| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 152 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 141 |
«فهرست مطالب»
عنوان شماره صفحه
چکیده 14
فصل اول
مقدمه 17
بیان مسأله 18
اهداف تحقیق 22
ضرورتهای تحقیق 23
فرضیات 24
تعاریف 26
محدوده مطالعاتی پژوهش 26
فصل دوم
1/2- مقدمه 31
2/2- اصطلاحات و مفاهیم 33
3/2- عوامل مؤثر 36
1/3/2- اعتیاد و عدم آگاهی 36
2/3/2- اعتیاد و سهلانگاری 36
3/3/2- اعتیاد و بیکاری 37
4/3/2- اعتیاد و معاشرت با دوستان ناباب 38
5/3/2- اعتیاد و لذتجویی و دردگریزی 39
6/3/2- اعتیاد و فقر اقتصادی 40
7/3/2- اعتیاد و فقر فرهنگی 41
8/3/2- اعتیاد و رفاه مادی 42
9/3/2- اعتیاد و عوامل فردی 43
4- آثار و تبعات 46
1/4- عوارض مصرف موادمخدر بر روی سلامت جسمی و روانی 46
2/4- لاابالیگری و اعتیاد 48
3/4- خواب سنگین و اعتیاد 48
4/4- بیاشتهایی و اعتیاد 49
5/4- پرگویی و اعتیاد 49
6/4- خوشبینی زیاد و اعتیاد 50
7/4- خوشی کاذب و اعتیاد 50
8/4- شخصیت ضداجتماعی و اعتیاد 51
9/4- احساسات و اعتیاد 51
10/4- ناتوانی در رویارویی با مسائل زندگی و اعتیاد 52
11/4- انزواطلبی و اعتیاد 53
12/4- سلامت خانواده و اعتیاد 53
13/4- اعتیاد و عوارض اجتماعی 54
14/4- عوارض اقتصادی و اعتیاد 55
15/4- اثرات زودرس اعتیاد 55
5/2- نظریههای مرتبط با اعتیاد 56
1/5/2- نظریه زیستشناختی 56
2/5/2- دیدگاه تضاد 57
3/5/2- دیدگاه کارکردگرایی 58
6/2- آمار و ارقام 59
1/6/2- اعتیاد به موادمخدر در ایران 59
2/6/2- موادمخدر و سوءاستفاده از آن در جهان 60
7/2- جمعبندی و نتیجهگیری 61
فصل سوم
1/3- روش پژوهش 67
2/3- جامعه آماری 67
3/3- حجم نمونه و روش نمونهگیری 68
4/3- ابزار اندازهگیری 68
5/3- روش جمعآوری اطلاعات 68
6/3- روشهای تجزیه و تحلیل آماری 69
فصل چهارم
1/4- مقدمه 71
2/4- جداول توصیفی 74
فهرست جداول یکتوصیفی
1/1- توضیح جمعیت نمونه برحسب میزان سن 74
2/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان تحصیلات 75
3/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان اشتغال 76
4/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب تأهل 77
5/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب مسکن 78
6 /1- توزیع جمعیت نمونه برحسب محل سکونت 79
7/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان عضویت در N.A 80
8 /1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان مصرف 82
9/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب نوع مصرف 81
10/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب تعداد دفعات مراجعه به N.A 83
11/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان اخراج از منزل 84
12/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان دوستان معتاد 85
13/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان آشنایی با مواد به وسیله دوستان 86
14/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان ترس از مرگ 87
15/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان خروج اراده زندگی 88
16/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان مشکلات اقتصادی 89
17/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان اخراج از کار 90
18/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان افت اعتبار فردی 91
19/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان ناتوانی در زندگی 92
20/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان خودکشی 93
21/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب اعتیادزدگی 94
فهرست جداول دوبعدی
1/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان سن و اعتیادزدگی 95
2/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان تحصیلات و اعتیادزدگی 97
3/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان اشتغال و اعتیادزدگی 98
4/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان تأهل و اعتیادزدگی 99
5/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب وضعیت مسکن و اعتیادزدگی 100
6/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب محل سکونت و اعتیادزدگی 101
7/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان عضویت و اعتیادزدگی 103
8/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب نوع مصرف و اعتیادزدگی 105
9/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان مصرف و اعتیادزدگی 106
10/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب تعداد دفعات مراجعه به N.A و اعتیادزدگی 108
11/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب اخراج از منزل و اعتیادزدگی 110
12/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب تعداد دوستان معتاد و اعتیادزدگی 112
13/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب آشنایی با مواد به وسیله دوستان و اعتیادزدگی 113
14/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان ترس از مرگ و اعتیادزدگی 114
15/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب خروج اراده زندگی و اعتیادزدگی 116
16/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب مشکلات اقتصادی و اعتیادزدگی 118
17/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان اخراج از کار و اعتیادزدگی 120
18/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان افت اعتبار فردی و اعتیادزدگی 122
19/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب ناتوانی در زندگی و اعتیادزدگی 124
20/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان خودکشی و اعتیادزدگی 126
فهرست نمودارها
1/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب سن 128
2/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب تحصیلات 129
3/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب اشتغال 130
4/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب تأهل 131
5/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب وضعیت مسکن 132
6/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب محل سکونت 133
7/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب مدت عضویت در N.A 134
8/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب نوع مصرف مواد 135
9/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان مصرف روزانه 136
10/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب تعداد مراجعه به N.A 137
11/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب تعداد دفعات اخراج از منزل 138
12/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب داشتن دوستان معتاد 139
13/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب آشنایی با مواد به وسیله دوستان 140
14/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب تعداد دفعات ترس از مرگ 141
15/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب تعداد دفعات خروج اراده زندگی 142
16/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب بروز مشکلات اقتصادی 143
17/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب تعداد دفعات اخراج از کار 144
18/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب تعداد دفعات افت اعتبار فردی 145
19/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب تعداد دفعات ناتوانی در امور زندگی 146
20/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب تعداد دفعات خودکشی 147
21/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب اعتیادزدگی 148
- چکیده:
گرایش به انواع موادمخدر که عادت آن به صورت اعتیاد[1] درمیآید و دارای انواع گوناگونی میباشد که اثرات آنها بر خانواده، اجتماع و اقتصاد یک جامعه و در سطح کلان یک کشور بسیار عمیق است.
اعتیاد یکی از پیچیدهترین آسیبهای اجتماعی است که درمان و نوع برخورد در آن بسیار دشوار است، مسائل فردی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در درمان و روشهای پیشگیری آن بسیار اثرگذار است که باید مورد بررسی همهجانبه قرار گیرد.
موضوع این تحقیق علل اعتیادزدگی معتادین در حال ترک در کمپهای تهران میباشد که دارای اهداف کلی علل گرایش افراد به اعتیاد، و علل اعتیادزدگی معتادین، به منظور پیگیری و افزایش عوامل دلزدگی از مواد و کاهش گرایش به موادمخدر میباشد.
و اهداف جزئی آن که شامل بررسی و شناخت عوامل فردی، عوامل خانوادگی، عوامل اقتصادی، و عوامل اجتماعی میباشد.
همانطور که در بالا اشاره شد جامعه آماری این تحقیق معتادین در حال ترک در کمپهای تهران میباشد که در این تحقیق تمام جامعه آماری ما مذکر میباشند.
تعداد نمونهگیری که مورد تحلیل قرار گرفتهاند 25 نفر میباشد که از روش پیمایشی و پرسشنامه استفاده شده است.
تعداد فرضیات این تحقیق 20 فرضیه به عنوان نمونه:
- به نظر میرسد بین سن و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.
- به نظر میرسد بین تحصیلات و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.
- به نظر میرسد بین طرد خانواده و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.
- به نظر میرسد بین احساسات و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.
و به همین ترتیب 20 فرضیه ما ساخته شد. و متغیر مستقل در این جا سازه ما «اعتیادزدگی» و متغیرهای وابسته که شامل: سن، تحصیلات، وضعیت اشتغال، وضعیت تأهل، محل سکونت، مدت عضویت در [2]N.A، میزان مصرف، نوع مصرف، دوستان معتاد و ...
نتیجهای که میتوان از این تحقیق گرفت این موضوعات میتواند باشد:
- بین ترس از مرگ و گرایش به ترک موادمخدر رابطه معناداری وجود دارد.
- بین افت اعتبار فردی و گرایش به ترک موادمخدر رابطه معناداری وجود دارد.
- بین خروج اراده زندگی از دست فرد و اعتیادزدگی فرد در حال ترک رابطه معناداری وجود دارد.
و مسائلی از این قبیل باعث گرایش فرد به ترک موادمخدر و رجوع آنان به انجمن معتادین گمنام (Narcotics Anonymous) میگردد.
فصل اول:
کلیات پژوهش
1-مقدمه
اعتیاد یک معضل اجتماعی است و تمامی جنبههای زندگی فیزیکی، روانی و روابط اجتماعی را تحت تأثیر قرار
میدهد.
در سال 1290 شمسی اولین قانون ممنوعیت مصرف موادمخدر در ایران تصویب شد و به دنبال آن با فشارهای بینالمللی و گروههای مذهبی و مردمی مبارزه با اعتیاد چندین سال بعد قانون منع کشت خشخاش نیز به تصویب رسید و در سال 1374 پلیس بینالملل، ایران را از لحاظ کشف موادمخدر در دنیا در مقام اول معرفی کرد.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با مصوبه شورای انقلاب در سال 1359 مصرف موادمخدر را جرم تلقی کرد و عاقبت مصرفکنندگان، منتهی به زندان یا اردوگاههای بازپروری میباشد.
با پشت سرگذاشتن یک سده از وضع قوانین و فعالیتهای گروههای مبارزه با موادمخدر اینک ما شاهد افزایش روزافزون تعداد مصرفکنندگان موادمخدر در جامعه مخصوصاً جامعههای بزرگ مثل شهرها هستیم که البته و متأسفانه این پدیده به جامعههای کوچکتر مثل روستاها نیز کشیده شده است.
در دهه اخیر با به وجود آمدن انجمن معتادین گمنام در ایران و ایجاد کمپهای متعدد گام بزرگی در امر مبارزه با مواد مخدر برداشته شده است.
2-بیان مسأله
موادمخدر و اعتیاد بلای ویرانگر خانواده و جامعه و مخربترین عامل روح و روان آدمی است که پیشگیری از اعتیاد بروز جرائم دیگر را کاهش میدهد و برای آن که بیشتر به ماهیت این موضوع برسیم ابتدا نگاهی گذرا به تعریف موادمخدر، اعتیاد و معتاد داریم.
ماده مخدر به هر مادهای غیر از آب و غذا میگویند که وقتی وارد بدن موجود زنده میگردد ساختار و کارکرد آن را تغییر میدهد و وابستگی جسمانی به ماده مخدر «اعتیاد» نام دارد و معتاد کسی است که در اثر مصرف مکرر و مداوم، متکی به ماده مخدر یا دارو شده باشد در واقع معتاد کسی است که در نتیجه استعمال متمادی دارو در بدن وی حالت اکتسابی ایجاد شده به شیوهای که مصرف مکرر ماده مخدر موجب کاسته شدن تدریجی اثرات آن گردد از این رو پس از مدتی فرد معتاد مقادیر بیشتری از دارو را میتواند بدون بروز ناراحتی تحمل کند و درصورتی که دارو به او نرسد اختلالات روانی و جسمی در او ایجاد میشود. شایان ذکر است در سالهای اخیر به فرد معتد، بیمار اطلاق میگردد نه مجرم.
از عوامل مؤثری که باعث گرایش افراد به اعتیاد میگردد میتوان از هفت مورد زیر نام برد: معاشرت با دوستان ناباب، لذتجویی و دردگریزی، فقر اقتصادی، فقر فرهنگی، رفاه مادی، ساختار نامناسب خانوادگی و بیکاری.
آمار و ارقام در ایران نشان میدهد که بخش اصلی زندانیان کشور را معتادان یا قاچاقچیان موادمخدر تشکیل میدهند.
سالانه 5 درصد به جمع معتادان کشور افزوده میشود در حالی که سازمان بهزیستی کشور تنها توان مداوای 2 درصد معتادان را دارد. روزانه 600 نفر در رابطه با موادمخدر در کشور دستگیر میشوند و ماهانه 100 نفر به دلیل سوءمصرف موادمخدر میمیرند.
بررسیها نشان داده است که جمعیت معتادان در ایران هر 10 سال 2 برابر میشود، در ضمن تحقیقات نشان داده است که سالانه 812 تن تریاک و 6/29 تن هروئین و مرفین میزان مصرف در ایران است؛ در سالهای اخیر این افزایش، بیشتر از رشد جمعیت است. دیدگاههای مختلف در برابر اعتیاد موضعگیری مختلفی دارند از جمله براساس دیدگاه «تضاد» اعتید به عنوان واکنشی است به نابرابریهای اجتماعی پایداری که توسط نظام سرمایهداری تحمیل میشود. درچنین وضعیتی فرودستان جامعه برای فرار از ستمدیدگی و ناکامی توسط نابرابریهایی که تجربه میکنند به موادمخدر روی میآورند.
«کنش متقابلگرایی» بر اهمیت تعاریف و برچسبزنی که بر معانی اجتماعی متمرکز میشود و بر اعتیاد پیوند میخورد، تأکید میکند. اگر نخستین تجربه اعتیاد خوشایند باشد، احتمال تکرار میرود و فردی که به دفعات اقدام به این کار کند، احتمال خوردن برچسب به او به عنوان «معتاد» زیاد است.
«دیدگاه زیستشناختی» به نقش ژنتیک (ارث) و گرایش فرد به مصرف ماده مخدر تأکید میکند، پژوهشگران بر این باورند که فرزندان معتادان، 50 درصد شانس معتادشدن را دارند. تبیینهای «روانشناختی» به گرایش برخی از انواع شخصیتها به مصرف موادمخدر تأکید دارد مخصوصاً افرادی که آمادگی برای اضطراب دارند، احتمال بیشتری دارد که برای آرامش و دستیابی به اعتماد به نفس و تسکین تنش خود به مصرف مواد مخدر روی بیاورند.
حال با بیان این مسائل این سؤال مطرح میگردد که چه عواملی باعث بروز پدیده اعتیادزدگی در معتادین میگردد و آنان سعی در ترک موادمخدر دارند و به کمپها مراجعه میکنند؟
از عواملی که باعث میشود معتادین قصد ترک موادمخدر را نمایند از موارد زیر میتوان نام برد:
الف) بروز رفتارهای ضداجتماعی: فرد معتاد برای دستیابی به موادمخدر دست به انجام هر کاری از قبیل دزدی، خیانت، دروغگویی و ... میگردد و فرد بیمار هنگامی که چشم باز میکند و خود را در منجلاب میبیند قصد ترک موادمخدر را مینماید.
ب) افراد معتاد اصولاً از جامعه جدا شده و انزواطلبی و خودخواهی پیشه مینمایند اما این جدایی از جامعه برای افراد که فطرتاً گرایش به زندگی اجتماعی را دارند مشکل است.
ج) یکی دیگر از عواملی که باعث میشود فرد از موادمخدر بیزار گردد ناتوانی در رویارویی با مسائل زندگی آنطور که هست میباشد.
د) از دیگر عوامل میتوان احساسات را نام برد احساساتی از قبیل وجدان، قدرت دوست داشتن.
ه) آوارگی، طرد از خانواده، طرد از جامعه از عوامل مؤثر در ترک موادمخدر است.
م) بسیاری از معتادان همیشه ترس از زندانی شدن و ریختن آبروی خود را دارند و برای اینکه آبروی خود و خانواده را حفظ نمایند و با نیروی انتظامی برخورد ننمایند به سوی بهبودی میروند.
ر) طبق آمار درج شده تعدادی از افراد معتاد به دلیل سوءمصرف و یا مصرف سرنگهای آلوده طعم تلخ مرگ را چشیدهاند و ترس از مرگ در بیماران دیگر باعث میشود افراد به سمت بهبودی پیش روند.
این عوامل از عمدهترین عواملی است که در مورد افراد معتادی که به سمت ترک موادمخدر گرایش پیدا میکنند.
انجمن معتادان گمنام در جولای سال 1953 تشکیل شد و اولین جلسه آن در جنوب کالیفرنیا برگزار گردید و در سال 1972 انجمن تشکیل دفتر خدمات جهانی N.A در لوسآنجلس را داد و گشایش این دفتر، هدفمندی و اتحادی که بدان نیاز بود برای انجمن به ارمغان آورد.
وجود دفتر جهانی باعث تثبیت و رشد انجمن گردید.
معتادین گمنام یک انجمن غیرانتفاعی از زنان و مردانی است که اعتیاد به موادمخدر مشکل اصلی زندگیشان بوده است. این انجمن متشکل از معتادانی است که در حال بهبودی هستند و اکنون به گرد هم میآیند تا به کمک همپاکی خود را حفظ کنند این برنامه پرهیز کامل از هرگونه ماده مخدر است تنها لازمه عضویت در این انجمن تمایل به قطع مصرف موادمخدر است.
در معتادان گمنام هیچ شرط و شروطی وجود ندارد به هیچ سازمانی وابسته نیست حق عضویتی ندارد و با هیچ سازمان سیاسی، مذهبی و یا انتظامی ارتباطی ندارد، هرگز تحت نظر نبوده و نیست هرکس مایل باشد بدون درنظر گرفتن سن، مذهب و نژاد و جنسیت میتواند به انجمن بپیوندد. در انجمن از ابزاری که معتادان در حال بهبودی به کمک آن، زندگی بدون موادمخدر را در N.A آموختهاند استفاده میشود، قدمهای دوازدهگانه، ابزار مثبتی هستند که بهبودی را ممکن ساختهاند.
هدف اصلی انجمنها پاک ماندن و رساندن پیام بهبودی به معتادی است که هنوز در عذاب است و مشکل مشترک اعضا اعتیاد است که باعث اتحاد اعضا گردیده است.
3-اهداف تحقیق
اهداف کلی:
بررسی و شناخت علل دلزدگی از موادمخدر در بین معتادین در حال ترک در انجمن معتادین گمنام به منظور افزایش عوامل اعتیادزدگی و کاهش معتادین در سطح جامعه.
اهداف جزئی:
الف) بررسی و شناخت عوامل فردی در امر اعتیادزدگی از قبیل افت اعتبار فردی، ناتوانی در برابر مسائل زندگی آن طور که هست، ترس از مرگ،
ب) بررسی و شناخت عوامل خانوادگی در امر اعتیادزدگی از قبیل مشکلات اقتصادی در خانواده، تهدید به اخراج از منزل توسط همسر و والدین
ج) بررسی و شناخت عوامل اجتماعی در امر اعتیادزدگی از قبیل تهدید به اخراج از محل کار، دوری از اجتماع، طرد اجتماعی
4-ضرورتهای تحقیق
الف) ضرورتهای کاربردی:
یکی از معضلات عمده جهانی که کشور ما نیز با او درگیر میباشد در حال حاضر مسئله اعتیاد است. اعتیاد عامل بروز بسیاری از آسیبهای اجتماعی، نابسامانیهای خانوادگی و فردی میباشد که مانند یک سم و آفت ریشه در جامعه دوانده است و دارای عوارض مختلفی مانند عوارض جسمی، روانی، خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی است، که صدمات جبرانناپذیری را بر پیکره افراد در سطح کلان به جامعه میزند که باید با برخوردهای منطقی با آن به مبارزه بپردازیم یکی از این برخوردها یا راهکارهای ارائه شده که مورد استقبال بینظیری قرار گرفته است انجمن معتادین گمنام (N.A) است. اما مطالعات زیادی انجام نشده و لازم است مانند این بخش انجام شود تا به راهکارهای عملی دست یابیم و تقاضای موادمخدر را کاهش دهیم.
ب) ضرورت نظری:
از نظر دورکیم جرم عملی است که واکنش جامعه را به صورت مجازات درپی دارد. حال باید دید که برای پدیده اعتیاد جامعه چه مجازاتی را در نظر گرفته است و آیا این مجازاتها تأثیری داشته است.
ما در این جا سعی داریم که به این مسئله بپردازیم که اعتیاد به موادمخدر در انواع مختلف و نوع گرایش به این مواد که باعث سست شدن پایههای فردی، زندگی خانوادگی و در سطح بزرگتر نیز باعث رسوخ ریشههای جامعه میشود را میتان با نظریهپردازی و سپس ایجاد رابطه درست بین فرد و اجتماع و خانواده و پیدا کردن بستر مناسب و آموزش هنجارهای اجتماعی سعی در پاکسازی خانوادهها از این پدیده خانمانسوز نماییم.
5-فرضیات
- به نظر میرسد بین سن و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.
- به نظر میرسد بین تحصیلات و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.
- به نظر میرسد بین اشتغال و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.
- به نظر میرسد بین محل سکونت و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.
- به نظر میرسد بین طرد خانواده و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.
- به نظر میرسد بین مشکلات روحی و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.
- به نظر میرسد بین مشکلات خانوادگی و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.
- به نظر میرسد بین مشکلات اقتصادی و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.
- به نظر میرسد بین مشکلات اجتماعی و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.
- به نظر میرسد بین ترس از مرگ و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.
- به نظر میرسد بین خارج شدن اراده زندگی از دست فرد و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.
- به نظر میرسد بین احساسات و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.
- به نظر میرسد بین طرد خانواده و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.
- به نظر میرسد بین ناامیدی منجر به خودکشی در معتادین و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.
- به نظر میرسد بین ناتوانی در رویارویی با مسائل زندگی آن طور که هست و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.
- به نظر میرسد بین اخراج از محل کار و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.
- به نظر میرسد بین فقر مالی و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.
- به نظر میرسد بین سستی پیوندهای عاطفی در طول بیماری و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.
- به نظر میرسد بین رتبه تبهکاری و اعتیادزدگی معتدین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.
- به نظر میرسد بین تأهل و اعتیادزدگی معتدین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.
6-تعاریف نظری و عملیاتی متغیرهای تحقیق
تعریف نظری سن: منظور از سن سال تولد فرد میباشد که بنابر اظهار فرد با معرف سال سنجیده شده و از سه طبقه زیر خارج نیست:
- کمتر از 21 سال
- بین 21 تا 24 سال
- 24 سال و بالاتر
تحصیلات:
نظری: منظور مدرکی است که از طریق آموزش و پرورش رسمی به فرد اعطا میشود.
عملی: منظور از تحصیلات سطح سواد فرد است که تا چه مقطعی درس خوانده در این تحقیق از سه مورد زیر خارج نمیباشد.
- بیسواد تا سیکل
- متوسط و دیپلم
- دیپلم و بالاتر
اشتغال
نظری: منظور از اشتغال این است که کاری که فرد انجام میدهد و در قبال آن دستمزد دریافت میکند.
عملی: کاری که فرد انجام میدهد شغل آن است که در این امر از سه طبقه زیر استفاده شده است.
شغل
- دولتی
- آزاد
- سایر
تأهل: منظور از تأهل این است که آیا فرد ازدواج کرده است یا خیر.
عملی: وضعیت تأهل فرد موردنظر است که سه مورد زیر در این تحقیق مدنظر است.
تأهل
- مجرد
- متأهل
- سایر
وضعیت مسکن
نظری: منظور این است که جایی که فرد زندگی میکند متعلق به چه کسی است.
عملی: در این جا منظور این است که محل زندگی فرد متعلق به خود است یا دیگری و یا سایر مواد.
وضعیت مسکن
- شخصی
- استیجاری
- سایر
منطقه سکونت
نظری: منطقه محل سکونت براساس طبقهبندسی شهرداری مدنظر است.
عملی: منظور یکی از مناطق 22گانه تهران و حومه تهران میباشد.
منطقه سکونت
- مناطق 1 تا 10
- مناطق 11 تا 22
- حومه تهران
مدت عضویت
نظری: منظور از عضویت مدت زمانی است که فرد مراجعه کرده است.
عملی: مدت زمانی است که فرد برای ترک مواد به N.A مراجعه کرده است که در این مورد سه طبقه زیر مدنظر است.
مدت عضویت
- کمتر از 21 روز
- بین 21 تا 42 روز
- 42 روز و بیشتر
مواد مصرفی: نظری: منظور این است که در بین مواد مخدری چون تریاک، حشیش، هروئین و کراک کدام ماده را مصرف میکردند.
عملی: در این تحقیق سه طبقه زیر مدنظر است:
مواد مصرفی
- کراک
- تریاک
- سایر
میزان مصرف: نظری: منظور مقداری از موادمخدر است که فرد روزانه مصرف مینموده که دارای مؤلفههایی نظیر گرم، سوت، سنگ و ... میباشد.
عملی:
میزان مصرف
- 1 گرم و کمتر
- بین 2 تا 5 گرم
- 5 گرم و بیشتر
مشکلات فردی: نظری: به مشکلات روحی و روانی، اجتماعی و خانوادگی گفته میشود که فرد در طول مدت بیماری با آنها دست به گریبان است مانند: ترس از مرگ، خروج اراده زندگی از دست فرد، ناتوانی در رویارویی با مسائل زندگی، تهدید به اخراج از منزل، تهدید به اخراج از محل کار، افت اعتبار فردی، خودکشی و ....
عملی: در این تحقیق از سه طبقه زیر مشکلات فردی خارج نمیباشد.
چند مرتبه در طول مدت بیماری ترس از مرگ به سراغ شما آمده
- هیچگاه
- 1 تا سه مرتبه
- چهار مرتبه و بیشتر
مشکلات روحی:
- در طول مدت بیماری هیچگاه ترس از مرگ به سراع بیمار نیامده است.
- در طول مدت بیماری بین 1 تا 3 مرتبه ترس از مرگ به سراغ بیمار آمده است.
- در طول مدت بیماری چهار مرتبه یا بیشتر ترس از مرگ به سراغ بیمار آمده است.
تهدید به اخراج در محل کار:
- در طول مدت بیماری هیچگاه
- در طول مدت بیماری بین 1 تا سه مرتبه
- در طول مدت بیماری چهار مرتبه و بیشتر
دوستان: نظری: منظور از دوستان افرادی هستند به غیر از خانواده که فرد با آنها ارتباط عاطفی و اجتماعی برقرار
مینماید و از آنها الگوبرداری میکند.
نظری: دوستان معتاد منظور دوستی که با موادمخدر آشنا میباشد و مصرف مکرر مواد را دارد.
عملی: در این تحقیق دوستان معتاد و آشنایی با موادمخدر به وسیله دوستان با دو طبقه زیر تحت نظرسنجی و آزمایش قرار گرفته شده است.
دوستان معتاد
- بله
- خیر
آشنایی با مواد به وسیله دوستان
- بله
- خیر
فصل دوم:
پیشینه پژوهش
1-مقدمه:
به طور کلی در طول تاریخ، بشر همواره به فکر تسکین دردها و آلام خود بوده و همیشه این فکر را در ذهن پرورانده که باید در زندگی به دنبال خوشی باشد و برای محقق ساختن این امر به طرق مختلف عمل نموده است.
امروزه افراد برای رفع ناراحتی و رنجهایی که در زندگی صنعتی با آن روبرو هستند به سمت موادمخدر گرایش پیدا کردهاند و یکی از اصلیترین دلایل گرایش به موادمخدر خوشی کاذبی است که در اوایل مصرف به افراد میدهد. از جمله عواملی که باعث گرایش به مواد میگردد میتوان از موارد زیر نام برد:
الف) دوستان ناباب
ب) بیکاری
ج) فقر فرهنگی
د) فقر اقتصادی
ه) لذتجویی و دردگریزی
و) عوامل فردی
ر) رفاه مادی
البته آثار و تبعات این معضل اجتماعی کم نیست و کلیه جوانب زندگی فرد را تحت تأثیر قرار میدهد از جمله آثار اعتیاد[3] میتوان از مواردی چون:
الف) خوشی کاذب و خوشبینی زیاد
ب) پرگویی
ج) بیاشتهایی
د) عوارض اقتصادی، اجتماعی، فردی و فرهنگی
و) آسیبهای جسمی و جنسی
ر) ایجاد شخصیت ضداجتماعی و درنتیجه بروز رفتارهای ضداجتماعی
و ... نام برد.
براساس آخرین آمار موجود در جهان 190 میلیون معتاد وجود دارند که 2 میلیون نفر از آنها در کشور ما حضور دارند.
در مورد این پدیده نظریات گوناگون و مختلفی وجود دارد و دیدگاههای مختلفی نظیر دیدگاه کنش متقابلگرایی، دیدگاه تضاد، دیدگاه روانشناختی، دیدگاه زیستشناختی و .... در مورد این موضوع نظریاتی ارائه کردهاند.
در انتها میتوان نتیجه گرفت که شرایط مختلف باعث بروز این پدیده در فرد و در سطح گستردهتری در جامعه میشود و هر روزه شاهد آمار بالای آن در شهرهای مختلف مخصوصاً در کلان شهرهایی مثل تهران هستیم و این خود باعث رشد مسائل و پدیدههای شوم دیگری میشود که با آن در ارتباط هستند مانند دزدی، خیانت و قتل و ... که کنترل و نظارت این پدیده و پیشگیری از بروز آن باعث جلوگیری از گسترش دیگر عوامل میشود.
2-تعاریف و اصطلاحات پایه و اساسی اعتیاد و موادمخدر
1/2- تعریف اعتیاد
اعتیاد یک بیماری زیستشناختی، روانشناختی و اجتماعی است عوامل متعددی در اتیولوژی سوءمصرف و اعتیاد مؤثر است که در تعامل با یکدیگر منجر به شروع مصرف و سپس اعتیاد میشوند عوامل مؤثر بر فرد، محیط فرد و کلیه عوامل و علل درهمیافتهای هستند که به یکدیگر تأثیر میگذارند. (on line 2)
اعتیاد مسمومیت حاد و مزمنی است که برای شخص یا اجتماع زیانبخش میباشد و از طریق استعمال دارویی طبیعی یا صنعتی ایجاد میشود. (on line 1)
میتوان گفت که اعتیاد یک نوع مسمومیت است که برای شخص دچار مشکل و عوارض فردی و اجتماعی میگردد.
درواقع میتوان این طور بیان نمود که اعتیاد یک بیماری میباش که عوامل متعددی در آن تأثیر میگذارد این عوامل عبارتند از عوامل فردی، عوامل محیطی، عوامل ژنتیکی و ...
اعتیاد یک بیماری اجتماعی است که عوارض جسمی و روانی دارد و تا زمانی که به علل گرایش بیمار توجه نشود درمان جسمی و روانی فقط برای مدتی نتیجهبخش خواهد بود و فرد معتاد دوباره گرفتار مواد اعتیادآور میگردد. (1)
اعتیاد دارویی حالتی است که در اثر مصرف دورهای یا مداوم یک ماده شیمیایی (طبیعی یا مصنوعی) که برای انسان یا جامعه مضر باشد ایجاد میگردد و ویژگیهای آن به قرار زیر است:
1-اشتیاق یا نیاز اجباری به استفاده مداوم آن ماده و ظهور رفتاری اجباری برای پیداکردن آن به هر وسیله.
2-تمایل به افزودن به مقدار مصرف به مرور زمان.
3-پیدا شدن وابستگیهای جسمی و روانی بر اثر استفاده از آن. (on line 3)
اعتیاد به حالتی اطلاق میگردد که در اثر مصرف مدوم یک ماده در انسان ایجاد میگردد که رفتارهایی از قبیل به دست آوردن ماده به هر طریق، تمایل به افزودن مصرف مواد و وابستگی جسمی و روانی به آن در فرد پدیدار میشود.
انواع فرآوردههای گیاهان خشخاش، شاهدانه، کوکا و ترکیبات مشابه که مصرف آنها موجب اعتیاد میگردد موادمخدر نام دارند مواد که به طور طبیعی، نیمهمصنوعی و یا مصنوعی مصرف میشوند. موادمخدرهای سبک و سنگین. (on line 4)
تمامی موادی که از گیاهان خشخاش و شاهدانه و .... به دست میآیند ماده مخدر هستند که به طرق مختلف طبیعی، مصنوعی و یا نیمهمصنوعی مورد استفاده قرار میگیرند.
میتوان گفت که اعتیاد نوعی بیماری اجتماعی است که باید برای مداوای آن ابتدا علل گرایش به آن را مورد بررسی قرار دهیم و از بین ببریم در غیر این صورت فقط برای مدتی جوابگو است.
واژه اعتیاد از نظر لغوی اسم مصدر عربی از ریشه عاد است که در فرهنگ لغت معین به مفهوم عادت کردن و خوگرفتن میباشد. در فرهنگنامه دهخدا اعتیاد به مفهوم پیاپی خواستن چیزی آمده است. (2)
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 92 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 146 |
فهرست مطالب
عناوین صفحه
چکیده .............................. 1
فصل اول : مقدمه
پیشگفتار ........................... 3
مقدمه .............................. 5
بیان مساله.......................... 10
پرسش پژوهش ......................... 11
فرضیه پژوهش ........................ 11
اهداف پژوه.......................... 11
اهمیت و ضرورت پژوه.................. 12
متغیر ها ........................... 13
متغییر مستقل........................ 13
متغییر وابسته ...................... 14
متغییر تعدیل کننده ................. 14
متغییر کنترل کننده ................. 14
تعاریف واژه ها ..................... 15
الف: مفهومی ........................ 15
ب: عملیاتی.......................... 15
فصل دوم: پیشینه پژوهش
اضطراب ............................. 17
Anxienty ............................ 17
اجزای اضطراب........................ 19
الف) جنبه فیزیولوژیکی .............. 19
ب) جنبه شناختی ..................... 20
خصیصه های اضطراب.................... 20
واکنش های اضطراب.................... 21
اضطراب عمیق به چه شکل صورت می گیرد.. 22
هنگامی که اضطراب افزایش می یابد..... 22
تظاهرات بدنی اضطراب................. 23
تظاهرات روانی اضطراب................ 23
الف) اضطراب امواج آزاد.............. 24
ب) بی تابی ......................... 24
ج) تنش ............................. 24
د) هراس ............................ 24
عکس العمل به اضطراب ................ 25
انواع اضطراب ....................... 25
1- اضطراب عینی...................... 25
2- اضطراب روان نژندی................ 26
3- اضطراب اخلاقی..................... 27
راههای کاهش اضطراب.................. 27
1- دارو............................. 28
2- ریلکسیشن ........................ 30
3- رفتار درمانی .................... 30
مکانیسمهای دفاعی اضطراب ............ 31
سرکوبی.............................. 31
فرافکنی ............................ 32
درون فکنی........................... 33
همانند سازی ........................ 34
انکار............................... 35
جا به جایی ......................... 35
خیالبافی............................ 36
والایش .............................. 37
دلیل تراشی.......................... 37
فخر فروشی........................... 38
بازگشت ............................. 38
عکس العمل سازی...................... 39
واکنش وارونه ....................... 40
انزوا............................... 40
نظریه ها و اضطراب................... 41
نظریه روان تحلیل گری روانکاوی....... 41
نظریه رفتاری ....................... 43
نظریه اصالت وجود ................... 44
نظریه زیست شناختی................... 44
نظریه سرشتی ........................ 45
نظریه فردی.......................... 45
نظریه انسان گرایانه ................ 46
اضطراب (تحقیقات جدید ، 1384)........ 47
هنجاریابی آزمون اضطراب اشپیل برگر در شهر مشهد 47
کار ................................ 51
معیارهای شرایط کار ................. 52
معیارهای فیزیولوژیک ................ 52
معیارهای روانی...................... 53
معیارهای تولید ..................... 54
مکتبهای فکری در روان شناسی کار...... 54
الگوی دیوان سالاری................... 54
عناصر اصلی این الگو................. 54
الگوی تایلوریسم (تفکر علمی)......... 55
الگوی اداری......................... 55
الگوی معاصر روان شناسی کار.......... 56
عوامل اضطراب زا و کار............... 56
اضطراب در دوران اشتغال (تحقیقات جدید 1384) 60
عوامل اضطراب زا .................... 60
1- منابع تنش زای عمومی در زندگی روزمره افراد 60
2- منابع تنشی زای عمده مرتبط با مشاغل افراد 61
آثار و عوارض اضطراب در دوران اشتغال. 63
عوارض و آثار فردی/ جسمانی........... 63
عوارض و آثار رفتاری................. 64
آثار رفتاری در محیط کار............. 65
روان شناسی زنان..................... 66
فرضیه روانکاوی...................... 67
دیدگاه هلن دویچ (1982-1884) ........ 68
اعتماد به نفس زنان.................. 69
زنان و کار.......................... 70
زنان و کار (خانه)................... 71
زنان خانه دار....................... 71
(ارزش کار خانگی زنان) (تحقیقات جدید) 73
بررسی میزان آگاهی زنان خانه دار ساکن تهران از علل بیخوابی و
مسائل بهداشتی، روانی مربوط به آن... 74
(پایان نامه کارشناسی ارشد) ایران داودی به راهنمایی نصرت روشن
روان............................... 75
زنان و کار (خارج از خانه) .......... 75
پنهان کاری.......................... 77
حاکمیت – محکومیت ................... 78
نابرابری موقتی ..................... 78
نابرابری دائمی ..................... 78
پیامدهای استرس...................... 79
محیط فیزیکی خطرناک ................. 81
بازارهای کار و ساختارهای صنعتی در زندگی شغلی بانوان 81
نخست ............................... 82
دوم................................. 83
سوم................................. 83
(تحقیقات روزنام ای در مورد مشاغل و کارکردن زنان در بیرون
از خانه)........................... 84
مشاغل دارای مالکیت زنان 3/1 تا 4/1 کسب و کارهای اقتصاد
رسمی جهان را شامل می شود............ 84
نگاه جنسیتی نسبت به زنان در قانون کار غیر کارشناسی است 85
یک در صد افزایش در جمعیت زنان بیکار برابر 19 در صد کاهش
نرخ مشارکت ......................... 87
افزایش شهری شدن از نرخ مشارکت زنان می کاهد 87
آیا گریه کردن یک خصیصه زنانه است؟ (تحقیقات جدید) 88
توصیه مهم .......................... 90
بررسی شدت برخی عوامل استرس زای شغلی در پرستاران 90
نتابج .............................. 91
شیوه های مقابله با اضطراب در دوران اشتغال 92
شیوه و راهکارهای فردی............... 92
دستور العمل (یک).................... 97
مرکز اطلاعات و آمار زنان............. 98
فصل سوم : روش شناسی پژوهش
جامعه آماری......................... 100
نمونه ی پژوهش....................... 100
روش نمونه گیری...................... 100
ابزار پژوهش......................... 101
تست اضطراب کتل...................... 101
روش اجرای تست ...................... 107
روش نمره گزاری ..................... 107
روش های تحلیل آماری................. 108
فصل چهارم: ارائه داده های پژوهش
الف) توصیف داده ها ................. 110
نتیجه گیری.......................... 113
فصل پنجم: بررسی و تحلیل نتایج
بحث و نتیجه گیری و بررسی در مورد داده ها 115
پیشنهادها........................... 117
فهرست منابع......................... 118
ضمائم
پرسشنامه............................ 122
موضوع این پژوهش بررسی میزان اضطراب در میان زنان شاغل و خانه دار می باشد و هدف اصلی ما شناخت آثار و نتایج اشتغال زنان بر روی بیماری اضطراب است و کار زنان چه میزان بر اضطرابشان تاثیر می گذارد؟ فرضیه این پژوهش این است که بین اضطراب زنان شاغل و زنان خانه دار تفاوت وجود دارد نمونه آماری در این تحقیق 100 نفر از زنان تهرانی می باشند که در سال 85-84 به صورت تصادفی انتخاب شده اند و با استفاده از تست اضطراب کتل از 50 زن شاغل و 50 زن خانه دار بین 25 سال تا 45 سال گرفته شده است. بر اساس تجزیه و تحلیل آماری می توان گفت که به احتمال 99 در صد و P > %1 بین اضطراب زنان خانه دار و شاغل تفاوت معنی داری وجود دارد.
