| دسته بندی | حسابداری |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 1779 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 39 |
عنوان: پاورپوینت بودجه بندی سرمایه ای در وضعیت های نامطمئن(همراه با مثالهای تشریحی)
دسته: حسابداری- مدیریت مالی(ویژه ارائه کلاسی درسهای مهندسی مالی- مدیریت سرمایه گذاری - تصمیم گیری در مسائل مالی- مدیریت مالی 2)
فرمت: پاورپوینت (PowerPoint)
تعداد اسلاید: 39 اسلاید
این فایل در زمینه " بودجه بندی سرمایه ای در وضعیت های نامطمئن" می باشد که در حجم 39 اسلاید همراه با نمودارها، توضیحات کامل و همچنین مثالهای تشریحی با فرمت پاورپوینت تهیه شده است که می تواند به عنوان ارائه کلاسی(کنفرانس) درسهای مهندسی مالی، مدیریت سرمایه گذاری، تصمیم گیری در مسائل مالی و مدیریت مالی 2 رشته های حسابداری و مدیریت مالی در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد مورد استفاده قرار گیرد. بخشهای عمده این فایل شامل موارد زیر می باشد:
مقدمه
بودجه بندی سرمایه ای در وضعیتهای نامطمئن
ریسک و بازده
ریسک در چهارچوب بودجه بندی سرمایه
مفروضات بودجه بندی سرمایه ای
مفروضات رفتاری
روشهای آماری برای محاسبه ریسک و بازده
ارزش موردانتظار یک جدول توزیع احتمالات
ارزش مورد انتظار توزیع احتمالات جریانهای نقدی
واریانس و انحراف معیار
ضریب تغییرات توزیع احتمالات
ریسک ، بازده و ارزش فعلی خالص طرح
ریسک صاحبان سرمایه و شرکت
بازده و ریسک سرمایه گذاران
ریسک مجموعه سهام و بازده سرمایه
خرید انواع سهام و کاهش ریسک
تجزیه ریسک پرتفوی
بتا (β) : شاخصی برای تعیین ریسک سیستماتیک
ارزش فعلی خالص طرح بر مبنای نرخ تنزیل تعدیل شده
نتیجه گیری
پاورپوینت تهیه شده بسیار کامل و قابل ویرایش بوده و به راحتی می توان قالب آن را به مورد دلخواه تغییر داد و در تهیه آن کلیه اصول نگارشی، املایی و چیدمان و جمله بندی رعایت گردیده است.
| دسته بندی | مواد و متالوژی |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 3287 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 275 |
Concise Dictionary of Materials ScienceStructure and characterization of polycrystalline materials
نویسنده Vladimir Novikov:
| دسته بندی | صنایع غذایی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 99 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 49 |
واژه فرآورده های سوخاری سیب زمینی به طور عمده به چیپس و فرنچ فرایز (خلال سوخاری) اتلاق میشود.
چیپس یک واژه آمریکایی است که به برش نازک سیب زمینی در چربی یا روغن گفته میشود، در انگلستان نام" کریسپ" را بر روی این فرآورده گذاشته اند.
چیپس تا رطوبت 2 درصد در روغن سرخ میشود. رنگ زرد روشن با طعم و مزه مطلوب و بافت ترد دارد. علاوه بر این چیپس باید کمتر از 15 درصد تاول و کمتر از 10 درصد عیوب جزئی و کمتر از 5 درصد عیوب عمده داشته باشد و میزان چربی آن نیز باید بین 40-32 درصد باشد. ودر ادامه مطالب به ریز تحقیقات و بررسی می پردازیم
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 340 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 103 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول:کلیات
1-1مقدمه................................. 2
1-2ضرورت واهمیت موضوع.................... 4
1-3بیان مسئله............................ 5
فصل دوم:روش تحقیق
2-1روش تحقیق............................. 8
2-2روش انتخاب نمونه...................... 9
2-3روش گردآوری داده ها.................. 10
2-4مشکلات و تنگناها...................... 10
فصل سوم:پیشینه ی تحقیق
3-1تحقیقات انجام شده ی داخلی ........... 13
- سنجش دینداری جوانان وعوامل مؤثربرآن. 13
- فردگرایی و دین داری................. 14
- نظریه ی سکولار شدن................... 15
- عوامل مؤثر بر نگرش های مذهبی.......... 15
- بررسی جامعه شناختی تأثیر پایگاه اقتصادی- اجتماعی برنگرش دینی دانشجویان........................ 16
- بررسی جامعه شناختی تأثیر پایگاه اقتصادی- اجتماعی و جنسیت بردینداری جوانان...................... 16
- بررسی میزان دین گرایی و ایمان دینی در بین دانشگاهیان 17
- بررسی تعریف عملیاتی دینداری در پژوهش های اجتماعی 17
- تأثیردینداری برنگرش های سیاسی......... 18
-
فصل چهارم: یافته های تحقیق
4-1داده های ناظربه واقع................. 20
4-1-1طبقه ی اجتماعی و دینداری........... 20
4-1-2رابطه ی تحصیلات و شغل با دینداری... 25
4-2تجربه های و روابط شکل دهنده ی زندگی.. 25
4-2-1روابط شکل دهنده.................... 25
4-2-2نقش مذهب در شکل دهی پیوندهای اجتماعی 28
4-2-3تجربه های شکست و تنهایی............ 32
4-2-4 محدودیت ها و ممنوعیت ها........... 41
4-2-5 ایجادحس معنا- تزلزل حس معنا....... 46
4-3ارزش ها و التزامات کنونی ............ 49
4-3-1ارزش ها و اعتقادات................. 49
4-3-2هدف زندگی.......................... 66
4-3-3نقش اراده ی انسان.................. 70
4-3-4ناامیدی............................ 73
4-3-5نگرانی ها از آینده ................ 77
4-3-6معنای مرگ.......................... 81
4-3-7چرابرخی بیشتر رنج می برند.......... 87
4-3-8آیا زندگی مطابق با تلاش هرکس به اوپاداش می دهد؟ 89
4-3-9زندگی انسان روی کره ی زمین......... 92
4-4دین.................................. 94
4-4-1وقتی خدارا می پرستید چه احساسی دارید؟... 94
4-4-2رابطه ی دین و اخلاق................. 97
4-4-3 تصویر ایمان بالغ.................. 101
فصل پنجم: نتیجه گیری تحقیق
نتیجه گیری تحقیق ....................... 108
منابع .................................. 114
ضمائم .................................. 116
- متن مصاحبه نامه ...................... 117
- متن پیاده شده 30 مصاحبه ............. 123
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول:کلیات
1-1مقدمه................................. 2
1-2ضرورت واهمیت موضوع.................... 4
1-3بیان مسئله............................ 5
فصل دوم:روش تحقیق
2-1روش تحقیق............................. 8
2-2روش انتخاب نمونه...................... 9
2-3روش گردآوری داده ها.................. 10
2-4مشکلات و تنگناها...................... 10
فصل سوم:پیشینه ی تحقیق
3-1تحقیقات انجام شده ی داخلی ........... 13
- سنجش دینداری جوانان وعوامل مؤثربرآن. 13
- فردگرایی و دین داری................. 14
- نظریه ی سکولار شدن................... 15
- عوامل مؤثر بر نگرش های مذهبی.......... 15
- بررسی جامعه شناختی تأثیر پایگاه اقتصادی- اجتماعی برنگرش دینی دانشجویان........................ 16
- بررسی جامعه شناختی تأثیر پایگاه اقتصادی- اجتماعی و جنسیت بردینداری جوانان...................... 16
- بررسی میزان دین گرایی و ایمان دینی در بین دانشگاهیان 17
- بررسی تعریف عملیاتی دینداری در پژوهش های اجتماعی 17
- تأثیردینداری برنگرش های سیاسی......... 18
-
فصل چهارم: یافته های تحقیق
4-1داده های ناظربه واقع................. 20
4-1-1طبقه ی اجتماعی و دینداری........... 20
4-1-2رابطه ی تحصیلات و شغل با دینداری... 25
4-2تجربه های و روابط شکل دهنده ی زندگی.. 25
4-2-1روابط شکل دهنده.................... 25
4-2-2نقش مذهب در شکل دهی پیوندهای اجتماعی 28
4-2-3تجربه های شکست و تنهایی............ 32
4-2-4 محدودیت ها و ممنوعیت ها........... 41
4-2-5 ایجادحس معنا- تزلزل حس معنا....... 46
4-3ارزش ها و التزامات کنونی ............ 49
4-3-1ارزش ها و اعتقادات................. 49
4-3-2هدف زندگی.......................... 66
4-3-3نقش اراده ی انسان.................. 70
4-3-4ناامیدی............................ 73
4-3-5نگرانی ها از آینده ................ 77
4-3-6معنای مرگ.......................... 81
4-3-7چرابرخی بیشتر رنج می برند.......... 87
4-3-8آیا زندگی مطابق با تلاش هرکس به اوپاداش می دهد؟ 89
4-3-9زندگی انسان روی کره ی زمین......... 92
4-4دین.................................. 94
4-4-1وقتی خدارا می پرستید چه احساسی دارید؟... 94
4-4-2رابطه ی دین و اخلاق................. 97
4-4-3 تصویر ایمان بالغ.................. 101
فصل پنجم: نتیجه گیری تحقیق
نتیجه گیری تحقیق ....................... 108
منابع .................................. 114
ضمائم .................................. 116
- متن مصاحبه نامه ...................... 117
- متن پیاده شده 30 مصاحبه ............. 123
تاریخ تولد: 22/1/1335 شغل پدر: تراشکار شغل مادر: خانه دار شغل خودتون: خانه دار هستم ولی خیاطی
می کنم دین : اسلام – شیعه اهل: قزوین تحصیلات: سیکل ماشین: یه پراید داریم مسکن: استیجاری درآمد: شوهر مغازه ی کفش فروشی داره درآمدش بد نیست خدا رو شکر بستگی به فروشش داره هزینه ی خانواده در ماه: بالای 500 هزار تومن تعداد اعضای خانواده : 4 نفر
2- در مورد بخش های مختلف زندگی مثل کودکی، نوجوونی، جوونی هر چیزی که به خاطر دارید در مورد شرایط زندگیتون ، اعضای خانوادتون، اتفاقاتی که مهم بوده براتون هر چی به ذهنتون می رسد بگید؟
دوراک کودکی تا اونجا که یادم می یاد خیلی شیطون بودم و همیشه صدای دیگرانو در می آوردم هر چی پول از پدرم یا مادرم می گرفتم همه رو خوراکی می خریدم ومی خوردم ولی خواهرهای دیگه ام یا جمع می کردن یا می رفتن کتاب و مجله اینا می خریدن ولی من یا همه رو می خوردم یا عکس می خریدم، گوگوش اون موقع که ما نوجوون بودیم خواننده ی محبوب همه بود همیشه عکس هاشو جمع می کردم یه دفه آقام خدا بیامرز پیداشون کرده بود همه رو آتیش زد و با من کلی دعوا کرد من تا چند روز لب غذا نمی زدم آخه خانواده ی ما خیلی مذهبی بودن اصلا با این جورچیزا مخالف بودن به خاطر همینم من خیلی باهاشون مشکل داشتم خوب اون وقتا زمان طاغوت بود دیگه همه آزاد بودن ولی پدرما می گفت نه شماها باید حجاب داشته باشید ما هم که جوون بودیم و دلمون می خواست مثل بقیه بگردیم ، دوران سختی رو می گذروندم که با دوست برادرم آشنا شدم چند بار اومده بود خونمون و همدیگرو دیده بودیم، هم من از اون خوشم می یومد هم اون از من بعد از یه مدت رفت و آمد از من خواستگاری کرد و با هم ازدواج کردیم واقعاً که بهترین روزهای زندگیم بود اون چند سالی که با اون خدا بیامرز زندگی کردم واقعاً مرد نمونه ای بود ولی عمرش به دنیا نبود به قول معروف
می گن خدا خوبهارو گل چین می کنه و زودتر می برتشون واقعاً هم همنیطور بود، 5 سال ما با هم زندگی کردیم و یه دختر 4 ساله داشتیم که اون حادثه پیش اومد و در اثر آتیش سوزی تو محل کارش فوت کرد. تولیدی کفش داشتن.
تا 7 سالگی دخترم پیش من بود ولی بعدش خانواده ی شوهرم می خواستن ببرنش پیش خودشون ولی من به هیچ قیمتی حاضر نبودم تا اینکه پیشنهاد دادن که زن برادرشوهرم بشم واقعاً برام سخت بود چون مثل برادرم می موند ولی به خاطر بچه قبول کردم وزنش شدم الان به جز دختر اولیه دو تا بچه ی دیگه همه دارم یه دختر و یه پسر.
3- آدم ها و تجربه هایی که درجریان زندگی برای شما خیلی مهم بوده اند چه کسانی بودند؟
از آدم های مهم زندگیم مادرشوهرم بوده که واقعاً حق مادری به گردنم داشته و خیلی چیز ازش یاد گرفتم و همسر دومم که بردارشوهرم بوده چون فداکاری بزرگی کرد و جوونی خود شو به پای من و دخترم گذاشت.
4- در حال حاضر در مورد خودتان چه طور فکر می کنید؟ و چی باعث می شه زندگیتون معنا پیدا کنه و براتون ارزش پیدا کنه.
در مورد خودم خوب فکر می کنم خودمو دوست دارم و به زندگیم خودم سعی می کنم که معنی بدم خیاطی
می کنم کلاس ورزش می رم، شنا می رم نمی زارم به خودم بد بگذره.
قسمت دوم
1- در حال حاضر کدام روابط از نظر شما در زندگیتون اهمیت بیشتری داره؟
رابطه با اعضای خانواده، روابط غیرخانوادگی رابطه با دوستان یا همکاران یا هر رابطه ی دیگه ای.
اول رابطه با اعضای خانواده چون خانواده ی خوب و صمیمی هستیم وبعد از اون رابطه با دوستان که هر چند وقت یکبار به هم دیگه سر می زنیم و از حال هم با خبریم ، دوست خیلی خوبه آدم با هاش دردو دل می کنه سبک می شه.
2- از وقتی کودک بودین تا الان در مورد پدرتون چه طوری فکر می کردید چه ویژگی های برجسته ای داشتی و به چه چیزهایی علاقه داشتند؟ در مورد مادرتون هم توضیح بدید؟
پدرم مرد خوبی بود خوش اخلاق ، مهربون با محبت علاقه اش بیشتر به بچه ها و نوه هاش بود و خیلی هم مذهبی و اهل نماز و روزه بودن مادرم هم همین طور خیلی خوب و مهربون بود ولی نه اندازه ی بابام بعضی وقتا عصبانی می شد و سر یه سری چیزا خیلی سخت گیری می کرد.
آیا پدر ومادرتون متدین بودند؟
بله ولی پدرم خیلی بیشتر از مادرم بود و بیشتر اهمیت می داد که اطرافیان یا افرادی که باهاشون ارتباط برقرار می کند دین دار هستند یا نه مخصوصاً نسبت به بچه هاش خیلی حساس بود ولی مادرم نه سرش توکار خودش بود، حجابش، نمازش همه چیزش واسه خودش بود.
3- اشخاصی در زندگیتون بودند که در شکل دادن نگاهتون به زندگی تاثیر گذاشته باشند یا تغییرش داده باشد؟
بله بهتون گفتم مادرم شوهرم بودن که من خیلی چیزا تو زندگی ازش یاد گرفتم.
4- آیا شکست ها یا بحران هایی را تجربه کردید که زندگیتون را تغییر داده باشه و یا زنگ خاصی به اون زده باشه؟
بله فوت همسر اولم خیلی رنگ بدی به زندگیم زد ما داشتیم با عشق زندگی می کردیم من تا چند وقت دیوونه شده بودم روزی یکبار باید سرم می زدم با هیچ کس حرف نمی زدم، انقدر گریه می کردم که از هوش می رفتم خیلی روزهای سختی بود برام و فکر نمی کردم دیگه بعدش بتونم ازدواج کنم ولی به خاطر بچه این کارو کردم.
5- آیا لحظاتی رو در زندگی تجربه کردید که تو اون لحظات واقعاً احساس لذت کردین و به وجد اومدین ؟
بله ازدواج دختر بزرگم واقعاً برام لذتبخش بود چون یک مقدار سخت به فرد مورد علاقه اش رسید و من خیلی براش نگران بودم ولی بعدش دیگه خیالم راحت شد.
6- محرومیت ها و ممنوعیت ها در زندگی اولیه تون چه بوده؟ چقدر بر منوال آنها عمل کردید؟ والان این ممنوعیت ها کدام هاهستند؟
ممنوعیت زیاد بوده می گم که پدرم خیلی مذهبی بود یه عقایدی داشت نمی زاشت تنها از خونه بریم بیرون با دوست زیاد رفت و آمد کنیم صبح تا شب تو خونه بودیم و باید کارهای خونه رو می کردیم . خوب ما هم مجبور بودیم هر چی می گن گوش بدیم دیگه، احترام می زاشتیم بهشون. الان دیگه معنویتی وجود نداره در واقع همون نگرانی ها رو من الان درمورد بچه های خودم هم دارم و الان می فهمم که چرا اون وقت اینطوری بوده.
7- آیا شده تجربه هایی در زندگیتون داشتیه باشید که این تجربه ها باعث شده باشه مسائلی که براتون ارزش نداشته و بی معنی بوده براتون اهمیت پیدا کند؟ یا برعکس تجربه هایی که باعث شده مسائل با ارزش براتون بی اهمیت بشه؟
بله یه شخصی بود، یه دوستی من داشتم که خیلی برام مهم و قابل اطمینان بود و من همیشه هر حرفی داشتم بهش می گفتم خیلی با هم صمیمی بودیم ولی من متوجه شدم که این آدم پشت سرمن می شینه حرف می زنه و حتی حرف هایی که من بهش گفته بودم و بین خودمون بود فقط از زبون دیگران شنیدم و خیلی ناراحت کننده بود برام و واقعا دیگه ارزش خودشو پیش من از دست داده و یکی هم اینکه من تو نماز خوندن یه مقدار سست بودم یعنی گاهی وقتا می خوندم گاهی وقتا نمی خوندم ولی الان دیگه سعی می کنم هیچ وقت ترک نکنم.
قسمت سوم
1- ارزش ها و اعتقاداتی که فکر می کنید زندگیتون براساس اونها شکل می گیره و در راهبری زندگیتون براتون اهمیت داره؟ به عنوان مثال مسائل مادی هستند اخلاقه مذهبه یا هر چیز دیگه ای که خودتون فکر
می کنید؟
بله مسائل عادی خیلی مهمه آدم اگر پول داشته باشه آسایش و رفاه هم به دنبالش داره ولی مهم تر از او سلامتیه، اخلاق خوبه و مذهب هم که جای خودشو داره تو زندگی همه
2- هدف زندگیتون چیه؟
اینکه بیشتر از این پیشرفت کنم، موفقیت بچه هامو ببینم و تلاش کنم واسه زندگیشون.
3- آیا به نظر شما اعتقاداتی وجود دارند که همه یا اغلب مردم باید اونها رو باور داشته باشند و به اونها عمل کنند؟
نه اینطوری نیست هر کس یه عقیده و باوری داره و براساس باورهای خودش زندگی می کنه نمی شه گفت همه باید مثل هم فکر کنند.
4- آیا تصاویر یا مراسم خاصی هستند که برای شما مهم اند یا اشیاعی که براتون مفهوم دارند و باارزش هستند؟
بیشتر عکس های قدیمی و یادگاری هایی که از قدیم دارم برام خیلی با ارزشه یاد روزهای خوب زندگیم
می افتم مخصوصاً عکس هایی که با شوهر خدابیامرزم دارم خیلی برام مهم هستند.
5- اعتقادات و ارزش های چقدر براتون مهم هستند و چه زمانی بیشتر در زندگیتون بروز پیدا می کنند به عنوان مثال در زمانهایی که دچار بحران هستید یا تو خطر هستید یا وقتایی که می خواهید تصمیم مهمی بگیرید یا سر دو راهی قرار دارید؟
اعتقاداتم خیلی برام مهم بوده و خیلی جاها کمکم کرده مخصوصاً زمان هایی که تو بحران بودم، مشکل داشتم واتفاق بدی برام افتاده مثل وقتی که همسرم رو از دست دادم یا پدر و مادرم رو یا وقتایی که تو خانواده یه مشکلی پیش ی یاد بحران مالی بوجود می یاد همیشه ازخدا کمک خواستم وخواستم که بهم صبر بده.
6- وقتی شما در زندگی قراره تصمیم مهمی بگیرید چه طوری دست به تصمیم گیری می زنید؟
فکر می کنم ، سبک سنگین می کنم تا زمانی که مطمئن بشم تصمیمی که می خوام بگیرم درسته، با دیگران هم مشورت می کنم با افرادی که تجربه دارن ولی نهایتاً تصمیم آخر رو خودم می گیرم.
7- آیا به نظر شما برای زندگی انسان طرحی از قبل تعیین شده وجود داره یعنی نیروهایی خارج از کنترل انسان روی زندگیش تاثیر دارند؟
بله وجود داره بعضی از اتفاقات هستند که واقعاً کنترلش از دست انسان خارجه و نمی شه کاریش کرد ولی بعضی از چیزها هم به خود آدم بستگی داره تا حد خیلی کمی چون در آخر باز همون چیزی می شه که خدا
می خواد به قول معروف می گن اگر خدا نخواد حتی یه برگ از درخت نمی یوفته.
8- وقتی که به شدت ناامید و دلسرد می شدید چی باعث می شه دوباره امیدتون روبدست بیارید و تجدیدش کنید؟
یاد خدا اول بعدشم اینکه یه اتفاق جدید بیوفته یه خبر خوب بشنوم یه جوری بشه که از حال و هوای خودم بیرون بیام.
می شه یک مثال بزنید؟ مثلا ما چند وقته پیش یک مقدار پول یه جا سرمایه گذاری کردیم ولی بعد از یه مدت پولمون رو خوردن و کلاهبردار از آب در اومدن واقعا ناامید کننده بود چون خیلی به خاطر اون پول زحمت کشیده شده بود و دست رنج چند سال کارکردن بود. از یک طرف به فکر آینده ی بچه ها بودم ازیک طرف به فکر شوهرم که زحمت هاش به باد رفته بود و خلاصه وضعیت خیلی بدی بود.
9- وقتی به آینده فکر می کنید چی باعث می شه که احساس نگرانی بکنید؟ برای خودتون ، برای کسایی که بهشون علاقه دارید برای جامعه یا هر چیز دیگه؟
اول برای بچه هام نگرانم که سالم زندگی کنند وخوشخبت بشن و بعد از اینکه قرار پیر بشم نگرانم چون دوست ندارم از دست و پا بیوفتم دلم می خواد تا لحظه ی آخر عمرم روی پاهای خودم باشم و سربار کسی نباشم همین.
10- مرگ برای شما چه معنایی داره؟ وقتی ما می میریم چی می شیم؟
مرگ معنای جدایی، دوری، دلتنگی خیلی سخته مخصوصاً از دست دادن عزیزان خیلی سخته.
وقتی می میریم می ریم توی یه دنیای دیگه که اونجا باید جوابگوی کارهامون تو این دنیا باشیم.
11- به نظر شما چرا برخی از اشخاص و گروه ها بیشتر از دیگران رنج می برند؟
چون زندگی رو سخت می گیرن و فکر می کنند فقط مشکل خودشون مشکله در صورتی که واسه همه هست یکی از فقر رنج می بره یکی از مریضی یکی از دست بچه هاش فرقی نمی کنه همه رنج می برن ولی بعضی از آدما بامشکلاتشون کنار می یان بعضی ها نه .
12- آیا به نظر شما زندگی مطابق باتلاش هر کس بهش پاداش می ده و کسی که فقیره دلیش اینه که تلاش کمتری واسه زندگیش می کنه؟
بله خوب هرکس هر چقدر تلاش کنه همونقدر هم پاداش می گیره ولی یکی می بینی بلد نیست چه جوری خرج کنه یا خرجش بیشتر از درآمدشه یا بدهکاره یا پس انداز نمی کنه به هر حال زحمت می کشه و همونقدر هم پاداش می گیره ولی طریقه ی استفاده ازش رو نمی دونه و اشتباه زیاد می کنه .
13- آیا به نظر شما زندگی انسان روی کره ی زمین تا زمان نامعینی پیش می ره یا اینکه به پایان می رسه؟
بله بالاخره یه روز تموم می شه ولی زمانش مشخص نیست.
قسمت چهارم
1- آیا شما تجربه های دینی مهمی داشتید؟ مثلا جایی رفته باشید برای زیارت یامراسم خاصی که رو شما از نظر دینی تاثیر گذاشته باشه وتحت تاثیر قرار گرفته باشید؟
نه خیر پیش نیومده البته جاهای زیارتی زیاد نرفتم به جزه مشهد و بعضی از امامزاده ها و اینکه بخواد متحولم بکنه نه نشده ولی خیلی بهم آرامش می ده و سبک می شم.
2- وقتی درمورد خودتون فکر می کنید چه احساسی دارید؟
احساس خوبی نسبت به خودم دارم همیشه سعی می کنم خوش اخلاق باشم و به دیگران کمک کنم تا اونجا که بتونم .
3- ایا خودتون را فرد دین داری می دونید؟ چرا؟
تا حدودی بله در این حد که نمازمو بخونم، روزه بگیرم، حجابم رو رعایت کنم و حلال و از حروم تشخیص بدم بله .
4- وقتی که شما خدارو می پرستید چه احساسی دارید؟
احساس آرامش ، سبکی و خیلی احساس خوبی دارم.
5- آیا شما احساس می کنید نگاه دینی تون درسته ؟ چرا؟
خیلی ها دینشون از من کامل تره ولی من فکر می کنم نگاه دینیم درست باشه چون علاوه بر اون چیزایی که گفتم رعایت می کنم سعی می کنم همیشه کاری کنم که خدا ازم راضی باشه و بنده های خدا رو شادکنم تا این حدش از دست من بر می یاد حالا اگر خدا قبول کنه.
6- گناه از نظر شما چیه و شما چقدر در زندگی احساس گناه می کنید؟
گناه اینه که برخلاف دستور خدا عمل کنی و اینه که مردم رو از دست خودت ناراحت کنی و به برنجونی من یه وقتا احساس گناه می کنم ولی بعدش سعی می کنم هر طور شده این احساس رو از خودم دور کنم چون خیلی احساس بدیه و دردآوره.
7- آیا به نظر شما دین و اخلاق به هم مربوط می شه و اگر دین نباشه اخلاق هم از بین می ره ؟
تا حدودی به هم مربوط می شه ولی من خیلی از آدم ها رو دیدم که دین دار نبودن ولی اخلاق پسندیده ای داشتن نمی شه گفت صد درصد اینطوریه.
8- چه وقت شما احساس می کنید و زندگیتون دارید رشد می کنید یا با اون کش مکش دارید؟ و فکر می کنید تا چه زمانی می تونید رشد کنید؟
دیگه فکر نمی کنم بیش تر از این بتونم رشد کنم هر چقدر می خواستم رشد کنم تا الان کردم الان دیگه امیدم به بچه هاس که خوشبخت بشن و راه زندگیشون رو پیدا کنن.
9- به نظر شما ایمان کامل و رشد یافته چه ایمانیه و چه ویژگی هایی داره؟
اینه که همه ی دستورات خدا مو به مو انجام بشه و همیشه نیت آدم رضای خدای باشه.
تاریخ تولد:13/3/1368 شغل پدر : مغازه دار (کفش فروشی) شغل مادر: خانه دار اهل : تهران دین: اسلام- شیعه تحصیلات: دیپلم
2- در مورد بخش های مختلف زندگی مثل کودکی، نوجوونی، جوونی هر چیزی که به خاطر دارید در مورد شرایطی که داشتید در خانواده، در مورد افراد خانوادتون، دوستانتون ، افرادی که براتون مهم بودن یا اتفاقات خاصی که براتون افتاده؟
دوران کودکی ما تو خونه ی مادربزرگم زندگی می کردیم همش در حال بازی و خنده بودیم ، دوست و همبازی زیاد داشتم همیشه بابچه های دیگر جلوی در کوچه فرش می انداخیتم می نشستیم خاله بازی
می کردیم، عروسک هامون بچه هامون بودن یکی مامان می شد یکی بابا می شد خیلی خوش می گذشت مثلا می رفتیم خونه های همدیگه مهمونی با پفک و بیسکویت از هم پذیرایی می کردیم خیلی خوب بود بهترین دوران زندگی فکر می کنم کودکی باشه.
چون مادربزرگم هنوز از اون خونه نرفتن هنوز هم دوستای دوران کودکی مو می بینم و یاد اون روزها
می افتیم با هم دیگه ، به جز خودم یه برادر و یه خواهر دارم که ازخودم بزرگ ترن چون من خیلی شیطون و پر سرو صدا بودم اونا خیلی حوصله ی منو نداشتن ، باهام زیاد خوب نبودن ولی یواش یواش که بزرگ تر شدم رابطه ام باهاشون بیشتر شد با برادرم که از خودم 2 سال بزرگتره زیاد خوب نبودم همیشه با هم دعوا می کردیم الانم بعضی وقتا اینطوریه ولی باخواهر بزرگتم خیلی خوبیم البته ازدواج کرده ولی خیلی خوبیم. دیگه اتفاق خاص اینکه یک بار از بالکن پرت شدم پایین دستم شکست عمل کردم همین. ولی دوران نوجوونی خیلی دوران بدیه آدم آزاد نیست.
باید اونجوری که دیگران دوست دارن. زندگی کنی، اونجوری که پدر و مادر می گن رفتار کنی، من خیلی به مشکل خوردم مخصوصاً بامادرم خیلی گیر می ده نمی زاره زندگیمونو بکنیم چپ می ری گیره می ده راست می ری گیر می ده خستم کرده ولی فکر می کنم تا زمانی که با اونا زندگی می کنم وضعیت همینه.
3- آدم ها و تجربه هایی که درجریان زندگی برای شما خیلی مهم بودند چه کسانی هستند؟
آدم ها خیلی روم تاثیر گذار بودن مثلا من خیی از کارها رو نمی دونستم اشتباهه ولی وقتی دیگران بهم گفتن روم تاثیر گذاشته و اون کار و دیگه انجام ندادم، بیش تر خواهرم بوده ودختر عمه ام که از من 10 سال بزرگ تره همیشه حرفمامو به این 2 تا می گم باهاشون مشورت می کنم و خیلی کمکم می کنن.
4- در حال حاضر در مورد خودتون چطوری فکر می کنید ؟ و چطوری به زندگیتون معنی می دید؟ چی از همه بیشتر براتون ارزش داره؟
یه آدم معمولی هستم، خیلی خودمو آدم ساده ای می دونم ، حرفای دیگران خیلی زود روم تاثیر می زاره، زودگول می خورم و اصلا نمی تونم به کسی نه بگم نه گفتن واسم خیلی سخته.
آرایش کردن رو خیلی دوست دارم، تمیزی رو خیلی دوست دارم دلم می خواد همیشه همه جا تمیز ومرتب باشه خوردن و خیلی دوست دارم و دلم می خواد با دوستام برم بیرون ولی مامانم نمی زاره.
قسمت دوم
1- در حال حاضر کدوم روابط از نظر شما اهمیت بیشتری براتون داره ؟رابطه با خانواده، با دوستان یا افراد دیگه؟
الان من بیشتر با خانوادم رابطه دارم و با افراد فامیل و فقط با یکی از دوستام در ارتباطم که اونم همه ی خانوادم می شناسنش.
2- در مورد پدرتون از دوران کودکی تا الان چطور فکر می کردید؟چه ویژگی هایی دارن وعلاقه شون بیشتر به چه چیزاهایی هست ؟ در مورد مادرتون هم همین ها رو بگید؟
پدرم خیلی آدم زحمت کشی ، آدم خیلی خیلی خوبیه رابطه ش با من خیلی خوبه رابطه ی منم با اون خیلی خوبه می تونم بگم تنها کسیه که تو خانواده طرفدار منه و همیشه ازم دفاع می کنه خیلی دوستش دارم. به پرنده خیلی علاقه داره مخصوصا قناری. مادرم هم خیلی خوبه و رابطمون با هم دیگر بد نیست می شه گفت خوب ولی خیلی باهم دیگه سر همه چیز دعوامون می شه مادرم اخلاقش طوریه که دلش می خواد همیشه همونی چیزی بشه که اون می گه دلش می خواد حرف اول و آخرو خودش بزنه ولی من اینطوری دوست ندارم.
آیا پدر و مادرتون متدین هستند؟ به چه معنا
بله نماز می خونن، خدا رو قبول دارن مادرم همیشه حجابش رو رعایت می کنه چادر سر می کنه ولی خیلی خشک نیستند در حد معمولی.
3- آیا اشخاصی در زندگیتون بودند که نگاهتون رو نسبت به زندگی تغییر داده باشند؟
نه خیر چنین شخصی نبوده تو زندگیم، بودن کسایی که باهاشون حرف زدم مشورت کردم و به حرفشون گوش دادم ولی کسی که بخواد نگاهمو طرز فکرمو تغییر بده نه نبوده.
4- آیا شکست ها یا بحران هایی را تجربه کردید که روزندگیتون خیلی تاثیر گذاشته و رنگ خاصی به اون زده؟
بله بوده من یه شخصی رو خیلی دوست داشتم برادر دوست صمیمی خودم بود که خیلی اون آدم واسم مهم بود و دوستش داشتم و فکر می کردم که اون هم منو دوست داره دلم می خواست تا آخر عمر همدیگرو دوست داشته باشیم ولی فهمیدم که امکانش نیست و ما نمی تونیم باهم دیگه باشیم و خیلی برام ناراحت کننده بود و می تونم بگم ضربه ی روحی خوردم تو این مسئله و دیگه از اون به بعد دلم نمی خواد به هیچ پسر دیگه ای فکر کنم.
5- آیا در زندگیتون لحظاتی را تجربه کردید که تو اون لحظات واقعاً احساس لذت کردین و به وجد اومدین (برای مثال در طبیعت مثل لذت بردن از آرامش دریا، یا در تجربه های عاطفی و عاشقانه یا از دیدن زیبایی ها یا برقراری یک ارتباط الهام بخش)
بله خیلی بوده مثلا زمانی که فرد مورد علاقه ام رو می بینم حتی شاید از فاصله ی 100 متری ولی احساس لذت می کنم یا زمانی که در کنار دوستام هستم مخصوصاً ندا که صمیمی ترین دوستمه و من بردارش رو دوست دارم یا وقتایی که با خانواده می ریم مسافرت، گردش و از طبیعت هم خیلی لذت می برم از جنگل جایی که سرسبزه باشد.
6- محرومیت ها و ممنوعیت ها در زندگی اولیه تون چه چیزهایی بوده ؟ چقدر شما برطبق اونها رفتار کردید؟ و چقدر این محدودیت ها در زندگی شما تغییر کرده؟
خیلی بوده مثل دانشگاه رفتن که دوست دارم ولی مادرم اصلا دوست نداره و اجازه نمی ده من برم دانشگاه وخیلی چیزای دیگه تنها جایی نباید برم فقط باخودش می رم خونه ی دوستان نباید برم، آرایش نباید بکنم، با دوستام نباید بیرون برم و من دوست دارم همه ی این کارها رو انجام بدم چون هم سن و سال های خودم اینطوری هستند ولی چون خانوادم نمی زاره خوب منم مجبورم که تابع اونها باشم وفکر نمی کنم هیچ وقت تغییر کنه تا زمانی که شوهر کنم البته اگر شوهرمم از مادرم بدتر نباشه.
7- آیا شده تجربه هایی در زندگیتون داشته باشید که این تجربه ها باعث شده باشه مسائلی که براتون ارزش نداشته و بی اهمیت بوده براتون ارزشمند و با معنا شده باشه یا برعکس تجربه هایی که باعث شده مسائل با ارزش اهمیت خودشونو از دست بدن؟
بله همین دوستم ندا خیلی باهم صمیمی بودیم و خیلی برام با ارزش و مهم بود ولی یه کارایی کرد که دیگه عقیده ی منو نسبت به خودش عوض کرد و دیگه اون ارزش سابق رو واسه ی من نداشت ولی بعدش دوباره خودش فهمید که اشتباه کرده و از دلم درآورد.
قسمت سوم
1- ارزش ها و اعتقاداتی که فکر می کنید در راه بری و پیشبرد زندگیتون براتون اهمیت دارند چه چیزهایی هستند؟ به عنوان مثال به مادیات بیشتر اهمیت می دید یا اخلاق یا مذهب یا هر چیز دیگه ای که خودتون فکر می کنید؟
مهم تر نیش درست زندگی کردنه، سالم زندگی کردن و با دیگران خوب رفتار کردن و بعد از اینا مادیات هم خیلی تو زندگی مهمه و نوع زندگی آدم رو تعیین می کنه یعنی اینکه تو آسایش زندگی کنی یا تو سختی.
2- هدف زندگیتون چیه؟
من فکر می کنم هدف همه تو زندگی مردنه چون آخرش به مرگ ختم می شه ولی در حال حاضر هدفم اینکه ازدواج کنم بایه آدم خوب که منو درک کنه ، بچه دار بشم و شاید بعد از ازدواج تازه زمانی باشه که بتونم هدف های زندگیمو تعیین کنم چون الان خانوادم نمی زاره مثلاً شاید درس بخونم و ادامه تحصیل بدم ویا سرکار برم و خیلی از کارهای دیگه که دوست دارم ولی الان نمی تونم انجام بدم.
3- آیا به نظر شما اعتقاداتی وجوددارند که همه یا اغلب مردم باید اونها رو باور داشته باشند و بهشون عمل کنند؟
نه وجود نداره به نظر من هر کس هر عقیده ای که خودش بخواد می تونه داشته باشه و راهی رو که خودش می خواد واسه زندگیش پیدا کنه.
4-آیا تصاویر یا مراسم خاصی هستند که برای شما مهم اند یا اشیاعی که مفهوم باارزشی برای شما داشته باشند؟
من بیشتر به مراسمی که توش شادی باشه جشن باشه دوست دارم اشیاء نه زیاد برام مفهوم ندارند.
6- ارزش ها و اعتقادات شما چقدر برای شما مهم هستند و چه زمانی بیشتر در زندگی شما بروز پیدا می کنند؟ مثلا زمان هایی که در بحران هستید زمان هایی که می خواهید تصمیم گیری کنید و بر سر دو راهی قرارا دارید یا وقتایی که خطر هستید یا هر زمان دیگه ای ؟
نمی دونم عقیده من اینکه که آدم فقط باید انسانیت داشته باشه بامردم خوب رفتار کنه و اخلاقش خوب باشه نخواد سر کسی کلاه بذاره، دوز و کلک نداشته باشه و روراست باشه فکر می کنم خدا هم همین چیزا رو
می پسنده.
7- وقتی که شما در زندگی قرار است تصمیم مهمی بگیرید چطوری دست به تصمیم گیری می زنید؟
بیشتر با دیگران که تجربه شون از من بیشتره مشورت می کنم، مثلا بیشتر باخواهرم و اون بهم می گه که چی کار بکنم.
8- آیا به نظر شما زندگی از قبل طراحی شده و نیروهایی خارج از کنترل انسان در زندگیش تاثیر دارند؟
نه اینطوری نیست خدا به آدم عقل داده، فکر داده که خودش واسه خودش زندگی کنه و از قبل تعیین نشده که مثلا تو فلان روز فلان اتفاق باید بیوفته به نظر من خود آدم زندگیشو درست می کنه.
9- وقتی که به شدت ناامید و سرد هستید چی باعث می شه امیدتون رو دوباره بدست بیارید یا حفظش کنید ؟ مثال بزنید؟
تا وقتی که دوباره یه اتفاق جدید بیوفته، یه چیزی خوشحالم کنه باید خبر خوبی بشنوم یا با دیگران صحبت کنم مثلا وقتایی که با مامانم دعوام می شه سر مسائلی الکی انقدر تو اتاقم می مونم و آهنگ گوش می دم تا یه اتفاق جدید بیوفته یه نفر بیاد خونمون یا جا بریم یا هر چیز دیگه.
10- وقتی در مورد آینده فکر می کنید چی باعث می شه احساس نگرانی و ناآرامی کنید؟ برای خودتون یا برای کسایی که به اونها عشق می ورزید برای جامعه یاهر چیز دیگه ای؟
اینکه نمی دونم در آینده قراره چه اتفاقی بیوفته نگران کننده اس من مثلا با چه کسی ازدواج می کنم، خوبه ، بده، می تونم باهاش کنار بیام با خانوادش می تونم کنار بیام واز این جور چیزا.
11- مرگ برای شما چه معنایی داره؟ وقتی ما می میریم چی می شیم؟
من از مرگ خیلی می ترسم چون آدم وقتی می میره باید عذاب بکشه می ره توی دنیای دیگه وباید سوال و جواب بشه، مجازات بشه، سخته من خیلی می ترسم.
12- به نظر شما چرا بعضی از مردم بعضی از گروه ها بیشتر از بقیه رنج می برند؟
چون زندگی رو به خودشون سخت می گیرن و فکر می کنند همه چیز سخته.
13- آیا به نظر شما زندگی مطابق با تلاش هرکس بهش پاداش یعنی کسی که فقیره دلیلش اینه که تلاش کمتری واسه زندگیش می کنه؟
نه یکی هست می بینی خیلی تلاش می کنه ولی خدا همونجوری که خودش می خواد بهش پاداش می ده به اندازه ای که روز یشه بهش می ده و یا کسی که تلاش کمی می کنه ولی پول زیاد در می یاره حالا از هر راهی.
14- آیا به نظر شما زندگی انسان روی کره ی زمین تا زمان نامعینی پیش می ره یا اینکه به پایان می رسه؟
نه تا زمان نامعینی پیش می ره و فکر نکنم به پایان برسه.
قسمت چهارم
1- شما تجربه ی دینی مهمی داشتید ؟ مثلا جایی رفته باشید که از نظر دینی روتون تاثیر گذاشته باشه یا یه فرد خاصی یا اینکه اصلا خودتون متحول شده باشید؟
خیلی شده ولی کوتاه مدت بوده مثلا یه جای زیارتی رفتم یا اینکه دیدم یه نفر نماز می خونه یا قرآن می خونه روم تاثیر گذاشته و شروع کردم به نماز خوندن ولی بعد از یه مدت دوباره از سرم افتاده
2- وقتی درمورد خودتون فکر می کنید چه احساسی دارید؟
احساس پوچی فکر می کنم آینده ای ندارم چون به هیچ کاری مشغول نیستم وبیشتر وقتم داره هدر می ره احساس خوبی ندارم چون بیشتر اون چیزی هستم که دیگران می خوان نه اون چیی که خودم دوست دارم باشم.
3- آیا خودتون رو فرد دین داری می دونید چرا؟
من خدا رو دوست دارم ولی نه نماز می خونم نه حجاب دارم نه هیچی حالا نمی دونم دین دارم یا نه دینم اسلامه.
4- وقتی که شما خدا رو می پرستید چی احساسی دارید؟
خیلی احساس خوبی دارم حس می کنم تو آسمون ها هستم و سبک شدم.
5- آیا به نظر شما نگاه دینی تون درسته چرا؟
نه نگاه دینی من درست نیست چون من خودمو مومن ودین دار نمی دونم و هیچ کدوم از کارهای دین رو انجام نمی دم.
6- گناه از نظر شما چیه و چقدر شما در زندگی احساس گناه می کنید؟
گناه اینه که به اون چیزایی که خدا گفته عمل نکنیم، من خودمو خیلی گناه کار می دونم وهمیشه احساس گناه می کنم.
7- آیا به نظر شما دین واخلاق به هم مربوط می شه یعنی کسی که دین نداره اخلاقش هم از بین می ره؟
نه من اینو قبول ندارم چون خیلی از آدم ها رو دیدم که به قول خودشون دین داره هستند ولی اصلا اخلاق خوبی ندارن و خیلی از کارهاشونو من قبول ندارم و خیلی از آدما اصلا دین دار نیستند ولی کارهاشون خیلی درست تره.
8- چه زمانی شما در زندگی احساس می کنید که دارید رشد می کنید یا با زندگی کش مکش دارید ؟ و تا چه زمانی شما می تونید رشد کنید؟
زمانی که اونجوری زندگی کنم که خودم دوست دارم و دیگه کسی واسم تعیین تکلیف نکنه واختیار زندگیمو خودم داشته باشم و دیگران به چشم یه بچه به من نگاه نکن و بفهمند که منم بزرگ شدم ومی تونم واسه زندگیم تصمیم بگیریم آدم تا آخر عمر می تونه پیشرفت کنه تا وقتی که سالمه و عقلش کار می کنه.
9- به نظر شما ایمان بالغ و رشد یافته چه ایمانیه و شخص مومن باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟
نمی دونم خودمو در حدی نمی دونم که بخوام به این سوال جواب بدم ولی فکر می کنم همین که آدم به یاد خدا باشه کافیه.
تاریخ تولد: 5/1/1332 شغل پدر : پدر نداشتم از 3سالگی ما رو گذاشت رفت شغل مادر: خانه دار بود شغل خودتون: قبلا تو مهدکودک مربی بودم الان خانه دار اهل: افشاریه (طرف قزوین) تحصیلات: تا کلاس 6 قدیم مسکن : شخصی ماشین: بله پراید داریم
2- در مورد بخش های مختلف زندگی مثل کودکی، نوجونی ، جوونی تا الان هر چیزی که به خاطر دارید در مورد شرایط زندگیتون، افراد خانوادتون، وضعیت زندگیتون هر چی به ذهنتون می رسه بگید؟
دوران کودکی ما تهران زندگی می کردیم شرایطمون هم از الان خیلی بهتر بود تو کودکی من نه خواهری داشتم نه برادری نه پدری من بودم ومادرم زیاد نمی تونم بگم توچه خانواده ای زندگی می کردم مادرم می گه وقتی من 3 سالم بوده پدرم گذاشته رفته و من تا چشم باز کردم دیدم نیست و هیچی راجع به پدر نمی دونم چون محبتی ندیدم و فکر می کنم همه ی پدرا بدن الان یکی می گه من پدرمو خیلی دوست دارم تعجب می کنم چون از محبت پدر دختری چیزی نفهمیدم. مشکلات اقتصادی مثل الان نبود هر چند ما تو شرایط سخت بزرگ شدیم ولی از الان خیلی بهتر بود تو دورن نوجوونی هم که ازدواج کردم سن 15 سالگی بودم که واسم خواستگار اومد و ازدوج کردم ولی تا چند سال بچه دار نمی شدم به خاطر همینم خیلی ناراحت بودم ولی بعدش خدا بهم یه پسر داد بچه ی دومم پسر و سومی دختر شد خلاصه زندگی کردیم تا الان که دیگه بچه ها بزرگ شدن و هر کدوم زندگی خودشونو دارن دخترم تازه عقد کرده ، یه پسرم سربازه و اون یکی هم سرکار می ره، خدا روشکر بچه های خوبی هستن.
3- آیا آدم ها با تجربه هایی بودن که تو زندگی شما خیلی مهم بوده باشن؟
تجربه ی خاصی که نبوده ولی عمو حسن یکی از دوستای قدیمی شوهرمه که مثل برادر بزرگتر تو زندگی واسم ارزش داشته یه موقعی یه اشکالی چیزی داشتیم راهنماییمون می کرد یا می خواستیم تصمیم بگیریم از اون کمک می خواستیم همیشه بهمون کمک کرده.
4- در حال حاضر در مورد خودتون چطوری فکر می کنید؟
یه آدم خوب، کاری به کار کسی ندارم، دورو نیستم، دوست ندارم پشت کسی حرف بزنم به کار کسی دخالت کنم روی هم رفته خودمو آدم مثبتی می دونم.
چی باعث می شه زندگی براتون معنی پیدا کنه یعنی چی تو زندگیتون از همه چیز بیشتر براتون ارزش داره؟
الان دیگه فقط بچه ها من که خوشبخت بشن اینا برام با ارزش داره دیگه چیز دیگه ای نیست.
قسمت دوم
1- در حال حاضر رابطه با چه کسانی در زندگیتون اهمیت بیشتری داره براتون ؟ با اعضای خانواده با دوستان، همکاران یا هر افراد خاص دیگه.
با خانوادم با دوست زیاد رابطه ندارم الان همه چیزم شده همین خانوادمو بچه هام
2- در مورد پدرتون که خوب توضیح دادین، در مورد مادرتون از دوران کودکی تا الان چطورفکر می کردین چه ویژگی هایی دارن مادرتون و به چه چیزهایی علاقه دارن؟
مادرم تا دلتون بخواد خوب بود ، زن خوب، فداکار به خاطر من یدونه بچه نه شوهر کرد نه چیزی تا منو بزرگ کرد و شوهر داد برعکس پدرم هر چه مادرم مهربونو فداکار بود پدرم بدجنس . مادرم بیشتر به خیاطی علاقه داشت و به من از همه چیز بیشتر علاقه داشت.
آیا مادرتون متدین بودن؟ بله خیلی اهل نماز و روزه و حجاب بودن حتی دامادش هم تا حالا موها شوند ندبده، خیلی ساده می گشت و خیلی زن ساده ای بود.
3- آیا شخص یا اشخاصی تو زندگیتون بوده که نگاهتون رونبست به زندگی تغییر داده باشه؟
نه خیر اصلا نبوده.
4- آیا شکست ها یا بحران هایی تو زندگیتون بوده که زندگیتون رو تغییر داده باشه؟
نه خوب از وقی ازدواج کردم زندگیم خوب بوده شوهرمم خوب بوه اونطوری نبوده که اذیت کنه، ناراحتی توش نبوده. البته سختی هم تو همه ی زندگی ها هست ولی من خودم آدمی ام که زیاد به مشکلات توجه نمی کنم اصلا بهشون اهمیت نمی دم و مشکل بزرگی هم تا حالا تو زندگیم بیش نیومده خدا روشکر گذری بوده.
5- آیا تو زندگیتون لحظاتی رو تجربه کردی که تو اون لحظات واقعاً احساس لذت کردین و تو اوج بودین؟
بله به دنیا اومدن بچه هام مخصوصاً پسر اولم چون بعد از 10 سال خدا بهم داد و به دنیا اومدن دخترم که آخرین بچه اس چون دختر خیلی دوست داشتم علاقه ی عجیبی به دختر داشتم.
6- محرومیت ها و ممنوعیت ها در زندگی اولیتون کدوم ها بوده و الان این ممنوعیت ها هستند یا خیر؟
بچگی هام مادرم یه ذره سخت گیر بود خونه ی دوست نمی زاشت برم، بیرون نمی زاشت برم چون قدیمی بود دیگه دوست نداشت اصلاً از جلو چشمش برم اون ورتر.
7- آیا شده تجربه هایی تو زندگیتون داشته باشید که این تجربه ها باعث شده باشه مسائلی که براتون ارزش نداشته (بی معنی بوده براتون ارزشمند و با معنا بشه یا تجربه هایی که باعث شده مسائل با ارزش و با معنا براتون بی اهمیت بشه؟
نه نشده اصولاً من نه کاری به کی دارم نه چیزی برام اونقدر مهم نبوده که بعد بخواد اهمیش رو از دست بده.
قسمت سوم
1- ارزش ها و اعتقاداتی که فکر می کنید تو راه بری و پیشبرد زندگیتون اهمیت داره و زندگیتون براساس اونها شکل می گیرد؟ مثلا اخلاق، معنویات، مادیات یا هر چیز دیگه ای.
اول صداقت و روراست بودن تو زندگی مهمه اینکه کسی بهت دروغ نگه وبه کسی دروغ نگی و بعد از اون مادیات هم خیلی مهمه چون درسته که پول خوشبختی نمی یاره ولی بی پولی صددرصد بدبختی می یاره .
2- هدف زندگیتون چیه ؟
هیچی دیگه من الان چه هدفی می تونم داشته باشم جز بزرگ بچه هام و به ثمر رسوندن اونها.
3- آیا به نظر شما اعتقاداتی وجود داره که همه یا اغلب مردم باید اونها رو باور داشته باشن و به اونها عمل کنند؟
بله خوب باید باشه اگر نباشه که نمی شه اون وقت هر کس هر جوری دلش بخواد زندگی می کنه هر کاری دلش بخواد انجام می ده نمی شه همه باید قوانین و مقررات رو اجرا کنند به خدا اعتقاد داشته باشن باعث آزار و اذیت دیگران نشن.
4- آیا تصاویر با مراسم خاصی هستند که برای شما مهم اند یا اشیاعی که مفهوم با ارزشی براتون داشته باشن؟
سفره ی ابوالفضل رو خیلی دوست دارم و بعضی از مراسم های روزه و ختم انعام و اینجور چیزارو.
5- ارزش ها و اعتقادات شما چقدر در زندگیتون مهم هستند و چگونه تو زندگی تون بروز پیدا می کنند؟ مثلا در زمان هایی که تو بحران هستید یا زمان هایی که سرد و راهی قرار گرفتید و می خواهید تصمیم بگیرید یا مواقعی که تو خطر هستید یا هر زمان دیگه ای )
بیشتر تو زمان هایی که مشکل دارم یا یه چیزی می خوام و می بینم هرکاری می کنم نمی شه در اون زمان از خدا می خوم که کمکم کنه.
می تونید یه مثال بزنید؟ مثلا یکبار پسرم تصادف کرده بود و توی بیمارستان بود و من خودم شخصاً هیچ کاری از دستم برنمی یومد که انجام بدم به خاطر همینم واقعاً از ته دل خدا رو صدا کردم و ازش خواستم پسرمو به من برگردونه و خدا درخواست منو بی جواب نذاشت.
7- وقتی که شما تو زندگیتون قراره تصمیم مهمی بگیرید چطوری دست به تصمیم گیری می زنید؟
اگر مربوط به خودم باشه به تنهایی ولی بیشتر اوقات با شوهرم و بچه هام مشورت می کنم و با هم دیگه تصمیم می گیریم.
8- آیا به نظر شما زندگی انسان از قبل تعیین شده و نیروهایی خارج از کنترل انسان روی زندگیش تاثیر دارن؟
به نظر من خودانسانه که می تونه زندگی خودش رو درست کنه، تقدیر هم هست ولی خود آدم هم باید همت داشته باشه و کوشش کنه.
9- وقتی که به شدت نا امید و دلسرد می شوید چی باعث می شه امیدتون رو بدست بیارید و تجدیدش کنید؟
با گذشت زمان دیگه مجبورم فراموشش کنم، یا مثلا پیش خودم می کم شاید اشتباه بوده ، شاید خدا خواسته یا قسمت بوده و به هر حال یه جوری فراموشش می کنم.
مثال می زنید؟ می گم که مشکلی نداشتم که اونقدر بزرگ باشه یا شاید ازنظر من بزرگ نبوده ولی خوب همون چیزایی که تو زندگی همه هست مثل مریضی، بعضی اوقات مشکل مالی بوده ولی خوب خدا روشکر الان دیگه هیچی نیست.
10- وقتی درباره ی آینده فکر می کنید چه چیزی باعث می شه که شما احساس نگرانی بکنید برای خودتون یا کسایی که بهشون عشق می ورزید یا برای جامعه و یا هر چیز دیگه ام.
