| دسته بندی | عمومی |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 39 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 103 |
فرمت فایل : ورد
قسمتی از محتوی فایل
تعداد صفحات : 103 صفحه
فهرست مطالب عنوان صفحه فصل اول تاریخچه موسسه رازی 2 تحقیق و تولید : تشخیص 3 تعلیم و توسعه 4 جایگاه بین المللی 5 معرفی فرآوردهای مصرفی پزشکی 6 معرفی واکسن های مصرف دامپزشکی 7 معرفی داروی ضد انگلی دام 8 معرفی پادگانها و سایر فرآورده های بیولوژیک 8 معرفی توبر کولین 9 قسمت فیزیکوشیمی 9 فصل دوم تایید مواد اولیه تعیین آمینو نیتروژن آزاد تست تعیین تیپ شیشه اندازه گیری مقاومت هیدروکسی پودر شیشه آشنایی و کنترل درپوش های لاستیکی مخصوص تهیه محلول استاندارد آمونیوم ppm 5/2 تهیه محلول استاندارد آمونیوم ppm 1 تهیه محلول استاندارد پتاسیم تتراید و مرکورات قلیایی تهیه محلول A برای تست های کنترل درپوش اندازه گیری میزان آلومینیوم موجود در درپوش اندازه گیری شفافیت و رنگ محلول فصل سوم تعیین مقدار پروتئین تهیه محلول مینرالیزاتور جهت تعیین ازت پروتئین تهیه سود 1 نرمال جهت تعیین ازت پروتئین تهیه اسید بوریک 2% جهت تعیین ازت پروتئین تهیه معرف جهت تعیین ازت پروتئین تهیه اسید سولفوریک جهت تعیین ازت پروتئین تهیه ازت پروتئین جهت نمونه های توبرکولین گاوی محاسبه نمونه های توبر کولین تهیه TCA 100% فصل چهارم تهیه واکسن 12 یاورهای ایمنی 14 تاریخچه 14 تعریف یاور و کاربرد یاور 15 عملکرد یاورها 16 خصوصیات یک یاور مناسب 20 انواع یاورها 21 تقسیم بندی یاورها 21 تست فرمالین 28 روش کار 28 تست آلومینیوم 29 تهیه محلولهای استاندارد آلومینیوم 29 اندازه گیری آلومینیوم موجود در نمونه های واکسن 31 تست تیرمرسال 33 تهیه محلول دی تیزون 34 تهیه محلول تست آمونیاک 35 روش اندازه گیری مرتیولات 35 فصل پنجم تهیه سرم 37 تست اندازه گیری فنل 40 تهیه محلول آمینو فنازن 40 تحلیه محلول پتاسیم هگزاسیانوفلات 40 تهیه بافر بورات 41 اندازه گیری فنل در سرم دیفتری 41 آلبومین 42 تهیه سرم فیزیولوژی 55 آماده سازی نمونه های توکسوئید 55 آماده سازی نمونه های آنتی ژن 56 آماده سازی نمونه های سرم یا پلاسما 57 فصل ششم دستگاه uv-vis-spectroscopy دستگاه رطوبت سنج مقدمه لئوفیلیزاسیون تاریخچه لئوفیلیزاسیون بررسی اجمالی یک چرخه لئوفیلیزاسیون کنترل کیفیت لئوفیلیزاسیون انبار و ذخیره محصول دستگاه pH متر ترازوی دیجیتالی فصل اول تاریخچه مؤسسه رازی آشنایی با قسمت فیزیکوشیمی تاریخچه مؤسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی با بیش از 75 سال سابقه فعالیت یکی از قدیمی ترین و معتبرترین مراکز علمی و تحقیقاتی کشور شناخته می شود.
این مؤسسه فعالیت خود را در سال 1304 تحت وزارت فلاحت و فوائد عامع (وزارت کشاورزی وقت) با تحقیقات پیرامون راههای مبارزه با بیماری خانمانسوز طاعون گاوی که با تلف صدها هزار رأس گاو حیات دامی کشور را مورد تهدید قرار داده بود آغاز مرد و پس از مدت کوتاه با تولید و عرضه واکسن مؤثر علیه بیماری مبور دوره نوینی از مبارزه علیه بیماریها را در کشور پایه گذاری نمود.
به فاصله کوتاهعی پس از این موفقیت کاربر روی تولید واکسنهای مؤثر علیه بیماریهای مهلک دامی از قبیل سیاه زخم نیز آغاز شد و از سال 1320 تحقیق و تولید انواع واکسنها و سرمهای ممصرف پزشکی در دستور کار مؤسسه تحقیقات رازی قرار گرفت.
مسئله ای که حائز اهمیت می باشد این است که دوران شکوفائی و رشد و توسعه مؤسسه تحقیقات رازی مربوط به دوران پس از واگذاری مدیریت مؤسسه به مت
| دسته بندی | عمومی |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 26 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 38 |
فرمت فایل : ورد
قسمتی از محتوی فایل
تعداد صفحات : 38 صفحه
فهرست صفحه تاریخچه تأسیس ایران خودرو 1 شرکت خودروسازان 3 سیستم مالی شرکت ایران خودرو 7 اداره رسیدگی اسناد 9 اداره حقوق و مزایا 9 اداره حسابداری خریدهای خارجی 10 اداره حسابداری اموال 10 حسن انجام کار 15 اوراق بهادار جاری 16 اداره پرداخت 17 بودجه سفارش کار 19 اداره کل فروش 20 اداره کل حسادباری عمومی 21 قراردادهای ایران خودرو 24 اداره اموال و پروژه ها 26 نوشتن معین و تفصیل 29 پیمانکاری پروژه های ایران خودرو 34 نتیجه گیری 39 تاریخچه تأسیس ایران خودرو شرکت سهامی عام کارخانجات صنعتی ایران خودرو با هدف انجام امور تولیدی و صنعتی برای تاسیس کارخانجات اتوبوس سازی و ساختن قطعات و لوازم مختلف اتومبیل و تولید محصولاتی از این قبیل در تاریخ 27 مرداد ماه 1341 با سرمایه اولیه یک صد میلیون ریال و تعداد یکهزار سهم یک هزار ریالی به ثبت رسید و از مهرماه 1342 عملاً فعالیت خود را با تولید اتوبوس آغاز کرد.
آمار تولید محصولات ایران خودرو از بدو تأسیس تا پایان سال 1376 بر اساس اساسنامه شرکت که در تاریخ 18 آبانماه 1354 در مجمع عمومی فوق العاده به تصویب رسید، سرمایه شرکت از مبلغ دو هزار میلیون ریال برآورد شد که این مبلغ تا سال 1357 به بیش از 13 میلیارد ریال افزایش یافت.
به استناد صورت جلسه مجمع عمومی فوق العاده مورخ 30/3/1357 سرمایه شرکت ایران خودرو از 13 میلیارد و 440 میلیون ریال به مبلغ 15 میلیارد و 680 میلیون ریال منقسم به 15 میلیون و 680 هزار ریال سهم یک هزار ریالی افزایش یافت.
ایران خودرو از اولین شرکتهایی بود که قانون گسترش مالکیت واحدهای تولیدی را به نحو کامل اجرا کرد و 49 درصد سهام آن به کارکنان و مردم واگذار گردید.
این شرکت به موجب بند الف قانون حفاظت و توسعه صنایع ایران مصوب سهام 16/4/1358 ش.
رای انقلاب اسلامی اعتبار نوع صنعت، ملی اعلام شد و به موجب مصوبه 28/2/1365 هیئت وزیران، سهام شرکت از طرف دولت با نام سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران صادر شد و تحت پوشش این سازمان با مدیریت منتخب دولت به کار خود ادامه داد.
شرکت سهامی عام کارخانجات صنعتی ایران ناسیونال با مجوز صادره از سوی هیئت عامل سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران در تاریخ 27/2/1362 به نام شرکت ایران خودرو «سهامی عام» تغییر نام یافت.
در تاریخ 20/11/1370 طبق مصوبه ای از سوی هیئت دولت اسامی و شرایط شرکتهایی که می توانستند به بورس بروند تعیین شد و ایران خودرو اولین شرکت خودروسازی بود که توانست خود را با بازار بورس تطبیق دهد.
بر اساس اعلام سازمانی مالی در مرداد ماه سال 1372 سرمایه شرکت بالغ بر 57 میلیارد ریال و تعداد سهام 57 میلیون سهم نیز بوده است و کل سهام متعلق به سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران است.
شرکت خودروسازان: شرکت خودروسازان ایران با نام شرکتهای کنسرسیوم کارخانجات صنعتی اتوبوس سازان ایران در تاریخ 1/10/1343 تاسیس گردید و بر اساس تصمیم مجمع عمومی در اسفند 1351 نام و نوع شرکت به ترتیب به شرکت صنعتی خودروسازان ایران و شرکت سهامی خاص تغییر یافته و هدف از تأسیس این شرکت ایجاد کارخانه اتوبوس سازی واردات و تهیه مواد اولیه و ماشین آلات و لوازم مورد احتیاج و قطعات متحرکه و شاسی و م
| دسته بندی | عمومی |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 454 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 39 |
فرمت فایل : ورد
قسمتی از محتوی فایل
تعداد صفحات : 39 صفحه
مؤسسه آموزش عالی کار موضوع کارآموزی: اصول ساخت مخازن تحت فشار استاد: جناب آقای مهندس شکر وش تهیه کننده: کیوان فرهاد بهار 1386 « دستور العمل طراحی مخازن تحت فشار » مقدمه : همانطور که می دانیم مخازن تحت فشار از جمله تجهیزاتی هستند که نه تنها در شاخه نفت و پتروشیمی بلکه در اغلب صنایع اصلی نظیر نیروگاه و حمل و نقل از کاربرد ویژه و قابل توجهی برخوردار بوده و از اینرو توجه به مقوله طراحی و ساخت آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است .
آنچه در این مقاله بدان پرداخته شده است, بیشتر جنبه راهنمائی داشته و هدف ارائه مطالبی است که به نظر نویسنده برای طراحی و ساخت یک مخزن تحت فشار با توجه به استاندارد ASME BOILER& PRESSURE VESSLES CODE(SEC.
VIII, DIV.
1) لازم و ضروری بوده و طبعا نمی تواند تمامی نکته ها و مسائل حاشیه ای این موضوع را در بر داشته باشد .
مطالب ارائه شده به ترتیب شامل آشنائی با تعاریف اولیه, انتخاب مواد, و نکات مهم در فرآیند ساخت یک مخزن تحت فشار از نگاه تولید و مسائل مربوط به آن است .
جهت آشنائی بیشتر با سرفصلهای مندرج در استاندارد ASME و امکان مراجعه به مباحث تکمیلی در هر زمینه در اینجا به معرفی عناوین مزبور میپردازیم : U – Introduction UG – General requirements for all methods of construction and all materials UW – Requirements for pressure vessels fabricated by welding UF - Requirements for pressure vessels fabricated by forging UB - Requirements for pressure vessels fabricated by brazing UCS - Requirements for pressure vessels constructed of carbon and low alloy steels UNF - Requirements for pressure vessels constructed of nonferrous materials UHA - Requirements for pressure vessels constructed of alloy steel UCI - Requirements for pressure vessels constructed of cast iron UCL - Requirements for welded pressure vessels constructed of material with corrosion resistant integral cladding , weld metal overlay cladding , or with applied lining UHL - Requirements for pressure vessels constructed of ferritic steels with tensile properties enhanced by heat treatment ULW - Requirements for pressure vessels constructed by layered construction ULT – Alternative rules for pressure vessels constructed of materials having higher allowable stresses at low temperature .
تعاریف اولیه : مخزن تحت فشار : بطور کلی هر مخزنی که اختلاف فشار داخلی و خارجی آن برابر و یا بیشتر از 15 psi ( و کمتر از 3000 psi ) بوده , قطر داخلی آن از 6 in بیشتر و دارای حجم 120 گالن باشد یک مخزن تحت فشار نامیده می شود و شامل مقررات مندرج در ASME SEC.
VIII DIV.
1 میگردد ( جهت کسب اطلاعات بیشتر به پاراگراف U-1 مراجعه شود ) .
در عین حال یادآور می شود که توجه به شرایط عملکردی و محیطی مخزن ( اعم از قرار گرفتن در سرویسهای خطرساز و یا آتش گیر ) میتواند در نحوه طراحی، ساخت ، آزمایشات و نهایتا کیفیت کاری مورد نیاز جهت تعیین عملکرد مخزن در سرویسهای خاص بهره برداری تاثیر به سزائی داشته باشد .
فشار و دمای کار
| دسته بندی | عمومی |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 38 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 46 |
فرمت فایل : ورد
قسمتی از محتوی فایل
تعداد صفحات : 46 صفحه
فهرست مطالب مقدمه : معرفی 3 گیاه اوکالیپتوس اکلیل بابونه انواع بابونه بابونه کبیر بابونه رسمی بابونه وحشی بابونه رومی بابونه زرد فصل دوم: اسانسها تقطیر ساده شیمی اسانسها آشنایی با انواع مبرد انواع کلونجر تقطیر با بخار آب تقطیر با آب و بخار موکسله اسپکتروفتومتر بازیافت کلروفرم جدول کارهائی که در این دوره انجام شده کاربرد اسانس عوارض جانبی منابع مقدمه معلوم نیست دقیقا از چه زمانی گیاهان به عنوان دارو مورد استفاده انسان قرار گرفته اند.
مسلما اطلاعات مربوط به اثرارت و خواص داروئی گیاهان از زمانهای بسیار دور به تدریج بدست آمده، سینه به سینه منتقل گشته، به طور ضمنی با آداب و سنن قومی نیز در آمیخته، سرانجام با زحمت زیاد و از طریق تجربه های مدید اهم اثرات و خواص آنها در اختیار نسلهای معاصر قرار گرفته است.
طبق برخی سنگ نبشته ها و شواهد دیگر به نظر می رسد مصریان و چینیان در زمره اولین جمعیتهای بشری بوده باشند که فراتر از بیست و هفت قرن قبل از میلاد مسیح از گیاهان داروئی به عنوان دارو استفاده برده و حتی برخی از گیاهان را برای مصرف بیشتر در درمان دردها کشت داده اند.
مردم یونان باستان خواص داروئی برخی از گیاهان را به خوبی می دانسته اند.
بقراط حکیم بنیانگذار طب یونان قدیم و شاگرد وی ارسطو و دیگران برای استفاده از گیاهان در درمان بیماریها ارزش زیادی قائل بوده اند.
آنها علاوه بر استفاده از گیاهان یونان، از گیاهان کشورهای دیگر هم استفاده می برده اند.
بعد از اینان، یکی از شاگردان ارسطو به نام «تئوفراست» مکتب «درمان با گیاه» را بنیانگذاری کرد.
پس از آن «دیوسکورید» در قرن اول میلادی مجموعه ای از 6000 گیاه داروئی با ذکر خواص درمانی هر یک را تهیه و به صورت کتابی درآورد که این کتاب بعدها سرآغاز بسیاری از مطالعات علمی در زمینه گیاهان مذکور گردید.
طوری که مثلا «جالینوس» پزشک معروف یونانی در کارهای خود به کتاب «دیوسکورید» استفاده کرده است.
در قرن هشتم تا دهم میلادی دانشمندان ایرانی؛ ابوعلی سینا؛ محمد زکریای رازی و دیگران به دانش «درمان با گیاه» رونق زیادی دادند و گیاهان بیشتری را در این رابطه معرفی کردند و کتابهای معروفی چون «قانون» و «الحاوی» را به رشته تحریر درآوردند.
بعد از آن درمان با گیاه همچنان دنبال گردید.
در قرن سیزدهم «ابن بیکار» مطالعات فراوانی در موردخواص داروئی گیاهان انجام داد و خصوصیات بیش از 1400 گیاه داروئی را در کتابی که از خود به جان گذاشته، یادآور شد.
پیشرفت اروپائیان در استفاده داروئی از گیاهان در قرن هفده و هجده ابعاد وسیعی یافت و از قرن 19 کوششهای همه جانبه ای جهت استخراج مواد موثره از گیاهان داروئی و تعیین معیارهای معینی برای تجویز و مصرف آنها شروع شد.
بطوری که کوششهای آن زمان تا به امروز هم ادامه یافته و در حال حاضر نیز با سرعت هر چه بیشتر به پیش می رود.
اکنون با در دست داشتن نتایج آزمایشها و تحقیقات بسیار با کمال اطمینان می توان به تشریح و تفصیل علمی مزایای موجود در ماده موثره گیاهان داروئی در رابطه با انسان و حیوانات پرداخت.
حقیقت این است که امروزه درباره روند متابولیسمی تشکیل ماده موثره موجود در گیاهان تحت فرایندهای خاص زیست محیطی و تاثیر ماده مو
| دسته بندی | عمومی |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 6 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 7 |
فرمت فایل : ورد
قسمتی از محتوی فایل
تعداد صفحات : 7 صفحه
معرفی مرکز کامپیوتری کارخانه : اولین شبکه کارخانه فوق در تاریخ مهر ماه سال 82 با 11 کامپیوتر ایجاد گردید هدف از راه اندازی این شبکه ارتباط بخش حسابداری با یکدیگر و یکسان سازی آن با دفتر مرکزی واقع در تهران و در کارخانه زیر مجموعه شان بود .
از آنجا که نرم افزار حسابداری این مجموعه تنها تحت DOS قابل اجرا بود سیستم شبکه NOVEH راه اندازی شد .
بعد از گذشت مدتی نیاز این مجموعه برای به اشتراک گذاشتن فایل و ارتباط أنها تحت WINDOWS أن ها را مجبور به ایجاد و راه اندازی دومین شبکه خود نمود که در دوران کار أموزی من در أن شرکت این شبکه راه اندازی شد و با عنایت مدیر کارخانه بنده هم در این راه اندازی برای آموزش و تکمیل دوره کارآموزی خود شرکت نمودم .
در حال حاضر این مجموعه با 19 کامپیوتر و دو شبکه و یک strator adminis (مدیر شبکه ) در حال فعالیت می باشد .
این مجموعه دارای یک نرم افزار حسابداری و یک نرم افزار بنام PWL جهت حضور و غیاب کارکنان می باشد .
مجموعه فوق تنها دارای یک strator adminis می باشد که دارای مدرک مهندسی کامپیوتر ( سخت افزار ) و مدرک Mcse ( مدرک مهندسی ماکروسافت ) می باشد .
مدرک Mcse توسط شرکت ماکروسافت ارائه می گردد و دارای هفت آزمون می باشد امتحانات آن شامل Exame : 70-270,70-290,70-291,70-292,70-293,… میباشد .
ایجاد بانک اطلاعاتی : این مجموعه بعلت استفاده زیاد از ابزارهای مختلف و خرید آنها از کمپانی های مختلف نیازمند به یک سیستم کنترلی جهت مصرف ابزارگردید تا با ارائه آن به قیمت مدیریت ابزار بتواند روز و مصرف خود را بهینه کند که من با پیشنهاد مدیر تولید ، مسئول جمع آوری کلیه اطلاعات ابزار اعم از شماره سریال number ابزارها که ابزارها و کمپانی سازنده گردیدم .
بانک اطلاعاتی پیشنهاد من به آنها بود ، بخاطر قابلیت آسان بودن آموزش آن به دیگران که حمع آوری این اطلاعات تقریباً 55 ساعت از وقت کارآموزی من را به خود اختصاص داد .
بعد از جمع آوری اطلاعات ( که بخشی از آن برای نمونه پیوست به گزارش کار آموزی ام می باشد .
به مدت هفت ساعت آنها را وارد بانک اطلاعاتی access کردم آیتم های مد نظر قرار داده شده در این برنامه تاریخ ورود ابزار به انبار تاریخ درخواست هزار اپراتور ، تاریخ خرابی ابزار و مدت کار کرد آن نام کمپانی می باشد بخاطرunique بودن گذراند.
کد ابزار را Primary key قرار دادیم تا با فراخوانی کد ابزار کلیه اطلاعات آن اعم از تاریخ ورود به انبار و مدت کارکرد و کلیه اطلاعات مرتبط با آن نمایش داده شود با انجام این کار مدیریت ابزار می تواند در طی مدت کوتاهیتعداد ابزارهایی که طول عمر کمتری دارند و کمپانی آن را شناسایی و در جهت تهیه کردن مصرف ابزارهای خود بکار برند.
و هم چنین با طول عمر هر ابزار از خارج قطعاتی را ضایع کند می توان به راحتی با یک درخواست ابزارها را شناسایی کرد.
ایجاد شبکه دوم کارخانه در ابتدا با هدف ایجاد شبکه بین 11 کامپیوتر با خرید یک switch ، 32 پورتی D-link (بعلت افزایش کامپیوتر در آینده)و کابل کشی های انجام شده آغاز شد.
چون هدف ایجاد Peer-to-peer (نظیر به نظیر) بود احتیاجی به server نگردید اما به دلیل محدودیت این سرویس (در یک زمان تنها 10 کاربر به یک فایل
| دسته بندی | عمومی |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 61 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 78 |
فرمت فایل : ورد
قسمتی از محتوی فایل
تعداد صفحات : 78 صفحه
به نام خدا موضوع: پروژه ساختمانی واقع در عظیمیه کرج پروژة کارآموزی جهت اخذ درجة کاردانی رشتة معماری تقدیر سپاس پروردگار متعال را که یاریگرمان بود تا نوشتاری بعنوان پروژه کارورزی ارائه نمائیم.
در پایان مقطع کاردانی فرصتی دست داد تا به صورت دوره کوتاهی را کار در کارگاه ساختمانی آشنا شویم.
هر چند سختی راه دشوار می نمود ولی تجربیات گرانمایه ای را کسب نمودیم.
اکنون، نوشتار مصوری را که ملاحظه می فرمائید دست مایه و حاصل تلاشمان طی یک ترم تحصیلی می باشد که شامل دیدارهای هفتگی از کارگاه و برجها بوده و همچنین تهیه عکس، گزارش، مطالعه کتب مربوطه می باشد.
این مطالب گردآوری نمی شد مگر با مساعدت استاد راهنمایمان مهندس نیازی که زحمت راهنمایی و مشاوره را برعهده داشتند.
حال لازم می دانیم کمال تشکر و قدردانی را از ایشان داشته باشیم.
فهرست مطالب مقدمه صفحه فصل اول: کلیات پروژه وضعیت فیزیکی پروژه 7 موقعیت ساختمان در سایت 7 کروکی سایت 7 پیشرفت کار در روش کار پیمانکار 9 انواع قراردادهای پیمانکاری 9 انواع مناقصه 9 مراحل اجرای طرح و انجام عملیات پیمانکاری 10 اصول طرح کارگاه و ساختمان 10 جدول مصالح مصرفی در انبار 10 نحوة انجام گزارش کارگاه در مورد مسئولیتها 11 گزارش روزانه 11 فصل دوم: عملیات ساختمانی بازدید شناسایی زمین 11 طبقه بندی زمین از نظر خاک و مقاومت آن 12 آزمایش خاک 12 طبقه بندی زمین ها (بر حسب نوع مصالح، وضعیت طبیعی) 13 زمینهای خاکریزی شده یا زمینهای مصنوعی 14 زمینهای طبیعی و انواع آن 14 زمینهای غیر قابل تراکم 16 زمینها با تراکم کم 17 تخریب 17 خاکبرداری 18 گودبرداری (پی کنی) 18 گودبرداری و پی کنی در زمینهای آبدار 19 روش پایین بردن سطح آب 19 ابعاد پی و پی سازی 21 شمع بندی 23 ترازکردن کف پی 23 شفته ریزی 24 قالب بندی پیها 24 آرماتوربندی 25 کلافبندی افقی 26 کلافبندی قائم 27 بتن پی 27 فصل سوم: ساختمان عملیات ساختمانهای بتنی 28 مزایای ساختمانهای بتنی 28 ابعاد پی 28 بتن مگر 29 میلگردهای کف پی 29 قالبندی 29 داربست 30 قالبندی پیها 30 آرماتوربندی 30 شناژ 31 ساختمانهای بتنی 32 دانه بندی 32 سیمان 32 بردن بتن تا محل مورد نیاز 32 ریختن بتن 33 عمل آوردن بتن 33 حفظ کردن بتن 33 ستون 34 تیرها 35 اتصال اسکلت بتنی 36 باز کردن قالبها 36 وصله کردن آرماتور 37 فصل چهار: سقفهای تیرچه بلوک تیرچه 40 بلوک 40 میلگردهای ممان منفی 42 میلگرد حرارتی 42 کلاف عرضی 42 بتون ریزی 43 بامهای تخت یا مسلح 43 عکس از مراحل اجرای سقف تیرچه بلوک 45 پوشش بامهای تخت یا مسلح 46 دیوار جان پناه 47 فصل پنج : مصالح وجز
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 844 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 148 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول : کلیات
چکیده.2
مقدمه 3
1-1بیان مسئله……………………………………………………….. ..4
1-2اهمیت پژوهش………………..……………………………………….5
1-3اهداف پژوهش. ………………………………………………………..6
1-4سوالات پژوهش………………………………………………………. 8
1-5تعریف مفاهیم……………………………………………………………8
1-6تعریف رسانه هاو انواع رسانه ها. ………………………………………….9
1-7مقایسه رسانه های ارتباط جمعی بایکدیگر در ارتباط با مخاطبان ……………….10
1-8تعاریف مختلف ازرسانه های آموزشی توسط دانشمندان………………………. 10
1-9رسانه های ارتباط جمعی وجامعه…………………………………………..11
1-10رسانه های ارتباط جمعی و قشر بندی اجتماعی و توسعه فرهنگی………………12
1-11توزیع رسانه های ارتباط جمعی در جهان…………………………………..14
1-12رسانه های ارتباط جمعی…………………………………………………15.
1-13انواع رسانه های ارتباط جمعی به روش دیگر………………………………..15
1-14ارتباط جمعی یا عمومی…………………………………………………..15
فصل دوم:
2-1تاریخچه رسانه ها……………………………………………………….18
2-2پیدایش سینما،رادیو و تلویزیون………………………………………….20
2-3تاریخچه پیدایش روزنامه ها...............................................................27
2-4سینما ،پیدایی و نظور آن...................................................................34
2-5تئاتر و مخاطبان.............................................................................37
2-6تئاتر در شرق................................................................................38
2-7تئاتر در قبل از اسلام........................................................................39
2-8تئاتر پس از اسلام............................................................................40
2-9پژوهش در ارتباطات.....................................................................45
2-10صدا و سیما و تعلیم و تربیت............................................................57
2-11نقش رسانه های ملی در کشور های همسایه ایران...................................59
2-12نقش رسانه های غرب در تعلیم و تربیت...............................................61
2-13نقش رسانه های ملی در جهان...........................................................64
2-14خلاصه ای از رسانه های آموزشی در ایران و جهان.................................65
2-15تئوریهای وسایل ارتباط جمعی یا رسانه ها..............................................66
2-16مکتب مارکسیسم کلاسیک.................................................................67
2-17نظریه ی اقتصاد سیاسی رسانه ها.........................................................67
2-18مطالعات فرهنگی توده.....................................................................68
2-19مکتب فرانکفورت..........................................................................69
2-20نظریه های مربوط به مخاطبان رسانه ها:نظریه ی استحکام...........................69
2-21نظریه ی دو مرحله ای رسانه ها.........................................................70
2-22نظریه ی تزریقی رسانه ها....................................................................70
2-23نظریه ی برجسته سازی رسانه ها............................................................70
2-24نظریه ی نیاز جویی رسانه ها................................................................70
2-25نظریه ی وابستگی مخاطبان................................................................... 71
2-26نظریه ی موزاییکی رسانه ها....................................................................71
2-27نظریه ی سیستمی................................................................................71
2-28دیدگاههای پیشگامان رسانه ها................................................................. 74
2-29دیدگاه دیویدرایز من..............................................................................75
2-30دیدگاه مارشال مک لوهان......................................................................76
2-31وظایف رسانه ها................................................................................76
2-32نقش تفریحی رسانه ها.........................................................................77
2-33نقش های خبری رسانه ها.....................................................................77
2-34نقش های همگن سازی رسانه ها.............................................................78
2-35نقش آگاه سازی رسانه ها...................................................................... 78
2-36نقش تعلق اجتماعی رسانه ها.........................................................................78
2-37دیدگاه های افراطی رسانه ها...................................................................79
فصل سوم : روش تحقیق
فصل چهارم:تجزیه و تحلیل داده ها
4-1تلویزیون...........................................................................................84
4-2یونسکو و رادیو و تلویزیون....................................................................85
4-3نقش رادیو و تلویزیون در آموزش.............................................................86
4-4تاثیر تلویزیون بر خانواده .........................................................................87
4-5استفاده از تلویزیون در آموزش و پرورش.....................................................88
4-6نقش آموزشی تلویزیون.............................................................................89
4-7تحقیق یک ایرانی درباره رادیو و تلویزیون و نقش تربیتی آن ها............................91
4-8اینترنت(ویژگی ها ، کارکردها،مزایا)..............................................................92
4-9معایب اینترنت.........................................................................................94
4-10موقعیت ایران و ملل در حال توسعه در شبکه اینترنت......................................94
4-11نقش اینترنت در تعلیم و تربیت....................................................................95
4-12نقش اینترنت در دنیای نوجوانان.....................................................................98
4-13نقش تلفن همراه در تعلیم و تربیت..............................................................101
4-14تلفن همراه در مدارس ایران.......................................................................101
4-15فرهنگ سازی استفاده از تلفن همراه توسط آموزش و
پرورش................................................................................................103
4-16یادگیری از طریق تلفن همراه....................................................................106
4-17رویکرد های یادگیری مبتنی بر تلفن همراه..................................................107
4-18منظور از یادگیری تلفن همراه چیست؟.......................................................108
4-19از تلفن همراه چه چیزی میتوانیم یاد بگیریم؟................................................108
4-20برخی مزیت ها و محدودیت ها ی یادگیری تلفن همراه....................................109
4-21نتیجه گیری دربا ره تلفن همراه............................................................109
4-22ماهواره چیست؟..............................................................................111
4-23نحوه کار ماهواره ارتباطی.....................................................................111
4-24تاریخچه ، مزایا و معایب ماهواره...............................................................114
4-25موقعیت ایران و ملل در حال توسعه در استفاده از ماهواره...............................115
4-26آموزش از طریق ماهواره و تجربه های جهانی.............................................118
4-27توانایی کاربردآموزش از طریق ماهواره در کشور چین.................................119
4-28سینما و تئاتر و نقش تربیتی آن ها.............................................................119
4-29سینما و تلویزیون..............................................................................120
4-30سینما و تلویزیون دو پدیده متمایز...........................................................121
4-31سینما و تلویزیون در برابر یکدیگر(رقابت درونی).......................................121
4-32نقش تربیتی سینما..............................................................................122
4-33مذهب و سینما....................................................................................124
فصل پنجم
5-1نتیجه گیری......................................................................................126
5-2 پیشنهادات.......................................................................................129
5-3محدودیت های پژوهش.........................................................................129
5-4 خلاصه..........................................................................................129
5-5منابع و ماخذ.......................................................................................138
چکیده به زبان لاتین.................................................................................141
چکیده:
- رسانه های مکتوب مانند کتب و مجلات و روزنامه ها بعد از اختراع صنعت چاپ و خط پا به عرصه وجود نهادند و با گذشت زمان وسعت آنها رو به افزایش نهاده است . این رسانه ها ابتدا در جهان اسلام با کیفیت هر چه بیشتر و بهتر ظهور کرد ولی متاسفانه باگذشت زمان از کیفیت آنها کاسته شده است ولی همین رسانه ها در جهان غرب و اروپا از غنای علمی برخوردار است که نشأت گرفته از کتب معتبر در اسلام است.
با پیشرفت علم و تکنولوژی ، رسانه ها نیز گسترش یافته و از کیفیت زیادی برخوردار شده است. بعد از رسانه ها ی مکتوب ، در طول یکی دو قرن گذشته رسانه های جدیدی همچون تلفن و ضبط صوت و گرامافون و برخی رسانه های آموزشی دیگر همچون اسلاید پا به عرصه ی وجود نهاده است.
بعد از رسانه های فوق رسانه هایی همچون تلویزیون و رادیو و سینما ابتدا در جهان غرب و اروپا به وجود آمد که امروزدر طول نزدیک به یک قرن در سراسر دنیا ، این رسانه ها بعنوان مهمترین رسانه و مهمترین رسانه در تعلیم و تربیت مطرح بوده و هستند.
علم و صنعت همچنان در حال پیشرفت است که همراه آن دستاورد های مهمی در ظهور برخی دیگر از رسانه بوجود آورده است که می توان به ظهور اینترنت و ماهواره و کامپیوتر و نقش و کاربرد بسیار مهم آن دردنیای امروز اشاره نمود.
مقدمه:
انسان در زندگی اجتماعی و در برخورد با غیر خود نیاز شدیدی به ارتباط دارد و تنها از این طریق است که نیاز های فردی و اجتماعی خود را برآورده می کند .انسان از همان آغاز برای برقراری ارتباط و رساندن پیام خود به دیگران شیوه های گوناگونی را به کاربرده است.از اشارات ،کلمات و اشاره های رمزی اولیه گرفته تا استفاده از پیشرفته ترین و در عین حال پیچیده ترین وسایل ارتباطی مدرن امروزی از قبیل رسانه ها و وسایل ارتباطی که درطول تاریخ دارای سرعت بسیارکندو ناچیز بوده اند و در عصر حاضر تحول چشمگیری یافته اند.
پیام هایی که توسط رسانه ها رد وبدل می شود درابعاد مختلف سیاسی ،اجتماعی ،اقتصادی،نظامی و فرهنگی و... است .مخاطبان این پیام ها افراد و گروههایی در سطوح مختلف فرهنگی،اقتصادی ،و اجتماعی اند که در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی در سراسر جهان پراکنده اند.
چنانچه گفته شد تمام سعی و تلاش رسانه های جمعی ،رسیدن به اهداف و مقاصدی است که در عین حال هر کدام به نحوی دارای رنگ و صبغه تربیتی هستند ،زیرا این رسانه ها در اموری نظیر رشد شخصیت افراد درابعاد مختلف ،ایجاد ارتباط بین افراد جامعه ،کمک به افراد جامعه ،کمک به افراد در فرآیند سازگاری با جهان متغیر پیرامون و...دخالت دارند.چرا که به نظر می رسد نظام تعلیم و تربیت بیش از هرزمان دیگری نیاز به تغییرات اساسی و بنیادین دارد .لذا با توجه به تغییر نوع نگرش مخاطبین امرتعلیم و تربیت ،خواسته ها و انگیزه های ایشان برای دستیابی به اهداف و آمال ،این تغییرات ناگریز با گذشت زمان خود نمایی خواهد کرد.
از طرف دیگر با وجود اندیشه ها و جمجمه های فرهنگی مختلف که از سوی رسانه های غالب جهان بی محابا به حیطه ی آموزش و تربیت هجوم می آوردبه نظر می رسد ، باید ازهمین رسانه ها درجهت تحکیم بنیانهای تعلیم و تربیت استفاده کرد تا مهارت های پذیرش حقایق و اتخاذ تصمیمات اجتماعی و خانوادگی معقول و بهنگام را درتفکر و فضای حقیقی جامعه نهادینه ساخت تا با ار تقاءسطح فکری و فرهنگی خانواده ها ،معضلات و مشکلات ناشی از تأثیرات سوءرسانه ها به حداقل رسیدهو رفتارها وهنجارهای مثبت بالقوه به فعالیت نزدیک شود وبی شک این امر تنها پوشش کافی اطلاعات و دوری از یک جانبه نگری و تعمبق روش های نوین سالم و کاربردی ،استفاده از رسانه ها در امر تعلیم و تریبت میسر خواهد بود.
لذا در این پژوهش سعی شده است با استفاده از منابع موجود در راستای تنویر و تشریح معانی و معایب رسانه های مختلف ( دیداری – شنیداری – مکتوب ،گفتاری ، روایی و ...) بر روند آموزش و تربیت کودکان و نوجوانان گامهایی برداشته شود. چرا که گستردگی رسانه ها در دنیای کنونی وتأثیر مستقیم آن بر روند رفتارهای اجتماعی دانش آموزان و فرزندانمان ، مطالعه و پژوهش بسیاری را می طلبد .
بیان مسأله:
در سالهای گذشته رسانه ها بسیار محدود بود ولی با گذشت زمان و پیشرفت علم و تکنولوژی، رسانه ها نیز گسترش یافته و قلمرو وسیعی را تشکیل می دهند. ابتدا رسانه های مکتوب در حد ابتدایی شکل گرفت و سپس رسانه های دیگر ظهور کرد.زمانی بود که کتاب به عنوان مهمترین وسیله ی ارتباطی در میان ملل مختلف دنیا مطرح بوده است؛ ادیان آسمانی و پیامبران ، این سفیران الهی ، پیام خود را با کتاب و تعلیم آن به مردم آغاز کردند و رسالت برخی از این پیام آوران با کتاب و وحی شروع شده است . کتابهایی همچون زبور داود(ع) و انجیل عیسی(ع) و تورات موسی(ع) و قرآن پیامبر اسلام(ص)نمونه هایی از کتب و بعنوان مهمترین وسیله ارتباطی در آن زمان مطرح بوده است که نقش بسیار مهمی در تربیت پیروان هر مکتب به دنبال داشته است و با پیشرفت علم دامنه رسانه ها وسیعتر شده و وسایلی همچون روزنامه و مجلات نیز به آن اضافه شد که در آگاهی و تربیت مثمر ثمر بوده اند . در طول دو قرن گذشته بشر با رسانه های نسبتاً پیشرفته همچون رادیوو تلفن پا به عرصه وجود نهاده است و بعد از آنها بتدریج رسانه های پیشرفته ای همچون تلویزیون و سینما بوجود آمد که نقش بسیار مهمی در تربیت و تعلیم مردم بر عهده گرفتند. این وسایل ابتدا در کشور های غرب و اروپایی ظهور کرد که به تعلیم مردم پرداخت .ولی امروزه این رسانه های مهم در عرصه تربیت و آموزش علمی خانواده ها و مردم نقش بسیار مهمی ایفا کرده و می کند و دامنه رسانه ها به همین تعداد محدود نشد و در طول نیم قرن رسانه هایی همچون کامپیوتر- اینترنت و اخیراً ماهواره نیز که بسیار پیشرفته است ، به آن اضافه شد.
در این پژوهش بر آنیم تا نقش مثبت و منفی هر رسانه و عوامل مخرب هرکدام را ذکر نموده ومهمترین رسانه را در تربیت مردم گوشزده نموده، مواظب باشیم که گرفتار عوامل مخرب آن نشویم و غرورما رابر آن وادار نکند که با شعار مفید بودن علم ، گول علم بشر را نخوریم. زیرا هر چیزی که تولید می شود ممکن است مطلقاً مثبت و سازنده نباشد هر چند که عوامل مثبت داشته باشد ! باید از عوامل منفی آن نیز با خبر شد و از آن به نحوه مطلوب و درست استفاده کرد تا از انحراف و هلاکت خودداری شود.
اهمیت پژوهش:
با توجه به ارزش تعلیم و تربیت در نظام هستی و تأثیر آن بر حوزه های مختلف فرهنگی و اجتماعی خانواده ها و جامعه ، به نظر می رسد وجود و تعمیم رسانه ها در راستای ایجاد تحول درنظام تعلیم و تربیت ، امری انکار ناپذیر و چه بسا ضروری است .چرا که عدم شناخت رسانه ها در کارگیری آنها در مقاطع زمانی مختلف از سوی کودکان و نوجوانان بدون حضور و نظارت مربیان و خانواده ها ،بی شک اثرات نامطلوبی را نیز به همراه خواهد داشت که در صورت ساده انگاری و بی توجهی ممکن است در دراز مدت با یک فاجعه ی تربیتی و آموزشی روبرو شویم ،اما آنچه که مهم است با توجه به اطلاع رسانی های موجود و شناخت نسبی مسؤولان امر آموزش و تربیت ،حوزه ی فعالیت رسانه ها قابل پیش بینی و ارزیابی است. هرچند این حوزه ها با گسترش ابزارهای ارتباطی نرم افزاری و ماهواره ای ،کمی مشکل به نظر می رسد ؛اما آنچه که اهمیت دارد توجه مربیان و معلمان و به خصوص خانواده ها به تأثیر نامطلوب این رسانه ها در کنار خاصیت آموزش دهی و تعلیم فراگیر و گسترده ی علوم مختلف می باشد . برخی بر آنیم تا ضمن معرفی وسایل ارتباطی در حیطه رسانه ها و بررسی اثرات مثبت و مخرب آنها ،به پاسخ های منطقی و معقول در خصوص استفاده و یا عدم بکارگیری رسانه ها دست یابیم .چرا که ارتباط انگاره ای برای سنجش افرادو وسیله ای برای تغییر در سطح رفتار است که شامل تبادل اطلاعات وچگونگی معنی بخشیدن به این اطلاعات است که تفاوت در زمینه های ارتباطی به خصوص با حضوررسانه های مختلف با توجه به آگاهی طرفین در جهت ایجاد رابطه ی بهتر و یا کاهش کیفیت آن ، کمک می کند.
مسؤولیت مهم و خطیر هزاران معلم ایرانی که درمدارس به تربیت نونهالان و نوجوانان مشغول هستند، مثل سایر معلمان دنیا ، در این است که بتوانند به نوآموزان آگاهی –اطلاعات و مفاهیم ،مهارت ها،و از همه مهمتر ارزشهائی را انتقال دهند که کودک بوسیله آنها بتواند در فردای زندگی عضو مفید و مؤثری برای خود و جامعه ای باشد ، خود را دریابد و در راستای استعداد های بالقوه خویش گام بردارد و آنها را بصورت بالفعل در آورد.
همانطوریکه طلایی تا در دل زمین است و بصورت خام است، دارای قیمتی است .حال هر قدر روی این ماده اولیه کارشود ، بر قیمتش افزوده می شود .دانش آموز هم به طریق اولی همین طور است هرچه بیشتر با او کارشود و به تعلییم و تربیت او پرداخته شود، ارزش انسانی او بالاتر خواهد رفت . به عبارتی دیگر می خواهیم ببینیم یک معلم از چه طریق می تواند متن و موضوع درس خود را به شاگردان به نحو بهتر و مؤثرتری انتقال بدهد ودر این انتقال مواد و وسایل سمعی و بصری و بخصوص تکنولوژی آموزشی چه نقشی را در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بازی می کند ؟و به چه صورت به معلم کمک خواهد کرد؟
از آنجا که معلم می تواند با آشنایی فنون و روش های تدریس از طریق کاربرد رسانه ها و مواد آموزشی سبب انتقال بهتر یادگیری به دانش آموزان گردد، لذا این تحقیق با صرف جمع آوری چنین اطلاعاتی انجام شده است . در نتیجه اطلاعات این مجموعه در درجه اول برای معلمانی که تدریس علوم مختلف را بر عهده دارند مفید خواهد بود.
اهداف کلی پژوهش
اهداف کلی
1- معرفی انواع رسانه ها و نقش مهم رسانه ها در تعلیم و تربیت آحاد مردم جامعه .
2- آشنایی با انواع رسانه های آموزشی و نقش آنها در تعلیم و تربیت مقاطع سه گانه.
3- شناخت رسانه های آموزشی بعنوان وسیله مؤثر در پیشرفت تحصیلی آینده سازان جامعه .
4- مقایسه رسانه ها و سهم هر کدام در تعلیم و تربیت مردم جامعه .
5- آگاه شدن از چگونگی استفاده مطلوب و ایجاد فرهنگ سازی در نحوه ی کاربرد رسانه های آموزشی و ملی .
اهداف جزئی
1- آشنا شدن با موثر ترین رسانه ملی وتأثیر مهم آن در آموزش و پرورش.
2- پی بردن به اثرات مخرب ناشی از برخی رسانه ها از جمله ماهواره و اینترنت و سینما.
3- آشنایی با اثرات مثبت صدا و سیما در تربیت احاد مردم بعنوان یک رسانه ی عمومی و فراگیر .
4- توجه به اهمیت سینما در تربیت جوانان.
5- توجه به اهمیت کامپیوتر در تربیت خانواده .
اهداف رسانه ها
رسانه های ملی
رسانه های دیداری و شنیداری
رسانه های شنیداری
سؤالات پژوهش
1- آیا حقیقتاً رسانه ها تربیت صحیح و مطلوبی را برای کودکان و خانواده ها به ارمغان خواهند آورد؟
2- آیا تا به حال برای ریشه کن کردن یا حداقل تقلیل آثار سوء رسانه ها تدابیری اندیشیده شده است؟
3- آیا در حقیقت این مراکز مجازی موازی که بسیار گسترده تر و فعالتر از مدارس رسمی عمل می کند ، متولی یا سرپرستی دارند؟
4- آیا آثار رسانه ها در تربیت اخلاقی و اجتماعی امروز ملموستر و محسوس تر از گذشته نشده است؟
در این پژوهش تا حد امکان به سوالات فوق پاسخی علمی و منطقی داده خواهد شد.
تعریف مفاهیم : تعلیم و تربیت و رسانه ها
تعریف تعلیم : این واژه در لغت نامه دهخدا به معنی بیاموختن – بیاگاهانیدن ، آموختنی ، آگاهانیدن ، کسی را چیزی آموختنی ، آموزانیدن و .... آمده است ( لغت نامه دهخدا – انتشارات مؤسسه لغت نامه دهخدا تهران ).
تعلیم کوششی است که معلم برای انتقال معلوماتی خاصّ به شاگردان خود بکار می برد و عمدتاً به مهارت و خُبرگی معلم و نوع محتوای درسی که علم به انتقال آن می پردازد ، بستگی دارد . فقط ارائه معلومات نظری یا عملی است که در موقع تدریس از جانب معلم به شاگردان انتقال می یابد .( فلسفه تربیت : ابراهیم زاده . عینی . انتشارات ) «گریستو فرجنگبز1» محقق دانشگاه هاروارد معتقد است که : (نفوذی که محیط خانواده ، تلویزیون وغیره دارند از نفوذ مدرسه بیشتر است ).
تعریف جامع از آموزش و پرورش : آموزش و پرورش عبارتست از شیوه عمل و اعمال روش در گسترش علم و فن و فرهنگ و انجام برنامه های از پیش اندیشیده شده و آینده نگر آموزشی در چارچوب سازمانهای انطباق یافته با سازمانی اقتصادی و اجتماعی . «امیل دورکیم »2تعریفی از آموزش و پرورش از دیدگاه جامعه شناسی ارائه می دهد او معتقد است آموزش و پرورش فعالیتی است که توسط نسل های بزرگسال بر روی نسلهایی که هنوز وارد زندگی اجتماعی نشده اند ، صورت می گیرد و هدفش ایجاد و رشد پاره ای از ویژگی ها و اوضاع و احوال جسمی ، فکری و اخلاقی است که جامعه سیاسی و بطور کلی محیط خاص کودک از آنان انتظار دارد . گروهی از جامعه شناسان نیز آموزش و پرورش را مترادف با اجتماعی شدن یا فرهنگ پذیری بکار می برد .
( جامعه شناسی آموزش و پرورش ص 55 )
تعریف یونسکو از آموزش و پرورش : آموزش و پرورش دارای چهار محور زیر است : آموزش و پرورش به منزله یک نماد و فرآیند تربیتی ، محتوای تربیتی و محصول اعمال تربیتی است .
تعریف رسانه و ا نواع آن :
رسانه ها شامل افراد ، ابزار – یا موقعیتهایی هستند که بوسیله آنها پیام ارائه می شود . بنابر این تعریف : معلم ، کتاب درسی، اسلاید، ناطق، تخته سیاه ، فیلم ، کامپیوتر و ماهواره همه رسانه خوانده می شوند.
انواع رسانه ها
انواع رسانه های آموزشی :
1- مواد دیداری غیر شفاف – این مواد عبارتند از : انواع تصاویر ، کتابها، ( خود آموزها و غیره ) ، مجله ها ، راهنماهای مطالعه چارتها ، نمودارها، نقشه ها ، پوستر ها و کاریکاتورها ( مقدمات تکنولوژی آموزشی ، ص 126 محمد احدیان )
2 – مواد شنیداری ( فقط صدا ) – که عبارتند از : نوار شنیداری ( حلقه ای ، کاست ، کارتریج صفحه ، رادیو ، تلفن و کارت شنیداری)
3- مواد شنیداری – دیداری غیر شفاف ( ترکیبی از 1 و2 ) که عبارتند از : کتاب همراه با نوار یا صفحه و سایر مواد چاپی همراه با مواد شنیداری.
4- مواد دیداری شفاف ( ثابت ) که عبارتند از : اسلاید ها ، فیلم ها، استریپها و طلقهای شفاف .
5- مواد شنیداری – دیداری شفاف ( ثابت ) – که عبارتند از فیلم ، استریپ ناطق ، انواع اسلایدها با نوار یا صفحه )
6- مواد شنیداری – دیداری متحرک – که عبارتند از : فیلم متحرک ناطق و فیلم ویدئو.
7- مواد دیداری متحرک که عبارتند از : فیلم متحرک صامت ( همراه با زیرنویس یا نوشته ) .
8- سه بعدی ها که عبارتند از : اشیاء واقعی ، ماکتها ، مدلها و برشها .
9- منابع انسانی و موقعیتها که عبارتند از : دعوت از افراد ، گردش علمی ، نقش آفرینی و غیره.
10- کامپیوترها که عبارتند از : انواع کامپیوتر و ترمینالهای گوناگون با ابزارهای نمایش.
11- ماهواره ها – که شامل انواع قمرهای مصنوعی و ماهواره های ارتباطاتی و ماهواره های تلویزیونی.
طبقه بندی رسانه ها : طبقه بندی رسانه ها بیشتر بدین دلیل انجام می گیرد که تصور می شود اگر رسانه ای ویژگی خاصی را دارا باشد این رسانه می تواند در خدمت به هدفی قرار گیرد که مستلزم همان ویژگی است . مثلاً یادگیری تکلیفی که مستلزم تمیز دادن اشکال است رسانه ای را که از حس دیدن استفاده می کند ، بکار می گیرد یعنی رسانه دیداری .
( نقش تکنولوژی در آموزش و پرورش – نادر اقبال دوست ص 109 )
مقایسه رسانه های ارتباط جمعی با یکدیگر در ارتباط با مخاطبان :
« مکالوهان » در کتاب شاخص خود به نام « وسایل ارتباط جمعی » و چند اثر دیگر ، وسایل ارتباطی « گرم » را در مقابل وسایل ارتباطی « سرد » قرار می دهد. بر این اساس به آن دسته از داستانهای خنده آوری « گرم » گفته می شود که مفهوم آن تماماً در داستانی که نقل می شود، موجود است . به داستانهائی « سرد » گفته می شود که مفهوم آن تنها در صورتی آشکار می شود که تلاشی در جهت درک آن از ناحیه شنونده به عمل آید . به همین ترتیب وسایل ارتباطی گرم مانند « خط الفبائی ، چاپ ، رادیو و سینما» پیامهای خود را به نحو کامل ارائه می دهند و درست مانند آهن سرخی می مانند که نقش خود را بر جای می گذارند و حال آنکه وسایل ارتباطاتی سرد مانند « گفتار، الفبای تصویری، داستانهای مصور، تصاویر متحرک ، تلفن و تلویزیون » ارائه کننده پیامهای ناقص هستند و تلاشی ذهنی خاصی را از طرف شخص گیرنده لازم دارند . ( کازنو- ژان . قدرت تلویزیون ص 219 ) .
سطح نظام های اجتماعی : پژوهشهای این سطح در قالب نظامهای سیستماتیک برنامه توسعه و در جنبه های گوناگون انجام گرفت که هم اکنون نیز ادامه دارد. ( نوروزی – داریوش 73 ص 25 ).
تعاریف مختلف از رسانه های آموزشی توسط دانشمندان :
رسانه به مفهوم وسیله ارتباطی است. این کلمه در زبان انگلوساکسون1 به معنی شدن است و معنی آن بطور کلی جریان انتقال از طریق وسایل ارتباط است .کمیته فنی اصطلاحات فنی در فرانسه در جلسه 24 نوامبر 1971 کلمه media را به مفهوم وسایل ارتباطی و حاملهای متنوع پذیرفت. ( کازنو- ژان 1- 7 ص 65 ).
رسانه در تعریف به حاملهای پیام بین مرکز پیام گیرنده و پیام گفته می شود. ( فردانش )
« گاینه» رسانه آموزشی را چنین تعریف می کند : (رسانه ترکیبی است از چیزها که برای انتقال ارتباط یا سایر محرکهای آموزشی به یادگیرنده مورد استفاده قرار می گیرد) .
اصطلاح یادگیری یا تعلیم بوسیله رسانه برای تشخیص و تفکیک یادگیری بوسیله رسانه در برابر یادگیری از راه کسب تجربه مستقیم بکار می رود . این اصطلاح اولین بار توسط « برونر واکسون » بکار رفت.
« هاشم نعمتی» رسانه آموزشی را چنین تعریف می کند: (کلیه امکاناتی است که می تواند شرایطی را در کلاس بوجود آورد که تحت تأثیر آن شاگردان بتوانند اطلاعات و رفتار و مهارتهای جدیدی را با درک کامل بدست آورند). ( نعمتی ، هاشم 68 ) « دیویس» از رسانه ها بر اساس اهمیت حضور در فرایند یادگیری و تدریس طبقه بندیی دارد که بدین صورت است : 1- رسانه های اختیاری یعنی رسانه هایی که معلمان در صورت دسترسی و وجود بودجه لازم می توانند در صورت تمایل بکار برند .
2- رسانه های ضروری : که معلم برای تحقق بخشیدن هدفهای مورد نظر آنها را بکار گیرد . تمهید بودجه و زمان لازم جهت استفاده از این رسانه ها الزامی است ( نعمتی ، هاشم – 68 )
«ژان کازنو»1 در مورد نقش وسایل ارتباط جمعی در شکل گیری رفتار اجتماعی عقیده دارد که رادیو و تلویزیون ، مطبوعات و آگهی ، به دو صورت مختلف می توانند ما را به مشارکت ضمنی برانگیزند و به موجب اصلی که بیان شد احتمالاً اعتقادات ما را دگرگون سازند . اول وسوسه مقاومت ناپذیر رسانه های همگانی است که ما را به نوعی گرفتار می کند و به مشارکت می کشاند. برای مثال ،بسیاری از روشنفکران بعد از آنکه سوگند یاد کرده بودند که هرگز تلویزیون نخرند ، بالاخره در برابر اصرار اعضای خانواده خود تسلیم شدند و تلویزیون خریدند و با این کار موضع خود را تغییر دادند و نقش دیگری جز آنچه قبلاً تظاهر می کردند به عهده گرفتند. یا اگر شخصی روزنامه ای را که با افکار او مطابقت ندارد ، مشترک شود در این صورت توانسته است سدی را در برابر عقاید مخالف که در ذهن خود ساخته است ، بشکند.
دوم : سیلاب اطلاعاتی که بوسیله رسانه های همگانی جاری می شود بتدریج تمامی جامعه را در خود غرق می کند و افراد هم که خواهی نخواهی در این جو اطلاعاتی تنفس می کنند از این اطلاعات تغذیه می کنند و بتدریج در جریان امور قرار می گیرند و این اطلاعات را برای سایرین بازگو می کنند . حتی اگر فقط بعضی از آن را هم باور کنند، باز هم مجبور می شوند با مسایل سیاسی روز درگیر شوند. تمامی این عوامل هر چند نامحسوس و مبهم ، بر رفتار ما اثر می گذارند. ولی اثر آنها آنقدر آرام و سطحی است که نمی توان القاء فکر به صورت خشن آن تلقی کرد.
وسایل ارتباط جمعی یا رسانه ها اساس سنتهای گذشته را متزلزل می سازند و ارزشهای جدیدی بوجود می آورند و انواع تازه ای از موسیقی ، نمایش و عقاید سیاسی را به آنها عرضه می دارند. امروز مسلم شده است که در سراسر جهان هر فرد یا هر دهکده ای که به رادیو یا مطبوعات دسترسی دارد ، وجه نظرهای جدیدتری دارد، مترقی تر است و نقشهای جدید را سریعتر از کسانی که به این وسایل دسترسی ندارند ، می پذیرد . به عقیده وی نیز وسایل ارتباط جمعی نمی توانند بطور مستقیم در طرز تفّکر مردم تغییر ایجاد کنند و انتشار هر نوع فکر یا عمل نو در جوامع جهان دوم بیشتر با مباحثات و گفتگوهایی که افراد رو در رو انجام می دهند، بستگی دارد.
رسانه های ارتباط جمعی و جامعه :
همانطور که گفته شد وسایل ارتباط جمعی مولود و محصول اندیشه ی انسانند و از این رو برانگیخته از جامعه و متأثر از آنند. امّا بعد از آنکه پیدا شدند و بکار رفتند بر حسب طرز استفاده ای که از آنها بعمل می آید، می توانند سالم و آرام بخش یا مضر و انحراف انگیز باشند . آنچه قبل از همه سازمان این رسانه ها را تحت تأثیر قرار می دهد ،دولتی یا خصوصی بودن آنهاست دولتی شدن . یک وسیله ارتباطی در چنین وضعی بجای آنکه صرفاً به دنبال خواستهای مردم باشد می تواند نقش راهبری فرهنگی خویشتن را به عهده گیرد. خصوصی بودن این رسانه ها چنانچه بی هیچ کنترل از جانب دولت و جامعه صورت پذیرد و در محدوده جامعه مادی ، فاقد هر گونه بعد فرهنگی نموده و حتی خطرناک می سازد . این رسانه ها :« تولید انبوه » را با « مصرف انبوه » پیوند می دهند و در تحقق این هدف از « هدایت انسان از راه دور» است .« حکومت از راه دور » « آدمک سازی » آنان و « توده سازی » انسانها استفاده می کنند . تمامی این اقدامات موجب می شود که انسان جدید علیرغم این واقعیت که پیش از تمامی انسانها در طول تاریخ مصرف می کند ، هر روز خود را نیازمند کرد و در جریان بیشتر می یابد . از نظر سیاسی هر کاندیدا برای پیروزی در انتخابات می تواند به سازمان ارتباطی مراجعه کند و حتی پیروزی را تضمین نماید بشرط آنکه بر حسب مشخصات شخصی اش بهائی خاص بپردازد . از نظر اقتصادی قرار دادن آگهی های تجاری در لا به لای اخبار مهم هر چند به جلب سود بیشتر برای سازمان منتهی می شود، لیکن موجبات استثمار انسانها و بهره برداری نامشروع از آنان را فراهم می سازد . اعمال آگهی های تجاری فرا آگاهی ، تخطی به حریم آزادی انسانهاست. آگهی های تند با تصاویر مستهجن موجبات ابتلای اخلاقی عمومی را فراهم می سازد و هم نیازمندی ارتباطی را در خدمت مسخ اندیشه ها ، تخدیر مغزها و در نهایت اضمحلال تعادل روانی انسانها را فراهم می کند. در کشورما هم قبل از انقلاب تبلیغات تلویزیونی ، تقلید نا آگاهانه و ناشیانه ای از تبلیغات غربی بود که با فرهنگ و سنن مردم سنخیتی نداشت .
همانند بسیاری از مظاهر مادی و معنوی غرب، بسیار نا بهنگام و با شتاب روز افزون به عرصه فرهنگی سنتی کشور وارد شد که منجر به ظهور « فرهنگ شبه مدرنیستی کاذب » گردید . جالب توجه است که همان شیوه های زندگی و محصولات پر زرق و برق غربی نیز به مقدار زیاد مورد مصرف مردم بود. بعد از انقلاب تا چند سال این تبلیغات ممنوع بود ولی از حدود نیمه دهه 70 به این سو جوی باریکی از تبلیغات تلویزیونی که به سیل عظیمی تبدیل شد، ساعات طولانی روز وشب را در تلویزیون به خود اختصاص داده است که در اکثر مواقع با یکدیگر و نیز با سلایق و نیازمندیهای شنوندگان سنخیتی ندارد . مثلاً در تبلیغ مزایای چک مسافرتی یک بانک صدای ماشین « جک پات» که یک قمار یک نفره در کازنیوهای غرب است،! به همراه آهنگی غربی که در مذمّت و خوارشماری پول است ، بگوش می رسد که با فرهنگ رسمی و عرفی جامعه و نیز با محتوا و پیام تبلیغ هیچ سنخیتی ندارد و به عقیده نگارنده سبب مصرفی کردن هر چه بیشتر جامعه و آن هم در مسیری غیر عقلانی و پر هرج و مرج می شود.
رسانه های ارتباط جمعی و خانواده :
رسانه های ارتباط جمعی مخصوصاً تلویزیون بعد دیگر و تازه ای به خانواده بخشیدند و دیگر خانواده نه تنها محلیسسس است برای استراحت و صرف غذا ؛بلکه سازمانی است که در آن می توان آموخت . جهان را تماشا کرد و خواسته های فرهنگی خویش را ارضا نمود. در عصر ارتباطات دیوارهای خانه فرو ریخته اند و امواج تلویزیون و رادیو و ماهواره بدان رسوخ نموده اند . ورود وسایل ارتباط جمعی مخصوصاً تلویزیون موجبات کاهش کنش و واکنش افراد خانواده با یکدیگر و توجه آنان به کانونی خارجی یعنی تلویزیون و محتوای آن را فراهم ساخت .
در گذشته که تلویزیون و رادیو و سایر رسانه های جمعی دیگر به وفور یافت نمی شد، افراد شبها به دور هم نشسته و کتب کلاسیک ادبی یاتاریخی مانند شاهنامه فردوسی و... را می خواندند یا از مصاحبت بزرگان دین و جامعه استفاده می کردند . اینان منبع تغذیه فکری مردم بودند . ولی امروزه با وجود تلویزیون یا ویدئو یا ماهواره ، افراد در هر خانه ای به صورت جمعی به تماشای تلویزیون و رسانه های یاد شده پرداخته و به تبادل نظر در مورد آن می پردازند.
