| دسته بندی | کشاورزی و زراعت |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 13 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 12 |
فرمت فایل : ورد
قسمتی از محتوی فایل
تعداد صفحات : 12 صفحه
محتوای عنصر کم مقدار در جوجه های عفونی شده با Ascaridia galli تحت درمان نمک بازی سه گانه خلاصه : یک نمک بازی جدید سنتز شده در جوجه های عفونی شده Ascaridia galli به کاربرد شده .
محتوای عنصر کم مقدار کبد ، افزایش وزن بدن ، تحمل انگلی و محایت جوجه مورد بررسی قرار گرفتند .
مرگ و میر افزایش یافته ، وزن بدنی کاهش یافته و سطوح یافته محتوای عنصر کم مقدار تحت عفونت Ascaridia gallia مورد بررسی قرار گرفتند .
ارتقا حیات و وزن بدن و بازیابی محتوای عنصر کم مقدار کاهش یافته در جوجه های عفونی شده تحت درمان با نمک توسعه یافت .
تغییرات جزئی در بار انگلی در جوجه های عفونی شده و درمان شده وجود داشت .
نمک کم مقدار بازی سه گانه را می توان در طول ابتلا به Ascaridia برای رفع عدم توازن عنصر کم مقدار و ارتقاء عملکرد جوجه ها بدون علائم سمی به کار برد .
نمک به طور بالقوه قابل استفاده بعنوان یک مکمل رژیمی برای کنترل کرم شناسی در طیور می باشد .
مقدمه : مواد معئنی جایگاه مهمی را در آشفتگی های متابولیکی بیماری های ناشی از وجود کرم در بدن دارند .
Ascaridia galli باعث بروز یک عدم توازن برخی عناصر کم مقدار بیوژیک ( روی ، مس ، کبالت ، منگنز ) در جوجه ها ( 1987) می شود ابتدا به کرم Ascaridia باعث کاهش وزن بدن ، افزایش مرگ و میر و دیگر علائم پاتولوژیکی ثانویه مرتبط با آشفتگی های مواد مصرفی می شود .
در طیور ، مس ، روی و منگنز برای عملکرد بهینه الزامی می باشد .
رژیم عادی در طیور مرتباً با یک افزایش در میزان مس ، روی و منگنز در تلاشی برای تامین الزامات رژیم غذایی آنها تکمیل می شود .
تاکنون ، تنها نمک های خنثی ار این عناصر عمدتاً برای رفع کمبود های معدنی در حیوانات مزرعه ای بکار می روند و بندرت برای رفع یا بازگرداندن تعادل معدنی نرمال در میزبان های عفونی شده با انگل مورد استفاده قرار می گیرند.
در طول ده سال آخر ، نمک های بازی برخی عناصر بیوژیک برای رفع کمبود های عنصری در حیوانات عفونی شده بصورت تجربی یا آزمایشی به کار برده شد .
نمک های بازی خالص ، مس و روی قبلاً مورد بررسی قرار گرفته و نیز نمک های بازی دو گانه مس و روی و روی و کبالت افت های معدنی و عملکرد جوجه ها را تصحیح کرده اند .
آنها تاثیر سمی اندکس را روی ارگانیسم میزبان نشان داده اند .
هدف از تحقیق ما بررسی تاثیر یک نمک بازی سه گانه جدید سنتز شده روی عملکرد جوجه و محتوای عنصر کم مقدار در جوجه های تحت عفونت A.
gall می باشد .
مواد و روشها : یک نمک جدید بازی مخلوط شده حاوی به رژیم جوجه اضافه شد .
این نمک توشط رسو بگذاری مشترک پیوسته با استفاده از محلول روی ، کبالت ، منگنز رقیق شده سنتز شد .
ترکیب کریستال ها با تجزیه و تحلیل حرارتی و اشعه X و نیز تجزیه و تحلیل شیمیایی تعیین شد .
جوجه های نر هشتاد و یک روزه متعلق به تخم Hisex به چهار گروه به ترتبی زیر تقسیم شدند : گروه 1- گروه کنترل ( جوجه های سالم ) گروه 2- درمان شده با گروه 3- حیوانات عفونی شده با A.
golli گروه 4- جوجه های عفونی شده با A.
golli و درمان شده با جوجه های کنترل و آزمایشی در یک ویورایوم پرورشی داده شدند
| دسته بندی | شهرسازی |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 19 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 17 |
فرمت فایل : ورد
قسمتی از محتوی فایل
تعداد صفحات : 17 صفحه
مجموعه قوانین و مقررات شهر سازی از آغاز تا پایان سال 1378 ساخت شهر های جدید ( وزارت مسکن و شهرسازی ) از اساسنامه شرکت عمرات شهرهای جدید (83) – 14/10/67 ماده 4 – موضوع شرکت : مدیریت تهیه طرحهای شهر سازی ، معماری ، نقشه تفکیکی ، آماده سازی و سایر اقدامات اجرایی و ساختمانهای لازم برای ایجاد شهر های جدید در زمین تامین شده بر اساس بند 2/1 مصوبه 108238 مورخ 20/12/64 هیات وزیران و یا از طریق خریداری و تملک طبق مقررات و قوانین جاری بر حسب مورد .
حفظ حقوق و اعمال مالکیت دولت نسبت به اراضی متعلق به دولت در محدوده شهرهای جدید .
مدیریت عملیات آماده سازی و احداث بنا و تأسیسات شهری و خدماتی و تولیدی و تجاری در شهر جدید .
مدیریت بهره برداری و اداره تأسیسات ایجاد شده تا زمان تصدی سازمانهای ذیربط .
انواع مشارکت با اشخاص حقیقی و تحیل وام از مؤسسات اعتباری و پولی و سیستم بانکی .
عقد قرارداد برای استفاده از خدمات مؤسسات و شرکتهای مشورتی خارجی با رعایت ضوابط ومقررات .
صدور مجوزها و ضوابط اعمال و استانداردهای احداث و ایجاد تأسیسات وابسته در شهرهای جدید بر اساس مقررات وزارت مسکن و شهرسازی .
مدیریت ، فروش و نقل و انتقال املاک و واحدهای مسکونی ، صنعتی ، کارگاهی و تجاری و خدماتی و غیره طبق دستورالعمل های وزارت مسکن و شهرسازی .
طرح شهرهای جدید تعریف طرح شهرهای جدید از آیین نامه نحوه بررسی و تصویب طرحهای توسعه (112) -12/10/78 11.
طرح شهرهای جدید : عبارت است از طرحهایی که برای ایجاد شهرهای جدید طبق تعریف ماده (1) تصویب نامه شماره 23240/ت 276 ه مورخ 25/6/1371 در قالب طرح های کالبدی ملی و منطقه ای و جامع ناحیه ای ضرورت و مکان ایجاد آنها با سقف جمعیتی و نوع فعالیت معیین یه تصویب شوای عالی شهرسازی و معماری ایران خواهد رسید و متعاقب آن و مانند سایر شهرها بایستی برای آنها طرح جامع و تفصیلی تهیه شود .
آیین نامه ایجاد و احداث شهرهای جدید (91) – 25/5/71 هیات وزیران در جلسه مورخ 25/5/71 بنا به پیشنهاد شماره 4781/1 مورخ 12/6/1370 وزارت مسکن و شهرسازی ، به استناد تبصره (5) ماده (11) و ماده (17) قانون « زمین شهری » - مصوب 1366 – و مواد (7) و (8) قانون « تغییر نام وزارت آبادانی و مسکن به مسکن و شهرسازی و تعیین وظایف آن » -مصوب 1353 - « آیین نامه ایجاد و احداث شهرهای جدید » را به شرح زیر تصویب نمود : ماده 1 – شهر جدید به مکانی اطلاق می شود که در محدوده آن برای اسکان و فعالیت جمعیتی بیش از پنجاه هزار (50000 ) نفر یا دست کم ده هزار (10000) واحد مسکونی به اضافه ساختمانها و تأسیسات مورد نیاز عمومی ، اجتماعی و اقتصادی ساکنان آن ، در خارج از حوزه شهری و حریم استحفاظی شهرهای موجود پیش بینی شده باشد .
ماده 2 – برای احداث هر شهر جدید ، ابتدا طرح مکان یابی آن با توجه به سیاستهای دولت ، در قالب طرح کالبدی ملی و منطقه ای یا درموارد استثنایی ، طرح جامع شهری به پیشنهاد وزارت مسکن و شهرسازی تهیه و با گزارشهای تحلیلی و توجیهی لازم جهت تصویب به شورای عالی شهرسازی و معماری ایران ارائه می شود .
تبصره – ضوابط ومقررات اجرایی این ماده توسط شورای عالی شهرسازی و معماری ایران ابلاغ می شود .
ماده 3 – وزارت مسکن و شهر
| دسته بندی | حقوق |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 30 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 39 |
فرمت فایل : ورد
قسمتی از محتوی فایل
تعداد صفحات : 39 صفحه
مجازات از نوع معلق یا تعلیق و عف مقدمه : در اثر تحولاتی که در چند قرن اخیر در جوامع پیشرفته پدیدار گردید ملاحظه می شود که مبانی حقوق قضائی از نظر اهمیتی که جامعه برای اجرای مجازات ملحوظ می داشت نیز دستخوش تغییر و تبدیل شده و اساس و پایه اعمال مجازات در قرن حاضر با آنچه که در قرون گذشته به آن نگریسته می شد تفاوت کلی یافته است .
که مباحث جامع آن در بحث مکتب شناسی عنوان شده است و به منظور پرهیز از اطاله کلام از بیان آنها خودداری می شود در مجموع می توان گفت که امروزه مجرم را بیشتر یک بیمار اجتماعی می پندارند تا یک عنصر فاسد و ضد اجتماعی و بر اساس این طرز تفکر است که آن اعتقادی که در قرون گذشته نسبت به اجرای عدالت نمودن در اعمال مجازات وجود داشت دیگر وجود ندارد و کمتر کسی است که بزهکار را صد در صد مسئول اعمال و رفتار ضد اجتماعی خود دانسته و او را در ارتکب جرم از تاثیر و نفوذ محیط به طور کلی مستثنی و دور بداند .
با توسعه و نفوذ این طرز تفکر و با شناخت بهتر بزهکار و بزهکاری بر اساس مبانی نوین حقوق جزایی و جرم شناسی ، فلسفه مجازات نیز تغییر کلی پیدا کرده و آن را بیشتر عاملی برای اعاده نظم جامعه و تربیت و اصلاح و درمان بزهکار می دانند تا تظاهری از انتقام ارعاب یا اجرای عدالت .
با تغییر فایده مجازات ، هدف از مجازات نیز لاجرم تغییر پیدا می کند و برای هدف جدید ، مجازاتهای جدید یا طرق جدید پیش بینی می شود .
در مسیر این طرز تفکر و این تحول بوده است که عدهای از علمای حقوق جزائی و جامعه شناسان به این فکر افتاده اند که شاید بهتر باشد در پاره ای از موارد اجرای مجازات موقتا معلق بماند و این مجازات اجرا نشود مگر آنکه محکوم علیه خود را با شرایطی که بوسیله قانون گذار و محکمه برای استفاده او از تعلیق مقرر داشته اند منطبق نسازد و در جهت خلاف آنچه که برای او مقرر شده است گام بردارد .
این تاسیس حقوقی که آن را تعلیق اجرای مجازات می نامند از زمان تدوین قانون مجازات عمومی مصوب 1304 در حقوق جزائی ایران راه یافته است و بعد از انقلاب نیز مقنن اسلامی آن را در قانون مجازات اسلامی ذکرنموده است .
که ما به دنبال بررسی این نهاد با سایر نهاد های از جمله آزادی مشروط هستیم.
پدیده تعلیق مولود قرن 19 است و در حال حاضر 3 نوع از آن وجود دارد.
1- تعلیق اجرای مجازات 2- تعلیق تعقیب 3- تعلیق صدور حکم محکومیت که در حال حاضر از میان این 3 نوع تعلیق تنها نوع اول (تعلیق اجرای مجازات) در کشور ما وجود دارد و در موارد 25 تا 36 قانون مجازات اسلامی پیشبینی شده است.
البته در قانون هیچ تعریفی از آن ارائه نشده، ولی میتوان آن را چنین تعریف کرد.
تعلیق اجرای مجازات روش قانونی تعدیل مجازات است که به موجب آن دادگاه پس از انجام دادرسی و صدور حکم با رعایت شرایطی میتواند اجرای مجازاتی را که در دادنامه قیدکرده برای مدت معینی با هدف اصلاح و تربیت مجرم به تاخیر بیندازد.
اثرات تعلیق بررسیها نشان داده است در افرادی که بهصورت اتفاقی مرتکب جرم شدهاند، صدور رای مجازات تعلیقی موثرتر است؛ اما درباره افرادیکه مرتکب جرم عمدی میشوند، استفاده از این نوع مجازات (تعلیقی) اثر منفی در جامعه خواهد داشت.
البته زندان اثرات منفی بیشتری برای جامع
| دسته بندی | حقوق |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 14 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 17 |
فرمت فایل : ورد
قسمتی از محتوی فایل
تعداد صفحات : 17 صفحه
متغیرهای ساختار شناسی در جمعیت های متفاوت میزبان Abacarus hystirix (Acari: prostigmata : Eriophyoidea) لغات کلیدی : ما یت زنگار غلات ، مایت های ، موروفولوژی ( ریخت شناسی ) ، گیاهان میزبان ، تحلیل چند متغیره ، علفهای خودرو.
چکیده مطلب: طبقه بندی سیستماتیک کنونی Eriophyodea در بسیاری جاها بعنوان پیوستگی ساختگی و پیوستگی که گیاه گیاهخوار را منعکس نمی کند.
شرح کمی تغییر مورفولوژیکی مربوط به میزبان می تواند اطلاعات پایه مورد نیاز در بهبود سیستم رده بندی Eriophyoidرا فراهم می کندو درک ما را از مکانیزم هایی که این تغییر را ایجاد می کند.
بالا می برد .
هدف این مطالعه بررسی ویژگی های دورفولوژیکی کمی مجموعه مایت زنگار غلات (Nalepa 1986) Abacarus hystrixکه روی میزبانان مختلف زندگی می کند.
سه مجموعهA.
hystrix از علفهای متفاوت جمع آوری شده اند.
(Elytrigia repens , Bromus inermis , Lolium perenne) از لحاظ ریخت شناسی امتحان شده اند .
تحلیل MANOVAتفاوتهای مهم meansدر ناقلان در میان سه جمعیت را روشن می سازد.
تحلیل ممیز 11 ویژگی را ارائه می دهد.
که بطور چشمگیری سه جمعیت را متمایز می سازد.
تحلیل بار گیری های رسمی نشان می دهد که ویژگی هاکه به بهترین نحو جمعیتی که روی میزبانان مختلف زندگی می کنندرا تشخیص می دهند که عبارتند از : کشیدگی بدن ، طول تارها ( زاید های مو مانند ) و سایز کلی بدن تغییر موفولوژیکی تفسیر شده است .
فرضیه ها درباره منابع این تغییر بحث شده اند.
مقدمه تغییر پذیری در ویژگی فنوتیپی بین جمعیتهای مایت ها ی زنده روی گیاهان میزبان مختلف از دلایل متعددی بوجود می آیند : 1) تغییر مورفولوژیکی می تواند برای گونه های منختلف مایت توزیع شود ( تمایز کلی انبارژن ،2 ) جمعیت های مایت میزبان خاص و متفاوت بین جمعیتهای میزبان خاص تمایز نا تمام انبارهای ژنی را منعکس می کند.
این جمعیت ها بعنوان گروه میزبان در نظر گرفته می شود .
3) تفاوتهای بین میزبان از اختلاف شرایط محیطی طی هستی زایی ( اونتوجنسی ) بوجود می آید .
– این پدیده می تواند بر حسب شکل پذیری فنوتیتی توضیح داده شود ( و نه جدا از انبارهای ژنی ) مطالعات درباره تغییر مربوط به میزبان در مورفولوژی جانوران گیاهخوران مایت از نیاز برای درک تعامل جانور میزبان و توسعه علم رده بندی گروه گونه ها بوجود می آید.
بطور خاص ، طبقه بندی معنی دار صرفا ساخته دست بشر است و منطبق با الگوهای ارزیابی و تطبیق این مایت ها به میزبانهایشان نمی باشد در نتیجه تغییر درون گونه ای می تواند به متخصصان و طبقه بندی کمک کند تا طبقه بندی مایت های را بهبود بخشد .
هدف مطالعه ما توضیح تغیر فنوتیپی سنجش پذیر میان جمعیتهای مایت زنگار غلات است که از سه گیاه میزبان علفی متفاوت دارد یک آفت عمومی و مهم علفهای کشت شده و وحشی در سراسر اروپا – آسیا ، آمریکای شمالی ، نواحی معتدل آفریقا ، استرالیا و نیوزیلند می باشد .
سبک زندگی دایما در حرکت را دارد و شیارهای تیغه ای روی سطح بالای برگهایش وجود دارد .
شناخته شده است که آسیبهای مستقیم ( تغذیه ای ) و غیر مستقیم ( موجب شده توسط ویروس) متعددی را برای گیاهان میزبان خود بوجود می آوررد .
گون
| دسته بندی | برنامه ریزی شهری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 56 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 88 |
پیشگفتار
مطالعات بررسی مسائل توسعه شهری منطقه 10 تهران در اسفند ماه سال 1380 از سوی حوزه معاونت شهر سازی و معماری شهرداری تهران به مهندسین مشاور طرح و معماری واگذار شد . این مهندسین مشاور ضمن برقراری ارتباط با شهرداری و مسئولین منطقه و با اتکاء به اسناد و مدارک گردآوری شده از منابع مختلف مطالعات مربوطه را به انجام رسانده است .
این مجموعه از گزارشات ، که بر اساس " راهنمای تنظیم گزارشات " ابلاغ شده از سوی کار فرما تنظیم شده است در 11 جلد ارائه می گردد . جلد حاضر مربوط به مطالعات حمل و نقل و ترافیک در منطقه 10 می باشد .
مهندسین مشاور طرح و معماری
1381
مطالعات حمل و نقل و ترافیک
فهرست مطالب
عنوان صفحه
کلیات
1 جمع آوری اطلاعات و شناسایی وضع موجود
1 – 1 – شناسایی وضع موجود شبکه
1 – 1- 1 – موقعیت مکانی و دسترسی های منطقه
1 – 1 – 2 – شکل و مشخصات کلی شبکه
1 – 1 – 3 – خطوط و جهات حرکت
1 – 1 – 4 طبقه بندی شبکه راه ها
1 – 1 – 5 – سهم سطوح معابر اصلی منطقه
1 – 1 – 6 – مقاطع عرضی معابر اصلی منطقه
1 – 2 – وسایل نقلیه همگانی
1 – 2 – 1 – راه آهن شهری ( مترو )
1 – 2 – 2 – سیستم اتوبوسرانی
1 – 2 – 3 – مینی بوسرانی
1 – 3 – تسهیلات حمل و نقلی و ترافیکی
1 – 4 – بررسی تقاضا یا سفر سازی منطقه
1 – 4 – 1 – بررسی اجمالی کاربریها
1 – 4 – 2 – تولید و جذب سفرهای منطقه
1 – 4 – 3 – سفر سازی حوزه های داخلی منطقه
2 – تحلیل و بررسی
2 – 1 – تحلیل و بررسی مسیرهای پیاده
2 – 2 – شبکه آینده منطقه و بررسی طرح های موجود
2 – 2 – 1 – شبکه بزرگراهی شهر تهران
2 – 2 – 2 – طرح ساماندهی ( جامع ) شهر تهران
2 – 2 – 3 – طرح تفصیلی منطقه
2 – 2 – 4 – سایر طرح های مصوب و سیاستهای کلی شهرداری منطقه
2 – 3 – تلفیق مطالعات و طرح های موجود
2 – 4 – تحلیل شبکه وضع موجود
2 – 4 – 1 – دسترسیهای منطقه به شهر
2 – 4 – 2 – طبقه بندی شبکه معابر
2 – 4 – 3 – پیوستگی شبکه معابر
2 – 4 – 4 – کاربریهای حاشیه شبکه معابر
2 – 4 – 5 – جهات حرکت و تعداد خطوط
2 – 4 – 6 – تقاطع ها و ظرفیت راه ها
2 – 5 – تحلیل عملکرد سیستم های حمل و نقل همگانی
2 – 5 – 1 – راه آهن شهری
2 – 5 – 2 – اتوبوسرانی
2 – 6 – بررسی مناطق تأثیر گذار در ترافیک منطقه
3 – محصول مطالعات
3 – 1 – مسائل حاد و عاجل ترافیکی منطقه
3 – 2 – اصلاح شبکه معابر
3 – 3 – اصلاح تقاطع ها
3 – 4 – اصلاح جهات حرکت
3 – 5 – کاربریها
3 – 6 – سیستم حمل و نقل همگانی
ضمیمه
منابع و مآخذ
کلیات
هدف از مطالعات این طرح فراهم کردن شرایط زندگی مناسب تر و آسان تر و دلپذیرتر شهری بیان شده است و هد ف از مطالعات شبکه راه ها و ترافیک نیز به نوبه خود فراهم کردن شرایط مناسب تر برای فعالیت هایی است که در داخل فضای خیابانها به وقوع می پیوندد . یکی از مهم ترین این فعالیت ها حمل و نقل کالا و مسافر و ایجاد ارتباط میان انسانهاست . بدیهی است یکی از روشهای دست یابی به این اهداف مورد نظر شناسایی مشکلات و مسایل موجود شبکه راه ها و سیستم های حمل و نقل می باشد ، موضوعی که این گزارش بیشتر به آن می پردازد .
هدف کلی شناسایی مشکلات و مسایل شبکه راه ها و سیستم های حمل و نقل را می توان به بررسی اجزای زیر دسته بندی کرد :
الف : مسایل مربوط به نظام جابجایی شامل :
ب ) مسایل مربوط به خصوصیات کلی کاربریها و سفر سازی آنها
امروزه با توجه به محدودیت های اصلی طرح های شهری که عبارتند از :
تبعیت از سیاست های زیر در مطالعه شبکه راه ها و ترافیک ضروری است :
محدودیت ها ایجاب می کنند که در حل مسائل جابجایی در شهر ها بجای توجه به مسائل سخت افزاری و کالبدی به امور نرم افزاری توجه شود . به عبارت دیگر ، اغلب لازم است بجای پرداختن به ظرف ترافیک ( یا شبکه خیابانها ) به مظروف ترافیک ( یا وسایل نقلیه ) توجه گردد و این توجه دست یابی به مدیریت صحیح و مداوم ترافیک از یک طرف و کنترل تقاضای ترافیک را از طرف دیگر نیاز دارد .
مطالعه حاضر و تعاریف طبقه بندی راه ها و پیشنهادات ارائه شده در آن با محوریت آیین نامه طراحی راه های شهری تهیه شده است . لذا برای آشنایی بیشتر با تعاریف انواع راه ها و اصطلاحات دیگر می توان به این آیین نامه مراجعه کرد .
1 – جمع آوری اطلاعات و شناسایی وضع موجود
1 – 1 – شناسایی وضع موجود شبکه
1 – 1 – 1 – موقعیت مکانی و دسترسیهای منطقه
در زمانی نه چندان دور منطقه 10 جزو مناطق حاشیه ای غرب تهران بود . اما اکنون این منطقه جزو مناطق مرکزی شهر محسوب می گردد که در حاشیه مرکز شهر واقع شده است .
بافت متراکم مرکز شهر سبب شده است که امکان احداث بزرگراه در این بخش به سختی فراهم گردد و شبکه درهم تنیده بزرگراهی تهران در این مناطق حفره دار و گسسته باشد . سعی و کوشش شهر بر این است که این حفره هر چه تنگتر و تنگتر شود . اهتمام به بزرگراه های شرق ( یا نیاوران ) ، محلاتی ، نواب ، یادگار امام و ........... از جمله این کوششهاست . بنابراین اگر چه تا چند سال قبل این منطقه فاقد بزرگراه بوده است اما اکنون به بزرگراه نواب که از حاشیه شرقی منطقه عبور می کند ، دسترسی مستقیم داشته و به زودی بزرگراه یادگار امام نیز از داخل این منطقه عبور خواهد کرد . دسترسی مستقیم منطقه به شبکه بزرگراهی شهر تهران پیامدهای متعددی را برای این منطقه داشته و خواهد داشت که نیازمند توجه و مطالعات لازم خواهد بود .
1 – 1 – 2 – شکل و مشخصات کلی شبکه
در شکل شبکه راه ها و خیابانهای منطقه ملاحظه می شود که نمی توان هیچ تعریف معینی از شکل شبکه در کل منطقه ارائه داد . کوچه ها و خیابانهای فرعی منطقه عمدتاً بن بست و برای ترافیک موتوری غیر قابل عبور است . این شبکه نشان دهنده بافتی قدیمی و نا منظم است . این بافت نامنظم به ویژه در بخشی از قسمت غربی ( فضای محصور بین خیابانهای جیحون ، طوس و مسیر آینده بزرگراه یادگار امام ) و بخشی از قسمت جنوب شرقی منطقه کاملاًً مشهود است . در این بخشها خیابانهای فرعی و کوچه ها فاقد هر گونه نظم و جهت مشخص و شکل هندسی هستند . اگر چه در قسمت غربی خیابانهای اصلی طوس ، دامپزشکی ، هاشمی ، امام خمینی و ............ مالک اشتر به صورت منظم و در جهت شرقی – غربی عبور کرده اند ، ولی با عبور این راه ها که تنها در جهت شرقی – غربی هستند نمی توان شبکه راه های این بخش ها را منظم دانست . در بخش جنوب شرقی راه های اصلی نیز فاقد نظم هستند .
در بخش های شمال شرقی و جنوب غربی کوچه ها و خیابانهای فرعی نسبتاً از نظم بیشتری برخوردار هستند . در بخش شمال شرقی که جهات راه ها عمدتاً در انطباق با جهات جغرافیایی ( شمالی – جنوبی و شرقی – غربی ) است ، کوچه ها و خیابانهای فرعی عمدتاًً بن بست و برای وسایل نقلیه غیر قابل عبور است . ولی شبکه راه های اصلی کاملاً منظم و شطرنجی است و جز خیابان آذربایجان و مالک اشتر بقیه خیابان ها از این نظم تبعیت دارند .
در بخش جنوب غربی کوچه و خیابانهای فرعی تا حدودی منظم و به شکل شطرنجی ولی نسبت به شبکه جغرافیایی کمی زاویه دار است . با این وجود خیابانهای اصلی این منطقه فاقد نظم هندسی است .
1 – 1 – 3 – خطوط و جهات حرکت
جهات ترافیک خیابانهای منطقه در شکل نشان داده شده است . ملاحظه می شود که خیابانها به ویژه در بخش شمالی منطقه به طور یک در میان در جهت مخالف یکدیگر یک طرفه هستند . در این شکل علاوه بر جهات حرکت ، تعداد خطوط ترافیک و خطوط پارکینگ حاشیه ای نیز نمایش داده شده است .
1 – 1 – 4 – طبقه بندی شبکه راه ها
طبقه بندی خیابانهای منطقه به لحاظ تداخل نقش هایی که خیابانها به عهده دارند از یک طرف و خارج از استاندارد بودن اجزای مقاطع عرضی آنها از طرف دیگر ممکن نیست . به عبارت دیگر بسیاری از خیابانهای منطقه که از نظر عملکرد شریانی و دارای نقش ترافیکی بوده ، به لحاظ عرض خیابان ، پیوستگی ، تداوم ، نحوه کنترل کاربریها و غیره فاقد استانداردهای خیابانهای شریانی هستند . یعنی به علت فقدان خیابانهای عریض ، مستقیم ، ممتد و یا کاربریهای مناسب رانندگان از خیابانهای باریک ، کوتاه و نامناسب برای عبور از منطقه یا سفرهای طولانی و غیر محلی استفاده می کنند ( تصویر 1 )
همین ویژگی باریک بودن خیابانها سبب شده است که برای تأمین شرایط حد اقل حرکت مطابق خیابانهای شریانی ، این خیابانها را یک طرفه کنند . به نحوی که جز در مسیر های کوتاه و منقطع و بجز خیابان امام خمینی ، سایر خیابانها حتی خیابانهای محلی منطقه یک طرفه است .
علی رغم آنچه بیان شد به دلیل وسعت زیاد منطقه و حجم بالای تردد وسایل نقلیه لازم است تعدادی از خیابانهای منطقه به عنوان خیابان شریانی درجه 2 در نظر گرفته شوند .