اولیش مادیات چون با این وضعیتی که داریم پیش می ریم فکر می کنم تا چند سال دیگه مجبوریم از گرسنگی بمیریم، بیشتر نگران آینده ای بچه هام که با این وضعیت چطوری می خوان تشکیل زندگی بدن واقعا سخته امیدوارم فقط خدا کمکشون کنه.
11- مرگ برای شما چه معنایی داره؟ وقتی ما می میریم چی می شیم؟
مرگ یه تقدیر الهی دیگه هر وقت آدم قسمتش باشه باید بره دیگه هیچ کس نمی مونه تو این دنیا بمونه.
ولی بعد از اینکه می میریم نمی دونم چی می شیم که من میگم هر چی هست آدم تو این دنیا می کشه حالا شاید یه دنیای دیگه ای هم باشه ولی من می گم آدم خوبی وبدی رو تو همین دنیا تقاصش رو پس می ده و
می ره .
12- به نظر شما چرا برخی از اشخاص و گروه ها بیش تر از دیگران رنج می برن؟
فکر می کنم به خاطر نداشتن وضع خوب و مادیات باشه یامریضی خیلی ناجور تو خانوادشون دارن ولی در کل از پول نداشتن آدم خیلی عذاب و سختی می کشه.
13- آیا به نظر شما مردم تو جامعه هر کدوم مطابق با تلاششون پاداش می گیرین یعنی کسی که فقیره دلیلش اینه که تلاش کمتری واسه زندگیش می کنه؟
خوب اونم شرط ولی شانس هم هست مثلا یه نفر اصلا زحمت نکشیده ولی خوب از اول توی یه خانواده ی پول دار به دنیااومده ولی بعضی ها هم هستند که واقعاً از نداشتن به همه جا رسیدن و از صفر شروع کردن.
14- آیا به نظر شما زندگی انسان روی کره زمین تا زمان نامعینی پیش می ره یا اینکه به پایان می رسه؟
فکر می کنم ادامه داشته باشه حالا می گن امام زمان ظهور می کنه کوه ها از هم می پاشه و همه چیز از بین
می ره ولی فکر نکنم تموم بشه هر نسلی که می یاد همینا رو می گن ولی هیچ اتفاقی هم نمی یوفته، من فکر
می کنم ادامه داشته باشه.
1- آیا شما تجربه ی دینی مهمی داشتید؟ مثلا جایی رفته باشید برای زیارت یا تو مراسمی شرکت کرده باشید که از نظر دینی روتون تاثیر گذاشته باشه؟
خوب مکان های زیارتی یا هر مراسمی که شرکت می کنم خیلی روم تاثیر می زاره بهم آرامش می ده ولی اینکه بخواد از نظر دینی متحولم کرده باشه نه نشده.
2- شما وقتی درمورد خودتون فکر می کنید چه احساسی دارید؟
احساس می کنم همین که هستم خوبم چون تلاش خودم رو کردم و چیزی که نذاشتم وهمه کاری رو که فکر می کردم باید انجام بدم انجام دادم.
3- آیا خودتون رو فرد دین داری می دونید؟ چرا؟
دین دار نسبت به اونا که انقدر مومن هستند نه که همش نماز بخونم جلسه ی قرآن برم نه ولی تا اونجا که بتونم سعی می کنم یه سری چیزها رو رعایت کنم.
4- آیا شما خدا رو می پرستید؟
بله دیگه همه چیز رو از خدا می خوایم دیگه نمی شه که نپرستیم باید بپرستیم.
وقتی خدا رو می پرستید چه احساسی دارید؟
احساس خوبی دارم احساس می کنم خدا رو دوست دارم و خدا هم منو دوست داره و هرچی می خوام از خدا می خوام.
5- آیا شما احساس می کنید نگاه دینی تون درسته؟ چرا؟
از نظر خودم بله درسته ولی از نظر دیگران نه چون دیگران همه چیز رو تو ظاهر می بینن اگر ظاهر من شبیه آدم های مومن نباشه از نظر اونا کافرم. ولی از نظر خودم هستم چون کارایی رو که خدا گفته نکن رو سعی
می کنم انجام ندم ولی اینکه بخوام خیلی متعصب باشم و ظاهر ساز باشم نه نیستم.
6- گناه از نظر شما چیه؟ و شما چقدر در زندگی احساس گناه می کنید؟
گناه هم همون چیزایی که خدا گفته نکنیم، دزدی کردن، مال مردم خوردن، با مردهای نامحرم دوست شدن اینا همه گناه.
سعی می کنم کمتر گناه کنم ولی اونقدر هم احساس گناه نمی کنم یه وقتا مثلاً چون نماز نمی خونم احساس گناه می کنم ولی معمولی نه خیلی زیاد.
7- آیا به نظر شما دین و اخلاق به هم مربوط می شه یعنی اگر دین نباشه اخلاق هم از بین می ره؟
بله بالاخره آدم از رودنیش اخلاقش رو درست می کنه چون دین به آدم می گه این کار رو بکن او کارو نکن و از رودین آدم روش زندگیشو انتخاب می کنه اگر دین نبود که هر کس هر کاری دلش می خواست انجام می داد.
8- چه وقت شما احساس می کنید در زندگیتون دارید رشد می کنید و چه زمانی احساس می کنید با زندگی کش مکش دارید و دست به گریبان هستید؟
خلاصه می شه تو بچه هام هر وقت اونا پیشرفت می کنن اونا خوشحالن منم احساس خوبی دارم ولی اگر خدای نکرده به عکسش باشه و یه مشکلی داشته باشن منم ناراحتم.
9- ایمان کامل و رشد یافته از نظر شما چه ایمانیه؟ باشخص مومن باید چه ویژگیهایی داشته باشه؟
ایمان کامل ایمانی که به خاطر خدا باشه و شخص مومن شخصیه که مردم آزاری نکنه، دروغ نگه، غیبت نکنه، به قول معروف می گن می بخور منبر بسوزان مردم آزاری نکن من اینو خیلی قبول دارم.
| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 330 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 272 |
چکیده
حکیم نظامی گنجوی به عنوان یکی از ارکان ادب فارسی در تاریخ ادبیات ایران مطرح است. اما در کتابهای ادبی تنها به بیان خصوصیات شعری و همچنین توصیفات، مبالغه، صورخیال و... در اشعار او پرداخته شده و کمتر از عرفان و آرای عرفانی او سخن به میان آمده است. در این رساله سعی شده آرا و آموزههای عرفانی او در حد بضاعت نگارنده مورد بررسی قرار گیرد.
نخستین بابی که برای رسیدن به موضوع اصلی رساله، گشوده شده؛ آشنایی مختصری است با نام و نسب و زندگی و آثار او که به پنج گنج معروف است. نظامی از شاعرانی است که در ضمن اشعار خود به وقایع مهم زندگی مانند ازدواج، فرزندش محمد، فوت پدر، مادر، دایی و همسرش اشاره کرده است. بنابراین در مورد بیشتر حوادث مهم زندگی وی نکات مبهی وجود ندارد.
هرچند نام استادان نظامی از نکات پوشیده و نامعلوم زندگی اوست؛ اما مقام علمی و ادبی او بر کسی پوشیده نیست. او تا حدود سن سی سالگی به دنبال کسب علم و دانش بوده و پس از آن که دقایق و نهانیهای علوم را یکایک بازجسته است؛ گوشهگیری و عزلت را انتخاب نموده و به ریاضت و تربیت نفس همت میگمارد؛ تا این که به معرفت حقیقی میرسد. درباب دوم ضمن این که به بیان این مطالب پرداخته شده، تاثیر سنایی و شاعران دیگر بر نظامی مدنظر قرار گرفته است.
او علاوه بر این که سخت به مایههای عقیدتی شعر سنایی و ناصر خسرو معتقد است؛ به ظرافتهای شعری و اظهار دانش و فضل خود در علوم مختلف و به ویژه علوم ادبی در شعر خویش، اهتمام میورزد. شعر نظامی از نظر درون مایه عقیدتی، دنبالهرو آثار اخلاقی ـ عرفانی سنایی، و سخن حکمی ـ اخلاقی ناصر خسرو و از نظر گرایش به مفاهیم علمی برای خلق مضامین، پیروانوری است.
نظامی در بیان مفاهیم الهیات و به ویژه در مناجات و راز و نیازهایش از تغزل و توصیف استفاده نمیکند. بنا به گفته علامه محمد تقی جعفری گویا این روش از قرن هفتم به بعد رایج شده است.
اما تأثیر نظامی بر شاعران بعد از خود نیز واضح و آشکار است. حتی شاعران بزرگی چون مولوی، سعدی و حافظ از این تأثیر مصون نبودهاند و این مطلب، مقام بلند علمی و ادبی او را مینمایاند.
باب سوم این رساله تأملی بر افکار و عقاید اوست. عدهای براساس برخی از ابیاتش او را شافعی و اشعری میدانند؛ اما اشعار دیگری از او نشان میدهد که وی معتقد به نوعی تقیه در ابراز افکار و عقاید بوده و نمیتوان به طور قاطع راجع به عقاید او اظهار نظر کرد.
نظامی حکیم است و حکیم به حکم حکتمش، سخاوتمندانه و دلسوزانه به هدایت و راهنمایی خلق میپردازد و از طرفی دیگر ادبیات فارسی، ریشه در اندیشه و دیدگاه توحیدی دارد و در این دیدگاه پند و اندرز و احساس مسئولیت در برابر دیگران وظیفه هر انسانی و به ویژه انسان آگاه و خردمند است. بنابراین او که از شجره طوبای بالنده و تنومند اسلام بهره برده و به این سخن گرانبار مولا علی (علیه السلام) «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته»؛ تأسی نموده، خود را مسئول و موظف میداند که به نصیحت دیگران بپردازد. نصایحی که پشتوانهای قرآنی و روایی دارد. گاه ابیات و اشعار او ترجمانی از یک آیه یا روایتی از ائمه معصومین علیهم السلام است. برای بیان پند و اندرزها و بهرهگیری از آنها، در باب چهارم به جایگاه پند و اندرز در ادب فارسی و به ویژه در آثار نظامی پرداخته شده است.
اما در باب پنجم که قسمت اصلی و شالوده این رساله بر آن نهاده شده؛ مباحثی در عرفان نظری و عملی انتخاب شده و ضمن معرفی مختصر آن مبحث، آیاتی از کلام الله مجید و احادیثی از ائمه معصومین علیهم السلام؛ به عنوان سرچشمه و منبع اصلی عرفان ناب و همچنین بیان سخن و یا اشعار فحول عرفان؛ ابیاتی از حکیم نظامی نیز آورده شده است.
مطلبی که یادآوری آن در این قسمت لازم است؛ این که مشخصات دقیق منابع و مآخذ مانند سال و محل نشر و نام انتشارات که در پاورقی به آن اشاره نشده؛ در بخش فهرست منابع و مآخذ آورده شده است. اما نکته بدیهی در این رساله کاستیها و کمبودهای بیشمار آن است که به بضاعت مزجاه نگارنده و گستردگی مباحث باز میگردد؛ بنابراین از اساتید گرانقدر و خوانندگان محترم پذیرفتن عذر تقصیر را خواهانم.
مقدمه
ماندگارترین، دلانگیزترین و زیباترین آثار ادبی جهان همان هایند که با رنگ خدایی شکل گرفتهاند و از درون عارفان برآمدهاند و همین امتیاز ادب فارسی است که به ادبیات و شعر فارسی شخصیتی خاص بخشیده و آن را از برجستهترین و پرجاذبهترین آثار ادبی جهان قرار داده است.
شعر و نثر فارسی به دلیل وجود شاعرانی عارف و حکیم، محل تجلی فطرت کمالجوی آدمی است. انسان سازی و پرورش عقل و دگرگونی حال در جهت رسیدن به کمال، رسالت خطیر شاعران این مرز و بوم است. آنان در اشعار خود سعی نمودهاند فهمی والا درباره «انسان آن چنان که هست.» و «انسان آن چنان که باید.» به دست دهند و راه و روش رسیدن به آن چه که باید بود؛ را نیز ارائه دهند.
شعر و ادب فارسی با عرفان، پیوندی ناگسستنی دارد پیوندی که ریشه در درون، روان و عواطف انسان دارد. اصولاً شعر هنگامی شکل میگیرد که شاعر در درون خود لحظههایی عاطفی را تجربه میکند زمانی که این لحظهها تکرار شود شاعر با تجربههای درونی بسیاری روبهرو میشود و به تدریج در خود این آمادگی را احساس میکند که میتواند این تجربهها و احساسات را به دیگران منتقل کند و عرفان نیز تجربهای درونی و کشف و شهودی باطنی است. این تجربیات اگر در وجود شخصی که درد و داغی نهفته در دل دارد ایجاد شود؛ شعری میسراید ناب و آن چه را در دل دارد، بر زبان آورده و آن چه را که در درون مییابد به بیرون انتقال میدهد.
عرفان علاوه بر این که تجربهای درونی است؛ درد و داغی درونی، تب و تابی باطنی و شور و سوزی فطری است پس طبیعی است که درد و سوز و شور و شوق درونی اگر با زبان دل که زبان شعر است بیان شود اثری جاودانه بگذارد و ارتباطی بسیار نزدیک و تنگاتنگ با خواننده خود برقرار کند.
از این جهت بیشتر عارفان و دلآگاهان برای آشکار کردن و بیان کشف و شهودهای باطنی خویش و دید و دریافت درونی و فوران درد و داغ وجودی خویش از شعر مدد گرفتهاند و آزمونها و تجربیات و نکات عرفانی را به صورت آموزههایی بسیار والا در شعر درآوردهاند و چنین است که چنین میراث گرانقدری در ادب فارسی، مشحون و مالامال از نکات عرفانی در دسترس ما قرار گرفته است.
نکته دیگر اینکه تجربههای عرفانی احساس را اوج میدهد. لطف و صفا و پاکی خاصی به دل میدهد و باعث عروج عاطفه میشود و در یک کلام زمینه را برای صعود دریافت و شکوفایی شعور و شناخت آن چه از حیطه عقل برتر است، فراهم میکند بنابراین طبیعی است که چنین افرادی هنرمندانه حکمت و هنر و عقل و احساس را به تصویر کشند و چنان استادانه مضامین والای عرفانی را در پس کلمات قرار دهند که در ذهن خواننده اعجاز کند.
زبان فارسی جولانگاه هنرنمایی شاعران بزرگی همچون حافظ، مولوی، عطار، سعدی، نظامی و... بوده است. از میان این شاعران، حکیم نظامی که از ارکان مهم ادب فارسی به شمار میآید، نادره حکیمی است که به دلیل فطرت توحیدی و بینش عمیق و معلومات وسیع، اشعاری نغز همراه با آموزههای اخلاقی دارد. کلک هنرآفرین او داستانهایی زیبا را به نظم کشیده که خواننده را شیفته و مجذوب کرده و ضمن جذب و ایجاد علاقه در خواننده نصایح بسیار ارزشمند خود را سخاوتمندانه به همگان تقدیم میدارد.
هنر او نه تنها در روانی کلام و به کارگیری کلمات در موقعیتهای مناسب و سلاست و استحکام به جلوه درآمده که عالیترین معانی و مفاهیم حکمی، عرفانی و اخلاقی را نیز به زیبایی به نظم کشیده است. از هنرنماییهای او همین بس که اشعاری بزمی ترتیب داده و مجالس بزم خود را زیرکانه به رعایت اصول اخلاقی، عفت، حیا و حتی بیان مفاهیم عرفانی آذین بسته است.
چنان که در لیلی و مجنون او میبینیم عشقی پاک، مقدس و الهی را عرضه میکند و در خسرو و شیرین انزجار و نفرت خود را آشکارا و نهانی از لجام گسیختگی و شهوترانی اعلام داشته و جانبداری خود را از فضیلت عفت مرتباً گوشزد میکند و با بیان پرهیزکاری شیرین و ادامه داشتن این پرهیز و رعایت کردن حدود تا زمانی که منجر به ازدواجی سالم شود بسیار زیبا، عفت و پاکدامنی را القا میکند. عناصری که باعث حفظ عفت میشود بر مبنای آن چه از بیانات نظامی بر میآید خداترسی، پرهیزکاری، شرم، حیا، صبر، اعتقاد به حلال و حرام است که آنها را از مؤلفههای سعادت آدمی میداند.
عفت قلم از ویژگیهای شخصیت نظامی است آثار نظامی به جز مخزنالاسرار صحنههای عاشقانه فراوانی دارد. اما هرگز زبان و قلم را به ایجاد صحنههای رکیک سوق نداده است و در چنین مقاطعی مانند ملاقات خسروپرویز با شکر و یا شیرین یا اسکندر با کنیزان و یا حضور بهرامگور در هفت گنبد با کنیزان، از حدود نزاکت و اخلاق خارج نشده است لذا مطالعه اشعار او، نظامی را شاعری عفیف، صبور، با ادب، باگذشت و قانع معرفی میکند که این همه نتیجه حکمت اوست.
نظامی حکیم است و حکیم کسی است که حکمت میداند و حکمت از نظر لغوی دانایی، علم، دانشمندی، عرفان ومعرفت معنا شده است. لفظ حکمت در قرآن کریم در مورد علم دین و حقیقت و گاه در معنی کلام خدا و قرآن به کار رفته است. اما حکمت به هر یک از معانی فوق که در نظر گرفته شود بدون تربیت نفس به دست نمیآید. بنابراین میتوان گفت حکیم نظامی مانند هر حکیم دیگری عارف است و به یاری خدا سعی شده در فصل پنجم این مطلب با آوردن اشعار این شاعر عارف بررسی گردد.
نام و نسب و ولادتگاه نظامی:
حکیم جمالالدین ابومحمد الیاسبن یوسفبن زکیبن مؤید نظامیگنجهای از استادان بزرگ و از ارکان شعر فارسی است. نام و نسب او را در کتب و مآخذ قدیم مشوش نوشتهاند. عوفی او را «الحکیم الکامل نظامیالگنجهای» نوشته وشرحی دیگر از اسم و نسب او نداده است. او خود نام و نسب خویش را در بعضی ابیات آورده و بنابر آن اشارات، نام او الیاس بوده است:
در خطّ نظامی ارنهی گام بینی عدد هزار و یک نام
و الیاس کالف بری زلامش هم با نود و نه است نامش
زاینگونه هزار و یک حصارم با صد کم یک سلیح دارم[1]
(نظامی=1001=اسماءالله. الیاس ـ الف=99=اسماءحسنی، پس وی از یک طرف در حصار اسماءالله و از طرف دیگر در پناه اسماءحسنی و از آفات محفوظ است.)[2]
نام اصلی نظامی چنان که باخر (دکتر ویلهلم باخر آلمانی اولین کسی که به تحقیق در مورد نظامی پرداخته است) نشان میدهد الیاس بوده و کنیهاش ابومحمد و لقبش نظامالدین که نظامی از آن مشتق شده است، میباشد. در مورد لقب نظامی برخی نیز گفتهاند چون پدر اندر پدر حکیم نظامی همگی نظامی و لشکری بودهاند، وی تخلص نظامی را برای خود برگزیده است. در نسخهای لقب نظامی جمالالدین ضبط شده است. در مورد نام شاعر نیز برخی او را محمد و پارهای الیاس و هدایت و احمد نامیدهاند و نیز در نسخههای قدیمی خمسه «ویس» نوشته شده و در چند نسخه خطی و چاپی خمسه «کهویس» و «کاویس» ضبط گردیده است. مرحوم وحید دستگردی در حاشیه لیلی و مجنون میگوید که در بیت:
یارب تو مرا که ویس نامم در عشق محمدی تمامم[3]
منظور شاعر این است که اویسوار عاشقم اما تصریح شاعر به نام خود همان الیاس است.
پدرش یوسفبن زکی مؤید در دورانی که شاعر هنوز جوان بوده در گذشته است:
گرشد پدرم به سنت جد یوسف پسر زکی مؤید
با دور به داوری چه کوشم دور است نه جور چون خروشم؟[4]
او در جایی دیگر در مرگ پدر چنین مینالد:
درین سیلاب غم کز ما پدر مرد پسر چون زنده ماند چون پدر مرد
چو نامد در جهان پاینده چیزی همه ملک جهان نرزد پشیزی[5]
به نظر میرسد بعد از مرگ پدر نظامی، مادرش نیز که از خانواده یکی از اشراف کُرد بوده مدت زیادی زنده نبوده است:
گر مادر من رئیسه کُرد مادر صفتانه پیش من مُرد
از لابهگری که را کنم یاد تا پیش من آردش به فریاد[6]
نظامی برعکس بسیاری از شعرا به مطالب مهمی از زندگی خویش در اشعارش هنرمندانه اشاره کرده است. مانند نام پدر و مادر و مرگ آنها که در بالا اشاره شد و همچنین مرگ دایی خود و راجع به فرزندش محمد و همسرش به نام آفاق و دو زن دیگرش در اشعار خود مطالبی آورده است. در مرگ دایی خود سروده:
گر خواجه عمر که خال من بود خالی شدنش وبال من بود
از تلـــخ گــواری نوالهام در نای گلو شکست نالهام[7]
به عقیده باخر به احتمال زیاد این دایی پس ازمرگ پدر نظامی سرپرستی او را به عهده گرفته است.
نظامی به فرزندش نیز در بیت زیر اشاره دارد:
فرزند محمد نظامی آن بردل من چو جان گرامی[8]
تاریخ ولادت نظامی معلوم نیست. باخر که غالباً اطلاعات خود را به بهترین منبع موجود یعنی به اشارات ضمنی خود شاعر درباره زندگیاش منحصر کرده است؛ سال ولادت او را در سال 535 و در گنجه میداند. محل تولد شاعر را اکثر تذکرهنویسان گنجه دانستهاند اما بعضی از تذکرهنویسان به دلیل ابیاتی از خود شاعر اصل او را از قهستان قم دانستهاند:
چو دُر گرچه در بحر گنجه گمم ولی از قهستان شهر قمم[9]
به تفرشدهی هست «تا» نام او نظامی از آنجا شده نامجو[10]
مورد دیگری که عدهای دلیل عراقیالاصل بودن نظامی میدانند این است که: «او در اشعار خود جای جای به یاد عراق است و به زندگی در گنجه علاقهای ندارد. در حالی که یک کلمه ترکی که زبان مردم گنجه در آن زمان بوده است به کار نبرده، اما کلمات عراقی فراوان است»[11] و اشعار زیر را به عنوان شاهد ذکر میکنند:
بانگ برآورد جهان کای غلام گنجه کدام است و نظامی کدام؟[12]
عراقیوار بانگ از چرخ بگذاشت به آهنگ عراق این بانگ برداشت[13]
من آن بلبلم کز ارم تاختم به باغ تو آرامگه یافتم[14]
«او در اشعارش که حدود پنجاه هزار بیت (سی هزار بیت در خمسه و بیست هزار بیت در دیوان) است؛ کمتر کلمهای به ترکی که زبان رایج آن زمان در گنجه بوده آورده و این علاقه شدید او به نیاکانش بوده است.او گاهی حتی به ترکان تعرض میکند و به نسب بلند خود که ایرانی است افتخار میکند.
ترکی صفتی وفای ما نیست ترکانه سخن سزای ما نیست
آن کز نسب بلند زاید او را سخن بلند باید[15]
تقیالدین کاشی در خلاصهالاشعار و زبدهالافکار ترجمهای از نظامی دارد که شیخ علی نقی کمرهای آن را این گونه تلخیص کرده است: ذکر سلطانالمحققین شیخ نظامی علیهالرحمه اصل وی از ولایت قم است اما مولدش در گنجه واقع شده.[16]
لازم به یادآوری است که در بررسی آثار نظامی به کلماتی ترکی بر میخوریم که در آن ایام متداول بوده و او از آنها در اشعارش استفاده کرده و ادعای بعضی که در پنجاه هزار بیت نظامی حتی یک کلمه ترکی به کار نرفته، نوعی مبالغه به نظر میرسد.
«لطفعلی بیگ آذربیگدلی در مقدمه یوسف و زلیخای خود گفته است:
دگر سرو دیار قم نظامی کزو ملک سخن دارد تمامی
ز خاک تفرش است آن گوهر پاک ولی در گنجه مدفون است در خاک[17]
محمدعلی تبریزی معروف به مدرس در ریحانهالادب فی تراجمالمعروفین میگوید:«نظامیگنجوی مطرزی قمی تفرشی فراهانی کنیهاش ابومحمد و لقبش جمالالدین و نظامالدین. موطن ومدفنش شهر گنجه از بلاد آذربایجان روسیه، شهرتش نظامی و اصلش تفرش قم یا به نوشته بعضی فراهان قم است.»[18]
خانواده نظامی:
نظامی سهبار ازدواج کرده است. اولین ازدواج او با آفاق کنیزی قبچاقی بوده که ملکفخرالدین بهرامشاه به پاس تقدیم مخزنالاسرار به او پیشکش میکند. از او صاحب فرزند پسری به نام محمد میشود. گفتهاند لیلی و مجنون را به خواهش همین فرزند که محمد نام داشت؛ آغاز کرده و در آن کتاب به محمد پندواندرزهایی بسیار زیبا و آموزنده داده است که در فصلهای بعد به آن اشاره میکنیم.
آفاق، اولین همسر نظامی عمر کوتاهی داشته و خیلی زود نظامی را در عزای خود مرثیهخوان کرده است:
به حکم آن که آن کم زندگانی چو گل بر باد شد روز جوانی
دراین افسانه شرط است اشک راندن گلابی تلخ بر شیرین فشاندن
سبک رو چون بت قبچاق من بود گمان افتاد خود کآفاق من بود[19]
پس از مرگ آفاق، نظامی به تنهایی به تعلیم و تربیت یگانه فرزندش همت میگمارد و او را به خدا میسپارد:
چو ترکان گشته سوی کوچ محتاج به ترکی داده رختم را به تاراج
اگر شد ترکم از خرگه نهانی خدایا ترک زادم را تو دانی[20]
نظامی دوبار دیگر ازدواج میکند اما همواره معتقد به داشتن یک همسر است و برای این باور دلیل میآورد:
یکی جفت تنها تو را بس بود که بسیار کس مرد بیکس بود
چو یکرنگ خواهی که باشد پسر چو دل باش یک مادر و یک پدر[21]
او در ضمن ازدواجهای مکرر خود عفت و محجوب بودن خود را نیز حفظ کرده، زیرا هرگز دو زن در کنار هم نداشته و حتی اوضاع و احوال بد روزگار و تربیت نادرست فرزندان را نتیجه بیعفتیها و زیادهخواهیها و عدم توانایی بر امیال و غرایز میداند:
از آن مختلف رنگ شد روزگار که دارد پدر هفت و مادر چهار[22]
مقام ادبی نظامی:
در کتاب تاریخ ادبیات ایران آمده است: «نظامی از شاعرانی است که بیشک باید او را در شمار ارکان شعر فارسی و از استادان مسلم این زبان دانست. وی از آن سخنگویانی است که مانند فردوسی و سعدی توانست به ایجاد یا تکمیل سبک و روش خاصی توفیق یابد.
اگر چه داستان سرایی در زبان فارسی به وسیله نظامی شروع نشده و چنان که دیدهایم از آغاز ادب فارسی سابقه داشته است؛ لیکن تنها شاعری که تا پایان قرن ششم توانست این نوع از شعر یعنی شعر تمثیلی را در زبان فارسی به حد اعلای تکامل برساند، نظامی است. وی در انتخاب الفاظ و کلمات مناسب و ایجاد ترکیبات خاص، تازه و ابداع و اختراع معانی و مضامین نو و دلپسند در هر مورد و تصویر جزئیات و نیروی تخیل و دقت در وصف و ایجاد مناظر رائع و ریزهکاری در توصیف طبیعت و اشخاص و احوال و به کاربردن تشبیهات و استعارات مطبوع و نو در شمار کسانی است که بعد از خود نظیری نیافته است.
عیبی که بر سخن او میگیرند آن است که به خاطر یافتن معانی و مضامین جدید، گاه چنان در اوهام و خیالات غرق شده و یا برای ابداع ترکیبات جدید، گاه چندان با کلمات بازی کرده است که خواننده آثار او باید به زحمت و با اشکال، بعضی از ابیات وی را که اتفاقاً عده آنها کم نیست، درک کند. ضمناً این شاعر بنا بر عادت اهل زمان از آوردن اصطلاحات علمی و لغات و ترکیبات عربی وافر و بسیاری از افکار فلاسفه و اصول و مبانی فلسفه و علوم به هیچ روی کوتاهی نکرده و به همین سبب آثار او حکم دایرهالمعارفی از علوم و اطلاعات مختلف وی گرفته و در بعضی موارد چنان دشوار و پیچیده شده است که جز با شرح و توضیح قابل فهم نیست. لیکن حق در آن است که بگوییم این شاعر سلیمالفطره، دقیقالنظر در عین مبالغه در استفاده از اطلاعات ادبی و علمی خود و یا افراط در تخیل و مبالغه در ایجاد ترکیبات نو، ملاحتی در سخن و لطافتی در بیان و علّوی در معانی دارد که این نقص و نقایصی از آن قبیل را به کلی از نظر خواننده پنهان میسازد.»[23]
جمالالدین ابومحمد الیاس گفته است:«... (او) بنابر عادت اهل زمان از آوردن اصطلاحات علمی و لغات و ترکیبات عربی وافر و بسیاری از اصول و مبانی حکم و عرفان و علوم عقلی به هیچ روی ابا نکرده و به همین سبب و با توجه به دقت فراوانی که در آوردن مضامین و گنجانیدن خیالات باریک خود در اشعار داشته، سخن او گاه بسیار دشوار و پیچیده شده است. با این حال مهارت او در ایراد معانی مطبوع و قدرتش در تنظیم و ترتیب منظومهها و داستانهای خود، باعث شد که آثار او به زودی مورد تقلید قرار بگیرد و این تتبع از قرن هفتم تا روزگار ما ادامه یابد.»[24]
نبوغ او در میان شعرای ایران کمتر رقیب داشته و شخصیتش نیز. او زاهدی متقی و به دور از تعصب و خرافهپرستی بوده است و به قول ادوارد براون ترکیبی است از یک نبوغ عالی و شخصیتی معصوم در حدی که با هیچ کدام از شعرای ایرانی که زندگیشان مورد تحقیقی انتقادی قرار گرفته باشد، قابل قیاس نیست.
همچنان که باخر اشاره میکند نظامی از هدف و وظیفه شاعری تصوری بالاتر از تصورات شعرای بیشمار مداح و درباری از نوع انوری داشته است و چنان که شواهد رسمی و ضمنی نشان میدهد او از مداحی بیزار بود و از دربارها دوری میجست.
نیروی تخیل شگفتآور نظامی در تصویر صحنهها و به کارگیری کلمات و لفظها در کمال زیبایی و آوردن تشبیهات و استعارات قوی فوقالعاده است. نزدیک به پانصد مورد ترکیبات کنایی در آثار نظامی آمده است که قدرت ترکیبسازی و ایجاز و تسلط بر واژگان را نشان میدهد. امتیاز بزرگ نظامی در داستانسرایی اوست و اگر چه پیش از وی این امر سابقه داشته است اما نظامی داستانسرایی را به چنان قله رفیعی رساند که پس از او هیچ کس نتوانست بر آن صعود کند.
مورد دیگری که در شخصیت ادبی او قابل توجه و احترام است این که شعر و شاعری را شغل و وسیله امرار معاش خود قرار نداده و در کنار فعالیتهای ادبی خود شغل دیگری داشته و به این مورد در اشعارش اشاره کرده است:
این چار هزار بیت اکثر شد گفته به چار ماه کمتر
گر شغل دگر حرام بودی در چارده شب تمام بودی[25]
آثار نظامی:
میدانیم که نظامی شاعری پرکار با نبوغی عالی است. اما امتیاز بزرگ نظامی در داستانسرایی اوست. نظامی داستان غنایی را به چنان قله رفیعی رساند که هیچ کس پس از او نتوانست بر آن صعود کند. آثار او که به پنجگنج معروف شد، آن قدر محبوب اهل ادب و شعر شد که بعد از او قرنها رسیدن به آن درجه ومقام و توانایی تقریر چنین آثاری از آرزوهای بزرگ عدهای از شاعران شد. به گونهای که حدود 60 تا 70 اثر، نظیر پنجگنج تصنیف کردند. مشهورترین این شاعران عبارت بودند از: امیرخسرو دهلوی، جامی، وحشیبافقی، سلمان ساوجی و خواجویکرمانی.
ارزشمندترین آثار او پنج منظومه است به نام مخزن الاسرار، خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، هفت پیکر و اسکندرنامه که در اسکندر نامه به آنها اشاره میکند:
سوی مخزن آوردم اول بسیج که سستی نکردم در آن کار هیچ
وزو چرب و شیرینـی انگیختـم بـه شیـرین و خسـرو در آمیختم
و زانجـا سراپرده بیرون زدم در عشـق لیلی و مـجنـون زدم
وزیـن قصـه چون باز پرداختم ســوی هفــت پیـکــر فــرس تاختم[26]
الف) مخزنالاسرار
دکتر صفا دربارة آثار نظامی مینویسد:«مثنوی اول از پنجگنج، مخزنالاسرار مشتمل بر حدود 2260 بیت در بحر سریع که شاعر آن را به نام فخرالدین بهرامشاهبن داوود پادشاه ارزنگان که از متابعان قلج ارسلان پادشاه سلجوقی آسیای صغیر بوده و به سال 622 در گذشته است، نامیده. بنابر آن چه ابنبیبی آورده فخرالدین بهرامشاه در برابر این تحفه پنج هزار دینار و پنج سراستر رهوار، نظامی را جایزه فرمود.
مثنوی مخزنالاسرار در حدود سال 570 هجری ساخته شد و این معنی از بیت ذیل که خطاب به حضرت ختمی مرتبت است، مستفاد میشود:
پانصد و هفتـاد بس ایـامِ خـواب روز بلنـد است بـه مجلس شتاب[27]
این مثنوی که نخستین منظومه شاعر است و آن را اندکی قبل از چهل سالگی خود ساخته است، از امهات مثنویهای فارسی و مشتمل است بر مواعظ و حکم در بیست مقاله.[28]» این دفتر مشتمل بر مواعظ و حکم و از ستایش پروردگار ونعت رسول اکرم و بیست مقاله و همچنین با حکایات تمثیلی است به سبک حدیقه سنایی یا مثنوی مولوی بعد از او.
ب) خسرو و شیرین
مثنوی دوم منظومه خسرو و شیرین است. این منظومه را نظامی به سال 576 به پایان برده و گفته است:
گذشته پانصد و هفتاد و شش سال نـزد بـر خط خـوبان کس چنین فال[29]
«خسرو و شیرین در 6500 بیت به بحر هزج مسدس مقصور و محذوف است و راجع به داستان عشقبازی خسروپرویز با شیرین ساخته و به اتابک شمسالدین محمد جهان پهلوانبن ایلدگز (568ـ581) تقدیم شده و بعد از سال 576 نیز شاعر در آن تجدید نظرهایی میکرده است و علاوه بر جهان پهلوان، نام طغرلبن ارسلان سلجوقی (573ـ590) و قزل ارسلانبن ایلدگز (581ـ587) نیز در آن منظومه آمده است.»[30]
نظامی به مقایسه بین مخزنالاسرار و خسرو و شیرین میپردازد و خسرو و شیرین را در برابر مضامین حکیمانه مخزنالاسرار، هوسی بیش نمیداند.
مــرا چــون مخزنالاسرار گنجـی چـه باید در هوس پیمود رنجی[31]
آنطور که از بعضی ابیات خسرو و شیرین بر میآید هنگامی که نظامی سرگرم سرودن خسرو و شیرین بوده است، همسر خود آفاق را از دست میدهد و این مطلب در ابیات عزاداری فرهاد بر خبر مرگ شیرین به خوبی نمایان است.
جهان خالـی شد از مهتاب و خورشیـد چـمن خالی شد از شمشاد و از بید
چو مرغ عالـم افروز از جهان شد نـه شیرین، کافتاب از من نهان شد[32]
ج) لیلی و مجنون
«مثنوی سوم، منظومه لیلی و مجنون است که نظامی آن را در سال 584 به نام شروانشاه ابوالمظفر اخستانبن منوچهر ساخته است.
آراستـه شـد بـه بهتـریـن حـال در سلـخ رجب بـه ثـی و فی دال
تـاریـخ عیــان کـه داشت بـا خَود هشتـاد و چهـار بعـد پـانصد[33]
لیلی و مجنون را نظامی در چهار هزار وهفتصد بیت و در مدتی اندک (کمتر از چهار ماه) سرود:
ایـن چـار هـزار بیت اکثــر شــد گفته بـه چـار مـاه کمتـر
گــر شغل دگـر حــرام بـودی در چارده شب تمــام بــودی[34]
گویا بعداً نیز در آن تجدید نظرهایی کرده و این کار را در حدود سال 588 به پایان برده است.»[35]
داستان لیلی و مجنون از داستانهای قدیمی اعراب است و عدهای به این داستان اشاراتی دارند. اما به گفته همگان کلام نظامی گوی سبقت از همگان ربوده است.
گفتهاند: «ابوالمظفر شروانشاه اخستان از نظامی خواهش میکند که داستان لیلی و مجنون را از عربی به فارسی بپردازد و بسراید. اما نظامی زیر بار نمیرود تا اینکه فرزندش محمد که در این هنگام چهارده ساله است نیز از او خواهش میکند و باز نظامی از این کار سرباز میزند تا بالاخره اصرار محمد در او کارگر میافتد و چنان در این راه عزم جزم میکند که در مدت کمتر از چهار ماه بیش از چهار هزار بیت میسراید و به کمال و زیبایی، داستانی ملالآور را چنان میآراید که هیچ اندوهی به دل نمیآورد.»[36]
این مثنوی را نظامی در بحر هزج مسدس اخرب مقبوض سروده است.
د) هفتپیکر
«مثنوی دیگر، بهرامنامه یا هفتپیکر یا هفتگنبد است که شاعر به سال 593 به نام علاءالدین کرپ ارسلان پادشاه مراغه در پنج هزار و یکصد و سی وشش بیت ساخته و به وی تقدیم داشته است. این منظومه راجع است به داستان بهرامگور (بهرام پنجم ساسانی 420ـ 438 میلادی) که از قصص معروف دوره ساسانی بوده است. در این منظومه نخست نظامی شرحی از سرگذشت بهرام را در کودکی و جوانی تا وصول به سلطنت و کارهای به نام او آورده و آنگاه به داستان او با هفت دختر از پادشاهان هفت اقلیم اشاره کرده است که برای هر یک گنبدی به رنگی خاص ساخته بود و هر روز از هفته مهمان یکی از آنان بوده و قصهای از هر یک شنیده است. این هفت داستان که نظامی از زبان هفت عروس حصاری آورده، حکایت غریبه دلچسبی است که هر یک منظومه خاصی شمرده میشود. بعد از این داستانها نظامی از پریشانی کار ملک بر اثر غفلت بهرام از کارها و حمله مَلِک چنین به ایران و داستان ظلمهای وزیر و انتباه بهرام و سرگذشت او را تا آنجا میآورد که در دنبال گور به غاری رفت و دیگر بازنگشت.»[37]
این مثنوی در بحر خفیف سالم مخبون مقطوع است که قبل از او سنایی حدیقه را بر این وزن سروده بود. قبل از نظامی، فردوسی این داستان را به نظم درآورده است. البته خود نظامی یادآور میشود که سخنان حکیم طوس را تکرار نکرده است:[38]
آن چه از او نیم گفته بد گفتم گــوهـر نیــم سفتــه را سفتــم
وانچه دیدم که راست بود و درست مــانـدمش هــم بـرقــرار نخـست[39]
هـ) اسکندرنامه
پنجمین مثنوی از پنجگنج، اسکندرنامه است. این کتاب مجموعاً در 10500 بیت و شامل دو قسمت است که نظامی قسمت نخستین را «شرفنامه»و دومین را «اقبالنامه» نامیده است.
نظامی خود درباره شرفنامه چنین گوید:
ازین آشنا رویتر داستـان خنیـده نـبـاشـد بـر راسـتـان
از آن خسـروی میکـه در جـام اوست شــرفنـامـه خـسـروان نـام اوست[40]
و نیمی از داستان اسکندر را در آن گفته و باقی را در نیمه دیگر آورده و درین باب چنین سروده است:
چو شد نیمی از این بنا مهره بست مرا نیمه عالم آمد به دست
دگـر نیمه را گر بود روزگار چنان گـویم از طبع آموزگار
کـه خـواننده را سـر بـرآرد زخـواب بـه رقص آورد ماهیـان را در آب
و در باب اقبالنامه چنین آورده است:
کـنـون بـر بسـاط سخـن گستـری زنــم کــوس اقـبـال اسـکنـدری[41]
«کتاب شرفنامه» را نظامی به نام اتابک اعظم نصرهالدین ابوبکربن محمد جهان پهلوان از اتابکان آذربایجان درآورده و بدو تقدیم کرده است.
نظامی در کتاب شرفنامه آنچه از داستان اسکندر پسر فیلفوس را که فردوسی ناگفته گذاشته بود به رشته نظم درآورد. شرفنامه حاوی داستان اسکندر از ولادت تا فتح ممالک و بازگشت به روم است و در اقبالنامه سخن از علم و حکمت و پیغامبری اسکندر و مجالس او با حکمای بزرگ و انجام زندگانی وی و انجام روزگار حکمایی است که با او مجالست داشتند. شاعر در ترتیت این دو منظومه از مآخذی در باب داستان اسکندر خاصه از اسکندرنامهها با نقل اشتباهات تاریخی آنان استفاده کرده و در همه آنها به اقتضای نظم مطالب تصرفاتی نمود.
نظامی بنابر ابیاتی که در اسکندرنامه میبینیم در نظم این داستان قصد پیروی از فردوسی داشت و در حقیقت کار خود را دنباله کار آن استاد در داستان اسکندر از شاهنامه قرار داد و با آن که در بعضی از موارد خواست به مقابله استاد طوس رود، اما با همه استادی و توانایی خویش نتوانست در آن موارد با آن شاعر چیرهدست زبانآور، همسری کند و عجب در آن است که گاه عیناً فکر یا لفظ راهنمای خود را نقل کرده است.[42]
«از جمله ابتکارات نظامی و اختصاصات اسکندرنامه آن است که در ابتدای هر یک از ابواب شرفنامه دو بیت ساقینامه و چند بیت اندرز ساخته و سپس وارد متن حکایت میشود.
مرحوم وحید دستگردی با اعتقادی خللناپذیر این مثنوی (شرفنامه) نسبتاً ضعیف را از شاهنامه فردوسی برتر میداند که این ادعای مرحوم وحید از علاقه شدید وی به نظامی ناشی شده و با حقیقت وفق ندارد.
او در موقع سرودن اسکندرنامه عمرش به شصتمین مرحله رسیده و ناگزیر شکفتگی و ظرافت و شوخ و شیرینی و شورانگیزی طبعش روی به تنزل نهاده بود و قادر به ساختن مثنویهایی نظیر خسرو و شیرین و لیلی و مجنون و هفتپیکر نمیباشد.
البته درست است که این منظومه با حماسه فردوسی برابری نمیکند اما گاهی ابیات بسیار بلند و مضامین خیلی دقیق در آن دیده میشود.»[43]
البته خود شاعر مدعی است که تازگی سخنش مانند جوانی او همان شور و زیبایی ارزشمند را دارد، میگوید:
بلـی گـر چه شد سال بر من کهن نشد رونق تازگیم از سخـن
هنوز هم کهن سرو دارد نـوی همـان نغز خنگم کند خوشروی
هنوزم بـه پنجاه و هفت از قیـاس صدم در ترازو نهد حق شناس
هنوزم زمانه بـه نیروی بخت دهد دُر به دامان و دیبا به تخت
به شصت آمد اندازه سال من نگشت از خود اندازه حال من[44]
آثار دیگر:
به جز پنجگنج حکیم نظامی اشعار دیگری مانند رباعی و ابیات فرد نیز داشته که از تذکرهها و مجموعهها جمعآوری شده است.
دولتشاه سمرقندی میگوید:«دیوان شیخ نظامی ورای خمسه قریب بیست هزار بیت باشد و غزلیات مطبوع و موشَّحات مصنوع بسیار دارد.»[45]
اما متأسفانه دیوان بیست هزار بیتی نظامی هم اکنون در دسترس نیست. هر چند که باخر با توجه به بیتی از لیلی و مجنون معتقد است که شاعر دیوانش را در همان ایامی که آن شعر را مینوشته، تنظیم کرده است.
«نظامی همچنان که قبلاً گفتهایم غیر از پنجگنج، دیوان قصائد و غزلیاتی هم داشت. عوفی که معاصر شاعر بوده، گفته است جز مثنویات شعر از او کم روایت کردهاند و فقط از یک راوی در نیشابور غزلها و مرثیهای ازو درباره پسر خود شنید که آنها را در لبابالالباب نقل کرده است. لیکن مسلماً نظامی را قصاید متعدد بود که به پیروی از سنایی در وعظ و حکمت سروده است و همچنین غزلهای بسیار ازو روایت کردهاند. مجموع این قصائد و غزلها، دیوانی را پدید آورده بود که بر اثر الحاقات بعدی شماره ابیات آن فزونی یافت. چنان که به قول دولتشاه به بیست هزار بیت میرسید. لیکن بعدها پراکنده شد و اکنون قسمتی از آنها در مجموعهها در دست است که بعضی را مرحوم وحید دستگردی با جدا کردن اشعار منسوب به نظامی در گنجینه گنجوی گرد آورده است.»[46]
مقام علمی نظامی:
یکی از مواردی که درباره نظامی در پرده ابهام است علاوه بر محل تولد و دوران کودکی؛ تحصیلات و معلمین اوست. در تذکرهها نامی از معلم یا معلمین نظامی نیست اما آن چه مسلم است این که نظامی مردی درس خوانده و معلم دیده بوده است و ممکن نیست همه علوم را بدون معلم فرا گرفته باشد. اما معلمین او گمنام بودهاند. او چنان که خود میگوید تن در طلب علم و هنر رنجه داشته و با تحمل رنج و سختی، در علوم و فنون مختلف عصر خود مهارت پیدا کرده است:
به بازی نبردم جهان را به سر که شغلی دگر بود جز خواب و خَور
نخفتم شبی شاد در بستری که نگشادم آن شب زدانش دری[47]
و درجایی دیگر از خود به دلیل داشتن علوم مختلف این گونه تعریف و تمجید میکند:
که دیدهست بر هیچ رنگین گلی زمن عالی آوازتر بلبلی
زهر دانشی دفتر آراسته به هر نکتهای خامهای خواسته
پذیرفته از هر فنی روشنی جداگانه در هر فنی یک فنی[48]
او حکیمی دانا ومنجمی آشنا به سیارات است:
منم دانسته در پرگار عالم به تصریف و به نحو اسرار عالم
همه زیج فلک جدول به جدول به اصطرلاب حکمت کردهام حل
که پرسید از من اسرار فلک را که معلومش نکردم یک به یک را[49]
او در جوانی شاعری حکیم و دانشمندی آگاه بود و فیلسوفی بزرگ. او عقاید فلسفی مهمی را در اشعارش ابراز کرده اما با وجود علم فراوان و حکمت، گاهی دچار حیرت میشود و این تحیر را چنین ابراز میدارد:
مرا حیرت بر آن آورد صدبار که بندم در چنین بتخانه زنار[50]
و چون فردی حکیم است و دانشمند و فرزانه؛ میداند که اگر عنایت الهی به مدد او نیاید با همه علم و آگاهی و قوه تعقل راه به جایی نمیبرد و ممکن است با وجود آن همه معلومات به بیراهه کشیده شود و اگر اکنون باقی و جاوید است و در راه مستقیم، این هدایت که ثمرهاش زندگانی جاوید است از جای دیگری به او هبه شده است:
ولی چون کرد حیرت تیز گامی عنایت بانگ برزد کای نظامی
مشو فتنه بر این بتها که هستند که این بتها نه خود را میپرستند
همه هستند سرگردان چو پرگار پدید آرندة خود را طلبکار
تو نیز آخر هم از دست بلندی چرا بتخانهای را در نبندی
نموداری که از سرتا به ماهی است طلسمی بر سر گنج الهی است[51]
اما در حد علوم معمول و متداول زمان تصوراتی این چنین نیز دارد:
خبرداری که سیاحان افلاک چرا گردند گرد مرکز خاک[52]
نظامی اطلاعات وسیعی در علوم قرآنی دارد و جالب این است که اکثر آیات مورد استفاده نظامی به صورت فارسی سلیس و روشن آمده است. او با وجود آشناییاش به زبان عربی مانند شعرای دیگر چون مولوی، سعدی و حافظ به اشعار عربی نپرداخته است.
او همانطور که از اشعارش بر میآید از کودکی مشغول تحصیل و فراگیری علم بوده است:
چوسال آمد به شش چون سرو میرست رسوم شش جهت را باز میجست
چنان قادر سخن شد در معانی که بحری گشت در گوهرفشانی
چو از باریک بینی موی میسفت به باریکی سخن چون موی میگفت
چو بر ده سالگی افکند بنیاد سر سی سالگان بر باد میداد[53]
پس از رسیدن به سی سالگی و کسب دانش و علوم زمانه گوشهگیری اختیار کرده است. چنان که خود میگوید:
سیگذشت از عمر بر خیز ای نظامی گوشهگیر من نصیحت کردمت باقی تودانیها و هان[54]
او تلاش و کوشش برای کسب علم را شبانهروزی دنبال کرده است و چنان که خود میگوید تن در طلب علم و هنر رنجه داشته و با تحمل رنج و سختی در علوم و فنون مختلف عصر خود مهارت پیدا کرده است.
به بازی نبردم جهان را به سر که شغلی دگر بود جز خوابوخور
نخفتم شبی شاد در بستری که نگشادم آن شب زدانش دری[55]
اما این جد و جهد و سعی و تلاش را برای رسیدن به دقایق و اسرار تا زمانی ادامه میدهد که:
هر چه هست از دقیقههای نجوم با یکایک نهفتههای علوم
خواندم و سرّ هر ورق جستم چون تو را یافتم ورق شستم[56]
و هنگامی که به معرفت حقیقی رسیده و او را مییابد؛ باقی علوم را به کناری نهاده و مستغرق در او میشود.
سبک شعری نظامی
برای یافتن سبک شعری نظامی گنجوی باید علوم ادبی دوره زندگی شاعر و خصوصیات شعری آن ایام مورد مطالعه قرار بگیرد و همچنین برای آشنایی با سیر و سلوک این حکیم بزرگوار باید جریان فکری تصوف و عرفان در قرن ششم بررسی شود. برای آگاهی یافتن از این موارد از جلد دوم کتاب تاریخ ادبیات دکتر صفا استفاده نموده و مطالب را از جای جای قسمت علوم ادبی از صفحه 326 تا 365 به یکدیگر پیوند دادهام.
شعر فارسی در قرن ششم از هر جهت در مراحل کمال و مقرون تنوع و تحول بوده است. در اوایل قرن پنجم و اوایل قرن ششم شعر فارسی هنوز تحت تأثیر سبک دوره اول غزنوی قرار داشت و حتی گاه شاعرانی میکوشیدند که سبک سامانی را احیا کنند.
در اوایل قرن ششم نیز هنوز تتبّع دیوانهای شاعران اوایل قرن پنجم متداول بود. ولی این امر از آوردن طریقههای جدید جلوگیری نمیکرد. این دوره، دوره تغییر سبک گویندگان است و این ابتکار باعث تفاخر شاعران بوده است. شاعران این قرن با دقت فراوان در خیال و اصرار درآوردن مضامین دقیق و باریک در کلام مزین، خو گرفتند.
در این میان روش سنایی در اشعار زاهدانه و عارفانه در قرن ششم مورد تقلید قرار گرفت و شعرا میکوشیدند برای تشبه به این شاعر، قصاید و غزلیات او را تقلید کنند. نظامی نیز در وعظ و اندرز یکی از پیروان سنایی است و میکوشید در قصایدش همان لهجه، همان افکار و همان تعبیرات را تقلید کند. زیرا سنایی نه تنها در غزل و قصیده سبک تازه و شیوه بیسابقه آورده است، بلکه در ایجاد مثنویهای عرفانی و اجتماعی هم موفق شده که مکتب تازهای ایجاد کند و مثنویهای او بعد از وی مورد تقلید قرار بگیرد.
نظامی همچنین در اشعار خود دارای افکار بسیار دقیق و باریک و اصرار فراوان به آوردن مضامین جدید و معانی و ترکیبات بدیع، بیسابقه و ایراد لغات و ترکیبات عربی بسیار است و این عوامل باعث شده که اشعار او بدون دقت دریافته نشود و حتی گاه قطعاتی از کلام او لاینحل بماند.
«ایرادی که بعضی از ناقدان بر کلام خاقانی و نظامی وارد میکنند و برخی از ترکیبات و یا تعبیرات آنان را غلط یا نارسا میپندارند به کلی باطل است. زیرا آنان که با لهجه دری آشنایی یافتهاند؛ میخواهند شعر شعرای آذربایجان را که با لهجه آذری خو گرفته و طبعاً هنگام شاعری مغلوب عادت خود بودهاند؛ از دید یک تن از ایرانیان خراسان یا ماوراءالنهر ببینند و تحلیل و تجزیه کنند. حال آن که برای فهمیدن فکر و سخن نظامی و خاقانی اول باید لهجه آذری قدیم و محیط معنوی آذربایجان آن روز را شناخت و آن گاه درباره اشعار این دو استاد بزرگ اظهار عقیده کرد.»[57]
در نیمه دوم قرن ششم حوزه ادبی عراق (اصفهان، همدان، ری) در ایجاد شیوه خاص در شعر فارسی موثر بود. تکمیل و توسعه مکتب عراق بیشتر به وجود شاعرانی است که بعد از حمله غزان و کساد بازار شعر و ادب در خراسان از آن سامان مهاجرت کردند و به خدمت سلاطین و امرای عراق و آذربایجان درآمدند.
نیمه دوم قرن ششم و اوایل قرن هفتم سبک عمومی شعرا با آن چه در نیمه اول قرن ششم بود؛ تفاوت عمده داشته است. باید بگوییم که سبک شاعران نیمه دوم قرن ششم در قصیده و غزل مقدمه ظهور سبک عراقی در شعر فارسی بوده است.
نظامی مانند سنایی و ناصرخسرو سرگرم وعظ و تحقیق بوده و یا قسمتی از اوقات خود را وقف این کار میداشته است. نظامی از کسانی است که دارای طبعی بلند بوده و سخن خود را ارزان نمیفروخته ودست تکدی نزد این و آن دراز نمیکرده است.
وعظ و حکمت از اواخر قرن چهارم خاصه در شعر کسایی مروزی به مراحلی از کمال رسیده بود؛ اما کمال واقعی آن در قرن پنجم و ششم و هفتم است.