رسانه های ارتباط جمعی و قشر بندی اجتماعی :
رسانه های ارتباط جمعی علاوه بر دگرگونی وسیع در سطح خانواده ، در سطح قشرها و طبقات جامعه هم شرایط ارتقا و احراز موقعیتهای برتر اجتماعی را فراهم ساخته اند . سینما، رادیو و تلویزیون طبقه ممتازی به نام « ستارگان » بوجود می آورند که پلی میان عالم انسانی رنج دیده و عالم انسانی بازی شده یا رویائی می زنند . این وسایل بوجود آورنده، پدیده ستارگانی نیستند امّا از ستارگان حمایت می کنند. آنان را تا حدودی مقدس جلوه می دهند و به چهره آنان محبوبیتی خاص می بخشند. به عقیده نگارنده آنان در دنیای هنر مقام بالائی دارند . ولی ممکن است در دنیای شخصی و خانوادگی خود انسان دیگری باشند . نظیر « رابرت میچام » ستاره موفق هالیوودی که با سیمائی خشن و مخصوص برای ایفای نقش های خشن سینمائی موفقیت های زیادی در عرصه سینما داشت ، ولی در زندگی خصوصی خود انسان موفقی نبود و چندین بار رسوائی هایی آفرید .
رسانه های ارتباط جمعی و توسعه فرهنگی :
عامل اساسی توسعه فرهنگی را می توان آفرینندگی و نوزائی بر پایه مشارکتهای اجتماعی افراد جامعه دانست . امروزه کمتر کسی تنها رشد اقتصادی – مادی را برای توسعه جامعه کافی می داند. رشد باید در جهت برآوردن کلیه نیازها و خواستهای افراد جامعه باشد. هدف رشد و توسعه فرهنگی باید این باشد که افراد را برای مواجهه با دگرگونی سریع تکنولوژی و نظام اقتصادی آماده سازد. همچنین مفهوم کلی توسعه فرهنگی این است که افراد را برای بدست آوردن شخصیت و اصالت و فضیلت لازم جهت پذیرش کامل زندگانی یاری دهد. رسانه های گروهی نیز در واقع یک نظام تکنولوژی است که داده های فرهنگی و خبری را پخش می کند. خبر به مفهوم وقایع تازه و زود گذر در مقابل فرهنگ قرار می گیرد که واقعیتی است پایدار و ماندنی! ولی فرهنگی که از رسانه های گروهی تراوش می کند با آنچه « فرهنگ کلاسیک» یا «فرهنگ نخبگان» نامیده می شود ،متفاوت است . فرهنگ کلاسیک یا فرهنگ نخبگان بر مبنای شکاف سیاه سطوح مختلف جامعه بنا شده و منبع اصلی تغذیه آن ، سنّت و نظام آموزش رسمی است . چنین فرهنگی تراوش شده از رسانه ها ، فرهنگ نامتجانس و ناپیوسته و بی نظم است این فرهنگ که « فرهنگ توده» نام گرفته ، مرکب از داده های ناپایدار و شناختهای جزئی و ناقص است. البته تنها عامه مردم نیستند که از چنین فرهنگی تغذیه می کنند بلکه نخبگان جامعه نیز در این فرهنگ غوطه ورند . منتها برخورد آنها با فرهنگ توده متفاوت است . بدین معنی که آنها مصالح اولیه احساس ، و اندیشه های خود را از این فرهنگ که بوسیله رسانه های گروهی منتشر می شود ، می گیرند و از آن آثار تازه ای خلق می کنند. بدین سان می بینیم که رسانه های گروهی دو نقش اساسی در تغییر فرهنگی جامعه های امروزی به عهده دارند. از یک سو فرهنگ توده را نشر می دهند و از سوی دیگر منبع تغذیه نخبگان جامعه ، جهت نو آوری و ابداع هستند. به عبارتی دیگر رسانه های جمعی حلقه اتصال « محیط بزرک» یا جامعه کل به « محیط کوچک » است و یکی از عوامل اصلی نوزائی و خلاقیت و در نتیجه عامل تحرک و پیش برنده توسعه فرهنگی است . (منبع : اسدی علی – نقش رسانه ها در پشتیبانی توسعه فرهنگی ص11و10)
توزیع رسانه های ارتباط جمعی در جهان :
بر خلاف صنعتی که وسایل جدید ارتباط جمعی را خود پدید آورد و در بطن جامعه خویش شاهد آرام و مداوم آن بود. جهان در حال توسعه در برابر هجوم شتابان و عجولانه این رسانه ها از خارج قرار دارد. در حال توسعه به دلیل برتری فرهنگ شفاهی بر فرهنگ کتبی هنوز نیز علم و سواد آموزی در بین توده های مردم محبوبیت زیادی ندارد و درصد سواد بالا بین آنها از سطح ابتدائی تجاوز نمی کند. افراد بیشتر به حفظ احادیث و اشعار علاقمندند تا نوشتن و تحقیق؛ در حالی که در غرب، فرهنگ کتبی نیز جای خود را به فرهنگ کامپیوتری و الکترونیکی داده است. از سوئی توجه به دو جهان توسعه یافته در حال توسعه و از دیدگاه علوم ارتباطی نشان دهندة نا برابری آنهاست. یکی از شاخصهای این نابرابری تمرکز اطلاعات و اخبار در کشورهای صنعتی و توسعه یافته و تعدد رسانه های ارتباط جمعی در آنهاست؛ بطوریکه در حال حاضر چهار کشور صنعتی آمریکا، فرانسه، انگلیس و روسیه صاحب بزرگترین مراکز خبری جهان نیز بسیاری رسانه های ارتباط بین توسعه اقتصادی و اجتماعی و میزان استفاده از رسانه ها وجود دارد. ( این جمله ناقص)
رسانه های ارتباط جمعی :
رسانه های ارتباط جمعی نظیر چاپ ، خط ، کتاب، مطبوعات، تلفن ، رادیو ، تئاتر، تلویزیون ، سینما ، اینترنت و ماهواره مولود و محصول اندیشه انسان هستند. از این رو منبعث از جامعه و متأثر از آن هستند و بر گردونه ارتباطات تاثیر شگرفی بجای می گذارند. این وسایل بر خلاف انتظار ، پدیده هائی خنثی نیستند ،خود عصری نو پدید می آورند و بر تمامی ارکان جامعه مؤثرند . مظهر ارتقای تکنولوژیک انسانند . و بیشترین تأثیر فرهنگی را برجامعه می گذارند ودر آستانه ورود جامعه به هزاره سوم میلادی ، پرتاب جوامع را بسوی آینده موجب گردیده اند. این وسایل در پیدایی عادات تازه ، تکوین فرهنگ جهانی ، تغییر در رفتار و خلق و خوی انسانها و بالاخره در کوچک تر شدن کره زمین و همسایه شدن ملل مختلف با یکدیگر در نقش موثری دارند و به گفته «مارشل مک لوهان»1 درتبدیل جهان به دهکده جهانی سهمی شگرف به عهده دارند.
انواع رسانه های ارتباط جمعی :
1- رسانه های نخستین یا رودردرو : در ارتباط چهره به چهره افراد به واسطه حرکات ، رفتار، کردار و گفتار پیام را به دیگری انتقال می دهند. و فرهنگ شفاهی را بوجود می آورند.
2- رسانه های دومین : تمامی مکتوبات و مطبوعات از قبیل نوشته ، نامه ، اعلامیه ، آگهی ، نشریه ، روزنامه ، مجله ، کتاب ، پوستر ، آفیش و غیره از این رسانه ها هستند و بوسیله آن مفهوم بصورت نشانه های مکتوب می تواند منتقل شود و فرهنگ نوشتاری بوجود می آورد.
3- رسانه های سومین : رسانه های الکترونیکی شامل رادیو، تلویزیون و ماهواره از این رسانه ها هستند که به نوبه خود یک جهش تکنولوژیکی در صنایع ارتباطی به شمار می آیند و فرهنگ دیداری و شنیداری را بوجود می آورند و معمولاً روند یکسویه ای دارند.
4- رسانه های چهارمین: رسانه های الکترونیکی دو سویه ای هستند که بصورت بازخوردی و تعاملی و چند رسانه ای عمل می کنند.مانند : رادیو CB در آمریکا که به رانندگان مختلف در یک شعاع پنج تا پانزده مایلی امکان می دهد که با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.
ارتباط جمعی و عمومی
تعبیر تازه ای است که جامعه شناسان امریکایی برای مفهوم Media Mass بکار برده اند. این واژه که از ریشه لاتینی (وسایل) و اصلاح انگلیسی Mass یا توده تشکیل شده است ، از نظر لغوی به معنای ابزاری است که از طریق آنها می توان با افرادی نه بطور جداگانه با گروههایی خاص و همگون ، بلکه با جماعت کثیر یا توده ای از مردم بطور یکسان دسترسی پیدا کردو امروز این نوع وسایل عبارتند از : روزنامه ، رادیو ، تلویزیون ، سینما و اعلانها و ... درباره گزینش مفهوم Mass Media میان دانشمندان اختلاف نظر فراوانی وجود دارد. از این رو برخی از آن را « وسایل ارتباط جمعی » یا « ابزارهای مهم اطلاعاتی » یا « ابزارهای ارتباط اجتماعی » یا«فنون بخش جمعی» می نامند . در مجموع این مفاهیم علی رغم برخی تفاوتهای ظاهری از نظر معنایی با یکدیگر شدیداً قرابت و نزدیکی دارند. بدیهی است در میان ابزارهای پخش پیام ، روزنامه ، رادیو ، تلویزیون که دارای نکات مشترک فراوانی هستند، پیامهایی وجود دارد. بدون تردید میان رادیو ، تلویزیون و مطبوعات همبستگی انکار ناپذیری وجود دارد که آنها را از سینما یا اعلانها... متمایز می سازد ،از این رو بهتر است که مجموعه این پدیده ها را تحت عنوان نوعی از مطبوعات یا همان گونه که گفته می شود وسایل ارتباط جمعی به کار برد. آکادمی فرانسه نیز مجوز کاربرد چنین معنای تازه ای را با تکیه بر جمع شگفت انگیز این دو کلمه (Mass Media)، صادر کرده است . بنابراین در تعریف ارتباط جمعی می توان گفت : ارتباط جمعی یا عمودی انتقال اطلاعات با وسایلی همچون (روزنامه – کتاب- امواج – رادیو – تلویزیون و...) برای گروه غیر محدودی از مردم با سرعتی زیاد انجام می گیرد. ویژگیهای این ارتباط عبارتند از : پیام گیران نا آشنا و پراکنده ؛ بازگشت ؛ سرعت عمل زیاد – تکثیر پیام ارتباط سطحی و ناپایدار (نقش تکنولوژی درآموزش و پرورش – پایان نامه ص 104 الی 108).
تاریخچه رسانه های همگانی یا وسایل ارتباط جمعی : تاریخچه رسانه ها
نخستین عصر ارتباطات جمعی در حدود 1450 میلادی با اختراع چاپ آغاز شد. در این دوره به عقیده « مارشال مک لوهان»1 دانشمند معاصر کانادایی ، روابط اجتماعی و اندیشه ها و رفتار های انسانی ، همه تحت تاثیر شدید نوشته های چاپی هستند. به همین سبب وی همه مظاهر زندگی جوامع غربی را دراین عصر به عنوان «کهکشان گوتنبرگ » معرفی می کند. البته نباید فراموش کرد که از زمان اختراع گوتنبرگ 2تا استفاده از صنعت چاپ برای انتشار وسیع و مداوم اخبار و اندیشه ها وایجاد ارتباطات جمعی واقعی چند قرن فاصله است .زیرا بطوریکه ضمن مطالعه درباره ی تحول و توسعه وسایل ارتباط جمعی مشاهده خواهیم کرد ، نخستین روزنامه های چاپی اروپایی به تعداد نسبتاً زیاد و با نظم دوره ای هفتگی از دهه سوم قرن هفدهم یعنی در حدود دو قرن پس از ایجاد صنعت چاپ بوجود می آیند . از اواخر قرن هجدهم به دنبال انقلاب کبیر فرانسه وگسترش اندیشه های آزادی خواهی ، زمینه مساعدی برای پیشرفت مطبوعات فراهم شد و بتدریج همراه با تحولات اقتصادی و اجتماعی جدید ، نظیر صنعتی شدن جوامع ، توسعه شهر نشینی ، بالا رفتن سطح زندگی ، پیشرفت آموزش و اشاعه فرهنگ ، همه شرایط لازم برای انتشار روزنامه پر تیراژ آماده گردیدند. بدین ترتیب خواندن مطبوعات که پیش از آن به علل مختلفی مانند گرانی قیمت روزنامه ها و بیدادی اکثری مردم رواج لازم نیافته بود. و اغلب بطور جمعی صورت می گرفت، عمومیت پیدا کرد و بصورت فردی در آمد .به همین سبب می توان گفت ارتباطات جمعی از زمانی پدید می آیند که هر فرد امکان می یابد به میل و دلخواه خود اطلاعات لازم را از طریق روزنامه ها کسب کند و مورد استفاده قرار دهد . پدیده ارتباطات جمعی با پدیده وسیع صنعتی شدن جوامع غربی همبستگی می یابد.روزنامه های بزرگ پر تیراژ غربی را می توان آغاز گر گسترش همه جانبه وسایل ارتباطی نوین در آغاز قرن بیستم دانست .زیرا پس از جنگ جهانی اول را دیونیز به سرعت رو به توسعه گذاشت. در سال 1920 خبرهای مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا به وسیله رادیو دراین کشور پخش شد. در سال 1926 در آمریکای شمالی و مرکزی 725 فرستنده رادیویی بوجود آمدند و اروپا که در این سال دارای 170 فرستنده رادیویی بود ،در سال 1930 تعداد آن را به 238 فرستنده رساند .(معتمد نژاد – کاظم – وسایل ارتباط جمعی – دانشگاه علامه طباطبایی تهران 1371).
گسترش رادیو در سال 1935 در کشور های پیشرفته غربی به جایی رسید که این وسیله ارتباطی نیز مانند مطبوعات خبری ، وارد مرحله «مصرف فردی » گردید. باید دانست تعداد شنوندگان رادیو که در سال 1926 در حدود 50 میلیون نفر بود در سال 1935 به حدود 190 میلیون نفررسید و درسال 1960 از 335 میلیون نفر تجاوز کرد . ارقام فوق امکان پیشرفت این وسیله ارتباطی جدید را که بر خلاف روزنامه ها ،مستلزم گسترش متقارن آموزش توده نیست، آشکار می سازد .توسعه فرستنده های رادیویی با توسعه اقتصادی ارتباط نزدیک دارد . درعین حال نباید فراموش کرد که صاحبان صنایع رادیو سازی برای بدست آوردن بازار فروش گیرنده های خود، در تاسیس فرستنده های رادیویی ، در بعضی از کشورهای غربی پیش قدم بوده اند و نخستین فرستنده های رادیویی نیز مانند روزنامه های بزرگ خبری بوسیله سرمایه داران خصوصی بوجود آمده اند .
صنعت سینما نیز که دراوایل قرن بیستم پدید آمده بود ، در فاصله دو جنگ جهانی در کشورهای صنعتی توسعه سریع یافت . و این رسانه نیز مانند روزنامه و رادیو استفاده کنندگان فراوان پیدا کرد . وقوع جنگ جهانی دوم پیشرفت این وسیله را متوقف نمود و از توسعه تلویزیون نیز که از سال 1937 وارد بازار ممالک غربی شده بود ،جلوگیری کرد . اما پس از جنگ جهانی دوم تلویزیون به سرعت در امریکا و انگلستان و فرانسه و آلمان غربی رو به گسترش نهاد .
- صنعت چاپ ، کتاب و مطبوعات:
تکمیل صنعت چاپ دراروپا پس از خط و تهیه کاغذ دومین تحول بزرگ در زمینه ارتباطات اجتماعی محسوب می گردد . باید در نظر داشت که انسان از همان آغاز اختراع خط با توجه به نیازهای خود ،برای حفظ و انتقال نوشته ها به دیگران به چاره اندیشها پرداخت .تهیه کتیبه های سنگی و دست نویسی بر روی پوست حیوان و برگ درخت و کاغذ ،اولین اقدامات انسانی در این زمینه است . ولی چون این روشها نیازهای روز افزون جوامع بشری به توسعه ارتباطات اجتماعی راتامین نمی کردند ، تکثیر سریع نوشته ها طرف توجه قرار گرفت . برای تکثیر نوشته ها ابتدا از روشهای معمولی و سپس از روشهای مکانیکی استفاده به عمل آمد و بدین ترتیب صنعت چاپ باحروف متحرک و به کمک ماشین ایجاد شد . مطالعات تاریخی نشان می دهد که نخستین کوشش جوامع انسانی در راه تکثیر وحفظ نوشته ها ، با حکاکی کلمات بر روی گل و تهیه آجر صورت گرفته است . آثار این قبیل نوشته ها در شهرهای باستانی سومر و کلده و آشور و عیلام یافت شد اند که مربوط به حدود 30 قرن پیش می باشند .
در حفاری هایی که در سال 1842 میلادی در نینوا، آشور در بین النهرین انجام یافتند ، کتابخانه آجری ساراگون ، پادشاه این کشورکه در قرن هشتم پیش از میلاد فرمانروایی می کرد، کشف گردید. این کتابخانه مرکب از هزاران قطعه آجر است که قبل از پخته شدن ، نوشته ها را بر روی آن حک کرده اند . مرحله بعدی کوشش انسان در راه چاپ ، حک کردن کلمات بر روی قطعات چوب وتکثیر آنها با کاغذ است که قرنها پیش در چین معمول گردیده بود. باید دانست که چینی ها لااقل یک قرن پیش از میلاد مسیح (ع) موفق به تهیه کاغذ تقریباً بشکل امروزی آن شده بود. از آن بهترین کاغذ پاپیروس مصری بود. در سال 105 قبل از میلاد یک چینی به نام «تسی او آن »1 برای نخستین بار کاغذ و مرکب ساخت و به امپراطور وقت چین عرصه داشت. در حدود سال 75 میلادی در سمرقند و در حدود سال 900 میلادی در بغداد کاغذ کتاب ساخته شد . ولی در اروپا اولین بار اسپانیایی ها و ایتالیایی ها در اوایل قرن دوازدهم میلادی به تهیه کاغذ پرداختند .
باید دانست که اگر چه چینی ها قرنها قبل از اروپایی ها صنعت چاپ را مورد استفاده قرار دادند ، در اروپا نیز کاستر هندی پیش از گوئنبرگ به چاپ کتاب پرداخته بود . تکمیل شیوه چاپ با حروف متحرک تری در اواخر قرن پانزدهم واوایل قرن شانزدهم میلادی درانتشار اندیشه های نو و پیشرفت علوم و فنون تاثیر بسیار گذاشت . از اواخر قرن شانزدهم واوایل قرن هفدهم که صنعت چاپ توسعه واقعی یافت ، مطبوعات نیز رفته رفته خصوصیات امروزی و انتشار کتابها را تحت الشعاع قرار دادند. از این رو زمانی نویسندگان و کسانی که به امر چاپ می پرداختند ، دو طبقه ممتاز مطبوعاتی شدند. برای پاسخ دادن به احتیاج روز افزون مردم به اخبار ، انتشار مطبوعات از جهت زمانی تابع نظم خاصی شد و بدین طریق کار چاپخانه ها نیز رونق پیدا کرد. تقریباً در یک زمان در شهرهای پراگ (چکو سلواکی ) ، آنور (بلژیک ) ، (استراسبورک ) (فرانسه امروز ) و فرانکفورت (آلمان ) جزوه ها و یادداشتهای طبع شده ای که حاوی گزارش حوادث و وقایع اجتماعی بودند شروع به انتشار کردند . این نشریات که ابتدا نظم معینی نداشتند، بزودی به صورت سالنامه، ماهنامه ، هفته نامه و سرانجام روزنامه در آمدند . ( معتمد نژاد، کاظم ، وسایل ارتباط جمعی ، دانشگاه علامه طباطبایی).
پیدایش وسایل ارتباطی نوین – سینما ، رادیو و تلویزیون :
تحولات اجتماعی و اقتصادی قرنهای هجدهم و نوزدهم سبب پیشرفت وتکامل مطبوعات گردید. کبیر فرانسه مطبوعات را در مبارزه بر ضد استبداد و کسب آزادی بصورت یک سلاح مهم سیاسی در آورد ، به همین سبب در رژیم دموکراسی آزادی گرا، به مطبوعات در کنار ارکان سه گانه ، مقننه ، قضائیه و مجریه – عنوان « رکن چهارم دموکراسی » داده شد.رواج و رونق مطبوعات مسلکی در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم نشانه نقش خاص انها در مبارزات سیاسی این دوره است . قبل از پدیده توده وار شدن جوامع ، روزنامه تنها یکی از طرق ارتباط اجتماعی بود ولی مهمترین طریق ان به شمار نمی رفت. بنابراین در کنار روزنامه ها و کتب باید وسایل نوینی ایجاد می شدند که شرایط ارتباط مستقیم و فوری از راههای دور در سرزمینهای پهناور را تامین کنند .اختراع تلگراف و تلفن و بی سیم و تکمیل تکنیک های عکاسی به تدریج این شرایط را فراهم ساختند و با ظهور رادیو و سینما و تلویزیون وسایل ارتباطی تازه ای در کنار مطبوعات در اختیار انسان گذاشته شدند. دراین مورد باید یاد آوری کرد که قبل از صنعت چاپ هیچ وسیله فنی و مصنوعی برای ایجاد ارتباط بین انسانها وجود نداشت و در حقیقت ارتباط موجود بین افراد چه بطور مستقیم و یا با بیان شفاهی و چه بطور غیر مستقیم و با نوشته دستی یک نوع ارتباط انسان با انسان به شمار می رفت. اما از اواسط قرن پانزدهم میلادی به دنبال توسعه و پیشرفت چاپ ،بشر ماشین را وسیله توسعه ارتباطات و تکثیر پیامها قرار داد. بتدریج با بکار افتادن ماشینهای چاپ ،دستگاه های ارتباط سمعی و بصری نظیر تلگراف و تلفن و بی سیم و سینما و تلویزیون و ماشینهای الکترونیک و دستگاههای خودکار هدایت شونده با توجه به نقش انسان و ماشین انواع ارتباط های دیگر مثل «ارتباط انسان با ماشین » ، « ارتباط ماشین با انسان » و «ارتباط ماشین با ماشین » پدید آمدند ، پس مطبوعات چاپی اولین رسانه است که قبل از رسانه هایی مانند رادیو و تلویزیون و سینما پا به عرصه وجود نهادند . با ظهور رادیو و استفاده از امواج برای انتقال پیامهای گوناگون انسانی وضع انحصاری وسایل ارتباطی چاپی از میان رفت و به عقیده برخی از دانشمندان علوم ارتباطات مثل «مارشال مک لوها » کانادایی بدنبال عصر چاپ یا «عصر گوتنبرگ » عصر ارتباطات الکترونی یا «عصر مارکنی »1 آغاز شد .
در آخرین سالهای قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم با کوششهای دیگری که برای تکمیل فن عکاسی و فیلمبرداری ، ساختن ضبط صوت و دستگاه گرامافون و تهیه وسایل نمایش و انتقال عکسها و تصویر های متحرک از راههای دور صورت گرفتند ، وسایل نوینی چون سینما ، رادیو و تلویزیون در اختیار انسان گذاشته شدند این وسایل جدید که اکنون به وسایل ارتباطی سمعی و بصری معروف می باشند ، در زمینه ی ارتباط بین انسان ها نقش ماشین را بالا برده اند و می توان آنها را مظهر ارتباط «ماشین باانسان » تلقی کرد ؛ می دانیم که صد سال پیش هیچ کدام از وسایل ارتباطی نوین مثل رادیو ، سینما و تلویزیون در جهان وجود نداشتند . در این زمان کتب و مجلات دارای تیراژ بسیار محدودی بودند . روزنامه ها نیز بیشتر جنبه سیاسی و مسلکی را دارا بودند و به سبب عدم پیشرفت تکنیک های مخابراتی هنوز جنبه خبری پیدا نکرده بودند و نمی توانستند به نیازهای مردم برای کسب اطلاعات فوری و فراوان پاسخ مثبت بدهند . مردم دنیا تا حدود نیم قرن پیش از رادیو استفاده نمی کردند و سینما هم که در این دوره ،نخستین سال عمر خود را می گذراند، هنوز رواج فراوان پیدا نکرده بود. بیست و پنج سال پیش تلویزیون نیز فقط به چند کشور بزرگ صنعتی جهان اختصاص داشت . اما درنیم قرن گذشته و مخصوصاً درسالهای پس از جنگ جهانی دوم هم مسایل جدید ارتباطی جهانگیر شده اند و اکنون صد ها میلیون نفر از مردم دنیا از آنها استفاده می کنند . باید در نظر داشت که در نیم قرن اخیر به موازات توسعه رادیو و تلویزیون ، ناچار شده اند ماشینهای چاپ را رنگی و پرسرعت تهیه کنند. برخی از آنها برای انتشار سریع و وسیع ، چاپهای متعدد روزانه یا چاپ محلی و ناحیه ای وحتی بین المللی ترتیب داده اند . نباید فراموش کرد که دگوگونی تکنیکهای ارتباطی در نیم قرن اخیر با دگرگونیهای سیاسی و اقتصادی جوامع، ارتباط نزدیک دارند . مطبوعات قرن هفدهم و هجدهم همزمان با مبارزات ضد استبدادی و پیشرفت دموکراسی توسعه پیدا کرده اند. از اواسط قرن نوزدهم رواج سرمایه داری در طرز اداره و نقش اجتماعی مطبوعات نیز تاثیر گذاشت .
سپس ایجاد و توسعه وسایل ارتباطی نوین دیگر چون سینما و رادیو و تلویزیون هم تحت الشعاع آن قرار گرفت. و به همین جهت اکنون در کشور های صنعتی غربی و بسیاری از ممالک دیگر جهان ، این وسایل ارتباطی اغلب توسط موسسات برزگ تجاری اداره می شوند . موسسات مطبوعاتی و رادیو و تلویزیونی و سینمایی با تهیه میلیونها نسخه روزنامه ها یا مجله ، انتشار برنامه های فراوان و گوناگون خبری و تبلیغاتی و ساختن فیلم بسیار فراوان این وسایل، یعنی خوانندگان ، شنوندگان و بینندگان نیز مانند خریداران کالاهای صنعتی دیگر ،برای رفع نیازهای خود از آنها استفاده می کنند . اصطلاح وسایل ارتباط توده ای یا جمعی که اکنون در بسیاری از ممالک برای معرفی روزنامه ، رادیو ، تلویزیون و سینما بکار می رود، در عین حال که شاخص نقش اجتماعی این وسایل در ایجاد و توسعه ار تباط بین انسانهای بیشماری است، طرز عرضه تجاری آنها را نشان می دهد .
درمورد نقش رسانه ها بر تعلیم و تربیت، پژوهشهای مشابه متعددی انجام شده است که تقریباً نتیجه ی همه این پژوهشها این بوده است که تنها داشتن رسانه ها و یا وسایل متنوع آموزشی ،موجب یادگیری نمی شود و آنچه مهم است نحوه بکار گیری این وسایل می باشد. مثلا استفاده از کامپیوتر و فیلم آموزشی اگر مبتنی بر اصول یادگیری باشد در آموزش و پرورش نقش بسزایی راایفا می کند. اما اگر بدون توجه به این اصول از وسایل نامبرده استفاده شود ،هیچ تاثیری نخواهد داشت . یکی از تحقیقات انجام شده در زمینه استفاده از رسانه ها درآموزش و یادگیری مربوط به « کلارک » استاد رشته روانشناسی پرورشی و تکنولوژی آموزشی است که « سیف » در کتاب خود از آن نام برده است . « کلارک» نظر خود را چنین بیان کرده است : اکثر تحقیقات انجام شده به خودی خود تحت هیچ شرایطی هیچگونه تاثیری بر یادگیری ندارند؛ حتی در موارد معدود ی که کاربرد این رسانه ها به افزایش قابل ملاحظه ای در پیشرفت یا توانایی یادگیرندگان انجامیده است مانند مورد تاثیر تلویزیون آموزشی در کشور السالوادور ، علت این تاثیرات وجود رسانه ها نبوده است ، بلکه عامل اصلی افزایش یادگیری ، اصلاح برنامه های درسی بوده که با آموزش تلویزیونی همراه شده است .شواهد موجود حاکی ازآن است که رسانه ها صرفاً نقش وسایل نقلیه ای را ایفا می کنند که آموزش و تعلیم وتربیت را به یادگیرنده انتقال می دهند. اما به همان قیاسی که کامیون حاصل تره بار درخاصیت غذایی مواردی که حمل می کند هیچ تغییری ایجاد نمی کند، رسانه های آموزشی نیز بر پیشرفت دانش آموزان تاثیر چندانی ندارند . مسلماً نوع وسیله انتخابی ، بر هزینه و دامنه آموزش یاد گیرنده اثر می گذارد .
شاید بتوان گفت نظر « کلارک» اندکی با بی انصافی همراه است ؛او رسانه ها را همچون کامیونی می داند که مواد غذایی را جابجا می کند. بنابراین نمی توانند تاثیر قابل توجهی بر خاصیت غذایی مواردی که حمل می کنند داشته باشند .برای انتقال پیام آموزش و پرورش از فرستنده به گیرنده ، خواه نا خواه نیازمند یک کانال ارتباطی هستیم. این کانال ارتباطی بنا به تعبیر « رابرت گاینه» نوعی «نظام ارسال پیام» است که نباید آن را محدود به فیلم یا تلویزیون دانست؛ چنانکه وی به درستی تاکید می کند معلم نیز به نوبه خود نوعی نظام ارسال پیام است. بر این اساس می توان عکس ، نقشه ، رادیو ، کاست صوتی ، فیلم سینمایی ، روزنامه ، مجله و کتاب را نیز به این فهرست افزود . آنچه مهم است اینکه کدام یک ازاین ابزارها برای شرایط و قسمتهای آموزشی مناسبتر است و به کدام دلیل ؟ در پژوهش « کلارک» اهمیت ونقش اصلی بر محتوای مطالب آموزش ذکر شده است. البته محتوا بسیار مهم است. اما پژوهشهای دیگر نیز وجود دارند که نحوه هماهنگی محتوا باصورت ارائه آن تاکید بسیار شده است. شاید در یک صورت بندی متفاوت از مثال مورد استفاده « کلارک» بتوان گفت که محتوای آموزش نقش مهمی را ایفا می کند. اما اینکه این محتوا یا به تعبیر « کلارک»1 تره بار با کامیون، سواری ، قطار ، هواپیما و.... نقل و انتقال داده شود نیز نمی تواند خیلی بی اهمیت باشد. خصلت ذاتی برخی از مطالب علمی به گونه ای است که برای انتقال آنها باید از ابزارهایی استفاده کرد که سرعت عمل زیادی داشته باشند. در غیر این صورت مطالب به زودی کهنه و غیر قابل استفاده می شوند . برخی از مطالب دیگر ممکن است نیاز به کار عملی و تمرین داشته باشد. لذا رسانه های غیر تعاملی و غیر عملیاتی فاقد کارایی لازم خواهند بود. همچنانکه در بخشهای دیگر این پژوهش نیز اشاره شده است، کارکرد آموزش رسانه ها به ویژه در حوزه های آموزشی غیر رسمی عملاً به اثبات رسیده است .در گزارش کمیسیون بین المللی یونسکو در زمینه توسعه آموزشی که در سال 1971 تشکیل شده، آمده است که هر فردامکان داشته باشد در سراسر زندگی خود به آموختن ادامه دهد. مفهوم « آموزش مادام العمر» سنگ بنای جامعه آموزنده است. کمیسیون یونسکو آموزش تمام عمر را بعنوان مفهوم اصلی و زیر بنای سیاستهای آموزشی در سالهای آینده برای کشورهای درحال توسعه و توسعه نیافته پیشنهاد کرد: رسانه های ارتباطی چه برای این کار برنامه ریزی شده باشند و چه نشده باشند، آموزش دهنده اند. زیرا: مردم همواره از آنها می آموزند و تأثیر می گیرند، رسانه ها فراهم آورنده دانش و شکل دهنده ارزش اند. اگر مستقیماً بکار گرفته شوند، می توانند نگرشها یا مهارتهای خاصی را توسعه دهند هنگامی که وظایف آموزشی ویژه به عهده نظامهای ارتباطی نهاده می شوند ،می توانند نگرشها یا مهارتهای خاصی را توسعه دهند .هنگامیکه وظایف ویژه به عهده نظامهای ارتباطی موثر می افتد که نظامهای آموزشی رسمی در آنها بی تأ ثیر بوده اند . رسانه های ارتباطی چه عامداً بکار گرفته شوند و چه به هدف ماهیت ذاتی خویش عمل کنند ، نظامهای آموزشی موازی برای شهروند در حین آموزش مدرسه ای و مخصوصاً در آموزش مادام العمر فراهم می آورند که اغلب با آنها بیشترو آسانتر ارتباط برقرار می کنند تا با آنها رسمی تدریس که اغلب اجزای نظامهای گذشته اند . «جان ای – آر- کی» 1کتاب : (بوی سیاستهای ارتباطی واقع بینانه ترجمه خسرو جهانداری تهران انتشارات سروش) .
پژوهشهای از دیدگاه فرا تحلیلی مجموعه مربوط به اثر بخشی رسانه ها در آموزش را می توان به سه دسته کلی تقسیم کرد نتایج برخی از این پژوهشها حکایت از ناکارآمدی نقش رسانه ها در تعلیم و تربیت و آموزش دارند و برخی دیگر استفاده از رسانه ها در آموزش را امری ضروری و حتی اجتناب ناپذیر می دانند. در دسته سوم از پژوهش نیز تفاوت چندانی میان یادگیری از طریق رسانه ها با یادگیری مبتنی بر روشهای سنتی به چشم نمی خورد . کتاب رسانه ها و نمادها نوشته « دیوید اولسون » یکی از منابعی است که با طرح مسایل نظری و نیز بررسی نتایج پژوهشهای تجربی به علت پیرامون طبیعت و نتایج اجتماعی ارتباط و تکنولوژیهای ارتباطی ، بویژه توانمندیها و محدودیتهای خاص هر رسانه و تأثیرات آنها بر نهاد تعلیم و تربیت است .«اولسون» آن دسته از پژوهشهایی را که نتایج نومید کننده ای دال بر عدم وجود تفاوت معنی دار بین کاربرد رسانه های ارتباطی و روشهای متداول آموزش، بدست آورده اند، به تعریف و نحوه تبیین آنها از کارکرد رسانه های ارتباطی مربوط می داند. وی می گوید: « این گناه دانش فعلی است که نه اطلاعاتی درباره نحوه ارزیابی آثار روانی این تکنولوژیها داریم و نه می دانیم که این تکنولوژیها را چگونه برای مقاصد آموزشی بکار گیریم . »
و یا ناشناخته ناچیز بودن این تأثیرها را نه تنها تحقیقاتی ، تحقیقات « سیلبرمن»، بلکه حتی پنجاه (50) سال تحقیق درباره جنبش دیداری شنیداری1 نشان داده است.
اگر چه نتایج حاصل از این خلاصه تحقیقها با نتیجه تحقیق «سیلبرمن» که بیشتر شامل مقایسه تجربی وسایل مختلف ،نظیر فیلم در مقابل مواد چاپی و در مقابل معلم حضوری و غیره بودن ،فرق می کند ،اما نتیجه ای که اکثریت قریب به اتفاق این تحقیقات به آن رسیده اند ،این است که تفاوت معنی داری بین گروههای مختلف دیده نشده است. ( همان منبع 7 و 16) بر این اساس تبیین کیفیت آموزش نه در رسانه ها و روشها ، بلکه باید در عوامل چون محتوا، هزینه ها ویژگیها و رجحانهای فردی جستجو کرد.
اما نتایج پژوهشهایی که با کاربرد رسانه ها در تعلیم و تربیت موافقت می کنند ،حقانیت خود را با اتکا به مقوله گسترده ای به نام « استقرار دموکراسی در تعلیم و تربیت» اثبات می کنند. براساس این داده ها ، رسانه های ارتباطی از جمله تلویزیون به دلیل قابلیت پوشش دادن به تقاضاهای متنوع مخاطبان، این توانایی را دارند تا آموزش را همگانی سازند. بدون شک نفوذ انقلاب ارتباطی به درون نظامهای آموزشی، امروز یک وضعیت بلامنازع را برای این رسانه ها به بار آورده که موفقیت کاربرد رسانه ها در آموزش، بطور مفصل به توضیح ابعاد مختلف آن پرداخته و از آن دفاع کرده اند. شاید این امکان فراهم می شود تا درک جدیدی از فرآیند و هدفهای آموزشی ایجاد شود. دیدگاههای موافقان و مخالفان استفاده از رسانه های ارتباطی در امر آموزش به یکدیگر نزدیک می شد . همچنان که «اولسون» به درستی تأکید می کند، « شاید کارکرد رسانه های جدید در وهله اول این نباشد که وسایل مؤثرترین برای انتقال آن، نوع اطلاعاتی در اختیار آدمی بگذارد که طی پانصد سال گذشته فرهنگ کتابی یا استوار بر سواد خواندن و نوشتن فراهم آمده ، بلکه برعکس عبارت باشد از کاربرد رسانه های جدید همچون وسایل کشفاد انعکاس تجربه آدمی به شیوه ای مترادف با شیوه هایی که فرهنگ کتابی بکار می رود. رسانه را به این معنی نباید مطلقاً به معنای وسیله ای دانست که برای تنظیم هدفهای پیشاپیش تعیین شده بکار گرفته می شود، بلکه بر عکس باید آن را وسیله ای برای تعبیر دوباره هدفها بر حسب رسانه های بیان و ارتباط تلقی کرد. (همان منبع ص 18) .
« هاشم فردانش» درکتاب مبانی نظری تکنولوژی آموزشی ، پژوهشهایی را که تحت تأثیر حاکمیت رویکرد اول در تکنولوژی آموزشی انجام شده اند، به سه دسته تقسیم می کند: دسته اول حاکی از برتری رسانه های جدید بر روشهای سنی بود، دسته دوم بیانگر عدم وجود تفاوت معنی دار بین رسانه های جدید و روشهای سنتی و دسته سوم حاکی از برتری روشهای سنتی بر رسانه های جدید بود . حصول چنین نتایج متناقضی در وهله اول محققان را به فکر واداشت تا در نظارت بر عوامل مؤثر در تحقیقات دقت بیشتری کنند ،شاید اغلب محققان ،نتایج متناقض بدست آمده را ناشی از خطاهای آماری و کنترلی در انجام تحقیقات می دانستند و به همین دلیل انجام اینگونه تحقیقات مقایسه ای تا مدتی دیگر ادامه یافت . (مبانی نظری تکنولوژی آموزشی ،هاشم فردانش . انتشارات سمت 1373 ص 21)
«شهناز ذوفن » و « خسرو لطفی پور» در کتاب رسانه های آموزشی برای کلاس درس با موضع گیری مثبت در مورد نقش و کاربرد رسانه های ارتباطی در امر تعلیم و تربیت رسانه های آموزشی می توانند به چهار طریق به یادگیری کمک کنند:
1- رسانه هایی از قبیل فیلم ، ویدیو، فیلم استریپ ، نوار عمومی یا تصاویر، تجارب غیر مستقیم را به جای تجارب مستقیم در اختیار دانش آموزان قرار دمی دهد.
2- بصورت ابزار اصلی انتقال اطلاعات، ارتباطی دقیق را سبب می شوند .
3- با استفاده از شرایط فیزیکی ، انگیزش ، رنگ ، واقع گرایی و خلاقیت سبب ایجاد علاقه به یادگیری می شوند.
4- بر روشها و امکانات موجود معلم می افزایند.به این تربیت او می تواند تجارب یادگیری را برای دانش آموزان تنظیم کند تا به راحتی به هدفهای آموزشی مورد نظر دست یابند. آنها نتایج کلی تحقیقات مربوط به فن آوریهای جدید را چنین بیان می کنند:
1- این فناوریها غالباً معلمان را به ارائه تکالیف درسی در سطح فکری بالاتر وا می دارند.
2- معلمان را در جهت مربّی بودن و مربی شدن و نه پخش اطلاعات ،حمایت می کنند.
3- برای معلمان موقعیت امنی بوجود می آورند تا بار دیگر یادگیرنده شوند و نظریات خود را درباره برنامه درسی و روشهای تدریس با دیگران درمیان بگذارند .
4- دانش آموزان را برای تلاش در جهت انجام دادن تکالیف مشکلتر و همچنین دقت بیشتر در تولید کار خویش تشویق می کنند.
5- اهمیت دادن به ارزشهای فرهنگی را بر وظایف مدرسه می افزایند.
در زبان فارسی و متناسب با شرایط بومی وضعیت آموزش و رسانه ها در جامعه ایرانی هنوز پژوهشهای مربوط به آموزشهای رسانه ای و نقش تکنولوژیهای ارتباطی در تعلیم و تربیت، به صورت منظم و سازمان یافته انجام شده است. چنین موضوعاتی را به طور پراکنده می توان در برخی رساله های دانشجویی رشته های علوم تربیتی مشاهده کرد. اساساً توجه به کاربرد رسانه ها در آموزش و پرورش بصورت یک معضل ،بیشتر مورد توجه علاقمندان حوزه آموزش بوده است . بعنوان مثال در مراجعه به بخش پایان نامه های رشته ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی، حتی یک عنوان رساله وجود ندارد در چنین موضوعی ویژه در موضوع بحث این مقاله ، نقش(رسانه در تعلیم و تربیت) به زبان فارسی وجود ندارد. آنچه از بین نوشته ها و آثار موجود حائز اهمیت هستند، یکی کتاب «مرتضی مجدفر» است، با عنوان بسته آموزشی چیست؟ این کتاب که در 17 بخش تنظیم شده است، مباحثی چون اهمیت و ضرورت بسته های آموزش ، تاریخچه تولید این بسته ها ، اجزاء بسته ها تولید کنندگان بسته ها و ... مورد توجه قرار گرفته است .این کتاب بیش از آنکه خود درگیر مناقشات و جبهه گیریها پیرامون نقش رسانه ها در آموزش شده باشد، عمدتاً با رویکرد علمی– مهارتی، به توضیح ماهیت بسته های آموزشی می پردازد . در کتاب دیگری با عنوان مسئله مباحثی در تکنولوژی آموزشی که بصورت مجموعه مقاله توسط گروهی از اساتید دانشگاه و مسئولین اجرایی آموزش و پرورش بصورت غیر مستقیم ، ادبیات شفاهی به مثابه ابزار مفید آموزش ، اطلاعات در تکنولوژی آموزشی ، تکنولوژی آموزش و نگرش سیستمی و ... مورد بحث قرار می گیرد.
اهمیت این کتاب از جنبه رسانه ها ، تأکید بر این نکته است که به رسانه ها نباید بعنوان وسایل کمک آموزشی نگریست ،بلکه باید این نکته را در نظر داشت که رسانه ها می تواتند بجای معلم به تعلیم و تربیت آحاد مردم بپرازند . قدیمی بودن مطالب کتاب یکی از ضعفهای آشکار آن است ، اما در مقایسه با سایر کتب حوزه تکنولوژی آموزشی که عموماً با دیدگاهی بسته داده های دهه 1995 اروپا را به ویژه متمرکز بر بیان نقاط قوت و ضعف وسایل سمعی – بصری تکرار کرده اند ،از نقاط قوت بسیار زیادی برخوردار است ؛ از آن جمله اند :تخصصی بودن نسبی مطالب ، توجه به اجزاء مباحث تکنولوژی آموزشی ، رویکرد بومی داشتن در موضوعات مقالات و ....
کتاب قابل ذکر دیگر، مجموعه مقالات اولین سمینار تخصصی آموزش از راه دور است که توسط دانشگاه پیام نور در سال( 1371 ) منتشر شده است. آموزش از راه دور به دلیل اینکه خواه یا نا خواه متکی به رسانه هاست ،حائز اهمیت زیادی است .در ایران به دلیل اینکه دانشگاه پیام نور فعلاً انحصاری از نظام آموزش مکاتبه ای استفاده می کند ،در نتیجه مباحث نظری و پژوهشهای مورد توجه این نظام نیز متمرکز بر رسانه های مکتوب است و به رسانه هایی چون فیلم توجه چندانی نمی شود. در یکی از مقالات این کتاب با عنوان « نقش رسانه ها در نظام آموزش از راه دور و نظام آموزش سنّتی تألیف «علیرضا عطایی» و «محمد علی محمدی»، پس از معرفی خصوصیات و ویژگیهای دو نظام فوق ،به بحث پیرامون نقش رسانه ها در آموزش عالی کشور پرداخته و معتقدات استاد مهمترین رسانه مؤسسات آموزش عالی سنّتی است ؛ تنها در اولویت ها و مراتب بعدی که از آزمایشگاه ، کارگاه ، کتابخانه و احیاناً رسانه های دیداری – شنیداری در اینگونه مؤسسات استفاده می شود، مؤلفان می گویند: « تجربه نشان داده است که از میان رسانه های موجود در کشور، کتاب خود آموز ، کلاسهای رفع اشکال و تلویزیون بیش از سایر رسانه ها برای این دانشگاه مناسب اند .اما اهمیت کتاب خود آموز به مراتب بیش از دو رسانه دیگر است .زیرا با ارائه متون درسی خود آموز ایده آل می توانست از دانشجو انتظار داشته باشد که مسئولیت فراگیری را شخصاً قبول کند.
برنامه های آموزشی تلویزیونی هم برای رشته های علوم پایه بسیار مفید است. البته درصورتی که این برنامه ها بر خوردار از ویژگیهای یک برنامه آموزش تلویزیونی، به مفهوم واقعی باشند و همزمان با پیشرفت دروس از شبکه پخش شوند. به نظر می رسد که آقایان عطایی و محمدی بیش از آنکه به چالشها و نیازهای آموزش کشو ر توجه داشته باشند ،صرفاً درصدد توجه تحلیل گرایانه از نقش و عملکرد دانشگاه پیام نور بوده اند. البته حکم صادر کردن در مورد این که رسانه ای مکتوب در حوزه آموزش عالی ،مناسبتر از رسانه های غیر مکتوب است؛ نیازمند بررسی جداگانه ای است ، نیازمند استنادات تجربی دقیق است .
کتاب دیگر، مجموعه مقالات سمینار اندیشه های نو در تکنولوژی آموزشی می باشد که توسط نشر دانا در سال 1374 منتشر شده است. موضوعات آن در زمینه جنبه های نرم افزاری و فرآیندی تکنولوژی آموزش می باشد . «سید منشور مرعشی» در مقاله ای با عنوان الگویی مناسب برای استفاده از رسانه در آموزش و پرورش ،پس از تعریف رسانه آموزشی ، برای بهره گیری از رسانه ها در امر تعلیم و تربیت ،به ارائه یک مدل می پردازد که مراحل آن عبارتند از :
-مرحله اول : شناسایی یادگیرندگان تجزیه و تحلیل . مرحله دوم بیان اهداف آموزشی . مرحله سوم انتخاب رسانه و مواد آموزشی مرحله چهارم: استفاده مؤثر از رسانه ها در آموزش ( آمادگی فراگیر- آماده کردن محیط کلاس – آمادگی معلم ) .مرحله پنجم اجرا توسط یادگیرنده مرحله ششم ارزشیابی که شامل : ارزشیابی از پیشر فت تحصیلی یادگیرنده – ارزشیابی از رسانه ها و ارزشیابی از فرآیند آموزش داشته است اما در ارائه الگوی خوبی به نظر می رسد که با درکی سخت افزاری به سراغ رسانه ها رفته است ، دست اندر کاران نظام معلم محور را با استفاده از رسانه ها در بخش از فرآیند آموزش ترغیب می نماید. ضمن آنکه مدل ارائه شده الگوی خلاصه شده از نظام طراحی آموزش است که اولین بار توسط « رابرت گانیه1» در کتاب طراحی آموزش ارائه شده است.
تاریخچه روزنامه
نقش رسانه ها در تحول اجتماعی ( روزنامه)
امروزه علیرغم پیشرفتهای فراوان علوم ارتباطی و اطلاع رسانی ، هنوز در بین رسانه های گروهی ، جراید خصوصاً روزنامه ها ، سودمندترین ، فراوان ترین و ارزان ترین وسیله برای بالا بردن سطح آگاهی افراد جامعه و مبارزه با جهل و بی خبری به شمار می آیند. در بین جوامع توسعه یافته و در حال توسعه هنوز نشر و مطالعه روزنامه مبین روشنفکری ، درک عمیق و بالا بودن شعور سیاسی و اجتماعی است .
در کشور ما سابقه انتشار روزنامه به دوره قاجار باز می گردد . نخستین روزنامه فارسی منتشره در ایران ،تاریخ عشر آخر رمضان المبارک 1252 ه .ق را برخود دارد و با این عبارت آغاز شده است :
« بر رای صوابنمای ساکنین ممالک محروسه مخفی نماناد که همت ملوکانه اولیای دولت علیه ، معروف بر این گشته است که ساکنین ممالک محروسه تربیت شوند و از آنجا که اعظم تربیت ، آگاه ساختن از کار جهان است ، لهذا به حسب حکم شاهنشاهی ، کاغذ اخباری مشتمل بر اخبار شرقیه و غربیه در دارالطباعه ثبت و به اطراف واکناف فرستاده خواهد شد.»
روزنامه ها به خاطر ویژگی هایی از قبیل ارزانی ، فراوانی ، نقل صحیح و دقیق اخبار، اختصار و تنوع مطالب و سادگی زبان و ...، قادر هستند طیف گسترده ای از اقشار مختلف جامعه را تحت پوشش اطلاعاتی قرار دهند و نیز به واسطه مقبولیتی که بین مردم دارند می توانند وسیله خوبی برای انتقال آگاهی های مختلف به ذهن و خاطر مردم و ترمیم و تصحیح روابط و ضوابط موجود در جامعه باشند. البته این مقبولیت در بدو امر از دو علت ناشی شده بود نخست آنکه روزنامه ها در آن دوران ، تنها رسانه گروهی موجود در کشور به شمار می آمد که اخبار صحیح و دقیقی از اوضاع داخله و خارجه کشور را به اطلاع عموم می رسانید. هر چند که این روزنامه ها در بعضی از نقاط به علت وضعیت بد حمل و نقل ، با تأخیر چند روزه و گاهی چند هفته ای به دست خوانندگان می رسید ولی با این حال موجب پیشرفت عمده ای در سرعت و صحت خبر رسانی می شدند.
علت دیگر مقبولیت روزنامه در بین مردم ، سادگی و روانی نوشته های آنها بود که درک مطالب آن را توسط افراد کم سواد و حتی بی سواد ممکن می ساخت. افراد بی سواد که اکثریت مردم کشورمان را تشکیل می دادند ، به این نحو از مفاد روزنامه ها مطلع می شدند که افراد با سواد در مراکز تجمع مردم چون قهوه خانه ها حاضر می شدند و با صدای بلند محتویات روزنامه ها را برای سایرین قرائت می کردند .و به این ترتیب جمع کثیری اعم از با سواد و بی سواد از مفاد روزنامه ها آگهی می یافتند. رفته رفته با بالا رفتن شعورسیاسی و اجتماعی مردم ، نقش روزنامه به عنوان یک رسانه مفید، فراوان و ارزان تثبیت گردید و اشتیاق اقشار مختلف جامعه به مطالعه روزنامه رو به فزونی نهاد. اگر حضور هماهنگ و یک پارچه مردم در صحنه های سیاسی و اجتماعی را نشانه بالا بودن سطح فرهنگ عمومی و شعور سیاسی و آگاهی ملی بدانیم ، آنگاه می توانیم بگوییم که این امر با آزادی و تنوع و تعداد و حتی تیراژ جراید خصوصاً روزنامه ها رابطه مستقیم داشته و دارد. زیرا روزنامه ها در بدو پیدایش ، نقش مهم و مؤثری در وقوع تحولات عمده و عمومی داشته اند. برای اثبات این مدعا از تاریخ سایر کشورها چون فرانسه و روسیه و آلمان و ... شواهد فراوانی می توان یافت . ولی ما به ذکر سه شاهد از تاریخ کشورمان ایران، اکتفا می کنیم .
با نگاهی به تاریخ ایران از زمان انتشار نخستین روزنامه فارسی تا به امروز ، سه تحول اجتماعی – سیاسی عمده وعمومی در کشور صورت پذیرفته است که عبارتند از : انقلاب مشروطیت ، نهضت ملی نفت و انقلاب اسلامی . و در زمان وقوع این سه رویداد بی مانند و ارزشمند، که با حضور آگاهانه و گسترده آحاد ملت تحقق یافته است ، جراید خصوصاً روزنامه ها نقش تعیین کننده ای در جهت دادن به خواست و اراده ملی ، روشن کردن اذهان ملت و انسجام مبارزات مردم داشته اند.
1- دوره انقلاب مشروطیت ( 1314 ه.ق ترور ناصر الدین شاه – 1327 ه.ق جلوس احمد شاه).
در این دوره مردم ایران به شهادت تاریخ از شعور سیاسی و اجتماعی بالایی برخوردار بودند. در این دوران به جز مدت دوساله استبداد صغیر محمد علی شاهی ،روزنامه هاو جراید بسیاری به زبان فارسی در داخل و خارج کشور چاپ و منتشر می شده است که پروفسور ادوارد براون1 در کتاب ارزشمند خود به نام تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دوره مشروطیت از سیصد و هفتاد و یک مورد با ذکر نام و محل انتشار یاد کرده است . و این مقدار با توجه به جمعیت کشور و امکانات چاپ و نشر در آن زمان بسیار قابل ملاحظه است . معروفترین روزنامه نگاران این دوران عبارت بودند از: قاسم خان و جهانگیر خان صور اسرافیل ، علی اکبر دهخدا، ابراهیم پور داود، سید اشرف الدین گیلانی ، ملک الشعرای بهار، ادیب الممالک فراهانی ، سید عبدالرحیم خلخالی ، میرزا محمد حسین فروغی و بسیار دیگر .
2- دوره نهضت ملی ( 1330 ه . ش انتصاب دکتر محمد مصدق به نخست وزیری – 28 مرداد 1332 ه .ش کودتای آمریکایی فضل الله زاهدی) در این دوره به خاطر اتخاذ شیوه های دمکراتیک توسط دولت وقت ، مردم از آزادی عمل و تنوع فراوان برخوردار شدندو روزنامه نگاران به آن درجه از اعتبار سیاسی و مقبولیت اجتماعی رسیدند. که تعدادی از آنها به وزارت و وکالت رسیدند . متأسفانه از تعداد نشریات کشور در این دوره ، اطلاع دقیقی در دست نیست ولی به شهادت ناظران ، جراید در این دوره از تعدد و تنوع بسیار برخوردار بودند.
3- دوره انقلاب اسلامی (1357-1360 ه.ش) از این دوره به عنوان یکی از به یاد ماندنی ترین ادوار تاریخ روزنامه نگاری در ایران می توان نام برد. زیرا در این دوران پر شکوه علاوه بر روزنامه ها و جراید رسمی . مجاز در تهران و شهرستانها ، روزنامه ها و بولتنهای متعددی توسط ارگانها ، نهادها ، احزاب و گروههای سیاسی چاپ و منتشر می شد. حتی در مدارس کشور ، دانش آموزان به تهیه روزنامه های دیواری مبادرت می نمودند.
بوسیله روزنامه می توان مردم را با مواریث تاریخی ، دینی و ادبی کشورشان آشنا کرد. به وسیله روزنامه می توان با جهل و خرافه مبارزه کرد و افراد را از ارتکاب جنایت ، بزهکاری و خطا و گناه باز داشت . به وسیله روزنامه می توان مردم را به ایثار، عمل صالح ، رعایت قوانین و حفظ بهداشت عمومی تشویق کرد.
احتساب همه این روزنامه ها و جراید، تعداد نشریات کشور در این دوران از چندین هزار بالغ می شده است. البته بررسی آثار خیر و شراین نشریات و صحت و سقم مطالب آنها ،خود حدیث مفصلی دارد که در این مقاله مجال پرداختن بدان نیست و ما را از زمینه اصلی بحث دور می سازد . طبق آمار رسمی موجود در گزارش های فرهنگی کشور به سالهای 60-57 در سال 1357 علی رغم اغتشاشات داخلی و توقیف و تعطیل بسیاری از روزنامه ها و جراید کشور دویست و چهل و نه نشریه بطور مجاز و رسمی در کشور منتشر می شد. و این تعداد درسال 1358 ، دویست و سی و هفت و در سال 1359 دویست و بیست و هفت عنوان بوده است . ولی ناگهان این تعداد در سال 1360 به کمتر از نصف یعنی 117 عنوان نشریه تقلیل می یابد و کار صدها روزنامه و نشریه غیر رسمی نیز به تعطیلی کشیده می شود.
البته جای بسی خوشبختی است که تعداد نشریات کشور از سالهای 68 و 69 مجدداً روبه افزایش نهاده است ، هر چند که از بسیاری جهات این دوران هنوز قابل مقایسه با سه دوره یاد شده نیست.
اما اهم وظایف مطبوعات و دیگر رسانه های گروهی در یک جامعه سالم عبارتند از :
الف) آگاه نمودن مردم از آخرین وقایع و رویدادهای داخل و خارج کشور که این امر موجب هماهنگی ، همفکری و همراهی بین دولت در اتخاذ مواضع مشترک برای حفظ منافع ملی و اعتقادی می شود.
ب) بالا بردن سطح آگاهی های افراد جامعه از نظر سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، علمی ، ادبی ، اعتقادی و تاریخی .
ج) تنظیم و تصحیح رفتارها و روابط موجود بین افراد جامعه
و براحدی پوشیده نیست که میزان بهره مندی افراد هر جامعه از موارد فوق، نشان دهنده سطح فرهنگ عمومی آنان است . در بین رسانه های گروهی چون رادیو و تلویزیون و حتی مجلات، روزنامه ها از توان بیشتری برای ادای وظایف یاد شده ، برخوردار هستند.
آنچه که موجبات برتری روزنامه ها را در تأمین اهداف و وظایف فوق فراهم آورده ، مزایایی است که در ذیل می آوریم .
1- ارزانی : پایین بودن بهای روزنامه ها ، تهیه آنها را توسط کم در آمد ترین اقشار جامعه نیز سهل و ممکن می سازد و از این لحاظ روزنامه مشکل آفرینی رادیو و تلویزیون را ندارد.
2- فراوانی : فراوانی روزنامه ها ، ابتیاع سریع و آسان آن را توسط همگان فراهم می آورد.
3- سادگی زبان : سادگی زبان نوشتاری روزنامه ها موجبات گسترش نفوذ آن را در بین اقشار مختلف فراهم می آورد. زیرا در متن اخبار و اطلاعات روزنامه ها اثری از سخنان فخیم و جمله پردازی های ادیبانه و واژگان دشوار و دور از ذهن نیست و هر کس با حداقل سواد خواندن و نوشتن می تواند از محتوای آن آگاه شود.
4- در دسترس بودن : روزنامه ها پس از ابتیاع کاملاً در اختیار خریدار قرار دارند . وبه خاطر حجم و وزن کمشان به آسانی قابل حمل می باشند . بنابراین خوانندگان بدون آنکه لطمه ای به برنامه کاری خود بزنند، می توانند در فرصتهای کوتاهی که دست می دهد به دفعات از آن استفاده نمایند. و این در حالی است که برای استفاده از رسانه هایی چون رادیو و تلویزیون ، این شنونده و بیننده است که باید وقت خود را با زمان پخش برنامه مورد علاقه ،تنظیم کند.
5- تنوع مطالب : تنوع مطالب روزنامه ها باعث می شود که هر خواننده ای متناسب با ذوق و علاقه و به فراخور استعداد فکری و ذهنی خود از آن بهره مند گردد و از این بابت و زنامه حتی بر مجله برتری دارد ؛زیرا مجلات معمولاً جنبه تخصصی دارند و نسبت به روزنامه ها مجموعه کوچکی را تحت پوشش اطلاعاتی قرار می دهند.
6- اختصار مطالب : در زندگی پر مشغله امروزی که مجال مطالعه به حداقل زمان خود رسیده است ، اختصار مطالب روزنامه ها از ارزش فراوانی برخوردار است . زیرا خواننده می تواند لُبّ مطالب را در کمترین عبارت و زمان ممکن دریابد. بدین ترتیب روزنامه در یک جامعه کاری فعال ، جایگاه ویژه ای دارد.
7- صحت و دقت اخبار : ویژگی دیگر روزنامه ها که موجبات مقبولیت آنها را فراهم آورده است، صحت و دقت اخبار مندرج در آنهاست ،به نحوی که خواننده ،مطالب غیرخبری روزنامه را نیز با اعتماد و علاقه مطالعه می کند. و به همین دلیل روزنامه ها می توانند همه روزه گنجینه ای از آگاهی های فرهنگی را به ذهن و خاطر خوانندگان منتقل کنند.
یک مزیت مستقیم دیگر را نیز بر مزایایی که بر شمردیم ،می توان افزود و آن عبارت است از ایجاد عادت و مطالعه در افرادی که به طور مستمر به مطالعه روزنامه می پردازند.این امر در دراز مدت ، خوانندگان روزنامه را به سوی مطالعه کتاب که فایده ای عظیم تر دارد، سو ق می دهد. و ارزش آن وقتی آشکار می شود که می بینیم با پیشرفت و فراگیر شدن رسانه های صوتی و تصویری، رفته رفته عادت به مطالعه در بین مردم کاهش یافته است . زیرا بطور طبیعی انسان به کارهایی روی می آورد که برای انجام آن به صرف انرژی و فعالیت ذهنی کمتری نیاز باشد.
مزایای یاد شده این امکان را فراهم می آورند که طیف بسیار زیادی از افراد جامعه تحت پوشش فرهنگی قرار گیرند . بوسیله روزنامه می توان مردم را به مواریث تاریخی ، دینی و ادبی کشورشان آشنا کرد . به وسیله روزنامه می توان با جهل و خرافه مبارزه کرد و افراد را از ارتکاب جنایت ، بزهکاری و خطا و گناه بازداشت . به وسیله روزنامه می توان مردم را به محبت و ایثار ، عمل صالح، رعایت قوانین و بهداشت عمومی تشویق کرد.