خیابانهایی که از این نظر مناسب هستند و در حال حاضر نیز از نظر عملکردهای شریانی درجه 2 می باشند خیابانهای حاشیه منطقه نظیر خیابان نواب و آزادی به عنوان خیابانهای شریانی درجه 2 و در مقاطعی خیابانهای شریانی درجه 1 عمل می کنند .
وجود مغازه های متعدد در طول آنها نقش محلی نیز به خود گرفته اند . بنابراین تداخل نقش ها در این خیابانها شدید است . خیابانهای خوش ، قصر الدشت ، کارون ، کمیل ، مالک اشتر ، هاشمی و دامپزشکی نیز به دلیل طولهای نسبتاً بلندتر و یک طرفه بودن عملکرد شریانی دارند ولی ویژگی های یک خیابان شریانی شامل کنترل پیاده ها و کاربریها را ندارند . در شمال خیابان دامپزشکی ، در جهت شرقی – غربی و در جنوب خیابان کمیل ، در جهت شرقی – غربی و شمالی – جنوبی خیابانهای شاخصی از نظر عملکرد شریانی وجود ندارد . ولی به علت وجود ترافیک عبوری در بعضی از خیابانها ، آنها را می توان به عنوان خیابان شریانی در نظر گرفت . سایر خیابانهای منطقه را می توان جزو خیابانهای محلی محسوب کرد .
به دلیل شرایط خاص حاکم بر خیابانهای منطقه شاید بهتر باشد که بجای استفاده از طبقه بندی خیابنها طبق آیین نامه طراحی راه های شهری به شریانی درجه 1 ، شریانی درجه 2 و محلی ، خیابانها را به خیابانهای شریانی فرا منطقه ای ، شریانی منطقه ای و خیابانهای محلی دسته بندی کرد .
1 – 1 – 5 – سهم سطوح معابر اصلی منطقه
طول و عرض متوسط خیابانهای شریانی منطقه بر اساس شکل صفحه قبل از روی فایل نقشه محاسبه و در جدول شماره 1 درج شده است . در این جدول عرضی خیابانهای پیرامون منطقه از محور خیابان در نظر گرفته شده است . همچنین خیابانهای امام خمینی ، نواب ، خوش و کارون که عرض آنها در یک نقطه تغییر زیادی داشته است به دو قطعه مختلف تقسیم شده اند . با توجه به مساحت کل 890280 متر مربع سطوح راه ها و مساحت کل منطقه که معادل 8071783 متر مربع می باشد ، سهم سطوح راه های شریانی منطقه 11 درصد از مساحت منطقه است . در این محاسبات طول و سطح خیابانهای محلی منظور نشده است .
1 – 1 – 6 – مقاطع عرضی معابر اصلی منطقه
مقاطع عرضی خیابانهای شریانی منطقه که به طور میدانی برداشت و ترسیم شده اند ، در ضمیمه گزارش ارائه شده است . محل مقطع عرضی و در بخشی از خیابان انتخاب شده است که طول قابل توجهی از خیابان مطابق این مقاطع باشد .
جدول 1 سطوح معابر اصلی منطقه 10 تهران
|
نوع معبر |
مساحت ( متر مربع ) |
|
مساحت کل شریانی درجه یک اصلی |
6620 |
|
مساحت کل شریانی درجه دو اصلی |
181581 |
|
مساحت کل شریانی درجه دو فرعی |
632088 |
1 – 2 – شناسایی وسایل نقلیه همگانی
امروزه ضرورتها و مزایای استفاده از وسایل نقلیه همگانی در شهرها بر کسی پوشیده نیست . لذا این گزارش قصد بر شمردن این مزایا و ضرورتها را ندارد . ساکنان و کارکنان منطقه 10 علاوه بر سفرهایی که پیاده یا با وسایل نقلیه شخصی خود انجام می دهند از وسایل نقلیه زیر نیز استفاده می کنند :
بررسی کامل سیستم های فوق در مطالعه حاضر ضروری نبوده است . در این مطالعه با توجه به هدف از مطالعه و بررسی کلان در زمینه مسائل حمل و نقلی و ترافیکی منطقه ، تنها اشاره کوتاهی به امکانات استفاده از راه آهن شهری ( مترو ) و سیستم اتوبوسرانی و مینی بوسرانی در منطقه می شود و سایر جزئیات به فازهای بعدی مطالعه موکول می گردد . ضمناً داخل منطقه مورد مطالعه فاقد تاکسی های خطی ( راهی ) می باشد .
| دسته بندی | گردشگری و توریسم |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 9 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 10 |
فرمت فایل : ورد
قسمتی از محتوی فایل
تعداد صفحات : 10 صفحه
فهرست مطالب تعریف مسئولیت مدنی مبانی مسئولیت مدنی مبنای تقصیر فرض تقصیر نظریه خط ( مسئولیت مطلق) نظریه تضمین حق مسئولیت متصدی حمل ونقل مبنای مسئولیت در کنوانسیون های ورشو و مونترال منابع تعریف مسئولیت مدنی مسئولیت مدنی عبارتست از ضرورت جبران ضررهای وارده به یک شخص.
مسئولیت مدنی به دو معنای عام و خاص به کار می رود.
مسئولیت مدنی به معنای عام « به جایی به کار می رود که شخص در برابر دیگری به سبب قانون شکنی یا پیمان شکنی و خساراتی که به او وارد کرده است.
پاسخگو قرار می گیرد, مسئولیت مدنی به معنای خاص در برابر مسئولیت های ناشی در نقض قرار داد یا تاخیر در اجرای آن ( مسئولیت قرار دادی) قرار می گیرد.
در جایی به کار می رود که شخص به سبب ورود زیان به دیگری بدون آنکه بین آن و قرار دادی بسته شده باشد مسئول قرار بگیرد.
مبانی مسئولیت مدنی در سیر تحول و ایجاد مسئولیت مبانی مختلفی از سوی حقوقدانان ارائه شده است.
که به ترتیب شامل مبنای تقصیر, فرض تقصیر, خطر و مبنای تضمین حق می باشند.
این نظریات به ترتیب در زیر به طور مختصر توضیح داده می شود.
مبنای تقصیر « به موجب این مبنا تنها دلیلی که می تواند مسئولیت کسی را نسبت به جبران خسارتی توجیه کند, وجود رابطه علیت بین تقصیر او و ضرر است» یعنی برای جبران خسارت باید تقصیری وجود داشته باشد, البته متضرر از تقصیر باید آنرا اثبات نماید این نظریه با گذشت زمان نارسایی های خود را نشان داد.
زیرا لذا اواخر سده نوزدهم غول های اقتصادی ایجاد شدند که دیگر به شیوه سختی نمی توانستند جلوی آنها را بگیرند زیرا اثبات تقصیر این ها با توجه به ساختمان پیچیده وسایل تولیدی ممکن نبود و از نظر مالی نیز توان آن را کسی نداشت.
لذا نظریه بعد ( فرض تقصیر) ایجاد شد.
در حقوق ما , مبنای مسئولیت طبق نظر مشهور, بر مبنای تقصیراست وغیر این استثنا است قانون مسئولیت مدنی مصوب 1339 در ماده یک مبنای تقصیر را ذکر می کند.
2- فرض تقصیر حقوقدانان برای بر طرف ساختن عیوب نظریه تقصیر به عنوان استثناء تقصیر مدعی علیه را مفروض دانستند.
یعنی اینکه مدعی علیه در ورود به شخص مقصراست و تقصیر کرده است و در صورتی از مسئولیت معاف می گردد که عدم تقصیر فوراً ثابت نماید.
در حقوق ما مواردی بر این مبنا ذکر شده است مثلاً در قانون مدنی, مسئولیت کار فرمایان در ماده 12 بر این مبنا استوار است.
ولی باز این نظریه نتواست در مواردی عدالت را اجرا کند لذا نظریه بعدی که نظریه خود ( مسئولیت بدون تقصیر) بود مطرح گردید.
نظریه خطر ( مطلق) طرفداران آن معتقدند که تقصیر در زمره از ارکان ایجاد مسئولیت نیست و همین که ضرری وارد شد و قابل انستاب به مدعی علیه بود ولی مسئول است.
راه فرار از این مسئولیت هم قوه قهریه است.
یعنی اگر مدعی علیه بتواند ثابت کند که ضرر وارده به دلیل قوه قهریه بوده است از مسئولیت صبری می شود.
نظریه بعدی که مطرح شد.
نظریه تضمین حق بود.
| دسته بندی | حقوق |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 15 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 24 |
فرمت فایل : ورد
قسمتی از محتوی فایل
تعداد صفحات : 24 صفحه
مبنا و هدف حقوق درباره مبنا و هدف قواعد حقوق اختلاف بسیار است, چندان که می توان گفت تا کنون در هیچ یک از مسائل اجتماعی بدین پایه بحث و گفتگو نشده است.
کاوش در این باره که حقوق بر چه مبنایی استوار است و هدف از قواعد آن چیست, پیشینه ای درخشان دارد و از زمان حکیمان یونان تا کنون اندیشه هزاران نویسنده و متفکر و دانشمند را به خود مشغول داشته است.
این اختلاف را اسباب گوناگون دامن میزند؛ چنان که پیروان مذاهب و دانشمندانی که فکر ایجاد حقوق جهانی را در سر میپرورانند سهم بسزایی در این راه دارند, ولی, رابطه اصلی همه گفتگوها را باید در این دو نکته جستجو و خلاصه کرد: 1-تاریخ زندگی بشر ستمهایی را که حکمرانان زورگو بر مردم روا داشته اند هیچ گاه از یاد نمی برد.
قربانیان این جنایات همیشه در پی آن بوده اند تا چاره ای برای این درد بیابند و به وسیله ای از خودکامگی فرمانروایان بکاهند.
احترام به حقوق فطری یکی از این وسایل است: گروهی از خردمندان کوشیده اند تا با طرح این فکر که << قواعدی برتر از اراده حاکم نیز وجود دارد و حقوق باید از آن قواعد عالی و طبیعی پیروی کند>> مانعی در راه تجاوز حکومت ایجاد کنند و قیام و مقاومت مردم را در برابر بیعدالتیها موجه سازند.
از سوی دیگر, طرفداران حکومت نیز بیکار ننشستهاند و در برابر پیروان حقوق فطری این فکر را پروردهاند که مبنای اصلی حقوق اقتدار دولت است و حاکم نماینده خداوند و مامور اجرای فرمانهای اوست.
2-انسان موجودی است مستقل و با خواستها و نیازهای ویژه خود, شخصیتی ممتاز از دیگران دارد.
ولی, زندگی همین فرد مستقل چنان به سرنوشت دیگران آمیخته است که گویی پاره ای از اجتماع است و هیچ وجود مستقلی در برابر آن ندارد.
زندگی فردی و اجتماعی انسان دو چهره گوناگون از حقیقت زندگی اوست و مهمترین مساله درباره هدف حقوق این است که چگونه باید ضرورتهای این دو زندگی را با هم جمع کرد و مقصود نهایی از قواعد حقوق تامین کدام یک از آنهاست؟
از همین جاست که دو مکتب اصلی تمام مسائل حقوقی و اقتصادی را تحت تاثیر قرار داده است: بعضی طرفدار اصالت فرد و تامین آزادی او شده اند و بعضی دیگر منافع جامعه و ضرورتهای زندگی مشترک را بر حقوق فردی برتری دادهاند.
بدیهی ترین مفهومی که همه از حقوق و قانون دارند این است که قواعد آن بر اشخاص تحمیل میشود و ایجاد الزام میکند.
پس این پرسش در ذهن هر اندیشمند طرح میشود که چرا باید از قانون اطاعت کرد؟
چه نیرویی پشتیبان آن است و چه جاذبهای ما را به اجرای قواعد آن وادار میسازد؟
این نیرو و جاذبه پنهانی را <<مبنای حقوق>> می نامند.
گفته شد که انسان موجودی اجتماعی است و برای نگاهداری اجتماع خود لازم دیده است که قواعدی بر روابط اشخاص حکومت کند.
پس, از لحاظ تاریخی, مفهوم حقوق با دولت (به معنی عام) ارتباط نزدیک دارد و هدف اصلی آن ایجاد نظمی است که این همزیستی را تامین کند.
ولی, با از بین رفتن حکومتهای خودکامه, این بحث به میان آمده است, که آیا نقش حقوق تنها نگاهداری اجتماع و تضمین بقای حکومت است, یا باید بر پایه عدالت و انصاف باشد و برای هرکس حق و تکلیفی را شناسد که شایسته و سزاوار است؟
به این پرسش دو پاسخ گوناگون داده شده است: 1-مبنای
| دسته بندی | برق |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 14 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 11 |
فرمت فایل : ورد
قسمتی از محتوی فایل
تعداد صفحات : 11 صفحه
مبدلهای آنالوگ به دیجیتال مقدمه : ازسال 1960 با توجه به توسعه نیمه هادی ها ، پردازش اطلاعات به صورت دیجیتال اهمیت بیشتری پیدا کرد و ساخت و استفاده از مدارهای آنالوگ روبه افول گذاشت .
با پیدایش میکروپروسسورها انقلابی در زمینه پردازش دیجیتال به وقوع پیوست که تا ده سال پیش از آن حتی قابل تصور نبود .
تقریباََ تمام اطلاعات مورد پردازش پارامترهای فیزیکی ای هستند که در اصل ماهیت آنالوگ دارند ، مانند : فشار، دما ، سرعت ، شتاب ، شدت نور ، .
.
.
بنابراین درهرمورد این اطلاعات آنالوگ با استفاده از مبدلهایADC به معادل دیجیتالشان تبدیل شوند .
تبدیل آنالوگ به دیجیتال در سیستم های پردازش سیگنال : بطور کلی فرایند تبدیلA/D یک سیگنال آنالوگ نمونه برداری شده و نگهداشته شده را به یک کلمه دیجیتال که نماینده سیگنال آنالوگ است تبدیل می کند .
تاکنون چندین مبدل آنالوگ به دیجیتال ساخته شده که هریک مشخصات مربوط به خود را دارند .
مهمترین این مشخصات عبارتند از : سرعت ، صحت ، هزینه .
قبل از هر چیز باید متذکر شویم که عمل تبدیل آنالوگ به دیجیتال احتیاج به صرف زمان بیشتری از تاخیر مبدلهای D/A دارد ؛ تا وقتی که تمامی بیتهای مقدار دیجیتال به دست نیامده اند ، مقدار آنالوگ (ورودی ) نباید تغییر کند .
ولی ، می دانیم که تغییرمی کند ؛ چاره این است که در فواصل زمانی معین نمونه هایی از دامنه سیگنال آنالوگ بگیریم و بدون تغییر ذخیره نماییم و پس از ارزیابی کامل نمونه را حذف و نمونه جدیدی را تهیه و ذخیره کنیم .
این عمل توسط مداری به نام مدار نمونه گیر و نگهدارنده 1(S/H) انجام می گیرد .
این مقدار باید قبل از مبدلهای A/D در مدار قرارگیرد .
شکل یک صورت نمایشی از یک مدار S/H را نشان می دهد .
عمل نمونه گیری و نگهداری (S/H) معمولاً به وسیله یک سوئیچ برای نمونه برداری و یک خازن برای نگهداری و یک ‚‚ میانگیر،، برای جلوگیری از تخلیه خازن انجام می شود .
به این ترتیب که سوئیچ S1 در لحظه خاصی بسته می شود و خازن C را در زمان کوتاهی به وسیله سیگنال آنالوگ شارژ می کند .
این زمان به قدری کوتاه است که در طول آن دامنه سیگنال آنالوگ تغییر چندانی نمی کند .
وقتی سوئیچ 1S باز می شود .
خازن به موازات خود امپدانس بزرگی می بیند و لذا نمی تواند تخلیه شود .
ضمناً ، در طرف دیگر خازن نیز میانگیر به کار گرفته شده است که با امپدانس ورودی زیاد خود مانع تخلیه خازن از آن طرف می شود .
در صورتی که خازن به وسیله سیگنال نمونه ورودی شارژ کامل شود (ولتاژ آن به اندازه دامنه نمونه باشد ) ، سیگنال نمونه جدید (کمتر یا بیشتر از قبلی) دو باره آن را به اندازه جدید تغییر می دهد .
ولی ، اگر عرض بالس آنقدر کم باشد و یا خاذن جمع آنقدر بزرگ باشد که فرصت شارژ کامل بدست نیاید (عرض پالس کمتر از T ) ، ولتاژ جدید روی ولتاژ قبلی در خازن جمع و ذخیره می شود ، که در نهایت این ولتاژ بستگی به ولتاژ قبلی خواهد داشت .
در چنین حالتی ، باید سوئیچ 2S را به خازن اضافه کنیم تا پس از خاتمه تبدیل و قبل از نمونه برداری بعدی ، با اتصال کوتاه کردن خازن باعث تخلیه آن شود .
این مدار را می توان به صورت جزء به جزء ساخت ،
| دسته بندی | حقوق |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 20 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 22 |
فرمت فایل : ورد
قسمتی از محتوی فایل
تعداد صفحات : 22 صفحه
مبانی و تفاوتها در فقه زنان فریبا علاسوند تناسب بین حق و تکلیف وقتی درباره نظام حق و نظام تکلیف بحث میشود، مراد از حق، حق واجب است؛ یعنی هر انسانی حقوقی دارد که عقل و شرع او را برای پیگیری و استیفای آنها محق میدانند؛ به گونهای که اگر «من علیه الحق» کوتاهی کند، امکان اقامه دعوی برای شخص بوده و میتواند با استفاده از مجاری قانونی، حق خود را بستاند.
در برابر این حق نیز تکالیف الزامی وجود دارند که هر انسانی ملزم به رعایت آنها است.
واضح است که هر تکلیفی، مبتنی بر توانایی انجام آن است و عقل و شرع، درباره محال بودن تکلیف غیرمقدور، با یکدیگر موافقند.
مهم این است که دایره توانایی هر انسانی، گستردهتر از دایره تکالیف الزامی برعهده او است.
از این رو، در این بحث، دو محور را میتوان دنبال کرد: • اول آن که بین حقوق و تکالیف موجود، تناسب لازم باشد.
• دوم آن که برای انسانی که دایره تواناییاشگسترده تر از دایره تکالیف الزامی او است نیز فکری بشود.
محور اول رعایت تناسب بین حقوق و تکالیف این مطلب، در قرآن کریم، به عنوان یک اصل کلی، بارها تکرار شده است و درباره زنان، گویاترین آیات، آیه کریمه ذیل است: ولهن مثل الّذی علیهن بالمعروف[1] بقره، آیه 228(البته بعضی از علما این آیه را ناظر به تساوی در حقوق و مزایای انسانی بین زن و مرد میدانند.
«المرأْ و کرامتها فی القرآن» از آیت الله معرفت.
) برای زنان، همان اندازه که تکلیف برعهده آنان است، حقوقی هست.
«لَهُنَّ» یعنی آن چه به نفع زنان است.
تعبیر «لَهُ» در این جا به معنای حق است همان گونه که «علیهن» به آن چه برای زنان، لازم الرعایه است، یعنی تکالیف، ترجمه میشود.
تأکید قرآن بر این نکته است که تکالیف و حقوق زن، مثل یکدیگرند؛ یعنی آن قدر با یکدیگر تناسب دارند که مانند هم به حساب میآیند؛ اما در واگذاری حقوق و تکالیف و تناسب بین آنها رعایت معروف شده است.
علامه طباطبائی، معروف را به آن چه متناسب با قواعد دینی، اصول عقلانی و زیباییهای عرفی است، ترجمه کردهاند.
به بیان دیگر، اگر کسی در منظومه حق و تکلیف زنان، به عنوان پیکرهای واحد و نظاممند بنگرد، آنها را مقتضای خرد میشمرد، در عین آن که عرف اصیل زمانه را نیز منطبق و هماهنگ با آنها خواهد یافت؛ یعنی این منظومه، به گونهای پیریزی شده که تطورات و تغییرات فرهنگها، آداب و.
.
.
در هر شرایطی میتوانند خود را با آنها هماهنگ سازند و برنامهای بهتر و جامعتر از آن نخواهند یافت که همان نیازها را این گونه پاسخ دهد و استعدادها را به بار بنشاند.
[2] البته امروز بسیاری از عرفها تحت تأثیر خواستههای غیرانسانی قدرتهای بزرگ و به کمک نظام های رسانهای پیش رفته ساخته میشوند و یا جهت عوض میکنند.
بنابر این، ما عرف را مقید به قید اصیل کردهایم تا شامل عادات و برنامههایی شود که در یک سیر طبیعی به وجود میآیند و در گذر زمان، تغییراتی را میپذیرند.
از سوی دیگر، تکالیفی که بر عهده زن است، در وهله نخست، تکالیفی هستند که به عنوان یک انسان، بر عهده او است؛ یعنی تکالیفی که در آنها بین او و مرد تفاوتی نیست، مجموعه وظایفی که در برابر خدا، خود، مردم و طبیعت پیرامون خویش دارد.
منابع د
| دسته بندی | حقوق |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 18 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 18 |
فرمت فایل : ورد
قسمتی از محتوی فایل
تعداد صفحات : 18 صفحه
مبارزه علیه جرایم ساماندهی شده همکاری پلیس و گمرک مقدمه پلیس و گمرک با در نظر گرفتن اصول جنبش های آزادانه فردی، همکاریهای قضایی و بی طرفانة خود را ارتقاء بخشیده اند تا این اطمینان حاصل شود که لغو موانع و بررسی های مرزی و سرحدی برابر با جرایم در حال افزایش می باشند.
از این رو برخی اصطلاحات از جمله « تدابیر جبرانی » اتخاذ شده اند.
به علاوه، جهانی شدن و گسترش پدیده هایی همچون قاچاق مواد مخدر و قاچاق انسان، کشورهای عضو1، را به جستجوی راه کارهای معمول، جهت تقویت عملیات نظامی مشترک و اقدامات ملی، سوق داده است.
معاهدة آمستردام2، که در اول مِی سال 1999، قابل اجرا گشت، بر اصول و معیارهایی جهت ممانعت از جرایم سازماندهی شده تأکید می ورزید.
اما فصل جدید VI ( پلیس و همکاریهای قضایی در جرایم) از قرارداد اتحادیه، در عملکردهای انحصاری دولتی، در معاهدة ماستریخت3 در سال 1993 وضع گردیده است.
همچنین طرح اقامه دعوی4 توسط شوراء مورد پذیرش قرار گرفت و کمیسیون در ماه دسامبر 1998، معیارهای متفاوتی را تعیین کرده که در مدت کوتاهی حدود ( 2 سال)یا متوسط حدود (5 سال ) پذیرفته شده تا محدودة آزادی، امنیت و عدالت را مشخص و بنا نهد، که از جملة آنها شامل توسعه و پیشرفت پلیس اروپا1 و به خصوص مرتبط با اختیارات قضایی کشورهای عضو و تشکیل یا الحاق شینگن در ارتباط با همکاریهای پلیس و گمرک و ساماندهی مجموعه ای از داده ها و اطلاعات، مربوط به جرایم درون و بیرون مرزی می باشد.
شورای اروپایی تمپر2 در ( 15 و 16 اُکتبر 1999 ) مسائل مربوط به جلوگیری از جرایم، افزیاش همکاریها در خصوص مبارزه علیه جرایم و عملیات تخصصی در مقابله با پول شویی را نیز مورد توجه و ملاحظه قرار داده است.
همـکاری پلیس همکاریهای رسمی ما بین، کشورهای عضو در سال 1976 با پایه گذاری طرفین قرارداد معروف به گروه تِروی3 آغاز شد که به خصوص بر روی مسئله تروریسم و پرسشهای مربوط به سازمان های پلیسی باالاخص در تربیت و هدایت ویژة آنها، متمرکز گشته است.
در سال 1989، چهار گروه از آنها وجود داشتند که با مسائل مربوط به تروریسم، همکاری پلیس، جرایم سازماندهی شده و جنبشهای آزادنة شخصی سر و کار داشته و با گروه کارمندان ارشد در ارتباط بوده و مسئول آماده سازی، جهت تصمیمات اتخاذ شده توسط شورا بودند.
این سیستم پیشگام ساختار درون دولتی است که بر پایه معاهدة ماسریخت و توافقات یا پیمان های شینگن بوده، بنا نهاده شده اند.
در 1995، بر مبنای توافقات و تنظیمات شینگین، یک افسر رابط در هر یک از کشورهای صاحب امضاء جهت تطابق و تبادل اطلاعات مربوط به تروریسم و مواد مخدر و جرایم سازماندهی شده و مهاجرتهای غیرقانونی وجود داشته است.
طبق قانون پیگریهای برون مرزی این افسران پلیس می توانند متهم را در کشورهای عضو دیگر مورد پیگرد قرار دهند.
گرچه این قانون از کشوری به کشور دیگر به طور متفاوت به کار برده می شود.
واحدهای متغیر گاهی اوقات متشکل از افسرانی از ملیتهای مختلف می باشند که بازجویی های سرتاسر کشور را اداره و اجرا می نمایند.
معاهده ماستریخت شامل یک سِری از مواد و امور مربوطه، به منافعی بوده که در آن همکاری در مورد تروریسم، مواد مخدر، و دیگر اشکال جرایم بین المللی، مورد تحسین قر
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 70 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 103 |
مقدمه :
پدیده بی سرپرستی عمری طولانی و به درازی طول سالیان خلقت دارد گروهها و جماعات آدمی در دسته های کوچک و بزرگ در کوهها ، دشتها ، جنگلها و در حواشی رودخانه دائماً در معرض آسیب و هجوم کنترل شده طبیعت اطراف قرار داشت سیل ، زلزله ، حملات وحوش و تهاجم گروههای متجاوز پیوسته بشر را تهدید می کرد که حاصل آن شکستن ستون های خانه بود و ایجاد بی سرپرستی ، سالیانی پس از آن اگرچه در راستای رشد تمدن انسان ، اجتماعات و ضایعات طبیعی کاهش پیداکرده ابزار و عوامل نابود کننده در دست و کنترل زور مداران قرار گرفته و دامنه آن وسعت یافته به طوری که جبران آن تا نسلها میسر نگردید.آسیبهای ناشی از جنگلهای قوم و قبیله ای از محدوده خرابیها و سیل و زلزله گذشت و ویرانیهای مغول و بربر ، نابودی مردان و کنیزی و غلامی و زنان و کودکان را به دنبال آورد.پس از مرگ قرون وسطی و زایش نسل رنسانس شکل ضایعات انسانی نیز دگرگون شد چرا که صاحبان قدرت باید ابزاری برای مهار انسان آزاده می یافتند.جنگلهای اول و دوم ضربه مهلکی بر پیکره جامعه بشری بود که ویرانی و سرگردانی و بی سرپرستی فراوانی در پی داشت اگر چه امروز دامنه و وسعت جنگها از جهان کاسته است لیکن شیفتگان و تشنگان قدرت به اشاعه انحراف و کجروی هایی پرداختند جنگ بی پایانی آغاز گشت و با ما اشاعه و اعتیاد و فحشاء در یک کلام ، نابودی ارزشهای اخلاقی و به صدا درآمدن مرگ در جهان- مهلک ترین ضربه ها بر ارکان مقدس خانواده وارد شد که موجب متلاشی شدن پایه های استوار خانواده و در نتیجه بی سرپرستی و در نتیجه بی سرپرستی و بی پناهی گردید.و این قصه همچنان استمرار می یابد و انسان سرگشته هر روز در جستجوی ایده آلها دست به دامان هیپیسم ، بیتلیسم ، پانکیم و... می زند و اینها همه فریاد نسلی است که اساس و بنیان خانواده را حریم امنی برای خواسته ها و نیازهای فطری خویش نمی یابد.
در سده های گذشته در جامعه ما توجه به اعتقادات و باورهای اسلامی مردم با پدیده ی بی سرپرستی و فرزندان بی سرپرست به شکل مطلوب و طبیعی آن که همانا حمایت و نگهداری از اینان در خانواده بود برخوردار می کرده است.اما به مرور زمان با رسوخ فرهنگ غرب در جامعه وظهور پدیده شهر نشینی مهاجرت روستاییان به شهرها ، تغییر شغل و تبدیل خانواده های گسترده به خانواده های هسته ای گرایش جامعه به صنعتی شدن ، غرب زدگی ، نمایش های انسان دوستانه ، رژیم سابق ، حاشیه نشینی ، اشاعه فساد و فحشا و هرزگی و بی بند و باری و در نتیجه فراموش شدن ارزشها و اخلاق والای اسلامی ، بندهای عاطفی و پیوندهای انسانی در بسیاری از خانواده ها گسسته شد و نهایتاً بسیاری از اطفال بی گناه و معدوم در جامعه بلاتکلیف و بی سرپرست باقی ماندند.