سنایی بزرگترین شاعری است که در اوایل قرن ششم وعظ را در اشعار خود به نهایت کمال و علو مرتبه رسانید. وی معانی حکمی و عرفانی مخلوط به اندرز و نصحیت را با عبارات فصیح و خیالات عالی و تعبیرات کم نظیر خود همراه کرده و در بسیاری از موارد چنان با بیان شیوا و معجزهآسای خود موثر ساخته است که کمتر میتوان قصیدهای از این گونه قصاید او را خواند و بیتأثیر به پایان رساند. او در همان حال که به نکات عرفانی توجه داشته، متمایل به وعظ و نصیحت و راهنماییهای اجتماعی نیز بوده است. مهمترین کسی که در اواخر قرن ششم در این راه توفیقی یافت؛ نظامی در مخزن الاسرار است.
اشعار عاشقانه و غنایی در شعر فارسی از اواسط قرن سوم شروع شد. اما دوره کمال آن (اشعار غنایی) از قرن چهارم آغاز شد که شاعران به سرودن نوع خاصی از شعر که غزل مینامند، پرداختند. نظامی نیز غزلهای خوب و لطیف بسیار دارد که غالباً چاشنی عرفان نیز در آن محسوس است.
داستان سرایی که از آغاز شعر فارسی دری مورد توجه بوده به وسیله نظامی به حد اعلای کمال رسید.
قدرت نظامی در نقل داستانها و مهارت او در وصافی و دقتی که در کلام خود به کاربرده است؛ باعث شد که منظومههای وی مورد توجه و تقلید شاعران بعد از او قرار بگیرد.
نظامی در اسکندر نامه، متروک ماندن داستانهای حماسی را که به دلیل تسلط غلامان قبایل زرد پوست بر ایران ایجاد شده بود؛ جان تازهای بخشید.
سبک گفتار عرفانی
نظامی یکی از شخصیتهای بارز تاریخ معرفت بشری است و حقایق و معارف بسیاری را در عالم علم و دانش در قالب شعر به دیگران آموخته است و با توجه به علم و معرفت و حکمتی که در این شاعر توانا وجود داشته است؛ به یقین، عرفان خود را نیز همانند هنر شاعری، به گونهای خاص در اختیار دیگران قرار داده است. البته روش ارائه حقایق عرفانی او با دیگر شعرا تفاوتهایی دارد.
علامه جعفری میگوید: «نظامی در مناجاتها و به طور کلی در آن ابیات که سخنی از الهیات به میان آورده است؛ از تغزل و توصیف به وسیله مفاهیمی از قبیل می، دلبر، شاهد، خرابات و زیباییهای محسوس استفاده ننموده است. بنابر تحقیق بعضی از صاحبنظران، تغزل در توصیف خداوندی و صفات و افعال آن مقام شامخ و هم چنین مناجاتها و نیایشها با آن مقام ربوبی از قرن هفتم به این طرف رایج شده است. البته رواج این روش در میان عرفا و حکمایی که از مفاهیم و احساسات ادبی بیشتری برخودار بودهاند؛ مشاهده شده است و میگویند پیش از این، از این روش خبری نیست.»[58]
ایشان علت اصلی نیاز به تغزل و توصیفات محسوس را عدم بلوغ مغزی و روانی اکثریت انسانها میداند و معتقد است کسانی که نمیتوانند حقایق معقول را آن چنان که هستند درک و دریافت نمایند، به هیچ روی نمیتوانند مفاهیم و حقایق الهی که مافوق معقولات معمولی است؛ بفهمند. علت عمده رواج تغزل و توصیفات با زیباییهای محسوس درباره امور ماورای طبیعی حتی خداوند، موثر بودن این گونه محسوس گرایی بوده است و مولوی و مغربی و... با کمال صراحت این مطلب را بیان نمودهاند.
مطلب دیگر این که برای ارائه کردن حقایق ماورای طبیعی و مفاهیم الهی قالب تغزلی بسیار نارساست و نمیتواند حق مطلب را ادا کند. به همین دلیل باید برای انتقال این حقایق راه تازهای جست.
آن جامه کز حروف بود تار و پـود آن بــرقــامت رســای نگارم رســا نبـود
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 186 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 95 |
فهرست مطالب
|
چکیده ......................................................................................................................................................... الف |
|
فصل اول: کلیات ................................................................................................................................. 1 |
|
مقدمه ....................................................................................................................................................... 2 |
|
بیان مساله .............................................................................................................................................. 6 |
|
هدف پژوهش ...................................................................................................................................... 7 |
|
اهمیت و ضرورت پژوهش ............................................................................................................... 8 |
|
فرضیههای پژوهش ........................................................................................................................... 11 |
|
متغیرهای پژوهش ............................................................................................................................. 12 |
|
تعاریف عملیاتی: ................................................................................................. 12 فصل دوم: ادبیات وپیشینه پژوهش آموزش و پرورش و تاریخچه آن در ایران .................................................................... 15 اهمیت آموزش و پرورش ............................................................................................................. 18 اهداف آموزش و پرورش ............................................................................................................. 19 مقاطع تحصیلی ................................................................................................................................. 22 مقطع ابتدایی ..................................................................................................................................... 24 اهمیت و ضرورت آموزش و پرورش دوره ابتدایی ....................................................... 25 اهداف دوره ابتدایی ............................................................................................................... 27 ویژگیهای معلم دبستان .............................................................................................................. 28 |
|
تاریخچه جنسیت ........................................................................................................................... 32 الگویابی جنسی .......................................................................................................... 35 هویت ، نقش و تفاوتهای جنسی ........................................................................................... 37 پیشرفت تحصیلی ....................................................................................................... 39عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی ............................................................................................ 40 سایر عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی ................................................................................. 40 انگیزه و اثر آن در پیشرفت تحصیلی ....................................................................... 42معیارهای پیشرفت تحصیلی ...................................................................................... 46آزمون معلم ساخته در مقابل آزمون تجاری ......................................................................... 47 آزمون های پیشرفت در مقابل آزمونهای استعداد ................................................... 48نقش معلم و جنسیت در آموزش و پرورش ............................................................... 48 تاثیر گرمی و صمیمیت معلم در پیشرفت تحصیلی دانش آموز ......................... 50 پیشینه پژوهش.................................................................................................................................. 52 جمع بندی پژوهشها مربوط به معلم مرد در دبستان................................................................ 56 پژوهشهای انجام شده در مورد برتری معلم زن در دبستان.................................................... 61 فصل سوم: روش اجرای پژوهش روش پژوهش ............................................................................................................ 66 ابزار اندازه گیری پژوهش........................................................................................................... 66 روش اجرای پژوهش................................................................................................................... 67
|
|
جامعه آماری پژوهش........................................................................................................................ 67 نمونه آماری و نحوه انتخاب آن ................................................................................. 69 مدل های آماری .......................................................................................................................... 69 فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها توصیف داده ها ......................................................................................................................... 71 استنباط دادهها..................................................................................................... 72 فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری نتیجه گیری کلی .................................................................................................................... 80 نتیجه گیری فرضیه به فرضیه................................................................................................ 84 محدودیت های پژوهش ....................................................................................................... 89 پیشنهادهای پژوهش ............................................................................................................. 90 منابع و مآخذ ........................................................................................................................... 92 |
مقدمه :
برای دست یافتن به نتایج مورد نظر در یادگیری ، تعیین و طبقه بندی اهداف آموزشی از اهمیت ویژه ای برخوردار است . روانشناسان و متخصصان تعلیم و تربیت برای طبقه بندی اهداف آموزشی طرحهای مختلفی ارایه کرده اند . یکی از طبقه بندیهای مشهور در زمنیه اهداف آموزشی ، طبقه بندی بلوم (1965) است . وی اهداف آموزشی را به سه حیطه «شناختی» ، «عاطفی» و «روانی ـ حرکتی» تقسیم میکند . حیطه شناختی شش طبقه دانش ، نگهداری ، کاربستن ، تحلیل یا تجزیه ، ترکیب و ارزشیابی را در بر میگیرد و حیطه عاطفی بیشتر با مقوله های انگیزشی و هیجانی ، نگرش و قدردانی، ارزش دادن و نظایر آن سرو کار دارد . این طبقه بندی می تواند راهنمای تدریس و یادگیری باشد و می توان گفت که شناخت و عاطفه دو عنصر اساسی در یادگیری هستند .
اعتبار و ارزش بسیاری از پژوهشها انجام شده در موقعیتهای یادگیری به بررسی فرآیندهای شناختی در ارتباط با فرآیند انگیزشی دارد . عده زیادی از پژوهشگران فرآیندهای شناختی و انگیزشی دانشآموزان و رابطه آنها را با عملکرد تحصیل را هم به صورت مجزا و هم در ارتباط با یکدیگر مـورد پـژوهش قـرار داده اند . مرتبط کردن پژوهشها انجام شده بر روی انگیزش تحصیلی و مطالعات انجام شده بر روی شناخت دانشآموزان از کارهای مهم و ارزشمند روانشناسی تربیتی است (کرتور و دور کمپر 1985) .
در نظر عامه ، غالب معلمان و حتی برخی بررسی ها تمام مسئولیت شکستهای تحصیلی و در بعضی موارد پیشرفتهای تحصیلی بر عهده خود دانشآموزاست و به استناد داوریهای بدوی اتهام را تنها متوجه هوش یا همت دانشآموزمیکند . لذا سخنانی نظیر : «استعدادش کافی نیست» ، «در حد امکان کوشش نمیکند» ، «باهوش است ولی کار نمیکند» شنیده میشود. پس هوش یا شخصیت کودک بـدون تحلیل و توضیح و بدون آن که ارتباطهای مقابلشان روشن شود و بدون این که پرسشی درباره ریشه هـای عـدم کفایت یا فقدان آنها مطرح شود ، سخت در معرض اتهام قرار میگیرند و این خود شاهـدی بر فقـر آشکار روانشناسی و زندانی بـودن آموزش ها در چنین چاله ای است (توگال ترجمه شجاع رضوی 1380) .
برای برطرف کردن این مشکل باید به مسئولیت خطیر معلمان نیز پرداخته شود ، تعداد کثیری از معلمان آموزش ابتدایی برای تلاش آموزشی خود آماده نشده اند . لذا تجربه ثابت کرده است که صرفنظر برخی از استعدادهای شخصی و موقتی ، آوختن حرف معلمی آهنگی آرام دارد و بیشتر از مطالعات نظری از را سرمشق گرفتن دقیق و توضیحی از کلاسهای رسمی و با مدیریت مطلوب آموخته میشود.
پس استمداد از علم یا دانشی که روش آموزش مناسب را تعیین کند بدون تردید نخستین راه چاره خواهد بود . اما به رغم تلاشهای مقطعی و پراکنده ، این دانش (روانشناسی تربیتی) از دید کثیری از دست اندرکاران پنهان مانده است . واقعیت این است که در مورد بسیاری نکتههـا، روانشناسی تربیتی هنـوز ناگزیر به کنـار هم قـرار دادن نظـریه هـای آموزشی و روانشناسی بـه صورت مجمـوعه های نامنسجمی است که در عمل به دشواری در قلمرو یکدیگر جای میگیرند و مبـادله میشوند (نت 1979) .
معلمان خوب ، خوب به دنیا نمی آیند ، بلکه ساخته میشوند . نمی توان فرض کـردکـه هـرکس می تواند تدریس کند . بر این مهم، به دانش و مهارت وسیعی نیاز است تا آموزش و یادگیری دانشآموز تضمین شود، خود را در اختیار یک پزشک ، وکیل و ... قرار نمی دهیم مگر آن که حداکثر اعتماد را به مهارت او پیدا کنیم . بنابراین نباید تصور کرد که بدون آن که مهارت خود را اثبات کنیم . کودکان به ما اعتماد پیدا خواهند کرد . هیچ کس مایل نیست تحت آموزش معلمی قرار گیرد که فاقد کفایت است .
مـا اغلـب ، دربـاره این که معلمان برجسته چگونه مهارتهای خود را به دست می آورند و کامل میکنند فکر نمی کنیم . البته ، معلمان خوب ، غیر از مهارتهایی که در تدریس دارند از صفات فراوان دیگری نیز برخوردارند . آنها درباره دانشآموزان خود اطلاعات زیادی دارند . از کار با دانشآموزان لذت می برند و درباره موضوع درس خویش مطلع اند و به تدریس علاقه دارند . روانشناسی تربیتی برای این به وجود نیامده است که شما در یک موصوع درسی خاص صاحب تخصص شوید .
حرفه پیچیده و دشوار معلمی احتیاج به هنرمندی و اطلاعات علمی دارد . تدریس هنرمندانه مسلماً با عواطف و ارزشها ، و همان طور که برخی گفته اند با روح معلم خوب آمیخته است . برخی از معلمان چنان در کار خود غرق میشوند که به نقاشان درحالت خلق آثار هنری، شباهت پیدا میکنند . معلمان خوب خلاق هستند و مشکلات خود را با ابداع روشهای تدریس و تدوین مواد آموزشی مناسب حل میکنند . تعلیم و تربیت درمقام علم از روانشناسی ، جامعه شناسی ، مردم شناسی ، عادت شناسی و بسیاری علوم دیگر بهره میگیرد تا موجبات تدریس کارآمد را فراهم سازد. معلمان در فرآیند تدریـس از روش هـای علمـی متعددی مانند تولید فرضیه ، آزمایش فرضیه و مشاهده نتایج استفاده میکنند . در تدریس خوب ، علم و هنر به طور پیچیده در هم تنیده اند .
تدریـس خـوب فقـط ایـن نیسـت کـه توانائی های ذهنی دانشآموزان رشد داده شود (اورتسون و اسمیلای 1987) . معلمان کارآمد می توانند از آغاز کار رابطه خوبی با دانشآموزان خود برقرار سازند . آنها با آزادی و به آسانی با عضای کلاس برخورد میکنند و دانشآموزان ، آنها را معلمانی صمیمی و قابل اعتماد می یابند (راجرز 1983) . آنها به جای رقابت ، بر همکاری که تجارب یادگیری مثبت تری را برای دانشآموزان در بردارد تأکید میکنند به جای محصول یادگیری ، فرآیند یادگیری مورد تأکید آنهاست (جانسون 1988) . هدف کلی و مهم معلمان کارآمد بهبود رابطه بین دانشآموزان و رشد دایمی عزت نقس در ایشان است . معلمان کارآمد رشد خود پنداره را در دانشآموزان خـود درک میکنند و فعالیتهای کلاس را به نحوی سازمان میدهند که موجب شکل گیری خود پنداره مثبت در ایشان شود .
از سوی دیگر علاوه برخود دانشآموزان و معلمان آنها مسایل دیگری هم هست که بر یادگیری تأثیر می گذارد مسایلی که در سالهای اخیر بیشتر بدان پرداخته میشود . مواردی از قبیل نابرابریهای اجتماعی و فرهنگی ، محیط داخلی مدارس ، محیط مدارس ، محیط اجتماعی کودک در آن مشغول یادگیری است و ... که از آن جمله است رابطه ای که کودک و معلم با یکدیگر برقرار می سازند .
پژوهشها مختلفی به بررسی رابطه میان فرآیندهای شناختی و همچنین ارتباط آنها با پیشرفت تحصیلی مبادرت کرده اند . بین درجه بندی که معلمان از آفرینندگی دانشآموزان به عمل آورده اند با همجنس بودن معلم رابطه داشته است (هولند 1959) و پژوهشها دیگری نشان می دهد که معلمان دانشآموزان همجنس خود را بهتر ارزیابی کرده اند ، البته در حیطه عاطفی (کروپلی 1967) . از طرف دیگر به نظر می رسد که فعالیتهای شناختی نظیر تبادل کلامی اطلاعات ، درک مطلب و ... بین دانشآموزان و معلمان همجنس او بهتر صورت میگیرد . از سوی دیگر کودکانی که دارای مشکلات عاطفی و روان شناختی بوده اند ، بهتر توانسته اند در مقابل معلمان همجنس پاسخهای خود را ارایه کنند تا معلمان غیر همجنس .
الف ـ بیان مساله :
موفقیت تحصیلی و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان در طی پژوهشها و پژوهشهای مختلفی که تاکنون صورت گرفته است به عوامل مختلفی چون: رابطه معلم با دانشآموزان ، برنامه درسی ، محتوی ، روش تدریس و از این قبیل نسبت داده شده است . اما در این میان رابطه دانشآموزان با معلم در این پژوهش بیشتر مورد بررسی قرار دارد .
شاید نظریه قدیمی گماردن معلمان زن برای تمامی دانشآموزان مقطع ابتدایی ، امروزه خیلی کاربرد نداشته باشد و این پژوهش در پی یافتن پاسخ به این پرسش است که آیا دانشآموزان پسر مقطع دوم ابتدایی با کدام یک از معلمان مرد یا زن بهتر پیشرفت تحصیلی نشان میدهند و آیا بهتر است که در آینده برنامه درسی این افراد به گونه ای طراحی شود که معلمان همجنس به تدریس بپردازند و یا معلمان غیر همجنس .
هدف پژوهش :
در چند سال اخیر که فکر تجدید نظر در برنامه های تحصیلی و روش اجرای آنها به میان آمد همواره این نکته در مد نظر بود که چه عواملی در مرحله اجرای برنامه های آموزش و پرورش باید وجود داشته باشد تا هدف های نهایی تعلیم و تربیت در تمام جهات به نحو مطلوب تأمین شود .
در جست و جوی این عوامل آن چه بیش از همه جلب توجه میکند وجود معلم بوده است زیرا به هیچ تردید کلیه دستگاههای فرهنگی مصروف بر این است که دو رکن مهم مدرسه یعنی «معلم» و «شاگرد» در شرایط مناسبی در برابر هم قرار گیرند و شاگرد به راهنمایی و همکاری معلم خود به سوی اهداف نهایی تعلیم و تربیت سوق داده شود .
پس در این نکته خلافی نیست که معلم قوی ترین عامل اجرای برنامه است و اوست که می تواند یک برنامه ناتمام و ناقص را برای شاگردان خود جالب و سودمند کند و هم اوست که به سبب بی خبری با عدم علاقه ممکن است بهترین برنامه را به بدترین صورت اجرا کند .
اعتقاد راسخ به این حقیقت راقم این سطور را در کنار مسئولان تربیت قرار داده و بر آن می دارد که هر برنامه ای را با نمونه هایی از روش صحیح تعلیم تربیت مختلف همراه ساخته تا مجریان برنامه را سریع تر آسانتر به هدف مطلوب برسانند . بنابراین هم در محیط های آموزشی و تربیتی (به خصوص کودکستان و مدرسه) آموزگاران و مربیان این کلاسهای مهم تربیتی باید افراد لایق و شایسته باشند تا امر تربیت و تعلیم بدون هیچ مشکلی و به نحو مطلوب تحقق یابد . از آن جا که نقش و تأثیر مثبت زن در امور تعلیم و تربیت به خصوص در مقطع کودکستان و دبستان روشن میشود .
بنابراین ضروری میکند که این موجود فرشته خو که جلوه ای از جمال و جلال خداوند و مایع آسایش و آرامش جامعه کوچک (خانواده) و جامعه بزرگ مدرسه را فراهم میکند در جایگاه خود گمارده و مسئولیت تعلیم و تربیت در مقطع دبستان (ابتدایی) بیشتر به دوش بکشد درواقع مسئولان باید سعی کنند از وجود این موجود فرشته خو و بی ادعا که امور تعلیم و تربیت را با جان دل پذیر است . بیشتر در مقطع ابتدایی استفاده کنند تا جامعه انسانی به سوی تعالی و تکامل و سعادتمندی هر چه بیشتر نزدیک تر شود .
هدف از بررسی حاضر شناسایی تأثیر جنسیت معلمان بر روی پیشرفت تحصیلی دانشآموزان پسر دوم ابتدایی است تا با نتایج به دست آمده راهکارهای اجرایی برای گسترش و یا عدم توسعه حضور یکی از دو جنس برای تدریس پسران ارایه داد .
اهمیت و ضرورت پژوهش :
اگر بخواهیم اهمیت ضرورت پژوهش را دریابیم لازم است به اهمیت تعلیم و تربیت اشاره کنیم . در این جهت کافی است روز اول مهر را در نظر بگیریم که آن روز چگونه چهره شهر عوض میشود و در شهر غوغایی برپا میشود همه خانواده ها در تلاش هستند که اولین روز مدرسه فرزندشان سر وقت در مدرسه حاضر شود . چه بسیار پدران و مادرانی که امروز برای اولین بار فرزند خود را به مدرسه می فرستند و چشم نگران امروز و فردا و آینده او هستند .
شاید اندک باشند کسانی که به امر آموزش و پرورش بی توجه اند ، و اکثریت قریب به اتفاق پدرها و مادرها ، بر خود فرض و واجب می دانند که فرزندشان حتماً به مدرسه رفته و تحصیلات متوسطه را تا آن جا که امکانات و توانایی وجود دارد بخواند تا برای خود چیزی شود و از قبل این خیری نیز به جامعه خود برساند .
امروز چه بسیار پدر و مادرانی هستند که از دهان خود زده ، تا فرزند بیاموزد و چگونه ادب و آداب آموخته و راه و رسم زندگی را فراگرفته ، گرمی و سردی چشیده و خلاصه مرد زندگی شود . و در راه تعالی و تکامل گامهای مثبتی بردارد و اگر انسان در جهت تکامل گام بردارد و در جایگاه خود (یعنی مدار انسانیت) قرار بگیرد ، زمانی است که سعادت کل جامعه تأمین میشود و به خصوص این که آن زمان همه هستی به کمال رسیده است .
چون که در جهان بینی اسلامی انسان مقام بسیار بالایی دارد . نماینده خدا بر زمین ، مسجود فرشتگان و گل سرسبد عالم خلقت است .
اینها همه به خاطر استعداهایی است که خداوند در درون انسان به ودیعت نهاده اگر در حیات او شکوفا شود از فرشته بالاتر خواهد بود .
شکوفایی استعدادها تنها در سایه تعلیم و تربیت صحیح میسر است و اصولاً برای تربیت تعریفی بهتر از شکوفا کردن استعدادهای درونی نیست و از این جا معلوم میشود نقش تربیت و نهادهای تربیتی و مربی در زندگی انسان ها چه حد مهم است و در این خصوص زن جایگاه ویژه ای دارد . (ناصر مکارم ، بهمن ماه 1370) .
تربیت و آموزش و پرورش اگر به معنی واقعی خود اعمال شود در دوران کودکی و با دلبستگی و اخلاص و ایمان همراه باشد بدون شک در تعالی و تکامل روحی و جسمی و اجتماعی انسان مؤثر خواهد بود . به خصوص این که مسایل و مطالب آموزشی و تربیتی با علوم عصر تطبیق داده شود و با اصول مبانی تربیت اسلامی همراه باشد بدون شک این شیوه در دل و جان تربیت شونده مؤثر خواهد بود و او را به تعالی و تکامل و سعادت ابدی خواهد رسانید . اولیاء و مربیان و نهادهای آموزشی باید به این نکته توجه داشته باشند تا امر تربیت و تعلیم بدون هیچ مشکلی به نحو مطلوب تحقق یابد . و در این جهت هماهنگی بین عوامل متعدد تربیت و تعلیم که غالباً از خانواده آغاز شده، یعنی نیازهای عاطفی کودک را خانواده تأمین میکند . مدرسه و محیط های آموزشی به امور علمی و فرهنگی اهمیت میدهند و محیط های اجتماعی دیگر نیازهای اجتماعی را تأمین میکند هر یک از این عوامل برای خود راه خاصی را طی میکند .
اگر بین برنامه های تربیتی و قوانین طبیعت و نیازهای فطری کودک از یک سو و بین عوامل مختلف مانند خانواده و مدرسه و محیط اجتماعی از سوی دیگر هماهنگی باشد هیچ مشکلی در مسیر تربیت پیش نخواهد آمد و این نکته را زنان بیشتر در می یابند . از آن جا که برای دانشآموزمقطع ابتدایی دور بودن از محیط خانه و خانواده تا حدودی غیر قابل تحمل است و خلاء زیـادی را حـس میکند ، گماردن زنان در مقطع ابتدایی این خلاء را پر میکند و محیط خشک مدرسه را تبدیل به محیط گرم خانوادگی میکند و انگیزه آموزشی را در دانشآموزان بیشتر میکند و به علاوه این که در بهداشت و سلامتی جسم و جان دانشآموزان نقش مؤثر ایفا میکند و امنیت روانی را در مدرسه حاکم میکند در نتیجه تأثیر مثبت حاصله از این به جامعه تزریق میشود و جامعه به سوی سعادت رهنمون میشود. بنابراین پی بردن به این نکته که نقش زنان در پیشرفت جامعه چقدر است ، مشت نمونه خروار است ، و نتیجه بررسی های این پژوهش ، این حقیقت را روشن میکند و این مساله از اهمیت بالائی برخوردار است .
فرضیه های پژوهش :
الف : فرضیه اصلی :
بین پیشرفت تحصیلی دانشآموز پسر مقطع دوم ابتدایی دارای معلم مرد با پیشرفت تحصیلی دانشآموز پسر مقطع دوم ابتدایی دارای معلم زن درجامعه آماری تفاوت معنی داری وجود دارد .
ب : فرضیه های فرعی :
1ـ بین پیشرفت تحصیلی دانشآموزان پسر مقطع دوم ابتدایی دارای معلم مرد در درس املا و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان پسر مقطع دوم ابتدایی دارای معلم زن در همان درس درجامعه آماری تفاوت معنی داری وجود دارد .
2ـ بین پیشرفت تحصیلی دانشآموزان پسر مقطع دوم ابتدایی دارای معلم مرد در درس ریاضی و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان پسر مقطع دوم ابتدایی دارای معلم زن در همان درس درجامعه آماری تفاوت معنی داری وجود دارد.
3ـ بین پیشرفت تحصیلی دانشآموزان پسر مقطع دوم ابتدایی دارای معلم مرد در درس جمله نویسی و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان پسر مقطع دوم ابتدایی دارای معلم زن در همان درس درجامعه آماری تفاوت معنی داری وجود دارد.
متغیرهای پژوهش :
ب : متغیر وابسته :
پیشرفت تحصیلی
پ : متغیر کنترل :
مقطع تحصیلی دانشآموزان (ابتدایی)
تعاریف عملیاتی:
1ـ پیشرفت تحصیلی :
منظور از پیشرفت تحصیلی در این پژوهش نمرات تحصیلی (معدل کل و نمرات درس به تفکیک) دانشآموزان است که در صورت بالا بودن از 17 آن را برجسته تلقی کرده بین 14 تا 17 را متوسط و کمتر از 14 ، ضعیف ارزیابی میشود .
2ـ مقطع ابتدایی :
مقطع ابتدایی در نظام آموزش و پرورش مقطعی است که بالاتر از کودکستان و پائین تر از راهنمایی قرار دارد و جایی است که در آن نوشتن و خواندن به کودک می آموزند و هدف این مقطع در کنار تعلیم و تربیت آماده کردن اطفال برای زندگی است . به نحوی که قوای بدنی و روحی و دماغی طفل به طور کامل برای زندگی پرورش یابد .
3ـ دانشآموز:
دراین پژوهش دانشآموزکسی است که در مدارس ابتدایی دولتی سطح شهر تهران در سال تحصیلی 83 ـ 82 مشغول به تحصیل بوده است .
4- معلم :
در این پژوهش کسی است که در سال تحصیلی 83 ـ 82 با ابلاغ رسمی آموزش و پرورش در جامعه آماری در مقطع ابتدایی مشغول به تدریس بوده است .
| دسته بندی | مکانیک |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 9312 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 206 |
فهرست :
معرفی کلی
روش کاری سیستم های CNC
بخش های اصلی CNC
اجزای کنترل موقعیت و سرعت دستگاه CNC و سیستم های کنترلی
کنترل های مورد استفاده
تجهیزات الکتریکی
حافظه
اجزای مکانیکی
برنامه نویسی
کالیبراسیون
| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 3080 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 230 |
فصل اول: 1- تصویرگری ادبیات روایی بر روی سفالینه ها (دوره سلجوقی تا پایان عصر تیموری)
بخش اول: 1-1- ویژگی های ادبیات روایی ایران
1-1-1- گونه های مختلف ادبیات ایرانی....................................................................
1-1-2- داستانی..........................................................................................................
1-1-3- پیدایش شعر روایی در زبان فارسی عصر اسلامی.........................................
1-1-4- زمینه های فردی و اجتماعی شعر غنایی.......................................................
1-1-5- عمده شکل های شعر غنایی فارسی..............................................................
1-1-6- داستان در ادب کلاسیک فارسی....................................................................
1-1-7- ادبیات در دوره ی (سامانیان- غزنویان- سلجوقیان- ایلخانیان و تیموری)...
1-1-8- بنیان های روایت..........................................................................................
بخش دوم: 1-2- تصویرگری متون روایی در نگارگری ایران...............................
1-2-1- تاثیر سبک مانوی بر اولین تصویرگری کتب اسلامی.................................
1-2-2- نگارگری دوران (سلجوقی- ایلخانی- تیموری).......................................
1-2-3- معیارهای ترکیب بندی در نگارگری..........................................................
1-2-4- تحولات تدریجی ترسیم انسان در نقاشی ایران.........................................
بخش سوم: 1-3- مضامین بکار گرفته شده در سفالینه های ایران.......................
1-3-1- تاثیر مضامین ادبی ساسانی بر سفال اوایل اسلام........................................
1-3-2- منع تصویرگری و حضور خط در تزیین سفالینه های اسلامی...................
1-3-3- مضامین سفالینه های اسلامی....................................................................
1-3-4- سفالینه های اسلامی از جهت تکنیک لعاب زنی و نقش زنی..................
1-3-5- مضامین سفالینه ی عهد ایلخانی و تیموری..........................................
بخش چهارم: 1-4- مقایسه نقوش روایی در نگاره ها و ظروف سفالی............
1-4-1- ویژگی صفحه آرایی نگاره ها و سفالینه ها (از جهت نوشتاری- تصویرگری)
1-4-2- ظروف سفالی با مضمون تصویر و نوشته...................................................
1-4-3- مقایسه ی نگارگری و سفالگری از جهت چگونگی نقش زنی.....................
1-4-4- همنشینی نقوش تزیینی با خوشنویسی........................................................
1-4-5- تاثیر نگاره های ادبی بر تصویرگری سفالینه ها..........................................
1-4-6- عناصر تصویری مشترک بین نگاره ها و سفالینه ها........................................
1-4-7- وضوح اشعار و جلوه ی آن در تصویرسازی نگاره ها و سفالینه ها............
فصل دوم: 2- ویژگی نقاشی سفالینه های عصر سلجوقی....................................
بخش اول: 2-1- لعابهای دوره سلجوقی.................................................................
2-1-1- ویژگی لعاب زرین فام و ارتباط آن با فراورده های سفالی سلجوقی...........
2-1-2- سفال زرین فام.............................................................................................
2-1-3- ویژگی تصویری و نوشتاری سبک ری.......................................................
2-1-4- سفال زرین فام کاشان..................................................................................
2-1-5- شهرهای ساخت سفال زرین فام (گرگان، ساوه).........................................
بخش دوم: 2-2- ویژگی نقاشی سفالینه های عصر ایلخانی................................
2-2-1- سفالینه ی دوره مغول و ایلخانی در سده های هفتم و هشتم ه. ق..............
2-2-2- کاشیکاری دوره ایلخانان مغول....................................................................
2-2-3- وضعیت سفالگری در دوره ایلخانی............................................................
2-2-4- محتوای تصویری سفالینه های ایلخانی.......................................................
بخش سوم: 2-3- ویژگی نقاشی سفالینه های عصر تیموری..................................
2-3-1- وضعیت سفالگری تیموری.........................................................................
2-3-2- سفالگری تیموری و تاثیرپذیری از چین....................................................
2-3-3- تکنیک ها و طرح های عهد تیموری...........................................................
فصل سوم: 3- ارتباط مضامین ادبی- روایی با نقوش سفالینه های عصر سلجوقی- ایلخانی- تیموری...........................................................................................................
بخش اول: 3-1- ارتباط مضامین ادبی روایی با نقوش سفالینه های عصر سلجوقی.....
3-1-1- ظروف مینایی و ارتباط نگاره های مکتوب با آثار سفالی این سبک.................
3-1-2- نقوش ظروف مینایی دوره ی سلجوقی.......................................................
3-1-3- کاربرد نقوش بر روی ظروف سفالی............................................................
بخش دوم: 3-2- بررسی نقوش نوشتاری- تصویری زرین فام ((اعم از کاشی و سفال) دوره ایلخانی- تیموری)
3-2-1- سه سبک عمده ی نقاشی زرین فام..............................................................
3-2-2- عدم ارتباط متن و تصویر در آثار زرین فام سده ی 7 ه.ق...........................
3-2-3- اشعار کاشی های زرین فام ایلخانی...............................................................
3-2-4- بررسی کاشی بناهای مذهبی و غیرمذهبی (کاخ ها).....................................
3-2-5- کاشیکاران دوره ی ایلخانی.............................................................................
3-2-6- کاشی های زرین فام ایلخانی با مضمون عاشقانه و تصویر زوج عشاق...........
3-2-7- عدم تطابق تصویر و اشعار روی کاشی های زرین فام سده ی 8 ه.ق............
3-2-8- تجلی شاهنامه بر کاشی های سده ی 7 و 8 ه.ق..............................................
3-2-9- شناخت نقشی از شاهنامه اسب سوار و باز(شاهین).......................................
3-2-10- عناصر چینی- ایرانی بر کاشی های تخت سلیمان........................................
3-2-11- تطابق اشعار با کاربرد ظرف.........................................................................
3-2-12- اشعار، چگونه در اختیار کاشیکار قرار می گرفت؟.......................................
3-2-13- اهمیت اشعار روی کاشی و ظروف در تصحیح متون ادبی..........................
3-2-14- نقاشی روی ظروف سفالین لعابدار..............................................................
بخش سوم: 3-3- بررسی وجوه اشتراک نقوش سفالینه ها و نگاره های مکتوب (با معرفی چند نمونه)......................................................................................
3-3-1- شباهت های نقوش نگارگری با سفالگری دوره ی سلجوقی...............................
3-3-2- بررسی و مقایسه ی نقش کاشی با مضمون بیژن در چاه با نگاره ی آن..............
3-3-3- بررسی و مقایسه ی نقش سفالینه با مضمون ضحاک ماردوش با نگاره ی آن.....
3-3-4- بررسی و مقایسه ی نقش سفالینه با مضمون ایرج و برادران با نگاره ی آن........
3-3-5- بررسی و مقایسه ی نقش سفالینه با مضمون خسرو و شیرین با نگاره ی آن.......
3-3-6- بررسی و مقایسه ی نقش سفالینه با مضمون بهرام و آزاده با نگاره ی آن...........
3-3-7- بررسی نقش فتنه و گوساله..................................................................................
پیشگفتار:
توجه و علاقه ی اینجانب به این موضوع زمانی آغاز شد که می بایست برای پایان نامه ی دوره ی کارشناسی موضوعی را انتخاب می کردم ؛ برخلاف برخی دانشجویان و جو حاکم در بعضی دانشگاهها، توجه من معطوف به هنر ایران شد ؛ آنطور که منابع نشان می دهد راجع به هنر غرب از جانب مؤلفانشان به قدر کفایت کتب بیشماری تألیف شده است ؛ البته شایان توجه است که برخی مؤلفان غربی نیز در پی تحقیق و تفحص بر هنر ایران برآمدند ، ولی هنر ما را آنگونه که شایسته ی نام ایران است معرفی نکرده اند ؛ با همه این اوصاف ناگفته های بسیاری در بین تألیفات هنری بالاخص وجود داشت که مرا ترغیب کرد به هنر ایران علی الخصوص رشته تخصصی ام که سفال و سرامیک بود ، بپردازم ؛ در بین نقوش سفالینه ها اثری از فرهنگ و تمدن عظیم ایرانی را می توان یافت. شایسته بنظر می رسد یک هنرمند متعهد اولاً به محیط اطراف خود نظر داشته ، هنر مملکت خویش را بشناسد اطلاعاتی از جامعه ، فرهنگ و تمدن خود کسب کند ؛ پس از شناخت لازم و کافی به دوردست ها بنگرد ؛ و هنر و انعکاس آن را بر دیگران بشناساند . بعد از آن به هنر دیگر ملل بپردازد . نظر شخصی اینجانب این است که باید تأثیرات هنر اسلامی - ایرانی در این تحقیقات مدّ نظر قرار گیرد . وجود آثار و رؤیت آنها مرا برآن داشت که به پیوند ادبیات و سفال توجه نشان دهم و چون ادبیات نماینده فرهنگ ایرانی است و تقریباً هنرمندانی دچار از خود بیگانگی فرهنگی شده اند، موضوع رساله ی خویش را تاثیر ادبیات بر سفال دوره ی اسلامی انتخاب نمودم تا ثابت کنم هنر ایران غنی و سرشار از مضامین آموزنده است. بعد از تهیه و تکمیل رساله با وجود زحمات زیادی که برای جمع آوری و تهیه ی مطالب کشیده بودم ؛ احساس کردم ناگفته هایی درباره ی این موضوع باقی مانده و آنطور که باید حق مطلب ادا نشده است ؛ و در حد یک پروژه ی کارشناسی بصورت خام و نا پخته به این موضوع پرداخته ام سپس تصمیم گرفتم بگونه ی تخصصی تر به این موضوع در حیطه ای تقریباً مجزا اما مرتبط بپردازم ؛ نگاهی به چند نمونه اثر سفالی مشابه مرا بفکر واداشت که چرا هنرمند این نقوش را مصور کرده است ؟ ظاهر نقوش نشان می داد باید جزیان و داستانی در آن نهفته باشد به عنوان مثال داستان بهرام و آزاده چندین بار توسط هنرمندان دوره های مختلف بر سفال و نگاره ها اجرا شده است. ویژگی تصویری ظروف فوق مرا بر آن داشت که به بررسی موضوعی و محتوایی این داستان بپردازم . با مقایسه ای که بین آثار سفالی و نگاره ها ترتیب دادم ؛ دریافتم هنرمندان به ادبیات و اشعار شاعران بسیار توجه داشته اند . و گویی نوعی تبادل اطلاعات و همکاری بین هنرمندان و نگارگران وجود داشه است . و هر دو گروه از چشمه ی پر فیض ادبیات و اشعار ، جهت نقش زنی بر آثار بهره گرفته اند . در شروع پژوهش هایم با راهنمایی ارزشمند جناب دکتر شیرازی متوجه شدم باید برای شروع تحقیق مجموعه ای از کتب تاریخی ، ادبی ، نگارگری و سفال مطالعه شود .و راهنمایی های بجا و مناسب آقای رجبی در بیان تقسیم بندی فصول ، مسیر راه را برایم روشن تر نمود . با راهنمایی این عزیزان می بایست به تاریخ ادبیات ایران مراجعه، و مجموعه ای از اشعار و انواع ادبی ایران را مطالعه می کردم . زیرا در حاشیه ی کاشی ها و ظروف، اشعار خوشنویسی شده ی شاعران بزرگ و ناشناس بسیار وجود داشت و در این ارتباط خطوطی که مورد استفاده واقع شده بود مرا ملزم می داشت تا به منابع خوشنویسی و انواع خطوط نیز رجوع کنم ؛ بدلیل پیوستگی ادبیات و نگارگری و تشابه نقوش نگاره ها با سفالینه ها ، نگاره های ادوار مختلف و تأثیرات آنها نیز مورد بررسی قرار گرفت و در آخر مقایسه ی نهایی و موشکافانه ی نقوش سفالینه ها و نگاره ها مدّ نظر قرار گرفت . در مسیر جمع آوری مطالب مشکلات عدیده ای همچون کمبود منابع که متناسب با موضوع باشد ، راهم را دشوار می نمود . در جمع آوری تصاویر نیز بدلیل سیاه و سفید و بی کیفیت بودن برخی نگاره ها متأسفانه برخی تصاویر از کیفیت مطلوب برخوردار نبود و تلاش اینجانب در جمع آوری برخی تصاویر با کیفیت مثمر ثمرواقع نشد. متأسفانه هنرمندانی که در تألیف کتب مربوط به فن سفال گری کتاب هایی را به طبع رسانده اند ؛ با وجود کثرت تألیفات سرامیکی و سفالی ، باز هم جای خالی برخی مضامین که مرتبط با سفال باشد در بین کتب حس می شود . هرکدام از این بزرگواران اگر حرفی از نقوش به میان آورده اند صرفاً مربوط به مضامین ادبی می شده است ، و فقط در حد بسیار محدودی به این نکته اذعان داشته اند که : " ادبیات و اشعار شاعران مختلف چون فردوسی و ... بر آثار سفالی به کثرت قابل رؤیت است " و از ذکر نمونه ای با این عنوان اجتناب نموده اند ؛ اگر هم تصویری می آمد متأسفانه فاقد هرگونه توضیح کارشناسانه بود . البته در اندک مواردی مانند کتاب سفال اسلامی خلیلی ، بذکر یک مورد بطور تخصصی پرداخته شده بود و در برخی کتابهای قدیمی و یا مقالات جدید متأسفانه با اطلاعات نادرستی مواجه شدم که با وجود منابع قابل استناد و صحیح در رساله ی حاضر ، به این موارد اشاره نموده ام . تلاشهای آقای قوچانی در تألیفات و مقالاتی که ارائه داده اند را در ارتباط با موضوع رساله نمی توان نادیده گرفت ، بخصوص کتاب " کاشی های تخت سلیمان " ایشان در پیشرفت روند کار بسیار مفید واقع شد . اینجانب تلاش نمودم تا با گردآوری این مطالب در این رساله بطور تخصصی و کاملاً ویژه به محتوای ادبی آثار سفالی بپردازم باید این نکته را عرض کنم که جای خالی این موضوع ( بررسی نقوش روایت گری بر سفالینه ها و کاشی ها در بین کتب سفالی خالی است . ) با اینکه در جمع آوری مطالب و تدوین این رساله ، مطمئناً کاستی هایی وجود دارد، وتک تک اطلاعات و نوشته های این رساله با عشق و علاقه از کتب مختلف و مقالات گوناگون جمع آوری شده است ، و در برخی موارد که نگارنده حس کرده می تواند به درک مطلب کمک کند سعی نموده همراه با سند مطالبی را بر آن بیفزاید . ان شاء ا... خدای مهربان مرا یاری دهد تا بتوانم، با استواری قدمی هرچند کوچک در راه خدمت به هم میهنانم بردارم . در آخر از همه عزیزانی که مرا در گردآوری این رساله یاری رسانده اند از جمله جناب آقای رجبی ، استاد راهنمای بزرگوارم و جناب آقای دکتر شیرازی، استاد مشاور و استاد روش تحقیق که مرا بطور تخصصی تر با دنیای پژوهش آشنا نمود، و خانواده و همسرم که مرا در این امر، لحظه ای تنها نگذاشتند ، سپاسگزارم .
مقدمه:
سفالگری از دیرینه هنرهایی است که بشر جهت رساندن پیام و احساس درونی خویش به آن پرداخته است. این هنر تجلی گاه باورها و اعتقادات بشر است. نقوشی که بر سفالینه ها نقش می بندد بخشی از این جهان بینی را بر آیندگان آشکار می نماید. آثار به جای مانده از ادوار مختلف نشان از سلیقه و ذوق مردم آن روزگار دارد، سفالگری که از دستاوردهای بزرگ تمدن اسلامی است؛ با ورود اسلام ویژگی هایی را کسب نمود؛ در دوران اسلامی به علت حمایت سلاطین و حکام و حتی عامه ی مردم درمی یابیم سفالگری، هنر- صنعتی است که تحت اختیار قشرهای مختلف بوده است و همه بر مبنای نیاز خود از آن مستفیذ شده اند. با منع اسلام مبنی بر تحریم کاربرد طلا و نقره؛ این هنرمندان سفالگر بودند که با ایجاد لعابهای درخشان و گیرا جای ظرفهای طلا و نقره را در خانه های اقشار مردم پر نمودند؛ اسلام که با تصویرگری انسان مخالف بود هنرمند را بر آن داشت که از چشمه ذوق و استعداد خود استفاده نماید. به این ترتیب هنرمند مسلمان از خلاقیت خویش جهت تصویرگری سفالینه ها بهره برد؛ ابتدا از نقوش ادوار قبل از اسلام به طور محدود در نقش زنی بهره گرفت. بعدها خود به طراحی نقوش ساده و تجریدی انسانی- گیاهی- حیوانی و ساخت سفالینه با لعبهای گوناگون همت گمارد. و استفاده از خط و خوشنویسی به دلیل اهمیت و سفارش اسلام در راس تزیینات قرار گرفت. و به مرور زمان اشعار شاعران بزرگ، جهت ترویج فرهنگ ایرانی به کار گرفته شد. در این رساله همانگونه که از عنوان آن پیداست برای بررسی نقوش به پژوهش در چهار هنر رجوع شده است.هنرهای مدنظر (سفالگری- نگارگری- خوشنویسی- ادبیات(اشعار شاعران) می باشد. در خلال مطالب با نمونه آثار بجا مانده؛ در می یابیم هنرمندان به طور مستقیم و غیرمستقیم، از یکدیگر تاثیراتی گرفته اند؛ به عنوان مثال ارتباط مضمونی و حتی تصویری مشترکی بین برخی آثار سفالی و نقوش مندرج در نگاره ها احساس می شود؛ و در هر دو هنر اشعار توسط عنصر فعال خوشنویسی، گرداگرد ظروف و نگاره ها را دربرگررفته اند. با همه ی این شباهت ها برخی تفاوت ها نیز احساس می شود. از جمله این تفاوت ها می توان چکیده نگاری را مختص هنر سفالگری دانست و تفضیل گرایی در ا�
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 497 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 143 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول : کلیات پژوهش
1-1 مقدمه .................................
1-2 بیان مسئله ............................
1-3 ضرورت و اهمیت پژوهش ...................
1-4 هدف پژوهش .............................
1-5 فرضیات پژوهش ..........................
1-6 تعاریف نظری و عملیاتی مفاهیم و اصطلاحات
فصل دوم : پیشینه پژوهش
2-1 قسمت اول ( هیجانها) ...................
2-2 کرکردهای هیجانی .......................
2-3 نظم هیجانی ............................
2-4 هوش هیجانی ............................
2-5 ابراز گری هیجانی ......................
2-6 تفاوتهای فردی در ابراز گری هیجانی .....
2-7 نقش فرهنگ و قواننین در نمایش ابراز گری هیجانی
2-7 تفاوتهای جنسی در ابراز گری هیجانی .....
2-9 سبکهای ابراز هیجان و خصوصیات شخصیتی ..
2-10 ابراز گری هیجانی و کارکرد اجتماعی ....
2-11 تنیدگی تجارب آسیب زا ، روشهای مقابله و ابرازگری هیجانی ...........................................
2-12 اهمیت ابراز و افشای آسیب هیجانی در سلامت
2-13 کنترل هیجانی .........................
2-14 کنترل خوش خیم ........................
2-15 کنترل پرخاشگری .......................
2-16 بازداری هیجانی .......................
2-17 نشخوار ...............................
2-18 آکلسی تیمیا ..........................
2-19 دوسوگرایی در ابزار گرایی هیجانی ......
2-20 دوسوگرایی در ابزار گری هیجانی و سلامت روانی
2-21 دو سوگرایی درابراز گری هیجانی و عملکرد اجتماعی
2-22 دوسوگرایی در ابراز گری هیجانی و سالمت جسمانی
2-23 خود پندره ............................
2-24 ویژگی های افراد دارای خود پنداره مثبت و منفی
2-25 عوامل موثر در شکل گیری خود پنداره ...
2-26 مفهوم خود پنداره .....................
2-27 اجزاء خود پنداره ....................
2-28 انواع خود پنداره .....................
2-29 تعاریف مختلف درباره خود پنداره .......
2-30 رشد خویشتن پنداری ....................
2-31 سلسله مراتب خویشتن پنداری.............
2-32 الگوهای رشد خویشتن پنداری ............
2-33 خود پنداری های جسمانی و روانی ........
2-34 ثبات خویشتن پنداری ...................
2-35 اثرات خود پنداره بر رفتار ...........
2-36 چگونگی تشکیل خود پنداره ..............
2-37 تعریف مفهوم و تکامل خود از دیدگاه راجرز
2-38 فرار .................................
2-39 انواع فرار ...........................
2-40 ویژگی های افراد فراری ................
2-41 علل و انگیزه فرار ....................
2-42 نمونه تحقیقات انجام شده ..............
2-43 نتیجه گیری ...........................
فصل سوم : روش پژوهش
3-1 طرح پژوهش .............................
3-2 جامعه آماری پژوهش......................
3-3 گروه نمونه و شیوه انتخاب آن ...........
3-4 ابزار و مقیاس های پژوهش ..............
3-5 شیوه جمع آوری اطلاعات ..................
3-6 روش تجزیه و تحلیل داده های آماری ......
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده های آماری
4-1 مقدمه .................................
4-2 تحلیل توصیفی ..........................
4-3 تحلیل استنباطی ........................
فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهاد ها ........
5-1 بحث بر اساس یافته های یافته های تحقیق
5-2 نتیجه گیری ............................
5-3 پیشنهادها .............................
5-4 محدودیت ها ............................
ضمائم و پیوست ها ..........................
منابع
فصل اول
کلیات
١– ١- مقدمه :
یکی از مسائل و معضلات مهم اجتماعی،فرهنگی که هم اکنون جامعه ما با آن دست به گریبان است موضوع دختران فراری است ( معظمی،١٣٨٢ ). معضل گریز دختران از خانه و خانواده مشکلات عدیده ای را برای آنها،خانواده ها و جامعه ایجاد کرده است،هر چند پسران نیز به نسبت دختران و شاید بیشتر از آنان از خانه می گریزند،اما فرار دختران به علت قرار گرفتن آنان در حالت و وضعیت خطرناک در خانواده در بین مسولان و صاحبنظران و افکار عمومی حساسیت و واکنش شدیدی را ایجاد می کند. پرداختن به مبحث آسیب های اجتماعی به ویژه در خصوص دختران و زنان آسیب دیده بهره گیری از نگرشی را می طلبد که توانایی شناسایی تار و پود ناسازگاریهای اجتماعی را داشته باشد. پدیده فرار دختران از منزل یک معلول چند علتی است که ریشه های آن را می توان در فقر اقتصادی،طلاق یا جدایی عاطفی والدین،اعتیاد،دوستان ناباب و ... جستجو کرد. فرار دختران از خانه در حقیقت نوعی واکنش به شرایط نامساعد و تنیدگی زای درون خانه می باشد. به طور کلی تنیدگی جزء زندگی آدمی و غیر قابل اجتناب است در عین حال که مقدار کمی از تنیدگی می تواند مفید باشد و در فرد ایجاد انگیزه کند،تنیدگی زیاد می تواند پیامد های ناگواری را به دنبال داشته باشد.همانطورکه اشاره شدیکی از ریشه های فرار می تواند تنیدگی بیش از حد برای یک نوجوان باشد ولی ارزیابی فرد از تنیدگی و نحوه مقابله با آن بسیار مفید است. انسانها از نظر نحوه کنترل و تحمل مشکلات با هم متفاوتند،عوامل تنیدگی زا و شیوه های مقابله با آنها در سراسر زندگی مهم است اما دوره نوجوانی که یکی از مراحل مهم زندگی است با عوامل تنیدگی زای فراوانی همراه است ( بازیاری میمندی،١٣٨١ ) و احتمال بیشتری دارد که به طو منفی تحت تأثیر هیجان ها قرار گیرند،زیرا آنها هیجان خواهی بیشتری را نست به نوجوانان غیر فراری در سطوح گسترده زندگیشان متحمل می شود. بیشتر آنها با دست زدن به فعالیت هایی که افراد کم هیجان خواه جرٲت انجام دادن آنها را ندارند دیگران را متحیر می کنند.
و هیجان های خود را بی پرده ابراز می کنند،در روابط خود با دیگران جسور هستند،ناهمرنگ با جماعت هستند و خطرپذیری و ریسک پذیری بالایی دارند،آنها قتل از قراردادهایی اجتماعی و نیازها و نگرشهای دیگران عمل می کنند مسئله مهم در این برقراری رابطه فکری عاطفی با نوجوانان است و آن نیز در گروه آشنایی با اسرار و رموزی است که اگر پدر و مادر،مربی با این اسرار و رموز آشنا نباشد
نمی تواند به عالم نوجوانان راه پیدا کنند و پیوند فکری و روحی با او برقرار کنند و اگر خانواده نتواند این وظیفه را به درستی انجام دهد فرزندان از حوزه جاذبه خانواده خارج می شوند و در معرض جذب عوامل محیطی قرار می گیرند و به سادگی راه انحراف را پیش می کشاند ( سادات،١٣٨٣).
همچنین خانواده به عنوان مرکز اولیه و اصل تربیتی و یادگیری و پایگاه مهم عاطفی و ایمنی و حمایتی نقش ریشه ای تری دارد،این خانواده است که می تواند با تصدیق های بجا و به موقع از همان دوران کودکی و ادامه آن تا دوره نوجوانی باعث شکل گیری خودپنداره مثبت در آنها شود و خودپنداره فرد تعیین کننده،اهداف انتخابی،چگونگی ارزیابی او از پیشرفت در رسیدن به این اهداف و تأثیر موفقیت و شکست بر رفتار هدفمند اوست. فروید (١٩١٥) معتقد است که منع وسرکوبی هیجان همواره مستلزم صرف انرژی است.رویکرد کار کردی -اجتماعی،هیجانات را به عنوان یک مرکزسازمان یافته ونیروی برانگیزاننده ای که شالوده شخصیت را تشکیل می دهد در نظر می گیرد و بررسی می کند. هیجانات،فرایندها پردازشهای شناختی و تمایلات عملی را از طریق شکل دهی تعاملات اجتماعی و براساس روشهای سیستماتیک ، شکل می دهند بنابراین تفاوتهای فردی در تمایلات وگرایشهای هیجانی که به نظر می رسد در همان اوایل رشد وجود دارد،باید با ساختارهای شناختی، گرایشات و تمایلات فردی و سبکهای بین فردی که خصوصیات شخصیتی را تعریف می کند ،ارتباطی داشته باشد .
طبق تعریف بنیس١1(١٩٨٣) والدین یکی از مهمترین منابع شکل گیری تصویر خود و احساس ارزش به خود می باشد،کودکانی که طرد می شوند،احساس بی ارزشی می کنند و تصویر و پنداره هر فرد از خود وابسته به تصویری است که دیگران از او داشته اند.
بررسی حاضر در پی مقایسه سبکهای ابراز هیجان و خودپنداره در دختران فراری و غیر فراری می باشد و هر فرد مجموعه ای از سبکهای ابراز هیجان و خودپنداره متفاوت از دیگری را دارد که به متخصصان در تعیین نوع آسیب شناسی کمک می کند و امکان پیش بینی فرایند درمانگری را بر اساس تغییرات سبکهای ابراز هیجان فراهم می آورد.
1-2 بیان مسئله :
پدیده فرار دختران از منزل که در طی سالهای اخیر در جامعه رو به فزونی نهاده یکی از مقوله های آسیب اجتماعی است که مهار آن به مدیریت قوی اجتماعی و حضور مداخله جویانه در روند آسیب های اجتماعی نیازمند است ( بازیابی میمندی،١٣٨١ ).
