| دسته بندی | علوم سیاسی |
| فرمت فایل | |
| حجم فایل | 1111 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 92 |
در این فایل به بررسی قطع نامه598 و آن جام زهر معروف میپردازد و به بررسی چگونگی قبول این سند و اتفاقات قبل و بعد از آن و اجرای آن میپردازد و این رویداد بزرگ در زمان جنگ تحمیلی را مورد بررسی قرار میدهد
| دسته بندی | پرسشنامه |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 14 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 2 |
اندازه گیری عملکرد کارکنان را در حوزه ی وظایف شغلی
| دسته بندی | علوم پزشکی |
| فرمت فایل | rar |
| حجم فایل | 129 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 17 |
فهرست مطالب
اصطلاحات مختلف از قبیل پساصنعتی ،پسا فوردیست ، قدیمی در برابر اقتصادهای جدید و کاپیتالیسم(سرمایه داری) منعطف، همگی برای توصیف بازار کار فعلی و شفاف سازی آن به کار می رود، به گونه ای که امروزه بازار اساسا با دوره ای که به آن عصر صنعتی مدرن می گویند متفاوت باشد (Sennett, 1998; Beck, 2000). جهانی سازی افزایش یافته، آزادسازی اقتصادی و تکنولوژی جدید منجر به نیازمندی های کارمندی کاهش یافته و افزایش تقاضا برای اشکال متنوع انعطاف پذیری سازمانی می شود. این گرایش همزمان نیروی کاری ایجاد کرده است که قادر به تعهد در مشاغل موقت کوتاه مدت هستند. در واقع انعطاف پذیری تقویت شده بازار کار، هدف مشخص بسیاری از خط مشی های بازار کار پسا صنعتی غربی است.
| دسته بندی | مدیریت |
| فرمت فایل | rar |
| حجم فایل | 116 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 18 |
فهرست مطالب
1- مقدمه
منشا دیدگاه مبتنی بر منبع (RBV) مزیت رقابتی، به عنوان یک جریان تحقیقی، می تواند به سال 1984 و به چاپ مقاله معروف ورنرفلت(1984) برگردد. از آن موقع به بعد، با کمکهای محققان مختلف (بارنی، 1991؛ گرانت، 1991؛ پتراف، 1993؛ آمیت و شومیکر، 1993؛ بلک و بوال، 1994؛ تیس و دیگران، 1997)، این تئوری توسعه یافت. این تئوری از طریق دو اصل اساسی حمایت می شود. موضوع اولین اصل این است که منابع طبیعی به طور غیریکنواخت بین سازمانها توزیع می شود و این، تفاوتهای عملکرد سازمان را توضیح می دهد.
دومین اصل بیان می دارد که مالکیت یا کنترل منابع و قابلیتهای ممتاز به شرکت امکان حفظ مزیت رقابتی را می دهد. این اصل دوم، از تخریب یک استراتژی مبتنی بر منبع توسط رقبا جلوگیری می کند. این وضعیت زمانی آشکار می شود که سازمان، منابع و قابلیتها را با ویژگی هایی کنترل کند که تقلید از آنها سخت بوده و نارسایی در بازار وجود داشته باشد(لیپمن و دوملت، 1982؛ بارنی، 1986؛ 1991؛ پتراف، 1993؛ گرانت، 1991؛ پریم و بوتلر، 2001).
با وجود این، باید توجه شود که همه دارایی هایی که یک شرکت دارد یا در کنترل آن است دارای ارزش استراتژیک یکسانی نمی باشند. بعضی منابع نسبت به منابع دیگر می توانند دارای ارزش بیشتری باشند و اینها، همان دارایی های نامشهود هستند(ایتامی و روحل، 1987؛ هال، 1992؛ 1993؛ بارنی، 1991؛ گرانت، 1991؛ 1996).دارایی های یاد شده سرمایه معنوی هم نامیده می شوند و طیف گسترده ای از عناصری مانند دانش، شهرت و اعتبار، فرهنگ یا تکنولوژی را در بین عناصر دیگر شامل می شوند. درک ارزش های استراتژیک مختلف عناصر گوناگون سرمایه معنوی یا داراییهای دانشی، به عنوان کارهای تجربی هال (1992،1993) که سلسله مراتبی برای منابع نامشهود برقرار می کند، حایز اهمیت است.