بیان مسئله
پدیده از دست دادن مرد به عنوان سرپرست و نان آور خانواده عمری طولانی و به درازای سالیان خلقت دارد.گروهها و جماعات آدمی ، در دسته های کوچک و بزرگ درکوهها ، دشتها ، جنگل ها و در حواشی رودخانه ها در معرض آسیب و هجوم کنترل نشده طبیعت اطراف قرار داشتند.سیل ، زلزله و تهاجم گروههای متخاصم پیوسته بشر را تهدید می کرد که حاصل آن شکستن ستون های خانه بود.سالیان دراز پس از آنکه اگر چه در راستای رشد تمدن انسانی تهاجمات و ضایعات طبیعی کاهش یافت ، لیکن عوامل دیگری جایگزین گشت که منجر به بی سرپرست شدن خانواده ها گشت از جمله این عوامل می توان به طلاق ، یا متارکه ، ناپدید شدن والدین و... اشاره کرد.مجموعه این عوامل سبب نابسامانی خانواده و محرومیت و آسیب پذیری این قشر از جامعه می گردد.در قوانین مدنی از این قشر تحت عنوان بی سرپرست یاد می شود و در واقع به علت نظام مرد سالاری که بر کشور حاکم است خانواده ای را که فاقد مرد است بی سرپرست می خوانند ، در حالی که واقعیت چیز دیگری است.هنگامی که خانواده ای به هر علتی سرپرست مرد را از دست می دهد این زن است که سرپرستی خود و یا فرزندانی دارد و زن در غیاب همسرش نقش دو گانه ای را در خانواده ایفا می کند.او از یک طرف مادر است و وظایف مادری را داد و از طرف دیگر باید نقش پدر را نیز در خانواده ایفا نماید.
در روابط اجتماعی در جامعه ما ، نظام مرد سالاری حاکم است بنابراین اولین تاثیری که عدم وجود سرپرست مرد در خانواده می گذارد ، این است که روابط اجتماعی خانواده فاقد سرپرست مرد دچار اختلال می شود و ارتباطات اجتماعی آنها محدود می گردد چنین خانواده هایی از لحاظ روحی و روانی و مسائل عاطفی دچارمشکل می شوند.یعنی احساس می کنند که پناهگاه مطمئن و قابل اطمینانی ندارند این مسئله در بسیاری از تحرکات فردی و اجتماعی خانواده های به اصطلاح بی سرپرست (خود سرپرست) اثر نامطلوب می گذارد.
مشکل دیگر دغدغه ها و دل نگرانی های تامین معاشاست که زنان بی سرپرست (خود سرپرست) دچار آن می شوند اگر زن بخواهد شاغل باشد با مشکل مواجه می شود.مشکلات اشتغال زنان در شهرهای کوچک ، بیش از شهرهای بزرگ است چون بیشتر زنان جذب مشاغل خدماتی و اداری می شوند و این مشاغل در شهرهای کوچک زمینه ندارند از طرفی به دلیل درگیر بودن زنان فاقد سرپرست رد با مشکلات روزمره ، آینده نگری و برنامه ریزی و سرمایه گذاری مادی و معنوی برای آینده در این خانواده کمتر به چشم می خورد به خاطر نیازهای اقتصادی و عدم تمکین مالی ، دختران این خانواده ها در سنین پایین ازدواج می کنند پسران هم زودتر از موعد روانه بازار کار می شوند و معمولاً نمی توانند تحصیلات بالایی داشته باشند.
با از دست دادن سرپرست ، مادر خانواده بار مسائل اقتصادی خانواده را به دوش می گیرد.
لذا از تربیت فرزندان و انجام وظایف مادرانه باز می ماند.این واقعیت در خانواده هایی که مادر خانواده میان سال یا جوان است و بچه ها سن کمی دارند ، دارای اثرات آسیبی بیشتری است.در این خانواده ها به دلیل کار و فشار روانی ، مادر دچار پیری زودرس و بیماریهای جسمی می شود و فرزندان از تربیت ناقصی برخوردار می شوند که این امر در شخصیت فردی اجتماعی آینده آنها تاثیرمنفی می گذارد.معضل دیگر مهاجرت خانواده هایی است که سرپرست مرد خود را از دست داده اند چنین خانواده هایی به خاطر مسائل اقتصادی از مرکز شهر به حاشیه شهر نقل مکان می کنند و در حاشیه شهرها در معرض انواع و اقسام دامهای اجتماعی نظیر فساد و اعتیاد و بزهکاری قرار می گیرند و یا مورد سو استفاده افراد سودجو واقع می شوند.
در حال حاضر در کشور ایران دو نهاد از کودکان و زنانی که فاقد سرپرست هستند حمایت می کنند.سازمان بهزیستی و کمیته امداد امام خمینی (ره) و البته تعداد زیادی از خانواده هایی که دارای سرپرست زن هستند از طرف هیچ نهادی حمایت نمی شوند.
قوانین مربوط به حمایت از این خانواده ها دارای ضعف های بسیاری است و یا علت عدم بودجه اجرا نمی شود.اینکه خدمات سازمان بهزیستی و کمیته امداد امام خمینی (ره) تا چه حد پاسخگوی نیازهای آنان است قابل بحث و بررسی است.
موضوع پژوهش :
موضوع پژوهش عبارت از : بررسی مشکلات زنان سرپرست خانوار در منطقه 4 تهران.
انگیزه انتخاب موضوع :
ارتباط نزدیک باخانواده زن سرپرست و درک مشکلات چنین خانواده هایی.
اهداف تحقیق :
1-شناخت و بررسی مسائل و مشکلات زنان سرپرست خانوار و نحوه زندگی آنها از جهات مختلف.
2-بررسی وضعیت اقتصادی و اجتماعی این خانواده ها.
3-بررسی مشکلات عاطفی فرزندان محروم از پدر.
4-بررسی وتحقیق در زمینه مشکلات و فرزندان خانواده های زن سرپرست.
فرضیه های تحقیق :
1-به نظر می رسد زنان سرپرست خانوار در رابطه با سرپرستی فرزندان با مشکلات اقتصادی زیادی مواجه و رابطه وجود دارد.
2-به نظر می رسد زنان سرپرست خانوار و فرزندان آنها از مشکلات عاطفی و روانی بسیاری رنج برده که اثرات آن حتی در بزرگسالی و در زندگی مستقل فرزندان نیز تاثیر گذار و رابطه وجود دارد.
3-به نظر می رسد فرزندان محروم از پدر از مشکلات عاطفی و روانی بسیاری رنج می برند و اثرات آن حتی در بزرگسالی و زندگی مستقل آنان نیز تاثیر گذار و رابطه وجود دارد.
تعریف مفاهیم
سرپرست خانوار
به فردی گفته می شود که مسئولیت تامین هزینه زندگی و امور معنوی خانوار به عهده اوست.
بی سرپرستی چیست؟
تعریف هایی که درباره پدیده های بی سرپرستی در ادبیات ملل مختلف به عمل آمده است در بیشترین موارد همراه بانبودن پدر در خانواده به هر دلیل.در ادبیات اروپایی و آمریکایی مفهوم بی سرپرستی مترادف است با father «یتیم».
بنابراین تعمیم تاثیری که فقدان پدر از محیط خانه بر روی افراد خانواده به جای می گذارد برای خانه ها و خانواده های دیگر مشابه با آن به ظاهر آسان به نظر می رسد.
خانواده های بی سرپرست
خانواده بی سرپرست خانواده ای است که نان آور، حامی و سرپرست خود را به عللی چون ، فوت ، از کار افتادگی ، طلاق ، فرار ، جدایی یا زندان ، معلولیت ، بیماری از دست داده و اطفال نوجوانان و جوانان ، مادر خانواده بدون استفاده از منابع کمکی جامعه در تامین نیازمندی های اساسی دار گرفتاری شده اند یا بشوند.خانواده های بی سرپرست که معمولاً از طرف زندان ها ، بیمارستان ها ، کانون های معلولین معرفی می شوند و یا سرپرستان خانواده ها در تصادفات دسته جمعی مانند ریزش معادن ، یا حوادث طبیعی چون سیل ، طوفان و زلزله و یا تصادفات وسایل نقلیه از بین می روند و یا به صورت دیگر در شهرها مشاهده می گردند شناسایی می شوند.
در این گونه خانواده ها تعادل خانواده به دلایلی که ذکر شد به هم می ریزد و مسائل و مشکلات گوناگونی چون مسائل اقتصادی ، آموزشی و فرهنگی ، رفتاری ، اجتماعی برای دیگر افراد خانواده آشکار می شود.
خانوار
مرکز آمار ایران خانوار را مرکب از چند نفری که در یک اقامتگاه زندگی می کنند با یکدیگر هم خرج هستند و معمولاً با هم غذا می خورند.فردی که به تنهایی زندگی می کند نیز یک خانوار تلقی می شود.
زنان سرپرست خانوار
زنانی هستند که به علت عدم حضور پدر در خانواده (به هر دلیلی) سرپرستی و نگهداری مادی و معنوی فرزندان را به عهده دارند و جانشین پدر در خانواده (به هر دلیلی) سرپرستی ونگهداری مادی و معنوی فرزندان را به عهده دارند و جانشین پدر بوده و سرپرست خانوار محسوب می شوند.خانواده هایی را که مادر سرپرستی را به عهده دارد اصطلاحاً خانواده های زن سرپرست می نامند.
زنان سرپرست خانوار
زنان سرپرست خانوار علاوه بر مشکلات اقتصادی به جهت مسائل عاطفی نیز در شرایطی قرار دارند که احساس تنهایی کرده و بعضا در ادامه مسیر زندگی دچار دلسردی و عدم انگیزه لازم برای سرپرستی فرزندان خود می شوند.
بر اساس اعلام مرکز امور زنان و خانواده ، در حال حاضر یک میلیون و 650 هزار زن سرپرست خانوار درکشور زندگی می کنند که 845 هزار نفر آنان تحت پوشش کمیته امداد و 147 هزار نفر دیگر تحت پوشش بهزیستی هستند.از سوی دیگر و بر اساس گزارش همین مرکز ، به طور متوسط سالانه 60 هزار نفر به تعداد زنان سرپرست خانوار در کشور افزوده می شود.متاسفانه خانواده های تک سرپرست که زنان عهده دار مسئولیت هستند در وضعیت خوبی به سر نمی برند و همواره در تامین هزینه های زندگی با مشکلات عدیده اقتصادی مواجه می شوند و حمایتهای نهادهای حمایتی مثل کمیته امداد و سازمان بهزیستی ، هرچند آب باریکه ای برای گذران امورات زندگی است اما نمی تواند مشکل گشای این خانوادهها باشد.
به گفته زهرا طبیب زاده ، مشاور رئیس جمهور و رئیس مرکز امور زنان و خانواده ، در سال گذشته 50 هزار زن سرپرست خانواده پشت نوبت بهزیستی برای تحت پوشش قرار گرفتن بوده اند که با بودجه ای که امسال از طریق مجلس شورای اسلامی به سازمان تخصیص یافت تمام این زنان تحت پوشش بهزیستی قرار می گیرند.
زنان سرپرست خانوار علاوه بر اینکه با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می کنند، به جهت مسائل عاطفی و روانی نیز در شرایط قرار دارند که احساس تنهایی کرده و بعضاً در ادامه مسیر زندگی دچار دلسردی و عدم انگیزه لازم برای سرپرستی فرزندان خود می شوند و همین مسائل باعث می شود با بحرانهای روحی و روانی مواجه شوند که می تواند سلامت این قبیل خانواده را دچار مخاطره سازد.فرید براتی سده ، مدیر کل دفتر امور زنان سازمنان بهزیستی از تحت پوشش قرار دادن 35 هزار زن سرپرست خانوار پشت نوبت در سال جاری خبر می دهد و می افزاید : امسال بر اساس برنامه ریزی های انجام شده 35 هزار زن سرپرست خانوار تحت پوشش قرار گرفته و از خدمات و مستمری بهره مند می شوند.در حال حاضر تمامی زنان روستایی سرپرست خانوار که 34 هزار نفر هستند، تحت پوشش بیمه اجتماعی قرار گرفته اند اما از مجموع 147 هزار زن سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی ، تنها 8 هزار از مزایای طرح بیمه زنان خانه دار برخوردارند.ضمن اینکه باید به این تعداد ، 35 هزار زن سرپرست خانوار که امسال تحت پوشش بهزیستی قرار می گیرند را نیز افزود.
نگرش جامعه نسبت به زنان سرپرست خانوار و استفاده از کلماتی چون مطلقه و یا بیوه ، ز اصلی ترین مشکلات این زنان به شمار می آید که باعث منزوی شدن و دوری از اجتماع آنان می شود.بر اساس بررسی ها و تحقیقاتی که اسفند 86 نتایج آن حاصل شده است نگرانی ، اضطراب و ناامنی بیشترین دغدغه زنان سرپرست خانوار نسبت به آینده خود و فرزندانشان بوده است.توجه به ابعاد روانشناختی مغفول مانده ، اشتغال و حق انتخاب ، سه مولفه اصلی در ایجاد احساس هویت مستقل و توانمند سازی زنان سرپرست خانوار است.افزایش تعداد زنان سرپرست خانوار گویای آن است که باید به سمتی حرکت کنیم که نگاه خود را تغییر داده و از مسئله «زنانه» و «نسلی شدن فقر» جلوگیری کنیم.
فقر زمانی از دیگر مباحث پیش روی این زنان است به طوری که تحقیقات نشان میدهد زنان زمان بیشتری را صرف کار می کنند.به معنای دیگر ، این امر باعث ایجاد فقر زمانی و بی توجهی به جنبه های فرهنگی ، آموزشی وتربیتی کودکان این قبیل خانواده ها می شود.
بیش از 50 درصد خانوارهای زن سرپرست در دو دهه اول و دوم یعنی فقیرترین گروه ها قرار گرفته اند.
ژاله شادی طلب ، عضو هیات علمی دانشگاه تهران ، با پژوهشی که بر وضعیت زنان سرپرست خانوار انجام داده ، به این نتیجه رسیده است که درصد زنان سرپرست خانوار در دهک اول همواره بیش از مردان بوده ، در حالی که در دهک های بالاتر سهم زنان سرپرست خانوار رو به کاهش می گذارد.
بر اساس سرشماری سال 85، بیش از یک میلیون و 641 هزار خانواده زن سرپرست در کشور شناسایی شده است.
فقر زنان فقط جنبه اقتصادی ندارد.جنبه های روانی و اجتماعی فقر زنان نیز مهم است.نابرابری فرصت ها در تمام وطول زندگی این گروه از زنان ، زمانی که مسئولیت این خانواده به ناچار بر دوش آنها گذاشته می شود ، بیش از پیش خود را نشان میدهد.نابرابری در دسترسی به آموزش ، مشارکت در جریان تصمیم گیری های خانواده ، عدم امکان کسب مهارت و اتکا به مرد خانواده برای تامین زندگی ، زنان را از قابلیت های لازم برای کاهش فقر محروم کرده است.
زن سرپرست خانوار «خود» را به قیمت تداوم زندگی و حفظ «دیگران» فراموش کرده است.در نتیجه صحبت از فردیت و توانمند سازی به تنهایی کافی نیست.
یکی از مشکلاتی که سبب می شود زنان سرپرست خانوار به طور کامل توانمند نشوند ، وابستگی فکری آنهاست که از کودکی به آنها آموزش داده شده :در کتاب های درسی بابا نان میدهد و مادر لباس ها را می شوید.بر اساس قوانین هم زن حتی نمی تواند برای فرزندش حساب پس انداز باز کند مگر از دادگاه گواهی سرپرستی کودکش را داشته باشد.بنابراین چنین زنی که در خانواده پدر و شوهرش وابسته بار می آید در 40 سالگی با فوت همسرش به سختی می تواند فرد مستقلی باشد.
شادی طلب از زن سرپرست خانواری می گوید که سقف خانه اش چکه می کند و او با وجود داشتن قدرت مالی برای تعمیر سقف ، میگوید : «مرد ندارم که این سقف را تعمیر کند».او که معتقد است زنان سرپرست خانوار از توانمندی روانی و اجتماعی قابل توجهی برخوردار نیستند ، می گوید : «چرا زنان سرپرست خانوار اعتقاد چندانی به خود اثر بخشی ندارند ، چرا شبکه روابط اجتماعی آنها بسیار محدود است و چرا زنان سرپرست خانوار مهارت و آموزش کسب نکرده اند؟ پاسخ این سوالات نشان از ساختار و قوانینی دارد که در ذات خود نابرابری و فرصت ها را تقویت کرده و گسترش میدهد».
بر اساس تحقیق دیگری که ستاره فروزان ، استادیار دانشکده علوم بهزیستی و توانبخشی انجام داده ، تنها 23 درصد از زنان سرپرست خانوار با سواد هستند و 11 درصد هم تمایل به سواد آموزی دارند.
او با اشاره به اینکه سواد یکی از اجزای سازنده شاخص فقر است ، می گوید : «ایجاد انگیزه برای سواد آموزی و کاهش فاصله بیسوادی این زنان با میانگین بیسوادی در کشور ضروری است».
69 درصد زنان سرپرست خانوار با حرفه ای که بتواند امکان اشتغال آنها را فراهم کند ، آشنایی ندارند.تنها 10 درصد زنان سرپرست خانوار شاغل هستند در حالی که 31 درصد آنها حداقل به یک حرفه آشنایی داشته اند.
اکثریت خانواده های افغانی با مشکلات عظیم فقر ، بیکاری ، امنیت ، سو تغذیه و کمبود بهداشت و درمان سالم مواجه اند.به گونه ای که در این موارد افغانستان نسبت به کشورهای جهان در هرم قاعده قرار دارد.اما خانواده هایی که به هر دلیل سرپرست خود را از دست داده اند، با مشکلات عظیم تری مواجه اند.خانواده هایی که نان آور خانه را از دست میدهند ، کم ترین شانس را در تامین غذا ، بهداشت و درمان و تحصیل فرزندان شان دارند.
متاسفانه به این وضعیت رنج آور و بسیار اسفناک کم تر کسی توجه دارد و کمک های جهانی چه از طریق ارگان های دولتی و چه از طریق موسسات داخلی و خارجی کم تر به آنها می رسد و کم تر از این طریق نیازهای خانواده های مذکور بر طرف میشود.زیرا از یک طرف ، صدای ضعیف نحیف آنها را کسی نمی شنود و از طرف دیگر متصدی کمک های خیریه هم بیشتر آدم های مفت خوار ، فرصت طلب و سود جو هستند که در قدم اول به جیب می زنند و در ثانی به نزدیک ترین فامیل ، دوست و آشنای خود می پردازند.متاسفانه سیستم نظارتی جامع و شفاف و قاطعی هم نیست که بر حیف و میل اینگونه افراد نظارت و کنترل داشته باشد.
از طرفی هم رسانه ها که وظیفه دارند مشکلات مردم را مطرح کنند و زبان بی زبانان جامعه باشند.نیز هیچگاه به مشکلات خانواده های بی سرپرست نپرداخته اند و به این وظیفه مهم و اصلی خود توجهی نکرده اند.لذا در این نوشتار کوتاه تلاش می گردد که اندکی وضعیت این خانواده های مظلوم ومفلوک تصویر شود.
اغلب خانواده ها با از دست دادن سرپرست خود، تنها راه درآمد و تامین زندگی را از دست میدهند وبه این طریق با مشکلات جدید خانوادگی و اجتماعی مواجه می شوند.اکثر این خانواده ها معمولاً سرمایه و پس اندازه کافی ندارند و به علاوه بیشتر درخانه های اجاره ای به سر می برند.از طرفی هم با فقدان سرپرست خانواده علاوه بر نیازهای مادی ، فقر ، اینگونه خانواده ها با مشکلات روحی- روانی نیز رو به رو می گردند.زن خانواده آینده خود را مبهم و تاریک می بینند و در برابر انتخاب دشوار ازدواج مجدد و رفتن از کنار فرزندان یا زیر پا کردن شور و شوق جوانی و غرایز طبیعی خود و ماندن در کنار فرزندان و بزرگ کردن کودکان خردسال خود قرار می گیرند.
تامین غذا ، لباس و درمان خانواده از دغدغه های اصلی مادر خانواده می باشد.کار برای تامین زندگی مخصوصاً در خارج از خانه دشواری های خاص خود را دارد.تربیت و تحصیل فرزندان با دشواری های زیادی مواجه می شود.رفتار اقربا و همسایگان چالش دیگری در زندگی این زنان می باشد.بالاخره ، با بزرگ شدن فرزندان ازدواج آنها و تامین مصارف وجهاز عروس دغدغه بعدی شان را تشکیل می دهد.
زنان با از دست دادن شوهران خود با سوال سرنوشت سازی رو به رو می شوند که انتخاب هر گزینه آن بسیار کشنده و دشوار می باشد.آیا ازدواج کرده و فرزندان خود را رها نمایند یا بنشینند و فرزندان خود را بزرگ کنند.عاطفه قوی مادری بخصوص میان مادران افغانی آنها را وادار می کند که به خواسته های غریزی خود توجهی نکرده بسوزند وبسازند و فرزندان خردسال و بینوای شان را پرورش داده و بزرگ کنند.از سوی دیگر ، فرهنگ مرد سالاری حاکم بر جامعه افغانی که همواره زنان را قربانی مردان می کند، نیز زنان را به اخذ چنین تصمیمی وادار میکند.زنانی که عمر بیشتر کرده و مخصوصاً پسربزرگ داشته باشند ، معمولاً نمی توانند بار دوم شوهر کنند و این کار ننگ و بدنامی دارد.زنان جوان تر طبق سنت قبیله ای حاکم بر اکثر نقاط افغانستان بخصوص در دهات و قصبات مجبور می شوند که با یکی از بستگان شوهر متوفای خود بویژه برادرش ازدواج کنند.این کار اگر با رضایت وی باشد و تفاوت سنی زیادی با هم نداشته و مزاحم زن دیگر نشود ، از این جهت که هم در کنار فرزندان خود می مانند و هم شوهر می کنند، خوب است و انتخاب مناسب به نظر می آید.زیرا هم فرزندان خود را به حال شان رها نکرده و هم غرایض طبیعی خود را بی پاسخ نگذاشته اند.ولی مشکل زمانی پیش می آید که زن جوان و شوهر دوم سن و سال بیشتری باشد یا به این ازدواج با شوهر دوم رضایت نداشته باشد و یا زن دوم یا سوم شوهر دوم خود باشد.در این صورت این ازدواج تیرگی و سیاهی دائمی در سرنوشت و زندگی اینگونه زن ها بوجود می آورد و تا زنده هستند در غم و غصه و جنگ و دعوا به سر می برند.چه خوبست که فرهنگ جامعه ما به گونه ای اصلاح شود که زنان مخصوصاً زنان بیوه هیچگونه اجباری نداشته باشند و با طیب نفس و میل خاطر و رضایت کامل پیوند خود را با دستان خود برقرار نمایند.
خانواده های بی سرپرست با از دست دادن نان آور خانه دست شان از زمین و آسمان کوتاه می شود و عالمی از مصایب و مشکلات روی دوش مادر خانواده قرار می گیرد اینگونه خانواده ها به یکی از طرق ذیل نیازهای مادی خود را تامین می کنند.
الف- کمک های خیریه.از جمله راه هایی که خانواده های بی سرپرست می توانند نیازهای خود را تامین کنند ، کمک های خیریه افراد و سازمان اجتماعی وخیریه است.برخی افراد خیر با کمک های مقطعی یا مداوم خود به فریاد این قبیل خانواده ها می رسند.اما در جامعه افغانی این مجرا به ندرت عمل می نماید.زیرا خود مردم یا فقیراند یا بی توجه به این مسائل.
ب- مساعدت ارگان های مسئول دولتی.در اغلب کشورها سیستمی وجود دارد که از خانواده های بی سرپرست مراقبت و مواظبت نموده و کمک های لازم را در اختیار شان می گذارد.اما در افغانستان چنین سیستمی تامین اجتماعی و نهاد دولتی که چنین وظیفه ای داشته باشد، وجود ندارد.
ج- کمک فامیلی.برخی خانواده های بی سرپرست از طریق اعضای خانواده تامین می شوند یا با هم زندگی نموده و مصارف شان از این طریق برآورده می شود.یکی از عوامل حفظ خانواده های ضعیف در افغانستان همین کمک درونی خانواده های بزرگ بوده است.اگر چنین سیستمی در طول همین دهه های بحرانی کشور وجود نمی داشت ، یقیناً خانواده ها به فرسایش و فروپاشی بیشتری دچار می گردیدند.این سیستم در این اواخر بخصوص در شهرها رو به ضعف گذاشته و خانواده های بزرگ به خانواده های هسته ای کوچک تر تقسیم گردیده و روز به روز شرایط «وانفسا» در خانواده های افغانی حاکم می گردد.
د- کار اعضای فامیل.در خانواده های بی سرپرست اغلب مادر و فرزندان هرچند خردسال مجبور به کار می شوند تا بتوانند نان بخور و نمیری را تهیه کنند.کار اینگونه خانواده ها معمولاً کارهای طاقت فرسا با مزد کم و ساعات طولانی و حداقل امکانات می باشد.اغلب مادران در خانواده های بی سرپرست مجبور می شوند در خانه یا بیرون از خانه برای دیگران کار کنند و در مقابل کار دشوار مزد ناچیز دریافت نمایند.در خانه معمولاً به قالین بافی ، لحاف دوزی ، سوزن دوزی ، نخ ریسی و خیاطی برای دیگران می پردازند.در خارج از خانه نیز قالی بافی می کنند یا در خانه های مردم به عنوان خدمه ، آشپز و نظافتچی کار می نمایند و یا هم در نانوایی کار می نمایند.
در خانواده های بی سرپرست فرزندان پسر و دختر ناچار به کار می شوند و فرزندان خود سال اغلب در خانه یا کارگاه در فضای نمناک و نمور قالی می بافند.پسران در مشاغل مختلف مثل تعمیرگاه های موتر ، قالی بافی ، خیاطی و... شاگردی می کنند یا به صفت شاگرد راننده یا مشتری یاب برای موتورهای مسافر کشی کار می کنند و یا دست فروشی و آب فروشی می نمایند.
ه- تکدی.گدایی راهی است که به ندرت برخی زنان یا کودکان خانواده های بی سرپرست و یتیم به آن مبادرت می کنند.اما اکثراً ننگ و نجابت شان مانع از این کار می شود.
3- تربیت و تحصیل فرزندان
تربیت و تحصیل کودکان در خانواده هایی که پدر را از دست داده اند ، یکی از معضلات جدی می باشد.شرایط اقتصادی مانع تربیت و تحصیل کودکان می گردد و به علاوه با نبود پدر توجه کم تر به رشد تحصیلی کودکان می شود.مادر نیز یا سواد ندارد یا در اثر اشتغال و گرفتاری در داخل و خارج خانه فرصتی برای کمک به فرزندان خود ندارند.در این میان پسران به خاطر اشتغال به کار و دختران به دلیل محرومیت مضاعف ، امکان شروع یا تداوم تحصیل را ندارند.آنها بی سواد بزرگ می شوند و در نتیجه در بزرگسالی از بسیاری از فرصت ها و شانس ها محروم می گردند و این دور محرومیت در نسل های بعدی تکرار می شود.
4- برخورد دیگران
برخورد اطرافیان و همسایگان با خانواده های بی سرپرست و زنان بیوه و فرزندان یتیم متفاوت است.برخی با دیده ترحم ، شفقت و نوع دوستی می نگرند و در حد امکان با آنها کمک می کنند.اما اغلب با دید منفی ، سودجویانه و تحکم آمیز نگاه می کنند و دوست ندارند خود یا بستگان شان با آنها مراوده و سر و کار داشته باشند.
مادر خانواده از نگاه ها ، حرکات و سخنان نکوهشگرانه مردم بسیار رنج می برد و از ابتدای بیوگی با هزاران نیش وکنایه و طعن و سخن سازی اطرافیان ، شناخته ها و همسایگن مواجه می شود.با اذیت و آزارهای دیگران در درون و بیرون فامیل، محل کار و مسیر راه خانه و محل کار رو به رو می شود و یا از مشاهده تحقیر و تمسخر پسر و دخترش توسط دیگران رنج مضاعف می برد.