سازمان مرکزی بهداشت و خدمات انسانی١ 1( HHS ) واژه فراری را به صورت زیر تعریف می کند : زمانی به یک جوان فراری گفته می شود که او ( دختر یا پسر ) از خانه بدون اجازه والدینش یا قیم قانونی خارج شده و از خانه یا محل اقامت قانونی خود شبانه و بدون اجازه غایب باشد
( اسپرینگر،٢٠٠١).
Hبرخی از مؤلفان معتقدند که بی خانمان ها در نتیجه شیوه زندگی خود دچار آسیبهای روانی
می شوند و برخی دیگر معتقدند بیماری روانی باعث بی خانمانی و فرار می گردد. در واقع بیماری روانی به طریق مختلف با بی خانمانی و فرار تعامل دارد. در بررسی وضعیت روانی - اجتماعی افراد بی خانمان دو مقوله از اختلالات را می توان مشاهده کرد: مشکلات مربوط به درونی سازی و مشکلات مربوط به سازگاری. مشکلات مربوط به درونی سازی در این افراد به مشکلات هیجانی یا درونی سازی همچون اضطراب، احساس گناه، احساس بی ارزشی،تنهایی،تنفر از خود و افسردگی اشاره دارد. ( اردلان،١٣٨٢).
واندرپیلوگ و اسچولت (١٩٩٧) در دیدگاه خود تحت عنوان تئوری رانده شدن عنوان می کنند که فرار و بی خانمانی فرایندهایی هستند که در طول زمان رخ می دهند و به تدریج نوجوان را به سمت فرار سوق می دهند. خانواده در این مورد نقش اساسی دارد چرا که از یک سو واجد تضاد، درگیری،کودک آزاری،پرخاشگری و کشمکش است و از سوی دیگر در آن از حمایت احساسی، اجتماعی و امنیت روانی برخوردار نیستند. در مورد پرورش کودکان نیز ابعاد دلبستگی بین والدین و فرزندان و مشاهده رفتار والدین توسط کودکان نیز حائز اهمیت است. هر یک ازاین ابعاد دارای دو قطب است،بعددلبستگی احساسی بین والدین وفرزندان دارای قطب های پذیرش و طرد و بعد الگوی رفتاری نیز دارای دو قطب کنترل و خودمداری می باشد.
شارلین و موربراک (١٩٩٢) در پژوهش های خود به رویکرد انگیزشی موثر در فرار اشاره می کنند. در رویکرد انگیزشی هومر (١٩٧٣) بر اساس تحقیقی که بر روی ٢٠ دختر فراری در یک مرکز درمانی انجام داد کاربرد این دیدگاه را در زمینه فرار دختران مطرح نموده و آنها را به دو گروه کلی تقسیم کرد : الف - فرار از : مثل فرار از مشکلات خانوادگی یا مدرسه و ب - فراربه : مثل فرار برای دستیابی به روابط رمانتیک و گشت و گذر کردن و ... .
به این ترتیب این مطالعه به دنبال مقایسه سبکهای ابراز هیجان و خودپنداره در دختران فرار و غیر فراری بوده است و در صدد پاسخ به سئوالهای زیر می باشد :
سبکهای ابراز هیجان مورد استفاده دختران فراری چه تفاوتی با دختران غیر فراری دارد؟
خود پنداره دختران فراری چه تفاوتی با دختران غیر فراری دارد؟
1-3 ضرورت و اهمیت پژوهش
نوجوانی یکی از مهمترین و حساس ترین دوران زندگی انسان به شمار می رود.دختران در دوره نوجوانی در مقایسه با پسران تنیدگی بیشتری را حس می کنندو در مقابله با این تنیدگی ها معمولا"به صورت هیجان محور پاسخ می دهند.یکی از آسان ترین راههای هیجان مدارانه برای مواجهه با تنش ها فرار است (معظمی،١۳۸٠).فرار دختران فرایند یک مکانیسم روانی و ذهنی در نوجوانان است که برای رسیدن به یک امنیت درونی و رهایی از سلطه والدین،زندگی خانه بدوشی را برمی گزینند .
پدیده فرار دختران از منزل که در سالهای اخیر در جامعه رو به فزونی نهاده ،یکی از مقوله های آسیب اجتماعی است که مهار آن به مدیریت قوی اجتماعی و حضور مداخله جویانه در روند آسیب های اجتماعی نیازمند است .پرداختن به مبحثهای آسیب های اجتماعی به ویژه در خصوص دختران و زنان آسیب دیده بهره گیری از نگرشی را می طلبد که توانایی شناسایی تارو پود ناسازگاریهای اجتماعی را داشته باشد .علل پدید آیی آسیب های اجتماعی را با مطالعه و بررسی می توان تشخیص داد.جامعه شناسان بیشتر از آنکه روی مسائل روانی و فردی در زمینه آسیب های اجتماعی تأکید کنند،عوامل اجتماعی را مدنظر قرار داده و معتقدنداگر محیطهای اجتماعی سالم و بالنده بوجود آید می توان مصونیت و پیشگیری قابل ملاحظه ای را در کاهش آسیبهای اجتماعی بوجود آوردولی در کنار این عوامل،ویژگیهای شخصیتی و انگیزه فردی نیز در ایجاد این معضل نقش بسیار مهمی بازی
می کند(بازیاری،میمندی،١۳۸٠).
متأسفانه در سالهای اخیر،فرارنوجوانان از منزل رو به افزایش است.این پدیده اگرچه در نگاه اول یک اقدام فردی است،اما نتایج وپیامدهای مرتبط با آن منجر به یک پدیده اجتماعی می گردد(حمیدی،١۳۸٠).
باتوجه به افزایش آمار فرار دختران در ایران،نیاز مبرمی به تحقیق و بررسی روی این پدیده و تلاش در جهت شناسایی و رفع علل مؤثر در آن احساس می شود .شکی نیست که در بروز فرار عوامل مختلفی مؤثر بوده و هر محققی از زاویه و منظر خاصی به بررسی و علت یابی آن پرداخته است.با توجه به تحقیقات گذشته ضرورت بررسی نقش سبکهای ابراز هیجان و خود پنداره در فرار دختران از خانه اجتناب ناپذیر است.
1-4 - اهداف پژوهش
هدف کلی از پژوهش حاضر ، مشخص کردن وجودییا عدم وجود رابطه بین سبکهای ابراز هیجان و خود پنداره ی دختران آسیب دیده اجتماعی و دختران عادی و نیز مقایسه این دو گروه با یکدیگر است.اهداف خاص این تحقیق عبارت اند از :
١- مشخص کردن تفاوت بین ابراز گری هیجانی دختران آسیب دیده اجتماعی و و دختران عادی ؛
٢- مشخص کردن تفاوت بین کنترل هیجانی دختران آسیب دیده اجتماعی و دختران عادی ؛
٣- مشخص کردن تفاوت بین دوسو گرایی درابراز گری
هیجانی دختران آسیب دیده اجتماعی و دختران عادی ؛
٤- مشخص کردن تفاوت بین خود پنداره دختران آسیب دیده ی اجتماعی و دختران عادی؛
1-5 - فرضیات پژوهش
١- بین ابرازگری هیجانی دختران آسیب دیده اجتماعی و دختران عادی تفاوت وجود دارد.
٢- بین کنترل هیجانی دختران آسیب دیده اجتماعی و دختران عادی تفاوت وجود دارد.
٣- بین دوسو گرایی در ابرازگری هیجانی دختران آسیب دیده اجتماعی و دختران عادی تفاوت وجود دارد.
۴- بین خود پنداره دختران آسیب دیده اجتماعی و دختران عادی تفاوت وجود دارد .
1-6- تعاریف نظری و عملیاتی متغیرهای پژوهش
١ – ۶ – ١ - تعریف فرار :
سازمان مرکزی بهداشت و خدمات انسانی (HHS) واژه فراری را به صورت زیر تعریف می کند : " زمانی به یک دختر جوان فراری گفته می شود که او (دختر یا پسر) از خانه بدون اجازه والدینش یا قیم قانونی خود شبانه و بدون اجازه غایب باشد (اسپرینگر،٢٠٠١). فرار به معنی دور شدن از منزل به مدت ٢٤ ساعت یا بیشتر است که بدون اطلاع والدین و یا بر خلاف میل آنها می باشد.( شارلین ،موربراک ، ١٩٩٢ ).
١ – ۶ –۲- تعریف ابرازگری هیجانی 1
به نمایش بیرونی هیجان بدون توجه به ارزش مثبت یا منفی یا روش (چهره ای کلامی و حالات بدنی) اطلاق می شود.
١– ۶ – ۳ - تعریف عملیاتی ابرازگری هیجانی
در این پژوهش،ابرازگری هیجانی نمره ای است که آزمودنی از طریق پرسشنامه ابرازگری هیجانی
( EEQ ) کینگ وامونز(١٩٩٠)کسب می کند و شامل ابرازگری هیجانی در سه بعد ابراز هیجان مثبت،ابراز صمیمیت و ابراز هیجان منفی است .
١– ۶ –۴ - تعریف اصطلاحی کنترل هیجانی 1
گرایش به بازداری در ابراز پاسخهای هیجانی است .
١– ۶ – ۵ - تعریف عملیاتی کنترل هیجانی
در این پژوهش ،کنترل هیجانی نمره ای است که آزمودنی از طریق پرسشنامه کنترل هیجانی(ECQ) راجر و نجاریان) ١٩٨٩ ( کسب می کند و شامل باز داری هیجانی،تمایل به بازداری و سرکوب هیجان تجربه شد ه، مرورذهنی،تکرار رویدادهای هیجانی ناراحت کننده ، کنترل پرخاشگری وکنترل خوش خیم وکنترل تکانه های آشفته کننده درطی انجام کارمی باشد.
١- ۶ –۶ - تعریف اصطلاحی دو سو گرایی در ابراز گری هیجانی
تمایل به ابرازهیجان،ولی قادرنبودن،ابرازهیجان،بدون تمایل واقعی ویاابراز کردن وبعداًپشیمان شدن راشامل می شود .
١– ۶ –۷- تعریف عملیاتی دوسوگرایی در ابرازگری هیجانی
پرسشنامه دو سوگرایی در ابرازگری هیجانی (AEQ) (کینگ وامونز،١٩٩٠). کسب می کند.
١ – ۶ –۸- تعریف اصطلاحی خود پنداره 1
خود پنداره عبارت است از تصور و پنداری که فرد درباره ی کل وجود خود دارد. این تصوروپندارتمام ابعاد جسمانی،ذهنی،اجتماعی،عاطفی اخلاقی را شامل می شود (به نقل از شفیع آبادی١٣٧٠)
١– ۶ –۹- تعریف عملیاتی خود پنداره
درپژوهش حاضرنمره ای که فرد ازمقیاس مفهوم خود پنداره( پیرز- هریس) بدست می آورد ارزیابی می شود .
فصل دوم
گستره نظری و پیشینه پژوهش
٢- ١- هیجان ها
تعریف هیجان : در خاستگاه اولیه ،فلاسفه تلاش نمودند که هیجان ها را به طور مجزا تعریف کنند، که با موفقیت های کمی همراه بود،تقریبا ١٥٠ نظریه وجود دارد که منشاً،شدت،ماهیت و هدف هیجان ها را مد نظر قرار می دهند(استرونگمن١، ١٩٩٦ ).( به نقل از باومن ،٢٠٠١ ). علی رغم این همه گمانه زنی ،برخی از هیجانات شناخته شده نیستند و هیچ تعریف درستی وجود ندارد که قادر باشد بین آنچه هیجان است و آنچه هیجان نیست، تمیز قائل شود . اگر چه نوشته های علمی معمولا از نامگذاری هیجان های ویژه اجتناب می کنند، ولی درمورد وجود داشتن برخی از هیجان های اولیه توافق دارند،به عنوان مثال هیجان های ترس،غم،خشم و لذت که درپستانداران موجوداست و اهمیت ویژه ای در حفظ سلامت آنها دارد. ( باومن ٢،٢٠٠١).
کلین گینا ٣(١٩٨١)؛به نقل از فرانکفن٤،(١٩٩٤)هیجان را نتیجه تعادل عوامل درونی عوامل محیطی و فرایند های عصبی / هورمونی می دانند و معتقدند که هجان ها : الف) با تجارب عاطفی مانند احساس لذت یا عدم لذت همراهند . ب)تفسیرهای شناختی وا می دارند . ج) باعث به کار افتادن برخی تغییرات درونی مانند افزایش خون می شوند . د) رفتارهایی را فرا می خوانند که اغلب ابرازگر انطباق و جهت گیری شده،به سوی هدف هستند، هیجان ها به وسیله افکار،رفتارو فیزیولوژی می پذیرند و بر آنها اثر می گذارند ، برخی از هیجان ها مثبت و خوشایند هستند،مانندشادی و عاطفه و برخی از هیجان ها منفی هستند مانند خشم واسترس . (سارافینو١،١٩٩٤).
٢ - ٢ - کار کردهای هیجانی:
کارکردهای هیجان بسیار با اهمیت هستند به اعتقاد آلکمن ۲(١٩٨٤) کارکردهای اصلی هیجان شامل ارزیابی مداوم از محرک درونی و بیرونی بر حسب ارتباطشان با جاندار و آمادگی برای واکنش های رفتاری است که ممکن است به عنوان پاسخ به آن محرک نیاز باشد یک کارکرد مستقیم تسهیل یادگیری است. علاوه بر اینکه هیجان ها به جانداران دیگر اجازه می دهند که محتمل ترین رفتار جاندار هیجانی را پیش بینی و رفتارشان را مطابق با آن طرح ریزی کنند،همچنین در مورد واکنش احتمالی دپگران به عمل یک ابرازعمدی پسخوراند می دهند و بنابراین برای تغییرات مناسب در برنامه های رفتاری به شخص کمک می کند .
داروین به نقل از آلکمن (١٩٨٤)ز اولین کسانی بودند که اهمیت رفتار هیجانی را برای رفتاراجتماعی نشان داد و روی این واقعیت تاًکید کرد که انواع ویژه ابراز کارکردی هیجان برشکل حرکات عمدی ممکن است به طور انتخابی در دوره تکامل به منظور ارتباط رشد یافته بماند به اعتقاد آلکمن در جرع کارکردهای هیجان شامل ارزیابی محیط،تنظیم بدن آمادگی تصمیم ارتباط عمدی ، بازتاب و نظارت است.
٢- ٣- نظم هیجانی١
نظم هیجانی به فراخوانی افکار یا رفتارهایی اطلاق می شود و در این مورد که افراد درچه زمانی هیجان داشته باشند و چگونه آن هیجان ها را تجربه یا ابراز کنند،تاثیر می گذارد(ریچارد و گروس۲،٢٠٠٠).
مطابق نظریه تعاملی- تحولی ۳(باک١٩٩٤)؛به نقل از امونزوکلبی،(١٩٩٥)،نظم هیجانی،شامل توانایی انتقال درست حالت های عاطفی شخص به دیگران است. بیش از نیمی از اختلالهای غیر اساسی مربوط به محور و همه اختلالهای شخصیتی محور طبقه بندی تشخیصی و آماری اختلالهای روانی انجمن روانپزشکی آمریکا شامل برخی بد نظمی های هیجانی هستند،به عنوان مثال اسکینروفرنی نوع آشفته به وسیله پاسخهای هیجانی نامناسب و اختلال شخصیت هیستریایی به وسیله هیجان افراطی مشخص
می شوند(گروس و لونسون،١٩٩٧).
یک شکل از نظم هیجانی،بازداری هیجانی یا مخفی کردن هیجان است، که در آن، شخص احساس می کند . بازداری هیجانی درمقایسه با دیگر روشهای کنترل هیجانی به افزایش برپایی فیزیولوژیکی منجر می شود. این برپایی فیزیولوژیکی می تواند در بیماریهای مختلف نقش داشته باشد(باتلر،٢٠٠١). شکل دیگر نظم هیجانی ،نشخوار یا مرور ذهنی رویدادهای هیجانی ناراحت کننده است که با چند اختلال روانی و جسمانی مانند اضطراب و افسردگی،همراه است. (گارنفسکی و همکاران،٢٠٠١) .
٢- ٤ - هوش هیجانی
سالووی١ و مایر۲ (٩٠/١٩٨٠به نقل از بارون و همکاران،٢٠٠٠)، طبق کار گاردنر(١٩٨٣)هوش هیجانی را گسترش دادند و آن را به عنوان "توانایی درک و ابراز،جذب،فهم و مهار هیجان ها" تعریف نمودند. به نظر می رسد که الگوی "هوش غیر شناختی" بارون، قابل فهم ترین و جامع ترین مفهوم سازی از ساختارهوش هیجانی باشد.هوش غیر شناختی به عنوان مجموعه ای از توانایی های هیجانی،شخصی و اجتماعی تعریف می شود و مهارتهایی ست که روی توانایی فرد برای مقابله با تقاضاها و عوامل کلیدی در این الگو عبارتند از :
1- توانایی درونی فرد(توانایی فهم و درک خود و هیجان های خودوتوانایی ابرازاحساسات و عقاید شخصی )؛
٢- مهارتهای بین فردی (توانایی فهم و درک احساسات دیگران و ایجاد و حفظ رضایت دو طرفه ارتباط مسئول با دیگران )؛
۳- انطباق پذیری (توانایی تغییر احساسات شخصی با نشانه های بیرونی عینی و ارزیابی درستی از موقعیت فوری،انعطاف برای تغییر احساسات و افکار شخصی با تغییر موقعیت ها و حل مسائل فردی و بین فردی).
۴- راهبردهای مهار تنیدگی (توانایی مقابله با تنیدگی و کنترل هیجان های شدید).
٥- عوامل خلقی کلی و انگیزشی (توانایی خوشبین بودن،لذت بردن از خود و دیگران و ابراز احساسات مثبت (بارون و همکاران،٢٠٠٠).
سالوی و همکاران (٢٠٠٠) معتقدند که ابراز کلامی تجارب آسیب زا، فرایند مقابله را آسان می کند و افشای هیجانی راخانه تکانی شناختی می دانند ومعتقدند که هوش هیجانی فرد باید قادر باشد که
مؤثرترین ابزار مقابله را شناسایی و پیگیری کند.
٢- ٥- ابرازگری هیجانی
ابرازگری هیجانی به عنوان یک مؤلفه اصلی هیجان ها،به نمایش بیرونی هیجان، بدون توجه به ارزش (مبثت یا منفی) یاشیوه (چهره ای،کلامی و رفتاری) اطلاق می شود(کرینگ و همکاران،١٩٩٤).
اکمن وفریزن(١٩٧٤به نقل از لویس،٢٠٠٠).ابراز هیجان را ظواهر حالتهای هیجانی با درونی شامل مجموعه های ویژه ای ازتغییرات در فعالیت های زیستی–عصبی تشکیل می دهد.
هالبرستدت١(١٩٩١به نقل از بویام٢ و پارکر۳،١٩٩٥ )ابرازگری هیجانی را شامل ترکیبی از حالتهای هیجانی،دانش قوانین نمایش و انگیزش و توانایی کنترل ابراز هیجان فرد می داند.(داروین،١٨٧٢ به نقل ازباومن، ٢٠٠١). با انتشار کتاب "ابرازهیجان ها در انسان و حیوان" نقش مهمی در زمینه مطالعه هیجان ها ایفا کرده است مشاهدات داروین موجب شد که وی سه اصل اولیه را در ابرازهیجان دخیل بداند که عبارتنداز ١ - خوگیری٤: فعالیتهای به اجرا در آمده ارضا کننده،خواه سودمند باشد یا سودمند نباشد؛
٢- تضاد ٥:فعالیتهای متضاد به اجرا در آمده تحت تکانه های متضاد؛ ٣- نیروی عصبی : کنش مستقیم دستگاه عصبی تهیج کننده در تن، مستقل از اراده .
به اعتقاد لویس(٢٠٠٠)،ابراز های هیجانی ،به تغییرات سطحی بالقوه قابل مشاهده،در چهره،صدا و بدن وسطح فعالیت منجر می شود. در ابتدا،به ابرازهای هیجانی بر حسب حرکات و فعالیت بدنی بویژه کودکان کمتر توجه شده است ،اگر چه به نظر می رسد که آواگری ها رساننده های مهم حالتهای هیجانی باشد،ولی از کم شناخته ترین جنبه های ابراز هستند .ابرازهای کلامی بیشتراز حد قدرتمند هستند و ممکن است بتوانند حالت های هیجانی مشابه را در دیگران فراخوانند، بنابراین، ابراز هیجان به شیوه آواگری ممکن است مسری تر از ابرازهای هیجان به شیوه بدنی یا چهره ای باشد. به عنوان مثال وقتی فیلم ها با افرادی تماشا می شوند که با صدای بلند می خندند،خنده تر از زمانی است که خود فرد به تنهایی آن را می بیند.به دلیل ماهیت مسری آواگری،ابراز کلامی ممکن است هدف تلاشهای اجتماعی اولیه باشد(لویس،٢٠٠٠).
حرکت ،ممکن است یک شیوه دیگر ابراز هیجان ها باشد، : به عنوان مثال گریختن از چیزی ویا آمدن به سوی آن،پاسخ های حرکتی همراه با هیجان های مثبت و منفی هستند.
در واقع ،اغلب دورشدن نوزاد از یک اسباب بازی یا شخصی نا آشنا، مستقل از ابراز چهره ای ، بر ترس او مرتبط است.کاملا واضح است که ابرازهای هیجانی مجزا ممکن است در نوزادان و در سنین خیلی پایین تر مشاهده شود.در ابتدا،بین حالتهای هیجانی و ابراز هیجانی تمیز قائل شد، به عنوان مثال ،کودک وقتی رفتارگریه کردن را تحت کنترل در می آورد که والدین اورا به گونه ای تربیت می کنند که هنگام آشفتگی یا نیاز گریه نکند.
٢ - ٦- تفاوتهای فردی در ابراز گری هیجانی
یک مسئله در ارتباط با فعالیت های هیجانی این است که آنها بلافاصله قابل پوشیده شدن و به وسیله فرد قابل کنترل هستند. بنابراین ممکن است حالتهای هیجانی با ابراز هیجانی متفاوت شوند و گاهی نیز تمیز دادن حالتهای هیجانی از ابرازهای هیجانی مهم است(لویس،٢٠٠٠).
تصویر ٢- ١ یک الگوی ابرازگری هیجانی را نشان می دهد که به عنوان چهارچوبی برای فهم تفاوتهای فردی در رفتار ابرازگرهیجانی به کار می رود . طبق این الگو،هیجان وقتی روی می دهد که درون داد درونی و بیرونی به شیوه ای پردازش می شود که یک برنامه هیجانی مانند (غم و شادی) به کار بیفتد. به محض به کار افتادن برنامه هیجان، گرایشهای پاسخ،شامل تغییرات فیزیولوژیکی،(احساسات ذهنی و تکانه های رفتاری)ایجاد می شود و جاندار را برای پاسخ انطباقی به چالشها و یا فرصتهای محیطی آماده می کند.هیجان ها ما را وادار نمی کنند که به شیوه مخصوص عمل کنیم،آنها فقط کاری را به ما پیشنهاد می کنند، به همین دلیل،احساس، همیشه آشکار کننده نیست. گرایشهای پاسخ١ هیجانی ممکن است به عنوان یک تکانه رفتا ر٢ قابل دیدن ابراز شوند یا ابراز نشوند(گروس وجان،١٩٩٧) .
تصویر٢-١-روابط فرض شده بین یک الگوی هیچان-تولید (سطح حالت تحلیل و سه بعد پرسشنامه ابراز گری بر کلی (سطح صفت تحلیل )اقتباس از گروس و جان ،١٩٩٧).
تفاوتهای فردی در ابرازگری هیجانی ممکن است در چند مرحله در فرایند تولید هیجان رخ دهد.اولاً،تجارب مردم روز به روز به طور گسترده ای تغییر می کند،در نتیجه درون داده های متفاوت،بسیار زیادی برای برنامه های هیجان آنها آماده می کنند. ثانیاً این درون داده های متفاوت ممکن است به وسیله شیوه ارزیابی فرد کم یا زیاد شود.ثالثاً،بررسی و خلق نشان می دهد که تفاوت های فردی مهمی هم درآستانه فعالیت برنامه های هیجان وهم درپی آن درگرایشهای پاسخ هیجان وجود دارد (گلداسمیت [1]،١۹۹۳ وکاجان و سیندمن۲،١۹۹۳).
نهایتاً ممکن است مهارتهای فردی مهمی در تعدیل کنندگی(صافی برون داد)آن باشد که تفاوتها در این است که چگونه هرگرایش پاسخ هیجانی به رفتار تبدیل می شود.(گروس و جان١٩٩٧ ).
به اعتقاد (گروس و جان،١٩٩٧)،اگر چه تفاوتهایی در ابرازگری هیجان ممکن است هریک از این مراحل در فرایند هیجان- تولید رخ بدهد آنها روی دو مشخصه رفتار ابرازگر هیجانی که به اعتقاد آنها مقدم است،تمرکز می کنند: ١)فعالیت گرایشهای هیجانی- پاسخ؛ ٢ )تعدیل بعدی آنها تفاوتهای فردی در گرایشهای هیجان - پاسخ، یک تعدیل کننده مهم تفاوتهای فردی در ابرازگری هستند. اگرچه گرایشهای هیجان - پاسخ برای آشکارنمودن هیجان - رفتار ابرازگر ضروری هستند،ولی کافی نیستند،زیرا افراد ممکن است گرایشهای پاسخ خود را تعدیل کنند.از این رو، اینکه آیا و چگونه گرایشهای پاسخ به طور رفتاری ابراز می شوند؟ می توان گفت که این تعدیلی ممکن است برای وفق دادن با(قوانین نمایشی)فرهنگ مربوط به ابرازهیجان (مانند گرایش به بازداری هیجان های منفی در مکان عمومی به کار می رود (فام،٢٠٠٠). یا به دلایل شخصی (مانند عدم تمایل به ضعیف به نظر رسیدن از طریق ابراز احساسات)صورت بگیرد .بنابراین دومین مشخصه مهم تفاوتهای فردی درابرازگری،ممکن است تفاوتهای فردی در تعدیل هیجان باشد. این تفاوتهای فردی در حدی است که گرایش پاسخ از هر نوع و نیروی مفروض به طور رفتاری ابراز می شوند (گروس و جان،١٩٩٧).
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 881 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 132 |
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1 مقدمه
دنیای امروز رو به تحول سریع می باشد. علم وتکنولوژی رو به پیشرفت است وامروز آنها با دیروزشان کلی تفاوت دارد. نمی توان براساس توانایی های سال گذشته و یا همین دیروزبا مشکلات روبرو شد و برآنها فائق آمد. ادارات، صنایع، بخش های آموزشی دنیای امروزی برای اینکه از قافله پیشرفت عقب نمانند و بتوانند حرفی برای گفتن داشته باشند، درمیدان رقابت باید خود را به روز نگهدارند. آموزش مداوم کارمندان، یکی از راه های به روزنگهداشته شدن می باشد و برای انجام آن راههای مختلفی در دنیا تجربه می شود. بخش آموزش وپرورش هرکشور از بخش های حساس آن درراه توسعه و پیشرفت است. در یک جامعه اگر معلمان، مربیان، استادان نتوانند خود و توان علمی اشان را با دانش روبه پیشرفت روزتطبیق دهند و از قافله علم ودانش عقب بمانند ونتوانند نیازهای علمی دانش آموز ودانشجو را پاسخگو باشند، نباید امیدی به ترقی و پیشرفت آن کشور داشت؛ چراکه علم و دانش منتظرکسی نمی ماند و مسیرخودش را ادامه می دهد و این دیگران هستند که باید خود را دراین مسیر قرار بدهند و از آن استفاده کنند و یا برمحتوای آن بیافزایند. همانطور که ذکرشد برای رسیدن به این هدف وهماهنگی با علم وصنعت روز راه های مختلفی وجود دارد وهرکشوری شیوه ای خاص خود را برگزیده است به همین دلیل درهر سازمانی بخشی به نام آموزش ضمن خدمت وجود دارد که درحقیقت وظیفه اش همان به روز کردن نیازهای کادرهای مختلف سازمان می باشد و برای تشویق افراد برای استفاده از این دوره ها امتیازاتی در نظرگرفته می شود.
آموزش و پرورش زمانی می تواند ادعا کند که جامعه را برای حل مشکلات ، هماهنگی با تغییرات و پیروزی در عرصه ی رقابت ها قدرتمند سازد که از معلمانی دانا، توانا و بهره مند از آخرین پیشرفت های علوم و فنون روز برای تحقق انتظارات یک نظام آموزشی پویا، کارآمد و اثربخش برخوردار باشد.
نیازمندی جامعه به دانش آموزان با سواد تر و ماهر تر برای افزایش سطح بهره وری و توانایی رقابت با دیگر کشورها، باعث می شود که تصمیم گیران جامعه به دنبال معلمان ماهر تر باشند تا با افزایش کارآیی آنان، به اهداف خود برسند. این خواست در سایه آموزش معلمان قابل تحقق است. پس بایستی دوره های آموزشی ضمن خدمت به طور مستمر، مبتنی بر نیاز امروز و فردای جامعه و همراه با پیشرفت های علمی و فنی جهان باشد .
از میان روش های متعدد آموزش از راه دور، آموزش الکترونیکی، به عنوان روش بهتر معرفی می شود. این گونه آموزش به دلیل پیشرفت سریع و چشمگیر رایانه ها و شبکه های ارتباطی می تواند راهگشای بسیاری از معضلات آموزشی محسوب شود. از این رو آموزش الکترونیکی یک راه حل نسبتاً جدی برای چالش های حال و آینده نظام های آموزشی است.
فناوری ارتباطات و اطلاعات در مدت زمان کوتاهی که از پیدایش آن میگذرد توانسته است تغییرات فراوانی را در نحوه زندگی بشر به وجود آورد. یکی از بسترهایی که سهم عمدهای از این تغییرات را به خود اختصاص داده است آموزش است. آموزشهای مبتنی بر فناوری نوین اینترنت، با تغییرات بنیادینی که در مفاهیم آموزش سنتی ایجاد کرده است، توانسته است بسیاری از ناکارآمدیهای نظام های سنتی آموزشی را رفع کرده و دگرگونیهای اساسی را درشیوه ی ارائه آموزش به وجود آورد. محور تغییرات ایجاد شده، حذف محدودیت های زمان، مکان و منابع آموزشی است. این امر سبب تغییر روشها و رویکردها در امر آموزش شده است. فناوری اطلاعات، امکانات زیادی را در اختیار افراد قرار میدهد. با استفاده از آن در آموزش، میتوان به روشهای نوین و کارآمدی از آموزش دست یافت. استفاده از چنین سامانه هایی که از امکانات دنیای مجازی برخوردار است، میتواند سبب افزایش بهرهوری آموزش، انعطافپذیری در زمان و مکان، کاهش ترافیک و آلودگی ناشی از رفت و آمد در شهرهای بزرگ شوند.
1-2 بیان مسئله
سازمان آموزش و پرورش به حق از بزرگترین و پیچیده ترین سازمان ها ی اجتماعی در هر کشور محسوب می شود. این سازمان از دیر باز نقشی سازنده و اساسی در بقا و مداومت فرهنگ و تمدن بشری داشته و امروز نیز سنگ زیرین توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی هر جامعه است( جهانیان،1380: 87). بدیهی است که این توسعه باید به دست انسانها صورت گیرد و لذا افرادی که قرار است این امر را محقق سازند، باید خود توسعه یافته و به روز باشند. برای اینکه نیروهای انسانی شاغل در سازمان ها به روز باشند باید به صورت مداوم آموزش ببینند. آموزش کارکنان از مهمترین عوامل بهبود نظام و فعالیت های هر سازمانی می باشد. از آنجا که آموزش ضمن خدمت کارکنان نقش اساسی در کیفیت عملکرد کارکنان و در نتیجه کارآیی بیشتر سازمان دارد بجا ست نگاهی جدی بر آن داشته و با بررسی کمبود ها و بحران ها ی حاکم بر نظام آموزش ضمن خدمت کشور،گامی در جهت هر چه بهتر شدن کیفیت آموزشی کارکنان برداشته شود واز این طریق با بالابردن سطح علمی افراد جامعه، توسعه همه جانبه کشور را باعث گردد( فتحی واجارگاه، 1376 : 42).
آموزش ضمن خدمت معلمان عنصری بسیار مهم و کلیدی برای اجرای برنامه های نظام آموزشی کشوراست که در پی تحقق اهدافی مانند : بالابردن سطح دانش و مهارت شغلی، ایجاد تخصص های لازم متناسب با رشته آموزشی، بهبود روش های تدریس، ایجاد روحیه مطالعه و پژوهشگری و نوآوری، به روز درآوردن دانش و اطلاعات، ایجاد فرصت ها، زمینه های مناسب رشد جهت ارتقای شغلی وایجاد زمینه ی لازم برای انطباق پذیری کارکنان متناسب با تغییرات می باشد تا بتوان به فواید آموزش های شغلی دسترسی پیدا کرد.
آموزش ضمن خدمت مجازی برای کارکنان از آن جهت دارای اهمیت است که غالباً در سازمان های مختلف، کارکنان برای شرکت در آموزش های گوناگون ناگزیر از ترک محل خدمت خود می باشند و این امر مشکلات جدی را برای انجام امور و وظایف سازمانی بوجود می آورد. علاوه بر این ، امکانات آموزشی موجود برای تحت پوشش قرار دادن تمام کارکنان کافی نیست و تنگناهای مالی و اداری و کالبدی به شدت آموزش ضمن خدمت کارکنان و توسعه و گسترش آن را تحت الشعاع قرار می دهد( فتحی واجارگاه، 1376 : 82).
از آنجا که گرایش به سوی نظام آموزشی مجازی امری ضروری است، تأ خیر در شناخت و اجرای آن می توند خسارت جبران ناپذیری داشته باشد. این امر در نظام آموزش ضمن خدمت که " بخشی از آموزش مداوم کارکنان را از زمان ورود به سازمان تا هنگام باز نشستگی بر عهده دارد و باعث به هنگام ساختن دانش، توانش و نگرش آنها می گردد" محسوس تر است( همان منبع : 46).
اکنون بیش از هر زمان دیگر روشن شده است که یادگیری از راه دور مهم ترین عنصر در نظام های آموزشی و پرورشی آینده خواهند بود. اهمیت تلاش ها برای همکاری جهانی و بین المللی برای افزایش همکاری و برگزاری کلاس درس جهانی با بکار گرفتن شبکه ارتباطی جهانی غیرقابل تردید است. یادگیری از راه دور در حدود یک صد سال است که در کشورهای توسعه یافته وجود دارد، اما در کشورهای توسعه نیافته این سابقه چندان نیست. در کشورهای توسعه نیافته پرجمعیت جهان یادگیری از راه دور فرصت های بسیار مهمی برای آموزش و پرورش فراهم می کند. نبودن زیرساخت و شایستگی حرفه ای مانع پیشرفت در یادگیری از راه دور می شود.
با این همه، این شکل از ارائه خدمات آموزشی پایدار مانده و بسیاری از کشورها به یادگیری از راه دور به مثابه ی استراتژی اصلی برای توسعه دسترسی، افزایش کیفیت، و هزینه و بهرهوری مطمئن برای آموزش بدان می نگرند( یونسکو،2002 : 10 و9 ).
اقدام به آموزش از راه دور در عصری که از بساطت پیشین خارج و با پیچیدگی های زیادی در روابط بین فردی و بین سازمانی روبرو شده است و از سویی نیاز انسان به آموختن بیشتر شده است، قبل از هر چیز احترام به انسانیت و کمال جویی او برخاسته از محوریت انسان در تمدن سازی است ( صوفیان، 1383 : 4 ).
ورود به جهان دانایی محور و نیاز روزافزون بشر به آموزش، نیاز به " آموختن مستقل، در طول زندگی را افزایش داده است. آموزش های نیمه حضوری و غیر حضوری نه تنها مکمل آموزش های حضوری می باشند، بلکه فرصت بی بد یلی را برای روزآمد نمودن محتوا و انعطاف بخشی به روش های یادگیری و یاددهی به ارمغان می آورد( الحسینی، 1384 : 5 ).
پاسخ گویی به تقاضای روز افزون دانش افزایی، افزایش تقاضا به منظور دسترسی برابر و آزاد در سراسر کشور، استفاده بهینه از رسانه های اطلاعاتی و ارتباطی، و ازبین بردن محدودیت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که مانع از ادامه تحصیل می گردد ضرورت استفاده از شیوه های نوین را ایجاب می نماید.
آموزش از راه دور در راستای پیشرفت خود با بهره گیری از فناوری اطلاعاتی و آموزشی در قالب شبکه جهانی اینترنت و قابلیت وب جهان گستر به حدی از تکامل رسیده که کلاس های اینترنتی و دانشگاه های مجازی به عنوان جایگزین های مناسب برای کلاس های عادی مدارس و دانشگاه های سنتی در نظر گرفته شده است و روز به روز ضرورت خود را اثبات می نماید. بنابراین لزوم پرداختن به این مسئله و زمینه یابی ومطالعه نگرش آن بیش از پیش احساس می شود.
از این رو این تحقیق با مطالعه نگرش معلمان نسبت به آموزش های ضمن خدمت از راه دور بر آن است که در توسعه فرهنگ آموزش از دور و راه گشای استفاده از این شیوه های نوین در آموزش ضمن خدمت و کاهش محدودیت های زمانی و مکانی این نوع آموزش باشد.
1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق
ضرورت و نیاز به آموزش های ضمن خدمت برای معلمان در اکثر تحقیقات ثابت شده است. با وجود این برخی از تحقیقات، حاکی از عدم اثر بخشی اینگونه آموزش ها می باشند. آموزش های ضمن خدمت به دلیل داشتن هزینه های بالا، اتلاف وقت ادارات ومعلمان، ناکارآمدی روش های آموزش، عدم تناسب محتوای دوره با نیازهای معلمان، به روز نبودن، مناسب نبودن زمان و مکان آموزش ها واجبار به ترک محل خدمت، ممکن است اثر بخشی لازم را نداشته باشند.
با گسترش فزاینده علوم وفنون و لزوم تغییرات سریع در برنامه ها ی درسی مدارس در عصر کنونی، روزآمدی معلمان یکی از دغدغه های اصلی نظام تعلیم و تربیت به شمار می رود. از آنجا که رویکردهای سنتی قادر به برآورده ساختن تمامی نیازهای آموزشی معلمان نیست، بهره گیری از فناوری اطلاعات و ارتباطات می تواند بسیاری از موانع و مشکلات شیوه ی سنتی آموزش معلمان از جمله کاهش ساعات حضور معلمان در مدرسه و اختلال در برنامه کار مدارس، همگام نبودن آموزش با تغییرات کتب درسی، محدودیت های زمانی و مکانی و غیره را برطرف و راه را برای پیدایش شیوه های نوین آموزش معلمان هموار نماید .
در این رابطه می توان با فراهم آوردن امکانات، تجهیزات و زیر ساخت های مورد نیاز، دوره های آموزش از راه دور یا مجازی مبتنی بر شبکه را برقرار نمود تا معلمان در هر زمان و مکان به برنامه ها ی آموزشی دسترسی داشته باشند، اطلاعات مورد نیاز به طور سریع و به موقع و همگام با تغییرات در اختیار معلمان قرار گرفته و فرصت های سازمان یافته به منظور بازآموزی، ارتقاء و کسب دانش و مهارت های جدید و به روز برای آنان فراهم آید. این کار می تواند زمینه ی پرورش حرفه ای مستمر معلمان را مهیا سازد.
با توجه به مشکلات وضعیت موجود مانند کمبود فضا و امکانات آموزشی، پایین بودن کیفیت آموزش، عدم دسترسی به امکانات آموزشی یکسان برای همه کارکنان و همچنین با توجه به اینکه توسعه کمی و کیفی علوم و تکنولوژی همراه با نیازهای آموزشی گوناگون، مستلزم پا فراتر نهادن از مرزهای آموزش های سنتی است، عدم پاسخ گویی به این نیازها، منجر به کاهش توسعه اقتصادی – فرهنگی کشور شده و مشکلات عدیده ای را برای کشور در پی خواهد داشت( زمانی و مقدسی،1377 :171).
بنابر این ضروری است که تحقیقات جدی در این زمینه آغاز گردد و با استقرار یک نظام مفید آموزش از راه دور بتوانیم با سرعت، دقت و کیفیت بهتری آموزش مداوم معلمان را در کشور پیش ببریم.
استفاده از آموزش های ضمن خدمت از دور موجب افزایش کیفیت آموزشی، اطلاع رسانی دقیق و منطبق بر علوم روز، ارائه خدمات آموزشی به افرادی که به علت مسافت زیاد و یا مشغله های مختلف امکان حضور در کلاس را ندارند، و ایجاد فرصت های آموزشی مادام العمر برای معلمان را در پی خواهد داشت.
لذا با توجه به قابلیت های آموزش از راه دور، مطالعه نگرش معلمان در رابطه با این شیوه ی آموزشی، می تواند به ایجاد تغییرات مطلوب در زمینه ی آموزش ضمن خدمت معلمان کمک مؤثری کند.
1-4 اهداف تحقیق
هدف کلی
هدف کلی این تحقیق مطالعه نگرش معلمان نسبت به آموزش های ضمن خدمت از دورمی باشد.
اهداف جزیی
اهداف جزیی این تحقیق مطالعه موارد زیر از دیدگاه معلمان می باشد:
1. نشان دادن تأثیر محدودیت های آموزش های ضمن خدمت حضوری در شرکت مؤثر آنها در این دوره ها
2. روشن ساختن نارسایی های آموزش های ضمن خدمت حضوری
3. روشن ساختن میزان علاقه مندی معلمان به شرکت در دوره های عمومی و اختصاصی آموزش ضمن خدمت از دور
4. ارائه پیشنهاداتی به برنامه ریزان و مسئولان آموزش های ضمن خدمت برای سازماندهی بهتر دوره های آموزشی ضمن خدمت
1-5 سوال های تحقیق
1. محدودیت های دوره های آموزش ضمن خدمت حضوری تا چه اندازه در شرکت مؤثر معلمان دراین دوره ها تأثیر دارند؟
2. دوره های آموزش ضمن خدمت حضوری تا چه اندازه می توانند نیازهای آموزشی معلمان برآورده سازند؟
3. دوره های آموزش ضمن خدمت از دور تا چه اندازه می توانند محدودیت های آموزش های حضوری را برطرف سازند؟
4. معلمان تا چه اندازه مایل به شرکت در دوره های عمومی و اختصاصی آموزش ضمن خدمت از دور می باشند؟
5. معلمان چقدر نسبت به آموزش مجازی به عنوان یکی از شیوه های آموزش ازراه دور، گرایش دارند؟
1-6 فرضیه های تحقیق
1. دوره های آموزش ضمن خدمت حضوری تا حد زیادی شرکت مؤثر معلمان دراین دوره ها را محدود می کند.
2. دوره های آموزش ضمن خدمت از دور می توانند تا حد زیادی محدودیت های دوره های آموزش حضوری را برطرف سازند.
3. معلمان به شرکت در دوره های عمومی و اختصاصی آموزش ضمن خدمت از دورعلاقه مند می باشند.
4. معلمان به شرکت در دوره های آموزش های ضمن خدمت مجازی به عنوان یکی از شیوه های آموزش ازراه دور گرایش زیادی دارند.
1-7 توصیف دقیق متغیر با متغیر های د خیل در مسئله
متغیرهای مستقل: دوره های آموزشی ضمن خدمت حضوری، دوره های آموزشی ضمن خدمت از دور و آموزش های مجازی
متغیرهای وابسته: توانایی حرفه ای معلمان، میزان رضایت از دوره های آموزش ضمن خدمت و نگرش معمان
1-8 تعریف واژگان کلیدی
نگرش: نگرش ها حالات پیچیدۀ انسانی است که بر رفتار فرد نسبت به افراد، چیزها یا رویدادها اثر می گذارند، بسیاری از پژوهش گران در نوشته های خود بر مفهوم نگرش به عنوان نظامی از اعتقادات تأکید کرده و آن را مورد مطالعه قرار داده اند ( فستینگر، 1975) .
آموزش از راه دور: سازماندهی فرایند یاددهی – یادگیری توسط یک مؤسسه به منظور فراهم ساختن تسهیلات لازم برای یادگیری مستقل، خود ارزیابی تحصیلی و برقراری ارتباط دو جانبه میان یاد دهنده و یادگیرنده که به لحاظ زمانی و مکانی از یکدیگر جدا هستند با استفاده از راهبردهای مناسب و بکارگیری فناوری آموزشی ( ابراهیم زاده ، 1383 ).
کیگان (1986) آموزش از راه دور را ارتباط دور از محل استقرار، بین مدرس و شاگرد، با واسطه رسانه چاپی یا شکل های دیگر فناوری تعریف کرده است. وی از آموزش از راه دور به عنوان روشی یاد می کند که در آن دانشجو مسئول یادگیری خویش است و یادگیرنده و یاددهنده در تعامل آموزشی خود به ارتباط چهره به چهره نیازی ندارند.
مؤسسه "یو نسکو" در تعریفی می گوید: آموزش از راه دور به هر نوع فرایند آموزشی اشاره دارد که در آن، همه یا بیشتر تدریس توسط افرادی انجام می شود که از نظر زمانی و مکانی در فضایی دور از یادگیرنده هستند، بدین معنا که همه یا اغلب ارتباطات بین مدرس و یادگیرنده از طرق یک رسانه مصنوعی چاپی یا الکترونیکی انجام می شود( یونسکو،2002 :23 ).
تهیه کنندگان گزارش یونسکو درباره آموزش آزاد و از راه دور معتقدند: مفهوم یادگیری آزاد و آموزش از راه دور، حاکی از رویکردهایی است که بر روی دسترسی آزاد به آموزش و رها بودن یادگیرندگان از قید های زمانی و مکانی، و ارائه فرصت های قابل انعطاف به افراد و گروه ها ی یادگیرنده( یونسکو،2002 :7 ).
در این تحقیق منظور از آموزش از راه دور، دوره های آموزش ضمن خدمت تخصصی یا عمومی است که از طریق مواد چاپی یا یکی از رسانه ها ی الکترونیکی ( رادیو، تلویزیون، رایانه و ... )، بدون نیاز به حضور در زمان و مکان خاصی برگزار می شوند و معلمان می توانند امور مربوط به آموزش و یادگیری را شخصاً انجام دهند.
آموزش ضمن خدمت: به آموزشی اطلاق می شود که عموماً پس از استخدام فرد در سازمان صورت می پذیرد و باعث بهبود نظامدار و مداوم مستخدمین از نظر دانش، مهارت ها، و رفتارهایی می شود که به رفاه و سازمان محل خدمت شان کمک می نماید( فتحی واجارگاه، 1376: 14).
در این تحقیق منظور از آموزش ضمن خدمت، کلیه دوره های آموزشی تخصصی و عمومی است که وزارت آموزش و پرورش پس از استخدام کارکنانش برای آنها برگزار می نماید.
فصل دوم
مبانی نظری و
پیشینه تحقیق
مقدمه
اصولاً تحقیق به منظور ارائه اطلاعات جدید که فراتر از دانش موجود در زمینه ی مورد تحقیق است، انجام می شود. بنابراین پژوهشگر برای دستیابی به این هدف باید با گستره ی دانش موجود آشنا باشد. نیل به این هدف فقط با مطالعه ی منابع مربوط به موضوع مورد تحقیق امکان پذیر است( دلاور، 1375). بنابراین با عنایت به اهمیت این مرحله از پژوهش، هدف این فصل عبارت است از بررسی زمینه های نظری و پیشینه ی تحقیقاتی متغیرهایی که در تحقیق حاضر،اساس کار قرار گرفته اند. بدین منظور منابع مکتوب دانشگاه های تهران شامل پایان نامه ،مقاله، کتاب ، نشریه و همچنین بانک های اطلاعاتی مورد جستجو قرار گرفت.
این فصل در پنج بخش تنظیم گردیده است. بخش اول : آموزش ضمن خدمت، بخش دوم: آموزش از راه دور، بخش سوم: آموزش از راه دور برای معلمان، بخش چهارم: آموزش مجازی و بخش پنجم شامل مروری بر تحقیقات انجام شده در داخل و خارج کشور، در زمینه ی ضمن خدمت و آموزش از راه دور می باشد.
بخش اول : آموزش ضمن خدمت
تحولات فزاینده در زمینه ی دانش تکنولوژی نیازهای آموزشی جدیدی را برای مشاغل مختلف بوجود می آورند که تحصیلات رسمی و دانشگاهی به تنهایی پاسخ گو نبوده و در نتیجه به انواع دیگر آموزش از جمله آموزش های ضمن خدمت نیاز می باشد. آموزش ضمن خدمت در حقیقت دانش جدیدی را در سبد آموزش های قبلی دانش آموختگان قرار داده و آنان را به همراه پیشرفت علوم و فنون پیش می برد و لذا توسعه این آموزش ها در بهبود کیفیت نظام آموزشی اثر مطلوب خود را به جا می گذارد. تولید علم تغییر در فناوری واهداف سازمان ها را به دنبال دارد. مدارس نیز به عنوان سازمان های اجتماعی هرروز بیشتراز دیروز نیازمند همگام شدن با تغییرات علمی هستند، بنابراین معلمان وسایر کارکنان نظام تعلیم وتربیت نیازمند شرکت در دوره های آموزشی ضمن خدمت می باشند.
تعریف آموزش ضمن خدمت
کیمیل وایلز (1967) آموزش ضمن خدمت را "کوششی برای ارتقای شایستگی کارکنان آموزشی از طریق دورههای آموزش کلاسهای بازآموزی، نشستها و گروههای تحقیق، بازدیدها، سخنرانی ها و اصلاح وضع کارکنان" تعریف می کند.
آموزش های ضمن خدمت را جزئی از آموزش های مداوم می توان تصور کرد که افراد برای ایفای نقش مؤثر در روابط شغلی و بطور کلی روابط اجتماعی به آن نیازمندند. این نیازمندی بویژه با پیشرفت های فناوری و خودکاری بطورعام و گسترش فناوری های اطلاعاتی بطور خاص روز به روز بیشتر می شود.
آموزش ضمن خدمت عموماً مسئله محور یا مشکل محور است. بدین معنا که با شناسایی مسائل و مشکلات موجود در عملکرد افراد و در راستای انجام وظایف محوله، آموزش های خاصی به افراد ارائه می شود تا نقایص موجود بر طرف گردد و با این همه باید خاطر نشان شود که توسعه کارکنان بدون آموزش ضمن خدمت امکان پذیر نمی باشد.
دورهی ضمن خدمت به هر صورت که اجرا گردد (بلندمدت، کوتاهمدت، غیرحضوری، حضوری، قبل از شروع یا در حین انجام کار) در صورتی که مبتنی بر نیازها و پیشداشتههای کارکنان باشد به کسب دانش، مهارت و نگرش بالاتر و رشد فکری، حرفهای و شخصیتی کارکنان منجر خواهد شد.
2-1-1 ضرورت آموزش ضمن خدمت
آموزش ضمن خدمت، کارآمدترین ابزار و قویترین فرایند موجود برای انتقال دانش و مهارت به نیروی انسانی و تقویت آنان برای انجام وظایف می باشد. با توجه به تغییر و تحولات روزمره و پیشرفت علوم و فنون فناوری و نیز تعدد مشاغل و حرف و برای جلوگیری از اتلاف منابع، آموزش کارکنان از اهمیت ویژه ای برخوردار است و اجرای آن نیاز به برنامه ریزی و مطالعه دقیق براساس نیازهای آموزشی کارکنان دارد(طالبی ، 1385: 14).
برای اینکه نیروهای انسانی شاغل در سازمان ها روزآمد باشند باید به طور مداوم آموزش ببینند.آموزش کارکنان از مهمترین عوامل بهبود نظام وفعالیت های هر سازمان است. در ژاپن آموزشی که افراد در دانشگاه فرا می گیرند، تنها 15 درصد آن در حین کار مورد استفاده قرار می گیرد و 85 درصد آموزش ضمن کار تأمین می گردد. هیچ مدرک علمی پس از گذشت پنجسال ارزش ندارد مگر آنکه تجدید نظر شده باشد یعنی هماهنگ با علم روز شده باشد(شاهانی ، 1377 :24).
2-1-2 اهداف آموزش ضمن خدمت کارکنان
اهداف آموزشی کارکنان را می توان در سه مقولهی فردی، اجتماعی و سازمانی دستهبندی نمود:
رشد و توسعه استعدادهای فردی، شناسائی رغبتها، تغییرو بهبود نگرش و افزایش رضایت مندی و سرانجام آمادگی برای خود شکوفائی و خودسازی و بهرهمندی از حیات فردی.
دوریس، (1985) اظهار می کند که در برنامهریزی دورهها و برنامههای رشد کارکنان تعیین نیازهای اولیه معلمان ضروری بوده و یک برنامه ی خوب مشخص می کند که معلمان نیاز دارند بدانند چگونه :
2-1-3 روش های آموزش ضمن خدمت کارکنان
طیف گسترده ای از مکانیزم های آموزش ضمن خدمت توسط کشورهای مختلف تجربه شده است. استراتژی ها و مکانیزم های مورد استفاده در یک کشور تا حدود زیادی تابع نظام سیاسی ، توانمندی اقتصادی و پیشرفت های فرهنگی آن ملت می باشد. مکانیزم های مختلف آموزش ضمن خدمت کارکنان را می توان به شرح زیر طبقه بندی کرد :
1. آموزش ضمن خدمت حضوری یا چهره به چهره
این مکانیزم قدیمی ترین و در عین حال پایدارترین مکانیزم می باشد و هم اکنون در بسیاری از کشورهای دنیا مورد استفاده قرار می گیرد. آموزش های حضوری عموماً در چارچوب مقررات آموزشی خاصی مستلزم حضور کارکنان در محل آموزش می باشد و داری انواع مختلفی می باشد از جمله :
الف- برنامه آموزشی تمام وقت : در این شیوه پرسنل بطور تمام وقت با استفاده از مأموریت تحصیلی به تحصیل می پردازند.
ب- برنامه های آموزشی بعد از ساعات اداری : در این شیوه کارکنان در ساعات غیر اداری در مراکز آموزش عالی به تحصیل
می پردازند و عمدتا در ساعات بین 5 تا 9 شب این کلاس ها تشکیل می شوند.
ج- دوره های پایان هفته : در این شیوه کارکنان سازمان در روزهای تعطیل اداری در مرکز آموزش ضمن خدمت یا دانشکده خاصی حضور می یابند و آموزش های ویژه را طی می کنند( فتحی واجارگاه، 1376 : 16).
2. دوره های ساندویچی ( تلفیق تئوری و عمل )
دوره های ساندویچی اصطلاحاً به آن دسته از پروژه ها، طرح های آموزشی اطلاق می گردد که بطور مدبرانه برنامه ریزی شده است تا ضمن افزایش دانش و اطلاعات کارکنان، توانایی ها و مهارت های عملی آنها را برای انجام وظایفشان فزونی بخشد. این جریان تلفیق تئوری و عمل عمدتاً بدون آنکه فرد محیط کا ر خویش را ترک کند صورت می پذیرد( همان منبع : 82).