مطالعات زیادی روی تشریح ماهیت سرمایه معنوی یا منابع دانشی و پیشنهاد مدلهایی برای مدیریت آن متمرکز شده اند(کاپلن و نورتون، 1992؛ بونیتس، 1996؛ بروکینگ، 1996؛ سینت-اونجه، 1996؛ ادوینسون و میلون، 1997؛ سوی بای، 1997؛ یوروفروم، 1998؛ سی آی سی، 2003). از بررسی تفصیلی این مدلها، ایده طراحی چارچوبی که امکان ارزیابی استراتژیک سرمایه معنوی براساس یک دیدگاه تئوریکی قوی به عنوان دیدگاه مبتنی بر منبع را بدهد بوجود آمده است. ادبیات سرمایه معنوی، فقدان این نوع بررسی را نشان می دهد و می تواند دیدگاه های بسیار مفیدی را از رقبای علمی آن کسب نماید.
این مقاله در سه بخش اصلی توسعه داده می شود. نخست، مفاهیم اصلی دیدگاه مبتنی بر منبع و همین طور ویژگیهای
خیلی مرتبط منابع استراتژیک و قابلیتها، که در بررسی های قبلی یافت شده اند، جمع آوری و ارائه می شود. سپس، یک چارچوب ارزیابی تئوریکی ارائه می گردد. دربخش دوم، ماهیت سرمایه معنوی از طرح " مرکز پژوهش جامعه دانش اسپانیا " تشریح شده و در بخش آخر، دانش سازمانی توصیف و براساس مدلی که قبلا برای یکپارچه سازی نتایج بدست آمده از تحلیل دیدگاه مبتنی بر منبع و مدل توصیفی قبلی برای ارزیابی و مدیریت سرمایه معنوی ایجاد شده، ارزیابی می شود. سرانجام، نتایج اصلی ناشی از ارزیابی سرمایه سازمانی ارائه می گردد.
| دسته بندی | مدیریت |
| فرمت فایل | rar |
| حجم فایل | 141 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 14 |
فهرست مطالب
مقـدمه
سازمان های امروزی، بیشتر از همیشه نیاز به رهبران مؤثری دارند که پیچیدگی محیط جهانی همیشه در حال تغییر را درک کنند، کسانی که هوش، حساسیت و توانایی همدلی با دیگران را دارند و کسانی که می توانند پیروان خود را برانگیزانند تا برای ارتقاء تلاش کنند. لاتور (1987) شناخت شناسی (معرفت شناسی) ساینتومتریک را به کار می بندد تا شبکه های دانش رهبری را بر حسب معماران هوشمند آنها (چه کسی) کمکهای مربوط به آنها (چه چیزی) و زمان و مکانی که آنها را منتشر نمودند (چه زمانی و چه مکانی) در حوزه رهبری به تصویر کشاند. ما داده های اظهارنظر بالغ بر یک دوره ده ساله (2006-1997) از هر موضوع فصلنامه رهبری (LQ) و رهبری آموزشی (EL) را جمع آوری نمودیم. یک تجزیه و تحلیل مشروح از 31232 اظهارنظر موجود در 2322 مقاله منبع برای پیگیری توسعه مطالعه رهبری تاریخی و مدت زمان نمونه ها صورت گرفته است. روش تحقیق مورد استفاده برای این مطالعه تجزیه و تحلیل های اظهارنظر و اظهارنظر مشترک است.
با استفاده ازتجزیه تحلیل اظهار نظر شکلهای (روشهای) به هم مرتبط کشف می شوند. از این شکلها، مؤثرترین نشریات و محققین در حوزه رهبری شناسایی می شوند و سپس تجزیه و تحلیل اظهارنظر مشترک برای طراحی ساختار هوشمندانه مطالعات رهبری اجرا می شود و شکلهای دانش را کشف می کنند. هدف اصلی این مطالعه کشف و طراحی ساختار هوشمندانه مطالعات رهبری مدرن در طی سالهای (2006-1997) است. این مطالعه یک ابزار هدفمند و سیستماتیک برای تعیین نشریات مهم، محققین با نفوذ (تأثیرگذار)، ارتباط میان این نشریات و اهمیت نسبی شکلهای متفاوت دانش در تحقیق رهبری را برای محققین فراهم می آورد.