پس باید هر چه بیشتر برای بالا بردن و حفظ توانایی های روزنامه کوشید و بر کمیت و کیفیت مطالب چاپ و نشر افزود. و این امر ممکن نمی شود مگر با رعایت نکات زیر:
1- پایین نگاهداشتن بهای روزنامه ولوبا پرداخت یارانه ی دولتی .
2- تشویق آحاد و اقشار مختلف مردم به مطالعه ی روزنامه .
3- رعایت آزادی و حرمت قلم ، هر چند که با منافع کوتاه مدت دولتها و جناحهای سیاسی در تضاد باشد. مگر آنکه موجب اخلال در امنیت ملی و جریحه دار شدن عفت عمو می گردد.
4- برخورد جدی با نشر اکاذیب ، افکار خرافی و مفاسد اجتماعی .
5- فراهم آوردن امکانات چاپ و نشر سریع و مطلوب .
6- دقت در درستی و سادگی نگارش و زبان نوشتاری روزنامه ها .
«سبب وی» همه مظاهر زندگی جوامع غربی را در این عصر به عنوان « کهکشان گوتنبرگ» معرفی می کند.
البته نباید فراموش کرد از زمان اختراع گوتنبرگ1 تا استفاده از صنعت چاپ برای انتشار وسیع و مداوم اخبار و اندیشه ها و ایجاد ارتباطات جمعی واقعی ، چند قرن فاصله است . زیرا به طوری که ضمن مطالعه درباره تحول و توسعه و مسائل ارتباطی جمعی مشاهده خواهیم کرد، نخستین روزنامه های چاپی اروپائی به تعداد نسبتا زیاد و با نظم دوره ای هفتگی ، از دهه سوم قرن هفدهم یعنی در حدود دو قرن پس از ایجاد صنعت چاپ ، بوجود می آیند و اگر در نظر داشته باشیم که انتشار توده گیر و نظم دوره ای کوتاه ، دو خصلت اصلی وسائل ارتباط جمعی بشمار می روند، باز بین زمان انتشار نخستین مطبوعات غربی ، تا اوایل قرن نوزدهم میلادی که روزنامه های روزانه توسعه و تکامل پیدا می کنند، دو قرن دیگر فاصله وجود دارد. از اواخر قرن هیجدهم به دنبال انقلاب کبیر فرانسه و گسترش اندیشه های آزادیخواهی ، زمینه مساعدی برای پیشرفت مطبوعات فراهم شد و به تدریج همراه با تحولات اقتصادی و اجتماعی جدید نظیر صنعتی شدن جوامع ، توسعه شهر نشینی ،بالا رفتن سطح زندگی ، پیشرفت آموزش و اشاعه فرهنگ ، همه شرائط لازم برای انتشار روزنامه های پر تیتراژ را آماده گردند. بدین ترتیب خواندن مطبوعات که پیش از آن به علل مختلفی مانند گرانی قیمت روزنامه ها و بیسوادی اکثر مردم، رواج لازم نیافته بود، و اغلب به طور جمعی صورت می گرفت ، عمومیت پیدا کرد و به صورت فردی در آمد . به همین سبب می توان گفت ارتباطات جمعی واقعی از زمانی پدید می آیند که هر فرد امکان می یابد به میل و دلخواه خود، اطلاعات لازم را از طریق روزنامه ها کسب کند و مورد استفاده قرار دهد. با این توجیه ، پدیده ارتباطات جمعی با پدیده وسیع صنعتی شدن جوامع غربی همبستگی می یابد.
در این زمینه تکامل وسائل فنی چاپ که تولید روزنامه ها را به تعداد فراوان امکان پذیر می سازد، افزایش در آمدها که فردی شدن خرید روزنامه ها را به همراه می آورد و بالاخره بالا رفتن سطح آموزش که سبب فردی شدن مطالعه روزنامه ها و گسترش کنجکاوی ها می شود، از شرائط اساسی هستند. تحت تأثیر این شرایط ، تولید و انتشار اخبار روزنامه ها از اصول تکنیک صنعتی شدن تبعیت می کنند و مصرف فردی اخبار نیز شرائط خاصی را ایجاب می نماید که به صنعتی شدن ، سواد آموزی ، ثروت اندوزی و توسعه شهر نشینی در جوامع غربی بستگی دارند.
بنابراین انتشار مطبوعات پر تیتراژغربی در قرن نوزدهم را می توان شاخص عصر مهم دیگری در تاریخ ارتباطات تلقی کرد. لازم به یادآوری است که تا این زمان ، با وجود فراوانی تعداد روزنامه ها در اروپا و آمریکای شمالی ، تیتراژ مطبوعات کم بود و خوانندگان محدودی از آنها استفاده می کردند. علاوه بر این روزنامه های قبلی بیشتر جنبه سیاسی داشتند و به انتشار نظریات مسلکی و مقالات سیاسی بیش از انتشار اخبار توجه می کردند. اما روزنامه های پر تیراژی که از اواسط قرن نوزدهم در ممالک غربی انتشار یافتند ، بارها کردن روش سیاسی روزنامه های کوچکی قبلی و توجه بیش از پیش به چاپ اطلاعات و مطالب گوناگون غیر سیاسی ، جنبه خبری پیدا کردند و مانند سایر مؤسسات بزرگ اقتصادی ،هدف اصلی خود را برفروش بیشتر استوار ساختند.
روزنامه های خبری قرن نوزدهم را معمولاً آغاز گر عصر ارتباطات صنعتی می شناسند. در میان این روزنامه ها ، در فرانسه روزنامه « مطبوعات» به مدیریت « امیل دوژیراردن» 1که در سال 1836 با وارد کردن آگهی های تجاری به صفحات خود ، بهای قبلی روزنامه ها را به نصف کاهش داد و ده ها هزار تیتراژ بدست آورد و « روزنامه کوچک» که در سال 1836 با نصف بهای روزنامه « مطبوعات » منتشر شد و همچنین بعضی از روزنامه های آمریکائی نظیر« سان» 1و « نیویورگ هرالد» 2که در فاصله 1836 تا 1835 به بهای یک پنی انتشار یافتند، مقام مهمی دارند.
توسعه «مطبوعات توده گیر» که از اواخر قرن نوزدهم سرعت گرفته بود، در سال های پیش از جنگ جهانی اول ، پیشرفت فراوان پیدا کرد . به طوری که «روزنامه کوچک» فرانسه در سال 1895 ، یک میلیون نسخه تیراژ کسب نمود و روزنامه « پاریسی کوچک» در نخستین سال های قرن بیستم به عنوان بزرگترین روزنامه فرانسه و جهان ، تیراژ خود را به یک میلیون و نیم نسخه رساند و به زودی در کنار آن در فرانسه و سایر کشورهای غربی، روزنامه های دیگری نیز با تیراژ بیش از یک میلیون نسخه انتشار یافتند.
روزنامه های بزرگ پر تیراژ غربی را می توان آغاز گر گسترش همه جانبه وسائل ارتباطی نوین در آغاز قرن بیستم دانست . زیرا پس از جنگ جهانی اول ، رادیو نیز به سرعت رو به توسعه گذاشت . در سال 1920 خبرهای مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا به وسیله رادیو در این کشور پخش شد .در سال 1926 در آمریکای شمالی و آمریکای مرکزی 725 فرستنده رادیوئی به وجود آمده بودند و اروپا که در این سال دارای 170 فرستنده رادیوئی بود ، در سال 1930 تعداد آنها را به 238 فرستنده رساند.
گسترش رادیو در سال 1935 در کشورهای پیشرفته غربی به جائی رسید که این وسیله ارتباطی نیز مانند مطبوعات خبری وارد مرحله « مصرف فردی» گردید . باید دانست تعداد شنوندگان رادیو که در سال 1926 در حدود 50 میلیون بود ، درسال 1935 به حدود 190 میلیون رسید و در سال 1960 از335 میلیون تجاوز کرد.
ارقام فوق به خوبی امکان پیشرفت این وسیله ارتباطی جدید را که بر خلاف روزنامه ها، مستلزم گسترش متقارن آموزش توده نیست ، آشکار می سازد. اما باید در نظر داشت که توسعه فرستنده های رادیوئی ، با توسعه اقتصادی ارتباط نزدیک دارد. در عین حال نباید فراموش کرد که صاحبان صنایع رادیو سازی نیز مانند روزنامه های بزرگ خبری ، به وسیله سرمایه داران خصوصی به وجود آمده اند . البته علاوه بر این گونه فرستنده های رادیوئی که در بعضی از ممالک مخصوصا ایالات متحده آمریکا ، با استفاده از درآمد آگهی های تجاری به کار خود ادامه می دهند ، دربرخی از کشورها مانند فرانسه نیز فرستنده های رادیوئی به وسیله دولت ها تاسیس شده اند و مخارج اداره آن ها از بودجه عمومی تامین می گردند.
صنعت سینما نیز که در اوایل قرن بیستم پدید آمده بود، در فاصله دو جنگ جهانی در کشورهای صنعتی توسعه سریع یافت و این وسیله ارتباطی هم مانند روزنامه ها ورادیوها ، استفاده کنندگان فراوان پیدا کرد. وقوع جنگ جهانی دوم ، پیشرفت این وسیله را متوقف نمود و از توسعه تلویزیون نیز که از سال 1937 وارد بازار ممالک غربی شده بود ، جلوگیری کرد. اما پس از جنگ جهانی دوم ،تلویزیون به سرعت در ایالات متحده آمریکا و انگلستان و فرانسه و آلمان غربی رو به گسترش نهاد. تا جائی که این وسیله ارتباطی نوین نیز مانند رادیو در مدتی کمتر از بیست سال به سطح «مصرف فردی» رسید و اکثر کانون های خانوادگی را فرا گرفت. به طور مثال در ایالات متحده آمریکا در سال 1953 در حدود 20 میلیون گیرنده وجود داشت که در سال 1960 از 52 میلیون تجاوز کرد. در انگلستان نیز در فاصله 1953 تا 1960 تعداد گیرنده های تلویزیون از دو میلیون به حدود 10 میلیون رسید. به طور کلی تا سال 1960 پیشرفت تلویزیون در کشورهای پیشرفته صنعتی به حدی رسید که با توجه به سطح زندگی عمومی آنها ، برای هر 5 تا 10 نفر جمعیت یک گیرنده وجود داشت.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1112 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 93 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
بخش اول :
1-1 پیش گفتار ............................................................................... 2
1-2 مقدمه .................................................................................... 3
1-3 بیان مسئله ............................................................................... 4
1-4 اهمیت و ضرورت تحقیق ............................................................ 6
1-5 هدف ها ی پژوهش .................................................................... 7
1-6 سوالات پژوهش ........................................................................ 8
1-7 پیشینه تحقیق ............................................................................ 9
1-8 جامعه مورد بررسی .................................................................. 12
1-9 روش تحقیق ........................................................................... 13
1-10 کلید واژگان .......................................................................... 14
بخش دوم :
2-1 فرهنگ ................................................................................. 16
2-2 فرهنگ از منظر صاحبنظران علوم اجتماعی .................................... 18
2-3 خصوصیات فرهنگ ................................................................. 21
2-4 فرهنگ به واقعیت معنا می بخشد ................................................. 23
2-5 فرهنگ پدیده ای فراگیر است ....................................................... 23
2-6 فرهنگ امری مشترک است ........................................................ 23
2-7 فرهنگ یاد گرفتنی است ............................................................. 23
2-8 فرهنگ به عنوان یک رفتار اکتسابی .............................................. 24
2-9 سطح های فرهنگ .................................................................... 25
2-10 طبقه بندی فرهنگها ................................................................. 25
2-11 ابداع فرهنگ پذیری ................................................................ 26
2-12 فرهنگ پذیری ....................................................................... 27
2-13 نوسازی مفهوم فرهنگ ............................................................ 28
2-14 عناصرمهم در فرهنگ پذیری .................................................... 29
2-15 روند ها و متغیرهای فرهنگ پذیری ............................................. 30
2-16 انواع فرهنگ پذیری ............................................................... 30
2-17 انواع فرهنگ پذیری از منظری دیگر .......................................... 32
2-18 آژانس های فرهنگ پذیری ........................................................ 32
2-19 ماهیت رسانه ........................................................................ 36
2-20 رسانه و فرهنگ پذیری ............................................................ 36
2-21 کارکردهای رسانه ها .............................................................. 37
2-22 رسانه ها و تغییر ارزشهای سنتی و شکاف نسلی .............................. 38
2-23 طبقه بندی نیاز های مرتبط با رسانه ............................................. 45
2-24 تلویزیون ............................................................................. 45
2-25 ویژگی های تلویزیون .............................................................. 36
2-26 تلویزیون به عنوان ابزاری فرهنگی ............................................. 46
2-27 تلویزیون از دید نظریه پردازان ................................................... 46
2-28 قدرت تلویزیون ...................................................................... 48
2-29 کارکردهای مثبت تلویزیون ....................................................... 49
2-30 جنبه ها ی اجتماعی شدن کودکان ................................................ 50
2-31 کارکردهای منفی تلویزیون ........................................................ 51
2-32 نقش ها و وظایف وسایل ارتباطی ................................................ 53
2-33 کودک کیست ........................................................................ 54
2-34 ویژگی های کودک در دوره ابتدایی .............................................. 54
2-35 قابلیت های کودک نسبت به تلویزیون ........................................... 56
2-36 ارتباط کودک و تلویزیون .......................................................... 57
2-37 کودکان قربانیان تلویزیون ......................................................... 58
2-38 چهارچوب نظری ................................................................... 59
....... نظریه فرهنگ و شخصیت ........................................................ 59
....... نظریه کنش متقابل نمادین ......................................................... 60
...... نظریه کارکردگرایی ................................................................. 61
بخش سوم :
3-1 مقدمه ................................................................................... 63
3-2 تلویزیون و تغییر در الگوهای گذران اوقات فراغت کودکان ................... 70
3-3 تلویزیون و تغییر در عادات و سلایق کودکان .................................... 73
3-4 تلویزیون و تغییر در باورها نگرشها و ارزشهای کودکان ...................... 75
3-5 تلویزیون و تغییر در فرهنگ تغذیه ................................................ 79
3-6 تلویزویون و تغییر در ادبیات کودکان ............................................. 80
3-7 سوالات پرسیده شده از والدین ....................................................... 81
3-8 مصاحبه با والدین ..................................................................... 81
3-9 مصاحبه با مربیان .................................................................... 86
3-10 نتیجه گیری .......................................................................... 87
فهرست منابع ................................................................................ 91
چکیده انگلیسی
فهرست نمودارها
نمودار عنوان
نمودار شماره 1: نمودار سطح تحصیلات والدین ...................................... 66
نمودار شماره 2: حدود ساعات تماشای تلویزیون ...................................... 67
نمودار شماره 3: اولیت تماشای برنامه های تلویزیون ................................ 68
نمودار شماره 4: علت تماشای تلویزون ................................................. 69
چکیده :
رسانه ها به عنوان یکی از نهادهای اجتماعی، کارکرد انتقال میراث فرهنگی و اجتماعی و ارزش های جوامع را بر عهده دارند، در عصر کنونی با توجه به نقش بارز آن ها در جامعه و اطلاع رسانی پیرامون موضوعات اجتماعی، فرهنگی ، سیاسی، سعی میکنند الگوهای نوینی را به جوامع وارد کنند، که جایگزین فرهنگ ها و ارزش ها و الگوهای سنتی میشوند و در این رهگذر رسانه ها، به عنوان عاملان تغییر و تحول در ارزش ها و هنجارها مطرح هستند و به طوری که سنت ها را به مبارزه می طلبند و به صورت یک عامل مؤثردر دگرگونی نگرش ها و رفتارهای نسل جدید عمل می کنند و همین امر میتواند منجر به شکاف نسلی و عدم انتقال تجربیات نسل گذشته به نسل فعلی شود. در دوران کنونی نقش نهادهای اجتماعی همانند خانواده ، مدرسه و همسالان در اجتماعی کردن و فرهنگ پذیری کودکان ضعیف است و در مقابل ، روز به روز بر اهمیت و نقش رسانه ها افزوده می شود تا جایی که برخی از نظریه پردازان ارتباطی بر این باورند که رسانه ها الویت ذهنی و حتی رفتاری ما را تعیین میکنند و اگر چگونه فکر کردن را به ما یاد ندهند، اینکه به چه چیزی فکر کنیم را به ما می آموزند . بر همین اساس با توجه به نقش تأثیر گذار رسانه، بالاخص تلویزیون، بر تمامی اعضای جامعه، مخصوصاً کودکان که فرآیند فرهنگ پذیری در آن ها یک سویه انجام می گیرد و در مقابل این وسیله تأثیر پذیر ، هدف اصلی این پژوهش بررسی و تحلیل مردم شناختی تلویزیون به عنوان یکی از رسانه های فراگیر و گسترده و در دسترس همگان بر فرهنگ پذیری کودکان در خانواده است که برای رسیدن به این منظور علاوه بر پژوهش اسنادی و کتا بخانه ای از 50 دانش آموز دختر اول و دوم ابتدایی مدرسه مهدا واقع در خیابان دیباجی جنوبی در منطقه 3 تهران مصاحبه به عمل آمد ومحقق به مشاهده مشارکت آمیز در جامعه آماری پرداخت وطی پژوهش این مسئله بدست آمد که تلویزیون باعث تغییراتی در باورها و ارزش ها ،عادات و علایق ،الگوهای فراغت ،ادبیات و فرهنگ تغذیه دانش آموزان مورد بررسی شده که میزان این تغییرات در دانش آموزانی که بیشتر تمایل به تماشای برنامه های تلویزیون داشتند و والدینی که توجه و نظارت کمتری نسبت به نوع برنامه ها و تعداد ساعات تماشای کودکان خود داشتند بیشتر و قابل لمس تر بود.
بخش اول :کلیات وروش ها
1-1پیش گفتار :
تلویزیون در دنیای امروز، گسترده ترین رسانه است به گونه ای که حتی کامپیوتر و شبکه جهانی اینترنت هم نتوانسته رقیب قدرتمندی برای آن باشد، امروزه این رسانه تا دور افتاده ترین روستاها راه افتاده و آنتن های آن را میتوان بر فراز آپارتمان های مرتفع تهران تا طیف خانه های پست و کوتاه روستاها مشاهده کرد، از این روست که می توان تلویزیون را یک دانشگاه وسیع با مخاطبانی در طیف های مختلف در نظر آورد که البته ، کودکان به عنوان جدی ترین و بیشترین مخاطبان برنامه های تلویزیونی مطرح می باشند و تأثیر پذیری آنان بیش از دیگرگروههای سنی است. کودکان ارزش ها و باورها و مفاهیم فرهنگی و روش های زندگی و واکنش به تحریکات محیطی و غیره را از تلویزیون می آموزند و امروزه نقش رسانه ها در فرهنگ پذیری اولیه کودکان و فرهنگ پذیری دراز مدت بزرگسالان به طور گسترده مورد قبول قرار گرفته است و به عنوان عاملی مهم در فرآیند اجتماعی کردن و انتقال مفاهیم فرهنگی ایفای نقش می کند و رسانه ها برای ایجاد فرهنگ پذیری دو گونه از الگوهای رفتاری را به مخاطب ارائه می دهند: الگوهای رفتاری فردی و الگوهای رفتاری اجتماعی که منجر به جامعه پذیری می شود.
1-2 مقدمه:
شتاب فرایند پیشرفت های فن آوری در دنیای معاصر و تحول سریع درامر ارتباطات ،مرکز ثقل تحولات اجتماعی بوده و در دهه های اخیر شاهد تحولات سریع و گسترده ای در تمامی ابعاد زندگی اجتماعی و فرهنگی و از جمله خانواده بوده ایم. نهاد خانواده تحت تأثیر عوامل متعدد درونی و بیرونی، این تغییرات را تجربه کرده و شکی نیست که رسانه گسترده ای همچون تلویزیون، در فرهنگ سازی اعضای خانواده، بالاخص کودکان ، جایگاه بسیار برجسته ای دارد و تلویزیون در کنار پدر و مادر وفرزند، فرد چهارم خانواده است و از نظر آگاهی رسانی و راهنمایی چند جانبه ، مهم ترین و نزدیک ترین و سریع ترین ابزار درک اطلاعات به شمار می رود.
بنابراین جایگاهی که تلویزیون ،در انتقال ارزش ها و پیام ها و تثبیت یا تغییر و تزلزل فرهنگ ها و ارزش پیدا کرده است، بسیار حساس و خطیر است و گستردگی استفاده از این ابزار و داشتن مقبولیت گسترده نزد عموم مردم بر اهمیت موضوع می افزاید.
گذشته از تأثیر گذاری عمومی و اجتماعی تلویزیون، کودکان، از اثر پذیری بیشتری نسبت به این رسانه برخوردارند و اثر گذاری آن تا آنجا است که متخصصین آن رااز ارکان مهم تربیتی میشمارند.
1-3بیان مسئله :
وسایل ارتباط جمعی ،مهم ترین شاخصه جامعه مدرن به شمار می آیند و این وسایل میتوانند القا کننده هنجارهای فرهنگی باشند (که البته این هنجارها بسته به نوع برنامه های رادیو و تلویزیون و مجلات و روزنامه ها متفاوت است) که دراین میان نقش رسانه های تصویری، بالاخص تلویزیون، نسبت به سایر رسانه ها برجسته تر و درمقایسه با سایر رسانه ها از مطلوبیت بیشتری برخوردار است واین امر به خصوص آنجا تحقق می یابد که کودکان به عنوان متقاضیان جدی برنامه های تلویزیونی مطرح هستند.
از آنجا که هر عنصر جدید و مجموعه های نو در فرهنگ ظاهر شود، محتوا وساخت آن را تغییر می دهد و تکنولوژی به هر جا پا میگذارد، دانش ها و مهارت های ویژه خود را به آن سو روانه می کند وارزش هایی می آفریند که اغلب در تقابل با ارزش ها و آداب و رسوم و شیوه های زندگی است و یکی از نهادهایی که رسانه، بالاخص تلویزیون، تأثیر بسزایی درآن داشته، خانواده است تا جایی که به عنوان عضواصلی خانواده پذیرفته شده و اگر در گذشته فقط خانواده وجود داشت، امروزه خانواده است به اضافه تلویزیون .از آنجا که هر وسیله کارکردی دارد، رسانه ها ازجمله تلویزیون نیز کارکردهائی دارند که یکی از مهم ترین کارکردهای تلویزیون کمک به روند فرهنگ پذیری است و فرهنگ پذیری جریان انتقال اندیشه ها و باورها ، هنجارها و معیارها و نمونه های رفتاری موجود در فرهنگ جامعه به افراد آن است و پژوهش ها حاکی از آن است که رسانه در کنار عواملی مانندخانواده و دوستان می تواند نقش مهمی در فرآیند فرهنگ پذیری کودک داشته باشد وامروزه با ظهور وسایل ارتباط جمعی ، فرآیند آموزش از اعضای خانواده و مدرسه وآموزشگاه ها خارج شده وجهان پهناور به عرصة آموزش تبدیل شده است، البته آنچه باید به آن توجه داشت این است که جریان فرهنگ پذیری در کودکان یک سویه است. چرا که کودک در مقابل پذیرا شدن ارزش های جدید منفعل، یعنی آن که جریان تأثیر ارزش ها یک طرفه و تنها از جانب جامعه به سوی او است و کودک مقاومتی از خود در برابر اتفاقات رسانه ای بروز نمی دهد و نمی تواند تأثیر برجامعه داشته باشد.بنابراین سؤال اساسی در این تحقیق آن است که« رابطه بین تلویزیون و فرهنگ پذیری کودکان 7 و8 ساله چگونه است؟» برای نیل به هدف فوق سعی شده است تا فرآیند کارکردهای تلویزیون در چگونگی فرهنگ پذیری کودکان اول و دوم ابتدائی مدارس دخترانه منطقه 3 تهران مورد بررسی قرارگیرد که به طور اتفاقی مدرسه دخترانه مهدا واقع در خیابان دیباجی جنوبی انتخاب شد و 50 دانش آموز اول و دوم ابتدایی به طور نمونه انتخاب شد که انتخاب نمونه کاملا موردی بود و برای رسیدن به این مهم از دانش آموزان مصاحبه باز به عمل امد و محقق در میدان تحقیق به مشاهده مشارکت آمیز دست زد.
1-4 اهمیت وضرورت تحقیق :
امروزه رسانه های گروهی ،در قالب های متنوعی چون رادیو و تلویزیون و نشریات و ... سیطره فراگیری بر زندگی انسان دارند وباعث شده اند که چهره زندگی انسان را دگرگون سازند و از آنجا که تلویزیون به عنوان یک رسانه و تکنولوژی دارای فرهنگ خاصی است وابزاری است که بر جریان انتقال فرهنگ وارزش های جامعه نقش بسزایی دارد واز قوی ترین وسایلی است که می تواند انسان امروز آن را به عنوان تغییر شکل دادن نه تنها جامعه بلکه در ذرات و جوهر خود به کار بندد، باورود به خانواده، به عنوان یک نهاد کوچک اما تعیین کننده در ساخت فرهنگ، جائی که بزرگترین تأثیر در پی ریزی فرهنگ وآداب و رسوم، واعتقادات وارزش ها ،هنجارها وناهنجاری های بعدی فرد را بایستی درآنجا جستجو کرد، باعث تغییراتی در نظام باورها وارزشها و اعضای خانواده ، بالاخص کودکان که توانایی درست تشخیص دادن خوب و بد و مرز بین واقعیت و تخیل و هماهنگی خود را با فرهنگ القا شده توسط تلویزیون ندارند، می شود. بنابراین با اهمیت یافتن رسانه های گروهی در زندگی روزمره کودکان که به عنوان مخاطبان جدی و پر و پا قرص تلویزیون هستند و هدف آن ها کسب آگاهی و اطلاعات از برنامه های تلویزیون است، بر اهمیت وضرورت شناخت کارکرد های تلویزیون بر فرهنگ پذیری کودکان می افزاید.
1-5 هدف های پژوهش :
هدف کلی : تحلیل مردم شناختی تلویزیون و فرهنگ پذیری در خانواده(مطالعه موردی محله خیابان دولت ،دانش آموزان اول و دوم ابتدایی دختر)
هدف های جزئی :
1-آیا تلویزیون توانسته باعث تغییر درفرهنگ تغذیه در کودکان شود؟
2-آیا تلویزیون توانسته باعث تغییر در ادبیات کودکان شود؟
3-آیا تلویزیون توانسته باعث تغییر سلیقه و عادت در کودکان شود؟
4-آیا تلویزیون توانسته باعث تغییر درباورهای کودکان شود؟
5-آیا تلویزیون توانسته باعث تغییر درالگوهای فراغت کودکان شود؟
6-آیا تلویزیون توانسته باعث تغییر در الگوهای زندگی شود؟
1-6 سؤالات پژوهش
1- آیا تلویزیون توانسته باعث فرهنگ پذیری در کودکان شود؟
2-آیا فرآیند فرهنگ پذیری که از طریق تلویزیون به کودکان صورت می گیرد با الگوهای فرهنگی ما تطابق دارد؟
3-آیا تلویزیون به عنوان یک پدیدة فرهنگی در قسمت هایی از فرهنگ بیشتر تغییر می تواند ایجاد کند؟
4- آیا برنامه هائی هستند که از طریق آن فرهنگ پذیری کودکان سریع تر صورت میگیرد ؟
1-7 پیشینه تحقیق :
با ظهور هر رسانه، دغدغه آثار آن نیز بروز می کند و به دنبال آن ، دانشمندان علوم ارتباطات و اجتماعی دست به تحقیقات مختلفی در مورد اثر آن رسانه بر مخاطبانش و متغیرهایی که بر فرآیند استفاده از رسانه تأثیر گذار است می زنند. محققان این رشته به گروههای مختلف جامعه با ویژگی های متفاوت پرداخته اند، اما شاید بتوان به جرأت ادعا کرد که بزرگ ترین سهم،نصیب کودکان و نوجوانان شده است و توجه به اثر رسانه بر کوکان و نوجوانان به گذشته های بسیار دور برمی گردد، چنان که افلاطون در کتاب جمهوری، به داستان سرایان عصر خود در مورد این مسئله که کودکان قادر نیستند بین آنچه صرفا حکایت است و آنچه واقعیت دارد تمایز قائل شوند، هشدار می دهد. بنابراین باید اولین داستان هایی که کودک می شنود، اثر اخلاقی صحیح مورد نظر را بر او بگذارد. (نیکو، مینو و دیگران . 1381 ص112)
نکته شایان ذکر آنکه همواره تحقیقات در مورد کودکان و رسانه ها،از دغدغه های عامه مردم در بدو ورود رسانه ریشه داشته است. در تحقیق جامع پاین(Pine) (1933) گروهی از برجسته ترین روان شناسان، جامعه شناسان و دست اندرکاران تعلیم و تربیت آن زمان مشارکت داشتند و گزارش آنان در مورد اثر فیلم بر متغیر های مختلف رفتاری و شخصیتی کودکان، چون الگوی خوابیدن، دانش کودکان در مورد دیگر فرهنگ ها، نگرش آنان در خصوص پرخاشگری و رفتار بزهکارانه ، در 12 جلد منتشر شد. و نتیجه گیری اصلی این تحقیق مبنی براین بود که اثریک فیلم بر کودکان به متغیر هایی چون سن، جنس و موقعیت قبلی، ادراک، محیط اجتماعی، تجارب قبلی و والدین بستگی دارد.
آنچه در نتیجه گیری های محققان مختلف دست اندرکارامور کودک و تلویزیون مشاهده
می شود، جنبه مشروط بودن اثرتلویزیون است و زمینه های بررسی با توجه به زمینه های مورد توجه محقق تعیین می شود. به عنوان مثال بلامر(Blomer) به زمینه های جامعه شناختی و آثار متغیرهایی چون نگرش و علایق می پردازد. زمینه های غالب در بررسی های انجام شده در زمینه کودکان و تلویزیون، پرخاشگری، عادات زندگی و خیال پردازی بوده است.
گزارش تحقیقی یونسکو(Unesco) (1964) یکی از برجسته ترین آثار آن زمان در ارتباط با رفتارکودکان درقبال تلویزیون بود که به سوال هایی چون: کودکان چه قدرصرف تماشای تلویزیون می کنند؟ - چرا کودکان تلویزیون تماشا می کنند؟ - چه برنامه هایی تماشا می کنند؟ - پاسخ داده است . از بین محققانی که در آن دوران به بررسی رابطه کودک و تلویزیون پرداختند، می توان از ، ویس(1958)(Vice) و جان (John)نام برد ودر تحقیقات این افراد به نیازها ونحوه استفاده از رسانه نیز پرداخته شده بود .از مهم ترین آثار در زمینه اثر تلویزیون بر کودکان کتاب شرام و لایل و پارکر(Sheram&Lyle&Parker) باعنوان - تلویزیون در زندگی کودکان ما است – که در دهه 1961 منتشرشد، آنها که عواملی چون لذت طلبی ، کسب اطلاع و استفاده اجتماعی را به عنوان دلایل تماشای تلویزیون توسط کودکان ذکرکرده اند و به گفته آنان ، دلایل دیگرهمچون سرگرمی و فرورفتن در جهان تخیل و رویا ، هم ذات پنداری با افراد جالب و جذاب ، فراموش کردن مشکلات زندگی واقعی ، فرار از کسالت کارهای یکنواخت و روزمره و دلایل مشابه ، از دیگر عللی است که به انگیزه لذت طلبی مربوط می شود. (شرام و همکاران، 1377ص92-91) و بعد از آن تحقیقات بسیاری در زمینه اثرتلویزیون بر دانش و نگرش و رفتارکودکان انجام شد.
نگین حسینی در کتاب جنگ تلویزیونی برای کودکان به شروع و استفاده کودک از تلویزیون و درک کودکان سنین مختلف از تلویزیون و اثرات آن بر روی کودکان اشاراتی داشته است و از جمله اثرات مهم آن را تأثیر شگرف تلویزیون بر باورهای کودکان می داند. در کتاب شناخت مخاطب تلویزیون اثرمینو نیکو و دیگران بر عواملی که بر نحوه استفاده از رسانه تأثیرگذار است. اشاره شد که دربین مجموع عوامل ، اثرسن بر نحوه استفاده از رسانه تاکید زیادتری شده است. در این کتاب با توجه به نظریات دانشمندانی چون پارکر و شرام و برادلی گرین دلایل کودکان و نوجوانان را برای تماشای تلویزیون به عواملی چون گذران اوقات فراغت ، فراموش کردن مشکلات و کسب اطلاع و استفاده اجتماعی و لذت طلبی و برانگیختگی ، آرامش و یافتن مونس و تماشای عادتی مربوط دانسته اند و در این اثرویژگی هایی چون شناخت ناقص از جهان که موجب می شود کودک از فهم محتوای رسانه عاجزبماند یا مطالب غیرواقعی را واقعی پندارد و یا آنکه از هدف و انگیزه تولید کننده محتوای آن رسانه آگاهی نداشته باشد، اشتیاق برای فراگیری و یا به عبارتی ، آمادگی برای فراگیری و کنجکاوی از جمله دلایلی دانسته که کودک را مخاطب خاص رسانه می سازد.
و کتاب های بسیار دیگر که هر کدام از جنبه های مختلف ، مسئله رابطه تلویزیون و کودک توجه نشان داده و مسئله را مورد بررسی قرار داده اند که البته غیر از کتاب ها، مقالات و پایان نامه های بی شماری در این زمینه نوشته شده . از جمله تاثیر تبلیغات بر کودکان و تاثیر برنامه های کودک تلویزیون بر کودک ،که نگارنده سعی کرده تا حد ممکن از این کتاب ها و مقالات بهره کافی و لازم را ببرد.
1-8 جامعه مورد بررسی:
یکی از مهمترین کارهائی که محقق باید در روش تحقیق انجام دهد مشخص کردن مکان تحقیق است و مکان تحقیق باید درفضای جغرافیائی واجتماعی و در زمان تعیین شود.نخستین شرط کاردر مطالعات مردم شناسی رفتن به محل اقامت است بدین ترتیب ارتباط بین محقق و جامعه مورد بررسی برقرار می گردد و همه زمینه های ذهنی که می تواند محقق را واداربه پیش داوری نماید، از بین می برد (فربد،محمد صادق،13ص63)،میدان تحقیق که تحقیق در آن انجام شد، دبستان دخترانه مهدا واقع در منطقه 3 تهران، خیابان دیباجی جنوبی است که از 50 دانش آموز اول ودوم ابتدایی این مدرسه جهت پژوهش استفاده شد.
لازم به ذکر است، به علت محدودیت های جنسیتی مرتبط با سیستم آموزش و پرورش به ناچار فقط مدرسه دخترانه مورد بررسی قرار گرفت.
1-9 روش تحقیق:
مطالعه بر روی موضوع مورد نظر مربوط به زمان حال می باشد،از اواخر سال1387 به جمع آوری اطلاعات و مطالب پرداخته شد که بتدریج نگارش پایان نامه آغاز شد که با تصحیح و راهنمایی های استاد راهنما تحقیقات میدانی ادامه یافت که تا نیمه اول (6ماه اول ) 1388به طول انجامید، در این مطالعه از روش های معمول در تحقیقات مردم شناسی استفاده گردیده و معمولا در بررسی و مطالعات مردم شناسی به خصوص درروش ژرفانگر، مطالعات عمیق و دقیق صورت می گیرد.
فنونی که در نگارش این پایان نامه محقق از آن استفاده کرد روش کتابخانه ای و میدانی و مشاهده مشارکت آمیز بود که در کارمیدانی ،مصاحبه عمیق بر روی50 دانش آموز اول و دوم ابتدایی دخترانجام شد و همچنین در مشاهده مشارکت آمیز محقق وسواس زیادی به خرج داد چراکه فن مصاحبه با مشاهده اطمینان بخش تر و علمی تر است .
1-10 کلید واژگان:
1- تلویزیون : لغت ترکیبی است که از زبان های لاتین و یونانی گرفته شده است. لغت Tele در زبان یونان به معنی «دور» و کلمه "Vision" در لاتین به معنای «دید» است و این لغت اغلب به طور مختصر به شکل "TV" نوشته می شود.
2- فرهنگ: به تعبیر مردم شناسان، میراث اجتماعی یا میراث فرهنگی یا فرهنگ عبارت است از مجموعة پیچیده ای شامل دانش ها ، مهارت ها ، آگاهی ها، باورها و هنرها ، اخلاق و قوانین ، آداب و رسوم و تمامی گرایش ها ، قابلیت ها و عادت هایی که آدمی در حالت عضویت در یک جامعه نصیبش می شود. (ترابی، علی اکبر، 1381، ص 16)
3- فرهنگ پذیری :مجموعه پدیده هایی است که از تماس مستقیم ودائم میان گروههایی از افراد با فرهنگ هایی متفاوت نتیجه می شودوتغییراتی را در الگوهای فرهنگی یک یا دو گروه موجب می گردد(دنی کوش 1381ص 91)
4- خانواده: گروهی از افراد که با پیوندهای خونی، ازدواج یا فرزند خواندگی با یکدیگر مربوط بوده و یک واحد اقتصادی را تشکیل میدهند (گیدنز، آنتونی، 1382، ص786)
5- کودک : از نظر پیمان نامه حقوق کودک، کودک کسی است که سن او کمتر از 18 سال باشد مگر اینکه بر اساس قانون ملی قابل اعمال ، سن قانونی کمتر تعیین شده باشد (نوبان و صدری، 1380، تبریز)
بخش دوم:ادبیات پژوهش
فصل اول
مطالعات نظری
2-1 فرهنگ :
از زمانی که انسان، در محیطی به نام جامعه ای بزرگ که از قواعد و قوانین خاص پیروی
می کند قرار گرفت، درگیر ساز و کارهائی شد که یا خود در شکل بخشیدن به آن نقش داشت و یا آنکه از دیگران تأثیر می پذیرفت و تأثیر سبب شد که شاکله شخصیتی روحی و فرهنگی او شکل بگیرد و چیزی به نام فرهنگ به وجود آید، فرهنگ شامل همه باورها و قوانین و آداب و رسومی شود که افراد به آن وابسته یا دل بسته اند. فرهنگ مقوله ای نیست که در زمانی کوتاه شکل بگیرد بلکه فرآیندی است که به یک دوره زمانی طولانی نیاز دارد و اهمیت خاص خود را پیدا می کند و در جامعه ای به عنوان یک امر یا رفتار مورد اقبال عموم قرار میگیرد و کم کم به عنوان جزئی از باورهای بنیادی اقشار یا ملتی محسوب می شود. فرهنگ را می توان چون موجودی دانست که نفس میکشد و حیات مند است. و مثل هر موجودی زایش و مرگی دارد.
مفهوم فرهنگ همراه با مفهوم جامعه،یکی از مفاهیمی است که در علوم اجتماعی زیاد به کار برده می شود و کمتر مفهومی در علوم اجتماعی به اندازة مفهوم فرهنگ در معرض تفسیرها و تعبیرهای گوناگون بوده است. از این رو می توان گفت که مفهوم فرهنگ نه تنها دشواری های زیاد به بار آورده است، بلکه به سبب تنوع و وسعت معنا، ایجاد وحدت نظر برسر گسترة موضوعی آن میسر نشده است. دگرگونی های پدید آمده در حوزة فرهنگ، به خصوص بر اثر گسترش نظام آموزش و پرورش و رسانه های همگانی یا روند جهانی شدن در نهایت مسائل حوزه فرهنگ را در برابر وظایف تازه ای قرار داده، با توجه به این تحولات گرچه به یک اعتبار می توان گفت که محتوا و هیأت فرهنگ تغییر می یابد، ولی هرگز رنگ و رو نمی بازد و از بین نمی رود، هر چند طیف وسیعی از اندیشه ها و عقاید نمی گذارد، فرهنگ را به آسانی جمع وجور کرد و بر سرحیطة موضوعی و محتوایی آن به توافق رسید، یا اجزای پراکنده آن را در مجموعه ای منسجم به هم آمیخت و از سامانی منسجم و روشن برخوردار ساخت. با این حال همواره فرهنگ با قدرت و توانایی چشمگیر خود حضور خود را به اثبات می رساند.(پهلوان چنگیز،1382،ص 11و12)
یاکوب بورکهارت(Jacob Burckhardt) می گوید: سه قدرت بزرگی که واقعیت هستی بشر و روند تاریخ را تعیین کرده اند عبارتند از : دین، قدرت، فرهنگ. (پهلوان ،چنگیز ،1382، ص13).
هنگامی که واژه فرهنگ را در گفتگوهای معمولی هر روزه، به کار می بریم، اغلب فرآورده های متعالی ذهن هنر و ادبیات، موسیقی و نقاشی و ... را در نظر داریم. فرهنگ به مجموعة شیوة زندگی اعضای یک جامعه اطلاق می شود ، چگونگی لباس پوشیدن ، رسم های ازدواج و زندگی ، الگوهای کار و اوقات فراغت و مراسم مذهبی، همه را در بر می گیرد. (گیدنز، آنتونی1376، ص 56)
فرهنگ ، معرفت و شناختی است که مردم، جهت تعبیر و تفسیر رفتار اجتماعی به کار می گیرند که این معرفت اکتسابی و تا حدی در میان افراد مشترک است (اسپردلی 1386، ص 26)
فرهنگ را بیشتر میتوان دیدگاه مشترک یک ملت تعریف کرد، فرهنگ رویکرد و شیوة برخورد آن ها برای درک واقعیت است و زمینه ای است که در آن تجربه مشاهده و تفسیر می شود (شارون جوئل، 1379، ص 138).
بر اساس تعریفی فرهنگ شامل تمامی عادات یک جامعه است ، یا اگر جامعه را مجموعه ای از افراد سازمان یافته بدانیم که شیوه زندگی خاصی دارند در این صورت فرهنگ یعنی همین شیوه زندگی تسودی باربو(Zevedei Barbu ) در کتاب خود به نام «جامعه، فرهنگ و شخصیت» می نویسد، بیشتر تعریف های فرهنگ بر دو نکته اشاره می کنند.
نخست عناصر فرهنگ، چه به صورت عادات اجتماعی جلوه گر شوند و چه به صورت روش زندگی یک جامعه تظاهر یابند؛ دوم : اثر انگیزاننده و هنجاری این عناصر بر رفتار فرد به بیان دیگر، کارکرد، ویژه فرهنگ، آفرینش و نگاهداری تداوم و همبستگی میان افراد یک جامعة معین است. (پهلوان، چنگیز، 1382، ص 13)
از فرهنگ هنگامی سخن می گوییم که روح بشر، فعالیت ها، روش ها و اکتسابات و رفتارهایش را به نقد می کند و سعی می کند آنها را بهبود بخشد تا از قید و بندها رهایی یابد و هر آنچه را که از درون مانع شکوفاییش می شود از میان بر دارد.
می توان به اعتباری گفت که آدمی هنگامی که کوشش هایی را در جهت انسانی ساختن به کار می بندد، او را با فرهنگ (= فرهیخته) مینامیم. (پهلوان، چنگیز،1382، ص 15)
2-2 فرهنگ از منظر صاحب نظران علوم اجتماعی:
بسیاری از متفکران و صاحب نظران علوم اجتماعی، وجه تمایز زندگی اجتماعی انسان و حیوان را فرهنگ عنوان کرده اند، اشپنگلر(Spengler) فرهنگ را مبنای اصلی جامعه انسانی می داند، وی که مکتبش را اصالت فرهنگ بنا نهاده است، عقیده دارد که حیات و پویایی جامعه به پویایی فرهنگ بستگی دارد و مرگ جامعه ، مرگ فرهنگ آن جامعه است (وثوقی – نیک خلق – 1378، ص 153)
بعضی از مردم شناسان انسان بودن را به معنی داشتن فرهنگ تلقی میکنند و از آنجا که فرهنگ به معنای تظاهرات مادی و معنوی فعالیت های انسان برای سازگاری با محیط به کار میرود، به عنوان مرزی است که انسان را از حیوان ها جدا میسازد. (وثوقی- نیک خلق ، 1387، ص 154).
انسان شناسان درکاربرد مفهوم فرهنگ، فرض های معینی را درباره رفتار و با ورها و تجارب افراد به عنوان اعضای یک جامعه اتخاذ میکنند که عبارتند از: این که نوع بشر قواعد رفتاری را می آموزد و بقایش به همین یادگیری بستگی دارد؛ قواعد اکتسابی رفتارو تفکر، برای رویدادها و نیز رفتار دیگران معنا فراهم می کند؛ گرچه هر جامعه ای تفسیرهای ویژه خودش را دارد. (بیتس، دانیل ، تهران ، 1375، ص55)
به تعریف مردم شناسان، میراث اجتماعی یا میراث فرهنگی یا فرهنگ عبارت است از مجموعة پیچیدهای شامل دانش ها و مهارت ها ، آگاهی ها و باورها ، هنرها، اخلاق ، قوانین، آداب و رسوم و تمام گرایش ها، قابلیت ها و عادت هایی که در آدمی در حالت عضویت در یک جامعه نصیبش می شود . به بیان دیگر کلیه ساخته ها ، آموخته ها، اندوخته ها و ارزش های مادی و معنوی و دست آوردهای انسان درطی تاریخ، فرهنگ نامیده می شود.(ترابی، علی اکبر ، 1383، ص 16)
تیلور(Tailor ) فرهنگ را آن مجموعه و یا کل و هم جزئی که شامل اشکال فکری و هنری و دستی انسان ها که عبارتند از علم و دانش ، معتقدات و آداب و رسوم و اخلاقیات دین، قانون و سرانجام هر گونه عادات و استعدادهایی دیگر که میان انسان ها می شکفد و به فردی از جامعه به عنوان جزیی همبسته از توده آنها فرا می گیرد، تعریف می کند او با این تعریف ، که در کتاب انسان شناسی خود در سال 1881 از فرهنگ کرد؛، روشن ساخت که فرهنگ ،خاص انسان است. (محمد صادق، فربد- جزوه تاریخ اندیشه ها 1 ، ص 83).
هابل و فراست(Hoebel & Frostl)که فرهنگ را تقریباً در تمام فعالیت های بشری حاضر می بینند آن را یک سیستم یکپارچه از الگوهای رفتاری آمیخته شده که مشخصة اعضای یک جامعه هستند نه نتیجه وراثت بیولوژیکی ، تعریف می کنند (لاری اسمار ، 1379،ص 77)
بوآس (Boas) بر خلاف تیلور(Tailor) که بر تعریف فرهنگ به صورت مفرد آن توجه دارد به مطالعة فرهنگ ها به صورت جمع آن تأکید می کندو از نظر او هر فرهنگ، چیزی است یکه و ویژه و به نظر او هر فرهنگ معرف کلیتی خاص و منحصر به فرد است و در نظر او یک رسم و آیین خاص را فقط می توان در ارتباط با بستر فرهنگی آن توضیح داد. (پهلوان ، چنگیز، 1382،ص 53 و 55)
مالینوفسکی(Malinowski) در رابطه با فرهنگ می گوید در هر فرهنگ ، هر رسم، هر شی، هر اندیشه و باور و عقیده ای، کارکردی حیاتی انجام می دهند ، همة آنها وظیفة معینی را به انجام می رسانند و معرف گوشه یا جزئی غیر قابل جایگزین از این کلیت اندام وار (ارگانیک) هستند. (منبع قبلی ، ص79)
دورکیم (Durkheim)به تمدن و فرهنگ های مختلف باور داشت نه یک تمدن که خاص ملتی مشخص باشد و به نظر او تمدن یعنی مجموعة پدیده های اجتماعی که وابسته به ارگانیسم اجتماعی خاصی نیست و این پدیده ها در فضایی جریان دارند که از مرز ملی در می گذرند و در مقاطعی از زمان تحویل می یابند که فراسوی تاریخ یک جامعة معین جریان می یابد. (پهلوان ، چنگیز، تهران، 1382،ص 69)
بیتس و پلاگ(Bates & Plog) فرهنگ را نظامی از باورها و ارزش ها ، سنت ها و رفتارها و مصنوعات مشترک که اعضای یک جامعه آن را مورد استفاده قرار می دهند تا از عهدة جهان خود و از عهدة یکدیگر برآیند و نظامی است که از طرق یادگیری نسل به نسل منتقل می گردد تعریف می کنند. (لاری اسماور، پورتر، ، 1379، ص 77)
ماکس وبر(Max Weber) در رساله ای تحت عنوان عینیت در علم اجتماعی و سیاست گذاری اجتماعی فرهنگ را جزء معین از نامعینی نامفهوم فراگرد جهان تعریف کرده، جزئی که نوع بشر معنا و برجستگی به آن می بخشد. (معینی، جهانگیر، 1374، پیشگفتار)
روث بندیکت(Ruth Benedict): که از پیروان مکتب شخصیت اساسی و اصالت فرهنگ است می گوید هر نمونه فرهنگی، نموداری از شخصیت مردمی است که وابسته به آن فرهنگ اند و فرهنگ رااصطلاح جامعه شناختی می داندبرای رفتار آموخته، رفتاری که با آدمی زاده نمیشود و هر نسل باید آن را از مردم بالغ بیاموزند. (محمد صادق، فربد، تهران، 1369،ص 264)
هرسکوتیوس(Herskovits) رابطه با فرهنگ اینچنین استدلال میکند،که فرهنگ اساساً بنیانی است مبین تمامی باورها و رفتارها و واکنش ها و ارزش ها و مقاصدی که شیوة زندگی هر ملت را مشخص می کند و به نظر او فرهنگ، ماوراء پدیده هایی غریزی است که فرد از گروه های انسانی یا به وسیله رفتار ، آموخته شده و تأثیر گرفته است. (فربد، محمد صادق، 1369،ص 265)
رالف لنیتون(Ralph Linton) در کتاب سیر تمدن می گوید فرهنگ مجموعه اعمال و آدابی است که در هر جامعه افراد انسان از بزرگترین خود فرا می گیرند و به نسل جوان تحویل می دهند (فربد، محمد صادق، 1369،ص 267)
لسلی وایت(Lesli White) درکتاب علم فرهنگ (1949) فرهنگ را سازمان پدیده ها، کنش ها (انگاره های رفتاری) ، اعیان شناسایی و ابزار و اشیائی که ابزار را می سازند) ایده ها (باورها و معرفت ) احساسات (طرز تلقی و ارزش ها) که به استفاده از نمادها وابسته است، تعریف میکند (معینی، تهران، 1374، ص22)
در تعریف پارسونز(Parsons)، فرهنگ عبارت است از سیستم های الگو شده یا سازمان یافته ای از نمادها که تحت جهت گیری های کنش و اجزای درونی شده شخصیت افراد و الگوهای نهادی شده سیستم اجتماعی در آید، پارسونز در کتاب سیستم اجتماعی سه وجه مشترک تمامی فرهنگ ها را این چنین توصیف کرده است:1-انتقال پذیری و اینکه فرهنگ یک سنت یا میراث اجتماعی است .
2- انسان ها در فرهنگ شریک اند و فرهنگ محصول کنش متقابل انسانهاست.
3- فرهنگ ها قابل آموزش هستند.
(معینی، تهران 1374، صص 111 و 113).
با توجه به تعاریف که از منظر صاحب نظران علوم اجتماعی از فرهنگ شده باید توجه داشت که رشتة انسان شناسی بیش از هر رشته دیگر در حوزة علوم اجتماعی به بحث راجع به فرهنگ و مفهوم آن علاقه مند است و همواره سعی داشته به ابعاد گوناگون فرهنگ در زندگی یک جامعه معین و اصولاً به فرهنگ های مختلف و سرانجام به فرهنگ به عنوان یک کلیت توجه داشته باشد.
2-3 خصوصیات فرهنگ:
1- فرهنگ امری اکتسابی ، عمومی و غیر غریزی است.
2- فرهنگ دارای خصوصیتی است که ثابت به نظر می رسد اما در عین حال تحول پذیر است.
3- فرهنگ، خاص انسان و جامعه انسانی است از این رو به طور وسیعی، تمام افراد و حیات اجتماعی آنان را تحت سلطه خود قرار می دهد.
4- فرهنگ غریزی نیست، و اساسی ترین وجه تمایز انسان از حیوانات، وجود میراث فرهنگی و گسترش و تکامل آن است.
5- فرهنگ انتقال پذیر است، انسان بر خلاف حیوانات آنچه را کسب می کند به روش ها و راههای گوناگون به دیگران منتقل می سازد.
6- اجتماعی بودن، فرهنگ پیامد زندگی مشترک افراد است و محصول ارتباطی است که بین محیط طبیعی و محیط اجتماعی او برقرار می گردد.
7- فرهنگ برآورده نیازهای اساسی حیات اجتماعی است.
8- فرهنگ با شرایط محیط سازگاری و هماهنگی دارد.
9- فرهنگ متشکل و منسجم از یک مجموعة منطقی است.
10- فرهنگ نشان دهنده راه و رسم و شیوة زندگی است.
11- فرهنگ ها در سطح جهان دارای عناصر مشترکی هستند.
(محمد صادق، فربد، تهران 1369، ص 288 تا ص 292)
2-4 فرهنگ به واقعیت معنا می بخشد
فرهنگ نه تنها رفتارهای اجتماعی بلکه شیوه های اندیشیدن را نیز در بر می گیرد. ما در خلال آموزش فرهنگی یاد می گیریم که چه معناهایی را باید به رویدادهای جهانمان و به ویژه به رفتارهای دیگران نسبت دهیم تا آن که بتوانیم این رویدادها را فهم کنیم و بدانیم که چه واکنشی را باید در برابر آن ها نشان دهیم و آز آنجا که معنا را زمینه فرهنگی فراهم می سازد و این زمینه ها نیز متفاوتند ، مردم جوامع گوناگون می توانند جهان را به شیوه های گوناگون در نظر بگیرند .
همانطور که می دانیم در سراسر جهان چارچوب هائی برای نقش های جنسی و نیز در مورد رفتارهای دیگر بشری وجود دارد، که گوناگونی های رفتار انسان در قالب این چارچوب ها رخ می دهد، همچنان که دیوید گیلمور(Daivid)
یاد آور شده است «همه جوامع بشری میان زن و مرد تمایزقایل می شوند و برای مردان و زنان نقش های جنسی مناسب ونهاد مند فراهم می سازند و هر چند آرمان های جنسی از فرهنگی به فرهنگ دیگر تفاوت می پذیرد، اما زیر این تفاوت های سطحی همانندیهای جالبی در تصورات قالبی جنسی فرهنگ های گوناگون بشری وجود دارد. (بیتس ، دانیل، 1375، ص 49 -48)
2-5 فرهنگ پدیده ای فراگیر است
از دیدگاه انسان شناسان، فرهنگ چیزهائی بیشتر از ادب و ذوق و پیچیدگی ، آموزش و ارج نهادن به هنرهای زیبا را در بر می گیرد. جالب ترین و مهم ترین نیروهای فرهنگی آن هایی هستند که بر زندگی روزمره مردم تأثیر دارند، به ویژه آن هایی که بر کودکان در دورة فرهنگ آموزی نفوذ میگذارند. (کتاک، فیلیپ ، 1386، ص 372 )
2-6 فرهنگ امری مشترک است
فرهنگ نه صفت تک تک افراد، بلکه ویژگی افراد به عنوان اعضای وابسته به گروهها است. فرهنگ در جامعه انتقال می یابد، ما از طریق مشاهده ، گوش دادن ، صحبت کردن و هم کنش با بسیاری از آدم های دیگر، فرهنگ مان را یاد میگیریم . باور داشت ها، ارزش ها و خاطره ها و چشم داشتهای مشترک، انسان هایی را که در یک فرهنگ بزرگ می شوند به هم مرتبط می سازند و فرهنگ آموزی با فراهم کردن تجربه های مشترک ، به انسان ها وحدت می بخشد (همان ص368)
2-7 فرهنگ یاد گرفتنی است
اینکه کودکان به آسانی یک سنت فرهنگی را جذب می کنند برای این است که انسان قابلیت بی همتایی برای یادگیری برخوردار است، آدم ها بر پایة یادگیری فرهنگی، مفاهیمی را میآفرینند ، به یاد می آورند و به کارشان می برند، آن ها نظام های خاصی از معنای نمادین را جذب می کنند و به کار می برند. کلیفورد گیرتز انسان شناس، فرهنگ را به عنوان مفاهیمی تعریف می کند که بر یادگیری فرهنگی و نمادها استوارند. فرهنگ به عنوان یک رشته ساز و کارهای نظارتی متشکل از برنامه ها، دستور العمل ها، قواعد و دستورهایی نیز تعریف شده است که مهندسان کامپیوتر آن ها را برنامه هایی برای تسلط بر رفتار می خوانند». انسان ها این برنامه ها را از راه فرهنگ آموزی در سنت های خاص فرهنگی، جذب می کنند ، آن ها این نظام فرهنگی را برای شناسائی جهان شان و بیان احساس هایشان و انجام داوری هایشان به کار می برند. این نظام به آن ها کمک می کند تا رفتار و دریافت هایشان را در طول زندگی در مسیر خاصی هدایت کنند.
هر آدمی از طریق فراگرد یادگیری آگاهانه و ناآگاهانه و هم کنش با دیگران، آغاز به ملکه ذهن سازی یا درون ذهنی کردن یک سنت فرهنگی از طریق فراگرد فرهنگ آموزی می کند.
در برخی موارد، فرهنگ مستقیماً به کودکان یاد داده می شود، مانند زمانی که والدین به کودکان شان یاد می دهند که در هنگام گرفتنن چیزی از دیگران «متشکرم» بگویند. در برخی موارد هم فرهنگ به طور غیر مستقیم به کودکان یاد داده می شود مانند برنامه های تلویزیون که نقش تعیین کننده ای در انتقال فرهنگ و فرهنگ پذیری کودکان دارند.
فرهنگ از راه مشاهده نیز انتقال داده می شود، کودکان به چیزهایی که در اطرافشان اتفاق
می افتند، توجه می کنند.
انسان شناسان فرهنگی بر این توافق دارند که یادگیری فرهنگی تنها در میان انسان ها رواج دارد و همة انسان ها فرهنگ دارند. انسان شناسان این عقیدة سده نوزدهمی را که «وحدت روحی انسان» نامیده شده است، نیز قبول دارند و این عقیده به معنای آن است که اگرچه افراد بشر از جهت گرایش ها و گنجایش های عاطفی و فکری تفاوت دارند، ولی همه اقوام بشری از ظرفیت های یکسانی برای فرهنگ برخوردارند و انسان ها با هر ژن و قیافة ظاهری، می توانند هر گونه سنت فرهنگی را بیاموزند. (کتاک، فیلیپ، 1386،ص 366 و 367)
2-8 فرهنگ به عنوان یک رفتار اکتسابی
رفتار ممکن است غریزی باشد – یعنی مبنای ژنتیک داشته باشد- یا اکتسابی ، آن رفتارهائی که از طریق آموزش کسب میشوند، درصد بالائی از رفتار بشری را تشکیل میدهند و بسیار بیشتر از رفتارهای غریزی اند. ما می توانیم این وضعیت را در تفاوت های رفتار یک کودک بسیار خردسال و رفتار یک بزرگسال در یک خانواده به چشم ببینیم.
انسان برای اینکه به عنوان اعضای مستقل جامعه کارکرد داشته باشد باید نظام رفتاری جامعه را فراگیرد که چیزی جز همان فرهنگ نیست و پرورش انسان سخت تحت تأثیر کسانی است که فرهنگ آموزی را اعمال می کنند و نیز متأثر از شیوة اعمال آنهاست. (بیتس دانیل، 1375، صص44 و45)
2-9 سطح های فرهنگ
موضوعی که امروزه بیش از پیش اهمیت یافته است ، تمایز میان سطح های فرهنگ یا فرهنگ در سطح ملی، بین المللی و خرده فرهنگی است . فرهنگ ملی همان باور داشت ها ، الگوهای رفتاری آموخته، ارزش ها و نهادهایی است که شهروندان یک ملت در آن سهیم اند. فرهنگ بین المللی اصطلاحی است برای آن دسته از سنت های فرهنگی که به فراسوی مرزهای ملی گسترش دارند. از آن جا که فرهنگ نه از راه ژنتیکی بلکه از طریق یادگیری انتقال داده می شود، عناصر فرهنگی از طریق وام گیری یا اشاعه از یک گروه به گروه دیگر، نیز می تواند گسترش یابند. خرده فرهنگ ها، الگوهای نمادین و سنت های متفاوتی اند که به گروههای خاص در یک جامعه پیچیده تعلق دارند. یعنی هر چند مردمی که در یک کشور زندگی می کنند در یک سنت فرهنگی ملی سهیم اند، ولی همه فرهنگ ها در داخل شان تنوع دارند .افراد خانواده ها، اجتماع ها، مناطق و طبقات و گروههای دیگر درون یک فرهنگ ، تجارب آموزشی متفاوت و مشترکی دارند. (کتاک، فیلیپ، 1386، صص378-377)
2-10 طبقه بندی فرهنگ ها :
مارگارت مید(Margaret Mead) درکتاب فرهنگ و تعهد فرهنگ ها را به سه دسته طبفه بندی می کند :
1-فرهنگ های گذشته گرا
2-فرهنگ های حال گرا
3-فرهنگ های آینده گرا
در فرهنگ های گذشته گرا شیوه های زیستن از پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها به فرزندان و نوه ها منتقل می شود ودر اینجا پدر بزرگ ها ومادر بزرگ ها بسیار مورد احترام هستند زیرا منبع دانش فرهنگی جامعه هستند وتجارب خود را از طریق پند و اندرزها و لالایی ها و...به نسل های بعدی منتقل می کنند اماکم کم با ظهور توسعه نهادها و فرهنگ های مدرن ،فرهنگ های گذشته گرا از بین می روند ،مدرسه ،پارک و سینما و ورزشگاه و...وضعیت فرهنگی را دگرگون می کنند و مسئله انتقال فرهنگ بخشی از آن به مدارس واگذار می گردد و بخش دیگر آن به رسانه ها و نهادها و موسسات فرهنگی ،همچنین با ظهور صنعت چاپ ،صنعت نشر گسترش یافت و نهاد کتاب و روزنامه را وارد دنیای جدیدی کرد ،ز این پس بخشی از فرآیند فرهنگ یابی از طریق کتاب و کتابخانه و مطبوعات صورت گرفت و کار انتقال را از پدر ها و مادرها از طریق خواندن روزنامه و کتاب و حضور در کارخانجات و موسسات جدید انجام می دادند. از این رو در فرهنگ های حال گرا نقش عمده با گروههای میانسال است و پدر و مادر اهمیت می یابند اما از 1940 به بعد با ظهور تلویزیون ، رادیو و سینما و تکنولوژی های ارتباطی جدید تر ( اینترنت و ماهواره ) این مجموعه جای پدربزرگ ها و حتی پدران را گرفتند و بچه ها نه از پدر بلکه از کارتون های تلویزیونی ، داستان های کتابهای کودک و نوجوان و بازی های کامپیوتری و... فرهنگ را یاد می گیرند. همان طور که امروزه شاهد وضعیت فرهنگی هستیم که گاهی آن را با تعبیرکودک سالاری مطرح می کنیم. در این زمان نه تنها بچه ها از پدربزرگ ها چیزی نمی آموزند بلکه پدربزرگ ها بایستی از نوه ها فرهنگ را بیاموزند.