3. آموزش ضمن خدمت سیار[1]
در این استراتژی بجای آنکه افراد در مرکز آموزش حضور یا بند و از آموزش های مربیان استفاده کنند، یک تیم آموزشی مرکب از اساتید و افراد مجرب در محیط کار افراد حضور می یا بند و آموزش های لازم را ارائه می کند. آموزش ضمن خدمت سیار بسته به وضعیت جغرافیایی ،امکانات در دسترس و شرایط بومی دارای انواع و اشکال متفاوتی است و لی حداقل دو نوع آن قابل شناسایی است :
الف- آموزش ضمن خدمت در محل کار
ب- آموزش ضمن خدمت کارکنان مناطق دور افتاده
4. آموزش های چند دریفی[2] با استفاده از اشخاص کلیدی
مکانیزم های آموزش چند ردیفی عبارت است از آن نوع آموزشی که عمدتا در سطح ملی یا محلی طراحی می شود. در این مکانیزم ابتدا از هر منطقه یک یا چند نفر که افراد کلیدی نام دارند و از لحاظ عملی و تجربی دارای صلاحیت لازم باشند و قادر باشند آنچه را که فرا می گیرند به دیگران آموزش دهند انتخاب می شوند. این افراد دوره های آموزشی را در سطح ملی یا استانی طی می کنند و پس از طی دوره، در سطح مناطق محل خدمت خود افراد را تحت آموزش قرار می دهند. سایر افراد نیز این جریان آموزش را به دیگران منتقل می کند ( فتحی واجارگاه، 83:1376).
5. اعطای فرصت های مطالعاتی
در این مکانیزم عمدتاً پرسنلی که از لحاظ علمی و عملی عملکرد بالایی را از خود نشان داده اند شناسایی می شوند. سپس فرصت های مطالعاتی برای ارتقای دانش و مهارت های ویژه به آنان ارائه می شود. این افراد ضمن دریافت تمامی مزایا و حقوق هنگام کار، در سطح ملی یا محلی به دانشگا ه یا مرکز خاصی مراجعه می کنند و دوره های آموزشی کوتاه مدت یا بلند مدت را سپری می کنند.
6. خود آموزی کارکنان ( دوره های مطالعه شخصی )
روند کار در این مکانیزم به این صورت است که مراکز ضمن خدمت منابعی را برای پرسنل معرفی می کنند و پرسنل بطور مستقل به مطالعه موضوعات ذیربط می پردازند. برای اجرای این مکانیزم از رویکردهای مختلف استفاده می شود. یکی از مهمترین ابزارها برای اجرای خود آموزی عبارت است از ترتیب دادن مسابقات علمی برای دسته های مختلف شغلی در سطح سازمان. در عین حال برای اجرای موفق این مکانیزم ضرورت دارد واحدهای آموزش ضمن خدمت به اقدامات زیر مبادرت ورزند :
الف منابع علمی و مطالعاتی مناسب را شناسایی کند.
ب- منابع ذیربط را برای مطالعه و یادگیری در اختیار کارکنان قرار دهند.
ج- تبلیغات لازم را در سطح سازمان انجام دهند ( همان منبع : 84).
7- آموزش از راه دور
آموزش از راه دور یک روش آموزشی است که در آن آموزش دهنده و آموزش گیرنده به وسیله زمان، مکان از هم جدا شده اند. مواد آموزش آنلاین ،کنفرانس ویدئویی یا صوتی، تلویزیون های محاوره ای، دورنگار و ماهواره منتقل می شوند( باقریان، 1380: 38 ).
شاید بهترین و کامل ترین بحث ها پیرامون آموزش از راه دور را بتوان دراثر کیگان جستجو کرد. او در کتاب خود به توضیح پیرامون ویژگی های آموزش از راه دور پرداخته است و آن را چنین توصیف می کند : در این فرایند چه در زمینه ی تهیه و تولید مواد درسی و چه ازجهت حمایت از دانشجویان از سوی شمار زیادی از مؤسسات آموزشی مورد استقبال قرار گرفته است. آموزش از راه دور ، فرایندی دو طرفه است. در این فرایند از وسایل ارتباطی استفاده می شود که نقش بسیار مهمی را ایفا خواهند کرد (کیگان،1990: 44).
2-1-4 استانداردهای آموزش ضمن خدمت
از دیدگاه مدیریت کیفیت[3] و استاندارهای دیگر نظیر ایزو[4] کیفیت به معنای رضایت مشتری یا اربابرجوع است. حال سؤال این است که در آموزش و پرورش مشتری کیست؟ دانشآموزان، اولیاء دانشآموزان، متولیان واحد کنترل و ارزشیابی آموزش و پرورش و یا سازمانهائی که فارغالتحصیلان را بکار می گیرند یعنی جامعه؟
با در نظر گرفتن دیدگاه سیستمی و در سطح کلان، مشتری جامعه است.
‹‹معلمان در دورهی قبل از خدمت، نمونههای کمتری از استراتژی های مؤثر آموزشی را در می یابند›› بنابراین برای جلب رضایت مشتری (جامعه) و کیفیت بخشی به برونداد آموزش (فرد آموزش دیده) بایستی به عامل مهم و یکی از ارکان اصلی فرآیند آموزش یعنی معلم از طریق کاراترین شیوه که همان آموزش ضمن خدمت است توجه ویژه داشت، استانداردهای جهانی کیفیت نیز چنین خواستهای دارند.
استاندارد مدیریت کیفیت ایزو 9000 نیز بر اهمیت صلاحیت و آموزش کارکنان تأکید داشته و بند (1- 2- 6) ازایزو 2000/9000 چنین خواستهای دارد: ‹‹کارکنانی که عملکرد آنها بر کیفیت (خروجی) تأثیر می گذارد باید دارای صلاحیتهای لازم بر مبنای تحصیلات، آموزش (مستمر)، مهارتها و تجارب مناسب باشند››.
همچنین در بند (2- 2- 6) - سازمان باید:
2-1-5 انواع آموزش های ضمن خدمت بر حسب زمان
الف) آموزش های کوتاه مدت تخصصی
این نوع آموزش ها از لحاظ زمانی محدود بوده و از چند هفته تا چند ماه متغییر است. فلسفه ی اصلی آموزش های ضمن خدمت نیز در حقیقت مبتنی بر طراحی این گونه آموزش ها می باشد.
آموزش های کوتاه مدت تخصصی در قالب عناوین آموزشی گوناگون و تحت عنوان یک دوره ی آموزشی ارائه می گردد. اما به دلایل مختلف از جمله فقدان انگیزه ها و الزامات کافی برای شرکت در این دوره ها و نیز سلیقه ای بودن این نوع آموزش ها و عدم ارتباط آنها با مسائل واقعی کارکنان و وظایف شغلی آنان، این آموزش ها در حال حاضر از جایگاه واقعی خویش برخوردار نیست( فتحی واجارگاه ،1376 : 16).
ب) آموزش های بلند مدت
آموزش های بلند مدت به آن دسته از آموزش ها اطلاق می گردد که اولاً از لحاظ زمانی وسیع بوده و ثانیاً منجر به اخذ مدرک تحصیلی بالاتر می گردد. این نوع آموزش ها غالبا به سه صورت یا نظام ارائه می گردد:
ج) آموزش های ترکیبی یا بینابینی
از لحاظ زمانی به آن دسته از آموزش های ضمن خدمت آموزش های ترکیبی گفته می شود که اگر چه به صورت دوره های تخصصی و در فواصل زمانی محدود ارائه می گردد. اما از لحاظ هدف دارای ساختار معینی بوده و نهایتاً منجر به اخذ مدرک تحصیلی بالاتر می گردد. (همان منبع: 16)
2-1-6 انواع آموزش های ضمن خدمت بر حسب ماهیت
آموزش های ضمن خدمت را بر اساس ماهیت و محتوای آموزش ها می توان به انواع توجیهی، بازآموزی، جبرانی و دانش افزایی تقسیم نمود.
الف) آموزش های توجیهی
به آن دسته از آموزش های ضمن خدمت اطلاق می گردد که برای هماهنگی و آگاه سازی کارکنان جدید الاستخدام ارائه می گردد تا انطباق لازم میان رویه های فردی کارکنان ، انتظارات سازمانی ایجاد می گردد.
ب) بازآموزی
منظور از بازآموزی عبارت است از آن آموزش ها یی که به منظور یادآوری و تکرار محتوای آموزشی که قبلا فراگرفته شده است ارائه می گردد.
ج) آموزش های جبرانی
این نوع آموزش ها ی ضمن خدمت معمولاً در صدد جبران و تکمیل آموزش های پر سنل یک سازمان می باشد. آموزش های جبرانی یا تکمیلی از آنجا ضرورت یافته است که در برخی از کشور های جهان سوم پرسنل سازمان با دانش و مهارت اندک و یا سطح تحصیلات پایین تر از استاندارد مورد نظر استخدام شده اند. لذا سازمان ها برای بهبود وضعیت تحصیلی و آموزش پرسنل خود اقدام می نمایند تا شرایط آموزش آنان با حداقل شرایط مورد نیاز برای احراز مشاغل خاص انطباق داشته باشد. (همان منبع: 17)
د) دانش افزایی
دانش افزایی یا آموزش های ارتقا به آن دسته از آموزش های ضمن خدمت اطلاق می گردد که دو هدف اساسی را بطور هم زمان دنبال می کند:
1- ارائه پیشرفت ها و اطلاعات علمی جدید به کارکنان در ارتباط با حرفه مورد تصدی
2- کمک به کارکنان در جهت کسب صلاحیت ها و مدارک تحصیلی بالاتر این دوره ها از طریق آموزش از راه دور، آموزش حضوری، دوره های نیمه وقت ،... طراحی به مرحله اجرایی گذاشته می شود. در پاره ای از سازمان ها، این آموزش ها تحت عنوان نوآوری ها و کار گاه های آموزش پیشرفته اجرا می گردد. (همان منبع: 18).
2-1-7 انواع آموزش ها ی ضمن خدمت بر حسب هدف و منظور
الف) آموزش ویژه یا تخصصی : در این نوع آموزش ها عمدتاً مطالب و موضوعاتی مورد بحث واقع می شود که در دوره های آموزش قبل از خدمت به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است و از آنجا که وضع فعلی و نیازهای سازمان ایجاب می کند که فرد از مهارت ها و توانایی های ویژه ای برخوردار باشد. این آموزش ها ارائه می گردد.
ب) آموزش های عمومی : این نوع آموزش ها برای ایجاد وحدت بینش، نگرش و طرز تفکر در بین پرسنل سازمان و نیز ایجاد یا توسعه برخی مهارت های عمومی به کارکنان ارائه می شود. برای مثال آموزش معارف اسلامی یا زبان انگلیسی برای پرسنل سازمان در زمره آموزش های عمومی قرار می گیرد. (همان منبع : 18).
2-1-8 برنامه های مجازی در آموزش ضمن خدمت
آموزش مجازی یک هم افزایی جدید در میان افراد و ابزارهای فناوری اطلاعاتی آنان فراهم کرده است. همچنین مرزهای زمان ، مکان و مرزهای سازمانی را در نوردیده است. به کارگیری فناوری اطلاعات در سیستم های آموزش ضمن خدمت از مهمترین چالش ها، درعرصه آموزش منابع انسانی و یادگیری مادام العمر و سازمان های آموزشی در عصر آتی خواهد بود ( یونسکو،2002 : 4).
بی تردید شناسایی ابعاد و طراحی آموزش مجازی برای بکارگیری آن در نظام آموزش ضمن خدمت ، علاوه بر پاسخ گویی به نیازهای روزافزون آموزشی، منجر به کاهش هزینه ها، افزایش اثربخشی و کیفیت آموزش و یادگیری میگردد( مارتینز، 1997).
روی هم رفته، آموزش مجازی اطلاعات زیادی را با تنوع منابع فراهم می کند و دسترسی افراد یک سازمان را به دانش به صورت مستمر افزایش میدهد. کیفیت خدمات را بهبود می بخشد و به سرعت با برنامه ها و اطلاعات جدید تطبیق می دهد.
توسعه و استفاده از فناوریهای ارتباطی در سیستم های آموزشی، سازه ای برای تغییر در آموزش هستند که سبب تسهیل ارائه و دریافت برنامه های آموزشی در فواصل مکانی شده اند ( مورفی و تری ، 1998، به نقل از زمانی و مقدسی :31).
فناوری های جدید نوع نیازهای مردم و سازمان ها را تغییر می دهند. پیشرفت در فناوریهایی همچون رایانه ها و روبوت ها راه هایی جدید را برای ایجاد و افزایش روش های نوین تدریس پیش روی آموزشگران گشوده است. این تغییرات فناوری بر آموزش به ویژه آموزش ضمن خدمت اثرات چشمگیری داشته است ( زمانی ، مقدسی 77-1376: 148).
آموزش بزرگسالان به دلیل ویژگی های خاص خود قابلیت و ظرفیت بیشتری برای جذب پیشرفت های فناوری اطلاعات و ارتباطات دارد. با بهره گیری از امکانات نو که در نتیجه پیشرفتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات پدید آمده است. بر بسیاری از مشکلات مربوط به آموزش ضمن خدمت می توان فائق آمد (عرب مازاریزدی و آزاد منش،1382 : 1).
در آینده آموزشگران و فراگیران در موقعیت های یادگیری از طریق ماهواره ها با یکدیگر و دیگر آموزشگاه ها، ایالت ها و کشورها رابطه برقرار خواهند کرد. همچنین فناوری رایانه ای اساس موقعیت یادگیری خواهد شد، گرچه جایگزین معلم نخواهد شد ( زمانی و مقدسی،1377 : 149).
با گسترش ارتباطات الکترونیکی، آموزش از راه دور موقعیتی جدید یافته و به رهیافتی آموزشی برای آموزش شاغلان و کسانی که نمی توانند برای یادگیری در مدارس و دانشگاهها حاضر شوند تبدیل شده است.
آموزش مجازی از قدرت شبکه های رایانه ای، اینترنت، شبکه های ماهواره ای و علوم جدید دیجیتالی بهره می برد. آموزش مجازی در اصل، هنر بهره گیری از فناوری شبکه ها به منظور طراحی، انتخاب، تحول و اداره فرآیند آموزش است. آموزش مجازی تحصیل و بهره گیری از دانش توزیع یافته و در اصل تسهیل یافته از طریق وسایل الکترونیکی مانند اینترنت، ماهواره، نوارهای سمعی- بصری ، تلویزیون و ... است ( ذاکری، 1381: 22).
آموزش ضمن خدمت مجازی برای کارکنان، از آن جهت دارای اهمیت است که غالبا در سازمان های متفاوت کارکنان برای شرکت در آموزشگاه های گوناگون ناگزیرند محل خدمت خود را ترک کنند و این امر مشکلات جدی برای انجام دادن امور و وظایف سازمانی به وجود می آورد . ( کورش فتحی و اجارگاه، 1384 :65 ).
2-1-9 اهداف کلی آموزش ضمن خدمت معلمان
2-1-10 مشکلات آموزش معلمان
در بستر سریع تحولات علمی، فرهنگی، اقتصادی، آموزشهای کلاسیک دانشگاهی و مراکز تربیت معلم قبل از شروع به کار پاسخ گوی نیازهای آموزشی معلمان در موقعیتهای مختلف زمانی و مکانی نمی باشد،
به اعتقاد صاحبنظران مسائل آموزشی، آموزشهای ضمن خدمت از رایجترین و سودمندترین روشهای نظارت و راهنمائی آموزشی است که (به طور معمول) معلمان نسبت به آن نظر مثبتی دارند. بیشتر معلمانی که خواستار تغییر از مرحلهای به مرحله ی بالاتر از رشد حرفهای هستند، آموزش ضمن خدمت را بهترین روش برای رسیدن به این رشد و کمال تلقی می کنند.
تعدادی از معلمان فاقد صلاحیت هستند که باید تحت آموزش تخصصی ضمن خدمت قرار گیرند. رویکردهای سنتی آموزش معلمان نتوانسته است همه نیازها را برآورده کند و این امر، سبب روی آوردن به آموزش آزاد و از راه دور گردیده است.
در بسیاری از کشورها تمایل ملی در این جهت است که هم کیفیت تدریس افزایش یابد، به طوری که متناسب با نیازهای کنونی باشد، و هم روش معلمان تغییر یابد، به طوری که متناسب با تغییر جوامع میزبان باشد. اهداف جدید منجر به تولید تقاضای جدید می شود. به عنوان مثال، برابری جنسی تا سال 2005، آموزش پایه و همگانی تا سال 2015، آموزش جامع و فراگیر ،آموزش برای ایجاد دموکراسی، صلح و وحدت اجتماعی، تدریس در پایه های مختلف، افزایش مسئولیت پذیری برای تحقق اهداف یادگیری، پیشرفت یاد گیرندگانی که خودکفا هستند و در زمینه ی حل مسئله و تفکر انتقادی دارای مهارت هستند و مجهز به مهارت های زندگی می باشند ،آماده سازی یادگیرندگان مستعد که می توانند از فناوری اطلاعات استفاده کنند ،گسترش نقش معلمان برای لحاظ نمودن کار گروهی در جوامعی که در آنها تعداد خانواده های عیالوار و بی سرپرست خیلی زیاد است. در کشورهای در حال گذار انتظار می رود که معلمان رویکرد خود را متناسب با تعییر آموزش عوض کنند. تغییراتی که در نقش و توقعات ایجاد می شود می تواند هم بر آموزش اولیه معلمان تأثیر بگذارد و هم بر برنامه های پیشرفت حرفه ای مستمر.
همه این ها می تواند چالش های جدیدی برای آموزش معلمان و پیشرفت حرفه ای مستمر ایجاد کند. به عنوان مثال، ضرورت یافتن روش های مختلف استفاده از منابع موجود، ضرورت گسترش دسترسی به فرصت های یادگیری با یک هزینه مطلوب، ضرورت ارائه روش های مختلف آموزش اولیه معلمان، ضرورت جذب گروه های جدید به عنوان معلم، ضرورت استفاده صحیح از فناوری برای تقویت شیوه های تدریس، ضرورت حمایت از یادگیری فعال معلمان ، ضرورت تصویر سازی مجدد سازمان های سنتی که به آموزش اولیه معلمان و پیشرفت حرفه ا ی مستمر می پردازند.
2-1-11 آموزش معلمان شامل چه چیزهایی می شود؟
آموزش معلمان با کارهای مختلفی سرو کار دارد . به عنوان مثال توانمند ساختن معلمان برای توسعه توان دانش آموزان ،اجرای مدل های نقشی ،فعالیت در زمینه ی تغییر آموزش و در نتیجه تغییر جامعه، افزایش خلاقیت و اعتماد به نفس. در عین حال ،بسیاری از مدرسین امیدوارند که معلمان در حال تحصیل بتوانند نگرش های صحیح مربوط - و در صورت لزوم نگرش های متغیر - به شغل خود را توسعه دهند. آموزش معلمان برای مواجهه با این امیدها باید مشتمل بر چهار عنصر زیر باشد :
1- بهبود پیش زمینه های آموزشی معلمان کارآموز
2- افزایش اطلاعات معلمان در زمینه ی دانش آموزان خود
3- درک دانش آموزان و ماهیت یادگیری
4- توسعه ی توانایی ها و مهارت های علمی
تعادل این چهار عنصر تابع متغیر های زیر است :
آموزش قبلی معلمان در حال تحصیل ،پایه تدریس آنها و سطحی که در طی دوران خدمت بدان دست یافته اند. اولین تعادل باید بین آموزش اولیه و پیشرفت حرفه ای آنها ایجاد شود. دومین تعادل باید بین فعالیت های قبل از خدمت و فعالیت های ضمن خدمت ایجاد شود . این دو مجموعه با یکدیگر همپوشی ندارد. بسیاری از معلمان کار خود را بدون داشتن شرایط تدریس آغاز می کند ،به طوری که آموزش اولیه را در حین خدمت یاد می گیرند. از این رو، برنامه های ضمن خدمت باید به نیازهای مختلفی بپردازد، از جمله آموزش اولیه معلمان فاقد صلاحیت، ارتقای معلمان دارای صلاحیت، آماده سازی معلمان برای نقش های جدید و آموزش متناسب با محتوای برنامه آموزشی مدارس که می تواند در اصلاح برنامه آموزشی مؤثر باشد.
برنامه های آموزش اولیه معلمان و پیشرفت حرفه ای مستمر باید متناسب با نیازها و شرایط مخاطبان باشد. یک برنامه نمی تواند در همه جا مؤثر واقع شود. در هنگام طراحی برنامه برای معلمان باید موارد زیر را درنظر گرفت:
بخش دوم : آموزش از راه دور
آموزش راه دور یکی از ضروریات آینده است. اگر کشورهای در حال توسعه به تغییرات فناوری توجه داشته باشند، آموزش راه دور به عنوان راهی مطمئن در جهت همگانی کردن دانش به شمار می آید. به هر حال، استفاده از رسانه ها برای دست یابی مؤثر به اهداف مورد نظراین روش آموزش با اهمیت است. درهر حال سرمایه گذاری در انواع فناروی های مناسب موفقیت آتی فراگیران دور افتاده را تضمین می کند.
امروزه جریان سریع تغییرات فناوری در تجارت، صنعت و حکومت ها، دشواری های روزافزونی را در نگه داری و ایجاد رقابت بین نیروی کار پدید آورده است.
«کلاس های سنتی [5] به قدر کافی مجهز نیستند که قادر به اعمال این تغییرات در جامعه باشند. همین امر موجب کاهش مهارت در نیروی کار و در نتیجه سبب انشعاب بخش های اقتصادی،سیاسی و ساختار جامعه شده است. »
شواهد حاکی از آن است که در طول سه تا پنج سال آینده به دلیل سرعت تغییرات، به دوره ای وارد خواهیم شد که آموزش ارائه شده برای نیروی کار، بلافاصله پس از دریافت ،منسوخ خواهد شد. از محدودیت های دیگر برای آموزش نیروی کار ،زمان و مسافت است، بنابراین استفاده ی روزافزون از آموزش از راه دور در تعلیم و تربیت راه حلی برای این مشکل در دنیا به حساب می آید. مدارس، دانشگاه ها، شرکت ها و سازمان ها، آموزش راه دور را به عنون هدفی برای آموزش و توسعۀ برنامه های آینده شان مورد استفاده قرار می هند.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 4312 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 165 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده..........................................
فصل اول ( کلیات تحقیق )
1-1بیان مسئله.................................. 3
2-1اهمیت موضوع تحقیق و انگیزش انتخاب آن........ 7
3-1اهداف پژوهش................................. 8
4-1فرضیه های تحقیق............................. 8
5-1جامعه آماری و محدوده زمانی و مکانی پژوهش.... 9
6-1روش تحقیق................................... 10
7-1ابزار گردآوری اطلاعات........................ 10
8-1سوالات پژوهش................................. 11
9-1مروری بر تحقیقات پیشین...................... 12
10-1تعریف عملیاتی متغیرها و واژه های کلیدی..... 15
فصل دوم (ادبیات و مبانی نظری )
1-2مقدمه....................................... 19
2-2رضایت شغلی و افزایش بهره وری................ 22
3-2رابطه شخصیت با موفقیت شغلی.................. 24
4-2رابطه رضایت شغلی با شخصیت افراد............. 25
5-2تعاریف رضایت شغلی........................... 27
6-2نظریه های رضایت شغلی........................ 33
7-2شاخص های رضایت شغلی......................... 34
8-2عوامل موثر بر رضایت شغلی.................... 35
9-2رضایت شغلی و بهره وری....................... 38
10-2عوامل موثر بر افزایش رضایت شغلی............ 41
11-2رضایت شغلی و تعهد سازمانی.................. 47
12-2پیامدهای رضایت شغلی و عدم رضایت شغلی....... 52
13-2رضایت شغلی و عملکرد........................ 55
14-2اندازه گیری رضایت شغلی..................... 56
15-2تعهد سازمانی............................... 57
فصل سوم (روش شناسایی تحقیق )
1-3مقدمه....................................... 61
2-3جامعه آماری................................. 61
3-3روش جمع آوری اطلاعات......................... 61
4-3حجم نمونه و روش اندازه گیری................. 62
5-3روش تجزیه و تحلیل داده ها................... 62
6-3محدودیت های تحقیق........................... 62
7-3ابزار اندازه گیری........................... 62
فصل چهارم ( تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق )
1-4مقدمه....................................... 66
2-4آمار توصیفی................................. 67
3-4آمار استنباطی.............................. 139
فصل پنجم ( نتیجه گیری و پیشنهادات )
1-5مقدمه...................................... 144
2-5نتیجه گیری................................. 144
3-5پیشنهادات.................................. 146
4-5پیشنهاد برای پژوهش های آینده............... 147
5-5فهرست منابع و مأخذ......................... 148
6-5پیوست........................................
فصل اول
کلیات طرح
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده..........................................
بیان مسئله..................................... 3
اهمیت موضوع تحقیق و انگیزش انتخاب آن........... 7
اهداف پژوهش.................................... 8
فرضیه های تحقیق................................ 8
جامعه آماری و محدوده زمانی و مکانی پژوهش....... 9
روش تحقیق..................................... 10
ابزار گردآوری اطلاعات.......................... 10
سوالات پژوهش................................... 11
مروری بر تحقیقات پیشین........................ 12
1-1 بیان مساله
هنگامی که فردی از طریق ابزار زبان با فرد دیگری ارتباط برقرار می کند ، رابطه ای میان آنان شکل می گیرد که نمونۀ آن را در طبیعت نمی توان یافت.همین توانایی برگرداندن اصوات بی معنا به کلمات گفتاری و نوشتاری ، مهم ترین امتیاز بشر ، یعنی زبان است. زبان ، رشد آن دسته از ویژگی هایی را ممکن ساخته است که انسان اندیشمند را از همۀ مخلوقات دیگر متمایز می سازد. پس تعجب آور نیست اگر فیلسوف آلمانی ، کارل یاسپرس [1] مدعی است که :« عالی ترین دستاورد انسان در دنیا ، ارتباط شخصیت با شخصیت است.(سهرابی و حیات روشنایی , 1384 ، 24)
و این ارتباط زمانی به مؤثر ترین شکل برقرار می شود که طرفین از مهارت ارتباطی و اجتماعی مناسب برخوردار باشند.
مهارت اجتماعی به آن دسته از مهارت هایی گفته می شود که ما در تعاملات میان فردی خود به کار می بریم. "کِلی" [2] بعد یادگیری را هم به این تعریف می افزاید ؛ او می گوید : « مهارت اجتماعی عبارت است از رفتار های معین و آموخته شده ای که افراد در روابط میان فردی خود ، برای کسب تقویت های محیطی یا حفظ آن انجام می دهند.
"مایکلسون"[3] و دیگران در ارزیابی نشانه های مهارت اجتماعی و ارتباطی به شش عنصر اصلی اشاره می کنند :
ارتباطات در سازمان به قدری حائز اهمیت است که یکی از صاحبنظران معتقد است که مدیریت یعنی هنر برقراری ارتباط. و "دیوید کوآک"[4] معتقد است بیشتر موفقیت مدیر در این است که بتواند از مهارت های انسانی ( ایجاد رابطه متقابل با افراد) استفاده کند.(پارساییان و اعرابی , 1384 ، 2)
"مینتزبرگ"[5] نیز سه نقش اصلی برای مدیران بر می شمارد که عبارتند از :نقش اطلاعاتی ، نقش تصمیم گیری و نقش ارتباطی. (همان ، 8)
رابرت کتز[6] نیز سه مهارتِ فنّی ، نظری یا تحلیلی و انسانی را برای مدیران ضروری می داند.مهارت انسانی یعنی توانایی در کار کردن ، درک نمودن و ایجاد انگیزش در فرد یا گروه. (همان ، 10)
رضایت شغلی :
رضایت شغلی از دو بعد قابل مطالعه و سنجش است :
1-رضایت از عناصرشغلی
رضایت ازعناصرشغلی ازیک دیدگاه ، گاهی تحت عنوان نگرش نسبت به موضوعات نامیده می شود ، زیرا چنین فرض می شودکه رضایت ازعناصرشغلی در واقع از نگرش های متفاوتی درباره اجزاء و عناصرگوناگون شغل تشکیل می شود، لذا می توان گفت کارمندان نگرش های خاصی درباره حقوق و دستمزد خود ، مدیران مافوق ، نوع کاری که انجام می دهد و محیط و شرایط کار دارا می باشند که همه این ها را باید چیزهایی دانست که یک فرد در سازمان به آنها توجه و استنباط خاصی ازآنها دارد . برخی نگرشهای مزبور ممکن است مثبت و برخی دیگر منفی باشند وهمه آنها از اهمیت یکسانی برخوردارنمی باشند . نگرش هایی که از اهمیت بیشتری برخوردارند درسه گروه قابل دسته بندی هستند : گروه اول نگرش ها،مربوط به نقش شغل می شود،مانند اینکه آیا شغل پویا وتحرک آفرین وجالب است یا خیر؟ گروه دوم نگرش هایی است که مربوط به مدیر مافوق می شود، مانند اینکه با ملاحظه است،با انصاف است ، شایسته است یا خیر؟گروه سوم نگرشهایی است که مربوط به حقوق و دستمزد می شود، مانند اینکه آیا کافی وعادلانه است یا خیر؟
2-رضایت کلی از شغل
دیدگاه دیگری که درمورد مفهوم رضایت شغلی وجود دارد، عبارت از مطالعه رضایت شغلی به عنوان یک حالت درونی وکلی از رضایت فرد است.در این دیدگاه فرض براین است که کارمند یک احساس درونی از رضایت یا عدم رضایت کلی دارا می باشد. درنتیجه ، تجربیات مثبت مانند داشتن همکاران صمیمی، حقوق خوب، مافوق شایسته و با ملاحظه وشغل جالب ،رویهم یک احساس درونی مثبت در فرد ایجاد میکند.از سویی دیگر،تجربیات منفی که ناشی از حقوق کم،کارخسته کننده یا آزاردهنده و وضعیت اعتراضآمیز می باشند.رویهم یک احساس درونی منفی ایجاد مینمایند. احساس کلی رضایت یا عدم رضایت یک احساس مرکب است که توسط شدت و فراوانی تجربیات مثبت و منفی فراهم می شود.
دیدگاه درباره حالت درونی براین فرض مبتنی است که رضایت شغلی را می توان ازطریق پرسش ازکارکنان راجع به اجزاء وعناصر گوناگون مربوط به شغلشان اندازه گیری کرد وسپس متوسط نگرشهای آنان را بدست آورد و به یک شاخص رضایت کلی دست یافت . دیدگاه اول که نگرش نسبت به موضوعات نامیده شد ،بر این فرض مبتنی است که موضوعات مختلف نباید با هم مخلوط شوند، بلکه؛ باید آنها را به طور جداگانه اندازه گیری و تحلیل کرد. تحقیقات انجام شده هر دو دیدگاه را تائید میکند.
پرسشنامههای رضایت شغلی نگرش های خاص گوناگونی ر ا راجع به عناصر شغل مشخص کرده اند. احساس رضایت یا عدم رضایت شغلی با هریک ازعناصر مزبور نوسان داشته است.مطالعات تجربی شواهدی ازحالت درونی را فراهم کرده اند چنان که مثلاً تغییر درحقوق بر رضایت از حقوق و نیز سایر نگرشهای مرتبط با حقوق مانند نگرش و احساس نسبت به مافوق که پیشنهاد افزایش حقوق را داده است تاثیر می گذارد.حالت درونی می تواند بوسیله تجربیات مثبت ومنفی مشروط شود، تحقیقات نشان داده است که حالت یا احساس درونی مثبت بوسیله محیط مناسب و مطلوب ایجاد می شود و احتمالاً توجیه کننده این است که چرا برخی کارکنان جهت گیری مثبتی نسبت به کار دارند(معمارزاده و الوانی،1374، 179).
ارتباطات اثربخش و رضایت شغلی :
وقتی اطلاعات، عقاید و احساسات از شخصی، گروهی یا منبعی به شخص، گروه یا منبع دیگری به منظور ایجاد تغییر در دانش، نگرش یا رفتار آشکار آنها انتقال می یابد فرایند ارتباط رخ می دهد (1). یکی از مشکلات فرایند ارتباط این است که مردم به ندرت قادرند مقاصد واقعی خود را به طور کامل به سایرین انتقال دهند، غالباً پیامهای (messages) فرستاده شده مقاصد واقعی آنان را بیان نمی کند. مدیران از ارتباطات برای هماهنگی وظایف و اعمال در درون سازمان استفاده می کنند، ارتباطات اثر بخش باعث ایجاد سازمانهای اثر بخش می شود(2).در سالهای اخیر پژوهشهای زیادی در خصوص رضایت شغلی و رابطه آن با ارتباط اثربخش و سایر عوامل مؤثر در رضایت شغلی انجام گرفته است. رابینز[7] در ایالت نیوجرسی آمریکا در مورد روابط کارفرمایان با زیردستانشان تحقیقاتی انجام داده است. اودریافت که مهارتهای ارتباطی مدیران و رفتار سازمانی می تواند در رضایت شغلی کارکنان نقش مهمی را ایفا کند. هاستینگز[8] () در تحقیق خود به این نتیجه رسید کـه مدیر می تواند بـا ایجاد زمینه روابط مؤثـر در سازمان انگیزه و رغبت شغلی کارکنان را افزایش دهد.
مون[9] در بررسی های خود خاطرنشان می کند که مدیران با ارتباط مناسب و درست می توانند به کارکنان در دستیابی بـه اهداف سازمانی و تصمیم گیـری عقلانی کمک کنند. کاکس[10] در پژوهشی که در مورد قدرت نفوذ و ارتباط مدیران انجام داد دریافت که یکی از مهارت های مدیر ارتباطی است. و مدیران می توانند با استفاده از مهارت های ارتباطی بر کارکنان نفوذ بیشتری داشته و در نتیجه باعث انگیزش بیشتر در کارکنان شونـد. بررسی هـا نشان می دهند که ارتباط مدیر بـا کارکنان یک جزء اصلی مدیریت است. مدیـر می تواند به شیوه های مختلف (مانند وسایل سمعی و بصری، ویدئو، نشریات و از این قبیل) با کارکنان ارتباط برقرار کند. مدیر با ایجاد ارتباطات اثربخش با کارکنان می تواند در افزایش روحیه گروهی و رضایت شغلی آنها نقش قابل ملاحظه ای داشته باشد. (حسن زاده و اعتصامی , 1380 ، 5)
با عنایت به موارد فوق مبنی بر اهمیت مهارت های ارتباطی در روابط رهبر – پیرو و نقش این مهارت در افزایش اثربخشی سازمانها و رضایتمندی کارکنان در سازمان ها، این مهارت بویژه در سازمان های فرهنگی مانند سازمان میراث فرهنگی می تواند نقش تعیین کننده ای داشته باشد .لذا سوال اصلی پژوهش حاضر این خواهد بود که :
آیا بین مهارت های ارتباطی مدیران ، با رضایت شغلی کارکنان پژوهشگاه و معاونت هنرهای سنتّی و صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی تفاوت معنی داری وجود دارد؟
1-2 اهمیت موضوع تحقیق و انگیزش انتخاب آن
امروزه در اغلب پژوهشهایی گه در سازمان های دولتی انجام می پذیرد ، بیشتر روی رضایت های بیرونی شغل مانند : حقوق و مزایا و پاداش و .... تأکید می گردد ، این در حالی است که عوامل درونی رضایت شغلی مانند مهارت های ارتباطی مدیران تأثیر به سزایی در افزایش رضایت شغلی کارکنان دارد. لذا با توجه به اینکه مهارت های ارتباطی به ویژه در فرآیند ارتباط رییس – مرئوس کمتر مورد توجه قرار گرفته است این پژوهش به مطالعۀ رابطۀ این دو پرداخته است.
1-3 اهداف پژوهش
هدف اصلی :
مطالعه رابطه بین مهارت های ارتباطی مدیران ، با رضایت شغلی کارکنان پژوهشگاه و معاونت هنرهای سنتّی و صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی.
اهداف فرعی :
1- 4 فرضیه های تحقیق
فرضیه اصلی :
به نظر می رسد بین مهارت های ارتباطی مدیران ، با رضایت شغلی کارکنان پژوهشگاه و معاونت هنرهای سنتّی و صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی تفاوت معنی داری وجود دارد.
فرضیه های فرعی :
1-5 جامعة آماری و محدودة زمانی و مکانی پژوهش :
جامعة آماری پژوهش حاضر عبارت است از کارکنان پژوهشگاه و معاونت هنرهای سنتّی و صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی.
محدودة زمانی پژوهش حاضر عبارت است از ماه های مرداد و شهریور 1388. و محدودة مکانی پژوهش حاضر عبارت است از پژوهشگاه و معاونت هنرهای سنتّی و صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی.که معاوتن هنر های سنتی در میدان ولیعصر (عج) مستقر می باشد و بخشی از پژوهشگاه در ساختمان مرکزی سازمان ، یک بخش در میدان بهارستان ( عمارت مسعودیه ) ، یک بخش آن در خیابان ملّت ، یک بخش در میدان امام خمینی ( ره) و یک بخش آن نیز در موزة ملّی ( پارک شهر – شهید فیاض بخش ) مستقر می باشد.
1 – 6 روش تحقیق
این تحقیق با در نظر گرفتن معیار زمان ، مقطعی ؛ با توجه به میزان ژرفایی ، پهناگر؛ با توجه به معیار وسعت ، در جامعه شناسی خرد و با در نظر گرفتن معیار کاربرد ، پژوهش کاربردی می باشد. و در نهایت اینکه این پژوهش از نوع ترکیبی توصیفی و همبستگی می باشد.
1 – 7 ابزار جمع آوری اطلاعات
ابزار جمع آوری اطلاعات در پژوهش حاضر یک پرسشنامه محقق ساخته برای سنجش مهارت های ارتباطی می باشد که همزمان مهارت های ارتباطات کلامی نظیر مهارت های : سخن گفتن ، شنود مؤثر ، بیان احساسات ، ارتباطات کتبی و... و مهارت های ارتباطات غیرکلامی نظیر مهارت های : ارتباطات آوایی ، ظاهر ، زبان بدن ، بیان چهره ای ، رفتار نزدیک شدن و ... را مورد سنجش قرار خواهد داد.
برای طراحی پرسشنامه ، از مشهور ترین پرسشنامه ها مانند : رفتار نزدیک شدن کلامی / پرهیز کلامی ، سنجش جهت یابی های زمان ، رفتار چهره ای و ... بهره برداری شده است.
همچنین برای سنجش رضایت شغلی کارکنان از پرسشنامه های استاندارد شاخص توصیفی شغل [11](JDI)استفاده شده است. پرسشنامه توصیفکننده شغل (JDI) که توسط اسمیت[12]، کندال و هالین[13] تدوین شده است شامل 54 سوال است. مقیاس امتیاز بندی این سوالات مانند مقیاس 5 امتیازی لیکرت بوده است و تحلیل نتایج با استفاده از راهنمای اسمیت صورت گرفته است رضایت شغلی ناشی از جنبه های مختلف شغل همچون پرداخت، فرصت های ترفیع، سرپرست، همکاران و عوامل محیط کاری همچون سبک سرپرستان، خط مشی ها و رویه ها، تعلق گروه کاری، شرایط کاری و مزایای شغلی است. در مدل JDI پنج عامل عمده بعنوان ابعاد رضایت شغلی مطرحند که عبارتند از:
1 – 8 سوالات پژوهش :
- سوال اصلی :
آیا بین مهارت های ارتباطی مدیران ، با رضایت شغلی کارکنان پژوهشگاه و معاونت هنرهای سنتّی و صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی ، تفاوت معنی داری وجود دارد؟
سوالات فرعی :
1 – 9 مروری بر تحقیقات پیشین :
تاریخچه مطالعات و تحقیقات انجامگرفته پیرامون رضایت شغلی:
بعد از جنگ جهانی دوم شناخت عواملی که میتواند موجب رضایت شغلی و تشویق افراد به کار شود, بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت.
مطالعات انجامگرفته پیرامون رضایت شغلی در سطح جهانی نشان میدهد که تا قبل از دهه 1920 تحقیق درباره این مهم در مدیریت صنعتی و بهویژه در مهندسی صنایع و همزمان با شیوه مدیریت علمی فردریک تیلور[14](1915-1856) در مورد عواملی مانند امنیت شغلی, انگیزه و رغبت و عوامل محیطی صورت گرفته است.
در دهههای 1920 و 1940 با شیوه مدیریت نهضت روابط انسانی, توجه بیشتری به گروه همکاران, گروههای غیر رسمی نظارت و سرپرستی در تعیین میزان رضایت شغلی معطوف شد, که میتوان به تحقیقات هاثورن و دیکسون در کارخانه وسترن الکتریک آمریکا توسط التون مایور[15] (1932) و رتایس برگر[16] اشاره نمود.
در سالهای1970-1950, شغل بهعنوان عامل تعیینکننده در ایجاد رضایت شغلی مورد توجه قرار گرفت. در سال 1952, واکر و گست[17] نتیجه مطالعه انجامشده بر روی 180 نفر از کارگران کارخانههای مونتاژ اتومبیل دیترویت را منتشر کردند. هدف از انجام این مطالعه ارزیابی میزان رضایت کارکنان از ابعاد مختلف شغل بود. کارگران نشان دادند که به طرز قابل قبولی از چیزهایی مانند حقوق, شرایط کاری و کیفیت سرپرستی احساس رضایت میکنند. و عدم رضایت خود را با کاری که عملاً انجام میدادند بیان کردند. در آن زمان فضای کارخانهها بسیار پر سر و صدا بود و شغلها بسیار تخصصی و استاندارد شده بودند. کارگران از شش جنبه شغل به عنوان علل ایجاد عدم رضایت نام بردند:
1- فضای مکانیکی ناشی از خط مونتاژ
2- تکراری بودن
3- نیاز به مهارت کم
4- درگیری کار
5- فقدان کنترل بر ابزار و فنونی که در شغل به کار گرفته میشوند
6- درگیری با بخش کوچکی از حلقه کامل تولید
مدیران در پاسخ به یافتههای واکر و گست و سایر مشکلات ناشی از تخصصی کردن شغل و اشتیاق عمومی برای جستجوی راههای ایجاد شغلهای غیر یکنواخت, دو نگرش جایگزین تحت عنوان " گسترش شغل" و " گردش شغلی" را ارایه کردند.
گسترش شغل یا غنی کردن افقی شغل یعنی: کارگری که در گذشته فقط انجام وظیفه خود را بر عهده داشت, اکنون علاوه بر وظیفه قبلی, بخشی از وظایف کارگران دیگر را هم انجام میدهدکه این نوع تغییر باعث افزایش تعداد وظایف یک نفر میشود, و از یکنواختی و کسالتآور بودن شغل میکاهد.
گردش شغلی یعنی: تغییر منظم کارکنان از یک شغل به شغل دیگر با این هدف که انگیزه و اشتیاق کارکنان افزایش یابد.
نتایج تحقیقات جامعهشناسان سازمانی معاصر بر این امر تأکید دارد که کارکنان زمانی از خود بیگانه و از کار بیزار میشوند که به فعالیتهایی مشغول باشند که پاداش ندارد, قابلیتها و نیروهای بالقوه آنها بیان نمیشود, حق کنترل ندارند و به نحو سادهای در ارضای نیازهای بیرونی مانند پول و ... وسیله شدهاند.
همچنین نتایج تحقیقات دانشمندان علوم اجتماعی نشان میدهد که شرط لازم و کافی برای از خودبیگانگی در کار, فقدان استقلال و کنترل شدید کارکنان در محل کار است.
در گزارشی آمده است که رضایت شغلی معلمان روزنامهنگاری در آمریکا بیش از سایر معلمان است, بهرغم آنکه کارشان بیشتر و سختتر است و درآمد سالانه کمتری دارند. احتمالاً وجود پایگاههای اجتماعی بالاتر این امر را توجیه میکند. ( 1385،www.jarfa.com)
در این خصوص پژوهش های فراوانی صورت گرفته است که از جمله می توان به نتایج برخی از آنها به شرح زیر اشاره نمود :
نتایج این پژوهش حاکی از آن است با که بیش از 80% پاسخگویان مهارت های ارتباطی را برای کتابداران بسیار ضروری ارزیابی نموده و با افزایش مهارت های ارتباطی کتابداران ، رضایت شغلی ایشان و رضایت ارباب رجوع و اعضاء کتابخانه افزایش می یابد.
نتایج این تحقیق نشان می دهد که با افزایش مهارت های ارتباطی کارکنان و به ویژه آشنایی ایشان با مقوله هایی چون کانون کنترل و همدلی ، اولاً آستانة تحمل افراد بالا رفته ، ثانیاً عوارض جسمی ناشی از استرس به صورت معنی داری کاهش می یابد.
نتایج تحقیقات حاضر نشان می دهد که با افزایش میزان مهارت های ارتباطی کارکنان ، میزان رضایت زوجین از روابط زناشویی افزایش یافته و افرادی که امتیاز بالایی در مهارت های ارتباطی کسب نموده اند ، تعارض های کمتری با همسر خود داشته اند.
1 – 10 تعاریف عملیاتی متغیر ها و واژه های کلیدی
تعریف مهارت های ارتباطی :
توانایی شناخت و همدلی[18] با دیگران ، برقراری ارتبا ط موثر[19] ، گوش دادن عمیق و پرسیدن سوالات مهم ، تشریک مساعی[20] ، مربی گری [21]و مذاکره کردن[22] از از اجزاء مهم مهارت های ارتباطی به شمار می رود.(آقایار و شریفی درآمدی , 1386 ، 34)
تعریف مفهومی رضایت شغلی :
عبارت « رضایت شغلی» به نگرش کلی فرد دربارۀ شغلش اطلاق می شود. کسی که رضایت شغلی اش در حد بالایی باشد ، به کارش نگرش مثبتی دارد ، ولی کسی که از کارش ناراضی است نگرش وی نیز نسبت به کارش منفی ایت.(پارساییان و اعرابی , 1384 ، 282)
تعریف عملیاتی رضایت شغلی :
در مدل JDI پنج عامل عمده بعنوان ابعاد رضایت شغلی مطرحند که عبارتند از:
- پرداخت: میزان حقوق دریافتی و انصاف و برابری در پرداخت.
- شغل: حدی که وظایف شغلی، فرصت را برای آموزش و پذیرش مسئولیت فراهم می آورد.
- فرصتهای ارتقاء: قابلیت دسترسی به فرصتها برای پیشرفت.
- سرپرست:توانایی های سرپرست برای نشان دادن علاقه و توجه به کارکنان.
- همکاران: حدی که همکاران، دوستانه، شایسته و حمایتی هستند. ( مقیمی ، 1384 ، 144 )
فصل دوم :
مطالعات نظری
فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه......................................... 19
رضایت شغلی و افزایش بهره وری.................. 22
رابطه شخصیت با موفقیت شغلی.................... 24
رابطه رضایت شغلی با شخصیت افراد............... 25
تعاریف رضایت شغلی............................. 27
نظریه های رضایت شغلی.......................... 33
شاخص های رضایت شغلی........................... 34
عوامل موثر بر رضایت شغلی...................... 35
رضایت شغلی و بهره وری......................... 38
عوامل موثر بر افزایش رضایت شغلی............... 41
رضایت شغلی و تعهد سازمانی..................... 47
پیامدهای رضایت شغلی و عدم رضایت شغلی.......... 52
رضایت شغلی و عملکرد........................... 55
اندازه گیری رضایت شغلی........................ 56
تعهد سازمانی.................................. 57
2 – 1 مقدمه
دیدگاهها و مفهوم سازیهای متعدد و گاه متناقضی درباره تعریف « رضایت شغلی» شکل گرفته و توسعه یافته است . برخی از صاحبنظران همچون هرزبرگ[23] آن را دارای دو بعد دانسته اند . یک گروه عوامل و شرایطی که فقدان آنها موجب عدم رضایت میگردد ولی تأمین آنها باعث ایجاد انگیزه شدید و قوی نمیشود بلکه فقط از بروز عدم رضایت جلوگیری میکند که آنها را عوامل بهداشتی یا مؤثر در حفظ وضع موجود یا عوامل بقاء مینامند . به زعم هرزبرگ این عوامل عبارت است از: طرز تلقی و برداشت کارکنان، شیوه اداره امور ، خط مشیهای سازمان، ماهیت و میزان سرپرستی، امنیت کاری، شرایط کاری، مقام و منزلت، سطح حقوق و دستمزد، استقرار روابط متقابل دو جانبه، سرپرستان، همگنان و مرئوسان و زندگی شخصی کارکنان. نبود این عوامل ممکن است چنان کارمندان را دچار عدم رضایت سازد که سازمان را ترک کرده و موجودیت آن را به مخاطره اندازند. از اینرو هرزبرگ این عوامل را برای تأمین و حفظ بهداشت و سلامت سازمان لازم دانسته است. دسته دوم عوامل مؤثر در ایجاد انگیزه هستند که وجود آنها موجب انگیزش و رضایت افراد ولی فقدان آنها تنها عدم رضایت ضعیفی را تولید میکند. بنابراین فقدان عوامل گروه دوم مترادف با عدم نگرش تلقی میگردد. بهنظر هرزبرگ عوامل مؤثر در ایجاد انگیزه عبارت است از: موفقیت کاری، شناخت و قدردانی از افراد وکار آنها، پیشرفت و توسعه شغلی، رشد فردی و ماهیت کار و وظایف محوله. - برخی دیگر آن را تک بعدی و شامل پاسخ به این دو پرسش دانسته اند که: الف ) در حال حاضر چه قدر از شغل خود راضی هستید؟ ب) تا چه حد از شغل خود رضایت می خواهید؟ به اعتقاد بسیاری از اندیشمندان صاحب نظر تفاوت بین آنچه فرد در حال حاضر دارد با آنچه به دنبال آن است ، می تواند شاخصی از رضایت شغلی باشد . پورتر[24] ، لافکوئیست[25] ، دیویس و هالند از این دسته اند. از سوی دیگر کاپل من نیز معتقد است که پژوهشگران حوزه هایی چون روان شناسی مشاوره تمایل دارند « رضایت شغلی» را به تفاوت بین آنچه فرد داراست ، در برابر آنچه خواستار آن است تعریف کنند. - دسته سوم معتقدند بسیاری از مفهوم سازیها و تعاریف « رضایت شغلی» دربر دارنده نوعی فرآیند ارزشیابی است. لوکه آن را حالت هیجانی خوشایند و مثبتی می داند که ناشی از ارزشیــابی شغــلی یا تجربه های شغلی فرد است . ولی اسمیت نظرش این است که گستره ای است که در آن محیط کاری ، تقاضاهای فرد را برآورده می کند. و یا رابینز که می گوید « رضایت شغلی» حاصل تفاوت میان تعداد پاداش هایی است که فرد دریافت می کند با مقدار پاداشی که فکر می کند باید دریافت کند . به عبــارتی می توان آن را یک فرآیند ارزشیابی تعریف کرد که آنچه را که یک فرد دارد در برابر آنچه خواستار آن است ، مورد بررسی قرار می دهد. (سادات , 1387، www.utj.com)
وقتی اطلاعات، عقاید و احساسات از شخصی، گروهی یا منبعی به شخص، گروه یا منبع دیگری به منظور ایجاد تغییر در دانش، نگرش یا رفتار آشکار آنها انتقال می یابد فرایند ارتباط رخ می دهد (1). یکی از مشکلات فرایند ارتباط این است که مردم به ندرت قادرند مقاصد واقعی خود را به طور کامل به سایرین انتقال دهند، غالباً پیامهای (messages) فرستاده شده مقاصد واقعی آنان را بیان نمی کند. اشتباهات دارویی و درمانی و تخلف از خط مشی ها غالباً نتیجه ارتباط غیر موثر است. مدیران از ارتباطات برای هماهنگی وظایف و اعمال در درون سازمان استفاده می کنند، ارتباطات اثر بخش باعث ایجاد سازمانهای اثر بخش می شود(2).
در سالهای اخیر پژوهشهای زیادی در خصوص رضایت شغلی و رابطه آن با ارتباط اثربخش و سایر عوامل مؤثر در رضایت شغلی انجام گرفته است. رابینز [26] در ایالت نیوجرسی آمریکا در مورد روابط کارفرمایان با زیردستانشان تحقیقاتی انجام داده است. اودریافت که مهارتهای ارتباطی مدیران و رفتار سازمانی می تواند در رضایت شغلی کارکنان نقش مهمی را ایفا کند. (3). هاستینگز [27]در تحقیق خود به این نتیجه رسید کـه مدیر می تواند بـا ایجاد زمینه روابط مؤثـر در سازمان انگیزه و رغبت شغلی کارکنان را افزایش دهد. مون [28] در بررسی های خود خاطرنشان می کند که مدیران با ارتباط مناسب و درست می توانند به کارکنان در دستیابی بـه اهداف سازمانی و تصمیم گیـری عقلانی کمک کنند. کاکس (Cox) در پژوهشی که در مورد قدرت نفوذ و ارتباط مدیران انجام داد دریافت که یکی از مهارت های مدیر ارتباطی است. و مدیران می توانند با استفاده از مهارت های ارتباطی بر کارکنان نفوذ بیشتری داشته و در نتیجه باعث انگیزش بیشتر در کارکنان شونـد. بررسی هـا نشان می دهند که ارتباط مدیر بـا کارکنان یک جزء اصلی مدیریت است. مدیـر می تواند به شیوه های مختلف (مانند وسایل سمعی و بصری، ویدئو، نشریات و از این قبیل) با کارکنان ارتباط برقرار کند.
مدیر با ایجاد ارتباطات اثربخش با کارکنان می تواند در افزایش روحیه گروهی و رضایت شغلی آنها نقش قابل ملاحظه ای داشته باشد.(حسن زاده و اعتصامی , 1380،www.ui.com)
رضایت شغلی چیست و چگونه می توان به آن دست یافت؟ این مسأله ای است که بسیاری افراد با آن دست به گریبانند. چه افراد جویای کار که می خواهند برای اولین مرتبه محیط کار را تجربه کنند و چه کسانی که سالهاست در حرفه خود مشغولند و از مشکلات آن رنج می برند. محیط کار هر انسانی خانه دوم اوست، چه بسیار افرادی که عمده ساعات شبانه روز خود را مجبورند در محیط کاری خود بگذرانند. ساده پیداست که این محیط نیز همچون خانه باید برآورنده حداقلی از نیازهای روحی و روانی افراد باشد تا آنها بتوانند ضمن کسب درآمد به ارتقای دانش حرفه ای خود پرداخته و خدمتی صادقانه ارائه دهند. عوامل متعددی وجود دارد که در کنار هم می توانند ایجاد کننده رضایت شغلی در افراد باشد. چه بسا تنها نبود یک عامل از مجموع این عوامل می تواند از ایجاد رضایت در فرد بکاهد یا حتی او را در زمره افراد ناراضی از شغل خود قرار دهد. میزان درآمد، وجهه اجتماعی، امکان ارتقای شغلی، نحوه مدیریت در محل کار، عدم تبعیض و میزان آگاهی فرد از شغل خود از مهمترین عوامل ایجاد رضایت شغلی در افراد است. میزان درآمد عاملی در انتخاب شغل و یکی از جدی ترین و مهمترین دلایل انتخاب شغل در افراد است به گونه ای که در بسیاری از موارد حتی می تواند باعث نادیده گرفتن عوامل دیگر باشد. گاه افرادی را می بینیم که با وجود داشتن مشاغل مهم، کلیدی و دارای پایگاه و وجهه اجتماعی تنها به دلیل کمی درآمد از شغل خود احساس رضایت نکرده به گونه ای که حتی در موارد بسیاری به تغییر شغل خود حتی با شغلهایی با منزلتی پائینتر اقدام می کنند. (ادمین،25/5/1388،www.kimia.com)
2 – 2 رضایت شغلی و افزایش بهرهوری
مشغله دائمی مدیران مقوله بهرهوری میباشدکه میخواهند تولیدات بیشتری از منابع موجود بدست بیاورند. روش متداول همان تقسیم بیشتر کار به اجزا کوچکتر است که بتدریج پرسنل مهارت زیادی در کارشان بدست میآورد. اما کسب چنین مهارتهائی یک زیان عمده دارد. انسانها آدم آهنی(ربات) نیستند و یکنواختی کارهای تکراری خاصه وقتی اراده و خلاقیت پرسنل در آن دخیل نباشد، دیر یا زود باعث ناراحتی روحی وی میشود و در پی آن غیبت و بیدقتی افزایش و علاقه به کار و کارائیاش کاهش یافته و در نهایت نرخ حادثه افزایش مییابد.