| دسته بندی | مدیریت |
| فرمت فایل | rar |
| حجم فایل | 372 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 28 |
فهرست مطالب
1- مقدمه
این تحقیق، رابطه بین مفاهیم فرهنگ سازمانی و سرمایه فکری را بررسی می نماید تا پیشنهاد یک الگو را قادر به بررسی سرمایه فکری نماید. این الگو، فرهنگ را به عنوان یک جزء لازم از سرمایه فکری معرفی می نماید.
اول، مفهوم فرهنگ تعریف می شود. سپس ما الگوهای اصلی مورد استفاده برای بررسی سرمایه فکری را به طور جداگانه تحلیل می نمائیم و تمرکز مان بر ساختار آنها و جایگاه فرهنگ می باشد. سپس، اهمیت این سرمایه برای سازمان ها مورد تاکید قرار می گیرد. در پایان، الگوی پیشنهادی آشکار می گردد و روابط موجود بین همه اجزاء سرمایه فکری تعریف می گردند، در حالیکه فرهنگ به عنوان هسته مرکزی مورد استفاده قرار می گیرد.
| دسته بندی | حسابداری |
| فرمت فایل | rar |
| حجم فایل | 430 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 31 |
فهرست مطالب
مقدمه
حسابرسی داخلی عنصر کلیدی در اداره یک سازمان, مدیریت ریسک و ساختار کنترل داخلی می باشد. در اصل متعادل کنندگان و نیازمندیهای بورس طالب حضور حسابرسی داخلی برای ثبت کنندگان ( یعنی بورس نیویورک NYSE 2002) می باشند. با این وجود سازمان های در تلاشند بدانند آیا سرمایه گذاری هایی که آنان در حسابرسی داخلی می کنند مناسب می باشد یا نه. عملا سازمان ها اغلب جهت تعیین اینکه نقش حسابرسی داخلی بدرستی اندازه گیری شده است یا نه, به داده های الگوگیری ( نظیر موسسه پایگاه داده GAIN حسابرسان داخلی یا مقایسه گروه همتایان صنعتی) روی می آورند. اغلب آنالیزهای الگوگیری بشدت بر اندازه سازمان (یعنی دارایی ها, درآمد, تعداد کارمندان) و دسته بندی صنعتی شان ( یعنی شرکت پرایس واترهاوس کوپر PwC 2011؛ موسسه حسابرسان داخلی IIA 2011 (تمرکز دارند. آنها اغلب تاثیربخشی و بازده یک نقش حسابرسی داخلی, حدود وظایف ماموریت حسابرسی داخلی یا اهداف حسابرسی داخلی و استراتژی های نیروی انسانی را در نظر نمی گیرند – که همه فاکتورهایی هستند که باید بر اندازه نقش حسابرسی داخلی تاثیر بگذارند.
هدف از این بررسی توسعه و امتحان یک مدل مفهومی می باشد که عوامل مرتبط با اندازه حسابرسی داخلی را عصر معاصر قانون پسا-ساربانس-اوکسلی ( ازین پس SOX) به تفصیل شرح می دهد. اهداف ما فراهم کردن بررسی مفصل و کامل تر عوامل مرتبط با اندازه حسابرسی داخلی می باشد که از طریق الگوگیری ساده قابل دسترس است و انجام یک بررسی با استفاده از داده های پسا-SOX بمنظور توسعه تحقیقات مرتبط قبلی درباره اندازه گیری حسابرسی داخلی می باشد (کارسلو و همکاران 2005؛ باروآ و همکاران 2010).