مارگارت مید سپس استدلال می کند که در هر جامعه ای بسته به اینکه فرهنگش گذشته گرا، حال گرا و آینده گرا باشد، وارثان و حاملان و ناقلان فرهنگ با هم متفاوتند. www.sociologyofiran.com(برگرفته شده از کتاب فرهنگ و تعهد مارگارت مید)
2-11 ابداع مفهوم فرهنگ پذیری :
اصطلاح مفهوم فرهنگ پذیری در حوزة فرهنگ شناسی محتوایی کاملاً توصیفی دارد و از هر گونه موضع گیری اصولی به دور است. دنیس کوشDennis Kos)) معتقد است که اصطلاح فرهنگ پذیری راجی. دبلیو پاول (J.W.Powell) ، انسان شناس آمریکایی به سال 1880 ضرب کرد، او می خواست بدین وسیله انتقال شیوه های زندگی و اندیشه مهاجران را در تماس با جامعه آمریکائی مورد توجه قرار دهد، بدین صورت اصطلاح acculturatiore را به کار گرفت. (پهلوان، چنگیز ، قطره،1382، ص 112)
2-12 فرهنگ پذیری :
در سال 1963 کمیته فرهنگ پذیری که از رالف لینتون و هرسکوتیس و رابرت رد فیلد(Linton&Herskovits&Field) تشکیل شده بود، فرهنگ پذیری را مجموع پدیده هائی که از تماس مستقیم و دائم میان گروههائی از افراد با فرهنگ هایی متفاوت نتیجه می شود و تغییراتی را در الگوهای فرهنگی یک یا دو گروه موجب می گردد، تعریف کردند. (دنی کوش، 1381،ص91)
در چنین موقعیت هایی ، فرهنگ هایی که با هم تماس دارند، دچار دگرگونی می شوند. هر چند که این تغییر می تواند در یکی از فرهنگ های در حال تماس، عمیق تر و بیش تر از فرهنگ دیگر باشد.
روژه باستید(Roger Bastid) می گوید: جریان فرهنگ پذیری، یک پدیده اجتماعی فراگیر را به وجود می آورد و فرهنگ پذیری با تمامی سطوح واقعیت اجتماعی و فرهنگی در تماس می آید. (پهلوان، چنگیز1382، ص 119)
وروژه باستید اندیشه طبقه بندی گونه های مختلف فرهنگ پذیری را از انسان شناسی آمریکا وام گرفت. اما از آنجا که فرهنگ پذیری را فراگردی فوق العاده پیچیده می دانست و نمی خواست به توصیفی ساده یا تعمیم دادنهای افراطی تن دهد، سنخ شناسی خاص خود را طراحی کرد و باستید با توجه به سه معیار بنیادی عام، فرهنگی و اجتماعی سنخ شناسی خود را طراحی می کند. معیار نخست یعنی حضور یا فقدان دست آموز کردن واقعیت های فرهنگی و اجتماعی که دراین حالت سه گونه موقعیت سربر می آورد:
1- فرهنگ پذیری خود انگیخته، طبیعی و آزاد که در این حالت، دگرگونی فقط بر اساس منطق درونی خود عمل می کند.
2- فرهنگ پذیری سازمان یافته، اما اجباری به سود فقط یک گروه می انجامد، مانند موقعیت بزرگی یا استعماری. در این جا قصد این است که در کوتاه مدت، فرهنگ گروه تحت سلطه به نفع گروه غالب یا سلطه گر تغییریابد.
3- فرهنگ پذیری برنامه ریزی و مهار شده که به صورت منظم به اجرا در می آید هدف گیری دراز مدتی را پی می گیرد.
معیار دوم به نظم فرهنگی توجه دارد و دو عامل همگنی یا ناهمگنی فرهنگ های موجود و مورد بررسی را در نظر می گیرد و معیار سوم که به نظم اجتماعی توجه می کند و در این ارتباط به باز بودن یا بسته بودن نسبی جامعه هائی که در تماس میآیند، اهمیت می دهد.(پهلوان، چنگیز، 1378، ص 120 تا ص 122)
2-13 نوسازی مفهوم فرهنگ
برخی بر این عقیده اند که پژوهش های فرهنگ پذیری به گونه ای ژرف بر جریان نوسازی فرهنگی اثر گذاشته است و تعریفی پویا از فرهنگ را فراهم آورده است و دنیس کوش می گوید ما از فرهنگ سخن نمی گوییم تا فرهنگ پذیری را بفهمیم بلکه از فرهنگ پذیری حرف می زنیم تا فرهنگ رابفهمیم و مسئله ای که حائز اهمیت است این است که فراگرد فرهنگ پذیری پدیده ای است عام، هرچند که اشکال و درجات بسیار متنوعی به خود می گیرد ودر این فراگرد هر فرهنگی در موقعیت تماس فرهنگی قرارمی گیرد دستخوش ساخت زدایی و سپس ساخت یابی می شود و از این نظر همه نظام های فرهنگی به چنین تحولی تن می دهند و آنچه که فرهنگ ها را از هم متمایز می کند، موقعیت های آن ها است و از این نظر شاید بتوان واژه فرهنگ یابی را جانشین واژه فرهنگ کرد و فرهنگ یابی مضمون فرهنگ پذیری است و مطالعات فرهنگ پذیری باعت بازآزمایی مفهوم فرهنگ شدوفرهنگ به این اعتبار کلیتی پویا، کمابیش منسجم وکمابیش همگن می گردد. عناصر ترکیب کنندة فرهنگ از منابع مختلف در زمان و در مکان به دست می آیند و هیچ گاه به طور مطلق در یکدیگر ادغام نمیشوند و از این رو نمی توان از فرهنگ های ناب و فرهنگ های دورگه سخن گفت. براثر تماس فرهنگی، همة فرهنگ ها به درجات مختلف فرهنگ هایی آمیخته به حساب میآیند و در معرض تداوم وعدم تداوم قرار دارند. (پهلوان، چنگیز ، 1382، ص 124 تا ص 127)
2-14 عناصر مهم در فرهنگ پذیری :
1- فرهنگ پذیری در زمینه های مختلف فرهنگ مادی مانند تکنیک ها وابزارها وداروهای شیمیایی ووسایل ماشینی . بسیار راحت تر و سریع تر صورت می گیرد تا در زمینه های مختلف فرهنگی معنوی ماننداعتقادات ،سنت ها و آداب و رسوم و... زیرا در این جنبه ازفرهنگ (معنوی) روند پذیرش دارای پیچیدگی های زیاد وپیوستگی های روحی وعاطفی وروانی وعقیدتی و سنتی است که به آسانی نمی توان آن را دگرگون کرد.
2- هرچه شکل عناصر فرهنگی جامعه دهنده از اشکال فرهنگی تمدن گیرنده دورتر و بیگانه ترباشد پذیرش آن سخت تر است.
3- اشکال،قابل انتقال تر از کارکردها هستند.
4- اگر یک عنصر فرهنگی بتواند یک ارزش معنایی مطابق بافرهنگ جامعه گیرنده پیداکندچه شکل وچه کارکرد آن بهتر میتواند درک شود، اتن این را فرهنگ پذیری کنترل شده می نامد.
5- برای رسیدن به تعادل جدید، تمام بخش های فرهنگ باید دوباره سازماندهی وساخت بندی شوند. (محب حسینی ،محدثه، جزوه درسی انسان شناسی کاربردی، تهران: 1385 صفحه 506)
2-15 روندها و متغیرهای فرهنگ پذیری :
1- یک مورد مربوط می شود به میزان تفاوت و تمایز فرهنگی. میزان تفاوت فرهنگ هایی که در تماس آمده اند از نظر تکنولوژی، ایدئولوژی و ارزش ها، ساختارهای اجتماعی و جز آن نقش مهمی در جریان فرهنگ پذیری ایفا می کنند.
2- مورد دیگر شرایط و شدت تماس است، تماس ممکن است خصمانه یا دوستانه باشد، ممکن است تعداد معینی از عناصر، معرف یک یا هر دو فرهنگ را در بر گیرد یا احتمال دارد که به منظور تماس گسترده و ژرف بینجامد. این متغیرها ممکن است بر اثر مرور زمان به سبب طولانی شدن تماس تغییر کند وطبیعت فرهنگ پذیری را به همین نسبت تغییر دهند.
3- موقعیت های فرادستی – فرودستی فرهنگ ها ممکن است درشرایطی برابر در تماس قرار گیرند، اما اغلب اتفاق می افتد که فرهنگی به علت به کار گیری نیرو و قدرت عریان ، فشارهای اقتصادی، ابعاد بزرگتر یابرتری تکنولوژیک یا حیثیتی که در نظر فرهنگ فرو دست دارد،موقعیتی فرا دست کسب می کند.
4- کارگزاران تماس - باید دید کارگزاران تماس چه کسانی هستند؟ مسیونرهای مذهبی، بازرگانان و مقامات رسمی دولت ها
5- جهت جریان تماس: به چه میزان جریان نوآوری یک سویه و یا دوسویه است. (همان، 1382، ص 105 و 106).
2-16 انواع فرهنگ پذیری :
1- اختلاط یا جذب : دو فرهنگی که با هم در تماس آمده اند از هم باز شناخته نشوند و فرهنگ واحد جدیدی را شکل دهند.
2- الحاق : یک فرهنگ استقلالش را از دست می دهد اما به عنوان خرده فرهنگ به صورت کاست، طبقه یا جامعه ای متکثر به حیات خود ادامه میدهد.
3- خاموشی: یک فرهنگ چنان خصوصیاتش را می بازد که دیگر نمی تواند به حیات خود ادامه دهد و فرومی کشد، جنگ ، بیماری های ناشناخته یا انتقال افراد از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر را می توان از موارد بروز چنین وضعیتی دانست.
4- انطباق : تعادل ساختاری درونی و یا بیرونی تازه ای به دست می آید ، دگرگونی ادامه پیدا می کند ولی از سرعت آن کاسته می شود و به صورت منتخب وگزینه ای عمل می کند. ساختار های جدیدی به وضع موجود افزوده می شوند بی آنکه ساختارهای پیشین را از میان بردارند. (همان، 1382،ص 107 و 108)
فرهنگ پذیری جریانی است که فرد تمام زمینه های فرهنگی را میشناسد و به طور ژرف و عمیق میپردازد و خود را با آن سازگار می سازد ، فرهنگ پذیری یا پذیرش خلاصه های فرهنگی، به دو شکل انجام میپذیرد:
الف –فرهنگ پذیری یک سویه: کودکی که زاده می شود فاقد فرهنگ است اما او در دل جامعه و فرهنگ زاده می شود و وقتی بدنیا می آید خود را در میان فرهنگ محصور می یابد. پدیده های فرهنگی، ارزش های اجتماعی، هنجارهای اجتماعی، آرمان ها وآداب و عادات و بسیاری از خاصه های فرهنگی، از هر جهت او را در بر گرفته اند و کودک بتدریج عناصر فرهنگی را به طور مستقیم و غیر مستقیم میآموزد و از آنجا که خود چیزی ندارد که به جامعه دهد، فرهنگ پذیری را یک سویه می نامیم.
ب – فرهنگ پذیری دو سویه : وقتی شخصیت فرد قوام گرفته باشد، خاصه های فرهنگی را در خود جمع دارد وشخصیت او بر اساس همین خاصه ها استوار است، از این رو فرهنگ پذیری در این افراد امری پیچیده است و دارای دو سو و جهت است و فرد با ورود به جامعه بیگانه به سادگی فرهنگ آن جامعه در آن نفوذ نمی کند.
2-17انواع فرهنگ پذیری از منظری دیگر:
1- فرهنگ پذیری آگاهانه وارادی : در این شکل فرهنگ پذیری که دوجانبه است هیچ گونه نابرابری اجتماعی در بین دو جامعه وجود ندارد و اقوام و گروههای همسایه وهمجوار عناصر فرهنگی خود را به طور ارادی وداوطلبانه با یکدیگر مبادله می کنند.
2- فرهنگ پذیری اجباری و تحمیلی: در این نوع ، پدیده های فرهنگی یک جامعه بر دیگری تحمیل می شود و این تحمیل درسایه برتری تکنولوژی ، قدرت نظامی ، امکانات پیشرفته تر اقتصادی و فنی و سیاست های نظام یافته توسعه طلبی و .. انجام می گیرد. (محب حسینی ،محدثه، جزوه انسان شناسی کاربردی ، 1385 ، ص 5)
فرهنگ پذیری جریانی است که فرد را عمیقاً با فرهنگ جامعه هماهنگ میسازد چنان که جامعه پذیری جریانی است که فرد را با هنجارهای اجتماعی ساز وکار می کند و جامعه پذیری فرایند پیچیده یادگیری است که از طریق آن فرد الگوهای فرهنگی وخرده فرهنگ جامعه خود را درونی یا قبول می کنند، درجامعه پذیری دیدگاهی وجود دارد که جامعه پذیری را به عنوان فرهنگ پذیری نگاه می کند. روث بندیکت در این ارتباط می گوید: کودک زمانی که می تواند صحبت کند،مخلوق کوچک فرهنگ خود است وهنگامی که رشد می کند و قادر می گردد در فعالیت های آن شرکت کند، دانش ، عادات او ، باور داشت هایش باور داشت های او وغیر ممکن هایش، غیر ممکن های اوست، و از آنجا که هر فرهنگی تا حدی یک نظام خودشمول یا منسجم است، فرهنگ پذیری افراد کم وبیش شبیه میباشد، هر چند تفاوت های فردی به وضوح قابل تشخیص باشند (رفلور، ملوین، 1370، ص 176) .
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 217 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 119 |
فهرست مطالب
فصل اول: کلیات................................. 1
مقدمه.......................................... 2
1-1 بیان موضوع و انگیزه انتخاب................. 4
1- 2 سؤالات تحقیق............................... 5
1-3 فرضیات تحقیق............................... 6
1-4 اهداف تحقیق................................ 6
1-5 روش تحقیق.................................. 6
1-1 مفاهیم واژگان کلیدی........................ 7
1-1-1 تعریف و مفهوم حبس........................ 7
1-1-1-1 مفهوم لغوی حبس......................... 7
1-1-1-2 مفهوم اصطلاحی حبس....................... 7
1-1-2 واژه های معادل حبس....................... 9
1-1-2-1 سجن.................................... 9
1-1-2-2 حصر................................... 10
1-1-2-3 امساک................................. 11
1-1-2-4 اثبات................................. 11
1-1-3 تعریف و مفهوم بدهکار.................... 12
1-1-3-1 مفهوم لغوی بدهکار..................... 12
1-1-3-2 مفهوم اصطلاحی بدهکار................... 12
1-1-3-3 مفهوم حبس مدیون (بدهکار).............. 13
1-2 اقسام زندان و اقسام بدهکار................ 13
1-2-1 انواع زندان در اسلام..................... 13
1-2-1-1 زندان احتیاطی......................... 13
1-2-1-2 زندان اکتشافی......................... 14
1-2-1-3 زندان حقوقی(مددکننده)................. 14
1-2-1-4 زندان کیفری........................... 15
1-2-2 اقسام مدیون(بدهکار)..................... 15
1-2-2-1 مدیون موسر............................ 15
1-2-2-2 معسر مطلق............................. 16
1-2-2-3 معسر نسبی............................. 16
1-2-2-3-1 تعیین میزان قسط برای مدیون.......... 17
1-2-2-4 مجهول الحال........................... 18
1-2-3 از منظر فقها اصل بر عسراست یا یسر....... 18
1-2-4 بررسی موضوع از منظر قانون............... 20
1-3 تاریخچه زندان در اسلام..................... 21
1-3-1 پیدایش زندان در اسلام.................... 21
1-3-2 تحولات صدر اسلام در مورد زندان............ 22
1-3-3 مشروعیت حبس در اسلام..................... 25
1-3-3-1 مشروعیت حبس از دیدگاه قرآن............ 25
1-3-3-2 مشروعیت حبس از دیدگاه سنت............. 27
1-3-3-3 مشروعیت حبس از دیدگاه عقل............. 29
1-3-3-4 مشروعیت حبس از دیدگاه اجماع........... 30
فصل دوم: بدهکاری و علل آن..................... 31
مقدمه......................................... 32
2-1 بررسی علل بدهکاری......................... 33
2-1-1 افلاس................................... 34
2-1-1-1مفهوم افلاس............................. 34
2-1-1-2 مفهوم لغوی افلاس....................... 34
2-1-1-3 مفهوم اصطلاحی افلاس..................... 34
2-1-2 مفهوم مُفلِس.............................. 35
2-1-2-1 مفهوم لغوی مُفلِس....................... 35
2-1-2-2 مفهوم اصطلاحی مُفلِس..................... 36
2-1-2-3 مفهوم مفلَّس............................ 36
2-1-3 شرایط تحقیق افلاس........................ 37
2-1-3-1 اثبات دیون نزد حاکم................... 38
2-1-3-2 حال بودن دیون......................... 38
2-1-3-3 قصور اموال از دیون.................... 39
2-1-3-4 درخواست طلبکاران ..................... 40
اعسار......................................... 42
2-2-1 مفهوم اعسار............................. 42
2-2-1-1 مفهوم لغوی اعسار...................... 42
2-2-1-2 مفهوم اصطلاحی اعسار.................... 42
2-2-1-2-1 مفهوم حقوقی......................... 42
2-2-1-2-2 مفهوم فقهی ......................... 43
2-2-2 شرایط تحقق اعسار ....................... 44
2-2-3 تفاوت اعسار با افلاس..................... 44
فصل سوم : مبانی مشروعیت حبس بدهکار در فقه و حقوق... 45
مقدمه......................................... 46
3-1 مبانی فقهی اعسار.......................... 47
3-1-1 اعسار از دیدگاه قرآن و روایات........... 47
3-1-2 اعسار از دیدگاه فقها.................... 50
3-1-2-1 امامیه................................ 50
3-1-2-2 عامه.................................. 55
3-2 احکام حبس معسر در اسلام و حقوق موضوعه...... 57
3-2-1 مدت حبس................................. 57
3-2-2 چگونگی اعمال کیفر حبس در مورد معسر...... 59
3-2-2-1 متون اسلامی ........................... 59
3-2-2-2 حقوق موضوعه........................... 61
3-3 بررسی مبانی فقهی حبس بدهکار............... 67
3-3-1 بررسی ادله جواز حبس بدهکار.............. 67
3-3-2 ادله جواز حبس بدهکار از نظر روایات...... 68
3-3-3 ادله جواز حبس بدهکار از نظر فقها........ 70
3-3-3-1 امامیه................................ 71
3-3-3-2 عامه.................................. 76
فصل چهارم: تحلیل موضوع........................ 79
4-1 محاسن حبس بدهکار.......................... 80
4-1-1 راهی مطمئن برای وصول محکوم علیه......... 80
4-1-2 رهایی محکوم له از بلا تکلیفی............. 81
4-1-3 تعدیل در حبس بدل از جزای نقدی........... 82
4-1-3-1 نقد بررسی............................. 82
4- 2 معایب حبس بدهکار......................... 84
4-2-1 جرم زایی................................ 84
4-2-2 ترفند اعسار برای محکومین حرفه ای ....... 87
4-2-3 بیماری محکوم علیه....................... 88
4-2-4 مغایرت با اصل 40 قانون اساسی............ 89
4-3 امتیازات محکومین حبس بدل از جزای نقدی و محکومیت مالی 90
4-3-1 استفاده از زندان باز و نیمه باز ........ 90
4-3-2 اعطاء مرخصی............................. 92
4-3-3 رسیدگی به ادعای اعسار خارج از نوبت...... 92
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات.............. 96
5-1 نتیجه گیری................................ 97
5-2 پیشنهادات................................. 101
منابع و مأخذ.................................. 103
چکیده
در این رساله که به روش کتابخانه ای انجام گرفته است، هدف ما بررسی و تبیین حبس بدهکار به علت عدم پرداخت بدهی از دیدگاه فقه اسلامی و حقوق موضوعه ایران می باشد .
مطالب ارائه شده این رساله ، در پنج فصل تدوین گردیده، که پس از بیان مقدمات لازم در فصل اول کلیات که شامل بیان موضوع و سوالات و فرضیات تحقیق و اهداف و روش کار تحقیق بیان شده و همچنین با توجه به موضوع پایان نامه ابتدا تعاریف واژگان بیان شده و پس از آن ذکر تاریخچه بحث و بیان مختصری از مشروعیت حبس در اسلام پرداخته شده و در فصل دوم بدهکاری و علل آن مطرح شده که شامل افلاس و اعسار می باشد و فصل سوم مبانی مشروعیت حبس بدهکار در فقه و حقوق بیان شده که مبانی فقهی اعسار از دیدگاه قرآن و روایات و فقهای امامیه و عامه مطرح شده و در قسمتى دیگر از آن احکام حبس معسر در اسلام و حقوق موضوعه بیان شده و در پایان این فصل بررسی ادله جواز حبس بدهکار از نظر روایات و فقها پرداختیم ، فصل چهارم تحلیل موضوع می باشد که محاسن ومعایب و امتیازات محکومین حبس بدل از جزای نقدی و محکومیت مالی بیان گردیده و در فصل پنجم نتیجه گیری و طرح پیشنهادات و راهکارهایی ارائه شده است.
نتیجه کلی: حبس درنظام کیفری اسلام مجوز شرعی دارد و از نظر اسلام در صورت عدم تمکن مالی محکوم به حبس نمی گردد و تا زمان اثبات اعسار مدیون ، دائن باید صبر کند تا مدیون تمکن مالی پیدا کند . و از لحاظ حقوق موضوعه نیز هر کس محکوم به پرداخت مالی به دیگری شود طبق ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی عمل می شود.
مقدمه:
انسان مخلوق ویژه ای است که ، با استعدادهای گوناگون خود، از سایر موجودات کاملاً متمایز است، گرایشهای گوناگون انسانی ناشی از استعدادهای خاص وجهت دهنده ای است که وی را به سوی خیر و یا شر می کشاند و سرنوشت فردی و اجتماعی و موقعیت دنیوی و اخروی اش را رقم می زند. از سوی دیگر دارای کرامت است، زیرا خداوند سبحان بنی آدم را از ابتدای خلقت مورد تکریم قرار داده و با در اختیار گذاشتن خشکی و دریا، روزی پاکیزه مقرر داشته و بدین وسیله ، آنان را بر بسیاری از موجودات برتری داده است.
از میان اوصافی که خداوند در نهاد انسان قرار داده است، آزادی خواهی است. انسان طبیعتاً متمایل به آزادی است ومی خواهد برای انجام هر کاری پیش روی خود را باز و بدون مانع ببیند.
همانگونه که خداوند در آیه 5 سوره قیامت فرموده است « بل یرید الانسان لیفجر امامه » یعنی بلکه انسان می خواهد آنچه وعده شده تکذیب کند و عمر را بفجور گذراند.
آزادی عبارت از حقی است که به موجب آن ، افراد بتوانند استعدادها و تواناییهایی طبیعی و خدادادی خویش را به کار اندازند، مشروط بر آنکه آسیب و یا زیانی به دیگران وارد نسازند. از نظر فلسفی ، انسان موجودی است که فطرتاً آزاد خلق شده و آزادی جزء خصایل غیر قابل انفکاک از طبیعت اوست.
بدین اعتبار هر فرد دارای مجموعة حقوق بنیادی است که از خصلت عالی طبیعی او ناشی می شود . با این توصیف قانونگذاران در تدوین قواعد موضوعه، حق سلب یا محدودیت آزادی افراد را ندارند و دولتها نیز نباید مانعی در مقابل این حقوق طبیعی ایجاد نمایند.
از دیدگاه اسلام، خداوند انسان را موجودی شریف و نمونه قرار داده و مزایایی به او بخشیده که سایر موجودات از آن محرومند. یکی از امتیازات افراد آزادی اراده ، توأم با مسئولیت است که به موجب آن می توانند سرنوشت خویش را رقم زنند و نتیجه کار خوب و بد خویش را ببینند. آفریدگار جهان با همه سلطه و سیطره ای که بر همة موجودات دارد، انسان را در حدود اختیاراتی که او بخشیده است، مطلقاً ملزم به انجام کارها نساخته، بلکه وسیله امر و نهی و ارشاد وبیان عاقبت امور، بدون سلب آزادی و استقلال وی ، افعال و حرکات انسانی را تحت انضباط در آورده است. در نزد اسلام، عقل و منطق از حقوق فطری انسانها به شمار می رود تا با به کار انداختن آن، به حل و فصل مسائل زندگی خویش بپردازند. در غیر این صورت، با حیوانات تفاوتی نخواهند داشت.
در قوانین و مقررات کشور ما، ایران هم از ابتدای روند قانونگذاری مسأله آزادیهای افراد ملت مورد توجه قرار گرفته است. در قوانین قبل از انقلاب و بعد از انقلاب در قوانین مختلف اعم از اساسی، جزائی و سایر مقررات به این مهم اشاره شده است.
فصل اول
کلیات
مقدمه:
انسان مخلوق ویژه ای است که ، با استعدادهای گوناگون خود، از سایر وجودات کاملاً متمایز است، گرایشهای گوناگون انسانی ناشی از استعدادهای خاص وجهت دهنده ای است که وی را به سوی خیر و یا شر می کشاند و سرنوشت فردی و اجتماعی و موقعیت دنیوی و اخروی اش را رقم می زند. از سوی دیگر دارای کرامت است، زیرا خداوند سبحان بنی آدم را از ابتدای خلقت مورد تکریم قرار داده و با در اختیار گذاشتن خشکی و دریا، روزی پاکیزه مقرر داشته و بدین وسیله ، آنان را بر بسیاری از موجودات برتری داده است.
از میان اوصافی که خداوند در نهاد انسان قرار داده است، آزادی خواهی است. انسان طبیعتاً متمایل به آزادی است ومی خواهد برای انجام هر کاری پیش روی خود را باز و بدون مانع ببیند.
همانگونه که خداوند در آیه 5 سوره قیامت فرموده است « بل یرید الانسان لیفجر امامه » یعنی بلکه انسان می خواهد آنچه وعده شده تکذیب کند و عمر را بفجور گذراند.
آزادی عبارت از حقی است که به موجب آن ، افراد بتوانند استعدادها و تواناییهایی طبیعی و خدادادی خویش را به کار اندازند، مشروط بر آنکه آسیب و یا زیانی به دیگران وارد نسازند. از نظر فلسفی ، انسان موجودی است که فطرتاً آزاد خلق شده و آزادی جزء خصایل غیر قابل انفکاک از طبیعت اوست.
بدین اعتبار هر فرد دارای مجموعة حقوق بنیادی است که از خصلت عالی طبیعی او ناشی می شود . با این توصیف قانونگذاران در تدوین قواعد موضوعه، حق سلب یا محدودیت آزادی افراد را ندارند و دولتها نیز نباید مانعی در مقابل این حقوق طبیعی ایجاد نمایند.
از دیدگاه اسلام، خداوند انسان را موجودی شریف و نمونه قرار داده و مزایایی به او بخشیده که سایر موجودات از آن محرومند. یکی از امتیازات افراد آزادی اراده ، توأم با مسئولیت است که به موجب آن می توانند سرنوشت خویش را رقم زنند و نتیجه کار خوب و بد خویش را ببینند. آفریدگار جهان با همه سلطه و سیطره ای که بر همة موجودات دارد، انسان را در حدود اختیاراتی که او بخشیده است، مطلقاً ملزم به انجام کارها نساخته، بلکه وسیله امر و نهی و ارشاد وبیان عاقبت امور، بدون سلب آزادی و استقلال وی ، افعال و حرکات انسانی را تحت انضباط در آورده است. در نزد اسلام، عقل و منطق از حقوق فطری انسانها به شمار می رود تا با به کار انداختن آن، به حل و فصل مسائل زندگی خویش بپردازند. در غیر این صورت، با حیوانات تفاوتی نخواهند داشت.
در قوانین و مقررات کشور ما، ایران هم از ابتدای روند قانونگذاری مسأله آزادیهای افراد ملت مورد توجه قرار گرفته است. در قوانین قبل از انقلاب و بعد از انقلاب در قوانین مختلف اعم از اساسی، جزائی و سایر مقررات به این مهم اشاره شده است.
1-1 بیان موضوع و انگیزه انتخاب
انتخاب موضوع پایان نامه یکی از مهمترین دغدغه های هر دانشجویی است و من هم بی نصیب از این دغدغه نبودم و سرانجام ماده نحوه اجرای محومیت های مالی نظرم را جلب کرد که این مورد را انتخاب و به بررسی آن بپردازم.
ماهیت « انسان » به عنوان اشرف مخلوقات بالطبع گوناگونی و تنوع روابط فیمابین او با همنوع خویش را به دنبال داشت و از آنجا که انسان موجودی نفع طلب است و قبل از اقدام به هر فعلی ، به سنجش سود و ضرر حاصل از آن فعل بر می خیزد و با توجه به اینکه یکی از انواع مهم منفعت، در بعد مادی آن نهفته است لذا رابطه اقتصادی میان انسانها در جوامع گذشته و جامعه امروزی یکی از شایعترین روابط موجود است. از طرفی روابط اقتصادی می تواند به ایجاد دین و خلق داین و مدیون منجر شود. « دین تعهدی است که بر ذمه شخصی به نفع کسی وجود دارد و از حیث انتساب آن به بستانکار ( داین) ، طلب نامیده می شود و از حیث نسبتی که با بدهکار ( مدیون ) دارد، دین ( یا بدهی ) نام دارد ». ( جعفری لنگرودی، ترمینولوژی حقوق ، ص 316، شماره 2529) رابطه دین و قرض رابطه عموم و خصوصی مطلق است بدین معنا که هر قرضی نوعی دین می باشد اما چه بسیار دیونی که قرض نیستند. از آنجا که انسان در پی حصول نفع بیشتر گاه به دلیل آز و طمع در صدد ادای دین خویش به معنای خاص بر می آید و گاهی نیز به علت وقوع اشتباه و اختلاف میان طرفین رابطة قرض ، در اصل وجودی قرض یا میزان آن ، از تأدیه قرض خویش خود داری می نمایند و با توجه به اینکه دادگستری در مقام فاصل خصومت میان افراد موظف به رسیدگی به اختلاف و بالطبع صدور حکم و اجرای آن می باشد، لذا در جهت اجرای حکم مبنی بر پرداخت بدهی باید که ضمانت های اجرایی بدیهی در این خصوص توقیف اموال محکوم علیه و فروش آن در جهت تامین قرض است. قانون اجرای احکام مدنی مصوب 1356 به تدوین مقررات مربوط به چگونگی لازم الاجرا شدن احکام، توقیف اموال منقول و غیر منقول ، فروش اموال از طریق مزایده و تأمین محکوم به از محل فروش اموال متعلق به محکوم علیه و تشریفات لازم الرعایه در این جهت پرداخته است. حبس بدهکار نیز یکی دیگر از ضمانت های اجرایی است که مقنن به دفعات متعدد و به طرق مختلف به آن روی آورده و هر بار نیز این اقدام مورد هجوم افکار مخالف قرار گرفته است. قبح حبس بدهکار در افکار عموم و جا افتادگی این اندیشه در اذهان، که زندان مخصوص مجرمین است و بدهکار مجرم نیست و انباشتگی زندانهای کشور دلایلی است که مخالفان به آن استناد نموده اند. آنچه در این نوشتار می خوانید بررسی پیرامون این قانون در موضوع حبس یا بازداشت بدهکار و مزایا و معایبی که اجرای این قانون در برداشت در پی نقد آن بر آمدم.
تحلیل و بررسی موضوع حبس بدهکار و خصوصاً قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی، لازم بود به لحاظ انطباق قانون مذکور با مقررات شرعی و موازین فقهی نیز مورد توجه قرار بگیرد.
1-2 سوالات تحقیق
آنچه در یک تحقیق مهم است اهداف و سوالاتی است که به نظر محقق نیاز به پاسخ می باشد و محقق در پی رسیدن، به آن نیازمند تحقیق می باشد.
که عبارتند از :
1-3 فرضیات تحقیق
اهداف تحقیق
هدف از این پژوهش بررسى و تبیین مبانى حبس بدهکار از دیدگاه فقه اسلامى و حقوق موضوعه ایران مى باشد و همچنین ارائه راهکارههایى در جهت بهبود وضعیت محبوسین به علت عدم توانایى در پرداخت بدهى مستحق کیفر حبس شده اند بدون آنکه جرم صریح دیگرى را مرتکب شده باشند مسلماْ بسیارى از آنها افرادى آبرومند هستند و شاید برخى از آنها به حق محبوس نارسایى هاى قوانین و جزایى و کیفرى باشد تا محبوس جرم حقوقى.
لذا هر ساله شاهد آنیم که دولت با صرفه هزینه هاى فراوان درصدد پرداخت جریمۀ مالى آنهاست تا بدین وسیله توانسته باشد مرهمى بر دردهاى اینگونه از زندانیان گذاشته باشد.
1-4 روش تحقیق:
در این رساله سعی شده است بیشتر از شیوه کتابخانه ای استفاده شود و ابزار تحقیق آن فیش برداری بوده است و با بهره گیری از منابع علمی و مراکز تحقیقاتی و پژوهشی و امکانات رایانه ای موجود محتویات این پایان نامه را جمع آوری نموده و با استفاده از نظرات اساتید بزرگوار و صاحبان فن نهایت سعی و کوشش شده است تا به جمع بندی مفیدی برسیم.
تعاریف و مفاهیم واژگان کلیدی
1-1-1 تعریف و مفهوم حبس
1-1-1-1 مفهوم لغوی حبس
لغت حبس درمعانی گوناگونی آمده است در فرهنگ عمید حبس به معنای بازداشتن، بازداشت، زندانی کردن و زندان آمده است(عمید، چاپ اول، ص 772)
همچنین در فرهنگ جامع نوین، «حبس» با فتحه در لغت به معنی شجاعت در جاهای ترسناک، بند، زندان، کوه بزرگ، «حبس» با کسره به معنای سد، پشه بند ملافه، حبس با ضمه، به معنای وقف ذکر شده است.(فرهنگ بزرگ جامع نوین، ج1، ص 261).
فیروزآبادی در قاموس درباب حبس می نویسد:«حبس به معنای مانع شدن است و اسم مکان محبس بروزن مفعل می باشد حَبَس، یحبس از باب ضرب یضرب» (فیروزآبادی، قاموس، ج2، ص 205).
ابن منظور هم در لسان العرب در ماده حبس می نویسد: «حبس یحبسه حبساً و اسم مفعول آن محبوس و حبیس می آید که به معنای زندانی شده است و احتبسه و حبسه یعنی نگهداشت او را... و حبس کردن ضد آزاد گذاشتن است...» (والحبس المحبسۀ و المحبس) اسم مکان زندان است. (ابن منظور، 1997، ص 11).
همان گونه که ملاحظه می شود به طور کلی لفظ به معنای منع و محدود ساختن شخص و جلوگیری از رفت و آمد و تصرفات آزادانه او می باشد.
1-1-1-2 مفهوم اصطلاحی حبس
با ملاحظه مفهوم لغوی حبس در قسمت قبلی، اکنون بایستی ملاحظه نمود که حبس در اصطلاح فقها و حقوق جزا چه مفهومی دارد. در حقوق جزا حبس عبارت است از سلب آزادی و اختیار در مدت معین و یا نامعین که در آن زمان حالت انتظار و ترخیص نباشد وگرنه توقیف (= بازداشت) خوانده می شود (جعفری لنگرودی، مبسوط در ترمینولوژی حقوقی، 1378، ج3، ص1641).
از همین تعریف فرق بین بازداشت و حبس هم مشخص می شود که:
1- دربازداشت حالت انتظار و ترخیص وجود دارد لکن در حبس اینگونه نیست.
2- مدت توقیف کوتاهتر از مدت حبس است.
3- توقیف شامل متهم و مظنون به ارتکاب جرم است لکن حبس مختص به محکوم است.
4- عمل حبس محکم تر و مضبوط تر از بازداشت است ولی توقیف بیشتربه صورت دستگیر کردن و در محلی تحت مراقبت و محافظت قرار دادن است.
در خصوص مفهوم زندان از دیدگاه شرع در کتاب خطط مقریزی در مورد تعریف زندان نوشته شده است که: «زندان از دیدگاه شرع، محبوس کردن در یک مکان محدود (ضیق) نمی باشد، بلکه عبارت است از اینکه شخص بازداشت شود و از تصرفات آزادانه ممنوع گردد، حال این بازداشت ممکن است در خانه ای باشد و یا در مسجدی و یا از این طریق که فرد مورد نظر را زیر سرپرستی اجباری خود در آورد و یا اینکه براو وکیل یا مأموری بگمارد که در همه جا با او باشد و از او جدا نشود. به همین سبب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) زندانی را اسیر نامیده است». (المقریزی، 1418ه.ق، ج 35،ص233).
ذکر این نکته در اینجا لازم بنظر می رسد که واژه ی حبس در حقوق مدنی هم بکار رفته است لکن معنای حبس در حقوق مدنی با مفهوم آن در حقوق جزا متفاوت است. در حقوق مدنی حبس یکی از عقود احسان است و جایز است که قسیم وقف، عمری، رقبی و سکنی باشد.
حبس کننده مال را حابس گویند. مال مورد حبس را محبوس نامند و کسی که حبس به نفع او شده است محبوس علیه خوانده می شود. (جعفری لنگرودی، همان منبع، ج3، ص1614)
1-1-2 واژه های معادل حبس
در فقه واژه هایی وجود دارد که از جهت معنا و مفهوم معادل حبس هستند نظیر سجن، حصر، امساک، اثبات، ... در این جا به منظور آشنایی اجمالی با این واژه ها به بررسی مختصر تعدادی از آنها می پردازیم.
1-1-2-1 سجن
یکی از واژه های معادل حبس، سجن است که در لغت به معنای زندان، توقیف، بازداشتگاه و بازداشت آمده است. صاحب قاموس قرآن درباب سجن می نویسد:«سجن یعنی زندان، سجن (به فتح س) مصدر است به معنی منع از تصرف و زندانی کردن. گویی معنی اصلی آن منع است و زندان را هم بدان سبب سجن گفته اند» همچنین فیروزآبادی در قاموس درباب سجن می نویسد:«سجنه و سجن با کسره سین به معنای مَحبسَ است و دارنده آن را سجان به معنی زندانبان می گویند. سجین به معنای زندانی است. (فیروزآبادی، همان، ج 4، ص 233).
سجن اصطلاحی است که در قرآن بارها بکار رفته است. این اصطلاح به صورت فعل در سه مورد در سوره یوسف آمده است:«الّاان یسجن» (یوسف/25) ترجمه: مگر اینکه باید زندانی شود، «ولئن لم یفعل ما امره لیسجنن» (یوسف/ 32) ترجمه: اگر آنچه را که به او می فرمایم نکند هر آینه البته زندانی می شود. «یسجنه حتی حین» (یوسفی/35) ترجمه: هر آینه او را تا زمانی زندانی می کنند همچنین اصطلاح سجن به معنای «اسم» که به محل حبس گفته می شود، در شش جای سوره مبارکه یوسف بکار برده شده است.
«رب السجن احب الی مما یدعوننی الیه» (یوسف/33) ترجمه: خدایا زندان برمن از آنچه که مرا به سویش می خوانند محبوبتر است، «و دخل معه السجن فیتان» (یوسف/ 36).
ترجمه: و به همراه او دو نفر جوان به زندان وارد شد، «فلبث فی السجن بضع سنین» (یوسف/42) ترجمه: پس در زندان چندسالی ماند و...
اگر چه واژه سجن نسبت به واژه های دیگر بیشترین شباهت را با حبس داراست تا جایی که نزد عوام بعضاً این دو یکی شمرده می شود. اما عده ای از فقها و حقوقدانان معتقدند که این واژه با حبس تفاوت دارد زیرا حبس شرعی، حبس در مکان معین نیست در حالی که سجن، حبس در مکان معین است.
پس حبس شرعی، اعم از سجن است. حبس شرعی این است که شخص را از آزادی عمل در حرکات و سکنات بازدارند یا او را در این امور محصور و محدود کنند اما معنای سجن محدود به مکانی معین است که محصور باشد و از همین جهت با هم متفاوت هستند پس ملازمت مدیون که بوسیله این صورت می گیرد، یک نوع حبس شرعی است اما سجن به شمار نمی آید. (جعفری لنگرودی، دائره المعارف علوم اسلامی قضایی، ج، 2، ص753).
1-1-2-2 حصر
یکی دیگر از واژه های معادل حبس، حصر است که به معنای محاصره، احاطه، محدودیت، جلوگیری، تنگ گرفتن، محبس، زندان و نگاه داشتن آمده است: (گروهی از نویسندگان، فرهنگ بزرگ جامع نوین، ج1، ص307).
وائلی در احکام زندان در اسلام می نویسد:«لفظ حصر ثلاثی مجرد از باب ضرب به معنای احاطه کردن و ممانعت نمودن است و چنانچه مزید واقع شود عین مفهوم زندانی کردن را می رساند: (وائلی، احکام زندان در اسلام، 1367، ص16) لفظ حصر در مواردی در قرآن در مفهوم زندانی کردن استعمال شده است به عنوان نمونه خداوند در قرآن مجید می فرماید:«و جعلنا جهنم للکافرین حصیراً» (اسراء/8) یعنی : و جهنم را زندانی برای کافران قرار دادیم.
همچنین در آیه دیگری فرموده است:«فان احصرتم فما استیسر من الهدی» (بقره/196) ترجمه: اگر زندانی و بازداشت شدید از حج به جهت زندان یا چیز دیگر پس همان مقدار قربانی که ممکن باشد. که مفسران به اینکه لفظ احصرتم در این آیه شریفه به معنای حبس شدن است اذعان داشته اند (طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن ، ج2، صص 38و37).
1-1-2-3 امساک
یکی دیگر از واژه های معادل حبس، امساک است که به معنای بازداشتن و زندانی کردن آمده است. صاحب لسان العرب در ذیل لغت امساک می نویسد:«مسک بالشیء و امسک به و تمسک و تماسک و استمسک و مسک، کُلُّهُ به معنای احتبس است» (ابن منظور، لسان العرب، ج13، ص107).
لفظ امسک در یک مورد در قرآن به معنای زندانی کردن انسان و جلوگیری کردن از هر گونه تصرف به کار برده شده است:«واللاتی یأتین الفاحشه من نسائکم فاستشهدوا علیهن اربعۀ منکم فان شهدوا فامسکوهن فی البیوت» (نساء/15) ترجمه: آن کسان از زنان شما که کار بد می کنند چهار گواه از خودتان برآنها بجویید اگر گواهی دادند در خانه ها بازشان دارید.
درباب مقایسه امساک و حبس برخی مؤلفان ضابطه تشخیص این دو را طویل المدت بودن مدت حبس دانسته اند و امساک را در کوتاه مدت تشخیص داده اند که البته این معیار روشنی نیست.
1-1-2-4 اثبات
یکی دیگر از واژه های معادل حبس، اثبات است که به صورت فعل (یثبت) در آیه 30 از سوره انفال آمده است و در آنجا به همان معنای زندانی کردن استعمال شده است، آنجا که خداوند متعال می فرماید:«و اذیمکر بک الذین کفروا یثتبوک اویقتلوک او یخرجوک و یمکرون و یمکرالله و الله خیرالماکرین»
یعنی: چون کسانی که کافر بودند درباره تو نیرنگ می زدند که بازت دارند یا به قتل برسانند یا بیرونت کنند آنها نیرنگ می کردند و خدا نیرنگ ایشان را بی اثر می کرد و خدا بهتر مکر تواند کرد.
صاحب تفسیر راهنما در ذیل این آیه می نویسد: «این یکی از توطئه های کافران مکه بود که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را یا محبوس کنند یا به قتل برسانند و یا تبعید کنند .(هاشمی رفسنجانی، 1375، ج6، ص471)
قرشی نیز در ذیل کلمه یثبتوک می نویسد:«اثبات دراینجا به معنی ثابت نگه داشتن و حبس است.(قرشی، تفسیر احسن الحدیث، 1366، ج4، ص 120). همانگونه که ملاحظه شد کلمه «یثبتوک» در اینجا به معنی حبس کردن آمده است که مفسران زیادی برهمین اساس آیه را تفسیر نموده اند.
باید گفت برخی مفسران واژه های دیگر را نیز معادل حبس لحاظ کرده اند اما بدلیل ارتباط کمی که ما بین این واژه ها با حبس دیده می شود از ذکر آنها خودداری و به همین مقدار از بحث بسنده می کنیم.
1-1-3 تعریف و مفهوم بدهکار
1-1-3-1 مفهوم لغوی بدهکار
بدهکار: مقروض و وامدار، غریم.
بدهکاری : وامداری، قرض داری
امام صادق علیه السلام فرمود: خانه و کنیز بدهکار را نتوان در پرداخت بدهیش فروخت چه مسلمان به یک سرپناه و یک کنیز نیازمند است. (دایره المعارف جامع اسلامی سید مصطفی حسینی دشتی سال 1369 چاپ اول- چاپ سوم با تجدید نظر و اضافات کلی 1379 ج3، ص 101 و 99)
1-1-3-2 مفهوم اصطلاحی بدهکار
کسی که در طرف منفی رابطه ی تعهد قرار دارد، کسی که دین برذمۀ او است و زیان تعهد برشانۀ او است در حالی که موضوع تعهد، مال است. پس بدهکار اخص از متعهد است زیرا هر متعهد، بدهکار نیست مانند مورد تعهد زوجین در حقوق زوجیت که جنبۀ مالی ندارد و متعهد آن، مدیون نیست و بدهکار نمی باشد. در قدیم که وام گرفتن را گناه و جرم می شمردند بدهکار واقعاً بزهکار بوده و بده (=بده) بزه بود.(جعفری لنگرودی، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، 1378، ج2، ص829).
1-1-3-3 مفهوم حبس مدیون (بدهکار)
یعنی بدهکار که از اقسام حبس مدنی است (رک. حبس مدنی). مدیون اگر قادر به دادن بدهی باشد و ندهد حبس او صد (به تشدید دال) نیست و نمی تواند تحلل به هدی کند. اما اگر قادر به اداء دین نباشد حبس او مصداق صد است و می تواند تحلل به هدی کند. (جعفری لنگرودی، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، سال 1378، ج3، ص1622).
اقسام زندان و اقسام بدهکار
1-2-1 انواع زندان در اسلام
برای حبس کردن اشخاص، عوامل و انگیزه های متفاوتی وجود دارد که طبق نظر و روایات در چهار قسم اصولی خلاصه می شود:
1- انگیزه های احتیاطی که این نوع حبس کردن را زندان احتیاطی می نامند.
2- انگیزه های استکشافی که این قسم حبس کردن را زندان تحقیقی می نامند.
3- انگیزه های حقوقی که فرق ندارد حقوق عمومی باشد یا خصوصی. این نوع را زندان مدد کننده نامیده اند.
4- انگیزه های جنایی که این نوع هم زندان کیفری نامیده شده است. (احمد وائلی«احکام زندان در اسلام» محمد حسن بکایی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، سال 1378، ص282).
1-2-1-1 زندان احتیاطی
حبس احتیاطی یک نوع اقدام حفاظتی است که در مورد متهمی عملی می شود که هنوز دربارۀ او تصمیم قطعی اتخاذ نشده است. این نوع حبس یک اقدام احتیاطی است تا شخص نتواند فرار کند و یا در عمل تحقیق اثر بگذارد. (همان ، صص283-282).
زندان نسبت به چنین فردی جنبه کیفری ندارد، بلکه صرفاً ازباب احتیاط برای جلوگیری از گریختن احتمالی او در حین تحقیقات و یا به منظور این که نتواند بر مجاری تحقیقات قضایی تأثیر نا مطلوب بگذارد زندانی می شود. بدیهی است چون شخص متهم ممکن است واقعاً بی گناه باشد باید دوران بازداشت وی هر چه ممکن است کوتاه تر باشد.(علی شمس، همان، ص 29).
1-2-1-2 زندان اکتشافی
این نوع حبس زمانی عملی می شود که شرایط متهم از نظر صلاح و فساد نامعلوم باشد. مانند بدهکاری که حال او از نظر تنگدستی و تمکن و دارایی یا نداری معلوم نباشد. چنان که در وسایل الشیعه روایت شده است که علی علیه السلام در مورد بدهکار دستور داد که او را حبس نمایند تا از لحاظ مفلس بودن و تهیدستی وضع او معلوم گردد و در صورتی که افلاس او اثبات شد راهش باید باز گردد تا بتواند مال بدست آورد و دین خود را ادا نماید.
حبس کردن کسی که به او نسبت دزدی و فساد داده شده است تحت همین عنوان قرار می گیرد. او به زندان می رود تا وضع او مورد آزمایش و بررسی قرار گیرد. (احمدوائلی، همان، صص 285-283).
1-2-1-3 زندان حقوقی (مدد کننده)
این نوع حبس به منظور استیفای حقوق ضایع شده انجام می گیرد و فرقی ندارد که حقوق فردی، شخصی، اجتماعی و یا عمومی باشد. چنان که صاحب وسایل در جلد 18، ص 181 آن کتاب نقل کرده است که امیر المؤمنین علیه السلام سه کس را حبس می فرمودند:
1- کسی که مال یتیم را بخورد.
2- کسی که مال دیگری را غصب کند.
3- کسی که امانت سپرده شده را ازبین ببرد. هم چنین مسلمانی که به ضرر مسلمانان جاسوسی کند، او را تا زمانی که توبه نکرده است زندانی می کنند. (همان، صص/ 286-285)
1-2-1-4 زندان کیفری
این نوع زندان به خاطر ارتکاب جنایت اجرا می گردد. موارد این نوع حبس در کتاب های فقهی که روایات و گفتار فقیهان در آن گردآوری شده است بسیار است.
مثلاً مرحوم سید محسن امین عاملی در کتاب عجایب احکام امیرالمؤمنین علیه السلام نقل می کند: در مورد چهار نفر مست که به قصد کشت با چاقو به همدیگر حمله کرده بودند، امیرالمؤمنین علیه السلام دستور داد تا چهار نفر را زندانی کردند. دو نفر از آنها جان خود را در زندان از دست دادند و دو نفر زنده ماندند. آن حضرت دیۀ مقتولین را از اموال قبیلۀ هر چهار نفر قرار داد جراحت دو نفر باقیمانده را از مجموع دیۀ دو نفر کشته شده پرداخت کرد. (همان، ص/ 286).
1-2-2 اقسام مدیون (بدهکار)
مدیون نسبت به اداء دین خود به دائن چه آنکه دین از راه اختیاری حاصل شده باشد مانند قرض یا ثمن معامله و یا صداق در عقد نکاح و یا اجاره یا آنکه از راه غیر اختیاری باشد مانند ضمانات و نفقه دائمه ممکن است دارای چند حالت باشد.
1- موسر
2- معسر مطلق
3- معسر نسبی
4- مجهول الحال (کسی که راهی برای اثبات وضعیت او از نظر عسر و یا یسروجود نداشته باشد).
1-2-2-1 مدیون موسر
بدهکاری که قادر به پرداخت دین خود می باشد چنانچه دین حال باشد و یا مؤجل ولی وقت اداء رسیده است و دائن حق خود را مطالبه می کند به طور مسلم واجب است دین خود را اداء کند و تأخیر در اداء بدون رضایت دائن جائز نیست بلکه مدیونی که قادر به پرداخت دین خود می باشد در صورت مطالبه دائن چنانچه او را معطل کند و در این راستا اهمال نماید گناه کرده است.
(مماطله الدائن مع القدره معصیه بل یحب علیه نیه القضاء مع عدم القدره بان یکون من نیه الاداء عندها) (تحریرالوسیله امام خمینی (ره) کتاب الدین ج1، مسئله 17).
معطل نگاه داشتن طلبکار در پرداخت دین در صورتیکه بدهکار قدرت برپرداخت دین دارد گناه است بلکه واجب است برکسی که فعلاً قدرت بر پرداخت ندارد قصد داشته باشد در صورتیکه قدرت پیدا کند بدهی خود را اداء کند.
1-2-2-2 معسر مطلق
یعنی کسی که به طور کلی قادر به پرداخت دین خود نبوده اگر چه اموالی در حد اداره کردن زندگی و مستثنیات دین داشته باشد چنین شخصی در این حالت هیچ تکلیفی براداء دین خود ندارد بلکه دائن حق ندارد از مدیونی که می داند معسر است مطالبه دین کند و او را در فشار قرار دهد که در این صورت مرتکب عمل حرام و گناه شده است و واجب است بردائن که مدیون را در اداء دینش مهلت دهد تا زمانی که قادر بر پرداخت گردد. در این رابطه قرآن می فرماید: وان کان ذوعسر فنظره الی میسره (سوره بقره/ آیه 280) ترجمه : اگر (بدهکار) تنگ دست است مهلت داده می شود تا زمان گشایش. استاد بزرگوار مرحوم امام خمینی در تحریرالوسیله در کتاب دین می فرماید: کما لایجب علی المعسر الاداء یحرم علی الدائن اعساره بالمطالبه و الاقتضاء بل یجب ان ینظره الی الیسار(تحریر الوسیله امام خمینی (ره) کتاب الدین مسئله 16) یعنی همانگونه که واجب نیست برانسان معسر اداء دین، حرام است برطلبکار در مشقت و فشار گذاردن شخص معسر به اینکه از او مطالبه و درخواست اداء دین کند بلکه واجب است بردائن که مدیون را مهلت دهد تا زمان قدرت و توانایی برپرداخت .
1-2-2-3 معسر نسبی
یعنی بدهکاری که قادر به پرداخت بدهی خود به صورت یک جا نبوده ولی قادر است به صورت اقساط بدهی خود را بپردازد در این صورت ضمن تأمین مستثنیات دین از اضافه مال بایستی بدهکاری خود را به صورت قسط بپردازد. ماده 523 در کلیه مواردی که رأی دادگاه برای وصول دین به موقع اجراء گزارده می شود اجراء رأی از مستثنیات دین اموال محکوم علیه ممنوع می باشد.
ماده 524 مستثنیات دین عبارت است از:
الف- مسکن مورد نیاز محکوم علیه و افراد تحت تکفل وی با رعایت شئون عرضی.
ب- وسیله نقلیه مورد نیاز و متناسب با شأن محکوم علیه.
ج- اثاثیه مورد نیاز زندگی که برای رفع حوائج ضروری محکوم علیه خانواده و افراد تحت تکفل وی لازم است .
د- آذوقه موجود به قدر احتیاج محکوم علیه و افراد تحت تکفل وی برای مدتی که عرفاً آذوقه ذخیره می شود.
ه- کتب و ابزار علمی و تحقیقاتی برای اهل علم و تحقیق متناسب با شأن آنان.
و- وسائل و ابزار کار کسبه، پیشه وران، کشاورزان و سایر اشخاصی که وسیله امرارمعاش محکوم علیه و افراد تحت تکفل وی می باشد. (ماده 524-523 قانون مستثنیات دین).
موضوع قابل دقت در این قسم این است که اگر چه معسر نسبی طبق توضیحات ذکر شده درقسم اول و مبانی قانونی موجود بایستی در حد توان و قدرت نبست به پرداخت دین خود اقدام کرده و در این رابطه تسامح ننماید ولی در تعیین میزان قسط برای او بایستی براساس موازین و به صورت کارشناسی شده تعیین تکلیف گردد.
1-2-2-3-1 تعیین میزان قسط برای مدیون
طبق صریح مواد 524و523 قانون مستثنیات دین که قبلاً ذکر شد و نیز مبانی فقهی موجود از آن جمله مسئله 10 کتاب الدین تحریرالوسیله مرحوم امام خمینی (ره) تعیین میزان قسط برای بدهکار بعد از آن است که مقدار درآمد و اموال محکوم علیه و نیز هزینه مخارج وی طبق قانون در نظر گرفته شود و پس از کسر میزان مخارج از اموال او از اضافه مال مبلغ قسط تعیین شود و چنانچه پس از کسر مخارج مالی از محکوم علیه باقی نباشد تعیین میزان قسط غیر قانونی و شرعی است و مورد از موارد حالت دوم یعنی معسر مطلق است که مطالبه از وی ممنوع و حرامست تا چه رسد الزام به پرداخت بدهکاری و در این راستا فرق نمی کند مبلغ بدهکاری بالا باشد یا کم. نظر خوانندگان محترم را معطوف می داریم به ماده 523 قانون مستثنیات دین و مسئله 16 کتاب دین تحریر الوسیله مرحوم امام خمینی (ره).
1-2-2-4 مجهول الحال
مدیونی که حالت عسر و یسر وی مشخص نیست و دلیل معتبری برهیچ کدام از دو حالت وجود ندارد در این صورت آیا اصل را بر عسر وی بدانیم و از خواهان بخواهیم تا یسر وی را ثابت کند و یا اصل را بر یسر او بدانیم و از مدیون بخواهیم عسر خود را ثابت کند. از آنجایی که این موضوع بطور صریح در قانون ذکر نشده وبرداشت های مختلفی بطور ضمنی از مواد قانونی وجود دارد که جا دارد موضوع را از منظر مبانی فقهی که اصل و ریشه قانون اسلامی می باشد بررسی نماییم ضمن آنکه به مواد قانونی مربوطه نیز اشاره داشته باشیم.
1-2-3 از منظر فقها اصل بر عسر است یا یسر
اگر مدیون سابقاً در یسر و گشایش بوده و در حال حاضر مدعی است معسر گردیده و امکانات مالی وی از دست رفته است. اینجا طبق اصل استصحاب یقین سابق را که حالت یسر بوده در ظرف شک فعلی که وضعیت او را نمی دانیم نیز جاری کرده و حکم به یسر وی می کنیم مگر آن که دلیل معتبر بر عسر خود را ارائه نماید که لاتنقض الیقین بالشک یقین قبلی باشک بعد شکسته نمی شود. در اینجا طبق اصل استصحاب اصل بریسر است. اما اگر حالت سابقه مدیون عسر بوده و الآن هم مدعیست همچنان آن حالت باقیست است ولی دائن ادعا می کند مدیون حالتش تغییر کرده و دارای امکانات مالی گردیده بایستی دائن ادعای خود را ثابت کند و تا این ادعای بعدی ثابت نشود به حکم اصل استحصاب عسر مدیون ثابت است و اصل بر عسر است. صورت سوم این است که حالت سابقه مدیون را نمی دانیم یعنی عسر و یسر قبلی مدیون مشخص نیست اینجا طبق نظر استاد بزرگوار مرحوم امام خمینی (ره) ادعای عسر مدیون مقدم است.
امام (ره) می فرماید:
لو ادعی المقرالاعسار و انکره المدعی فان کان مسبوقاً بالیسار فادعی عروض الاعسار فالقول قول منکر العسروان کان مسبوقاً بالعسر فالقول قوله فان جهل الامران ففی کونه من التداعی او تقدیم قول مدعی العسر تردد و ان لایبعد تقدیم قوله (تحریرالوسیله کتاب القضاء القول فی الجواب بالاقرار مسئله 6) یعنی اگر کسی که اقرار بربدهکاری دارد ادعا کرد معسر است ولی مدعی یعنی دائن منکر ادعای عسر است در این صورت اگر مدیون سابقاً یسر و گشایش مالی داشته ولی می گوید بعداً دچار عسر و تنگدستی شده اینجا قول مخالف عسر مقدم است ولی اگر قبلاً معسر بوده قول او مبنی بر عسر مقدم است و اگر هر دو موضوع نامعلوم است آیا مورد را از موارد تداعی یعنی موضوعی که دارای دو مدعی است بدانیم و یا قول مدعی عسر را مقدم بدانیم مورد تردید است لکن بعید نیست که قول عسر را مقدم بدانیم.
همانطور که ملاحظه می شود اینجا تقدیم قول یسر که اصل بر یسر باشد بطور کلی مطرح نشده ولی تقدیم قول عسر را نزدیک به واقع دانسته اند.
مرحوم شهید ثانی (ره) در کتاب شرح لمعه در این رابطه در صورت مشخص نبودن حالت سابقه یسر برای مدیون اعسار او را مقدم دانسته و اصل را بر عسر دانسته است.
شهید ثانی می فرماید: انما یجس مع دعوی الاعسار قبل اثباته لوکان اصل الدین مالاً کالقرض اوعوضا عن مال کثمن المبیع فلو انقضی الامران کالجنایه و الاتلاف قبل قوله فی الاعسار بیمینه لاصاله عدم المال (اللمعه الدمشقیه ج40،ص40، چاپ نجف) یعنی در مواردی که بدهکاری به سبب مال باشد مثل آن که مدیون پول قرض کرده و یا بدهکاری به سبب عوض مال باشد یعنی مدیون مبیع و مالی را خریده که هنوز ثمن او را نداده اینجا اگر بدهکار ادعای اعسار کرد او را حبس می کند تا وقتی که اعسار خود را ثابت کند و وقتی اعسار ثابت شد او را رها می کند فاذا ثبت اعساره خلّی سبیله ولی اگر این دو نباشد یعنی سابقاً مالی دراختیار مدیون قرار نگرفته مثل اینکه مدیون در اثر جنایت یا اتلاف مال بدهکار شده است اینجا اگر مدعی اعسار باشد قول او با قسمی که می خورد قبول است زیرا که اصل در اینجا نداشتن و نبود مال است.
