانبازان ........... 80
جدول 8. 4 فراوانی طول مدت ازدواج افراد شرکت کننده در پژوهش 81
جدول 9. 4 فراوانی تعداد فرزندان .......... 82
جدول 10. 4 میانگین و انحراف استاندارد نمرات 83
رضایت زناشویی هر دو گروه
جدول 11 .4 میانگین و انحراف استاندارد نمرات GHQ گروه آزمایش 84
جدول 12. 4 میانگین و انحراف استاندارد نمرات GHQ گروه کنترل 85
جدول 13. 4 آزمون T مستقل بین گروه های آزمایشی در عامل 86
رضایت زناشویی اینریچ
جدول 14. 4 آزمون T مستقل بین گروه های آزمایشی در عامل 87
نمره ی کل سلامت روان
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 15. 4 آزمون T مستقل بین گروه های آزمایشی در عامل 88
علائم جسمانی (A)
جدول 16. 4 آزمون T مستقل بین گروه های آزمایشی در عامل 89
اضطراب و مشکلات خواب (B)
جدول 17. 4 آزمون T مستقل بین گروه های آزمایشی در عامل 90
اختلال در کارکردهای اجتماعی
جدول 18. 4 آزمون T مستقل بین گروه های آزمایشی در عامل 91
افسردگی (D)
1. 1 بیان مسئله
جنگ در تمام دوران، جوامع بشری را تهدید کرده است. هر جنگی زیانهایی دارد، زیانهای مالی قابل جبران هستند، اما زیانهای روانی مشکل جبران می شوند و از مهمترین عوارض جنگ هستند. فردی که از جنگ بر می گردد باید خود را هم با خانواده وفق دهد و هم با اجتماع، اکثر این افراد در وفق دادن دچار مشکل می شوند و خود را در این میان غربیه می پندارند. این افراد نه تنها خود دچار مشکلات روانی فراوانی می شوند، بلکه خانواده ی آن ها نیز درگیر این قضیه می شوند، به خصوص همسران این افراد در معرض خطر بیشتری هستند و رضایت زناشویی این افراد کاهش پیدا می کند. بر طبق آمارها نرخ طلاق در این افراد دو برابرافراد عادی می باشد (هاشمی، 1385).
اگر اعضاء خانواده از سوی منابعی حمایت شوند، توانایی بیشتری برای کمک به فرد حادثه دیده دارند. رضایت زناشویی از موارد مهمی است که موجب سازگاری خانواده می شود. نظام خانواده باید نظام محکم و پایداری باشد. بهداشت خانواده یکی از مسائل مهمی است که در استحکام نظام خانواده نقش دارد.
اختلافات زناشویی عامل خطرساز برای اختلالات روانی مانند افسردگی، اعتیاد و ... می باشد. همچنین مشکلات ارتباطی در خانواده با بیماریهای جسمی نیز همبستگی دارد. افرادی که روابط رضایت بخش وحمایت کننده دارند، احتمال کمی وجود دارد که مبتلا به بیماری سختی شوند و اگر هم بیمار شوند سریعتر بهبود می یابند.
بعد از مرگ ناگهانی در خانواده مشکلات زناشویی و طلاق شدیدترین فشارهایی هستند که افراد تجربه می کنند (بلوم، آشرو وایت 1987 به نقل از طغیانی 1386).
با توجه به نقش رابطه ی زوجین بر سلامت جسم و روان آموزش شیوه های مختلف روان درمانی ضروری می باشد.
متأسفانه بیشتر پژوهشهای صورت گرفته توصیفی است و کمتر آموزشی است. با توجه به افزایش مشکلات زناشویی در همسران جانبازان لازم است به آن ها آموزشهایی داده شود تا با مشکلات خود مقابله کنند و تا حد امکان سبک زندگی خویش راتغییر دهند تا بتوانند علاوه بر بهبود خود به همسرانشان نیز کمک کنند.
تحقیقات نشان داده است که خود دلگرم سازی[1] باعث میشود افراد بسیار با جرأت تر، بردبارتر و با اعتماد به نفس بالاتری عمل کنند و نیز دارای رفتار دوستانه تری با دیگران بوده، احساس ثبات بیشتری نموده و همچنین بهتر قادر باشند با مسائل و مشکلات خود مقابله کنند. حال اگر این روش آموزشی بتواند این نتایج را در همسران جانبازان ایجاد کند، شاید بتواند بر رضایت زناشویی ونیز سلامت روانی آن ها تاثیر بگذارد. این تحقیق در صدد بررسی این احتمال میباشد.
آدلر[2] بنیانگذار روانشناسی فردنگر[3] چهار نیاز اصلی را بیان می کند که عبارتند از:
نیاز به ارزشمندی، احساس قابلیت، نیاز به تعلق و دلگرم سازی.
دلگرم سازی آن چیزی است که باعث می شود دیگران احساس خوبی داشته باشند، عملکرد مؤثر داشته و برای مشکلات خود به شکلی موثرتر برنامه ریزی کنند، دارای اعتماد به نفس و حس رضایت باشند.
یکی از پیامدهای دلگرم سازی این است که شخص احساس تعلق می کند و از وقف خود برای بهزیستی جامعه احساس رضایت می کند. دلگرم سازی هم هدف شخصی وهم هدف اجتماعی دارد. آنچه مهم است داشتن نگرشهای مثبت نسبت به مسائل اطراف است. اما بسیاری از افراد این گونه نیستند و با احساس عدم کفایت و حقارت زندگی می کنند. آن ها معتقدند مفید نیستند. این یاس و دلسردی باید توسط افرادی در جهت افزایش دلگرم سازی،رضایت مندی و سلامت روانی و برآوردن نیازهای زندگی درمان شود. یکی از روشهای درمانی در مواجهه با این افراد روش آموزشی شوانکر است (باهلمن ودینتر[4]، 2001).
تئو و آنتینیو شوانکر[5] این برنامه ی آموزشی را بر اساس روانشناسی فردنگر آدلر در سال 1980 تهیه کردند. آن ها مفهوم دلگرم سازی را پرورش دادند و آن را از یک مفهوم تئوریک به صورت روش علمی و قابل اجرا در آوردند.
خانوادههای جانبازان با مشکلات عدیده ای مواجه هستند که در نتیجه به مشکلات عاطفی و زناشویی در آن ها منجر می شود.
حال این سئوال مطرح میشود که آیا روش دلگرم سازی شوانکر قادر است باعث ارتقاء سلامت روانی و رضایت زناشویی همسران جانبازان شود؟!
2. 1 اهمیت و ضرورت تحقیق
خانواده یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی است و یک ارگانیسم زنده است. سلامت آن منوط به سلامت اعضای آن است. نقص یا تغییر در هر یک از اعضاء بر کل خانواده تاثیر گذار است.
مروری بر پژوهشهایی که در ایران صورت گرفته است، نشان می دهد که از سال 1370 تا کنون مشکلات جانبازان و خانواده های آن ها رو به افزایش است. با گذشت 28 سال از آغاز جنگ ایران و عراق هنوز جانبازان و خانواده های آنان با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می کنند. با در نظر گرفتن مشکلات و آمارهای رو به افزایش این مشکلات، لزوم توجه جدی به این معضل احساس می شود. از سوی دیگر آموزشهای خانواده یکی از اولویتهای پژوهشی بنیاد جانبازان است که این پژوهش می تواند مورد استفاده آن ها و خانواده ی جانبازان قرار گیرد.
همچنین پژوهشهای بسیاری حمایت تجربی قابل توجهی را برای اثرمندی رویکردهای مختلف زوج درمانی در درمان ناهماهنگی های زناشویی فراهم می سازند.
از ضرورتهای این پژوهش می توان موارد ذیل را نام برد:
- ارتقاء بهداشت روانی خانواده های شاهد و ایثارگر
- کاهش اختلالات روانی در سطح جامعه
- پایین آوردن میزان طلاق و عوارض ناشی از آن در خانواده های جانبازان
- کوتاه مدت بودن رویکرد مورد پژوهش
و ...
3. 1 هدف تحقیق
هدف این پژوهش عبارت است از:
«تعیین میزان اثربخشی روش آموزش دلگرم سازی شوانکر بر سلامت روانی و رضایت زناشویی همسران جانبازان».
4. 1 فرضیه های تحقیق
فرضیه های اصلی:
1- آموزش همسران جانبازان با رویکرد شوانکر رضایت زناشویی آن ها را افزایش میدهد.
2- آموزش همسران جانبازان با رویکرد شوانکر سلامت روانی آن ها را افزایش می دهد.
فرضیه های فرعی:
1- آموزش همسران جانبازان با رویکرد شوانکر علائم جسمانی آن ها را کاهش می دهد.
2- آموزش همسران جانبازان با رویکرد شوانکر مشکلات خواب و اضطراب آن ها را کاهش میدهد.
3- آموزش همسران جانبازان با رویکرد شوانکر کارکردهای اجتماعی آن ها را افزایش می دهد.
4- آموزش همسران جانبازان با رویکرد شوانکر افسردگی آن ها را کاهش می دهد.
5. 1 تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی طرح
1. 5. 1 دلگرم سازی:
1. 1. 5. 1تعریف نظری: دلگرم سازی همه ی آن چیزی است که از یک فرد انسان دیگری با این مشخصات می سازد: احساس بهتر، کارکردهای مؤثرتر، غلبه مؤثرتر بر مشکلات،
اعتماد به نفس بالاتر، داشتن رغبت بیشتر برای مشارکت در امر سلامت دیگران و به طور کلی جامعه. فرد احساس می کند به قدر کافی انسان خوبی است و توسط دیگران پذیرفته شده است و همواره احساس می کند که: «من می توانم» (شوانکر، 1991).
2. 1. 5. 1تعریف عملیاتی: فرایندی است که با استفاده از جلسات آموزشی شوانکر طی 10 جلسه سعی در افزایش وتقویت آن داریم (به پیوست مراجعه شود).
2. 5. 1 سلامت روانی:
1. 2. 5. 1تعریف نظری: شامل شرایطی است که سطوح بالایی از نشانه های سلامت هیجانی (رضایت خاطر وشادی بالا)، پذیرش خود، رشد شخصی، هدفمندی در زندگی، تسلط بر محیط، حس تعلق وتعامل عاطفی را در برمی گیرد (کریمی زاده، 1384). مشخصه ی آن نداشتن اضطراب و نشانگان مختل کننده ی زندگی و ظرفیت ایجاد رابطه ی حسنه و رضایت بخش با دیگران وظرفیت مقابله ی مناسب با تنیدگیها و تناقضهای زندگی می باشد (کورسینی، 1999 به نقل از اسدی، 1382).
2. 2. 5. 1تعریف عملیاتی: نمره ای که فرد در آزمون سلامت عمومی GHQ کسب میکند.
3. 5. 1 رضایت زناشویی[6]:
1. 3. 5. 1 تعریف نظری: به اعتقاد هیلمن (1994) رضایت زناشویی به رویدادهای مثبت یا منفی کلی که زوجین درمورد رابطه شان احساس می کنند، اشاره دارد که این رویدادهای مثبت یا منفی را با عناوین مختلفی نظیر خشنودی رابطه، سازگاری رابطه و احساسات رابطه می نامند (هالفورد[7]، 1384 به نقل از هاشمی، 1385).
2. 3. 5. 1 تعریف عملیاتی: در این پژوهش رضایت زناشویی نمرهای است که فرد درآزمون اینریچ[8] 47 سئوالی کسب می کند.
4. 5. 1جانباز:
1. 4. 5. 1 تعریف نظری: جانباز یعنی کسی که جان خود را فدا می کند یا کسی که جان خویش را در معرض خطر می اندازد (معین، 1375).
2. 4. 5. 1 تعریف عملیاتی: به فردی اطلاق می شود که در طول مدت جنگ (یا دوران انقلاب) به علت حضور در یکی از مناطق جنگی یا سایر مناطق، توسط یکی از انواع سلاحهای جنگی یا ضربات وارده دچار مجروحیت شده باشد. جانبازان بسته به عامل مجروحیت یا ناحیه ی مجروحیت به گروههای زیر تقسیم می شوند:
- جانبازان مصدوم شیمیایی که به وسیله ی گازهای شیمیایی دچار مصدومیت شده اند.
- جانبازان عصبی روانی که به علل مختلف از جمله موج انفجار سلاحهای مخرب،
شکنجههای جسمی و روحی، مشاهده ی حوادث ناگوار و ضربه زننده، تحمل فشارهای شدید و ... به انواع مختلف اختلالات روانی مبتلا شده اند.
- جانبازان ضایعه ی نخاعی که از ناحیه ی نخاع شوکی به طور کامل یا نسبی آسیب
دیده اند.
- جانبازان با نقایص یا با ترکیبی از آسیبها و صدمات جسمی و روحی.
5. 5. 1 همسر جانباز:
به زنی گفته می شود که همسر شخص جانباز بوده و در کنار وی دارای زندگی مشترک باشد.
1. 2مبانی نظری رویکرد آدلر
آدلر یک روانشناس فردنگر است که معتقد است وراثت و محیط عوامل جبری زندگی نیستند و این دو تنها چارچوبی را فراهم می کنند که فرد با خلاقیت خود به آن ها پاسخ می دهد.
شهرت آدلر بیشتر به دلایل زیر است:
1- عقدهی حقارت 2-تاکید او برکیفیت محیط خانواده و روابط اجتماعی فرد
3- مفهوم علاقهی اجتماعی[9] 4- مفهوم تعرض مردانه (نرنیه نمایی)[10]
5- تاکید بر خود آگاهی انسان 6- من خلاق و.....