تحقیق نشان دهنده افزایش در نیروی انسانی و بودجه بندی حسابرسی داخلی از سال 2001 تا 2002 نشان دهنده اهمیتی است که سازمان ها به فواید حسابرسی داخلی و در پرداختن به ریسک های مرتبط طی زمان رسوایی های عظیم حسابداری آمریکا می دهند. ( کارسلو و همکاران 2005) از آن زمان به بعد, حسابرسی داخلی بطور فزاینده ای بعنوان جنبه ای اساسی از اداره شرکت, مدیریت ریسکو کنترل داخلی شناخته شده است. (جهت بررسی سارنس (2009) را مشاهده کنید). نیازمندی های SOX نقشی تقویت شده برای حسابرسی داخلی بدنبال داشته و استانداردهای اخیر هیئت نظارت بر حسابداری سهامی عام (PCAOB) در مورد کنترل داخلی حسابرسان خارجی را به وابستگی شدیدشان به کار حسابرسان داخلی ترغیب می کند (PCAOB 2007). مثلا حسابرسان داخلی نقشی محوری در مدیریت ریسک سرمایه گذاری ایفا کرده (گراملینگ و مایرز 2006؛ بیسلی و همکاران 2008), می توانند نظارتی دائمی فراهم کرده (مارکس 2009), کارهای مشاوره ای / رایزنی انجام دهند ( موسسه حسابرسان داخلی 2009) و در تحقیقات پزشکی قانونی شرکت کنند (پولاک و سامنر 2009). این تغییرات نیروی انسانی و بودجه بندی, و اهمیت روز افزون حسابرسی داخلی در دوره معاصر, به تحقیقات و بررسی پسا-SOX ما از عوامل تعیین کننده اندازه حسابرسی داخلی انگیزه می دهد.
در ابتدا با توسعه یک مدل مفهومی شروع می کنیم که بازتاب یک جستجوی تالیفاتی کامل و همچنین مصاحبه های میدانی با تعداد متنوعی از مدیران اجرایی حسابرسی ( ازین پس CAE) در طیف وسیعی از صنایع می باشد. با استفاده از بینش ها و چشم اندازهایی از این فرایند, مدل مفهومی ما شامل چهار عامل تعیین کننده اندازه حسابرسی داخلی می باشد 1) ویژگی های کمیته حسابرسی 2) ویژگی ها و ماموریت حسابرسی داخلی 3) فعالیت های تضمینی انجام شده توسط دیگران (شامل فراهم کنندگان برون سازمانی حسابرسی داخلی و ضمانت و اطمینان فراهم شده با سایر نقش ها و توابع درون سازمان) و 4) ویژگی های سازمان.
ما این مدل مفهومی را با استفاده از یک نمونه گیری وب محور ( اینترنتی) توزیع شده توسط اعضای CAE موسسه حسابرسان داخلی ( ازین پس IIA) امتحان می کنیم. این نمونه گیری شامل شوالاتی در ارتباط با هرکدام از این چهار عامل تعیین کننده و همچنین اندازه حسابرسی داخلی برحسب پرسنل حسابرسی داخلی می باشد.
نتایج بررسی ما, بر اساس 173 پاسخ از شرکت های دولتی و خصوصی, شاهدی فراهم می کند که اندازه حسابرسی داخلی ( که با تعداد حسابرسان داخلی اندازه گیری می شود) تحت تاثیر متغیرهای نماینده هر کدام از چهار بعد در مدل مفهومی مان می باشد. با توجه به ویژگی های کمیته حسابرسی درمی یابیم که اندازه حسابرسی داخلی یقینا با اندازه کمیته حسابرسی, تکرار فراوانی جلسات با CAE, و نقش نظارتی آن در تائید بودجه حسابرسی داخلی در ارتباط می باشد. با توجه به ویژگی ها و ماموریت حسابرسی داخلی درمی یابیم که سازمان ها با توجه به نیروی انسانی فلسفه های مختلفی دارند : 1) حسابرسی داخلی بعنوان شغل یا 2) حسابرسی داخلی بعنوان یک زمینه آموزشی گردشی برای سرپرستان سازمانی. ما درمی یابیم که اندازه حسابرسی داخلی یقینا با یک مدل نیروی انسانی در ارتباط است که بر حسابرسی داخلی بعنوان یک زمینه آموزشی گردشی تاکید دارد. برحسب ویژگی های حسابرسی داخلی, درمی یابیم که اندازه حسابرسی داخلی یقینا با تجربه سازمانی CAE و برعکس آن با تعداد کارمندان حسابرسی داخلی که حسابرسان مجاز داخلی هستند ارتباط دارد. ما این نتیجه آخری را اینگونه تعبیر می کنیم که با استخدام پرسنلی با تجربه تخصصی در امر حسابرسی داخلی, نقش حسابرسی داخلی می تواند قادر به دستیابی به اهداف خود با تعداد کمتری افراد حرفه ای مختص حسابرسی داخلی باشد. بعلاوه ما درمی یابیم که اندازه حسابرسی داخلی یقینا با کاربرد فناوری پیچیده حسابرسی, شامل مدیریت حسابرسی, نظارت دائم, استخراج داده ها, کشف و جلوگیری از جعل و ابزار پذیرش در ارتباط است.