همانگونه که عبارت ایشان معلوم است مرحوم شهید ثانی (ره) معتقد است در مواردی که قبلاً مالی در اختیار مدیون قرار گرفته مثل دو مورد ذکر شده که قبلاً مدیون پولی قرض کرده و یا جنسی راخریده و مالی را در اختیار گرفته چون حالت سابقه او یسر بوده همان حالت استصحاب می شود و تا وقتی که ثابت نکند که معسر گردیده در حبس می ماند ولی در جایی که سابقاً مالی در اختیار او قرار نگرفته مثل اینکه جنایتی کرده و بدهکار شده یا همسری گرفته و تعهد مهریه کرده اینجا اگر مدعی عسر باشد قول او پذیرفته است با قسمی که می خورد یعنی مرحوم شهید به استناد اصاله عدم المال اصل را بر عسر دانسته این بود نظر بعضی از بزرگان فقه در مورد اصل اولی نسبت به مدیون از نظر عسر و یسر اما بررسی موضوع از دیدگاه قانون.
1-2-4 بررسی موضوع از منظر قانون
در ذیل ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی درمورد محکوم علیه برپرداخت مال چنانچه مالی از وی جهت استیفاء حق محکوم بدست نیاید آمده- بنا به تقاضای محکوم له ممتنع را در صورتیکه معسر نباشد تا زمان تأدیه حبس خواهد کرد (قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی مصوب 10 آبان 1377). ملاحظه می شود حبس محکوم علیه ممتنع از پرداخت حق محکوم له مقید شده به عدم عسر یعنی در صورتی قانون اجازه حبس محکوم علیه را با تقاضای محکوم له داده که ثابت شود محکوم علیه معسر نیست والا حبس وی جایز نمی باشد.
از طرف دیگر در ماده 3 قانون ذکر شده آمده هر گاه محکوم علیه مدعی اعسار شود (ضمن اجرای حبس) به ادعای وی خارج از نوبت رسیدگی و در صورت اثبات اعسار از حبس آزاد خواهد شد. ظاهر این ماده این است که در مواردی محکوم علیه مدعی اعسار است یعنی هنوز اعسار و عدم اعسار ثابت نشده جایز است قبل از بررسی و اثبات، محکوم علیه را حبس کرد، سپس در مورد ثبوت و عدم ثبوت بررسی نمود که ظاهر این دو ماده یک نوع تنافی را می رساند.
تاریخچه زندان در اسلام
1-3-1 پیدایش زندان در اسلام
تقریباً میان همۀ مورخان و محدثان مسلم است که درعصر پیامبر صلی الله و علیه و اله و سلم زندان به معنی محل خاص برای بازداشت مجرمان وجود نداشت. این به خاطر آن نبود که پیامبر صلی الله و علیه و اله و سلم وجود زندان را نامشروع می دانست بلکه بیشتر به خاطر عدم گستردگی جامعه اسلامی بود. مخصوصاً درآغاز انقلاب اسلامی تعهد مردم به قوانین بیشتر بود و متخلف کمتر یافت می شد.
لذا در آیات قرآن نیز جمله ای که نشان دهد در آن عصر زندانی وجود داشته باشد مطلقاً دیده نمی شود.
اما درعین حال در مورد مجرمانی که باید بازداشت شوند تا تکلیف آنها روشن گردد. یا بدهکارانی که با داشتن امکانات از پرداخت بدهی خود سرباز می زدند.یا اسیرانی که در جنگهای اسلامی به دست مسلمانان می افتادند از طریق دیگری استفاده می شد. اغلب، در مجموعه احکامی که سیرۀ امام علی علیه السلام و از خصوص فقهای مسلمانان که در ارتباط با طبیعت زندان و این که آیا زندان حداست یا تعزیر و مدت آن باید چقدر باشد بیان شده است.
با این حال، زندان در صدر اسلام مانند دیگر مجازاتها تابع مقررات ویژه ای بود که از اصول اسلامی و نصوص شرعی بدست آمده بود. طبق تحقیقات به عمل آمده، در بیشتر ازسی مورد به جواز حبس افراد خطاکار، خواه به عنوان حد و خواه تعزیر در شریعت تصریح شده است .(الوائلی، پیشین، ص12).
اما آنچه در این مورد قابل توجه و دقت می باشد این است که نحوه و شکل زندان با شکل کنونی که فعلاً رایج می باشد متفاوت می باشد که به بیان بعضی از آنها می پردازیم.
1- گاه مجرمان را در گوشه ای از مسجد زندانی می کردند. و از آنجا که قفل و بندی در کار نبود کسی مراقب او می گذاشتند تا فرار نکنند یا خطی به دور او می کشیدند و به او سفارش می کردند که قدم از آن دایره بیرون نگذارد وگرنه مسئول است و او هم به دلائل خاص اجتماعی و اینکه مبادا جرمش سنگین تر شود پا از دایره بیرون نمی گذاشت و شاید تعبیر به ترسیم در بعضی از روایات اشاره به همین مطلب است.
2- زندانی کردن در دالان خانه، زیرا بسیاری از خانه ها دالانی داشت که میان در خانه و صحن حیاط قرار گرفته بود. و چه بسا طرف داخلی حیاط نیز دارای در بوده و به این ترتیب هنگامی که در خانه و در حیاط بسته می شد عملاً دالان تبدیل به زندان می شد برای نگهداری مجرمان.
3- زندانی در خانه ها: خود نوع دیگری از زندان بود چنانکه قرآن دستور می دهد که زنان بدکار را در خانه ها زندانی کنید تا مرگشان فراررسد. (سوره نساء، آیه 15).
4- ملازمت، شکل دیگری از زندان بود به این ترتیب که مثلاً شخص طلبکار، بدهکار متمکن را همراه خود می برد و از او جدا نمی شد تا حقش را اداء کند.
5- «مسأله» بردگی اسیران نیز جانشین زندان بود که احکام آن در فقه اسلامی ... آمده است. البته اینها اشکال بسیار ساده و ابتدایی زندان بود که با گذشت زمان و گسترش جامعۀ اسلامی و پیچیدگی زندگی و افزایش عدد مجرمان، این امر تغییر شکل یافت و زندان به صورت یک ساختمان به وجود آمد.
1-3-2 تحولات صدر اسلام در مورد زندان
نخستین زندان در زمان خلافت عمر تأسیس شد. گرچه بعضی از مورخان اصرار دارند که در عصر سه خلیفۀ اول زندان به معنی جای خاصی که مجرمان در آن نگهداری شوند وجود نداشت و تنها در عصر امیرالمؤمنین علی علیه السلام بود که زندان ساخته شد.
اما این ادعا مخالف روایات بسیاری است که می گویند عمر نخستین کسی بود که اقدام به تأسیس زندان نمود. شاهد این مطلب سخنی است که ابن همام در کتاب «شرح فتح الغدیر» مخصوصاً از تعبیر «قعر مظلمه» به خوبی استفاده می شود که زندان گود و تاریک اصطلاح سیاهچال بوده است. قرائن دیگری نیز گواهی می دهد که چنین زندانی در آن عصر بود.
زیرا با گسترش عظیم کشورهای اسلامی و طبعاً گسترش دامنه جرم، هرگز نمی توان باور کرد که مطلقاً زندانی برای نگهداری مجرمان وجود نداشته است.
تنها سخنی که می توان در زمینۀ جمع میان گفتار کسانی که وجود زندان را در عصر عمر نفی کرده و کسانی که روی وجود آن پافشاری دارند، بیان کرده این است که عمر اقدام به ساختن زندان نکرد و تنها همان خانه «صفوان بن امیه» بود که خریداری نموده بود، و از آن برای این منظور استفاده می کرد. ولی در عصر امیرالمؤمنین علیه السلام شخصاً اقدام به ساختن زندان فرمود، اما جالب اینکه در تواریخ آمده است که حضرت نخست زندانی از بوریای فارس ساخت که هم نور فراوان داشت و هم هوا و نام آنرا «نافع» گذاشت.
شاید بدین منظور که این زندان از نظر اخلاقی در روح مجرم اثر بگذارد و به زودی اصلاح شوند.
ولی متأسفانه وضع این زندان مورد سوء استفاده قرار گرفت و دزدها دیوار آنرا سوراخ کرده و فرار کردند. امام علیه السلام ناچار زندان محکمی از گل ساخت و آنرا «مخیس» نامید .(مرادی، واژه نامۀ فقه اسلامی، واژۀ سجن، سال 1382).
بنابراین، هم آنهاییکه می گویند نخستین زندان در عصر علی علیه السلام ساخته شد درست است و هم آنهاییکه می گویند اولین زندان در زمان عمر تأسیس شده است درست است.
چرا که تشکیل و تأسیس زندان حتماً به معنی ساختن محل جدید نیست بلکه با خریدن خانه ای و تبدیل آن به محلی برای زندان نیز امکان پذیر است. و همانطور که قبلاً اشاره کردیم اصولاً گسترش کشورهای اسلامی درعصر خلیفۀ دوم به قدری زیاد بود که ادارۀ جامعه آن روزها بدون وجود زندان برای مجرمان امکان پذیر نبوده است و ظاهر این است که اصرار به انکار این معنی که در فقه حنفی نوشته شده آورده است که نقل می کند در عصر پیامبر و زمان خلافت ابوبکر زندانی وجود نداشت و مجرمان یا در مسجد و یا در دالان خانه زندانی می شدند تا اینکه عمر خانه ای را در مکه به چهارهزار درهم خریدو زندان قرار داد. (السّیواسی، کمال الدین محمدبن عبدالواحه، شرح فتح الغدیر، ج5، ص471).
مسأله خریدن خانه ای در مکه توسط عمر در کتب دیگر مانند کتاب «النظم الاسلامیه و الشریعه» نیز آمده است، آنها تصریح کرده اند که عمر آن خانه را از صفوان بن امیه یکی از سران مکه خریداری کرد. ابواسحاق شیرازی نیز در کتاب «مهذب» که در فقه شافعی نوشته شده خریداری خانه توسط عمر و تبدیل شدن آن را به زندان آورده است. (الشیرازی، ابی اسحاق، المهذّب، بیروت، دارالکتب، ج2، ص 294).
از قرار معلوم بعضی از شعرا در عصر خلیفۀ دوم نیز مسائلی را ضمن اشعار خود می سرودند که ناخوشایند او بود یا مخالف شرع بود که او کراراً دستور می داد آنها را زندانی کنند.
آنها از درون زندان اشعاری دائر بر عذرخواهی و بی گناهی خود می سرودند و برای عمر می فرستادند که در مجموع گواه زنده دیگری بر وجود زندان در آن عصر است.
از جمله شاعری است بنام «حطیئه» که عمر او را زندانی کرده بود او این دو بیت را سرود و برای وی فرستاد.
ماذا تقول لافراخ بذی مرخ حرالحواصل لاماء و لاشجر
القیت کاسبهم فی قعر مظلمه فارحم علیک سلام الله یا عمر
او در این بیت وضع کودکان خود را چنین ترسیم کرد و می گوید: در پاسخ جوجه های سینه قرمزی که بدون آب و علف در منطقه «ذی مرخ» افتاده اند چه خواهی گفت، تو، نان آور آنها در قهر ظلمت کوه ای افکنده ای، بیا و بر آن رحم کن، سلام خدا برتو ای عمر.
بیشتر به مسائل سیاسی و تعصبات قومی باز می گردد وگرنه هم تاریخ به آن گواهی می دهد و هم قرائن اوضاع و احوال، به هر حال هر چه بود در آن عصر زندان محلی برای نگهداری مجرمان، بدهکاران متمکن و مانند آن بود.
پس از آن هر روز زندان به صورت پیشرفته و محکم تر و با دیوارهای مرتفع تر ساخته شد و افراد متخلف و گناهکار و در خیلی مواقع مخصوصاً در عصر بنی امیه افراد بی گناه محبوسی بودند و ساز و کار زندان به کلی دگرگون شد و مرکزی برای مخالفان سیاسی و متعرضان به حق و آمران به معروف و ناهیان به منکر گردید.
| دسته بندی | برنامه ریزی شهری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1138 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 190 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده
مقدمه
فصل اول: کلیات
1-1: طرح مسئله ................................... 2
1-2: ضرورت تحقیق.................................. 4
1-3- انگیزه تحقیق................................. 4
1 –4 : اهداف تحقیق................................ 5
1-5 :سوالات تحقیق.................................. 6
1-6 :فرضیات تحقیق................................. 6
1-7 : پیشینه تحقیق................................ 6
1-8-روش تحقیق ..................................... 8
1-9- فرایندهای تحقیق .......................... 8
1-10- روشهای جمع آوری اطلاعات ...................... 8
1 – 11- ابزار تحقیق ............................... 8
1-12- محدودیت های و تنگناهای تحقیق ............ 9
فصل دوم : مبانی نظری پژوهش
2-1- : مبانی نظری یا تئوریک پژوهش............ 11
2-2- : تعاریف و مفاهیم......................... 12
2-2-1- برنامه ریزی منطقه ای.................... 14
2-2-2- مفهوم رشد اقتصادی....................... 15
2-3 – تفاوت رشد و توسعه اقتصادی................ 16
2-3-1-الف ) توسعه علمی......................... 17
2-3-2-ب) توسعه سیاسی........................... 17
2-3-3-ج) توسعه فرهنگی.......................... 18
2-3-4-د) توسعه پایدار.......................... 19
2-4- سابقه برنامه ریزی منطقه ای ............... 19
2-5- سابقه برنامه ریزی در ایران ............... 21
2-6- فرایند تاریخی توسعه و توسعه نیافتگی در جهان ............................................... 23
2-7- نظریه ها و الگوهای توسعه ................. 25
2-7-1- نظریه تسلسل فقر توده های و شهرگرایی..... 25
2-7-2- نظریه حداکثر استفاده از زمینهای کشاورزی 26
2-7-3- نظریه قطب رشد........................... 27
2-7-4- نظریه مرکز پیرامون...................... 30
2-7-5- تئوری مرحله ای روستو.................... 31
2-8- استراتژی های مختلف توسعه اقتصادی.......... 32
2-9- تکنولوژی مناسب برای کشورهای در حال توسعه . 36
2-10- معیارهای سنجش رشد و توسعه ............... 37
2-11- شاخص های سنجش توزیع درآمد................ 41
2-12- شرایط لازم جهت موفقیت در هدایت توسعه ای .. 42
فصل سوم :ویژگیهای جغرافیایی منطقه محل پژوهش
3-1-ویژگیهای طبیعی............................. 46
3-1-1-موقعیت و حدود جغرافیایی.................. 46
3-1-2- ویژگیهای عمومی زمین شناسی............... 48
3-1-3-. وضعیت گسل ها در زلزله خیزی منطقه....... 56
3-1-4- هواشناسی و اقلیم........................ 60
3-1-5- پوشش گیاهی وحیات جانوری................. 63
3-1-6- ویژگیهایی خاک منطقه................................................ 64
3-2- ویژگیهایی اجتماعی و فرهنگی..................................... 67
3-2-1- توزیع و پراکندگی جمعیت.................. 67
3-2-2- توزیع سنی جمعیت......................... 68
3-2-3- توزیع جنسی جمعیت........................ 71
3-2-4- موالید و مرگ و میر...................... 71
3-2-5 - رشد جمعیت.............................. 75
3-2-6- بار تکفل خانوار........................ 77
3-2-7- بعد خانوار وتغییرات آن.................. 81
3-2-8- روند مهاجرت................................................................. 82
3-2-3- وضعیت شاخصهای توسعه فرهنگی................................ 84
3-4- ساختار فضایی کالبدی....................... 92
3-4-1- تقسیمات سیاسی........................... 92
3-4-2- روند تحولات جمعیتی....................... 96
3-5- وضعیت سکونتگاههای روستایی................. 98
6- ویژگی های اقتصادی جمعیت .................... 99
3-6-1- جمعیت شاغل به تفکیک بخش های مختلف اقتصادی............................................... 99
3-6-2- بهره برداری از منابع نفت وگاز........... 104
3-6-3- فعالیت صنعتی (شهرک های صنعتی )......... 105
3-6-4- وضعیت موجود بخش معدن.................... 106
3-6-5- وضعیت اشتغال در بخش کشاورزی ............ 107
3-7- موسسات بهداشتی ودرمانی.................... 108
3-8- شبکه راههای ارتباطی....................... 110
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل عوامل اجتماعی و اقتصادی
4-1-تحلیل وضعیت اجتماعی و فرهنگی منطقه......... 114
4-1-1- تحلیل جمعیت وتغییرات آن................ 114
4-1-2- تحلیل تراکم ورشد جمعیت................. 115
4-1-3- بررسی روند مهاجرت...................... 118
4-1-4- تحلیل ویژگیهای اقتصادی................. 119
4-1-4- الف) تحلیل جمعیت فعال وغیر فعال......... 119
4-1-4- ب) نرخ فعالیت اقتصادی منطقه............. 120
4-1-4-ج) تحلیل روند اشتغال..................... 120
4-1-4-د) روند نرخ بیکاری....................... 121
4-1-5-تحلیل ویژگیهای فرهنگی.................... 121
4-1-6 بافت فرهنگی ورهیافتهای توسعه............. 123
4-2- تحلیل فضایی-کالبدی........................ 125
4-2-1- تحلیل پراکندگیها وقلمروهای مناطق طبیعی(اکوتوریسم)............................................... 126
4-2-2- تحلیل فضایی جمعیت شهری و روستایی....... 128
4-2-3- تغیرات فضایی اندازه جمعیت در دوره1385 -1375............................................... 130
4-2-4- تحلیل دلایل جابجایی جمعیت.............. 130
4-2-5 نتیجه گیری از روند تحولات جمعیتی......... 132
4-6-بررسی وتحلیل ساختار اقتصادی................ 133
4-6-1- بخش صنعت ومعدن......................... 135
4-6-2- بخش کشاورزی............................ 137
4-6-3- بخش خدمات............................... 141
4-6-4- توزیع هزینه ودرآمد بهد تفکیک شهر وروستا. 143
4-6-5- درآمدهای عمومی استان.................... 143
4-7- شاخصهای توسعه انسانی ..................... 144
4-8- خدمات بهداشتی درمانی ..................... 145
4-9- قابلیتهای منطقه در بخشهای مختلف اقتصادی... 146
فصل پنجم:آزمون فرضیات ؛ :نتیجه گیری وبیشنهادات
آزمون فرضیات................................... 149
نتیجه گیری..................................... 152
5-1- مسایل اساسی استان......................... 162
5-2- عمده ترین تنگناها وقابلیتهای اقتصادی...... 163
5-3-راهبردهایی جهت برنامه های بلند مدت در منطقه 167
راهکارهای عمومی................................ 171
منابع وماخذ.................................... 173
چکیده به انگلیسی
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول:3-1-تقسیمات سیاسی استان در سال 1385....... 48
حدول: 3-2-طبقات شیب اراضی ..................... 51
جدول:3-3-محدوده استان در طبقات شیب............. 52
جدول:3-4-طبقات ارتفاع از سطح دریا.............. 54
جدول:3-5-طبقات ارتفاع محدوده استان............. 55
جدول:3-6-نتایج سرشماری نفوس ومسکن1385.......... 68
جدول:3-7-توزیع سنی جمعیت در استان در مقایسه با کشور 69
جدول:3-8-نسبت جنسی جمعیت....................... 71
جدول:3-9- موالیداستان به تفکیک شهر و روستا .... 73
جدول:3-10-نرخ رشد سالانه ی جمعیت ............... 74
جدول:3-11-بار تکفل استان ...................... 76
جدول:3-12- مقدار سهم جمعیت شهری وروستایی....... 78
جدول:3-13- مقایسه بعد خانوار استان ............ 79
جدول:3-14- مقصد مهاجران خارج شده ازاستان....... 81
جدول:3-15- مبدا مهاجران وارد شده به استان ..... 82
جدول:3-16- مهاجران داخلی در مقایسه با کل کشور . 82
جدول:3-17- مراکز بهداشتی ودرمانی............... 84
جدول:3-18- شاخص های توسعه انسانی .............. 85
جدول:3-19- میزان با سوادی...................... 85
جدول:3-20- کتاب خانه ها وتعداد کتاب ها......... 87
جدول:3-21- شمارگان مطبوعات محلی ............... 88
جدول:3-22- برنامه های صدا وسیمای استان......... 89
جدول:3-23- تعداد سینما های استان............... 89
جدول:3-24- گردشگران وا رد شده به استان ........ 90
جدول:3-25- تاسیسات اقامتی ورفاهی .............. 91
جدول:3-26-مساحت وتعداد شهر های استان........... 91
جدول 3-27- تعداد شهر های استان ................ 97
جدول:3-28- جمعیت بیکار استان بر حسب جنس........ 100
جدول:3-29- وضعیت اشتغال جمعیت ................. 100
جدول:3-30- توزیع جمعیت جویای کار (بالای 10 سال) 101
جدول:3-31- اشتغال در بخش های مختلف اقتصادی .... 101
جدول:3-32- تولید ناخالص داخلی ................. 102
جدول:3-33- ضریب توزیع ومقدارسرمایه............. 103
جدول:3-34- مشخصات شهرک های صنعتی .............. 104
جدول:3-35-واحد های صنعتی بهره برداری شده....... 105
جدول:3-36- معادن در حال بهره برداری و شاغلان بخش معدن 106
جدول:3-37-مزاکر بهداشتی و درمانی............... 109
جدول:3-38- تعداد تونلها و پل ها .............. 110
جدول:3-39-مشخصات راه های اصلی وفرعی استان...... 111
جدول:4-1- شاخص های جمعیت نیروی انسانی،وسواد در استان 119
جدول:4-2-مسیر های گردشگری عمومی استان ......... 127
جدول:4-3- مهاجرت های میان منطقه ای وخالص در استان 131
جدول:4-4- ضریب توزیع تعداد سرمایه وصنعت ....... 134
فهرست نمودار
عنوان صفحه
نمودار3-1- هیستو گرام طبقات شیب............... 52
نمودار3-2- هیستو گرام طبقات ارتفاع .......... 55
نمودار3-3- هرم سنی و جنسی جمعیت ............... 69
نمودار3-4- تغییرات نسبت جنسی ................. 71
نمودار3-5- میزان موالید .................... 73
نمودار3-6- در صد مرگ ومیر .............. 74
نمودار3-7- متوسط رشد سالانه جمعیت ............. 76
نمودار3-8- بار تکفل خانوار ........ 78
نمودار3-9- تراکم نسبی جمعیت ................... 79
نمودار3-10- سهم جمعیت شهری..................... 80
نمودار 3-11- سهم جمعیت روستایی................. 80
نمودار3-12- بعد خانوار به تفکیک شهر وروستا.... 81
نمودار3-13- مبدا مهاجران وارد شده ...... 83
نمودار3-14- مقصد مهاجران خارج شده ............. 83
نمودار3-15- مقایسه شاحص های با سوادی........... 86
نمودار3-16- مقایسه شاخص پوشش تحصیلی............ 86
نمودار3-17- مقایسه روند جمعیت شهری ........... 97
نمودار3-18- جمعیت شهر های استان................ 97
نمودار3-19- سهم آبادی های سکنه وخالی از سکنه .. 98
نمودار3-20- اشتغال بخش های مختلف استان 102
نمودار3-21- بهروری نیرو ی انسانی ..... 103
نمودار3-22- وضعیت اراضی کشاورزی ....... 108
نمودار 4-1 منحنی لورنز در مناطق شهری .......... 129
نمودار 4-2 تعداد و سهم آبادهای استان .......... 129
نمودار 4-3 شاغلان بخش معدن ..................... 137
نمودار 5-1 دلایل توسعه نیافتگی استان ........... 170
فهرست نقشه ها
عنوان صفحه
نقشه شماره 1- موقعیت استان در کشور ............ 47
نقشه شماره 2- شهرستان های استان................ 50
نقشه شماره 3- نقشهDEM طبقات ارتفاع استان..... 53
نقشه شماره 4 – خطرات نسبی زمین لرزه ........... 58
نقشه شماره 5- شبکه راههای استان ............... 59
نقشه شماره 6- منابع آب استان ................. 62
نقشه شماره 7 – کار بری اراضی .............. 66
نقشه شماره 8 - پراکندگی جمعیت در استان........ 70
نقشه شماره 9 – واحد های اداری وسیاسی........... 94
نقشه شماره 10- مکان های گردشگری در استان....... 95
نقشه شماره 11- کانون های توسعه ی تمرکز محوری دراستان(طرح پیشنهادی نگارنده)....................................... 169
چکیده
این رساله به بررسی وضعیت موجود و تحلیل توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی استان کهگیلویه و بویراحمد می پردازد
در این پروژه تمامی قابلیت های محیطی و انسانی از یک طرف و محدودیت های محیطی و انسانی نیز شناسایی و بررسی می شوند . در این مسیر ضمن امکان سنجی منابع داخلی به عواملی که از بیرون از منطقه می توانند توسعه یا عدم توسعه یافتگی منطقه دخالت داشته باشند ، پرداخته می شود در بررسیهای انجام شده از مجموعه عوامل تأثیر گذار در امر توسعه منطقه ضعف زیر ساخت ها و شبکه های ارتباطی – موانع اجتماعی و فرهنگی و ضعف مدیریتی در شبکه های اداری سیاسی بارزترین و برجسته ترین موانع توسعه یافتگی منطقه بوده اند .
حال با توجه به منابع غنی نفت و گاز و معادت کانی غیر نفتی و منابع غنی آب و خاک و توسعه نیروی انسانی در داخل و نیز موقت ممتاز منطقه در محل تلاقی استانهای صنعتی کشور و مناطق استراتژیک نفت و گاز مثل عسلویه بوشهر – پتروشیمی ماهشهر و بندر امام و دسترسی سریع به بنادر خلیج فارس ، می توان با برنامه ریزی بهتر و اولویت بندی طرحهای عمرانی به توسعه همه جانبه منطقه سرعت بخشید . که برای رسیدن به این امر مهم باید مهمتر از همه به توسعه انسانی به عنوان زیر بنای توسعه اقتصادی توجه خاصی نمود .
مقدمه
امروزه در جهان کمتر کشوری شاهد می شود که با دقت هر چه بیشتر به امر برنامه ریزی در جهت توسعه منطقه ای مشغول نباشد امر توسعه ؛ مخصوصاً توسعه اقتصادی ؛ سابقه برنامه ریزی در جهان دارد و این سابقه خوشبختانه تجربیات بسیار سودمندی را در اختیار جهان معاصر قرار داده تا ضمن بررسی آنها به بومی کردن الگوهای توسعه در کشور و جامعه خود پرداخته تا از قطار سریع رشد و توسعه جهانی عقب نمانند .جامعه توسعه یافته غرب در پی تحول اساسی در تمام زمینه های فرهنگی و اقتصادی خود در قرون گذشته موفق به دست یابی به این امر نموده که امروزه جوامع کمتر توسعه یافته جهان سوم سعی در تقلید نادرست از آنها هستند . که به علت عدم تناسب با شرایط داخلی تأثیری منفی در این جوامع بر جای گذاشته است
در درون کشورهای جهان سوم ناهمگونی جمعیت و محیط طبیعی ، مشکلات فرهنگی و قومی زیر ساخت های لازم جهت توسعه منطقه ای و بخشی و مهمتر از همه عقب ماندگی ساختارهای سیاسی و حکومتی مانع حرکت این جوامع در مسیر اصلی توسعه شده است
در ایران نیز علیرغم اینکه سالهاست برنامه های (میان کدام توسعه منطقه ای اجرا می شود ، به دلایل مختلف این برنامه ها در عمل به هدف اصلی که از قبل مشخص می شود نمی رسند و دخالت های عوامل خارجی و داخلی عملاً خاصیت و ارزش اصلی و یا عوامل سیاسی و موقعیت خاص توسعه یافته اند به طوری که ناهمگونی و اختلاف سطح توسعه شهری و روستایی کاملاً ملموس است .قطب اول توسعه کشور تهران به لحاظ موقعیت اداری – سیاسی نزدیک به نیمی از تمامی امکانات کشور را جذب می کند و این امر به رشد کانونهای دیگر توسع مثل قم . قزوین . کرج کمک نموده است و در شمال شرق اهمیت و نقش مذهبی مشهد و موقعیت ممتاز مالی استان فارسی کمک زیادی به توسعه کانون شمال شرق نموده است . حوزه شمال غرب نیز آذربایجان به لحاظ نقش اهمیت تاریخی خود و نیز تجارب مرزی و نقش کلان شهر تبریز باعث تقویت آن شده است شهر اصفهان را می توان بعد از تهران دومین قطب توسعه یافته کشور دانست . توسعه ای که متکی به خود منطقه است و است و کمتر منطقه ای را می توان یافت که چون اصفهان به لحاظ ساختاری توسعه یافته باشد امری که ناشی از تفکر و تخصص و اندیشه های نیروی بومی استان است.در جنوب با وجو اینکه شاهرگ اقتصادی تمام ایران است ، اما از لحاظ توسعه و عمران شهر و روستا رشد چندانی نکرده است. دیار غنی و داغ جنوب فقط مثل شمع می سوزد تا مردم ایران زمین از روشنایی آن استفاده کنند و چراغ زندگیشان روشن بماند اما غافل از اینکه در کنار این ذخایر سرشار نفت و گاز و تجارت جنوب ، توده عظیمی از مردم در انتهای خط فقر زندگی می کنند . شبکه های ارتباطی ضعیف و شهرهای توسعه نیافته که با کمی توجه و نگاه به مناطق بیابانی جنوب خلیج فارس می توان نقش ذخایر نفت و گاز را در توسعه کشورها مشاهده کرد .
استان کهگیلویه و بویراحمد یکی مناطقی است که علیرغم توانهای محیطی و انسانی فراوان چه از نظر موقعیت جغرافیایی و چه از نظر منابع عظیم معدنی به دلیل بی توجهی در امر برنامه ریزی و ومدیریت استانی. اکنون یکی از کم توسعه یافته ترین مناطق کشور است که مشاهده این توسعه نیافتگی نگارنده را واداشت تا به بررسی این موضع در این رساله بپردازد در این پژوهش به بررسی و تحلیل در توسعه نیافتگی پرداخته و ضمن معرفی قابلیت های اصلی راهکارهایی جهت دست یابی به توسعه در منطقه پیشنهاد داده است
در فصل اول این رساله ، اهداف فرایندهای پژوهش و نیز پیشینه چنین طرحهای پژوهشی در منطقه آمده است .در فصل دوم مبانی نظری توسعه و برنامه ریزی منطقه ای و ایران و الگوها تئوریهای مهم توسعه ذکر شده است و نیز شاخص های توسعه نیافتگی اشاره شده است
در فصل سوم ویژگیهای جغرافیایی منطقه و نیز وضعیت موجود استان به لحاظ اجتماعی و فرهنگی اقتصادی و نیز کالبدی – فضایی مطابق با آخرین آمارهای موجود بررسی شده است
در فصل چهارم به تجزیه و تحلیل شاخص ها قابلیت های و نیز محدودیت های توسعه منطقه پرداخته شده است و در فصل پنجم نیز به مسایل اساسی منطقه و راهکارهایی جهت رسیدن به توسعه منطقه ای پرداخته شده است .
فصل اول:
کلیات طرح
1-1- طرح مسئله
کشورهای صنعتی غرب که سالها جلوتر از جهان سوم راه توسعه نامتعادل و بدون توجه با شرایط محیط طبیعی چیزی جز نابودی محیط طبیعی و به دنبال آن نابودی محیط انسانی در جوامع ندارد ، حتی اگر کشوری در شرایط عالی توسعه صنعتی باشد ولی در صورت حفاظت نکردن از محیط طبیعی راهی جز سقوط و ضعف ندارد . از آنجائیکه انسان در محیط زندگی می کند و ناگریز از استفاده از منابع و امکانات محیط طبیعی خود است بنابراین حتی جوامع و مناطق که اختیار است محیطی خوبی دارند و توانسته اند رابطه خوب و سالمی با محیط خود برقرار کنند ، به توسعه ای متوازن و پویا دست یافتند . در ایران موقعیت جغرافیایی ممتاز . منابع غنی طبیعی . شرایط اقلیمی خوب و متنوع و جمعیت متناسب با وسعت . فضای لازم را برای توسعه فراهم نموده است که در صورت برنامه ریزی صحیح و علمی نگری به جای سطحی نگری و مصلحت اندیشی های سنتی و مهمتر از آنها توجه به حفظ محیط می توان توسعه ای همه جانبه را مشاهده نمود.استان کهگیلویه و بویراحمد با طبیعت سرشار و مناطق کوهستانی دست نخورده مورد مطالعه قرار نگرفته اند .
وجود منطقه ای با این آب و هوا و زیبایی های طبیعی کنار گرم ترین نقاط کشور در نوع خود جالب و قابل تأمل است که با استفاده بهینه از این طبیعت زیبا می توان سرمایه های زیادی حتی از کشورهای حوزه خلیج فارس جذب نمود وصنعت گردشگری که امروزه اقتصادی نامرعی نامیده می شود می تواند کمک زیادی به ساکنین دامنه های زیبایی زاگرس بنمایند که علیرغم داشتن اینهمه امکانات و قابلیت ها با زندگی مملو از رنج و سختی را تجربه نموده اند. بنابراین با مشکلاتی از قبیل کوهستانی بودن که خود مانع ایجاد ساختارهای شبکه های ارتباطی شده است که به نظر نگارنده یکی از مهمترین موانع توسعه منطقه و در بن بست قرار دادن آن می باشد .عبور شریانهای آب از قعر دره ها نیز مانع دسترسی ساکنین منطقه به منابع غنی آب گردیده با وجود ارااضی حاصلخیز و غنی کشاورزی رونق چندانی نیافته است .منابع غنی نفت گاز که حدود 25 درصد صادرات کشور را شامل می شود تأثیر چندانی در توسعه منطقه نداشته است و دیگر قابلیت هایی که می توانست این منطقه را در جایگاه مناسب توسعه منطقه ای قرار دهد.
منطقه موردمطالعه به لحاظ شرایط لزوم جهت قرارگرفتن دریک سطح مناسب ازنظرتوسعه یافتگی موقعیت بسیارخوبی را درقیاس با مناطق برخوردارکشوردارد زآنجاییکه بررسی توسعه یافتگی ورسیدن به آمارو ارقام ازنظررشد سالانه درآمد سرانه سطح سواد وغیره می تواند جایگاه مناسبی برای آن درنظرگرفت.چون منابع طبیعی وشرایط اقلیمی منطقه مورد مطالعه یکی ازشرایط جهت توسعه ازنظرجغرافیایی است.که می توان آنرا در بالاترین رتبه امتیازی اقلیم وشرایط طبیعی قرارداد .از نظرمنابع زیرزمینی هم وجودبیش از25%صادرات صادرات نفت وحجم زیادی منابع گازکشور و منابعی چون فسفات ودیگر.مکوهها ودشت های منطقه دست نخورده باقی مانده است نیز میتواندگواه این توانایی بالقوه باشد. قرار گرفتن دربین چهارمنطقه برخوردارازنظرمنابع وتوسعه یافتگی مثل اصفهان که یکی قطب های رشد کشورواز همه نظربعدازتهران مؤثرترین قطب اقتصادی و سیاسی کشورهست با خوزستان باموقعیت استراتژیک وذخایرعظیم نفت گاز و انرژی هیدرولیک وکشاورزی باتمام پیشینه فرهنگی وتوانایهای فراوان مراکز مهم پتروشیمی بندرامام وماهشهر،و بوشهربا داشتن یکی از بزرگترین مراکز تولید گاز جهان درعسلویه وپتانسیل بالاتجاری وجذب سرمایه که ساحلی بودن آن براین امتیاز نیز می افزاید.بنابراین محصور شدن دراین میان گذشته از تهدیدهای خارجی ولی فرصت های فراوانی را می تواند به لحاظ کارو سرمایه برای این استان ایجاد نماید.
1-2 - ضرورت تحقیق
محدودیت ها منابع محیطی و نیاز روز افزون جوامع بشری از در پی افزایش رشد جمعیت از یکسو و تحولات اجتماعی سالهای اخیر و بالا رفتن سطح زندگی در پی گسترش ارتباطات در جهان که منجر به پیوند رسانه ای در تمام جهان شده است که منجر به پیوند رسانه ای در تمام جهان شده است ، تلاش انسان را برای رسیدن به بهترین نوع بهره برداری و کیفیت بالای زندگی مادی دو چندان کرده است بنابراین رسیدن به چنین سطوح زندگی و استفاده بهینه از منابع با در اختیار گرفتن ابزارهای فنأوری جدید امکان پذیر می باشد بهمین دلیل توسعه علمی و فنی رسمیت یافته مایه امید انسانها برای غلبه بر بسیاری از مشکلات امروزی است که برای رسیدن به چنین توسعه ای برنامه ریزی لازم است .
چون برنامه ریزی تلاشی است آگاهانه برای رسیدن به هدفی مشخص در زمانی مشخص در منطقه محل پژوهش باید هر چه سریعتر اقدام به موانع اصلی در رسیدن به رفاه و آسایش ساکنین نمود تا انسانها در چند صباحی که زندگی می کنند لذتی از زنده بودن و زیستن خود در استفاده از نعمت های الهی احساس کنند و از نوع زندگی که سراسر سختی و زحمت از بدو تولد تا مرگز است دگرگون شود و تفکری جدید در شیوه زندگی ایجاد شود این شرایط دست یافتنی است به شرطی که ضمن شناخت قابلیت ها به برنامه ریزی در جهت استفاده هر چه بهتر از آنها اقدام نمود و با تلاشی همگانی و مستمر اقدام به ساختن جامعه ای پویا و سرشار از نشاط و شادابی در استان نمود چرا که در این استان با داشتن این همه منابع و قابلیت ها دیدن این همه محرومیت ها و سختی در زندگی ساکنین جای تأمل تفکر زیادی دارد .
1-3 - انگیزه تحقیق
آنچه اینجانب راوادار به انتخاب این موضوع نموده، مشاهده درد ورنج فراوانی است که، دراندامهای تکیده وچهرهای رنجور وفقرزده مردم آن دیارمشاهده نموده، و جور و جفایی که در سالیان گذشته توسط حاکمان ستمگر به این مردم تحمیل شده، وآنهارا اسیر و بازیچه هوسبازیها وقدرت طلبی های ایلی وطایفه ای خود نموده است.گذشته این مردم آکنده است ازظلم وستمی است که، با شمشیرهای زهر آلود تعصب وکج اندیشی حاکمان محلی، در پی قشون کشی وغارت وچپاول طوایف همجوار برگرده این مردم فرو رفته است0دامن زدن به اختلافات قومی وقبیله ای سالها و فکراین مردم رابخود مشغول کرده است. بسیاری از توانهای مردم سرزمین من زیر چکمه های تعصب واند یشه های خرافی راه یافته به پیکره ی فرهنگ غنی این دیار له شده اند،افسوس که هنوز هم بعضی از این کج اندیشیها وتنگ نظریها خواسته یا نا خواسته چسبیده به کالبد فرهنگ نسلهای امروز سرزمین من به حیات خود ادامه می دهند.
نویسنده وظیفه خود دانسته عقده ای را که سالها از دیدن ولمس این همه بدبختی ورنج کشیدگی مردان و زنان ایل وتبارم،در سینه داشته بازگشاید، شاید تا حدودی دینم را به سرزمین و آب وخاکم ادا کرده باشم. امروزه با توجه به وجود مناطق و کشورهایی دردنیا که از لحاظ توانائیها وداشته های طبیعی درسطح خیلی پایین قرار دارند.اما ازلحاظ توسعه اقتصادی به طورچشمگیری رشد کرده اند.امیدواری ما را دو چندان کرده که استان کهگیلویه وبویراحمد با وسعتی کم و جمعیتی متناسب با آن وبا داشتن پتانسیل بالا وبالقوه یکی از رده های بالا وحداقل میانی جدول توسعه ملی باشد.قویا معتقدم که درصورت اصلاح ساختار معیوب اداری-سیاسی و نظارت وجهت دهی صحیح می توان توسعه ی پایدار را در این منطقه مشاهده کرد0
1-4-اهداف تحقیق:
1-شناخت و بررسی ویژگیهای طبیعی وا نسانی ا ستا ن کهگیلویه وبویراحمد
2-تحلیل ویژگیهای کلی منطقه وامکان سنجی توسعه دربخشهای مختلف
3-ارایه راهکارهای مشخص برای توسعه منطقه ای
1-5-سوالات تحقیق:
1-5-1-آیا موانع اجتماعی-فرهنگی نقش اصلی را در توسعه نیافتگی منطقه داشته است؟
2-1-2-أیاشرایط توبوگرافی مانع اصلی توسعه استان بوده است؟
1-5-3-مشکلات مدیریتی وساختاراداری –سیاسی چه قدر در عدم توسعه ی استان نقش داشته است؟
1-6-فرضیات تحقیق:
1-6-1-به نظر می رسد مانع اصلی توسعه نیافتگی استان، با وجود بتانسیل بالا موانع اجتماعی فرهنگی است.
2-6-2-یکی از موانع مهم وتاثیر در توسعه نیافتگی استان،ویژگی زئومرفولوژیکی کوهستانی و صعب العبور آن میباشد.
1-7-پیشینه تحقیق :
1- طرح توسعه وعمران(جامع )دهدشت:
این طرح در سال 1282 توسط مهندسین مشاور جهان-پارس به سفارش سازمان مسکن و شهرسازی استان تهیه شده ،در این طرح ضمن بررسی ویژگیهای جغرافیایی عوامل جمعیتی شهروحوضه نفوذ وگذشته ازآن روند تغییرات جمعیتی شهرستان کهگیلویه نیز بررسی شده ا ست0 درطرح جامعه شهردهدشت ضمن بررسی رابطه شهردهدشت باروستاهای تا بعه درشهرستان به نوع فعالیت های اقتصادی دربخش های مختلف صنعت کشاورزی وخدمات درحوزه شهری پرداخته شد0وپیش بینی هایی بررسی توسعه آتی شد انجام شده است0
2-طرح توسعه و عمران( جامع) ناحیه گچسا ران
این طرح که بعد از تقسیم بندی استان به دو ناحیه گچساران(کهگیلو یه و گچساران و بهمئی ) و ناحیه دیگر یعنی بویراحمد و د نا توسط شرکت مهندسین مآب درسال به سفارش سازمان ملی وشهرسازی تهیه گردیده است0اولین طرح منطقه به تفکیک:شنا خت ویژگیهای جغرافیایی دوم: تجزیه وتحلیل عوامل طبیعی وانسانی وبررسی ویژگی های اقتصادی ناحیه درمقایسه با استان پرداخته است0درطرح عمران ناحیه گچساران و ویژگی های جمعیتی وناحیه با اولویت سکونت گا ههای انسانی اعم ازشهری –روستایی وعشایری به تفصیل مورد بررسی قرار گرفتند وعلاوه برآن ویژگیها وقابلیت های محیطی ناحیه ازکشاورزی گرفته ومعادل نفت وگازوکانی مورد برسی مورد بررسی قرار گرفتند وبا محورقرار دادن مکانهای مرکزی برای توسعه به تحلیل شاخص های مکان مرکزی درناحیه پرداخته ومحورتوسعه قطب های محلی رشد دا نسته که با توسعه این مراکز محلی می توان وتمرکز گرایی جمعیت برای ارایه خدمات کمک نمود0
3-طرح آمایش ا ستان:
این طرح باسفارش استانداری وتوسط دانشگاه شیراز درسال 1387با هدف امکان سنجی منطقه وارایه راه حل هایی برای برون رفت از مشکلات فعلی استان تهیه شده است0 طرح آ مایش استان با الهام گرفتن ازطرح کالبدی ملی ایران در5 بخش 0انسانی -اجتماعی ،فرهنگی،اقتصادی وفضایی تهیه، و نقشه های مورد نیاز نیز از منطقه تهیه شده است 0درطرح آمایش استان ویژگیهای جغرافیایی طبیعی وانسانی منطقه به تفصیل آمده وبا استفاده ازتحلیل های آماری ویژگی های جمعیتی واجتماعی راتغییر نموده اند0با توجه به پراکندگی نامتتوازن جمعیت دراستان که متا ثر از توپو گرافی منطقه است،مشکلات اصلی منطقه را عوامل طبیعی دانسته ولی عوامل فرهنگی واجتماعی را نیزسهیم دراین امرذکرنموده است0دراین طرح مسایل انسانی استان ونیز قابلیت های محیطی ومنطقه آورده شده راهکارهای مفیدی بررسی برنامه ریزی منطقه ای ارایه شده ا ست0
1-8-روش تحقیق
نوع پژوهش – کاربردی است که روش بررسی آن توصیفی – تحلیلی است .بعد از شناسایی کمی و کیفی منطقه و جمع آوری اطلاعات لازم از طریق کتابخانه ای ومیدانی ؛با انجام مصاحبه ومشاهده، به بررسی و تجزیه و تحلیل آنها به روش نرم افزا spss و exell برای رسیدن نتایج مورد نظر اقدام شده است .
1-9- فرایندهای تحقیق
1- تعریف توسعه و تفاوت رشد اقتصادی و توسعه
2- تدوین معیارهای برای ارزیابی سطوح توسعه منطقه ای
3- شناخت بررسی کامل ویژگیهای منطقه محل پژوهش
4- تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف منطقه از لحاظ توسعه
5 - ارایه رهنمودها و راهکارهای جهت بهبود و سطح توسعه منطقه
| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 306 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 239 |
فهرست صفحه
فصل اول:کلیات طرح
بیان مساله......................................................................................... 5
هدف واهمیت تحقیق......................................................................... 5
سوال های تحقیق............................................................................. 6
فرضیه ها وقلمرو تحقیق............................................................. 6
تعریف عملیاتی متغیرها وواژه های کلیدی...................... 7
روش تحقیق ....................................................................................... 7
محدودیت های تحقیق...................................................................... 7
فصل دوم: مطالعات نظری............................................................. 8
فصل سوم:روش شناسایی تحقیق................................................... 9
روش تحقیق........................................................................................... 9
جامعه آماری....................................................................................... 9
حجم نمونه و روش اندازه گیری.................................................... 9
ابزار جمع آوری اطلاعات................................................................. 9
روش تجزیه و تحلیل داده ها........................................................ 9
فصل چهارم: مبانی نظری ساختارگرایی.................................... 10
ساختار گرایی چیست.................................................................... 10
ساختار گرایی در ادبیات........................................................ 12
تاریخچه ساختار گرایی........................................................... 15
زبان شناسان چک........................................................................... 23
ساخت گرایان................................................................................... 25
کاربرد گرایان........................................................................... 28
پیشینه مطالعات زبان شناختی در ادبیات ایران ...... 30
بررسی صناعات ایران.................................................................. 30
بررسی گونه های ادبی............................................................... 32
سبک شناسی متون ادبی............................................................... 34
هنجار وهنجارهای زبانی........................................................... 36
زبان معیار..................................................................................... 37
گونه های زبانی........................................................................... 38
ویژه گیها و نقش زبان معیار............................................... 40
زبان فارسی معیار.................................................................... 42
برجسته سازی................................................................................... 45
ویژگیهای برجسته سازی............................................................. 47
گونه های برجسته سازی ....................... 48
قاعده افزایی............................................................................... 49
هنجار گریزی.................................................................................. 50
قاعده کاهی.................................................................................. 52
هنجار گریزی آوایی................................................................. 56
هنجار گریزی نوشتاری............................................................... 56
هنجار گریزی واژگانی............................................................... 56
هنجار گریزی نحوی...................................................................... 57
برخی از ویژگی های نحوی زبان ................ 62
هنجار گریزی سبکی ................................................................. 67
هنجار گریزی زمانی................................................................... 69
هنجار گریزی معنایی................................................................. 70
فصل پنجم:مباحث کاربردی....................................................... 72
عاطفه.............................................................................................. 72
عاطفه در شعرشاملو................................................................... 73
عاطقه در شعر احمدی................................................................. 84
زبان در شعر شاملو ............................................................... 88
زبان در شعر احمدی................................................................. 116
تخیل .............................................................................................. 120
تشبیه در شعر شاملو............................................................... 121
تشبیه در شعر احمدی............................................................... 134
تشخیص در شعر شاملو............................................................ 139
تشخیص در شعر احمدی............................................................... 147
استعاره مصرحه در شعر شاملو ....................................... 159
استعاره مصرحه در شعراحمدی.............................................. 164
موسیقی در شعر شاملو............................................................ 170
موسیقی در شعراحمدی............................................................... 182
فصل ششم:نتیجه گیری............................................. 189
منابع ومآخذ............................................................. 205
بیان مساله:
1-چرااز نظر ساختاردو شاعرکه هر کدام به عنوان مبدع وصاحب سبک در شعر معاصر هستند مورد بررسی قرار گرفته اند؟
2-ساختار شکنی شاملو واحمدی چه تاثیری در شعر معاصر گذاشته
3-اهمیت بحث ساختاری در شعر
4-ساختارها چگونه وبا چه ابزاری بررسی می شوند؟
5-آیا برای درک محتوا شناخت ساختار شعر لازم است؟
هدف واهمیت تحقیق:
رساله حاضرباعنوان بررسی تطبیقی ساختارشعر احمد شاملو و احمدرضااحمدی شامل دوبخش وهدف عمده است . بخش نخست الزاما به ملاحظات نظری اختصاص یافته است تاچارچوب نظری این بررسی مشخص گردد و امکان طبقه بندی موضوعاتی پراکنده در نظام ساختارگرایی مورد تحلیل قرار گیرد .از آنجا که مطالعات زبان شناختی ادبیات درایران نوپاست وتحقیقات انجام گرفته در این زمینه اندک ولی هدف انست تا درمعرفی و گسترش ساختارگرایی که شاخه ای از زبان شناسی است قدم کوچکی برداشته تازه ودید جدیدی درنگاه خواننده به متون ادبی به وجود آورد. دراین فصل تاریخچه ای مختصر ازساختار گرایی وچگونگی کاربرد ان درادبیات ارائه شده وهمچنین پیوند آن با علومی نظیر نشانه شناسی .مردم شناسی .زبان شناسی و... امده است واز نظریات ساختار گرایان بزرگی همچون رومن یاکوبسن .رولان بارت .تزوتان تودورف .لوی استروس و... ا که اغاز گروپردازنده این نظریه ادبی هستند استفده شده که به تفصیل در بخشهای بعدی به ان پرداخته خواهد شد.
بخش دوم که عمده تحقیق به ان اختصاص دارد به دوشاعر شهیر معاصر پرداخته که هرکدام آغازگرو به اوج رساننده روش و سبکی خاص در شعر معاصر هستند.
شعرهای بررسی شده از احمد شاملو شامل: هوای تازه باغ اینه ایدا دراینه شکفتن در مه ابراهیم در آتش مدایح بی صله حدیث بی قراری ماهان است که در مجموعه آثار شاملو جلد یکم جمع آمده شعرهای بررسی شده از احمد رضا احمدی شامل:مجموعه منتخبات که شامل گزیده ای از اشعار اوست و ساعت 10صبح بود.
سوال های تحقیق:
1:ایا زبان در شعر شاملو واحمدی باکارکردهای زبان معیار تفاوت دارد
2: عواملی که باعث تفاوت زبان این شاعران با زبان معیار شده کدامند
3:موسیقی چگونه دراشعار این دو شاعروارد شده
4:ایا موسیقی درنظر این شاعران جایگاهی دارد
5:صور خیال وتخییل در شعرهای شاملو واحمدی بیشتر درچه صنایع ادبی نمود پیدا کرده
فرضیه ها وقلمرو تحقیق:
1:شاملو ر واحمدی ازکارکردهای زبان معیار عدول کرده اند.
2:دربین شاعران یاد شده شاملو بسیار بیشتر و بهتر از کارکرد های متفاوت زبان در جهت شاعرانگی استفاده برده است و احمدی بسیار کمتر.
3:بیشتر برجستگی شعر احمدی در تخییل وتصویر سازی از طریق تشبیه و استعاره است
4:موسیقی بیشتر در شعر شاملو وجود دارد وباعث فخمامت درشعر او شده است.
تعریفات عملیاتی متغیرها و واژه های کلیدی:
واژه های کلیدی وراهگشای این رساله مانند ساختارگرایی،صورت گرایی،هنجار گریزی،برجسته سازی ،قاعده افزایی وغیره با استفاده از منابع ترجمه شده خارجی به فارسی بیشتر تعریف شده و مورد استفاده ما قرار گرفته است این گونه کلمات ودیدها نسبت به شعر یا ادبیات چونکه ساخته و پرداخته آنهاست ما نیز از آان تعریفات در جهت رسیدن به اهدافمان در جهت شناخت شعر استفاده می کنیم.
روش تحقیق:
این تحقیق به صورت کتابخانه ای و استفاده ازمجلات و سایتهای اینترنتی انجام گرفته است.
محدودیت های تحقیق:
نبود منابع کافی ورساله های مشابه یا مرتبط درباره ی شعر احمدی وعدم اقبال بیشتر جامعه ی شعری با شعر احمدی وموج نو باعث زحمات زیادی برای یافتن تاروپود شعرهای اوشد وباریزه چینی درمجلات ومصاحبه های ایشان در روزنامه ها وسخنان دیگران درباره ایشان تاحدی باخصوصیات شعر ایشان آشنا شوم.امااین مشکلات در بررسی شعر شاملو کمتر دیده شد کتاب های چون امیرزاده کاشی ها ازاستادگرانقدرم دکتر سلاجقه وکتاب ارزشمند سفر در مه از آقای پور نامداریان که به حق زحمت زیادی در شناساندن شعر شاملو کشیده اند توانستم دراین مسیر روان تر حرکت کنم.
فصل دوم:مطالعات نظری
دراین رساله سعی شده که برای رسیدن به هدف بررسی ساختار از بیشتر منابع خارجی وکمتر منابع داخلی( به علت کمبود منابع) در بحث نظریات پرداخته شود .در این مبحث نیز با مشکلاتی همراه بود
چون منابع خارجی ترجمه شده نیز بیشتر کلیات را مطرح کرده بودند وتا جایی که امکان داشت از نظریات بزرگانی چون یاکوبسن ٌُوتودورف و...استفاده شد واز چند منبع ارزشمند دیگر داخلی
مانند کتابهای آقای بابک احمدی یا کورش صفوی بیشترین استفاده برده شد اگر چه تعاریف آقای احمدی بیشتر کلی وکمتر عینی به نظر می رسید ولی در کتاب آقای صفوی بیشتر عینی بود در
قسمت کاربردی و پیشینه تحقیق در این مورد در رابطه با آثار شاملو تحقیقات و نقدهای زیادی شده است که بنده را در این راه یاری فراوانی کرده است از جمله کتاب امیرزاده کاشی ها از استاد ارجمندم دکتر سلاجقه وکتاب ارزشمند آقای پور نامداریان سفر در مه وکتاب آقای دستغیب وکتاب های دیگر ولی نقد ونظرهای بسیار کمتری در مورد ایشان وجود داشت جز در چند مجله یا کتابهای معدودی نیاز به تحقیقی جامع دارد که بنده با نگاه به آثارش بیشتر توانستم به چگونگی ساختار شعر او پی ببرم وپیشینه ای در این زمینه وجود نداشت یا اگر داشت بسیار کم بود
فصل سوم :روش شناسایی تحقیق
3-1روش تحقیق:روش تحقیق به صورت کتابخانه ای و اینترنت بوده است وهمچنین استفاده از سخنانشان در مجلات یا روزنامه ها
3-2جامعه آماری:در قسمت کاربردی نمونه های زیادی ذکر شده ولی دقیقا نمی توان آمار دقیقی از
آن داد بلکه سعی شده است تا حد امکان نمونه های دیده شده آورده شود
3-3نمونه ها در بیشترین بسامد ذکر شده مانند تشخیص که در دو شاعر مورد نظر بسیار آمده و همچنین تشبیه که کمتر از تشبیه واستعاره از آن دو کمتر
3-4جمع آوری اطلاعات با کمک اساتید گرامی وکتابهای راهگشا و سایتهای اینتر نتی انجام گرفته است
3-5 تجزیه وتحلیل با استفاده از بیشترین استفاده شاعر از عنصر خاصی که در متن آمده انجام گرفته مثلا در شعر احمدی بسامد تشخیص فراوان است وبسامد مثالهای موسیقی وزبان کمتر
فصل چهارم:مبانی نظری ساختارگرایی
ساختارگرایی چیست:
دراین قسمت تعریفات مختلفی از نظریه پردازان بزرگ آمده است
"روش جستجوی واقعیت نه در اشیای منفرد که در روابط میان آنهاست به نظر دوروتی سلز ساختارگرایی"
بررسی قوانین ترکیب هم در طبیعت وهم درمصنوعات انسانی است"همچنین از نظر رابرت اسکولز عبارت است از نظامی منسجم که علوم مدرن را وحدت بخشید وجهان را بار دیگر برای انسان قابل سکونت گرداند.ساختارگرایی چنان که از نامش بر میاید به ساختارها میپردازد و به خصوص به ان دسته از قوانین کلی رابررسی میکند که بر ساختارها حاکمند.
به گفته فردریک جیمسون ساختارگرایی "بازاندیشی درباره همه چیزها از دیدگاه زبان شناسی است"تحلیل ساختارگرایانه بران است که مجموعه قوانین شالوده ای ناظر برترکیب این نشانه ها(نظام خویشاوندی .مسابقه کشتی .نوع غذاو...)ورسیدن به یک معنا را استخراج کند وچنین تحلیلی تا حدودی زیاد به انجا نشانه ها واقعا میگویند کاری ندارد وبه جای ان بر روابط درونی انها با یکدیگر تاکید میورزند.
ساختارگرایی نوعی روش تحقیق است که می توان ان را در مورد گستره وسیعی از موضوعات مختلف از مسابقات فوتبال تا شیوه های تولید اقتصادی به کار گرفت.
موکاروفسکی میگوید :ساختارگرایی یک جهان بینی نیست که استوار بر راههای تجربی باشد چنان روشی هم نیست که مجموعه ای از شگردهای پزوهش درباره ی گستره ای خاص داشته باشد ساختارگرایی اصلی ادراکی است که در گستره های متفاوت روانشناسی. زبان شناسی . پزوهشهای ادبی نظریه . تاریخ وهنر وجامعه شناسی . زیست شناسی و... آشکار میشود.
ساختارگرایی استوار بر این نکته است که اگر کنشها ودستاوردهای کار واندیشه ادمی دارای معنا
باشد پس باید نظامی از تمایزها ومناسبات میان واحدهای کنش وتولید وجود داشته باشد که امکان حضور معنا را می دهدمثلا یک تماشاگر فوتبال که چیزی درباره قوانین نمیداند کنش های افراد یکسر بی معنایند.ساختارگرایی باتکیه بر اصولی همانند کل گرایی سعی در کشف ساختار درپس واقعیت اجتماعی .سرایت قواعد زبانی به فعالیتهای اجتماعی .حل نظامهای فرهنگی باتقابل های دوگانه . بی اعتنایی به تاریخ وزبان .نفی سوژه محوری . قیاس ناپذیری ساختارها . مطالعه همزمان ساختارها وتوجه به عمق ساختها نسبت به روساختها . در دو مکتب فرانسوی(ساختارهای زبانی)و امریکایی (ساختارهای اجتماعی ) شناخته شده است.بحث ارسطواز اینکه ایده بیرون ازحضور فیزیکی اشیا وجود ندارد وگوهر هرچیز درمناسبات آن باچیز دیگر شناخته میشود در حکم پایه ی روش ساختارگراست . آگاهی ازساختارها نه فقط مانع ازآگاهی از تغییرات نمیشود بلکه تنها راهی است که برای آگاهی یافتن از تغییرات داریم . ساختارگرایی در همان حال که عین واقعی رادر پرانتز قرار میدهد ذهن انسان رانیز کنار میگذارد ودرواقع همین جنبش دوسویه است که طرح ساختارگرایی راتعریف میکند. اثرنه به عینی بر میگردد ونه توصیف ذهن فردی است هردوی این مقولات کنار گذاشته می شوند وانچه میان انها معلق میماند نظامی از قوانین است این نظام حیات مستقل خودرادارد وبه امرونهی مقاصد فردی تمکین نخواهد کرد . ساختارگرایی ضد انسان گراست نه بدین معنی که نیکبختی کودکان را به یغما ببرد بلکه به جهت نفی این اسطوره که معنا با تجربه ی فرد اغاز میشود وپایان می پذیرد . از نظر انسان سنت گرا معنا چیزی است که من یا ما آن را خلق میکنیم اما چگونه می توانیم فضایی را خلق کنیم که قوانین حاکم بران ازقبل وجود نداشته باشد هرقدر به عقب برگردبم وهرقدر به جستجوی معنا براییم همواره باساختاری مواجه خواهیم شد که از قبل درآنجا وجود دارد.