زندگی از نظر آدلر، شدن است نه بودن. او جبرگرا نیست و از دیدگاه او انسان به شیوهی خاص خود به زندگی معنی و مفهوم می بخشد. از نظر او هر فرد، موجودی اجتماعی است نه زیستی.
نظریهی آدلر از عناوین کلی زیر تشکیل شده است:
1- هدف گرایی تخیلی[11]
2- تلاش برای توفق و برتری[12] یا کمال[13]
3- احساس حقارت[14] و مکانیزم جبران [15]
4- علاقهی اجتماعی
5- سبک زندگی[16]
6- من یا خود خلاق
آدلرگراها روان درمانی را شامل 4 مرحله می دانند:
1- ایجاد ارتباط: درمانگران آدلری برای ایجاد رابطهی خوب در مقابل هم می نشینند و صندلی های خود را در یک سطح قرار می دهند. آن ها به بیمار می فهمانند مسئول اعمال خودش است و مشکلاتش به خاطر ادراکهای غلط است، بیمار هم سعی می کند ادراکهایش را تغییر دهد. مصاحبه و ارتباط براساس علائق و احترام متقابل و مشارکت در کشف و درک چیزها در ارتباط مطرح می شود. از لحظه ای که بیمار وارد می شود، حالتها و نشستن او و بیانش همه به شناخت درمانگر کمک می کند.
2-ارزیابی سبک زندگی فرد: در اینجا بررسی خاطرات اولیه و منظومه ی خانواده ی فرد ضروری است. در درمان باید هدفها خوب تنظیم شود و گرنه امکان پیشروی را از بین می برد. درمانگر باید سبک زندگی بیمار را بشناسد و علاوه برآن چگونگی تاثیر سبک زندگی بر کارکرد موجود بیمار را با توجه به تکالیف زندگی ببیند.
3- تعبیر و تفسیر و ازدیاد بینش: درک متقابل در مورد باورها، انگیزه ها و جهت گیریهای مراجع.
4- بازجهت دهی و بازآموزی: برای تسهیل آن می توان علاقهی اجتماعی و دلگرم سازی را تقویت کرد. جهت گیری برای تقویت قابلیتها و استعدادهای مثبت زندگی است. ما باورهای غلط را یا خودمان ساختیم و یا از دیگران یاد گرفتیم. در اینجا روشهایی را یاد می گیریم تا خود و دیگران را بشناسیم و در نتیجه فردی امیدوار، خوش بین و با اعتماد به نفس شویم.
به طور خلاصه درمان و فرایند تربیتی آدلر هدفهای زیر را دنبال می کند:
1- پروراندن علاقهی اجتماعی
2- کاهش احساس کهتری، غلبه بر ناامیدی، تشخیص و استفاده از منابع درونی
3- تغییر سبک زندگی یعنی ادراکها و هدفها. هدف درمان تبدیل اشتباههای بزرگ به اشتباههای کوچک است.
4- تغییر ارزشها یا انگیزه های غلط
5- دلگرم سازی به افراد برای درک برابری انسانها
6- کمک به فرد تا به انسانی مشارکت جو تبدیل شود. این بیماران در نهایت امیدوار،
خوش بین و دارای اعتماد و شهامت می شوند (علیزاده، 1383).
از مفاهیم دیگر نظام آدلر می توان رویاها، خاطرات اولیه، ترتیب تولد و دلگرم سازی را نام برد .
1. 1. 2 دلگرم سازی
برای این اصطلاح ترجمه های مختلفی وجود دارد: تهییج، دلگرمی، شجاعت دهی،
جرأت بخشی، قوت قلب و انگیزه دهی.
براساس اصول روانشناسی فرد نگر، هدفهای آموزشی دلگرم سازی عبارت است از:
افزایش احترام به خود، اعتماد به نفس و مهارتهای اجتماعی. دلگرم سازی، اعتماد به نفس و احساس فرد را نسبت به خودش تقویت و بهبود می بخشد و این کلید توسعه و تحول فردی است. بر اثر دلگرم سازی، فرد احساس تعلق و رغبت بیشتر و سودمندی برای جامعه می کند. اغلب دارای اهداف اجتماعی است و بیش از مثبت بودن صرف است و فقط انکار و سرکوبی ابعاد منفی زندگی نیست. دلگرم سازی توجه توامان به ابعاد مثبت و منفی زندگی است.
ناکامل بودن بخشی از وجود انسان است و این امر شرم آوری نیست. وقتی فرد برای غلبه به نقصهایش تلاش می کند و می خواهد کامل باشد به خودی خود چیز بدی نیست. ولی وقتی این نگرش تبدیل به این شود که فرد تنها زمانی انسان خوب است که کامل باشد و کارهایش بدون نقص باشد اثرات نامطلوبی دارد و منجر به احساس حقارت می شود. بنابراین آنچه ضروری است«شهامت ناکامل بودن»[17] است. رشد و تحول فرد قویاً با اشتباه کردن و آموختن از خطاها مرتبط است و این ها تجارب ارزشمندی هستند. امروزه مردم به جای تاکید بر نقاط قوت همدیگر بر روی ضعفها و خطاهای هم تاکید می کنند و فکر می کنند این باعث بهتر عمل کردن دیگران است در حالی که این اشتباه است، بسیاری از مردم در طول زندگی با دلگرم سازی روبرو نمی شوند و زندگی شان پر از احساس حقارت است و آن را به شغل، ازدواج، روابط دوستانه، محل کار و به طور کلی به تمام زندگی شان تسری می دهند.
آن ها متقاعد شده اند که به اندازهی کافی افراد خوبی نیستند وتنها زمانی خوبند که از خواهر و برادر خود بهتر، باهوش تر، لاغرترو.... باشند. آن ها معتقدند به چیزی تعلق ندارند. این یاس ودلسردی باید به وسیلهی دلگرم کردن آن ها از بین برود تا آن ها زندگی سالم تری داشته باشند.
برای دلگرم سازی می توان به 10 مهارت اشاره کرد:
1- اظهار علاقه به دیگران
2- گوش دادن فعالانه و با دقت و توجه کامل
3- نشان دادن اشتیاق
4- شکیبایی و صبور بودن
5- به کاربردن لحنی دوستانه هنگام صحبت
6- نشان دادن حالات دوستانه در چهره
7- استفاده از قالب بندی مثبت برای مشاهده و ارزیابی رفتار
8- شناسایی تلاشها و پیشرفتهای دیگران
9- به کاربردن تماسهای بدنی و لمسی (مانند قراردادن بازو روی شانه ی دیگری برای ابراز حمایت)
10-قاطع بودن واظهار وجود کردن ( باهلمن ودینتر،2001).
آدلری ها دلگرم سازی را به منزلهی مثلثی با سه ضلع نابرابر می دانند، این سه ضلع عبارتند از: روابط اجتماعی، آموزش و درمان و انسان را در این سه حوزه دلگرم میکنند. آن ها معتقدند هر چه بیشتر دیگران را دلگرم سازیم، خودمان نیز بیشتر احساس دلگرمی خواهیم کرد، چرا که با کمک به دیگران برای بهتر شدن، خود نیز احساس بهتری خواهیم داشت (موزاک و میانیاچی،1999 به نقل از هاشمی، 1385). همان طور که گیاه به آب و خاک نیاز دارد ما هم به دلگرم شدن توسط دیگران نیازمندیم.
گفته شد که از دیدگاه آدلر گراها فرد بیمار دلسرد و مأیوس است، برای این که این دلسردی از بین برود باید از دلگرم سازی در روند درمان استفاده کرد. فرد دلگرم کننده استعدادهای دیگران را کشف میکند و سپس آن ها را منعکس میکند. در رابطهی درمانی پیش بینی موفقیّت نقش مهمی دارد. آدلرگراها به تحلیل مشکل بسنده نمی کنند، بلکه استعدادها وتوانایی بیمار را به او پسخوراند میدهند. در رابطهی درمان تلاش میکنند فرد به خود و توانایی هایش اعتماد کند وتوانایی هایش را به کار گیرد و عزت نفس و احساس ارزش درونی اش افزایش پیدا کند. باید به جای ناتوانی ها و نقصها به فرد کمک کنیم برتوانایی ها وداشته هایش تاکید داشته باشد و به رغم موانعی که در راهش وجود دارد به سمت جلو حرکت کند. در این روش به فرد کمک میشود تا در سبک زندگی اش تغییر ایجاد کند و به بهبود روابط خود و دیگران کمک کند.
در این روش حتی اگر فرد احساس می کند که نمی تواند موفق شود، درمانگر باید او را دلگرم سازد که او میتواند نگرش هایش را تغییر دهد و پیشرفتش امکان پذیر است. این فرآیند در سراسر درمان ادامه دارد. به فرد آموزش داده میشود نیمهی پرلیوان را ببیند. از دیگر راهها برای دلگرمی تلاش برای برنامه ای است که فرد از آن می ترسیده یا نمی داند که در آن قرار دارد. عدم دلگرمی در افراد باعث فقدان اعتماد و بدبینی میشود. افراد دلگرم افرادی پذیرا و با مسئولیت هستند.
مهمترین منبع دلگرم سازی برای هر فرد، خانواده است ،اگر افراد خانواده دلگرم باشند، کودکان آن ها نیز به همین طریق رشد پیدا میکنند و نکات مثبت دیگران را بیشتر می بینند و به دیگران عشق می ورزند و برعکس در خانواده هایی که عدم دلگرمی در آن ها موج می زند، افراد خانواده هم همین گونه رشد می کنند و به دنبال عیب جویی در خود و دیگران هستند. همکاری، ارتباط، قدردانی و سپاس و... از ویژگیهای خانوادههای دلگرم است . پیامهای مأیوس کننده در این خانواده ها بسیار کم شنیده میشود.
1. 1. 1. 2 رفتارهای دلگرم زدا در خانواده
اکستاین رفتارهای بارز عدم دلگرم سازی در خانواده را به 4 دسته تقسیم میکند:
1-اثر مداد قرمز
اعضای خانواده مدام همدیگر را به خاطر خطاها سرزنش میکنند و فرد خاطی مدام درگیر این سرزنشهاست و نمی تواند به جنبه های مثبت زندگی توجه کند(فتحی،1386).
2-اثر طرح عمودی در مقابل طرح افقی
طرح افقی دلگرم کننده است ولی طرح عمودی عدم دلگرمی را در بر میگیرد. در طرح افقی تساوی و پذیرش همهی اعضای خانواده و رعایت شأن اعضا مطرح است. در طرح عمودی خود خواهی بسیار بارز است. با برچسبهای برتر وکهتر، نگرش مذهبی، نژادی و جنسیتی در طرح عمودی روبرو میشویم.
3-کمال گرایی افراطی
تصور عدم اشتباه در یک خانوادهی موفق منجر به بروز سرزنشهای دائمی و تلاش برای کشف نقاط ضعف همدیگر میشود.
4-چسبیدن به الگوهای کهنه
کودکان در زندگی رویدادهای فراوانی را مشاهده میکنند و نتایجش را به موقعیتهای مشابه تعمیم می دهند. بعضی از این تعمیم ها نادرست است، ولی طبق عادت سالیان سال ادامه
می یابد و فرد طی سالها هیچ گونه تغییر مثبت و پیشرفتی نمی کند.
علاوه بر رفتارهای خانواده، شیوه های تربیتی والدین هم میتواند عدم دلگرمی را برای بچه ها بوجود بیاورد. والدین خود کامهی مستبد، والدین سهل گیر و والدین طرد کننده با رفتارهای خود دلگرمی را در بچه هایشان از بین میبرند.
والدین مستبد و خودکامه با کنترل بیش از حد بر انضباط، پیروی بی چون و چرا از مقررات و تنبیه سخت تاکید میکنند. کودکان این والدین معمولاً زودرنج و بی تابند و اثری از
اعتماد به نفس در این کودکان دیده نمی شود.
والدین سهل گیر با آزاد گذاشتن فراوان کودک، کودکانی خودخواه، پرتوقع، خواهان توجه و محبت دیگران بار می آورند. کودکان آن ها در برابر برآورده نشدن خواسته ها بیصبر و پرخاشگر هستند و دچار بی تابی و اندوه می شوند. این ها هم از عدم اعتماد به نفس رنج
می برند.
والدین طرد کننده گاه با بی توجهی و گاه با خصم با کودکان خود برخورد می کنند. عدم احساس امنیت و نگرانی و پریشانی و رفتارهای ضد اجتماعی از ویژگی های این کودکان است. هیچ یک از این سه دسته والدین دلگرمی را در بچه های خود ایجاد نمی کنند.
برخلاف این سه دسته، والدین دلگرم کننده نه کنترل افراطی دارند و نه سهل گیری افراطی. مدیریت توأم با احترام در این خانواده وجود دارد. والدین، کودکانی با مسئولیت، راستگو، رک و قابل اعتماد پرورش می دهند. این کودکان از اموال خود و دیگران به خوبی نگهداری می کنند و دارای اعتماد به نفس و دلگرمی هستند (احدی وبنی جمالی،1383).
2. 1. 1. 2 خود دلگرم سازی
همان طور که دلگرم کردن دیگران مهم است، دلگرم ساختن خود نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. برای دلگرم ساختن دیگران ابتدا باید به دلگرمی خود بپردازیم. باید خودمان و تلاشهایمان را باور داشته باشیم و برای آن ها ارزش قائل باشیم. ایمان و اعتماد به خود تنها راه تغییر است. تا این حس را در خود به وجود نیاوریم نمی توانیم به دیگران یاد دهیم.