با توجه به فعالیتهای تضمینی و پذیرشی انجام شده توسط دیگران, درمی یابیم که اندازه حسابرسی داخلی بطور معکوسی با حد و اندازه فعالیتهای حسابرسی داخلی برون سازمانی برای اشخاص ثالث در ارتباط است. برحسب ویژگی های سازمانی, درمی یابیم که اندازه حسابرسی داخلی یقینا با اندازه سازمانی تعداد شرکت های تابع خارجی در ارتباط است.
نتایج ما چندین سهم و کمک مهم عملی و تئوری را فراهم می آورد. اولا ما بینش هایی فراهم می آوریم که باید برای CAE ها و اعضای هیئت مدیره ( یا کمیته های حسابرسی) در بحث های مربوط به 1) فلسفه حسابرسی داخلی با توجه به سهم و کمک های عمده اش به یک سازمان 2) مدل های نیروی انسانی جایگزین 3) تخصیص منابع و 4) استقبال از فناوری حسابرسی مفید باشد. هر دو مدل مفهومی و نتایج تجربی ما بینشی در ساختار خاص حسابرسی داخلی و ویژگی های ماموریت فراهم می آورد که بر اندازه حسابرسی داخلی تاثیر می گذارد. مدل های مفهومی و تجربی ما باید مفیدتر از رویکردهای الگوگیری در اندیشیدن و تعیین اندازه مناسب حسابرسی داخلی برای یک سازمان مشخص باشد.
دوما, ما تالیفات آکادمیک درمورد عوامل مرتبط با اندازه حسابرسی داخلی را با در نظر گرفتن تعداد زیادی از ویژگی های امتحان نشده قبلی توسعه می دیهیم که نقش ها و توابع حسابرسی داخلی را از بقیه متمایز می کند. درحالیکه تحقیق قبلی بر ویژگی های مالی و سازمانی تمرکز کرده است نتایج ما هم ماموریت حسابرسی داخلی, فعالیتهای صورت گرفته توسط نقش حسابرسی داخلی و فناوری معاصر مورد استفاده جهت انجام این فعالیتها را در کنار تجربه سازمانی CAE و تعامل وی با کمیته حسابرسی را در نظر میگیرد. بنابراین با در نظر گرفتن این عوامل امتحان نشده قبلی ما تصویری کامل و معاصرتر از عوامل تعیین کننده اندازه حسابرسی داخلی فراهم می آوریم.
در آخر, ما وضعیت نیروی انسانی حسابرسی داخلی را در محیط پسا-SOX امتحان می کنیم. بررسی های قبلی یا قبل و یا در اواسط پاسخ شرکت به SOX انجام می شدند. مدرکی وجود دارد که طی اجرای اولیه SOX سازمان های بسیاری ماهیت کار انجام شده توسط نقش حسابرسی داخلی را حدقل بطور موقت ( IIA 2004؛ کارسلو و همکاران 2005) تغییر دادند تا دور از حسابرسی های عملیاتی مدیریت ریسک و اثر بخشی بر مسائل گزارش دهی مالی و پذیرش SOX تمرکز کنند. مصاحبه های میدانی ما نشان می دهد که نقش ها وتوابع حسابرسی داخلی هنوز بسیاری از فعالیتهای مرتبط با SOX را با تمرکز بر امتحان پذیرش شامل اثر بخشی کنترل های داخلی بر گزارش دهی مالی انجام می دهند. هرچند شواهد جدیدتری وجود دارد که بسیاری از نقش های حسابرسی داخلی تمرکز خود را به سمت مسائل گسترده تر مدیریت ریسک ( پروتیویتی 2009) و بطور بالقوه خدماتی با ارزش افزوده بیشتر برای سازمان ها تغییر می دهند. بنابراین بررسی ما شاهدی فراهم می آورد با توجه به اینکه عوامل تعیین کننده اندازه حسابرسی داخلی بعنوان تابع به سمت هنجاری جدید بدنبال شوک های محیطی بخش اولیه دهه قبلی حرکت می کند.