بدین ترتیب عوامل رضایت شغلی و افزایش بهرهوری به شرح زیر بیان میگردد:
1- عوامل محرک :عبارت است از فرصت برای کسب موفقیت، معروفیت و پیشرفت و ترفیع.
2- ثبات شغلی :برای پرسنل بسیار رضایتبخش است که شرکتی که در آن کار میکند، دارای وضع باثباتی باشد.
3- حقوق :البته منظور حقوقی نیست که پرداخت میشود، بلکه حقوقی است که معتقدند باید به آنها پرداخت شود.
4- پیچیدگی و تنوع شغل:در مقابل کارهای تخصصی ساده و یکنواخت، پرسنل کارهائی که توان ذهنی را به کار گرفته و به آنها فرصت استفاده از مهارتها، تجربه، خلاقیت، ذوق و استعدادشان را میدهد، بسیار دوست دارند. زیرا سبب ارضای بخشی از نیازهایشان شده و باعث میگردد که آنان خود را بهتر درک کنند.
5- شرکت در تصمیمگیریها: پرسنل علاقه دارند استقلال داخلی و اجازه انجام کار داشته باشند، حتی اگر این دو منجر به قبول مسئولیت باشد. آنها علاقه دارند بر روشها و ریتمهای کاری که انجام میدهند، کنترل داشته باشند.
6- توجه و وارد شدن به کار: پرسنل دوست دارند به خاطر پیچیدگی و تنوع کاریشان، از آنها خواسته شود که توجه بیشتری به کار مبذول دارند. این امر برای آنها بدین معنی است که، بیشتر از یک قطعه یدکی ارزش دارند، آنها در مقابل کاری که میکنند مسئول بوده و غالبا خودشان بازرس خود میباشند.
7- محصول: پرسنل علاقه دارند که نتیجه کار خود را کامل ببینند
8- مسئول : شخصیت یک مسئول مستقیم، اثری مهم در رضایت شغلی افراد دارد، همچنین بسیار اهمیت دارد که مسئول مستقیم در سطح خوبی از لیاقت و شایستگی باشد. اگر پرسنل به قضاوت مسئول اعتماد داشته باشند، طرز تلقیشان بهتر خواهد بود.
9- محیط: نباید از اوضاع فیزیکی محل کار غافل بود. یک محل کار مناسب باید عموما از نظر روشنائی،گرما، تهویه، سقف، صندلی، رختکن، حمام، کمکهای اولیه، محلهای(غذا خوری و استراحت) کامل باشد تا به این وسیله پرسنل رضایت داشته و سلامتشان تامین گردد.
10- روحیه: اشکال عمده ای که منشا سایر اشکالات دیگر شده است، روحیه نداشتن افراد است. مدیران بویژه مدیران سطح پائین و میانی از طریق دوستی و برقراری روابط صمیمانه بین پرسنلی که با هم کار میکنند، میتوانند به نحو قابل ملاحظهای در بالا بردن روحیه پرسنل موثر باشند.
11- تاثیرات خارجی: معمولاً افراد قادر نیستند زندگی خصوصیشان را از کارشان جدا کنند و بهمین دلیل در صورت بروز مشکلاتی در محیط خارج از کار، تاثیر آن مشکلات در محیط کار بصورت آرامش نداشتن و عدم تمرکز فکر نمایان میگردد. سرپرستان و مسئولان باهوش در رابطه با شناخت مشکلات پرسنل و اقدامهای ممکن برای رفع آنها عملکردشان به کاهش مشکلات پرسنل کمک خواهدکرد.(بی نا , 28/7/1388،www.ashena.com)
2 – 3 رابطه شخصیت با موفقیت شغلی
در این باره کلین[29] اظهار میدارد عواملی که در انتخاب شغل دخالت دارند با عواملی که باعث موفقیت میشوند، متفاوتاند. این خود سؤال مهمی است که برای موفقیت در شغل خاصی، چه نوع شخصیتی مناسب است؟ چون که فرد میخواهد با انتخاب شغل متناسب با شخصیت خود احساس ارزشمندی، عزت نفس، تعالی و والایی کند. اغلب اوقات به لحاظ خودخواهیها، افراد میخواهند ابتداء برای خود و سپس برای جامعه احساس ارزشمندی کنند. از اینرو دیده شده است که اگر کسی در شغلی احساس رضایت درونی، ارزشمندی و مفید بودن نکند، طولی نمیکشد که آن شغل را رها کرده به دنبال شغل دیگری میرود. به طور مثال لازمه شغل معلمی یا پرستاری داشتن حوصله فراوان است. حال اگر شخصی از این صفت برخوردار نباشد، مسلما نمیتواند معلم یا پرستار موفقی شود.
طبق نظریه انطباق شخصیت ـ شغل هالند، هماهنگی یا انطباق مناسب بین شخصیت فرد و شغل به رضایت شغلی میانجامد. هالند یک پرسشنامه بررسی خودگردان ساخته است که بر اساس شش سنخ شخصیتی که با طبقههای ویژهای از مشاغل مرتبط هستند، به هر فرد نمره میدهد. منطق او این است که از طریق انطباق سنخهای شخصیتی با مشاغل همخوان و مناسب، افراد علایق و تواناییهای درستی را متناسب با مقتضیات شغل پرورش میدهند. این امر انطباق موفقیت در شغل را تضمین میکند و موفقیت نیز سطح بالاتری از رضایت شغلی را ایجاد میکند(افراد به کارهایی علاقمند هستند که در آن خوب عمل میکنند). به طور کلی بررسیها از نظریه هالند حمایت میکنند.(خلج , 21/7/1388، www.pajoohesh.cim)
2 – 4 رابطۀ رضایت شغلی با شخصیت افراد
اصولاً افرادی که از شغلشان راضی باشند بهتر و موثر تر کار می کنند اما بررسی های اخیر نشان داده است افرادی که شخصیت قوی تری دارند، راضی تر بوده و کارآیی بیشتری دارند. به گزارش خبرنگار مهر، محققان روانشناسی دریافتند که رضایت شغلی صرفا در گرو محیط کار ، همکاران و میزان درآمد افراد نیست، بلکه برخی از افراد با شخصیتی که دارند در محیط های کاری گوناگون احساس رضایت کرده و با علاقه کار می کنند . بر اساس این گزارش ، چنین افرادی اعتماد به نفس بالایی داشته و از نظر روحی نیز با ثبات و عموماً برون گرا هستند. زیرا شخصیتهای برون گرا بیشتر تمایل به ارتباط موثر با دیگران دارند و همین امر در آنان موجب بروز احساس بهتر و رضایت بیشتر از کار می شود. در تحقیقی که بر روی چند هزار کارمند در محیطهای کاری صنعتی ، تولیدی و ساختمانی انجام شد، مشخص گردید رضایت شغلی و کارایی بهتر افراد با هم در ارتباط هستند اما برخلاف عقیده بسیاری از مردم، با هم رابطه علت و معلولی ندارند. درواقع عامل ایجاد رضایت نوع تفکر و شخصیت فرد است. شاید به همین دلیل نیز در بسیاری از کشورها قبل از به کار گیری و استخدام افراد علاوه بر توجه به سابقه ، تحصیلات و مهارتها ازآنها تستهای شخصیت گرفته می شود تا چگونگی تفکر و دید آنها به کار مشخص شود.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 50 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 67 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه...................................... 2
بیان مسئله................................. 3
ضرورت پژوهش................................ 5
هدف پژوهش.................................. 6
فرضیات پژوهش.............................. 7
روش پژوهش ................................. 7
کلید واژه ها............................... 8
فصل دوم : پیشنیه و تاریخچه پژوهش
مفهوم مدیریت.............................. 14
مکتب ها و نظریه های مدیریت................ 15
مدیریت علمی............................... 16
مدیریت علمی تیلور......................... 18
مدیریت اداری.............................. 20
عناصر مدیریت.............................. 21
v برنامه ریزی........................... 21
v سازماندهی............................. 22
v هدایت و انگیزش........................ 22
v نظارت و ارزشیابی...................... 23
v هماهنگی............................... 23
نظریه های کلاسیک مدیریت ................... 24
محدودیتهای نظریه های کلاسیک................ 25
سیر تحولات نظریه های سازمان و مدیریت....... 26
طبقه بندی های تاریخی نظریه های سازمان و مدیریت 27
اهمیت و ضرورت مدیریت...................... 28
تعریف مدیریت آموزش و پرورش................ 30
تاریخچه برنامه ریزی آموزش و پرورش......... 31
اهمیت تدریس............................... 33
تدریس و آموزش............................. 35
تاریخچه عقب ماندگی ذهنی در جهان........... 36
تعریف عقب ماندگی ذهنی..................... 39
v طبقه بندی طبق درجه کم هوشی........... 42
v مونته سوری............................ 43
v نظام آموزشی دکودر..................... 45
v هدف ها و مقاصد........................ 46
v سازمان دهی برنامه های آموزشی.......... 47
v برنامه کلاسی پیش از رفتن به مدرسه...... 48
تاریخچه برنامه آموزش و پرورش عقب ماندگان ذهنی در ایران 50
نقش مادران و پدران کودکان استثنایی........ 52
چه کاری از دست مدیران و معلمان ساخته است ؟ 53
نقش مدیران در بهسازی بهداشت روانی معلمان و دانش آموزان عقب مانده..................................... 55
بهداشت روانی.............................. 57
فصل سوم : روش اجرای پژوهش
مقدمه..................................... 59
طرح تحقیق................................. 59
جامعه آماری............................... 60
ابزار تحقیق............................... 60
روش اجرا.................................. 61
روش آماری................................. 62
روش تجزیه و تحلیل داده ها................. 62
چگونگی گردآوری داده ها.................... 63
محدودیت های تحقیق........................ 63
ارائه پیشنهادات مدیران در رابطه با موفقیت در کارشان 63
تحقیقات انجام شده در داخل و خارج از ایران در این خصوص 64
فهرست منابع............................... 69
سپاسگزاری :
ضمن قدردانی و سپاس از زحمات بی شائبه سرکار خانم فهیمه انصاریان که با راهنمایی های ارزشمند و پر ارج آموخته های خویش را چون چراغی فرا روی من نهادند.
فصل اول
مقدمه:
توجه به شناخت و آموزش و پرورش کودکان و دانش آموزان استثنایی و عقب مانده ی ذهنی یعنی افرادی که به دلایل خاص جسمانی و ذهنی – روانی – عاطفی نمی توانند از برنامه های عادی آموزشی به نحو مطلوب بهره مند گردد .
از نشانه های پیشرفت و اصالت و قوت و غنای فرهنگ و نظام آموزش و پرورش هر جامعه است .
کوشش در جهت شناسایی و برنامه ریزی و ایجاد تسهیلات آموزشی هر چه بیشتر برای کودکان و دانش آموزان عقب مانده ذهنی که عمدتاً به دلیل نیاز فوق العاده از اولویت خاصی برخوردارند ،گامی در تحقق اهداف مقدس انقلاب فرهنگی است .
مطابق ارقام و آمار بین المللی حدود 10 الی 15 درصد از کل دانش آموزان سنین مدرسه رو در هر جامعه ای به نحوی از انحاء نیاز به کل برنامه های آموزشی ویژه و خاص دارند ،در این رهگذر از جمله مسائل و مشکلات و موانع عمده کمبود قابل ملاحظه نیروی انسانی متعهد و متخصص و آشنا به اصول و روش های آموزش و پرورش استثنایی است ،در این میان نقش مدیران به عنوان الگو برای اولیا و مربیان از اهمیت ویژه ای برخوردار است ، زیرا کارآیی و اثربخشی هر سازمان تا حد قابل ملاحظه ای به نحوه مدیریت و کاربرد صحیح و مؤثر منابع انسانی بستگی دارد . بنابراین مدیران مدارس کودکان عقب مانده ذهنی باید به دانش و بینش لازم جهت مواجه شدن و حل مشکلات این عامل پیچیده و حساس مجهز شوند .
بنابراین ما در این پژوهش به دنبال آن هستیم که عوامل مؤثر بر عملکرد مدیران در این مرکز آموزشی ع . م . ذ در شهر تهران را بیابیم و بررسی کنیم . ( سلیمی اشکوری ، هادی ، 1370 ، ص 12 )
بیان مسئله:
امروزه در جهان ،عقیده بهداشت برای همه جنبه عمومیت یافته و به طور مکرر از شعارهای بهداشتی صحبت به میان آمده است اما متأسفانه ،عملاً با افزایش روز افزون بسیاری از انواع مشکلات بهداشتی از جمله عقب ماندگیهای ذهنی در جوامع مختلف مواجه هستیم .
موضوع عقب ماندگی های ذهنی در تمام ادوار تاریخ و در تمام جوامع و نیز در تمام طبقات مطرح بوده است اما انسان شناخت چندانی از آن نداشته است . اگر تعداد افراد عقب مانده ذهنی 3%کل جمعیت هر جامعه را تشکیل دهد ،اهمیت موضوع به خوبی روشن خواهد شد .
بخصوص هنگامی که ملاحظه می شود در استان اصفهان با در نظر گرفتن جمعیت حدود 4 میلیونی آن نزدیک به 400 هزار فرد معلول جسمی و ذهنی وجود دارد .
در سال 1347 دفتری به نام آموزش کودکان و دانش آموزان عقب مانده ذهنی در وزارت آموزش و پرورش ایجاد شد که این امر موجب توسعه مراکز و مدارس استثنائی در نقاط مختلف کشور گردید . این دفتر تا سال 1357 حدود 8000 دانش آموز (عقب مانده ذهنی ، نابینا ، ناشنوا ، ناسازگار و تیزهوش ) را تحت پوشش خود قرار داد .
اکنون در طی سال های گذشته توجه واقع بینانه ،خیر اندیشانه و عطوفت اسلامی مسئولین ایران و همکاری سازمان های دولتی و ...... با تلاش های شبانه روزی آنان ما را بر این داشته که این گونه به بیان مسئله مورد پژوهش خود بپردازیم : بنابراین :
â آیا عملکرد مدیران مراکز آموزشی بر پیشرفت دانش آموزان عقب مانده ذهنی تأثیر دارد ؟
( شریفی درآمدی ، پرویز ،1373 ،ص 16 )
ضرورت پژوهش:
تا زمانی که کودک از لحاظ مغزی و بدنی در حد لازم رشد نکرده باشد و تا موقعی که از نظر کنش ذهنی به اندازه کافی تحول نیافته باشد ،در انجام فعالیت های حسی – حرکتی و درک مفاهیم عینی و انتزاعی ناتوان است . به همین دلیل متخصصین علوم تربیتی توصیه می کنند که باید فراگیری مهارت های کلیدی درسی از قبیل خواندن ،نوشتن و حساب کردن برای کودکان عادی از ابتدای سن هفت سالگی شروع می شود . بنابراین بایستی به کودکان عقب مانده ذهنی اجازه بدهیم در سن تقویمی بالاتری نسبت به کودکان عادی ،یادگیری مطالب و مواد درسی را آغاز کنند و یا مطابق با شرایط بدنی ،سن عقلی و سن تقویمی آنان در نوع و حجم برنامه های آموزشی تغییرات مفیدی ایجاد نمود تا به عملکردهای مناسب یادگیری منجر شود . همچنین عوامل دیگر در امر یادگیری آنها مثل تحول عاطفی ،سازش یافتگی فردی و اجتماعی ،آمادگی قبلی و ایجاد انگیزش ، تمرین و تکرار ، روش های تدریس و موقعیت یادگیری و ....... از عوامل بسیار مهمی هستند که مدیران آموزشی باید به آنها بپردازند . پس در نتیجه تأثیر عملکرد مدیران آموزشی ، در امر یادگیری و پیشرفت این کودکان حائز اهمیت است و باید به آن پرداخته شود .
( شریفی درآمدی ،پرویز ، ص 142 ، 143 )
هدف تحقیق:
هدف کلی :عوامل مؤثر بر عملکرد مدیران آموزشی مراکز دانش آموزان عقب مانده ذهنی است ،به عبارت دیگر دلیل انتخاب موضوع نقش و اهمیت ویژه ای است که عملکرد مدیریت در رابطه با کودکان استثنایی و عقب مانده ذهنی ایفا می کند .
اهداف جزئی :
1 )بررسی تأثیر مسئولیت پذیری بر عملکرد مدیران مراکز کودکان عقب مانده ذهنی
2 )بررسی تأثیر قدرت و اخلاق سرپرستی بر عملکرد مدیران مراکز کودکان عقب مانده ذهنی
3 )بررسی تأثیر برنامه ریزی و تنظیم آن بر عملکرد مدیران مراکز کودکان عقب مانده ذهنی
4 )بررسی تأثیر قدرت تصمیم گیری بر عملکرد مدیران مراکز کودکان عقب مانده ذهنی
5 )بررسی تأثیر نظارت و سرپرستی بر عملکرد مدیران مراکز کودکان عقب مانده ذهنی
6 )ارائه پیشنهاد در زمینه عوامل مؤثر بر عملکرد مدیران مراکز کودکان عقب مانده ذهنی
روش تحیق :
روش این پژوهش علمی ،مقایسه ای می باشد ،یعنی در این پژوهش محقق ناگزیر بود ،بر اساس روش مشخصی عده ای را در جهت مطالعه انتخاب نماید .
نمونه گیری ما در مطالعات ناگزیر هستیم از کل جامعه مورد مطالعه نمونه گیری نمائیم . (هومن ، 1374 )
روش تجزیه و تحلیل داده ها
بدلیل آن که هر کدام از گزینه های پرسشنامه عامل جداگانه ای را اندازه می گیرند و نمی توان از آن یک نمره یا مجموعه ای از نمرات را به دست آورد از آزمون مجذور کای استفاده شد .
فرضیات تحقیق (5 سؤال مطرح شود )
1 ) آیا مسئولیت پذیری بر عملکرد مدیر در مراکز آموزشی کودکان عقب مانده ذهنی تأثیر دارد ؟
2 ) آیا وجود قدرت و اخلاق سرپرستی بر عملکرد مدیر در مراکز آموزشی کودکان عقب مانده ذهنی تأثیر دارد ؟
3 )آیا داشتن برنامه ریزی و تنظیم آن بر عملکرد مدیر در مراکز آموزشی کودکان عقب مانده ذهنی تأثیر دارد ؟
4 )آیا قدرت تصمیم گیری بر عملکرد مدیر در مراکز آموزشی کودکان عقب مانده ذهنی تأثیر دارد ؟
5 )آیا نظارت و سرپرستی بر عملکرد مدیر در مراکز آموزشی کودکان عقب مانده ذهنی تأثیر دارد ؟
کلید واژه ها
تعریف عقب مانده ذهنی :
در این مورد تعریفی که بیشتر از همه مورد استفاده قرار می گیرد تعریفی است که توسط انجمن عقب ماندگی ذهنی آمریکا شده و بدین قرار می باشد :عقب ماندگی ذهنی عبارت است از اعمال هوش کمتر از حد متوسط که همراه با نقص رفتار انطباقی بوده و در دوران رشد به وجود می آید .
توضیح : اعمال عمومی هوش توسط آزمون های هوش انفرادی تعیین می شود و اگر نتیجه حاصله 70 و یا کمتر از آن باشد اصطلاح اعمال هوشی کمتر از حد متوسط به آن اطلاق می گردد . ( اشکوری ،هادی ،1370 ،ص 31 )
تعریف عقب مانده ذهنی
این تعریف شامل سه مفهوم کلی می باشد که بدین شرح است :
1 ) پایین بودن کنش هوش عمومی : به گفته و مقیاس های وکسلر هوشبهر 69 یا کمتر عقب مانده محسوب می شود .
2 ) رفتار سازشی : اشاره دارد به توانایی فرد در عملکرد مستقل فردی و مسئولیت پذیری اجتماعی .
3 ) دوران رشد و تحول : اشاره به اهمیت سال های حساس رشد و تحول از بدو تولد تا 18 سالگی .( شریفی درآمدی ، پرویز ، 1373 ، ص 19 )
انطباق :
درجه و حدی است که شخص می تواند مطابق معیارهای سنی و فرهنگی – رسیدگی ، یادگیری استقلال (بدون کمک به دیگران ) و مسئولیت اجتماعی از خود نشان داده و در صورت لزوم راه و روش دیگری متناسب با آن موقعیت اتخاذ نماید . به عبارت ساده تر رفتارهای انطباقی انتظاریست که دیگران از توانایی انجام اعمال مختلف یک شخص دارند . ( سلیمی اشکوری ، هادی ، 1370 ،ص 27 )
مدیریت
منظور از مدیریت فعالیت و عملی است که در موقعیتی سازمان یافته ،برای هماهنگی و هدایت امور در جهات هدف های معینی صورت می گیرد . مدیریت علمی تلقی می شود که بر دانش و یافته های علمی ،توانایی هنری ،مهارت فنی و اخلاق اجتماعی مبتنی است . به عبارت دیگر ، کسی را مدیر می دانیم که بتواند در محیط کار خود به اقتضای موقعیت ،اصول و یافته های علمی و مهارت های فنی را هنرمندانه و با رعایت موازین اخلاقی به کار بندد ، مشکلات را حل کند و هدفی را تحقق بخشد .( علاقه بند ،علی ،1385 ،ص 13 )
مدیریت یعنی هماهنگی منابع انسانی و مادی در جهت تحقق و تکمیل هدف های سازمان .(ج . رونزویک 1974 )
مدیریت در حقیقت عبارتست از اتخاذ تصمیم برای پیشبرد امور . بنابراین مدیریت یعنی اخذ اطلاعات و تنظیم آنها به منظور انجام عمل لازم سازمانی .
( جی ، دبلیو ،فورستر 1962 )
مدیریت عینی هماهنگی همه امکانات و منابع از طریق عملیات برنامه ریزی ،سازماندهی ،هدایت و کنترل ، بطوریکه هدف های مشخصی تحقق پذیرد .( ال سپسک 1974 ) (مرکز تربیت معلم ، 1373 ، ص 6 )
سرپرستی : از نظر لغوی در زبان انگلیسی سرپرست از دو واژه بزرگ و گسترده ، بینایی یا قدرت تصور و یا قدرت دید تشکیل شده است . بنابر تعریف ، سرپرست به کسی اطلاق می گردد که دیگران را هدایت و اداره می کند و در سازمان بر خلاف سایر رده های مدیریتی افراد غیر مدیر را اداره می کند .
(مرتضوی ،1372 ،ص 24 )
سرپرستی
â در متون فارسی سرپرست مترادف با سرور ،بزرگ و رئیس می باشد و سرپرستی به معنای مواظبت ، ریاست و سروری است . سرپرست نیز به کسی اطلاق می گردد که عهده دار مواظبت و نگهداری اشخاص ،اشیاء و یا سازمان ها و مؤسسات را دارا می باشد . ( معین ،1371 )
سرپرستی
در فرهنگ آمریکایی از سرپرست به عنوان فرد پیشرو ،در آلمان از سرپرست به عنوان کارگر پیشرو و در انگلیس آن را تحت واژه مسئول به کار می برند .
( بتیل ،1985 ،1 – 3 )
خلاقیت :
خلاقیت به مفهوم به کارگیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است . اما نوآوری بیشتر به مفهوم به کارگیری ایده های نوین ناشی از خلاقیت است که می تواند یک محصول جدید ،خدمت تازه ، یا راه حل جدیدی برای انجام کار باشد .(مدیریت و اصول پرستی ،دکتر رضا جوادین صفحه 57 )
خلاقیت ، پیدایی و تولید یک اندیشه و فکر نوست و به قدرت ایجاد اندیشه های نو اشاره دارد .
همچنین نویسنده ای دیگر ،خلاقیت را ایجاد آنچه قبلاً وجود نداشته است
می داند . (H.Knoot,1990,11)
کنترل :
کنترل فرآیندی است که مدیران از طریق آن تطابق عملیات انجام شده را با فعالیت های برنامه ریزی شده ،می سنجد . از این رو در برنامه ریزی فعالیت های یک سازمان جهت نیل به اهداف اساسی فرآیند کنترل بکار رفته . (استونر ، 1983 ،592 )
فصل دوم
مفهوم مدیریت
مدیریت را به گونه های متفاوت تعریف کرده اند . صاحبنظری مدیریت را هنر انجام کار به وسیله دیگران توصیف کرده و بر نقش دیگران و قبول هدف از سوی دیگران تأکید ورزیده است . ( Mary P.Follett,1918)
گروهی مدیریت را علم و هنر هماهنگی کوشش ها و مساعی اعضای سازمان و استفاده از منابع برای نیل به اهداف معین توصیف کرده و گروهی دیگر آن را در قالب انجام وظایفی چون برنامه ریزی ،سازماندهی ، هماهنگی ، و ...... بیان کرده اند . برای اولین بار گیوکیک این برداشت از مدیریت را در قالب واژه POSDCORBبیان کرد . (Luther,Gulick,1937)
یکی از علمای مدیریت و اقتصاد ،مدیریت را تصمیم گیری دانسته و این وظیفه را بهترین و اصیل ترین نقش مدیر قلمداد کرده است. (erbert,A.simon,1977)
مدیریت عبارت است از :
- هنر انجام دادن کار به وسیله دیگران ( فالت ، 1924 )
- فراگرد تبدیل اطلاعات به عمل – این فرآگرد تغییر و تبدیل را تصمیم گیری می نامیم . (فورستر ، 1962 )
- فراگرد هماهنگ سازی فعالیت فردی و گروهی در جهت هدف های گروهی (دانلی و همکاران ، 1971 )
- ایجاد محیطی مؤثر برای افراد که در گروه های رسمی سازمانی فعالیت می کنند . ( کونتز و اودانل 1972 )
- هماهنگ سازی منابع انسانی و مادی در جهت تحقق هدف ها (کاست و رزنرویگ 1974 )
- فراگرد برنامه ریزی ، سازماندهی ،رهبری و نظارت کار اعضای سازمان و استفاده از همه منابع موجود سازمانی برای تحقق هدف های مورد نظر سازمان (استونر و همکاران ، 1995 )
تعریف عملی تعریفی است که مفهوم مدیریت را به چند ملاک مشاهده پذیر وابسته می سازد .
از این رو اگر در موقعیتی ملاک های 1 )فعالیت تنظیم و سازمان یافته 2 )هدف ها 3 )روابط میان منابع 4 )انجام دادن کار به وسیله دیگران 5 ) تصمیم گیری مشهود باشد می توان گفت که در آن موقعیت ، مدیریت اعمال می شود . (کلاندوکینگ ،1972 )
مکتب ها و نظریه های مدیریت
تألیفات در زمینه مدیریت ،راجع به موضوعات متنوع ، و به وسیله نویسندگان گوناگون صورت گرفته است . نویسندگان اولیه ،دست اندرکاران زبده مدیریت بودند که ضمن توصیف تجارب عملی خود ، آنها را به صورت اصول تعمیم دادند . آنان ملاحظات عملی را مدنظر قرار داده و با نوشته های خود کوشیدند دیگر کارورزان مدیریت را در تجارب موفق خود سهیم سازند . در مقابل ، افراد دیگری بودند که صرفاً با ملاحظات علمی به مدیریت توجه داشتند . قصد و نیت اینان ،مطالعه عینی حقایق مربوط به مدیریت و سازمان ها ، و توضیح و تبیین آنها بود . بین این دو گروه عمل گرا و علم گرا ، افراد دیگری بوده اند که مطالعات و تحقیقات آنان به دانش مدیریت کمک فراوان کرده است . در میان آنان افرادی از حرفه ها و رشته های مهندسی ،جامعه شناسی ،روان شناسی ، مردم شناسی ،اقتصاد ،حقوق ،حسابداری ، علوم سیاسی ، ریاضیات و فلسفه دیده می شوند .
افکار و اندیشه هایی که صاحبنظران رشته های مختلف به قلمرو مدیریت وارد کرده اند ،موجب شده که در طبقه بندی اندیشه ها و نظریه های مدیریت ، دیدگاه های گوناگونی تشخیص داده شود . (علاقه بند ، علی 1384 ،ص 161 )
مدیریت علمی
نهضتی که در تاریخ تحول اندیشه های مدیریت به مدیریت علمی معروف است در اوایل قرن بیستم پدید آمد . بنیانگذاران آن ،کارورزان یا دانشمندان یا مهندسانی بودند که در مؤسسات صنعتی و دولتی کار می کردند و مهمترین مسئله مورد توجه آنان در مدیریت ،کارآیی بود ، یعنی بالا بردن سطح تولید و بیشینه سازی بازده . آنها کوشش کردند که مسایل سطح عملیات و تولید را با توسل به روش های منظم علمی حل کنند . در نتیجه در زمینه های طراحی ماشین آلات ، روش های انجام کار ، گردش کار ،و نظیر آن ،دانش و فنون مدیریت را توسعه دادند .
بنیانگذار این نهضت ،فردریک تیلور (1915 – 1856 ) در ابتدا ، کارگر ساده کارخانه بود که ضمن کار ، از راه تجربه ، مهندسی آموخت و به سرعت ترقی کرد . و به مهندسی کارخانه رسید .
او مجموعه عقاید خود را درباره مدیریت ، در کتاب اصول مدیریت علمی
(1911 ) منتشر کرد .
عقاید او در آن زمان مورد بحث و جدل شدید قرار گرفت و بعد از آن نیز همیشه موضوع بحث های فراوان بوده است . ویژگی بارز مدیریت علمی ،تأکید بر مدیریت در سطح عملیاتی ،مطالعه علمی عملیات به منظور تشخیص عوامل مؤثر بر آن ، و کشف مؤثرترین روش انجام کار است .
مدیر علمی تیلور
سیستم تیلور که به نام مدیریت علمی معروف است شامل دو عنصر اساسی است اول کشف تجربی بهترین طریقه انجام دادن هر عمل و اجزاء متشکله آن ،تعیین مدت زمان لازم برای انجام عمل تشخیص بهترین ابزار و ادوات لازم برای انجام عمل و چگونگی به کار بردن آنها در مرحله معینی از پیشرفت فنون و بالاخره تعیین بهترین طریقه جریان کار و توالی اجرای عملیات دوم تقسیم کار بین مدیران و کارکنان به نحوی که مسئولیت کشف بهترین طرق انجام دادن عملیات و طرح ریزی آنها ، تهیه ابزار و ادوات لازم ، قرار دادن مواد و وسایل مورد نیاز در دسترس کارکنان به مقدار مطلوب و در زمان و مکان مناسب ، و صدور دستورات و ایجاد تسهیلات مورد لزوم دیگر به عهده مدیران باشد .
به نظر تیلور فایده به کار بردن سیستم مذکور بالا بردن سطح تولید است که با جلوگیری از اتلاف وقت در کار ماشین و وسائل تولید از طریق حذف عملیات زاید و هماهنگی امور مختلف تولیدی حاصل می شود .
به نظر تیلور عناصر و مکانیسم مدیریت نباید با اصول آن اشتباه کرد زیرا مدیریت علمی در واقع فلسفه معینی است که از مجموعه اصول زیر به وجود آمده است .
اول – ایجاد علم واحدی برای انجام هر عمل بجای روش غیر علمی متداول .
دوم – انتخاب کارکنان طبق روش های علمی و تعلیم و آموزش آنان برای انجام وظایف محوله .
سوم – همکاری صمیمانه با کارکنان به منظور اطمینان بر این که نتایج کارشان با اصول و موازین علم موضوعه تطبیق کند .
چهارم – تقسیم تقریباً مساوی کار و مسئولیت بین مدیران بر اساس منطقی بجای روش متداول در گذشته که تقریباً تمامی کار و قسمت اعظم مسئولیت به کارکنان تحمیل می گردید .
هانری فایول در کتاب خود به نام اصول فن اداره برای مدیریت سازمان های اداری پرداخت وارویک و گیولیک و کونتز و داخل در کتاب های خودشان از اصول سازمان سخن می گویند که به شرح زیر است :
1 – اصل هماهنگی و وحدت هدف 2 – اصل سلسله مراتب 3 – اصل تخصص 4 – اصل وحدت فرماندهی 5 – اصل حیطه نظارت 6 – اصل اختیار و مسئولیت 7 – اصل تعادل 8 – اصول انعطاف پذیری و مداومت 9 – اصل کارآئی .
(اقتداری ، 1372 ،ص 20 – 15 )( H,Koont,1990,11)
مدیریت اداری
آنها مدیریت را فراگرد هماهنگ سازی تلاش گروهی در جهت هدف های گروهی تعریف کرده ،درصدد برآمدند که مدیریت را بر حسب کارکردهای مدیران در رده های مختلف سازمان توضیح دهند .
سرشناس ترین این افراد که غالباً از او به عنوان بنیانگذار مدیریت جدید نام برده می شود ،هانری فایول (1925 – 1841 ) است . او فرانسوی و مهندس معدن بود . او در سازمان های صنعتی ،شش گروه فعالیت را تشخیص داد :1 ) فنی (تولید ساخت )2 )بازرگانی ( خرید و فروش )3 )مالی (تهیه سرمایه و استفاده مطلوب ) 4 )ایمنی 5 ) حسابداری 6 )مدیریت
او نظریات خود را در اصول کلی مدیریت جمع بندی کرده است . اصول چهارده گانه فایول بدین شرح است :1 – تقسیم کار 2- اختیار و مسئولیت 3 – انضباط 4 – وحدت دستور(فرماندهی )5 – وحدت هدایت 6 – تقدم منافع عمومی بر خصوصی 7 – حق الزحمه کارکنان 8 – تمرکز 9 – سلسله مراتب 10 – نظم 11 – انصفاف 12 – ثبات شغلی و استخدامی 13 – ابتکار 14 – روحیه گروهی (علاقه بند ، علی 1384 ،ص 166 و 165 )
عناصر مدیریت
امروزه درباره عناصر مدیریت و یا وظایفی که مدیر به اعتبار و موقع سازمانی خود انجام می دهد وحدت نظر سنجی وجود دارد که عبارتند از :
برنامه ریزی
یکی از وظایف مدیر تنظیم برنامه عملیاتی است که زیر نظر وی هدایت می شود . برای این منظور لازم است که هدف های سازمان معلوم و مشخص گردد و خط مشی و موازینی برای هدایت مسئولان اجرای عملیات وضع شود از طرف دیگر ،برنامه های جاری باید بر حسب اطلاعات جدید و تغییرات شرایط اجرای عملیات در فواصل معین تعدیل گردد . برنامه ریزی مستلزم ، تشخیص مسائل و مشکلات پیدا کردن طرق مختلف برای حل مسائل سازمان ، بررسی و تجزیه و تحلیل نتایج هر یک از طرق مزبور و انتخاب طریقه ای است که باید پیروی شود . برنامه ریزی که عبارت از تعیین و تشریح هدف ها و تعیین خط مشی سازمان می باشد به نحوی که ضمن رعایت حاکمیت ارزش های مکتب بر محیط برنامه ریزی و عناصر آن بتواند سازمان را به هدف هائی که بر اساس آن شکل گرفته است نزدیکتر سازد . برقراری ارتباط جهت انتقال فرامین ، دستورات انجام کار ،و یا انتقال اطلاعات ، پیشنهادات و گزارشات از جمله عواملی هستند که در نحوه عملکرد و کارآئی سازمان تأثیر می گذارد .
ارتباطات :
رابطه منطقی بین فعالیت های یک سازمان است . مجاری ارتباط می تواند شفاهی یا کتبی ،محرمانه یا آشکار باشد و ارتباط در هر سازمانی می تواند به دو دسته افقی و عمودی تقسیم شود . ( جوادین ،رضا ،1385 ،ص 87 )
سازماندهی
سازماندهی که عبارت است از تعیین نوع عملیات و طبقه بندی آنها و معین نمودن وظایف و روابط اداری افراد در سازمان می باشد در سازماندهی تقسیم کار از اهمیت ویژه ای برخوردار است . سازماندهی به فرآیند تنظیم الگوی روابط کاری اطلاق می شود در حالیکه بدون سازماندهی هرج و مرج در محل کار پدید می آید و تقسیم کار ،تعیین مراتب و تنظیم روابط به درستی تحقق نمی یابد ،از این رو سازماندهی به سازمان اولویت می یابد . ( بیل ونیواستورم ،1990 ،138 – 137 )
هدایت و انگیزش
توانایی ایجاد حس نتیجه یابی ،کسب هدف و یا هدایتی که موجب جذب پیروان شود و یا توانایی خلق و ایجاد ارتباط مفاهیم به گونه ای که واضح و قابل درک باشد . ( جوادین ،1385 ،231 )
این دیدگاه وجود دارد که عملکرد افراد تابعی از توانایی و انگیزه های آنان می باشد . (مولنیز ، 1996 ، 480 )
از این رو مدیران جهت بهبود کارایی و اثربخشی سازمانی باید به سطح انگیزه افراد توجه داشته باشند ، تا با تشویق و هدایت آن ها موفق به کسب مقاصد و اهداف سازمان شوند .
(جوادین ، 1385 ،240 )
نظارت و ارزشیابی
نظارت به مفهوم مقایسه عملیات انجام شده با معیارهای تعیین شده قبلی می باشد که اقدامات اصلاحی برای جلوگیری از انحراف را به دنبال خواهد داشت . (سال دوم مراکز تربیت معلم ،ص 8 )
هماهنگی :
عبارت است از هم جهت ساختن وظایف و فعالیت های واحدهای مختلف سازمان در جهت رسیدن به هدف می باشد .(سال دوم مراکز تربیت معلم ،ص9)
نظریه های کلاسیک مدیریت
در مکتب کلاسیک یا سنتی توجه دانشمندان صرفاً به کالبد یا ساخت و ترکیب سازمان رسمی معطوف گردیده و به رفتار فردی و گروهی و سیستم اجتماعی سازمان عنایتی مبذول نگردیده است .و بر در سازمان های مورد مطالعه خود پنج خصلت مهم را دید که در واقع وجوه ممیزه این سازمان ها از سازمان های موجود در سازمان های گذشته بود .
1 – تقسیم کار 2 – تمرکز اختیارات 3 – برنامه منطقی و عقلائی برای اداره امور استخدامی 4 – قوانین و مقررات 5 – سیستم ثبت و ضبط
فایول در کتاب خود سعی می کند یک نظریه عمومی برای اداره امور جمیع سازمان ها ارائه دهد و در تعقیب این هدف از اصولی نام می برد .
(مانند تقسیم کار – اختیار و مسئولیت – انضباط – وحدت مدیریت و وحدت فرماندهی ) که به نظر وی در کلیه سازمان ها قابل اعمال است .
موضوع دیگر که در نظریه های فایول حائز اهمیت می باشد جدول توانائیهای مدیریت او است . فایول بر اساس تجربیات حرفه ای خود جدولی تهیه نموده است که :
| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 114 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 91 |
فصل اول
تاریخچه:
طهران بیش از آنکه تهران شود، عبارت بود از منطقه ای بی نام و نشان، با کوچه هایی خاکی، خانه هایی خشت وگل، خیابان هایی ناهموار و بی درخت، 14 دروازه و جمعیتی چند هزار نفری که در سال 1209 شمسی، آقا محمد خان قاجار آن را به عنوان پایتخت خود انتخاب کرد و جانشینان او در صدد افزایش وسعت و جمعیت تهران بودند و چهار دروازه تنها راههای ورود و خروج به تهران محسوب می شد که عبارت بود از: 1- دروازه حضرت عبدالعظیم یا دروازه اصفهان.2- دوازه شمیران.3- دروازه دولاب.4- دروازه قزوین.
درآغاز تهران جمعیت آن خیلی کم بود ولی بعد از توجه شاه طهماسب به تهران کم کم جمعیت زیاد شد و در آن موقع شاه عباس صفوی نسبت به مرمت و نوسازی زیارتگاهها تمایل زیادی داشت و سفرهای خارجی ناصر الدین شاه به فرنگ باعث ورود ماشین های دودی به تهران شد و در دوره آقا محمدخان تدریجاً اداراتی با عنوان احتسابیه تأسیس شد که کارکنان آن محتسب نامیده می شدند و دارای دو شعبه با عناوین احتساب و تنظیف داشت و محتسب کارهایش را زیر نظر حکومت و شهردار انجام می داد و کارکنان شعبه تنظیف هم موظف بودند با وسایل و امکاناتی ابتدایی، زباله ها را از گوشه و کنار شهر جمع کنند و افرادی را استخدام کرده بود که با مشک کوچه و خیابان های شهر را آب پاشی کنند و مشروطه خواهان تصمیم گرفتند که به ساماندهی اوضاع شهر تهران بپردازند و کسی را به ریاست شهر منصوب کنند و اجرای امور شهری را به عهده او بگذارند که مسئولیت هایش مشخص باشد و آن ها را بر اساس اختیاراتی مشخص و از قبل تعیین شده انجام بدهند که این همان مقدمه تأسیس بلدیه شد.
ایجاد سازمان شهرداری تهران با عنوان بلدیه، پس از استعفای میرزا نصرالله خان مشیرالدوله به عنوان نخستین کابینه قانونی و مطابق خواست مجلس که وزیران باید مسئول و جواب گوی دولت باشند در 29 اسفند ماه سال 1285 هجری شمسی در مجلس اول مطرح شد.
درآن دوران سلطان علی خان وزیر افخم با این که عنوان ریاست وزرایی نداشت عملاً این وظایف شهردار را انجام می داد. درسازمان دهی ابتدایی، اداره بلدیه جزو تشکیلات وزارت کشور منظور گردید ومتعاقب آن نظام نامه بلدیه تقدیم مجلس شد.
این نظام نامه در 20 ربیع الثانی سال 1325 هجری قمری در 5 فصل و 108 ماده به تصویب نمایندگان رسید.
شهرداری از نظر لغوی از دو کلمه (شهر) و (داری) تشکیل گردیده که (داری) به معنای اداره و مدیریت و (شهر) پس از 1362 به جایی که دارای شهرداری باشد اطلاق گردید.
بنابراین از لحاظ لغوی شهرداری را می توان سازمان اداره شهر دانست و دراصطلاح شهرداری به واحدی گفته می شود که به منظور اداره امور محلی و ارائه خدمات عمومی مورد نیاز شهروندان در یک مرکز جمعیتی با خصایص شهری تشکیل می شود.
هدف اولیه از تأسیس بلدیه، حفظ منافع شهرها و برآوردن حوایج شهرنشینان مثل اداره کردن اموال منقول و غیرمنقول، نگهداشتن سرمایه های متعلق به شهر، ایجاد تسهیلاتی برای دسترسی آسان مردم به مواد غذایی، تمیز نگه داشتن کوچه ها، میدان و خیابان ها، روشن کردن شهر درشب بود و مقرر شد که از آن طریق یعنی دریافت عوارض از وسایل بارکش از مردم هزینه های جاری بلدیه و حقوق و مواجب رفتگران تأمین شود.
همزمان با تأسیس بلدیه، قانونی به تصویب مجلس رسید که براساس آن انجمن بلدیه وظیفه داشت نسبت به اشخاب شهردار با رأی و نظر مردم اقدام کند که بر این اساس اولین انجمن بلدیه در تهران تشکیل شد و شروع به کارکرد ولی بدلیل ضعف هایی که داشت، نمایندگان مجلس در صدد اصلاح قانون بلدیه برآمدند ودولت سعی داشت بلدیه را به خود وابسته کند که این امر تا زمان کودتای رضاخان در سال 1299 هجری شمسی بطور کامل عملی نشد. اما پس از کودتای 1299 و روی کار آمدن دولت سید ضیاءالدین طباطبایی و در سال 1300 شمسی اداره بلدیه رسماً وابسته به دولت شد و تحت نفوذ تصمیمات (قدرت سیاسی) وزیر نظر رئیس الوزرا قرار گرفت و نخست وزیر از طرف خود فردی را برای اداره بلدیه تعیین کرد.
با روی کار آمدن رضا شاه به عنوان نخست وزیر، دولت در 30 اردیبهشت سال 1309 قانون جدیدی برای تشکیلات بلدیه تصویب کرد. که ضمن آن قانون به منظور رفع مشکلات دولت در زمینه امور شهری تدوین شده و نحوه دریافت عوارض و مالیات ها را برای دولت مشخص کرده بود بلدیه ناچار بود براساس اهداف دولت کارکند که انتخاب اعضای انجمن بلدیه به صورت دو مرحله ای بود. در مراحل اول مردم عده ای از اعضای انجمن بلدیه را انتخاب می کردند یعنی 75 نفر را انتخاب می کردند و در مرحله بعد وزارت داخله از میان برگزیدگان مردم 11 نفر را به عنوان نمایندگان انجمن بلدیه تهران انتخاب
می کرد.
همچنین رئیس بلدیه از طرف وزارت داخله منصوب می شد و در سال 1308 چهار نفر بلدیه بنام بخش در 4 نقطه شهر تشکیل شد و در سالهای 1309 و 1310 تعداد بخش ها به 8 رسید. در سال 1319 بخش های مذکور به چهار برزن تبدیل شدند که در سال 1325 به 16 واحد افزایش یافت.
براساس مصوبه مجلس، محمد خان قاجار مأموریت یافت تا نظامیه بلدیه را تدوین کند که شامل 5 فصل و 108 ماده می باشد و بعد ها پایه و اساس شکل گیری شهرداری در تهران شد.
آن نظامنامه نامگذاری بسیاری از خیابان ها و کوچه های شهر و حتی شماره گذاری خانه ها و دکان ها را به دنبال داشت و بعد از اقدامات اولیه محمدخان قاجار، فرارشد مدیر امور تهران از میان کسانی انتخاب شود که آشنایی بیشتری باشاه و درباریان داشته باشد و تحت ضوابط خاصی کارکند. براین اساس در تاریخ 14 خردادماه سال 1286 و هنگام نیابت سلطنت ( عضدالملک قاجار) نمایندگان مجلس طرح تأسیس نهادی با عنوان بلدیه را تصویب کرد و برای او معاونی بنام بهرامی را در نظر گرفت. بهرامی چشم پزشک بود و برای تنظیم بودجه اداره بلدیه و انجام امور کارگزینی و محاسبات یک ارضی بنام مسروپیان را استخدام کرد.
بر اساس اولین بودجه بلدیه، حقوق ماهانه ای معادل 80 تومان تعیین و حکم مأموریت وی با امضاء وزیر داخله صادر شد. بزرگترین اقدام اعلم الدوله در مقام رئیس تهران، آن بود که بلدیه را صاحب دفتری مستقل کند وبر بالای ساختمان تابلوی اداره بلدیه را نصب کند گروهی اولین بلدیه چی را میرزاعباس خان مهندس باشی وعده ای دیگر خلیل خان ثقفی دانسته اند و گروهی نیز از محمدخان و محمدحسن خان قاجار نام می برند اما واقیعت این است که تا سال 1300 شمسی درهای تهران همچنان بر روی پاشنه سابق می گشت و هیچ کدام شهرداران، حتی اگر برنامه هایی برای تغییر سیمای پایتخت داشتند، بدلیل کوتاه بودن دوره مسؤلیتشان فرصت نیافتند کار چندان زیادی انجام دهند تا اینکه در آن سال، اراره بلدیه مورد بازنگری جدی قرار گرفت و با تقلید از قوانین بلدیه لندن دوره جدیدی از فعالیت بلدیه شروع شد.
(گاسپار ایپگیان) که به عنوان اولین رئیس دوره جدید فعالیت بلدیه در تهران از وی یاد می شود و از سال 1300 به این نظام منصوب شد، تأمین روشنایی خیابان های لاله زار، امیریه، علاءالدوله و استامبول را در کارنامه خود به ثبت رسانید و هم او بود که صاحبان دکان های لاله زار علاء الدوله
(فردوسی کنونی) و ناصریه را موظف کرد تا درهای مغازه هایشان را رنگ کرده و تابلوهایی خوانا بر سر در محل کسبشان نصب کنند وبلدیه دارای 6 اداره شد که مشتمل بر اداره صحیه و معاونت عمومی، اراه محاسبات و عایدات، اداره امور خیریه، اداره ساختمان روشنایی و آب، اداره تفتیش، سجل احوال، اداره کابینه پرسنل، تنظیمات بود.
بطوری که در تاریخ آمده است، او درسال 1302 پی ریزی و احداث وزارت خارجه، عمارت شهربانی کل کشور و ساختمان وزارت جنگ را در محدود میدان مشق سابق شروع کرد و کوشید تا بلدیه را صاحب خانه ای کند که متناسب با حجم مسئولیتهایش باشد و باچنان نیتی در فاصله سالهای 1300 تا 1302 به فکر احداث بنای بلدیه در میدان توپخانه افتاد و فضای آن میدان را که در زمان ناصرالدین شاه محل سکونت و تمرین توپ چی های حکومتی بود به فضای سبز تبدیل کرد و دستور داد عصرها، روبروی حوض وسط میدان مزقان یعنی موزیک بزنند و در همان سال ها بنیان ساختمان وزارت بهداری در شرق میدان را گذاشت و بنایی احداث کرد که کمی بعد تشکیلات بهداشتی تهران را در خود جای داد و تشکیلات نظمیه کل مملکتی و اداره عبور و مرور را هم در اطراف همان میدان تأسیس کرد و گفته می شود نخستین شهرداری بودکه حقوق شهروندی ساکنان تهران را مورد عنایت ویژه قرار داد.
پس از کابینه سید ضیاء الدین طباطبایی و روی کارآمدن رضاخان پهلوی، بلدیه تهران داری رئیسی بنام بوذر جمهری شدکه از افسران قزاق بود که او از سال 1302 تا 1312 در آن سمت خود باقی ماند و نتوانست تغییرات زیادی در چهره شهر ایجاد کند. بوذر جمهری در اولین اقدام خود میدان توپخانه را باکمک گرفتن از یک مهندس روسی و براساس نقشه ای برگرفته از میدان شهر پطروگراد باز سازی کرد. یکی دیگر از برنامه های او سنگفرش کردن بعضی خیابان های تهران از جمله خیابان امیریه و میدان توپخانه تا باغ شاه و آسفالت بسیاری از دیگر خیابان های تهران بود.
به اضافه اینکه در مدتی کوتاه با طراحی عناصر جدیدی شهر، شکل تهران را به طور کلی تغییر داد و برای اولین بار در تهران خطوط اتوبوسرانی شهری دایر ساخت که ابتدا دارای سه خط بود و پس از مدتی تعداد مسیرها بیشتر شد و همچنین عوارض جدیدی وضع کرد، گورستان مترو که جنوب شهر را به باغ فردوس تبدیل و مالیات خودروها، کالسکه ها و سایر عوارض شهری را که توسط شهرداران پیشین وضع شده بود، لغو کرد. از عمده مشکلات دوره شهرداری بوذر جمهری آن بود که آب کرج در اطراف زمین های جلالیه به تهران می رسید و سرچشمه اصلی رودخانه کرج به تهران محسوب می شد، اما بسیاری از شهروندان بی توجه به آلودگی آب، در ابتدا همان مسیر ودر ورودی آب کرج به تهران اقدام به شستشوی لباسها می کردند. آن وضعیت در سالهای متمادی ادامه داشت و بصورت یک رویه در آمده بود، به همین دلیل نیز بیماری های مرگ آور مثل تیفوس وبا و طاعون در شهر شیوع پیدا کرد که در سال 1308 بلدیه تهران به منظور جلوگیری از این موضوع برای اولین بار به فکر لوله کشی آب تهران افتاد، اما بدلیل فقدان امکانات چنان برنامه ای تحقق نیافت و بلدیه اجباراً برنامه ریزی هایی برای کنترل جوی ها و آب های سطحی شهر تهران انجام داد.
بعد از جنگ جهانی دوم، عزل رضاخان و به قدرت رسیدن پسرش محمد رضا فعالیت شهرداری به همان شکل سابق تا سال 1328 ادامه یافت. در سال 1328 به دلیل مشکلاتی که در سطح شهرها به چشم می خورد و از آن جا که مردم نقش چندانی در امور شهری نداشتند، دولت تصمیم گرفت انجمن های شهری را مجدداً فعال کند. اما چون به تشکیل انجمن های شهری قدرت دولت هم لحاظ شود، قدرت زیادی به انجمن های شهری و شهرداری داده نشد و آنها عملاً ویژگی های یک نظام تمرکز گرا را پیدا کردند. اما از دهه 1330 به بعد، با تغییراتی که در شرح وظایف و سیستم اداری شهرداری بوجود آمد، این نهاد شهری به شکل و شمایل امروزی خود نزدیک تر شد.
عزل و نصب های پیاپی شهرداران که از سال های اولیه بعد از شهریور 1320 شروع شده بود در سالهای بعد نیز همچنان ادامه یافت. ( موسی مهام ) شهردار جدیدی بود که در سالهای 1337 و 1338 شروع به کارکرد و نامش با بسیاری از فضاهای سبز تهران مترادف شد. وی که قبل از انتصاب به ریاست بلدیه تهران، با همین سمت در مشهد اشتغال به کار داشت، از بدو قبول مسئولیت، شروع به ایجاد آب نما، بولوار و گل کاری خیابان ها کرد و در راستای این تفکر که تهران باید برای ساکنانش شهری جالب و جذاب باشد، برای نخستین بار آب کرج را به تهران آورد و بولوار آب کرج را بین زمین های دانشگاه تهران و روستای جلالیه ساخت و میدان اسب دوانی جلالیه را که بعدها پارک لاله فعلی به جای آن ساخته شد، احداث کرد و پس از مدتی دستور داد هتل لاله کنونی را درکنار میدان اسب دوانی و مشرف بر بولوار بسازند. پس در قسمت ابتدای بولوار، اقدام به طراحی میدانی کرد که امروزه به میدان ولی عصر(عج ) شهرت دارد.