مک کی برای خود دلگرم سازی 6 گام را بیان کرده است:
گام اول: پذیرش خود: با پذیرش خود متوجه می شویم که میتوانیم از این که هستیم بهتر باشیم.
گام دوم: توجه به کارهای مثبت خود
گام سوم: قدردانی از خود به خاطر تلاشهایمان
گام چهارم: استفاده از شوخی طبعی برای دلگرمی خود
گام پنجم: ایمان به خود و توانایی های خودمان
گام ششم: ارتباط با افراد دیگری خارج از خانواده ( مک کی،2004 به نقل از هاشمی،1385).
3. 1. 1. 2 آموزش دلگرم سازی شوانکر
تئو و آنتینیو شوانکر بر اساس اصول روانشناسی فرد نگر در اواخر دهه 1980 برنامه آموزشی خود را توسعه دادند. آن ها در طی سالها تجربه اندوزی در کار با گروهها و افراد مختلف دریافتند که دلگرم سازی پایهی هر فرآیند تحولی است و در کمک ها و درمانهای روانشناختی از اثرگذاری بالایی برخوردار است. بنابراین آن ها این مفهوم را توسعه دادند و مفاهیم نظری را به روشهای علمی و تجربی تبدیل کردند. مفهوم آموزش دلگرم سازی شوانکر توسط مربیان دلگرم سازی که به مدت دو سال در انستیتوی آدلر- دریکارس واقع در زانترباخ آلمان آموزش دیده اند، توسعه یافته است. دورهی آموزشی مربیان شامل 5 آخر هفته بود که دروسی به آن ها تدریس می شد و مورد تمرین قرار میگرفت. علاوه بر این مبانی روانشناسی فردنگر نیز به
آن ها آموزش داده می شد. همچنین به شرکت کنندگان تکالیفی برای خانه ارائه می شد. این تکالیف شامل دو بخش بود: بخش اول آموزش دادن به گروهی از افراد است. بخش دوم تمرین 10 مهارت دلگرم سازی که در صفحات قبل توضیح داده شده بود. هر دو هفته یک بار، یک شرکت کننده، یکی از 10 مهارت را انتخاب میکند و سعی میکند در تمرینهایش آن را به صورت آگاهانه بیشتر از دیگر مهارتها انجام دهد و دربارهی نتایج تجربیاتش گزارش کوتاهی بنویسد. علاوه بر این دوره در طول 2 سال، افراد آموزش دیده برای مدت 4 هفته
(هریک ترم) در گروههای آموزشی پیشرفته توسط شوانکر شرکت می کنند.
امروزه این برنامه در آلمان، اتریش و هلند تدریس و مورد استفاده قرار می گیرد. آموزش دلگرم سازی برای زوجین، والدین و افراد شاغل در بخشهای آموزشی و تربیتی کاربرد دارد. در طی این آموزشها به این نتیجه می رسند که آموزشها کاملاً در دسترس و ساده است و به راحتی یاد گرفته میشود.
در مباحث نظری، آموزش دلگرم سازی به افزایش شهامت منجر خواهد شد و بیشتر از همه باعث جرأت برای ناکامل بودن است. دلگرم سازی بیشتر به احساس کفایت بالاتر منجر
می شود و به فرد کمک میکند تا راههای موثری برای مقابله با مشکلات و کاهش تنشهای جسمانی و شکایات روانشناختی بیابد. علاوه بر آثار فردی ، افزایش جرأت و بهبود روابط و افزایش تعاملها از دیگر آثار این آموزش است.
آموزش شوانکر شامل 10 ملاقات هفتگی است. هر جلسه در حدود 1 ساعت و نیم و متشکل از حداقل 4 الی 5 و حداکثر 10 نفر است. هدف آموزش، آموزش دلگرم سازی به خود و دیگران است. در ابتدا عمدتاً به دلگرم سازی خویشتن و سپس دلگرم سازی دیگران تأکید
می شود. هریک از جلسات مطابق یک ساختار معین که «مدل گامهای 6 گانه[18]» نامیده میشود، سازماندهی شده است. گام اول آرام سازی است، گام دوم بازخوردی از مطالب جلسه ی قبل، گام سوم دادن اطلاعات در مورد موضوع جلسه، گام چهارم ارائهی یک تمرین، گام پنجم ارائه تمرین برای خانه و گام ششم تمرین آرام سازی دوباره است. در هر جلسه این 6 گام تکرار می شود. محتوای هر 10 جلسه در پیوست الف به تفصیل ارائه شده است.
این آموزش برای کاربردهای کلینیکی و افراد کاملاً بیمار هدف سازی نشده است. در واقع این آموزش برای افرادی است که در جامعه کم یا زیاد کارکرد اجتماعی دارند. با این حال یک مشاور می تواند از این آموزش برای درمانهای بالینی استفاده کند. هنگامی که عدم وجود دلگرمی، اساس و منبع تردیدها، افسردگی و اشکال دیگر رفتارهای زیان بار است،
دلگرم سازی میتواند ترمیم کنندهی این رنج ها باشد. همچنین یک مورد دیگر برای استفاده درمانی از این روش در مورد مراجعانی است که درمانهای بالینی خود را با موفقیت به پایان برده باشند. آموزش دلگرم سازی اگر بخواهد برای کودکان استفاده شود بدین شکل که گفته شد، مناسب نیست و باید کمی تغییر شکل داد. تورک[19] (1990) یک برنامه ی«کودکان با دلگرمی[20]» برای کودکان دبستانی شکل داد و دید روابط دوستانهتر میان کودکان با هم و با معلمانشان شکل گرفته است. مطابق تمام گفتارهایی که گفته شد، این آموزش برای پیشگیری طراحی شده است. با اشاعهی فلسفه ای که در پس این آموزش است نتایج مهمی حاصل
میشود که کوشش مثبتی برای سلامت عمومی است (شوانکر، 1991 به نقل از باهلمن ودینتر،2001).
2. 2 خانواده
خانواده یکی از اصلیترین رکنهای جامعه است. دستیابی به جامعهی سالم در گرو سلامت خانواده است و سلامت خانواده مشروط به سلامت روانی افراد و داشتن رابطههای مطلوب با یکدیگر است. سالم سازی اعضاء خانواده، اثرهای مثبتی را در جامعه به دنبال دارد. همسرگزینی از نخستین تعهدهای عاطفی و قانونی افراد و از تصمیمهای مهم زندگی است.
با وجود پیامدهای مثبت ازدواج، شواهد گویای آن است که زوجها برای برقراری و حفظ روابط صمیمی به مشکلات شدید گرفتارند و در بیشتر اوقات به کمک متخصصی نیازمندند (پورعابدینی نائینی و منشئی، 1380).
ازدواج نخستین پیمان عاطفی و قانونی در زندگی است و گزینش همسر یکی از مهمترین تصمیمات ما در زندگی است. ازدواج نشانهی بالیدگی و پیشرفت شخصی است و قراردادی رسمی برای پذیرش یک تعهد متقابل جهت زندگی خانوادگی است. ازدواج یک نیاز فطری و ضرورت حیات اجتماعی و بستر آرامش و رشد و شکوفایی وجود انسان است.
مهمتر از تشکیل خانواده، داشتن خانوادهای سالم است. انتقال فرهنگ و تمدن از طریق خانواده است. خانواده اولین نظام اجتماعی است که فرد در آن زندگی میکند و یکی از مهمترین نهادهای مؤثر در تربیت و رفتار انسان و تکیهگاه و کانون تسکین فشارهای روانی و راهگشای رشد و شکوفایی است. تمدن انسانی از دل خانواده سر برمیآورد. خانواده نه تنها در رشد تک تک اعضاء مؤثر است، بلکه میتواند جامعه را سالم بسازد، چون کوچکترین جزء اجتماع است و هنگامیکه اجزاء سالم باشد، کل جامعه هم سالم میشود. خانواده پایهگذار شخصیت و ارزشهای فرد است و در تعیین سرنوشت فرد نقش مهمی دارد. سلامت روانی به سلامت عاطفی انسان وابسته است و سلامت عاطفی هم از طریق خانواده فراهم میشود. در خانوادهای که عشق و علاقه به اندازه ی کافی تبادل میشود، سلامت روانی هم تا حد زیادی تأمین میشود (کمالینسب، 1385).
رکن اصلی خانواده، زندگی مشترک زناشویی است و رابطهی سالم زناشویی امکان رشد را برای فرزندان فراهم میکند. زن در نقش همسر ایجاد کنندهی خانهای گرم و با محبت و مرد به عنوان شوهر مستحکمکنندهی پایههای اجتماعی و اقتصادی است. میتوان گفت ریشهی مشکلات روانی، خانواده است. آمارها نشان میدهد با گذشت زمان مشکلات خانوادهها و آمار طلاق رو به افزایش است. کاهش و فقدان رضایت زناشویی یکی از مهمترین علل مراجعه ی زوجها به مشاوران و درمانگران خانواده است. اگر روابط زناشویی سست باشد، پایههای خانواده هم لرزان و ضعیف میشود. زوجی که خودشان مشکل دارند، سخت است که والدین خوبی باشند.
رابطهی زناشویی باید بر اساس اطمینان و احترام باشد. شکستها در زندگی در اغلب موارد به دلیل نداشتن اطلاعات کافی و برنامهی عملی برای تغییر است. ادارهی زندگی نیازمند دانش کافی است و باید آن را در جایی آموخت. آموزش خانواده در دنیای امروز ضروری است و میتواند علاوه بر بهبود زندگی، بسیاری از مشکلات را پیشگیری کند. برای داشتن روابط خوب باید مدام تلاش کرد.
بیشک هر انسانی دوست دارد در زندگی زناشوییاش خوشبخت باشد. هرچقدر هم زوجین از هم راضی باشند، ممکن است با هم اختلاف نظر پیدا کنند. برای شاد بودن باید راه
حل و فصل اختلاف نظرها را پیدا کرد.
یکی از دلایل عدم حل مشکل زوجین، ندانستن مشکلشان است. بهترین راه این است که به جای راه حل کمک کنیم مشکلشان را بشناسند.
جکوبسون[21] و مارگولین[22] (1979) روند مشکلگشایی را به دو مرحله متمایز تقسیم کردند:
الف) شناسایی مشکل ب ) حل مشکل
هریک از این دو مرحله را به زیرمرحلههایی میتوان تقسیم کرد:
الف) شناسایی مشکل شامل سه مرحله است:
1. انتخاب زمان و مکانی مناسب برای مشکلگشایی
2. ثبت موارد اساسی مطرح شده در جلسههای مشکلگشایی
3. بهرهمندی از صراحت در تعریف مشکل
ب ) حل مشکل شامل شش مرحله است:
1. پذیرش مشکل و اقدام برای دستیابی به راه حل
2. وضوح هدف
3. ملاحظهی فراگیرترین راهحلهای ممکن
4. انتخاب یک راهحل همراه با سازش فکری
5. آزمودن راهحل، گردآوری دادهها و ارزیابی پیامد کار
6. اصلاح، بازنگری و مذاکرهی مجدد در روابط (برنشتاین[23] و برنشتاین[24]، 1380).
روابط ضعیف والدین تأثیر مستقیمی بر روی فرزندان دارد. فرزندانی که احساس میکنند والدین آنها روابط خوبی با هم دارند احساس شادمانی میکنند. برعکس، والدینی که دائم سرگرم مشکلات خویش هستند، این تصور را در فرزندان خود بوجود میآورند که والدین علاقهای به آنها ندارند. هرچه درگیری زناشویی شدت یابد، حلقهی روابط بد خانوادگی هم رشد پیدا میکند و در اینجا یک فرآیند «دور باطل[25]» شکل میگیرد (هارلوک، 1975 به نقل از برجعلی، 1378).
در اختلافات و ناسازگاریهای زناشویی عوامل درون فردی و بین فردی نقش دارند. عوامل بین فردی شامل: کاهش منفعتهای هیجانی از ازدواج، ارتباط نامناسب بین زوجین، عدم تعامل بین زوجین، عدم توافق درباره ی نقشها، نبود صمیمیت (جنسی، هیجانی، هوشی، معنوی و ...)، عدم توافق در انتظارات، عقاید و استانداردها، ناهمسویی تبادلات اجتماعی و اهداف متناقض، میشود. عوامل درون فردی شامل منفینگری، عدم توانایی جهت اصلاح و یا حل مشکل، کاهش عفو، بخشش و توافق، کنارهگیری و عقبنشینی، سطح بالای خشونت و سطح پایین رفتارهای حمایتی میشود (حیاتی، 1386).
خانواده درمانی کمک میکند زوجین از رفتار ضعیف خودآگاهی پیدا کنند. با اینکه جامعهی سالم در گرو خانوادهی سالم است، به دلایل متعددی چون گذر از سنت به مدرنیته، تغییر نظام خانوادهها، سست شدن روابط عاطفی، کارآمد نبودن الگوهای ارتباطی و کنترلی والدین، افزایش طلاق، مهاجرت، فشارهای شغلی و اجتماعی و ... مشکلات خانوادگی و زناشویی افزایش یافته است. این عوامل در سطح کلان موجب شدهاند خانواده یک نظام هدفمند نباشد. در چنین شرایطی، حضور و مداخلهی متخصصی که در زمینهی حل تعارضهای زناشویی آگاه باشد، اجتنابناپذیر است (کیمیایی و باقریاننژاد، 1384).