پس در این تحقیق به این نتیجه می رسیم که کار باعث کاهش اضطراب زنان می شود و مشغله های خانه داری و تربیت فرزندان و به عبارتی خانه دار بودن زنان در بالا بردن اضطرابشان نقش موثری دارد.
پیشگفتار
در عصر حاضر زن در جامعه نقش قابل توجهی دارد و اغراق نگفته ایم اگر به گوئیم بخشهایی از جامعه در دست زنان شاغل است وجامعه بروی آنها حساب می کند زن در عصر حاضر در خانواده و هم در جامعه نقش مهمی را ایفا می کند ، از جمله تربیت فرزندان آگاه و عالم، فراهم کردن محیط آرام و ایجاد آرامش در خانواده و فعالیت در امور اجتماعی و فرهنگی، اقتصادی و سیاسی موجب شده است که باری از جامعه را بدوش بکشند و پا به پای مردان در پیشبرد اهداف جامعه نقش مهمی داشته باشند حتی زنان در بخشهایی مشغول فعالیتهایی هستند که مردان نمی توانند جایگزین آنها شوند در عین حال شرایط اجتماعی فرهنگی جامعه در خیلی از موارد پویایی متناسب با آنرا نداشته است. اشتغال زنان از سوئی با مسائل جاد و برخی از موارد مواجه گردیده و از سوی دیگر اختلاف عقیده را در میان گروه های مختلف مردم موجب شده است. (ساروخانی، باقر، 1370ص 167)
هر چه نقش زنان در فعالیت های اجتماعی بیشتر می شود، و هرچه از تفاوتهای زنان و مردان در به عهده گرفتن مقامها و مسئولیتهای گوناگون کاسته می شود، زنان بیشتری به مناصب مدیریتی در سازمانها و نهادهای مختلف دست می یابند و همراه با آن با دشواریها و مسائل پیچیده مدیریت مواجه می شوند که متاسفانه هنوز این گونه دشواریها برای مدیران زن به قوت دو چندان خود نمایی میکند . (مریلین . نینگ 1376)
جامعه امروز، اجتماع تبادل اطلاعات است و آنچه رشد همه جانبه را در جامعه تسریع می کند، سرعت بخشیدن به این تبادل است .
زنان به عنوان نیمی از پیکره اجتماع از این قاعده مستثنی نیستند، و بی تردید آنچه می تواند این قشر از جا معه را به رشد مورد انتظار و به شرایط مطلوب برساند، انتقال و تبادل اطلاعات در مقولات مختلف مورد نیاز و مربوط به آنهاست.
آسیب شناسی این موضوع می تواند گویای بخش بزرگی از موانع رشد زنان درجامعه ما باشد انتقال اطلاعات مورد نیاز بانوان و حتی آنچه درباره آنها و مختص آنهاست. در جامعه ما بسیار ضعیف است . این ضعف از یک سو ریشه در ضعف ابزار اطلاع رسانی زنان دارد که به طور خاص نشریات تخصصی زنان را شامل می شود، این ضعف بیشتر در بعد کمی خود نمایی می کند؛ چنان که با وجود رشد بسیار در خور توجه تعداد عناوین نشریات در سالهای گذشته، تعداد نشریات تخصصی زنان همچنان محدود و معدود است و مهمتر آنکه هیچ تلاشی از سوی دست اندرکاران برای جبران این کمبود شدید صورت نمی گیرد. (سروش بانوان، 1384، سونیا پور یامین) .
مقدمه
زندگی و مشکلات مربوط به آن امری است که همواره مورد بحث بوده و خواهد بود. مشکلاتی که نه تنها رو به افزون هستند بلکه با تنوع و تغییر شکل زندگی مدرن هر چه بیشتر حاد تر و بدون راه حل تر جلوه می کند، همه افراد بشر در طول زندگی خود با موانع و مسائلی رو به رو می شوند که حل آن برایشان دشوار و یا حتی نشدنی جلوه میکند، ولی همین انسان خودش نیز در بیشتر کردن مشکلات و مصائب سهیم است و ناخواسته و یا نادانسته بر مسائلی که در زندگی و روح و روان و جسم او اثر مخرب دارند دامن زده و حتی گاهی در صدد رفع آن نیز بر نمی آید و شاید از اینکه خود او باعث ایجاد مشکلات می باشد ناآگاه است. هر فردی میتواند با آگاهی و شناخت اطراف خود با مسائل محیطی به مبارزه برخاسته، خود را از فشارهای عصبی، روانی، و یا جسمی موجود به هر نحو که ممکن باشد، دورنگه دارد. پرهیز از شرایط بیمارزا، امری ضروری است که باید مورد توجه همگان باشد. (چارتهم 1373، ص 3)
اضطراب یک نوع مشکل بیماری زاست ، در تشریح حالات روانی فرد، اضطراب رایج ترین اصطلاحی است که بکار برده می شود. رویکردهای گوناگون برای مطالعه اضطراب وجود دارد که اغلب با هم متفاوت و ما حصل عملکرد آنان برخی مواقع نادرست و تاثیرات آن غیر قابل دستیابی است؛ به طور حتم فردی که از اضطراب در رنج است به مجموعه ای از شیوه ها به محرک پاسخ می دهد که برخی از این واکنشها در سطح (خودآگاهی) او نمی باشد.
بین تمام سندرم های بالینی اختلالات مطرح و مورد مطالعه در روان شناسی بالینی اختلالات اضطرابی شایع تر از همه هستند. طبق انجمن «انستیتو ملی بهداشت ملی» (ایالات متحده) قریب پانزده میلیون آمریکایی از نوع اختلال اضطرابی در رنج هستند و عصر حاضر را عصر اضطراب خوانده اند.پیچیده گی های جاری تمدن، سرعت تغییرات و بی توجهی نسبی به مذهب و ارزشهای خانوادگی برای افراد و اجتماعی، تعارض ها و اضطراب های تازه ای به وجود آورده است . (پور افرکاری، 1369، ص361)
اضطراب یکی از شایعترین مسائلی است که در کار طبابت به آن برخورد می شود، که عده ای بیماران مبتلا به اختلال اضطراب مزمن نسبت به پزشکان چهل برابر است و 30% کسانی که به پزشک عمومی مراجعه می نمایند، از این ناراحتی در عذابند، حتی در بیماران مبتلا به آسیب عضوی نیز اضطراب به علت احساس بی کفایتی، ناتوانی یا درماندگی خصوصیت بارزی از اختلال است .
اضطراب به طور معمول به حالتی انفعالی مبهم و ناخوشایند اطلاق می شود که با مشخصه هایی چون احساس خطر قریب الوقوع ، بیم، درماندگی و ناآرامی همراه است و غالبا از ترس بدین صورت متمایز می شود، که حالت اضطراب عموما بی علت است در صورتی که ترس وانمودی از یک موضوع مشخص ترسناک از شخص یا رویدادی است . (وبر 1985 ، ص 43)
احتمالا اضطراب شدید و عمیق ، شایع ترین نشانه در همه اختلالات عصبی است. برای برقراری فاصله ای بین اضطراب عادی و اضطرابی که مربوط به تشخیص بیماری می شود با مشکلاتی رو به رو می شویم، همه ما گاهگاهی مضطرب هستیم ولی این نوع مثبت اضطراب است و این امکان را به ما می دهد که با سودمندی به طور اساسی در زندگی پیشرفت کنیم. اضطراب مربوط به بیماری انسان را مجبور به گریز از واقعیت کرده و او را به سوی امراض حتی (پریشانیهای روانی، وازدگی، آسم و ...) که بر ضد شخص وقت تاثیر اضطراب حمایت می شوند هدایت می کند (چارتهم ، 1373، ص 38)
از واژه اضطراب مانند غالب واژه های روان شناختی سوء استفاده گشته است و بیشتر بیانگر توجیه حالتی کلیشه ای است که برخی افراد در واکنش به بعضی موقعیتها از خود نشان می دهند. آنچه که سبب جلب توجه می شود. استواری و عدم تزلزل افراد است. ما اغلب خود را با قالب مشخص انسانی نیرومند می سنجیم با این شگفتی که افراد نیرومند چگونه بی اعتنا به آسیبهای زندگی ادامه می دهند تا جایی که استحکام آنان تحسین ما را بر می انگیزد. (الیور، 1383)
اضطراب در واقع همه انسانها تجربه می کنند. اضطراب یک احساس منتشر بسیار ناخوشایند، مبهم ، دلواپسی است که با یک یا چند تا از احساسهای جسمی همراه می گردد، مثل احساس خالی شدن سردل، تنگی قفسه سینه، طپش قلب، تعویق ، سر درد یا میل جبری ناگهانی برای دفع ادرار، بی قراری و میل برای حرکت نیز از علائم شایع است (کاپلان و سادوک 1927) .
در طی سه قرنیکه ، شخصیتهای ممتاز زن مورد کاوش و بررسی قرار گرفتند. 38% این زنان نامدار نویسنده بوده و بقیه شامل زنان ملکه – رهبر، سیاستمدار و معشوقه های رجال نامدار بودند (کامل ، 1913)
بررسیها نشان می دهند که حتی امروز نیز 80% زنان به مشاغل سنتی جنسیتی چون مددکاران اجتماعی، تکنیکهای بهداشتی، پرستار، اپراتور تلفن، منشی و غیره اشتغال دارند. (رسکین ، 1986)
عجیب این است که دستاوردهای بزرگ زنان نیز بازتابی دریافت نمی کند و در حالت خاص این دستاوردها به سرقت می رود و به حساب مردان منظور می شود. فرضا مولکول ژنتیکی (DNA) را در نظر بگیرید. این کشف بزرگ به دانشمندانی چون واتسون (WATSON) نسبت داده شده است : لیکن هیچ نامی از همکارش یعنی روزالیند فرانکلین برده نشده است . (سایر، 1978)
از نظر ژنتیکی یک فرق اساسی بین زن و مرد وجود دارد، زن جفت بیست و سومش XX است ولی مرد XY است .
از نظر غدد داخلی بدن زنان فرق اساسی در دو غده با مردان دارند: 1- تخمدانها 2- جفت
تخمدانها : 1- هورمونهای استروژن 2- پروژسترون
1- در ایجاد میل جنسی زنانگی دخالت دارد و صفات ثانویه جنسی زنانگی را سبب میشود، کمبود آن سبب عقب افتادگی تظاهرات جنسی و صفات جنسی می شود.
2- رحم را برای حاملگی آماده می سازد کمبود آن سبب سقط جنین می شود.
جفت: 1- پلاسنتاگوتادوترفین 2- استروژن
1- سب توقف قاعدگی و خروج اوول از تخمدان می گردد.
2- در ایجاد شیر در پستان مادر سهم دارد.(یوسف کریمی، 1382،ص 19)
در اجتماع امروزی کار بیش از پیش اهمیت پیدا می کند. وقتی یکدیگر را ملاقات می کنیم، پس از سلام و احوالپرسی، اولین سوالی که معمولا مطرح می شود این است: چه کار می کنی؟ کار نه تنها منابع مالی و سطح زندگی افراد را بهبود می بخشد، بلکه بر سلامت جسمی و روانی آنها نیز اثر مثبت می گذارد.
از سالها پیش، سازمانها و کارخانه های صنعتی به این فکر افتاده اند که کمیت تولیدات خود را بالا ببرند، بر کیفیت آنها بیفزایند و بدین وسیله بقای خود را، در دنیای رقابت تضمین کنند، در واقع، رقابت صنعتی، لزوم سازگاری با شرایط کار و اثر آشکار عوامل انسانی و محیط فیزیکی بر تولید، صاحبان کارخانه ها و روان شناسان را و اداره کرده است که کار را به طور عمیق و با دید علمی مطالعه کنند. (دکتر حمزه گنجی، 1381)
بیان مساله
در این تحقیق به بررسی میزان اضطراب بین زنان شاغل و زنان خانه دار پرداخته می شود و مساله اصلی این است که آیا اشتغال در اضطراب زنان موثر است؟ در این رابطه محقق بر آن شد تا مروری بر نظریات روان شناسان داشته و دیدگاه آنان را با مسئله اضطراب و میزان آن در زنان شاغل و خانه دار بررسی نماید.
پرسش پژوهش
1- آیا بین اضطراب زنان شاغل با زنان خانه دار غیر شاغل تفاوت معنی داری وجود دارد؟
فرضیه پژوهش
1- بین اضطراب زنان شاغل و زنان خانه دار تفاوت وجود دارد؟
اهداف پژوهش
اهتمام نسبت به گسترش فرهنگ، منطقی ترین راه برای حصول به آرمان ها و اهدافی است که می بایست بر پایه و اساس متسحکمی استوار باشد. با تکیه بر فرهنگ اصیل و درست میتوان تعادل و توازن را در زمینه های کار زنان در جامعه و خانه حفظ کرد و زمینه های کار زنان در جامعه و خانه حفظ کرد و زمینه های پیشرفت زنان را در اداره امور خود فراهم آورد. با وجود تحولات عظیمی که در جامعه ایران به وجود آمده، مسلما زنان که نیمی ازمنابع انسانی بیشمار می روند تحت تاثیر این تحولات قرار گرفته و امروزه در صد زیادی از زنان به بازار اشتغال راه یافته اند. بنابراین می خواهیم بدانیم رابطه اضطراب در بین زنان شاغل که عامل پیشبرد اهداف توسعه اقتصادی و اجتماعی هستند و زنان غیر شاغل به چه میزان است. آیا زنان شاغل می توانند در محیط خانواده هم به همان نسبت زنان خانه دار موثر واقع شوند؟ در واقع هدف اصلی ما شناخت آثار و نتایج اشتغال زنان بر روی بیماری اضطراب است کار زنان چه میزان بر اضطرابشان تاثیر می گذارد؟
اهمیت و ضرورت پژوهش
در طول تاریخ آنجایی که ایسمهای مادی و یا فرهنگ های غلط به اشتباه اسلامی ریشه کرد زنان همواره مورد سوء استفاده قرار گرفته اند، باید اذعان داشت که زنان در مقام پایین مرحله انتخاب قرار گرفتند و همیشه مجبور بوده اند که انتخابشان موکول و موخربه انتخاب شدنشان باشد و به مرور زمان این فرهنگهای غلط حکم بر جوامع باعث تنش های رفتاری و اخلاقی در زنان چه آنها در محیط خانواده بودند و چه آنها که هم در محیط کار و هم در خانواده نقش هایی را بر عهده داشته اند شد. از آنجا که الگو ها دارای خصیصه خط شکنی و محبوبیت هستند، معرفی هر چه افزون تر آنان و خوب معرفی کردن آنان نقش فرهنگی بسیار قابل تاملی دارد.
آگاهی به زمان امروز وقوف به زمان ، ایجاب می کند که در معرفی الگوها از شیوه های مدرن و حساب شده ای استفاده می شود که برای عامه مردم دارای جذابیت باشد. شناسایی و معرفی الگوهای برتر به همان اندا زه که انگاره های عاجزانه را در زنان از بین می برد و آنان را برای رویارویی با موانع ومعضلات مهیا می کند، در مردان نیز پنداره های غلطی را که حکایت از ناتوانی زنان دارد سست می کند و یا از بین می برد . (روزنامه همبستگی).
در کلام نهایی باید گفت هر چه میزان حاشیه ای بودن زنان در جامعه کاسته می گردد به همان نسبت بحران هویت فردی و اجتماعی اضطراب وبی اعتمادی و احساس ناتوانی و ... در این قشر عظیم کاسته خواهد شد. (آلن، بیرون، ترجمه: باقر ساروخانی)
«متغیر ها»
متغییر مستقل
یعنی متغییری که منجر به تغییر سایر متغییر ها می شود و پژوهشگر تاثیر آن را بر متغییر دیگر مورد بررسی قرار می دهد، در پژوهش حاضر «اضطراب» متغیر مستقل است چرا که محقق می خواهد تاثیر آن را بر زنان بررسی کند.
متغییر وابسته
متغییری است که تحت تاثیر متغییر مستقل قرار میگیرد و بر اثر تغییرات آن متغییر می کند. در حقیقت متغییر وابسته متغییری است که مورد پیش بینی است. در پژوهش حاضر «شغل زنان» متغییر وابسته است . زیرا شغل زنان بسته به متغییر مستقل (اضطراب) است.
متغییر تعدیل کننده
متغییر تعدیل کننده، متغییری است که رابطه بین متغییر مستقل و وابسته را تحت تاثیر قرار می دهد. در پژوهش حاضر «شاغل و غیر شاغل بودن» متغییر تعدیل کننده است.
متغییر کنترل کننده
به متغییرهایی که پژوهشگر با روش هایی خاص، اثر آنها را خنثی می کند، متغیر کنترل کننده است. سطح فرهنگی، تحصیلات ، سن ، موقعیت خانوادگی ، جنس
«تعاریف واژه ها»
الف : مفهومی
1- اضطراب : قرار گرفتن در معرض فشار روانی ممکن است واکنشهای قابل مشاهده ای را موجب شود که اضطراب نامیده می شود . (شریفی ، 1376)
2- زنان شاغل: به افرادی اطلاق می شود که علاوه بر انجام کارهای منزل و خانه داری ، در جامعه نیز به کار اشتغال دارند (زندی پور، طیبه، 1383)
3- زنان خانه دار: به افرادی گفته می شود که به انجام امور منزل و خانه دا ری و مراقبت از فرزندان و تربیت آنها اهتمام می ورزند. (همان منابع)
ب: عملیاتی
اضطراب : منظور از اضطراب در این پژوهش نمره ای است که افراد مورد آزمون در مقیاس اضطراب کتل بدست می آورند.
زنان شاغل : منظور زنانی هستند که در کنار همسرشان به کار بیرون اشتغال میورزند و در آمدی دارند.
زنان خانه دار: منظور زنانی هستند که مدیریت منزل را به عهده دارند.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 891 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 149 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
تعریف موضوع
فرضیات تحقیق
اهمیت موضوع
اهداف تحقیق
قلمرو تحقیق
تعریف واژههای عملیاتی
محدودیتهای تحقیق
فصل دوم : مبانی تئوریک و پیشینة پژوهش
تاریخچه تحقیق پیرامون فشار عصبی
فشار عصبی چیست؟
اجتنابناپذیر بودن فشار عصبی
مراحل فشار عصبی
مدلی برای تحلیل فشار عصبی
منابع فشار عصبی
1-عوامل طبیعی
1-1) محیط خانواده
1-2) محیط اجتماع
2- عوامل سازمانی
2-1) عوامل مربوط به خود سازمان
2-1-1) ساختار سازمانی
2-1-2) جو سازمانی
2-1-3) محیط فیزیکی
2-1-4 ) تضادهای صف و ستاد
2-2) عوامل مربوط به شغل
2-2-1) ابهام نقش
2-2-2 ) افراط نقش (کمی و کیفی)
2-2-3 ) تفریط نقش
2-2-4) تعارض نقش
2-2-5) روابط بین افراد
2-2-6 ) فزونی اطلاعات
2-2-7 ) نکات مربوط به مسیر ترقی
2-2-8 ) تحرک جغرافیایی
2-2-9 ) مشاغل مدیریتی
2-2-10) انتظارات نقش
2-2-11) مسئولیت برای دیگران
2-2-12) ادراک عصبی
عوامل مؤثر در تعدیل فشارهای عصبی
1) ادراک
2) اختلافات فردی
3) ارزشها
4) شخصیت
5) حمایت اجتماعی
6) تجربه شخصی
1- نتایج رفتاری
1-1) عملکرد
1-2) غیبت
1-3) رضایت شغلی
1-4) تصمیمگیری
1-5) انحرافات اجتماعی
2- نتایج جسمی و فیزیولوژیکی
2-1) بیماریهای قلبی و عروقی
2-2) بیماریهای دستگاه گوارش
2-3) بیماریهای پوست
2-4) رابطه فشار عصبی با سیستم دفاع ایمنی
2-5) سرطان
2-6) سردردها و فشار عصبی
3- نتایج و عوارض روانی فشارهای عصبی
3-1) اضطراب
3-2) ناکامی
3-3) افسردگی
روش تحقیق
روش جمعآوری اطلاعات
پرسشنامههای تحقیق
جامعه آماری
روشها و فنون آماری مورد استفاده
تکنیک همبستگی
تحلیل واریانس
فصــل اول
کلیــات
مقدمه
در فصل اول این تحقیق به کلیات مربوط به موضوع پرداخته شده و بیان موضوع تحقیق ، اهمیت موضوع و هدف و محدودیتهای تحقیق از جمله بخشهای مشمول در این فصل میباشند.
تحقیقات انجام شده بر این نکته تأکید دارند که استرس عکسالعمل افراد در مقابل عوامل ایجاد کننده فشار عصبی میباشد. علل زیادی برای فشارهای عصبی نام برده شده است که برخی از این علل را میتوان در سازمانها و برخی دیگر را نیز در محیط اجتماع و خانواده یافت. در این تحقیق سعی گردیده است ابتدا برخی از علل ذکر شده برای فشارهای عصبی که ریشه در کهیط سازمانی و محیط اجتماع و خانواده دارند بیان بررسی گردد و سپس این عوامل در ایجاد فشارهای عصبی در مدیران شرکت ماشینسازی اراک پرداخته شود.
فشارهای عصبی دارای عوارض و اثرات بسیاری میباشند. تحقیقاتی نیز در زمینه اثرات فشارهای عصبی بر روی اعضاء سازمانها انجام گرفته است و برخی از این تحقیقات نیز این اثرات را دستهبندی کردهاند. در این تحقیق نیز پس از بررسیهای انجام شده اثرات این فشارها بر روی کارآیی مدیران مورد بررسی قرار گرفته است و به این نکته پرداخته شده است که این فشارها تا چه حد عملکرد مدیران شرکت را تحت تأثیرقرار میدهند.
نکته قابل توجه دیگر این است که تحقیق پیرامون فشارهای عصبی نیز مانند بسیاری از تحقیقات دیگر با محدودیتهایی روبرو بوده است. از جمله مهمترین این محدودیتها نیز میتوان از عدم همکاری برخی از مدیران در پرکردن پرسشنامههای تحقیق، ندادن اطلاعات کافی در زمینه موضع تحقیق توسط مسئولین برخی از واحدها و کمبود منابع و مآخذ جدید درباره موضوع در داخل کشور را نام برد که در این فصل به بیان تفصیلی هر یک از موارد فوق پرداخته خواهد شد.
بیان و تعریف موضوع
موضوع این تحقیق «بررسی عوامل فشارزا و نقش فشار عصبی درکارآیی مدیران کارخانه ماشینسازی اراک » میباشد. جهت بیان دقیقتر موضوع تحقیق بطور مختصر به تشریح آن پرداخته میشود.
همانگونه که از عنوان این تحقیق پیدا است این تحقیق شامل دو بخش اصلی میباشد که مبنای کار تحقیقاتی مورد نظر را تشکیل میدهند. بخش نخست این تحقیق به عوامل ایجاد کننده فشار عصبی اختصای دارد و بخش دوم به بررسی رابطه بین فشار عصبی و کارآیی مدیران مربوط میشود.
فشار عصبی ممکن است متعادل و سازنده بوده و نتایج مثبتی در عملکرد شخص ایجاد نماید و یا اینکه از میزان متعادل کمتر یا بیشتر بوده و نقش مخرب در عملکرد شخص داشته باشد. اگر قرار است که مدیران سازمانی فعالیتهای آن سازمان را جهت نیل به اهداف هماهنگ نموده و برنامهریزیها و سازماندهیها و سایر وظایف خود را انجام دهند فشار عصبی میتواند در این فعالیتها نقش مثبت یا منفی ایفا نماید و موجباتی را فراهم سازد که مدیر فعالیتهای خود را بطور مطلوب یا نامطلوب انجام دهد. مدیریت از حرفههایی است که بیش از مشاغل دیگر با فشارهای عصبی سرو کار دارد و در صورتی که فشارهای عصبی از حد معینی بالاتر رفت تغییراتی در ابعاد سازمانی مشاهده خواهد شد. اگر فشار عصبی مدت زیادی در مدیر باقی بماند ممکن است صدمات جبرانناپذیری نیز به وی وارد نماید.
فشارهای عصبی وارده به افراد ممکن است دارای علل متعددی باشند. گاهی فشارهای عصبی در سازمان ناشی از عوامل محیطی بیرون از سازمان از قبیل خانواده و مشکلات مربوط به آن همچون مرگ عزیزان ناشی میشوند و گاهی نیز عوامل بیرونی شامل محیط بیرون از خانواده، همچون تغییرات تکنولوژیکی و عدم اطمینان ناشی از آن و تغییرات سیاسی منبع فشار عصبی افراد واقع میشوند. همچنین گاهی نیز فشارهای عصبی ممکن است ریشه در درون سازمان داشته باشد. عوامل فشارزای درون سازمان نیز گاهی به خود شغل مربوط میشوند و گایه نیز به درون شغل بستگی نداشته و به عوامل سازمانی دیگر از قبیل همکاران، تهدید مرئوسان و گرفتاریهای مالی و غیره مربوط میگردند. بنابراین در این تحقیق سعی میشود که تعیین شود آیا عوامل محیطی و سازمانی در کارخانه ماشینسازی اراک باعث ایجد فشار عصبی در مدیران میشوند؟ همچنین به تعیین این مطلب پرداخته میشود که در صورت مؤثر بودن این عوامل اثر کدامیک ازاین دو عامل در فشارزایی بیشتر است.
دستهبندیهای متعددی در کتب علمی از عوامل فشارزا انجام گرفته است. یکی از نویسندگان این عوامل را به دو دسته کلی عوامل درون سازمان و عوامل بیرونزا سازمان تقسیم کرده است که عوامل درون سازمان خود به چهار دسته عوامل فیزیکی ، شغلی ، گروهی و عوامل سازمانی تقسیم شدهاند. عوامل فیزیکی ایجاد کننده فشار عصبی دربرگیرنده مسائل فیزیکی محیط کار از قبیل نور، صدا و غیره میباشند و عوامل شغلی نیز به جزئیات مربوط به شغل از قبیل تعارض نقش، کارزیاد، تغییر ، محدودیتهای زمانی و غیره مربوط میشوند. همچنین عوامل گروهی شامل مسائل درونگروهی از قبیل فرمهای درونگروهی مخالف و عدم انسجام گروهی و غیره میباشند و عوامل سازمانی نیز در برگیرنده مسائل مربوط به ساختار سازمان و رفتار رهبر و کاغذبازی و غیره میباشند همچنین عوامل خارج از سازمان به سه دسته عوامل خانوادگی، عوامل مالی و عوامل اجتماعی تقسیم گردیدهاند.[1]
با توجه به مطالبی که درباره موضوع تحقیق بیان شد میتوان متغیرهای این تحقیق را مشخص ساخت. یکی از متغیرهای این تحقیق فشار عصبی یا استرس میباشد و متغیرهای دیگر عوامل ایجاد کننده فشار عصبی و کارآیی مدیران میباشند که در صفحات بعد توضیحات بیشتری درباره آنها داده خواهد شد. تغییر در عوامل ایجادکننده فشار عصبی به کم و زیاد شدن میزان فشار عصبی مدیران منجر خواهد شد و هنگامی که میزان فشار عصبی کم و زیاد گردد کارآیی یا عملکرد مدیران نیز دستخوش تغییراتی خواهد شد. بنابراین باید تعیین نمود که عوامل ایجاد کننده فشارهای عصبی کدامند و کاهش و افزایش آنها برعملکرد مدیران چه تأثیری میگذارد.
نکته قابل توجه این است که عوامل ایجادکننده فشار عصبی ممکن است اثر متفاوتی بر روی افراد مختلف داشته باشند. یک عامل ممکن است برای مدیری فشار عصبی خفیفی ایجاد نماید در حالی که ممکن است برای مدیر دیگر فشارزایی بالایی داشته باشد. درهر صورت هنگامی که مدیری دچار فشار عصبی میشود حالتی در او ایجاد میشود که ممکن است احساس ناکامی، تنش و تعارض و یا بلاتکلیفی نماید و این احساسات نیز اثراتی بر رفتار او داشته باشند.
تحقیقات انجام شده نشان میدهند که فشار عصبی امری اجتناب ناپذیر میباشد و هر فردی در هر زمانی ممکن است با فشارهای عصبی روبرو شود. حتی در عصر شکار نیز هنگامی که انسانها به شکار میرفتند و در معرض تهدیدات حیوانات وحشی قرار میگرفتهاند دچار فشارهای عصبی روانی شدید میرفتند و در معرض تهدیدات حیوانات وحشی قرار میگرفتهاند دچار فشارهای عصبی روانی شدید میشدند. اگر چه آن نوع تهدیدات قدیمی و عوامل ایجادکننده فشار عصبی در قدیم اکنون دیگر وجود ندارند ولی تهدیدهای دیگری که به مراتب اثرات بیشتری از آنها دارند اکنون جای آنها را گرفتهاند. بیکاری و اخراج از کار، درگیری با همکاران در محیط کار و کار زیاد و غیره از جمله این عوامل میباشند.
اساساً منطق و فلسفه زندگی خود ایجادکننده فشار عصبی میباشد و بیشتر افراد در وضعیتهای زندگی و شغلی ایجادکننده فشار عصبی قرار دارند. عواملی همچون حوادث رانندگی انتصاب در پستهای جدید، قرارهای تلفنی مهم و ملاقاتهای مهم تماماً از عواملی هستند که ممکن است ایجاد کننده فشار عصبی باشند.[2]
با توجه به مطالب فوق اگر بتوان طرقی را ارائه نمود که میزان فشارهای عصبی را در حد متعادلی نگهداشت این امر یقیناَ عملکرد و کارآیی مدیران را در سازمان بهبود خواهد بخشید.
فشارهای عصبی همچنین ممکن است اثراتی را بر انجام وظایف مدیران داشته و کیفیت انجام وظایف آنها را پایین آورد. تصمیماتی که اغلب در شرایط تحت فشارهای عصبی گرفته میشوند اغلب بهینه نبوده و کمتر با موفقیت به اجرا درمیآیند و با حذف و تقلیل برخی از عوامل فشارزا میتوان آنها را بهینه کرد. یکی دیگر از اثرات استرس بر عملکرد مدیران و پرسنل افزایش غیبت میباشد. فشارهای عصبی غیرمتعادل ممکن است باعث شوند که افراد خود را از محیط کار دور سازند و به غیبت و حتی در برخی موارد ترک خدمت دست زنند. ازدیگر اثرات فشارهای عصبی میتوان از حوادث صنعتی که خسارات بسیاری را چه از نظر نیروی انسانی و چه از نظر مالی به سازمانها واردمیکنند نام برد. همچنین کاهش رضایت شغلی افراد و اعضای سازمان نیز از جمله اثرات این فشارها میباشند.
مطالب فوق تماماً نتایج تحقیقاتی بود که در کشورهای پیشرفته در رابطه با این موضوع انجام گرفته است. و با مطالعه کتابخانهای دررابطه با موضوع جنبههای مورد بحث روشن گردیده است. ولی از آنجایی کهزمان و مکان تحقیق ممکن است بر نتایج تحقیقات اثر بگذارد و حتی ممکن است نتیجه تحقیقات را به کلی تغییر دهد، بایستی دید که آیا در کشور ما نیز نتیجه تحقیقات مانند نتایجی است که در کشورهای پیشرفته بدست آمده است؟ به عبارت دیگر آیا ممکن است تحقیقی که در این زمینه در کارخانه ماشینسازی اراک و آن هم بر روی مدیران انجام میشود نتیجهای متفاوت با آنچه در کشورهای پیشرفته بدست آمده است را بدست دهد.
اگر بطور دقیق به سئوالات مطرح شده در بالا توجه شود سؤالات زیر که سؤالات اصلی این تحقیق میباشند و از طریق مطالعه تئوریکی بدست آمدهاند بدست خواهند آمد:
1- آیا عوامل محیطی برای مدیران ایجاد فشار عصبی مینمایند؟
2- آیا عوامل سازمانی در مدیران ایجاد فشار عصبی مینمایند؟
3- آیا استرس شدید به کاهش کارآیی مدیران منجر میشود؟
4- آیا استرس کم به کاهش کارآیی مدیران منجر میگردد.
با توجه دقیق به مطالب فوق روشن میشود که منظور از این تحقیق که پاسخگویی به سؤالات چهارگانه فوق میباشد.
اکنون که تا حدی به زمینه تئوریکی موضوع اشاره شد بهتر است به محیط اجرای یتحقیق و مراحل اجرایی تحقیق نیز اشاره گردد.
از عواملی که باعث میشود افراد در مناطق مختلف خصوصیات روانی و رفتاری متفاوتی داشته باشند محیط جغرافیایی میباشد و مطالعات انجام شده نشان میدهد افرادی که در مناطق جغرافیایی مختلف زندگی میکنند ویژگیهای متفاوتی دارند. خصوصیات روحی افرادی که در مناطق گرمسیری زندگی میکنند با خصوصیات روی افرادی که در مناطق سردسیر زندگی میکنند متفاوت است. بر همین اساس در این تحقیق جامعه آماری را مدیران یک واحد سازمانی که همگی در شهرستان اراک استقرار دارند تشکیل میدهند و بدین ترتیب سعی شده است تا حد امکان اثر عوامل جغرافیایی بر نتایج تحقیق محدود گردد.
کارخانه ماشین سازی اراک حدود 3800 تن پرسنل دارد که در قسمتهای اداری، تولیدی و آموزشی این کارخانه به کار مشغول میباشند. از میان این تعداد 210 تن را مدیران ، معاونین مدیر عامل و روسای قسمت و سرپرستان واحدهای تولیدی تشکیل میدهند. بدیهی است که این مدیران فعالیتهای اصلی شرکت را هدایت نموده و فعالیتهای مختلف کارخانه را هماهنگ مینمایند و جهت دهی اصلی شرکت را هدایت نموده و فعالیتهای مختلف کارخانه را هماهنگ مینمایند و جهت دهی اصلی فعالیتهای شرکت را به عهده داشته و اختلال در عملکرد آنها میتواند اختلالات بسیار مهمی در فعالیتهای کارخانه ایجاد نماید. در صورت وجود مشکلات در محیط کاری مدیران ممکن است عوارض این مشکلات به صورتهای مختلف از قبیل بالا رفتن هزینههای تولید، غیبتها و ترک خدمتها نمود پیدا کند.