ساختار گرایی درادبیات
ساختار گرای می تواند مدعی جایگاهی ممتاز در مطالعات ادبی شود چرا که در پی ان است که الگویی است از خود نظام ادبیات به عنوان مرجع بیرونی اثار منفردی که بررسی می کند بدست دهد.ساختارگرایی با حرکت از مطالعه زبان به مطالعه ادبیات و تلاش برای تعریف اصول ساختاردهی که نه فقط دراثار منفرد -که در روابط میان اثار در کل عرصه ادبیات عملی میکند و بران بوده است تاعملی ترین مبانی ممکن را برای مطالعات ادبی فراهم آورد.(اسکولز،1383،26)ساختارگرای می تواند بررسی چگونگی ردیابی انگارهای مکرر باشد که نه فقط دریک اثر خاص که درسرتاسر ادبیات پدیدار میشوند تا احتمالا به این ترتیب بتواند بخشی از نحوه عمل ذهن انسان را آشکار سازد.(گرین ،1385،277)درسبک شناسی ساختارگرا بحث اساسی این است که هیچ جزیی به تنهایی معنی دارنیست بلکه باید هرجز اثر را درارتباط با اجزای دیگر ان و نهایتا کل سیستم در نظر گرفت به عبارت دیگر عناصرواجزای ومجرد بررسی کرد.مثلا در بررسی یک شعر نباید وزن و قافیه رابه صورت مجرد در نظر گرفت.(شمیسا،1382،129) بلکه باید ان ها را در ارتباط یک نظام کلی که همانا موسیقی شعر باشد لحاظ کرد (وا نگهی بین اینموسیقی و پیام شعر ارتباطی)مثلا درشاهنامه بسامد لغات فارسی زیاد است واین ما این- پیام اثر که ستایشی از عنصر ایرانی است همخوانی دارد .وزن متفاوت که القاگر حماسه است- خود در همین جهت است وازطرفی ایجاز شایسته لحن حماسی است همسویدارد بدین ترتیب نمی توان از هیچ مساله ساختاری کوچکی بدون ربط دادن ان به کل اثر هنری گذشت.(شمیسا،1382،131)تعریف دیگری از تحلیل ساختاری متن را اینگونه می توان گفت:((شناخت هر یک از جنبه های تولید سخن ادبی از راه تحلیل مناسبات درونی عناصر ساختاری آن)).(احمدی،1384،279)ژرارژنت ساختارگرای بزرگ فرانسه می گوید :ساختار گرایی یک روش نیست بلکه یک گرایش همگانی
اندیشه است اوشرط نخست را درک مناسبات درونی وساختاری متن دانست ونوشت که همه عوامل خارجی راباید همچون نکات فرعی کنار گذاشت وشکل را نکته اصلی دانست.ساختارگرایی به ویژه در پی اکتشاف رابطه ی نظام ادبیات بافرهنگی است که این نظام بخشی از ان است به این علت ساختارگرایان تلاش کرده اند تا اصول کلی بر کاربرد ادبی زبان را از نحو ساختمان داستان گرفته تا قوالب شعر کشف کنند.(اسکولز،1383،21)
فرای میگوید اثار ادبی از درون اثار ادبی دیگر بوجود میاید نه ازدرون مطلبی خارج از نظام ادبی بنابراین مزیت نظریه فرای دراین است که ادبیات راازشاءبه الودگی به شیوه رایج در نقد جدید محفوظ میدارد وان را نظام بوم شناختی بسته ای از تجدید دور متن تلقی میکند .
در کنه ایده ساختارگرایانه نظام ایده نظام جای دارد:وجودی کامل وخود تنظیم گر که با دگرگون کردن ویژگیهایش در عین حفظ ساختار نظام مند خود با شرایط جدید سازگار می شود و می توان دید که هر واحد ادبی از تک جمله گرفته تا کل نظم کلمات با مفهوم نظام ارتباط دارد به ویژه میتوان اثار منفردانواع ادبی وکل ادبیات را نظام های مرتبط دانست و ادبیات را نظامی دانست که در نظام بزرگ تر فرهنگ بشری قرار دارد . روابط ایجاد شده بین هر یک ازین واحدهای نظام مند را می توان مطالعه کرد واین مطالعه به مفهوم ساختارگرایانه خواهد بود .
مناسبات میان عناصر گوناگون می تواند از انواع توازی .تقابل . قلب .تعادل ونظایر ان ها باشد وتاجایی که ساختار این مناسبات درونی دست نخورده باقی بماند واحدهای منفرد را می توان به چای یکدیگر نشاند .از دیدگاه ساختارگرایی اهمییت ندارد که اثر نمونه ای از ادبیات طراز اول نیست هرچیزی قابل بررسی است دوم روش ان تحلیلی است نه ارزیابی کننده دیگر ساختارگرایی مواجهه ای حساب شده با شعور متعارف است ساختارگرایی معنای اشکار اثر را رد میکند وبه جای ان در پی جدا کردن برخی ژرف ساختهای درونی ان که به چشم نمی خورند بر میاید متن را با ارزش ظاهری ان در نظر نمیگیرد بلکه ان را با چیزی از نوعی کاملا متفاوت جایگزین میکند سوم اگر محتوای خاص متن قابل جایگزین کردن باشد پس به تعبیری می توان گفت که محتوای اثر همان ساختار آنست .(ایگلتون،1386،145)
یکی از نتایج ساختارگرایی ازمیان بردن ادراکات منفرد است که دیگر به هیچ وجه منشا یا پایان معنا تلقی نمی شود وهر اثر ادبی درجریان توصیف ظاهری بعضی واقعیات خارجی در نهان نگاهی غیر مستقیم به فرایند ساختمان خود دارد .ساختارگرایی با در نظر نگرفتن فرد واتخاذ ره یافتی بالینی نسبت به رازهای ادبیات وناسازگاری اشکار با شعور متعارف بنگاه ادبی را رسوا کرد .شعور متعارف برانست که چیزها عموما یک معنا دارند واین معنا معمولا اشکاراست.
جاناتان کالر می گوید :پرداختن به مطالعه ادبیات به معنی به دست دادن تفسیر دیگری از شاه لیر نیست بلکه ارتقادرک شخص از قراردادها وعملیات یک نهاد یا یک شیوه سخن است.
تاریخچه ساختارگرایی
ریشه ساختارگرایی راباید درارایی جست که فردینان دوسوسور در سپیده دمان قرن بیستم هنگامی که تسلطی بی چون وچرادر تحقیقات زبانی داشت مطرح کرد .وی با این تحلیل که هر پدیده ای راهم می توان به صورت تاریخی بررسی کرد هم به صورت توصیفی میان میان زبان شناسی تاریخی یا درزمانی وزبان شناسی توصیفی یا هم زبانی تمایز قایل شد.وتقسیم کارمیان این دو را چنین توضیح داد که زبان شناسی درزمانی به بررسی تحولاتی می پردازد که زبان در طی تاریخ به خود دیده است حال آنکه زبان شناسی همزمانی نظام زبان را در یک برش زمانی خاص مطالعه می کند .(تودورف،1382،8) یا به عبارتی دیگر سوسورزبان را نظامی از نشانه ها می دانست که باید به روش همزمانی مطالعه شود ونه در زمانی یا زبان به مثابه نظامی کامل در مقطع معینی از زمان مورد بررسی قرار گیرد ونه در جریان تاریخی آن .
هر نشانه رامتشکل از یه دال(تصویر اوایی یا معادل نوشتنی ان) ویک مدلول (مفهوم یا معنی) می دانست میگفت:هر نشانه ای در درون نظام فقط به دلیل تفاوتی که با نشانه های دیگر دارد معنی دار است .(ایگلتون،1386،133)
سوسور می گوید:در نظام زبانی فقظ تفاوتها وجود دارند . معنا پدیده ای رازآمیز نیست که در ذات یک نشانه وجود داشته باشد .بلکه صرفا نقش نشانه است که حاصل تفاوت داشتن ان نشانه با سایر نشانه هاست .
دوسوسور زبان شناس سویسی در اوایل قرن بیستم ابزارهای مفهومی اصلی برای تحلیل ساختاری
را تدوین کرد . دوره زبان شناسی عمومی که دانشجویان شیفته او بر اساس جزوه های سر کلاسش تدوین کردند نخست در سال 1315انتشار یافت ودر اندک زمانی منبع مهم در مطالعات زبان شناسی مدرن بدل شد .سوسور دراین کتاب مفاهیمی چند را تدوین کرد که در کل تفکر ساختاری بعد تاثیر گذاشت .سوسور در ابتدا خود زبان را تعریف می کند وان را به 3دسته فعالیت زبانی تقسیم میکند:
1-لانگاژ(مطلق زبان) 2-لانگ(زبان) 3-پارول(گفتار)
لانگاژ وسیع ترین وجه زبان است زیرا کل قوه نطق انسان چه فیزیکی وچه ذهنی را در می گیرد
بنابراین این حوزه چنان تعریف نشده است که نمی توان به مطالعه نظام دار ان پرداخت اما لانگ
دقیقا به یمن ویژگی های نظام مندش تعریف می شود زیرا لانگ "زبان "است به معنایی که وقت حرف زدن از زبان انگلیسی یا زبان فرانسوی در نظر داریم . لانگ نظام زبانی است که هر یک از مابرای تولید سخن قابل درک برای دیگران به کار میبریم .سوسور گفته های فردی را پارول می نامد .
بنابراین لانگاژ قوه نطق است لانگ نظام زبانی است وپارول گفته ی فردی است.
به نظر سوسور موضوع اصلی مطالعه زبان باید نظام زبانی باشد .نظام زبانی قراردادی هستند
چون محصولات اجتماعی هستند.(اسکولز،1383،32)
بنابراین هررشته مطالعه انسانی برای انکه به علم بدل شود باید از پدیده هایی که شناسایی میکند
به طرف نظام حاکم بر انها حرکت کند یعنی از گفتار (پارول) به لانگ (زبان).
البته برای هیچ گفته ای برای گوینده ای که نظام زبانی حاکم بر ان را در اختیار نداشته باشد قابل
فهم نیست .پیامدهای این اصل در ادبیات حیرت اورست هیچ گفته ادبی هیچ اثر ادبی اگر درکی از نظام ادبی نداشته باشیم معنایی نخواهد داشت به همین دلیل رومن یاکوبسن موکدا مطرح کرده که موضوع در خور بررسی های ادبی "ادبیت" ادبیات است ونور تراب فرای استدلال می کند که باید ادبیات را نه چون مجموعه ای از اثار مستقل که چون نظمی از کلمات تدریس کنیم.
سوسور پس از به کرسی نشاندن نیاز به تاکید بر نظام زبان دست به کار ابداع ابزارهای مفهومی
برای توصیف ان نظام و عناصر ان شد .ابتدا عنصر اساسی ساختارهای زبانی یعنی نشانه را دوباره
تعریف کرد .نشانه به اعتقاد او صرفا نامی نیست که بر چیزی گذاشته شده بلکه کلی است پیچیده
که یک تصویر اوایی ویک مفهوم را به هم می پیوندد.او معتقد بود که رابطه ی بین دال ومدلول
رابطه ای قراردادی است.منظور این است که در همه ی نشانه ها مفهوم به هیچ وجه تصویر اوایی
را تعیین نمی کند مفهوم درخت ممکن است در زبان های مختلف با ده ها تصویر اوایی کاملا متفاوت شناخته شود .در واقع اگر نشانه ها قراردادی نبودند همه به یک زبان سخن می گفتیم چون وجود زبانی دیگر امکان پذیر نبود قراردادی بودن نشانه ها به هیچ وجه متضمن قراردادی بودن مفهوم یا رسا بودن ان به عنوان تصویری از واقعیت نیست ودر واقع بررسی نشانه ها ونظام های نشانه می تواند ما را به شناخت عمیق تر انسان هاونظام هایی که در ان زندگی می کند رهنمون سازد.گفته امیل بنونیست را می توان معرف دیدگاه ساختارگرایی در زبان شناسی دانست واگر بپذیریم که زبان یک نظام است لاجرم باید ساختار ان را تحلیل کنیم هر نظام چون از واحدهایی تشکیل شده که در یکدیگر تاثیر می گذارند به واسطه نظم درونی این واحدها از نظام های دیگر متمایز می شوند نظمی که ساختار ان را تشکیل می دهد.برخی ترکیب ها بیش از بقیه تکرار می شوند بقیه نسبتا کمیاب ترند وبرخی هم هستند که از لحاظ نظری امکان پذیرترند اما هرگز در عمل تحقق نمی یابند .اگر یک زبان را نظامی در نظر بگیریم که ساختاری به ان سازمان داده که باید اشکار یا توصیفش کرد همانا دیدگاه "ساختارگرایانه را پذیرفته ایم.
سوسور خود وجه افتراق دیگری را مطرح کرد که بعدها برای پژوهشگران زبان اهمیتی اساسی یافت وبرای بررسی های ادبی نیز پیامدهای مهم دربر داشته است . اوروابط همنشینی هم نشینی نشانه ها را از رابطه ی جانشینی ان ها با هم متمایز کرد .عنصر هم نشینی زبان به موقعیت یک نشانه در هر گفته معین مربوط است .برای مثال جمله ای معین بخشی از معنای یک واژه واحد را موقعیت آن در جمله ورابطه ان با سایر واژه ها و واحدها ی دستوری ان جمله تعیین می کند این را وجه همنشینی (خطی-در زمانی ) واژه می نامیم که اغلب به صورت محوری افقی تصور می شود که جمله با ترتیب ضروری خود در طول آن گسترده می شود .
معنای یک وازه در یک جمله را نیز رابطه ان با گروه های واژه های معینی تعیین میکند که دران جمله موجود نیستند اما با ان واژه رابطه جانشینی (عمودی-همزمانی) دارند.(اسکولز،1383،38)
دیدگاه زبان شناسی سوسور فرمالیست ها را تححت تاثیر قرار داد .گر چه فرمالیسم خود دقیقا نوعی ساختارگرایی نیست فرمالیسم متون ادبی را از دیدگاهی ساختاری می نگرد وبا رها کردن مصداق بررسی خود نشانه را مورد توجه قرار می دهد .امابه ویژه معنا را به عنوان پدیده ای افتراقی در نظر نمی گیرد یا در بیشتر اثارش قوانین ژرف وساختارهای شالوده ای متون را مطالعه نمی کند.
یکی از فرمالیست های روسی رومن یاکوبسن زبان شناس بود که پیوند اصلی میان فرمالیسم و
ساختارگرایی امروزین را بر قرار کرد .یاکوبسن رهبر حلقه زبان شناسی مسکو عینی گروه فرمالیستی بود که در سال 1315بنیان گزارده شد وی در 1320به پراگ مهاجرت کرد وبه عنوان یکی از نظریه پردازان اصلی ساختارگرایی چک تبدیل شد .حلقه پراگ در سال 1326 بنیان نهاده شد وتا آغاز جنگ جهانی دوم به حیات خود ادامه داد.یاکوبسن در مهاجرت بعدی خود به امریکا رفت ودر آنجادر سالهای جنگ جهانی دوم بامردم شناس فرانسوی کلود لوی استروس اشنا شد که بخش اعظم تکامل ساختارگرایی مرهون این ارتباط فکری بود.(ایگلتون،1386،135)
تاثیر یاکوبسن را می توان در همه جا در فرمالیسم-ساختارگرایی چکوزبان شناسی نوین رد یابی کرد انچه در عرصه شعر شناسی بیان کرد این بود که شاعرانه بودن در درجه اول حاصل زبان است که به گونه ای خاص در رابطه ای خود اگاهانه با خود قرار گرفته است در شعر نشانه به جای موضوع عینی خودقرار نمی گیرد رابطه معمول میان نشانه ومصداق در هم می ریزد واین امکان پدید میاید که نشانه به عنوان موضوع که فی نفسه دارای ارزش است استقلال معنی پیدا کند .
از نظر یاکوبسن هنوع ارتباطی شش جزدارد:فرستنده-گیرنده-پیامی که میان ان ها ردوبدل میشود-رمزمشترکی که ان پیام را قابل فهم می کند-نوعی تماس یافضای مادی ارتباطوبافتی که پیام دران منتقل می شود .
هریک ازین اجزا می تواند در یک عمل ارتباطی مشخص جزء مسلط باشند .یاکوبسن هم چنین اهمیت تمایزی را که سوسور به طور ضمنی میان استعاره ومجاز بر قرار می سازد باز می کند در استعاره نشانه ای به این دلیل جایگزین نشانه هی دیگر می شود که به نحوی به ان شبیه است مثلا شعله به جای شور قرار می گیرد.در مجازیک نشانه در پیوند با نشانه ای دیگر است مثلا بال با هواپیما پیوند دارد زیرا بخشی از ان است ویا اسمان به علت مجاورت فیزیکی با هواپیما در ارتباط است .
یاکوبسن در تعریفی مشهور می گوید :نقش شعری انتقال اصل معادل سازی از محور انتخاب به محور ترکیب است به عبارتی دیگر می توان گفت در شعر شباهت بر مجاورت تحمیل میشود.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 298 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 101 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: کلیات تحقیق
بیان مسئله ................................ 2
اهمیت موضوع ............................... 7
ضرورت تحقیق ............................... 8
اهمیت تحقیق ............................... 8
تحدید موضوع ............................... 9
تعاریف مفاهیم ............................ 10
فصل دوم : ادبیات تحقیق
پیشینه ی پژوهش ........................... 12
مباحث نظری ............................... 16
مد پدیده ای اجتماعی ...................... 25
جامعه پذیری .............................. 29
فرهنگ پذیری .............................. 30
خانواده و ساختار آن ...................... 32
ارزش های اجتماعی ......................... 34
معیارهای ارزیابی ارزش ها ................. 35
منبع ارزش ها ............................. 35
ارزش ها و الگوهای رفتاری ................. 36
تعارض ارز شها ............................ 37
تقسیم بندی ارزش ها ....................... 39
فرضیه های پژوهش .......................... 40
تعریف متغیر ها ........................... 42
فصل سوم: روش شناسی تحقیق
مقدمه .................................... 45
روش تحقیق ................................ 45
جامعه آماری و نمونه آماری ................ 47
ابزار جمع آوری اطلاعات..................... 49
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل اطلاعات
مقدمه .................................... 52
تحلیل آمار توصیفی ........................ 53
تحلیل آمار استنباطی ...................... 54
اندازه گیری متغیرهای مستقل ............... 56
آزمون فرضیه ها ........................... 51
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات
مقدمه .................................... 67
نتایج .................................... 68
فرضیه 1................................... 69
فرضیه 2 .................................. 70
فرضیه 3 .................................. 71
فرضیه 4 .................................. 71
پیشنهادات ................................ 72
مدل شماتیک تحقیق ......................... 74
منابع فارسی .............................. 75
منابع لاتین ............................... 78
ضمائم .................................... 79
مقدمه ای برای جهانی شدن
بطور کلی در خصوص جهانی شدن و آثار آن بر روی جوامع مختلف ، بویژه جوامع جهان سومی دو دیدگاه متضاد و یک دیدگاه میانه وجود دارد . دیدگاه نخست که به دیدگاه " همگرایی " موسوم است ، معتقد است به طور قطع جهانی شدن یک رفاه و توسعه نسبی را برای همه جهانیان به ارمغان خواهد آورد . طرفداران این دیدگاه که به توانایی عوامل اقتصادی در ایجاد رشد و پیشرفت در جوامع در حال توسعه بسیار خوشبینانه می نگرند ، بر این باور هستند که جهانی شدن اقتصادهای ملی ـ از راه گسترش فن آوری و انتقال آن به کشورهای در حال توسعه ، انتقال سریع منابع مالی و تلاش شرکتهای فراملیتی برای توسعه سهم بازارهای خود ـ این دولتها را با چنان قدرتی روبرو خواهد ساخت که به راحتی می توانند در برابر تمامی فشارهای سوق داده شده به سوی واگرایی مقاومت کنند و آنها را از میان بردارند.
طبق این دیدگاه ، گشایش دروازه ها به سوی منابع مالی خارجی ، توان رقابت بین المللی دولتهای مزبور را بالا برده و آنان را با مزایایی چون ، انتقال فن آوری ، فنون مدیریت ، دسترسی به بازار صادراتی ، کاهش در هزینه سرمایه هاو ایجاد تنوع در زمینه سرمایه گزاری روبرو خواهد ساخت . از این رو این دیدگاه ضمن تشویق دولتها به گام برداشتن در مسیر دموکراسی و انتقال قدرت به سوی مقامات محلی منطقه ای ، بر این نکته تأکید دارد که دولتها باید با انجام اقداماتی همچون ، خصوصی سازی و آزاد سازی تجاری ، زمینه را برای سرمایه گزاری هر چه بیشتر در کشورهای خود هموار سازند . اگر کشورهای در حال توسعه خواهان کاهش هزینه سرمایه خود هستند ، باید دسترسی آزادتر شرکت ها به سرمایه خارجی را تسهیل نمایند . خلاصه آن که دیدگاه همگرایانه ، توسعه و پیشرفت کشورهای در حال توسعه را تنها از یک طریق ، آن هم ادغام اقتصادهای ملی با نظام اقتصاد جهانی می داند .
از آن جا که این نگرش ، رشد جریان سرمایه را به عنوان بخشی از فرآیند جهانی شدن می داند ، به علت آثار توزیعی بین المللی و داخلی آن ، مورد انتقادهایی قرار گرفته است . دلیل آن هم این است که جریان توزیع سرمایه گزاری مستقیم خارجی ، تنها در تعداد اندکی از کشورهای در حال توسعه متمرکز شده است ؛ به عبارت دیگر به رغم آن که منطقه آسیا بالغ بر نیمی از سرمایه گذاریهای مستقیم خارجی را به خود اختصاص داده است ، اما سهم جنوب صحرای آفریقا در زمینه جذب این گونه سرمایه ها بسیار ناچیز ـ در حدود ۶ درصد ـ بوده است . خلاصه آن که جهانی شدن ، ضمن بین المللی کردن بازار جهانی ، محیطی کاملأ رقابتی ایجاد کرده است که درآن تنها واحدهای کارامدو قدرتمند ـ نمونه این قبیل واحدها را قبلأ بیان کردیم ـ فرصت بقا, دارد . و در حقیقت باید رواج روند منطقه گرایی را واکنشی طبیعی نسبت به تداوم فرآیند جهانی شدن دانست .
نگرش دوم که به ( رهیافت واگرایی ) موسوم می باشد ، دقیقا" در جهت عکس نگرش همگرایی قرار دارد . تاکید اساسی این رهیافت ، بر مفهوم "نا برابری " استوار است . به اعتقاد طرفداران این دیدگاه ، حرکت اصلی فرآیند جهانی شدن به سمت افزایش نابرابری بین ملتها به افراد و مناطق میل دارد . جهانی شدن علاوه بر ایجاد شکافهای عمیق اقتصادی میان دو بخش غنی و فقیر جهان ، در قدرت سیاسی آنان نیز گسلهای بزرگی به وجود آورده است . تحلیل رفتن توان اقتصادی و سیاسی این دولتها در برابر فرآیند قطب ساز جهانی شدن ، موجب شده است تا آنان نتوانند قاطعانه به حل مشکلات اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی خود بپردازند . نظام سرمایه داری جهانی عملا" سعی دارد تا با مقررات زدایی از بازارهای مالی ، استقلال عمل و کارامدی خط مشهای اقتصادی را تضعیف نماید . به نظر طرفداران این نگرش ، آنچه مسلم است ، این است که صاحبان صنعت تکنولوژی حاضر نخواهند بود تا با انتقال تکنولوژی خود به جوامع در حال توسعه ، رشد اقتصادی این کشورها را تضمین نمایند . در حقیقت ، پیشرفتهای تکنولوژیک در نابرابری میان دولتها و سایر گروههاسهم بسزایی داشته است . به عنوان مثال ، پیشرفتهای تکنولوژیکی که در عرصه تسلیحات نظامی صورت گرفته است ، می رود تا تمرکز قدرت نظامی در جهان را در اختیار ایالات متحده آمریکا قرار دهد و این کشور را در سطح نظام بین المللی ، صاحب قدرت برتر نماید .
به هر ترتیب جهانی شدن نابرابریهای موجود بر سر منابع ، تواناییهای قدرت در خلق و یا نقض قوانین حاکم بر عرصه نظام بین المللی ، را تشدید خواهد نمود . میزان فقر و نابرابری بر آمده از فرآیند جهانی شدن به حدی است که حتی خود نهادهای بین المللی تکنوکرات نیز ( همچون صندوق بین المللی پول ) نسبت به عواقب سو, گسترش آن هشدارهایی جدی داده اند .
بر خلاف نگرش سیاه و سفید دو رهیافت قبلی ، دیدگاه سومی وجود دارد که با جهانی شدن ، برخوردی دوسویه دارد. براساس این رهیافت ، با این که جهانی شدن الزاما" موجبات رشد و توسعه را در تمامی کشورها فراهم می سازد ، اما فاصله گرفتن از آن را نیز امکان پذیر نمی داند . به گفته’ طرفداران این دیدگاه جهانی شدن در مناطق و کشورهای مختلف آثار و نتایج متفاوتی را در برداشته است . بر این اساس ، نحوه’ تنظیم خط مشیهای اقتصادی از سوی جوامع در حال توسعه ، نقشی اساسی در رشد و توسعه آنان خواهد داشت . این دیدگاه جهانی شدن را الزاما" موجد رفاه و ثروت در بین تمامی جوامع جهان نمی داند ، اما معتقد است که با تنظیم سیاستهای واقع بینانه و منطقی از سوی کشورهای در حال توسعه ، امکان توسعه یافتگی تحقق پذیر است . منطقه گرایی و روی آوردن به اتحادیه های تجاری و اقتصادی در سطح مناطق ، اصلی ترین توصیه ای است که از سوی این دیدگاه به کشورهای در حال توسعه می شود . به عبارت دیگر کشورهای در حال توسعه تنها از طریق ایجاد اتحادیه های منطقه ای می توانند توان رقابتی خود را تقویت نموده و خود را در برابر قدرتهای اقتصادی جهان ضربه پذیر نمایند . بهره سخن آن که بر اساس این رهیافت سوم ، فرآیند همگرایی ، توان با لقوه برای ایجاد منافع کلان برای کشورهای در حال توسعه را دارد ، اما وصول و تحقق این دستاوردهای بالقوه مستلزم مدیریت کارامد این فرآیند ـ چه در سطح ملی و چه در سطح بین المللی ـ جهت کاهش هزینه های سازگاری و اجتماعی سیاستهای معطوف به همگرایی منسجم تر در اقتصاد جهانی است .
آینده جهانی شدن
واقعا" آینده’ جهانی شدن چیست ؟ ما باید چگونه تصویری از چشم انداز فرآیند جهانی شدن ترسیم نماییم ؟ آیا ما به راستی شاهد شکل گیری جهانی یکپارچه و بدون مرز با ارزشهای مشترک خواهیم بود ؟ یا این که همچنان جهان در حاکمیت فرهنگها و ارزشهای متمایز سیر خواهد نمود ؟ تا کنون دیدگاه های متفاوتی پیرامون این مساله ارائه شده است که متاسفانه بخش عمده ای از آنها ناشی از عرق فرهنگی و تمدنی کسانی است که به بیان این گونه دیدگاه ها می پردازند . " هانتینگتون " در بدبینانه ترین تصویری که ـ البته از نظر تمدنهای مشرق زمین ـ از آینده ارائه می دهد ، جهان را عرصه نزاع و برخورد دو دسته از تمدنها ـ در یک سو آمریکای شمالی و اروپای غربی و در سوی دیگر کشورهای اسلامی و کنفوسیوس ضد دمکراتیک ـ در نظر می گیرند . با این حال " ادوارد سعید " بر خلاف دیدگاه هانتیگتون که معتقد به جنگ میان تمدنها می باشد ، بر این باور است که جنگ نه در میان تمدنها بلکه در درون آنهاست . ادوارد سعید به چند دلیل ادعای هشدار آمیز هانتیگتون را در خصوص برخورد تمدنها رد میکند : نخست آن که ما هنوز بر سر تعاریفی که از مفاهیم داریم ، دچار اختلاف نظرهای جدی هستیم . بنا به استدلال وی ، ما همان گونه که در جهان اسلام از یک حقیقت واحد که مورد تایید و قبول همگان باشد بی بهره ایم ، در جهان غرب هم ، در رابطه با این که اساسا" آمریکای واقعی چیست ؟ مشکل تعریف داریم . آیا منظور از آمریکا همان بخش نیم کره غربی متعلق به اصولگرایان مسیحی اخلاق گرا است . یا این که صرفا" معنای محدودی داشته و تنها شامل اجتماعات همجنس باز " سانفرانسیسکو" و " نیویورک" می باشد؟ به اعتقاد وی ، همین مسئله به خوبی در جوامع مسلمان نیز مشاهده می شود . بسیاری از این کشورها همچون عربستان ، مصر ، لیبی ، ایران ، الجزایر و ... تنها خود را یگانه مظهر جامعه اسلامی و یا اسلام اصیل میدانند .
دوم این که در درون هر یک از این تمدنها نغمه های جدیدی به گوش می رسد که عموما" حاکی از وجود یک شکاف رو به عمق میان دو نسل پیر و جوان بر سر حفظ یا تغییر ارزشهای حاکم و ایجاد تغییرات واقعی می باشد . سعید در ادامه ، چنین عنوان می کند که امروزه در جهان اسلام ، مساله اصلی ، تعیین مرز " دار الاسلام " و " دار الکفر" نیست بلکه ارائه تعریفی واحد از اسلام و چگونگی عرضه آن به جهانیان می باشد .
از سوی دیگر " جیمز روزه نا " معتقد است که ما در جهان کنونی شاهد دو گونه حرکت "تمرکز گرا" و " گریز از مرکز" می باشیم . در حالی که حرکت تمرکز گرا با تکیه بر فرآیند جهانی شدن ، قصد دارد تا با گشودن مرزهای ملی مجموعه ای از هنجارها ، عادات ، آداب و فعالیتهای مشترک مبتنی بر منافع همگانی را در جوامع مختلف پایه گزاری کند ؛ حرکت دیگری نیز در قالب " محلی گرایی " سعی دارد ، تا هویت و فرهنگ بومی خود را حفظ نموده و تعین بیشتری به منافع ملی کشور دهد . بنا به استدلال وی ، هر چند که ممکن است به ظاهر میان این دو جریان تناقض و تضادی جدی به چشم بخورد ، اما واقعیت این است که رابطه بین این دو حرکت رابطه ای علی و معلولی بوده هر گونه پیشرفت در فرآیند جهانی شدن ، موجبات توسعه فرآیند محلی کردن را فراهم می سازد . در حقیقت روزه نا هیچ گونه ناسازگاری میان جهانی شدن و محلی گرایی نمی بیند ، و دیدگاه " واهمگرایی" وی دقیقا" دال بر این موضوع است . بر این اساس ، وی واگرایی و محلی گرایی را نه تنها حرکتی در جهت اضمحلال فرآیند جهانی شدن نمی داند ، بلکه معتقد است که درنهایت به علت افزایش بیش از حد در میزان وابستگی متقابل ، محلی گرایی نیز در جهت انطباق با جهانی شدن سوق پیدا می کند . این دقیقا" همان چیزی است که "ویکی راندال " از آن به عنوان خاص ورزی در عین عام گرایی و عام ورزی در عین خاص گرایی یاد می کند . نکته ای که روزه نا بسیار روی آن تاکید دارد ، این است که جهانی شدن یک وضعیت گذار است ، نه یک وضعیت غایی . به عبارت دیگر جهانی شدن فی نفسه حاوی ارزشهای مشترک جهانی نیست ، بلکه این پدیده فرآیندی است که سعی دارد تا با ایجاد یکپارچگی جهانی زمینه ادغام جوامع در یکدیگر را فراهم سازد . بنابراین از نظر وی جهانی شدن در بدو امر فرآیندی از دگرگونیها و تغییرات است .
جهانی شدن و لباس
*** آیا روند جهانی شدن بر نوع لباس پوشیدن و انتخاب های مردم اثر گذار هست یا نه ، به طور خاص در ایران و فرهنگ ایرانی چه تاثیری داشته است ؟
یکی از مهمترین مقوله های که تحت تاثیر جهانی شدن قرار گرفته است پوشش لباس مردم و مد گرایی می باشد ، با اینکه این ، یک اثر ملموس و بصری ِ جهانی شدن می باشد ، در جامعه ایران مورد توجه چندانی قرار نگرفته است و جاهایی هم که گه گاه در مورد آن سخنی به میان آمده است به دلیل محدودیت هایی که در پوشش ایرانی با توجه دین و مذهب وجود دارد می باشد. حتی زمانی که بحث لباس ملی و مد در کمیسیون فرهنگی مجلس مطرح شد ، نه به دلیل توجه به روند جهانی شدن و اثر رسانه های غربی بر نوع پوشش بلکه به دلیل محدودیت های دینی و منافاتی که با آن داشته ، بوده است.
ابتدا باید چند مفهوم کلیدی که در این مقاله در مورد آن ها حرف زده شده است را تعریف کرد:
1. فرهنگ
همهی معناهای مختلف فرهنگ از واژهی لاتینی Cultivate ریشه میگیرند. خود این واژه هم معناهای متعددی دارد که کشت و زرع زمین و پرورش (زنبور عسل، ماهی، کرم ابریشم و …) از جملهی آنهاست .فرهنگ نه چنان یک شیوهی زندگی متمایزکنندهی انسان از حیوانات دیگر، بلکه یک شیوهی زندگی جمعیتی معین و متمایزکنندهی گروهها و اجتماعهای مختلف از یکدیگر است. (گل محمدی ، 2005 )بنابراین میتوانیم از فرهنگ یک جماعت، یک ملت، یک قبیله، یک گروه مذهبی و یا حتی یک قاره سخن بگوییم. از این منظر، هر فرد خاص محصول فرهنگی خاص است که در آن زندگی میکند و امروزه این زندگی تنها در بعد مکانی معنا نمی یابد بلکه بعد مجازی ای هم یافته است که به وسیله گسترش ارتباطات از طریق رسانه ها تقویت می شود. به عقیده گلنر[1][1][1] یک اجتماع بخشی از جمعیت یک نوع (انسان) است که هر چند با همنوعهای خود در خصوصیات منتقل شده به صورت ژنتیکی شریک هستند، اما به واسطهی برخی ویژگیهای اضافی از آن جمعیت گستردهتر متمایز میشوند.فرهنگ به شیوه زندگی اعضا یک جامعه معین - عادات و رسوم آنها ، همراه با کالاهای مادی که تولید می کنند- مربوط می شود ( گیدنز ، 56:1989 ) و با توجه به این تعریف لباس هم جزیی از آداب و رسوم می باشد و هم اینکه در بخش تولید کالای مادی جای می گیرد .
2. لباس
انسان های اولیه از برگ و پوست حیوانات و ..برای پوشاندن تن خود و همچنین حفاظت در برابر سرما و گرما استفاده می کردند . به مرور زمان از آنجایی که ذوق هنری و زیبایی شناسی انسان بر خیلی از اجزاء پیرامونی اش موثر بوده است پوشش و لباس نیز از این امر مبرا نبوده و نقش این زیبایی شناختی و هنر، تجلی گاهش لباسی شد که همیشه همراه انسان بود .
آب و هوا ، کار و پیشه و جنگ و تحولات اجتماعی از عوامل موثر در لباس بوده است ( مشیر پور 17:1345) . به غیر از این عناصر نقش مراسم سنتی و فرهنگی نظیر مناسک مذهبی ، جشن ها و سوگواری ها در نوع و شکل و حتی رنگ پوشاک نیز ، بی تاثیر نیست ( متین ،12:1383)
بشر در زندگی اجتماعی خود ، به منظور ایجاد ارتباط و رساندن پیام دلخواه از " نشانه " هایی استفاده می کند .یکی از مشهود ترین این نشانه ها پوشاک است که زبان خاص خود را دارد و از ابزار های کارآمد و موثر در پیشبرد هر گونه هویت سازی و هویت پردازی می باشد ( متین ،47:1383)
هویت به عنوان یک مفهوم ارتباطی که وسیله ای برای شناخت تشابه ها و تفاوت ها است ، به ریشه های زندگی و روش ها و منش ها که با آنها زندگی می کنیم گره خورده است (عاملی ،44:1383) لباس در این متن می شود نمود بصری از هویت فرد .
هر فرد با توجه به نوع بینش و تفکر خود پوششی را می پسندد ، سلیقه ها متفاوت است . به مرور زمان این امر بیشتر نمود یافت ، بدین معنا که هر صنف ، گروه و طبقه با توجه به بینش و تفکر برای خود تیپ خاصی پیدا کردند . لباس نمودی از فرهنگ فرد شد.
حالا دیگر هدف از پوشش لباس تنها حفاظت نیست بلکه به غیر از بعد زیبایی نشانگر شخصیت و هویت افراد هم می باشد و به نوعی می توان گفت طبقه اجتماعی ، قدرت و نفوذ افراد را با زبان فصیح و شیوا پوشاک می توان فهمید .
3. مد و مد گرایی
مد امری پویا و مبتکرانه است و معمولا سبکهایی را از فرهنگهای گوناگون وام میگیرد در گذشته این گونه بوده است که طبقات متمول مد را ایجاد می کرد و طبقات فرودست مد را تقلید می کرد.طبقات ثروتمند برای اینکه تفکیکی از طبقات فرودست داشته باشد دائم در حال تغییر و تحول مد بودند."به عقیده زیمل : مد هم میل به گرد هم آمدن و اجتماع با دیگران را ارضاء می کند و هم میل به جدایی و ممتاز بودن از دیگران را "( استوتزل،285:1354)
در نگاهی بدبینانه، اکنون در سطح جهان مد به گونه ای درآمده است که طبقات متمول جای خود را به کشورهای توسعه یافته داده اند و طبقات فرودست به کشورهای در حال توسعه.
ایران هم در این میان به عنوان کشوری درحال رشد، همان گونه که در عرصه های فرهنگی از کشورهای توسعه یافته تقلید می کند، در عرصه مد هم به تقلید از این کشورها می پردازد.
با توجه به تعاریف ارائه داده شده لباس جزئی از فرهنگ می باشد ، مدی که رواج می یابد می تواند نمودی از فرهنگ باشد حال خودی یا غیر خودی .
جهانی شدن ـ که جهانی شدن فرهنگی جزء اصلی و جداییناپذیر آن است ـ نوعی فرایند و تحول دیالکتیکی را سبب میشود. در این بین جایگاه کشورهای مختلف متفاوت است (گل محمدی ، 2005)، برخی فرهنگها به آسانی در برابر فرهنگ جهانی با فرهنگهای دیگر مستحیل میشوند. برخی دیگر موضعی سرسختانه و ستیزآمیز نسبت به فرهنگ مهاجم اتخاذ میکنند. شماری از فرهنگها به همزیستی مسالمتآمیز تن میدهند و تعدادی هم گفتوگو و تبادل فرهنگ را گریزناپذیر میدانند.
در برخی از کشور ها افراد دائما در حال قرض گرفتن و تقلید هستند ، نوع پوشش و لباس آنها را تنها شیوه غربی و به بیانی امریکایی شدن در بر گرفته است و برخی با وجود همه سختی هایی که فرهنگ کهن دارد به آن چسبیده و آن را رها نمی کنند .نوع خاص پوشش هایی که در قبایل وجود دارد با همه سختی و مشکل بودن هنوز پابند آن هستند . در این بین حالت میانه ای نیز وجود دارد که ترکیبی می باشد مثلا مدل و نوع آن را از یک فرهنگ دیگر می گیرند و با فرهنگ خود ترکیب می کنند . مثل ابریشم بافی های روسری های ایتالیایی که با زر بافی و نقش ترمه فرهنگ ایرانی ترکیب شده و مدل جدیدی را به وجود آورده است
عمق و تاریخ فرهنگ کشورها در به وجود آمدن انواع موضعگیری ها بی تاثیر نیست . البته تنها داشتن قدمت تاریخی و اجتماعی کافی نیست . فرهنگ هر اندازه هم که اصیل باشد اگر همراه با شناخت و خود آگاهی نباشد اهمیتی ندارد ." ارتباط اجتماعی منشاء فرهنگ است "( ساروخانی ،29:1382) در نتیجه ، رشد ارتباط اجتماعی برای تعالی و شکوفایی فرهنگ لازم است.
فرایند جهانی شدن ، از طریق یک شبکه ارتباطی جهان گستر و یک حوزه عمومی مجازی ناشی از آن ، فضا ها و امکان های جدیدی برای نقد تعریف رسمی از هویت ملی و باز تعریف آن و تقویت خود آگاهی هویتی بدیل فراهم می کند ( گل محمدی 80:1383) . حال اگر فرد در جریان این فرایند از یک طرف با عناصر فرهنگی و هویت خود کمتر مواجه شود و از سوی دیگر با سیلی از تعاریف جالب و بسیط فرهنگ دیگری مواجه شود ، خود آگاهی اش نسبت به فرهنگ خودی کم می شود و انتخاب دیگری نه به دلیل مقایسه بلکه به دلیل فزونی تعاریف است .
تهاجم فرهنگی و زیر پا گذاشتن هر آنچه قدیمی و مربوط به فرهنگ کهن می باشد محصول همین نداشتن خودآگاهی و شناخت است .
به طور خاص در ایران که از یک طرف دارای فرهنگی کهن و اصیل می باشد و از طرفی دیگر آگاهی نسبت به این فرهنگ کم می باشد باعث شده امروزه تنها یک نام از آن فرهنگی که همه آن را اصیل می دانند باقی بماند .
خانم پریدخت عابدی نژاد یکی از طراحان لباس در ایران در مورد همین موضوع می گوید:" طرحهای ما ابتکاری و بر اساس الگوهای سنتی ایرانی است اما مسئله اینجاست که نگاه ما به الگوهای سنتی، نگاهی غربی است.قومیتهای مختلفی در ایران زندگی می کنند و الگوهای پوششی بسیار متنوعی دارند، اما این الگوهای پوششی را ابتدا غربیها کشف کرده اند و این کشف آنها بود که توجه ما را جلب کرده است "
مثلا در بعد لباس ، پارچه هایی با بافت درشت از قدیم در ایران وجود داشته است( مثل کرباس ) ولی نسل جوان آن را نمی پسندد تا اینکه این نوع پارچه بافی در غرب رواج می یابد و در مرحله بعد که وارد ایران می شود توسط همین نسل جوان مورد توجه قرار می گیرد.
عنصر مهم در مد تبلیغ و همه گیر کردن آن است که رسانه های غربی در این زمینه خیلی موفق بوده اند و دوباره بحث بازمی گردد به ارتباطات ، سرعت و تکنولوژی هایی که استفاده می شود . هر قدر صاحبان صنایع ریز بینانه تر و غیر مستقیم به این موضوع نگاه کنند اثر بخشی آن بالا تر می رود .به نظر من رمز توجه جوانان به مد ها و طرح لباس های غربی به چند عامل اصلی باز می گردد:
1. مهمترین و اولین موضوع همان نحوه ارائه آن می باشد .وقتی لباسی تحت عنوان لباس ملی و اجباری مطرح می شود ، هر اندازه هم که منطبق با فرهنگ اصیل ایرانی باشد نوعی موضع گیری در پی دارد .
2. تبلیغ درون گروهی : علاوه بر رسانه ، دیدن و رواج یافتن دو عنصر متاثر از همدیگر هستند مد و طرح های لباس به طور مستقیم تبلیغ نمی شوند بلکه با دیدن بر تن دیگران است که رواج می یابند و این اثر گذاری زمانی که لباس بر تن یک شخص مهم ، ستاره و قهرمان باشد چندین برابر می شود .
3. بر چسب زنی : برای تمیز خود از دیگری ، در راستای خواست خود بیان گری و کمتر در راستای خود آگاه گری و نیز در پاسخ به تعلق داشتن به یک خرده فرهنگ و یا مجموعه ای از خرده فرهنگ ها به کار می رود .(کلارک ،2005) در اینجاست که دیگر لباسی که علامت NIKE دارد تنها به خاطر پوشش و کفیت خریداری نمی شود ، بلکه لباس می شود بیان و برچسب سبک زندگی نوع تفکر و اندیشه .
4. میزان دسترسی و قیمت : وقتی در جهان امروز که اقتصاد جهانی شکل گرفته ، افراد خیلی راحت به مدل های غربی دسترسی دارند که از کیفیت بالایی هم بر خوردار می باشند دلیلی ندارد که به مدل های ایرانی که قیمت های هنگفت و میزان دسترسی پایین هم دارند روی بیاورند .
نکته جالب این است محصولات با کفیت بالای ایرانی نیز نام هایی خارجی استفاده می کنند: پوشاک السیمن (LC MAN)[2][2][2] از جمله این تولیدیهاست.
امروزه با به وجود آمدن شرکت های چند ملیتی و دست یابی به تکنولوژی های پیشرفته روز محصولاتی تولید و در سطح جهان توزیع می شوند که دسترسی را بر همگان آسوده کرده اند . مثلا جین یکی از این بزرگترین تولید کنند گان می باشد .
سیال و متغیر بودن فرهنگ دال بر این است که فرهنگها ساخته میشوند. به بیان دیگر فرهنگها به واسطهی قرض گرفتن، ترکیب، بازکشف و باز تفسیر کردن در جریان کنشها و اندرکنشهای افراد و گروهها ساخته میشوند.
فرهنگ پذیری ، پدیده ای مهم در جامعه مدرن است . وقتی فرهنگ ها در هم آمیخته می شوند مردم برخی از ویژگی های فرهنگی را از فرهنگ غیر و برخی را از فرهنگ خودشان کسب می کنند اگر اثرات فرهنگ ها متناقض باشد برخی از فعل و انفعالات ، فشار روانی ایجاد می کند (هری.س،117:1383) یکی از عناصر که بر مدل های لباس و نحوه پوشش مردم ایران خیلی موثر است . دین و اجباری بودن برخی از محدودیت های پوشش است . که همین به نوعی بر جهانی – محلی شدن مدل ها اثر بخش بوده و همچنین تنوع و خلاقیت خاصی را ه به وجود آورده است .
فشار دولت و حکومت بر نحوه پوشش به خصوص در مورد خانم ها باعث شده مدل های غربی تحت لوای خاصی تجلی پیدا کنند . فرد مد جدید را از فرهنگ غربی می گیرد و با وجود تناقضاتی که در فرهنگ و مذهب ایرانی و اسلامی وجود دارد تغییراتی در آن ایجاد می کند تا هم فشار روانی را کاهش دهد و هم از این مد استفاده کند .
فرهنگ مدام در حال تغییر است و فرهنگی دوام می آورد که کا رآمد باشد به طوری که با مرور زمان و نا کارآمدی آن سنت ها شکسته می شوند و نوعی دیگر بروز می کنند . البته با همه کارآمدی این نکته به خصوص در مورد لباس نباید فراموش کرد که انسان موجودی تنوع طلب است و همیشه در جستجوی تازه ها می باشد .
جان تاملینسون عناصر اصلی جهانی شدن را بر بستری قرار می دهد که آن را " سیاق فرهنگی " می نامد . به گفته وی " جهانی شدن شبکه ای به سرعت گسترش یابنده و همیشه متراکم شونده از پیوند های متقابل و وابستگی های متقابل است که وجه مشخصه ی زندگی اجتماعی مدرن به شمار می رود." در این دیدگاه فرهنگ را مجموعه راه هایی می داند که در آنها مردم به طور فردی و جمعی از طریق ارتباط با یکدیگر ، به زندگی خود معنا بخشند . با وجود رسانه ها روند این ارتباطات سرعت می یابد .
نکته مهم این است که در جریان این ارتباط متقابل آنکه قدرت بیشتری داشته باشد پیروز است و مباحت امپریالیسم و به ویژه امپریالیسم فرهنگی در این جا مطرح می شود . ولی از دهه هفتاد به بعد با تغییرات تکنولوژیک و ارتباطاتی ، دنیا به سمت تکثر و فزونی رسانه ها در حال حرکت است و راه های آگاهی ، شناخت و بازتولید فرهنگی زیاد شده است به گونه ای که نوعی وارونگی امپریالیسم [3][3][3] در حال شکل گیری است . و در نگاهی خوشبینانه در آینده تعامل فرهنگی جایگزین سلطه فرهنگی خواهد شد .
با مطالعه تاریخ لباس در جهان به وضوح می توان درک کرد هر کجا که تقابل فرهنگی روی داده است در پی آن تغییراتی در لباس و پوشش هم به وجود آمده است . البته این تغییرات در کشوری که ضعیف تر بوده بیشتر نمود یافته است .زمانی که اعراب مسلمان تمامی خاورمیانه و شرق اروپا و شمال افریقا را تسخیر کردند ، زمانی که روم دنیا را تسخیر کرد و یا زمانی که قدرت در دست فرانسه بود که مدل های فرانسوی رواج زیادی یافت . پس از جنگ جهانی دوم لباس های امریکایی .(کاکس و دیگران ،1888)و در دنیای امروز هم این روند ادامه دارد ولی نه از طریق تسخیر و جنگ و به طور مستقیم سلطه یافتن بلکه ، رشد فناوریهای رسانهای موجب شده است امواج رسانهای مرزهای متعارف جغرافیایی و فرهنگی را درنوردند و مخاطبان سراسر جهان را همواره در معرض پیامهای فرهنگی متعارض قرار دهند. ( شاه محمدی ) از طریق جنگ رسانه ای و توسعه ارتباطات . کسی پیروز است که خود را بیشتر بازنمایی کند و آنکه در این عرصه ضعیف است به مرور زمان از یاد می رود .وقتی در گذشته فقط مراکز شهر ها هستند که پذیرنده فرهنگ هجوم و سلطه اند . به گونه ای که حتی در حومه شهر ها اغلب سنت ها محفوظ می ماند (میر غفوری ، 171:1373) امروزه با گسترش ارتباط دیگر جغرافیا و مکان از لحاظ مسافت عامل عدم تغییر نیست .دور ترین نقاط هم می تواند از ایت روند تاثیر بپذیرد .
در دنیای امروز که ارتباطات تا این حد گسترش یافته است ، نمی توان از رواج مدل های غربی در جامعه خودداری کرد - البته نفس این عمل یعنی خودداری کردن اشتباه می باشد – به شرطی که این انتخاب توام با مقایسه باشد . یعنی افراد ابتدا به سنت ها و روش های خود آگاه باشند و بعد در مقام مقایسه ، فرهنگ و لباسی را برتر بدانند . به عبارتی هویت و فرهنگ و آداب و رسوم خود( ایرانی ) نیز در این بریکولاژ[4][4][4] فرهنگی جایگاهی داشته باشد .یک بریکولاژ دائمی فرهنگی در اثر زیاد شدن ارتباطات فیزیکی و الکترونیکی به وجود آمده است (کوثری 143:1383)
به نظر نویسنده مقاله به غیر از تبلیغ خوب و دسترسی آسان به مدل های غربی ، ندادن تعریف روشن و شفاف از فرهنگ و زیبایی طرح های لباس های ایرانی از یک طرف و به روز نکردن و استفاده طرح های سنتی در مد های روز از سوی دیگر در انتخاب و رجحان دادن مدل های غربی موثر است.
البته این نکته را نیز نباید فراموش کرد دنیا به سمت سهل انگاری و آسودگی در حال حرکت است و چیزی باقی می ماند که آسان تر و راحت تر باشد . به معنا دیگر یعنی بشر یه سویی سوق می یابد که از لحاظ عقلی ، راحتی را در آن ببیند .
در انتها می توان نتیجه گرفت ورود مدل های جدید به جامعه اشتباه نیست به شرطی که آگاهانه و کنترل شده باشد و از سوی دیگر موجبات فراموشی کامل فرهنگ کهن پوشش و لباس ایرانی را فراهم نکند .
می توان با گرفتن مدل ها ترکیب و استفاده از سبک و طرح قدیمی طرحی نو زد.
همانطور که کشور های توسعه یافته در جهت بازتولید فرهنگ پوشش و لباس خود گام بر می دارند و حتی گاه با جستجو در فرهنگ های جهان سوم و یافتن مدل های ناب و زیبا آن ها را با نام خود باز تولید می کنند و به همان جوامع تحویل می دهند ، جای کار دارد که ایران خود به تحقیقی عظیم دست بزند و با تولید انبوه و دوباره ، هم نیاز جامعه خود را تامین کند و هم در جهت توسعه آن به کشور های غربی گام بردارد و در این روند جهانی شدن ، رشد رسانه ها و ارتباطات از عرصه رقابت عقب نماند.
منابع :
- استوتزل ، ژان (1354.)روان شناسی اجتماعی، ترجمه دکتر علی محمد کاردان ، تهران : دانشگاه تهران
- ساروخانی ، باقر ( 1382) جامعه شناسی ارتباطات ، تهران : انتشارات اطلاعات
- شاه محمدی ،عبدالرضا، فصلنامه پژوهش و سنجش، سال11،اقتباس از: سایت باشگاه اندیشه
- شریعت پناهی ف سید حسام الدین (1372) اروپائیان و لباس ایرانیان ، تهران : نشر قومس
- عاملی ، سعید رضا (1383) دو جهانی شدن ها و آینده هویت های هم زمان ، هویت ملی و جهانی شدن، تهران: موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی
- کاکس، ویل . ترنر ، روت ( 1888) تاریخ لباس ، ترجمه شیرین بزرگمهر ، چاپ سوم ، تهران : نشر توس
- کلارک،لین اسکافیلد(2005) ظهور برچسب ِ شیوه زندگی دینی ؛مجلات مد ،مهمانی های بهانگرا ،موسیقی مردم پسند مسلمانان ، همایش دین و رسانه
- کوثری ، مسعود (1383) جهانی شدن ، هویت و بریکولاژ فرهنگی ، هویت ملی و جهانی شدن ، تهران: موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی
- گل محمدی ، احمد ( 1383)گفتمان های هویت ساز در عصر جهانی شدن ، هویت ملی و جهانی شدن ، تهران : موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی
- گل محمدی ، احمد (2005) فرهنگی شدن جهان ، http://ayandehnegar.org
- گیدنز، آنتونی (1989) جامعه شناسی، ترجمه منوچهر صبوری ، چاپ سیزدهم ،تهران :نشر نی
- متین ، پیمان (1383)پوشاک هویت قومی و ملی ،مطالعات ملی،شماره3
- متین ، پیمان ( 1383) پوشاک ایرانیان – از ایران چه می دانم ؟ ، تهران : دفتر پژوهش های فرهنگی تهران
- مشیر پور ، میر محمد (1345) تاریخ تحول لباس در ایران از آغاز تا اسلام ، انتشارات زوار و پسران، مشهد
- هری .س . تری یاندیس (1383) فرهنگ و رفتار اجتماعی ، ترجمه نصرت فتی ،تهران : نشر رسانش
بیان مسئله
امروزه در جهان، تکنولوژی ارتباطات چنان گسترش یافته که به جرأت می توان گفت هیچ بشری روی کره خاکی نمی توان یافت که یک روز از این تکنولوژی استفاده نکند و انسان ها با بهره گرفتن از اطلاعات از وسایل نظیر رادیو، تلویزیون، روزنامه، ماهواره و ... می روند تا فلسفه دهکده جهانی مارشال مک لوهان را هر چه زودتر به تحقیق برسانند. او معتقد بود که با رشد سریع الکترونیک به ویژه تلویزیون جهان را یک گستره ی عظیم ارتباطی فرا می گیرد و افکار جهان همه به سمت یک نوع تفکر و فرهنگ پیش خواهد رفت و جامعه جهانی حکم یک دهکده ی جهانی را خواهد یافت.
از جمله نشانه های تأثیرات فرهنگی همان بحث مد و مدگرایی است که از طریق گسترش ارتباطات زمینه را برای تحقق چنین مهیا کرده است. در واقع استفاده گستره از وسایل ارتباطی سبب هم رنگی افراد جوامع مختلف می شود. و از همین طریق موجبات حذف مدل ها و پوشش های خرده فرهنگ های کوچک که توانایی مقابله یا رقابت با چنین مدهای غالبی را ندارد، می شود.
جریان جهانی شدن که در واقع یک پروسه هدایت شده و از پیش برنامه ریزی شده از سوی غرب است به دلیل برتری اقتصادی و تکنولوژی درصدد نفوذ در درون مرزهای ملی تمام نظام های جهان است. در مواجهه با این جریانات عده ای ساده انگارانه بر این باورند که حقیقت جهانی شدن، به عنوان یک فرایند تاریخی و طبیعی است و هر گز ارتباطی با فراگیر شدن نظام سرمایه داری غرب در سطح دنیا ندارد با گسترش شبکه های ارتباطی جهانی و افزایش کانال تلویزیونی و بین المللی مردم به آسانی می توانند از حوادث و رویدادهای جهانی مطلع گردند. از سویی دیگر معتقدند یکسان سازی فرهنگ حاکم بر جهان نقطه اصلی جهانی شدن در عرصه فرهنگ است، زیرا جریان مدرنیته و پست مدرنیته در حقیقت مبتنی بر فرهنگ است.
از جمله نشانه های تأثیرات جهانی شدن فرهنگی همان بحث مد و مدگرایی است که از طریق گسترش ارتباطات زمینه را برای چنین امری به شدت آماده کرده است در واقع استفاده ی گسترده از وسایل ارتباطی سبب هم رنگی ظاهری افراد جوامع مختلف می شود و از همین طریق موجبات حذف مدل ها و پوشش های خرده فرهنگ های کوچک که توانایی مقابله یا رقابت با چنین مدل های غالبی را ندارند، می شود.
از دیدگاه جامعه شناسان مد عبارتست از :
از انحاء بالنسبه زودگذر نقش در مورد آرایش شخصی طرز گفتار و بسیار دیگری از رفتارها. مد از آن حیث از سلیقه های شخصی متفاوت است که تا حد معین افراد را به اجبار به جانب همگونی (Confor mity) سوق می دهد. گو این که این اجبار معمولاً جنبه اخلاقی و مذهبی ندارد و در واقع اجباری است که مد اعمال می کند منبعث از قبول آن توسط اشخاص بسیار به عنوان چیزی است که باید انجام داد. مد لباس بانوان نشان دهنده این موضوع است.
جا دارد که موضوع مد را از دیدگاه جامعه شناسی در دو مقوله ی جامعه پذیری و فرهنگ پذیری تعریف و بررسی نماییم.
جامعه پذیری یک روند اکتسابی و آموختنی است که طی آن فرد با الگوها، ارزش ها و هنجارهای جامعه ی خویش آشنا می گردد.
هدف های بنیادی جامعه پذیری را می توان چنین خلاصه کرد:
1) شخص باید مهارت هایی که برای زندگی در یک جامعه لازم است را یاد بگیرند.
2) انسان باید مهارت هایی که برای زندگی در یک جامعه لازم است را یاد بگیرند.
3) انسان باید توانایی این را پیدا کند که با دیگران ارتباط برقرار کند.
4) فرد باید ارزش ها، باورهای بنیادی جامعه را ملکه ی ذهن خود سازد.
اما فرهنگ پذیری فرایندی است که توسط آن فرهنگ از طریق آموزش از نسلی به نسل بعدی منتقل می گردد. هر نسلی فرهنگ را برای خویش می آموزد و سپس آن را همراه با تغییراتی که در عصر خود حاصل شد به نسل خلف خود می آموزد.
فرهنگ پذیری در واقع مقوله ای است که فرد به صورت عمیق و گسترده با فرهنگ حاکم بر جامعه عجین می شود.
با توجه به اهداف و تعاریفی که از جامعه پذیری و فرهنگ پذیری ارائه شده این نتیجه را می توانیم بگیریم که این دو در یک جامعه همراه یک دیگر هستند.
این در فرآیندهای نسبی ای هستند و نمی توانیم به طور مطلق بگوییم علت اساسی مدگرایی هستند. اما البته موانعی نظیر معلولیت های جسمانی و سنگین اعتقادات سنتی و اسرار بر حفظ ارزش های زمان باخته می تواند راه را برای شکل گیری این دو مقوله، ببندد و اگر این شکل گیری به درستی صورت نپذیرد می تواند زمینه ساز گرایش به مسائل اجتماعی نظیر مد باشد که انسان به دلیل عدم توانایی در بدست آوردن پایگاه و نقش های اجتماعی آن ها را می پذیرد زیرا مد سریعاً با ایجاد جذابیت به دلیل عدم هم سویی دایمی با دیگران نیازهای ارضاء نشده ی موجود مشخص را ارضاء می کند. سنگینی اعتقادات سنتی و اصرار بر حفظ ارزش های زمان باخته می تواند.
راه را برای شکل گیری این دو مقوله، ببندد و اگر این شکل گیری به درستی صورت نپذیرد می تواند زمینه ساز گرایش به مسائل اجتماعی نظیر مد باشد که انسان به دلیل عدم هم سویی دائمی با دیگران نیازها نشده ی موجود مشخص را ارضاء می کند. سنگینی اعتقادات سنتی و اصرار بر حفظ ارزش های زمان باخته نیز بازخورد منفی ایجاد می نماید و انسان سطحی نگر راه در تعارض با نظام اجتماعی و غرب نموده و تنش های اجتماعی ایجاد می کند، که می تواند گرایش کمی افراد به سمت مد را ایجاد نماید.
در تحقیقات علوم اجتماعی میان دو اصطلاح «مساله ی اجتماعی» و «مشکل اجتماعی» وجود افتراقی وجود دارد. اساسی ترین وجه امتیاز این است که اگر یک پدیده مبتلا به کمتر از 3% افراد جامعه باشد آن را مشکل اجتماعی می گوییم اما این میزان 3% و یا بیشتر افراد جامعه را شامل شود به دلیل فراگیری و تسری تبدیل به یک «مسئله اجتماعی» می شود.
از آن جایی که واضح است که مدگرایی در جامعه ی ما تبدیل به یک مسئله اجتماعی شده است در بحث جهت دست یابی به راه حل ها برای این مسئله بررسی نگرش دانشجویان نسبت به تأثیر وسایل ارتباط جمعی مورد نظر قرار گرفته است.
در این کندوکاو دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی که در مقطع کارشناسی در رشته ی جامعه شناسی مشغول به تحصیل هستند، به سؤالات پرسش نامه پاسخ می گویند. اما سؤال اساسی که منجر به شروع کار تحقیقی گردید این است که :
آیا جهانی شدن ارتباطات بر روی مد و مدگرایی افراد تأثیرگذار است؟
اهمیت موضوع
ارتباطات یکی از شیوه ها و روش های مؤثر و مناسب در زندگی اجتماعی اقتصادی و سیاسی به شمار می آید و نمی توان نقش ارتباطات را در توسعه جوامع مختلف امر ساده ای تلقی نمود، آنچه به صورت یک پدیده متحول در جهان بشری نمود عینی یافته و همه ی کنش های اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده پدیده ای است به نام شبکه ی ارتباطات بشری که از بدو تولد تا امروز گسترش یافته است.
امروزه این شبکه ارتباطی با دانمه و برد وسیع تری تمام ابعاد و وجوه زندگی فرهنگی ما را تحت تأثیر خود قرار داده یکی از بارزترین ابعادی که تحت تأثیر شدید ارتباطات جهانی قرار گرفته مسئله مد و مدگرایی است این پدیده که امروزه در جامعه ی ما به نوعی یک مسئله اجتماعی تلقی می شود، ضرورت این امر را فراهم آورده که به عنوان یک تحقیق عینی مورد نمود و بررسی قرار گرفته.