3. 2 رضایت زناشویی
رضایت زناشویی احساس لذت و خشنودی و رضایت در تمام جنبههای روابط زناشویی است. رضایت زناشویی حالتی از رضایت و خشنودی است که از جنبهی درون فردی، تجارب ذهنی خوشایند و از جنبهی میان فردی، هماهنگی میان انتظارات یک طرف با رفتارهای طرف مقابل است که در زمینههای گوناگون چون سبک زندگی، ارتباط، رابطهی جنسی، درآمد، تصمیمگیری، وقت آزاد یا دوستان وجود دارد (نظری، 1385 به نقل از محمدزاده، 1387).
1. 3. 2 عوامل مؤثر بر رضایت زناشویی
یکی از عوامل مهم رضایت زناشویی، ارتباط صمیمانه بین زوجین است و برای داشتن این ارتباط صمیمانه باید در افکار هم شریک باشیم، به همدیگر بازخوردهای مثبت بدهیم و از همدیگر قدردانی کنیم.
پذیرا بودن، ایمان و اعتماد به همدیگر، شناخت نقاط مثبت همدیگر، صبور بودن، اظهار
علاقه کردن، شناسایی تلاشهای همدیگر و ... (همگی از مهارتهای دلگرمسازی است که به تفصیل ارائه شد) از عوامل مؤثر بر رضایت زناشویی است.
| دسته بندی | حقوق |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 152 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 236 |
مقدمه
با وقوع انقلاب اسلامی در بهمن ماه 57 و در راستای اعمال اصل چهارم قانون اساسی،[1] قانون مجازات عمومی مصوب 1352 حذف و قانون مجازاتی براساس احکام دین اسلام در کشور، تنظیم شد .با ملاحظه قوانین کیفری تنظیمی بعد از انقلاب، در خواهیم یافت که منبع اصلی قانونگذار در تدوین قوانین کیفری، قول مشهور فقها و به ویژه قول حضرت امام خمینی (ره) در کتاب «تحریرالوسیله»بوده است . یکی از مواد قانونی که به منظور اسلامی کردن قوانین کیفری، عینا از فقه وارد قانون مجازات اسلامی شده ،ماده 630قانون مجازات اسلامی است . این ماده قانونی که در قانون مجازات عمومی سابق ( قبل از انقلاب ) به نحو دیگری ( ماده 179 قانون مجازات عمومی مصوب 1352)[2] وجود داشت ولی در قانون حدود و قصاص مصوب بعد از انقلاب و نیز قانون تعزیرات مصوب سال 1362 بدان شکل، مشخصا نیامده بود، در قانون مجازات اسلامی و بخش تعزیرات مصوب 1375 مجدداً احیا شد .[3]
ماده 630 ق.م .ا که از آن به «قتل در فراش» نیز تعبیر می شود بیان می دارد « هرگاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن داشته باشد می تواند در همان حال آنان را به قتل برساند و در صورتی که زن مکره باشد فقط مرد را می تواند به قتل برساند . حکم ضرب و جرح در این مورد نیز مانند قتل است. »
سابقه تاریخی حکم موضوع ماده 630 و عمر دیرپای این حکم در جوامع بشری، رویکرد دوگانه مقنن جمهوری اسلامی ایران و حذف حکم موضوع این ماده بعد از انقلاب و احیای مجدد آن در سال 1375 و اختلاف نظر شدیدی که در این زمینه بین فقهای اسلامی وجود دارد، ذهن را به خود جلب می نماید و وا می دارد که علت این رویکرد دوگانه مقنن و این همه اختلاف نظر در بین فقها را بشکافد و در واقعیت امر تحقیق کند.
تعصبات شدید ناموسی در کشورمان، امکان استفاده یا سوءاستفاده از حکم موضوع از سوی مرد ایرانی و همینطور جزئی بودن موضوع که این امکان را به وجود می آورد که از جنبه های مختلف به بحث و بررسی پیرامون آن پرداخت و کاری نسبتا جامع ارایه داد از مهمترین انگیزه هایی است که تحقیق پیرامون این ماده را تقویت می نماید . در این تحقیق سعی می شود تا ضمن تبیین شرایط معافیت از مجازات و مقایسه دو ماده 630قانون مجازات اسلامی و 179 قانون مجازات عمومی از این حیث،حکم مشابه به این ماده در چند کشور نیز مورد بررسی قرار گیرد . همچنین در بیان مبنای حکم دو ماده یاد شده از طرف فقها عظام و حقوقدانان نظرات متفاوتی ارائه شده است که به بررسی و تحلیل هر یک از این تئوری ها و نظرها پرداخته می شود. ضمن اینکه در بخش حقوقی به دلیل اهمیت و ارتباط موضوع با مباحث «دفاع مشروع» ،«عوامل موجهه جرم» ،«معاذیر قانونی» و «کیفیات مخففه قضایی» تحقیق نسبتا جامعی صورت می گیرد.
الف ) بیان مسئله و ارائه فرضیه :
ماده 630 به مرد اجازه داده است در حالی که همسر او با مطاوعه به عمل زنا با مرد اجنبی در حال ارتکاب زنا است آن دو را بکشد . حال مبنای توجیه این مجوز چیست ؟ این مجوز که قائلین به آن ذکر کرده اند به شرح ذیل است:
1- مبنای معافعیت از مجازات به دلیل حاکمیت قاعده دفاع مشروع است. ( علل موجهه).
2- عدم مسؤولیت مرد به دلیل ایجاد حالت روانی و عدم اراده لازم برای مسؤولیت است ( معاذیر قانونی )
3- این حکم در فقه اسلامی نیز سابقه دارد ولی معافیت مرتکب و عدم مسؤولیت وی مستلزم اثبات ادعای اوست .
ب ) هدف تحقیق :
تبیین و توضیح نظریات مختلف فقهی و حقوقی در باب حکم ماده 630 ق.م.ا که در واقع این نظریات توجیه کننده حکم ماده مذکور بوده و مبنای فقهی آن به شمار می روند.
از سوی دیگر با توجه به اینکه این موضوع در مقررات عرفی هم دارای سابقه است نظریات حقوقدانان را در مورد ماده 179 قانون مجازات عمومی بررسی و سپس آنها را با مقررات جدید و نظرات فقهی مقایسه خواهیم کرد.
در بیان نظرات فقهی و مستندات روایی، روایات وارده در این باب که توسط فقهای امامیه و اهل سنت مورد استفاده قرار گرفته است را به تفضیل بیان کرده و اقوال مختلف فقهی و دیدگاه فقها پیرامون حکم را توضیح می دهیم.
بنابراین هدف از تحقیق، تشریح مبانی فقهی و حقوقی مطرح شده پیرامون حکم ماده 630 قانون مجازات اسلامی (قتل در فراش) و دلایل و مستندات هر یک از این مبانی است که با این تجزیه وتحلیل به کشف نقاط قوت و ضعف ماده مزبور پرداخته و با ارائه پیشنهاد مناسب در جهت تقویت نقاط قوت و رفع نقاط ضعف ماده قانون بکوشیم تا بدین وسیله موارد ابهام واجمال حکم مشخص شود
فصل اول
کلیات
1-1- مفردات
1-1-1: قتل ( Homicide)
در تعریف قتل گفته شده است «القتل فعل من العباد تزول به الحیاه»[4] یعنی قتل عبارت است از : عمل یکی از بندگان که بوسیله آن حیات از بین می رود. همچنین گفته شده است« القتل فعل موثر فی ازهاق روح »[5] یعنی قتل عبارت است از فعل موثر در اخراج روح از بدن . نهایتا در مقام تعریف گفته شده است « فهو ازهاق روح آدمی بفعل آدمی آخر » [6] . یعنی قتل عبارت است از اخراج روح آدمی بوسیله عمل انسان دیگر . از نظر لغوی قتل به معنای کشتن و از بین بردن حیات دیگری است .[7] و معادل خارجی این کلمه همان Homicide)) به معنای کشتن یک انسان زنده به وسیله فعل یا ترک فعل دیگر است . [8] گارو قتل عمدی را اینگونه تعریف کرده است : « قتل عمدی سلب عمدی حیات از شخص زنده است بوسیله شخصی دیگر بدون مجوز قانونی» [9] .اگر قید «عمومی » را از تعریف فوق حذف کنیم و بگوییم قتل عبارت است از سلب حیات از شخص زنده به وسیله شخص دیگر شامل همه انواع قتل می شود .
با مراجعه به کتابهای فقهی درمی یابیم که تعریفی که تنها ناظر به قتل باشد و جامع تمامی مصادیق قتل شود وجود ندارد بلکه اغلب در بحث موجبات قصاص یا دیه تعریف انواع مختلف قتل است .
به عنوان مثال صاحب جواهر در شرح تعریف قتل موجب قصاص از نظر صاحب شرایع می فرماید :
« و هو ازهاق النفس المعصومه و اخراجها من التعلق بالبدن المکافئه و المساویه لنفس المزهق فی الاسلام و الحریه و غیرهما من الشرایط آلاتیه الاّ علی عمدا و عدوناً»[10] یعنی قتل عبارت است از « از بین بردن جان انسان بی گناه و خارج ساختن آن از بدن که از نظر اسلام، مقتول در شرایط آزادی و غیر آن با قاتل مساوی و این از بین بردن به طور عمدی و عدوانی است». بنابراین با حذف دو قید عمداً و عدواناً از دیدگاه ایشان قتل به معنای اخراج روح از کالبد انسان تعریف می شود .
قانون مجازات اسلامی نیز قتل را تعریف نکرده است . حقوقدانان نیز با توجه به قیود عمد شبه عمد و خطا، تعاریفی از قتل ارایه داده اند و اکثر ایشان آن را برشمرده اند . این شرایط عبارت از« وجود نفس یعنی انسان زنده » و« عمل مرتکب روی انسان زنده » و « سلب حیات در نتیجه عمل مرتکب » و« رابطه علیت بین عمل مرتکب و سلب حیات » است .[11]
نهایت اینکه به نظر می آید می توان قتل را « سلب حیات انسان زنده بوسیله انسان دیگر » تعریف کرد که با توجه به این تعریف، خودکشی و مرگ از دایره شمول تعریف قتل خارج می شوند. زیرا در خود کشی ، مفهوم انسان دیگر مفقود است و در مرگ ، سلب حیات دیگری منتفی است . بنابر دلالت آیات قرآنی و احادیث منقول از پیشوایان دینی ، حیات و زندگی انسان دارای اهمیت خاص و ویژه ای است و خداوند متعال در موارد زیادی در قرآن کریم بر ارزش حیات انسان و حفاظت و صیانت آن تاکید کرده و روی این اصل هر نوع تعدی و تعرضی به حیات بشر که سلامت و تمامیت آن را به خطر اندازد ، یا به آن لطمه زند. حتی اگر از طرف خود انسان باشد ممنوع و حرام اعلام نموده است.
1-1-2: زنا (Sexual intercourse (
زنا به فتح اول در لغت به معنای «فجور و معصیت کردن با زن است »[12] و در اصطلاح شرعی عبارت است از « جماع مرد بالغ عاقل با زنی که بر او حرام است یعنی هیچ عقد و ملکیت و شبهه ای وجود نداشته باشد و این جماع با علم به حرمت و در حال اختیار انجام شود .»[13]
محقق در شرایع در تعریف زنا می فرماید : «فهر ایلاج الانسان ذکره فی فرج امرأه محرمه من غیر عقد و لا ملک و لا شبهه و یتحقق ذلک بغیوبه الحشفه قبلا او دبراً »[14] یعنی زنا عبارتست از آنکه مردی آلت تناسلی خود را در فرج زنی که عقد و ملکیت و شبهه ای وجود نداشته و به او حرام است ، داخل کند و این امر با پنهان شدن به میزان حشفه چه در قبل و چه در دبر زن باشد ، محقق می شود . بنابر تعریف مذکور حرمت بین مرد و زن باید اصالتا و نه به خاطر منهیات شرعی همانند حیض و مانند آن باشد .[15] از جمله قیود دیگر، دخول آلت تناسلی مرد در قبل یا دبر زن است که با توجه به این خصیصه ، چنین شرطی در مورد خنثای مشکل محقق نمی شود و به طور خلاصه شرایط زیر برای تحقیق جرم زنا لازم است :
1- حرام بودن زن بر فاعل :
یعنی باید زن اصالتا بر فاعل حرام باشد . بنابراین چنانچه دخولی بر زن واقع شود که حرمتش عرضی باشد مثل وطی شوهر با همسر خود در حال حیض یا حال روزه و اعتکاف ، زنا محسوب نخواهد شد.
2- عمل دخول :
دخول به اندازه حشفه ، زنا را محقق می سازد و اگر حشفه نباشد ، چنانچه عرفا دخول صدق کند ،کافی خواهد بود . ولو اینکه به اندازه حشفه هم وارد نشده باشد، هر چند احتیاط حکم می کند به مقدار ختنه گاه برسد .[16]
3 – مرتکب دارای شرایط تکلیف ، یعنی بلوغ ، عقل ،اختیار و علم به حرمت زنا هنگام عمل باشد .