باقیمانده این مقاله بشکل زیر ادامه می یابد. دومین بخش تئوری دربردارنده مدل مفهومی مان را فراهم ساخته و این مدل را شرح می دهد. در بخش سوم ما به روش تحقیق خود پرداخته و بدنبال آن تشریحی از نتایج خود را در بخش 4 می آوریم. در بخش 5 ما با پرداختن به برداشت های حاصل از یافته های خود و محدودیت های این بررسی نتیجه گیری می کنیم.
| دسته بندی | علوم انسانی |
| فرمت فایل | rar |
| حجم فایل | 195 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 14 |
| دسته بندی | بازاریابی و امور مالی |
| فرمت فایل | rar |
| حجم فایل | 184 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 23 |
مقدمه :
امروزه با روند رو به کاهش جوانان و پیر شدن جمعیت، انتظار می رود سن مشتریانی که با عروسک ها بازی می کنند بین 100-0 تغییر کند. اسباب بازی های بسیار شیک برای جذب کارمندانی که بین 40-30 سال و یا حتی بیشتر از 50 سال سن دارند، طراحی شده است.به نظر می رسد اگر بزرگسالان، مشتریان هدف صنایع اسباب بازی نباشند این صنعت نمی تواند به بقا خود ادامه دهد. لذا این صنایع باید دریابند که بزرگسالان چه می خواهند سپس خواسته های درونی آنها را برآورده سازند. این شرایط به طور مشابه برای بازی های ویدئویی نیز صدق می کند. براساس توزیع جمعیت افرادی که در آمریکا از بازی های ویدئویی استفاده می کنند در سال 2006، سن گروه مصرف کنندگان بین 18 تا 49 سال بوده که بیش از 44درصد از کل فروش این بازی را به خود اختصاص می داده. با این وجود ، اخیراً گروه های سنی زیر 18 سال و بالای 49 سال نیز بطور فزاینده ای به این بازی ها رو آورده اند. صنایع اسباب بازی سازی و تولید بازی های ویدئویی رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند.بسیاری از اسباب بازی ها و بازی های ویدئویی، برگرفته از فرمت کارتون ها و فیلم های انیمیشن هستند و ژاپن نماینده اصلی این صنعت است. ژاپن بخش وسیعی از تولیدات خود در این صنعت را به تایوان صادر می کند به طوری که در سال 2006 رتبه دوم در واردات اسباب بازی به تایوان را به خود اختصاص داد.
واضح است که هویت نام تجاری نقش کلیدی را در موفقیت آن ایفا می کند. هویت نام تجاری منجر به درک آن و ایجاد یک رابطه قوی میان مشتری و آن نام تجاری می شود.هویت نام تجاری باید طوری ساخته شود که برای طولانی مدت و بطور سازگار باقی بماند.علاوه بر این باید از دیگر نام های تجاری متمایز باشد و خواسته های مشتری را بر آورده سازد.
از این رو مشتریان اسباب بازی ها و بازی های ویدئویی مانند مبلغان صوتی نام تجاری آنها هستند و به مبنای نظر تامین کنندگان برای ایجاد هویت نام تجاری تبدیل شده اند. با داشتن یک هویت ویژه برای نام تجاری مشتریان با صفات شخصی متفاوتی جذب آن می شوند و عملکرد آن بهبود خواهد یافت. علاوه بر این شرکت می تواند رابطه خوبی را به واسطه نام تجاری خود با مشتریانش برقرار کند. از آنجایی که نام های تجاری هویت خاص خود را دارند ممکن است مشتریان با آنها مانند موجودات واقعی رفتار کنند. در این مورد مصرف کنندگان از نام های تجاری انتظار دارند که کلمات،نگرش ها رفتار یا افکار خاص خود را داشته باشند و ویژگی های شخصی مورد انتظار آنها را بر آورده سازند.