کودکان یتیم با سو رفتار همگنان و همسالان خود رنج یتیمی را بر دوش می کشند و از احساس یتیمی و از دست پدر و بی پناهی و فقدان پشتیبانی رنج می برند.
5- ازدواج فرزندان
با بزرگ شدن فرزندان اعم از دختر و پسر مشکل ازدواج شان ، مادر خانواده را بیشتر دچار رنج و گداز می نماید.مادر از یک سو به دلیل فقره نمی تواند احتیاجات لازم را فراهم کند و سوی دیگر ، به دلیل نبود پدر و سرپرست خانواده ، کم تر خانواده مناسبی حاضر به وصلت با آنها می شوند.
می توان اینگونه برداشت کرد که با توجه به مشکلات عظیم و حل ناشدنی خانواده های بی سرپرست ، زنان بیوه و فرزندان یتیم :
دولت باید قانونی را در جهت حمایت از اینگونه خانواده ها به تصویب برساند.تا ضمن تامین حداقل غذا ، بهداشت و درمان ، تحصیل و مسکن ، شرایطی را برای زنان بیوه فراهم سازد که هم بتوانند با رضایت خاطر شوهر نمایند و هم به وضع کودکان خود توجه و رسیدگی نمایند.
موسسات خیریه داخلی و خارجی و افراد خیر کمک های خود را متوجه اینگونه خانواده ها نمایند و نیز از رسیدن کمک های شان به مستحقین واقعی مطمئن شوند.ثالثاً دولت و سازمان های خیریه میکانیزیمی را بوجود آورند که بر توزیع درست ومناسب کمک ها نظارت نمایند و به خانواده ها از طریق ارائه کمک در برابر کار حمایت نمایند.تا از یک طرف احتیاجات شان رفع شود و از طرف دیگر افراد و خانواده ها مفت خوار ببار نیایند.
| دسته بندی | گردشگری و توریسم |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 206 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 232 |
عنوان پژوهش:
بررسی جاذبه های توریستی و موانع جذب جهانگردان به منطقه کلیبر
ازدیدگاه مسؤلان شهری منطقه کلیبر در سال 86
بیان مسأله:
امروزه صنعت توریسم در دنیا یکی از منابع مهم درآمدزایی و در عین حال از جمله پارامترهای مؤثر در تبادلات فرهنگی بین کشورها می باشد. در این میان کشور ایران با یک قدمت تاریخی چندین هزارساله و وجود جاذبه های سیاحتی و زیارتی از جمله مراکز مهم توریستی جهان می باشد. در این راستا استان آذربایجان شرقی دارای جاذبه های طبیعی، تاریخ، فرهنگی و هنری می باشد که شامل: کوهها، دشتها، دریاچه ها، قلعه ها، بناهای قدیمی و مذهبی همراه با شبکه ارتباطی شوسه، راه آهن و هوائی اهمیت توریستی این استان را نشان می دهد. و در این میان منطقه کلیبر دارای جاذبه های مطلوب و کم نظیر در جهت جذب جهانگردان می باشد که تا به حال با این همه استعداد و پتانسیل در این زمینه مورد بی توجهی قرار گرفته است و به صورت یک ضرورت برای تحقیق می باشد.
ورود جهانگردان به منطقه کلیبر می تواند منافع زیادی در برداشته باشد. و منطقه را متحول سازد. چه از بعد اقتصادی و چه از بعد فرهنگی و اجتماعی، از لحاظ بعد اقتصادی باعث افزایش درآمدهای ارزی، افزایش تحرک در صنعت جهانگردی و ایجاد زمینه های اشتغال،گسترش مبادلات با خارج از کشور کمک به گسترش بخشهای اقتصادی وابسته به جهانگردی تسریع در روند عمرانی شهر خواهد شد. از لحاظ بعد فرهنگی باعث تسریع در تعالی فرهنگی شهر، معرفی فرهنگ و تمدن و جلوه های طبیعی منطقه و استان حفظ میراث فرهنگی و تاریخی شهرستان نقش به سزائی دارد. از لحاظ بعد اجتماعی باعث توسعه متعادل اجتماعی شهر، در هم شکستن فاصله های اجتماعی، رفاه فراگیر و همه جانبه در شهر، بهسازی سلامت روانی شهر، و با توجه به ارتباطات سریع اجتماعی و جغرافیایی ضمن افزایش آگاهی های ملی در مورد نحوه زندگی، باورها، آداب و رسوم و سنتهای اقوام مختلف بستر مناسبی برای تحکیم و پیوند هر چه بیشتر مردم و همبستگی بیش از پیش ملی را فراهم می کند.
این پژوهش در دو سطح ا نجام می شود: یکی سطح توصیف و دیگری سطح تبیین آنچه به عنوان پرسش آغازین مطرح است اینکه چرا در شهرستان کلیبر صنعت جهانگردی رونق چندانی نداشته (چرا منطقه کلیبر با قدمت چندین هزار ساله و داشتن جاذبه های توریستی بی نظیر در جهت جذب جهانگردان به صورت ناشناخته باقی مانده است) و چه عواملی بر این مسأله تأثیرگذار بوده است و از طرف دیگر به معرفی توانها و پتانسیل های توریستی شهرستان کلیبر می پردازیم.
در واقع این پژوهش به دو قسمت اساسی تقسیم می شود:
1- قسمت اول پژوهش به معرفی توانها و پتانسیل های توریستی شهرستان کلیبر می پردازد. برای بدست آوردن اطلاعات در مورد جاذبه های توریستی از طریق روشهای توصیفی، کتابخانه ای، و مشاهده و عکسبرداری به معرفی جاذبه های توریستی شهرستان می پردازیم.
2- قسمت دوم پژوهش به دنبال یافتن موانع و عدم جذب جهانگردان (از طریق یافتن عوامل جذب و دفع جهانگردان) به شهرستان کلیبر می باشد. برای پاسخ به این پرسش جامعه آماری ما را مسؤلان شهری شهرستان کلیبر تشکیل می دهد.
اهمیت و ضرورت تحقیق:
قرن بیستم همراه با دگرگونیها و تحولات عمیق سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، علمی درون خود سده انقلاب جهانی توریسم است. انقلابی در صنعت تولید بازرگانی و تبلیغات توریسم که این صنعت را از زمره بزرگترین و سودآورترین صنایع درآورده است.
افزایش عمومی درآمد کشورهای صنعتی و پذیرفتن قوانین اجتماعی، پیشرفت صنایع حمل و نقل و کاهش هزینه های سفر ازجمله عواملی است که باعث گسترش سیرو سیاحت بین المللی می گردد. سفر به دیگر نقاط می تواند عامل مهم پیشرفت اجتماعی و فرهنگی تلقی شود. سفر عاملی است که امکان برخورد تمدنها را فراهم می آورد، به بهتر شدن نهادهای آموزشی می انجامد و اندیشه های جدید و نو آوریها را پدید می آورد و یا آنها را به دیگر سرزمینها منتقل می کند. آذربایجان در شمالغربی فلات ایران از نظر موقعیت جغرافیایی (اقلیمی، طبیعی، انسانی، فرهنگی، اقتصادی، تاریخی) یکی از غنی ترین و جالب ترین استانهای ایران و در ردیف کلان استانهای مورد توجه و علاقه محققان و گردشگران و مسافران داخلی و خارجی می باشد و پیوسته ارزشها و پتانسیل های موجود در آذربایجان مورد نظر کسانی است که به این دیار و سرزمین سفر می کنند.
در بررسی سابقه گردشگری و سیاحتی منطقه ارسباران در صدها سال پیش این منطقه بنا به گواهی و روایت تاریخ سیاحان و مطالب مندرج در سفرنامه های جهانگردان اسلامی و اروپایی بیش از سایر شهرهای ایران مورد توجه قرار گرفته است. حالا که امکانات بالقوه در اختیار این منطقه است و طبیعتش بسیار زیبا و آثار تاریخی اش ارزشمند و در ردیف میراث جهانی قرار دارد و غذا و آداب و رسوم و سنت هایش دلپذیر است. باید این منطقه را بهتر از آ ن چه هست آماده پذیرش جهانگردان نمود. و در هر شرایطی امکانات لازم را فراهم ساخت. تا سود بیشتری در کنار شناخت واقعی منطقه عاید این شهرستان شود. پس با وجود این منابع غنی و توانمندی های منطقه توسعه صنعت جهانگردی در این منطقه امری ضروری به نظر می رسد و بررسی موانع موجود بر توسعه این صنعت اهمیت این تحقیق را بیشتر می کند.
از این از میان برداشتن موانع و مشکلات موجود، در واقع راه را برای دستیابی به اهداف و مقاصد هموار می کند. یک برنامه ریزی دقیق در این راستا به دنبال یافتن راه حلهای منطقی و قابل اجرا برای حل مشکلات و معضلات است. چرا که محور اصلی اجرای برنامه های پیش بینی شده حذف موانع و مشکلات بازدارنده است . تنها از طریق رفع این دشواریها و معضلات است که صنعت جهانگردی شهرستان کلیبر جایگاه خود را خواهد یافت و هدفها و ایده آلها قابل دسترسی خواهد شد.
پس چنانچه این صنعت در شهرستان کلیبر گسترش یابد مزایای زیادی را از قبیل: گسترش زمینه اشتغال، توسعه و گسترش امور زیر بنایی ، رونق وایجاد درآمد بیشتری برای مردم کسب درآمد ارزی، متعادل کردن توزیع درآمدها و.... به دنبال خواهد داشت.
اهداف پژوهش:
1- به کاربردن اطلاعات و تکنیک های بدست آورده در دوره کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی
2- توجه و شناخت مشکلات و تنگناهای شهرستان کلیبر به عنوان یک منطقه از نظر توریستی ا عم از توریست گذری و توریست اقامتی
3- بررسی وضع موجود و شناخت توانها و پتانسیل های شهرستان کلیبر اعم از طبیعی، تاریخی، فرهنگی، مذهبی، اقتصادی و اجتماعی.
4- شناسایی عوامل مؤثر بر جذب و دفع جهانگردان به شهرستان کلیبر
5- دست یابی به علت هایی که موجب شده است صنعت جهانگردی شهرستان کلیبر نسبت به سایر شهرهای ایران چندان رونقی نداشته باشد در حالیکه منطقه شهرستان کلیبر نسبت به اکثر شهرهای ایران دارای قدمت تاریخی و جاذبه های جهانگردی فراوانی است.
تعریف مفاهیم:
تعریف لغوی جاذبه: در فرهنگ عمید به معنی جذب کننده، به خودکشنده، نیرویی که اجسام را به طرف خود می کشد (عمید، حسن، 1343، ص449)
در فرهنگ دهخدا به معنی محبت، کشش، قوه ای است که ملکولها بوسیله آن به سوی یکدیگر کشیده می شوند (دهخدا، علی اکبر 1338، ص 6443)
تعریف لغوی موانع:
در فرهنگ عمید به معنی جمع مانع می باشد (عمید، حسن 1343، ص 1130)
در فرهنگ دهخدا به معنی چیزهایی که بازدارنده و ممانعت کننده است. کسی را از کاری و هر آنچه مانع اجرای کاری گردد. بازدارنده از پیشرفت امور می باشد (دهخدا، علی اکبر 1338، ص 19207)
جذب در فرهنگ دهخدا به معنی ضد دفع ، کشیدن و به سوی خودکشیدن می باشد.
موانع جذب به معنی یک سری از عواملی که باعث عدم جذب می شود (همان منبع ص 19207)
تعریف لغوی جهانگرد (توریست):
در فرهنگ عمید به معنی سیاح، جهان نورد، کسی که در شهرها و کشورها بگردد و سیاحت کند (عمید، حسن 1343، ص 479)
در فرهنگ دهخدا به معنی سیاح، جهان گردنده، آن که در اقطار عالم بسیار سفرکند (دهخدا، علی اکبر 1338، ص 6961)
در فرهنگ معین به معنی جهانگردنده ، آن که در شهرها و کشورها به سیاحت می پردازد. (معین، محمد 1371، ص 1258)
تعریف جهانگرد از دیدگاههای مختلف:
اریک کوهن جهانگرد یا گردشگر را چنین بیان می کند یک مسافر داوطلب و موقت که امید لذت بردن از یک تجربه متنوع و تازه طی سفر دوسره نسبتاً طولانی و غیر تکراری به مسافرت می پردازد. (لی، جان 1378، ص 5)
در یکی از نخستین کتبی که در مورد جهانگردی در سال 1933 (f.w. ogivie) انتشار یافت جهانگرد به کسی اطلاق شده است که دو شرط در باره او مصداق داشته باشد: اول آنکه از محل اقامت خود برای مدتی کمتر از یک سال دور بوده دوم آنکه در محل جدید کسب درآمد ننماید. (الوانی، مهدی و همکاران 1373، ص 18)
در سال 1936 در کتاب صنعت گردشگری (A.j. norval) جهانگرد به عنوان فردی که با هدف و کاری غیر از آنچه در موطن خود دارد به کشور دیگری وارد شده و در آنجا بخشی از درآمد خود را هزینه می کند تعریف شده است (همان منبع ص 18)
جهانگرد یا گردشگر مقصود کسی است که دست کم یک شب در یک اقامتگاه عمومی یا خصوصی در محل مورد بازدید به سر برد. (گی چاک وای و همکاران 1997 ص 32)
در یکی از تعاریف کمیته متخصصین آمار جامعه ملل، جهانگرد به کسی اطلاق شده که کشور محل اقامت خود را حداقل به مدت 24 ساعت ترک گفته و درکشور دیگری اقامت گزیند. در این تعریف افراد زیر جهانگرد محسوب می شوند.
1- اشخاصی که برای تفریح، حفظ سلامتی یا به دلایل خانوادگی و از این قبیل سفر می کنند.
2- افرادیکه به منظور شرکت در جلسات ویا به سمت نماینده (علمی، ا داری، سیاسی، مذهبی، ورزشی وغیره ) مسافرت می نماید.
3- کسانی که برای امور بازرگانی مسافرت می نمایند.
4- افرادی که با کشتی به کشوری وارد می شوند و لو آنکه مدت اقامتشان کمتر از 24 ساعت می باشد.
در تعریف مذکور افراد زیر جهانگرد به شمار نمی آیند:
1- اشخاصی که با قرارداد کار و یا بدون آن برای گرفتن کار یا شغلی وارد کشور دیگری می شود.
2- اشخاصی که به منظور اقامت دائمی وارد کشوری می شوند.
3- دانشجویان و جوانانی که در مدارس یا دانشگاهها و پانسیون ها هستند.
4- ساکنین یک منطقه مرزی و اشخاصی که در یک کشور ساکن بوده و در کشور مجاور به کار مشغولند.
5- مسافرانی که به طور عبوری از کشوری می گذرند ولو آنکه مدت اقامتشان بیشتر از 24 ساعت باشد (الوانی، مهدی و دهشتی زهره 1373، ص 19 و 20)
سازمان جهانی جهانگردی (w.t.o) جهانگرد را چنین تعریف می کند: جهانگرد (توریست یا سیاح) شخصی است که به کشور یا شهری غیر از محیط زیست عادی خود برای مدتی کمتر از 24 ساعت و بیشتر از یکسال نباشد، سفر کند و قصد او از سفر تفریح، استراحت، ورزش، دیدار اقوام، کسب و کار، مأموریت، شرکت در سمینار یا کنفرانس، معالجه، مطالعه، تحقیق یا فعالیتهای مذهبی باشد. (شایان، سیاوش و... گروه مؤلفان 1377، ص 195)
کتاب سازمان جهانی جهانگردی 1997 ص 24 جهانگرد را چنین تعریف می کند: جهانگرد کسی است که برای مدت زمانی دست کم یک شب و نه بیش از یکسال به کشوری غیر از وطن یا محل سکونت معمولی خود مسافرت می کند و هدف اوکارکردن و پول درآوردن در آن کشور نیست. این تعریف شامل کسانی می شودکه برای تفریح، گردش وگذراندن روزهای تعطیل، برای دیدار دوستان و بستگان، برای کارهای تجاری و حرفه ای، برای درمان، برای زیارت و یا برای تأمین هدفهای دیگر به مسافرت می روند. (گی چاک وای و همکاران 1997، ص 205)
تعریف لغوی جهانگردی:
در فرهنگ عمید به معنی سیاحت و گردش در کشورها و شهرهای دنیا می باشد. (عمید، حسن 1343، ص 479)
در فرهنگ دهخدا به معنی عمل و شغل جهانگرد، سیاحت می باشد. (دهخدا، علی اکبر 1338، ص 6961)
در فرهنگ معین به معنی در اقطار عالم سفرکردن و شناخت می باشد. (معین، محمد 1371، ص 1258)
تعریف جهانگردی از دیدگاههای مختلف:
جهانگردی به سفری موقتی و کوتاه اطلاق شده که ضمن آن جهانگرد به منطقه ای خارج از محل سکونت و کار خود به منظور سیرو سیاحت سفر می کند. (الوانی، مهدی و دهدشتی شاهرخ، زهره 1373، ص 19)
صنعت جهانگردی، گردشگری عبارت است از گروهی از فعالیتهای اقتصادی که در مجموع بزرگترین صنعت جهانی را تشکیل می دهد و برای سرمایه گذاری و رشد یکی از عواملی است که بیشترین انگیزه را بوجود می آورد. جهانگردی (Tourism) یا گردشگری کارهایی است که فرد در مسافرت و در مکانی خارج از محیط عادی خود انجام می دهد. این مسافرت بیش از یکسال طول نمی کشد و هدف تفریح، تجارت یا فعالیتهای دیگر است. (گی، چاک وای و همکاران 1997، ص 32)
سازمان جهانی جهانگردی (w.t.o) جهانگردی را در قالب بازدید کننده ، جهانگرد و کسی که به گشتهای کوتاه تفریحی می رود تعریف کرده است بازدیدکنندگاه (Visitors) کسانی هستند که به کشور دیگری غیر از کشور محل اقامت خود وارد می شوند و مقصودی به غیر از آنچه در کشور خود داشته اند پی گیری می نمایند. این گروه شامل جهانگردان و نیز کسانی که به گشتهای کوتاه تفریحی می روند می شود. جهانگردان کسانی هستند. که حداقل یک شب و بیش از یک شبانه روز را در کشور مقصد می گذرانند و هدفشان سرگرمی و تفریح، سلامتی و کسب آرامش، مطالعه، زیارت و غیره می باشد. مسافران گشت های تفریحی کوتاه نیز کسانی هستند که کمتر از یک شبانه روز را با هدف سرگرمی و تفریح صرف سفر می نمایند. (الوانی،مهدی و دهدشتی شاهرخ،زهره1373،ص20)
جهانگردی مجموعه و منظومه ای متشکل از جهانگرد و عرضه کننده خدمات وکالا، دولت و جامعه، میزبان می باشد که با یکدیگر در تعامل و ارتباط بوده و هدف جذب و جلب جهانگردان را دنبال می کند. جهانگردی، ترکیبی از فعالیتها، خدمات، سیاستها، خط مشی ها، ضوابط، فرهنگها و کالایی است که برای تحقق یک سفرسیاحتی ضرورت دارد. به عبارتی دیگر جهانگردی صنعتی چند بعدی است که دربرگیرنده هتل ها، مهمانسراها، رستوران ها، مراکز تفریح، جاذبه های جهانگردی، سیستم حمل ونقل، واحدهای خدمات جهانگردی و واحدهای دیگر است که مجموعاً جهانگردی را در یک کشور شکل می دهد. (همان منبع ص 21)
تعریف انواع مختلف جهانگردی:
1- جهانگردی یا گردشگری (Tourism) کارهایی است که فرد در مسافرت و در مکانی خارج از محیط عادی خود انجام می دهد. این مسافرت بیش از یک سال طول نمی کشد و هدف تفریح، تجارت یا فعالیتهای دیگر است.
2- جهانگرد یا گردشگر (Tourist) مقصود کسی است که دست کم یک شب در یک اقامتگاه عمومی یا خصوصی در محل مورد بازدید به سر می برد.
3- گردشگر یک روزه (Same pay visitor) مقصود کسی است که یک روز به مکان دیگری می رود. ولی شب را در آنجا نمی گذراند.
4- دیدارکننده (Visitor) کسی است که به مکانی غیر از محیط معمولی خود مسافرت می کند کمتر از دوارده ماه متوالی در آنجا به سر می برد و هدف اصلی از این مسافرت این نیست که در مکان مورد بازدید در ازای دریافت پول کار کند.
5- مسافر (Traveler) کسی است که بین دو یا چند نقطه مسافرت کند.
اشکال عمده جهانگردی:
با توجه به طول مسافرت، نوع تأسیساتی که به خدمت گرفته می شود. فصل و چگونگی سازماندهی مسافرت، همچنین انگیزه های گوناگون که موجب پیدایش یک جریان توریستی می شوند. می توان اشکال مختلفی از جهانگردی را از یکدیگر تمیز داد:
1- جهانگردی تفریحی واستفاده از تعطیلات: این نوع جهانگردی شامل افراد یا گروههای است که در جهت استفاده از تعطیلات، تفریح، استراحت، استفاده از آب وهوای دلپذیر، گشت و گذار در طبیعت و.... از محل اقامت خود به مسافرت می روند.
2- جهانگردی اجتماعی: در این جهانگردی عمدتاً هدفهای اجتماعی، مردم شناسی، جامعه شناسی و امثال آن مورد نظر است. آشنایان و دیدار خویشاوندان نیز از نوع جهانگردی اجتماعی به شمار می آید.
3- جهانگردی فرهنگی و آموزشی: این نوع جهانگردی برای آشنائی با میراث های فرهنگی و هنری، آداب و رسوم، بناها و آثار تاریخی با هدفهای آموزشی، تحقیقاتی و پژوهشی صورت می گیرد. توریست هایی که در این گروه قرار دارند توریست و جهانگرد کاوشگر نامیده می شود.
4- جهانگردی سیاسی: مسافرت به منظور شرکت در اجلاس و مجامع بین المللی، کنگره ها و سمینارهای سیاسی، جنبش های ملی و مذهبی، مراسم ویژه مانند: تدفین رهبران و شخصیتهای سیاسی، پیروزی رهبران احزاب و به حکومت رسیدن آنها و نظایر آن جهانگردی سیاسی خوانده می شود.
5- جهانگردی بازرگانی: شرکت در بازارهای مکاره،نمایشگاههای کالا،بازدید از کارخانه ها و.....
6- جهانگردی درمانی: معالجه پزشکی با تغییر آب و هوا، استفاده از آبهای گرم معدنی، گذراندن دوره نقاهت و....
7- جهانگردی مذهبی: این نوع از جهانگردی یکی از رایجترین اشکال جهانگردی در سراسر جهان است.جاذبه های مذهبی، زیارتگاهها واماکن مقدسه هر ساله تعداد زیادی از جهانگردان را به سوی خود جلب می کنند.
8- جهانگردی ورزشی: هر نوع مسافرتی که به منظور فعالیتهای ورزشی باشد جهانگردی ورزشی نامیده می شود. مانند اسکی، پیاده روی، کوه پیمایی، شکار، کوهنوردی، دوچرخه سواری، شنا و شرکت در مسابقات ورزشی و تماشای مسابقات و امثال آن.
انواع مسافرت:
1- مسافرت ها درون حوزه ای (Domestic tourism): یعنی افراد ساکن به عنوان دیدار کننده در درون یک حوزه انجام می دهند.
2- مسافرت های درون مرزی (In bound tourism): یعنی افراد غیرساکن به عنوان دیدار کننده در درون یک حوزه خاص مسافرت کنند.
3- مسافرت های برون مرزی (Out abound tourism) : یعنی افراد ساکن برای دیدار از نقاط مختلف حوزه ای غیر از حوزه خودشان مسافرت کنند.
پس می توان در یک کشور اصطلاحات (بومی)، (درون مرزی) و (برون مرزی) را به شیوه های مختلف در هم ترکیب کرد و طبقه بندی زیر را به وجود آورد:
1- مسافرت های داخلی (Internal tourism) شامل مسافرت های درون حوزه ای و درون مرزی می شود.
2- مسافرت های ملی (National tourism) شامل مسافرت های درون حوزه ای و برون مرزی می شود.
3- مسافرت های بین المللی (International tourism) شامل مسافرت های درون مرزی و برون مرزی می شود.
انواع کلی جهانگردی:
1- جهانگردان خارجی، کسانی هستند که از خارج وارد یک کشور می شوند.
2- جهانگردان داخلی: افرادی هستند که در داخل کشور خودشان به مسافرت می روند. (شایان، سیاوش....گروه مؤلفان 1377، ص 195)
پرویز دیبائی در کتاب خود جهانگردی را به سه دسته تقسیم می کند:
1- جهانگردانی که از خارج وارد کشور می شوند.
2- جهانگردانی که اهل یا مقیم آن کشورند. و در داخل کشور مسافرت می کنند.
3- جهانگردانی که اهل کشوری هستند. و به خارج از کشور خود سفر می کنند.
اثرات جهانگردی داخلی: 1- جلوگیری از خروج ارز وایجاد توازن در تراز پرداختهای کلی و پرداختهای جهانگردی 2- ایجاد ارتباط فرهنگی در سطح ملی برای تأمین وحدت ملی بیشتر.
جهانگردی داخلی به طور کلی یک ابزار مؤثر در دست برنامه ریزان اقتصاد ملی است. زیرا اولاً به طوری که گفتیم با جلوگیری از خروج ارز بر ثروت کشور می افزاید و ثانیاً یک عامل مهم سیاست توزیع مجدد درآمدها و جریان بیشتر و سریع تر پول و ایجاد رونق و اشتغال بیشتر در بخش خدمات وکالاهاست. طبیعی است که سفر به عنوان تفریح زمانی عمل می گردد که موضوع حداقل تأمین ضرورتهای اساسی زندگی نباشد اگر فردی از افراد جامعه نیازهای اولیه زندگی خوش را در حد متعارف تأمین نکرده باشد اندیشه مسافرت به عنوان تفریح را نمی توان در سر بپروراند. بر این اساس تنها خانواده های مرفه که دارای درآمد بیشتردارند. قاعدتاً اقدام به سفر می نمایند. و هزنیه هایی که به عمل می آورند در حقیقت جزو وسایل مستقیم و مؤثر سیاست توزیع مجدد درآمدهاست. و چون این هزینه ها به مصرف خدمات وکالاهای داخلی می رسند ناچار در جریان بازار کالا و پول داخلی وارد شده و به همین ترتیب دست به دست می گردد و موجب سرعت جریان پول می شود.
موج سفرهای داخلی خدماتی تازه پدید می آورد. وخدمات موجود را رونق و تحرک می بخشد و خدمات حمل و نقل و کلیه خدمات وکالاهای وابسته به آن نظیر خدمات تعمیراتی، انرژی و سوخت و یا خدمات تأسیساتی و وابسته های آن مانند: هتل، متل، اردوگاه، رستوران، چایخانه، صنایع دستی وغیره .... توسعه خاصی می یابد.
آثار فرهنگی و اجتماعی جهانگردی:
آثار فرهنگی اجتماعی جهانگردی از سه زاویه قابل بررسی است.
1- آثار فرهنگی- اجتماعی جهانگردی بر مقصد: مقصد تا چه حد توانایی جذب تعداد معینی جهانگرد را داراست.
2- آثار فرهنگی- اجتماعی جهانگردی بر کسب زندگی: اثری که دیدارکنندگان بر ارزشها و سبک زندگی مردم محل می گذارند.
3- آثار فرهنگی- اجتماعی جهانگردی بر هنرها: نفوذ واثر دیدارکنندگان بر هنرهایی نظیر نقاشی، مجسمه سازی، تئاتر، معماری، صنایع دستی و غیره.
این سه اثر پیامدهای مثبت زیر را به همراه دارند:
1- تعداد دیدار کنندگان باعث رونق اقتصاد محل می شود. دیدارکنندگان ثروت و شغل ایجاد می کنند و موجب بهبود در تأسیسات زیربنایی محلی می شوند و تسهیلات و خدمات جدید را پایه ریزی می کنند و دیگر انواع سرمایه گذاری را برمی انگیزند.
2- جهانگردی تماس وارتباط بیشتری با دنیای بیرون ایجاد می کند. فرایند بین المللی شدن را تقویت و جریانهای دو طرفه اطلاعات را تشویق و تحریک می کند. تبادل فرهنگی را ارتقاء می دهد. منجر به واردات کالاها و خدمات بیشتر می شود و به طور کلی تمامی حیطه تجارت و ارتباطات را توسعه می دهد.