4- دخول اشتباهی صورت نگرفته باشد :
بنابراین اگر کسی با زنی اجنبی به گمان اینکه همسرش است دخول انجام دهد ، زنا محسوب نمی شود و بخاطر وجود شبهه ، قاعده درء جاری خواهد شد «الحدود تدرء بالشبهات» . در فرهنگ لغت خارجی ، چنانچه تماس جنسی با یک زن بدون رضایت وی انجام گیرد و مرد با زور و اجبار عمل دخول را انجام دهد ، زنای به عنف (RAPE) محقق می شود . [17]
1-1-3: فراش (MARRIAGE BED)
فراش در لغت به معنای گستردنی ، آنچه گسترده می شود و بر آنچه می خوابند و جامه خواب آمده است . [18] همچنین از آن به معنای زن ، مرد ، یا هر یک از دو همسر یاد شده و زوج یا زوجه فراش یکدیگر خوانده می شوند .[19]
در کتب لغت خارجی معادل کلمه فراش بدین معنا آمده است The right cohabitation or marital intercours یعنی، فراش عبارت از حق نزدیکی جنسی زوجین و عمل زناشویی بین آن دو است .[20]
از نظر فقهی تعریف روشنی از کلمه « فراش» در احکام فقها دیده نمی شود و در بیان قاعده فقهی « الولد للفراش » ایشان تنها به بیان جزئیات و شرایط این قاعده پرداخته اند .
از نظر اصطلاحی با توجه به کثرت استعمال «فراش» در نزدیکی و مقاربت می توان گفت: که «فراش» کنایه از همان نزدیکی و مواقعه است، همانطور که در قاعده «الولد للفراش» ، به معنی نزدیکی استعمال شده است .[21] دکتر صانعی «فراش» را به معنای بستر ذکر کرده است و منظور از «فراش» را در عبارت «در یک فراش» به معنای در یک بستر بودن می داند . همچنین بعضی از نویسندگان حقوقی ، منظور از« فراش » را همان همخوابه بودن زن و مرد دانسته اند . [22]
با توجه به تعریف لغوی و اصطلاحی « فراش» و نیز کاربرد این کلمه در حقوق عرفی ، به نظر می رسد که بتوان همان معنای همخوابه بودن و انجام مواقعه و نزدیکی را از آن استنباط کرد .
البته در اینجا لازم است که توضیحاتی پیرامون عبارت مشهور « الولد للفراش» که در حقوق مدنی از آن به عنوان یک اماره قانونی یعنی «اماره فراش» استفاده می شود ، ارائه نماییم چرا که با توجه به عدم تغییر در عبارات قانون مدنی ( بر خلاف قانون مجازات) قانونگذار در آنجا نیز از این عبارت استفاده کرده است .
در قانون مدنی فرانسه ، پیش از اصلاحات سال 1972 انتساب فرزندی که مادر در دوران زناشویی آبستن شده بود ، به شوهر آن در زمره اماره های قانونی قرار داشت و جز در موارد نادر ، خلاف این اماره قابل اثبات نبود (ماده 312) ولی براساس اصلاحات سال 1972، اماره فراش تا زمانی اعتبار دارد که خلاف آن ثابت نشده باشد . در حقوق اسلام بر طبق قاعده «الولد للفراش و للعاهر الحجر» کودک متولد در زمان زوجیت از آن شوهر دانسته شده است که جز از راه لعان نمی توان بر خلاف آن را اثبات کرد .[23]
در قانون مدنی ایران نیز «قاعده فراش» در زمره امارات قانونی آمده است. بر طبق ماده 1158 ق. م. « طفل متولد در زمان زوجیت ملحق به شوهر است ، مشروط بر اینکه از تاریخ نزدیکی تا زمان تولد کمتر از شش ماه و بیشتر از ده ماه نگذشته باشد».
از بخش نخست این ماده استفاده می شود که قانونگذار تولد در دوران زناشویی را نشانه انتساب طفل به شوهر دانسته است . حکم ماده 1159 ق .م، یکی از موارد اجرای اماره فراش است . ولی چون نزدیکی زن و شوهری که در زندگی مشترک آنان طفلی به دنیا آمده ، مفروض است ، در موردی که نکاح بیش از تولد طفل منحل شده است ، مبدا اجرای اماره فراش ، تاریخ انحلال نکاح ، یعنی آخرین لحظه ای که امکان وقوع نزدیکی بین زن و شوهر وجود دارد ، قرار داده شده است . بنابراین از جمع مواد 1158و 1159 ق.م می توان چنین استنباط کرد که آبستن شدن زن در دوران زناشویی ، اماره قانونی بر وقوع نزدیکی بین زن و شوهر است و دادرس در هیچ صورتی نمی تواند از مدعی نسب دلیل وقوع نزدیکی و ارتباط آن را با کودکی که به دنیا آمده است ، بخواهد . به بیان دیگر ، درباره احراز وقوع نزدیکی بین زن و شوهر ، طبیعت اماره ای که مورد استناد قرار می گیرد ، متفاوت است .[24]
بنابراین اماره فراش، در واقع ترکیبی از سه اماره قانونی است که در آنها وقوع و تاریخ نزدیکی بین زن و شوهر و ارتباط آبستنی زن به آن مفروض شناخته شده است . از تالیف این سه اماره چنین نتیجه می شود که فرزند این زن شوهردار ، منسوب به شوهر اوست ، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.[25]
از آنچه گفته شد می توان چنین نتیجه گرفت که کلمه« فراش» ، در ماده 179ق.م .ع به معنای مواقعه و نزدیکی است و عبارت « حالتی که به منزله وجود در یک فراش است » بیانگر انجام اعمالی است که برای مواقعه به منزله مقدمه است و هر فصلی که تحت این عنوان قرار گیرد حالت «بمنزله وجود در یک فراش » را تداعی می کند .
از نظر ماده 179 قانون مجازات عمومی ایران مصوب سال 1304 مستفاد از جمله «در یک فراش یا بمنزله یک فراش » مقدمات زنا از قبیل : کندن لباس ، خوابیدن در کنار هم و مانند آن است . به عقیده دکتر علی آبادی منظور از جمله مذکور را حالتی می داند که ابتدا بیننده را به اشتباه وادارد که آن دو مشغول نزدیکی هستند ، در صورتی که واقعا چنین نباشد ، مثل اینکه اجنبی و زن بر روی هم قرار گرفته باشند، مشاهده چنین صحنه ای چون موجب توهم انجام مواقعه می شود ، با تعریف فراش و تطابق با شرایط آن همگونی دارد.[26]
مرحوم علی حائری شاه باغ در این زمینه معتقد است : «منظور همان کیفیتی است که طرفین عمل زنا مقدمتا انجام می دهند . از قبیل : کندن لباس و امثال آن و یا در اطاقی باشند و آن را از داخل ببندند و زوج از روزنه اطاق موقع شروع به عمل زنا مشاهده کند .»[27]
رویه قضایی قبل از انقلاب اسلامی نیز « حالت در یک فراش یا بمنزله یک فراش» را موسع تفسیر کرده و تنها به مواقعه توجه نداشته است و از آراء متعدد مستفاد می شود که دیوان تمییز ،کلمه فراش را در معنای عام آن پذیرفته است ، در حالی که بعضی از نویسندگان ،دخول کامل را شرط تحقق ماده 179 ق.م.ع دانستند و معتقد بودند که قانونگذار در تدوین و تصویب این ماده به مفردات فقهی و شرعی توجه داشته و حال آنکه مقنن از اصطلاحات خاص فقهی در این ماده استفاده نکرده بود و صرف وجود در یک فراش یا حالتی که منزله وجود در یک فراش است را برای برخورداری از معافیت کافی می دانست ، به خصوص که قانون مجازات عمومی سابق ، در آغاز تصریح می کند که هدف آن ، وضع قوانین عرفی برای حفظ نظام مملکت است و مقصود ، اجرای حدود و تعزیرات شرعی نیست .[28]
در نتیجه باید گفت که از نظر« لغوی » فراش به معنای بستر است ولی از نظر حقوقی شاید بتوان مقصود از آن را حالت یا مکانی که تنها زن با شوهر خود در آن حالت دیده می شوند دانست .
1-2 : سابقه تاریخی
1-2-1 :در دوران گذشته
1-2-1-1: دولت بابل ( قانون حمورابی )
یکی از قوانین دنیای باستان که در واقع از سایر مقررات منصفانه تر و عطوفت آمیزتر بوده ، قانون معروف حمورابی است . این قانون تقریبا مربوط به چهارهزار سال پیش واز قدیمی ترین و کامل ترین قوانینی است که تا کنون به دست بشر رسیده است[29] .
در این قانون رابطه نامشروع زن با مرد اجنبی جرم و قابل مجازات بود. اما زن و مرد بطور یکسان در برابر قانون قرار نمی گیرند .اگر مردی وظایف همسری خود را فراموش کرده و با زنان دیگر به صورتی که صاحب شوهر نباشند ، رابطه نامشروع داشت ، تنها چاره برای زن آن بود که شوهرش را ترک گوید ، ولی در صورتی که زن مرتکب خیانت میشد مجازاتش به موجب ماده 33 این قانون غرق کردن در آب است . اگر زن شوهردار و معشوق او در حین ارتکاب جرم دستگیر می شدند ، دست و پای آنها را بسته و به آب می انداختند و در صورتی که گناه آن دو مشهود نبوده و ثابت نشده بود آنها را بدون بستن به آب می افکندند . ماده 129 قانون حمورابی بیان می کرد: « اگر زن شوهر داری با مرد اجنبی در یک بستر دیده شود ، دست و پای هردوی آنها را بسته و در آب می اندازند، مگر اینکه شوهر زن خود را بخشیده و پادشاه مرد را مورد عفو قرار دهد )) [30]
این ماده چند ویژگی دارد که ذکر آنها ، تفاوت های این ماده را با ماده 630 قانون مجازات اسلامی آشکار می سازد . اول اینکه اجرای این مجازات منوط به مشاهده شوهر نیست بلکه هر کس آنها را در یک بستر ببیند ، مجازات آنها غرق شدن در آب است .دوم اینکه اعم از اینکه مرد متاهل باشد یا نباشد مشمول این ماده خواهد شد که در این خصوص شبیه قانون فعلی ماست . سوم اینکه جرم موضوع این ماده قابل گذشت از سوی شوهر است .
اکنون این سوال مطرح می شود که آیا ماده 129 قانون حمورابی ، اجازه اجرای مجازات مزبور را به شوهر واگذار کرده یا اجرای آن از وظایف قضات است ؟باید گفت : با توجه به اینکه یکی از بارزترین ویژگی های قانون حمورابی، منع انتقام خصوصی است و مقنن در اکثر مواردی که از «آنان » سخن به میان می آورد، منظور قضات می باشد [31] و با عنایت به نوع مجازات مزبور در این ماده که امکان اجرای آن توسط خود شوهر بعید است و اینکه اصولا اجرای مجازات در قانون حمورابی از اختیارات قضات است مگر اینکه خلاف آن تصریح شده باشد که چنین تصریحی وجود ندارد لذا به نظر می آید اجرای این مجازات صرفا در اختیار قاضی است .
1-2-1-2 : دولت آشور
یکی دیگر از تمدن هایی که در بین النهرین شکل گرفت ، تمدن آشور است که بعد از افول بابل در شمال آن به وجود آمد . قوانین کیفری و به تبع آن مجازات زنان خیانتکار در قوانین آشوری به مراتب سخت تر از بابلیان بوده است . اگر چه در این نوع مجازات های به طور صریح در کتب تاریخی معین نشده است اما با مراجعه به مجازات های معمول در زمان آشوریان می توان استنباط کرد که زنان خیانتکار برکنار از این مجازات ها نبوده اند . بریدن گوش و بینی به طور چشمگیری معمول بود .گاهی اجرای مجازات به خود شاکی واگذار می شد . زنا ، هتک ناموس و بعضی از اشکال دزدی را در دولت آشوری معمولا با اعدام مجازات می کردند . یا گناهکار را با پای بسته در آب می انداختند و سرنوشت او را به دست آب می سپردند .[32]
زن در این سرزمین حتی از بابل پست تر بود و مردان می توانستند تعدادی کنیز برای خود به عنوان معشوقه بگیرند ولی زنان موظف بودند که کاملا نسبت به شوهر خود وفادار باشند ، روسپی گری معمول و تابع قوانین بود و اگر مردی زن خود را در حالت خیانت دستگیر می کرد ، حق کشتن او را داشت »[33]
1-2-1-3: یونان باستان
در یونان باستان برای مرد زناکار مجازاتی وجود ندارد ولی زانیه به مجازات مرگ محکوم می شود . یک مرد می تواند علاوه بر همسر خود با زنان دیگر نیز آمیزش داشته باشد . در زمان حکومت «سولون» در حقوق یونان باستان تعدیلاتی صورت گرفت . وی قوانین ظالمانه ای را که قبل از وی به دستور اشراف ستمگر تدوین شده بود لغو کرد و روسپی گری را قانونی نمود و بر زنا کاران مالیات بست و روسپی خانه هایی تحت نظارت دولت به وجود آورد .در زمان وی برای کسی که به ناموس زنی آزاد تجاوز می کرد ، صد دراحم (درهم) جریمه وجود داشت و این مجازات خیلی کمتر از آن بود که در قوانین سابق مقرر شده بود لیکن به مردی که ببیند بین زن یا مادر یا رفیقه یا خواهر یا دخترش با مردی بیگانه رابطه نامشروع برقرار کرده است ، اجازه داد که آن مرد را به قتل برساند .[34] زن خیانتکار نیز که بدون اجازه شوهر با مرد اجنبی رابطه نامشروع داشته باشد اگر در جرم مشهود گرفتار می شد ممکن بود به دست شوهر کشته شود . [35]
1-2-1-4 : روم
وضع زنان در حقوق روم نیز با عدالت و انصاف سازگار نبود . در خانواده رومی رئیس خانواده دارای قدرت مطلق بود ، وی حق داشت دختران و پسران و همسر خود را بکشد . به عاریه یا به فروش رساند . همچنین پدری که دخترش را در حال زنا می دید و مرتکب قتل می شد از مجازات معاف می گردید ، به شرط آنکه دختر تحت حضانت پدر باشد .. در زمان «کاتو» زنای زنان جنایت محسوب می شد و مرد می توانست به این خاطر او را بکشد . در حالی که چنانچه خود او مرتکب زنا می شد متحمل هیچگونه جریمه و مجازاتی نمی شد . در زمان «اگوست » قوانینی وضع شد که نسبت به زن ومرد جنایتکار یکسان عمل می کرد و مقرر می دانست که بر اساس آن از نیمی از ثروت خود محروم شده و حق ازدواح با یکدیگر را نداشتند .[36]
1-2-1-5 : مصر باستان
در مصر قدیم ، زنا دادن اصولا مجازاتی نداشته است ، تنها کاری که شوهر می توانسته نسبت به زن خیانتکار خود بنماید این بود که بدون دادن هیچ حقی او را از خانه بیرون کند . در حقیقت رفتار جامعه نسبت به این موضوع بسیار ملایم و خفیف بود . ولی اگر جز در این صورت وی را طلاق می داد ناچار بود قسمت بزرگی از املاک خانواده را به وی واگذارد. وضع زنان به طور کلی خوب بود ، آنها در کوچه و خیابان با آزادی کامل رفت و آمد می کردند .[37] نتیجتاً می توان گفت که در مصر قدیم روابط جنسی مانند امروز اروپا و آمریکا بود .