ضرورت تحقیق
اگر بخواهیم با نگاه عرف فرهنگی خودمان مد و مدگرایی را بررسی کنیم، خواهیم دید که مد و نوآوری از نظر پوشش مسئله ی فرهنگی کلانی در نگاه اول تلقی می گردد. شاید از نگاه برخی مد و نوآوری یک امر طبیعی و عادی تلقی شود. اما نگاه غالب در جامعه ما نسبت به چنین پدیده ای، متمایل به نگرش های آسیب شناختی می باشد، که درصدد حذف چنین پدیده ای از فرهنگ حاکم بر جامعه است. با توجه به چنین وضعیتی ضرورت دارد که مسئله مد و مدگرایی بررسی شود و جنبه های مثبت و منفی آن شناخته شود.
غالباً در جامعه ما مد و مدگرایی که یک امر منفی تلقی می شود و دارای بار منفی می باشد که هر چند شاید این پدیده دارای بار مثبتی نیز باشد. اما نگرش منفی بر آن حاکم است.
همین نگرش منفی موجب آن شده که ابعاد مثبت آن در هاله ای از ابهام و هم چنین شک و تردید قرار گیرد.
اهداف تحقیق
در این تحقیق سعی مان بر این است یکی از ابعاد اساسی جهانی شدن یعنی جهانی شدن ارتباطات و ارتباط آن با مد و مدگرایی را در بین دانشجویان که در واقع طیف مناسبی برای این کار می باشند، مورد بررسی قرار دهیم. هدف اصلی از این تحقیق این است که با یک رویکرد کاربردی بتوانیم جنبه های آسیب زای چنین مسئله ای را بشکافیم، و در نهایت به پرسش های آغازین خود که ذیلاً به آن ها اشاره خواهد شد پاسخ گوییم.
- آیا جهانی شدن ارتباطات تأثیر یک سویه فقط از جانب کشورهای غربی دارد؟
- آیا جهانی شدن ارتباطات بر نحوه ی پوشش و مدگرایی تأثیرگذار است؟
- آیا بروز پدیده ی مد و مدگرایی با توجه به فضای اجتماعی حاکم بر جامعه بیشتر در بین دختران شایع است یا پسران؟
- آیا مد و مدگرایی همسان با ارزش های حاکم بر جامعه است؟
تحدید موضوع
در این تحقیق اصل تحدید موضوع ایجاب می کند که جهانی شدن ارتباطات با توجه به مؤلفه هایی هم چون تلویزیون، ماهواره، اینترنت و .... مورد بررسی قرار گیرد. و ارتباط آن با نحوه ی پوشش و مد و مدگرایی در بین دانشجویان (دختر و پسر) مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی دانشکده روان شناسی و علوم اجتماعی در بهار سال 1387
تعاریف مفاهیم
تعریف برخی از مفاهیم به کار رفته در این تحقیق به شرح زیر است:
1- مد:
منظور از مد در این تحقیق شیوه های لباس پوشیدن و آرایش سر و صورت در مردان و زنان است که برهه هایی از زمان در تعداد زیادی از افراد به یک نوع دیده می شود به نحوی که اغلب افراد جامعه هنگام رویت این مظاهر به آن لفظ مدگرایی را اطلاق می کنند.
2- دانشجو:
منظور از دانشجو در این جا پاسخ گویانی می باشند که در زمان تحقیق در رشته ی علوم اجتماعی مشغول به تحصیل بوده اند.
3- وسایل ارتباط جمعی:
منظور از وسایل ارتباط جمعی چهار وسیله : رادیو - تلویزیون – نشریات و سینما می باشد.
4- جهان بینی الهی:
منظور از جهان بینی الهی کلیه ادیان شناخته شده الهی هستند. مانند : اسلام ، مسیحیت و یهود
| دسته بندی | برنامه ریزی شهری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 155 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 129 |
مفاهیم وواژه ها
شهر
شهرمجموعه ای ازترکیب عوامل طبیعی، اجتماعی ومحیطهای ساخته شده توسط انسان است که درآن جمعیت ساکن متمرکزشده است (شیعه، 1375،ص 4).
بافت تاریخی
بافت تاریخی به بناها و مجموعه هایی اطلاق می شود که پیش از سال 1300 هجری شمسی تشکیل شده و به ثبت آثار ملی رسیده باشند یا این قابلیت را داشته باشند که جزء این دسته از آثار قرار بگیرند . ( شهرام تاجیک . ص 19 )
بافت قدیم
منظور از بافت قدیم قسمت هایی از بافت شهری است که پیش از سال 1300 هجری شمسی تشکیل شده باشد و علیرغم اینکه از ارزشهای هویتی برخوردار است اما به دلیل اینکه کالبد آن فرسوده شده و از استانداردهای خدماتی ، اینکه و استحکامی و ... بهره مند نیست ، شان و منزلت مکانی و سکونی آن پایین آمده است . اقداماتی مرمتی که در این قبیل بافت ها انجام می شود از نوع بهسازی ، روان بخشی و نوسازی می باشد . ( شهرام تاجیک . ص 19 )
بافت پیرامون
به بافت هایی گفته می شود که به صورت غیر قانونی و بدون داشتن مجوز در داخل یا خارج محدوده قانونی شهرها به وجود می آیند . ساکنان این بافت ها معمولا افراد فقیر و تهیدست و مهاجران روستایی می باشند . ( شهرام تاجیک . ص 20 )
بافت فرسوده
بافت های فرسوده از نواحی بغرنج و پیچیده بافت های شهری می باشند چون نه تنها سرمایه گذاران و بخش های خصوصی معمولا تمایلی به سرمایه گذاری در این بخش ها ندارند خود مالکان و ساکنتن این بخش ها نیز توانایی نوسازی ندارند ( به دلیل فقر اقتصادی ) لذا معمولا سیاست گذاری ها در بافت های فرسوده بخش هایی از بافت شهری می باشد که به علت فرسودگی های کالبدی و عدم برخورداری از زیر ساخت های مناسب شهری از منزلت مکانی و سکونتی و اقتصادی پایینی برخوردار گشته است .
معمولا بافت های فرسوده دارای ویژگی های زیر می باشند
- وجود کمبودهای اساسی در قسمت های مختلفی چون فضاهای باز و عمومی ، فضاهای سبز ، زیر ساخت ها ، فضاهای سبز ، زیر ساخت ها ، فضاهای خدماتی و رفاهی و ...
- استفاده از مصالح نازل و سست در بناهای مسکونی ، مصالحی مثل خشت ، چوب و ... که این مصالح معمولا به صورت غیر اصولی به کار برده شده اند و اغلب فاقد اتصالات افقی و عمودی مناسب می باشند.
- خانه های مسکونی عموما یک یا دو نقطه بوده و همچنین بافت ها غالبا ریزدانه می باشند .
- بناهای این بافت ها به دلیل فرسودگی های ایجاد شده و همچنین عدم رعایت استانداردهای لازمه بسیار سست و اسیب پذیر می باشند و تجربه نشان داده که در اثر زلزله خفیفی خسارات زیادی به این بافت ها وارد می شود .
دسترسی و تاسیسات شهری در بافت های فرسوده دارای اشکالاتی می باشد و اساسا این بافت ها بدون طرح قبلی و از پیش تعیین شده شکل گرفته اند . ( شهرام تاجیک . ص 21 )
-
فرسودگی شهری
فرسودگی یکی ازمهمترین مسائل مربوط به فضای شهری است که باعث بی سازمانی، عدم تعادل، عدم تناسب وبی قوارگی آن می شود. فرسودگی عاملی است که به زدودن خاطرات جمعی، افول حیات شهری واقعه ای وشکل گرفتن حیات شهری روزمره ای کمک می کند. این عامل با کاهش عمراثر وبا شتابی کم وبیش تند ، باعث حرکت به سوی نقطه پایانی اثرمی گردد( حبیبی ومقصودی، 1386، ص18).
تعریف بازسازی
بازسازی ، دگرگونی کامل پیشینه و ایجاد شرایطی جدید در بافت و یا عناصر آن را با چیدن آثار گذشته و بنا نهادن ساخت و ازهای جدید دنبال می کند . بستر مداخله می تواند بافت شهر ی ، مجموعه ها و بناها به تنهایی و یا در مجموع باشد . در بازساززی وفاداری به گذشته چندان مصداق نداردی و هر جا که لازم باشد با تخریب کامل می تواند بازسازی صورت گیرد . فعالیت بازسازی فرآیند زیر را شامل می شود :
(الف) تخریب ؛
(ب) پاکسازی ؛
(ج) دوباره سازی . ( کتاب شهر سازی ، 1384 ، ص 11)
تعریف نوسازی
نوسازی بازآفرینی هستی ها و معاصر سازی بافت و عناصر درونی آن را با حفظ ماهیت های شکلی ( در ابعاد کالبدی ) و همنواخت با موازین زندگی نوین را ( در ابعاد غیر کالبدی ) در دستور کار دارد . بستر مداخله می تواند بافت شهری ، فضای شهری ، مجموعه ها و بناها به تنهایی و یا در مجموع باشد . در نوسازی وفاداری به گذشته در صورت خدشه دار نشدن ارزشهای کهن ( چه فنون نوین به کار گرفته شود یا نه ) مجاز باشد . دامنه فعالیت های نوسازی موارد زیر را شامل می شود :
(الف) نوشدن ؛
(ب) توان بخشی ؛
(ت) تجدید حیات ؛
(ث) انطباق ؛
(ج) تبدیل و دگرگونی . ( کتاب شهر سازی ، 1384 ، ص 11)
تعریف بهسازی
بهسازی ، بهبود بخشیدن به وضعیت بافت عناصر درونی آنست و مجموعه اقداماتی را شامل می گردد که در زمینه کالبدی همنواخت با الگوی اولیه به حفظ و نگهداری بافت و عناصر آن می پردازد ، و در زمینه غیر کالبدی به رونق بخشی حیات درونی آن کمک می کند . بستر مداخله می تواند بافت شهری ، فضای شهری ، مجموعه ها و بناها را به تنهایی و یا در مجموع شامل گردد . در این گونه مداخله حد وفاداری به گذشته اصل بوده و با حفاظت کامل از هر آنچه وجود دارد ، مفهوم می یابد . به سبب گستردگی دامنه اقدامات مرتبط به بهسازی ، این اقدامات در دو سه دسته جای داده شده است : یکی مجموعه اقداماتی که قبل از ورود خدشه به بافت و عناصر آن تدبیر می شود و دیگری مجموعه اقداماتی که پس از وارد آمدن آسیب و خسارت دستور کار قرار می گیرد .
(الف) گروه اول شامل موارد زیر است :
1)حمایت ؛
2)نگهداری ،
3)مراقبت ؛
4)حفاظت ؛
(ب) گروه دوم شامل موارد زیر است :
1)وحدت بخشی ؛
2) احیا؛
3)تعمیر . ( کتاب شهر سازی ، 1384 ، ص 10)
محله
اساسا مفهوم محله در سه بعد مختلف خلاصه می شود :
1.شکل ارگانیک و انتظام فضایی
2.ویژگی تصاحب فضا
3.خودداری در سطح نیازها و احتیاج های سکونتی در میان مردم
در تعریف محله باید گفت که به یک مجموعه خانه های کنار هم در یک فضای جغرافیایی خاص محله گفته می شود .. جالب توجه است که افراد ، مشابه احساسی را که در خانه شخصی خود دارند در محله خود نیز دارند بدین ترتیب که وقتی افراد جامعه در محله خود قرار می گیرند به نوعی احساس خودمانی و اشنایی دارند . ( شهرام تاجیک . ص 21 )
مبانی نظری
قبل ازهرفعالیت پژوهشی باید تحقیقات وتئوریهایی که منطبق با موضوع موردنظر هستند مورد مطالعه قرارگیرند. آشنایی با نظرات کارشناسان وپژوهشگران می تواند به عنوان راهنمایی برای مطالعات بعدی قرارگیرد،به همین خاطر برای مطالعه دربافتهای قدیمی شهرلازم است که ازنظرات وتئوریهای مختلف که درباره این بافتها بیان شده، استفاده شود.
به لحاظ زمانی ریشه تمام تئوریها ونظریه های مربوط به شهر وبافت قدیم راباید درنیمه دوم قرن هجدهم جستجو کرد . بررسی وتحلیل نظریه ها، اندیشه ها، سبک والگوهای متفاوت مربوط به بافت قدیم، امکان دستیابی به راهکارهای مناسب برای زمان حال ومکان وموقع جغرافیایی مورد نظر برای هرمحقق وبرنامه ریزی شهری فراهم می آورد.
ازآنزمان تاکنون نوعی تناسب، همزمانی، تأثیرگذاری میان جریانهای فکری، اجتماعی غالب درهردوره زمانی ونظریه ها ورویه های شهری وجود دارد. این دو نیز برای فضای اجتماعی، کالبدی شهر تأثیرمی گذارند وگونه ای ویژه ازشهر را تشکیل ( برک پور،1378،ص 117) .درحال حاضر، به دنبال تغییر دیدگاهها والگوها دربرنامه ریزی شهری، یعنی منسوخ شدن الگوهای طرحهای جامع سنتی ورواج الگوی طرحهای راهبردی مبانی نگرش به بافت قدیم وتغییرات کالبدی وکارکردی آن تاحدود زیادی تغییرکرده است. بنابراین شناخت نوع رویکرد درجهت پیشبرد برنامه ریزی شهر وحل مشکلات دربافت موردنظر ضرورتی است.
دیدگاه کارکرد گرایی
شاید تاکنون درمورد هیچ نظریه ای مانند کارکرد گرایی اختلاف نظر ومشاجره بروز نکرده است، به نحوی که گروهی آن را بکلی مردود دانسته وبرخی صاحب نظران ازآن به عنوان نظریه ای جامع نام برده اند، علیرغم اینهمه اختلاف آراء کارکرد گرایی به عنوان نظریه ای جا افتاده درقرن بیستم به حیات خود ادامه داده است ورسمیت یافته است. این دیدگاه دراوایل قرن بیستم بربسیاری ازتحقیقات جغرافیایی تأثیرگذاشت. براساس این دیدگاه منطقه یک واحد کارکردی درنظرگرفته می شود، یعنی ارگانیسمی که بیش ازمجموع بخشهای خودش بود. اصول شهرسازی کارکردی درنخستین بیانیه کنگره بین المللی معماری نوین سیام درسال 1928 مطرح شد که براین اعتقاد راسخ مبتنی است که اشکال(فرمها) باید بیانگر کارکردهایی باشندکه بنا به خاطرآنها احداث می شود، بنابراین اهداف اصلی شهرسازی دراین نظریه معطوف به تسهیل کارکردهای شهری وتقویت کارایی شهری است(مهدیزاده، 1380، ص73) .
دراین راستا براساس اصول خردگرایی وهزینه منفعت، نحوه استفاده وبهره گیری ازاراضی شهری، نیزبه عنوان ابزاری درجهت تسهیل کارکردهای شهری وتقویت کارایی شهری تلقی گردید وضرورت استفاده منطقی واستفاده اززمین وفضا دردستور کار قرارگرفت. با توجه به این اهداف ، به تبع بهسازی ونوسازی بخش درونی شهر( بافت قدیم ) هم مورد توجه قرارگرفت. درپرتو چنین نگرشی، این نظریه بیش ازپیش درعرصه کاربری اراضی شهری ومرمت شهری قوت گرفت.
دراین دیدگاه احیاء بافت قدیم ازطریق ساماندهی کالبدی وفضایی فعالیتهای مختلف شهر به منظور افزایش کارایی شهر وجلوگیری ازبروز بی نظمی وآشفتگی درنظام کالبدی شهرصورت می گیرد،بدیهی است که این رویکرد به نقش زمینهای شهری، ضرورتاً به نوعی نگرش ایستا ویک جانبه می انجامد وابعاد تاریخی، حقوقی،اجتماعی وفرهنگی بافت شهری را به طور واقعی کمتر مورد توجه قرارمی دهد(شماعی وپوراحمد،1384، ص160)
لااقل دراین نکته شکلی نیست که کارکردگرایی این واقعیت را مخفی می دارد که کیفیت ساختمانها محصول نظامی ازقواعد زیبایی شناسی خودآیین است که به صورتی پیوسته وسازگار اعمال می شود( هابرماس،1991، ص 71 )
بنابراین می توان نتیجه گرفت که ازنظرکارکردگراها، بهسازی ونوسازی بافت قدیم بدون توجه به گذشته وتاریخ وزمانف درراستای توسعه اقتصادی وکارکردی شهرانجام می شود وبدون توجه به موقعیت ومکان وفرهنگ وسنت، فقط وفقط معیارهای فنی ومهندسی ومعیارهای کمی وکالبدی بافت قدیم مورد اهمیت قرارمی گیرد.
دیدگاه انسانگرا
کریستوفرالکساندر ، پاتریک گدس، لوئیزمامفورد ولینچ ازجمله اندیشمندان ونظریه پردازان قرن بیستم هستند که درزمینه بهسازی ونوسازی شهری براساس دیدگاه انسان گرا اظهار نظرکرده اند، هدف اصلی این گروه توجه به مردم ومشارکت آنها دراحیاء شهری است آنان به نقش مطلق انسان درطبیعت اهمیت می دهند ومعتقد به ناحیه شهری هستند. این دیدگاه واکنشی به بحران شهری یا نتیجه مستقیم فرایند صنعتی شدن است که تأثیرات نامطلوبش برطراحی وبرنامه ریزی شهری است. زمانی که کارکرد مکانیسمهای هدایت کننده بازار وتشکیلات اداری ودرکل ناحیه بندی عملکردی به گونه ای باشند که پیامدهایشان مخل زندگی انسانها شود، آنگاه تنها راه حلی که می ماند این است که بگذاریم ارتباط وتفاهم مؤثرمشارکت کنندگان با رسانه پول وقدرت رقابت کن ( هابرماس،1991، ص8) .
هدف اصلی این ایدئولوژی ساده گرایانه، معماری توجه به خصوصیت جسمی وروانی انسانهاست. این نظریه به نقش معماران درکاربری اراضی شهری وساخت شهر حمله می کند ونوعی تفکر مسلط برانسان ونیازهای وی را درساخت شهر پیشنهاد می نمایند. این گروه معتقد به منطقه بندی شهرها براساس نیازهای انسانی هستند( زیاری، 1381،ص15) .
دیدگاه انسانگرا معتقداست ناحیه بندی یا منطقه بندی عملکردی درشهرهای مدرن سبب هدر رفتن وقت وانرژی وازهم گسیختگی ساختار اجتماعی ومحله ای درشهرهای امروزی شده است. بنابراین بسیاری از ویژگیهای یکنواختی وبی هویتی درشهرهای امروزی ناشی ازمنطقه بندی نارسای شهری است. امروزه مشخص شده که ترکیب عملکردها وفعالیتها درسطح محله های شهری با حداکثر ممکن همجواری بین کاربریهای خصوصی وعمومی برای رشد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی وروابط متقابل بین شهروندان وفضاهای شهری ضرورتی حیاتی است.
دراین دیدگاه احیاء بافت براساس نظرها ومشارکت شهروندان وباتوجه به بررسیهای لازم صورت می پذیرد .این دیدگاه نظریه تداوم را به جای قطع با گذشته درتکوین وتکامل بافت قدیم مورد توجه قرارمی دهد ومعتقداست که فقط با احداث بافت جدید درکناربافت قدیم مشکل این بافتها حل نمی شود بلکه خواستار یک نوع هماهنگی بین طرحهای بهسازی ونوسازی بافت قدیم با برنامه ریزی آمایش سرزمین است که درنهایت سبب تعادل بین جمعیت وساختارهای کالبدی اقتصادی واجتماعی می گردد.
اصول شهرسازی انسان گرا که درشکل گیری بسیاری ازمجموعه های شهری درشهرهای قدیمی ایران مؤثربوده است درسه اصل مهم مطرح می شود، که امروزه این اصول باید دربرنامه ریزی بهسازی ونوسازی بافت قدیم مورد توجه قرارگیرد.
دیدگاه سیستمی
جغرافیدانان ازهمان ابتدای ظهورعلم جغرافیا، به شکلهای مختلف روش سیستمی رابه کارمی گرفتند. اما تاقبل از جنگ جهانی، هیچ گونه روش یا تکنیکی درجغرافیا( ادیکاری، 1992، ص22) .با به کارگیری نگرش سیستمی درجغرافیا فرم تازه ای ازجمعیت مطرح می شود. دراین نگرش، سیستم عبارت است از ترکیبی ازاجزاء وقسمتهای مختلف یک مجموعه که به یکدیگر وابسته اندو روابط متقابل میان آنها به شکل خاصی سازمان یافته است که برکلیت سیستم تأثیر قاطع دارد، بنابراین تعریف تفاوت این دیدگاه با دیدگاههای دیگردربه کارگیری اطلاعات وروابط است به عبارتی دراین دیدگاه ارزشها وهنجارها( روابط) همراه با اصل وماده مورد اهمیت قرارمی گیرند.
شهربه عنوان یک پدیده درحال تغییر با چنان سرعتی دست خوش دگرگونی وتحول است که دیگربرنامه ریزی وطرح ریزی رایج ومعمول نمی تواند پاسخگوی این تغییرات باشد. به علاوه دربیشتر موارد این تغییرات آنچنان وسیع است که تأخیر درپاسخ به آن ممکن است فاجعه آفرین باشد. بنابراین سازگاری با تغییرات سریع جاری نیازمند رویارویی جدیدی با شهرمی باشد. این امربه علت ارتباط ووابستگی متقابل وفزاینده عناصر شهری وشهروندان به فضای شهراست که هرروز وسعت یافته، پیچیده تر شده وکمترقابل پیش بینی می شود.
پیچیدگی موضوعات فوق ضرورت نوعی نگرش وبینش جدید را درمواجه با مسائل یاد شده واجب می نمود وآن روش سیستمی است.دردیدگاه سیستمی، عناصرشهری اجزای سیستم را تشکیل می دهند. کارکرد هریک از عناصر شهری برکارکرد کل شهرتأثیر دارد ونحوه عملکرد وکارایی هریک ازاجزاء به یکدیگر مرتبط ووابسته است( مهندسین مشاور شارمند، 1379، صص 51-48) دیدگاه سیستمی دربرنامه ریزی شهری می تواند هدایتگر برنامه ریز در جهت ارائه تصمیمات مناسبتر درانتخاب مکان بهینه کاربریها درسطح شهر ودرانطباق با همجواریها باشد. لذا با عنایت به این دیدگاههاست که می توان ازسنخیت یا عدم سنخیت یک کاربری با کاربریهای دیگر که درمجاورت آن قرارگرفته اند بحث به میان آورد وازاین معیار درجهت انتخاب روش به منظور استقرار کاربریها درسطح شهر بهره جست.
برخورد سیستمی درمطالعات بافتهای شهری به مفهوم آن است که جنبه های ارزشی وفنی این مطالعات درهمه علوم مرتبط با این مسائل ، با یکدیگر تلاقی وتقاطی داده شوند. این نگرش متمرکزشدن درمسائل کالبدی را چاره ساز نمی داند. این درحالی است که مسائل اجتاعی واقتصادی ساکنان این حوزه ها اهمیتی همسان با مسائل کالبدی دارد. ازدیدگاه فوق مطالعات واجرای طرحهای مرمت بافت قدیم لزوماً منجربه حذف ونوسازی قطعات بزرگی ازبافتها نمی گردد، بلکه منجربه زنده سازی واحیاء گسترده وهمه جانبه واساسی بافتها می شود. ولی آنچه که درغالب طرحهای اخیرنوسازی واحیاء مشاهده می گردد پیشنهاد حذف قطعاتی از بافتها وجایگزینی قطعات جدید درآنهاست که بیشتر با هدفهای خاص تأمین مسکن انجام می گیرد که مغایرتهای بزرگی را هم بین باقیمانده بافت وبافت ساخته شده ایجاد می کند که قابل چشم پوشی نیست. باتوجه به فراوانی مسائل ومشکلات بافت قدیم درکشورهای درحال توسعه بهتراست هنگام بکارگیری نگرش سیستمی طرفدار نظریه کارایی باشیم، تا با شناسایی نقاط مسئله خیز عواملی اصلی عدم کارایی دربافت قدیم ازمیان برداشته شود.
نگرش موزه ای ( تفکرآئینی )
این دیدگاه بر«شالوده حفاظت ازمیراث فرهنگی بافت استواراست ومداخله دربافتهای قدیمی را جز درجهت حفاظت آنها نمی پذیرد. دراین نگرش حفظ هویت ومیراث نیاکان برمقتضیات زندگی معاصر ترجیح داده می شود، درنتیجه ساکنان این گونه بافتها به دلیل عدم امکان انجام تغییرات مقتضی زندگی روزمره موردنیاز خود ونیز کاستی ها ونارساییهای زیرساختهای شهری که ریشه درچنین بینشی دارد، ناگزیر به ترک بافت می شوند، به دنبال ازهم پاشیدگی بافت اجتماعی، بافت کالبدی نیزدرمعرض تخریب قرارمی گیرد.» (خانی، 1383،ص 34) .
نگرش موزه ای درتسلسلی منطقی به تهدید فرصتهای زندگی منجرمی شود ودرمواردی نسلهای بعدی محکوم به زندگی با ارزشهای دیگران می شوند. بدین ترتیب، درفضاهایی به سرمی برند که ازضرورتهای زندگی آنها ناشی نشده است. اعمال چنین شیوه ای نمی تواند قابل بسط باشد چراکه درگذر زمان ، کارکردهای شهری مختلف می گردد وحیات شهری به جد تهدید می شود( کلانتری وپوراحمد، 1384، ص 60).
«معضل نگرش موزه ای، وقتی که به جای تک بناها قسمتی ازبافت شهری یا مجموعه ای تاریخی مطرح است بیشتر رخ می نماید، چراکه اتخاذ چنین دیدگاهی ، مجموعه های با ارزش تاریخی را که باید به ارتقای کیفیت های کارکردی – فضایی زندگی شهری کمک کنند به معضلهای اغماض ناپذیر شهری تبدیل می کندوتأثیرات وجودی آنها را درحیات شهری تاحد پادگانهای نظامی پایین می آورد . درنگرش موزه ای تلاش معطوف به حفظ جنبه های کالبدی – فضایی اثرتاریخی است وازبقیه جنبه های حیاتی اثر یا بافت تاریخی غفلت می شود . صیانت موزه ای ناتوان ازمقابله با تخریبهای اجتماعی، فرهنگی وکالبدی ناشی ازسیاستهای پاکسازی، طرحهای تفصیلی توسعه مجدد، طرحهای راه سازی ونظایراینهاست وهمواره درمعرض تهدید مرزهای توسعه است» (خانی 1383،صص39-35).
رویکرد نظری تبیین توانمندسازی سکونتگاههای شهری
ازاواخردهه هشتاد درچارچوب نظری جدیدی برای پاسخ به کاستی های دیدگاه اسکان غیررسمی به سکونتگاههای اقشارکم درآمد شهری تلاشهایی آغاز شد که حاصل آن گزین صحیح سکونتگاههای نابسامان یا بی قاعده بود. این سمت گیری جدید عمیقاً ازطرح دیدگاههای نظری مانند توانمندسازی وبازنگری درنقش دولتها درزمینه تأمین مسکن وخدمات ، توسعه پایدار ونقش تعیین کننده مراکز شهری درتوسعه اقتصادی وضرورت مبارزه با فقر شهری، متأثر بوده است. برمبنای این نگرش، سکونتگاه وسرپناهی که اقشارکم درآمد شهری با سرمایه خود احداث کرده اند، بخشی ازسرمایه اقتصادی کل جامعه محسوب می شود که باید براساس برنامه ریزی مشارکتی وبا تأکید برجلب همکاری آنها درزمینه شناخت اولویتها وراهکارها به ساماندهی وانتظام بخشی اینگونه سکونتگاهها پرداخت شود( صرافی 1381، ص 10).
امرتوانمندسازی بردیدگاه « فقر زدایی» ودرتوسعه پایدار انسان محور با تکیه بر مشارکت شهروندان وشهر( مدیریت شهری) متکی است. مشارکتی که براساس گفتگوی دوجانبه شکل می گیرد وشهروند باکسب هویت ازطریق این گفتگو به زیستگاه خود هویت می بخشد( خضرایی،1381،ص 60) .مضمون اصلی مشارکت درمحله های قدیمی وحاشیه ای، توانمند سازی مدنی ساکنین است وتوانمندسازی مدنی عبارت است از: تشکیل نهادهای محله ای یا به رسمیت شناختن نهادهای موجود درتصمیم گیری وهدایت زندگی محله، هدف ازمشارکت یا توانمند سازی مدنی مردم، افزایش احساس تعلق به محله وپاسخگویی مناسب اهالی به پرسش« سهم دولت، سهم مردم» درساماندهی محله است ( خاتم،1381،ص40).
محورهای اصلی راهبرد توانمندسازی عبارتنداز:(اطهاری،1382، ص 50) .
- برقراری ارتباط کامل بین بخش مسکن وبرنامه های کلان اقتصادی .
- برقراری پیوند همه جانبه بین برنامه ریزی مسکن وبرنامه ریزی شهری .
- تدوین سیاستهایی به منظور تحقق توانمندسازی خانوارها با استفاده ازسازمانهای غیردولتی وسازمانهای مبتنی براجتماعات یا مشارکت همه جانبه مردم (دلال پورمحمدی،1379،صص133-132)
- توجه ویژه به فقرا، محیط زیست وبهداشت دربرنامه های مسکن به وسیله دولت
- فراهم آوردن شبکه های زیربنایی واعطای حقوق مالکیت درمسکن غیررسمی موجود .
- فعالیت توأمان وهم بسته دولت دربخش خصوصی تشکلهای خودیار وحداکثر استفاده ازعملکرد بازار .
به طور کلی مهمترین اصول وابعاد رهیافت( راهبرد) توانمندسازی عبارتنداز:
ابعاد وزمینه های توانمند سازی بافت قدیمی شهرها
توانمندسازی بافت قدیم شهرها درابعاد مختلف مطرح است که ازآن جمله می توان به مواردزیراشاره کرد:
الف) توانمند سازی کالبدی
ب) توانمند سازی فرهنگی، آموزشی، اجتماعی واقتصادی .
ج) حمایتهای مالی ، علمی وفنی دولت .
د) مشارکت مردمی
هـ) راهکارهای تأمین منابع مالی
درمیان ابعاد مختلف سیاست توانمندسازی ابعاد کالبدی که زمینه ارتقای سطح بافت قدیمی را با استفاده ازبه فعلیت درآوردن توانمندی های کالبدی بافت که نقش دولت ومشارکت مردم درتمام مراحل پروژه را مدنظر دارد، بیشترمورد توجه قرارمی گیرد.
اصول وقوانین مرتبط با احیاء بافت قدیم درایران
سیاستها وبرنامه های اجرایی مربوط به بافت قدیم درقبل ازانقلاب اسلامی
به رغم اینکه پیشینه شهرسازی درایران به گذشته های بسیار دور بازمی گردد، تهیه طرحهای توسعه شهری نوین درکشورمان سابقه چندان طولانی ندارد وریشه های تاریخی آن به آغاز قرن معاصر بازمی گردد( حبیبی ودیگران،1386، ص 178)
ازدوره های تاریخی که درشهر وشهرنشینی ایران تحول قابل توجهی ایجاد کرد، دوره قاجاریه بود. دراین دوره مکتب تهران درمعماری وشهرسازی رواج یافت. طی سالهای 1267 تاصدورفرمان مشروطیت(1285 هـ ش) اقداماتی درخصوص مداخله دربافتهای شهری آغازگردید، برای مثال می توان به اقدامات ناصرالدین شاه وامیرکبیر درتهران اشاره کرد که ساخت وسیمای شهر را دگرگون نمود(شماعی وپوراحمد،1383،ص185)
تغییرعملکرد خیابان ومیدان، ازجمله تغییر عملکرد خیابان ازیک تفرجگاه به مکان تجارت ودادوستد تبدیل شد. سنگفرش کردن مسیرکالسکه رو بنا به دستورامیرکبیر ازاقدامهای تغییر وتحول درراستای نوسازی وبهسازی شهری بود( اعتماد السلطنه ،1368) .انتقال بسیاری از کارکردهای بازار به فضای حاشیه شهر ولبه شبکه های حمل ونقل وسرانجام شکل گیری عملکردهای جدیدی نظیر،تجارتخانه، تماشاخانه، هتل، باغ ملی وامثالهم را می توان نام برد.
این تغییروتحولات سیمای شهرایرانی –اسلامی را دگرگون ومفهوم شهراروپایی را رواج داد. سیاستگذاری وبرنامه ریزی بهسازی ونوسازی شهری درایران به سبک امروزی ومدرن ازاواخردوره قاجاریه به صورت اقدامات اساسی ظهورپیدا کرد. براین اساس می توان این دوره را دوره نوگرایی وپیدایش مدرنیزم درشهرسازی ایران نام گذاشت وازاین دوره بود که پیوند بین بافتهای کهن وجدید شهری به دلایل مختلف وازجمله تقلید کلیشه ای وتحولات اقتصادی ، اجتماعی – فرهنگی وتزلزل حکومت شروع به ازهم گسستن کرد(شماعی و پوراحمد،1383، ص 185)
باروی کارآمدن رضا خان فعالیتهای شدیدی دررابطه با تغییرات فیزیکی شهرها صورت گرفت. آغاز فعالیتهای جدی مربوط به بافت قدیمی درنخستین سالهای شروع اصلاحات فیزیکی شهرها ومداخلات دربافتهای قدیمی شهرها در دوره رضاخانی بصورت طرحها وپروژه های نوسازی بافتهای فرسوده مطرح می گردند که می توان به قانون بلدیه درسال 1309 ، لایحه مربوط به شهرداریها 1328 ، قانون تشکیل شهرداریها وانجمن شهرها وتصمیمات مصوب 1328،وغیره ... اشاره کرد. دراین دوره دولت وقت با ایجاد دگرگونی درسازمان تولید ، زمینه دگرگونی کالبدی شهررا فراهم آورد، تحمیل سازمان فضایی کاملاً متفاوت با ساختار و سازمان بافت شهری ازطریق طرحهای خیابان کشی شهرها،موجب تخریب محله ها وبافت وازهم پاشیدگی تاروپود کالبدی شهرشد( ایزدی، 1379،ص 141)ولی درنهایت هدف اصلی این قوانین برنحوه اداره امور شهرها متمرکزبود. به تعبیری این قوانین طرحهای توسعه مجدد شهری هستند که برای پاک کردن محلات مرکزی شهر وساختن واحدهای مسکونی جدید،مطابق با یک طرح جامعی طراحی می شوند. ازنمونه برنامه هایی که درقانون فوق به اجراءدرآمد می توان به احداث خیابانهای 15 خرداد( بوذر جمهری سابق) وخیام را ذکر کرد که سازمان محلات خودرا دچار آسیب جدی کرد. تا اینکه درسال 1340 همراه با صنعتی شدن ایران وتزریق درآمدهای نفتی، نخستین تغییرات چشمگیر وناهماهنگ کالبدی شهری صورت گرفت. دراین دوره بود که سازمان ملی حفاظت آثار باستانی شکل گرفت. با تشکیل این سازمان قانون تجدید بنای محله های قدیمی وغیربهداشتی به تصویب رسید(سازمان مشاوره فنی ومهندسی شهرتهران،1375،ص90)
درسال 1345 با تصویب ماده 111 قانون شهرداری ، مقوله نوسازی بافتهای قدیمی وفرسوده چنان جدی شد که خیلی زود متعاقب تصویب قانون نوسازی وعمران شهری دردوسال بعد یعنی 1347، به عنوان یکی ازاصیلترین وکارآمدترین مقررات وقت وارد عرصه قوانین ومقررات شهری شد، درسالهای 1347 تا 1351 باتوجه به توسعه روزافزون شهرها دراثر مهاجرتهای روستایی برای اولین بار به طور مستقیم وگسترده به اهمیت وضرورت حفاظت بافتهای تاریخی توجه شد وبدین منظور ردیفی ازبودجه به بهسازی ونوسازی شهری تعلق گرفت.
درباره سیاستهای دوره پهلوی دوم تا پیروزی انقلاب اسلامی به طورمختصر می توان ابراز نمود که سیاستهای بهسازی ونوسازی شهری این دوره عمدتاً به دنبال تصویب قوانین وروشهایی برای کسب درآمد بود.
سیاستها وبرنامه های اجرایی مرتبط با بافت قدیم پس ازانقلاب اسلامی
اولین محملهای قانونی بهسازی ونوسازی بافتهای قدیمی وتاریخی شهری دردوره بعداز انقلاب اسلامی دراشکال برنامه های چهارگانه تدوین وبه مورد اجرا گذاشته شد که به صورت اختصار مورد بررسی قرار می گیرند( حبیبی ودیگران،1386،ص191)
برنامه اول توسعه اقتصادی ، اجتماعی وفرهنگی ایران بین سالهای 1372-1368
به طورفهرست وار اهداف عمرانی این برنامه درمورد عمران شهری به ویژه مداخله دربافتهای قدیم شهری را می توان به صورت زیرمطرح نمود:
1.تهیه وتنظیم طرحهای جامع وتفصیلی وکمک به ایجاد وتقویت دفاتر طرح وبرنامه شهرداریها.
2.برقراری تعادل مطلوب بین شهرها ازراه توزیع متناسب خدمات شهری بین شهرها.
3.برخورداری شهرها ازتوقفگاهها وپایانه ها وجاده های کمربندی .
4.برخورداری شهرها ازتأسیسات حفاظتی وشهری .
5.بهبود شبکه حمل ونقل شهری از راه توسعه وحمل ونقل عمومی.
6.نوسازی وبهسازی شهرها واحیای بنای ساختمانهای قدیمی .
7.توسعه فضای سبزشهری ازطریق ایجاد پارکها وبوستانهای محلی .
8.تقویت وبهبود مدیریت شهرداریها وسازمانهای محلی (وزارت کشور،1366،ص21 به نقل از شماعی وپوراحمد)
درسال 1364 اساسنامه سازمان میراث فرهنگی کشور تدوین گردید ودرسال 1366 این سازمان عملاً شروع به فعالیت کرد(سازمان میراث فرهنگی، 1364) .تهیه واجرای طرحهای لازم به منظور حراست، حفاظت،مرمت واحیای آثار، بناها ومجموعه های با ارزش فرهنگی وتاریخی شهرها به عهده میراث فرهنگی گذاشته شد.
برنامه دوم توسعه اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی جمهوری اسلامی ایران(1377-1373)
این برنامه نقطه عطفی درتوجه مستقیم ،منسجم وبرنامه ای به بهسازی بافتهای شهری وتلاش برای حل مسائل مختلف بافتهای فرسوده وقدیمی به حساب می آید. چراکه دربرنامه دوم توسعه موضوع بهسازی بافتهای فرسوده( مسئله دار)به طورمشخص درقالب برنامه ها و پروژه های ذیربط مطرح گردید که هدف ازآن استفاده بهینه اززمین ازطریق اصلاح بافتهای فرسوده ومسئله دار،مرمت وبهسازی ساختمانهای ونوسازی واصلاح محله های قدیمی بود(حبیبی ودیگران،1386 ، ص 204)
درسال 1373 ،طرحهای بهسازی ونوسازی باحفظ هویت بافتهای با ارزش واستفاده بهینه از اراضی شهری با تفکر تجمیع قطعات دربافت قدیم ارائه می شودکه نشان ازنگرش تازه به بافتهای قدیم شهری به عنوان موضوعی مهم درسیاستهای توسعه شهری است .اما عمده ترین ومؤثرترین برنامه درمورد بافتهای قدیمی تشکیل شرکت عمران وبهسازی شهری بود. شرکت عمران وبهسازی شهری دارای دفتر بهسازی ونوسازی است که به عنوان متولی اصلی رسیدگی به بافتهای کهن شهری تعیین شده است. ازجمله اهداف مهم این شرکت بهبود وارتقای سطح کیفی وکمی زندگی درمحیط شهری برای حیات حال وآینده درجهت ایجاد رشد اقتصادی،تعادل کارکردی، سلامت اجتماعی وحفاظت وارتقای محیط زیست شهری است(شماعی وپوراحمد،1384، ص 339).
برنامه سوم توسعه اقتصادی ، اجتماعی وفرهنگی کشور
به طورخلاصه اهداف برنامه عمرانی دوم را درزمینه عمران شهری وپیامدهای مداخلات دربافتهای قدیمی را می توان به صورت زیر تبیین نمود:
1.تجدید نظردرتعریف محدوده ها وحریم شهرها وگسترش حیطه نظارت شهرداریها برحوزه استحفاظی شهرهابه منظور جلوگیری ازفعالیتهای جذب کننده وجلوگیری ازعدم تعادل جمعیتی پیرامون شهرهای بزرگ.
2.توسعه موزون وهماهنگ شهرها وجلوگیری ازگسترش بی رویه آنها به همراه بهسازی ونوسازی واحیای بافتهای شهری وهدایت وکنترل وتوسعه موزون مناطق.
3.وزارت مسکن وشهرسازی نسبت به توسعه مطالعاتی وتحقیقات کاربردی درزمینه شهرسازی ومعماری با تأکید برارزشهای ایرانی –اسلامی ومدیریت شهری وروستایی موظف به برنامه ریزی شد( سازمان مدیریت وبرنامه ریزی،1380،صص81-77).
4.اعطای اختیار لازم به شورای اسلامی شهرها برای انتقال ابنیه وتأسیسات باکاربری نامناسب شهری به خارج ازمحدوده .
5.پیشنهاد منابع مالی جدید برای اجرای طرحهای توسعه وعمران شهری وروستایی درتقویت منابع مالی شهرداریها.
6.تهیه طرح مطالعه جامع ایرانگردی وجهانگردی
تشکیل کمیسیون مرمت واحیای بناها وبافتهای تاریخی باعضویت نمایندگان(وزارتخانه های مسکن وشهرسازی کشور، سازمان اوقاف وامورخیریه ).وحسب مورد دستگاههای ذیربط درمرکز وعضویت نمایندگان استانداری سازمان مسکن وشهرسازی استان ومدیریت اوقاف وامورخیریه استان برای ایجاد هماهنگی درفعالیت اجرایی دستگاههای ذیربط درزمینه اجرای طرحهای مرمت احیای بناها وبافتهای تاریخی فرهنگی کشور.
تهیه طرحهای ساختار تاریخی – فرهنگی شهرهای تاریخی که مشخص کننده محدوده بافتهای تاریخی فرهنگی وحفظ واحیای ضوابط وبهسازی وبازسازی آنها می باشد(سازمان مدیریت وبرنامه ریزی ،1380،صص 77- 81).
برنامه چهارم توسعه اقتصادی ، اجتماعی، فرهنگی کشور(1388-1384) برنامه ملاک عملی فعلی
لایحه برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی جمهوری اسلامی ایران که مهمترین مرحله تحقق جامعه آرمانی چشم انداز توسعه کشور محسوب می شود، درپی تحکیم مبانی وبسترهای رشدی است که فرصتهای مدیریت بهترایران فردا واحکام مورد نیاز ایجاد مبانی جدید توسعه ای ایران را فراهم خواهدآورد.
درمیان ویژگیهای خاص برنامه چهارم توسعه جمهوری اسلامی ایران، تهیه وتنظیم این برنامه درچارچوب چشم انداز بلند مدت کشور، ازجایگاه واهمیت خاصی برخورداراست. با عنایت به الزامات حاکم برتحقق چشم انداز بلند مدت کشور وویژگیهای کنونی رشد وتوسعه کشور،مأموریتهای نظام برنامه ریزی کشور را طی دودهه آینده می توان به شرح زیر تبیین نمود:
- برنامه پنجساله چهارم: رشد پایدار اقتصادی دانایی محور .
- برنامه پنجساله پنجم: تثبیت مبانی رشد اقتصادی ورفاه اجتماعی .
- برنامه های ششم وهفتم: توسعه مستمر پایدار ودانش بنیان کشور وتأمین عدالت اجتماعی.
سند برنامه چهارم توسعه با چهارهدف کلی :
- توسعه دانش پایه، عدالت محور ودرتعامل با جهان
- تأمین مطمئن امنیت ملی وبازدارندگی همه جانبه
- صیانت ازهویت وفرهنگ اسلامی – ایرانی
- حاکمیت موثر واستقرار دولت شایسته( حبیبی ودیگران،1386،صص212-211)
معیارهای اساسی شناسایی و تشخیص بافت های فرسوده شهری
1.عمر ابنیه : بیش از 80% از ساختمانها در اینگونه بافت ها دارای قدمتی بیش از 50 سال می باشند و یا اگر در 50 سال اخیر ساخته شده باشند فاقد رعایت استانداردهای فنی هستند به گونه ای که غیر استاندارد بودن آنها از ظاهر ساختمان قابل تشخیص است . ابنیه این بافت ها عمدتا تاب مقاومت در مقابل زلزله ای با شدت متوسط را ندارند ( حبیبی و دیگران ، 1386 ، ص 66 )
2.دانه بندی : ابنیه مسکونی واقع در این گونه بافت ها عمدتا ریز دانه بوده و مساحت عرصه آنها به طور متوسط کمتر از 200 متر مربع می باشد (حبیبی و دیگران ، 1386 ، ص 66 )
3.نوع مصالح : مصالح به کار رفته در اینگونه بافت ها عمدتا از انواع خشتی ، خشت و آجر و چوب یا آجر و آهن بدون رعایت اتصالات افقی و عمودی فاقد سیستم سازه ای می باشند (حبیبی و دیگران ، 1386 ، ص 66 )
4.تعداد طبقات : اکثر ابنیه در بافت های فرسوده یک با دو طبقه هستند . (حبیبی و دیگران ، 1386 ، ص 66 )
5.وضعیت دسترسی ها : بافت های فرسوده که عمدتا بدون طرح قبلی ایجاد شده اند ، عمدتا از ساختاری نامنظم برخوردارند و دسترسی های موجود در آنها عمدتا پیاده می باشد به گونه ای که اکثر معابر آن بن بست یا با عرض کمتر از 6 متر بوده و ضریب نفوذپذیری در آنها کم است . (حبیبی و دیگران ، 1386 ، ص 66 )
6.وضعیت خدمات وزیر ساخت های شهری : بافت های فرسوده به لحاظ خودداری از خدمات ، زیر ساخت ها و فضاهای باز ، سبز و عمومی دچار کمبودهای جدی هستند ، مداخل در اینگونه بافت ها از نوع تجمیع و نوسازی خواهد بود . (حبیبی و دیگران ، 1386 ، ص 66 )
بافت فرسوده شهری و ویژگی های عمومی آن :
اصطلاح بافت های فرسوده شهری این روزها کاربرد بسیاری یافته و مورد توجه خاص نیز قرار گرفته است . عموما تصوری که از بافت فرسوده شهری به وجود می آید ، بافت قدیمی شهر است که به دلایلی نوسازی نشده است و رفته رفته ساختمان های آن کهنه و پوسیده شده اند . این تصور از بافت فرسوده – که بیشتر موضوع کهنگی را در ذهن تداعی می کند مانع تعریف جامعی از انواع بافت های شهری شده است و اینکه دارای مسائل و مشکلاتی هستند و به طور طبیعی میل به نوسازی در آنها کم شده و در نتیجه رو به فرسودگی یا میرندگی نهاده اند ( جهلت هی ، جستارهای شهرسازی شماره 40 ، ص 17 ) بافت فرسوده شهری محل و یا آن بخشی از فضای شهری است که نظام زیستی آن هم از حیث ساخت و هم از حیث کار کرد اجزای حیاتی خود دچار اختلال و ناکار آمدی شده است . در این نظام ، تن و جان و جان و تن نه بی هم بلکه با هم و در رنج یکدی
ر می سازند و می سوزند ( کما نروزی ، اندیشه ایرانشهر ، 9 و 10 ص 30 )
یکی از ویژگی های بافت های فرسوده شهری کاهش ارزش های کیفی زندگی است که از یک یا چند جنبه شهری مشخص می شود که شاخص های اصلی آن عبارتند از :
1.شاخص های کالبدی ؛
2.شاخص های عملکردی ؛
3.شاخص های زیست محیطی ؛
4.شاخص های اجتماعی و اقتصادی .
از آنجایی که موضوع پایان نامه بررسی ساختار عملکردی است به شاخص عملکردی بافت فرسوده شهری می پردازیم .
| دسته بندی | پزشکی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 451 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 99 |
اصول تمرین درمانی فیزیکی در مدیریت افراد با شرایط قلبی و عروقی اصلی میتواند بطور نرمال در برنامههای ساختار بندی شده یا در جلسات پی در پی به کار گرفته شوند. برنامههای قلبی ساختاری و احیای قلبی تنفسی برنامههای درمانی چند بعدی هستند که ضروریات بهترین تمرین درمانی فیزیکی را ارائه میدهند. تمایزات میان برنامههای ساختار بندی شده در جمعیت بیماران اصلی نهفته است که مد نظر قرار میگیرند نه در اصول مدیریت درمانی فیزیکی.
اصول کلی درمان قابل درک شامل کار تیمی، آموزش به بیماران، تست تمرین و آموزش است و نیز تغییر طولانی مدت نحوه زندگی و غیر است و این موارد در مورد گروههای بیمار رایج و معول است. نقش درمانگر فیزیکی به عنوان مأمور سلامت در مدیریت این گروه از بیماران مورد تأکید قرار گرفته شده است. این اصول همچنین هنگامی به کار گرفته میشوند که سوء عملکرد قلبی و تنفسی در یک معاینه ثانویه تشخیص داده شود. برای مثال، در یک بیمار که تشخیص در مورد او گرفتگی ماهیچههای شانه است، اما سابقه بیماری قلبی نیز در او دیده میشود و یا دارای فاکتورهای خطرزا میباشد. این شرایط زیر برای کاربردهای اصلی تغییر یک برنامه ورزشی برای گرفتگی شانه گرفته شده است.
منفعت اصلی از این برنامهها بالابردن کیفیت زندگی و سطوح تحمل فعالیتهای روزانه است. یک هدف اساسی پایهگذاری تمرینات سلامت در طول زندگی است که شامل پیشگیری ثانویه است. کاربرد این اصل در مرکزیت مدیریت شرایط قلبی و عروقی قرار دارد. البته بسته به اینکه اولیه هستند یا ثانویه امروزه در تمرین کلی، بیماران (شامل کودکان) که به فیزیوتراپها تحویل داده میشوند و مشکلات عصبی عضلانی با عضلانی اسکلتی دارند بالاترین احتمال مشکل اساسی قلبی یا بیماری ریوی یا مربوط به فاکتورهای خطرناک است.
خطوط هدایت بنا شده برای برنامههای احیا و فعالیت قلبی، عروقی شامل ارائه سرویس با مرکزیت بیمار است. هر دو برنامه روی تقویت سلامت قلب و عروق در طول برنامههای فردی تأکید دارند که برای بهبود وضعیت قلب و عروق طراحی شدهاند بعلاوه آنها پیشگیری ثانویه را در طول تشخیص فاکتور خطر و تغییر در تلاش برای پیشگیری از پیشرفت بیماری و اتفاقات تلخ قلبی ارائه میکنند. این در دورهای روی مقالات و کتب چاپ شده حجم اکسیژن VO2 max غالباً در مطالعات مورد گزارش قرار گرفت و برای تعبیر VO2 Peak حجم اکسیژن مورد استفاده قرار گرفت. علی رغم این واژه مورد استفاده توسط تخمین گرهای اصلی در هر مطالعه در خلاصه این مطالعات مورد استفاده قرار گرفت.
احیای قلبی و عروقی : پایه شواهد، تأثیر و قابلیتها برای عملی بودن:
اگرچه یک دیدگاه تیم با مدیریت و خطمشی چند وجهی، در مورد هر دو نوع برنامه مورد توجه است، افرادی که به طور منظم در برنامه شرکت میکنند قابلیت عملکردی آنها افزایش مییابد. استراتژیهای مدیریت خود همان بدست گرفتن کنترل علائم و بدست آوردن اعتماد به نفس لازم میباشد. این نوع از کنترل شاید بهمترین دلیل ساده برای حمایت از دخالت برای مدیریت شرایط قلبی باشد. این جزء ممکن است به طور ساده در تعیین نتایج طولانی مدت مهم باشد. از قبیل درخواستهای کاهش یافته برای مراقبت از سلامت و هزینههای مراقبت سلامت کمتر موثر بودن احیای قلبی عروقی بسیار مورد تأکید قرار گرفته است و با شواهد زیادی اثبات گردیده است. این برنامهها بطور بینالمللی استانداردهایی را تشخیص میدهند که به خوبی توضیح داده میشوند و برای تمام بیماران با شرایط قلبی و عروقی پیشنهاد میشوند. آنها در آموزش بیماران به طور خاص آمدهاند شامل منع سیگار، تغذیه و کنترل وزن و ارتقاء مدیریت خود و آموزش. واژه نیازهای درجه نهایی مورد بازبینی قرار میگیرد، البته با دادن تأثیر احیا در افرادی که به شدت مورد نظر هستند با دادن این منابع و کاربردهای اقتصادی بزرگ در مورد نگهداری سلامت افراد و دفاتر خارجی پزشکان و بیماران، احیا میتواند به عنوان یک دخالت اصلی بجای یک اولویت دوم بعد از تأثیرات بعدی جراحی و پارا درمانی مورد حمایت قرار گیرد. احیای قلبی و عروقی غیر تهاجمی تأثیرگذاری قیمتی بیشتری نسبت به درمانهای جراحی و دارویی دارد. (به صرفه تر است) و منافع سلامتی طولانی مدت و خطر کمتری را در بر دارد. یک تمایز یا عدم تطابق مهم میان پیشنگری و فعالیت احیای قلبی وجود دارد. این دخالتهای بیپایه شواهد و غیر تهاجمی و به صرفه از نظر قیمت، به ندرت مورد استفاده هستند و سرعت استفاده از آنها پایین است. بازگشت به احیای قلبی اینطور گزارش شده است که روی گروههای انتخابی، نامها، گروههای سنی جوانتر و آنهایی که قبلاً شرکت کردهاند تأثیر گذار بوده است.
همچنین گزارش شده است که در خصوص در دسترس بودن و استفاده از این برنامهها، موانع بزرگی وجود دارد. مباحثی نیز در مورد پرداخت وجود دارد. تنها یک بخش کوچک از افراد مورد نظر هستند و از آنها تنها یک بخش کوچک هستند که میتوانند به این برنامهها دسترسی داشته باشند. فاز 1 احیای قلبی، یک مسیر حرکت صعودی تعریف شدهاند. فیزیکدانان و جراحان ممکن است که آگاهی و علم تأثیر دیدگاههای غیر تهاجمی را در مورد مشکلات سلامتی نداشته باشند. مشکلاتی که اساساً با جراحی و دارو مدیریت میشوند.
بنابراین کاندیداهای مناسب همیشه مد نظر نیستند. بعلاوه دلائل اجتماعی، روانی برای تحت استفاده قرار دادن این منابع وجود دارد. زنها کمتر درگیر این مشکلات هستند و سرعتهای افت منحنیهای آنها بالاتر است. بنابراین یک انتخاب در میان افراد نمونهبرداری شده برای مطالعات در زمینه احیای قلب و عروق وجود دارد. شرکت زنها مرتبط است با تضمین، سطح آموزش، جراحی و در دسترس بودن امکانات نقل و انتقال. هزینه در حال افزایش و در دسترس نبودن دو مانع برای شرکت در احیای قلبی به شمار میآیند. سرعتهای پایین شرکت کردن در این فعالیت به ویژه سرعت های مربوط به زنها، اعضاء گروه اقلیت و افراد پیر و نیز قابلیت دستیابی رو به افزایش یک مرکزیت اصلی در مسئله است. از حقایق پیچیده مربوط به یک برنامه احیای قلبی، اجزاء مختلف ممکن است تأثیرات مختلفی روی سلامت قلب افراد داشته باشد. به علاوه تفاوتهای فیزیولوژیک میان مردها و زنها منجر به تفاوتهای در شرایط قلبی و عروقی میشود و این قبیل تغییرات ممکن است تفاوتها را در پاسخهای دو جنس به احیای قلبی توضیح دهد.
زنها تمایل دارند که فشار خون سیستولیک و فشار پالسی پایینتری داشته باشند نسبت به مردان و نیزچربی خوب کمتر و سطوح هوموسیستین کمتری نسبت به مردان دارند. زنها همچنین بیماری قلبی خاموش (بی صدای) بیشتری نسبت به مردان دارند که غالباً مربوط است به مشکلات مربوط به خواب در زنها. نتایج یک مطالعه توضیحی نشان میدهد که زنها کمتر به نظر میرسد که به رژیم جواب دهند و نیز به خطوط راهنمای تغییر تمرینی در مقایسه با رژیمهای ترک سیگار، مصرف دارو و مدیریت استرس لازم است توجه خاصی به انگیزه بخشی از افراد شرکت کننده داده شود. برای کمک به آنها در تشخیص مهارتهای جدید خود فعالیتهای منزل و جامعه و برای ادامه رفتارهای روزمره زندگی جدید خود در چارچوب برنامه با در نظر داشتن این نکته که آموزش و تمرین اجزاء هستهای احیای قلبی و عروقی هستند. درمان فیزیکی به طور نادر قرار داده میشود با مراقبت برای افراد با مشکل قلبی انجام شود. مواد و ابزار آموزش باید مطابق با نیازهای یادگیرنده و ظرفیتهای او تخصصی شده باشند؛ در غیر اینصورت منابع از بین خواهند رفت. یک گوناگونی نشاندار و قابل توجه میان توانایی متوسط خواندن آمریکایی و سطوح قابلیت یادگیری ابزار آلات احیاء قلبی وجود دارد. تعداد بیشمار کلمات پلی سیلابیک (چند بخشی) یک فاکتور اصلی است.
برنامههای احیای قلبی در مراکز طبیعی در مجامع بزرگ مورد اجرا قرار دارند. اکثریت وسیعی از بیماران به احیاء قلب و عروق دسترسی ندارند. دوم اینکه، شرکت طولانی مدت و پیروی از اصول برنامه مورد بی توجهی قرار می گیرد به ویژه برای زنان
اصول این برنامهها روی عملکرد درمان فیزیکی تأثیر می گذارد که میتواند روی یک پایه یک به یک در یک تمرین خصوصی مورد اجرا قرار گیرد و یا در یک بیمارستان فرمال در مورد احیای قلب و عروقی ندارد. در چنینی شرایطی نتایج قابل مقایسه با برنامههای فرمال است. یک فلسفه مراقبت در منزل در رشته مراقبت سلامت شکل گرفت شامل احیاء قلب و عروق و این بمنظور دستیابی به افراد گروههای مورد نظر است. بیمارانی که بعد از جراحی بایپس حالت ثابت دارند با یک برنامه خانگی دقیق فردی به خوبی افرادی که در برنامه احیای بر پایه مرکزیت شرکت دارند، عمل میکنند. همینکه بیماران فعالتر میشوند وضعیت دارویی آنها نیز تغییر میکند. درمانهای دارویی باید روی یک اساس پیش رنوده بازنگری شوند و تجویزها طبق آن تغییر کنند. این تغیییرات روی تأثیرات متابولیک طولانی مدت تمرین اثر میگذارد به علاوه سلامت افزایش داده شده و کاهش وزن بالقوه کار تمی پی در پی برای مانیتور کردن وضعیت دارویی بیمار لازم است تا اطمینان پیدا کنیم که تجویزات دارویی به نحوی تغییر داده میشوند که مناسب هستند، شامل آموزش و تمرین، حذف یا کاهش نیاز برای مصرف دارو و حمایت پارا ماکولوژیکال یک نتیجه درمانی فیزیکی مهم با فلسفه اخذ نتیجه بهتر است. تست و تمرین عملی فرمال مهارتهای درمانی فیزیکی اصلی در تشخیص، ارزیابی و توضیح تمرین بیمار وجود دارند.
اختراعات و اکتشافات اخیر در مورد تمرین برای بهتر کردن شرایط قلب و رویه با تمرکز روی بالابردن اکسیژن باقی مانده ذخیره شده هستند. یک مقیاس کیفیت زندگی با حالت آنالوگ خطی ساده درخصوص ارزیابی ویژگی بیماری و مباحث کیفیت زندگی مرتبط با سلامت به منظور کمک به افراد با بیماری قلبی نشان داده شده است. با ارزیابیهایی بر اساس نتایج و پایه های اطلاعاتی، درمانگرهای فیزیکی قادر خواهند بود تا برنامهها را برای هر فرد خاص تخصصی کرده و آن را مطابق با ویژگی هر فرد طراحی کنند تا به نتایج با ماندگاری سرعت و تأثیر پیشبرد دست پیدا کنند. به علاوه برنامه ها طوری ارزیابی می شوند که کیفیت استراتژی های ابداع شده توسط مراقبین سلامت تقویت میشود. چنین کیفیت تقویت شدهای که شامل حال آموزشی تعاملی تیمهای بیمارستانی و آموزشی کامپیوتری می شود، خطوط هدایت پیشگیری از بیماری قلبی را تقویت می کند. از یک خط پایه تا 1 سال پیشرفتهای نمایان و علامتگذاری شدهای در ترک دخانیات، کنترل چربی، کنترل فشار خون و دسترسی به احیای قلبی اتفاق افتادند. آغازگرهای پیشرفت کیفیت برای فعالیتهای مرتبط با احیای قلبی و عروقی منافع و دستاوردهای پاخص و نمایانی را به همراه داشتهاند.
به علاوه تمرینات ساختاری، احیای قلبی متمرکز است روی مشاوره و آموزش درباره کاهش ریسک به نحوی که سلامت در طول زندگی ارتقاء پیدا کند. مطالعات طولانی لازم است تا مبحث فاکتورهای خطرزا و رفتارهای مربوط به نوع زندگی در طول زمان مورد بررسی قرار گیرد. یک برنامه چند وجهی بر پایه نتایج بدست آمده برای احیای قلبی خیلی ساده و روان نشان داده شده است. این امکان وجود داشت که اطلاعات ، مطابق با برنامه نشانهگذاری و درج شوند این نتایج شامل تحقیقات و مطلعه سلامت 36 – SF است و یک تست علمی از بیمار و یک تست فاصلهای 6 دقیقه پیادهروی همه نتایج هم در برنامه احیای ریوی و هم در قلبی پیشرفت کردند.