فرضیات تحقیق
فرضیههای این تحقیق شامل چهار فرضیه میباشند که از میان این فرضیه اول دارای شش فرضیه فرعی و فرضیه دوم نیز دارای دو فرضیه فرعی میباشد که هر یک از فرضیههای چهارگانه و همچنین فرضیات فرعی مربوط به آنها علاوه بر اینکه در کل جامعه آماری آزمون میشوند همچنین با اجرای مدل تحقیق هر یک از فرضیات در سطوح مختلف مدیریت ، در واحدهای سهگانه مجتمع آموزشی، صف و ستاد آزمون میگردند. این فرضیات به شرح زیر هستند:
1- عوامل سازمانی باعث افزایش فشار عصبی در مدیران میگردند.
1-1) ابهام نقش باعث افزایش فشار عصبی در مدیران میشود.
1-2) تعارض نقش منجر به افزایش فشار عصبی در مدیران میگردد.
1-3) افراط نقش کمی منجر به افزایش فشار عصبی در مدیران میشود.
1-4) افراط نقش کیفی باعث افزایش فشار عصبی در مدیران میگردد.
1-5) مشکلات مربوط به مسیر ترقی منجر به افزایش فشار عصبی در مدیران میگردند.
1-6) مسئولیت برای دیگران فشار عصبی مدیران را افزایش میدهد.
2- عوامل محیطی منجر به افزایش فشارعصبی در مدیران میشوند.
1-2) عوامل مربوط به محیط اجتماع منجر به افزایش استرس مدیران میشوند.
2-2) عوامل مربوط به محیط خانواده منجر به افزایش استرس مدیران میگردند.
3- فشار عصبی شدید باعث کاهش کارآیی مدیران میشود.
4- فشار عصبی کم باعث کاهش کارآیی مدیران میشود.
اهمیت موضوع
جهت پی بردن به اهمیت موضوع در این قسمت لازم است به دو مبحث کلی اشاره شود که این دو مبحث بطور کلی گویای اهمیت موضوع خواهند بود. در مبحث نخست به اهمیت مسئله فشارهای عصبی و نقش آنها در فعالیتهای پرسنل و مدیران پرداخته میشود و در بخش دوم به جایگاه ملی شرکت ماشینسازی اراک و ارزش ملی آن و نقش مدیران این واحد صنعتی در اداره امور آن پرداخته خواهد شد.
فشارهای عصبی عارضه اجتنابناپذیر درمحیط کار و سازمان میباشند که افراد را از آنها گریز نبوده و واکنشهای متفاوتی نسبت به آنها نشان میدهند. برخی از این واکنشها آشکار و قابل رویت بوده و برخی نیز درونی و روحی بوده و بطور غیرمستقیم در افراد اثر میگذارند از جمله عوارض آشکار فشارهای عصبی میتوان از فشار آوردن افراد به بندهای انگشتان ، دندانها و جویدن لبها و غیره را نام برد.
به هر حال بسیاری از مدیران به دلیل فشارهای زیادی که از ناحیه مشکلات محیط کار و مسئولیتهای گوناگون و تصمیمگیری متفاوت متحمل میشوند توان خویش را از دست داده و کارآیی آنها به حداقل میرسد. بنابراین و با توجه به نقش مهم مدیران در سازمانها و بخصوص سازمان عظیمی همچون شرکت ماشینسازی اراک بررسی علل ایجاد فشارهای عصبی و راههای متعادل کردن آنها در مدیران از اهمیت به سزایی برخوردار خواهد بود.
به هر ترتیب این فشارها میتوانند تغییرات جسمی و روحی و رفتاری در افراد ایجاد نموده و عملکرد آنها را تا حد قابل توجهی تنزل دهند . در این زمینه تحقیقات بسیاری در کشورهای صنعتی انجام گرفته و برخی از این تحقیقات به نتایج بسیار مطلوبی نیز دست یافتهاند. ولی متاسفانه تلاشهای تحقیقاتی در این زمینه در داخل کشور بسیار محدود و توجه کمی به جنبههای سازمانی این مسئله معطوف گردیده است.
عوارض فیزیکی و جسمی فشارهای عصبی تنها به موارد فوق محدود نمیگردند و علاوه بر موارد فوق تحقیقات انجام شده عوارض مشخصتری را برای افرادی که دارای فشارهای عصبی غیرمتعادل میباشند ذکر کردهاند که این عوارض خود بیشتر اهمیت موضوع را آشکار ساخته و لزوم تحقیق در این زمینه را آشکار میسازد. برخی از مهمترین این عوارض شامل بیخوابی، پرخوری، کم اشتهایی و یا بیاشتهایی، زخمهای عمیق و خونریزی در معده و اثنیعشر، فراموشی، تصادف و ایجاد بیتفاوتی در افراد نسبت به افراد دیگر و یا نسبت به ی تفکر و غیره میباشند، که هر کدام از این عوامل ممکن است بطور مستقیم و یا غیرمستقیم هزینههایی را برای افراد و یا سازمانها داشته باشند که این هزینهها به صورت غیبت از کار و ضعف در عملکرد، هزینههای درمانی و غیره مشاهده میشوند. لذا لازمه جلوگیری از این هزینهها توجه با مسئله فشارهای عصبی و متعادل کردن آنها میباشد.
در برخی از کشورهای محققین هزینههای ناشی از فشارهای عصبی را به صورت سالانه محاسبه نموده و نتایج آنها را منتشر نمودهاند. این تحقیقات نشان میدهند که مسائل و مشکلات ایجاد شده در نتیجه فشارهای عصبی هزینههای بسیار بالایی را برای سازمانها به همراه داشتهاند. مؤسساتی که در زمینه فعالیتهای بهداشتی و درمانی و کمک به درمان استرس فعالیت میکنند ارقام بالایی را در رابطه با هزینههای بهداشتی و درمان در مؤسسات کشورهای پیشرفته بیان میکنند به عنوان مثال مؤسسه آسپن[3] که در زمینه مسائل مربوط به استرس فعالیت میکند اظهار میدارد که مرگ زودرس کارکنان در صنایع کشور آمریکا سالانه 25 میلیارد هزینه دارد و هر سال مؤسسات آمریکا 125 میلیارد دلار صرف هزینههای بهداشتی و درمانی کارکنان خود میکنند و این مقدارهر سال پانزده درصد افزایش مییابد که بخش قابل توجهی از آن ناشی از مسائل مربوط به فشارهای عصبی میباشد[4] .
همچنین یکی دیگر از محققین اظهار میدارد که هزینه مسائل بهداشتی و بیماریهای روانی مربوط به فشار عصبی در مؤسسات آمریکایی با احتساب بیمه سلامتی و نقص عضو و بهرهوری از دست رفته سالانه حدود 150 میلیارد دلار برآورد میشود[5].
از میان عوارض فشارهای عصبی أنچه که بیشت رمورد توجه قرار گرفته و بررسیهای زیادی را به خود اختصاص داده است عوارض فیزیولوژیکی و جسمی ناشی از فشارهای عصبی میباشد. یکی از عوارض بسیار مهم فیزیولوژیکی فشارهای عصبی که در اینجا لازم است به آن اشاره شود انسداد و یا گرفتتگی عروق میباشد. تحقیقات انجام شده نشان دادهاند که فشارهای عصبی نقش بسیار مهمی در سکتههای قلبی و بیماریهای مربوط به قلب ایفا مینمایند. این فشارها با تشدید فعالیتهای قلب و افزایش میزان فشار خود افراد را در معرض بیماریهای قلبی فراوانی قرار میدهند.
یکی از تحقیقات انجام شده در یکی از کشورهای صنعتی در این زمینه نشان داده است که بیماریهای قلبی و عروقی در اثر عوامل چندی ممکن است بوجود آیند که مهمترین این عوامل را عواملی همچون استعمال دخانیات، میزان بالای کلسترول و چاقی بیش از اندازه و بالاخره فشارهای عصبی ذکر میکند. نکته جالب این تحقیق آن است که عوامل خطرناکی همچون چاقی ، کلسترول بالا و استعمال دخانیات تنها علت 25% از بیماریهای مربوط به انسداد رگهای قلب میباشند و 75% باقیمانده در اثر فشار عصبی ناشی از محیط کار و محیط زندگی ایجاد میگردند[6]
البته بحث درباره فشار عصبی به معنی آن نیست که کلیه فشارهای عصبی در افراد باید از بین بروند، بلکه سخن این است که تنها فشارهایی که اثرات مخرب فیزیولوژیکی و روحی در افراد دارند را بایستی از بین برد و فشار عصبی با انگیزههای معمولی افراد تفاوت دارد نبایستی فشار عصبی را با این نوع انگیزها که اثر سازنده دارند اشتباه گرفت. وجود انگیزههای معمولی برای زندگی افراد ضروری میباشد.
با توجه به مطالب فوق اهمیت فشارهای عصبی و اثرات آنها بیشتر آشکار میگردد و مدیران بایستی با شناخت انواع این فشارها و اثرات آنها نقش مثبتی برای خنثی کردن اثرات آنها ایفاء نمایند. چرا که وضعیت فشارزایی عصبی ممکن است با اقدامات ناآگاهانه مدیران و سرپرستان و همچنین کارکنان بدتر گردیده و بدین ترتیب اثرات مخرب آنها بر سازمان بیشتر گردد.
در اینجا بهتر است انواع فشارهای عصبی و عکسالعملهایی که مدیران و یا سرپرستان ممکن است انجام دهند بطور مختصر توضیح داده شود تا اهمیت برخورد صحیح با وضعیتهای استرسزا بهتر روشن گردد. لازم به یادآوری است که توضیح مفصلتر در این زمینه در بخش مبانی تئوریک و مدل تحقیق آورده خواهد شد.
دستهبندیهای بسیاری از انواع فشارهای عصبی انجام گرفته است. یکی از این دستهبندیها آنها را به سه نوع ناکامی، اضطراب و تعارض درونی در افراد تقسیم میکند[7].
ناکامی حالتی است که در آن فرد نمیتواند به هدف خویش دست یافته و در نتیجه راه رسیدن وی به هدفش مسدود میگردد و طبیعی است که در این حالت فرد از نظر روحی دچار ناراحتی میگردد و ممکن است عکسالعملهایی را نشان دهد با این عکسالعملها به صورت پرخاشگری و تسلیم و لاقیدی و یا بصورت محافظه کارانه باشد. با عکسالعمل هر یک از این حالتها به صورتهای گوناگون در سازمانها با آنها برخورد میشود که این برخورد میتواند صحیح و سازنده باشد و از ریانهای وارده به سازمان جلوگیر کند . یا اینکه وضعیت را بدتر و وخیمتر سازد.
ولی بطور کلی بایستی اظهار داشت که ابتدا مدیران بایستی مشکل را بطور صحیح شناخته و همکاران و یا افرادی که در این وضعیتها قرار گرفتهاند را در حل مشکل یاری نمایند و بجای توبیخ و سرزنش آنها راههای درست حل مشکل را به آنها ارائه دهند. معمولاً مدیرانی که به این شیوه عمل میکنند، از سایر مدیران موفقتر میباشند.
از اضطراب نیز به عنوان یکی دیگر از حالتهای فشار عصبی نام برده شده است و ذکر شده که از حالتهایی است در آن حالت فرد بیشتر نگران وضعیت آینده خویش میباشد و نسبت به حوادث آینده در کار خویش نامطمئین است و در این میان ممکن است از وضعیت جاری غافل گردید و بیشتر توجه خویش را متمرکز آینده کند که این مسئله نیز هنگامی که از میزان معمولی خود فراتر رود میتواند برای سازمان زیانبخش باشد و نتیجه آن به صورت اشتباهات کارمندان در کار ظاهر گردد.
عکسالعمل مدیران در این حالت نسبت به افراد مضطرب ممکن است باعث تشدید این نگرانی و اضطراب گردد و یا اینکه از میزان آن بکاهد. این مطلب نیز در خور توجه است که در بخشهای بعد بیشتر به آن پرداخته میشود.
نوع دیگری از فشار عصبی تعارض ردونی است. در این حالت نیز افراد راهدهای کاری زیادی برای رسیدن به هدفها دارند که ممکن است ندانند کدام راه بهترین راه بوده و آن را برای رسیدن به هدف انتخاب نمایند. این مسئله نیز ناراحتیهایی برای افراد ایجاد کرده و افراد برای کاهش این ناراحتیها دست به اقداماتی میزنند که ممکن است چندان حساب شده نباشد. در این میان اطرافیان و مدیران و بالادستان میتوانند نقش مهمی داشته و با دادن اطلاعات مربوط به آنها از میزان تعارض کاسته و در نتیجه از تفاقاتی که ممکن است رخ دهد جلوگیری نمایند.
تحقیقات دیگر نیز اشاره بر این نکته دارند که اینگونه فشارهای عصبی و نتایج ناشی از آنها در محیط کار در حال افزایش بوده و بایستی اقدامات جدی در این راه صورت گیرد و شناخت این فشارها چگونگی برخورد با آنها از اهمیت بالایی برخوردار است.
با توجه به انواع فشارهای عصبی فوقالذکر و این مطلب که افراد برای کاهش ناراحتیهای ناشی از اینگونه فشارها دست به اقداماتی میزنند که اثر انها را خنثی سازند میتوان اظهار داشت که یکی از انگونه اقدامات که نشانه میزان بالای استرس در جوامع نیز میباشد مصرف بالای داروهای مسکن و خوابآور میباشد که مصرف روزانه آنها بطور چشمگیری در حال افزایش است.
محققین با بررسی اینگونه فشارهای عصبی علل متعددی برای آنها ذکر کردهاند که از جمله مهمترین این علل که ممکن است منجر به فشار عصبی بیتشر در مدیران گردند میتوان از برنامههای کاری فشرده، نبود امکانات کافی و در دسترس و ترس از شکست برنامهها و غیره را میتوان نام برد.
متأسفانه تحقیقاتی که در این زمینه و آن هم بر روی مدیران انجام گرفته باشد د رکشور بسیار اندک میباشد و بررسیهای انجام شده بسیار جزئی بوده و نتایج این تحقیقات به صورت مقالات علمی در مجلات به چاپ رسیده است. نکته قابل توجه این است که تمامی تحقیقات مورد بحث بر اهمیت فشارهای عصبی در سازمانها تأکید داشته و به لزوم انجام فعالیتهای تحقیقی بیشتر در این زمینه اعتقاد دارند که این خود نیز بیانگر اهمیت موضوع مورد بحث میباشد.
اکنون که تا حدی به اهمیت موضوع پی برده شد لازم است برای پی بردن به اهمیت بیشتر تحقیق موردنظر تا حدی به اهمیت مکان تحقیق و ارزش ملی و جایگاه مدیران آن در اقتصاد کشور پرداخته شود.
لازمه صنعتی شدن کشور و تلاش در جهت قطع رابطه سلطهآمیز و کاهش وابستگی صنعتی و تکنولوژیکی توجه به صنایع سرمایهای مادر است. تقویت این صنایع گامی اساسی جهت قطع زنجیرهای وابستگی صنعتی به کشورهای بیگانه میباشد. شرکت ماشینسازی اراک از جمله این صنایع سرمایهای مادر درکشور است که میتواند در زمره مهمترین واحدهای صنعتی کشور به حساب آید و نقش مهمی در رسیدن به اهداف و آرمانهای انقلاب ایفاء نماید. این واحد صنعتی عظیم دارای امکانات و تجهیزات و قابلیتهای بالقوه بسیار زیادی است که در صورت بهرهگیری درست از آنها کمک فراوانی به خودکفایی کشور خواهد شد. لذا توجه به مشکلات این کارخانه و بخصوص توجه به مشکلات مدیران این واحد صنعتی میتواند از اهمیت شایانی برای کشور برخوردار بوده و گاهی در راه خودکفایی صنعتی کشور محسوب گردد.
این شرکت دارای کارگاههای بسیار بزرگ و مجهز به وسایل پیچیده و همچنین آزمایشگاههای مدرن جهت فعالیتهای تحقیقی میباشد. هر یک از این بخشهای شرکت قسمتی از فعالیتهای این مجموعه عظیم را به عهده داشته و نقشی مهم در فعالیت شرکت ایفاء مینمایند. بطور کلی میتوان گفت که کل فعالیتهای این مجموعه بزرگ در چهار گروه تولیدی و یک واحد آموزشی و یک حوزه ستادی انجام میشوند.
این شرکت از نظر پرسنلی حدود سه هزار و هشتصد تن پرسنل داشته که این رقم نشانگر سهم بالای این شرکت در اشتغال نیروی کار در جامعه است. این نیروها در واحدهای تولیدی و خدماتی و آموزشی فوقالذکر فعالیت دارند.
از آنجایی که فشارهای عصبی ممکن است آثار مخربی در عملکرد و تصمیمگیریها و انجام وظایف مدیران داشته و کارآیی مدیران را مخصوصاً در بخش صنعت به سطح پایینی تنزل دهد و از طرفی دیگر این فشارها منجر به بیماریهای روان ـ تنی و خستگی روحی و جسمی و واکنشهای غیرمنطقی افراد در محیط کار گردند لازم است تا برای جلوگیری از هزینههای ناشی از این عوارض چارههایی اندیشیده شود پیدا کردن راه حلهایی در این زمینه نیز به غیر از تحقیقات از راه دیگری قابل حصول نمیباشد و این تحقیق نیز گامی در راه رفع چنین مشکلاتی در این واحد عظیم است.
بدین ترتیب اثرات مخرب فشارهای عصبی مدیران این واحد صنعتی میتواند زیانهایی را برای آن به همراه داشته و این زیانها نیز باعث دور ساختن این واحد صنعتی از توسعه و مشارکت در خودکفایی صنعتی گردد. لذا تحقیق در زمینه علل ایجادکننده این فشارها و اثرات آنها میتواند از اهمیت بالایی برخوردار باشد.
اکنون که تا حدی جایگاه این شرکت در صنعت کشور روشن گردید میتوان نقش این تحقیق را بهتر در این زمینه درک نمود و این تحقیق میتواند گامی جهت جلوگیری از هزینههای مصروفه در این زمینه باشد.
با توجه به محیط پرهیاهو و پر سر و صدای این مؤسسه صنعتی و مشاهداتی که محقق از آن داشته و میزان سوانح رخ داده در شرکت میتوان محیط این شرکت را محیطی استرسزا تشخیص داد و این استرسزایی محیط نیز ممکن است آثاری منفی بر فعالیتهای مدیران شرکت داشته باشد. لازم به ذکر است که پیشبینی میشود عوارض فشارزایی محیط در سطوح عملیاتی بیشتر بوده و فشار عصبی به عنوان یک مسئله مهم در سطوح عملیاتی میتواند مورد بررسی قرار گیرد.
| دسته بندی | علوم انسانی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 396 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 148 |
مقدمه
یکی از موضوعات مورد توجه اندیشمندان علوم انسانی و بخصوص جامعه شناسان که در قرن حاضر از اهمیت خاصی برخوردار می باشد ، بررسی عوارض مختلف ناشی از مهاجرتهای بین المللی و تاثیر آن درجامعه مقصد و خود مهاجرین است . بر همین اساس چشم انداز متفاوتی در رابطه با فرآیند مهاجرت وجود دارد ، که هرکدام ازاین دیدگاه ها مدل خاصی ، جهت مهاجرت ارائه می کنند.
در مدل اول ، مهاجرت را : (( یک حرکت عقلانی و هدفدار به منظور یافتن مکانی برای کار و زندگی تصور میکنند )) .
در مدل دوم :
(( مهاجرت پاسخی غیرارادی به شرایطی است که مهاجر را به نقل مکان سوق می دهد که احتمالاً حرکت او بدون در نظر گرفتن راههای دیگر است )) .
بنابراین دو مدل مهاجرت پویا وناپویا وجود دارد که گاهی عملاً درهم می آمیزد . با پذیرش این واقعیت که پیامدها و یا عوارض مهاجرت از علت مهاجرت جدا نمی باشد ، می توان اذعان داشت که مهاجرت ، پدیده ای است که سازمان اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهد . یکی در مبداً ودیگری در مقصد .
در نظر مهاجر شکل محرومیت از هدفهای بسیار با ارزش فرق می کند ، از زمانیکه جمع نتواند به وسایل حصول به آن هدفها در داخل سازمان اجتماعی خود دست یابد ، چنانچه احساس کند که منابع لازم برای رفع محرومیتهایش در خارج از سازمان اجتماعی وجود دارد ، در آن صورت احتمالاً مهاجرت می کند. در چنین وضعیتی مهاجر در مقصد به ندرت می تواند به تمام اهداف و آرزوهای خود برسد ، این ناکامی خود می تواند عوارض مختلف اقتصادی ، روانی ، اجتماعی و حتی فرهنگی در جامعه مقصد برجای بگذارد. اگر بپذیریم که پیامد های مهاجرت بر هر سه سازمان اجتماعی ، یعنی سازمان اجتماعی مهاجران ، سازمان اجتماعی مبداء و سازمان اجتماعی مقصد اثر می گذارد ، بطور قطع میزان این تاثیر یکسان نبوده و به مجموعه ای از متغیر های مختلف ربط دارد . [1]
البته تعیین جزء به جزء همه پیامدهایی که ممکن است هر مورد مهاجرت داشته باشد ، اگر نه یک کار محال ، حداقل کار دشواری است . با این حال معتقدیم که این تصور و برداشت که نظام مهاجرت متشکل از سه سازمان اجتماعی است با ارتباط های متقابل که از طریق جمع مهاجری عمل میکنند و ابزارهای مفیدی است ، برای سازماندهی پژوهش جامعه شناختی در باره پیامدهای مهاجرت .
فصل اول : کلیات
1-1- طرح وبیان مسئله
بطور کلی مهاجرت بعنوان تغییر مکان دائمی یا موقت تلقی می شود . هیچ محدودیتی به ساخت حرکت با اختیاری و اجباری بودن ماهیت این عمل و هیچگونه تفاوتی بین مهاجرت داخلی و خارجی وجود ندارد . بنابراین حرکت از یک آپارتمان به آپارتمان دیگر نیز در شمار مهاجرت، همانند حرکت از یک شهر در یک کشور به شهری در کشور دیگری محسوب می شود . اگرچه بدیهی است شروع ونتایج چنین حرکاتی بطور گسترده با یکدیگر تفاوت دارند ، با این وجود این تعریف تمامی انواع حرکات ساختی را در بر نمیگیرد . برای نمونه تحرکات چادرنشینان و کارگران مهاجر ، برای کسانی که محل اقامت دائمی ندارند و دائماً تغییر مکان می دهند ( کسانی که تابستان به کوهستان می روند ) استثناء شده اند در هر صورت خواه حرکات ، مسافتی کوتاه و خواه بلند ، آسان یا سخت باشد ، هر عمل مهاجرتی مستلزم یک مبداء1 یک مقصد 2 و مجموعه ای از عوامل بازدارنده 3 میباشد4 .
از میان عواملی که در تصمیم به انجام مهاجرت و فرآیند آن موثر هستند ما در بحث بررسی پیامدها یا عوارض مهاجرت خارجی ، به چهار عامل موثر در عمل مهاجرت یعنی 1- عوامل موجود در حوزه ی مبداء 2- حوزه مقصد 3- عوامل بازدارنده 4- عوامل شخصی را مدنظر قرار داده ایم .
روشن است که مجموعه عوامل مثبت و منفی در مبداء و مقصد برای مهاجر یا مهاجرین آینده با همدیگر متفاوت است . در عین حال ممکن است طبقاتی از مهاجرین را که به گونه مشابهی به مجموعه عوامل عمومی در مبداء و مقصد واکنش نشان میدهند از یکدیگر تفکیک کنیم ، بطور دقیق نخواهیم توانست به میزان تاثیر گذاری مجموعه عوامل خاصی که بر مهاجرت تاثیر دارند را مشخص نمائیم . می دانیم مهاجران مقصدی را جستجو می کنند که خواسته های اجابت نشدهی آنها برآورده شود ، سازمان اجتماعی آنجا تا حد امکان شبیه سازمان اجتماعی مبداء باشد . منظور این است که مهاجران ترجیح می دهند در وضعیتی جابجا شوند که درسازمان اجتماعی ایشان ، یعنی در انگارههای درونی شده رفتار آنان کمترین دگرگونی و آشفتگی پدید آید . بدیهی است که درفرآیند انتخاب ، ارزشها نقش مهمی ایفا میکنند (( مثلاً در تعیین اینکه چه عناصری از سازمان اجتماعی مبداء می تواند به خاطر حرکت فدا شود ))1
میتوان وضعیتی را تصور کرد که در آن اهداف مهاجر در اولین قدم برآورده نشود ، لاجرم مهاجران ممکن است بطور لفظی در دو دنیا به سر برند و پیوستگی موقت را هم به مبداء و هم به مقصد حفظ کنند . ممکن است برنامه ی مهاجرت دوم به جای دیگر را بریزند ، حتی ممکن است سرخورده به مبداء باز گردند. و بالاخره ممکن است ارتباط خود را با میراث فرهنگی و سازمان اجتماعی خود ناگهان قطع کنند وفرهنگ و سازمان جدید را بپذیرند . این درحالی است که پیامدهای مهاجرت بر هرسه سازمان اجتماعی یعنی سازمان اجتماعی مهاجران ، سازمان اجتماعی مبداء و سازمان اجتماعی مقصد اثر می گذارد .
در این میان تغییراتی در نظام مهاجرت روی می دهد که به نوبه ی خود در سازمان اجتماعی جمع مهاجر به صورت نظری در نظامهای فرهنگی ، اجتماعی و شخصیتی ( روانی ) تغییراتی را موجب می شود . لیکن همه تغییرات ناشی از مهاجرت لزوماً معلول مهاجرت نیستند ، این موضوع باید به طور تجربی و با بهره گیری از رهنمودهای مناسب و محدود نظری از نوع میان گستر مشخص و توصیف شود .
توجه به پیامدهای فوق از مدلهای نظری جامعه شناختی استفاده لازم بعمل آید . قبل از پرداختن به مدلهای نظری به پاره ای از دیدگاه ها و نظریات موجود در زمینه مهاجرت پرداخته و سپس با بهره گیری از مدلهای نظری مذکور به تبیین مسئله مورد پژوهش مبادرت خواهیم نمود .
2-1- ضرورت تحقیق و اهمیت موضوع
مهاجرت یکی از مسائل اساسی و عمده مورد نظر جامعه شناسان و کارگزاران حکومتها در قرن حاضر است، بررسی پیامدهای مهاجرت و علل و عوامل آن در مبداء و مسائل و مشکلات مربوط به سازگاری مهاجرین در مقصد مشکلاتی را برای مهاجرین بوجود آورده است . مهاجرینی که با داشتن زن و فرزند بنا به دلایل سیاسی ، مذهبی ، اقتصادی ، خانه و کاشانه خود را ترک می کنند و در صورتی هم که امکان بازگشت برای آنان وجود نداشته باشد ، مسلماً تحت افکار و عقاید ساکنان آن کشورها نیز قرار میگیرند .
حال آیا الگوهای رفتاری آنها تغییر می کند ؟ که اگر تغییر کند به چه میزان ؟ از طرفی آیا این تغییر بر روی خانواده و بستگان آنها تاثیر داشته یا خیر ؟
ساختار اجتماعی در این میانه چه تاثیری از این حرکت می پذیرد ؟ آیا اعضای این جمع ( مهاجرین ) که بدون توجه به واقعیات یعنی ساخت اجتماعی و فرصتها دست به مهاجرت زده اند در دگرگونی نظام اجتماعی مقصد نقشی ایفا می کنند ؟
بدین لحاظ می توان گفت : شناخت پیامدهای مهاجرت بین المللی در زمینه های مختلف اقتصادی اجتماعی، فرهنگی و روانی امری کاملاً ضروری بوده و با توجه به مرزی بودن منطقه ترکمن صحرا و افکار مردم این ناحیه در معرض امواج رادیویی و تلوزیونی کشورهای هم جوار قرار دارند ، از اهمیت خاصی برخوردار می باشد . از طرفی می دانیم افراد مهاجر همچون پل ارتباطی میان عناصر دو فرهنگ هستند . اینگونه افراد مسلما ً درصورت بازگشت به سرزمین خود عناصر فرهنگی اخذ شده از جامعه میزبان را به همراه خواهند داشت و همین امر ممکن است باعث ایجاد عدم تعادل در رفتار اجتماعی آنها گردد .
3-1- اهداف تحقیق
اساساً مهاجرت یک پدیده اجتماعی در کلیه جوامع بشری بوده و همه جوامع به نوعی با این پدیده مواجه هستند ، برخی مهاجر فرصت و برخی مهاجر پذیرند ، در بسیاری از کشورها نیز به علل گوناگون مهاجرت بین نواحی و مناطق مختلف آن کشور وجود دارد که مهاجرت روستایی- شهری ، نسبت عمده و اصلی مهاجرت ها را تشکیل می داده است . 1
در کشور ما نیز مهاجرت بین مناطق روستائی و شهری در چند دهه قبل روند رو به رشدی داشته که بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و توجه به روستاها و نیاز های روستائیان این روند کند شده ، اما هنوز ادامه دارد . از طرفی مهاجرتهای بین المللی ، بین نواحی مرکزی کشور به کشور های مجاور نیز از قدیم الایام وجود داشته ، از جمله مهاجرت قزاقها به منطقه ترکمن صحرای ایران می باشد هرچند که اکثریت قریب به اتفاق آنها ، ارتباط مداوم با اقوام وبستگان خود در کشور مبداء تا قبل از فروپاشی شوروی سابق نداشتند ، اما از سال 1991 که اتحاد جماهیر شوروی سابق از هم پاشید و جمهوری های آن از جمله قزاقستان مستقل شد ، همه ساله به ایران مهاجرت می کنند و یا اینکه اینها به دیدن اقوام و بستگان خود در آن سوی مرزها می روند . 2
با توجه به بررسیهای اولیه دریافتم که دیدگاه ها و رویکردهای نظری گوناگونی در مورد مهاجرت ، علل و پیامدهای آن وجود دارد ، برخی از محققان به علل و عوامل مهاجرت توجه داشته و به بررسی در این خصوص پرداخته اند و برخی دیگر به پیامدهای آن توجه کرده اند که گروه دوم در اقلیت بوده و مطالعات اندکی در این خصوص صورت گرفته است . در این پژوهش سعی بر این خواهد بود که هم علل و عوامل مهاجرت بررسی گردد و هم پیامدهای آن مد نظر قرار بگیرد .آنچه که از گفتار علمای اجتماعی و توسعه بر می آید ، مهاجرت دارای پیامدهای گوناگون اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی و روانی می باشد که هر کدام بنا به موقعیت جامعه مهاجر پذیر ، در زمانی برجستگی و نمود بیشتری می یابند .
بیشتر مطالعات انجام شده به بررسی مهاجرین مبداء پرداخته اند ، طبعاً پیامدهای اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی را در ارتباط با جامعه مبداء در نظر داشته اند ، چیزی که در این تحقیق کمتر مراد و منظور است و به دلایل گوناگون که مهمترین آن عدم دسترسی به جامعه مبداء می باشد ، انجام این امر در آن جامعه امکان پذیر نیست ، از طرف دیگر جامعه آماری ما کسانی هستند که ((بنه کن )) دست به مهاجرت نزده اند ، بلکه بعضی از اقوام و بستگان و اعضای خانواده آنان در جامعه مبداء بوده و بدین لحاظ چنانچه تحت تاثیر فرهنگ ، آداب و رسوم ، ایده ها و آمال و آرزوهای موجود در جامعه مقصد قرار گرفته باشند ، می توانند وسیله ای برای انتقال موارد فوق الذکر به جامعه ی مبداء باشند . لذا هدف ما در این تحقیق :
اولاً : یافتن انواع پیامدهای مهاجرت چون ، پیامدهای اجتماعی ، فرهنگی و روانی ناشی از مهاجرت قزاقها به منطقه ترکمن صحرا برخورد آنان و منطقه است .
ثانیاً : علل و عوامل مهاجرت روشن گردد .
ثالثاً : همانطور که می دانیم انواع پیامدهای فوق الذکر دارای وزن و ارزش همانند نبوده ، هر کدام به نوعی و در زمان خاص تاثیرات بیشتر یا کمتری روی جامعه مقصد و حتی روی خود مهاجرین دارند ، لذا سومین هدف ما در این تحقیق این است که وزن هر کدام از عناصر مذکور را در ایجاد هماهنگی مهاجرین یا ناسازگاری آنها ، فرهنگ پذیری ، انزوا و ... را با جامعه مقصد بدست آورده و میزان اثرگذاری هر کدام را معین کنیم .
4-1-تنظیم و تدوین فرضیات تحقیق
بزعم صاحب نظران ، مهاجرت که دارای کارکردهای آشکاری است ، دارای کارکرد و یا پیامدهای پنهان نیز می باشد ، این پیامدها در زمینه های اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و روانی می تواند مورد بررسی قرار بگیرد .
1- بین سازگاری مهاجرین و پایگاه اجتماعی افراد رابطه وجود دارد .
اولین فرضیه تحقیق رابطه بین سازگاری اجتماعی و پایگاه اجتماعی مهاجرین است . زیرا بنظر می رسد پایگاه اجتماعی مهاجرین می تواند بر سازگاری اجتماعی آنها اثر گذارد . شاخصهای مورد استفاده جهت سنجش پایگاه اجتماعی مهاجرین شغل و سواد و درآمد است که در قسمت آزمون فرضیه ها به بررسی تاثیر هر یک از شاخصهای مذبور می پردازیم .
2- بین سازگاری اجتماعی و آگاهی اجتماعی مهاجرین رابطه وجود دارد .
منظور از این فرضیه این است که هرچه میزان آگاهی اجتماعی افراد بیشتر باشد ، به سازگاری بیشتری دست خواهند یافت . میزان آگاهی اجتماعی به این معنی است که فرد تا چه اندازه با دنیای پیرامون خود در ارتباط بوده و چه میزان با وضعیت دنیای جدید آشنایی و شناخت دارند . عناصر تشکیل دهنده ی این آگاهی اجتماعی عبارتند از میزان تحصیلات – میزان مطالعه روزنامه – استفاده از وسایل ارتباط جمعی ( تماشای تلوزیون ) و ...
3- بین خصوصیات روانی مهاجرین و سازگاری اجتماعی آنها رابطه وجود دارد .
در این فرضیه منظور از خصوصیات روانی استفاده از (( شاخصهای اضطراب -افسردگی- پرخاشگری -بیگانگی اجتماعی است )) که هر یک با سازگاری اجتماعی مهاجرین از نظر نوع رابطه و میزان همبستگی مورد سنجش قرار خواهد گرفت .
4- بین خصوصیات روانی مهاجرین و سن آنها رابطه وجود دارد .
جهت بررسی فرضیه فوق سن مهاجرین را به سه گروه طبقه بندی نموده و هر یک از سه گروه به تنهایی از نظر خصوصیات روانی مورد بررسی قرار گرفته اند و سپس به بررسی رابطه موجود میان متغیر های این فرضیه پرداختیم . در واقع دستیابی به رابطه ای میان سن مهاجرین با میزان پرخاشگری، سن و میزان اضطراب ، سن و میزان افسردگی و بالاخره سن و بیگانگی اجتماعی مد نظر بوده است .
5- بین خصوصیات روانی مهاجرین و پایگاه اجتماعی آنها رابطه وجود دارد .
برای سنجش پایگاه اجتماعی افراد از شاخص های شغل و سواد و درآمد استفاده شده که تاثیر آنها تحت عنوان پایگاه اجتماعی بر چهار شاخص وضعیت روانی پاسخگویان یعنی اضطراب ، پرخاشگری ، افسردگی و بیگانگی اجتماعی مورد ارزیابی قرار می گیرد .
6- بین وضعیت تاهل مهاجرین و خصوصیات روانی آنها رابطه وجود دارد .
وضعیت تاهل در سه گروه تقسیم بندی شده که هر یک از وضعیتهای این سه گروه ( همسر دارم – فوت شده است – از همسرم جدا شده ام ) به نوعی با خصوصیات روانی مهاجرین در رابطه می باشند که در این فرضیه به بررسی این رابطه پرداخته شده است . هدف از سنجش این فرضیه یافتن رابطه ای میان خصوصیات روانی مهاجرین با وضعیت تاهل آنهاست .
5-1- بیان متغیر های مستقل و وابسته
متغیرهای مستقل
یک دسته از متغیرهای ما ( متغیرهای مستقل ) همان متغیر های اجتماعی – جمعیتی بوده اند که منظورمان از این متغیر ها به قرار زیر است :
v جنس : منظور همان زن و مرد بودن می باشد .
v وضعیت تاهل : در این تحقیق با متغیر های همسر دارم – از همسرم جدا شده ام و همسرم فوت شده است ، برخورد داریم .
v سن : رقم سن مهاجرین تعداد سالهای کاملی است که از زمان تولد فرد گذشته است .
v تحصیلات : که به گروه بندی 1- بی سواد 2 – سواد قرآنی و ابتدائی 3 - راهنمایی 4- دیپلم و بالاتر از دیپلم تقسیم شده است .
v نوع تامین منابع معیشت : سلسله مراتب شغلی پذیرفته شده در جامعه مقصد می باشد .
v مهاجرت : بطور کلی مهاجرت بعنوان تغییر مکانی دائمی یا موقت تلقی می شود که دارای سه جزء مبداء ، مقصد و مجموعه ای از موانع بازدارنده می باشد .
v قرابت فرهنگی : مراد از قرابت فرهنگی ، نزدیکی دو یا چند فرهنگ می باشد از لحاظ عناصر و اجزاء تشکیل دهنده .
v پایگاه اجتماعی : که شامل عناصر شغل ، سواد ، داشتن اموال منقول و غیر منقول می باشد . آگاهی اجتماعی که از عناصر سواد و استفاده از وسایل ارتباط جمعی و میزان مطالعه روزنامه تشکیل شده است .