3- جهانگردی مخاطبان و شیفتگان جدیدی را برای هنرهای ملی (موسیقی، تئاتر، صنایع دستی) ایجاد می کند. جهانگردی همچنین اثر غیرمستقیم قابل توجهی بر همه تبلورها وتجلی های هنری دارد. (از جمله بر ادبیات، نقاشی، معماری)
این آثار ممکن است در جهت منفی نیز عمل کنند:
1- ممکن است مقاومتهایی در برابر تغییر در ارزشها وسبک زندگی صورت گیرد (این تغییرات نه فقط ناشی از ورود دیدارکنندگان به محل بلکه به سبب خود فرایند توسعه نیز هست).
2- ممکن است مخالفتهای با اثر نیروهای این بازار بر هنرهای سنتی و معاصر صورت پذیرد. (راجر، داس ویل 1378، ص 189).
آثار جهانگردی:
آثار مثبت جهانگردی:
1- حفاظت جاذبه های طبیعی: جهانگردی موجب می شود تا تلاش بیشتری برای حفظ منابع طبیعی مانند:جنگل ها، پارک های ملی و مناطق حفاظت شده به عمل آید. سواحل دریاها و رودخانه هایی که در آن ها ماهیان و آبزیان کمیاب یافت می شوند. جنگل هایی که در آن وحوش و حیوانات نادر زیست می کنند، از جمله مناطقی هستند که مورد توجه جهانگردان قرار می گیرند و کوشش می شود تا از آنها حفاظت شود. بدین ترتیب جهانگردی ضمن سودآوری، انگیزه حفظ جاذبه های طبیعی در کشورها را به وجود می آورد و سبب احیاء و بقاء این جاذبه ها خواهد شد.
2- حفظ و نگهداری آثار ابنیه تاریخی: جهانگردی انگیزه حفظ آثار باستانی را تقویت می کند وموجب می شود برای جلب نظر جهانگردان کوشش های جدی تری در زمینه حفاظت از آثار تاریخی به عمل آید. در کشورهایی که از نظر بودجه در تنگنا به سر می برند درآمد حاصل از جهانگردی این امکان را فراهم می آورد که وجوهی برای مرمت و نگهداری آثار تاریخی که از جاذبه های جهانگردی هستند صرف شود. در این کشورها غالباً ورودیه های که برای دیدن ابنیه و آثار باستانی از جهانگردان اخذ می شود. مستقیماً صرف حفظ و نگهداری و مرمت آن ها می شوند.
3- بهسازی محیط: کشوری که جذب جهانگردان را جزو اهداف خود قرار می دهد برای نیل به این هدف می کوشد تا محیطی عاری از آلودگی و بهسازی شده را در معرض دید جهانگردان قرار دهد. خیابان های پاکیزه، دیوارهای رنگ آمیزی شده و میادین گل کاری شده، همه در جذب جهانگردان نقش عمده ای دارند. کنترل آلودگی هوا، طبیعت وحفظ بهداشت محیط که برای توسعه جهانگردان ضروری است. یکی از آثار مثبت جهانگردی به شمار می آید. ساختن هتل های زیبا، ابعاد استراحتگاههای خوش منظره در دامنه کوهها وکنار جاده ها نیز جزئی از بهسازی محیط را تشکیل
می دهند.
4- توسعه تجهیزات وخدمات زیربنایی: برای توسعه جهانگردی نیاز به فرودگاههای مجهز، پایانه های مسافربری وسیع، تجهیزات ارتباطی جاده ها و بزرگراههای امن، سیستم های آب تصفیه شده، برق، روشنایی و سوخت رسانی است و توسعه این تجهیزات وخدمات که به تبع توسعه جهانگردی انجام می شود از مزایای جهانگردی محسوب می شود.
5- آگاهی ساکنان منطقه: در مناطقی که ساکنان چندان اهمیتی به محیط نمی دهند با توسعه جهانگردی و درآمد زا شدن منطقه از طریق جهانگردی، مردم به اهمیت محیط خود پی می برند و برای حفظ وحراست از آن مصمم می شوند.
6- مزیت های اقتصادی: مزایای مستقیم حاصل از جهانگردی، ایجاد فرصتهای اشتغال جدید، فروش خدمات وکسب درآمد، ارزآوری ارتقاء سطح زندگی مردم و توسعه اقتصادی منطقه
می باشد. در مناطقی که رکود و بیکاری وجود دارد. توسعه جهانگردی موجب تحرک اقتصادی، استخدام نیروهای جوان و جلوگیری از مهاجرت می شود. با به گردش درآمدن چرخ های اقتصاد در منطقه، دولت نیز از طریق اخذ مالیات تأسیسات زیربنایی ایجاد می کند. و وضعیت عمومی اقتصاد در منطقه بهبود می یابد. در مناطق پررونق اقتصادی نیز جهانگردی موجب رونق بیشتر و تداوم توسعه می شود.
از مزایای غیر مستقیم جهانگردی، توسعه سایر صنایع و بخش های دیگر اقتصادی است. از طریق جهانگردی فعالیتهای ساختمانی برخی از صنایع تولیدی، صنایع دستی وهنری، کشاورزی، باغداری و ماهیگیری رونق می یابند. وخدمات و کالاهای مصرفی در صنعت جهانگردی گردونه سایر بخش های صنعت و تولید را به حرکت در می آورد. آثار آموزش های جهانگردی نیز غیرمستقیم بر بهره برداری اقتصاد جامعه اثرات مثبتی دارد. و موجب تحرک بیشتر نیروی کار می شود.
7- حفظ واشاعه هنرهای سنتی و آداب و رسوم باستانی: با توسعه جهانگردی هنرهای سنتی نضج گرفته و رشد می یابند و آداب و رسوم باستانی زنده می شوند. بر اساس تحقیقات انجام شده توسعه جهانگردی موجب احیاء هنرهای دستی و آداب و رسوم قبایل سرخپوست در مناطقی که موجب بازدید جهانگردان بوده، شده است. علاقمندی جهانگردان به هنرهای نمایشی موجب توسعه تماشاخانه ها و تئاترهای سنتی شده است و مراسم جشن و پایکوبی افراد بومی احیاءمی شوند. ضمناً درآمدهای حاصل از این طریق به توسعه و رشد آنها کمک می کند.
8- احیاء هویت فرهنگی واحساس غرور ملی: زمانی که ساکنان بومی، علاقه و اشتیاق جهانگردان را نسبت به فرهنگ و سنت های خود مشاهده می کنند با احساس غرور و هویت فرهنگی خود را بیش از پیش در می یابند فرهنگ اقلیت که عموماً در فرهنگ اکثریت تحلیل می رود، بدین ترتیب شکل اولیه خود را پیدا می کند و نمود می یابد به طور کلی فرهنگ ماشینی موجب ا ز بین رفتن و تضعیف فرهنگهای سنتی می شود، که تا حدودی این ضایعه از طریق جهانگردی جبران شده و فرهنگ های سنتی در جوامع احیاء و تقویت می شوند. تحقیقات انجام شده اثرات مثبت توسعه جهانگردی را در احیاء هویت فرهنگی به خوبی نشان داده است.
9- تبادل فرهنگی: جهانگردی مردم جوامع میزبان و میهمان را به هم نزدیک و نوعی تبادل و ارتباط فرهنگی را بین آنان ایجاد می کنند. تفاهم بین ملتها و احترام و دوستی نسبت به یکدیگر یکی از مزایای مهم جهانگردی است. در کشورهایی که قبایل ونژادهای مختلفی دارند (مانند اندونزی وهند) گردش و بازدید ساکنان بخشهای مختلف در کشور موجب نزدیکی آنان به یکدیگر و وحدت ملی می شود. به طورکلی جهانگردی به بازدیدگنندگان نکات تازه ای را از فرهنگ کشورهای دیگر می آموزد و قدرت و تحمل و قبول دیگران، ارزشها وسنت های آنان را ایجاد می کند. جهانگردی پیام آور دوستی و تفاهم بین مردمان جوامع مختلف بوده و موجب پیوند آنان با یکدیگر می شود. جهانگردی موجب شناخت فرهنگ های مختلف می شود. و کشور میزبان این فرصت را پیدا می کند که فرهنگ و ارزشهای خود را به مردم سایر ملل بشناساند. و از آنان نمایندگانی برای تبلیغ اندیشه ها و افکار ایدئولوژیک خود بسازد.
آثار منفی جهانگردی:
1- ایجاد آلودگی: صنعت جهانگردی را صنعتی تمیز نام نهاده اند. اما توسعه سریع و بی برنامه آن منشاء آلودگی های بسیار زیاد شده است. افزایش بار سیستم حمل ونقل وازدحام خودروها در مناطق مورد بازدید موجب آلودگی هوا می شود. آلودگی آب نیز از طریق فاضلاب هتل ها و استراحت گاهها یا قایقرانی در دریاچه ها ممکن است. بدنماشدن مناطق طبیعی به علت استفاده بی رویه، ایجاد تأسیسات بدون در نظر داشتن زیبایی شهر و لوله کشی های گاز و سیم کشی برق برای تأسیسات جهانگردی بطور موقت، همه موجب بدمنظره شدن منطقه و نوعی آلودگی بصری می شوند. سروصداهای ناشی از تردد جهانگردان و برخی سرگرم کننده مانند: مسابقات موتور سواری یا ماشین رانی نیز باعث آلودگی صوتی محیط می شوند و در بعضی مناطق مسأله جمع آوری زباله ها و معدوم کردن آنها نیز به کندی انجام می شود و این امر خود به آلودگی محیط می افزاید.
2- فرسودگی محیط زیست: استفاده مستمر جهانگردان از جنگل ها، پارک های ملی، دریاچه ها و سایر جاذبه های طبیعی باعث فرسوده شدن این محل ها می شود. در یکی از تحقیقات انجام شده آثار مخرب استفاده جهانگردان از جاذبه های طبیعی بسیار جدی قلمداد شده است. اصولاً استفاده جهانگردان چرخه طبیعی زیست را در اغلب موارد به هم زده و موجب خسارات جبران ناپذیری به طبیعت منطقه می شود. به عنوان مثال: موتور سواری جهانگردان زندگی وحوش و پرندگان را به هم زده و باعث کوچ آنان می شوند. و یا رویش گل ها و گیاهان وحشی در مناطقی که مورد بازدید مستمر جهانگردان است به تدریج متوقف می شود. و پس از مدتی به نابودی می گراید.
3- آسیب دیدن ابنیه و آثار تاریخی: استفاده بیش از حد آثار تاریخی برای جهانگردان موجب فرسایش و از بین رفتن آثار مذکور می شود. در بعضی از آثار تاریخی ظریف مانند: تابلوها، نقاشی دیوارها یا سنگ نوشته ها و لوحه ها، دست زدن ونزدیک شدن و بعضاً عکسبرداری ممنوع شده است. و بدین وسیله کوشش می شود تا از فرسایش آنها حتی المقدور جلوگیری شود اما به هر حال حضور جهانگردان در این ابنیه و آثار در طول زمان عملاً آسیب ها و صدماتی را به وجود می آورد که شاید قابل ترسیم هم نباشد.
4- به هم زدن طرح های استفاده از زمین: توسعه جهانگردی نیاز به ایجاد هتل ها و استراحتگاهها و سایر تأسیسات مربوط را دارد و گاهی این امر موجب می شود تا فضاهای شهری به نفع تأسیسات جهانگردی اشتغال شده و تأسیسات مورد نیاز شهر کنار نهاده شود. فرضاً مناطق کشاورزی و باغها به صورت تفرجگاه جهانگردان در می آیند. و زمین ها به جای ایجاد بیمارستان و مدرسه به تأسیس هتل و مهمانخانه ها تخصیص داده می شوند. استفاده بی رویه از زمین برای تأسیسات جهانگردی منجر به مشکلات در آبرسانی و مسأله فاضلاب و ترافیک شهر را ایجاد می کند جهانگردی به علت درآمدزا بودن انگیزه
استفاده از زمین به هر قیمت را بوجود می آورد و نیازهای اصلی مردم شهر را ارضاء نشده باقی می گذارد.
5-شیوع بیماری های مسری: امروزه مسأله بیماری علاج ناپذیر «ایدز» مسؤلان جهانگردی را نگران ورود مبتلایان به این بیماری به کشور میزبان کرده است. اما د رهر حال با جابه جایی و ورود وخروج جهانگردان احتمال سرایت بیماری، ویروسها و میکروب ها همواره وجود دارد. اگر چه امروزه بهداشت و پاکیزگی محیط هتل ها، رستوران ها و چایخانه ها، تا حدود زیادی بهبود یافته است. اما به علت تردد مسافران در شهر و نقاط مختلف آن امکان انتقال بیماریها همواره با درصدی از احتمال وجود دارد. هنوز برخی از بیماریها مانند مالاریا، وبا و طاعون در برخی کشورهای در حال توسعه وجود دارند. و در صورتیکه جهانگردان این کشورها از قرنطینه نگذرند. احتمال انتقال بیماری وجود خواهد داشت.
6-ایجاد نابرابر اقتصادی:اگر جهانگردی در یک یا چند منطقه خاص در یک کشور توسعه پیداکند. آثار مثبت اقتصادی آن صرفاً در آن مناطق است و نوعی عدم تعادل از نظر استخدام در نقاط مختلف کشور ایجاد می کند. از سوی دیگر مردمان منطقه جهانگردپذیر از درآمد بالایی بر خوردار می شوند و ساکنان سایر مناطق از این مزیت بی بهره می مانند . این نابرابری ممکن است در یک منطقه و برای مشاغل مختلف نیز به وجود آید. صرفاً کسانی که مسقیماً با جهانگردان در دادوستد هستند درآمدهای بالایی کسب می کنند در حالیکه سایر مردمی که از این درآمد بی بهره هستند از مشکلات و تنگناهای حاصل از توسعه جهانگردی آسیب می بینند. نکته منفی دیگر گران شدن بهای اجناس و کالاها در مناطق جهانگردی است که اگر چه درآمد گروهی از صاحبان مشاغل را بالا می برد ولی اکثر افراد آن خطه از گرانی رنج می برند. ضمناً توسعه جهانگردی موجب جابه جایی اشتغال افراد بومی می شود. (فرهمندی، حسین، بررسی میزان جذب توریسم از دیدگاه سازمان ایرانگردی وجهانگردی شهرستان مشهد، کارشناسی ارشد، پژوهش علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن 1378).
چارچوب تئوریک پژوهش:
دراین پژوهش از تئوری چاک.وای.گی استفاده شده که فرضیات این پژوهش برگرفته از این تئوری است.
تئوری چاک .وای .گی درمورد توسعه جهانگردی پایدار:
در حالی که جامعه جهانی به سده بیست و یکم وارد شده است جهانگردی سیر تکاملی می پیماید ودر بسیاری از کشورهای جهان به صورت یک صنعت در آمده است مسئله پایداری ، دوام و پایندگی مطرح می شود اصطلاح جهانگردی پایدار که به تازگی به کار می رود دارای معنی ها و تفسیرهای متعدد است . مقصود از این اصطلاح بیان توانایی های کشوری است که مقصد جهانگردان قرار می گیرندو باید آن کشور خود را در برابر رقیبان جدید و سرزمین های تازه کشف شده که از جذابیت بیشتری برخوردارند حفظ کند همچنین باید بتواند برای نخستین بارجهانگردان را جذب کند و آنها را تشویق به بازدیدهای بعدی از آن مکان کند. از نظر فرهنگی منحصر به فرد باقی بماند و عوامل زیست محیطی تعادل و توازن برقرار کند(گی ،چاک ،وای و همکاران 1997ص 71)
در تعریف جهانگردی پایدار سه امر مهم مورد تاکید قرار می گیرد:
چاک ،وای ، گی در تئوری توسعه جهانگردی پایدار اصولی را برای این تئوری متذکر می شود. و معتقد است که چنانچه این اصول حتی درکشورهای جهان سوم توجه شود می تواند صنعت جهانگردی آن کشور را رونق بخشد . این اصول عبارتند از:
فرضیه های تحقیق:
1. به نظر می رسد که بین امکانات رفاهی و جذب جهانگرد رابطه وجود دارد.
2. به نظر می رسد که بین محدودیت و جذب جهانگرد رابطه وجود دارد.
3. به نظر می رسد که بین ارتباطات وجذب جهانگرد رابطه وجود دارد.
4. به نظر می رسد که بین سرمایه گذاری وجذب جهانگرد رابطه وجود دارد
5. به نظر می رسد که بین تبلیغات وجذب جهانگرد رابطه وجود دارد
6. به نظر می رسد که بین امنیت وجذب جهانگرد رابطه وجود دارد
7. به نظر می رسد که بین هماهنگی مسئولین وجذب جهانگرد رابطه وجود دارد
8. به نظر می رسد که بین روابط فرهنگی وجذب جهانگرد رابطه وجود دارد
9. به نظر می رسد که بین فرهنگ مردم وجذب جهانگرد رابطه وجود دارد
تعاریف واژه ها و اصطلاحات :
بهبود امکانات رفاهی جهانگردان :
تعریف نظری :عبارت از کلیه امکاناتی که به منظور رفاه حال جهانگردان در نظر گرفته می شود به طوری که این امکانات از جهت کمی و کیفی گسترش یابد.
تعریف عملیاتی : تاسیس هتل مطابق با استاندارد بین المللی ،تجهیزات بین شهری (رستوران، سرویس بهداشتی ،استراحتگاه ) سیستم حمل و نقل مناسب (اتوبوس ، هواپیما) بالا بردن کیفیت غذای رستورانها ، ایجاد مراکز بهداشتی درمانی ، ایجاد مراکز تفریحی – ورزشی : مراکز ارتباط مخابراتی و اینترنتی و... از معرفهای متغیر بهبود امکانات رفاهی جهانگردان است .
محدودیت :
تعریف نظری : عواملی که ممکن است برای یک جهانگرد در زمینه های تجاری و گمرکی ، پوششی وخوراکی وراحتی و آسایش ...مشکل ایجاد کند.
تعریف عملیاتی : قوانین و مقررات دست و پاگیر گمرکی ، صدور ویزا و روادید و نحوه پوشش جهانگردان و... را می توان درزمره مشکلات و محدودیت اقتصادی – اجتماعی ذکر نمود.
ارتباطات :
تعریف نظری : سیاستگذاری دولت در زمینه گسترش ارتباطات میان مناطق دیدنی کشور
تعریف عملیاتی : سرمایه گذاری در زمینه امور زیر بنایی از جمله جاده ها ،فرودگاهها ،سیستم حمل و نقل ،هم از جهت کیفی و هم از جهت کمی که موجب تسریع در امر ارتباطات میان نقاط دیدنی کشور می شود از معرفهای متغییر دسترسی سریعتر به نقاط دیدنی کشور می باشد.
سرمایه گذاری:
تعریف نظری : تشویق سرمایه گذاری بخش خصوصی از طرف دولت در جهت سرمایه گذاری درزمینه هتل داری ،تاسیسات بین راهی ، سیستم حمل و نقل مناسب،و خدماتی که با صنعت جهانگردی مرتبط است.
تعریف عملیاتی :تشویق سرمایه گذاری خصوصی از طریق ارائه امنیت اقتصادی ، سیاسی و معاف کردن آنها از مالیات در جهت سرمایه گذاری درصنعت جهانگردی از معرفهای متغیر سرمایه گذاری خصوصی است.
تبلیغات:
تعریف نظری: منظور هر گونه سرمایه گذاری که بتواند فرهنگ و تاریخ ایرانی را درکشورهای دیگر بخوبی معرفی کند تا بتواند تبلیغات سوء بیگانگان را در مورد ایران خنثی کند.
تعریف عملیاتی: تهیه فیلمهای درمورد فرهنگ ایرانی ،و آثار باستانی وتاریخی ایران و انتقال آن به سایر کشورها ،ایجاد نمایشگاههای درمورد دستاوردهای علمی فرهنگی ایران ،ایجاد تبلیغات درزمینه صنعت تورسیم ایران در شبکه جهانی اینترنت، ایجاد راهنماییهای اثر بخش(تابلو ،تهیه کتاب، راهنمائی توریسم) ،انتشاربروشور،و تقشه و عکس از جمله معرفهای متغیر در تبلیغات نام برد.
امنیت :
تعریف نظری : عبارت است ازبی خوفی ،وامن ،بی بیمی ،ایمنی .ایمن شدن و در امان بودن ( دهخدا ، علی اکبر ،1344و ص211)
تعریف عملیاتی : عدم احساس خطر ، ثبات و آرامش سیاسی در جامعه میزبان ،استقرار نظم در جامعه ، حاکمیت قانون ،عدم هرج و مرج درکشور،وخوف نداشتن از جان ومال و دیگر تعلقات فردی ،ازمعرفهای متغیر امنیت می باشد.
مسئولین :
تعریف نظری: همکاری و هماهنگی میان مسئولین سازمانهای دولتی و خصوصی در زمینه تمرکز در امر برنامه ریزی و سیاستگذاری در زمینه صنعت جهانگردی
تعریف عملیاتی : روابط و هماهنگی میان مسئولین سازمان ایرانگردی و جهانگردی ،وزارت خارجه ، محیط زیست، شهرداریها....که به نحوی با صنعت جهانگردی در ارتباطند از جمله معرفهای متغیر هماهنگی میان مسئولین سازمانهای دولتی است .
روابط فرهنگی :
تعریف نظری : منظور گسترش ارتباطات فرهنگی میان ایران و سایر کشورهاست.
تعریف عملیاتی : روابط میان اساتید دانشگاهها ،و شخصیتهای علمی بر پایی کنفرانسهای علمی درزمینه صنعت گردشگری ، تاسیس نمایشگاههای بین المللی ...از معرفهای متغییر روابط فرهنگی است.
فرهنگ مردم :
تعریف نظری :منظور سطح فرهنگ جامعه میزبان و میزان اطلاعات مردم در مورد توریست و مسائل توریستی کشور
تعریف عملیاتی :ارتقاء سطح آگاهیهای اجتماعی و فرهنگ عمومی در مورد مسائل گردشگری،از طریق آموزش نیروهای متخصص ،راهنمای توریستها مدیران هتلها .
پیشینه تحقیق
پیشینه تاریخی صنعت توریسم:
توریسم پدیده ای است که از دیرزمان در جوامع انسانی وجود داشته است و به تدریج در طی مراحل تاریخی مختلف به موضوع فنی اقتصادی واجتماعی کنونی خود رسیده است. (رضوانی 1372، ص 27) برای ارج نهادن و محیط نوین جهانگردی ودرک مسئله ها یا چالش هایی که پیش روی دست اندرکاران این صنعت قرار دارد . مروری بر گذار بر روند تاریخی این صنعت از اهمیت خاصی برخوردار است.
عهد باستان:
مردم متعلق به تمدنهای ماقبل تاریخ با این انگیزه مسافرت می کردند. که بتوانند غذا بدست آورند ازخطر دوری جویند یا به مناطقی که دارای آب و هوای مساعدتر است نقل مکان کنند. با افزایش مهارت و کسب فنون نیاز انسان به زندگی بدوی وخانه به دوشی کاهش یافت و در دوره های بعد انسان با انگیزه تجارت و تهاتر کالا مسافرت می کرد. در حالیکه امپراتورهای باستان در قاره های آفریقا و آسیا وخاورمیانه رشد می کردند. ساختار زیر بنای ایجاب می کرد که بازسازی شود. راه های آبی بوجود آید و برای ساده تر شدن مسافرت وسیله نقلیه تهیه گردد. آغاز مسافرتهای رسمی و دولتی خود نتیجه مستقیم اقدامات حکام مناطق مختلف بود که نمایندگان خود را به مکانهای دوردست اعزام می نمودند تا جنگهای قبیله ای را اداره کنند و از شهروندان مالیات وخراج بگیرند. در دوره های حکومت خانواده های سلطنتی در مصر مسافرت با قصد تجارت و تفریح انجام می گرفت. و اینگونه مسافرتها رونق زیادی یافت. و در نتیجه در شهرهای بزرگ و در مسیر جاده های اصلی مراکزی برای پذیرایی از مسافران بوجود آید. و بین پست های مراکز دولتی و مناطق خارج از کشور در مسیر راهها، مهمان خانه های ساخته شد و در عصر یا دوره ای که امپراتوری آشوری به اوج قدرت خود رسید. وسایل و تشکیلات لازم برای مسافرتهای ارتش ایجاد گردید در این زمان دولتها اقدام به جاده سازی کردند و در نقاط مختلف علامتهای خاص نصب گردید که نشان دهنده فاصله نقاط بود. ایرانیان امپراتوری آشوری را شکست دادند واقدام به توسعه سیستم راه سازی نمودند. کالسکه های چهار چرخ ساختند که در مسافرت و حمل و نقل به کار گرفته می شد. (گی، 1377، ص 35 و 36)
یونانیان به جزء اینکه مانند فنیقی ها به منظور کسب درآمدزا از خریدوفروش کالا به سفرهای دریایی پرداختند. بنا به استعداد فکری و ذوق علمی برای پژوهش و تحصیل و کسب آگاهی از وضعیت سرزمینها و ملتها نیز سفر می کردند. رومیان نیز به منظور سوداگری، تفریح یا مداوا، راهی شهرهای دیگر می شدند و برای استفاده از آبهای معدنی یا سواحل گرم آفتابی به جزایر پراکنده دریای مدیترانه سفر می کردند. در زمان ساسانیان بازرگانان رومی و ایرانی در دریا و اقیانوس سفر می کردند و رقیب یکدیگر بودند. آبهای جهان جولانگاه سوداگران، تجارت پیشگان، اشراف و نخبگان این دو ملت بود. با ظهور اسلام و چیرگی تازیان مسلمان بر ایران و سپس روم، در انگیزه مسافرت و چگونگی و دفعات مسافرت مردمان آن روزگار دگرگونیهای بوجود آمد. زیرا تحت ایران ملت های تازه مسلمان شده، انگیزه مذهبی بسیار قوی برای مسافرت به مکه در آنان بوجود آورد. دوم اینکه بسیاری از اندیشمنان ایران زمین به منظور آشنایی بیشتر با خاستگاه اسلام و بهره مندی از پیشگاه مردان دین به سبب تمایل و رغبت درونی و فطری ایرانیان به فراگیری دانش و بویژه آشنایی و معاشرت با قبایل عرب که به سلاست زبان و فصاحت بیان معروف بودند به کشورهای عربی مسافرت می کردند بالاخره رونق بازرگانی میان ایرانیان و کشورهای نوپای اسلامی آن روز باعث شد که گروه بیشماری از ایرانیان و تازیان به سرزمین های یکدیگر رفت و آمد کنند.
(محلاتی، 1380 : 706)
قرون وسطی:
سده ی پنجم تا چهاردهم میلادی را قرون وسطی می نامند. در این دوره مسافرت و تجارت رونق خود را از دست داد زیرا جاده ها تقریباً از بین رفته و شرایط مسافرت بسیار مشکل و حتی خطرناک شده بود. اوضاع پرآشوب اروپا، و آسیا باختری در سده های میانه به سبب جنگهای خونین مسیحیان و مسلمانان که به جنگهای صلیبی معروف است و لشکرکشی های مداوم اروپائیان به آسیا موجب ناآرامی راهها و ویرانی جاده ها شد. به همین سبب سفرهای تفریحی و پژوهشی به رکود گراییده ولی سفرهای بازرگانی و گاهی مذهبی البته با نیروهای مسلح به نگهبانی کاروان همچنان ادامه داشت. (محلاتی، 1380 : 7)
رنسانس:
از سده چهاردهم تا هفده بیشتر مسافرتها با هدف کسب و دانش و تجربه آموزی انجام می شد در انگلستان ملکه الیزابت اول برای تربیت و پرورش نمایندگان خارجی با شکلی از مسافرت موافقت کرد و در دانشگاههای همچون آکسفورد و کمبریج در انگلستان و سالامانکا، در اسپانیا هزینه های مسافرت دانشجویان را به عنوان کمک هزینه تحصیلی می پرداختند کاروانها مسافرتی دوره الیزابت پس از چندی دارای ساختار و سازمان منطقی گردیدند. و آن را گراندتور نامیدند. این کاروانها کار خود را در نیمه سده هفده شروع کردند و نیمه سده نوزده شهرت داشتند افراد برای کسب و دانش و تجربه های جدید به مسافرت می رفتند و بیشتر اعضای این کاروان را چنین افرادی تشکیل می دادند. (گی، 1377 : 39-38)
انقلاب صنعتی:
انقلاب صنعتی که از سال 1750 تا 1850 ادامه یافت. پایه و اساس گردشهای دسته جمعی را بدان گونه که امروزه با آن آشنا هستیم بوجود آورد. در این دوره کارگران ساده کشاورزی که در مناطق روستایی وجود داشتند رهسپار شهرها و کارخانه های تولید می شدند و با شیوه ای از زندگی که نمونه های آن را در این زمان مشاهده می کنیم آشنا گردیدند. همین مسأله باعث شد که آن دوره شاهد تغییرات ژرف اقتصادی و اجتماعی باشد، همچنین انقلاب صنعتی موجب پدید آمدن ماشین ها، قطارها و کشتی هایی شد که با نیروی بخار کار می کردند تغییرات اجتماعی که موجب تغییر مشاغل گردید باعث گسترش طبقه میانی اجتماعی گردید و این طبقه توان بیشتر می یافت تا بیشتر به تفریح و مسافرت برود. افزایش تقاضا و مسافرت باعث شد که شهرت مسافرت های فرزندان خانواده های مرفه، در گراندتور انجام می گرفت کاهش یابد. (گی، 1377 : 39)
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 75 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 105 |
پژوهش حاضر به منظور (بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی بین افراد معتاد و غیرمعتاد) صورت گرفته است. بدین منظور از جوانان معتاد و غیرمعتاد 20 تا 30 ساله شهرستان بندرانزلی یک نمونه 80 نفری (40 نفر معتاد و 40 نفر غیرمعتاد) به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شده است.