1-2-1-6 : هخامنشیان ، پارتیان و ساسانیان :
در زمان هخامنشیان مجازات زنی که به شوهرش خیانت بکند مرگ نیست فقط شوهر می توانست او را اخراج کند ، به صورت برده به دیگران بفروشد .[38]
در زمان پارتیان، جنایاتی که در خانواده واقع می شد ، مثل قتل زن به دست شوهر یا پسر و دختر به دست پدر یا خواهر به دست برادر و یا جنایاتی مابین پسران و برادران به عدلیه رجوع نمی شد و بایستی خود خانواده قراری در اینگونه جنایات مقرر می داشت . زیرا به عقیده پارتی ها این نوع جنایت به حقوق عمومی مربوط نبود و تصور می کردند که فقط به حقوق خانواده خلل وارد می آورد لیکن اگردختر یا خواهر شوهردار ، موضوع چنین جنایتی می شد کار به عدلیه محول می شد . زیرا زنی که شوهر می کرد جزء خانواده شوهر محسوب می شد . از مجازات های این دوره اطلاعاتی در دست نیست ، همین قدر معلوم است که مجازات خیانت زن به شوهر خیلی سخت بوده و مرد حق کشتن زن را داشت.[39]قانون حاکم در امور مدنی و جزایی در روزگار ساسانیان ، قوانین زردتشت بود که دستورات و مقررات آن در کتاب اوستا و سایر کتب مذهبی به طور مفصل و مشروح بیان شده است که در مباحث بعد به شرح حکم موضوع ماده 630 در دین زردتشت خواهیم پرداخت .
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 73 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 92 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه...................................... 1
فصل اول: کلیات............................. 4
بیان مسئله.................. 5
ضرورت و اهمیت تحقیق......... 6
اهداف تحقیق ................ 7
تعریف مفاهیم و اصطلاحات...... 8
فصل دوم: بررسی و نقد نظریات مطرح.......... 32
پیشینه تحقیق............... 33
چارچوب نظری – مقدمه........ 37
مباحث و مفاهیم نظری تحقیق.. 38
اهمیت چارچوب نظری.......... 51
درآمدی بر نظریه وابستگی.... 53
دیدگاه کل در جامعه شناسی علم 56
دیدگاه نظام جهانی ......... 58
بسترهای توسعه در کشورهای در حال توسعه 60
جهانی شدن و توسعه اجتماعی.. 64
دیدگاه های صاحب نظران ایرانی 66
سوالات تحقیق................ 67
الگوی تحلیلی تحقیق......... 68
تعریف مفهومی وعملیاتی مفاهیم بکار رفته در مدل نظری...................................... 72
فصل سوم: روش تحقیق........................ 76
1- روش تحقیق............... 77
2- رسش تحقیق............... 79
3- جامعه آماری............. 80
4- روش نمونه گیری و حجم نمونه 81
5- ابزار گردآوری داده ها .. 81
6- روش تجزیه وتحلیل داده ها 81
فهرست منابع و ماخذ........................ 83
مقدمه
جامعهشناسی در ایران از جنبههای گوناگون سیاسی، علمی، تاریخی و فرهنگی میتواند مورد بحث قرار گیرد. این تحقیق به طرح عوامل مؤثر در فرآیند توسعه این علم میپردازد تا امکان مطالعه و بیان زمینههای مختلف پیدایش و رشد جامعهشناسی که مصادف با طرح برنامههای توسعه از دههی 1320 و در ادامه پس از انقلاب اسلامی تا کنون میباشد میسر شود. به همین منظور به طرح تأثیر مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بر شکلگیری جامعهشناسی در ایران پرداخته خواهد شد.
قابل توجه است که آنچه به عنوان جامعهشناسی در ایران از بدو شروع وجود داشته است، با جامعهشناسی در سایر کشورها مخصوصاً جامعهشناسی غرب، متفاوت بوده است.
با اینکه در اصول وجوه اشتراک دیده میشود، اما در زبان، برخورد با مسائل جامعه، نحوهی بررسی مسائل و مشکلات اجتماعی، رابطه با پدیدههای فرهنگی و نحوهی ارتباط با دیگر رشتههای علمی وضعیتی خاص پیدا کرده است.
جامعهشناسی امروزی ایران تحت تأثیر گرایشهای فکری و اجتماعی در طول دهههای گذشته و اندیشههای ناشی از حوادث مربوط به انقلاب اسلامی میباشد. از اینرو میتوان گفت که « جامعهشناسی در ایران» از عناصر چندگانه برخوردار است، زیرا عوامل بسیاری در پیدایش، روند توسعه و شکلگری شرایط امروزی آن مؤثر بودهاند.
پیگیری روند شکلگیری و تحول جامعهشناسی در ایران براساس رویکرد فرا جامعهشناسی است. جامعهشناسی به عنوان ایده و اندیشه تلقی شده که در گذر زمان دچار تحول و تغییر گردیده است. بیان عوامل و عناصر مؤثر در شکلگیری جامعهشناسی در ایران و تحول آن موردنظر میباشد. شناسائی موقعیت جامعهشناسی در ایران میتواند با دیدگاههای متعددی انجام بگیرد. دیدگاههای ممکن در بررسی جامعهشناسی را میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
1)دیدگاه ایدئولوژیک (نقد جامعهشناسی براساس پیشفرضهای مذهبی، سیاسی و انگیزهای) در این دیدگاه، ارزیابی جامعهشناسی با تکیه بر دلیلآوریهای سیاسی و ایدئولوژیک است اما فهم علمی چون جامعهشناسی در ایران که از محصولات و نتایج توسعهی اجتماعی-اقتصادی است بدون استفاده از روشهای تحقیق و پیشفرضهای موجود در نظام جدید که ساختار جدید دارد امکان ندارد.
2)دیدگاه دوم تأکید بر تحقق جامعهشناسی هم چون یک واقعیت تاریخی اجتماعی است. در این دیدگاه با جامعهشناسی علم، جامعهشناسی معرفتی و فرا جامعهشناسی روبهرو میشویم. براساس هر سه دیدگاه در آغاز بایستی ریشهها، زمینهها و موقعیتهایی که موجب پیدایش جامعهشناسی در ایران شده است روشن گردد.
در این تحقیق با توجه به رویکرد نوع دوم، بررسی رابطة علم جامعهشناسی در ایران با جریان توسعهی اجتماعی، اقتصادی و علمی موردنظر میباشد.
فصل اول:
کلیات
بیان مسأله
در اغلب جوامع در حال توسعه مسائل و معضلات فرهنگی و اجتماعی در حوزه علوم اجتماعی قرار میگیرند و متفکران و متخصصین رشتههای این علوم در طرح صحیح موانع و مشکلات نقشی اساسی دارند. در جوامع درحال گذار امروزی که بین صنعت و مدرنیته در نوسان است علوم انسانی به طور اعم و رشتههای علوم اجتماعی به طور اخص با مسائلی روبهروست که مختص این جوامع میباشد. در کشورما و در سالهای اخیر ضرورت توجه به این رشتهها بیشتر به نظر میرسد.
در گذر زمان جامعهشناسی در ایران از علمی صرفاً حاشیهای به حوزه اصلی بحث و گفتگو تبدیل شده و نظر بسیاری از سیاستمداران، روشنفکران و منتقدان را به خود جلب کرده است. جامعهشناسی در ایران از موضوعاتی است که تاکنون به طور جدی و همهجانبه مورد مطالعه و ارزیابی قرار نگرفته است. ضمن آنکه رویکرد نقد و ارزیابی جامعهشناسی در ایران بیشتر بیرون از حوزهی جامعهشناسی صورت گرفته است.
در تحقیق حاضر سعی براین است که ضمن طرح این سؤال که روند شکلگیری، تحول و موقعیت و عملکرد جامعهشناسی در ایران چگونه است؟ و اساساً مشکلات ساختاری این علم چیست؟ شناسائی موقعیت جامعهشناسی در ایران، ریشهها، زمینهها و عواملی که موجب پیدایش و رشد جامعهشناسی در ایران شده است مورد بررسی علمی و موشکافانهتری قرار گیرد و با طرح مسائل و ارائه راه حلها به یک جمعبندی کلی و عمومی در این زمینهها پرداخته شده و درنهایت کمکی به ارتقاء سطح علمی جامعهشناسی و جریان آموزش این علم در دانشگاهها و حل مسائل و مشکلات در جامعه باشیم.
ضرورت و اهمیت تحقیق
وضعیت جدید جامعهشناسی در ایران با ضرورتهای جدید در بازسازی جامعهی ایران پس از انقلاب اسلامی و جنگ ایران و عراق و دورهی اصلاحات اجتماعی و سیاسی تا زمان حاضر توأم میباشد. شرایط پیش آمده در کشور، جامعهشناسان را به سوی ایجاد تغییرات بنیادی به لحاظ مفهومی، روشی، موضوعی و بینشی کشانده است.
با رشد و توسعهی جامعهشناسی در فرآیند نوسازی علمی و اجتماعی در ایران نقد و ارزیابی این علم که یکی از محصولات نوسازی علمی است نیازمند توجه همهجانبه میباشد. علم جامعهشناسی در ایران از بدو ورود تا زمان حاضر در فرآیند تحول و تغییر قرار دارد و با وجود اینکه تاکنون به استثنای یک تا دو اثر منتشر شده به صورت معدود، بررسی و ارزیابی از روند تحول و تغییر این علم در ایران با توجه به دورههای تاریخی و سیاسی به عمل نیامده است. ارائهی سیمای دقیقی از وضعیت جامعهشناسی در ایران ضروری به نظر
میرسد.
با توجه به مطالب فوقالذکر ضرورت پرداختن به این موضوع احساس گردیده و به عنوان گامی در جهت رفع این نارساییها و تدوین راهکارها برای توسعه بیشتر جامعهشناسی، تحقیق حاضر صورت پذیرفته است تا بررسیها را در این زمینهها انجام و با جمعبندی از آنها کمکی به حل گوشهای از مشکلات موجود باشیم.
اهداف تحقیق
آنچه ما را در انجام این تحقیق و اهداف مورد مطالعه راهنما بوده است:
الف- اهداف کلی: نقد و بررسی عوامل مؤثر در فرآیند توسعه جامعهشناسی
در ایران با جریان توسعه اجتماعی، اقتصادی و علمی است.
ب- اهداف اختصاصی (فرعی):
1)بررسی پیدایش جامعهشناسی در ایران
2)روند شکلگیری و رشد و توسعه جامعهشناسی در ایران
3)بررسی مناقشات اصلی و فراز و نشیبهای جامعهشناسی در ایران
4)بررسی وضعیت تحقیقات انجام گرفته در حوزهی علوم اجتماعی و به ویژه جامعهشناسی در ایران
5)بررسی وضعیت آموزش جامعهشناسی در ایران (مشکلات و فرصتها)
6)بررسی و پیشبینی آینده جامعهشناسی در ایران
با توجه به موارد فوق، جهت نیل به این اهداف، جامعهشناسی در ایران با رویکرد نقد و بررسی، از زمان شکلگیری این علم در ایران که مصادف با طرح برنامههای توسعه از دههی 1320 تاکنون میباشد مورد کنکاش قرار خواهد گرفت.
تعریف مفاهیم و اصطلاحات (فضای مفهومی)
1)مفهوم جامعهشناسی: جامعهشناسی دانش بررسی جامعه میباشد. جامعهشناسی را میتوان به عنوان مطالعهی نظامیافتهی جوامع انسانها تعریف کرد. این رشته علمی به مطالعهی قوانین و فرآیندهای اجتماعی میپردازد که مردم را نه تنها به عنوان افراد و اشخاص بلکه به عنوان اعضاء انجمنها، گروهها و نهادهای اجتماعی شناسانده و مورد بررسی قرار میدهد. جامعهشناسی مطالعهی زندگی اجتماعی گروهها و جوامع انسانی است. دامنهی جامعهشناسی بینهایت وسیع است و از تحلیل برخوردهای گذرا بین افراد در خیابان تا بررسی فرآیندهای اجتماعی جهانی را دربرمیگیرد.