متغیر های وابسته
متغیر وابسته ی ما در این پژوهش در اصل عوارض مختلف ناشی از مهاجرت می باشد که در چهار گروه اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و روانی با شاخصهای مختلف مورد بررسی قرار می گیرند . در گروه عوارض فرهنگی ما سازگاری مهاجر را تحت دو شاخص عمده و اصلی فرهنگ پذیری و رضایتمندی بیان نمودیم . البته این دو شاخص به عوامل تعیین کننده ای از قبیل زبان ، رابطه دوستی ، وسایل ارتباط جمعی ، داشتن شغل ، اعتماد و مشورت ارجاع نمودیم .
6-1- تعاریف مفاهیم و متغیر های تحقیق
در این قسمت ما به تعریف مفهوم مهاجرت و متغیرهای وابسته که در قالب فرضیات بیان نمودیم ، می پردازیم . مهاجرت کلاَ یک حرکت ساده شامل یک فرد یا گروه مهاجر است که از یک مکان جغرافیایی (( مبداء )) به یک مکان دیگر (( مقصد )) نقل مکان می کند . این فرآیند یک جریان مهاجرتی را بیان می کند که دارای مفهوم فضایی و اساسی نقاط ، مسافت ، جهت ، زمان و مکان می باشد .
در تعاریف متعددی که پیرامون مهاجرت ارائه شده ، غالباَ به تغییر سکونت گاهها ، عبور از مرزهای خاص داخلی و بین المللی می پردازیم . و بهرحال بعضی از این تعاریف تاکیدشان بر تحول در نظام کنش متقابل اجتماعی مهاجر است .
نوع مهاجرت مورد بحث ما از نوع بین المللی و آن هم به صورت مهاجرتهای سیاسی می باشد . مفهوم دیگری که در این پژوهش به آن پرداختیم ، مفهوم سازگاری است که بطور مشخص منظور ما از این مفهوم ( سازگاری مهاجر در مقصد ) ایجاد ارتباط متقابل مهاجر با جامعه میزبان از نوع ارتباط متقابل که دو بعد اساسی سازگاری را تشکیل میدهند یعنی فرهنگ پذیری و رضایت مندی است . با توجه به بحث تغییرات اجتماعی در می یابیم که سازگاری فرآیندی است که در کنش متقابل بین انسان و محیط صورت می گیرد و از آنجا که شکل گیری عمل این فرآیند و رابطه با ویژگیهای فردی و شرایط حاکم بر محیط جدید می باشد .لذا ، سازگاری چند بعدی است که ما به عوامل تعیین کننده آن در ربط به یکدیگر می نگریم .
چند بعدی بودن فرایند سازگاری توسط اندیشمندان مورد تاکید قرار گرفته است . در اینجا لازم است که معرفه ها یا شاخصهایی که سازگاری را توضیح یا توجیه می نمایند ، مطرح نمائیم .
در تحقیقی که پیرامون پیشنهاد یک مدل چند متغیره در باره سازگاری مهاجرین در مقصد صورت گرفته است بیان می دارد که حالت رویکرد چند متغیری که یک اساس واقعی و همه جانبه نگر در بین رفتارهای بشری و بخصوص برای سازگاری مهاجرین ارائه می دهند ، در این تحقیق شاخص های فرهنگ پذیری ، رضایت مندی و یگانگی را جهت مطالعه سازگاری مهاجرین بکار می گیرد .
بر این اساس ما می توانیم چنین برداشت کنیم که شاخص های رضایت مندی و همانندی ( یگانگی ) معادل یکدیگر بکار برده شده اند ، چون اعتقاد بر این است ، مهاجر زمانی به همانندی می رسد که احساس نماید متعلق به جامعه جدید است و حالت تعلق داشتن را بدین معنا گرفتند که مهاجر خودش را جزئی از محیط جدید دانسته و تمایل به اسکان دائمی داشته باشد . به همین جهت در این پژوهش از شاخص اصلی سازگاری یعنی فرهنگ پذیری استفاده نموده که لازم است به تعاریف پیرامون این موضوع بپردازیم .
در مورد فرهنگ پذیری1 لازم است که بیان نمائیم ، تعاریف زیادی از واژه فرهنگ2 توسط اندیشمندان مختلف ارائه گردیده است که بیشترین و گسترده ترین تعریف فر هنگ را می توان در متون مردم شناسی بریتانیایی بنام (( تایلر ))3 پیدا نمود . (( او فرهنگ را مجموعه ای شامل دانش ، عقیده ، هنر ، اخلاقیات ، قانون ، رسوم و دیگر استعداد ها و عاداتی که توسط فرد بعنوان عضوی از جامعه کسب می گردد ، تعریف می نماید ))4 . ما نیز با اقتباس از تایلر فرهنگ را که مجموعه ای از عقاید ، عرف همگانی ، رسومات ، ارزشها و سمبلهائی که تعیین کننده رفتار افراد جامعه است در نظر داریم . اکنون با واژه فرهنگ آشنا شدیم . پس منظور ما از فرهنگ پذیری چیزی جز پذیرش خصوصیات فرهنگی جامعه میزبان توسط فرد مهاجر نمیتواند باشد . در جریان فرهنگ پذیری است که مهاجر عمیقاَ و از جهات فراوانی با فرهنگ جامعه میزبان همانند می شود .
رضایت مندی بعنوان یکی از شاخصهای مورد نظر یا در مفهوم سازگاری حالتی است که به درک و فهم شخص مهاجر از موقعیت زندگی خودش در مقصد بر می گردد . این حالت ناشی از احساسات دوستی ، احترام ، نسبت متقابل با میزبانان می باشد . رضایت مندی از یک طرف با گرایشات مطلوب مهاجرین نسبت به میزبانان و از طرف دیگر با متقاعد شدن آنان نسبت به تمایل مثبت و مطلوب میزبانان نسبت به آنها دارند ، توام می باشد .
در کل می توان بیان نمود اگر مهاجر احساس نماید از حالت سابق خود متضرر نگردیده و یا تحت حمایت جامعه میزبان قرار دارد ، رضایت مندی او در مقصد جلب می شود . پس می توان به این نتیجه رسید که داشتن روابط دوستی مهاجر با میزبان می تواند یکی از عوامل تعیین کنند در فرهنگ پذیری مهاجر در مقصد بشمار می آید . در این رابطه می توان بیان نمود که هر چه رابطه دوستی مهاجرین و میزبانان افزایش یابد ، باید فرهنگ پذیری مهاجرین زیاد تر شود . یکی از عوامل مهمی که در این قسمت لازم است مد نظر واقع شود ، نوع شغل مهاجر در مقصد می باشد . چون احتمال می رود که هرچه نوع شغل مهاجر در سلسله مراتب شغلی جامعه مقصد بالاتر باشد سازگاری مهاجر در جامعه مقصد نیز افزایش می یابد ، جهت روشن نمودن مفهوم سازگاری به تعریف پیرامون دو مفهوم فرهنگ پذیری و رضایت مندی با ذکر شاخصهای هر یک می پردازیم :
- فرهنگ پذیری1 : عبارتست از قبول عقاید ، ارزشها ، عادت ، الگوهای رفتاری جامعه میزبان توسط مهاجر برای مشخص کردن فرهنگ پذیری ما از متغیرهای زبان ، روابط دوستی ، وسایل ارتباط جمعی و رسومات استفاده نمودیم که منظورمان از هرکدام از این متغیر ها به شرح ذیل می باشد :
v زبان : منظور ما این است که مهاجر زبان محاوره ای جامعه میزبان را بفهمد و بتواند صحبت کند.
v روابط دوستی : منظور گرفتن دوست از جامعه میزبان و ایجاد ارتباط با او می باشد .
v وسایل ارتباط جمعی : منظور میزان مطالعه روزنامه ، تماشای تلوزیون در جامعه میزبان توسط مهاجر است .
v رضایت مندی : رضایت مندی نیز مانند فرهنگ پذیری تحت متغیر ها و یا معیارهایی مورد بررسی قرار می گیرد . متغیر های مورد استفاده در این قسمت به شرح زیر می باشد.
داشتن شغل : یعنی داشتن یکی از شغلهای پذیرفته شده جامعه مقصد می باشد .
اعتماد : منظور این است که مهاجر تا چه حدی حاضر است مشکلات خود را با افراد جامعه میزبان در میان گذاشته و از آنها کمک بگیرد .
مشورت : منظور این است که واقعاً مهاجر تا چه حدی حاضر است در انجام کارهای خود نظر میزبان را جویا شود .یک دسته از متغیر ها در زمینه سنجش عوارض ناشی از مهاجرت از بعد روانی می باشد که در قالب متغیرهای افسردگی ، اضطراب ، پرخاشگری و بیگانگی اجتماعی سنجیده می شود که به لحاظ علمی هر کدام از متغیرهای مذکور را تعریف می نمائیم .
اضطراب : از علائم اختلالات و بیماریهای ذهنی و احساسی بشمار می رود که از مشخصات آن احساس دلهره عمیق گاه بدون دلیل نگرانی و دلواپسی مهاجر در مقصد1 می باشد .
پرخاشگری : حالتی است که در آن بیمار از هیچ چیزی احساس رضایت ندارد و همه چیز او را برآشفته می کند . منظور این تحقیق تحریک پذیری ، حساسیت و زود رنجی فرد مهاجر در مقصد می باشد
بیگانگی اجتماعی : که از دیدگاه جامعه شناسی به نوعی احساس پوچی ، ناتوانی و بی هنجاری ناشی از تحمیل ساختارهای اجتماعی و فرهنگی که ساخته دست بشرمی باشد ، برفرد است که در این پژوهش هدف بررسی میزان بی هنجاری ، بی معنایی و انزوای فرد مهاجر در جامعه مقصد می باشد2
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 75 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 115 |
چکیده :
این پژوهش به بررسی شیوه های فرزندپروری و سلامت روان می پردازد که
- آیا بین شیوه های دیکتاتوری از سبک فرزندپروری و سلامت روانی رابطه ی معنی داری وجود دارد؟
- آیا بین شیوه های سهل انگاری از سبک های فرزندپروری و سلامت روانی رابطه معنی داری وجود دارد؟
- آیا بین شیوه های دموکراتیک از سبک های فرزندپرری و سلامت روانی رابطه معنی داری وجود دارد؟
و فرضیه های مربوط به آن عبارتند از :
- بین سبک دیکتاتوری و سلامت روانی رابطه معنی دار وجود دارد.
- بین سبک سهل انگاری و سلامت روانی ابطه ی معنی دار وجود دارد.
- بین سبک دموکراتیک و سلامت روانی رابطه ی معنی دار وجود دارد.
همچنین از تست های شیوه های فرزندپروری دیانابامرنید و تست سلامت روانی GHQ28 بر روی 70 نفر از دانش آموزان فرهنگسرای خانواده جمع آوری گردید با توجه به فرضیه های فوق و نتایج با استفاده از آمار توصیفی T استودنت نتایج زیر بدست آمده .
- بین سبک دیکتاتوری و سلامت روانی رابطه ی معنی داری وجود نداشت و فرضیه صفر قبول شد.
- بین 2 سبک دیگر یعنی سبک های سهل انگار و سبک دموکراتیک رابطه ی معنی داری وجود دارد و فرض صفر رد می شود.
فهرست مطالب
- فصل اول
مقدمه
بیان مسئله
اهداف پژوهش
اهمیت پژوهش
سوال و فرضیه پژوهشی
تعاریف نظری و عملیاتی شیوه های فرزندپروری
تعاریف نظری و عملیاتی سلامت روانی
فصل دوم : ادبیات و پیشینه ی تحقیق
الف. نظریه های شیوه های فرزندپروری
- نظریه ی گوردن
- نظریه ی درایکورز
- نظریه ی زیگمن
- نظریه ی وینترباتوم
ب. تحقیقات صورت گرفته در داخل و خارج از کشور
- تحقیقات در داخل کشور
- تحقیقات انجام شده در خارج از کشور
ج . انواع خانواده ها
1- اهمیت خانواده
- خانواده به عنوان سیستم
- خانواده به عنوان معلم و الگو
- خانواده به عنوان کانون محبت و امنیت
2- انسان محصول تربیت
3- تربیت و نقش آن در خانواده
- نقش پدر و اهمیت حضور او در خانواده
- نقش مادر و اهمیت حضور او در خانواده
4- عوامل موثر بر روابط والد و فرزندی
5- نقش خانواده و تاثیر آن بر شخصیت کودک
6- رابطه ی والد و فرزندی و نقش ان در بهداشت روانی خانواده
د. خانواده و سلامت روانی فرزندان
1- مفاهیم و تعاریف اساسی
2- موضوعات مهم در تربیت فرزندان
3- مفاهیم و تعاریف سلامت روانی
ه. راهبرده های ایجاد بهداشت روانی در خانواده
ی. سلامت روانی
1- الگوی وینتر باتوم
2- سلامت روانی در مکاتب مختلف
3- نقش خانواده بر سلامت روانی
4- نقش فرزندان برسلامت روانی
5- عوامل موثر بر سلامت روان
6- نظام اجتماعی و اقتصادی روان
- نظام اجتماعی و اقتصادی والدین
- نقش اقتصاد در خانواده
- وضعیت اجتماعی اقتصادی والدین
- معنویت در خانواده امروز
1- مقدمه
اگر به تاثیر خانواده در شکل گیری شیوه های فرزند پروری نظری بیاندازیم متوجه می شویم که بچه ها از طریق روابط تاثیر گذاری و تاثیر پذیری می شوند و در واقع این کانون گرم خانواده است که انسانها و افراد را می سازد و این ساختن ها در کودکی بیشتر است و در دوران حساس زندگی خود زیر سلطه پدر و مادر است (هیلگارد ، 1369)[1].
در سده های اول میلادی شیوه های فرزند پروری تا حدودی تند و خشن بود و بیشتر به والدین توصیه می شد به جای لوس کردن کودک و در آغوش کشیدن کودک با او به جدیت رفتار کنند این روش خشن تا حدودی زیر نفوذ مکتب رفتار گرای بود و هدف این مکتب ایجاد عادت (خوب) و خاموش کردن عادت (بد) بود این دیدگاه را عینی ، کنترل کننده و غیر عاطفی می دانستند نقل قولی است از واتسون بنیان گذار مکتب رفتارگرایی که می گوید : با بچه ها طوری رفتار کنید که گویی یک بزرگسال است کم سن و سال با او به شیوه های عینی و با استواری ملاطفت آمیز رفتار کنید هرگز او را به آغوش نکشید و روی زانوی خود ننشانید (واتسون ، 1928 به نقل از رئیس دانا 1370).[2]
در دهه 1940 این روند به سمت جمعیت سهل گیر و انعطاف پذیر بیشتری پیدا و به طور کل دگرگون گردید از جمله طرفداران این دیدگاه می توان به بنیامین اسپاک اشاره نمود او به والدین توصیه می نمود از شم طبیعی خود پیروی کنند و از برنامه های انعطاف پذیری که هم با نیازهای خود آنها هم با نیازهای کودک سازگاری داشته استفاده نمایند (هیلگارد و همکاران ، 1983، ترجمه براهنی و همکاران 1373) و به نظر من والدین عصر جدید زیاد این شیوه را مناسب نمی دانند و حال آنکه مهم ترین کانون رشد و تربیت کودک خانواده است پس چه باید کرد؟قدری تامل برانگیز است.طفل با امکانات بالقوه ارثی پا به محیط خانواده می گذارد و بعد این محیط است که با قدرتهای رفتاری از بدو تولد و حتی قبل از آن او را احاطه کرده و فرایند اجتماعی شدن به برکت تعامل با تک تک اعضای خانواده می باشد و از طرف دیگر والدین باید با ایجاد روابط عاطفی سالم و سازنده ابراز محبت و پذیرش کودک و با تعیین ملاک های با ثبات از رفتارهای مطلوب بهترین و موثرترین شیوه های اجتماعی شدن و بنای یک تربیت صحیح را فراهم کنند (مامن و همکاران مترجم یاسایی 1375).[3]
یکی از عوامل اساسی در تربیت فرزندان ، ایجاد سلامت روانی در آنهاست.اگر زمینه سلامت روانی را در خانواده ایجاد کنید ، دارای فرزندانی با شخصیت ، متعادل ، سازگار ، با عاطفه ، اجتماعی ، با اعتماد به نفس ، مسئولیت پذیر ، منطقی ، عادل و... خواهید داشت.به بیان دیگر اگر فرزندانی با سلامت فکر قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران می خواهید که قادر با تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی یا عادلانه مناسب شوند و سه فضای اساسی زندگی ، عشق ، کار و تفریح در آنها به وجود آید باید والدین زمینه بهداشت روانی را در خانواده مهیا کنند.و سلامت روانی به سالم و متعادل بار آوردن شخصیت فرزندان از طریق فراهم آوردن محیط مناسب برای تامین نیازها و شکوفایی استعدادها مربوط می شود (میرکمالی ، 1378).
بیان مسئله
والدین اولین کسانی هستند که زیر بنای شخصیت سالم یک نوجوان را گذراند دوره نوجوانی همواره نمی توان دوره خاص باشد نوجوان خام است بسیار از مشکلات آنان را به بی تجربه نسبت می دهند اگر چه ممکن است نوجوان مهارتی کسب نکرده باشد ولی این بدان معنی که نتوانسته کاری انجام دهد و در بعضی خانواده ها در بین والدین و نوجوانان درگیری وجود دارد همین امر موجب مشکلات چندی در دوران بلوغ یعنی همین نوجوانی می گردد مثال (درون گرایی و گوشه گیری) می شود در خانواده هایی که هر دو والد تندخو و مستبد هستند نه پسر و به دختر الگو مناسب برای برای رفتار مناسبی را فرا بگیرد این خانواده ها زیر بنای مشکلات نوجوان را خود می گذارند چه بسا باعث مشکلات بعدی آنان می شوند.همچنین خانواده هایی هستند که والدین ایده آل دارند و هر دو با احترام و توام با تفاهم و صمیمیت موجب رشد عقلانی عاطفی در همه زمینه ها را فراهم می آورند (احدی و بنی جمالی 1374 شعاری نژاد 1349 به نقل از شمس نجفی 1385).
- آیا بین شیوه های فرزند پروری و سلامت روانی رابطه معنی داری وجود دارد؟
اهداف پژوهشی
پدر و مادرها برای به دست آوردن ابتکار عمل و انجام وظیفه تربیتی فرزندان الزاماً باید اطلاعات خود را هر روز غنی تر کنند تا بتوانند بر کودکان خود موثر واقع شوند والدین باید بدانند که کودکان در هر شرایطی توانایی انجام دادن چه کارهایی را دارد و متناسب با توانایی های آنان از آنها انتظار داشته باشند نوجوان به خاطر پشت سر نهادن دوران کودکی با تغییراتی در بدن خویش مواجه می گردد حال آنکه این تغییرات در روان و برخورد او در جامعه گسترش می یابد اینکه کیست و در کجا قرار دارد و چه نقشی باید داشته باشد اگر او بتواند این تغییرات را یکپارچه کند خویشتن پنداری پیدا خواهد کرد اما اگر نتواند خود را بشناسد که البته این مقوله به کمک والدین میسر می شود با سردرگمی بر هم خوردن سلامت روانی او رو به رو خواهد شد و پیامد آن تزلزل در اعمال و رفتار کودک و نوجوان خواهد بود بزرگ کردن فرزندان یکی از دشوارترین مسئولیت هاست که بزرگسالان در زندگی خود بر عهده دارند با وجود این غالب مردم برای پدر و مادر شدن آمادگی ندارند بعضی از مردم دچار مشکلات عاطفی یا فشارهایی در زندگی که مانع از آن می شود که والدین خوبی باشند (برگس و کانجر 1987).
به طور کلی هر ویژگی رفتاری و عاطفی می تواند بر روی سلامت روانی نوجوان ما اثر گذار باشد.این تحقیق درصدد است.
ارتباط بین شیوه های فرزند پروری و سلامت روان را بررسی کند:
1- آیا بین سبک دیکتاتوری و سلامت روانی رابطه ی معنی وجود دارد ؟
2- آیا بین سبک سهل انکاری و سلامت روان رابطه معنی داری وجود دارد؟
3- آیا بین سبک دموکراتیک و سلامت روان رابطه معنی داری وجود دارد؟
اهمیت و ضرورت پژوهش
رفتار والدین و مربیان بطور کلی بزرگترها با نوجوانان و کودکان خود از اهمیت خاصی برخوردار است و آنها هستند که با کنش های بهنجار و نابهنجار خویش گاهی سرنوشت نوجوان را تغییر می دهند و او را به بیراهه می کشاند یا راه درست زندگی را به او نشان می دهند دانستن این موضوع که فرزندان ما در سنین نوجوانی دستخوش چنین تغییراتی می شوند و او باید خود را با تمام این تغییرات هماهنگ کند و به جای ایجاد نگرانی در نوجوان احساس امید را در او پرورش دهیم.پدر و مادر آگاه و فهمیده محیطی سرشار از محبت و تفاهم را به وجود می آورند و به فرزندان خود فرصت می دهند مشکلات و مسائل دوران نوجوانی را به آسانی در محیط خانواده حل نمایند.
والدین در این میان با مهر و محبت این حمایت و امنیت را درنوجوان ایجاد کرده و منجر به ارتقای سلامت روانی کودک و نوجون خود می گردد.با توجه به این مهم در این پژوهش برانیم که بررسی نماییم کدامین روش رابطه مثبت بیشتری با سلامت روانی نوجوان ما دارد علی رغم این که تحقیق در مورد رابطه بین سلامت روان و شیوه های فرزند پروری نشانگر یک رابطه علت و معلولی نیست با این حال تحقیق زمینه را برای تحقیقات علی آینده فراهم کند.
سوال
1- آیا بین شیوه های فرزند پروری والدین سخت گیر (مستبدانه) با سلامت روانی فرزندان رابطه ی معنی داری وجود دارد؟
2- آیا بین شیوه های فرزند پروری والدین سهل گیر با سلامت روانی فرزندان رابطه ی معنی داری وجود دارد؟
3- آیا بین شیوه های فرزند پروری والدین قاطع و منطقی (دموکراتیک) رابطه معنی داری وجود دارد؟
فرضیه
1- بین شیوه های فرزند پروری والدین سخت گیر (مستبدانه) با سلامت روانی فرزندان رابطه معنی داری وجود دارد.
2- بین شیوه های فرزند پروری والدین سهل گیر با سلامت روانی فرزندان رابطه ی معنی داری وجود دارد.
3- بین شیوه های فرزند پروری والدین قاطع و منطقی (دموکراتیک) رابطه معنی داری وجود دارد.
تعاریف نظری شیوه های فرزند پروری
شیوه های فرزند پروری به روش هایی که والدین برای فرزندان خود اعمال می کنند که در شکل گیری و رشد آنان در دوران کودکی و نوجوانی و پس از آن اثر گذار می باشد این سبک های تربیتی خود شامل : سبک های مستبدانه ، سهل گیرانه ، پذیرنده.
شیوه های مستبدانه : والدین قوانین خود را به صورت انعطاف ناپذیری به فرزندان تحمیل می کنند از نظر تربیتی خشن و تنبیه گرند کودک خود را تنبیه می کنند.محبت آن ها نسبت به کودکان در سطح پایین است آنها عقاید و امیال کودکان را در نظر نمی گیرند و اغلب دارای فرزندان گوشه گیر خجالتی و بی اعتمادی هستند.(ماسن و همکاران ، 1973)[4].
شیوه های سهل گیرانه : والدین در آموزش رفتارهای اجتماعی سهل انگار هستند.نظم و ترتیب کمی در این خانواده ها حاکم و اعضای خانواده نسبت به قوانین و آداب و رسوم اجتماعی بسیار کم اهمیت هستند.
فرزندان در چنین خانواده هایی دارای استقلال فکری و عملی هستند و این باعث بی بند و باری کودکان آنان شده و در فرزندان رشد یافته این قبیل خانواده ها در مقابل بزرگسالان مقاوم و لجوج و دارای روحیه اعتماد به نفس پایینی هستند زود خشمگین و زود خوشحال می گردند (همان منبع).
شیوه های پذیرنده : والدین که فرزندان خود را تحت هر شرایطی با توجه به ویژگی هایی که هریک ممکن است دارا باشند پذیرا بوده و نسبت به رفتارهای بد آنها به صورت کاملاً منطقی و عاقلانه و در این حال با محبت رفتار می کنند.آنها دارای فرزندانی باهوش و با اعتماد به نفسی خواهند بود.
تعریف عملیاتی شیوه های فرزند پروری
عبارت است از سبکی که با توجه به پرسشنامه حاصل سبک فرزند پروری دیانا بامریند 3 سبک مستبدانه ، سهل گیرانه ، پذیرنده (دموکراتیک) را بررسی می کند.
تعریف نظری سلامت روانی
در اساسنامه سازمان جهانی بهداشت آمده (سلامت روانی عبارت است از رفاه کامل جسمی ، روانی ، اجتماعی و نه فقط نبود بیماری یا ناتوانی) (به نقل از کاپلان سادوک 1370 ج 1 ص 293).[5]
این سه بعد سلامتی لازم و ملزم یکدیگرند و هیچ دلیلی موجه و توجیه علمی و اخلاقی اجتماعی وجود ندارد که یکی از ابعاد را نادیده گرفته باشد چرا که بهداشت روانی بخشی جدایی ناپذیر از بهداشت عمومی است که فرد را از عناصر شناختی عاطفی و همچنین از توانایی خود در ایجاد رابطه با دیگران آگاه می سازد انسان با داشتن تعادل روانی بهتر می تواند فشار زندگی فائق آید کارهای روزانه را پر بارتر و سودمند تر گرداند فرد مفیدی برای جامعه باشد (به نقل از سازمان جهانی بهداشت ، 2001 ، مترجم شاه محمدی 1380).
تعریف عملیاتی
سلامت روانی به نمره اشاره دارد که فرد در پرسشنامه سلامت روانی GHQ28 حاوی 28 سوال است که گزینه به دست آمده به عنوان سلامت روانی در نظر گرفته می شود.
الف- خانواده و نقش های آن
- اهمیت خانواده
خانواده اولین بذر تکوین و رشد فردی و بنای شخصیت را در انسان فراهم می سازد کودک در خانواده به عنوان فیلتری برای عقاید و ارزش های اخلاقی را کسب می کند ، روابط اجتماعی با دیگران را می آموزد واصول و قواعد اخلاقی را یاد می گیرد خانواده به عنوان فیلتری برای عقاید ، ارزش ها و نگرش های مربوط به فرهنگ یک جامعه محسوب می گردد و آنها را به یک شیوه های بسیار اختصاصی و انتخابی به کودک ارائه می دهد بی تردید باید گفت که شخصیت ، نگرش ها ، طبقه اجتماعی ، اقتصادی و مذهبی خصوصیات و وابستگی های نسبی خانوادگی تحصیل و جنس والدین خانواده به نحو ارائه ارزش ها و میزان هایا اخلاقی به فرزندان تاثیر خواهد گذاشت (کرمی نوریو مرادی ، 1372).
خانواده در تربیت فرزندان وظایف و نقش های متعددی را بر عهده دارد که اهم آنها عبارتند از :
1- خانواده به عنوان سیستم ، 2- خانواده به عنوان معلم الگو ، 3- خانواده به عنوان کانون محبت و امنیت.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 107 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 134 |
1چکیده:
موضوع تحقیق حاضر بررسی رابطه ی بین طبقه ی اجتماعی افراد با نوع مواد مخدر مصرفی می باشد. در این تحقیق رابطه ی بین طبقه ی اجتماعی افراد با نوع ماده مخدر مصرفی بررسی شده است البته از این که مطالب پیرامون این موضوع بسیار گسترده و عمیق می باشد سعی شده رئوس مطلب ذکر گردد. و از پرداختن به همه ی مباحث اعتیاد به صورت جزئی خودداری گردیده است.
برای مطالعات و آشنایی به مبانی بینش موضوع از منابع جامعه شناسی شامل اعتیاد و خانواده، نظریه های جامعه شناختی مرتبط با موضوع اعتیاد در بین افراد جامعه، و نیز عوامل گرایش به اعتیاد و نیز منابع غیرجامعه شناسی شامل منابع روانشناسی و منابع تاریخی استفاده شده است برای بررسی سوآلات تحقیق و اهداف آن از روش توصیفی و میدانی استفاده کردیم بنابراین با استفاده از روش تحقیق میدانی رابطه ی بین طبقه ی اجتماعی افراد با نوع ماده مخدر مصرفی بدست آمد.
جامعه آماری تحقیق شامل کلیه ی افراى معتاد در سنین مختلف و از طبقات اجتماعی متفاوت بودند همچنین اعم از اینکه ساکن شهر تهران بودند و یا مهاجرت به تهران داشته اند روش نمونه گیری به صورت میدانی بوده است.
حجم نمونه از طریق مصاحبه همراه با مشاهده و مشارکت و اسناد از 21 نفر از میان معتادین اطلاعات گردآوری شد.
در پایان لازم است که از استاد عزیز خانم دکتر زهرا قاسمی که طی انجام این تحقیق از راهنمائیهای فراوان و بی دریغ شان ما را بهره مند نمودند صمیمانه تشکر کنیم و از خداوند متعال سلامتی و موفقیت خود و خانواده محترمشان را خواهانیم.
سمیه خواجوی و مهدوی
فهرست
فصل اول
مقدمه
الف- بیان مسئله
ب- طرح مسئله
ت- سؤالات پژوهش
ث- اهداف تحقیق
ج- اهمیت موضوع
د- تعاریف و مفاهیم
مقدمه
در این تحقیق به بررسی رابطه میان طبقات اجتماعی و نوع اعتیاد در شهر تهران پرداخته ایم.
از آن جایی که موضوع اعتیاد و فراوانی آن یکی از دغدغه های ذهنی جامعه ما است و طی دو دوره ی کارورزی با این مسئله به طور دقیق تر آشنا شدیم پس تصمیم گرفتیم به بررسی دقیق تر آن بپردازیم.
در واقع می توان گفت: از آنجایی که اعتیاد یکی از معضلاتی است که به طور ملموس در جامعه ما بروز کرده و هر روز مشکلات آن مشاهده می شود پس لازم است به طور علمی تر این مشکلات بررسی گردد. در این تحقیق جامعه آماری ما شامل افراد معتاد در طبقات اجتماعی بالا، متوسط و پائین در مرکز اجتماع درمان مدارد T.c (هجرت) و همچنین مرکز ندای آرامش در استان تهران می باشد. که با استفاده از روش تحقیق میدانی به بررسی رابطه بین نوع اعتیاد و سطح طبقه ی اجتماعی افراد می پردازیم. بدینصورت که ابتدا مصاحبه ی اکتشافی انجام شده و سپس مصاحبه نامه ی نهایی تنظیم گردید که اطلاعات حاصل از آن را در فصل چهارم به طور مبسوط ملاحظه می کنید.
این پژوهش در اسفند ماه 1385 تا پایان مرداد 1386 در تهران انجام شد.
الف- بیان مسئله:
با توجه به ابعاد گسترده ای که اعتیاد در جامعه ما یافته است و مشکلاتی که از آن طریق گریبانگیر رشد و توسعه ی جامعه شده است ما راغب شدیم که رابطه میان طبقات مختلف اجتماعی با اعتیاد را بررسی کنیم، همچنین از آنجایی که متأسفانه همه ی اعضا جامعه بنوعی درگیر با اعتیاد شده اند این سؤال مطرح است: که آیا فقط طبقات پائین که درگیر مشکلات گسترده اقتصادی هستند پس به دلیل رفع آن درگیر اعتیاد می شوند؟ آیا ناپایداری وضع اقتصادی و مشکلات گذار فرهنگی در طبقه متوسط جامعه سبب بروز ناهنجاریهایی در خانواده شده و بیشتر طبقه متوسط را درگیر اعتیاد کرده؟
و یا رفاه و بی برنامگی برای صرف پول بادآورده در طبقه بالا افراد را به سوی اعتیاد می برد و ..... مجموعه ی این سؤالات سبب شد تا به سوی این موضوع کشیده شویم که چه رابطه ای میان میزان ثروت و تحصیلات و نوع شغل فرد (که در مجموع سطح طبقه ی اجتماعی افراد را می سازد) با اعتیاد وجود دارد؟ و به طور دقیق تر آیا سطح طبقاتی افراد آنان را به سوی ماده مصرفی اعتیادآور خاصی می کشاند یا خیر؟ این ایده ی اولیه تحقیق ما است.
ولی از آنجا که برای ما سؤالات زیادی در مورد اعتیاد جوانان مطرح است مرکز بازپروری T.c واقع در تهرانپارس را برای تحقیق انتخاب کردیم زیرا در این منطقه ی تهرانپارس جوانان در سنین بسیار پائین به کارهای بزهکارانه و مواد مخدر و مشروبات الکلی پرداخته اند. این وضعیت نامناسب امکان آموزش، کسب مهارتها و انتقال اندیشه های بزهکارانه و نابهنجار را در دسترس جوانان قرار می دهد. امروز شنیدن آمار و ارقام مربوط به ا عتیاد به ویژه مواد مخدر و وسایل ناشی از آن به خصوص در میان نسل جوان تصویر دردناکی را رو در روی انسان قرار می دهد که نمی تواند بی اعتنا به این مشکل بزرگ اجتماعی باشد.
پس بر آن شدیم که به بررسی این مشکلات و مسائل در یک پژوهش دقیق تر و علمی تر بپردازیم و به همین دلیل موضوع پایان نامه خود را با این سؤال آغاز کردیم:
سؤال آغازین: چه رابطه ای بین اعتیاد افراد و نوع ماده مصرفی آنان با طبقه ای که متعلق به آن هستند وجود دارد؟
امروزه مصرف مواد مخدر و آثار مخرب معضل اعتیاد و قاچاق مواد مخدر بر ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی جوامع آسیب رسانده و نه تنها به صورت یک تهدید ملی بلکه فراتر از مرزهای ملی به صورت یک مسئله ی پیچیده جهانی درآمده که شعاع مضرات و اثرات زیان بار آن گریبانگیر کشورهای بی شماری شده است.
دامنه ی شدت و وسعت این بحران از گذشته های دور بر جامعه ی جهانی سایه افکنده به حدی است که علاوه بر مسئولین کشوری توجه بسیاری از صاحبنظران و کارشناسان و پژوهشگران مسائل علوم اجتماعی- انسانی را نیز به خود معطوف نموده و علیرغم رویکردهای جامع و تمهیدات اتخاذ شده در حل و کاهش این معضل در سطح ملی، منطقه ای و جهانی (تشدید مبارزه، وضع قوانین جدید، اعلام قاچاقچیان، مصادره اموال نامشروع سوداگران مرگ، اجلاسهای بین المللی، و صدور قطعنامه ها و عقد قراردادها و پیمانهای همکاری بین المللی، منطقه ای و .....) هر روز عملاً شاهد وخامت بیشتر اوضاع و تشدید این مسئله ی مهم می باشیم.
در جامعه ی ما بسیاری از مواد مسئله ساز تلقی می شوند زیرا که اغلب آنها افراد را ناکار می سازند و توانایی آنان را برای ساماندهی امور خویش، اداره زندگی شخص و خانوادگی، اداره ی زندگی شخصی و خانوادگی دچار اختلال می کنند.
چنین پیداست که پاره ای از مواد مخدر سبب می شود که معتاد حرمت ارزشهای اخلاقی و جبر هنجارهای جامعه را پاس ندارند و در نتیجه قوانین را زیر پا گذارند، و با پرخاش خویش موجبات آزارهمگان را فراهم آورند و در نهایت دست به جرایم و جنایات آشکار یا پنهان مالی یا جانی بزنند.
شاید خطرناکترین مواد مخدر انواع افیونیات باشندکه موجب وابستگی روانی معتاد به مصرف ماده مخدر می شود.
معمولاً واکنش اجتماعی مردم در مورد مصرف مواد مخدر در طول قرون متفاوت بوده و متأسفانه باید به این حقیقت تلخ اعتراف کرد که اعتیاد را ب یشتر یک مسئله ی شخصی و فردی می دانند نه اجتماعی، در حالی که عکس این موضوع صادق است و اعتیاد بیشتر یک مسئله و مشکل اجتماعی می باشد تا یک مسئله ی شخصی و فردی[1].
معتادان از گروههای مختلف اجتماعی و اقتصادی هستند. چون هم افراد مرفه و هم افراد فقیر و یا افراد بیکار، هم آنانی که پایگاه اجتماعی خوبی ندارند و هم آنانی که موقعیت اجتماعی جالبی دارند امکان معتاد شدنشان وجود دارد.