دادههای آماری از طریق اجرای آزمون MMPI (فرم کوتاه) از گروههای نمونه بدست آمده و برای تجزیه و تحلیل نتایج تحقیق حاضر از آمار توصیفی و استنباطی از جمله آزمون T مستقل و با در نظر گرفتن نتیجه آزمون لوین با استفاده نرم افزار SPSS مورد استفاده قرار گرفته است.
هدف اصلی از انجام این پژوهش بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی در بین افراد معتاد و غیرمعتاد میباشد که نهایتاً از تجزیه و تحلیل و بررسی دادهها نتیجه زیر بدست آمد:
بین افراد معتاد و غیرمعتاد از لحاظ شخصیت ضداجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد (P=0)
یافتههای فرعی زیر نیز از تحقیق حاضر بدست میآیند:
- بین خود بیمارانگاری در افراد معتاد و غیرمعتاد تفاوت معناداری وجود دارد.( 008/0=P)
- بین افسردگی در افراد معتاد و غیرمعتاد تفاوت معناداری وجود دارد. (003/0=P)
- بین پارانویا در افراد معتاد و غیرمعتاد تفاوت معناداری وجود دارد. (0=P)
- بین اسکیزوفرنی در افراد معتاد و غیرمعتاد تفاوت معناداری وجود دارد. (003=P)
فهرست مطالب
بیان مسئله
اهمیت و ضرورت تحقیق
اهداف تحقیق
سؤالات
فرضیات
تعاریف اصطلاحات
جنگ تریاک در چین
جنگ تریاک در دوران معاصر
مراکز تولید جهانی مواد مخدر
نقش مافیا در توزیع بینالمللی مواد مخدر
سازمان پلیس بینالمللی
تاریخچه مواد مخدر در ایران
تشخیص دوگانه و اختلال شخصیت ضد اجتماعی
رفتار اختلال شخصیت ضداجتماعی
شخصیت صداجتماعی ، بیمار روانی و ضد اجتماع
تعریفی از اختلال شخصیت ضداجتماعی
بیمار روانی
اختلال شخصیت ضداجتماعی
اختلالات شخصیتی
تحقیقات داخل کشور
فصل سوم : روش تحقیق
مقدمه
روش تحقیق
جامعه آماری
نمونه آماری
روش نمونهگیری
نحوه اجرای آزمون
روش جمعآوری دادهها
ابزار اندازهگیری
اعتبار و پایایی
متغیرها
روش آماری
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل نتایج :
مقدمه
مشخصههای آماری نتایج کمی
مقایسه میانگینها
یافتههای فرعی تحقیق
فصل پنجم : بحث و نتیجهگیر
مقدمه
نتیجهگیری
محدودیتهای تحقیق
پیشنهادات
کاربرد نتایج
منابع :
منابع فارسی
منابع انگلیسی
منابع اینترنتی
فهرست جداول و نمودارها
عنوان صفحه
جدول شماره 4-1 مشخصات مرتبط با دو گروه معتاد و غیرمعتاد
نمودار شماره 4-1 مقایسه میانگین افراد معتاد و غیرمعتاد
جدول شماره 4-2 آزمون لوین برای تساوی واریانسها
جدول شماره 4-3 میانگین و انحراف معیار شخصیت ضداجتماعی افراد معتاد و غیرمعتاد
فصل اول :
کلیــــات
مقدمه [1]
زندگی بشر از ابتدا با مشکلات و مسائلی همراه بوده است و تاریخ گویای گوشهآای از مشکلات بشر است. زیرا در تاریخ قطور زندگی بشر گر چه هنوز چند برگی از آن بیشتر بررسی نشده و این مقدار کم هم مبهم است ، ولی با همه ابهام و تاریک که دارد، فریادها و نالههای دلخراش و داستانهای غمانگیز بشر را نتوانسته است مخفی کند. گر چه امروزه پیشرفتهای در همه زمنیههای زندگی بشر بوجود آمده ولی باز هم وحشت و اضطراب و انحراف از بشر دور نشده است. زمانی بشر از طوفان و سیل و تحطی و بیماریهای واگیر وحشت داشت و زمانی از جنگها و لشکرکشیها. در اثر پیروزی علم بر طبیعت مقداری از این مصائب و نگرانیها از بین رفته و لیکن جای خود را به دردها و مصائب سختتری داده است. اکنون بشر از درون ناراحت است و از ناراحتیهای عصبی و روانی شکایت دارد. از همنوع خود بیم دارد. ترس و وحشت از سلاحهای اتمی و میکروبی و شیمیایی قرن بیست و یکم را به قرن «اصطراب و تشویش» مبدل ساخته، و از همه مهمتر اکنون از مسئله «اعتیاد» که پدیدهای نسبتاً جدید است و انبوهی از انسانها را به خودکشی تدریجی محکوم نموده وحشت دارد.
در حال حاضر مسئله اعتیاد به مواد مخدر در مقابل گروهی از انسانها قرار گرفته است که به علت عدم تامین اقتصادی و اجتماعی ، فشارهای روانی و خانوادگی و غیره برای فرار از حقایق تلخ زندگی به آن پناه میبرند.
کشیدن یک نخ سیگار ، نوشیدن یک لیوان نوشابه الکلی ، زدن چند پک به وافور و استعمال یک ذره مرفین هروئین برای تسکین و بیخبری از اضطراب درونی و فشار روانی ناشی از فقر اقتصادی و مسائل دیگر اولین قدم بسوی بدبختی و خودکشی تدریجی است. عوامل اقتصادی ، اجتماعی ، روانی ، جسمی و مخصوصاً عوامل خانوادگی در هماهنگی فرد با محیط اجتماعی نقش مهم دارد. آرامش و امنیت، نداشتن فشار و اضطراب درونی و خانوادگی، از تعدادی از انحرافات منجمله اعتیاد به مواد مخدر کاسته و انسان را در برابر مشکلات مقاوم مینماید، اگر تحولات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی هماهنگ و متناسب با نیازهای افراد جامعه نباشد، در درون انسانهایی که زمینه مساعد دارند انفجار رخ داده و وقوع انحراف و اعتیاد حتمی است و حتی شیوع امراض روانی اجتنابناپذیر است.
انحراف یا کجروی که از آن بنام عارضه یا بیماری یاد میکنند یکی از مظاهر زندگی دسته جمعی بخصوص زندگی امروزه است و از زمانی آغاز شد که انسان به صورت گروهی زندگی خود را شروع نمود. شرایط خاص و ملاکها و الگوها و ارزشهای حاکم بر هر جامعه، در تغییر مفهوم انحراف و کیفیت آن موثر است. مثلاً مجازات قتل عمد اعدام است. شرابخواری و اعتیاد به مواد مخدر در جامعه اسلامی انحراف محسوب و جرم دارد، ولی این اعمال در برخی جوامع غرب امری عادی است و انحراف محسوب نمیشود.
بهر حال روانشناسان فرق آدم سالم و دیوانه را در داشتن قدرت روحی در جنگ با مشکلات زندگی میدانند. لذا معتاد یک نوع انسان غیرنرمال است . مثلاً حسادت یکی از آسیبهای اجتماعی و انحرافات است که از درون انسان سرچشمه میگیرد. وقتی فرد خود را با شخصی که در موقعیت بهتری است مقایسه میکند، دچار رنج و ناراحتی میگردد. در این صورت برای رفع ناراحتی خود یا به موادمخدر روی میآورند و یا دلش میخواهد که موقعیت دیگران را با توطئه و نیرنگ تضعیف نماید.
در کشور ایران بزهکاری بطور عمده تحت اثر دو انگیزه ریشهیابی شده است :
1- اعتیاد
2- بیکاری
بطور کلی بشر در دنیای امروز بحدی دچار انحراف و سقوط اخلاقی شده که در سایر اعصار و قرون گذشته میزان انحرافات بدین صورت نبوده است. لذا دورنمای آینده از دید برخی صاحبنظران و جامعهشناسان بسیار تاریک است و معتقدند هر روز از بد ، بدتر شده و قاعده حیات جنگل سرانجام همه جهان را فرا میگیرد.
اعتیاد به مواد مخدر امروزه به صورت یک بلای اجتماعی است، بطوریکه ضایعات مادی و معنوی آن کمتر از جنگهای بینالمللی نیست. شیوع اعتیاد در سطح جهان به صورتی است که هر روزه بر آمار معتادان افزوده میشود. اعتیاد بلایی است که در همه اقشار جامعه اعم از تحصیل کرده ، ورزشکاران ، هنرپیشگان، فقرا و ثروتمندان نفوذ کرده است. ولی قربانیان اصل اعتیاد، جوانان و افراد کم تجربه میباشند.
در حال حاضر مسئله اعتیاد به مواد مخدر در شهر بندرانزلی گریبان گروهی از انسانها بویژه جوانان این شهر را گرفته که به علت عدم تامین اقتصادی و اجتماعی، فشارهای روانی و خانوادگی و غیره برای فرار از حقایق تلخ زندگی به آن پناه میبرند که خود میتواند باعث افزایش جرم و بزه در شهر بندرانزلی شود.
بیان مسئله [2]
اعتیاد به مواد مخدر فرد را به یک کلکسیون سیار بیماری تبدیل کرده و مشکلاتی برای فرد و اجتماع بوجود میآورد. معتاد علاوه بر اینکه سلامتی خود را از دست میدهد، بار سنگینی هم بر دوش اجتماع میشود و از طرفی آن جامعه را مورد تهدید قرار میدهد اینچنین افراد که اکثراً قانونشکن هستند برای بدست آوردن مواد، دست به هرگونه اعمال خلاف قانون و ناروا میزنند.
با توجه به اینکه قانون ، استعمال و خرید و فروش مواد را منع کرده اما معتاد برای تهیه آن دست به هر جنایتی میزند و خود را از قید مسئولیتهای زندگی شخصی و اجتماعی رها میکند. اینگونه افراد که معمولاً خودپسند، بیعار و ولگرد و عصبی مزاج هستند همیشه در پی ماجرا میگردند. معتاد وقتی بجان خود هم رحم نمیکند دیگران و اجتماع هم نباید از او انتظاری داشته باشند. این همه موارد دلیل بر این است که معتاد قدرت مقابله با حقایق و واقعیات زندگی را ندارد و نیز نیروی جسمانی و روانی معتاد رشد معمول خود را طی نکرده است. افراد معتاد منحرف اغلب در اجتماعات بدنام شرکت کرده و از شرکت در اجتماعات و جلسات خوشنان گریزانند.
معتاد با تاثیرپذیری از مواد ، زندگی خود و سرانجام دیگران را به خطر انداخته و بتدریج حالت عصبی معتاد وحیمتر شده و موقعیتهای غیرعادی یکی پس از دیگری به سراغ او میآیند، قضاوت و اندیشهاش مختل شده و اغلب در حال چرت و بیخبری است. (حلم سرشت 1375 ، ص 234)
امروزه اغلب اجتماعات بشری در چنگال پدیده مهلک اعتیاد به مواد مخدر گرفتارند. پناه بردن به مواد مخدر، واقعه تازهای در زندگی بشر نیست و از دیرباز اجتماعات مختلف بشری هر یک به تناسب شرایط اقلیمی و عادات و سنتهای مخصوص به خود به انگیزه رهایی از فشارهای روحی و یا به انگیزه کسب لذتهای کاذب و زودگذر و یا بوسیله کنجکاوی و تقلید کورکورانه به یکی از انواع مواد مخدر پناه بردهاند. مسئله مورد پژوهش بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی بین افراد معتاد و غیرمعتاد شهرستان بندرانزلی میباشد.
با توجه به آنچه که در بالا توضیح داده شد عواملی که باعث روی آوردن محقق برای انجام این پژوهش شدند عواملی از قبیل افزایش جوانان مجرم در زندانها که به علتهای گوناگون دزدی، حمل مواد و جرایم دیگر که به مواد مخدر مربوط میشوند.
اهمیت و ضرورت تحقیق
تامل و تعمق در مسئله اعتیاد که امروزه گریبانگیر جوامع بسیاری شده است . و هر ساله افراد بیشماری را روانه زندانها و گورستانها مینماید.
بطور کلی بشر در دنیای امروز بحدی دچار انحراف و سقوط اخلاقی شده که در سایر اعصار و قرون گذشته میزان انحرافات بدین صورت نبوده است. برخی جامعهشناسان معتقدند که ریشه تمام دردهای اجتماعی در محیط اجتماعی است و میگویند که کسی ذاتاً منحرف و کجرو بدنیا نمیآید. (قائمی 1373 ص 139)
بهمین علت قرن حاضر بخاطر جهات گوناگون ، عناوین مختلفی را بخود اختصاص داده است از جمله : عصر علم، قرن اضطراب ، عصر انحراف و عصر تزلزل ارزشها. (همان منبع ص 142)
لذا دورنمای آینده از دید برخی صاحبنظران و جامعهشناسان بسیار تاریک است و معتقدند هر روز از بد ، بدتر شده و قاعده حیات جنگل سرانجام همه جهان را فرا میگیرد. (همان ، ص 14)
اعتیاد به مواد مخدر امروزه به صورت یک بلای اجتماعی است، بطوریکه ضایعات مادی و معنوی آن کمتر از جنگهای بینالمللی نیست. شیوع اعتیاد در سطح جهان به صورت است که هر روزه بر آمار معتادان افزوده میشود. اعتیاد بلایی است که در همه اقشار جامعه اعم از تحصیل کرده ، ورزشکاران، هنرپیشگان، فقرا و ثروتمندان نفوذ کرده است. ولی قربانیان اصلی اعتیاد جوانان و افراد کم تجربه میباشند.
اعتیاد بزرگترین درد و بیماری برای شخص معتاد و جامعه است لذا نجات جان معتاد در واقع نجات جامعه است. اعتیاد به مواد مخدر که عنوان یک مشکل اجتماعی را بخود اختصاص داده پدیدهایست استعماری که زمینههای ناسالم اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، روانی، شخصیتی ، جسمی، سیاسی و تربیتی در بروز و ابتلای به آن اهمیت دارد. اعتیاد به مواد مخدر نه تنها خود زائیده مسائل مختلفی است، بلکه بوجود آورنده عوارض مختلی مثل عوارض جسم، فکری ، اجتماعی ، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و غیره است. جامعهشناسان عقیده دارند؛ نیاز هر جامعه به مواد مخدر نشانه انحطاط و سقوط آن جامعه است. و به عقیده سیاستمداران جهان، برای تسخیر مملکتی و تضعیف و تصاحب ملتی، هیچ عاملی بهتر از تریاک نیست. آنها معتقدند برای مغلوب ساختن ملتها یک کیلو تریاک و یک حلقه وافور از چندین تانک و هزاران توپ موثرتر است. (اورنگ 1367 ص 14)
با در نظر گرفتن این که اعتیاد ریشههای سیاسی و اجتماعی دارد و استعمارگران با استفاده از این حربه سعی در تسلط و نفوذ شیطانی خود در کشورهای دیگر دارند و همچنین با توجه به اینکه اعتیاد خود عاملی برای انواع جرم و بزهکاری میباشد. موجب انجام پژوهش در زمینه این مسئله که آیا رابطه بین اعتیاد و شخصیت ضداجتماعی افراد وجود دارد یا خیر شد که ضرورت و اهمیت تحقیق روشنتر میشود و اهمیت اصلی این پژوهش ایجاد بصیرت و دانش لازم در جهت شناخت بخشی از عوامل و ارتباط برخی عوامل شخصیتی با اعتیاد میباشد.
اهداف تحقیق[3]
الف ) هدف کلی [4]
بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی بین افراد معتاد و غیرمعتاد شهرستان بندرانزلی.
ب ) اهداف ویژه [5]
بدست آوردن آماد سایر اختلالات روانی در شخصیت معتادین نمونه با استفاده از آزمون MMPI
سوالات
آیا بین افراد معتاد و غیرمعتاد از نظر میزان شیوع اختلال شخصیت ضداجتماعی تفاوت معنادار وجود دارد؟
فرضیات [6]
بدلیل اینکه تحقیق حاضر برای نخستین بار در ایران انجام شده و طی جستجوهای مکرر به تحقیق مشابه برخورد نشده است و نیز اینکه تحقیق حاضر تحقیقی از نوع استقرایی است سابقه فرضی برای آن یافت نشده است. لذا تحقیق حاضر نیازی به فرضیه ندارد.
تعریف اصطلاحات
تعاریف نظری
معتاد: معتاد کسی است که عادت به مصرف دارو دارد و در نتیجه مصرف که نیاز جسمی و روانی اوست اخلاق عمومی، سلامت و رفاه خود، خانواده و اجتماعش را به خظر میاندازد.(فرجاد 1378 ص 12)
اعتیاد: اعتیاد را میدتوان حالتی دانست که در نتیجه اتسعمال داروی مخدر به شخص دست میدهد و موجب میشود که خویشتنداری شخص از میان برود و زیادهروی در استعمال آن به حدی برسد که به حال شخص و اجتماع مضر باشد. (اورنگ 1367 ص 9)
اختلال شخصیت ضد اجتماعی : عبارت است از ناتوانی از تن دادن به هنجارهای اجتماعی بطوری که جنبههای متعددی از رفتار فرد در نوجوانی و بزرگسالی تحت تأثیر این ناتوانی قرار گرفته باشد (رفیعی 1378 ص 212)
تعاریف عملیاتی
معتاد: از نظر محقق کسی است که به یک یا چند ماده مخدر وابستگی جسمانی و روانی داشته و در صورت ترک علائم ترک آن ماده خاص بروز میکند.
اعتیاد: در تحقیق حاضر منظور معتاد شدن فرد به یکی از انواع مواد مخدر که در زیر مشخص شده است میباشد. (تریاک ، هروئین، حشیش ، گراس)
اختلال شخصیت ضداجتماعی : در این تحقیق کسی که نمره بالای 70 درصد در مقیاس Pd فرم کوتاه آزمون MMPI کسب نماید، مد نظر است.
فصل دوم
پیشینــه پـژوهـــش
تاریخچه مواد مخدر در جهان
استعمال مواد مخدر سابقهای طولانی در میان جوامع داشته و شکلهای مصرف آن متنوع بوده و به زمینههای مساعد در هر جامعه بستگی داشته است. مواد مخدر در طول تاریخ انسان؛ زمانی به عنوان مواد خوراکی، گاهی به عنوان دارو، گاهی برای ایجاد لذت و یا فرار از ناراحتیها و از بین بردن و التیام درد بکار بده میشده است. لذا در طول تاریخ بُشر کمتر ملتی را میتوان یافت که با استفاده غلط از مواد مخدر روبرو نبوده باشد. مواد مخدر معمول در جشنها و مراسم مذهبی و گاهی نیز توسط جادوگران مورد استفاده قرار میگرفته است.
بررسی آثار نوشته تاریخی این نتیجه را میدهد که بشر از ابتدا از مواد مخدر اطلاع داشته است. زیرا با تجربه از خاصیت مواد مخدر آشنا شده و برای تسکین در از آن استفاده مینمود. مطالعه آثار نوشته دوران باستان بیانگر این حقیقت است که در سومر ، آشور ، بابل ، مصر، یونان و روم از تریاک استفاده میشد.
هومر شاعر یونانی در آثار خود ازگل خشخاش گفتگو کرد. و آنرا جزو گلهای زینتی باغهای روم در 600 سال پیش از میلاد دانسته است. نوشتههایی ازتمدن سومریها باقی است, نشان میدهد که سومریها از کهنترین اقوامی هستند که نه تنها از تریاک استفاده میکردند، بلکه نام «گیاه شادی بخش» نیز بر آن نهاده بودند، که این نام هنوز شایع است. پزشکان آشوری نیز صدها سال پیش از میلاد به خواص دارویی تریاک پی برده بودند.(اورنگ 1367 ص 6)
بشر از 7000 سال قبل ، از وجود یک ماده مخدر قوی در خشخاش آگاه بوده و در لوحههای گلی که از سومریان باقی مانده از تریاک نام برده شده است.
یونانیها تریاک را « اپیوم» [7] نامیده و اطباع ترکیباتی از تریاک را برای بیماریهای مختلف جسمی و روانی تجویز میکردند. جالینوس مشتقی از تریاک را نوشدارو نامیده و برای مداوای بیماریهای مختلف از قبیل صرع، یرقان ، سنگ کلیه و غیره بکار میبرده است. در حدود 4000 سال قبل، کشیدن تریاک در چین نیز رایج بوده است. (دانش 1379 ص 206)
لذا تریاک را اولین بار سومریها کشف کردند و ضمن استفاده از آن به عنوان یک داروی مسکن ، تدریجاً به عنوان «مکیف» و «مخدر» نیز مورد استفاده قرار گرفت. کشف تریاک بوسیله سومریها در لوحهای که از 7000 سال قبل به جای مانده ، ثبت شده است. (اورنگ 1376 ص 6)
نوشتههایی که بر روی پاپیروس از مصریان مانده نشان میدهد که مصریها از قدیم با استعمال تریاک آشنا بودند. لذا اصل تریاک از مصر بوده است. چرا که اسم بتائیکا مشتق از شهر طبس مصر است که خشخاش در آنجا میکاشتند. صادق کریمپور در مورد سابقه تاریخی خشخاش مینویسد:
« خشخاش ابتدا در مصر کشت میشد و بنام «بتائیکا»[8] معروف بود که از کلمه طبس نام شهری واقع در مصر که در آن خشخاش کشت میشد ماخوذ شده است . در 1500 سال قبل از میلاد تخم خشخاش از مصر به یونان برده شد و در آنجا رواج پیدا کرد. در افسانههای هومر از جزیرهای نام برده شده که در آن قهرمانان اودیسه گرفتار نشئگی مواد اعتیادآوری گردیده که نجات آنها به سادگی میسر نبوده است.» (کریمپور 1378 ص 42)
در این میان اشیایی که به داروسازان دوران باستان تعلق داشته و در موزه علوم لندن به معرض تماشا گذاشتهاند، کوزههایی به شکل گرز خشخاش دیده میشود که به جنس کاشی است و حدود 5/12 سانتیمتر بلندی دارد. بر روی یکی از این کوزهها خطوطی به شکل اثر تیغهای کشیده شده بر روی گرز خشخاش ، بچشم میخورد. کوزههای مزبور متعلق به اواخر دوره مفرغ یعنی حدود 1500 سال قبل از میلاد مسیح است که در قبرس ساخته شدهاند و احتمالاً به منظور نگهداری تریاک محلول در آب یا شراب، از آن استفاده میکردهاند تا بتوانند این فرآورده مخدر را به مصر صادر کنند.
دیری نگذشت که مصریان خود به کشت خشخاش دست زدند. آنها بر روی سکهها و سفالینههای یونانی و جواهراتی که بر روی تابوتها و مجسمههای رومی دیده میشود نقشهایی از گرز خشخاش را حک کردهاند که نشانه آگاهی آنها از خواص تریاک است. (همان منبع ص 44)
در کتاب ویرانگریهای اعتیاد در موارد سوابق تاریخی مواد مخدر چنین آمده است: « برخی میگویند در روی لوحههای گلی سومریان که مربوط به 7000 سال قبل است از خشخاش و طرز کشت و گرفتن شیره آن نام برده شده و یونانیان تریاک را بنام " اوپیوم" میشناختند ولی جز مصرف طبی، مصارف دیگری نداشت. ولی رواج آن در کشورهای اروپایی از آغاز فعالیت شرکت انگلیسی هند شرقی توسعه و گسترش یافته است.» (همان منبع ص 14)
در برسی تاریخچه مواد مخدر؛ روشن میشود که تریاک ابتدا در مراسم مذهبی و بساط جادوگران مورد استفاده قرار گرفته است و به عنوان شربت خوابآور یا مسکن مصرف میشد.
در کتاب اودیسه اثر هومر، بر شربتی اشاره میشود که هلن قهرمان تروا در اختیار داشته است. این شربت تمام دردها و ستیزهجوییها را از میان برده و هر بیماری را درمان میکرده است و احتمالاً ماده اصلی این شربت، تریاک نبوده است. همچنین تصور میشود « سرکهی آمیخته به مادهای تلخ» که به حضرت مسیح که بر صلیب کشیده شده بود تقدیم گردیده است (متی باب 27 آیه 34). ماده تلخ مزبور به زبان عبری باستان Rosh گفته میشود که به معنی تریاک است. (طالبی 1357 ص 33)
بدن شک از قرن 4 قبل از میلاد به بعد، پدران داروسازی در غرب مثل بقراط و جالینوس به خاصیت آرامبخش بودن تریاک پی برده بودند. گفته میشود که پاراسلوس حدود سال 1530 م تریاک را در الکل حل کرد و این تنتور تریاک به «لدانم» [9] یا افیون معروف است. موزه علوم لندن یادداشتهایی در مورد داروهای سینه بسیار قدیمی در اختیار دارد که همگی محتوی لدانم هستند. یونانیان در زمان سقراط از تریاک برای تسکین درد استفاده کرده و به خواص طبی آن پی برده بودند. هندیان نیز به گیاه کوکنار آشنایی داشتهاند. چرا که در زمان حمله داریوش بزرگ به هند آنان با «کوکنار» [10]آشنایی کامل داشتند. مجارستان هم از اولین کشورهایی است که با خشخاش آشنا بوده است. زیرا که 1200 سال قبل از میلاد مسیح گیاهشناسان مجارستان خشخاش را میشناخته و از شیره آن استفاده میکردهاند. بطور کلی در روزگار باستان اجتماعات بشری با موادمخدر و نباتات مکیف، به صورت ابتدایی برای استعلاج و مواد ضروری آشنایی داشتهاند، به طوریکه اقوام اروپایی در اول تاریخ میلادی افیون را شناخته و به عنوان دارو استفاده میکردند.
سابقه استفاده از مواد مخدر با توجه به آنچه ذکر آن گذشت بسیار کهن است. زیرا از چند هزار سال پیش سومریها، مصریها، هندیها، رومیان و چینیها کسانی بودهاند که موادمخدر را به شکلهای گوناگون مورد استفاده قرار دادهاند. مثلاً هندوها در مراسم مذهبی از شاهدانه یا کانابیس[11] استفاده میکردند و این گیاه همچنین در بین هندیها و چینیها مصارف طبی داشته است.
در آغاز مصرف موادمخدر به صورت کنونی نبود. بلکه جنبه مصرف طبی داشت و فقط به دستور اطباء مصرف میشد. کمااینکه ابنسینا و زکریای رازی به خواص گل خشخاش و سایر گیاهان مخدر آشنایی داشته و حتی خواص آنها را ذکر کردهاند. در آن زمان اعتیاد ابعاد وسیعی نداشت و به صورت مسائل اجتماعی و سیاسی بروز کرد و بعد سیاسی و بینالمللی بخود گرفت. لذا گل خشخاش از مدتها قبل از میلاد مسیح شناخته شده بود و مورد استفاده دارویی داشت ولی از اواخر قرن 18 میلادی بود که برای تهیه تریاک از آن استفاده و به صورت تخدیری استعمال شد.