چنین نتایجی برای قضاوت در مورد تأثیرات برنامههای احیای ریوی و قلبی مفید هستند. اگر چه احیای قلبی مرگ کار دیاک را کاهش می دهد، چه تمرین به تنهایی روی دهد چه از یک رنج قابل فهم از دخالت ها استفاده شود نتیجه غیر واضح خواهد ماند. پاسخ به این سوال در بازسازی اصول و تمرینات برنامههای احیای کاردیاک مهم است.
دسیفانکشن قلبی شامل یک رنج از انواع پاتولوژی، علتها (ژنتیکی یا اکتسابی) و شدت است که ممکن است با دارو کنترل شود یا با جراحی و یا با هردوی آنها
رایجترین علت بیمای قلبی ایسکمیک و انفارکتوس عضله قلبی است. عضلهای که دچار انفارکتوس شده هیچگاه بهبود نمی یابد بنابراین ترمیم قلب اتفاق می افتد و این مسئله سبب تغییر کارکردهای الکتریکی و الکرتوکاردیوگرافی و مکانیکی قلب میشود. شکلگیری دوباره در طول زمان اتفاق می افتد و البته با تمرین. کسر تخلیه در استراحت یک نشانگر ضعیف برای عملکرد قلبی و ظرفیت تمرین است. در حقیقت نارسایی قلبی میتواند با وجود یک کسر تخلیه طبیعی اتفاق بیافتد، یک فرم از نارسایی قلبی در زنانی اتفاق میافتد که سابقه هایپر تنشن و افزایش بافت بطن چپ را داشتهاند. بیماران می توانند بدون هیچ علائمی بوده و فاکتورهای خطر را داشته باشند. ممکن است نیاز به سطوح بالای اکسیژن و حمایت دارویی و نیز پیوند قلب باشند.
بیماری شدید ممکن است نیازمند تهویهی مکانیکی باشند. تمرین هماکنون یک جزء مهم و اساسی در درمان افراد مبتلا به نارسایی قلبی پایدار و همچنین در افرادی که تحت عمل جراحی پیوند قلب قرار گرفتهاند.
گزینههای جراحی شامل جراحی حفره کلیدی، جراحی قلب باز (بازسازی یا ترمیم دریچه و عمل بایسپس و ترمیم آنورسیم) و پیوند قلب است. یک تعامل میان ریتمهای یک دوره 24 ساعته و عامل بیماری و ناپایداری فشار خون و سرعت قلب وجود دارد. این ریتمها، تحت تأثیر آدرنال / هیپوتالاموس / سیستم اتونوم و فعالیت غده هیپوفیز است. بنابراین محرومیت از خواب، حرکات فیزیکی اضافه، استرس روحی، غذاهایی با چربی بالا فاکتورهای اصلی سکته، مرگ ناگهانی قلبی، آنژین، انفارکتوس، اسیکمیک هستند. تفاوتهای فشار خون و سرعت قلب در علم پاتوژن و پیشرفت آرترو اسکروریس، نارسایی قلب و ترومبوز و فاکتورهای خطر غیر وابسته کاربرد دارند. در طول این مدت، ویتامین C و E پایینتر هستند نسبت به باقی روز : گفته میشود که استفاده و تنظیم این ویتامینها و تمرین می تواند ناپایداری و تغییرات سرعت قلب و فشار خون را کاهش دهد. اینکه آیا چنین تنظیمات می تواند بعداً اتفاقات بد و تلخ قلبی و عروقی را از بین ببرد یا نه نیازمند تحقیق و کار بیشتر است. اگر چه ناراحتی تفنسی یک محدود کننده معمولی برای تمرین بخاطر نارسایی قلبی است، فاکتورهای دیگری که به محدودیت تمرین مربوط هستند، چندین فاکتور هستند علاوه بر مشکلات همودینامیک مرکزی، ظرفیت تمرین تحت تأثیر آسیب تهویهای و نیز عملکرد ریهها، گردش خون محیطی و عملکرد عضلات اسکلتی میباشد. دیس پنه در تنظیم PH شریانی در طی تمرین نقش دارد.
هایپر تنشن ریوی و هیپو تنشن سیستمیک نیز می توانند عملکرد یا اجرای تمرینات را محدود کنند. توضیحات برای این محدود کنندهها شامل دسیفانکشن گیرندههای فشار، گیرنده بتا عملکرد ضعیف، وفق یا تطابق عروقی طبیعی و خروجی قلبی ضعیف در ارتباط با پس بار کاری افزایش یافته بطن راست است. پاسخهای حجم اکسیژن تعویق افتاده شده مرتبط هستند با تولید لاکتات و فرایندهای غیر هوازی زودرس
با تغییرات راه رفتن غیر تطابقی به عنوان یک فاکتور تأثیرگذار روی تهویه در بیماران با نارسایی قلبی فرمن تلقی میشود.
ظرفیت فیزیولوژیک بیماران با دسیفانکشن کاردیاک برای وفق با تمرینات بستگی دارد به نوع و شدت آسیب قلبی و در قدمهای بعدی به جریان اکسیژن انتقالی کاهش ظرفیت انتشار غشایی مویرگهای آریوئولها و عدم تطابق میزان تهویه – انتشار ممکن است منعکس کننده افزایش فشار مزمن مویرگی باشد.
مشکل نارسایی قلبی می تواند توضیح دهنده پاسخ تهویهای افزایش یافته که تمرین باشد اما این تئوری هنوز تحت سوال است بیماران با دسیفانکشن شدید بطن چپ اساساً ظرفیت آیروبیک خود را با افزایش خروجی اکسیژن در سطح بافت افزایش می دهند بجای اینکه از وفق یا تطابق مرکزی استفاده کنند. بطور مشابه با تمرینات آیروبیک این بیماران جریان خون را به رگهای محیطی افزایش می دهند و تولید اکسید نیتریک را در رگهای خونی تقویت می کنند که باعث گشاد شدن (ریلکسیشن) وابسته به اندو تلیوم میشود. این تأثیر در ارتباط دو سویه با ظرفیت عملکردی است. بنابراین ارزیابی واکنش مرکزی وازوموتور به عنوان یک ابزار برای توضیح تأثیرات مداخلات درمانی از قبیل تمرین و دارو پیشنهاد می شود.
بطن چپ را ممکن می سازد و نیز سبب بهبود جریان عروق خون عروق کرونر میشود. سرعت موج نبض یک شانگر برای سخت بودن آئورت است و یک نشانگر مستقل برای حداکثر حجم اکسیژن است.
عدم تحمل تمرین در بیماران مبتلا به گشاد شدن عضله قلبی را می توان با افزایش سفتی شریانی توضیح داد.
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 297 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 403 |
رهبری مبتنی بر ارزش
سیستم ارزشی سازمان را نمی توان به صورت سنتی اداره کرد . برای مثال ، صدور بخشنامه و دادن دستورات کنجی هیچ اثری بر سیستم ارزشی سازمان نخواهد داشت .
سیستم ارزشی سازمان منشأ و منبع اتخاذ کننده ارزش های سازمانی است . اصولاً « رهبری مبتنی بر ارزش » موجب پیدایش ، تقویت و تأیید ارزش های سازمانی می شود .
مقصود از رهبری مبتنی بر ارزش رابطه ای است که بین رهبر و پیروان قرار دارد و آن بر اساس ارزشهای مشترک و ارزشهای نهادینه شده قرار دارد که مورد تأیید رهبر سازمان است که وی در گفتار و کردار به آنها پایبند است .
رهبر اندیشمند
مغز و اندیشه رهبران اندیشمند منشاء پیدایش سازمان های یادگیرنده است . باید رهبری اندیشمند وجود داشته باشد تا سازمانی یادگیرنده به وجود آید ، مقصود از رهبر اندیشمند کسی است که سازمان را درک می کند و به آن و اعضا کمک نماید به موفقیت دست یابند . در سازمان یادگیرنده رهبر دارای سه نقش متفاوت است .
1 – ارائه طرح اجتماعی
مقصود از طرح اجتماعی اقدامات پشت صحنه است که رفتار و نگرش کل افراد را شکل می دهد . نخستین نقش طرح سازمانی این است که عقیده ها ، هدف ها ، مأموریت و ارزش های هسته ای را تعیین کند و کارکنان را رهنمون گردد .
رهبر اندیشمند مبنای ارزش های اصلی و چشم انداز یا دیدگاه کلی را مشخص می نماید . دوم ، سیاست ها ، استراتژی ها و ساختارهای جدیدی که سازمان یادگیرنده را تأیید و حمایت می کنند طرح ریزی می شوند و به اجرا در می آیند . این ساختارها ، رفتارهای جدید را تقویت و تأیید می نمایند . سوم ، رهبر ، فرایندهای مؤثر یادگیری را طرح ریزی و ارائه می کند . ارائه فرایندهای یادگیری نیاز به رهبری خلاق و مبتکر دارد تا به دیگران اطمینان بدهد که این فرایندهای نوین ، تضمین شده و قابل درک هستند . موجودیت سازمان یادگیرنده در سایۀ این ویژگی ها تضمین می گردد و می تواند استوار روی پای خود بایستد .
2 – ارائه یک تصویر کلی از سازمان
مقصود از تصویر کلی تصویری از آیندۀ مطلوب برای سازمان است . چنین تصویری در بحث یکی از کارکنان یا رهبر ارائه می گردد ، ولی کل سازمان باید آن را درک کنند . این تصویر نشان دهندۀ نتیجه های مطلوب و مورد نظر آینده است . بنابراین ، از این نظر ، هر عضوی از سازمان ، آزادی عمل دارد تا به سهم خود مسأله هایی را شناسایی کند و درصدد حل آنها برآید تا بتواند سازمان را در این راه یاری نماید . ولی بدون وجود یک تصویر کلی که موجب نوعی هماهنگی و وحدت اندیشه گردد ، کارها و عملیات کارکنان نمی تواند به صورت یک مجموعه در آید . کارکنان از هم می پاشند و در مسیرهای مختلف حرکت خواهند کرد .
3 – رهبر خدمتگزار
پایه و اساس سازمان یادگیرنده بر وجود رهبران خدمتگذار گذاشته می شود .یعنی کسانی که خود را وقف دیگران و سازمان می کنند . وجود رهبری که به عنوان بازیگری برجسته در صحنه ظاهر شود و سازمانی ایجاد نماید مناسب سازمان یادگیرنده نیست . رهبران قدرت خود را تفویض می کنند و عقیده ها و اطلاعات را به دیگران می دهند . در سازمان یادگیرنده ایجاب می کند که رهبر خود را وقف سازمان کند . در واقع بسیاری از افرادی که به دیگران و سازمان خدمت می نمایند به صورت رهبر در می آیند .
رهبری خلاق و فره مند
در رشته های علوم سازمانی شاید موضوع « رهبری » بیش از هر چیز دیگری مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته و در رشته های مدیریت و بیش از هر موضوع دیگری تجزیه و تحلیل شده باشد . رهبران فره مند [1] و خلاق [2] یا ایجاد کننده تحول بر سازمان اثرات بسیار زیادی می گذارند .
رهبران تحول آفرین
از جمله ویژگی های چنین رهبرانی این است که می توانند موجب تغییرات ، نوآوری ، خلاقیت و کارآفرینی شوند . رهبران تحول آفرین موجب تحریک ، تشویق و ترغیب پیروان می شوند ، و این نه بدان سبب است که بخواهند افراد از شخص آنان پیروی کنند بلکه چنین رهبری به تحول سازمانی اعتقاد راسخ دارد ، به نیاز به تجدید حیات سازمانی پی برده است ، برای جامه عمل پوشانیدن به یک رویای جدید تعهد کرده است و می کوشد تا یک فرایند نوین سازمانی را نهادی نماید .
رهبر فره مند
یک رهبر فره مند ( از نظر شخصیتی ) دارای نیرویی است که پیروان را به خود جذب می کند . با این نیرو آنها را نسبت به خود وفادار و متعهد می کند ، به گونه ای آنها را تحت تأثیر نیروی خود قرار می دهد که آنان خود را وقف خواسته های وی می نمایند . پیروان نسبت به داشتن چنین رهبری برخود می بالند ، و افتخارشان این است که در راه تأمین هدف ها و مأموریت مورد نظر وی جانفشانی می کنند ؛ آنها به ارزش ها ، هدف ها و رفتار وی ارج فراوان می گذارند و آنها را با جان و دل می پذیرند ، رهبر را منبع الهام بخش خود می دانند ، و از این که در سایه وجود چنان شخصیتی نفس می کشند احساس غرور و بزرگی می کنند و آن را نشانه مناعت طبع خود می دانند ؛ نسبت به صداقت و درستی باورها و اعتقادات او کوچک ترین تردیدی به دل راه نمی دهند و به پاکی و بی آلایشی وی اعتقاد راسخ دارند . فراتر این که رهبران فره مند گاهی در عرصه های بحران زا یکه تازی می کنند ، شگفتی می آفرینند ، راه حل های ابتکاری ارائه می کنند و چون قهرمانان می درخشند . پیروان هیچ چیزی را از نظر چنین رهبری پنهان نمی دارند و چون با مسأله پیچیده ای رو به رو شوند او با نیروی ممتاز و شخصیت خارق العاده خود آن را حل می کند . نتیجه تحقیقاتی که روی رهبران فره مند انجام شده نشان می دهد که آنان پذیرای خطرهای ( شخصیتی ) سنگین هستند ، به هنگام سخن گفتن از قدرت بیان بالایی برخوردارند ، فصیح و بلیغ سخن می گویند و موجب تحریک احساسات شنوندگان و مخاطبان خود می شوند ، اعتماد به نفس دارند ، بسیار پرانرژی و توانی طاقت فرسا دارند .
رهبران خلاق
مشابه رهبران فره مندند ، تنها با این ویژگی اضافی که آنها می توانند تغییراتی را ایجاد کنند ، ابتکار عمل به خرج دهند ، و خلاق و نوآور می باشند . یک رهبر خلاق پیروان خود را تحریک می کند یا آنها را بر می انگیزد که تنها به پیروی محض از او اکتفا نکنند ( تنها مقلد او نباشند ) ، بلکه از آنها می خواهد تا تصویری از سازمان در حال تحول در مغز خود تجسم نمایند ، درباره تجدید حیات و نیاز به دگرگونی بیندیشند ، به پدیده تحول اهمیت بدهند ،همواره در پی آن باشند تا تصویر تازه ای از سازمان را ترسیم کنند و سرانجام این که آنها را یاری می کند تا به اصطلاح طرحی نو براندازند، یک فرایند جدید سازمانی ارائه و آن را نهادی کنند .
در سراسر فصل های پیشین ما به این مسأله پرداختیم که سازمان ها باید در مقیاس وسیعی تغییر کنند ، چه این اقدام به صورت ترویج یک فرهنگ جدید ، ارائه ساختاری مبتنی بر تیم مدیریت خودگردان ، رشد ، ترقی یا رسیدن به مرحله جدیدی ( در چرخه زندگی سازمانی ) یا توسعه و گسترش سطح جهانی باشد . تغییرات اداری که در سطحی وسیع رخ دهد شامل رویدادهای زیر خواهد شد : تغییرات اصولی و زیربنایی در مأموریت ، ساختار و سیستم های فرهنگی و سیاسی یک سازمان ، البته با این هدف که آن ، از نظر توانایی های سازمانی به سطح بالاتری برسد . یک رهبر خلاق هنگامی در عرصه سازمان ظهور می کند که آن سازمان با بحران رو به رو شده یا دستخوش تحولات اساسی و تغییرات بنیادی قرار گرفته باشد . آن رهبر می تواند در چنین سازمانی تغییرات اساسی ایجاد کند و آن را متحول سازد . موفقیت چنین رهبری در گرو سه اقدام زیر است :
1 – خلق تصویری جدید
تصویری جدید که از وضع مطلوب و آرمانی آینده ارائه می شود منعکس کننده این موضوع است که باید الگوهای پیشین را به دور افکند و نیز این که ساختارها ، فرایندها و فعالیتهای قدیمی دیگر نمی توانند مفید واقع شوند . رهبر باید بتواند این دیدگاه را در سراسر سازمان ترویج کند . در شرکت تلگراف و تلفن آمریکا یک برنامه بلند مدت و استراتژیک ارائه شد که رابرت آلن ، مدیر عامل شرکت آن را ارائه نمود و این مربوط به سال 1984 است که شرکت مزبور پاره پاره شد .
شرکت به سرعت به سهم بازار خود را از دست داد و دایناسور دیروز در پرتگاه نابودی قرار گرفت و درست در همین زمان بود که رابرت آلن سکان این کشتی درگیر طوفان را در دست گرفت . او نیرو و زمان بسیار زیادی صرف برنامه بلند مدت یا رویای مورد نظر خود نمود و هدف اصلی و اولیه شرکت را بدین گونه تعیین کرد : « کمک به افراد جهت یادگیری راهی نوین برای پیروزی » . اگرچه رهبران وقت صرف کردندتا مدیران رده های مختلف سازمانی و کارکنان را در گروه های کاری ( تیم های ) گوناگون بگنجانند ، ولی نکته مهم این است که تنها رهبران مسئولیت ارائه تصویر جدید را بر عهده گرفته بودند .
2 – گرفتن تعهد از کارکنان
چون سازمان دستخوش تحول قرار گیرد ، این مسأله حیاتی می شود که کارکنان و مدیرات مأموریت جدید سازمان و دیدگاه یا تصویر تازه را بپذیرند . مدیر عامل شرکت جنرال موتورز در ظرف پنج روز با نهصد مدیر اجرایی شرکت جلسه تشکیل داد و موضوع را شرح داد و نظر موافق آنان را جلب نمود . اگر تغییر در سطح وسیع و ناپیوسته باشد ایجاب می کند که اعضای سازمان تعهداتی ویژه بدهند ، یا این که مدیریت ارشد سازمان باید با این گونه تغییرات را تنها در رابطه با هدف ها و فعالیت های سنتی سازمان اعمال کند .
3 – نهادی کردن پدیده تغییر
یک سازمان باید روش ها ، رویه ها ، اقدامات و ارزش های جدید را برای همیشه بپذیرد . این بدان معنی است که باید برای اجرای برنامه های آموزشی ، جمع آوری کارکنان و اجرای شیوه های جدید منابع نسبتاً زیادی تخصیص داد . امکان دارد این تغییرات شامل سیستم های فنی ، مالی و بازاریابی یا ساختارهای اداری و سیستم های کنترل شوند . شاید چندین سال طول بکشد تا یک رهبر بتواند سازمان را به کلی دگرگون سازد و. یک رهبر خلاق باید تلاش فراوان نماید و سازمان را در مسیر تازه ای بیندازد که بتواند نیکو بیندیشد و به اصطلاح مرد عمل گردد . در این سیستم جدید احتمال دارد که تعادل قدرت به هم بخورد ، مقام های سازمانی تغییر کنند و الگو ها یا روابط متقابل ( تعامل ) سازمانی به هم بخورد . ای بسا مدیران اجرایی جدیدی به استخدام شرکت درآیند و آنان دارای ارزش ها و رفتارهایی باشند که مناسب نظم نوین آن سازمان باشد . این سیستم جدید باید جنبه نهادی به خود بگیرد و دائمی یا همیشگی گردد .
نظریه پردازان و مشاهیر
سرپرستی تحقیقات دانشگاه آیوا راجع به رهبری نیز به عهده ی کرت لوین بود و نتیجه ی آن مطالعات به ارائه مدل سه نوع سبک رهبری اقتدار ماب ، مشارکتی و تفویضی منجر شد .
نظریه های رفتاری به جای پرداختن به صفات مشخصه ی رهبران ، رفتارها و اعمال آنان را مورد بررسی قرار می دهند ؛ زیرا صفحات مشخصه در رفتار بروز و نمود پیدا می کند و سرانجام افراد ، رهبران را بر اساس رفتارهایشان ارزیابی کرده و تصمیم به پیروی از آنها می گیرند .
رفتارهای رهبر
نوع ابتدائی تئوری مسیر – هدف ، تنها دو رفتار رهبر را که به طور گسترده ای تعریف شده اند در بر می گرفت . این دو رفتار شامل رهبری حمایتی [3] ( مشابه با مراعات ) و رهبری هدایتی [4] ( مشابه با ساختار مداری و رهبری ابزاری ) می شدند . دو رفتار دیگر رهبر ، توسط هاوس و میچل در سال 1974 افزوده شدند ( یوکل ، 1994 ، صص 287 – 286 ) رفتارهای چهارگانه مطابق زیر تعریف می شون
1 – رهبری هدایتی
رفتار رهبر هدایتی متمرکز بر این است که چه چیزی در چه زمانی و چطور باید انجام شود . این رفتار ، انتظارات عملکردی و نقش هر زیردست را در گروه کاری تعیین می کند .
2 – رهبری حمایتی
رفتار رهبر حمایتی ، شامل توجه به زیردستان به عنوان انسانها نه موجودات بی جان می شود . و سعی در ارضای نیازهایشان دارد . رهبران حمایتی ، باز ، خون گرم ، دوستانه و خوش برخوردند . آنها مراقب افرادی هستند که با آن ها کار می کنند و با زیر دستانشان به طور عادلانه برخورد می کنند .
3 – رهبر مشارکتی [5]
رفتار رهبر مشارکتی شامل مشاوره با زیردستان و در نظر گرفتن ایده های زیردستان قبل از تصمیم گیری است . رفتار رهبر مشارکتی هم چنین به این معنی است که رهبر به طور فعال به دنبال پیشنهادها و ایده های زیردستان در تصمیم گیری است .
4 – رهبری توفیق طلب [6]
رفتار رهبر توفیق طلب ، بر موفقیت و بهبودهایی در عملکرد تأکید می کند . یک رهبر توفیق طلب ، اهداف عملکردی بالا را تعیین و نسبت به توانایی های زیردستان برای رسیدن به آن اهداف اعتماد از خود نشان می دهد .
چهار رفتار فوق در تئوری مسیر – هدف ، کیفیت های اساسی چندی را به همراه دارند . رفتار هدایتی و حمایتی مشابه با ساختارمداری و مراعات هستند . این دو رفتار دائماً قسمتی از تحقیقات رهبری بوده اند و اساسی برای عملکرد رهبران در سازمان ها هستند . رفتار رهبر مشارکتی ، تأکید بر وظیفه ی تصمیم گیری رهبران می کند. رفتار توفیق طلبی ، به قلب انگیزش زیر دست رسوخ می کند.
عوامل موقعیتی
تئوری مسیر – هدف ، دو مجموعه عوامل اقتضایی را تشریح می کند که نقش مهمی در انتخاب رفتار رهبر دارند . این دو مجموعه شامل 1 – عوامل شخصی زیردستان ، 2 – عوامل محیط کاری می باشند .
زیردستانی که توانایی شان کمتر از آن چیزی است که کارشان لاز دارد ، احتمالاً با رهبر هدایتی راحت ترند . این زیردستان با توانایی بالا ممکن است رفتار چنین رهبری را زاید درک کنند چون که آنها تقریباً از آن چیزی که قصد انجام آن را دارند ، آگاه بوده و نیازی به چنین رهبری نداشته که به آن ها بگوید چه کاری انجام دهند یا چه کاری را انجام ندهند .
افراد کانون کنترل رفتارشان را یا درونی یا بیرونی درک می کنند . زیردستانی که خود را مسئول نتایج کسب شده می دانند ( کنترل درونی ) احتمالاً بیشتر به رفتار رهبر مشارکتی و کمتر به رفتار رهبر هدایتی واکنش نشان خواهند داد چرا که آن ها نسبت به کار ، احساس کنترل می کنند و نمی خواهند که رهبر ، آن ها را برای انجام کار هدایت کند . آن ها در عوض تمایل دارند تا بر تصمیماتی اثر بگذارند که منجر به انجام کار می شود . رفتار مشارکتی پایین و رفتار هدایتی بالای رهبر ، برای زیردستانی مناسب تر است که احساس کنترل بیرونی می کنند ؛ یا به عبارتی کانون کنترل بیرونی دارند .
افراد با اقتدار طلبی بالا به شدت موقعیت مدار هستند . آن ها به سادگی دستورات مافوق ها را می پذیرند و می خواهند تا آنها را راضی نگه دارند . افراد با اقتدار طلبی پایین ، منعطف تر هستند و تمایلی به تأخیر انداختن دستورها ندارند . افراد با اقتدار طلبی بالا ، رفتار رهبر حمایتی را می پذیرند و افراد با اقتدار طلبی پایین ، رفتار مشارکتی را ترجیح می دهند .
سه عامل محیط کاری ، در محیطی که در ابهام متغیر است ، نقش به سزایی را ایفا می کنند . این تئوری ها و رفتارهای مختلف رهبر را برای محیط های کاری با درجات متفاوت ابهام پیشنهاد می کند . در یک محیط با ابهام کم ، زیردستان از آنچه که می خواهند انجام دهند ، آگاه بوده ، به انجام آن واقفند . وظایف کاری در یک محیط با روابط واضح و رویه های عملیاتی استاندارد ، کمتر دچار ابهام می شوند . اختیار رسمی نیز در درجه ی ابهام نقش دارد . اختیار مشخص در نقش رهبر ، به او این امکان را می دهد تا به طور واضح ، نقش های کاری را تعریف و اهداف روشن و واضحی را تعیین کند . گروه کاری اصلی ، شامل افرادی می شود که کاملاً با یکدیگر شناخته می شوند و اغلب ، رویه های مشخصی را برای انجام کار گروهی به وجود می آورند .
شکل زیر ساختار این تئوری را نشان می دهد . چهار رفتار تشریح شده به عنوان یک منبع در نظر گرفته می شوند که رهبر به اقتضای شرایط می تواند یکی از این منابع رفتاری را انتخاب کند . تئوری ، در مورد این که رهبران باید همه ی رفتارها را در یک زمان استفاده کنند . چیزی نمی گوید . انتخاب رفتار مطابق با تغییر شرایطی که رهبر با آن مواجه می شود ، تغییر می کند .
این شرایط همان عوامل اقتضایی ناشی از شخص و محیط کاری هستند .
؟؟
از دید کاتر ، مدیریت شامل برنامه ریزی و بودجه ریزی . سازماندهی و کارمند یابی و حل مشکل و کنترل است . مدیریت با وظایف سنتی از قبیل کارایی ، نظم و اطمینان سر و کار دارد . از سوی دیگر شامل تدوین یک چشم انداز و انتقال آن به دیگران ، ایجاد ائتلاف و اتحاد افراد و انگیزش و الهام است . پیامدی که توسط رهبران دنبال می شود همانا تغییر است . اما شاید جامع ترین تفاوت را وران جی بنیس ( 1989 ) ارائه کرده باشد .
او به خاطر این جمله اش مشهور است که : مدیران کارها را درست انجام می دهند ، ولی رهبران کارهای درست را انجام می دهند . به اعتقاد او رهبری قابل آموختن است و می توان دوره هایی را دراین زمینه ی رهبر شدن تدریس کرد . او در کتابش با عنوان یک رهبر شدن به این موضوع پرداخته است . او رهبر را شخصی می بیند که یک سازمان را دگرگون می کند . همچون معمار سازمانی که چستر بارنارد عنوان کرده بود در زیر فهرست تفاوت های رهبری و مدیریت از دیدگاه او ، آورده شده است .
1 – مدیر اداره می کند و رهبر نوآوری .
2 – مدیر بدل [7] است و رهبر اصل [8]
3 – مدیر متمرکز بر سیستم ها و ساختار است . رهبر متمرکز بر افراد ؛
4 – مدیر متکی به کنترل است ، رهبر اعتماد را القا می کند ؛
5 – مدیر دیدگاه کوتاه مدت دارد ؛ رهبر دیدگاه بلند مدت ؛
6 – مدیر به دنبال چطور و چه زمانی [9] است ، رهبر به دنبال چه و چرا [10] ؛
7 – مدیر همیشه چشم به نتایج عملیات دارد ، رهبر چشم به افق های آینده ؛
8 – مدیر اجرا می کند ؛ رهبر خلق ؛
9 – مدیر وضع کنونی را می پذیرد ، رهبر آن را مورد تردید قرار می دهد ؛
10 – مدیر سربازی عالی است ، رهبر فرمانداری عالی ؛
11 – مدیر کار را درست انجام می دهد ، رهبر کار درست را انجام می دهد .
مفهوم رهبری
آدایر از صاحب نظرانی است که اعتقاددارد رهبری قابل یادگیری و آموزش است و رهبری ، مهارتی انتقال پذیر به جای خصوصیتی ذاتی است . به اعتقاد آدایر رهبری به عنوان یک علم ، موضوع جدیدی نیست . خصوصاً در ایالات متحده که بیش از 250 مرکز گسترده در حال انجام مطالعات در این زمینه هستند . به اعتقاد آدایر ، رهبری یک مهارت قدیمی درمورد تعیین کردن جهت است و از یک کلمه آنگلوساکسون مشتق شده است . این کلمه به معنی جاده یا مسیر پیش رو ، آگاهی و دانایی از این مسیر و سپس همراه کردن دیگران با خود در این مسیر است . اما مدیریت یک مفهوم جدیدتری است که از کلمۀ لاتین manus ، به معنی مسلط بودن گرفته شده است و بیشتر در ارتباط با اداره کردن سیستم و یا هر نوع ماشینی بیان می شود .
مفهوم اصلی آن در قرن نوزدهم مطرح شد ، زمانی که مهندسان و حسابداران شروع به کارآفرینی کردند ، عناصر ارزشمندی در مدیریت وجود دارند که ضرورتاً در رهبری وجود ندارند مثل اداره کردن و مدیریت منابع انسانی . از طرف دیگر دررهبری نیز عناصری وجود دارند که ضرورتاً در مدیریت وجود ندارند مثل ترغیب دیگران از طریق شور و شوق .
مدل رهبری عملگرا
مدل رهبری عملگرای آدایر شامل سه رکن یعنی نیازهای شغلی ، نیازهای فردی و نیازهای گروهی [11] می شود . این تئوری مبتنی بر این است که رهبری یک موضوع رفتاری است تا شخصیتی . مدل آدایر موضوعات مربوط به شغل ، افراد و گروه ها را که در اکثر تئوری های رهبری نقش دارند ، با هم ترکیب می کند . با این وجود مسائل مربوط به افراد را از مسائل مربوط به گروه ها متمایز می کند . این مدل تأکید می کند که رهبری مؤثر در صورتی واقع خواهد شد که رهبر اقدام به فراهم کردن الزامات شغل ، افراد و گروه کند . این موضوع این تئوری را نزدیک به دیدگاههای اقتضائی در رهبری می کند که با تنوعی از عوامل مربوط به شغل ، افراد و موقعیت برخوردارند .
ویژگی های این مدل در زیر خلاصه شده است :
1 – نیازهای شغل ، افراد و گروه در محیطی با توجه به وضعیت کلی رهبری ارضا می شوند . شرایط هر موقعیت بر اولویت این که به کدام یک از نیازها پاسخ داده شود ، تأثیر می گذارد . یک رهبر مؤثر کسی است که از این اولویت ها آگاه باشد و بتواند مطابق با آن ها رفتار کند . برای مثال : در یک موقعیت خیلی ضرور ، باید نیازهای شغل ، بر نیاز های گروه و افراد غالب آید . در موقعیت دیگر مثل بازسازی یک تیم فوتبال ، نیازهای گروهی باید در اولویت قرار گرفته ، سپس به نیازهای فرد و در انتها به نیازهای شغل توجه کرد . این مدل بنابراین یک سبک منعطف از رهبری را تشویق می کند که ممکن است نسبتاً وظیفه مدار ، گروه مدار و یا فرد مدار باشد که مرتبط با شرایط است .
2 – وظایف شغل معطوف به نیازهای شغل شامل فعالیتهایی همچون تعیین اهداف ، برنامه ریزی کارها ، واگذاری مسئولیت ها و تعیین استانداردهای مناسب برای عملکرد می باشد .
3 – وظایف حفظ فرد ، معطوف به نیازهای افراد از قبیل سرپرستی ، مشاوره ، انگیزش و رشد می باشد .
4 – وظایف حفظ گروه ، معطوف به نیازهای گروه شامل فعالیت هایی همچون تیم سازی ، انگیزش ، ارتباطات و نمایندگی گروه برای ارتباط با گروه های خارج از مرزهای آن می باشد .
این تئوری تأکید می کند که رفتار رهبر در ارتباط با نیازهای شغل ، گروه و فرد باید منطبق با موقعیت کلی و لاجرم انطباقی باشد . بنابراین اساساً این تئوری می تواند در زمره ی تئوری های اقتضائی رهبری قلمداد شود . ( کول ، 1988 ، صص 222 – 224 )
قسمت دوم : رهیافت اقتضایی
به طور کلی نظریه های اقتضایی رهبری ، پژوهش های خود را به طور مستقیم در جهت کشف متغیرهای زمینه ساز اثربخشی برخی از ویژگی ها و رفتارهای رهبر در یک وضعیت معین هدایت می کنند ؛ برای مثال نظریه های اقتضایی بیان می دارند که مدیر اداری در یک دانشکده و یک گروهبان تعلیم دهندۀ فنون نظامی ، به ویژگی ها و رفتارهای متفاوتی نیاز دارند . زیرا با وضعیت های کاملاً متفاوتی مواجه هستند.
به طور کلی متغییرهای چهارگانه مؤثر بر سبک رهبر در تئوری های اقتضایی عبارتند از :
1 – ویژگی های شخصی رهبر ، 2 – ویژگی های فردی کارکنان ، 3 – ویژگی های گروه ، 4 – ساختار گروه ، بخش یا سازمان .
از جمله تئوری های اقتضایی رهبر می توان به تئوری رهبری اقتضایی فیدلر اشاره کرد .
این مدل بیان می دارد که عملکرد ، هم به سیستم انگیزشی رهبر و هم به میزان کنترل و نفوذ وی بر وضعیت وابسته است . دیگر تئوری های اقتضایی رهبری عبارتند از مدل مشارکتی وروم ، یتون و جاگو ، تئوری مسیر – هدف ایوانز ، هاوس و میشل و نظریۀ دورۀ زندگی رهبری هرسی و بلانچارد .
قابل ذکر است که تئوری مسیر- هدف در مدل انگیزشی انتظار ریشه دارد و واژه ی مسیر – هدف به دلیل تأکید این نظریه بر چگونگی نفوذ رهبر بر برداشت های کارکنان ، هم از هدف های کاری و هم از هدف های شخصی و ارتباط با مسیرهایی که میان این دو دسته هدف یافت می شود ، به کار رفته است . نظریه رهبری وضعیتی هرسی و بلانچارد نیز بر انطباق رفتار کاری و رفتار رابطه ای رهبر با آمادگی ( توان و تمایل ) کارکنان برای انجام کارشان تأکید دارد . علاوه بر تئوری فوق ، تئوری رهبری عملگرای آدایر و تئوری پیوستار رهبری تانینبام واشمیت را می توان جزو هر دو رهیافت رفتاری و اقتضایی طبقه بندی کرد .
ذکر این نکته مهم است که به تازگی ، یک بار دیگر از دیدگاهی متفاوت به ویژگی های شخصیتی رهبران ، توجه کرده اند. اینک پژوهشگران درصدد شناسایی مجموعه ای از ویژگی های شخصیتی هستند که می توانند بدان وسیله ، یک رهبر را معرفی کنند . از جمله این تئوری هامی توان به تئوری رهبری تبادلی و تحولی برنارد بس اشاره کرد که در آن به ویژگی های رهبران عملگرا و رهبران ایجاد کننده تحول پرداخته شده است .
رهبری تبادلی متمرکز بر مبادله ی ارتباطات بین رهبر و زیردستان است . رهبر و زیردستان مباحثی را در مورد چگونگی انجام کار مبادله می کنند . رهبر الزامات نقش و وظیفه را مشخص کرده و اعتماد کافی را در زیر دست برای انجام آن فراهم می آورد . رهبر ممکن است به زیردست ، در رسیدن به اهداف توافق شده کمک کند . رهبری تبادلی به زیردستان نشان می دهد که چطور نیازهایشان را ارضا خواهد کرد اگر آن ها آنچه را لازم است انجام دهند . اگر پیروان به این اهداف مورد نظر دست یابند ، رهبر ، بازخور مثبت و دیگر مزایای مربوط به موفقیت شغلی را ارائه می کند . اگر زیردستان به اهداف نرسند ، رهبر از تنبیه استفاده می کند .
رهبران تبادلی متمرکز بر حفظ ، حراست و مدیریت یک سازمان هستند . دو قسمت رهبری تبادلی شامل « تقویت مشروط » [12] و « مدیریت بر مبنای استثناء » [13] می شود . تقویت مشروط اشاره به استفاده رهبر از پیامدهای مثبت و منفی دارد . انتخاب پیامدها بستگی به این دارد که آیا زیردست در انجام آن چه که مورد نظر بوده است موفق شده یا خیر . مدیریت بر مبنای استثناء به این معنی است که رهبر تنها زمانی به آن چه که زیر دست انجام می دهد واکنش نشان می دهد که عملکرد زیردست انتظارات را برآورده نکند .
رهبران تبادلی با زیردستانشان به چند طریق مرتبط می شوند :
1 – رهبران تبادلی از آنچه که زیردستانشان از انجام کار می خواهند ، آگاه هستند ؛
2 – این رهبران سعی می کنند با توجه به عملکرد زیردستانشان چیزی را به آن ها بدهند که مایل به دریافتش هستند .
3 – این رهبران از پاداش ها برای افزایش تلاش و عملکرد ، بیشتر استفاده می کنند .
4 – این رهبران به نفع شخصی زیردستان در انجام کار توجه دارند .
زیردستانی که برای یک رهبر تبادلی کار می کنند ، بیشتر از آن چه را که مورد نیاز است ، انجام نمی دهند . اگر موفقیت آمیز بود زیردستان نه تنها پاداش را دریافت می کنند ، بلکه هم چنین احساس خوبی از خودشان نسبت به انجام موفقیت آمیز کار دارند . اکثر تئوری های رهبری ، خصوصاً تئوری مسیر – هدف فرایندهای رهبری تبادلی را تشریح می کنند . این رهبران هم چنین به شدت متکی به تئوری های انگیزش می باشند .
رهبری تحولی ( دگرگونی یا تحول آفرین )
رهبری تحولی به وضوح از رهبری تبادلی متفاوت است . این نوع رهبری بر ویژگی های کاریزماتیک بودن ، ملاحظات فردی و ترغیب فرهنگی و ترغیب فکری رهبر متمرکز است .
کاریزما یک واژه یونانی به معنی موهبت ( عطیه ) الهی ، از قبیل توانایی برای انجام معجزات یا پیش بینی وقایع آینده است ( یوکل ، 1994 ، ص 317 ) ؛ چون این ویژگی به رهبر قدرت می دهد ، کاریزما مهم ترین قسمت رهبری تحولی محسوب می شود . پیروان رهبران کاریزماتیک به آن ها اعتماد داشته ، خودشان را با آن ها پیوند می زنند . کاریزما در واقع اسنادی توسط زیردست به رهبر است . رهبری که توسط یک شخص ، کاریزما درک می شود ، ممکن است توسط شخص دیگر کاریزما درک نشود . خصوصیات شخصی ، نقش مهمی در کاریزما بودن ایفا می کنند رهبران کاریزماتیک اغلب درجه بالائی از اعتماد به نفس ، عزت نفس و خودمختاری دارند .
ملاحظات فردی
شامل یک گرایش به بهبود معلم مدارانه ( مشاوره ای ) می باشد . رهبر تحولی برای گرایش به بهبود از زیردستان می خواهد آن ها را تجربه کنند . او به همین خاطر وظایف چالشی را به زیردستان واگذار می کند . ملاحظات فردی به معنی این است که رهبر تحولی ، تنوع در مهارت ها ، توانائی ها و انگیزه ها را برای فرصت های بهبود در بین زیردستان ، شناسائی می کند . رهبر تعدیلی به خوبی زیردستانش را می شناسد . او هم چنین رهنمود ، مشاوره و حمایت لازم را به طور جداگانه از هر یک از زیردستانش به عمل می آورد . و از عملکرد آنان به طور سازنده انتقاد می کند . یک قسمت کلیدی ملاحظات فردی حدی است که رهبر علاقه واقعی را به زیردست نشان می دهد .
ترغیب فکری
اشاره به توانایی رهبر تحولی برای ایجاد آگاهی نسبت به حل مشکلات و حل آن ها دارد، چنین رهبرانی تغییرات را به ارزش ها و اعتقادات زیردستان القا می کنند . آن ها زیر دستان را به تصویر کردن حالت های جدید و مختلف آینده برای گروه ، تحریک می کنند .
ترغیب فکری بیشتر یک تغییر در جهت هدایت وضعیت حال می باشد و جهشی عمده را در ارزش ها واعتقادات و مسائل مورد توجه زیردستان ، خواستار است . رهبران تبدیلی ، ترغیب فکری را از توانایی فنی و استعداد شخصی برترشان ، به دست می آورند . آن ها هم چنین علائم و تصاویری را ایجاد می کنند که بصیرتشان را برای گروه یا سازمان نشان می دهد .
ترغیب احساسی ( الهام )
ذکر می تواند قسمتی از ترغیب هوشیارانه باشد . رهبر تحولی ، زیردستان را از آگاهی در مورد وضعیت آینده و نقشی که هر زیردست در کسب آن وضعیت آینده ایفا خواهد کرد لبریز می کند .
رهبران تحولی می توانند بر زیردستانشان اثرات زیر را داشته باشند :
1 – سطح آگاهی زیردستان را در مورد ارزش نتایج کاری بالا برند ؛
2 – زیردستان را به فراتر از منافع شخصی ترغیب کنند ؛
3 – تعهد به گروه کاری ، تیم یا سازمان را افزایش دهند ؛
4 – زیردستان را برای کسب نیازهای سطح بالاتر ترغیب کنند .
رهبران تحولی برای افزایش عمده ی عملکرد ، ورای آن چه که برای رسیدن به اهداف مستقیم سازمان لازم است ، تلاش می کنند . آن ها هیجان را به محیط کار آورده و پیوندهای عاطفی قابل توجهی را بین خود و زیردستانشان به وجود می آورند . رهبران تحولی در جهت آن چه که به آن اعتقاد دارند برای سازمان درست و مناسب است تلاش می کنند و نه در جهت وضعیت حال سازمان . آن ها اغلب تغییرات شگرف را برای فرهنگ سازمان ها به همراه می آورند و مدت زمان زیادی بعد از ترک سازمان در اذهان می مانند . سازمان ها به رهبران تبدیلی در زمان های بحران نیازمند هستند . محیط های بیرونی پر تلاطم مستلزم القا و حل مسئله توسط یک رهبر تحولی خلاق است . به طور خلاصه رهبران تبدیلی می توانند کلیدی برای بقای سازمان در طول دوره ی تغییر سریع و عدم اطمینان باشند . ( چمپکس ، 1996 ، ص 335 – 336 )
تئوری مبادلیه رهبر – عضو
رهبران به ندرت با پیروانشان با عدالت برخورد می کنند ، تئوری مبادله رهبر – عضو [14] که از آن با عنوان ارتباط عمودی دوتایی [15] نیز یاد می شود ، تعاملات بین یک رهبر و اعضایی را که به نام درون گروه [16] و بیرون گروه [17] مشهور هستند نشان می دهد . این مدل به طور کلی با نظریه های اولیه راجع به رهبری متفاوت است . طبق این تئوری ضرورتی ندارد که سرپرست با همه ی زیردستانش به یک شکل رفتار کند . اعضای درون گروه شامل کارکنانی می شوند که به اعتقاد رهبر شایسته ، قابل اعتماد ، سخت کوش و پذیرای مسئولیت اند . اما گفته می شود که اعضای بیرون گروه ، دارای این خصوصیات نیستند . در نتیجه رهبر از واگذاری مسئولیت سنگین به اعضای درون گروه ، احساس اطمینان کرده و کار خود را سبک می کند . رهبر از اعضای درون گروه به خاطر این که کارش را راحت کرده اند ، تقدیر و تشکر به عمل می آورد . به این دلیل اعضای درون گروه از سطح بالاتری از عملکرد و رضایت ، نسبت به اعضای بیرون گروه برخوردار می باشند .
رهبر تمایلی به طرفداری از اعضای بیرون گروه نداشته و به آن ها وظایف مشخصی را می دهد که توانایی و مسئولیت کمتری را می طلبند . اعضای این گروه هم چنین از رابطه ی شخصی با رهبر بی نصیب خواهند ماند . در حقیقت روابط رهبر با اعضای خارج از گروه ، مبتنی بر اختیار رسمی است ؛ حال آن که روابط رهبر با اعضای درون گروه مبتنی بر احترام و روابط دوستانه است . در مورد این که رهبر چگونه اعضای درون گروه یا خارج از آن را مشخص می کند ، چیز مشخصی وجود ندارد . با این حال شواهدی وجود دارند که نشان می دهند رهبران ، زیردستانی را به عنوان عضو درون گروه در نظر می گیرند که خصوصیات مشابه رهبر را داشته باشند و احتمالاً برون گرا و شایسته تر از اعضای بیرون گروه باشند . ( مک کنا ، 2000 ، ص 377 – 378 ) . همانطور که در شکل زیر مشاهده می شود ، رهبر یک رابطه دوتایی یا نفر به نفر با هر یک از پنج زیردست خود برقرار می کند .
نقش حیاتی رهبری در سازمان ، تعریف ، انتخاب ، حمایت و دفاع از ارزش های خاص و ایجاد ساختار اجتماعی ، برای تبلور و تقویت این ارزش ها است .
رهبری را نهادینه کنید . هدف از سرپرستی باید کمک به افراد و سازمان برای کار بهتر باشد . ( رانگتوساناتام ، 2003 ، 936 – 918 ) رهبری در سازمان ، هنگامی نهادینه می شود که احساس تعهد او نسبت به کیفیت ، به سایر افراد سازمان انتقال یابد . ( پترسن ، 1999 ، 488 – 468 )
شیوه های رهبری
بیش تر گروه ها در اساس نامه ی خود نقش های مشخصی را تعریف کرده اند . مثلاً منشی اجرایی موظف است دستور کار را مشخص کند ، یادداشت برداری کند ، به نامه ها جواب دهد و غیره ، حال آن که جلسات را عملاً رئیس اداره می کند . تحقیقات زیادی درباره ی نقش رهبری در عملکرد گروه ها صورت گرفته است و چهار شیوه ی متفاوت مشخص شده است :
ناظران از جامعه نگاشت ها ( نمودارهایی که نشان می دهند کی با کی ارتباط برقرار می کند ) و نیز شبکه های تحلیلی ای بهره می گیرند که نشان می دهند نقش و سهم هر عضو گروه به چه میزان بوده است . در همین راستا ، هرولد لی ویت و دیگران نیز به شکل تجربی نشان داده اند که اشخاص با توجه به کارآیی و روحیه شان چگونه در شبکه های گروه های کوچک کار می کنند . ( نک : شبکه های گروه های کوچک ) .
استفاده از گروه پاسخگو در تحقیقات اخیر باب شده است . پژوهش گر به جای این که نظر افراد را یک به یک بپرسد ، با یک گروه از افرادهم ردیف گفت و گو می کند و نظرات آن ها را جمع بندی می کند . برای بررسی واکنش های گروه های مختلف رأی دهندگان نسبت به سیاست های پیشنهادی وعملکرد سیاستمداران از گروه های پاسخگو استفاده شده است .
مدیریت در مقابل رهبری
مدیریت ، مجموعه ای از فرایندهای پیچیده ای است که می تواند نیروی انسانی و فناوری را به آسانی در کنار یکدیگر اداره کند . مهمترین جنبه های مدیریت ، شامل برنامه ریزی ، بودجه بندی ، سازماندهی ، تأمین نیروی انسانی ، کنترل ، تصمیم گیری و حل مسأله است . رهبری ، مجموعه فرایندهایی است که سازمان را در موقعیت برتر قرار می دهد یا آن را به نوعی با تغییر شرایط سازگار می کند. رهبری ، آینده را برای افراد تعریف می کند ، با چشم انداز آینده ، افراد را با یکدیگر متحد می کند و انگیزه ای را در آنها به وجود می آورد که علی رغم موانع ، به آن دست می یابند .
|
رهبری |
مدیریت |
|
استقرار جهت : توسعۀ چشم انداز آینده ( اغلب آیندۀ دور ) و استراتژیهایی به منظور ایجاد تغییرات در مورد نیاز برای دست یابی به آن . هم سو کردن افراد : انتقال جهت حرکت از طریق گفتار و کردار به همۀ افرادی که همکاری شان برای به وجود آوردن تیمها و ائتلافهایی که چشم انداز و استراتژی را درک می کنند و اعتبار آنان را می پذیرند ، ضرورت دارد . ایجاد انگیزه و هیجان : نیرو بخشیدن به افراد برای غلبه بر موانع عمده سیاسی و دیوانسالارانه به منظور ارضای نیازهای ارضا نشده |
برنامه ریزی و بودجه بندی : استقرار مراحل جامع و جداول زمانی برای کسب نتایج موردنیاز و سپس تخصیص منابع ضروری برای آن . سازماندهی و تأمین نیروی انسانی : استقرار ساختار برای اجرای لازمه های برنامه ، به کارگماری افراد در این ساختار ، تفویض اختیار و مسؤولیت برای اجرای برنامه ، فراهم آوردن خط مشی و رویه هایی برای کمک به راهنمایی افراد ، خلق روشها و نظامهایی به منظور نظارت بر اجرا . کنترل ، تصمیم گیری و حل مسأله : نظارت بر نتایج ، تشخیص انحرافات از برنامه ، سپس برنامه ریزی و سازماندهی برای حل این مشکلات |
|
تحولات مفید بسیاری را ایجاد می کند ، مثل محصولات جدیدی که مشتریان می خواهند و دیدگاههای جدید در مورد روابط کاری که به شرکت کمک می کند رقابتی تر بماند |
درجه ای از قابلیت پیش بینی و نظم ایجاد می کند و دارای ظرفیت بالقوۀ تولید نتایج کوتاه مدت برای ذینفعان مختلف است ( مثلاً برای مشتری ، همیشه به موقع بودن و برای سهام داران ، در حد بودجه صرف کردن ) |
در رهبری با الگو گفتارها بی ارزش هستند ، ولی رفتار دارای ارزش است . بدبینی که به طور طبیعی در درون همۀ ما هست ، تمایل به این دارد که گفتارها را باور نکند ، اما تحت تأثیر رفتار قرار می گیرد .
به همین منوال ، چیزی به افراد گفتن و به گونه ای دیگر رفتار کردن ، بزرگترین شیوه برای تضعیف بنیادی انتقال چشم انداز تحول به افراد به شمار می رود .
مدیریت بیشتر با وضع موجود و رهبری بیشتر با تحول سر و کار دارد .
روان شناسی روابط انسانی
هر قدر که مؤسسه ها مقرراتی باشند ، ارتباط اثربخش کمتری خواهند داشت و در کنترل سازنده تعارض ، نسبت به مؤسسه هایی که در انتهای دیگر پیوستار قرار دارند ، از مهارت کمتری برخوردار خواهند بود .
در این زمینه ، شخصیت رهبر و روش هایی که به کار می گیرد نیز ، دارای اهمیت است . مدیرانی که موضع دفاعی کمتری دارند ، و حمایت کننده تر هستند ، به افراد تشکیلات خود کمک می کنند تا از درگیر شدن در کشمکش های غیر ضروری ، بپرهیزند .
سیمای سازمان
رهبران مستبد ، واقعیت را دیکته می کنند و برداشت خود از موقعیت را به دیگران تحمیل می کنند . رهبران دموکراتیک واقعیت یک موقعیت را از برداشتی که همکارانشان به دست می آورند ، اخذ می کنند و به سخنان دیگران گوش می دهند . موضوعات اساسی را فراخوانده و منسجم می کنندو تصویری را از آنها استخراج می کنند و توسعه می دهند . این گونه رهبران به جای این که مردم را وادار به تبعیت از خود کنند ، واقعیت ادراک شده توسط دیگران را از طریق اقدامات راهبردی و راهنمایی های اصلی به صورتی ملایم تر و محتاط تر از همطرازان مستبد خود ، تصحیح می کنند و لازم نمی دانند که برای هدایت عملیات در خط مقدم جبهۀ فعالیت ها حضور یابند .
آنها می توانند نقش زمینه را بازی کنند ؛ یعنی انجام مراحل بسیار مهم و جهت دهی کلی رویدادها را بر عهده گیرند و انتخاب جزئیات را به مجریان امور واگذار کنند .
مدیران ترتیبی می دهند که کارها به وسیلۀ دیگران انجام شود . آنان تصمیم می گیرند ، منابع را تخصیص می دهند و کارهای دیگران را رهبری می کنند تا هدفهای سازمان تأیید گردد . مدیران کارهای خود را در سازمان انجام می دهند . سازمان ، یک واحد هماهنگ اجتماعی است که از دو یا چند نفر تشکیل می شود ، تا برای تأمین یک یا مجموعه ای از هدفها ، به گونه ای مستمر یا مداوم کار کنند . با توجه به این تعریف ، می توان مؤسسات تولیدی و خدماتی و همچنین مدرسه ، بیمارستان ، کلیسا ، واحدهای ارتش ، خرده فروشیها ، نیروهای انتظامی و نهادهای دولتی را سازمان نامید . مدیران بر فعالیتهای دیگرنظارت می کنند و مسئول تأمین هدفهای این سازمانها هستند ( معمولاً در مؤسسات غیر انتفاعی آنها را رئیس می نامند ) .
وظایف مدیران
در نخستین سالهای این قرن ، یک صنعتگر فرانسوی به نام هنری فایل چنین اظهار داشت که همۀ مدیران پنج وظیفه یا کار را انجام می دهند : برنامه ریزی ، سازماندهی ، رهبری ، هماهنگی و کنترل . امروزه این کارها را به صورت چهار وظیفۀ : برنامه ریزی ، سازماندهی ، رهبری و کنترل بیان می کنند .
اگر شخص نداند که می خواهد به کجا برود ، هر مسیری را که انتخاب کند به مقصد خواهد رسید . از آنجا که موجودیت سازمانها برای تأمین هدفهاست ، پس باید این هدفها را تعیین کرد و راهها یا وسایل تأمین آنها را مشخص ساخت . مدیر شخصی است که چنین نقشی را ایفا می کند . وظیفۀ برنامه ریزی شامل ارائه تعریف از هدفهای سازمان ، تعیین یک استراتژی کلی برای رسیدن به این هدفها و ارائه سلسله مراتبی جامع از برنامه ها برای یکپارچه نمودن و هماهنگ ساختن فعالیت ها می شود .
همچنین مدیران ، مسئول طراحی و تعیین ساختار سازمانی هستند . این وظیفه را سازماندهی می نامند که شامل وظایف زیر است :
کارهایی که باید انجام شود ، تعیین کسانی که باید آنها را انجام دهند ، شیوۀ دسته بندی این کارها ، هر یک از افراد گزارش خود را به چه کسانی باید بدهند و در نهایت محل تصمیم گیریها .
سازمان از افراد تشکیل می شود و وظیفۀ مدیر ، هدایت و هماهنگ ساختن این افراد است . این وظیفه را رهبری می نامند . هنگامی که مدیران زیردستان را بر می انگیزند ، کارها و فعالیتهای آنان را رهبری و هدایت می کنند و مؤثرترین کانالهای ارتباطی را مشخص می نمایند ، یا تضاد بین اعضا را از بین می برند ، در حال انجام دادن این وظیفه ( رهبری ) هستند .
آخرین وظیفه ای که بر عهدۀ مدیر است کنترل نامیده می شود . پس از تعیین هدفها ، برنامه ها تنظیم می شوند ، ساختار سازمانی ترسیم و مشخص می شود ، افراد استخدام می گردند ، به آنان آموزش داده می شود و در نهایت وسایل تشویق و انگیزۀ آنان فراهم می گردد ، ولی باز هم امکان آن هست که هدف تأمین نشود . برای مطمئن شدن از این که امور طبق برنامه انجام شده است ، مدیریت سازمان باید عملکردها را زیر نظر داشته باشد .
عملکرد واقعی باید با هدفهایی که از پیش تعیین شده ، مقایسه شود . اگر انحراف زیادی از این بابت ، به وجود آمده باشد ، وظیفۀ مدیر این است که مجدداً امور را در مسیر اصلی خود قرار دهد . این نظارت و مقایسۀ عملکردها با هدفهای از پیش تعیین شده را که در نهایت منجر به رفع انحرافها می شود ، کنترل می نامند .
بنابراین به این نتیجه میرسیم که وظایف مدیران عبارت است از : برنامه ریزی ، سازماندهی ، رهبری و کنترل .
نقش مدیر
در آخرین سالهای دهۀ 1960 ، در انستیتو تکنولوژی ماساچوست ( MIT ) یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد به نام هنری مینتزبرگ درباره پنج مدیر اجرایی تحقیق کرد :
|
نقش |
شرح |
نمونه |
|
رئیس تشریفات
رهبر
رابط
اطلاعات
|
رئیس تشریفات ؛ کسی است که مقدار کارهای روزمره را که دارای ماهیت قانونی و اجتماعی هستند انجام می دهد . مسئولیت ایجاد انگیزش و هدایت زیردستان را بر عهده دارد .
حفظ و نگهداری یک شبکه ارتباطات خارجی |
مشارکت در جشنها ، اعطای درجه به افراد و دادن نظرهای مشاوره ای
انجام تمام کارهایی که ، به امور کارکنان و زیردستان مربوط می شود ، بر عهدۀ رئیس سازمان است . نظارت بر همه مکاتبات سازمان و سایر اموری که با دنیای خارج انجام می گیرد. |
|
رئیس اطلاعات سازمان اطلاع رسان
|
دریافت اطلاعات در سطحی گسترده . او به صورت مرکز سلسله اعصاب اطلاعات داخلی و خارجی سازمان در می آید . ( حراست سازمان ) اطلاعاتی را که از کارکنان سازمان یا از کسان دیگر به دست آورده است به اعضای سازمان می رساند . برخی از اطلاعات ، جنبه آماری دارند و برخی را باید تفسیر کرد و توضیح داد و در مواردی باید دیدگاههای مختلف مقامات ذی نفوذ سازمان را جمع آوری و به اصطلاح برآیند نیروها را رسم کرد . |
|
|
نماینده یا سخنگوی سازمان تصمیم گیری
|
درباره برنامه ها ، سیاستها ، فعالیتها و نتایج اقدامات ، اطلاعات لازم را به افراد و دستگاههای خارج از سازمان می دهد . درواقع ، همانند یک متخصص و کارشناس صنعتی ( برای سازمان ) کار می کند و نماینده و سخنگوی سازمان است .
|
تشکیل جلسه با هیأت مدیره ، دادن اطلاعات مربوط به افراد و گروههای خارج از سازمان . |
|
خلاق یا نوآور
مسئول رفع بحران
تخصیص دهنده منابع مذاکره کننده
|
برای ایجاد تغییر و تحول ، در سازمان به تحقیق و بررسی می پردازد و در پی فرصتها و امکاناتی بر می آید تا تعدادی « طرح اصلاحی » ارائه کند . همچنین در ارائه برخی از طرحها هم نظارت می کند . هنگامی که سازمان با تشنجات و مسائل مهم و ناگهانی رو به رو می شود ، او مسئول ارائه راه حلها و اقدامات اصلاحی است . مسئولیت تخصیص دادن منابع انواع سازمان را بر عهده دارد . در واقع ، او تمام تصمیمات مهم سازمانی را تأیید می کند . در مذاکرات و هنگام بستن قراردادها ، نمایندگی سازمان را بر عهده دارد . |
تشکیل جلسه با هیأت مدیره . دادن اطلاعات مربوط به افراد و گروههای خارج از سازمان .
مشارکت در جلسات ، تعیین خط مشی ها و استراتژی سازمان در رابطه با طرحهای جدید .
مشارکت در جلسات و گرد هماییهایی که برای رفع بحرانها و حل اختلافها و مسائل تشکیل می شود . مذاکره و چانه زدن . |
تا دریابد که آنان در آن مقام چه کارهایی انجام می دهند . با توجه به مشاهداتی که او از این مدیران داشت ، به ا ین نتیجه رسید که آن پنج مدیر ده نقش متفاوت و بسیار مرتب و همزمان ( مجموعه ای از رفتارهای مربوط به مشاغل خود ) انجام می دهند . در جدول 1 – 1 این ده نقش زیر عنوان سه نقش کلی ارتباطی ، اطلاعاتی و تصمیم گیری نشان داده شده است .
نقش ارتباطی ( ایجاد ارتباط بین افراد )
همۀ مدیران باید این نقش را که جنبۀ تشریفاتی و از نظر ماهیت جنبه نمایشی دارد ، انجام دهند . هنگامی که رئیس دانشگاه ، در جشن فارغ التحصیلی ، گواهی نامۀ دانشجویان فارغ التحصیل را به آنان اعطا می کند یا زمانی که سرپرست و مسئول کارخانه از تعدادی دانش آموز بازدید کننده پذیرایی می نماید و آنها را به بخشهای مختلف کارخانه راهنمایی می کند ، یک کار تشریفاتی انجام گرفته است . همۀ مدیران باید نقش رهبری را ایفا کنند . ایفای این نقش شامل استخدام ، آموزش ، ایجاد انگیزش و تعیین مسئولیتها و وظایف کارکنان می شود . سومین نقشی که مدیر باید ایفا کند ایجادارتباط بین گروه هاست . مینتزبرگ این کار را که عبارت است از تماس با افراد خارج از سازمان به منظور کسب اطلاعات ، برقرار کردن ارتباط نامید . مدیر می کوشد تا با افراد درون یا بیرون سازمان تماس بگیرد . برای نمونه ، مدیر فروش با مسئول کارگزینی شرکت تماس می گیرد ، با او ارتباط برقرار می کند و اطلاعات لازم را به دست می آورد، هنگامی که مدیر فروش از مجرای شورای بازاریابی با سایر مدیران فروش تماسهایی می گیرد نوعی روابط