اغلب دیده شده افراد معتادی که در طبقه ی پائین اجتماع قرار دارند و شاید امکان تهیه ی مواد، برایشان به راحتی میسر نباشد در بیشتر موارد به ارتکاب جرم می پردازند، چون برای تأمین مواد مورد نیاز خود به پول احتیاج دارند واین پول را باید غالباً از راه نامشروع تأمین کنند و به همین علت به ارتکاب جرم می پردازند، این افراد به مقررات و قوانین اجتماعی بی توجهند و اغلب قانون شکنند. در مناطق جرم خیز و پرجمعیت و کثیف شهر زندگی می کنند و محیط زندگیشان بیشتر غیراخلاقی است.
این نوع افراد به هیچ کس و هیچ چیز وفادار نیستند و تنها سعی آنان به دست آوردن مواد مورد نیازشان است از هر طریقی و به هر شکلی که امکان پذیر باشد. بیشتر لذت طلب و خشن هستند و حتی بعد از مصرف از هر کار و هر چیزی لذت می برند ولی در عین حال زودرنج و خشن هستند و از اطرافیان توقع زیادی دارند. از لحاظ عاطفی در برابر هیچ کس و هیچ چیز مسئولیت احساس نمی کنند و همیشه همه مردم بویژه اطرافیان خود را مسئول رفتار خویش می دانند[2].
حال از آن جا که یکی از سرمایه های گرانبهای هر کشور وجود جوانان و نوجوانانی است که می توانند آینده ی پربار کشور را به خوبی تضمین کنند و به قولی همین نوجوانان امروز آینده سازان فردای کشورشان هستند، حال یکی از آفت هایی که ممکن است گریبانگیر این قشر شود مسئله ی کجروی های متعددی است که در حال حاضر آنچه که گریبان این قشر جوان را گرفته مسئله ی اعتیاد و یا گرایش به مواد مخدری می باشد که واقعاً فاجعه ای بس غم انگیز است و مسئولین امر باید تدابیر خاص را در این خصوص بیاندیشند[3].
ب- طرح مسئله:
چنین به نظر می رسد که پدیده ی اعتیاد و مواد مخدر یک مسئله ای پیچیده و چند بعدی است. این مسئله محصول تعامل و ترکیب شرایط و عوامل عدیده ای در سطوح خرد، میانی و کلان است. به طوری که در تحلیل آن علاوه بر عوامل فردی در سطح خرد نظیر بیماری های جسمانی و روانی، تعامل فرد با دوستان معتاد و محیط های آلوده، بیکاری، و.... باید به عوامل سطح میانی چون مشکلات خانوادگی از جمله طلاق، نوع تعامل خانه و مدرسه و یا حتی در سطح کلان- موقعیت جغرافیایی کشور و از جمله بازار مواد افیونی، نفوذ دلالان د رمرحله های انتظامی، سطح توسعه ی صنعتی و شهرگستری، نابرابری در توزیع منابع ارزشمند، سطح توسعه ی فرهنگی جامعه و رشد بصیرت و دانایی مردم توجه نمود[4].
از آنجایی که توجه به همه ی این عوامل مستلزم انجام دادن پژوهش های علمی است و این کار زمان زیادی را می برد لذا ما در اینجا سعی کردیم رابطه ی موضوع اعتیاد را فقط با چند پدیده از پدیده ها ی اجتماعی به طور خلاصه بررسی کنیم:
1-رابطه فقر مادی خانواده با اعتیاد: با کمال تأسف دیده شده که بیشترین معتادان هر جامعه را افراد طبقه ی پائین تشکیل می دهند، مثلاً افرادی که در محله های شلوغ و پرجمعیت شهرهای صنعتی و تجارتی زندگی می کنند بیشترین درصد معتادان هستند. البته نمی توان گفت بین قرار گرفتن در طبقه ی پائین و اعتیاد رابطه مستقیم وجود دارد چون در هر جامعه عده ی زیادی از مردم فقیرند ولی معتاد نیستند.
دلایلی که تعدادی از افراد را به این راه می کشاند یکی محرومیتهای ناشی از فقر است که تنها راه فرار از این ناراحتیها را مصرف مواد مخدر می دانند. علل دیگر اینکه تولیدکنندگان سعی می کنند عوامل توزیع را این گونه افراد انتخاب کنند، چون اولاً به علت فقر، تخصص و حرفه ای ندارند و در نتیجه بازار کارشان بی رونق است. عوامل تولید سعی می کنند اول آنان را معتاد کنند و بعد از آنان برای فروش مواد مخدر استفاده نمایند چون کاری است بدون زحمت با درآمد نسبتاً خوب و در عین حال به تخصص هم نیازی ندارد و بعد از مدتی فروش و توزیع برای شناخت ناشی از فقر آموزشی که خود از فقر خانوادگی ناشی می شود علت دیگری برای کشش در این راه است. چون خوشبختانه بین میزان آگاهی و شناخت یا حدود تحصیلات و اعتیاد مردم رابطه معکوس وجود دارد[5].
2-رابطه بیکاری با ا عتیاد: بیکاری به عنوان یک پدیده ی اجتماعی زمینه مساعدی برای انحرافات بویژه اعتیاد است. افراد بیکار چون بیشترین اوقات خود را در قهوه خانه ها یا تریاها می گذرانند و این گونه اماکن بهترین و مناسب ترین جا برای فروش و مصرف مواد مخدر است، در نتیجه برای گرایش و کشش به طرف اعتیاد عامل مساعدی به شمار می آیند که در اصل از بیکاری مردم ناشی می شود زیرا کسی از مواردی که در هنگام تحقیق، نظر ما را به خود جلب کرد وجود این قبیل اماکن عمومی در مناطق پائین شهر برای مصرف مواد مخدر بود[6].
3-رابطه بین جرم و اعتیاد: از آنجایی که قیمت مواد مخدر بی نهایت گران و کمیاب است افراد معتاد اغلب ناگزیرند که با انجام فعالیتهای غیرقانونی و نامشروع، مواد مورد نیاز خود را تأمین کنند. به طور مثال کسی که به هروئین معتاد می شود وابستگی و نیاز مصرف روزانه او به هروئین به صورت یکی از مهمترین جنبه های زندگی روزانه اش درمی آید، اگر چه در گذشته آنان مواد مخدر را برای کسب لذت و یا اثرات جسمی و روحی آن مصرف می کرده اند، ولی بعد از مدتی برایشان به صورت یک نیاز جسمی و روحی درمی آید، و برای حفظ تعادل بدن مجبورند بتدریج مقدار بیشتری مصرف کنند و چون هزینه روزانه برای بدست آوردن مواد مخدر خیلی بیشتر از مقدار درآمد معمولی خواهد شد به ناچار آنها به کارهایی نظیر دزدی، و یا خودفروشی و فحشاء مبادرت می ورزند تا بتوانند پول مورد نیاز برای خرید مواد مخدر خود را کسب کنند. بطور متوسط یک معتاد سالیانه هفتاد هزار تومان پول باید تهیه کند تا راحت به آرزوی خود برسد و چون این مقدار درآمد برای افراد م عتاد که اغلب تخصص و تجربه علمی ندارند از طریق نامشروع مثلاً دزدی یا آدم کشی سعی می کنند پول مورد نیاز را کسب کنند و اگر بخواهند از طریق دزدی به این پول دسترسی یابند باید حداقل پنج برابر آن را بدزدند تا بتوانند آن را به یک پنجم قیمت بفروشند و یا کسی که از طریق خودفروشی پول کسب می کند بعد از مدتی فحشا به صورت حرفه ی دایمی او در می آید. چون برای این گونه افراد غیرمتخصص و غیرعلمی، ساده ترین و پردرآمدترین کار است و یا اغلب به مطلب پزشکان بیمارستانها و داروخانه ها دستبرد می زنند تا به مواد دسترسی یابند چون معتادان برای تأمین مواد خود ناگزیر از ارتکاب جرم هستند بنابراین بهتر است برای جلوگیری از ارتکاب جرم به درمان معتادان پرداخت، چون یا نزد پزشکان می روند تا مواد کسب نمایند، یا به صورت دوره گردهای مواد مخدر درمی آیند و مواد را از دوره گردها می خرند و آن را با شیره شکر مخلوط می کنند و می فروشند کسی که برای بار سوم آن را می خرد بیشتر شیره و شکر است تا هروئین.
لازم به ذکر است که برخی پزشکان با گرفتن پول اضافی داروهای مخدر را از طریق نسخه در اختیار معتاد قرار می دهند به همین علت مقادیر زیادی پول به پزشکان برای انجام این کارها پرداخت می شود به همین دلیل است که اگر پزشکی و تجارت با هم ترکیب شوند فساد اجتماعی روز به روز بیشتر خواهد شد و به نوبه ی خود به گسترش اعتیاد کمک بیشتر می کند.
و در آخر می توان گفت: اغلب جرایم را افراد معتاد مرتکب می شوند چون برای خرید مواد ناگزیر از ارتکاب جرم هستند و بیشترین جرایمی که از سوی معتادان صورت می گیرد عبارتند از: دزدی، ورود به خانه مردم به خاطر جرایمی چون آدمکشی، دزدی و فحشا است[7].
برای فهم بهتر موضوع اعتیاد در ایران جا دارد که به آمار معتادین در ایران در سال 1378 بپردازیم.
آمار معتادین در ایران:[8]
بر طبق آمار ارائه شده از طرف ستاد مبارزه با مواد مخدر در سال 1378 در ایران 200/1 میلیون نفر معتاد و 800 هزار نفر معتاد بالقوه یا به عبارتی «معتاد تفنیی» وجود دارد. در چند سال اخیر آمارهای متفاوت و در پاره ای مواد غیرواقعی از سوی کارشناسان اعلام شده است. آخرین اظهار نظر آماری از سوی یک مقام مسئول (رئیس سازمان بهزیستی کشور) در سمینار «تازه های درمان اعتیاد در آبان ماه 1381 مبتنی بر این است:
تعداد 5 درصد جمعیت بالای 15 سال کشور به مواد مخدر معتاد هستند و این در حالیست که این میزان در کشورهای صنعتی 2 درصد است.
آمارهای ستاد مبارزه با مواد مخدر در سال 1381 نشان می دهد از جمعیت معتادین کشور تعداد 130 هزار نفر معتاد تزریقی وجود دارد که تخمین زده می شود 16 هزار نفر آنان آلوده به ویروس ایدز باشند. همچنین آمار این ستاد نشان می دهد که تعداد 8834 نفر معتاد در سالهای 1375 تا 1380 بر اثر سوء مصرف مواد مخدر در کشور جان خود را از دست داده اند به طور متوسط هر سال 1472 معتاد و هر روز به طور متوسط 4 معتاد در نتیجه سوء مصرف مواد مخدر درگذشته اند.
1- اعتیاد و شیوه های درمان آن برای خانواده/ تألیف و ترجمه محمدحسین فرجاد، هما بهروش، زهره وجدی.- تهران: بدر ص 37.
2- شیخاوندی، داور/ کتاب بررسی مسائل اجتماعی ایران. ص 381.
3- آسیب های اجتماعی و روند تحول آن در ایران/ تألیف: عبدالحسینی اسکندری/ نشر: گیتا ص 25 و 26
1- اعتیاد و شیوه های آن برابر رمان خانواده/ تألیف و ترجمه محمدحسین فرجاد، دکتر هما بهروش، دکتر زهره وجدی- تهران، بدر 1374 ص 35
2- کریمی درمنی، حمیدرضا، توانبخشی گروههای خاص، 1382، ص 307 و 308.
ت- سؤالات پژوهش:
سؤالات این پژوهش شامل این موارد می باشد:
1-چه نوع معتادانی در سطح مصاحبه شوندگان وجو دارد؟
2-چه دسته بندی از افراد معتاد بر اساس اولین ماده معرفی می توان کرد؟
3-چه رابطه ای بین طبقه ای که فرد معتاد در آن قرار دارد با اولین ماده مصرفی اش وجود دارد؟
4-چه رابطه ای بین طبقه ای که فرد معتاد در آن قرار دارد با آخرین ماده در دوره نهایی مصرفش وجود دارد؟
5-بیشتر افراد معتاد متعلق به چه طبقه اجتماعی هستند؟
ث- اهداف تحقیق:
هدف اصلی از این پژوهش بررسی رابطه ی بین اعتیاد با طبقات اجتماعی در معتادان اجتماع درمان مدار تهران T.c (هجرت) و همچنین مرکز فرهنگی ندای آرامش در سال 1386 می باشد.
به طور کلی می توان گفت: دلیلی که هر پژوهشگر را به تحقیق در مسئله و موضوعی وامی دارد متعدد است: نخست میل به دانستن و فهمیدن و رضایت خاطری است که در اثر دانستن و فهمیدن حاصل می آید. دوم اینکه: هدف هر تحقیقی پیدا کردن جواب مسائل و حل مشکلات با استفاده از روشهای علمی است و دیگر اینکه یافتن راه حل و وسیله ای که بتوان کاری را بهتر انجام داده و بهره ی بیشتر می برد و بتوان اشتباهی را برطرف و مشکلی را حل نمود[1].
برا این اساس بر آن هستیم تا محورهای اساسی این مسئله را تا حدودی باز نموده و به بررسی این موضوع در مراکز یاد شده بپردازیم.
و همچنین اهداف جزئی تحقیق شامل:
1-بررسی انواع معتادین در سطح مصاحبه شوندگان
2-بررسی و دسته بندی افراد معتاد بر اساس اولین ماده مصرفی
3-بررسی طبقه اجتماعی افراد معتاد
4-بررسی رابطه میان طبقه اجتماعی و نوع مواد مخدر مصرفی در شروع اعتیاد
5-بررسی رابطه میان طبقه اجتماعی و نوع مواد مخدر مصرفی در دوره نهایی مصرف
ج- اهمیت موضوع:
به عنوان یک محقق به دلیل اینکه این موضوع مشغله ی اصلی ذهن ما بوده و ضمناً موضوع اعتیاد موضوع تحقیقی ما در دوران کارورزی نیز بوده و به بیانی دیگر از آنجایی که اعتیاد را ما به طور ملموس می توانیم در جامعه مان مشاهده کنیم پس بر آن شدیم تا به طور علمی این مشکلات را بررسی کنیم.
مسئله ی اعتیاد و قاچاق مواد مخدر معضلی است تقریباً جهانی و کشورهای بی شماری از آن به عنوان یکی از کلیدی ترین مشکلات اجتماعی یاد می کنند و خطرات آن را جدی می پندارند امروزه تجارت مواد مخدر بعد از قاچاق اسلحه بزرگترین و سودآورترین تجارت روی زمین است. و قاچاقچیان بین المللی مواد مخدر از طریق تجارت افیون در جهان سالانه مبلغ پانصد میلیارد دلار سود به جیب استعمارگران سرازیر می کنند، آمار و ارقام مربوط به این تجارت مسموم در ایران نیز قابل توجه و تأمل است.
لازم به ذکر است کاربرد این تحقیق در مراکز بازپروری معتادان و کلینیک های ترک اعتیاد می تواند راهگشان برنامه ریزی باشد زیرا برای هر برنامه ریزی موفق می بایست ابتدا شناخت مشکل صورت گیرد بنابراین می توان این تحقیق را سرآغازی برای تحقیقات بعدی دانست.
اهمیت کاربردی:
با توجه به شناختی که در مورد ا عتیاد به عنوان یک بیماری اجتماعی داریم، می توان گفت اعتیاد عبارت از مسمومیت مزمن که برای افراد و جامعه مضر است، مواد مخدر بسان شمشیر دو لبه ای عمل می کند که از یک طرف سود سرشاری فراهم می آورد و از سوی دیگر بر پیکره ی اجتماع سم وارد می کند و باعث از دست رفتن نیروی انسانی و جمعیت فعال و کاهش توانایی های فکری و جسمی منابع انسانی، طبیعی و مالی که می توانستند نقش و تأثیر بسزایی در راه توسعه اقتصادی و اجتماعی و ... ایفا کنند.
اهمیت کلی پرداختن به اعتیاد و قاچاق مواد مخدر در جامعه ی رو به توسعه ی ایران زمانی جدی بودن و ضرورت طرح آن را می نمایاند که نگاهی به آمار و ارقامی که بعضاً از سایر منابع در مناسبت های مختلف ارائه می گردد داشته باشیم که این مهم خود گویای تصویر کلی از شدت ابعاد این مسئله ی اجتماعی و معضل همگانی در تمامی ساختارهای جامعه است.
امروزه شنیدن آمار و ارقام مربوط به اعتیاد مواد مخدر و مسائل ناشی از آن بخصوص در میان نسل جوان تصویر دردناکی را رو در روی انسان قرار می دهد که نمی تواند بی اعتنا به این مشکل بزرگ اجتماعی باشد.
که در اینجا برای فهم بهتر موضوع می توان از خسارت های اقتصادی ناشی از سوء مصرف و قاچاق مواد مخدر در ایران در سال 1373 نام برد:
خسارت های اقتصادی ناشی از سوء مصرف و قاچاق مواد مخدر در ایران سالیانه بر اساس محاسبه صورت گرفته در سال 1373 بالغ بر 480 میلیارد تومان برآورد گردیده است که با توجه به افزایش نرخ تورم سالیان این رقم در سال 1373 معادل 700 میلیارد تومان در سال تخمین زده می شود، که نگارنده تصریح می نماید که اگر این رقم قابل توجه صرف سازندگی و ایجاد مشاغل برای جذب عظیم خیلی از بیکاران می شد سیمای اجتماعی و اقتصادی متحول می گشت.
ضمناً همان طور که قبلاً هم گفته شد با کمال تأسف دیده شد، که بیشترین معتادان هر جامعه را افراد طبقه پائین تشکیل می دهند که در این جا می توان به نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی حاکم در جامعه اشاره کرد.
به طور مثال در مورد اعتیاد در جامعه ی آمریکا می توان گفت: یکی از دلایل عمده ای که جامعه آمریکا بالاترین رقم معتادان را دارد وجود طبقات اجتماعی مختلف در آن جامعه است. طبقاتی بودن آن جامعه تضاد اجتماعی را زیاد می کند و شاید مواد مخدر راه درمان مناسبی در این زمینه برای مردم باشد، هر ساله دولت آمریکا میلیونه دلار پول صرف بهبود بیماری اجتماعی اعتیاد می کند و با توجه به نظر رهبران آمریکا به این مشکل اجتماعی سالیان درصد معتادان در حال افزایش است و به همین دلیل می توان به جرأت گفت: تا شکاف و فاصله ی طبقاتی کم نشود اعتیاد هم در آن جامعه کاهش نخواهد یافت[2].
حال لذا از آنجایی که اعتیاد به مواد مخدر یکی از آسیب های اجتماعی تهدیدآمیز و ویرانگر به شمار می رود که زمینه ی سقوط بسیاری از ارزش ها و معیارهای اخلاقی را فراهم می کند و سلامت افراد جامعه را به خطر می اندازد پس متوجه می شویم که مؤثرترین شیوه در راستای کاهش و جلوگیری اعتیاد به مواد مخدر بررسی همه جانبه ی ساختاری اعتیاد می باشد و این مطلب ضرورت انجام تحقیق را در رابطه با موضوع یاد شده برای ما بیش از پیش مشخص می کند.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 65 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 84 |
فهرست مطالب صفحه
عنوان
پیشگفتار
چکیده
فصل اول : مقدمه
1-1 مقدمه
2-1 بیان مسئله
3-1 هدف پژوهش
4-1 اهمیت موضوع پژوهش
5-1 سؤالات تحقیق
6-1 تعاریف عملیاتی
فصل دوم : پیشینه تحقیق
1-2 تاریخچه
2-2 نظریه ها و تعاریف
3-2 تحقیقات داخلی
4-2 تحقیقات خارجی
فصل سوم : روش اجرای پژوهش
1-3 مقدمه
2-3 جامعه آماری
3-3 نمونه و روش نمونه گیری
4-3 ابزار اندازه گیری
5-3 روش جمع آوری داده ها
6-3 روش آماری
فصل چهارم : تحلیل یافته های پژوهش
1-4 مقدمه
2-4 نگرش و احساسات والدین (حیطه اول)
3-4 تأثیر کودک ناتوان هوشی بر جنبه های اجتماعی خانواده (حیطه دوم)
4-4 تأثیر کودک ناتوان هوشی بر جنبه های اقتصادی خانواده (حیطه سوم)
5-4 تأثیر کودک ناتوان هوشی بر روابط زن و شوهر (حیطه چهارم)
6-4 تأثیر کودک ناتوان هوشی بر خواهران و برادران (حیطه پنجم)
فصل پنجم : تحلیل و نتیجه گیری یافته های پژوهش
1-5 تحلیل یافته های پژوهش (حیطه اول)
2-5 تحلیل یافته های پژوهش (حیطه دوم)
3-5 تحلیل یافته های پژوهش (حیطه سوم)
4-5 تحلیل یافته های پژوهش (حیطه چهارم)
5-5 تحلیل یافته های پژوهش (حیطه پنجم)
6-5 بحث و نتیجه گیری (حیطه اول)
7-5 بحث و نتیجه گیری (حیطه دوم)
8-5 بحث و نتیجه گیری (حیطه سوم)
9-5 بحث و نتیجه گیری (حیطه چهارم)
10-5 بحث و نتیجه گیری (حیطه پنجم)
11-5 محدودیتهای پژوهش
12-5 پیشنهادات
فهرست منابع
پیشگفتار
انسان به عنوان اشرف مخلوقات ایزد منان خلق شده تا از فرصتهای بدست آمده کمال استفاده را ببرد و به کمال نهایی که همان قرب خداست، دست یابد. همین انسان ابتدا در خانواده خود را پیدا می کند، خانواده باید شرایطی آماده کند تا شخص بسوی هدف نهایی گام بردارد. بر اساس تعالیم عالیه همه انسانها از حقوق یکسانی برخوردارند تا خود را به قله رفیع انسانیت برسانند.
حال اگر شخصی بنابر هر علتی ناقص متولد شد دال بر این نیست که حقوق او نیز ناقص خواهد بود. بلکه همان شرایط مساوی برایش مهیا خواهد شد.
پس باز خانواده هست که باید این شرایط را برای فرزند معلول و ناتوان خود فراهم کند تا بتواند از حداکثر توانایی خود نهایت استفاده را ببرد و سربار خانواده نشود و تأثیر سوء بر خانواده نگذارد. در تحقیق حاضرسعی شده تا تأثیرات کودک ناتوان هوشی بر خانواده مورد بررسی قرار گیرد.
ارائه چکیده:
1- عنوان چکیده : بررسی تأثیر فرزند ناتوان هوشی بر کارکردهای مختلف خانواده
2- بیان مسئله : خانواده بعنوان یک نظام اجتماعی و فرزند ناتوان هوشی نیز بعنوان یکی از اعضای این نظام و سیستم اجتماعی می باشند. حال این پرسش پدید می آید که آیا خانواده های دارای فرزند ناتوان هوشی را تا چه حد پذیرفته اند؟ و این فرزند چه تأثیری بر خانواده دارد؟
3- سؤالات تحقیق :
الف: نگرش و احساسات والدین درباره فرزند ناتوان هوشی چگونه است؟
ب : تأثیر فرزند ناتوان هوشی بر جنبه های اجتماعی خانواده چگونه است؟
ج : تأثیر فرزند ناتوان هوشی بر جنبه های اقتصادی خانواده چگونه است؟
د : تأثیر فرزند ناتوان هوشی بر روابط زن و شوهر چگونه است؟
هـ : وجود فرزند ناتوان هوشی چه تأثیری بین سایر فرزندان خانواده می گذارد؟
4- ابزار گردآوری اطلاعات : پرسشنامه F.I.Q ساخته دونبرگ و بیکر در سال 1993 و دارای 49 آیتم می باشد که این پرسشنامه تأثیری را که کودک ناتوان هوشی بر والدین و خانواده می گذارد را می سنجد و دارای پنج حیطه مهم می باشد.
1- نگرش و احساسات والدین
2- حیطه اجتماعی
3- حیطه اقتصادی
4- روابط زن و شوهر
5- تأثیر بر سایر فرزندان
5- خلاصه نتایج تحقیق : فرزندان ناتوان هوشی آموزش پذیر تأثیر نامطلوبی بر جنبه های اجتماعی خانواده ندارند. از لحاظ اقتصادی این فرزندان در مقایسه با همسالان عادی هزینه بیشتری را مصرف می کنند. روابط والدین با هم تأثیرپذیر از این فرزند نیست.
خواهران و برادران فرزند ناتوان هوشی مشکل چندانی با وی ندارند. ولی نگرش کلی والدین حاکی از تأثیر نسبتاً منفی کودک ناتوان هوشی بر خانواده است. (63% والدین)
1-1) مقدمه
یکی از ویژگیهای مهم انسان، قوای ذهنی رشد یافته و عقل هوشی است که در وجود او به عنوان یک موهبت الهی به ودیعه نهاده شده و همین ویژگی او را از سایر موجودات متمایز ساخته و به دلیل دارا بودن این نعمت، خداوند او را اشرف مخلوقات و مسجود فرشتگان و خلیفه خود بر روی زمین قرار داده است.
اما بنا به دلایل متعددی، معدودی از افراد انسان از داشتن چنین توانایی و ظرفیتی یا محروم بوده و یا از حد طبیعی متناسب با سن خود پایین تر می باشند این محرومیت یا کمبود و نقصان آنان را از سایر افراد متمایز ساخته و برای آنان نیازها و محدودیتها و ناتوانی هایی را تحمیل می نماید که این افراد با توجه به ویژگیها و خصوصیات خاصی که دارند در گروه افراد استثنایی قرار می گیرند.
البته باید توجه نمود که واژه استثنایی به طور اعم و به معنای دقیق علمی خود نمی تواند فقط به گروههای خاصی از افراد جامعه اطلاق شود، چرا که حد حقیقت همه افراد از نظر خصوصیات مختلف جسمانی، ذهنی، روانی، عاطفی و اجتماعی و غیره یکسان نبوده و نسبت به همدیگر دارای تفاوت های خاص می باشند لذا بدین ترتیب هر فرد نسبت به افراد دیگر استثنایی می باشد.
آنچه که اصطلاحاً کودک استثنایی می گوییم غالباً بدین معناست که کودک از نظر هوشی و جسمی و روانی و اجتماعی به میزان قابل توجهی نسبت به دیگر همسالان خود متفاوت می باشد که ناگزیر، نیازمند به توجه خاص و آموزش و خدمات فوق العاده می باشد. استثنایی بودن مشکل است نه فقط برای افراد استثنایی، بلکه مشکلی است که زندگی همه را تحت تأثیر قرار می دهد.
وقتی کودکی بر اثر برچسب منفی که به او زده می شود باعث جدا شدن او از دیگر کودکان می شود، وقتی کودکی که در اثر معلولیتی که دچار آن است در برخورد با نیازهای اجتماعی همچنان به کمک دیگران نیازمند باشد، در تمام این موارد سایر افراد جامعه تحت تأثیر قرار می گیرند، چه از جهت اقتصادی و چه از جنبه عاطفی.
بنابراین باید گفت که افراد استثنایی قبل از هر چیز یک انسانند، اما با یک سری کمبودها و ناتوانائیها.
که وظیفه تک تک افراد جامعه است که در جهت خدمت به این قشر،عزم خود را جزم کرده و در راه رسانیدن آنان به حداکثر توانمندیهایشان تلاش نموده و خدمت به این قشر عزیز جامعه را برای خود سعادت و نیک بختی قلمداد نمایند.
یکی از گروههایی که در تقسیم بندیهای مختلف که از طرف محققین و صاحب نظران در مورد افراد استثنایی شده است و دارای جایگاه خاص ویژه ای می باشد گروه «عقب مانده ذهنی» و کسانی که از نظر عملکرد هوشی پایین تر از حد متوسط عمل می کنند،می باشند. عقب ماندگی ذهنی را می توان از یک طرف بعنوان یک مشکل تربیتی، روانی و پزشکی مورد بررسی قرار داد و از طرفی دیگر به عنوان یک مشکل اجتماعی به حساب آورد. مشکل اجتماعی بودن آن ، این حقیقت را آشکار می سازد که در طول تاریخ عقاید و نظریات مردم نسبت به کسانی که عقب افتادگی روانی، ذهنی داشته اند، منعکس کننده نظریات اجتماعی آن زمان بوده و فرهنگ خاص آن ملت در شکل گیری آن عقاید و نظریات تأثیری شگرف داشته است و چگونگی برخورد با این گروه متأثر از شرایط اجتماعی و سطح فرهنگ و تمدن هر جامعه بوده و این رابطه متقابل تا به آن حد ملموس و دقیق است که به باور برخی از محققان می تواند به آئینه نمای فرهنگ و تمدن یک جامعه باشد (هاشمی، 1380).
عقب ماندگی ذهنی همانطوری که یک مشکل اجتماعی به حساب می آید، شاید قبل از هر چیز یک مشکل و معضل خانوادگی باشد که خانواده را با مشکلات روانی، اجتماعی ، اقتصادی، عاطفی و غیره مواجه می سازد.
2-1) بیان مسئله
در جامعه ای که در آن موقعیت ها و پیشرفت های هوشی و ذهنی از ارزش بالایی برخوردار است، توسعه یک کودک عادی و طبیعی اغلب به عنوان اساس اولیه در عملکرد صحیح والدین تلقی می شود. اما تولد یک فرزند عقب مانده ذهنی، خانواده را در یک معمای فرهنگی و بحران اخلاقی و روحی قرار می دهد.
آیا کودک می تواند در کنار خانواده از رابطه صلح آمیز و شادی بخش برخوردار باشد؟ یا قربانی ناامیدی، عصبانیت و گناه و رنج والدین خواهد شد؟
خانوادۀ یک کودک عقب مانده ذهنی بویژه کودکانی که بهرۀ هوشی پایین تری دارند با ناملایمات اجتماعی و شخصی بسیاری در برخورد با این مشکل مواجه هستند، چه عواملی بوسیله خانواده در این موقعیت تجربه می شود؟ از چه کسی یا کسانی طلب کمک می کنند؟ (مفیدی، 1378).
کودک عامل گسترش نسل است و تولد یک کودک غیرعادی تهدیدی جدی برای خانواده محسوب می شود. مشکلات پدر و مادر یک کودک عقب مانده ذهنی شاید از همه بیشتر باشد.
زیرا بدنیا آمدن کودک هدیه ای به معنای واقعی کلمه است، ولی گاهی انسان از اینکه یک هدیه ناقصی به وجود آورده ، واقعاً برای او وحشت انگیز است که این آگاهی غالباً با پاره ای احساسات ناشایستگی همراه است.
در این زمینه سؤالات متعددی شاید در ذهن آنان جای بگیرد که چگونه این اتفاق برای ما رخ داده است؟ یا چرا این اتفاق برای ما افتاده است؟
چه عاملی یا چه کسی مقصر است؟ بررسی تحقیقات و مطالعات نشان می دهد که وجود یک کودک عقب مانده ذهنی می تواند حداقل از سه نظر وضعیت خانواده را تحت تأثیر قرار دهد:
1- وضع اجتماعی
2- وضع اقتصادی
3- وضع عاطفی، روانی و اجتماعی.
گاهی اوقات وجود یک کودک عقب مانده در خانواده بیشتر از آنکه از لحاظ اقتصادی مشکلاتی را پیش آورد، از لحاظ اجتماعی خانواده را درگیر مسائل و مشکلات می نماید. این مسأله بخصوص در مورد خانواده های طبقات اجتماعی بالاتر مطرح است، چرا که خانواده کودک عقب مانده ذهنی ناگزیر است که محدودیتهای اجتماعی بیشتری را بپذیرد. گاهی خانواده خود را مجبور می بیند که در رفت و آمدهای خود تجدید نظر کند و بدیهی است که به همان نسبت که در نظام ارزشی خانواده و اجتماع ، مفهوم عقب ماندگی ذهنی نارساتر تعبیر شود، محدودیتهای اجتماعی خانواده ها بیشتر خواهد بود.
وضع اقتصادی: مراقبت های پزشکی و آموزشی ، بهداشتی و درمانی یک کودک عقب مانده ذهنی معمولاً مخارج و هزینه هایی بر خانواده تحمیل می کند که به مراتب بیشتر از توانایی مالی خانواده هاست.
وضع عاطفی ـ روانی : معمولاً اطلاع از معلولیت کودک برای والدین به مثابه شوکی دردناک عمل می کند و موجب اختلال شده و جریان عادی خانوادگی را مختل کرده و مسائل و مشکلاتی را برای والدین و سایر اعضای خانواده مانند خواهران و برادران و خویشان و نزدیکان فراهم می سازد.
خانواده یک نظام اجتماعی است و فرزند عقب مانده ذهنی نیز یکی از اعضای این نظام و سیستم اجتماعی می باشد و این دو نه تنها بر یکدیگر، بلکه بر سایر اعضای خانواده نیز دارای تأثیر متقابل می باشند.
این تأثیر هم می تواند جنبه مثبت داشته باشد و هم جنبه منفی.
اما بررسی بیشتر تحقیقات و پژوهشهای انجام گرفته در این زمینه بیانگر آن است که این تأثیر غالباً جنبه منفی داشته است. یعنی عقب ماندگی ذهنی یکی از اعضای خانواده باعث می شود که سیستم و نظام خانواده نتواند کارکردها و وظایف خود را به نحو مطلوب انجام دهد و در نتیجه در عملکرد خانواده اشکالات و وقفه هایی به وجود آید که ضروری به نظر می رسد که در این زمینه بررسی و تحقیق بیشتری صورت گیرد و چگونگی بروز این مشکلات و همچنین راهها و طرق برطرف کردن و یا کم کردن این مشکلات و کمک به والدین و سایر اعضای خانواده مورد دقت و بررسی قرار گیرد.
3-1) هدف پژوهش
والدینی که دارای فرزند عقب مانده ذهنی هستند، دارای مسائل و معضلات خاص هستند و در قبال حضور کودک عقب مانده ذهنی، عکس العمل ها، واکنش ها، احساسات و رفتارهایی از خود بروز می دهند که بهداشت روانی و تعادل روانی ـ اجتماعی آنان را تحت تأثیر قرار می دهد.
تولد یک کودک عقب مانده ذهنی نه تنها باعث تضادهایی در درون شخص می گردد، بلکه باعث انواع خصومت ها، شک و تردیدهایی در درون خانواده می شود و این تضادها بیشتر به شک و تردید در مورد علت عقب ماندگی ذهنی مربوط می شود(افروز، 1384).
از اهداف کلی، آگاهی حد زمینه تأثیر فرزند عقب مانده ذهنی بر والدین و خانواده می باشد و نیز سایر اهدافی که در انجام این تحقیق می توان بدانها اشاره کرد عبارتند از :
- تعامل اجتماعی والدین و تأثیر کودک عقب مانده ذهنی و ارتباطات اجتماعی
- بررسی تأثیر کودک عقب مانده ذهنی بر نگرش، احساسات، واکنشها و رفتار والدین
- بررسی تأثیر کودک بر جنبه های اقتصادی خانواده و روابط او با سایر فرزندان.
4-1) اهمیت موضوع
از آنجایی که هر پدر و مادری وقتی صاحب فرزندی می شود، در انتظار فرزند سالم، باهوش و زیبا می باشند، وقتی کودکی با عقب ماندگی ذهنی قدم به محفل زندگی آنان می نهد. والدین در اولین برخورد و مواجهه با این کودک با «چه کنم ها و چه باید کرد هایی » مواجه می شوند که از همین جا مسائل آغاز شده و موجب بروز احساسات، عکس العمل های متضاد، نگرشهای متفاوت و رفتارهای مختلف شده و تعامل والدین ، بهداشت روانی ، تعامل روانی ـ اجتماعی ، روابط کودک با والدین و اطرافیان را تحت تأثیر قرار می دهد.
تأثیر عقب ماندگی ذهنی فرزند تنها به والدین برنمی گردد، بلکه به نوعی سایر برادران و خواهران ، خویشان و نزدیکان را تحت تأثیر قرار می دهد.
اگر تعداد اعضای خانواده ها را به طور میانگین 5 نفر فرض کنیم و درجه شیوع و گسترده عقب ماندگی را بر اساس استانداردهای بین المللی حدود 3 درصد در نظر گیریم، شاید حدود 5 میلیون نفر از جمعیت شصت میلیونی ایران به نوعی تحت تأثیر پدیده عقب ماندگی ذهنی می باشند.
بنابراین ضروری به نظر می رسد که این مسئله در محیط خانوادگی و اجتماعی از یک طرف و احساسات و نگرش ها و واکنشها و مسائل روانی ـ اجتماعی والدین از سوی دیگر توجه لازم بعمل آید و مورد بررسی و تحقیق قرار بگیرد.
از طرف دیگر والدین بخصوص وقتی با عقب ماندگی ذهنی فرزند خود روبرو می شوند، به دنبال جایی یا کسانی می گردند که آنان را در چگونگی برخورد و سازگاری با این پدیده راهنمایی نمایند. این وظیفه خطیر و مهم بر عهده کسانی می باشد که در حکم راهنما و هادی می باشند که این افراد همان روان شناسان و مشاوران می باشند. از همین جاست که اهمیت مسئله و موضوع مشخص می شود، یعنی کمک به والدین در جهت سازگاری و از طرفی کمک در جهت یافتن علت به منظور رهایی از احساسات گناه و تحقیر و اختلافات زناشویی و غیره.