حدود 5/1 قرن پیش مسئله کشت خشخاش و در نتیجه تولید تریاک مسائل و مشکلات بسیاری بوجود آورد که از آن جمله سلطه استعمارگران به مستضعفان و غارت منافع آنان میباشد. زیرا تریاک بیش از سایر موادمخدر در کشورها به خصوص کشورهای جهان سوم راه یافت.
از نخستین رواج دهندگان تریاک انگلیسیها هستند که به انگیزه تسلط بر کشورهای جهان سوم بطور مستقیم و غیرمستقیم تریاک را تحمیل نمودند. در کشور چین حتی مستقیماً وارد عمل شدند. زیرا با برانداختن جنگ تریاک 40 میلیون چینی به مواد مخدر معتاد شدند. انگلیسیها به بهانه تجارت با چین از کشور هند که مستعمرهشان بود مقادیر زیادی تریاک را بطور قاچاق وارد چین کردند. ولی چون دولت چین مخالف رواج تریاک بود دستور جمعآوری و از بین بردن تریاکها را صادر کرد. اما دولت انگلستان برای خنثی نمودن این عمل به چین اعلام جنگ نمود و ضمن پیروز شدن در جنگ غرامتهای بسیاری را از چین دریافت کرد و پس از جنگ سرانجام ورود تریاک به چین آزاد شد.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 274 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 469 |
تحقیق حاضر با عنوان بررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با پیری اجتماعی جانبازان جنگ تحمیلی در شهر تهران، سال (84-1383) با هدف شناسایی بهتر و رفع مشکل یا دگرگونی در ارزش های حاکم مردم و مسئولین در قبال جانبازان شکل گرفته است.
پیری اجتماعی مترادف واژه هایی نظیر: طرد اجتماعی، از کارافتادگی، انزواطلبی و یا عدم توجه و حمایت خانواده، مسئولین وسایر افراد جامعه نسبت به فرد و یا گروه خاصی از اجتماع میباشد. در این تحقیق بیشتر مفهوم طرد اجتماعی مدنظربوده است ، که رابطه آن با متغیرهایی از قبیل: سن، وضعیت تأهل، درصد جانبازی، تعداد سالهای خدمت در جبهه و … سنجیده شده است. در این راستا سوالات تحقیق نیز عمدتاً مربوط به نوع یا میزان رابطه این مفاهیم با میزان و سطح طرد شدگی اجتماعی جانبازان از صحنههای سیاسی- اجتماعی می باشد.
جمعیت نمونه این تحقیق حدود 150 نفر از جانبازانی است که از نواحی مختلف شهر تهران با روش نمونهگیری تصادفی ساده و سیستماتیک به طور تلفیقی انتخاب شده اند.
روش پژوهش با توجه به معیارهای کلی از نوع مقطعی، توصیفی و در برخی محورها بصورت تبیینی بوده و در چارچوب ابزارهای غالب از روش اسنادی وپیمایشی به صورت همزمان، بهره گرفته هم چنین فن پرسشنامه تؤام با مصاحبه عمقی به عنوان ابزار تکمیلی استفاده شده است. پرسشنامه شامل 30 سؤال باز و 2 سوال بسته در دو بخش شناسایی و طیفی (لیکرت) تدوین گردیده است. پس از جمعآوری اطلاعات با بهرهگیری از روشهای آمار توصیفی و استنباطی همراه با آزمونهای کای اسکوئر[1]، وی کرامرز[2]. دیسامرز[3] و رواسپیرمن[4]، یافتهها در قالب 17 جدول یکبعدی و 16 جدول دو بعدی ارائه شده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که 60 درصد جمعیت نمونه دارای پیری اجتماعی زیادی بوده است. جالب توجه آنکه موضوع مورد بررسی با متغیرهایی نظیر: میزان مزایا، امکانات هنگام جنگ یا قبل از آن، میزان ساعات تنهایی و قضاوت جامعه، رابطه معنادار و مستقیمی داشته است. یعنی با کاهش یا افزایش متغیرهای مذکور، پیری اجتماعی نیزهم جهت با آنها تغییر می یابد.
پیری پدیده ای است جسمانی اما عوامل اجتماعی می تواند در تسریع آن موثر افتد. بدین معنی که چیزی از خارج بر فرد تحمیل شده و ناراحتی های جسمانی و روانی را برای شخص در پی دارد. بدین ترتیب می توان اذعان نمود که پیری امری نسبی بوده و در آن علاوه بر شاخص جسمانی، عوامل روانی و اجتماعی نیز، موثر می باشند.
چنانچه پیری را مسامحتا با دید اجتماعی بررسی نمائیم، در اینصورت دریچه ای فراخناک به پهنای تاریخ زندگانی انسان بر روی کره زمین در پیش روی هر محققی گشوده خواهد شد.
با توجه به وسعت مفهوم پیری در نظرگاه اجتماعی، این پدیده میتواند گربیان گر اقشار کثیری از جامعه گردد. یکی از گروههایی که این پدیده در مورد آنها به وقوع پیوسته، قشر جانباز می باشد. با عنایت به اینکه، جانبازان در کشورما گروهی هستند که به منظور دفاع از مرز و بوم کشور بذل جان نموده و در عین از دست دادن بخشی از سلامت جسمانی خود، از لحاظ ویژگی های روحی و روانی نیز دستخوش تغییراتی گشته اند، لذا در پژوهش حاضر این قشر ایثارگر که در معرض آسیب بیشتری بوده اند مورد توجه قرار گرفته اند. بنابراین با توجه به مفهوم پیری اجتماعی می توان گفت: این پدیده در قشر جانبازان، افرادی را شامل می شود که علی رغم از خودگذشتگی شان در دفاع و یا ارتقا کشور،جامعه آنها را به وادی فراموشی سپرده و مورد بی مهری قرار داده است که از عوارض آن : انزوا، گوشه نشینی، احساس تنهایی می باشد.
براین اساس به پیرامون اهداف تحقیق، اهمیت موضوع، فرضیات و محدوه مطالعه پژوهش پرداخته شده از آنجا که پژوهش حاضر، تجربه ای دو سویه است ،امیدواریم برای خوانندگان نیز متقابلا رضایت بخش باشد.
توجیه علمی مسئله
موضوع: پیرانشناسی اجتماعی[5]
عنوان: بررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با پیری اجتماعی بین قشر جانبازان جنگ تحمیلی در شهر تهران، سال (84-1383).
توجه به یک مسئله اجتماعی از آگاهی جامعه، پیرامون وجود آن موضوع در نظام اجتماعی سرچشمه میگیرد، از اینرو کلام آغازین مادر طرح مسئله تحقیق از رابطه فرد و جمع و جداییهای آنها شروع میشود و به ما اجازه میدهد که حداقل طرح کلی یک مشکل نظری اساسی را مشخص کنیم. بر این اساس پرسشی که به عنوان سوال پایه مدنظر میباشد عبارت است از اینکه: پیری اجتماعی چیست؟
پیری اجتماعی، اگر این تعبیر درست باشد در زمانهای قدیم مشکل تلقی نمیشد یا وجود نداشت بلکه از فراوردههای عصر حاضر است. به طوری که میدانیم واژه پیری تداعی کننده مفاهیم متعددی از قبیل پیری جسمی، پیری قانونی، پیری ریاضی وغیره است همینطور فاکتورهای معینی من جمله ناتوانیجسمی، کاهش یادگیری و تغییرات فیزیولوژیک و مانند آن را به همراه دارد. به نظر میرسد امروزه واژه پیری وسعت، عمق و پیچیدگی بیشتری پیدا کرده است. به تبع آن مفهوم نوینی مطرح میشود که باید به عنوان یک پدیده اجتماعی ساختاری و بالاتر از آن مسئله اجتماعی مورد توجه قرار گیرد چرا که از یک طرف فرد تا زمانی وجود دارد و مطرح است که برای نظام اجتماعی کارکردی داشته باشد؛ در غیر اینصورت جامعه او را کنار میزند. از سوی دیگر این نگاه که با کاهش تواناییهای فرد، پیران را از صحنه اجتماع حذف میکنند، در حد تواناییهای بدنی و ذهنیشان در زندگی روزانه، اجتماعی و اقتصادی شرکت نمیدهند، فرصتهای آنان را برای فعالیت در اجتماع کاهش می دهد. در عین حال گوبریوم نیز معتقد است که یکی دیگر از عوامل تاثیر گذار بر رفتار فرد در طول زندگی، عوامل محیطی، اعم از پشتیبانی و حمایت اجتماعی نظیر عضویت در گروه، تشکیل خانواده و … میباشد که موجبات پیوستگی و وابستگی به محیط را فراهم میآورد. فردی که به واسطه موانع موجود در اجتماع از داشتن پیوستگی با دیگران محروم میماند در برابر این موانع و محدودیتها تسلیم شده و کنارهگیری از اجتماع را به مبارزه با آن ترجیح میدهد و در اثر گذشت زمان احساس تنهایی بر وی غلبه کرده به عنوان یک پیر اجتماع محسوب میگردد. پس همانطوری که اجتماع فرد را به انزوا میکشاند فرد نیز از مداخله در اجتماع دوری میکند و این امر به یک رابطه متقابل تبدیل می شود.
سوال دیگری که در اینجا مطرح است این میباشد که آیا قشر جانبازان نیز در دسته پیروان اجتماعی قرار میگیرند؟
شاید اگر امروزه فقط از دوران جنگ صحبت کنیم جوانان آن را افسانه و شخصیتهای آن را اسطوره فرض کنند اما واقعیت جنگ فراتر از افسانه و … بود. حقایق و اتفاقاتی در جنگ رخ داد که تمام دنیا را متعجب و شگفتزده کرد اما در داخل از جانب برخی از مردم و مسئولین شاهد تعلل و سستی در جهت پاسداری از این ارزشها بودیم. بنابراین لزوم پرداخت به شخصیت جانباز به عنوان پیر اجتماع ضروری به نظر می رسد!
در فرهنگ واژهها، جانباز به معنای جان باختن است. جان باختن در راه هدف معین و تعیین شدهای که مورد اعتماد جانباز است. اما در فرهنگ معنویات، این کلمه آغاز یک راه است، راهی که انتهای آن تکامل انسان است. جادهی عشق و ایثاری که پر از مشکلات و سختیهاست. در این راه، جانباز نشانهایست از ایثار و حماسه و دلیری و شجاعت و در پایان- مبارزه بی امان با سختیها و مشکلات عظیمی است که تا پایان عمر با صبر و اراده و قاطعیت آنان ادامه خواهد یافت. جامعه کوچک مورد بحث ما زیر مجموعهای است از جامعه بزرگ اسلامی و اجتماعی که درک مصائب و مشکلات این جامعه در راه رسیدن به هدف والایش، برای افراد دیگر جوامع تا حدودی قابل بحث است.
از آن جا که محیط برخورد و زندگی جانبازان، کوچک و محدود است در عصر حاضر این محیط محدود بر زندگی جانبازان تأثیر گذاشته و خواهد گذاشت و مسائل و مشکلاتی را برای آنان فراهم می آورد.
در رابطه با مسائل و مشکلات پیری اجتماعی در جانبازان متغیرهای زیادی مطرح است اعم از: خصوصیات زمینه ای، وضعیت اقتصادی، حالات فکری و روانشناختی و اجتماعی.
در رابطه با بعد اجتماعی و پیری چنین میتوان بیان داشت که: نگرش های سیاسی ، دیدگاه های مردمی و برخوردهای اجتماعی با جانبازان بسیار حائز اهمیت میباشد. بطوریکه قضاوت ارزشی جامعه در بعضی موارد، شکل منطقی و انسانی نداشته و غالباً در دو حد افراط و تفریط، دلسوزیهای ناخواسته، ترحم ، طرد، عدم پذیرش اجتماعی و بیتوجهی به حقوق فردی آنان قرار میگیرد. و امکان برقراری ارتباطات اجتماعی را کاهش میدهد. در حالیکه ارتباط اجتماعی نه تنها برای فرد جانباز بلکه برای هر انسانی مهم میباشد، هر انسانی دوست دارد در محیط باز و فضای گستردهای با آرامش خاطر زندگی کند، با جامعه بیشتر در ارتباط باشد تا بتواند نیاز اجتماعی خویش را اغنا نماید. یا میل دارد با همه کس به گفتگو نشیند. بنابراین تمام این نیازها و تمایلات در مورد جانبازان نیز صدق پیدا کرده و باید گفت شوق و شور ایشان چندبرابر انسان سالم دیگری است. در حالیکه اگر جانبازی با تمام وجود، احتیاج به تحقیق و شناخت و بررسی داشته باشد و بخواهد به دنبال آنها برود همهی راهها را بر خویش بسته میبیند. اگر هنری داشته باشد و بخواهد به معرض دید افراد جامعه قرار بدهد موانعی پیشپای او قرار میگیرد همینطور نمیتواند به نقاط دور سفر کند و با دیگر مردم جامعه، تماس حاصل نماید. افرادی که به عللی دچار ضعف این برقراری ارتباط میشوند طبعاً نا امید و خسته بر جای میمانند. بدامان دردها و غمهای خویش باز میگردند و غرق در دنیای تفکرات بیسرانجام میشوند. بدین ترتیب قضاوت ارزشی جامعه موجبات کاهش یا افزایش ارتباطات اجتماعی را فراهم میآورد و هر چه ارتباطات فرد با محیط تقلیل یابد بر پیری اجتماعی فرد افزون خواهد شد.
در عین حال عوامل بسیاری موجب از هم گسستگی پیوند این گروه با جامعه میشود و در نهایت تعامل اجتماعی و منطقی، چسب اجتماعی و ادغام آنها را در جامعه با مشکل مواجه میسازد. از طرفی اگر کسی در دریای پرتلاطم و سهمگین درد افتاده باشد، برای ما که در ساحل امن ایستادهایم و واقعیت را نظارهگریم، دردی که بر غریق عارض شده، قابل درک و احساس نیست و تنها خود را شاهد وناظر جریان یک تراژدی مییابیم، که در نهایت، قوة دلسوزی ما را تحریک کرده و بدنبال راه نجاتی برای او میگردیم. جانبازان در حال حاضر شرایط بسیار بدی را میگذرانند به طوری که حتی برای تأمین دارو و سایر نیازهای درمانی خود نیز با مشکلات بسیاری روبرو هستند. از آنجا که شخصیت جانباز در چهارچوب اعتقادات اسلامی و جانبازیهایی که اینان برای حفظ و حراست ناموس ملی داشتهاند شایستة احترام وافر میباشد، به نظر میرسد جامعه وظیفة خود را در باب شناخت و شناسایی ابعاد اخلاقی و عملی جانبازان انجام نداده و دور نیست که مشکلات ناشناختهای آشکار شده و رخ بنمایاند. و اثرات سوء بر عملکرد کلی فرد داشته باشد. چنانچه در بعد روانشناختی ابعاد گوناگون این تأثیرگذاری مشخص میباشد، به عنوان مثال بعد از اتمام جنگ تحمیلی و وجود معلولیتهای ناشی از آن امکان افزایش مسائل و مشکلات روانی در رابطه با جانبازان به طور روشنی وجود دارد. این در حالی است که جامعه سبب شده نقص بدنی در تصویر ذهنی جانباز اثر منفی بگذارد و بالنتیجه ادارک وی را از خویش دستخوش دگرگونی مینماید.
در این رابطه توجه به ، بهبود وضعیت روانی این انسانهای مظلوم که حتی نزدیکترین افراد به آنها نیز، قادر به درک درستی از آنان نمیباشند، لازم می نماید.. ولی چنانچه مشاهده میشود جانبازان به عنوان جمعیت قابل توجهی از افراد جامعه از رسیدگی دولت و مردم به نیازهایشان محروم ماندهاند.
با توجه به مطالب ذکر شده سعی بر آن است که به بسط مفهوم پیری اجتماعی در روند کار بپردازیم.
اهداف پژوهش
برای روشنتر ساختن مسیر حرکت مطالعه و درک اسلوب حاکم بر سایر مراحل پژوهش، آگاهی از اهداف اصلی و فرعی لازم مینماید. به بیان دیگر سخن گفتن از مقصود تحقیق در ابعاد کلان و خرد، روشنیبخش طریق جریان مطالعه میباشد:
هدف کلی:
بررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با پیری اجتماعی و دلایل بوجود آمدن آن به منظور شناسایی بهتر و رفع مشکلات ناشی از پیری اجتماعی جانبازان و از سوی دیگر دگرگونی ارزشهای حاکم مردم و مسئولین در قبال جانبازان.
با دستیابی به این هدف، امکان طرح و توجه به اهداف ریزتری که در ذیل آمده است فراهم می گردد.
اهداف جزئی:
الف: بررسی وشناخت رابطة برخی از خصوصیات زمینهای از قبیل: سن، سطح تحصیلات، تعداد فرزند، وضعیت تأهل، تعدادسالهای خدمت در جبهه و درصد جانبازی با پیری اجتماعی جانبازان.
ب: بررسی وشناخت رابطة برخی از خصوصیات فکری و روان شناختی از قبیل: ساعات تنهایی و اعتقادات مذهبی با پیری اجتماعی جانبازان.
ج: بررسی وشناخت رابطة برخی از خصوصیات اقتصادی از قبیل: درآمد، وضعیت مسکن، وضعیت شغلی، اشتغال به کار همسر، امتیازات و مزایا، دریافت کمک مالی و امکانات قبل یا هنگام جنگ با پیری اجتماعی جانبازان.
د: بررسی وشناخت رابطة برخی از خصوصیات اجتماعی از قبیل: مقبولیت از طرف مردم، قضاوت از طرف جامعه، مشارکت سیاسی و حزبی، ارزشهای جبهه و جنگ، نوع حضور در جبهه و آشنایی با افراد ذینفوذ در سازمان ها و ارگان های مختلف با پیری اجتماعی جانبازان.
با این وصف مشاهده میشود که روند پژوهش در قالبی کل نگرانه به سوی فهم و دریافت اطلاعات خردتری است که درون آن چار چوب کلی نهفته است. در واقع فراهم آوری دادههایی که پاسخگویی اهداف فرعی تحقیق باشند راه وصول اساسی را هموار مینماید.
در بین مسائلی که جامعه به آن دچار است باید انتخاب و تلاش، برای بررسی موضوعاتی صورت پذیرد که از درجه اهمیت بالاتری برخوردار هستند. به عبارتی دیگر « … باید به اهمیت مسئله مورد نظر توجه داشت، تا اگر واجد ارزش و اهمیت کافی نیست برای آن انرژی و وقت و بودجة انسانی بدون جهت تلف نگردد.» (نبوی،(1371)/ ص: 66)
ضرورت و اهمیت هر تحقیقی به فواید نظری و عملی آن بر میگردد یعنی باید از یک طرف به غنا و پیشرفت تفکر مربوط باشد و از طرف دیگر به شناخت واقعیتها و بهبود وضع موجود کمک کند.
الف- ضرورت نظری پژوهش:
در پاسخیابی پیرامون اهمیت موضوع تحقیق حاضر باید توجه داشت که از دوران قدیم نیز بسیاری از افراد سعی در برقراری رابطه انسان و جامعه داشتهاند این امر در دنیای امروز ضرورت بیشتری یافته است زیرا پیشرفتهای بسیار سریع ابزارهای زندگی انسانی بدون در نظر گرفتن عواقب آن موجب شخصی شدن هر چه بیشتر زندگی انسانها شده و انسانها را از هم دور کرده است.
این مسئله در کشورهای جهان سوم نظیر جامعة ایران به نحو بارزی خود را نشان داده است چرا که جامعه ایرانی از یک سو درگیر سنتهای انعطافناپذیر و از طرف دیگر گرایش به پیشرفت دارد. مشکل مذکور به راحتی میتواند انگیزة تنهایی، طرد وحاشیه شدن اعضای جامعه را فراهم آورد. از آن جایی که هر فرد یک جزء از نظام اجتماعی است و همانطور که اگر در بخشی از ارگانیسم یک فرد بیماری پدید آید سراسر ارگانیسم را بیماری فرا میگیرد و نه تنها همان قسمت را، بنابراین اگر یک فرد که جزئی از نظام اجتماعی میباشد و برای برقراری این نظام تلاش کرده و در این راه دچار مشکل جسمی شده است، ناچار به کنارهگیری از جامعه خویش گردد احتمال وقوع این امر برای سایرین نیز میرود.
با توجه به رابطه تنگاتنگ فرد و جامعه، همچنین موقعیت خاص اجتماعی کشورمان، لزوم انجام تحقیقات گسترده در کشورما، بیش از سایر کشورها می باشد و این در حالی است که پژوهشهای بنیادی در این زمینه به منظور شکل گیری تئوری های قابل دفاع، صورت نگرفته و یا تحقیقات در سطح بسیار محدودی بوده است. لذا، ضعف در تئوری ها و وجود خلاهای بارز در چارچوب نظری این پدیده در جامعه ما، لزوم انجام پژوهشهایی از این دست را بیش از پیش آشکار می نماید.
ب- ضرورت کاربردی پژوهش:
پژوهش حاضر از طرفی در پی شناخت مشکلات جانبازان میباشد زیرا این افراد نباید بدلیل مشکلات جسمی در حاشیه قرار گیرند. آنان نه تنها دارای لیاقت انسانی و نیازمند دوستداشتن و محبت کردن میباشند بلکه باید افراد جامعه به جانبازان بیشتر بپردازند ، زیرا آنان نیازمند ترحم نیستند، بلکه باید از ظرفیتهای باقی مانده ایشان حداکثر استفاده برای پیشرفت کشور به عمل آید و در کنار دیگر افراد جامعه فعالانه در کارها مشارکت کنند در این راستا هر گونه برنامهریزی ضرورت دارد تا تواناییهای جانبازان توسط دولت مورد حمایت قرار گیرد. چرا که به نظر میرسد علیرغم توجه لفظی به مسئله جانبازی دیدگاه علمی از ضعف فراوانی برخوردار است.
لذا به دلایل ذکر شده، موضوع پیری اجتماعی برای این رسالة تحصیلی انتخاب گردید.
امید است که در سایة استعانت حضرت حق، مجموعة حاضر با همة نواقصی که در بر دارد قادر باشد گوشهای از ابهامات موجود در چنین بحثی را برای خوانندگان بر طرف سازد و نتایج این تحقیق منبعی برای مراکز علمی قرار گیرد، هم چنین نقطهای برای آغاز تلاش در جهت رفع تبعیضها و اعطای فرصتهای برابر به انسانها باشد.
معادل لاتینی فرضیه[6] از ریشة یونانی به معنای فرض و حدس گرفته شده است. در فارسی معادلهایی چون شرط و فرض یافته است. به طول کلی فرضیه پرسشی است جهت یافته که انسان در برابر یک امر واقع که از قبل برگزیده شده است مطرح میسازد. خواه به منظور بررسی این امر که آیا قوانین شناخته شده در مورد آنها قابل اعمال هستند یا خیر، خواه جهت دستیابی به قوانینی تازه، روابطی نو و یا پیشنهاد تجربههای جدید.
به طور کلی در تحقیقات علی، میدانی، اسنادی و … نقش فرضیه انکارناپذیر است و باید فرضیه را به حق موتور تحقیق دانست. تمامی فرایند تحقیق برای اثبات و یا رد فرضیه صورت میگیرد. هم اثبات و هم رد فرضیه حائز اهمیت است و نباید صرفاً به اثبات فرضیه توجه داشت. (اتسلندر،(1371)/ ص: 27)
فرضیهها به اشکال متفاوت رشد مییابند و در همه آنها یک اصل مشترک است و آن اینکه فرضیه در هر صورت و شکلی که باشد رابطهای است حدسی یا فرضی که موقتاً محققین بین دو یا چند متغیر پیشبینی میکنند تا بعدا این رابطهها را به یک محک تجربه بزنند و اگر تایید شد آن را در قالب علمی و یا تجربی بیان کنند و از تعمیم وجوه مشترک فرضیههای تایید شده به یک تئوری علمی برسند.
منابع اخذ فرضیات در مطالعات تجربی متعدد و متنوع است که عبارتند از:
الف- تجارب شخصی محقق
ب- تئوریها و نظریات مرتبط
ج- استفاده از تحقیقات پیشین.
د- فرهنگ (کاشانی/ ص : 34)
بر خلاف پدیدههای طبیعی، پدیدههای اجتماعی تابع یک علت نیستند و در پی شناخت هر واقعیت اجتماعی و چگونگی شکلگیری آن باید بدنبال فهم سببهای متعدد برآمد. به سخن دیگر پدیدههای اجتماعی (چند سبب) هستند. اصولاً یک بررسی جامعهشناختی همیشه به کمک تعدادی متغیر به شرح مجموعهای از عناصر یا واحدهای مشابه میپردازد. (بودون،(1369)/ ص: 78).
آنچه مهم است ارائه فرضیاتی با ریشههای نیرومند است که اگر ممکن گردد حرکت تحقیق در مسیر راست گونه بوده و از دقت علمی کافی برخوردار شود.
فرضیات تحقیق حاضر در قالب گروه فرضیات به شکل ترکیبی و چند متغیره ارائه شده است.
گروه نخست فرضیات:
- به نظر میرسد بین برخی از خصوصیات زمینهای از قبیل: سن، تحصیلات، تأهل و تعداد فرزندان، تعداد سالهای خدمت در جبهه و درصد جانبازی با پیری اجتماعی جانبازان رابطه وجود داشته باشد.
گروه دوم فرضیات:
- به نظر میرسد بین برخی از خصوصیات اقتصادی از قبیل: درآمد، وضعیت مسکن، وضعیت شغلی، اشتغال به کار همسر، امتیازات و مزایا، دریافت کمک مالی و امکانات قبل یا هنگام جنگ با پیری اجتماعی جانبازان رابطه وجود داشته باشد.
گروه سوم فرضیات:
- به نظر میرسد بین برخی از خصوصیات اجتماعی از قبیل: مقبولیت از طرف مردم، قضاوت از طرف جامعه، مشارکت سیاسی و حزبی، ارزشهای جبهه و جنگ، نوع حضور در جبهه و آشنایی با افرادی ذی نفوذ در سازمان ها و ارگان های مختلف با پیری اجتماعی جانبازان رابطه وجود داشته باشد.
گروه چهارم فرضیات:
- به نظر میرسد بین برخی از خصوصیات فکری و روان شناختی از قبیل: ساعات تنهایی و اعتقادات مذهبی با پیری اجتماعی جانبازان رابطه وجود داشته باشد.
بررسیهایی که در ارتباط با موضوع میباشند از دو بعد نظری و میدانی قابل تأمل است ولی با توجه به اهداف مطالعاتی به ناچار باید بعضی از عوامل و شرایط را در حوزة مطالعاتی جای داد.
بر این اساس پدیدههای اجتماعی با توجه به ویژگیهای خاص خود و از طرف دیگر با توجه به وسعت و پیچیدگی دنیای انسانی و انبوه اطلاعات، محدودة مطالعاتی متناسب با خود را طلب میکنند تا از زاویهای خاص به تبیین واقعیت بپردازند در این پژوهش به جهت وضعیت خاص پدیده مورد نظر از ترکیب دو روش عمده در علوم اجتماعی استفاده شده است. در بخش نخست کار به لحاظ نظری سعی در جمعآوری اطلاعات مرتبط با موضوع کردیم.
این تحقیق سعی نموده است که موقعیت این پدیده را از زوایای دید و نظریات و دیدگاه های جامعهشناختی مورد بررسی قرار دهد و از آنجایی که به موضوع پیری اجتماعی در نظریات و تئوری های جامعهشناختی جایگاه کمرنگی تعلق یافته و پیرامون مسائل جانبازان دیدگاههای مبسوطی ارائه نشده است به ناگزیر جهت تکمیل مباحث از تئوری ها و مباحث و نظریات روان شناختی نیز استفاده کردیم. در عین اینکه مفهوم جامعة مورد نظر نیز ما را به یک بحث روان شناختی میکشاند. بنابراین تحقیق حاضر به تحلیل تئوری نظریههای جامعه شناسی و روان شناسی توأماً نیازمند است. از آن جایی که با موضوع بدیع و تازهای روبرو بودیم بدست آوردن برخی مطالب از محدودة مطالعاتی منابع مذکور خارج بود. بدین جهت برای تکمیل اطلاعات خصوصاً در بخش آمار ناگزیر به مراکز مربوطه مراجعه نمودیم.