اهداف مراکز خدمات اجتماعی:
مرکز جامع خدمات اجتماعی به مجموعه ای اطلاق می شود که بر اساس اهداف سازمان رفاه اجتماعی اختیارات آن در مناطق 22 گانه شهرداری تهران راه اندازی می گردد و شامل امکانات و فضاهایی می باشدکه خدمات اجتماعی و حمایتی را از قبیل کار آفرینی،توانمندسازی مددکاری، مشاوره و سایر طرحهای حمایتی و تسهیلاتی را به جامعه هدف در هر یک از موضوعات اجتماعی ارائه می دهد. که هر مرکز می تواند یک یا چند منطقه شهری را تحت پوشش برنامه داشته باشد و در قالب طرحهای ناحیه محوری و محله کلیه امکانات و فضاهای مربوطه با سازمان را در نواحی نظارت نموده و هماهنگی لازم را انجام می دهد.
اهداف: 1) ارائه خدمات اجتماعی، فرهنگی و حقوقی به جامعه و گروههای هدف.
2) ارتقاء حس خودباوری، اعتماد به نفس در جامع هدف.
3) افزایش توانمندی ها و مهارتهای شهروندی.
4) کاهش ناهنجاری های اجتماعی و ارتقاء سلامت روانی جامعه.
5) ترویج فرهنگ تعاون و مشارکت در جامعه و شبکه سازی اجتماعی.
6) ارتقاء فرهنگ کارآفرینی، نوآوری و تغییر.
7) آسیب شناسی اجتماعی و کاهش آسیب ها از طریق فقرزدایی و آموزشهای اجتماعی محور.
8)کنترل و پیشگیری از بروز آسیب ها از قبیل اعتیاد، کودکان کار، تکدی گری.
9) فراهم نمودن زمینه حضور کار آفرینان و نخبگان در عرصه مدیریت و اقتصادی شهری.
10) شناسایی و توسعه فرصت های کسب و کار.
وظایف و اختیارات مراکز خدمات اجتماعی:
وظایف و اختیارات مراکز براساس اختیاراتی که در اساسنامه سازمان دیده شده تبیین گردیده و آن دسته از برنامه های اجرایی که تفویض اختیار از طریق مراکز جامع قابل پیگیری انجام می شود بطور خلاصه در زیر آمده است و بدیهی است سیاستگذاری های کلان در حوزه های ستادی سازمان قابل طرح و تصمیم گیری خواهد بود:
1- ایجاد بانک اطلاعاتی و اطلاع رسانی در خصوص گروههای شغلی متعدد شهروندان منطقه و محدوده جغرافیایی تحت پوشش و ایجاد ارتباط بین آنها.
2- رسیدگی به امور بهداشتی درمانی، مددکاری قضایی گروههای هدف مراجعین در واحدهای تحت پوشش و طبقه بندی ارجاع ایشان به مرجع ذیصلاح.
3- اجرای برنامه های کاهش آسیب های اجتماعی با مشارکت دیگر دستگاهها و نهادهای مربوطه.
4- بهره گیری از منابع انسانی و جلب مشارکت اقشار اجتماعی و توسعه
تشکل ها، NGO و شبکه سازی اجتماعی.
5- برنامه ریزی در اداره مراکز نگهداری موقت، گشت های مددکار شهر و برنامه های مرتبط.
6- راه اندازی واحدهای مشاوره کارآفرینی و کسب وکار، مشاوره حقوقی، مددکاری و مشاوره فردی، رفتارشناسی و روان درمانی.
7- برنامه ریزی در راستای مطالعه و شناخت آسیب های منطقه و اماکن در معرض افزایش آسیب و همکاری با معاونت های سازمان در راستای طرح ها و پروژه های موضوعی.
8- انجام امور اجرایی طرحها ی مصوب سازمان و ابلاغی به مراکز از قبیل طرح وام ازدواج، طرح هبه.
9- همکاری در توسعه مراکز کارگران فصلی وایجاد دفاتر کاریابی در مراکز در توسعه فعالیتهای کار آفرینی.
وظایف واحدهای مستقر در مراکز خدمات اجتماعی:
1- وظایف واحدامور آسیب ها:
آسیب اجتماعی به هر نوع عمل فردی یا جمعی اطلاق می شود که در چهارچوب اصول اخلاقی و قواعد عامل عمل جمعی جامعه محل فعالیت کنشگر قرار نمی گیرد و لذا با منع قانونی و قبیح اخلاقی مواجه می شودو شامل اعتیاد، خودکشی، ولگردی، طلاق، تکدی گری که موجب کاهش و یا از دست دادن کارایی و عملکرد مثبت فرد، خانواده یا گروههای اجتماعی می شود و افراد در معرض آسیب های اجتماعی نیز به افرادی اطلاق می گردد که رفتارشان به دلیل فشارهای اجتماعی و روانی ناشی از مشکلات اقتصادی، اجتماعی،فقدان مهارت های زندگی و ضعف در بکارگیری شیوه های مقابله احتمال بروز رفتار برخلاف هنجارهای اجتماعی از مسیر اصلی زندگی مناسب خارج شده اند افراد یا گروههای آسیب دیده اجتماعی می نامند. آسیبهای اجتماعی در شهرها و خصوصاً کلان شهرها روبه رشد و بسیار متنوع است، چرا که پدیده هایی چون رشد بی رویه جمعیت، مهاجرت، حاشیه نشینی، شکاف درآمدی و.... نموداری از زندگی شهری اند که بر رشد آسیبهای اجتماعی تأثیر گذارند. اهمیت بحث آسیبهای اجتماعی و پیامدهای ناگوار آن جهت شهروندان، شهرداری تهران را برآن داشته است تا با تأسیس مرکز خدمات اجتماعی و حمایتی شهر تهران با ارائه خدمات مشاوره ای و مددکاری به افراد درمعرض آسیب و آسیب دیده اجتماعی بتواند گامی مؤثر در جهت کاهش و کنترل آسیبهای اجتماعی بردارد. در این مرکز تلاش می شود در حوزه آسیب ها به افراد و خانواده هایی که به لحاظ مسائل و مشکلات خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی در شرایط بحرانی و آسیب زا قرار دارند، خدمات اجتماعی و حمایتی به موقع ارائه شود.
خدمات تخصصی در حوزه آسیب ها: کلیه اقدامات در زمینه پیشگیری، کنترل و هدایت و کاهش آسیب های اجتماعی از قبیل آسیب شناسی اجتماعی، ارائه خدمات مددکاری، مشاوره حضوری و تلفنی، به افراد و خانواده های در معرض آسیب یا آسیب دیده می باشد.
اهداف آن شامل موارد زیر می باشد:
1- ارائه خدمات تخصصی به افراد در معرض آسیب های اجتماعی.
2- ارائه خدمات تخصصی به افراد و خانواده های نیازمند.
3- ارائه خدمات تخصصی به زنان سرپرست خانوار.
4- کاهش شرایط پرفشار و بحران زا به افراد در راه مانده.
5- کمک به ارتقاء امنیت فردی و اجتماعی شهروندان.
جامعه هدف آن شامل موارد زیر می باشد:
1- زنان سرپرست خانوار.
2- افراد و خانواده های نیازمند.
3- افراد و خانواده های در معرض آسیبهای اجتماعی.
4- افرد و خانواده هایی که در معرض بحران های مختلف اجتماعی، اقتصادی قرار دارند.
نحوه پذیرش مراجعان به صورت زیر می باشد:
1- خود معرف
2- معرفی از طریق شورایاریهای محلات
3- معرفی از طریق مراجع انتظامی قضایی
4- معرفی از طریق سازمانها و ادارات تابعه شهرداری
5- معرفی از طریق سایر نهادها و سازمانهای دولتی و غیر دولتی.
مقررات و اصول مربوط به پذیرش شامل:
1- کلیه افراد اعم از خود معرف و یا ارجاع شده از سایر نهادها، ارگانها و سازمانها موردپذیرش اولیه قرار می گیرد.
2- برای کلیه مراجعین به مرکز باید فرم مصاحبه اولیه توسط مسئول پذیرش مددکاری تکمیل گردد، چنانچه طبق ضوابط مشمول حمایت از خدمات مرکز نباشد راهنمایی های لازم توسط مسئول پذیرش صورت می گیرد و خدمات تخصصی مرکز بصورت سرپایی انجام می گیرد.
مقررات و اصول مربوط به دریافت تخصصی شامل موارد زیر می باشد:
1- ارائه خدمات صرفاً به شهروندانی امکان پذیراست که حائز شرایط تعریف شده مرکز باشد.
2- مرکز به صورت روزانه به ارائه خدمات به مراجعان می پردازد.
3- خدمات تخصصی مرکز به جز ایام تعطیل هر روز ارائه می گردد.
2. وظایف واحد مددکاری اجتماعی:
مددکاری اجتماعی یک خدمت حرفه ای است که بر دانش و مهارت های خاصی برای کمک به افراد گروهها یا جامعه قرار گرفته است تا بتواند استقلال شخصی و اجتماعی و رضایت خاطر فردی و اجتماعی بدست آورد و به عبارتی دیگر فرایند مددکاری باعث می گردد تا فرد آسیب دیده و یا در معرض آسیب اجتماعی بتواند به مرحله ای از پایداری اجتماعی و فردی و تداوم زندگی با دوام مثبت برسد.
مراحل پذیرش آن به این صورت است که:
1- ابتدا مصاحبه اولیه توسط کارشناس پذیرش مددکاری در بدو ورود مراجع انجام می پذیرد.
2- کارشناس پذیرش با توجه به مشکلات مراجع او را به واحد مددکاری ارجاع می دهد.
3- در واحد مددکاری ارزیابی از وضعیت اجتماعی، خانوادگی فرد صورت می گیرد و سپس خدمات می دهند.
شرح وظایف مددکار اجتماعی شامل موارد زیر می باشد:
1- برقراری و ایجاد ارتباط با مددجو.
2- انجام مصاحبه و تکمیل فرم شماره1 مددکار اجتماعی.
3- بررسی و ارزیابی وضعیت فردی،خانوادگی، اجتماعی و تکمیل فرم شماره2 مددکاری اجتماعی.
4- انجام بازدید از منزل و تهیه گزارش در صورت نیاز.
5- ارتباط با خانواده و بستگان مراجع در جهت حل مشکل در صورت نیاز.
6- ارجاع به قسمتهای تخصصی مرکز در صورت نیاز.
7- ارجاع به سازمانها و نهادها ی دولتی و غیر دولتی در صورت نیاز.
8- حمایت مالی در صورت نیاز شدید به صورت مقطعی بر اساس ضوابط مرکز.
9- برنامه ریزی به منظور حل مشکل مراجع و پیگیری امور مربوط به آن
10- برگزاری جلسات مددکاری گروهی با مدد جویان یا خانواده های آنان.
11- شناسایی و هماهنگی سایر منابع اجتماعی موجود شهرداری در جهت کمک به حل مشکل مددجو.
12- ارائه خدمات در قالب مددکاری جامعه ای
13- پیگیری امور مراجعان پس از ارائه خدمات
14- همکاری با مسئول مرکز در انجام امور محوله
15- همکاری با واحد مشاوره مرکز
16- شرکت در جلسات داخلی مرکز
17- جلب مشارکتهای مردمی.
3. وظایف واحد مشاوره:
مشاوره یک جریان یادگیری و اطلاع رسانی و افزایش آگاهی است که از طریق مشاور با داشتن مهارت ها و صلاحیت های علمی و حرفه ای و آگاهی داشتن ایشان از محیط هدف می کوشدتا مراجعه کننده و یا گروههای هدف را با روش های منطبق برنیازمندی هایش یاری کند تا بیشتر خود را بشناسد و یا بینشی دقیقتر از نیازهای خود نسبت به محیط داشته و در رابطه اش با هدف های معین و واقع بینانه تر و بطور مؤثری مورد استفاده قرار دهد. آن دسته از خدمات مشاوره که در مرکز جامع خدمات اجتماعی ارائه می شود عمدتاً در محدوده مجموعه اهداف مرکز بوده و شامل مشاوره کارآفرینی و کسب و کار، مشاوره حقوقی، مشاوره، مددکاری و سایر موارد مربوط می گردد. گروههای هدف می توانند گروههای در معرض و یا آسیب دیدگان اجتماعی، خانواده ها و افراد نیازمند زنان سرپرست خانواد و کارآفرینان نیازمند مشاور و یا شبکه های اجتماعی می باشد.
مشاوره تلفنی، شامل خدمات مشاوره روان شناختی و حقوقی است که شهروندان تهرانی می توانند از طریق شماره تلفن 137 به صورت شبانه روزی از خدمات آن بهره مند شوند.
شرح وظایف مشاور حقوقی به صورت زیر می باشد:
1- انجام مصاحبه با مراجعان و ثبت مصاحبه ها و گزارشها در فرم مربوطه.
2- بررسی مشکلات قانونی جهت اجرای طرحها و ارائه پیشنهادات لازم.
3- ارتباط با مراجع قضایی و نیروی انتظامی در جهت رفع تنگناهای قانونی موجود درخصوص جامعه هدف
4- تهیه آمار و اطلاعات مربوطه و انجام سایر امورمحوله.
شرح وظایف مشاور پزشکی شامل موارد زیر می باشد:
1- ویزیت مراجعین ارجاع شده از واحد مددکاری و مشاوره.
2- ثبت شرح حال و اقدامات درمانی در فرم پزشکی.
3- همکاری با واحد مشاوره و مددکاری و رئیس مرکز.
4- بررسی وتأیید اسناد پزشکی و بیمارستانی مددجویان
5- ارائه مشاوره پزشکی لازم به مراجعین.
6- ارائه گزارش عملکرد رئیس مرکز.
7- شرکت در جلسات داخلی مرکز.
شرح وظایف کارشناسان پذیرش مشاوره شامل موارد زیر می باشد:
1- ارائه آمار و اطلاعات لازم به مسئول واحد مشاوره
2- توضیح وظایف مشاوران به مراجعین.
3- شرکت در جلسات داخلی مرکز.
4- شرکت در دوره های آموزشی.
5- تعیین زمان مراجعات بعدی.
6- طبقه بندی پرونده مراجعین.
7- مصاحبه اولیه با مراجعین.
8- تکمیل فرم پذیرش
9- توضیح وظایف مشاوران به مراجعین.
شرح وظایف روان شناس در واحد مشاوره حضوری شامل موارد زیر می باشد:
1- همکاری نزدیک با مددکار اجتماعی، پزشک، روان پزشک ومشاور حقوقی.
2- انجام مشاوره های لازمبسته به مسائل مراجعان مثل مشاوره شغلی، تحصیل.
3- در صورت وجود بحران زناشویی، تشکیل جلساتی برای مشاوره زناشویی.
4- درصورت نیازبه آزمون استفاده از هرگونه آزمون هوش و انعکاس نتایج آن در پرونده مراجع.
5- مصاحبه بالینی با مراجعان و تکمیل فرم مربوطه.
6- همکاری با رئیس مرکز در انجام امور محوله.
7- شرکت در جلسات داخلی مرکز.
شرح وظایف مشاور تلفنی شامل موارد زیر می باشد:
1- در صورت نیاز ارجاع خدمت گیرنده به مرکز خدمات اجتماعی و حمایتی جهت مشاوره حضوری یا مددکاری
2- در صورت نیاز مراجع ارجاع به مراکز ذیربط یا سازمان ها و نهادها جهت حل مشکل.
3- در جریان گذاشتن پلیس یا بستگان در مواقعی که احتمال خودکشی یا دیگر کشی وجود دارد.
4- مشاوره تلفنی با خدمت گیرندگان و ثبت آن در فرم مربوطه.
5- حفظ اخلاق حرفه ای خصوصاً در ارتباط با اطلاعات مراجع.
6- تشخیص به هنگام مشکلات مراجعان و مداخلات لازم.
7- همکاری با رئیس مرکز در انجام امور محوله.
8- ارائه گزارش عملکرد به مسئول مربوطه.
9- شرکت در جلسات داخلی مرکز.
4. وظایف واحد رشد و کار آفرینی:
کارآفرینی فرایندی است پویا برای تولید سود و ارزش افزوده و ایجاد رفاه عمومی و اجتماعی و با نگاهی دیگر هدف از کارآفرینی خلق ارزش، بکارگیری نوآوری ها در جامعه با تعیین فرصت ها درنظام اقتصادی جامعه به منظور افزایش بهره وری توسعه اشتغال و در نهایت رفاه اجتماعی است و در توسعه کارآفرینی شهری دو هدف عمده وجود دارد: پایداری اجتماعی،و توسعه کیفیت شهروندی و از سوی دیگر توسعه اقتصاد شهری و بکارگیری و استفاده از ظرفیت های حداکثری جامعه مدنظر می باشد که با ایجاد زیر ساخت های اجرایی در مناطق شهری و اجرای برنامه های هدفمند ترویجی آموزشی و اجرای طرحهای کار آفرینی به همراه برنامه های حمایتی و تسهیل گری تحقق می یابد.
یکی از مکانیسم هایی که برای بیش از دو دهه به منظور پرورش سازمان های کوچک و کمک به رشد کارآفرینی در کشورهای توسعه یافته و اخیراً در حال توسعه به کار گرفته شده، پیاده سازی مراکز رشد و کارآفرینی است. کسب و کارهای جدید از شرکتهای نوپایی آغاز می شوند که خدمات و کالاهای جدیدی را به بازار رقابتی عرضه می کنند وبا نام بنگاههای کوچک و متوسط شناخته می شوند.
امروزه نقش بنگاههای کوچک و متوسط در رشد و توسعه کشورها در سراسر جهان شناخته شده است و در نتایج مطالعات، تحقیقات و گزارشهای رسانه های گوناگون برآن تأکید می شود. از طرف دیگر، کارآفرینی و حمایت از کارآفرینان، مبحثی است که در ارتباط تنگاتنگ با بنگاههای کوچک و متوسط مطرح می شود. هریک از انواع مختلف مراکز رشد و کارآفرینی اهدافی را به صورت مشترک دنبال می کنند.
وظایف واحد رشد و کار آفرینی شامل موارد زیر می باشد:
1- اجرای برنامه ها و سیاست های کارآفرینی در راستای آیین نامه مراکز رشد و توسعه کارآفرینی.
2- جمع آوری و پیگیری اطلاعات کسب و کارهای منطقه با هماهنگی مناطق و محلات تحت پوشش
3- نظارت برکارگاههای مستقر در مرکز و دریافت گزارش عملکرد و نحوه پرداخت حق الزحمه و غیره.
4- تعمل با سایر نهادها و ادارات در خصوص مسائل کارآفرینی و گسترش کارآفرینی و توسعه اقتصاد شهری.
5- ارائه تبلیغات مرتبط با حوزه کاری و استفاده از امکانات و تسهیلات شهرداری های مناطق در زمینه گسترش و ترویج فرهنگ کارآفرینی.
6- ارائه مشاوره تخصصی با تشکیل دفاترمشاوره.
7- اجرای مصوبات کمیته های تخصصی کارآفرینی.
8- شناسایی و جذب وهدایت کارآفرینان و توسعه فضاهای کارگاهی.
9- تعامل، همکاری و هماهنگی با شهرداری های مناطق مربوطه.
10- حمایت از زنان سرپرست خانوار وفراهم آوردن زمینه ایجاد کسب وکار از طریق توانمند سازی آنها.
11- ایجاد زمینه همکاری، حمایت از نوآوری ها و خلاقیت های نیروهای جوان وافراد توانمند.
12- حمایت از واحدهای مستقر در مرکز، مدیریت و نگهداری مراکز با همکاری کارآفرینان.
13- تهیه بانک اطلاعاتی از کسب و کارهای منطقه، کارآفرینان ومراجعین متقاضی دریافت خدمات.
14- اطلاع رسانی به موقع و جامع در زمینه کلیه برنامه های آموزشی و ترویجی مرکز.
15- ارائه راهکارها و مکانیزم های بازاریابی جهت تولیدات و محصولات کارآفرینان و کمک به آنها در راستای تجاری سازی ایده ها ونوآوری ها.
واحد رشد کارآفرینی در واقع مجموعه ای است که با ارائه خدمات حمایتی، از ایجاد و توسعه حرفه های جدید توسط کارآفرینی که در قالب واحدهای نوپای فعال در زمینه های مختلف منتهی به فناوری و کسب و کار، تشکیل شده اند واهداف اقتصادی مبتنی بر دانش و مهارت دارند، پشتیبانی می کند. این خدمات شامل موارد زیر است:
1- تأمین محل کار (به صورت اجاره)
2- خدمات آزمایشگاهی (درصورت نیاز)، کارگاهی و اطلاع رسانی
3- خدمات مدیریتی، حقوقی، پروژه یابی و بازاریابی و اعتباری.
4- آموزش های تخصصی ویژه و مشاوره.
دوره رشد دوره ای است 6 تا 18 ماه که طی آن واحدهای مستقر در مرکز رشد به معیارهای رشد یافتگی دست یافته و پس از آن از مرکز رشد خارج می شوند. زمان این دوره با تصویب شورای مرکز حداکثر تا 6 ماه دیگر نیز قابل افزایش است.
اهداف دوره رشد شامل موارد زیر است:
1- بستر سازی جهت تجاری کردن دستاوردهای تحقیقاتی و ایده های خام.
2- ایجاد زمینه کارآفرینی، حمایت از نوآوری و خلاقیت نیروهای جوان و ماهر و تحصیل کرده.
3- ایجاد فضای لازم جهت گسترش و رشد واحدهای کسب و کار کوچک و متوسط.
4- تولید و توسعه محصولات و کالاها وخدمات قابل عرضه به بازار.
5- کمک به رونق اقتصاد محلی و شهری.
6- بسترسازی به منظور ایجاد فرصت های شغلی مناسب جهت جذب کارآفرینان.
خدمات واحد رشد شامل موارد زیر است:
1- حمایت مکانی از واحدهای مستقر در مرکز رشد.
2- نظارت برفعالیتهای واحدهای مستقر در تحقیق ایده محوری آنها.
3- نظارت بر روند رشد واحدها و تحلیل مستمر دستاوردها با هدف افزایش کارایی مرکز.
4- ارائه خدمات و مشاوره های مورد نیاز واحدها در راستای تبدیل ایده های نو به محصولات قابل تجاری شده و تجاری سازی آنها.
5- تلاش برای فراهم آوردن حمایت های قانونی جهت تسریع رشد واحد های مستقر در مرکز رشد و اعتبارات مالی از طریق دستگاههای ذیربط.
شرایط عمومی پذیرش واحدهای در واحد رشد شامل موارد زیر است:
1- متقاضیان دارای یک شخصیت حقوقی ( شرکت یا مؤسسه ثبت شده ) باشند.
2- حداقل یک نفر بصورت تمام وقت در محل استقرار مؤسسه حضور داشته باشند.
3- از اعضای اصلی حداقل یک نفر دارای مدرک تحصیلی، مهارتی و تجربی در زمینه کاری شرکت باشد.
4- فعالیت مؤسسه بر روی یک ایده تجاری که دارای توجیه فنی و اقتصادی مبتنی بر بازار است، متمرکز شده باشد.
5. وظایف واحد توانمند سازی:
توانمندسازی عبارت است از ایجاد و ارتقاء توانایی های گسترش دایره انتخاب های راهبردی فردی و اجتماعی گروههای هدف، آسیب پذیر و نیازمندسازی خود و اعضای خانواده آنها و برخورداری آنان از فرصت های اقتصادی، فرهنگی برای تغییر وضعیت زندگی خود می باشد.
اصول ناظر بر توانمندسازی شامل موارد زیر است:
1- مشارکت یکی از عناصر اساسی توانمندسازی است و بدون درگیری ومداخله فعال مؤثر و سازمان یافته گروه هدف، توانمندسازی حاصل نخواهدشد.
2- توانمندسازی فرایندی است تا پروژه و محصول بنابراین به توانمندسازی بایستی به عنوان فرایندی مستمر و پایدار نگریست که در جریان آن گروههای هدف به توانمندیها و صلاحیتهای لازم برای افزایش کیفیت زندگی خود و محیط اطراف خود می رسند.
3- توانمندسازی فرایندی است حمایتی در راستای رسیدن به توانمندی و خودکفایی مادی و معنوی.
4- توانمندسازی نیازمند توجه همزمان به فرد، خانواده و اجتماع است.
5- فرایند توانمندسازی با درگیری و مداخله و تسهیل گری درونی و بیرونی امکان پذیر است.
6- توانمندسازی باید در سه سطح خرد، میانی، کلان و در ابعاد مختلف فردی، روانشناختی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حقوقی برنامه ریزی و اجرا شود.
برنامه ها واقدامات اجرایی توانمندسازی شامل: 1- برنامه ظرفیت سازی و هماهنگی در مراکز
2- برنامه توسعه رفاه اجتماعی .
برنامه ظرفیت سازی و هماهنگی در مراکز شامل موارد زیر می باشد:
1- مستندسازی تجربیات در توانمندسازی
2- ایجاد بانک اطلاعاتی جامع گروههای آسیب پذیر با همکاری سایر واحدها.
3- مطالعه میدانی و تعیین سایت ها و موقعیت های آسیب پذیر.
4- تشکیل تیم کاری / تیم اجرایی
برنامه توسعه رفاه اجتماعی شامل موارد زیر می باشد:
1- ارائه حمایتهای حقوقی و قضایی به گروههای هدف.
2- ایجاد و گسترش مراکز خدمات مشاوره ای با هماهنگی واحد مشاوره.
3- گسترش فضاهای کارآموزی و کارآفرینی با همکاری واحد کارآفرینی.
4- ایجاد و تقویت بازارهای عرضه تولیدات به منظور تقویت اقتصادی گروههای هدف.
5- انجام طرحهای دیگر حمایتی و تسهیلاتی با هماهنگی معاونت توانمندسازی و کارآفرینی سازمان.
6- ایجاد زمینه های تسهیل درسترسی گروههای هدف به آموزشهای رسمی پایه فنی حرفه ای.
7- افزایش دسترسی گروههای آسیب پذیر بویژه زنان سرپرست خانوار به منابع و تسهیلات مالی.
8- تأمین نیازهای اساسی خانوارهای زن سرپرست درطول مدت آموزش تا رسیدن به اشتغال.
6. وظایف واحد اداری و مالی:
الف) وظایف واحد اداری شامل موارد زیر می باشد:
1- خریداری تجهیزات اداری و ملزومات اداری و پشتیبانی واحدهای مختلف.
2- تهیه گزارش عمکرد مراکز کارآفرینی و جمع آوری و تنظیم گزارش عملکرد با همکاری روابط عمومی.
3- رسیدگی به امور قراردادها، تنظیم و پیگیری اداری و قراردادها و هماهنگی یا واحد حقوقی.
4- پیگیری نامه ها و تشکیل بایگانی جهت ورودی و خروجی نامه ها، بایگانی مدارک اساتید پژوهشی ، آموزشی و ترویجی.
5- انجام امور پرسنلی کارکنان.
6- تشکیل پرونده برای اساتید و کارکنان غیر استخدامی و مشاورین.
ب) وظایف واحد مالی شامل موارد زیر می باشد:
1- انجام امور حسابداری، تنظیم اسناد حسابداری.
2- طبقه بندی و گزارش دهی اطلاعات مالی.
3- تهیه صورت های مالی، ترازنامه.
4- تنظیم سرفصل های بودجه و برنامه های مالی در مراکز کارآفرینی.
5- رسیدگی به اسناد و فاکتورهای هزینه و تهیه و تنظیم آیین نامه های مالی.
6- پیگیری امور حقوقی و دستمزد اساتید و مربیان آموزشی و پژوهشی.
7. وظایف واحد مطالعات اجتماعی:
1- انجام مطالعات آسیب شناسی منطقه ای و محلات.
2- الویت سنجی آسیب های اجتماعی محلات.
3- افکارسنجی و نگرش سنجیر و جمع آوری اطلاعات در حوزه آسیب ها.
4- تدوین شناسنامه اجتماعی محلات با روزکردهای مختلف بویژه GIS .
5- تعیین فرصت ها و شاخص های کارآفرینی وشغلی سطح منطقه.
6- تهیه جزوات، اطلاعات ترویجی در پژوهشهای اجتماعی.
7- ارایه خدمات پژوهشی با سایر بخشهای مرکز.
8- ایجاد ارتباط مطلوب و مؤثر با دفتر مطالعات اجتماعی هر منطقه.
9- کمک به برگزاری سمینارها و کارگاههای علمی با هماهنگی واحد آموزش.
10- ارزیابی وضع موجود و وضع مطلوب خدمات اجتماعی در سطح منطقه و محدوده تحت پوشش.
چارت سازمان:
معاونت امور مناطق و مراکز
شورای راهبری مرکز .............. مدیر مرکز جامع خدمات اجتماعی ............. سایر معاونت ها
|
|
آموزش، ترویج و مهارت آموزی
دفتر تشکل ها و شبکه سازی اجتماعی مشاوره کار آفرینی اهدای کالای هبه کاریابی و فرصتهای شغلی
آسیب های اجتماعی مشاوره حقوقی خدمات حمایتی خانه های کار آفرینی
طرحهای پژوهشی کارآفرینی مشاوره خانواده مددکار شهر طرحهای حمایتی
افکار سنجی، نظر سنجی بازارچه کار آفرینی
دادن خدمات خاص مثل وام ازدواج ،طرحهای موضوعی
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 196 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 163 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده
مقدمه
فصل اول کلیات
اهمیت موضوع.................................. 2
بیان مسئله .................................. 2
اهداف تحقیق.................................. 3
سوال تحقیق................................... 3
فرضیه ....................................... 4
روش تحقیق.................................... 4
محدوده مکانی ................................ 4
مشکلات ومحدودیت های تحقیق..................... 4
شیوه جمع آوری اطلاعات......................... 5
پیشینه و سوابق تحقیق......................... 5
منابع ....................................... 5
مفاهیم....................................... 5
فصل دوم : ادبیات تحقیق
تعریف و مفهوم بحران......................... 10
بحران هویت ................................. 10
هویت ملی و سرزمین .......................... 11
هویت و طبقه ................................ 12
هویت ملی و تقسیمات قومی .................... 13
بحران مشروعیت .............................. 13
بحران مشارکت ............................... 14
بحران های قومی ............................. 16
بحران های مذهبی ............................ 19
گروه های افراطی قومی ....................... 20
محیط بحران ................................. 21
ابعاد بحران ................................ 21
سطح بحران .................................. 21
ویژگیهای بحران ............................. 22
بررسی نظریه ای درباب رفتار در بحران ها ..... 24
نحوه حرکت بحران ............................ 25
مدیریت بحران ............................... 26
مکعب بحران ................................. 27
فصل سوم : تشریح وضعیت استان سیستان و بلوچستان از ابعاد سیاسی ، فرهنگی ، جغرافیایی ، تاریخی ، اقتصادی و اجتماعی
شهرستان زاهدان.............................. 31
شهرستان زابل................................ 34
شهرستان زهک................................. 38
شهرستان خاش................................. 40
شهرستان ایرانشهر............................ 43
شهرستان سرابان.............................. 44
شهرستان سرباز .............................. 47
شهرستان نیک شهر............................. 50
شهرستان چابهار.............................. 53
موقعیت جغرافیایی استان ..................... 55
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل زمینه های موثر در بروز بحران های ناحیه ای در استان سیستان و بلوچستان
مقدمه....................................... 102
انقلاب اسلامی و تحولات بنیادین اهل سنت ........ 104
اهل سنت و خبرگان قانون اساسی ............... 105
اهل سنت و رشد در ابعاد مختلف................ 106
اهل سنت و مطالبه مدیریت ها.................. 108
اهل سنت و تشکیلات سیاسی...................... 109
اهل سنت و موضع گیری سیاسی................... 111
اهداف کلان اهل سنت........................... 112
اختلافات جاری فی ما بین اهل سنت استان با نظام 113
تاثیر وهابیت بر نگرش فکری اهل سنت........... 118
مقدمه....................................... 120
تنش های قومی ............................... 120
پیشینه تاریخی قوم بلوچ...................... 120
از بین رفتن اعتماد بلوچ ها به حکومت مرکزی .. 123
تقویت احساس بیگانگی و قومیت گرایی .......... 124
خصوصیات فرهنگی – اجتماعی قوم بلوچ........... 125
قوم بلوچ پس از انقلاب اسلامی ................. 127
وضعیت قوم بلوچ در دوران دفاع مقدس........... 132
وضعیت قوم بلوچ دردوران سازندگی.............. 135
وضعیت قوم بلوچ در دوره دولت نهم و دهم ...... 140
فعالیت گروهک های معاند با نظام و اشرار با تاکید بر گروهک جندالله ............................................ 141
گروهک جندالله ................................. 146
علت و انگیزه همکاری افراد با اشرار.......... 147
حمایت بیگانگان از اشرار .................... 148
طرحهای منطقه ای در برخورد با اشرار ......... 150
فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهادهای کاربردی
نتیجه گیری ................................. 152
پیشنهادهای کاربردی ......................... 154
منابع ...................................... 157
فصل اول
کلیات
اهمیت موضوع
حکومت مرکزی در کشور ایران همواره برای غلبه بر چالشهای امنیتی، سیاسی،اجتماعی،فرهنگی و مذهبی منطقه با مشکلاتی روبرو بوده است و اقدامات مسلحانه اشرار در منطقه، ترانزیت موادمخدر جابجایی کاروانهای بزرگ موادمخدر، وضعیت قومی و مذهبی منطقه. مشکلات مرزی و ترددهای مربوطه باعث گردیده تا موضوع در ابعاد ذکر شده حائز اهمیت فراوان گردد.
این تحقیق در نظر دارد به منظور یافتن راه کارهایی جهت تقلیل مواردی که باعث بروز بحران در استان می گردد ، همچنین به تشریح اوضاع سیاسی، اقتصادی، امنیتی و اجتماعی و موقعیت سوقالجییشی استان بپردازد و راهکارهای مناسبی را در این خصوص ارائه دهد توجه به این راهکارها که براساس تجربیات حضور محقق در منطقه و همچنین مصاحبههای متعدد با دستاندرکاران ،محققین و مسوولین استانی است میتواند مورد توجه مسوولین امر قرار گرفته و ضریب امنیت ملی کشور را در آن منطقه به حداقل برساند.
بیان مسئله
بحران وضعیتی است ناپایدار که در آن تغییری ناگهانی در یک یا چند قسمت از عناصر متغیر نظم موجود ایجاد می گردد . در مطالعه جغرافیایی بحران ها نیز به 2 دیدگاه توجه
می شود. در نوع اول بحران ها به صورت کلی و در مقیاس جهانی مورد بررسی قرار می گیرد و در نوع دوم تحقیق شامل بررسی همه جانبه یک بحران خاص در یک محدوده جغرافیایی و دریک زمان مشخص است که در این حالت دیدگاه ناحیه ای یا موردی مبنای مطالعه است. بروز بحران ناحیه ای در حوزه سیستان و بلوچستان که شامل نوع دوم است متاثر از عواملی همچون تنش های قومی ،مذهبی و فعالیت اشرار و گروهک های معاند با نظام ج.ا.ا است که در صورت تشدید حتی باعث تقلیل مشروعیت و مقبولیت حکومت مرکزی نزد مردم منطقه شده و در مقابل کاهش اشرافیت و مدیریت حکومت مرکزی را در منطقه به همراه دارد . البته منطقه وسیع سیستان و بلوچستان در کشور ایران در طول تاریخ با این مشکل مواجه بوده و همواره دولتهای حاکم در راستای رفع مشکلات آن تلاش های زیادی نمودهاند.
همجواری با دو کشور افغانستان و پاکستان و قرار داشتن در مسیر بینالمللی ترانزیت موادمخدر از یک طرف و اتصال استان به کویر “لوت” و بیابانهای لمیزرع افغانستان و پاکستان و مهاجرتهای گوناگون و بافت غیرهمگون1 همگی باعث گردیده تا منطقه با ناامنیهای سیاسی و امنیتی مواجه باشد. و نقش آن را می توان در ایجاد بحران قابل بررسی دانست.
در این پژوهش سعی خواهد شدعوامل ایجاد بحران را که به صورت بالقوه و بالفعل در استان سیستان و بلوچستان همواره حکومت مرکزی را درگیر نموده است، مورد بررسی قرار گیرد نهایتاً راهکارهای مناسب و عملی در راستای مقابله با این تهدیدات ارایه گردد. از این جهت مهمترین اهداف تحقیق به صورت موردی به شرح زیر خواهد بود:
1-تشریح اوضاع سیاسی، امنیتی، اقتصادی ، اجتماعی وفرهنگی استان.
2-تدوین مهمترین عوامل بروز بحران در استان
3- بیان راهکارهای مناسب و منطقی در مقابله با تهدیدات و آسیبها
عوامل موثر در بروز بحران های ناحیه ای در استان سیستان و بلوچستان کدامند؟
فرضیه
بحران های ناحیه ای جنوب شرق کشور(استان سیستان و بلوچستان ) عمدتا تابع عواملی همچون تنش های قومی ،مذهبی و فعالیت گروهک ها و اشرار در منطقه با تاکید بر گروهک جندا.. به سرکردگی عبدالمالک ریگی می باشد.
روش تحقیق
بدلیل توصیف واقعیت های موجود در سطح منطقه و کشور و ارائه تحلیل از اوضاع حاکم بر مبنای بررسی داده های حاصله از تحقیق کتابخانه ای و میدانی این تحقیق توصیفی و تحلیل بوده است.
محدوده مکانی
حوزه تحقیق صرفا استان سیستان و بلوچستان می باشد.
مشکلات و محدودیت های تحقیق
1- عدم همکاری لازم از سوی برخی نهادهای استانی در جهت ارائه اسناد و مدارک مورد نیاز و وجود محدودیت زمانی در بهره برداری از اسناد موجود.
2- عدم وجود ارقام و آمار جدید و و دقیق در ارتباط با موضوع پایان نامه
3- با توجه به شرایط و وضعیت موجود در استان ( فعالیت اشرار و گروهک های معاند از جمله گروهک ریگی در منطقه ) باعث گردید ، انجام تحقیقات و اخذ اطلاعات میدانی از طریق مصاحبه با سختی صورت پذیرد.
شیوه جمع آوری اطلاعات
اسنادی ،کتابخانه ای و میدانی: در جمع آوری اطلاعات از مدارک ،اسناد و مکتوبات کتابخانه ای ، استفاده از اطلاعات ارگانها و نهادهای استانی و همچنین از روش میدانی و مصاحبه با مسوولین و محققین استانی استفاده شده است.
پیشینه و سوابق تحقیق
جهت تکمیل مباحث تحقیق به منابع مختلف اعم از کتب ،اسناد ، پایان نامه ها ،نشریات و مجله ها و سایر مطالب مکتوب مراجعه و مشخص گردید که اهم موارد مندرج در آن پیرامون بحرانهای امنیتی و سیاسی بوده کمتر به مباحث قوی ممذهبی و فعالیت اشرار و گروهک های معاند موجود در استان اشاره داشته اند. ولی در این تحقیق سعی گردیده زمین های بروز
بحران های ناحیه ای بر اسای موارد فوق تشریح گردد. و به ارائه اه کار جهت حل این موضعات پرداخته شود.
منابع
دراین تحقیق از بیش از 30 منبع استفاده تحقیقی شده و از افراد مختلفی مصاحبه به عمل آمده که به دلیل رعایت برخی ملاحظات از نگارش نام برخی از این منابع خودداری شده است.
ناحیه:
یک ناحیه در جغرافیا هنگامی قابل تشخیص است و از یک شخصیت یکپارچه و متمایز از دیگر نواحی جغرافیایی برخوردار است که عوامل پیوند دهنده اجزاء آن بخوبی آشکار و قابل شناسایی باشد مانند واقع شدن در محیط جغرافیایی ویژه ای که از محیط های دیگر جدا و متمایز باشد یا واقع شدن در محیط اقتصادی ویژه ای که ساکنانش را به دلیل مشغله خاصی یکپارچه سازد یا اینکه ممکن است عوامل فرهنگی و معنوی باشد که محیط جغرافیایی - سیاسی ویژه ای را پدیدآورد.
سیستان و بلوچستان:
سیتان و بلوچستان منطقه دای است در جنوب شرق ایران با وسعتی در حدود 187502 کیلومتر مربع (وسیع ترین استان کشور) و با کشور پاکستان 900 کیلومتر و افغانستان 300 کیلومتر مرز مشترک دارد. در قسمت جنوب با دریای عمان به طول 270 کیلومتر مرز آبی دارد و از قسمت شمال و شمال غرب با استان خراسان رضوی و در قسمت غرب با استان کرمان و استان هرمزگان همجوار است.(زنده دل،1379:25)
هویت:
هویت پاسخی به نیاز طبیعی در انسان برای شناساندن خود به یک سلسله عناصر و
پدیده های فرهنگی تاریخی و جغرافیایی است
قوم یا قومیت:
قوم یک گروه اجتماعی است که در سرزمینی معین زندگی می کنند و اعضای آن اشتراکات تاریخی ،فرهنگی و زبانی باهم دارند که آنها را از اقوام دیگر متمایز می کند و قومیت. به خود آگاهی سیاسی گروه های مختلف زبانی ،مذهبی و نژادی در یک سرزمین نسبت به هویت خود و نیز تفاوت قائل شدن میان خود و سایر گروه های ساکن در همان منطقه است.(احمدی، 1378: 28 )
امنیت:
ادید ولفرز امنیت در معنای عینی فقدان تهدید در برابر ارزش های کسب شده را مشخص می نماید و در معنای ذهنی فقدان ترس و وحشت از وجود تهدید بر ضد ارزش ها را معین
می کند(ولفرز ،1379: 319)
بحران:
((یک لحظه تعیین کننده))،((مقطع حیاتی))،(( نقطه برگشتن برای بهتر یا بدتر شدن وضعیت)) نمونه هایی از تعریف بحران در فرهنگ لغات می باشد ولی از نظر برداشت عمومی بحران عبارت است از: بوجود آمدت شرایطی غیر معمول یا غیر متعارف در روند حرکت و به بیان دیگر بحران وضععیتی است ناپایدار که در آن تغییری نهاگهانی در یک یا چند قسمت از عناصر متغیر نظم موجود ایجاد می گردد.(معاونت آموزش ناجا ،1386: 23)
بحران های قومی:
هرگاه گروه های قومی در یک منطقه وضعیت ناپایدار و متزلزلی را برای حکومت مرکزی ایجادنمایند بطوری که این پدیده حالتی از نابسامانی را ایجادنماید یا نظمی مختل گردد و حالتی غیر طبیعی پدید آورد را بحران قومیت گویند.
بحران مشروعیت:
بحران مشروعیت می تواند به شکل تغییر در ساختار بنیادین یا ماهیت حکومت ، منبعی که حکومت مدعی است اقتدار عالی خود را وامدار آن می باشد ،یا آرمان هایی که حکومت ادعای ارائه آنها را دارد،تبیین و تعریف شود.
بحران هویت:
بحران هویت با دو بعد متفاوت نمایان می شود یکی مسئله پیدایش هویت قومی است همراه با گرایش خود مختاری ملی میان آن دسته از اقوام ایرانی که بخشی از آنان در بیرون از مرزهای ایران زندگی می کنند. مانند بلوچ ها، دوم پیدایش مفاهیم گوناگون از هویت ملی است بر مبنای برداشت های متفاوت از دولت ملی ،جامعه مدنی و گروه های قومی و رابطه ملیت و مذهب.
بحران مشارکت:
در تعریف بحران مشارکت می توان گفت وقتی نخبگان حاکم تقاضاها و یا رفتار افراد و گروه هایی را نامشروع و غیر قانونی تلقی نمایند که خواستار مشارکت در نظام سیاسی اند ،تعارضی روی می دهد . این تعارض را بحران مشارکت می نامند.
بحران فرهنگی:
دولت های سرمایه دار توسعه یافته برای برندازی کشورهای توسعه یافته که رشد ئ= و توسعه این کشورها با منافع آنان در تضاد است از طریق ارزش ها و فرهنگ مربوط به آن قدرت ها سعی می کنند سعی می کنند مردم را با ریشه های فرهنگی خود بیگانه کنند که در این صورت زمنیه بروز بحران فرهنک یفراه می شود.
بحران اجتماعی:
نابسامانی و اختلال در جامعه به نحوی که تعادل عمومی و روال عادی زندگی اجتماعی را مورد هدف قرار دهد باعث بروز بحران اجتماعی خواهد شد.
بطور کلی خروج از وضعیت و شرایط عادی را بحران می نامند ضمن اینکه بحران یک مرحله زمانی یا وضعیتی است که در آن کنترل رخدادها و تاثیر آنها کاهش می یابد.
بحران هویت
چهار شکل اصلی از بحران هویت وجوددارد اولین نوع بحران مزبور به احساسات مربوط به سرزمین و رابطه فضای جغرافیایی با احساسات ناسیونالیستی ارتباط می یابد دومین شکل آن وقتی رخ می دهد که ساختار اجتماعی و بویژه تقسیمات طبقاتی چنان گسترش یابد که مانع وحدت ملی کارامد گردد. سومین صورت آن با تعارض بین هویت های قومی یا دیگر هویت های فرو ملی و تعهد به یک هویت ملی مشترک سرو کار دارد. چهارمین شکل بحران هویت در اثر پیامد های روانشناسانه تغییر اجتماعی سریع و احساسات دوگانه نسبت به بیگانگان ایجاد
می شود. این نوع از بحران هویت عموما شکل احساسات عمیقا مختلط راجع به جهان مدرن و سنت های تاریخی یک فرد را به خود می گیرد.
وقوع 4 شکل مذکور از بحران ،امری امکان پذیر است چرا که مردم در روش هایی که بر اساس آنها هویت شان را نسبت به مکان ،طبقه ،قومیت و زمان یا تاریخ تعیین می کنند متفاوتند. ما بطور قرار دادی ،فروپاشی هایی را که در اثر تقسیمات عمیق ایدئو لوژیکی ایجاد می شوند ،از مقوله بحرانهای هویت مستثنی کرده ایم هرجا که مرزبندی ها بر مبنای معتقداات بنیادین وتمایزات اعتقادی ،از قبیل تقسیمات مذهبی ،رخ دهد می توانیم این تقسیمات را همانند بحران های هویتی به حساب آوریم که در راستای خطوط تعارضات قومی یا فرو ملی
ایجاد می شوند.
هویت ملی و سرزمین
مقوله هویت ملی در ابتدایی ترین شکل خود با نوعی احترام به مرزهای جغرافیایی یک کشور و پذیرش آن توسط تمامی کسانی ارتباط دارد که در درون آن مرزها قرار دارند. و همگی در میثاقی مشخص و مشترک در باب جامعه ای عالیه سهیم اند. در برخی از کشورهای تازه تاسیس به خاطر ماهیت ساختگی مرزهای فیزیکی ،بحران هویت به شکل آنی تبدیل می گردند.
اهمیت سرزمین در مسئله هویت ملی چیزی فراتر از احساس صرف در مورد افتخارات فیزیکی یا ملی است یکی از بخش های بنیادین سیاست بشری این است که معمولا شکل جغرافیای خاصی را به خود می گیرد و مرزهایش به سرزمینی شدن گرایش دارند . گرچه در زمان های گذشته نظام های سیاسی بر مبنای خون یا قبلیه سازماندهی می شدند ولی امروزه گرایش آنها عموما به واحدهای سرزمینی است. در جهان مدرن مفاهیم حاکمیت و سرزمین با یکدیگر پیوند استوارتی دارند و عموما فرض می شود که هر سرزمین توسط شخصی کنترل گردد و اگر که نظام حکومتی بر سرزمینی اعمال حاکمیت نکند ،نظام سیاسی دیگری این کار را انجام خواهد داد.
این بنیان سرزمینی سیاست که خود به خود امری آشکار است در عین حال حائز اهمیت نیز هست زیرا نشانگر این مفهوم است که در توسعه سیاسی همواره عنصری ناحیه ای وجود دارد که وقتی درباره توسعه اقتصادی یا اجتماعی سخن می گوئیم خود را ظاهر نمی کند .درسیاست مدرن وفاداری به یک مکان نقش بنیادین را داراست ودر شرایطی که به نظر می رسد برخی از اشکال نوسازی اجتماعی و اقتصادی به سوی الزامات جهانی تر پیش می روند ،این امر دیگر الگوی مناسبی برای توسعه سیاسی نخواهد بود. در عوض التزام به یک سرزمین و این واقعیت که هویت سیاسی ملاحظات جغرافیایی خاصی آغاز می گردد. بدین معنی است که در توسعه سیاسی همواره بین نیاز به دلبستگی به خاطرات ناحیه ای که تابه تمایزات سرزمین است و نیار به پذیرش احساسات جهانی تر نوعی کشمکش وجود دارد . بدین ترتیب در مفهومی بنیادین اولین گام برای ایجاد یک نظام حکومتی تعیین مرزهای سرزمینی آن است . یک بحران هویت مبتنی بر ملاحظات سرزمینی هنگامی به وقوع می پیوندد که پیشامدهای تاریخی از نظام حکومتی تعریف قراردادی جدید ارائه دهند یا نظام حکومتی کهنی دارای مرزهای جدید شود . مادام که عناصر جمعیت ساکن در داخل سرزمین مزبور نتوانند هیچ پیوندی با نظام حاکم برقرار کنند یا مادام که اکثریت عناصر نظام مزبور نتوانند سهیم بودن جمعیت های (از نظر سرزمینی )
حاشیه ای در نظام حکومتی و استفاده ازآان به عنوان ملاک تعیین هویت خود را بپذیرند. بحران مزبور ادامه خواهد یافت . مادامی که تردیدهای بنیادین در زمینه اینکه فلان سرزمین به کدام اجتماع حاکم تعلق دارد و حدود مرزی قلمرو کلی یک جامعه کدامند ،وجود داشته باشد نوعی بحران هویت نیز وجود خواهد داشت. .
حل چنین شکل سرزمینی از بحران هویت عموما به دگرگونی ای در پارامتر های بنیادین اجتماعی و اقتصاد نظام و برقراری یک رو بنای تکنولوژیکی پیچیده تر برای گردآوری کلیه سرزمین های جغرافیایی دور افتاده نیازمند است. توسعه ارتباطات برای ساختن جاده ها ،بسط اقتصاد ملی به کلیه مناطق عقب مانده ،گسترش نظام آموزش و پرورش ملی،و حضور نمادین نمایندگان اقتدار ملی همگی می توانند به حل این شکل از بحران هویت ملی کمک نماید. در حقیقت واقعیت های تاریخی نشان داده اند که روند اساسی پیشرفت تکنولوژیکی در کاهش میزان شیوع این نوع از معضل هویت موثر بوده است.
هویت و طبقه
ساختار اجتماعی و اختلافات خاص طبقاتی دومین منشاء مشکلات هویت ملی هستند اگر درکشوری گستردگی شکاف طبقاتی به اندازه ای باشد که در آن احساسی از منافع مشترک وجود نداشته باشد ،آن کشور حقیقتا همانطور که دیز رائیلی هم درباره انگلستان قرن نوزدهم گفته به دوملت تبدیل می گردد . در جهان معاصر احتمالا فقط در امریکای لاتین و بطور خاص در امریکای مرکزی است که ساختار اجتماعی می توانند صریحا به عنوان عامل مهم ممانعت از رشد احساسی از هویت واحد ملی تعریف شود . در افریقا ،خاورمیانه و آسیا تمایزات طبقاتی یا بندرت وجوددارد یا بیش از آن است که با پیوند های مذهبی و سنت جبران شده باشد.
هویت ملی و تقسیمات قومی
سومین نوع بحران هویت وقتی رخ می دهد که دولت به دلیل آنکه عناصر مهم جمعیت کشور به گروه بندی های فروملی التزام بیشتری دارند نمی تواند به عنوان یک واحد ملی کاملا کارامد اجرای نقش نماید این نوع از بحران هویت هنگامی بروز می نماید که کارویژه های دولت – ملت بواسطه عدم حمایت از سوی یک احساس قوی از ملیت نتوانند بطور رضایت بخش اجرا شود. دو راه اساسی برای حل بحران های هویت متکی بر گروه های قوی یا فروملی وجود دارد : همانند سازی و همزیستی مبتنی بر درجه ای از احترام و تحمل متقابل .کارل دبلیو دویچ شش عامل پویا را پیشنهاد کرده که ظاهرا نرخ همانند سازی را معین می کنند : میزان شباهت عادات ارتباطی ، سطح ظرفیت یادگیری از یک طرف و ظرفیت آموزش از طرف دیگر، دفعات تماس ، پاداش ها و کیفر های مادی ، ارزش ها و آرزو های هر دو گروه و بالاخره وجود شماری از نمادهای اجتماعی و سیاسی و موانع واقعی همانند سازی .
حل بحران هویت بوسیله همزیستی نه فقط مستلزم میزانی ازتحمل بلکه نیازمند اعتقاد به این امر است که حمایت مشترک از مقوله ملیت برای همه گروه ها سودمند تر از موجودیت های جداگانه و رقابت آمیز آنها است.
بحران مشروعیت
بحران مشروعیت می تواند به شکل تغییر در ساختار بنیادین یا ماهیت حکومت ،منبعی که حکومت مدعی است اقتدار عالی خود را وامدار آن می باشد ،یا آرمان هایی که حکومت ادعای ارائه آنها را دارد،تبیین و تعریف شود . آنچه در بحران مشروعیت اساسی است ،تغییر در روشی است که اقتدار حکومتی در آن تصور شده یا واقعا از طریق آن اعمال می شود.
به عنوان مثال اگر رژیمی سلطنتی سرنگون شود و رژیمی جمهوری جایگزین آن گردد ولی هیچ تغییر اساسی در نظام طبقاتی یا مشارکت مردمی روی ندهد ،در صورتی که این رخداد ،با تنش و احساسی حاکی از بحران همراه باشد نوعی بحران مشروعیت خواهد بود. در جهان امروزی بیشتر کودتاها نشانه هایی از بحران مشروعیت اند زیرا این کودتاها حکومت های نظامی را جایگزین حکومت های غیر نظامی می کنند تا به حسی تازه و بی نظیر دست یابند. علت اصلی بحران مشروعیت این واقعیت است که نشانه های خاص توسعه هموراه میزان درک تعداد بیشتری از مردم را بالا می برد و بنابراین دقت و حساسیت مردم را در یافتن راههائی غیر سنتی برای انجام دادن امور روزمره در تمامی مراحل زندگی افزایش می دهد لذا از حیث روانشناختی مردم بی وقفه می آموزند که برای زندگی محدودیت های بی قید و شرط کمتری وجود دارد
در کشورهای در حال توسعه امروزی بحران های مشروعیت بیشتر به عدم کفایت اشکال اقتدار در جامعه مربوط اند تا به اقتدار محدود غیر حکومتی .
حل تمای بحران های مشروعیت صرف نظر از علل اولیه آنها تا حدی نیازمند رهبری پویاست .اگر مسوولان مربوطه موجبات یک رهبری راستین را فراهم نمایند نهادهای حکومت به تنهائی می توانند بر ضعف های خود فائق آمده و افکار عمومی را هدایت نمایند . نهادهای حکومت درتحلیل نهائی ،نهادهای تصمیم گیری ومنبع الهام افکار انسانی می باشند. ماکس وبر با طرح سه نوع برجسته و آرمانی اقتدار (اقتدار سنتی ،کاریزماتیک و عقلائی قانونی )کمک زیادی به این دیدگاه استاندارد نمود. طبق این دیدگاه وقتی با ثبات ترین اوضاع وجود داشته باشد قویترین اقتدار نیز وجود خواهد داشت.