5-1) سؤالات تحقیق
1- نگرش و احساسات والدین درباره فرزند عقب مانده ذهنی خود چگونه است؟
2- تأثیر فرزند عقب مانده ذهنی بر جنبه های اجتماعی خانواده چیست؟
3- تأثیر فرزند عقب مانده ذهنی بر جنبه های اقتصادی خانواده چگونه است؟
4- داشتن فرزند عقب مانده ذهنی چه تأثیری بر روابط زن و شوهر دارد؟
5- تأثیر فرزند عقب مانده ذهنی بر روابط او با سایر فرزندان خانواده چگونه است؟
6-1) تعاریف عملیاتی
عقب مانده ذهنی آموزش پذیر[1]
به فردی اطلاق می شود که هوشبهر او بین 70-50 بوده که مفاهیم را خوب درک نمی کنند، آموزش کلامی عادی ندارند، تمرکز دقتی در آنها محدود است و برای یادگیری انگیزه ای از خودشان نشان نمی دهند (افروز، 1384).
عقب ماندگی فرهنگی ـ خانواده ای [2]
عقب ماندگی خفیف در فرد به خاطر محدودیت اقتصادی، بدون این که شواهدی بر آسیب مغزی وجود داشته باشد.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 118 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 109 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
سرآغاز
مقدمه 1
فصل اول.
2- بیان مسئله 15
3- ضرورت و اهمیت تحقق 15
4- اهداف تحقیق 16
5-تعریف اصتلاحات تحقیق 18
6-سئوالات تحقیق 18
7-فرضیه تحقیق 18
8-متغیر ها 18
فصل دوم – پیشینه مطالعاتی
9- تاریخچه آموزش در دوران کودکی در جهان 22
10- تاریخچه آموزش و پیش دبستانی در ایران 23
11- سیر فرهنگ و تعلیم و تربیت در اروپا 26
12- تعلیم و تربیت از دیدگاه اسلام 30
13- مرور اجمالی بر آموزش پیش دبستانی در کشور های مختلف جهان 31
14- تاثیر اشتغال مادران بر عملکرد کودکان پیش دبستانی 36
فصل سوم- روش تحقیق
عنوان صفحه
16-مدل آماری 62
17-جامعه آماری 65
18-نمونه آماری 65
19-ابزار اندازه گیری
20-چگونگی نمونه گیری
21-آزمون T 66
22-ویژگی های توزیعای T استودنت 67
23-آزمون T مقایسه میانگین های مستقل 67
فصل چهارم – تجزیه و تحلیل داده ها
24- خلاصه نتایج آماری 69
25- جدول توضیع جدول فراوانی درس فارسی 71
26- جدول توضیع فراوانی درس ریاضی 76
27- لیست نمرات پس آزمون درس املا 78
28- جدول توضیع فراوانیدرس املا 78
29- مقایسه و تفسیر میانگین 78
30- خلاصه و نتیجه گیری 83
31- نتیجه گیری 84
فصل پنجم – بحث و نتیجه گیری
صفحه
32- محدودیتهای تحقیق 88
33- توصیه ها برای تحقیقات بعدی 88
34- منابع 89
چکیده تحقیق:
این پژوهش تحت عنوان تاثیر دوره پیش دبستانی بر پیشرفت تحصیلی کودکان دوره ابتدایی شهر تهران صورت گرفته است.
جامعه آماری شامل60 نفر ، که انتخاب آنها بصورت کاملاً تصادفی می باشد. با توجه به اینکه پژوهشهای متعدد در مورد پیشرفت تحصیلی صورت گرفته ، اما هنوز بسیاری از زوایای این امر مهم ناشناخته باقی مانده و کشور ما با وجود سرمایه گذاری ها و صرف هزینه های کلان هنوز موفقیت های لازم را در این زمینه کسب نکرده است این پژوهش در صدد است تا زاویه ای دیگر از این پدیده را روشن کند و مسئولین آموزشی را برای رسیدن به اهدافشان یاری نماید.
امروزه این نکته در زمینه تربیت مسلم است که متناسب بودن برنامه و محتوای آموزشی با مراحل تحول دانش آموزان باعث فهم مطالب و اجتناب از انباشن حافظه می گردد و یک ضرورت آموزشی محسوب می شود.
براین اساس پژوهش حاضر در صدد است تا ارتباط بین تاثیر پیش دبستانی بر پیشرفت تحصیلی بین کسانی که دورۀ پیش دبستانی را طی نموده اند و آنهایی که از گذارن این دوره بی بهره بوده اند را روشن سازد.
(پیشگفتار)
اگر چه قصد ما بررسی تاریخچۀ آموزش متوسطه نیست اما برای آشنایی خوانندگاه باید گفت که نظام آموزش متوسطه ایران مراحل زیر را طی کرده است.
1- مرحله ای که خود به خود دنبالۀ دورۀ ابتدایی محسوب می شود و در آن مسئله انتخاب رشتۀ مطرح نبود .
2- مرحله ای که دورۀ دوم متوسطه ابتدا به ادبی، طبیعی و ریاضی و هنرستانی و سپس به دوره ها یا رشته های دیگر تقسم می شود.
اما از سال 1350 با تاسیس دورۀ راهنایی تحصیلی دورۀ متوسطه به 4 سال با عنوان رشته های نظری ، شامل ریاضی فیزیک ، علوم تجربی ، ادبیات و علوم انسانی ، شاخه فنی و حرفه ای تغییر یافت.
در سالهای اخیر در نظام جدید آموزش متوسطه با چهره ای متفاوت از قبل همانند آنچه در دانشگاه به عنوان واحد در نظر
گرفته می شود ؛ به صورتی دیگر ظاهر شد.
به این ترتیب که در این نظام دروس مرتبط به هم نبود و چیزی به عنوان تکرار پایه تحصیلی که دانش آموزان در آن متحمل آن می شوند در این نظام مشاهده نمی شود.
حال باید دید پیشرفت دانش آموزان نظام جدید با توجه به عواملی که بعد به ذکر آن خواهیم پرداخت با توجه به تاریخ گذشته انسان و نسل بشر می توان چنین نتیجه گیری کرد که بشر از همان اوان خلقت همیشه و بطور دائم در پی آموزش و فراگیری بوده است و این آموختن مراحل و اشکال مختلفی داشته است و در دوران مختلف شیوه آموزش و آموختن انسان متفاوت بوده است.
مثلاً دیده می شود که انسان در دوران گذشته با مشاده طبیعت و موجودان موجود در آن دست به آموختن می زده و بعد از آن برای ایجاد ارتباط با نسانهای دیگر از راه وروشهای مختلف بهره گرفته است و بعدها برای ارتباط با دیگران از نوشتن نامه استفاده می کرده که بسته به قوم مشخص طرق گوناگونی داشته است.
مثلاً دردوره ای از خط تصویری برای نوشتن استفاده می کرده و قومی درجای دیگری از خط میخی استفاده می کرده که البته استفاده از این روشها نیز نیاز به آموختن داشته است.
و با گذشت زمان در طی چند قرن اخیر انسان نیاز به آموختن را برای همه افراد بشر ضروری می بیند و شروع به ایجاد مکانهای مشخصی برای این کار می کند و با پیشرفت انسان در مورد علوم و دانش این مراکز دانش و تعلیم و تربیت هم صورت مشخص تری به خود می کیرد و بصورت مجزاتری وجود پیدا می کند.
هر چه می گذرد انسان در می یابد که آموختن دانش در سنین پایین تر و کودکی بهتر است از دوران بزرگسالی صورت می گیرد و با تحولات زیادی که در قرون اخیر در زمینه تعلیم و تربیت کودکان انجام گرفته بر اهمیت توجه به امور کودکان و مراکز تعلیم و تربیت آنان پیش از پیش افرزوده است ؛ نظر به اینکه کودکان امیدهای آینده جامعه انسانی می باشند و دارای استعدادها و علائق نهفته و ناشناخته می باشند که باید کشف گردیده و هدایت گردند.
تا بتوانند به ساختن شخصیت خود بپردازند و هرچه بهتر برای زندگی آینده در جامعه آماده گردند.
تعلیم و تربیت کودکان در مراحل مقاطع گوناگون صورت می گیرد یکی از آنها آموزش پیش دبستانی می باشد که اخیراً توجه زیادی هم به آنان معطوف می گردد.
البته این مقطع به لحاظ سنی از مهمترین و حساسترین دوره های زندگی در حال آموزش کودکان می باشد.
که متاسفانه هنوز برای برخی از والدین و مسئولین دست اندر کار اهمیت این دروره آموزشی کامل مشخص نشده است. کودکان در این مراکز چیزهایی را می آموزند که اقتضای سنشان باید بیاموزند که این موارد را در محیط خانه بطور کامل نمی توانند بیاموزند.
از ویژگیهای مهم مراکز پیش دبستانی به مواردی می توان اشاره کرد از قبیل اجتماعی شدن کودکان در این محیط ها ، به خاطر مراوده و ارتباط با کودکان دیگر و همچنین دریافت و آموزش کاربرد خیلی از وسایل و امکاناتی که در محیط زندگیشان با آنها مواجه هستد و با توجه به تاثیراتی که مراکز پیش دبستانی در جنبه های مختلف زندگی کودکان دارد، این انگیزه را در شخص ایجاد می کند که تحقیق و تفحصی در این زمینه انجام دهد.
ما در کشوری زندگی می کنیم که برای رسیدن به استقلال و پیشرفت همه جانبه در زمینه فردی اجتماعی ، اقتصادی ، صنعتی ، علمی و فرهنگی به شخصیتهای رشد یافته و به دلهای بیدار و مغزهای اندشمند و دستهای ماهر توانا نیازمند است.
در راستای رسیدن به این اهداف ضروری است که متخصصان تعلیم و تربیت آنچه در توان دارند به کار گیرند و لزوم تعلیم و تربیت منابع انسانی کشومان به ویژه کودکان با خوش و مستعد را تبیین و گسترش دهند.
با توجه با اینکه در نظر عموم پیشرفت تحصیلی و داشتن نمرات بیشتر در مدرسه تیز هوش تلقی می شود و نیز به لحاظ روابط متقابل خانواده و غیره در بالا بودن نمرات تحصیلی همواره باید در پی عوامل موثر پیشرفت گروهی از دانش آموزان شد.
درست است که ارزش نمرات امتحانی دانش آموزان در مدرسه را نمی توان انکار کرد اما موارد زیادی مشاهده شده است که دانش آموزان با نمرات کم یا متوسط در ادامه تحصیل و در مسائل علمی و حتی در زندگی خود موفقیتهای شایانی داشته اند.
با وجود این تنها می توان گفت که پیشرفت تحصیلی در داشتن نمرات بیشتر در مدسه را تنها نمی توان به عامل خاصی نسبت داد بلکه عوامل متعددی به شکل فعال در تعامل با یکدیگر هستند تا چنین وضعیتی را ترسیم کنند.
تحقیقات فراوانی در زمینه افت تحصیلی دانش آموزان و علل آن انجام گرفته تا بتواند از هدر رفتن هزینه های هنگفتی که در نظام آموزش کشور ها جلوگیری کند اما علی رغم نتایج بدست آمده هنوز یکی از بزرگترین معضلات آموزش و پرورش و نظامها ی آموزشی افت تحصیلی دانش آموزان است . آنچه مسلم است مطالعه و بررسی علل و افت تحصیلی کافی نمی باشد و باید راهبرد هایی برای جلوگیری از بوجود آمدن افت تحصیلی ارائه نمود.
یکی از راه حل های موجود برای شناخت ویژگی دانش آموزان و عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی آنان است تا با گسترش ویژگیهای مذکور و جایگزین کردن این راهبرد ها زمینه ایجاد افت تحصیلی را از بین ببریم کشف متغییر های پیشرفت تحصیلی موضوع ساده ای نیست پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در مقاطع مختلف مستلزم داشتن انگیزه های قوی و نیرومند است . انگیزه هایی که بتوان تحرک و پویایی لازم برای فعالیتهای فردی و گروهی دانش آموزان را برانگیزد.
از مسائل عمده و مهم نظام تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) در هر جامعه چگونگی تربیت و پرورش افراد آن جامعه بر اساس نیازهای مشخص شده آن جامعه می باشد.
روشن است که بر آورده ساختن این نیازهای کاری چندان ساده و آسان نیست و رسیدن به چنین هدفی مستلزم به کارگیری مهارتهایی است که باید مبتنی به تجربه های علمی باشد.
معمولاً خانواده ها به دلیل درگیری ، مسائل و مشکلات مختلف از مسئولیتهایی که نسبت به کودک در ارتباط با کودک در رابطه با زندگی او و آینده اش دارند غافل می مانند.
همین امر سبب شده که نسبت به محرکاتی که کودک برای رشد و تحول شخصیت خود به آنها نیاز دارد غافل بماند و زیاد توجهی به آنها ننماید.
به همین علت انتظار می رود تا مراکز حرفه ای و پرورشی و جبرانی تربیت ، نظیر مهد کودک یا کودکستانها بتوانند به عنوان کار تخصصی و تکمیلی کار خانواده در امر تربیت کودکان گام بردارند.
جامعه برای رسیدن به هدفها باید مسیرهایی را که برای رسیدن به این اهداف لازم هستند مشخص نماید و برای طبق یک برنامه تعلیم و تربیت صحیح که در ارتباط با هدف و تامین کننده خواسته های فردی و اجتماعی مردم آن جامعه است افراد را هدایت کند.
رسیدن به هدفهای جامعه و پروراندن انسان کاری نیست که بتوان تصادف از آن گذشت بلکه احتیاج به نظام پرورش برنامه ریزی شده ای دارد تا از طریق ایجاد فرصتهای دیگری بتوان در رشد و شکوفایی استعداد های جامعه و جلوگیری از بروز نا هنجاریهای تحصیلی و رفتار در کودکان اقدام لازم را بعمل آورد.
فردریک فروبل*(1825-1782) را به عنوان کسی که به آموزش و پرورش جنبه اجتماعی می دهد باید نگریست .
اهمیت آموزش و پرورش و پیشرفت دبستانی با افکار و نظریات فروبل انسجام و نظم دقیقتری می یابد. او اولین کودکستان را تاسیس نمود و آن را باغ کودکان نامید.
فروبل می گوید : کودکستان باید نمونه کوچکی باشد از اجتماعی که کودکان را در بر گرفته و در آنجا باید اجراء و عناصر روابط زندگی اجتماعی به طوری که متناسب با توان و هوش و درک باشد آموزش و پرورش پیش دبستانی از جمله نمادهایی است که قادر است از طریق غنی سازی محیطی ، کودکان را به تجارب ادراکی و ذهنی جدیدی که احتمالاً در محیط خانواده برای آنان که امکان پذیر نیست راغب نماید.
همچنین در محیط های مساعد کودکستان است که می توان مجموعه ای از تجارب اجتماعی را هم از طریق رابطه با سایر کودکان و هم از طریق یافتن الگوهای جدید مانند مربیان در اختیار آنان قرار دهد.
فصل اول
1- بیان مسأله : ( طرح تحقیق)
2- ضرورت و اهمیت تحقیق
3- هدف کلی تحقیق
4- تعریف اصطلاحات تحقیق
5- سئوالات تحقیق
6- فرضیه تحقیق
7- متغیرهای تحقیق
1-1-بیان مسأله
یافته های تحقیقاتی حاکی از آن است که ارائه برنامه های پیش دبستانی نه تنها موجب تغییرات در توانایی های ذهنی کودکان می گردد . بلکه اثرات دراز مدتی نیز بر سازگاری آنان یا محیط کلاس و پیشرفت تحصیلی در دوره دبستان بر جای می گذارد. با توجه به این مسأله است که باید برای ایجاد پیشرفت در امور زندگی به دورۀ 6 ساله اول زندگی توجه خاصی مبذول شود تا زیر بنای محکمی برای مراحل بعدی پی ریزی گردد.
با توجه به اینکه عده ای از دانش آموزان قبل از ورود به دبستان و قبل از اینکه دوره ای جدید از زندگی خود را شروع کنند به جایی قدم می گذارند که یک طرف فرد را آماده ورود به دبستان می کند و از طرف دیگر به فرد آموزشهایی می دهد که اورا دقیقأ از وابستگی به خانواده جدا می کند و نیز به او می آموزد کهم زندگی فقط محصور به خانواده نیست و او باید از تجربه های استفاده کند.
پیاژه رو ی این موضوع تأکید می کند به کودک در دوران پیش دبستانی باید فرصت کافی برای رشد کاربردهای حسی – حرکتی داده شود و توجه او به کنفرانس بین المللی آموزش عمومی در اوایل سال 1939 این است که برای کودکان پیش دبستان باید وسایل مختلف آموزش حسی و حرکتی داده شود و خواندن و نوشتن برای سالهای اول دبستان گذاشته شود.
با توجه به تحقیقات مختلف صورت گرفته در مورد آموزش پیش دبستانی و اهمیت آن در اینجا این مسأله مطرح می شود که آیا بین پیشرفت تحصیلی دانش آموزان که دوره پیش دستانی را طی نموده اند با دانش آموزانی که این دوره را طی ننموده اند تفاوتی معنی داری وجود دارد ؟
2-1- ضرورت و اهمیت تحقیق
در پژوهش حاضر نقش مهم آموزش پیش از دبستان در پیشرفت تحصیلی کودکان مورد بررسی قرار خواهد گرفت.آموزش و پرورش کودکستانی اولین مرحله از آموزش و پرورش رسمی است که هدفهاو محتوای و برنامه و روشها و ابزارهای خاصی خود را دارد و پایه مهمی برای سایر دوره های آموزش و پرورش عمومی است در این مرحله از آموزش دورهای که مخصوص کودکان پنج و شش ساله است دوره آمادگی برای ورود به دبستان یا اصطلاحأ دوره پیش دبستانی نامیده می شود که اساسأ زیر نظارت آموزش و پرورش است در این دوره است که کودکان برای اولین بار از استقلال خویش بهره می گیرند . در این دوره است که نقش نهاد خارج از محیط خانواده یعنی نقش کودکستان در رشد و پرورش و یادگیری کودک اهمیت می یابد ولذا برنامه ریزی منسجم وهدفدار آموزش وپرورش ضرورت بیشتری پیدا می کند.
با توجه به اینکه هرگاه صحبتی از وضعیت درسی و معلومات علمی دانش آموزان می شود اغلب والدین در پاسخ دادن به این موضوعات به خاطر مشکلات و مسائلی که در زندگی خویش با آنها روبرو هستند عاجز می مانند و می گویند ما به علت مشاغل خود و گرفتاریهایی که داریم دیگر حصله بحث نمودن با فرزند خود در این زمینه را نداریم وبعضی ها نیزی برای اینکه خود را از این مسئولیت بدور دارند فرزندانشان را به کودکستان می برند و بر این باورند که بردن به کودکستان سبس می شود که کودکانشان خود به خود انرژی لازم را برای ادامه تحصیلات کسب نمایند و دیگر نیازی به بحث و یاد دادن والدین خود را ندارند.
بر آن شدیم با بررسی هایی بفهمیم که این نظر ها تا چه اندازه درست است.
آیا واقعأ کودکستان می تواند وسایل لازم را برای یک دانش آموز بر آورده سازد ؟
یا اینکه عوامل دیگری به غیر از کودکستان می تواند بر پیشرفت تحصیلی یک دانش آموز موثر باشد ؟
همچنین از اهداف دیگر این می تواند باشد:
الف جلب توجه مسئولین آموزشگاه و دست اندرکاران آموزش و پرورش.
الف آگاهی دادن به والدین و مشخص نمودن اثر مهد کودک بر فرزندان آنان.
3-1- اهداف تحقیق
تعلیم و تربیت کودکان خردسال در طول تاریخ بین اقوام مختلف به صورتهای گوناگونی مطرح بوده است . این نکته قابل ذکر است که طرز تفکر عده ای در مورد کودکان به گونه ای است که معتقدند کودک باید با ویژگیها و نیازهای دوران کودکی مورد تعلیم و تربیت قرار گیرد . اما عده ای به عکس می کوشند که هر چه زودتر کودک را به فرد بزرگسال تبدیل کنند . این دو نگرش همیشه در طول تاریخ وجود داشته است تا یکی دو قرن گذشته تعلیم و تربیت دوران اولیه کودکی عمومأ به عهده خانواده ها و والدین بود. در اروپا از قرن نوزدهم با به وجود آمدن تشکیلات و سازمانهایی به نام کودکستان آموزش و پرورش جدی و رسمی خردسالان آغاز شد.
بطور کلی ابتدا خانواده و بخصوص مادر قادر است که احتیاجات جسمانی و عاطفی روانی کودک را بر آورده سازد ولی به تدریج که کودک رشد می کند ملزوم به ایجاد رابطه گسترده تری با دیگران وکسب استقلال فردی ، و یادگیری بیشتری می شود . در این مرحله موسسات پرورشی و تربیتی مانند آموزش و پیش دبستانی (کودکستان) اولین محیط غیر از خانواده است که کودک به آنها وارد می شود. تاثیراتی که کودکان از این محیط ها دریافت می کنند، زمینه ساز رفتارها و علایق بعدی آنان در محیط بزرگتر خواهد بود.
هدف کلی:
با توجه به این نکته که بعضی می گویند چون که پسرم و یا دخترم قبل از اینکه به مدرسه برود وارد کودکستان شده یا اینکه والدینی گفته اند که دانش آموز قبل از ورود به مدرسه باید کودکستان برود . یا اینکه والدین و اطرافیان از کودکستان بعنوان سن آغازین ورود دانش آموز به آنجا صحبت می کنند بر آن شدیم تا مقایسه کنیم دانش آموزی که به کودکستان رفته نسبت به دانش آموزی که به کودکستان نرفته برتری دارد یا نه و اگر دارد چگونه و تا چه اندازه رفتن به کودکستان بر دانش آموز تأثیر داشته است ؟
هدف اختصاصی :
با توجه به نظرات متفاوت و مختلفی که افراد و والدین در جامعه در مورد کودک و پیشرفت در مدارس و همچنین کودکستان در رابطه با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان وجود دارد ، سعی بر این شده تا این نظرات بررسی شده و مشخص شود آیا این نظرات را می توانیم مورد قبول قرار دهیم یا خیرأ و ببینیم که آیا کودکستان در رابطه با پیشرفت تحصیلی کودک موثر است ؟
4-1- تعریف اصطلاحات تحقیق
پیشرفت تحصیلی:منظور از پیشرفت تحصیلی در تحقیق حاضر عبارت است از مجموع میانگین نمرات دانش آموزان کلاس اول ابتدائی که دوره پیش دبستانی را طی کرده اند.
دورۀ پیش دبستانی یا آمادگی : سالهای پنجم و ششم زندگی کودک را از سالهای کودکستانی و دورۀ آمادگی برای ورود به دبستان یا پیش دبستانی می نمائیم.
در این دوزه است که کودکان برای اولین بار از تحرک و استقلال خود بهره می گیرند و والدین و جامعه انتظار دارند که کودکان برای ورود به دبستان آماده شوند[1]
5-1-سئوالات تحقیق
1- آیا کودکانی را که دوره پیش دبستانی را طی نموده اند ( در درس املاء) از کسانی که این دوره را طی نکرده اند از پیشرفت تحصیلی بیشتر برخوردارند ؟
2- آیا کودکانی را که دوره پیش دبستانی را طی نموده اند ( در درس ریاضی) از کسانی که این دوره را طی نکرده اند از پیشرفت تحصیلی بیشتر برخوردارند ؟
3- آیا کودکانی را که دوره پیش دبستانی را طی نموده اند ( در درس فارسی) از کسانی که این دوره را طی نکرده اند از پیشرفت تحصیلی بیشتر برخوردارند ؟
تعاریف عملیاتی
منظور از تعاریف عملیانی یا توضیح اصطلاحات ، بیان ساده و در عین حال رسای واژها ، کلماتی است که بیش از یک معنی داشته باشد و معنی و مفهوم خاصی را به خواننده ارائه دهد که ممکن اسن مورد توجه پژوهشگر نبوده و یا اینکه برای خواننده نا آشنا و نا مفهوم باشد. (نادی . سیف نراقی 1372 )
کودکستان ( مرکز آموزشی پیش دبستانی): به مراکز آموزشی اطلاق می شود که به نحوی نگهداری کودکان در موقع اشتغال والدین ایشان ، آموزش این کودکان را قبل از دوره دبستان در مراکز دولتی و یا بخش خصوصی بر عهده دارند.
کودکان آموزش دیده ( کودکستان رفته) : به کودکانی گفته می شود که مدت یکسال ، درست قبل از شروع دوره دبستان در مراکز آموزش پیش دبستانی، مشغول به گذاراندن آموزشهای خاص این دوره بوده اند.
فصل دوم – پیشینه مطالعاتی
1- تاریخچه آموزش در دوران کودکی در جهان
2- تاریخچه آموزش و پیش دبستانی در ایران
3- سیر فرهنگ و تعلیم و تربیت در اروپا
4- تعلیم و تربیت از دیدگاه اسلام
5- مرور اجمالی بر آموزش پیش دبستانی در کشورهای مختلف
6- تاثیر اشتغال مادر بر عملکرد کودکان پیش دبستانی
آموزشهای این دوره شامل بازیهای مختلف و حرکات بدنی و ورزشی آموزشهای هنری مثل نقاشی ، سرود، شعر قصه در بعضی مراکز مجسمه سازی با گل نیز جزء این آموزشها می باشد.
کودکان آموزش ندیده ( کودکستان نرفته ): به کودکانی اطلاق می شود که قبل از ورود به دبستان و کلاس اول ابتدائی هیچ نوع آموزش رسمی و کلاسیک را پشت سر نگذاشته اند.
پیشرفت تحصیلی:میانگین نمره های دانش آموزان سال اول ابتدایی در دروس ( ریاضی ) بعنوان ملاک نمایشکر پیشرفت تحصیلی در نظر گرفته شده است.
با توجه به اینکه سیستم نمره گذاری در کشور ما بین صفر تا بیست می باشد.
6-1-فرضیه تحقیق
بین نمرات پیشرفت تحصیلی دانش آموزانی که دوره پیش دبستانی را طی نموده اند با دانش آموزانی که این دورۀ را طی ننموده اند تفاوت معنی داری وجود دارد.
بین نمرات کودکانی که دوره پیش دبستانی را طی نموده اند ( در درس ریاضی) و کسانی که این دوره را طی نکرده اند تفاوت معنی داری برخوردارند.
7-1- متغیرها
1-متغیر مستقل: دوره پیش دبستانی (کودکستان).
2-متغیر وابسته: پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ابتدائی در درس های فارسی- ریاضی – املاء
3-متغیر مداخله گر: توجه والدین به امر تحصیل ، علاقه شخصی کودک در امر تحصیل .
4- متغیر کنترول : هوش دانش آموزان ، سن دانش آموزان.
تارخچه آموزش در دوران کودکی در جهان
در ایالات متحده در نتیجه جنبش مطالعه دهه 1920 مهد کودکهای آزمایشگاهی وابسته به دانشگاه بوجود آمد.
مهد کودک هایی با همکاری مادران ایجاد شد که به آنها کنک می کرد درباره کودک و پرورش کودک چیزی بیاموزند.
این مهد کودک ها محیط هایی بود که مادران در آن می توانستند تجربیات خود را تبادل کنند.
برنامه ایجاد مهد کودک های دولتی در دهه 1930 بخشی از اقداماتی بود که برای گروههای مربیان بیکار فراهم می کرد.
در سالهای 1960 توجه ملی اثرات ویرانگر و همیشگی جنگ جلب شد . دولت برای این برنامه سر آغاز و انجمنهای خیریه دیگر بودجه ای اختصاص داد که از طریق آن به کودکان فقیر همان مقدار داده شود که والدین طبقه متوسط در مهد کودک های خصوصی یا کودکستانها بابت آن پول پرداخت می کنند.
از آنجا یکی از اهداف آموزش خر سالان آماده سازی آنها برای موفقیت تحصیلی و اجتماعی آنها شد.
تاکید بر رشد شناختی ، زبانی و تحصیلی جانشین تاکید بر رشد جسمانی اجتماعی و عاطفی که در گذشته محور اصلی برنامه های مطالعه کودکان ، کار آموزی مربیان و والدین یا صرفأ مراقبت از کودکان بود .
برنامه مهد کودک های اولیه تا حوددی از عقاید اریکسون (1950) ناشی شده بود. اریکسون[2] ادامه دهنده راه فروید بود و به نیاز های کودکان برای رسیدن به رشد اجتماعی اهمیت می داد
به عقیده او سازگاری اجتماعی و عاطفی هر فرد و کار آرایی شخصی او در بزرگسالی بستگی دارد به آموزشهای خرد سالی در زمینه اعتماد بنیادی ، استقلال شخصی ، ابتکار و اهمیتی که فرد برای خود قائل است.
بنا براین نظامهای آموزشی اولیه طوری برنامه ریزی شده بودند که کودکان را تشویق به ابراز خود کنند؛ به اکتشاف محیط بپردازند و هر مسئله اجتماعی که احتمالأ بر ایشان بوجود می آمد حل کنند.
در این نظامها والدین و مربیان نمی بایست کودک را بدون جهت محدود کنند یا مدام تشویق نمایند.
به هر حال تاکید بر هر چه باشد برای خدمت هر چه شایسته تر به کودکان همه برنامه ها باید در همه حوزه ها ی رشد و سایل یادگیری را فراهم کنند.
حتی اگر تاکید خاص هم در کار نباشد همه برنامه ها باید در همه حوزه های رشد آموزش را برای کودکان فراهم کنند.
کودکان با انگیزه خود جوشی که برای آموختن و رسیدن به انواع مهارتها لازم دارند فرصتهای لازمه را بوجود آورند.
الف تاریخچه آموزش پیش دبستانی در ایران
در ایران آموزش پیش دبستانی به عهده مکتب خانه ها بود. آموزش دختران به عهده زنان بود که در منازل خود و درحد ابتدائی آموزش می دیدند.
از سال 1290 اولین قانون معارف برای آموزش ابتدائی تصویب شد و در سال 1310 بطور فعال مدارسی شروع به کار کردند.
اولین کودکستان در ایران توسط میسیونزهای مذهبی تاسیس شده است که دو خانم به نامهای ((سزوژیان )) ، ((خانزادیان))ارمنی اداره کننده این مراکز در تهران و تبریز بودند.
از بین ایرانیان نخستین کسی که اسلوب جدیدی در تعلیم و تربیت[3] نوآموزان به کار برد ، میرزا حسن رشدیه بود که با تحمل رنج و خسارت فراوان بسیار در این کار خیر گذارد و از نیم قرن پیش به این طرف به همت والای عده ای از آموزگاران دلسوز با تجربه از جمله جبار عسگریان معروف به باغچه بان در سال 1303 ه . ش در تبریز اقدام به تأسیس کودکستان[4] کرده که به نام آن خواندن و نوشتن ، بازی و نقاشی برده است .
باغچه بان آموزش و پرورش نونهالان را با اسلوب سهل و آسان را پی ریزی کردند و تأدیب حامی خود را به تشویق و دلجویی داد.
وضع نا مطلوب مدارس تا حدود نیم قرن پیش ادامه می یابد و از این دوزه به بعد بع تقلید از اروپاییان مدارس زیادی ایجاد می شود و راه و رسم تعلیم و تربیت دگر محو می شود. البته لازم به یاد آوری است که در سال 1307 در شیراز نیز باغچه بان ، کودکستان مشابه تبریز تأسیس کرد.
اولین امتیاز کودکستان در سال 1301 به نام خانم ((برسایه )) در ایران صادر شد ه است. تاریخ فعال شدن کودکستان در ایران به حدود 1304 برمی گردد.
قبل از انقلاب مسئولیت اداره آموزش پیش دبستانی بین اتاق اصناف شهرداری سازمان زنان ، انجمن ملی حمایت از کودکان ، مشترک بود ولی امروزه کودکستانها زیر نظر وزارت آموزش و پرورش اداره و مهد کودکها زیر نظر بهزیستی است.
اهداف جمهوری اسلامی در مورد آموزش و پرورش پیش دبستانی:
الف) کمک به جریان رشد جسمی ، [5]عاطفی ، [6]شخصیتی و [7]اجتماعی کودکان با تکیه بر زمینه های دینی و شعائر مذهبی.
ب) تعلیم زبان رسمی مملکت با هدف تنظیم (تفاهم بیشتر و صورت بخشیدن به جامعه)
ج)ایجاد ارتباط اجتماعی بینننن کودکان
د)کمک به افراد کم در آمد تا فرزندان آنان درمحیط تربیتی سالم پرورش یابند.
ه) شکوفایی استعداد های کودکان ( راوندی 1369 )
عقیده چندین تن از متفکران ، دانشمندان ایرانی در باب تعلیم و تربیت :
الف ) ابن سینا:
ابن سینا بر مبنای آراء و نظرات این مقنع و فرابی ( معلم ثانی ) در پیرامون تعلیم اولاد چنین می گوید:
پدر و مادر باید برای فرزندان خود نام نیکو انتخاب کنند و اسمأ شایسته برگزینند.
شیر نیز در مزاچ و صحت او تاثیر به سزایی دارد.
باید پدر و مادر هنگام از شیر باز گرفتن ، که کودک برای هر گونه تربیتی آمادگی دارد به تربیت او همت گمارند.
باید مربیان سختی و نرمی تشویق و ترهیب را به هم آمیزند . چون اقتضا کند از زدن باز نایستند ، برای تعلیم و تربیت معلمی خردمند و پسندیده فعال برگزینند.
آموزگار باید: خشرو و باوقار و پاکیزه باشد.
باید پدر و مادر سعی کنند فرزندانشان با بزرگان و صاحبان اخلاق نیکو همدرس باشند ، که کودک از کودک تقلید کند و بدو انس گیرد و باید پس از آموختن سواد ، صناعتی بیاموزد و باید صناعت و مسیر استعداد طبیعی ایشان باشد.
بر پدر و مادر واجب است که چون فرزندانشان صناعتی آموخت برای او زن بگیرند و آن گاه او را به حال خود رها کنند ، که نشاید فرزندان همواره پا بردوش پدران خود باشند.
ب) ناصر خسرو :
ناصر خسرو نخستین شرط تعلیم دادن و آموزش و پرورش دیگران را خود آموزی یا آموختن می داند و با صراحت می گویند :
چون نیاموختی چه دانی گفت که به تعلیم شد جلیل((جریر))
و مراد او از ((جریر)) ابو جعفر محمدبن جریر طبرسی مورخ و دانشمند معروف قرن سوم هجری است ( همان منبع)
ج) خواجه نصیرالدین طوسی:
خواجه نصیرالدین طوسی در کتاب اخلاق ناصری ضمن بحث در پیرامون تعلیم و تربیت فرزندان می گوید:
چون فرزندی بوجود آمد ، باید نام نیکو و مناسبی بر او نهاد ، زیرا اگر در انتخاب نام دقت نشود ، صاحب نام در تمام عمر ناراحت خواهد بود.
سیر فرهنگ ، تاریخ تعلیم و بربیت در ایران و اروپا – راوندی
ص 26-25
دیگر اندرزهای خواجه این است که حتی الامکان کودکان را به کار می گمارند که مورد علاقه ایشان است و همین که در کاری مهارت یافتند و به کسب و کار مشغول شدند باید جوانان را متأهل کنند و به آنها استقلال بخشند.
( همان منبع ص 29 )
سیر فرهنگ و تعلیم و تربیت در اروپا:
هر جامعه در طول زمان از راه میراث فرهنگی خود و مشاهده و تجربه در زمینه های مختلف زندگی ، اقتصادی و اجتماعی ، اطلاعاتی کسب می کنند و در مجموع سازمان سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی عادی آن جامعه را تشکیل می دهد و ما از طریق مصنوعات آثار ادبی و فلسفی و ذوقی و افزارها و وسایل تولیدی ، سلامها و لباسها می توانیم به میزان رشد اجتماعی آن پی ببریم.
وقتی که تاریخ اروپا از قدیمترین ایام مورد مطالعه قرارا می دهیم می بینیم که این قاره طی هزاران سال عصر حجر قدیم ، ار راه شکار و ماهی گیری ، زندگی می کردند. در عصر حجر جدید کشاورزی و اهلی کردن حیوانات آغاز می شوند.به کار بردن مفرغ که در حدود سه هزار سار قبل از میلاد از مصر وسوریه وارد جزیره (( کرت )) شد در نواحی اطراف مدیترانه رایج گردید و بعد از دو هزار سال قبل از میلاد بر بیتانیا و آلمان رسید.
در حدود 1800 ق ، م وحشیهای یونانی زبان به سرزمین یونان هجوم بردند و تمدن ((منسی )) را تأسیس کردند.
اختراع الفبای (( فونتیک )) به وسیله فنیقیها و اختراع پول در آسیای صغیر در حدود 700 ق،م تاثیر عمیقی در اوضاع فرهنگی و اقتصادی اروپا داشت و در حدود 1100 ق،م مهاجمین دیگری به یونان تاختند و تمدن منیسی را از بین بردند و دلتشهرها را تأسیس کردند که سرانجام حکومت دموکراسی در انجام استقرار یافت.
از قرن ششم تا چهارم قبل از میلاد فرهنگ[8] و تمدن یونانی به معنی اخذ نشأت یافت ، که فتوحات اسکندر مقدونی باعث گسترش و اشاعه آن در مشرق زمین گردید.