این علم چشماندازی مشخص و فوقالعاده روشنگر دربارهی رفتار انسانی ارائه میکند. یادگیری جامعهشناسی به معنای رها کردن تبیینهای شخصی دربارهی جهان و نگریستن به تأثیرات اجتماعی است که زندگی ما را شکل میدهند.
جامعهشناسی واقعیت تجربهی فردی را انکار نمیکند، یا دست کم نمیگیرد. اما با ایجاد حساسیت نسبت به جهان وسیعتر فعالیت اجتماعی که همهی ما در آن درگیریم، آگاهی ژرفتری از ویژگیهای خودمان و دیگران به دست میآوریم.
مطالعهی جامعهشناسی متضمن به دست آوردن آگاهی دربارهی خودمان، جوامعی که در آن زندگی میکنیم و جوامع دیگری است که از نظر زمان و فضا با جوامع ما متفاوت هستند. نتایج مطالعات جامعهشناسی باورهای معمول ما را دربارهی خودمان و دیگران هم متزلزل میکند و هم غنیتر میسازد. نتایج به دست آمده از مطالعات جامعهشناسی همیشه با نظرات مبتنی بر باورهای معمول تناقض ندارد. اندیشههای مبتنی بر باورهای معمول اغلب سرچشمههای بصیرت دربارهی رفتار اجتماعی را فراهم میسازند. اما آنچه باید مورد تأکید قرار گیرد این است که جامعهشناس باید آمادگی داشته باشد که در مورد هریک از باورهای ما دربارهی خودمان، هرچند که به آنها دلبستگی داشته باشیم،
این پرسش را مطرح کند که آیا واقعاً چنین است؟ با این کار، جامعهشناسی نیز به غنیتر ساختن هر آنچه که در زمان و مکان «باور معمول» است کمک میکند. جامعهشناسی به مثابه کوششی برای درک دگرگونیهای فراگیری که در طول دو سه قرن گذشته در جوامع انسانی رخ دادهاند به وجود آمد. صنعتی شدن، شهرنشینی و انواع جدید نظام سیاسی از جمله ویژگی های مهم جهان اجتماعی امروزی هستند.
جامعهشناسان زندگی اجتماعی را با مطرح کردن پرسشهای مشخص و کوشش برای یافتن پاسخ آنها از راه پژوهش نظامیافته مورد بررسی قرار میدهند.
کار جامعهشناسی متضمن توانایی اندیشهورزی خلاق و دور نگهداشتن خود از عقاید از پیش تصور شده پیرامون روابط اجتماعی است. جامعهشناسی پیوند نزدیکی با دیگر علوم اجتماعی دارد. همهی علوم اجتماعی با رفتار انسانی سروکار دارند. اما توجه خود را به جنبههای گوناگون آن متمرکز میسازند. پیوستگیهای میان جامعهشناسی، انسانشناسی و تاریخ به ویژه مهم است. جامعهشناسی علم است به این مفهوم که متضمن روشهای نظامیافتهی پژوهش و ارزیابی نظریهها در پرتو مدارک و استدلال منطقی است، اما
نمیتواند مستقیماً به قالب علوم طبیعی ریخته شود زیرا مطالعهی رفتار انسانی اساساً با مطالعهی جهان طبیعت فرق میکند.
جامعهشناسان کوشش میکنند مطالعاتشان در مورد زندگی اجتماعی عینی بوده و به شیوهای آزاداندیشانه با کارشان برخورد کنند. عینیت نه تنها به نگرشهای پژوهشگر، بلکه به ارزیابی عمومی از پژوهش و نظریه که یک جزء اساسی جامعهشناسی به عنوان رشتهای علمی است بستگی دارد.
جامعهشناسی رشتهای برخوردار از آثار علمی مهم است. جامعهشناسی
میتواند به شیوههای گوناگون به انتقاد اجتماعی و اصلاحات اجتماعی علمی کمک کند. نخست، درک بهتر مجموعهای از شرایط اجتماعی معمولاً امکان نظارت بهتری را بر آنها فراهم میکند. دوم، جامعهشناسی ما را متوجه
تفاوتهای فرهنگی کرده و امکان میدهد تا سیاستگذاریها بر پایهی آگاهی از ارزشهای فرهنگی مختلف استوار گردد. سوم، میتوانیم نتایج اتخاذ
برنامههای عمل خاص را مورد بررسی قرار دهیم. سرانجام و شاید مهمتر از همه، جامعهشناسی موجب خودروشنگری گردیده و فرصت بیشتری به گروهها و افراد برای تغییر شرایط زندگیشان ارائه میکند.
جامعهشناسی با کوششهای متفکران برای درک تأثیرات نخستین
دگرگونیهایی که با صنعتی شدن در غرب همراه بود آغاز میگردد و همچنان یگانه رشتهی اصلی است که با تحلیل ماهیت آنها سروکار دارد. جهان ما امروز با دنیای اعصار پیش اساساً متفاوت است. وظیفهی جامعهشناسی است که به ما کمک کند که این جهان و آیندهی اجتماعی آن را بشناسیم. در ادامه مباحث مربوط به جامعهشناسی شایان ذکر است که جامعهشناسی جوانترین رشتهی علوم اجتماعی است. واژهی جامعهشناسی را در سال 1838 آگوست کنت فرانسوی در کتاب فلسفه اثباتیاش بدعت گذاشت. کنت را عموماً بنیانگذار جامعهشناسی میدانند. او معتقد بود که علم جامعهشناسی باید برپایه مشاهده منتظم و طبقهبندی استوار گردد.
درس جامعهشناسی در دههی 1890 م. در بسیاری از دانشگاههای اروپا و غرب ارائه شد. در سال 1895 م. مجله آمریکائی جامعهشناسی انتشارش را آغاز کرد و در سال 1905 م. انجمن جامعهشناسی آمریکا بنیان گذاشته شد. اولین مکتب جامعهشناسی مکتب دورکیم بود. این مکتب که توسط جامعهشناس فرانسوی امیل دورکیم تأسیس شد تأکید زیادی بر وجود واقعیتها در سطح اجتماع داشت.
ابوزید عبدالرحمنبن محمدبن خلدون تاریخنگار، جامعهشناس، مردمشناس و سیاستمدار مسلمان است. وی را از پیشگامان تاریخنگاری به شیوهی علمی و از پیشگامان علم جامعهشناسی میدانند که حدود 400 سال پیش از آگوست کنت مؤسس علمی به نام جامعهشناسی (به فرانسه، Sociology) میزیست. ابن خلدون این علم جدید را عمران نام نهاد.
شایان ذکر است با توجه به اینکه بررسی عوامل مؤثر در فرآیند توسعه جامعهشناسی در ایران مورد نظر میباشد درخصوص پیدایش، روند
شکلگیری و تحول آن در فصلهای بعدی به آن پرداخته خواهد شد.
| دسته بندی | نرم افزار کاربردی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 70 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 99 |
فصـــل یکم
الگوها
ویژگی سیوه اکسل مایکروسافت به شما امکان تخصیص دادن اسامی به ترکیبهای مشخصههای قالببندی را میدهد. شما میتوانید بعداً این مشخصهها را با انتخاب نام آنها از یک فهرست انتخاب کنید. به این ترتیب در وقت شما برای کلیک کردن روی دکمهها، باز کردن کادرهای محاوهای و انتخاب یک گزینه ، به خوبی صرفهجویی میشود. شیوهها شما را در همخوانی و هماهنگی قالببندی هم برای کاربرگها و هم در کتابچههای کار یاری میدهد. با به کار بردن شیوهها، شما میتوانید به آسانی مشخصههای قالببندی بسیاری از خانههای کاربرگ را بطور یکجا تغییردهید:
هر کتابچه کار جدید دارای شش شیوه از پیش تعریف شده میباشد:
|
این شیوههای از پیش تعریف شده دارای مشخصههای یکسان روی هر کتابچه کار جدید که ایجاد میکنید میباشند ولی شما میتوانید این مشخصهها را در هر کتابچه کاری که میخواهید تغییر داده و شیوه مورد نظر خود را اعمال کنید. با ذخیره کردن یک کتابچه کار، کلیه تعریفهای شیوه برای کتابچه کار همراه با بقیه اطلاعات آن ، ذخیره میشوند.
ساختن فرمولهای قالببندی شرطیاولین لیست بازشونده در کادر محاورهای Formatting که در شکل 1-9 نشان داده شده است شامل گزینه Formula میباشد که برای وارد کردن فرمولهای قالببندی شرطی از آن استفاده میشود. شما میتوانید فرمولها را برای انجام کارهایی مانند مشخص کردن تاریخها و انتخاب (پررنگ کردن) متن خاصی بکار ببرید. برای مثال ، یک خانه از کاربرگ یا دامنهای را انتخاب کرده و Format ، Conditional Formatting را انتخاب نمایید. گزینه is Formula را از اولین کادر باز شده انتخاب کرده و سپس فرمول زیر را در سمت راست کارد ویرایش تایپ کنید: = MOD(Row() , 2)=0 روی دکمه Format کلیک کنید و رنگی را تحت کلید Pattern انتخاب نموده ، و سپس روی Ok دوبار کلیک کنید تا دو کادر محاورهای باز شده ، بسته شوند و قالب در کاربرگ مربوطه اعمال شود. فرمول Mod باعث به کار رفتن رنگ انتخابی شما در هر ردیف ، مطابق شکل زیر ، میشود. شکلبا به کاربردن گزینه is Formula شما میتوانید هر فرمولی را که باعث برقراری شرط منطقی True(1) یا False(0) میشود وارد سازید. برای مثال ، شما میتوانید یک فرمول منطقی مانند =N4>Average($N$4:$N$37) که مراجع نسبی و مطلق در قالببندی یک خانه را هنگامی که مقدار آن زیر مقدار متوسط ذکر شده است به کار ببرید . با به کار بردن مراجع نسبی در این وضعیت قالببندی فرمولها به کار بردن یا کپی کردن آنها در هر خانه مانند فرمولهای معمولی خانه اعمال و تنظیم میشود. |
شما شیوهها را انتخاب Format و Styles انتخاب میکنید. کادر محاورهای Style در شکل 4-9 مشخصههای شیوه Normal را نشان میدهد.
شکل 4-9- شیوه از پیش تعریف شده Normal شامل پیشفرصهای کلیه مشخصههای قالببندی میباشد.
|
نکته : اضافه کردن لیست Style اگر بطور مداوم از شیوهها استفاده کنید میتوانید لیست Style را به هر کدام از نوارهای ابزار که بخواهید اضافه کنید. برای انجام این کار، Viwe ، Toolbar ، Customize را انتخاب کرده، و تحت کلید Commands روی Category Format کلیک کرده و کادر Style (نه فرمان Style) را به نوار ابزار بکشید. علاوه بر توانایی اعمال شیوهها ، شما در عین حال میتوانید معین کنید که کدام شیوه در خانه منتخب کاربرگ اعمال شود( با انتخاب نامی که در کادر Style رویت میشود). |
هر شیوهای را میتوان به دو طریق تعریف کرد: با ارائه مثالی ازمشخصههای شیوه مور نظر با انتخابFormat ،Style و پرکردن کادر محاورهای Style . پس از تعریف یک شیوه، شما میتوانید این شیوه را در هر خانهای از کاربرگ خود به کار ببرید. و نیز میتوانید آن را روی کتابچه کار دیگر خود کپی نمایید.
مشخص کردن شیوهها توسط یک نمومه
اگر مشخصههای قالببندی را در خانهای از یک کاربرگ یا دامنهای از خانههای کاربرگ به کار بردهای که میلید بیشت راوقات این مشخصهها برای خانه یا دامنه فوق به کار برده شوند میتوانید از پروسیچر «شیوه ـ با ـ نمونه» برای قرار دادن این مشخصهها در یک شیوه جدید استفاده کنید. برای مثال ، فرض کنید که خانهای از کاربرگ را با ترازبندی از سمت راست با فونت Black Arial هیجده نقطهای قالب بندی کردهاید. برای ایجاد یک شیوه جدید با این مشخصهها ، به ترتیب زیر عمل کنید:
1- خانهای از کاربرگ را که دارای قالببندی مورد نظر است انتخاب کنید (در این مثال ، ترازبندی سمت راست و فونت Black Arial هیجده نقطهای).
2- Format و Style را انتخاب کنید.
3- نامی مانند Style My را در کادر Name Style تایپ کنید.
4- گزینههای Number ، Border ، Patterns و Protection در قسمت Includes Sytle را پاک کنید و روی Ok کلیک نمایید. نام شیوه جدید در کادر محاورهای Style رؤیت خواهد شد.
مطمئنترین طریق ایجاد یک شیوه توسط تمونه، انتخاب فقط یک خانه کاربرگ ـ یعنی خانهای که حاوی مشخصههایی که میخواهد در شیوه جدید اعمال شوند است ـ میباشد.
5- روی Add کلیک کیند.
شیوه جدی شما در میان سایر شیوههای تعریف شده برای کاربرگ حاری قرار میگیرد. شما میتوانید هر هنگام که بخواهید این شیوه (مشخصهها) را از طریق انتخاب ان از لیست Name Style (یا از کادر Style در صورت اضافه کردن این شیوه به نوار ابزار) انتخاب و در کاربرگ خود به کار ببرید.