بحران مشارکت
در تعریف بحران مشارکت می توان گفت: وقتی نخبگان حاکم تقاضاها و یا رفتار افراد و گروه هایی را نامشروع و غیر قانونی تلقی نمایند که خواستار مشارکت در نظام سیاسی اند، تعارضی روی می دهد . این تعارض را بحران مشارکت می نامند بحران مشارکت در شرایط متفاوتی می تواند روی دهد . اول اینکه نخبگان حکومتی ممکن است معتقد باشند که به تنهائی حق حکومت دارند و بر این اساس تقاضاهای مشارکت سیاسی دیگر گروههای اجتماعی را نامشروع پنداشته و رد می کنند به عنوان مثال پادشاهان و اشراف اروپا با این تصور که با تکیه بر حمایت های مذهبی ،حق تاریخی و صلاحیت اخلاقی خود ،حق حکومت دارند با هرگونه تقسیم قدرتی مخالفت می کردند.
همچنین وقتی نخبگان قسمت اعظم قدرت را در دست داشته و از دادن سهمی از قدرت سیاسی به گروه های اقلیت خواهان آن دریغ می ورزند زمینه های بروز بحران مشارکت فراهم می گردد.
دومین علت بروز بحران مشارکت گروه های پرتوقع اند که ممکن است در نهادهایی تشکل یابند که نخبگان حاکم، این نهادها را غیر قانونی و نامشروع قلمداد می کنند به عنوان مثال نخبگان حاکم در شماری از کشورهای توسعه نیافته این اصل را می پذیرند که شهروندانشان برای تاثیر گذاری بر سیاست عمومی می توانند سازماندهی شوند ولی در عین حال انجمن های قومی را نیز گونه هایی غیر قانونی ونامشروع از گروه بندی های سیاسی به حساب می آورند.
سومین علت عبارت است از اینکه نخبگان حاکم به دلیل غیر قانونی و نامشروع بودن
روش های بیان تقاضای مشارکت سیاسی ،این تقاضاها را غیر قانونی و نامشروع قلمداد کنند. به عنوان نمونه نخبگان حاکم در نظام های تک حزبی ممکن است فقط به افرادی اجازه مشارکت دهند که به حزب یا نهادهای تحت کنترل حزب بپیوندند.در تانزانیا و و یوگوسلاوی مشارکت سیاسی تشویق شده و گونه های اصلی اختلاف عقیده مجازدانسته شده است مادامی که در چارچوب سازمان حزب صورت پذیرد . اما در هر دو کشورمزبور مشارکت سیاسی حزبی خارج از نظام تک حزبی ممنوع است . بنابراین یک بحران مشارکت وقتی می تواند حل شده تلقی شود که بین نخبگان حاکم ،نخبگان معارض ومشارکت کنندگان در سیاست بر روی مشروعیت تقاضاها و اعتبار رویه ای نهادی (که برای این تقاضاها ایجاد شده اند ) توافق جدید حاصل شود به عنوان نمونه نتیجه یک بحران می تواند تشکیل تجمعات و راه اندازی اعتصابات باشد. همچین یک نظام سیاسی وقتی بحران مشارکت را حل کرده است که بین صاحبان قدرت و جویندگان آن (که در رویه ها،نهادهاو تقاضاها آن را می جویند) اجماع نظر یا توافق گسترده ای حاصل شود.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 287 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 170 |
|
فصل اول مقدمه |
قرآن ، پیام روشن الهی است که همه ی انسان ها را به راستی و رستگاری دعوت می کند.
انسان در قرآن موجودی اجتماعی و مسئول است ؛ موجودی اجتماعی که بر او فرض شده در همه ابعاد زندگی، مسائل انسانی را که جایگاه خلیفه اللهی او را تثبیت می کند رعایت کند . شخصیت وی در جامع ه شکل می گیرد و هویت واقعی اش در اجتماع ظهور و بروز می یابد ، بنابراین قرآن کریم نه تنها به جامعه و اجتماع انسانی اهتمام دارد ، بلکه بهترین شکل جامعه و متمدن ترین صورت آن را بیان و معرفی می کند و به شئون اجتماعی انسان توجهی جدی دارد .
بی تردید ، انسان نیازمند زندگی گروهی و حیات اجتماعی است ، چون اجتماعی بودن لازم حیات او ست . ممکن است کسی در دیر یا صومعه ای زندگی انفرادی داشته باشد ؛ اما چنین زیستی برای وی زندگی انسانی یعنی حیات مسئولانه نخواهد بود ، زیرا زندگی واقعی انسانی آن است که بکوشد اولاً خود هدایت شود و ثانیاً در مقام هدایت دیگران برآید . اگر از علوم و فنون بهره ای ندارد ، از دیگر همنوان خویش یاد گیرد و چنانچه عالم است ، دانش خویش را به دیگران تعلیم دهد و اگر همگان عالم اند ، با تضارب آرا به مقام برتر علمی شان افزوده شود و به فن آوری و ابتکار موفق شوند . چنانکه در حال ضلالت وگمراهی هستند از راهنمایان ، هدایت جوید و در مقام هدایت ، هادی گمراهان گردد . در این گونه از جوامع انسانی ، فرد گوشه گیر یافت نمی شود ، چون چنین اموری لازم حیات انسانی است ؛ ولی زندگی فرد منزوی ، حیات به معنای مصطلح و واقعی نیست .
قوانین و مقررات قرآن به گونه ای تشریع شده است که می تواند جامعه انسانی را به کمال و سعادت رهنمون سازد و همه افراد جامعه را به فضیلت انسانی ارتقا دهد . روش اجتماعی قرآن همانند شیوه جوامع امروزی بر اساس بهره وری مادی و اجتماعی بر مبنای تقوای الهی است ؛ یعنی در جامعه دینی ، عدالت اجتماعی و شئون عبادی با هم پیوند خورده اند تا روح توحید و وحدانیت را در جامعه احیا کنند . لازمه حیات انسانی ، توجه به فضای جمعی و اجتماعی است ، زیرا ادامه حیات فردی برای او مقدور نبوده و ضرورت یا طبیعت ، وی را به سمت جامعه می کشاند ،از این رو لازمه خلقت آدمی ، ادامه حیات در نظام اجتماعی است .
بر این اساس ، دور از حقیقت و صواب است که گفته شود انسان ذاتاً تمایلی به جمع ندارد و ذات و طبیعت او انفرادی است و برای فرار از این نابسامانی ذاتی ، انسان ها دور هم گرد آمده و جوامعی را با اداره یک قدرت قانونی مرکزی تشکیل می دهند .
بیان مسأله
انسان از بدو خلقت برای آنکه به زندگی و حیات خویش معنا ببخشد ، نیازمند شناخت بوده است و این شناخت بدون ایجاد ارتباط باخود و پیرامون خود امکان پذیر نبوده است به عبارت بهتر ارتباط انسان با خود ، اجتماع ، طبیعت و بالاخره منشاء و مبدأ خلقت ،خداوند متعال عینیت می یابد ، در پرتو این شناخت و ارتباط است که می تواند بیندیشد و به واقعیت های هستی دست یابد و بر این اساس ، نقشی تعیین کننده در رسیدن به کمال و سعادت دارد .
قرآن یگانه معجزه جاویدان پیام آور رحمت و راهنمای انسان از سوی خداوند است . راهنمایی که راه ورسم چگونه زیستن و چگونه تعامل داشتن با دیگران را می آموزد با توجه به شرایط دنیای امروز و ضرورت ارتباط اجتماعی بین انسانها، بهره گیری از قرآن کریم به عنوان منشور هدایت و آگاهی بخشی به توده ها بشریت بسیار اهمیت دارد.
بهتر است برای توصیف نقش هدایت گری قرآن از خودش مدد بگیریم . خداوند متعال در سوره اسراء آیه9 هدف و کارکرد قرآن را اینگونه بیان می فرماید :
انّ هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم . «قطعاً این قرآن شما را به استوارترین راه هدایت می کند .» اسراء /9
از این رو بررسی شرایط ارتباطی مطلوب بین انسان ها از منظر آیات قرآن کریم با تاکید بر مضامین ارتباطی بسیار حایز اهمیت است. و بطور مشخص باید به دنبال پاسخ این پرسش باشیم که؛ نگاه قرآن کریم درباره ارتباطات انسانی در عرصه اجتماع چیست ؟ برای پاسخ به این سوال با توجه به آنچه در تقسیم انواع ارتباط انسان با پیرامون بیان گردید ارتباط با خدا ، خود ، محیط زیست (طبیعت) و اجتماع چهار حوزه ارتباطی انسان است .
برای نمونه به برخی از این نوع ارتباطات که در تقسیم بندی کلی از آیات قرآن برداشت می شود اشاره می کنیم :
1- ارتباط انسان با خدا موضوعاتی مانند : خداشناسی،نیاز انسان به خدا ، پرستش
2- ارتباط انسان با خود : خلقت و آفرینش انسان ، از کجا آمده ام ، آمدنم برای چیست ؟ و به کجا می روم ؟
3- ارتباط با طبیعت : شناخت طبیعت و محیط زیست ، زیبای آفرینش ،تعامل با محیط زیست ، منابع و نعمت های خدادادی
4- ارتباط انسان با اجتماع : تعامل و ارتباط بین فردی ، گروهی و اجتماعی ، شناخت افراد جامعه ، ارتباط موثر و سودمند و ارتباط مخرب و مضر و ...
آنچه دراین تحقیق مد نظر است ارتباطات از نوع اجتماعی است . که انسان با ایجاد ارتباطات انسانی آن را محقق می نماید.
قرآن کریم در آیات متعددی به این نکته اشاره دارد که برای انسان نازل شده است و اساساً مخاطب اصلی آن و به عبارت واضح تر تنها مخاطب انسان است. قرآن کتاب هدایت انسانهااست
«هدیً للناس»(سوره بقره185) ، «هذا بیان للناس»(سوره آل عمران 138) ، «هذا بصائر للناس»(سوره جاثیه20) و «هذا بلاغ للناس» (سوره ابراهیم52) از جمله عبارات قرآنی است که به این موضوع تاکید دارد .
از این رو ضروری است به ابعاد ارتباطات انسانی از منظر کتاب انسان ساز قرآن پرداخته شود . تا از این رهگذر توشه برگیریم و در مسیر زندگی گام برداریم . صداقت ، زیرکی و دقت ، احترام متقابل ، مشورت کردن ، کنترل رفتار و عصبانیت ، صلح و دوستی ، اتحاد و همدلی ، ارتباط منافقانه ، ارتباط با خانواده شیوه های تربیت فرزند ، تعامل با همسر ، پرهیز از گمان بد یا سوء ظن ، پرهیز از غیبت ، تهمت ، تفرقه افکنی و تعاون و همدلی داشتن و... از جمله مواردی هستند که به عنوان موضوعات ارتباط اجتماعی در قرآن مطرح شده است .
آنگونه که بررسی می شود این نوع ارتباطات به دو محور کلی قابل تقسیم هستند . برخی از این ارتباطات جنبه مثبت و دارای بار ارزشی بوده و در واقع به نوعی هنجارهای اجتماعی را شکل می دهند و دسته دیگر جنبه ضد ارزشی و پایه گذار ارتباطات غلط و نابهنجار درجامعه می شوند .
می توان مسئله را این گونه طرح کرد که آیا انسان با طبع اولی خود متمدن است و به دیگران می پیوندند تا از آن ها نفع ببرد و متقابلاً سود رساند؛ یا طبعاً متوحش است و با دیگران می جوشد تا فقط از آنان نفع ببرد و به سخن دیگر ، آیا انسان متمدن بالطبع است یا متوحش و مستخدم بالطبع ؛ رفتار انسان با کدام یک از امور پیوند خورده است .
شایان ذکر است که نظام اجتماعی بر مبنای این امور و رفتارها می تواند متفاوت باشد ، به همین جهت بسیاری از دانشمندان به این فکر افتاده اند که با وضع چه قوانینی می توان سلوک راه کمال را برای انسان رسم کرد ، زیرا با اختلاف مبانی زندگی اجتماعی ، نظام های اجتماعی نیز گوناگون می شوند .
با چنین نگرشی در این تحقیق به « گونه شناسی آیات قرآن کریم از منظر ارتباطات اجتماعی » می پردازیم.اما با توجه کثرت آیات قرآن کریم این تحقیق در محدوه بیست مضمون ارتباطی انجام می گیرد.
ضرورت پژوهش
بشر با کسب اطلاع و ایجاد ارتباط است که می تواند به کشف واقعیت ها و روابط بین پدیده ها دست یابد. انسان در پرتو ارتباط و شناخت می اندیشید و به واقعیت های آفرینش دست می یابد، و بر این اساس نقش تعیین کننده در رسیدن به کمال و سعادت دارد. پر واضح است که یکی از اساسی ترین و استوارترین راه های کسب کمال و خوشبختی و رسیدن به آرامش همراه با بینش، آشنایی با قرآن کریم و بهره گیری از اقیانوس بیکران معارف نورانی آن است.از این رو ضروری است تا به پژوهش درآیات قرآن کریم بپردازیم. این بررسی و مداقه به ما کمک خواهد کرد تا روابط اجتماعی خود را براساس سفارش وتاکیدات قرآن کریم سامان بخشیم.
اهداف پژوهش
هدف اصلی این تحقیق شناسایی و دسته بندی آیات قرآن کریم با رویکرد اجتماعی در محدوده بیست مضمون ارتباطی می باشد. از این رو گونه شناسی آیات قرآن کریم ازمنظر ارتباطات اجتماعی مد نظر است.
اهداف فرعی
- بررسی آیات قرآن کریم از منظر ارتباطات اجتماعی
- استخراج اهّم اصول ارتباطات اجتماعی درآیات قرآن کریم
- شناسایی و دسته بندی بیست مضمون ارتباطی مطروحه در آیات قرآن کریم
- شناسایی ودسته بندی الگوهای ارتباطی بهنجار ونابهنجار در قرآن کریم از قبیل صله رحم، نیکی کردن ، تعاون، دروغ، اختلافات، نفاق و مواردی ازاین دست در محدوده بیست مضمون ارتباطی .
سؤالات تحقیق
1- اصول مفاهیم ارتباطی قرآن کریم در چه مضامینی بیان شده است؟
2- آیا مضامین ارتباطی قرآن کریم در قالب معرفی الگوهای رفتاری مشخص ( اعم از بهنجار و نابهنجار ) بیان شده است؟
3 - آیا مضامین ارتباطی قرآن کریم در قالب بیان غیر مستقیم ( داستان و حکایت و تمثیل ) مطرح شده است؟ و آیا قرآن کریم برای ارائه مضامین ارتباطی از شیوه بیان حکایات، سنت ها و ادیان پیشین استفاده نموده است یا اینکه فقط بیان مستقیم به کار برده است؟
4- برای طرح مضامین ارتباطی و نیز برانگیختن دیدگاه مخاطبان، بیشتر آیات قرآن کریم در قالب تبشیر است یا انذار؟
تعاریف عملیاتی و واژه های کلیدی
بسیاری از واژه ها و اصطلاحاتی که در این پژوهش مورد تأکید هستند، تعاریف و کاربردهای متکثّر و متفاوتی در این حوزه دارند.
بنابراین برای هماهنگی و انسجام در ساختار تحقیق, لازم به باز تعریف هستند. از این رو در این تحقیق, اصطلاحات زیر با این تعاریف از سوی پژوهشگر مورد استفاده قرار گرفته است .
تعریف و مفهوم اجتماع و جامعه
لفظ «جامعه» ، از لحاظ لغوی ، اسم فاعل مونث از مصدر «جمع» ، به معنای گرد کردن ، فراهم کردن یا آوردن ، و بر هم افزودن است. بنابراین به معنای گردآوردنده ، فراهم کننده یا آورنده ، بر هم افزاینده ، و در برگیرنده خواهد بود . این واژه عرفاً به معنای «گروه» و علی الخصوص «گروهی از انسان ها» به کار می رود ، خواه آن گروه از مردم که دریک روستا، شهر ، استان یا کشور، یا قاره زندگی می کنند. مثلاً «جامعه ایران» و «جامعه ایرانی» ویا «جامعه آفریقا» و «جامعه آفریقایی» و خواه آن گروه از مردم که دارای یک دین یا مذهب اند. مانند «جامعه مسیحیان» و «جامعه کاتولیکها» و خواه گروهی که حرفه و شغل واحدی دارند. ازقبیل«جامعه معلمان» و «جامعه ورزشکاران» و خواه بالاخره همه انسان هایی که بر روی زمین به سر می برند ، «جامعه بشری» یا «جامعه بشریت» راتشکیل می دهند . به طور کلی ، می توان گفت که در هر موردی که بتوان برای گروهی از مردم «وجه جامع» و «جهت وحدتی» اعتبار کرد اطلاق لفظ «جامعه» بر آن گروه رواست. چه گروه یک مجموعه کوچک باشد و چه گروه انسان هایی که از بدو خلقت تا کنون پدید آمده اند و از میان رفته اند،به معانی لغوبی و عرفی «جامعه» محسوب می شوند.
«اجتماع» در اصطلاح جامعه شناسان و فیلسوفان این فن ، هیئت و ترکیبی است از اشخاص موجود ؛ اما جامعه به وضع و حالت انسان ها یا حیواناتی گفته می شود که بر پایه قانونی مشترک زندگی کنند .
لوکرس می گوید که جامعه یک ابداع انسانی است و هابز معتقد است که جامعه نتیجه قراردادی است که بر اثر جنگ دائمی پدید آمده است . خواجه نصیر طوسی در تعریف جامعه می گوید که چون هر مرکبی حکمی و خاصیتی و هیئتی دارد که بدان متخصص و متفرد می گردد و اجزایش با او در آن مشارکت ندارند ، جمع اشخاص انسانی نیز از روی تالیف و ترکیب ، حکمی و هیئتی و خاصیتی دارد ؛ به خلاف آنچه در هر شخص موجود است و چون افعال ارادی انسان به خیر و شر قسمت می شود ، به تبع آن ، جوامع انسانی به دو قسمت می گردد .(جامعه در قرآن، جوادی آملی)
با توجه به تبیین معنای جامعه و اجتماع تا اندازه ای روشن شد که این دو اصطلاح مفهوم واحدی ندارند . هر چند در عرف عام بنا به تسامح ، تفاوتی میان آن دو نیست و در بسیاری از موارد به گفتار و نوشتار ، آن دو را به جای هم به کار می برند ؛ اما با دقت علمی باید میان آنها فرق هایی قایل شد .
تعریف و مفهوم ارتباط
برای ارتباط تعاریف زیادی کتاب های مختلف آمده است که به برخی از آنان اشاره می گردد . شاید «ارسطو فیلسوف یونانی ، اولین اندیشمندی است باشد که 2300 سال پیش نخستین بار در زمینه ارتباط سخن گفت » او در کتاب مطالعه معانی بیان که معمولاً آن را مترادف ارتباط می دانند. در تعریف ارتباط می نویسد :
ارتباط عبارت است از جست و جو برای دست یافتن به کلیه وسایل و امکانات موجود برای ترغیب و امتناع دیگران .» (ارتباط شناسی ، مهدی محسنیان راد)
شاید بسیاری از تعاریف که برای ارتباط ارائه شده تا حدودی از تعریف ارسطو سرچشمه گرفته باشد ، تعریف دیگر از ارتباط است که توسط ویلبر شرام در کتاب فراگرد و تاثیر ارتباط جمعی می گوید :
در فراگرد ارتباط به طور کلی ما می خواهیم با گیرنده پیام خود در یک مورد و مسئله معین همانندی (اشتراک فکر) ایجاد کنیم . (ارتباط شناسی، مهدی محسنیان راد)
گروهی از اندیشمندان ارتباط در تعاریفی که ارائه داده اند ، مسئله ترغیب و امتناع یا همانندی اشتراک فکر را با ابعاد گسترده تر و به صورت تاثیر مطرح کرده اند . باتوجه به این موضع می توان به تاثیر آیات قرآن کریم در امتناع و ترغیب انسان به فرمانبری از خداوند متعال پی برد.
انواع ارتباطات اجتماعی (جامعه شناسی ارتباطات ، دکتر ساروخانی)
1- ارتباط مستقیم : ارتباطی بدون واسطه بین انسان ها و بدون نیاز به فرد یا وسایل ارتباط جمعی
2- ارتباط ملی و جهانی : با در نظر گرفتن محدوده ارتباطات (درون مرزی با فراتر از آن)
3- ارتباط احساس برانگیز در فرآیند ارتباط، حالات احساسی گونه منتقل می شوند و همبستگی اجتماعی و آمادگی روانی مشترک پدید می آورند.
4- ارتباط معطوف به هدف : نوعی خاص از ارتباط است که در آن برقرار کننده ارتباط هدف خاصی و از پیش تعیین شده ی را دنبال می کند.
5- ارتباط بازتابی : در این نوع ارتباط هدفی از پیش تعیین شده وجود ندارد و فرد یا افراد بدون هیچ آگاهی در جریان ارتباط قرار می گیرند . از نمونه های بارز آن انبوه خلق است .
6- ارتباط اجتماعی : ارتباط بین چند نفر که نشانه ها یا نمادهایی که حامل پیام بین آنها وجود دارد.
7- فرا ارتباط : نوعی ارتباط که قواعد ارتباط یا ارتباط های بعدی را مشخص می کند .
8- ارتباط حرکتی : ارتباطی است غیر کلامی و از طریق حرکات بدنی انجام می شود که به زبان بدن مشهور است .
انواع ارتباطات انسان (تکامل اجتماعی انسان و کتاب نبوت ، استاد مطهری)
در این مدل محور اساسی فرد است که رابطه سه گانه ای دارد .
1- ارتباط با خود : ارتباط فرد با خویشتن که به حالات روحی و روانی فرد با خود تاکید دارد .
2- ارتباط با خدا : انسان موجودی است که بر اساس فطرت و سرشت خود میل به کمال و قدرت بی انتها دارد . میل به خدا باوری و پرستش و از عوامل بسیار موثر در چنین ارتباطی است .
3- ارتباط با دیگران : انسان موجودی اجتماعی است و حیات او به ارتباط با دیگران وابسته است آنچه اهمیت دارد روابط بین انسان ها چگونه است ؟
انواع ارتباطات ( ارتباطات انسانی ، دکتر علی اکبر فرهنگی)
1- ارتباط با خود : هر یک از ما ابتدا با خود ارتباط برقرار می سازیم و آن عبارت است از اینکه جریان تفهیم و تفاهم را در درون خود انجام می دهیم ، که یک نوع ارتباط درونی است . ارتباط با خود در برگیرنده مشکلات درونی ، یا حل تعارضات درونی فرد است .
2- ارتباط با دیگران : فراگرد تفهیم و تفاهم بین یک شخص و انسانهای دیگر ، حداقل یک نفر دیگر است .
3- ارتباط جمعی یا عمومی : نوعی ارتباط است که بر اساس آن فرد با تعداد کثیری از انسانهای دیگر ارتباط بر قرار می کند .
در مقایسه انواع ارتباطات ارائه شده ، می بینیم ارتباط فرد با دیگران یا اجتماع پیرامون خود از مشترکات این مدل ها می باشد، که در واقع همان ارتباط اجتماعی فرد به شمار می رود .
از این رو آنچه دراین تحقیق مد نظر است ارتباطات از نوع اجتماعی است . که انسان با ایجاد ارتباطات انسانی آن را محقق می نماید . از این رو ارتباطات انسانی و اجتماعی مورد نظر می باشد
اساسی ترین، مهم ترین و پایدارترین و ماندگارترین تأثیری که یک فرد می تواند در جامعه ای داشته باشد و به وسیله آن زندگی روانی و انسانی افراد آن جامعه ، نه زندگی زیستی و حیوانی آنان ، را متحول سازد تأثیر در جهانبینی و ارزش گذاری آن جامعه ، یا به تعبیری دیگر تأثیر در باور آن جامعه ، است . تأثیر انبیاء الهی صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین در جامعه ها از این نوع بوده است ؛ و جانشینان و پیروان آنان نیز باید فعالیت هایشان را متوجه به این جهت و متمرکز در این کانون کنند .
با چنین نگرشی در این تحقیق به « بررسی آیات قرآن کریم از منظر ارتباطات اجتماعی » می پردازیم. تا از سر چشمه زلال آن کام عطشناک مان را سیراب نماییم. زندگی در سایه قرآن سعادت وسرافرازی را به ارمغان می آورد.
|
مطالعات نظری |
|
فصل دوم مقدمه |
«ارتباط» و «اطلاع» دو پدیده ای هستند که از دیرباز و با آغاز آفرینش انسان با او همراه بوده است. بشر با کسب اطلاع و ایجاد ارتباط است که می تواند به کشف واقعیت ها و روابط پدیده ها دست یابد .
نظریه های مربوط به نقش های اجتماعی و کارکردهای ارتباطات تاثیرهای خاص به جا گذاشتند تعریف و طبقه بندی دقیق نقش های اجتماعی ارتباطات ، برای نخستین بار از سوی هارولدلاسول محقق معروف آمریکایی در مقاله ای که در سال 1948 در این باره نوشت صورت گرفت . وی در این مقاله ، سه نقش اساسی نظارت بر محیط ، ایجاد و توسعه همبستگی های اجتماعی و انتقال میراث فرهنگی ، برای وسایل ارتباط جمعی در نظر گرفت .ارتباطات انسانی ، علی اکبر فرهنگی
براساس توجه خاصی که در مطالعات اجتماعی و ارتباطات اجتماعی به «دریافت کنندگان پیام»شده است . می توان به ضرورت و اهمیت نزول قرآن کریم به عنوان کتاب انسان ساز و راهنمای بشر پی برد، کتابی که تمام آیات شریفه آن سراسر پیام الهی به دریافت کنند گان یعنی توده های انسانی است.برای آنکه بتوانیم به سوال مورد نظر در این تحقیق پاسخ دهیم ، ضروری است تا از مفهوم علمی ارتباطات انسانی تعریف عملیاتی داشته باشیم ازاین رو نیازمند تعریف ارتباطات یا چیستی ارتباط هستیم .
مطالعات ارتباطی یکی از شاخه های جوان علوم اجتماعی معاصر جهان به شمار می رود . در شرایط تازه جهان و به ویژه در کشورهای در حال توسعه ، نگاه اغلب متخصصان و اندیشمندان حوزه ارتباطات معطوف به فراگرد ارتباط است. و در این دیدگاه متغیرهای گوناگون موثر در این فراگرد از قبیل تصویرهای ذهنی متقابل ، فرستنده و گیرنده پیام ، تجربیات شخصی ارزش ها و انتظارهای مورد نظر پیام دهندگان و پیام گیرندگان دگرگونی های حساس معنای قابل حمل و نظایر آن را به سنجش گذاشتند .
نظام های اجتماعی به عنوان ساختارهای اجتماعی فعال نظیر خانواده یا اجتماع روستایی که اهداف، هنجارها ، نقش ها ، قدرت ها و ضمانت اجرای تسهیلات و قلمروهای خاص دارند معرفی می شوند . زندگی نظام ها ی اجتماعی ارتباط گران را به چگونگی هم بستگی نزدیک و ارتباط با سایر عناصر فراگردهای جامعه توجه داده است ولی در عین حال کمک این مفهوم به شناخت نظری محدود بوده است .
گروهی از اندیشمندان ارتباطات در تعاریفی که ارائه داده اند ، مسئله ترغیب و امتناع یا همانندی اشتراک افکار را با ابعاد گسترده تر و به صورت دقیق تر مطرح کرده اند .
جامعه گرایی از دیدگاه عقلی
آنگونه که بیان شد، بسیاری از جامعه شناسان معتقدند که با اجتماع افراد انسانی ، مرکبی حقیقی ، به نام «جامعه» ، پدید می آید که طبعاً آثار و خواصی دارد که در هیچ یک از موجودات دیگرقابل مشاهده نیست . به عبارت دیگر ، انسان ها وقتی گردهم می آیند ، تا زندگی اجتماعی را آغاز کنند و کارهای جمعی و عوائد و منافع آن کارها را در میان خود تقسیم کنند ، «ماده» ای می شوند برای یک «صورت» جدید به اسم «جامعه» . پس وحدت جامعه ، اعتباری نیست ، بلکه کاملاً حقیقی است .
انسان ها بر اثر زندگی اجتماعی واجد یک سلسله باورها ، احساسات ، شیوه های قومی ، رسوم اخلاقی ، میثاق های اجتماعی ، تشریفات، و شعایر مشترک و یکسان می شوند . این اعتقادات ، عواطف ، و افعال و انفعالات واحد دال بر وجود یک روح جمعی واحد است که همه افراد را تحت تسخیر و تصرف خود دارد . و همین روح جمعی ملاک وجود حقیقی برای جامعه می باشد.
در زندگی اجتماعی ، هر فرد ، وقتی که وظیفه فرزندی یا همسری یا شهروندی را انجام می دهد ، یا تعهدات خود را به جای می آورد ، یا هر کار اجتماعی دیگری را می کند تکالیفی را اجرا می کند که در خارج از او در قوانین و آداب و رسوم ، وجود یافته و تعیین شده اند . هر چند ممکن است که این تکالیف با آراء وامیال و عواطف و احساسات خود او نیز مخالفت داشته باشند ، ولی با این همه ، واقعیتی عینی و خارجی (یعنی خارج از خود فرد) دارند ، زیرا خود فرد نیست که آنها را ساخته و پرداخته است ، بلکه آنها را از راه تعلیم و تربیت ، دریافت داشته است . به طوریکه بارها اتفاق می افتد که هر یک از اعضای اجتماع از جزئیات تکالیفی که بر ذمه دارد بی خبر است ، و برای آگاهی از آنها باید به مجموعه قوانین و مفسران موثق و معتبر آنها رجوع کند . باورها و آیین های دینی نیز چنین اند ، یعنی فرد همین که به دنیا بیاید آنها را حاضر و آماده می یابد . وجود تکالیف و الزامات اجتماعی و باورها و آیین های دینی و مذهبی پیش از وجود یافتن فرد به معنای وجود آنها در خارج از وجود اوست . به تعبیر دیگر اگر آنها پیش از فرد وجود داشته اند برای این است که در بیرون از فرد ، موجود بوده اند . چون این استدلال را درباره هر یک از اعضای اجتماع می توان تکرار کرد ، نتیجه می گیریم که این گونه امور نه تنها در خارج از یک فرد بلکه در خارج از همه افراد وجود دارند . پس این شیوه های عمل ، اندیشه و احساس دارای این خاصیت شایان توجه اند که در بیرون از شعورهای فردی اعضای جامعه وجود دارند .
بر این اساس «جامعه» موجودی است حقیقی که مرکب است از همین راه و رسم های عمل ، اندیشه و احساس که همگی در بیرون از افراد اجتماع اند . جامعه در قرآن، جوادی آملی
در زندگی اجتماعی ، فرد همیشه خود را با فشار و نیرویی مواجه می یابد که ناظر و مهارکننده اوست و چارچوبی نسبتاً پایدار و محدود کننده برای کردار او فراهم می کند . این قدرت خود را ، علی رغم میل فرد ، بر وی تحمیل می کند . اگر کسی بخواهد احکام حقوقی جامعه را زیر پا بگذارد ، قدرت مزبور بر ضد او واکنش نشان میدهد. اگر فرصتی باشد مانع عمل وی می شود ؛ و اگر عمل را مرتکب شده باشد یا آن را فسخ می کند و صورت طبیعی و مقبول آن را جایگزین آن می سازد.
نشانه مهم هر شی ء عینیت خارجی آن است که با حکم اراده نمی توان آن را تغییر داد . «جامعه» هم دارای چنین خاصیتی است ، یعنی اراده موجب تغییری در آن نمی شود ، بلکه برعکس جامعه است که سبب تغییر اراده ما می گردد . جامعه قالب هایی را بر ما تحمیل می کند که به ناچار اعمال خود را در آن می ریزیم . الزامات اجتماعی چنان شدید است که فرد نمی تواند خود را از چنگ آنها برهاند . حتی اگر در موردی بتوان بر نیروی جامعه فائق شد باز مقاومتی که به آن بر می خوریم کافی است که ما را متوجه سازد که در برابر یک چیز عینی و خارجی قرار داریم که به ما هم بستگی ای ندارد .
خلاصه اینکه عموم اندیشمندان و جامعه شناسان بر این باورند که «جامعه» خود نوعی حیات مستقل از حیات یکایک افراد است . هر چند این حیات جمعی وجود جدایی از وجود حیات فردی ندارد بلکه در افراد پراکنده شده و حلول کرده است . بنابراین «جامعه» قوانین و سنتی متمایز از قوانین و سنت حاکم بر اعضای خود دارد که باید شناخته شود . در حقیقت انسان با دو حیات و دو روح و دو من زندگی می کند. یکی حیات و روح و «من» فطری انسانی که مولود حرکات جوهری طبیعت است و دیگری حیات و روح و «من» جمعی که زاییده زندگی اجتماعی است و در «من» فردی حلول کرده است. از این رو بر انسان هم قوانین روان شناسی فردی و هم سنن جامعه شناسی اجتماعی حاکم است.جامعه در قرآن، جوادی آملی
برای تقریب آن به ذهن می توان از مثال هایی سود جست. مثلاً در مسابقاتی مانند دومیدانی ، کشتی ، وزنه برداری که در آنها افرادند که با یکدیگر رقابت می کنند نه گروه ها و تیم ها تلاش هر یک از مسابقه دهندگان فقط مصروف این است که خودش برنده شود و از این رو تنها از برد خود شاد می شود و تنها از باخت خود اندوهگین می گردد . در اینجا فقط «من» فردی و خواست شخصی فعال است . لکن در مسابقه هایی نظیر فوتبال که در آنها تیم ها به رقابت می پردازند کوشش هر بازیگری متوجه این هدف است که که تیم خودش برنده شود به همین جهت علاوه بر آنکه سعی می کند که خود به بهترین نحو بازی کند دل نگران بازی دیگر اعضای تیم هم هست ؛ اگر تیم برنده شود همه افراد خوشحال می شوند و اگر بازنده شود همه افراد غمگین می شوند حتی کسانی که خودشان بازی بی عیب و نقصی ارائه کرده اند. در اینجا «من» جمعی و خواست گروهی نیز فعال است؛ و شادی یا اندوهی که همه افراد را فرا می گیرد گویی متعلق به آن «من» جمعی است . به همین سان ، وقتی که میان دو کشور جنگی درمی گیرد ، علی الخصوص اگر مردم آن دو کشور احساسات و گرایش های قوم گرایانه قوی داشته باشند ، هر انسانی به شدت خواستار پیروزی کشور خود می باشد. ولو آنکه این پیروزی به قیمت جان و مال خود وی حاصل آید از خود گذشتگی ها و جانبازی هایی که یک انسان برای پیروزی کشورخود می کند جز با پذیرفتن وجود «من جمعی» و نیز غلبه بر «من فردی» توجیه شدنی نیست.
اهمیت ارتباطات اجتماعی
ارتباط زیر بنای تکامل جامعه انسانی است ، تا زمانی که انسان ها پراکنده بودند تکامل و پیشرفت فرهنگی و اجتماعی نداشته و به بلوغ فکری نیز دست نیافته بوده اند .
فقدان و ارتباط و کاستی در ارتباط اجتماعی آثار بسیار زیان بار بر جای می گذارد . به طوری که هر قدر دانش اجتماعی توسعه می یابد ، بیشتر مشخص می شود که انسان بریده از اجتماع و فاقد ارتباط با دیگران ، همواره در معرض بسیاری از آسیب های فردی است که ریشه در سیستم روانی او دارد آسیب هایی مانند افسردگی ، اضطراب، توهم و ترس .
از این رو است که قرآن کریم همواره به دوری از تفرقه و جدایی تاکید دارد و به بُعد ارتباطات اجتماعی به عنوان درمان بیماری ها و آسیب های روحی و روانی توجه ویژه نموده است .
از دیدگاه دیگر و با در نظر گرفتن بحران جوامع جدید صنعتی ، سوروکین – p.sorokin جامعه شناس معاصر بر این نکته تاکید دارد که یکی از شاخص های ورود جوامع به عصر حسی ، کاستی یا اختلال در ارتباط انسانی است . تا آنجا که فراموشی ارزشهای انسانی و «شی ء سروری» را Reification مطرح می نماید . (جامعه شناس ارتباطات – ساروخانی ص 12)
- ارتباط اجتماعی شالوده حیات اجتماعی است و در صورت عدم ارتباط اجتماعی ، حیات جمعی تحقق نمی یابد و نسل انسان منقرض می شود .
ارتباط اجتماعی محدوده بسیار وسیع و همه جانبه دارد به طوریکه دربرگیرنده تمامی صور روابط انسانی است.
مفهوم ارتباط
ارتباط لغتی عربی از باب افتعال است که در فارسی به صورت مصدری به معنای پیوند دادن ، ربط دادن استعمال می شود .
«اگرچه اطلاع Information نوعی ارتباط است ، ولی از نظر معنا با ارتباط متفاوت است ؛ زیرا هرنوع اطلاع رسانی ، نوع ارتباط محسوب می شود ، ولی هر ارتباطی اطلاع نیست . به عبارت دیگر ؛ می توان ارتباط برقرار کرد ، بدون آنکه اطلاعاتی رد و بدل شود.»(مبانی ارتباطات جمعی،دکتر سید محمد دادگران)
جی فولیه جامعه شناس معروف فرانسوی می گوید : «اطلاع نوعی ارتباط است که در آن مطالبی در باره یک واقعیت ، یک رویداد ، یک پیشرفت و ... جدید و بدیع گفته می شود . بدون وجود این عنصر بدیع و نو ظهور «ارتباط» در حد همان «اطلاع» باقی می ماند»(مبانی ارتباطات جمعی،دکتر سید محمد دادگران)
مفهوم ارتباط اجتماعی
ارتباطات اجتماعی در معنای عام چنین تعریف می شود «ارتباط عبارت است از فن انتقال اطلاعات ، افکار و رفتارهای انسانی از یک شخص به شخص دیگر»(کاظم معتمد نژاد ، وسایل ارتباط جمعی)
پس ارتباط ، انتقال پیام به دیگری و اساسی شکل گیری جامعه است . بسط و تراکم ارتباطات موجب تعالی و پیشرفت فرهنگ جامعه می شود . در جریان ارتباط بین انسان ها نه تنها داشته ها ، بلکه عقاید ، نظرات و احساسات مورد تبادل قرار می گیرند . آنچه مسلم است ارتباط بین انسان ها فقط محدود به تماس فیزیکی نیست بلکه از طرق یادآوری دیگران ، یا با استفاده از پیام های مکتوب می تواند محقق شود . که معجزه جاودان پیامبر اکرم(ص) یعنی قرآن کریم از آن نمونه است.
ارتباط اجتماعی از نگاه قرآن
قرآن کریم با تاکید بر ارتباطات اجتماعی ، الفت و ارتباط بین انسان را یکی از معجزات اجتماعی اسلام می داند. چرا که انسان موجودی است اجتماعی و اسلام نیز برای پاسخ به این نیازهای بشر به عنوان آیین الهی آمده است تا به چنین نیازهای پاسخ دهد .
اگر سابقه دشمنی و عداوت بین انسان ها تا قبل از اسلام و بعثت پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) و ظهور قرآن، در سرزمین عربستان و بین اعراب مورد ارزیابی قرار دهیم؛ در می یابیم که چگونه یک موضوع جزئی و ساده کافی بود تا آتش جنگی خونین و ستیزی طولانی در بین انسان ها بیافروزد و سالیانه طولانی به نبرد و مبارزه و مشاجر بین یکدیگر می پرداختند . از این رو قرآن آمده تا به ارتباطات اجتماعی اهمیت و سامان بخشد. ملل بی خبر، متفرق و نادان را به سوی زندگی مترقی ، متعالی و سعادتمند دعوت نماید .
واژه«ارتباط» و «رابطه»در قالب های گوناگون مطرح شده است که هر کدام به نحوی ناظر برارتباط بین افراد اجتماع است. هم چنین در قرآن در مورد خبر یا اطلاع مواردی بیان شده است و بابررسی واژه قرآنی «نباء» به معنای خبر واطلاع در قرآن کریم موارد مهم و متعددی مطرح گردیده است تا جایی که یکی از سوره های قرآن به نام «نباء» مزین است و حتی کلمه «نبی» وبه معنای، پیام رسان یا خبر رساندن نیز از همین جنس است. (جامعه و تاریخ ، مصباح یزدی)
آنچه در این بررسی اهمیت دارد ، در خبر و اطلاع رسانی «ارتباط» ایجاد می گردد.و اساساَ در فرآیند ارسال و دریافت پیام ارتباط بر قرارمی شود.
از این رو می توان دریافت و نتیجه گرفت «خبر و اطلاع» در قرآن کریم نیز ماهیتی ارتباطی و تعاملی بین انسانها دارد که به طور کلی به آن ارتباطات انسانی ، اجتماعی اطلاق می شود یا در این نوع دسته بندی قرار می گیرد .
مفهوم جامعه در قرآن
واژه هایی در قرآن هست که از مجموع آن ها می توان مفهوم جامعه را به دست آورد ؛ مانند قوم ، قبیله ، طائفه ، ملت ، امت و ناس که مفهوم جامعه را می رسانند .
برخی از این واژه ها در قرآن بسیار تکرار شده که این خود ، بر اثر تلازم یا تداعی یاد شده ، نشان اهتمام قرآن به جایگاه جامعه است .
برای اثبات این نکته به برخی از الفاظ قرآنی در این زمینه اشاره می شود .
1. قوم : این واژه که بیش از سیصد بار در قرآن و افزون بر صد بار در نهج البلاغه به کار رفته ، در زبان عرب به معنای گروه مردان و زنان با هم ، یا به صورت گروه خاص از مردان آمده است ؛ مانند (لا یَسخَر قَومٌ مِن قَوم)حجرات/10. این لفظ در لغت عرب به دو اعتبار به صورت مذکر و مونثت استعمال می شود و در آیات قرآن هر دو گونه اش آمده است . کاربرد مذکر آن مانند آیه یاد شده و مونث آن نظیر (کذَّبَت قَبلَهُم قَومُ نوح) .
برخی لغت شناسان گفته اند : « قوم » را به این جهت «قوم» گویند که به کارهای مکان خاص برای انجام دادن عمل خیر یا ارتکاب شر گرد هم آمده باشند ، چنان که اصحاب فیل را به سبب انجام دادن عمل شر «قوم فیل» هم گفته اند .
2. قریه : «قریه» به ده ریال دهکده ، شهر و هر جایی گفته می شود که مسکن و مأوای افراد کم یا زیاد باشد . اگر گروهی از مردان و زنان در مکانی سکونت گزینند ، به شکلی که مساکن و منازلشان به هم وصل باشند ، محل زندگی آنان قریه است. در قرآن کریم این واژه نیز بارها تکرار شده است ؛ مانند (و اِن مِن قَریَهٍ اِلّا نَحنُ مُهلِکوها قَبلَ یَومِ القِیمَه) . (و کَم اَهلَکنا من قَریهٍ بَطِرَت مَعیشَتَها) .
3. ناس: بیش از دویست بار در قرآن به کار رفته است و به معنای مردم و دو جنس انس و جن اطلاق شود ؛ ولی بیشتر برای انسان به کار می رود و اصل آن اناس است که از آن اصل تخفیف یافته و «ناس» شده است . (ومِنَ النّاسِ مَن یَقولُ ءامَنّا بِاللهِ و بِالیَومِ الأخِرِ و ما هُم بِمؤمنین) .
گاهی ناس در مقابل «جن» به کار رفته است : (مِنَ الجِنَهِ و النّاس) ؛ (و ما خَلَقتُ الجِنَّ و الانسَ اِلاّلِیَعبدون) .
4. ملت: این واژه در قرآن به معنای دین ، کیش ، شریعت ، آیین و مذهب است : (فاتَّبِعوا مِلَّهَ اِبراهیمَ حَنیفا) . (و مَن یَرغَبُ عَن مِلَّهِ اِبراهیمَ اِلاّ مَن سَفِهَ نَفسَه)
خداوند خطاب به رسول اکرم می فرماید که یهود و نصارا از تو راضی نخواهند شد ، مگر به دین آن ها روی آوری و از آن پیروی کنی : (ولَن تَرضی عَنکَ الیَهودُ و لَاالنَّصری حَتّی تَتَّبعَ مِلَّتَهُم) و نیز می فرماید که به تو وحی کردیم که از دین و ملت ابراهیم حنیف پیروی کنی : (ثُمَّ اَوحَینا اِلَیکَ اَنِ اتَّبع مِلَّهَ اِبراهیم حَنیفا) پس ملت و دین دو اسمی هستند که خداوند بر سنت و سیره انبیا نهاده است .
چنان که همین معنا در برخی از اشعار آمده است :
عید اضحی سنت و رسم خلیل آزر است اهل امت را به رسم و سنت او افتخار
این واژه در میان جامعه شناسان و سیاستمداران با ملاک و معیار خاک و سرزمین ، زبان ، نژاد و عوامل اقتصادی وصف شده است و با تعریف دین شناسان که آن را با ملاک معنوی محک زده اند متفاوت است . اگر واژه مزبور به معنای سنت و سیره دانسته شود ، با مفهوم جامعه چندان ارتباطی نخواهد داشت ، اما در اصطلاح جامعه شناسان با مفهوم جامعه بیگانه نیست .
5. امت: در قرآن چند بار تکرار شده و برخی واژه پژوهان آن را به معنای جماعتی دانسته اند که برای آنان پیامبری آمده باشد ؛ ولی بعضی گفته اند امت به گروه یا جمعیتی اطلاق می شود که به پیامبر و فرستاده الهی ایمان آورده باشند ، بنابراین فقط به قومی که برای آن ها پیامبری آمده باشد امت گفته نمی شود ، بلکه ایمان و پیروی آنان نسبت به آن رسول و فرستاده الهی نیز شرط است .
نزد برخی لغویان امت به معنای عالم و نیز مقتدای دارای جایگاهی ویژه آمده است ؛ یعنی شخصی که در علم منحصر به فرد باشد ؛ یا مردم به او اقتدا کنند ؛ مانند حضرت ابراهیم که به تنهایی یک امت بوده است : (اِنَّ اِبراهیمَ کانَ امهً قانتاً لِلهِ حنیفا و لَم یَکُ مِنَ المشرکین) .
6. طائفه : به گروهی که بیش از سه نفر و کمتر از هزار نفر باشند اطلاق می شود : (ودَّت طائِفَهٌ من اهل الکتب لویُضِلّونَکم و ما یُضِلونَ الاّ انفُسَهُم و ما یشعرون). (و قالت طائفَهٌ من اهلِ الکتبِ ءامنو بِالَّذی اُنزِلَ عَلی الَّذین ءامنو وَجهَ النَّهارِ و اکفُروا ءاخِرهُ لَعَلهم یَرجعون). (و لیشهَد عَذابَهُما طائِفَهٌ مِنَ المُؤمِنین) . در مقاییس اللغه آمده است که طائفه ، گروهی از مردم را گویند که پیرامون شخصی گرد آیند و به پاره ای از یک شیء نیز گفته می شود .
7.عشیره: «راغب» در معنای آن چنین می گوید :
عشیره ، خانواده مرد را می گویند که وی به واسطه آن ها زیاد می گردد و به منزله یک عدد کامل می شوند . این نکته بدان سبب است که «عشیره» عدد کامل است ، از همین رو عشیره اسم شده است برای گروهی از نزدیکان مرد . جامعه در قرآن، جوادی آملی
صاحب تفسیر مجمع البیان می گوید : عشیره را از این رو عشیره گویند که اعضایشان با یکدیگر معاشرت دارند . جامعه در قرآن، جوادی آملی
در حقیقت به کوچک ترین واحد اجتماعی بعد از خانواده عشیره اطلاق می شود .
8. قبیله : بر گروهی که بیش از عشیره باشند اطلاق می گردد . عرب زبانان معتقدند که قبیله بزرگ تر از عماره و عماره بزرگ تر از بطن و بطن بزرگ تر از فخذ است . برخی گفته اند که قبیله به گروهی از مردم گفته می شود که دارای لهجه واحدی بوده و در یک مکان زندگی می کنند . جمع این واژه قبائل است : (و جعلنکم شعوبا و قبائل لتعارفوا)حجرات/11 .
9.شعب : بزرگ تر از قبیله و قبیله بزرگ تر از عماره است .
با توجه به واژه های فوق می توان جامعه را از نگاه قرآن چنین تعریف کرد که : به گروهی از افراد اطلاق می شود که با هدف مشترک ، ملاک و معیار معین و سنت خاص به پیروی از فردی در مکان خاص گرد هم آمده باشند . جامعه در قرآن، جوادی آملی
به کار رفتن واژگانی درباره اجتماع و جامعه در قرآن و ذکر احکام فقهی ، اجتماعی ، حقوقی و اخلاقی فراوان در کنار هم آن ه بیانگر اهمیت این دو موضوع قرآن و عمق اهتمام قرآن پس این پندار برخی که دین غافل است ، درست نیست و کثرت واژگان فوق در متن مقدس دین بهترین دلیل بر ناصواب بودن این سخن است .
رابطه انسان با اجتماع
ساختمان جامعه بشری از یک حالت ساده تدریجاً به سوی حالت پیچیدگی و پیچیده تر شدن پیش آمده است یعنی همان طور که در امور صنعتی وقتی پیشرفت هایی صورت گرفته است در ارتباطات انسانی نیز این تکامل، بروز وظهور دارد .
اما از سوی دیگر اگر نگوئیم تمام سعادت بشر در برقراری ارتباط موثر با خودش می باشد ، اشتباه نگفته ایم زیراانسان با خودش که به اخلاق و روابط روحی – روانی اطلاق می شود زیر بنای دیگر روابط است . در این رابطه حضرت علی (ع) می فرمایند : «من عرف نفسه فقد عرف ربه» هر کس خودش را بشناسد پروردگارش را می شناسد .
مسئله اصلاح خود ، اصلاح نفس خود ، تزکیه خود ، اسیر مطالع و شهوات انسانی خود نبودن ، اسیر خصلت های حیوانی پست خود نبودن امکان پذیر نیست مگر آنکه انسان از ناحیه اخلاقی تکامل پیدا کرده باشد و از دورن خودش ، ازحیوانیت خودش رهایی پیدا کرده باشد .قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها
دراین صورت است که رابطه اش با دیگر انسان ها صحیح و درست سامان می یابد.
|
چهار چوب نظری
|
|
فصل سوم
|
مقدمه
کیفیت اندیشه خلاق، پژوهشگر واقعی را از گردآورنده اطلاعات متمایز می کند. احاطه بر دانش مربوط به زمینه تحقق مهارت در روش های تحقیق، تجربه و مهارت در تفکر منطقی از جمله خصائصی است که پژوهشگر ماهر را قادر می سازد تا روابطی را که به تنظیم قاعده کلی احتمالی می انجامد, دریابد؛ در حالی که تحلیل گر کم مهارت متوجه آن نمی شود. همین توانایی درک روابط داده ها است که با اکتشافات مهم می انجامد.
آن چیزی که در یک تحقیق معمولاً به کمک یک محقق می آید و او را در مراحل تحقیق موفق می سازد، بحث روش تحقیق است. حسن کار در این است که در این فصل روش تحقیق به صورت مراحل مجزا توصیف می شود. این کار به محقق اجازه می دهد که به ادامه تحقیق و یا تکرار آن اقدام نماید و یا این کار را برای محقق دیگری مهیا کند تا دیگری بتواند با رعایت مفاد مندرج در روش تحقیق، تحقیق مشابهی انجام دهد و از عقاید و بررسی یافته های تحقیق اطلاعات مفیدی کسب کند. (نادری و سیف نراقی)
اما قبل از ورود به موضوع روش این تحقیق بحث پیرامون ابعاد ارتباطات در اجتماع ضروری به نظر می آید آنچه مسلم است، ارتباطات اجتماعی ابعاد و صور گوناگونی دارد و هر قدر جامعه انسانی به حیات اجتماعی خود ادامه میدهد بر پیچیدگی ارتباطات اجتماعی افزوده می شود . اما از دیدگاه صاحب نظران و محققان علوم ارتباطات و روابط اجتماعی تقسیمات مختلفی در حوزه ارتباطات وجود دارد . در ادامه به اهم آنها اشاره می نماییم.
در فصل سوم این پژوهش, در مورد روش تحقیق متناسب با موضوع پژوهش, جامعه آماری مورد تحقیق, حجم نمونه, روش نمونه گیری و چگونگی تعیین حجم آن, ابزار و روش جمع آوری اطلاعات, طرح پژوهش و روش تجزیه وتحلیل داده ها به طور مختصر بحث شده است.
3- 1- روش تحقیق :
در پژوهش حاضر، به منظور پاسخگویی به سؤال های اساسی تحقیق، از روش « پژوهش اسنادی و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا» است.
در این راستا، ابتدا آیات قرآن کریم مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. در مرحله بعد با توجه به کتاب های موجود در آرشیو کتابخانه سازمان پژوهش وبرنامه ریزی آموزشی و گروه های درسی دینی و قرآن دفتر برنامه ریزی وتالیف کتب درسی از زوایا و جنبه های مورد نظر در سوال های پژوهش، بررسی ، توصیف و سپس بر اساس نتایج به دست آمده وضعیت مطلوب ترسیم شده است.
3-2- جامعه آماری مورد پژوهش
جامعه آماری این پژوهش, کلیه آیات قرآن کریم در محدوده بیست مضمون ارتباطی است و از روش تمام شمارشی استفاده می شود.
توضیح : لازم به ذکر است پژوهشگر در حین انجام پژوهش به این نتیجه رسیده است که با توجه به پیوستگی موضوعات و ارتباط مطالب از نظر طولی و برای روشن شدن هرچه بیش تر زوایای تحقیق, به ناچار باید به چارچوب کلی و اصول حاکم بر ارتباطات اجتماعی از منظر قرآن کریم نیز بپردازد. از این رو می توان جامعه آماری مورد پژوهش را به بیست مضمون ارتباطی و ده اصل حاکم بر ارتباطات اجتماعی از منظر قرآن کریم تعمیم داد.
3-3- حجم نمونه
نمونه آماری در این تحقیق, مدل جامعه آماری است.
3-4- ابزار جمع آوری اطلاعات
در این تحقیق از مطالعات کتابخانه ای استفاده شده است. و به منظور جمع آوری اطلاعات مورد نیاز, از طریق یادداشت برداری و تجزیه و تحلیل آیات قرآن کریم انجام شده است. فهرست منابع و مآخذ در انتهای پژوهش آمده است. هم چنین برای جمع آوری اطلاعات به کتابخانه های مختلف مراجعه شده است.
3- 5- روش تجزیه و تحلیل داده ها
در این تحقیق, برای تجزیه وتحلیل داده های حاصل از پژوهش، از روش اسنادی استفاده شده است؛ در این راستا, ملاک های تجزیه وتحلیل شامل مضامین ارتباطی قرآن کریم و اصول ارتباطات در قرآن کریم است.