در قرن سوم قبل میلاد شهر روم در شبحه جزیره ایتالیا رونق بسیار یافت و پس از جنگهای (( کارتاژی)) سیسیل و ایتالیا جز و قلمرو دولت روم گردید در 14 ق،م یونان یکی از ولایات روم گشت ضمناً ((ملتهای)) اروپای مرکزی پس از دست یافتن به فرانسه و بریتانیا و ایرلند و ایتالیا وارد اسپانیا شدند.
فتوحات روم نه فقط وسیله حفظ نظم وبسط تجارت و اشاعه تمدن یونانی رومی شد بلکه وسیله نشر مسیحیت نیز گردید و در سال 224 ب،م دین (( مسیح))دین رسمی امپراطوری گشن . ولی توسط امپراطوری در قرن دوم بعد از میلاد متوقف گردید و مشکلات مالی و عیوب دستگاه اداری و مهاجمات پی در پی اقوام وحشی به مرز های شرقی منجر به متلاشی شدن امپراطوری روم و آغاز قرون وسطی گردید.
همان منبع ص 156-155
5- عقیده صاحبنظران اروپایی در باب تعلیم و تربیت
الف)افلاطون :
افلاطون مدت دو سال در مکتب سقراط به تحصیل مشغول بود . پی از مرگ استاد مدتی به سیر و سیاحت پرداخت پس از مراجعت به وطن به تعلیم و تربیت اشراف زادگان همت گماشت و در باغ خود که به نام ((آکادمی[9])) معروف شده بود طالبان علم ، کسانیکه اوقات خود را صرف تحصیل علمی و کشف حقیقت می کردن تعلیمات فلسفی می داد متاسفانه تعالیم فلسفی افلاطون مبنای علمی و منطقی نداشت اساس حکمت افلاطون دین است که محصوسات ظاهرند نه حقایق و گذرنده اند . نه اصیل و باقی و علم به آنها تعلق نمی گیرد بسیاری از نظریات ایده آلیستی افلاطون به شدت مورد اعتراض ارسطو شاگرد او قرار گرفت .
همان منبع ص 162-161
ب) ارسطو :
نظریات فلسفی و اجتماعی ارسطو ، در فرهنگ و تمدن اسلامی مخصوصاً پس از استقرار حکومت عباسیان تاثیر فراوانی بخشیده است بنابراین بی مناسبت نیست عقاید و نظریات او را پیرامون تعلیم و تربیت تقل کنیم :
به نظر ارسطو (( خانواده یک واحد اجتماعی است که انسان بدون آن نمی تواند زندگی کند ، و خانواده خوشبخت نخواهد بود مگر آنکه زن شریک مرد ومطیع آن باشد و فرزندان از پدر و مادر فرمان برداری کنند و ایشان را گرامی دارند و فرزندان را هیچ حقی نیست ، تنها بر پدر و مادر واجب است که فرزندان خود را تربیت کند و استعدادهای اورا بارور سازد .
ج)شران ژاک روسو :
یکی از نخستین کسانی بود که علیهه حالت رسمی آموزش طغیان کرد و حقوق فرد تعلیم و تربیت سخن راند.
وی با تمدن که جنبه قراردادی دارد خصومت ورزید و آن را ساختگی و فنابر دانست. روسو بر این باور بود که انسان باید سرنوشت خویش تعیین کند و تحقیق خصلتهای خود را عهده دار شود.
روسو در " " و تمام آثارش اعتقاد فراوان به عالم طبیعی دارد و می گوید :
هر چیزی به همان صورتی که پرورده قدرت آفریدگار جهان است ، خوب است اما هر چیزی در دست انسان تعییر ماهیت دهد .
بنابر این تعلیم و تربیت چنانچه بخواهد با طبیعت همنوا شود باید به کودک احترام بگذارد . از آنجا که کودکان از نظر طبیعی با یکدیگر متفاوت اند آموزش و پرورش باید فردیت کودک را مورد توجه قرار دهد . وی مصّرانه سفارش می کمرد که کار تعلیم و تربیت را با شناخت دانش آموزان آغاز کنید به اعتقاد وی قبل از اینکه کودک توانایی فهمیدن بدست آورد نباید به او چیزی آموخت ، روسو بیشترین اهمیت برای فعالیت جسمی و تندرستی قائل بود و عقیده داشت که علائق طبیعی کودک نظیر کنجکاوی و بازی در تعلیم و تربیت او نقش مهمی ایفا می کنند و او معتقد بود که آموزش و پرورش کودک باید کمتر گفتاری و بیشتر حسی و تجربی باشد.
روسو پاها ، دستها و چشمها را نخستین معلمان کودک می دانست و عقیده داشت که جایگزین کردن کتاب به جای آنها ، به منزله آنست که کاربرد عقل و خرد دیگران را بیاموزد .
روسو بر این باور بود کهم تکیه کودک بیش از حد به حافظه درست نیست و عقید ه داشت که تعلیم و تربیت باید گسترده و همه جانبه باشد به گونه ای که توانایی های بالقوه کودک شکوفا گردد.
روند تکوینی و تطبیقی تعلیم و تربیت جهان در قرن بیستم ترجمه و تألیف امان ا... صفوی ص 28-27
| دسته بندی | حقوق |
| فرمت فایل | ppt |
| حجم فایل | 4726 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 76 |
2- نظام ارزشی زن
مجموعه گزاره هایی که به جنبه های ارزشی شخصیت زن پرداخته و جایگاه هر رفتار، واکنش یا روحیه زن را تعیین می کند. این گزاره ها عمدتاً از « خوب» یا « بد» بودن و یا از « زیبایی» یا « زشتی» یک عمل، اندیشه یا انگیزه سخن می گویند. هر چند نظام ارزشی در تعریف کنونی از حوزه اخلاق در تعریف سنتی آن، بسی فراتر
می رود، گاه به تسامح آن را « نظام اخلاقی» نیزمی نامیم. البته در جای خویش
می توان استدلال کرد که اخلاق- در تمایز با فقه و حقوق – دقیقاً همین جایگاهی را دارد که در این جا به آن نظام ارزشی اطلاق شده است.
3- نظام حقوقی زن:
مجموعه گزاره هایی کند. می توان آن را « نکه یا تکلیفی را بر عهده زن می گذارد و یا تکلیفی را بر عهده دیگران به سود زن قرار می دهد. این گزاره ها از سنخ « باید» و « نباید» است و چون موضع گیری مشخصی را در ارتباط با زن ایجاب می ظام فقهی» نیز نام نهاد.
با تامل و تحقیق بیشتر در هر یک از سه نظام یاد شده می توان نشان داد که هر یک از سه نظام یاد شده در درون خود سه نظام کوچک تر را نیز در بر می گیرد. این سه خرده نظام، گویای سه بعد شخصیتی زن است: بعد فردی، خانوادگی و اجتماعی به این ترتیب، ما به سه خرده نظام شخصیتی( نظام شخصیت فردی، نظام شخصیت خانوادگی و نظام شخصیت اجتماعی ) مواجه خواهیم بود.
پاورپیونت 76 اسلاید
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 84 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 135 |
مقدمه :
سرزمین ایل بختیاری یا لُر بزرگ که از مهمترین ایلات کوچرو ایران کنونی است در شمال و باختر سرزمین ایلات کهکیلویه یعنی زاگرس مرکزی قرار دارد. (ایلات و عشایر انتشارات آگاه ، سال 1362، ص 20) قلمرو این ایل که به نام خاک بختیاری معروف است در ناحیهای میان اصفهان و خوزستان قرار گرفته و سلسله جبال زاگرس در جهت شمال غربی به جنوب شرقی از میان این قلمرو میگذرد و آن را به دو بخش کوهستانی در شرق و جلگهای در غرب این جبال تقسیم میکند بخش کوهستانی ییلاق و بخش جلگهای قشلاق ایل بختیاری است. این منطقه محدود است از طرف شمال به لرستا، از سوی شرق به اصفهان و چهارمحال از سوی جنوب به قلمرو ایلات لرستان منطقه کهکیلویه و بویر احمد و ایل ترک زبان قشقایی و از سوی غرب به دشت خوزستان. جمعیت ایل را در حدود 500000 نفر تخمین زدهاند که در سرزمینی به مساحت 7500 کیلومتر مربع زندگی میکنند. از کل جمعیت 200000 نفر یعنی 40 درصد زندگی کوچنشینی و نیمه کوچنشینی دارند که ییلاق و قشلاق میکنند و معیشت آنها مبتنی بر پرورش دام از نوع گوسفند و بز است، منطقه ییلاقی ایل در مرتفعات غرب اصفهان واقع شده است که بلندترین قلّة آن به ارتفاع 4549 متر در زیر کوه قرار دارد. سرزمین قشلاقی در دامنه شرقی سلسله جبال زاگرس واقع شده و تا قسمتی از خوزستان ادامه دارد. ایل بختیاری در طول سال دارای دو کوچ بزرگ در دو فصل بهار و پاییز است، اوایل بهار از گرمسیر به ییلاق میکوچند و پاییز برمیگردند. فاصله میان گرمسیر و ییلاق برحسب طایفه متفاوت است و در مداری به 300 کیلومت میرسد. کوچ بختیاریها به طور منظم صورت میگیرد، هر طایفه از مسیر معینی ((ایل راه)) که تقریباً ثابت است میگذرد، در ییلاق هم محل ثابتی دارند که دیگر طوایف نمیتوانند از آن استفاده کنند. در بازگشت به گرمسیر آثاری از سنگچین ها بر جای میماند که مجدداً در سال آینده هر طایفه در محل خود چادرها را برپامیدارد. (رجوع شود به : اصغر کریمی ـ ژان پیر دیگار، ایل بختیاری در مجموعه مقالات مردمشناسی مرکز مردمشناسی ـ وزارت علوم و آموزش عالی ، دفتر دوم، ایلات و عشایری پاییز 1362 ، ص 11 تا 51.) ایل بختیاری به دو نیمه یا بلوک «هفت لنگ » و «چهار لنگ» تقسیم میشود که هر کدام در کل قلمرو بختیاری دارای سرزمین مشخص است ... هفت لنگ که همه ساله بین نواحی شرقی خوزستان یعنی «اندیکا» و «مسجد سلیمان» و «شوشتر» و «ایذه» و «شهرکرد» و «بروجن» در چهارمحال و بختیاری در حرکت و کوچ اند به چهار گروه دورکی، بابادی ، بختیاروند (یا بهداروند) و دنیارانی تقسیم میشود. چهار لنگ نیز که عمدتاً بین دزفول و ایذه در خوزستان از سویی و «داران» در اصفهان و «الیگودرز» و «بروجرد» در لرستان از سوی دیگر ییلاق ـ قشلاق میکنند و به گروههای هم وند، «محمد صالح» (مم صالح) ، «موگویی» و «کیان ارثی» تقسیم میشود... بسیاری از تیرههای طوایف چهار لنگ اسکان یافتهاند. (ایلات و عشایر، انتشارات آگاه، سال 1362 ص 20 ) .
معیشت اصلی بختیاریها دامپروری توأم با مختصری زراعت است که بیشتر به صورت دیم و کمتر به صورت آبی کشت میشود. زراعت آبی عمدتاً در محدوده روستاها و میان یک جانشینان متداول است، صنایع دستی هم یکی از فعالیتهای اقتصادی بختیاریهاست که زنان انجام آن را بر عهده دارند. مواد اولیه صنایع دستی عمدتاً از تولیدات دامی تأمین میشود.
بیان مسئله :
ایل بختیاری که همیشه به عنوان یکی از ایلهای پرجمعیت و دارای نفوذ گستردة سیاسی ندارد ، اقتصادی در جنوب غربی کشور شمرده شده، بارها مورد بررسیهای مختلف فرهنگی ، اجتماعی و مردمشناسی قرار گرفته است. سعی ما در این تحقیق بر این است که مسائل انسانی، اقتصادی و تاریخی را به صورت پیوسته و از دید علم جغرافیا بررسی کنیم و تنها به شناخت عوامل و پدیدهها بسنده نکرده، ضمن شناخت، به روابط بین آنها نیز اشاره نماییم.
یکی از علل بررسی ایل مذکور آن است که بختیاریها از اصیلترین و قدیمیترین اقوام ایرانی محسوب گردیده، پرجمعیتترین جامعة عشایری کشور نیز به شمار میروند؛ جامعهای که در طول تاریخ بس طولانی خود، با جمعیت انبوه بر منطقه تسلط داشته، قادر به انتقال ویژگیهایی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خود به ساکنان بخشهای مجاور نیز بوده است ؛ به طوری که بخشهایی از خوزستان ، لرستان ، اصفهان ، چهارمحال و بختیاری و فارس کاملاً از ویژگیهای فرهنگ بختیاری برخوردار بوده ، متأثر از اقتصاد آنان هستند.
ایل بختیاری با تحولات سیاسی و اقتصادی کشور، بویژه از 1340 به بعد، بنیانهای اصیل اجتماعی و اقتصادی خود را از دست داده و امروزه پدیدة یکجانشینی، اشتغال در صنایع نفتی جنوب، پراکنده شدن در شهرها و قصبات منطقه و مشکلات عدیده دیگر، تشکیلات و ساختار ایلی و سنتی آن را تا حدودی از هم گسسته است.
با شنیدن نام بختیاری برای نخستین بار، اینطور استنباط میشود که قومی واحد از یک نژاد و فرهنگند، اما در عمل خواهیم دید که دقیقاً اینطور نیست و در بین آنان مردمانی از اقوام ایرانی، عرب و ترک نیز وجود دارند که همگی در یک تشکیلات سیاسی اجتماعی به نام بختیاری، منسجم و متحد گردیدهاند و نفوذ و توسعة فرهنگی و اقتصادی آنان در جنوب ایران، در بین چندین استان کشور گسترده شده است. پس این مطلب مهم است که منطقة بختیاری یا حدود تحت قلمرو ایل بختیاری هیچ رابطهای با تقسیمات سیاسی کشور، از جمله سطح استانها و مرز شهرستانها ندارد، بلکه بیشتر تابع مساعدت محیط طبیعی منطقه و میزان نفوذ سیاسی، اداری و اقتصادی بختیاریهاست ، به طوری که حتی بخشهایی از استان مرکزی و شمال شرقی اصفهان ، نظیر گلپایگان ، خوانسار، خمین ، محلات و کوهپایة اصفهان نیز تحت نفوذ بختیاریها بوده است که البته امروزه به سبب تحلیل قدرتهای اجتماعی و کاهش مراتع و رواج پدیدة یکجانشینی ، عملاً از حیطة نفوذ آنان خارج شده و فقط آثاری از گذشته به صورت بناها، سنگ قبرها، لهجهها و ... باقی مانده است.
حدود و وسعت . به طور کلی ، محدودة ایل بختیاری در جنوب غربی کشور در بین دو سرزمین کوهستانی و مرتفع شمال و شرق چهارمحال و بختیاری و لرستان و سرزمین جلگهای گرمسیری مغرب و جنوب خوزستان و کهگیلویه و بویراحمد واقع شده است. به عبارتی، این محدوده، از بلندترین نقطة قلل مرتفع، یعنی زردکوه بختیاری با بیش از 4500 متر و کوههای الیگودرز با ارتفاعاتی بیش از 2500 متر شروع شده، به سمت غرب و جنوب تا جلگة پست و آبرفتی خوزستان ادامه مییابد.
طول و عرض جغرافیایی . چون محدودة مورد نظر ما بر تقسیمات سیاسی استانها منطبق نیست سعی کردهایم که موقعیت جغرافیایی آن را در نقاطی که امروزه حد گسترش بختیاریها به شمار میرود در نظر بگیریم. از نظر عرض جغرافیایی بین مدارهای 31 درجه و 16 دقیقه (رامهرمز) و 33 درجه و 22 دقیقه شمالی (الیگودرز) قرار دارد و تقریباً بیش از دو درجه و 6 دقیقة عرض شمالی را میپوشاند. از نظر طول جغرافیایی بین نصفالنهار 48 درجه و 50 دقیقه (شوشتر) و 51 درجه و 27 دقیقة شرقی (بروجن) قرار دارد. (اطلس کامل گیتاشناسی ؛ مؤسسه کارتوگرافی گیتاشناسی، مبحث ایران ، ج دهم ، 1368.)
این مطلب بیانگر آن است که این محدوده به صورت چهارگوشی است که طول و عرض آن با اندکی اختلاف، تقریباً با هم برابر است و مسیرهای کوچ، صرف نظر از مناطق دشوار کوهستانی و درهها نسبتاً کوتاه و مناسب است و استقرار عشایر در بخشهای مختلف، بین طوایف و مناطق یکجانشین، به طور یکنواختتر و سادهتر انجام میگیرد، بر خلاف مسیر ایل قشقائی که در کوچ از جنوب به شمال، باید طی کنند.
موقعیت نسبی . منطقة بختیاری در دو محدودة مشخص و متفاوت با هم گسترده شده است : منطقة اول شامل شمال و شرق آن میباشد که ییلاق عشایر است و به طور کلی در محدودة زاگرس میانی از شمال غربی به جنوب شرقی در امتداد رشته کوههای زاگرس کشیده شده است، به طوری که ارتفاع این منطقه از هزار متر در جنوب تا بیش از 4500 متر در شمال متغیر است (زردکوه 4527 متر، اشترانکوه در لرستان 4328 متر). منطقة دوم، جلگة خوزستان است که خاک بختیاری به شمال شرق و مشرق این جلگه محدود میشود (بخش قشلاقی بختیاریها) . این منطقه با حداقل ارتفاع (کمتر از نهصد متر) و نزدیکی به حوضة گرم و خشک خلیج فارس از مناطق شمالی تفکیک میشود.
به طور کلی، شمال و شرق سرزمین بختیاری در محدودة ارتفاعات فشرده و چینخوردة زاگرس شمالی واقع است و تمام مسائل محیطی ، آب و هوایی و زیستی آن با وضعیت کوهستانی ارتباط کامل داشته، برعکس بخش جنوب و جنوب غربی آن در جلگة خوزستان واقع شده است و از نظر اکولوژیکی و پدیدههای زیستی از جمله رویش گیاهی کاملاً متفاوت بوده، با وضعیت طبیعی منطقه گرم خوزستان و خلیج فارس مرتبط است.
تفاوتهای فصلی بین این دو محیط که اختلافها و تضادهایی از نظر آب و هوایی، زمان رویش گیاهان و منابع آب دارند موجب کوچ و جابجایی عشایر و دام آنان میشود.
حدود سرزمین بختیاری. امروزه منطقههای اصلی سکونت بختیاریها در دو استان چهارمحال و بختیاری و خوزستان نشان داده میشود، اما حوزة نفوذ سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی آنان در خارج از این استانها کاملاً مشهود است. به طور کلی ، منطقة سکونت ایل بختیاری به این مناطق محدود میشود : از شمال به نجفآباد ، داران، الیگودرز؛ از مشرق به اصفهان ، شهرضا، بروجن ؛ از جنوب به سمیرم ، لردگان و شمال استان کهگیلویه و بویراحمد و بالاخره از مغرب و جنوب غربی به شهرستانهای مشرق خوزستان نظیر رامهرمز، شوشتر و دزفول و مناطق بین آنها ـ اگر چه تا اهواز نیز گسترش دارد.
وسعت . اگر چه تعیین مساحت واقعی منطقة بختیاری با توجه به حدود گسترش آن در جهات مختلف کار سادهای نیست توانستهایم مساحت تقریبی آن را محاسبه کنیم. با در نظر گرفتن ناحیة بین شوشتر و بروجن (منتهیالیه غرب و شرق منطقه) و رامهرمز و الیگودرز (منتهیالیه جنوب و شمال منطقه) مساحتی حدود 50626 کیلومتر مربع به دست میآید که از این مقدار 14870 کیلومتر مربع در استان چهارمحال و بختیاری ؛ 6202 کیلومتر مربع در شهرستان ایذه ؛ 4313 کیلومتر مربع در شهرستان رامهرمز، 3538 کیلومتر مربع در شهرستان شوشتر؛ 6986 کیلومتر مربع در شهرستان مسجد سلیمان ؛ 7976 کیلومتر مربع در شهرستان الیگودرز و 6741 کیلومتر مربع نیز بین شهرستانهای استان اصفهان، شمال کهگیلویه و بویراحمد سردسیر و دزفول واقع شده است. (اطلس کامل گیتاشناسی؛ مبحث ایران.) مطابق این تقسیمبندی ، اینطور استنتاج میشود که از نظر وسعت تفاوت مهمی بین ییلاق و قشلاق بختیاری مشاهده نمیشود و این خود نشاندهندة وضعیت خوب و مرغوب بودن مراتع در قشلاق است؛ زیرا معمولاً در ایران مناطق قشلاقی به سبب رطوبت کمتر، فقر پوشش گیاهی و خشکسالیهای متعدد، نسبت به مناطق ییلاقی از نظر مرتع محدودیت بیشتری دارد و معمولاً قشلاق باید وسیعتر از ییلاق باشد، نظیر قشلاق قشقائیها که دو برابر ییلاق آنان است یا قشلاق عشایر کرمان، البرز جنوبی و خراسان . در مورد بختیاریها تقریباً موازنهای بین حدود مراتع قشلاقی و ییلاقی وجود دارد که خود حاکی از پوشش گیاهی مناسب و کافی در دو منطقه است. اما باید توجه داشت که امروزه مناطقی که عملاً تحت نفوذ و استقرار عشایر بختیاری است بمراتب کمتر از محدودههای مذکور وسعت دارد، به طوری که وسعت مناطق تحت نفوذ در ییلاق ده هزار و در قشلاق دوازده هزار کیلومتر مربع در نظر گرفته شده است که بر مناطق و مراکز اصلی بختیاریها منطبق است ؛ در حالی که دامنة نفوذ آنان تا مساحتی حدود دو برابر ارقام فوق (بیش از پنجاه هزار کیلومتر مربع) تعیین میشود.
ژئومورفولوژی ییلاق . منطقة ییلاق بختیاریها کوهستانی است. این منطقه در محدودة چینخوردگی زاگرس واقع بوده، بسیار نامنظم و بر خلاف منطقة گرمسیر خوزستان دارای پستی و بلندیهای فراوانی است. رسوبات این کوهها به دوران سوم زمینشناسی مربوط است بویژه آهک و کنگلومرای بخیتاری که در دوران سوم چینخورده است. مرتفعترین کوههای زاگرس در این قسمت واقع است از جمله زردکوه به ارتفاع 4527 متر که سراسر طول سال پوشیده از برف است و سبز کوه به ارتفاع 3900 متر در شهرستان بروجن که از مهمترین ارتفاعات منطقه به شمار میرود و با کوههای بزکوه، سفیدکوه، کارکنان، منگشت و مالدران و کوه بریک در سطح استان چهارمحال و بختیاری و ارتفاعاتی در استان لرستان، مانند کوههای الیگودرز، ملاوی، اشترکوه و کوههای نجفآباد که بیش از 2500 متر ارتفاع دارد مجموعة فشرده و مرتفعی را در سطح منطقة ییلاقی بختیاریها به وجود آورده است. جهت این ارتفاعات بر جهت عمومی رشته کوه زاگرس منطبق است که از شمال غرب به جنوب شرق امتداد دارد. این کوههای جوان که به آخرین دورة کوهزایی مربوط است ، به سبب نظمی که در قرارگیری ناودیسهاوتاقدیس ها (به صورت موازی) دارد دارای نوعی وحدت جغرافیایی است. کلیة شبکه آبگیر دایمی و غنی رودخانهای نظیر کارون که حیات اقتصادی استانهای مجاور بویژه خوزستان را تضمین میکند در این منطقه است.
زمین دراین ارتفاعات، به طور عمده، رسوبیِ آبرفتی است و آهکها، ماسه سنگها و سنگهای آذرین و کنگلومرا نیز گسترش بسیاری دارد.
از معروفترین و مرتفعترین ارتفاعات این قسمت، زردکوه بختیاری است که شبکه آبگیر کارون با درههای بسیار عمیق و وحشتناک نیز بر عظمت این کوهستان افزوده است. این عوامل مشکلاتی برای کوچ عشایری به وجود میآورد؛ مثلاً صعود به ارتفاعات و عبور از درهها بخصوص عبور از کارون را مشکل کرده، غالباً خساراتی به بار میآورد.
ژئومورفولوژی قشلاق. قسمت گرمسیری که بخش شرقی خوزستان را دربرمیگیرد سرزمین همواری میباشد که رسوبات دوران چهارم سطح بیشتر آن را پوشانده است.
جنس این زمینها از مواد آبرفتی، آهکی و رسی زاگرس با بافت بسیار ریز تشکیل شده و دیوارة کوهستانی زاگرس از شمال و مشرق، این منطقه را احاطه کرده است. شبکة آبها، بستر رودخانهها، درههای خشک سیلابی و تعدادی از تپه ماهورها در این بخش دیده میشود، بخصوص در ناحیة دزفول که ناهمواریها متراکمتر است و بخش جانکی ایذه که اغلب در جنوب با تشکیلات گچی و رسی همراه میباشد. به طور کلی، در این منطقه هر چه به سمت جنوب و مغرب پیش رویم از ارتفاع آن کاسته و بر همواری و یکنواختی آن افزوده میشود. ارتفاع در این ناحیه کم است، به طوری که ارتفاع شوشتر از سطح دریا 170 متر، رامهرمز 115 متر، مسجد سلیمان 362 متر، اهواز 20 متر، دزفول 143 متر و ایذه کمتر از 700 متر است و در ماهشهر، در کنار خلیجفارس، ارتفاع به کمتر از 10 متر کاهش مییابد.
آب و هوای ییلاق. این منطقه به علت داشتن کوههای مرتفع متعدد دارای زمستانهای سرد و تابستانهای کوتاه و معتدل است که بدین ترتیب از آب و هوای معتدل کوهستانی برخوردار میباشد. در اکثر نقاطی که ارتفاع آنها از دو هزار متر بیشتر است دورة سرما در حدود چهار تا پنج ماه ادامه مییابد. هوای این منطقه از اوایل پاییز تغییر میکند و از اواسط آبان یخبندان آغاز میشود. قبل از شروع سرما بارانهای متغیر و پراکنده میبارد و در نقاط مختلف، از اوایل مهر تا آبان این بارانها شروع میشود و از این هنگام به بعد، برفهای سنگین و پیاپی میبارد. در پایان دورة یخبندان ، دوباره زمان بارانهای متغیر فرامیرسد. اعتدال هوا معمولاً از اوایل اردیبهشت آغاز میشود و تا اواخر خرداد ادامه مییابد. در چهارمحال و بختیاری گرمترین روزهای سال از تیر شروع شده، تا اوایل مرداد ادامه دارد.
آب و هوای قشلاق. قشلاق بختیاریها در شرق استان خوزستان واقع است؛ بنابراین ، توضیح دربارة آب و هوای استان و تأثیرات آن در پیدایش کوچ لازم به نظر میرسد. مهمترین عوامل مؤثر در حاکمیت آب و هوای گرم و خشک در این جلگه عبارت است از :
الف ) عرض جغرافیایی و به عبارتی فاصلة منطقه تا استوای حرارتی کره زمین. این منطقه بین 29 درجه و 58 دقیقه تا 32 درجه و 58 دقیقه شمالی واقع شده است.
ب ) کاهش ارتفاع. این دو شاید مهمترین علت تفاوتهای آب و هوایی بین ییلاق و قشلاق بختیاریها باشد؛ زیرا جلگة خوزستان که از رسوبات آبرفتی پوشیده شده است جلگهای هموار و کمارتفاع میباشد و فقط در سمت مشرق که قشلاق بختیاریهاست تپههایی کمارتفاع دیده میشود، به طوری که ارتفاعات کمتر از نهصدمتر ( به طور متوسط پانصد متر) در مقابل کوههای 2500 – 4500 متر ییلاق قرار دارد.
ج ) قرار داشتن در مسیر وزش بادهای گرم و غبارآلود که از عربستان و عراق میوزد و موجب شدت گرما، تبخیر شدید و آلودگی هوا میشود.
تابستان این جلگه، بویژه در بخشهای جنوبی علاوه بر گرمای شدید، دارای رطوبت نسبی بسیار است که امکان زیست را دشوار میکند و در نتیجه آب و هوای آن نسبت به آب و هوای بخشهای کوهستانی ییلاق تفاوت بسیاری دارد. زمستانهای آن ملایم و اغلب مرطوب و دارای بارشهای نامنظم است که در رشد و نمو پوشش گیاهی نقش مهمی دارد؛ مثلاً در ایستگاه شوشتر که یکی از مهمترین مناطق قشلاقی به شمار میرود و ارتفاع متوسط آن 150 متر است درجه حرارت متوسط در برخی ماهها به قرار زیر است :
- دی 5/10 درجه سانتیگراد؛
- بهمن 9/13 درجه سانتیگراد؛
- اسفند 2/16 درجه سانتیگراد؛
- خرداد 5/32 درجه سانتیگراد.
در ماههای دی، بهمن و اسفند ، یعنی زمانی که در کوههای بختیاری و الیگودرز درجة حرارت زیر صفر و قشر ضخیمی از برف و یخ زمین را پوشانده است درجة حرارت در شوشتر بالای 10 و به طور متوسط 5/12 است که همراه با رطوبت زمستانی ، محیط بسیار مساعدی برای رویش مرتع و فعالیت انسان و دام فراهم میآید. از فروردین درجه حرارت ناگهان افزایش یافته، در خرداد با بیش از 35 درجه دیگر قابل استفاده نیست. در همین ماهها میزان بارشهای جوی به قرار زیر است:
- دی 107 میلیمتر ؛
- بهمن 33 میلیمتر؛
- اسفند 5/61 میلیمتر؛
- فروردین 10 میلیمتر ؛
- خرداد 0 میلیمتر.
میبینیم که در طول فصل زمستان ، بارشها بسیار است که با فرارسیدن بهار به ده میلیمتر کاهش یافته، سرانجام بین اردیبهشت و خرداد به صفر میرسد و همراه با قطع بارش، درجة حرارت هم افزایش مییابد و در اینجاست که زمینة کوچ به سمت ییلاق فراهم میشود و عشایر با ع جله قشلاق را ترک میکنند. حداکثر درجه حرارت در این بخش از خوزستان 1/45 درجه و حداقل آن 7/5 درجه بالای صفر ثبت شده است و متوسط حرارت سالانه به بیش از 4/25 درجه سانتیگراد میرسد که حاکی از گرم و خشک بودن منطقه و افزایش زمان دوره گرماست.
جدول 1-8 مقایسة عناصر آب و هوایی در منطقة چادگان در فریدون و شوشتر
متوسط حرارت سالانه 1/9 8/20 7/11
حداکثر مطلق 1/33 1/45 12
حداقل مطلق 7/12- 7/5 4/18
ارتفاع 2100 150 1950
بارش سالانه 1/205 7/274 6/69
تعداد روزهای یخبندان 185 0 185
چادگان در شهرستان فریدون و در ارتفاع 2100 متری و شوشتر در جلگه گرمسیر خوزستان و در ارتفاع 150 متری بالاتر از سطح دریا واقع است که 1950 متر اختلاف ارتفاع بین آن دو وجود دارد. اگر چه شوشتر درعرض پایینتر قرار دارد، اختلاف عرض چندانی بین دو منطقه وجود ندارد و از این رو، عامل اصلی اختلاف ، ارتفاع است که در بارشهای جوی و حرارت هوا مؤثر بوده ، موجب پیدایش محیطهای اکولوژیکی متفاوت در دو فصل سرد و گرم میشود.
لردگان در ارتفاع 1700 متری در جنوب بروجن و باغ ملک در جنوب ایذه دو منطقة مهم با طبیعت متفاوت (ییلاقی و قشلاقی) به شمار میروند که در این تضادهای اقلیمی، باز هم ارتفاع و موقعیت جغرافیایی نقاط نقش اساسی دارند.
جدول 2-8 مقایسة عناصر آب و هوایی در منطقة لردگان و باغ ملک
حداکثر مطلق 2/14 4/20 2/6
حداقل مطلق 7/38 6/44 9/5
ارتفاع 5/4- 3/4 8/8
بارشهای جوی سالانه 1700 900 800
تعداد روزهای یخبندان 67 0 67
جدول 3-8 متوسط درجة حرارت سالانه و ماهانة بعضی از مناطق ییلاقی و قشلاقی ایل بختیاری ( به درجه سانتیگراد)
ارتفاع 362 2066 115 2400 143 1500
مسجد سلیمان شهر کرد رامهرمز داران دزفول گتوند
فروردین 5/22 2/11 4/23 10 2/22 1/22
اردیبهشت 9/30 8/16 3/31 6/13 1/27 9/30
خرداد 3/35 2/23 1/34 9/17 9/31 8/34
تیر 5/37 5/27 2/36 5/21 4/35 4/35
مرداد 3/37 6/24 3/36 2/21 4/34 1/35
شهریور 2/33 2/20 7/33 2/15 6/31 9/31
مهر 3/25 9/17 9/25 8/9 2/25 8/24
آبان 1/18 1/7 1/18 2/6 9/17 4/17
آذر 5/14 5 3/15 4/2 7/14 7/14
دی 9/8 1/3- 3/9 8/3- 2/12 8/9
بهمن 16 3 16 3/1- 13 1/16
اسفند 4/20 5/9 2/20 6/5 6/17 20
میانگین 05/25 1/13 03/23 85 /9 6/23 46/24
منبع : سازمان هواشناسی کشور، سالنامة آماری 1359 – 1360
جدول 4-8 تعداد روزهای یخبندان (روزهایی که درجه حرارت زیر صفر بوده است) در برخی مناطق ییلاقی و قشلاقی ایل بختیاری
مسجد سلیمان شهرکرد رامهرمز داران دزفول گتوند
اردیبهشت 0 0 0 0 0 0
خرداد 0 0 0 0 0 0
تیر 0 0 0 0 0 0
مرداد 0 0 0 0 0 0
شهریور 0 0 0 3 0 0
مهر 0 2 0 15 0 0
آبان 0 21 0 19 0 0
آذر 0 15 0 31 0 0
دی 2 21 2 0 0 2
بهمن 0 28 0 0 0
اسفند 0 10 0 13 0 0
میانگین 2 98 2 81 0 2
منبع : سازمان هواشناسی کشور، سالنامة آماری 1359 – 1360
جدول 5-8 جمع بارندگی ماهانه و سالانة مناطق بختیاری (به میلیمتر)
مسجد سلیمان شهر کرد رامهرمز داران دزفول گتوند
فروردین 3/28 1/94 9 16 4 7
اردیبهشت7/7 2/4 0 17 0 22
خرداد 0 0 0 10 0 0
تیر 0 0 0 0 0 0
مرداد 0 0 0 0 0 0
شهریور 0 0 0 0 0 0
مهر 1/18 6/45 47 7 3/2 25
آبان 4/80 1/95 113 21 8/25 24
آذر 128 3/199 5/99 2/14 60 5/85
دی 7/114 5/36 19 83 144 157
بهمن 0 9 1 65 91 15
اسفند 3/33 8/19 20 37 92 47
میانگین 5/410 7/423 5/298 2/340 8/419 5/382
منبع : سازمان هواشناسی کشور، سالنامة آماری 1359-1360
کیفیت و کمیت آب در معیشت کوچنشینی نقش حیاتی و تعیینکنندهای دارد ؛ از جمله:
بدین ترتیب ، آب یکی از عاملهای طبیعی مهم در تداوم زندگی کوچنشینی و ارتقای سطح اقتصاد این اجتماعات به شمار میرود.
با وجود آنکه منطقة بختیاری به طور کلی ، در آب و هوای نیمه خشک جنوب غرب و غرب کشور قرار دارد، به لحاظ عوامل محلی نظیر ارتفاع بیش از دو هزار متر، از شبکة آبی کافی و دایمی برخوردار است و حتی قشلاق آن نیز از رودها و چشمههای پرابی که از زاگرس مرتفع سرازیر میشود بهرهمند است. در قشلاق، خشکی و کمآبی بازتاب بیشتری در سطح منطقه و شئونات اقتصادی آنان دارد، اما ییلاق بختیاریها بویژه کوهرنگ ، درکوه فریدون الیگودرز و فارسان دارای آب کافی و فراوان ، آب و هوای معتدل و مراتع غنی است که پس از این ضمن تقسیمبندی منابع آب ، به آنها اشاره میشود.
الف ) آبهای سطحی
مهمترین منابع تأمین کنندة آب عشایر بختیاری آبهای روان است که بر حسب اهمیت، عبارت است از رودخانهها و برکهها. ییلاق بختیاری به علت کوهستانی بودن و داشتن ارتفاعات برفگیر، در زمستان پوشیده از برف است. در تابستانها به دلیل ذوب شدن برف و یخ متراکم در قلهها شبکههای غنی و دایمی آبهای روان فراهم میشود که به سمت جلگهها، دشتها و مناطق پست جریان مییابد.