شکل 5-9- برای نمایش کادر محاورهای Format Cells روی گزینه Modify در کادر محاورهای Style کلیک کنید. اکسل تغییراتی را که در این قسمت وارد کنید در شیوه جاری اعمال خواهد کرد.
|
نکته : مشخص کردن شیوهها با استفاده از نوار ابزار شما میتوانید به آسانی نیز یک شیوه را به صورت نمونه از طریق به کار بردن کادر Style در صورت اضافه کردن آن به نواز ابزار مشخص سازید. خانهای از کاربرگ را با قالب مورد نظر انتخاب کنید و روی کادر Style کلیک نمایید و در آن نامی برای شیوه جددی خود تایپ نمایید. و سپس دکمه Enter را فشار دهید. شیوه سفارشی شما ذخیره شده و هم در کادر نوار ابزار Style و هم در کنار محاوهای Style ظاهر میشود. ( و نیز، یک شیوه را میتوان با به کار بردن این پروسیجر تازهسازی کنید.) |
تغییر شیوه :
مزیت اصلی به کار بردن شیوهها این است که اگر عقیدهتان درباره نحوه نمایش یک عنصر خاص درکاربرگ تغییر کرد، میتوانید همه نمونههای آن عنصر را با تغییر دادن مشخصهها در شیوه به یکباره درکاربرگ تغییر دهید. برای مثال اگر میخواهید شیوه قلم (فونت) خود را در شیوه Style My تغییر دهید ـ که درمثال فوق آن را به صورت Black Arial هیجده نقطهای تنظیم کرده بودید ـ و آن را به یک فونت ایتالیک تبدیل کنید میتوانید شیوه تازه را به ترتیب زیر برای Style My تعریف نمایید:
1- Format ، Style را انتخاب کنید.
2- شیوه مورد نظر ( در این مثال شیوه Style My ) را از لیست Name Style انتخاب کرده و سپس روی Modify برای باز شدن کادر محاورهای Cells Format کلیک کنید.
3- گزینههای قالب مناسب را انتخاب نمایید ( در این مثال روی کلید Font کلیک کرده و گزینه Italic Bold را از فهرست Style Font انتخاب کنید.
4- روی Ok کلیک کنید تا به کادر محاورهای Style برگشت داده شوید، سپس روی Ok کلیک کنید تا تغییرات داده شده در شیوه شما اعمال شود.
تحتالشعاع قرار دادن و ملغی کردن شیوه قبلی با تغییر مستقیم قالببندی
شما میتوانید ظاهر هر خانهای یا دامنهای از کاربرگ را در برگه کاری خود، اعم از اینکه شیوهای را در آن اعمال کرده باشید یا نه، با انتخاب Cells,Format تغییر دهید. و نیز شما میتوانید ظاهر هر خانه یا دامنهای از کاربرگ را با به کار بردن دکمههای موجود در نوار ابزار قالببندی تغییر دهید.
ادغام کردن شیوهها از کتابچههای مختلف کار
برای یکدست کردن قالببندی یک دسته از کاربرگها، میتوانید این کاربرگها را در ی کتابچه کار قرار دهید. در صورتی که انجام این کار غیرعملی باشد میتوانید برای یکدست بودن شیوه کاربرگهای خود، تعریف شیوه را بین کتابچههای کاری خود، کپی نمایید.
برای کپی کردن یک شیوه از یک کنابچه کاربر روی کتابچه کار دیگر ، به ترتیب زیر عمل کنید:
1- هر دو کتابچه کار منبع (کتابچه کاری که شیوه را از روی آن کپی خواهید کرد) و کتابچه کار مقصد (کتابچه کاری که شیوه را بر روی آن کپی خواهید کرد) را باز کنید.
2- روی کنابچه کار مقصد کلیک کنید تا کتابچه کار فعال گردد.
3- Style,Format را انتخاب کنید و روی Merge کلیک نمایید . اکسل فهرستی از کلید کنابچههای کار باز را مطابق شکل 6-9 نمایش خواهد داد.
4- نام کنابچه کاری را که میخواهید شیوه آن را کپی کنید انتخاب نموده و روی Ok کلیک کنید.
شکل 6-9 هنگام کپی کردن شیوهها از یک کتابچه کار بر روی کتابچه کار دیگر، اکسل فهرستی از کلیه کنابچههای کار باز دیگر را نمایش میدهد.
|
هشدار : اگر شیوه مورد نظر در کتابچه کار منبع به همان نام شیوه موجود در کتابچه کار مقصد باشد، کادری باز شده و به شما هشدار میدهد که آیا میخواهید شیوههایی را که دارای یک نام میباشند در هم ادغام کنید. این هشدار، صرف نظر از تعداد نامهای دوبله شیوهها ، فقط یک بار به شما داده میشود و در صورتی که گزینه Yes را در این کادر انتخاب کنید شیوههای موجود در کتابچه کار منبع، شیوههای موجود در کتابچه کار مقصد را تحتالشعاع قرار داده و آنها را ملغی کرده و شیوههای موجود در کتابچه کار منبع را جایگزین آنها میسازد. |
حذف شیوه
برای حذف تعریف یک شیوه، Format ، Style را انتخاب کرده و از فهرست Name Style شیوه مورد نظر را انتخاب نمایید و سپس روی Delete کلیک کنید. هر خانهای از کاربرگ که شیوه آن حذف شود به قالب پیشفرض Normal قالببندی خواهد شد. (البته شیوه Normal را نمیتوانید حذف کنید). ولی هر خانهای از کاربرگ که با یک شیوه حذف شده قالببندی شده بود و سپس بطور مستقیم قالببندی گردید با به کار بردن Format ، Cells کلیه مشخصههای قالببندی شده مستقیم در آن اعمال میشود.
فصــل دوم
Import
خوشبختانیه در اکسل ماکروسافت میتوان از دادههای متناسب که در بسیاری از برنامههای کاربردی دیگر ساخته شدهاند، استفاده کرد. و نیز، اکسل واردکردن دادهها از پروندههای متنی را ممکن ساخده و به کاربر کمک میکند تا این دادهها را در ستونهای کاربرگ قرار داد.
|
● تذکر: مطالب بسیاری در باره وارد کردن پرونده دادهها از برنامههای دیگر به اکسل یا فرستادن اطلاعات از پروندههای اکسل به برنامههای دیگر نوشته شده است. چنانچه به اطلاعات بیشتری درباره چگونگی تبدیل مانند انتقال صدها پروندههای تولید شده تحت ماکروهای Lotus به اکسل نیاز دارید ، به Kit Resource Office مایکروسافت قابل دسترس در Press Microsoft رجوع کنید. |
استفاده از فرامین open و As Save برای وارد کردن و صدور پروندهها
برای وارد کردن پروندهای از یک برنامه کاربردی دیگر یا از یک نسخه قبلی اکسل ، File و Open را انتخاب کنید ( یا روی دکمه Open در نوار ابزار Standard کلیک نمایید) و پروندهای را که میخواهید دادهها را از آن به اکسل وارد کنید، از لیست پروندها در کادر محاورهای Open انتخاب نمایید. از فهرست باز شده Type of File در پایی کادر محاورهای Open که در شکل 32-2 نمایش داده شده استفاده کنید. با انتخاب یک نوع پرونده، در کادر محاورهای Open فقط پروندههایی که از این نوع میباشند ، در فهرست ارائه میشوند. بخاطر بسپارید که درج پسوند نام پرونده برای وارد کردن یک پرونده الزامی نیست ، زیرا اکسل خود نوع پرونده را با بررسی محتویات آن ، مشخص میسازد و نام پرونده و پسوندی را که درج میکنید، برای تعیین نوع پرونده نادیده میگیرد.
شکل 32-2-از فهرست Fill of Type باری مشخص کردن پروندههای ساخته شده در یک برنامه کاربردی خاص استفاده کنید.
برای فرستادن یک پرونده از اکسل به یک برنامه کاربردی دیگر یا به یک نسخه قبلی از اکسل ، File و As Save را انتخاب کنید. سپس برنامهکاربردی را که میخواهید پرونده را برای آن ارسال کنید از لیست بازشونده Type As Save انتخاب کنید.
این لیست شبیه لیست ارائه شده Type of File است که در شکل 32-2 نشان داده شد. با این تفاوت که در این لیست فرمتهای بیشتری برای پرونده وجود دارد که میتوانید پرونده خود را تحت یکی از آنها ذخیره کنید. برای مثال: درحالی که در کادر محاورهای Open در لیست فرمت Lotus فقط « Lotus 1,2,3,Fills» وجود دارد، شما در لیست Type of File میتوانید یک پرونده اکسل را به فرمتهای مختلف 1,2,3 Lotus منجمله FM3,WK3,WK1,WKS و WK4 دخیره نمایید.
XML چیست؟
یکی از انواع پرونده که در لیست هر دو فهرست Open و As Save قرار دارد، پرونده به نوع XML (Language Markup Extensible) میباشد. XML برای تفسیر «دادههای ساختاری » عمدتاً برای استفاده از این پروندهها در وب ایجاد شده است. چنانچه بخواهید محتویات یک کاربرگ را در وب یا در ایتنرانت محلی خود منتشر سازید، باید XML را که مطالب مربوط به آن را به خوبی بیاموزید.
وارد کردن و صادر کردن پروندههای متنی (Import & Export Text)
برای وارد کردن یک پرونده اکسل از نسخه قبلی آن یا از یک برنامه کاربردی دیگر به صورت یک پرونده متنی ، File و As Save را انتخاب کنید و یکی از هشت فرمت متن موجود در لیست As Save را انتخاب نمایید. برای همه این فرمتها، اکسل فقط کاربرگ جاری را ذخیره میکند. شماره قالببندی حفظ میشود و بقیه قالببندیها حذف میشوند.
■ Formatted Text (Space Dellmited) (*.PRN) – تحت این فرمت پروندهای ساخته میشود که همترازی ستونها با قرار دادن فاصله حفظ میشود. از این نوع پروندهها میتوانید هنگام برقرای ارتباط از طریق مودم با گیرندهای که سیستم او فاقد اکسل است استفاده کنید.
■ Text (Tab Dellmited)(*TXT) – تحت این فرمت خانههای (Cells) هر ردیف با کارکتر Tab از یکدیگر جدا میشوند. در هر خانه کاربرگ که در آن یک کاماوجود داشته باشد، متن در بین علامت گوتیشن قرار میگیرد.
Unicode Text (*.TXT) ■ (متن یک کدی) – این یک فرمت متن استاندارد جهانی است که هر کاراکتر در ان به صورت یک شماره منحصر به فرد ذخیره میشود ؛ Unicode برای هر کاراکتر به هر زبانی و روی هر محیط کامپیوتری یک عدد تعریف میکند.
■ CVS(Comma Deimited)(*.CVS) – تحت این فرمت خانههای (Cells) هر ردیف با کاما از یکدیگر جدا میشوند. پروندههای متنی که برای جداسازی خانههای کاربرگ در ان از کاما استفاده میشود نسبت به متنهایی که خانههای کاربرگ در آنها با Tab از یکدیگر جدا میشوند برای وارد کردن به برنامههای مدیریتی پایگاههای داده ارجحیت دارند (بسیاری از این برنامههای مدیریت پایگاههای داده میتوانند پروندههای متنی را پذیرا باشند، ولی در بعضی از آنها فقط میتوان پروندههایی به فرمت CVS را قرار داد. و نیز در بسیاری از برنامههای واژهپرداز میتوان از پروندههای CVS . برای ذخیره کردن اطلاعات برای عملیات ادغام پستی استفاده کرد(.
■ Text (Machintosh) (*.TXT) – گزینههای مکیناش ، مجموعه کاراکتر مکینتاش را به کار میبرند، بنابرااین در صورتی که میخواهید پرونده خود را به یک برنامه کاربردی مکینتاش انتقال دهید، از این فرمت استفاده کنید.
■ Text ( MS-DOD) (*.TXT) – در گزینههای عادی Text و CVS . از مجموعه کاراکتر ANSI استفاه میشود. اگر میخواهید پرونده متنی خود ار به یک برنامه کاربردی مبتنی بر ویندوز مثل Microsoft Word برای ویندوز وارد کنید، یکی از این گزینهها را انتخاب نمایید.
■ CVS (Machinlosh) (*.CVS) – تفاوت بین انواع هر نوع پرونده عادی ، مکینتاش و MS-DOS فقط بسته به کاراکترهایی است که خارج از محدوده عادی 7 بیتی ASCII قرار دارند.
■ CVS (MS-Dos) (*. CVS) – در گزینههای MS-DOS از مجموعه گسترش داده شده کارکتر IBM PC استفاده میشود( به این نوع متن ، متن OEM نیز اطلاق میشود). در صورتی که میخواهید پرونده تمنی خود را به یک برنامه کاربردی که مبتنی بر ویندوز نمیباشد، وارد کنید، یکی از این گزینهها را انتخاب نمایید.
|
تذکر : در اکسل 2003 و اکسل 2002 و 2000 و اکسل 97 از فرمت پروندهای استفاده میشود که در نسخههای قبلی اکسل وجود نداشته است. ولی برای صدور کتابچههای کار تحت اکسل 97/2000/2002 به نسخههای قدیمیتر اکسل فرمان As Save را به کار ببرید. در صورتی که معمولاً با کاربران اکسل 5 و 7 پروندههای خود را به اشتراک میگذارید ، شاید بخواهید که از مزایای فرمت Microsoft Excel 97- Excel 2003 and 5.0/97 Work Bood نیز برخوردار گردید. ادر صورت استفاده از این گزینه میتوانید پرونده خود را به فرمتی ذخیره کنید که تحت فرمتهای این نسخههای اکسل قابل خواندن باشد. |