در بخش دوم کار با استناد به روش پیمایشی جهت جمعآوری اطلاعات به مراکز نگهداری و و مراقبت از جانبازان مراجعه نمودیم و در عین استفاده از پرسشنامه به عنوان ابزار اندازهگیری از پیشتعیین شده، با توجه به شرایط محیطی، لازم مینمود تا از مصاحبه نیز جهت تکمیل اطلاعات بهره گیریم. که در انتها اطلاعات بدست آمده جهت توصیف سیمای جمعیت نمونه با توجه به فرضیات تحقیق به صورت جداگانهای مورد بررسی قرار گرفت.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 82 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 134 |
فصل اول
کلیا ت پژوهش
مقدمه
میان خلق جهان همچو شانه باید بود که خویش را همه وقف گره گشایی کرد
اگر نشان طلبی دوستان مخلص را ببین که یاد تو در روز بینوایی کرد
موافقاند به هم نوع خویش حیوانات ندانم از چه بشر از بشر جدایی کرد
صغیر اصفهانی
طبیعی است که یکی از ویژگیهای تحول جامعه انسانی بعد از انقلاب صنعتی تکثر و پیچیدگی سازمانها و نهادها است. با صنعتی شدن جامعه حوزههای صنعتی و شهرهای صنعتی پدید می آیند و شیوه تازهای در تقسیم کار شکل می گیرد که با شیوه گذشته بسیار متفاوت است از این جهت دورکیم[1] می گوید جامعه صنعتی بر مبنای تقسیم کار ارگانیک شکل گرفته است در حالی که جامعه کشاورزی بر مبنای کار مکانیک.
برای اینکه بهتر به نقش مددکاری به عنوان یکی از شیوه های انطباق و سازگاری انسان با محیط پی ببریم لازم است نخست تفاوتهای اساسی این دو جامعه را بشناسیم زیرا نقش اساسی مددکاری حل مشکلات انسانها در رابطه با جامعه پیچیده صنعتی یا جامعه به اصطلاح ارگانیک است. جامعه کشاورزی بطور کلی جامعهای است که بر محور خانواده شکل گرفته و سازمانها در چنین جامعهای بسیار ساده و محدودند. محور زندگی خانواده گسترده است و روابط افراد در زمینه کار تولید در آموزش، پرورش و فرهنگ پذیری در آن شکل می گیرد و در نتیجه جامعه بافت بسیار سادهای دارد و افراد از ابتدا تا زمانی که زنده هستند در این بستر گسترده خانواده زندگی می کنند و خانواده و خویشاوندی به صورت شبکه وسیع تمام این امکانات را برای کار فراهم می کند.
به تدریج که صنعت توسعه پیدا می کند تحول عظیمی در بافت و ساخت جامعه پیدا می شود به نحوی که خانواده گسترده بتدریج تجزیه می شود و به خانواده های هستهای تبدیل می شود همراه با آن مقداری از وظایف و کارکردهای آن به سازمانهایی دیگر واگذار می شود. مانند مدرسه، کارخانه، بیمارستان و ... به تدریج جامعه[2] جای اجتماع[3] را می گیرد. یعنی روابط عقلانی در کنار روابط عاطفی رشد می کند و در آئین و مقررات به جای آداب و رسوم این روابط را تنظیم می کند.
شرایط ایجاب می کند که انسان برای زندگی در چنین جامعه پیچیدهای آماده شود و طبیعی است که آماده شدن به این آسانیها به این آسانیها میسر نمی شود و درنتیجه عدم انطباق و ناسازگاری با شیوه زندگی نوین پدید می آید و حرکت از زندگی در اجتماع به زندگی در جامعه تبدیل می شود. تفاوت بین اجتماع و جامعه بر اساس بیشتر در این است که روابط اجتماع محلی چهره به چهره و بر اساس عواطف و تعلق گروهی شکل گرفته است و در حالی که جامعه روابط دیگری را طلب می کند و دیگر چهره به چهره نیست. انسان در جامعه پیچیده جدید در رابطه با نهادها مشکل دارد برای اینکه این نهادهای تازه را نمی شناسد و قوانین حاکم بر این نهادها را نمی داند از این جهت احتیاج شدیدی به کمک دارد تا بتواند در این دنیای ناشناخته و پیچیده راه خود را بیابد و با افراد غریبه رابطه برقرار کند. بیگانه گریزی که خصلت اصلی جوامع روستایی و محلی است باید جای خود را به آشنایی دائمی با افراد غریبه بدهد، یعنی فرد بتواند به راحتی با افراد غیرخودی هم به همان آسانی ارتباط برقرار کند که با خودی، زیرا مشکلات او در دست افرادی است که دیگر مثل گذشته با او آشنا نیستند شما هر روز با گروه جدیدی برخورد می کنید که همه چهرهها برایتان ناشناخته است و در نتیجه باید منش و خوی تازهای در انسان پرورش پیدا کند که بتواند به راحتی با افراد غیر خودی هم ارتباط برقرار بکند و شاید یکی از بزرگ ترین مشکلاتی که در مرحله گذر است همان درآمیختگی گروههای قومی- فرهنگی، زبانی و حتی مذهبی گوناگون در شهرها است.
یعنی شهرها دیگر آن یک دستی روستا را ندارد و زندگی در آن به نگرش تازهای نیاز دارد که بتوانددر شهرها با این نوع تنوع و تکثر گویشها، خلقیات و فرهنگها و ... زندگی بکند و این مستلزم پیداشدن روحیه مساعد است. مستلزم شکل گرفتن آن چیزی است که به آن یکدلی می گوییم. افراد در جامعه جدید باید نقشهای بسیار زیادی را به عهده بگیرند که اکثر آنها با هم ممکن است در تضاد باشند. ولی مسئله ایفای نقش در جامعه بسیار مهم است و این بدان احتیاج دارد که افراد با ایفای نقش و نقشهای متفاوت آشنا شوند و مهارت پیدا کنند و این امکان ندارد مگر اینکه در آنها همدلی یا یکدلی به وجود آید. یعنی اینکه افراد بتوانند خودشان را در نقشهای متفاوت ببینند و افراد دیگر را در نقشهای متفاوت بفهمند، نقش آنها را بفهمند و با آنان همدلی داشته باشند مثلاً اگر ارباب رجوع یکدلی نداشته باشد به هیچ وجه نمی تواند خودش را در قالب کارمندی که پشت میز نشسته احساس کند و در نتیجه نمی تواند با آن ارتباط و دیالوگ واقعی برقرار کند، نمی تواند مشکلات او را بفهمد و نمی تواند محدودیتهای او را درک کند. در نتیجه جامعه درحال گذار جامعهای است که به شدت دچار تعارض نقشها می شود و همچنین نقشهایی که خود فرد باید ایفا کند. به دلایل تکثرش، به دلیل پیچیدگیش، به دلیل تعارضهایی که بین آنها وجود دارد از ایفای آنها عاجز می شود.
اما درباره توسعه اگر بخواهیم توسعه را تعریف کنیم بطور کوتاه می توانیم بگوییم که توسعه فراگردی است که دو روند اصلی بر آن حاکم است یکی روند تکثر و تنوع است یعنی تنوع ساختارها و بافتها و سازمان هاست و دیگری افزایش روزافزون نهادها و سازمان هاست که هر دو اینها باعث می شود که جامعه از حالت ساده به پیچیده گرایش پیدا کند.
پس جامعه توسعه نیافته جامعهای است که از نظر ساختها و نقشها و پایگاهها یا موقعیت های اجتماعی بسیار پیچیده است . از این جهت در توسعه با مسائل انسانی زیادی مواجه هستیم زیرا رشته های عاطفی و تعقل خانوادگی و خویشاوندی کم و بیش سست شده و فرد تنها می شود.
پیچیدگی دشواریهای امروز بشر و فشارهای روحی و جسمی ناشی از زندگی پرهیاهوی قرن حاضر، حرفه مددکاری را به صورت یک نیاز اجتماعی مطرح کرده است.
امروزه نقش مددکاران اجتماعی در تحولات و حمایت از بیسرپرستان، بخصوص در جوامع در گذار غیر قابل انکار است.
طرح مسأله
مسأله اصلی در پژوهش حاضر بررسی دیدگاههای افراد مختلف در جامعه نسبت به نقش مددکاران اجتماعی در رابطه با حمایت و جلوگیری از انحراف کودکان بیسرپرست است.
در سالهای اخیر برای اولین بار انسان با مسائلی مثل کهنسالی، توانبخشی، بیسرپرستی، مشکلات و معضلات بخش عظیمی از جوانان موجه است. در گذشته در خانواده گسترده امکاناتی برای نگهداری پیران و معلولین و همچنین کودکان بیسرپرست فراهم بود ولی در جامعه صنعتی دیگر امکان نگهدای افراد معلول و پیر یا کودکان به اصطلاح عقب مانده وجود ندارد. اینها به تدریج زیر پوشش خدمات مددکاری، بهداشتی و خدمات گوناگونی می روند که جامعه برایشان فراهم می کند.
به هر حال به تدریج مسائل پیچیدهای پیدا می شود مانند تنهایی، مسئله انطباق با محیط شهر، مسائل روانی که ناشی از استرس ها و تعارضهای نقش به وجود می آید.
غالباً در جوامع پیچیده امروز اینها همه باید به کمک نظام فعالی مثل نظام مددکاری حل و فصل شود و از این جهت بدون مددکاری و خدمات آن جامعه نمی تواند این مسیر بسیار ناهموار و بسیار سخت گذار از جامعه کشاورزی با جامعه صنعتی را طی کند. از این جهت مددکاران امروز در تمام حوزه ها چه در حوزه تولید و کار و مشکلاتی که افراد در انطباق خود با شرایط تولید صنعتی و فنی پیچیده دارند چه در حوزه روابط اجتماعی نقش مهمی در حل مشکلات افراد به خصوص بیسرپرستان دارند.
مشکل معلولین و از کارافتادگان و سالمندان و ... یکی از زمینه هایی است که مددکاری می تواند در حل آن نقش مهمی داشته باشد. مسائل ناشی از مهاجرتهای بزرگی که به دلیل جنگ و یا سوانح طبیعی ممکن است پیش بیاید یا زاغه نشینی ناشی از موج مهاجرتهایی که از روستا به شهرها در جریان است کمک مددکاران را طلب می کند. مسئله انفجار جمعیت از معضلاتی است که مددکاری می تواند با یاددادن شیوه های جلوگیری از بارداری تا حدی در کنترل آن مؤثر باشد.
خلاصه وقتی نگاه می کنیم می بینیم که مددکاری در اجرای هدف اساسی خود که همان انطباق انسان عصر کشاورزی با پیچیدگی های جامعه در حال توسعه و صنعتی است. در تمام حوزه های عمل و رفتار انسان نقش مهمی در تسهیل و انطباق و سازگاری مجدد به عهده دارد. اگر به تاریخ پیدایش مددکاری نگاه کنیم نشان می دهدکه مددکاری از سال 1920 در امریکا شکل گرفته است. علت آن نیازی بوده که زندگی شهری صنعتی مطرح کرده است. در ایران هم باز می بینیم شکل گیری سازمانهای خدمات اجتماعی و مددکاری همراه است با روند صنعتی شدن جامعه، شکل گیری شهرهای بزرگ و مسائل پیچیدهای که در شهر بزرگ مانند کجرویها، مشکل جوانان و رشد جمعیت، کمبود مسکن و هزاران مشکل دیگر است که خود ناشی از پیچیده شدن جامعه از یکسو و انفجار نیازها از سوی دیگر است.
به علاوه در گذشته چون آگاهی کم بود شناخت از نارساییها و کمبود و تنگناهای زندگی هم به همان میزان کم بود در نتیجه توقع و نارضایتی هم زیاد نبود مثلاً افراد مریض می شدند ولی نیازی هم احتمالاً به مراجعه پزشک نمی کردند و این را به عنوان تقدیر و سرنوشت زندگی خود می پذیرفتند. ولی امروز در روستاهای خیلی عقب مانده هم مردم نیاز به درمان به هنگام بیماری را احساس می کنند. در نتیجه و خود به خود اینها مسائل تازهای را مطرح می کند که باید جامعه برایش راه حلهایی پیدا بکند. طبیعی است که در برابر موج انفجار نیازها و مشکلاتی که جامعه امروز با آن مواجه است دولتها هم نمی توانند مثل گذشته نسبت به این مشکلات و معضلات بیتفاوت باشند در نتیجه یک سری تعهدات و مسئولیتهای تازه برایشان ایجاد می شود. که همان به اصطلاح تأمین رفاه اجتماعی برای جامعه است که یک بعد مهم آن همین خدمات مددکاری و مددکاری اجتماعی است.
از این جهت وقتی عمیقاً به مسئله نگاه کنیم می بینیم که بین فرآیند توسعه و رشد مددکاری نوعی همبستگی نزدیکی وجود دارد. این بدان معنی است که اگر دولت نتواند در روند توسعه و گسترش شهرنشینی و صنعتی شدن امکانات کافی مددکاری اجتماعی را فراهم بکند، جامعه پس از مشکلات لاینحل خواهد شد و در نتیجه جامعه نابسامان و رنجوری خواهد بود. از آنجا که مشکلات روز به روز زیادتر می شود و امکان حل مشکلات به همان اندازه رشد پیدا نمی کند اگر در جهت تقویت نظام مددکاری اجتماعی کاری انجام نگیرد خود به خود مسائل و مشکلات به روی هم انباشته می شود و نهایتاً به گره کوری تبدیل می شود از این جهت بدون شک یکی از ضرورتهای بازسازی و ایجاد توسعه، تقویت نهادهای گوناگون است برای کمک به مردم در جهت حل مشکلاتشان که خدمات مددکاری می تواند یکی از آنها باشد. خدمات مددکاری می تواند اطلاعات کافی در اختیار افراد بگذارد و می تواند با روشهای نهایی که با 70 سال تجربه بدست آورده در حل مشکلات مردم به ویژه گروههای مستمند و با درآمدهای پایین که هم آگاهیهایشان کمتر است و هم امکانات محدودی دارند مؤثر باشد، متأسفانه در کشور ما هنوز مددکاری به عنوان یک فعالیت مهم و یک دانش کاربردی شناخته نشده است و جایگاه و نقش آن هنوز در جامعه بسیار مبهم و ناشناخته باقی مانده است از این جهت تصور می شود لازم است در جهت معرفی این حرفه در جامعه ما تلاش بیشتری شود تا جامعه به امکانات بسیار وسیعی که این حرفه می تواند در اختیار جامعه برای حل مشکلاتش بگذارد بیشتر آشنا شود و بالطبع بهتر بتواند از این امکانات استفاده کند.
طبیعی است که این امر نیازمند به این است که رسانه ها، مجلات و روزنامه ها و خود نظام آموزشی این پدیده تازه را بیشتر به جامعه بشناساند و بکوشد که جامعه از این مسائل آگاه بوشد و در این راه کمک کند به ویژه دولتها در شکل گیری نهادهای مددکاری نقش مهمی دارند و به نظر می رسد در درجه اول مسئله برخورد فرهنگی با این قضیه است که بایدحل شود. تا زمانی که جامعه نیاز به مددکاری را احساس نکند، خود به خود نهضت مددکاری در جامعه شکل نمی گیرد زیرا ضرورتش احساس نمی شود و در نهایت این آگاهی جمعی است که می تواند به رشد مددکاری کمک کند[4].
ضرورت تحقیق
یکی از هدفهای مددکاری آن است که به عنوان مثال به مددجوی تهی دست و خانوادهاش کمک نماید تا از یک امنیت اقتصادی از طریق مزایای بیمههای اجتماعی، بازنشستگی و کمکهای دولت و حمایت سازمانهای خدمات برخوردار شوند.
هدفهای مددکاری محدود به رفع گرفتاریهای اقتصادی و یا درمان بیماریها و ناراحتی های جسمانی و روانی نیستند این هدفها بیشتر شامل رشد کامل انسان و استفاده از استعدادهای خلاق است که برای تکامل انسان در وجود هر فردی به ودیعه گذاشته شده است. با اعتقاد به این اصول مددکاری اجتماعی در پی آن نیست که تکیه گاهی برای گرفتاران و رنج دیده مان فراهم سازد بلکه می کوشد تا از فرد رنج دیده گرفتار، انسانی بسازد که نیازمند تکیه گاهی نباشد. «اصل قادرسازی» در کنار این مسائل شخص مددکار نیز مهم است، به عنوان کسی که مجری و پیاده کننده اصول و هدفهای حرفه مددکاری می باشد و باید علاقه مند به حرفه مددکاری و نگرش مثبت به کارآیی آن حرفه داشته باشد. در صورتی که می تواندخدمات خود را به نحو مطلوب ارائه دهد که به علوم انسانی از جمله روان شناسی جامعه، زبان شناسی ، اقتصاد و ...» آگاه باشد و به حرفه خود نیز علاقه و اعتقاد داشته باشد و در محیط کار او نیز باید امکاناتی که در رابطه با مددکار است فراهم باشد تا بتواند با کمترین مسائل و مشکلات بیشترین خدمات را به نحو مطلوب ارائه دهد عدم آشنایی مسئولین و مددجویان موجب بروز مشکل می شود. زیرا این فرم شناسایی موجب ارجاع انواع کارهای متفرقه مددجو به مددکاری می شود و اصل اساسی این حرفه از جمله اصل قادرسازی مددجو تحتالشعاع قرار می گیرد. از طرفی به خاطر عدم شناخت حرفه مددکاری از طریق مسئولین شکل مددجو آن طور که باید حل نمی گردد.
یکی از وظایف مهم مددکاران در بیمارستانها همکاری با پرسنل و پرستاران آن مؤسسه است. مددکار اجتماعی برای کمک به مددجویش به صورت مورد و در ارتباط با مشکل مددجو «اعم از اقتصادی و اجتماعی» با پزشک و پرستار مربوطه ، همکاریهای لازم را انجام می دهند و در واقع او رابط بین دو گروه است. مددکار اجتماعی با در اختیار گذاشتن اطلاعاتی در مورد مسائل اجتماعی، روحی، شخصیتی، اقتصادی بیمار در دست پزشک و یا پرستار مربوطه در واقع در جهت بهبودی وضعیت او قدم بر می دارد از طرف دیگر از آنجا که نمی توانیم در هیچ مؤسسهای تمام خدمات را به عهده یک نفر محول کنیم. بنابراین پرسنل و پرستاران نیز نمی توانند همه نوع خدمتی را به بیمار ارائه دهند و در واقع می توانیم بگوییم که بعضی از خدمات که لازمه بیماران است در تخصص چنین افرادی نیست. به این منظور متوجه می شویم که یک مددکار به همراه پزشک و پرستار می تواند یک تیم درمانی تشکیل دهد که در این تیم با در جریان گذاشتن یکدیگر از اوضاع و احوال بیماران و تقسیم خدمات لازم ، کارها را در جهت بهبود بیماران تسریع بخشند همان طور که یک مددکار در جهت بهبود مددجویش تلاش می کند و در این راه به عمل یک سری مسائل و مشکلات و محدودیتها می تواند رابط خوبی با پرسنل و پرستاران برای استفاده از کمکهای آنها باشد، یک پزشک و پرستار نیز می بایست برای بیماران بخصوص بیماران موردی که دچار مسائل و مشکلات اجتماعی، اقتصادی و حتی فکری و روحی هستند تلاش نماید و از طرفی از آنجا که حل این نوع مشکلات در تخصص این افراد نیست لزوماً این احتیاج پیش می آید که آنها را به مددکار بیمارستان ارجاع دهد که ارجاع این نوع موردها وابسته به داشتن آگاهی از فعالیتهای مددکاران در بیمارستان است. در بعضی از بیمارستانها عموماً مشاهده می شود که به علت عدم آگاهی پرسنل و نیز پرستاران از حرفه مددکاری و نیز فعالیتهای مددکاران و اقدامات آنان بعضی از بیماران بخصوص بیماران خاص که نیاز مبرم به خدمات درمانی در بیمارستان دارد بدون اخذ هیچ نوع خدماتی از بیمارستان ترخیص می شوند از آنجا که سخن از همکاری این قبیل مسئولین برای هر چه بهتر و سریع تر بهبودیافتن بیماران است، بنابراین آگاهی داشتن از حدود فعالیتها، مسئولیتها و نیز عملکردهای مسئولین همکار، از عوامل مهم بوده که می بایست به آن توجه بشود به این منظور در این تحقیق به دنبال این مسأله هستیم که متوجه شویم و دریابیم آگاهی مسئولین از مددکاران اجتماعی در بیمارستان (بطور اخص کادر پزشکی) به چه میزان و چگونه است؟
انگیزه و انتخاب موضوع
در طول درمان بیمار، در همان زمان که پزشکان از جنبه های پزشکی با بیماران کار می کنند مددکاران اجتماعی می توانند به بیماران کمک کنند که بر مشکلات محیطی و خانوادگی خود چیره شده و یا این که برای برطرف کردن مشکلات ناشی از روابط داخلی با سایرین به مشاوره با او بپردازند و اگر بیمار در سنین نوجوانی یا کودکی باشد لازم است که مددکار اجتماعی با والدین یا سایر افرادی که مددجو با آنها سر و کار دارد به مشاوره و راهنمایی بنشیند، ولی متأسفانه دیده می شود که بعضی از افراد که در بیمارستانها مثلاً پرسنل با این رشته آشنایی نداشته و همکاری لازم را به عمل نمی آورند و بیماران قبل از رجوع به مددکار بیمارستان ترخیص می شوند. بنابراین باعث می شود که مددکاری تنها یک تشریفات اداری محسوب شود نه یک نیاز واقعی.
هدف از انجام تحقیق
پیچیدگی دشواریهای امروز بشر و فشارهای روحی و جسمی ناشی از زندگی پرهیاهوی قرن حاضر حرفه مددکاری را به صورت یک نیاز اجتماعی مطرح کرده است. امروزه نقش مددکاران در تحولات اجتماعی به خصوص در جوامع در گذار غیر قابل انکار است. اگر جامعهای بخواهد به استقلال و خودکفایی برسد باید تحقیقات را سرلوحه کارهای خود قرار بدهد زیرا استفاده از تحقیقات علمی است که بسیاری از مسائل روشن و زیر ذره بین قرار می گیرد.
هدف از این تحقیق نیز دستیابی به میزان آگاهی مددجویان از حرفه مددکاری و چگونگی عمل مددکاران اجتماعی در مقابله با کودکان تک والدی است و همچنین شناخت جامعه نسبت به مددکار در مرکز بیمارستانها و اینکه خدمات مددکاران اجتماعی شاغل در بیمارستانها تا چه اندازه است؟!
فرضیههای پژوهش
1-به نظر می رسد بین تأثیر مددکار در بهبود وضع جسمی و روحی کودکان بیسرپرست و اطلاع از نحوه عملکرد مددکاران نسبت به کودکان تک والد رابطه وجود دارد.
2-به نظر می رسد بین تأثیر مددکار در بهبود وضع جسمی و روحی کودکان بیسرپرست و استفاده از امکانات در دسترس برای حل مشکل کودکان بیسرپرست رابطه وجود دارد.
3-به نظر می رسد بین تأثیر مددکار در بهبود وضع جسمی و روحی کودکان بیسرپرست و احساس مسئولیت مددکار و پیگیری مسائل و مشکلات کودکان بیسرپرست رابطه وجود دارد.
4-به نظر می رسد بین تأثیر مددکار در بهبود وضع جسمی و روحی کودکان بیسرپرست و علل رضامندی از حرفه مددکاری رابطه وجود دارد.
سؤالات پژوهش
آیا بین تأثیرمددکار در بهبود وضع جسمی و روحی کودکان بیسرپرست و اطلاع از نحوه عملکرد مددکاران نسبت به کودکان تک والد تفاوت وجوددارد؟
آیا بین تأثیر مددکار در بهبود وضع جسمی و روحی کودکان بیسرپرست و استفاده از امکانات در دسترس برای حل مشکل کودکان بیسرپرست تفاوت وجود دارد؟
آیا بین تأثیر مددکار در بهبود وضع جسمی و روحی کودکان بیسرپرست و احساس مسئولیت مددکار و پیگیری مسائل و مشکلات کودکان بیسرپرست تفاوت وجود دارد؟
آیا بین تأثیر مددکار در بهبود وضع جسمی و روحی کودکان بیسرپرست و علل رضامندی از حرفه مددکاری تفاوت وجود دارد؟
تعاریف واژهها
- توانایی[5]
- پذیرش[6]
- تطبیق، سازگاری[7]
- کمک[8]
- مددجو[9]
- مددکاری اجتماعی جامعه[10]
- جامعه[11]
- مشاور[12]
- مشاوره[13]
- خدمات خانوادگی[14]
- مددکاری اجتماعی خانوادگی[15]
- احساس[16]
- کار میدانی[17]
- مددکار اجتماعی مدرسه[18]
تعاریف مفهومی
مددکار
منظور از مددکاری در این تحقیق فردی است که خدمت اجتماعی انجام می دهد
«مددکاری اجتماعی یک خدمت حرفهای است که بر اساس دانش و مهارتهای ویژه بنا شده و هدف آن کمک به افراد گروهها و جامعه است تا بتوانند استقلال شخصی و اجتماعی و رضایت خاطر فردی و اجتماعی را بدست آورند و در سلامتی فیزیکی، روانی و اجتماعی مسئولیتهای فردی و اجتماعی خود را انجام دهند.[19]»
مددجو
افراد نیازمندی که به مددکاری نیاز دارند یا بستری شده بودند «مددجویان این تحقیق می باشند.»
برای اطلاع از کم و کیف روش مددکاری فردی و شناخت سبک و تکنیک آن بدواً نیازمند به تعریف آنچه در برابر مددکار اجتماعی قرار می گیرد و مجموعه فعالیتها و کوششهای مددکار بر او متمرکز است یعنی «مددجو[20]» خواهیم بود. باید فهمید که مددجو کیست؟ چه خصوصیاتی دارد چرا در موقعیت مددجویی، درمان جویی یا توان خواهی قرار گرفته است؟ چگونه با مددکار اجتماعی مصادف و مرتبط شده یا سرو کار پیدا کرده است و سرانجام چه اتفاقی افتاده است و تحت تأثیر چه عامل و عواملی احتیاج به یاری و حمایت و کمک در او پدیدار شده است؟
الف – مددجو در مددکاری فردی
عبارت است از یک فرد دارای مشکل، اعم از مشکل فردی ، روانی، خانوادگی، شغلی و یا مشکل بین فردی، که برای حل مشکل خودش به مددکار اجتماعی مراجعه کرده است.
ب – مددجو در مددکاری گروهی
عبارت است از تعدادی از افراد که بیش از 2 نفر و کمتر از 12 نفر هستند و دارای مشکل و یا علائق مشترک می باشند. که برای حل مشکلات یا به انجام رساندن انگیزه و علائق مشترک خودشان به مددکار اجتماعی مراجعه کرده و یا توسط مؤسسه محل کار مددکار اجتماعی، سازماندهی شدهاند.
ج- مددجو درمددکاری جامعهای
عبارت است از یک جامعه محدود که دارای مشکل یا مشکلات و یا انگیزه های تعریف شدهای در جامعه است و مسئولین آن جامعه یا رهبران محلی آن برای حل مشکل و یا به انجام رساندن انگیزه های تعریف شده جامعه، به مددکار اجتماعی مراجعه کرد و یا ارجاع داده شدهاند. جامعه محدود مثل یک روستا، یک شهرک، یک بیمارستان، محلهای در شهر، یک شبانه روزی، یک زندان، و یا یک مرکز گذران اوقات فراغت و مشابه آن...
د – ابزار کار در مددکاری فردی
شامل مشاهده، مصاحبه، بازدید منزل، مشاوره، رفتار درمانی و استفاده از ظرفیت فکری مددجو می شود.
هـ - ابزار کار در مددکاری گروهی
شامل مصاحبه گروهی، پویایی گروه، فنون کار گروهی، کلاس آموزشی، گروه درمانی، روشهای توان بخشی گروهی، بازدید، پیش قدم شده در گروه، انواع ورزش، انواع هنر به ویژه تأتر و فیلم سازیف رهبری گروه، راهنمایی و مشاوره گروهی و انواع فعالیتهای فرهنی با هدف اجتماعی شدن و اجتماعی شدن مجدد می شود.
و – ابزار کار در مددکاری جامعهای
شامل تحقیق، برنامه ریزی، طبقه بندی مشکلات، آگاه سازی، سازماندهی، انتخاب رهبران محلی، جلب مشارکت مردم جامعه در امور مربوط به توسعه جامعه خودشان، توسعه محلی، ترویج، نمونه سازی، توسعه منابع، ارزیابی، پیگیری، تبلیغ و تشویق، فیلم، کتاب، بازدید علمی و انتخابات می شود[21].
دیاگرام: روابط بین متغیرها