زردکوه بختیاری با ارتفاع بیش از 4500 متر یکی از کانونهای آبخیز دایمی در منطقة بختیاری و حتی در سطح کشور و سرچشمة رودهای کارون و زاینده رود است. بخشی از شبکة کارون که به سمت مغرب و جنوب غربی جریان مییابد و حوضة کارون علیا را تشکیل میدهد نقش بیشتری در زندگی عشایر بختیاری دارد و اگر چه در بعضی نقاط، مانع خطرناکی بر سر راه کوچ عشایر به شمار میرود و آنان را دچار تلفات میکند، برای عشایر و کشاورزان منطقه نعمت بزرگی به شمار میرود.
قسمت اعظم استان چهارمحال و بختیاری ، شامل سرچشمههای رودخانة کارون است و این رودخانه با چند شاخة اصلی و چندین شاخة فرعی، مرکز، جنوب و مغرب این سرزمین را زهکشی کرده، سرانجام با پهنای بسیار و سرعت ملایم وارد جلگة هموار خوزستان میشود و به سمت خلیج فارس جریان مییابد.
شاخههای اصلی کارون در خاک بختیاری عبارت است از :
رودخانة کارون .این رودخانه از کوههای جنوب غربی اصفهان و ارتفاعات چهارمحال و بختیاری سرچشمه گرفته، تاگتوند که محل ورود آن به دشت خوزستان است، حدود 31400 کیلومترمربع را زهکشی میکند و دبی متوسط آن 410 متر مکعب در ثانیه است. (سازمان برنامه و بودجه؛ طرح تحقیق و برنامهریزی منابع آب مناطق غرب و خوزستان؛ مهر 1351، ج 3.) این رود دارای شعبههای معروفی است ؛ از جمله آب خرسان که بزرگترین شاخهای است که از شمال گتوند وارد کارون میشود و حدود 105 متر مکعب در ثانیه آب دارد. رودخانة شور بسیار بالاتر از گتوند به کارون میریزد و رود دز تنها شاخهای است که در دشت خوزستان بدان متصل میشود؛ دبی این رود 230 متر مکعب در ثانیه است. رودهای بازفت و ونک نیز در کوههای بختیاری و شمال مصب خرسان به کارون، وارد کارون اصلی میشوند که بسیار پرآب است.
سد کارون در شمالشرقی مسجد سلیمان روی این رود احداث شده است که علاوه بر مصارف آبیاری ، آب مورد مصرف شهرها و کشت و صنعت را نیز تأمین میکند و همچنین حدود 2 میلیون و 448 هزار مگاوات ساعت، تولید برق سالانة آن است. (اطلس گیتاشناسی؛ مبحث ایران.) این رود یکی از طویلترین رودهای جهانی به شمار میرود و طول آن حدود 950 کیلومتر است.
ماندابها و برکهها . به سبب بالا بودن ذخیرة آب زیرزمینی و خروج آنها از چشمهها در بعضی از جلگهها و ناودیسها و در نتیجه وجود پوشش گیاهی چمنی در اطراف آن، عشایر میتوانند علاوه بر تأمین آب مصرفی، از مراتع و چمنزارهای اطراف آن نیز ، برای دامپروری و بویژه چرای دام استفاده کنند. چنانچه میزان آب بیش از این باشد، به صورت تالابها و دریاچههای کوچک و شیرینی درمیآید که در سطح استان چهارمحال و بختیاری پراکنده است و اهم آنها عبارت است از :
- تالاب چناخور در دامنة کوه کلار؛
- چمن مرطوب گندمان که در گذشته بر سر استفاده از مراتع غنی داخل آن، بین قشقائیها و بختیاریها رقابت بود؛
- تالاب چشمة برم در اطراف شهر لردگان.
ب ) آبهای زیرزمینی
امروزه آب زیرزمینی در حیات اقتصادی و توسعة روستایی بویژه در قشلاق نقش حیاتی دارد. سفرههای کارستی غنی با آب شیرین در سرتاسر منطقه دیده میشود؛ البته بارشهای بسیار، بویژه برف، کاهش تبخیر و شیب زمین در نفوذ آب به سمت سفرههای زیرزمینی بسیار مؤثر است.
در تمام سطح منطقه، بویژه در اطراف شهرها (شهر کرد و بروجن) و مناطق زراعی (فلارد، لردگان و سراوان) آب روستاها و عشایر با حفر چاههای نیمه عمیق تأمین میشود. چشمههای درهای و کوهپایهای آب فراوانی را در ییلاق فراهم میکند. نقش چشمه در حیات عشایر بختیاری، نظیر قشقایی ، به مراتب چشمگیرتر است.
چشمههای معروف منطقه عبارت است از :
- چشمه برم در لردگان؛
- چشمة سیاسرد در بروجن؛
- چشمة چلگرد واقع در شمال تونل کوهرنگ که بخشی از آب کوهرنگ از آن تأمین میشود؛
- چشمة دیمه واقع در سرچشمة اصلی زاینده رود؛
- چشمة گدار در شهرکرد.
در خوزستان شرقی (قشلاق) چون ارتفاع آب زیرزمینی در دامنة بلندیها و در رأس مخروط افکنهها بسیار پایین است، سفرههای آب زیرزمینی اغلب شیرین بوده و هر قدر به سمت جنوبغربی (اهواز و شوشتر) پیش برویم ارتفاع آب از سطح زمین کمتر میشود.
| دسته بندی | کامپیوتر و IT |
| فرمت فایل | ppt |
| حجم فایل | 5503 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 16 |
تکنولوژی چاپگر
وارد می شود.
چاپگر ماتریس نقطه ای
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 70 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 110 |
چکیده
پژوهش حاضر به منظور بررسی مقایسه میزان افسردگی دختران داشجو وپسران دانشجو صورت گرفته است. جامعه آماری شامل کیله دانشجویان دختر وپسر دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز میباشد.
نمونه پژوهش شامل 60 نفر بوده که 30 نفر از دختران و 30 نفر از پسران دانشجو بوده که این پژوهش به روش نمونهگیری پس رویدادی از نوع (علی- مقایسهای ) انجام گرفته است و با استفاده از آزمون افسردگی «بک» پژوهش انجام گرفت.
سپس با استفاده از ابزار آماری و با بررسی میانگین دو گروه مقدار t محاسبه شده از t جدول کوچکتر بوده بنابراین نتیجه گرفته میشود که فرضیه پژوهش رد شده و فرضیه صفر تأیید شده است. یعنی بین میزان افسردگی دختران و پسران دانشجو تفاوت ناچیزی وجود دارد که این تفاوت معنادار نمیباشد.
فصل اول
کلیات پژوهش
مقدمه
درطول قرن بیستم انسان بیش از تمام تاریخ دستخوش دگرگونی از نظر شیوههای زندگی روابط اجتماعی ومسائل بهداشتی و پزشکی شده است. امروزه زندگی پیچیده ماشینی ایجاب میکند که با ظرافت خاص علمی به قضایا و پدیدههای محیط زندگی نگریسته شود. این ظرافت زمانی به اوج اهمیت میرسد که پدیدههای مورد بررسی درارتباط مستقیم با انسان باشد.
و در نتیجه جستجو برای شناخت واقعی خویشتن بیش از هر زمان دیگری برای انسان اجتناب ناپذیر است تا در این رهگذر بتوانند به گونهای مطلوب و سازنده با دنیای بیرون و درون خود رابطه منطقی برقرار کند وبر اساس یک شناخت درست و سنجیده با مسائل و مشکلات و پیچیدگی های زندگی خود رو به رو شودو از افتادن در دام نگرانیها و تشویشهای فکری و نگرشهای غلط خود را محفوظ نگه دارد.
گذشته نشان داده است که بسیاری از بیماریهای شایع غیر فراگیر بیماریهای روانی در کشورهای پیشرفته و صنعتی زائیده عواملی هستند که خود انسان آنها را خلق کرده و گرفتار آن شده است.لذا چنین عواملی قابل پیشگیری هستند(میلانی فر، 1379).
مشاهدات معمولی نشان میدهند که موفقیت شخص در سازش با مسائل زندگی به دلایل گوناگون تغییر میکند مثلاً در مواردی از قبیل شکست در عشق ، از دست دادن پول، بیماری، حادثه، مرگ فرد مورد علاقه ، ممکن است چنان انسان ازلحظه تولد تا هنگام مرگ به دیگران وابسته و نیازمند باشد و برای زنده ماندن از لحاظ جسمانی ، روانی ، اجتماعی به پرستاری و مراقبت دیگران نیاز دارد. انسان به تنهایی نمیتواند بار مشکلات خویش را به دوش کشد.
بارزترین علامت اختلالات عاطفی، تغییرات و نوسات اخلاقی کم دست که به شدت با اخلاق افراد سالم فرق دارد و به صورت افسردگی و یا خوشحالی زیاده از حد تظاهر میکند.(شاملو، 1380).
این باور که همه ما در برخورد با دشواری های زندگی واکنش شادی نشان میدهیم اغلب با تبلیغات روانشناسی و روانپزشکی از رنج و اندوه همخوانی ندارد. نتیجه فریبنده این نظریه به تأیید نرسیده است.
جستجو واکنشی برای سبب یابی سالم هر بیمار بد حالی است که از در وارد میشود و این در حالی است که جواب ساده و طبیعی و خیر خواهانه وجود دارد که میتوان آن را در قالب نسخهای نوشت.(دوپالو، 1381).
افسردگی از قدیمی ترین بیماری های شناخته شده و متداولترین انواع اختلالات روانی در همه زمانها و مکان هاست وتقریباً همه ما در طول زندگی گاهی احساس غم و افسردگی کردهایم.
مردم درموقعیتهای خاص همچون مشاجره با یک دوست و همکار، شکست شغلی، تحصیلی، بیماری پیری یا از دست دادن عزیزان احساس غمگینی میکنند افسردگی واکنش طبیعی انسان به فشارهای محیطی است.(راسل، 1374)
طبق تحقیقات انجام شده افسردگی در بین زنان آشکارا تأیید شده است. در جامعه ما جنس مونث بیشتر از جنس مذکر به ابزار نشانه های افسردگی تمایل داشته است در حالی که مردان برای خشم و بی تفاوتی بیشتر تقویت میشوند(روزنهان، 1380).
رابطه افسردگی با جنس زن میتواند به دلیل فعالیتهای آنزیم های شیمیایی ، استعداد ژنتیکی و دوره ماهیانه افسردگی پیش از قاعدگی دانست که به دلیل تغییرات خلق آنان است که بر آسیب پذیری زنان تأثیر میگذارد همچنین امکان دارد ناقلان زنانه ژن افسردگی ، افسرده شوند در حال که ناقلان مردانه این ژن الکلی میشوند. و اینکه زنان تصور ذهنی از بدن و تعقیب لاغری از طریق رژیم غذایی مربوط میشود. رژیم غذایی یک چرخه ناکامی و درماندگی را تشکیل میدهد.(روزنهان ، 1380)
میتوان به تحقیقاتی اشاره کرد که در سال 1978 توسط آریتی انجام شد ونشان داد که حدود 75 درصد بیماران افسردگی حاد دارند. تحقیق دیگری که در استرالیا توسط جیمز درسال 1978 انجام شد و نتایج آن حاکی از آن بود که تعداد خودکشی بین بیماران روانی 4 برابر بیشتر در مردها و 9 برابر درزنها.
هدف پژوهش و بیان ضرورت آن:
چون جوانان دانشجو ومتخصص فعالترین و بهترین بخش جامعه هستند که در آینده اداره بخشهایی از جامعه را به دست میآورند به همین علت باید بیشتر مورد توجه باشند تا اگر دچار مشکلات شدند بتوانیم هر چه سریعتر آن مشکل راشناسایی و رفع کنیم. چون در حال حاضر افسردگی شایعترین اختلال روانی دربین جوانان است و بیماران افسرده حدود 30 تا 40 درصد بیماران روانی را تشکیل میدهند باید به آن توجه بیشتری کرد تا با شناخت علائم آن برای پیشگیری و درمان راه حلهای مناسب پیدا کرد افسردگی یک انحراف عاطفی است به عبارت دیگر افکار منحرف و فریب آلود مجموعهای از احساسات غم و اندوه عدم اعتماد به نفس بی تفاوتی و بی حوصلگی خستگی و ضعف ، ناامیدی و یاس و ... راتحت عنوان افسردگی به دنبال خود میکشد و قربانی خود را به طرف خودکشی سوق میدهد. بنابراین باید گفت افکار غیر منطقی و غیر واقعی و فریب آلود میکروب و علت افسردگی هستند و چنانچه این افکار تصحیح و اصلاح شوند افسردگی درمان خواهد یافت.
سئوال پژوهش:
آیا بین افسردگی دختران و پسران دانشجو تفاوت معنا دار وجود دارد؟
فرضیه پژوهش
افسردگی دانشجویان دختر بیشتر از دانشجویان پسر است.
متغیرها:
مستقل: جنسیت در این تحقیق متغیر مستقل است.
وابسته: میزان افسردگی متغیر وابسته است.
تعریف مفهومی افسردگی
درسطح معمول بالینی افسردگی نشانگانی است که تحت خلق افسرده است وبراساس بیان لفظی یا غیر منطقی عواطف غمگین و اضطرابی و یا حالت های بر انگیختگی نشان داده میشود.
افت گذرا یا دوام دار تنود عصبی – روانی که به صورت یک مولفه بدنی (سردردها خستگی پذیری بی اشتهایی بی خوابی یبوست کاهش فشار خون و جز آن) ویک مولفه روانی احساس به پایان رسیدن نیرو کمتری توانمندی غمگینی و جز آن )نمایان میشود.
سقوط غیر قابل توجه تنود حیاتی در این حالت در قلمرو بدنی با خستگی دائم آشکار میشود. درقلمرو شناختی به صورت پراکندگی دقت ومشکل کوشش فکری و در قلمرو عاطفی وروانی به شکل حالتی مالیخولیایی که با هشیاری فرد نسبت به ناتوانمندی واکنش همراه است متجلی میشود.
حالت روانی ناخوشی که با دلزدگی یأس و خستگی پذیری مشخص میشود و در بیشتر مواقع با اضطرابی کم وبیش شدید همراه است.
دریک جمع بندی کلی توجه میشویم که مفهوم افسردگی به گونه متفاوت به کار رفته:
به منظور مشخص کردن احساس های غمگینی،یأس ، ناامیدی، و جز آن و بروز آنها به عنوان نشانه یک اختلال .
به منظور توصیف اختصاری یک نشانگان که شامل نشانه های عاطفی شناختی ، حرکتی، فیزیولوژیکی وغدد مترشحه است.(دادستان، 1378).
جنسیت: یعنی زن (xx) و مرد (xy) . انسانها از نظر جنسیت به 2 دسته زن ومرد تقسیم میشوند جنسیت تفاوتهای ظاهری را به همراه دارد.
تعریف عملیاتی افسردگی:
داشتن نمرهای در حد نمره افسردگی آزمون بک در این پژوهش مورد نظر است و افرادی که دارای نمرهای در حد افسردگی آزمون بک بودند به عنوان افراد افسرده مشخص شدهاند.
فصل دوم
گستره نظری پژوهش
تاریخچه افسردگی
تاریخچه افسردگی نه تنها در بسیاری از پژوهشها شایعترین اختلال روانی گزارش شده بلکه از قدیمی ترین نشانه های روانی است که در متون پزشکی به آن پرداخته اند. حدوداً 8 قرن پیش از میلاد مسیح شرح داده بودند. واژه و مفهوم «ملانکولی» در نوشته های بقراطی قرن 4 پیش از میلاد ارائه شده چنانچه ارسطو میگوید:
آنها که درفلسفه ، سیاست،شعر و هنر به جایگاه والایی میرسند همه گرایش ملانکولی دارند.(صنعتی،1371).
«افسردگی» تنها بیماری مردان شکست خورده، داغدیده، درماندگی،؛ ناتوان و آواره یا در بیمارستانها زندانی بودند بود. دانش روانشناختی افسردگی بیشتر نتیجه تلاش پژوهندگان این حوزه درسی وچند سال گذشته بوده است.(صنعتی ، 1378).
در سال 1915 در مقاله مشهور خود درباره ملانکول چنین نوشت: به احتمال زیاد یک عامل جسمی در آرامش حال بیمار به هنگام شب در خود دارد. پدیدهای که نمیتوان آن را به صورت روانزاد توجیه کرد.(قهرمانی، 1374).
حدود 450 سال قبل از میلاد بقراط از میلاد اصطلاح مانی و ملانکولی را برای توصیف اختلالات روانی بکار بر د و حدود 100 سال قبل از میلاد کورنیلسون سلسوس در کتاب dem edicna افسردگی را ناشی از صفرای سیاه معرفی نمود.
پزشکان دیگر از جمله ارسطو، جالینوس نیز این واژه ها را به کار بردند درقرون وسطی که طبابت در ممالک اسلامی رونق داشت رازی و ابن سینا و پزشک یهودی میمونه ملانکولی رابیماری شخصی تلقی نمودند. درسال 1986 نوبت نوعی بیماری روانی را توصیف نمود و آن را malanch licus manico نامید (قهرمانی ، 1374)
درقرن نوزدهم مولفان در گروه هذیان هایی که تک جنونی نامیده میشوند هزیان جزیی غمگینی با «مالیخولیایی هذیانی» را متمایز کردند ودر وهله بعد مفاهیم جنون ادواری و جنون دوشکلی با پارژه به منظور متمایزکردن افسردگی مراجعین که در تناوب با حالات شادی نا آرام بودند ظاهر شدند و سپس بیماری اخیر توسط امیل کاپلین در سال 1899 روان گسستگی آشفتگی افسردگی (مانیک- دپرسیو) نامیده شد.(دادستان، 1378)
تعاریف افسردگی
افسردگی یک از رایجترین اختلالهای عاطفی است افسردگی پاسخ طبیعی آدمی به فشارهای زندگی است. عدم موفقیت در تحصیل یا کار، از دست دادن یکی از عزیزان و آگاهی از اینکه بیماری یا پیری توان ما را به تحلیل میبرد.از جمله موقعیتهایی هستند که اغلب موجب بروز افسردگی میشوند (هاشمیان، 1379).
افسردگی تنها زمانی نابهنجار تلقی میشود که با واقعهای که رخ داده متناسب نباشد و یا فراتر از حدی که برای اکثر مردم نقطه آغاز بهبود است ادامه یابد. شخص افسرده در احساس بی کفایتی و بی اندیشی غوطه ور میشود ، گاه زیر گریه میزند، ممکن است به فکر خود کشی بیفتد(هاشمیان، 1379).
افسردگی ها در شایعترین اختلالات روانی هستند اکثریت بیمارانی که از افسردگی در عذابند به پزشک مراجعه میکنند اکثراً از ناراحتیهای جسمانی، ازنداشتن انرژی ، احساس ضعف شکایت کرده و به همین دلیل بدون تشخیص باقی میمانند. خوشبختانه اکثر این بیماران پس از چند هفته یا حداکثرچند ماه بهبود مییابند.(پور افکاری، 1378)
کلمه افسردگی هنگامی که به یک حالت روحی نسبت داده میشود که تمام معانی عامیانه را در خود داشته باشد و نشانگر احساس کسالت روان، کمبود انرژی ، ازدست رفتگی و ناامیدی و بی فایده بودن است و بی علاقگی و بد بینی نیز به همراه آن آید.(راسل، 1380)
حالت افسردگی اغلب پس از نومیدی ویا احساس از دست دادن چیزی به وجود میآید ولی بسیاری از اوقات هم ظاهراً ناگهانی و خود به خود ایجاد میشود .(رواندوست، 1378)
اندوه است که به قول فرویدبه هنگام سوگواری و مالیخولیا[1]
اما در نهایت واکنشی جامع میباشد که در ضمیر انسان نهفته است بنابراین وظیفه درمان ترکیبی از اقدامات حمایتی در دوران ناراحتی است که با تشریع امر فقدان و متقاعد ساختن بیمار به اینکه فقدان و گرفتاری پیش آمده نه تنها نابود کننده نیست بلکه اغلب امری اجتناب ناپذیر است ورسالت خود را انجام میدهد و درواقع فرایندی که به جریان احساس اثر میگذارد تا شخص با رسیدن به خود آگاهی جدید احساسات خود را کنترل کند.(دوپالو، 1381).
این منطق آرایی میتواند بسیار خطرناک باشد زیرا در منظم روانپزشکی در نهایت نیمی از واقعیتها را مطرح میسازد. بحثی در این نیست که همه مادر مواردی در برابر احساسات واحد آسیب پذیر هستیم.
مطمئناًدر زندگی هر کسی کمبودهایی وجود دارد وبسیاری از آنها در ذهن شخص نهفته است. اما همه ناراحتیهای ذهنی که مراقبت های بالینی را ایجاب میکنند ناشی ازاین کمبودها و خسران ها نیستند. (همان منبع، 1381)
طبقه بندی افسردگی
هر گروه از روانشناسان با توجه به عوامل ایجاد کننده بیماری و علائم آن به نوعی تقسیم بندی رسیدهاند و از آنجا که علل و علائم افسردگی متنوع و گوناگون است.
در گذشته افسردگی ها را به دو دسته نوروزی و پسیکوتیک[2]تقسیم بندی
میکردند(قهرمانی، 1374)
تقسیم بندی توسط پتیل در 1971 انجام گرفت که وی بر اساس مسأله درون افسردگی را تقسیم کرد که عبارتند از:
طبقه بندی تقسیم افسردگی به دودسته اولیه و ثانویه بود.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 75 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 134 |
چکیده:
پژوهش حاضر به بررسی علل اجتماعی و روانی کودک آزاری (مورد مطالعه اورژانس اجتماعی هاجر) میپردازد و تلاش شده است که با مطالعه بر روی والدین این موضوع بررسی گردد. تعداد 100 نفر از والدین به طور تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند و پرسشنامة خودساختهای به آنها داده شد تا به تکمیل آن بپردازند. نتایج بدست آمده از پرسشنامهها توسط جداول آماری مناسب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: چارچوب تحقیق
مقدمه
بیان مسئله
موضوع تحقیق
اهمیت تحقیق
پرسشهای تحقیق
فرضیه تحقیق
ادبیات تحقیق
فصل دوم: پیشینة تحقیق
تاریخچه کودک آزاری
نظریههای مربوط به کودک آزاری
تعاریف کودک آزاری از دیدگاههای مختلف
علائم کودکآزاری
نمونهای از کودکان آزاردیده
نمونهای از کودک آزاران
علل کودک آزاری
اسلام و تنبیه کودک
انواع تنبیه در نظام اسلام
خصوصیات خانواده ها و والدین کودک آزار
شخصیت والدین کودک آزار
کودکآزاری از بعد روانی ـ فرهنگی
جنگ و کودکآزاری
کودکآزاری در عصر جدید
کودکآزاری در جهان
موقعیت کودک ایرانی
ویژگیهای کودکآزاری در ایران
گستردگی کودکآزاری در ایران
قوانین ایران
قوانین کودکآزاری در سایر کشورها
پیمان حقوق کودک
فصل سوم: روش تحقیق
جامعه آماری
نمونه مورد مطالعه
ابزار سنجش و اعتبار و روایی آن
روش گردآوری داده ها
فصل چهارم: یافته های تحقیق
توصیف داده ها
تحلیل داده ها
پردازش و تحلیل داده ها
فصل پنجم: بحث و نتیجهگیری
نتیجهگیری
محدودیتهای پژوهش
پیشنهادها
منابع
ضمائم
فصل اول :
"چارچوب تحقیق"
مقدمه
بیان مسئله
موضوع تحقیق
اهمیت تحقیق
اهداف تحقیق
پرسشهای تحقیق
فرضیه تحقیق
ادبیات تحقیق
مقدمه:
انسان از لحظه انعقاد نطفه تا زمان تولد و نیز در دوران زندگی تا زمان مرگ تحت تأثیر عوامل متعددی است که هر کدام به نحوی در خصایص زیستی، شخصیتی و هم اخلاق و رفتارش مؤثرند. اینکه کودکی دچار اختلال باشد و یا آنچنان که باید از سلامت جسمی یا روانی مناسبی برخوردار نباشد بنا به دلایل متعددی است که برخی از آنها قابل پیش بینی و پیشگیری هستند. سنگ زیربنای هر جامعهای خانواده است در صورتی که در یک جامعه، خانواده از محبت و سلامت برخوردار باشد و بتواند انسانهای شایسته و صالحی تحویل جامعه دهد، آن جامعه از سلامت کافی برخوردار خواهد بود و به نحو صحیح می تواند در راستای توسعه گام بردارد. کانون اصلی زندگی و پرورش هر فردی خانواده است. اگر انسان در خانواده ای با اخلاق والای انسانی و اجتماعی تربیت شود، قطعاً بیشتر به حال خود و اجتماع مفید خواهد بود و به تعبیری می توان گفت که جامعه سالم در گرو داشتن خانوادههای سالم است.
سلامت خانواده در این است که بتواند انسانهایی سالم از نظر جسمی، فکری و اجتماعی تحویل جامعه دهد. سلامت جسمی در گرو تغذیه و حفاظت صحیح از پیش از تولد تا بزرگسالی است. سلامت فکری مستلزم نظارت، همدلی و همفکری والدین نسبت به عملکرد و خواستههای فرزندانشان است و سلامت اجتماعی نیز مربوط به نظارت والدین بر حضور فرزندان در صحنههای اجتماعی و چگونگی توانمند کردن آنها نسبت به مسائل و پدیده های اجتماعی است. مطالعات نشان داده است که در اکثر بی بندوباریها، سرکشیها و انحرافات اجتماعی به تربیت اولیه و کودکی شخص برمیگردد. اگر انسان در زمان کودکی مورد پرخاشگری، بیاعتنایی، توهین و سایر تنگناها قرار گیرد، در جامعه فردی پرخاشگر و قانون شکن خواهد شد. بسیاری از خانواده ها و والدین نمی دانند پرخاشگری چیست وقتی تنبیه بدنی کودک را کودکآزاری نمی دانند و آن را برای تربیت صحیح فرزندان لازم هم می دانند، و نمی دانند که تا چه حد در امر سعادت یا بدبختی فرزندان خود سهیماند و مشکلات فرزندان، تا چه حد مربوط به آنان است.
برخی معتقدند که بدون تنبیه هیچگونه تربیتی نمیتواند امکانپذیر باشد. امروزه دیگر به کمتر کسی این امر پوشیده مانده است که اعمال قدرت از طریق تنبیه کردن، مخصوصاً اگر تکرار و تداوم یابد به ضرب و جرح منجر می شود و خواه ناخواه کودک را دچار عارضههای روحی ـ روانی می کند و یا در مواردی او را به موجودی رنجور و ناتوان مبدل می سازد و به سراشیبی خودآزاری و یا دیگرآزاری و بیبندوباری و بسیاری از مشکلات روانپریشی دیگر سوق می دهد.
بیان مسئله
کودکآزاری به سه دسته تقسیم می شود:
1-کودکآزاری جسمانی
2-کودکآزاری جنسی
3-بیتوجهی نسبت به کودک
مخفیترین نوع استفاده از کودکان،سوءاستفادة جنسی است که بخاطر طبیعت پنهانی این عمل کمتر آشکار می شود که ممکن است توسط هر فردی انجام پذیرد. مانند افراد فامیل و محرم تحت عنوان زنا با محارم یا توسط منحرفین جنسی (بچهباز) یا اشخاص دیگر. در اینجا منظور ما از کودکآزاری جسمانی این است که کودک یک بار یا به دفعات متعدد مورد ضرب و شتم و آزار و شکنجة عمدی افراد بالغی که مسئولیت آنها را بر عهده دارند، قرار گیرد. در این دسته علاوه بر آزار جسمانی،محرومیت از خوراک و پوشاک نبود توجه و مراقبت، نبود سرپناه و محرومیت از محبت و عاطفه به طور عمد نیز مطرح است.
این دسته در تمام گروههای سنی و نژادی و سطوح مختلف اجتماعی، اقتصادی و در هر دو جنس دختر و پسر دیده می شود. که البته به نظر می رسد براساس تحقیقات انجام شده دختران بیش از پسران مورد کودکآزاری قرار می گیرند (باغبان، 1386 : 10).
خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی قدمتی به اندازة نوع بشر دارد و در طول تاریخ دارای تحولات و فراز و نشیبهایی بوده است. هر چه به عصر جدید نزدیک می شویم، تکامل خانواده را بیشتر شاهد هستیم. قبل از دورة صنعتی چند نسل از افراد با یکدیگر زندگی می کردند و تنوع اقتصادی آنقدر وجود نداشت. افراد در میان خانواده پرورش مییافتند.
روش آموزش و پرورش نه تنها در جوامع مختلف دنیا کاملاً متفاوت است بلکه در یک کشور و یا در جامعة شهری و روستایی نیز تفاوت دارد. پس می توان گفت هر فرد مخلوطی است از محیط اجتماعی و پرورش خود، و اختلاف افراد ناشیاز تفاوت کاربرد روشهای تربیتی است. پس می توان نتیجه گرفت که اختلاف زیادی در چگونگی آموزش و پرورش افراد دیده می شود، که ناشی از نوع طبقه، نوع فرهنگ رایج و عامی ، جمعیت و همچنین خصوصیات شخصیتی افراد است. والدین نقش اساسی در تربیت کودکان دارند. والدینی که از لحاظ شخصیتی مشکل دارند، در تربیت فرزندان خود نیز دچار مشکل میشوند و ناچار از شیوههای تربیتی استفاده می کنند که در انتها به ضرب و جرح و کودکآزاری منجر می شود و مقصر اصلی در این پدیده فرزندان میدانند. (خانی، 1378: 51).
کارشناسان علوم تربیتی و اجتماعی به منظور اجتماعی ساختن کودکان و تطابق رفتارهای آنان با هنجارهای اجتماعی قائل به دو نوع مکانیسم هستند. یکی از آنها جامعه پذیری و دیگری کنترل اجتماعی است. اگر فرآیند سازگاری کودکان و نوجوانان از طریق مکانیسم جامعه پذیری میسر نباشد استفاده از کنترل اجتماعی توجیه می شود. باید توجه داشت که کنترل اجتماعی کودک به معنای کودکآزاری و یا تهدید و ارعاب کودکان نیست، بلکه استفاده از شیوه ها و روشهای تربیتی صحیح و اصولی است. (معروف، 1384 :4)
موضوع تحقیق
بررسی علل اجتماعی و روانی کودکآزاری (مورد مطالعه اورژانس اجتماعی هاجر).
اهمیت تحقیق
شاید برای برخی از والدین، آزار و اذیتی که از سوی آنها یا سایر اعضای خانوادة کودکان اعمال میشود، مسئله زیاد مهمی نباشد. آنان عادت کردهاند که ارزش و اهمیت زیادی برای شخصیت فرزندان قائل نشوند. برخی بر این باورند که رو دادن به کودکان آنها را گستاخ بار میآورد. کودکان تا زمانی که بزرگ نشده و به سن بلوغ نرسیدهاند، نباید زیاد مورد عنایت و توجه قرار گیرند.
اینگونه افکار و نگرشها باعث پایمال شدن حقوق کودکان در جامعه می شود علاوه بر این مسئله، داشتن این نوع نگرش دارای اثرات نادرست تربیتی در سطوح فردی و اجتماعی است.(مسکنی، 1384 :7)
از لحاظ فردی، عدم توجه به کودکان و احیاناً تنبیه و اذیت آنان به شیوههای مختلف در خانواده، مدرسه و سایر نهادها باعث بوجود آمدن شخصیتهای متزلزل، تحقیر شده، عقدهای و پرخاشگر در نوجوانان و جوانان آیندة جامعه می شود. اگر افراد بوجود آورندة یک جامعه، از شخصیت سالم بهرهمند نباشند امکان توسعة اجتماعی و فرهنگی در آن جامعه میسر نخواهد بود از لحاظ اجتماعی اثرات نامطلوب این پدیده در سطحی گسترده، چشمگیر می باشد. کودکآزاری باعث می شود تا نهاد خانواده که اصلی ترین نهاد اجتماعی است، در معرض تزلزل قرار گیرد، زیرا با وجود این پدیده، روابط عاطفی مستحکم بین والدین و فرزندان بوجود نمیآید و به این ترتیب روابط خانوادگی دچار آسیب و انحراف میشود. اگر چه کودکان در مراحل اولیة زندگی خود مجبور به تحمل چنین وضعی در درون خانواده هستند، ولی به محض رسیدن به سن بلوغ و پیدا کردن اختیار و توانایی، راه و شیوة مستقلی در پیش می گیرند. و مسلماً راه و شیوههایی را که در پیش می گیرند جدایی از آنچه که در این سالها در خانواده به او آموخته اند نیست، و این فرد در زندگی شخصی و خانوادگی خود وقتی که او نیز یک پدر یا مادر می شود همان شیوههای تربیتی غلط را در مورد فرزندان خود به کار میبرد. بنابراین اگر خانواده، که هستة اصلی سایر نهادهای اجتماعی به شمار می رود چنین وضعیتی را پیدا نماید، بدیهی است که سایر نهادهای موجود در جامعه دچار کژکارکردی خواهند شد. و به این ترتیب مشکلات ساختاری بیشتری بر سر راه توسعه اجتماعی و فرهنگی جامعه بوجود می آید. گذشته از موارد ذکر شده اهمیت کودکآزاری در گرفته شدن حقی است که از عدهای انسان گرفته می شود مانند حق خوب زندگی کردن، از امکانات بهرهمند شدن و از محبت پدر و مادر بهرهمند شدن. متأسفانه کودکانی که مورد اذیت و آزار قرار می گیرند، از کلیه امکانات یک زندگی خوب و از محبت پدر و مادر به دور هستند.(معروف، 1384 :16)
اهداف تحقیق
کودکآزاری از نظر علوم اجتماعی یک پدیده است. ما در جامعهشناسی کودکآزاری را به عنوان یک آسیب اجتماعی تلقی می کنیم. کودکآزاری آسیبی نیست که تنها به یک فرد وارد می شود بلکه آثار این در اجتماع خود را هویدا می کند. افرادی سرخورده، آسیب پذیر، خشن و غیرقابل انعطاف تحویل جامعه داده می شود. ما در مسئله کودکآزاری به دنبال این هستیم که بدانیم چرا والدین کودکان خود را مورد ضرب و شتم قرار می دهند، و تحت چه شرایطی مرتکب کودکآزاری میشوند، و یا اصلاً این عملی را که در مورد فرزندان خود انجام می دهند، کودکآزاری تلقی می کنند و یا به بهانههای مختلف مانند تربیت، حساب بردن کودک کار خود را توجیه می کنند.
ما می خواهیم بدانیم معمولاً والدینی که مرتکب کودکآزاری میشوند از پایگاه اجتماعی خاص برخوردار هستند یعنی از سطح سواد، وضعیت اقتصادی و وضعیت فرهنگی پایینی برخوردار هستند.
پرسشهای تحقیق
1-آیا بین کودکآزاری با وضعیت اقتصادی رابطه وجود دارد؟
2-آیا بین کودکآزاری با سطح سواد(تحصیلات) رابطه وجود دارد؟
3-آیا بین کودکآزاری با وضعیت فرهنگی رابطه وجود دارد؟
4-آیا بین کودکآزاری و والدینی که خود در زمان کودکی مورد تنبیه بدنی قرار گرفته اند رابطه وجود دارد؟
5-آیا بین کودک آزاری و جنسیت کودک رابطه وجود دارد؟
فرضیه تحقیق
بین کودکآزاری با وضعیت اقتصادی رابطه معنادار وجود دارد.
بین کودکآزاری با سطح سواد(تحصیلات) رابطه معنادار وجود دارد.
بین کودکآزاری با وضعیت فرهنگی رابطه معنا دار وجود دارد.
بین کودکآزاری و والدینی که خود در زمان کودکی مورد تنبیه بدنی قرار گرفته اند رابطه معنادار وجود دارد.
بین کودک آزاری و جنسیت کودک رابطه معنادار وجود دارد.
ادبیات تحقیق
1- کودک
در ایران کودک به فردی اطلاق می شود که به سن رشد نرسیده باشد و این سن درخصوص دختران 9 سال و در مورد پسران 15 سال تمام است. طبق قانون مدنی پایان کودکی در این دوره است. (باغبان، 1386 :3)
| دسته بندی | صنایع نفت و گاز |
| فرمت فایل | ppt |
| حجم فایل | 4981 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 56 |
روش های مدیریت پسماندهای صنعتی
کاهش پسماند-چگونه؟
کاهش پسماند نتیجه یک عملکرد سیستمی است:
هزینه های بالای دفع
منفعت طالبی بخش خصوصی
غالباً روش های کاهش دهنده پسماند تنها توسط بهره بردار قابل طراحی و اجراست.
نمونه های مورد اشاره: فیلتر آب همراه، فیلتر روغن در موتورها، سند بلاست در ایستگاه کمپرسور، ضایعات کاستیک ......
حمل ونقل پسماندها(مواد خطرناک)
نام شرکت یا موسسه حمل کننده، ظرفیت تانکر، وزن خالی تانکر، حداکثر وزن تانکر به همراه محموله، تاریخ و مدت اعتبار بازرسی
شماره ثبت تانک کانتینر، نام شرکت تولید کننده تانک کانتینر، شماره سریال تولید، مقدار عددی فشار محموله بر حسب مگاپاسکال یا بار، ظرفیت جایدهی تانک کانتینر، سال تولید
| دسته بندی | هتل داری |
| فرمت فایل | ppt |
| حجم فایل | 4622 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 53 |