ممکن است که مصرف کنندگان به نام های تجاری و کالاهایی گرایش داشته باشند که با ویژگی های شخصی آنها انطباق دارد، از سوی دیگر هدف تمام فعالیت های بازاریابی این است که مصرف کنندگان هویت نام تجاری آنها را باور داشته و بشناسند، و بتوانند برای ایجاد وفاداری به نام تجاری و ارزش ویژه نام تجاری روابط میان مصرف کننده و نام تجاری را تقویت کنند.در طی سال های اخیر، هویت نام تجاری به طور گسترده ای مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. این بررسی ها بر برخی محصولات و نام های تجاری خاص تأکید داشته اند از جمله کالاهای با دوام،کالاهای مصرفی،کالاهای لوکس و سرگرمی و از این قبیل . با این حال تنها برخی از نام های تجاری مربوط به اسباب بازی و بازی های ویدئویی به عنوان هدف تحقیقات بازاریابی درخوره هویت نام تجاری واقع شده اند.
لذا، تلاش برای پر کردن این شکاف در ادبات موضوعی هویت نام تجاری اولین انگیزه ی این پژوهش است. مصرف کنندگان برای تطبیق هویت نام تجاری با میژگی های شخصی خود معمولاً نام تجاری و کالایی خود را ترجیح می دهند. بنابراین در حقیقت ترجیح دادن یک نام تجاری تنها وفاداری به آن را تحت تأثیر قرار می دهد و نمی تواند منجر به رفتار خرید شود. تنها محققان اندکی در ارزیابی خود از رابطه میان ویژگی های شخصی مصرف کننده و هویت نام تجاری با وفاداری به نام تجاری،وفاداری عاطفی و رفتاری را به طور هم زمان در نظر
گرفته اند. پس دومین انگیزه ما برای این پژوهش پرکردن این شکاف دیگر است.
| دسته بندی | مدیریت |
| فرمت فایل | rar |
| حجم فایل | 193 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 23 |
مقدمه:
اعتبار و ارزش درک شده نام تجاری اغلب به عنوان دو ویژگی بسیار مهم محسوب می شوند که بازاریابان برای اتخاذ و ساخت یک نام تجاری قوی به آن نیاز دارند . (Vanrenen, 2005). اعتبار یک نام تجاری، به معنای اعتماد درک شده در مورد توانایی و میل به ارائه ی مداوم چیزی که وعده داده شده است، می باشد (Erdem & Swait, 2004)، و سود زیادی را برای مشتری و شرکت ها فراهم می کند. در واقع، خرید یک نام تجاری معتبر برای مشتری کیفیتی را تضمین میکند که می توانند آن را به حساب بیاورند. برای شرکت ها، یک نام تجاری معتبر به این معنی است که تلاش های بازاریابی به علت احتمال تشدید پذیرش پیام، مقرون به صرفه تر خواهد بود، بنابراین باعث فروش بیشتر شرکت ها در پی مراجعه و تکرار خرید مشتری می شود. آیا تبلیغات می تواند اعتبار نام تجاری را افزایش دهد؟ مقالات نشان می دهد که تبلیغات به تنهایی دارای محدودیت هایی در شکل دهی اعتبار نام های تجاری قوی می باشد، اما می تواند با اضافه کردن انتظارات اعتبار آن را ارتقاء دهد بطوری که مشتری وقتی محصول را خریداری و استفاده می کند آن را تایید خواهد کرد. برای مثال خطای انطباق (e.g.,Deighton, 1984) به وضوح نشان می دهد که تبلیغات موثر نقش مهمی را در افزایش ارزیابی عملکرد و اعتبار نام تجاری ایفا می کند.
ویژگی مهم دیگر برای ساخت یک نام تجاری قوی وجود یک ارزش درک شده بالا در یک نام تجاری است. با اینکه ابعاد بسیار مختلفی از ارزش درک شده محصول یا نام تجاری در مقالات تعریف شده اند، این مطالعه بیشتر به جنبه ی ارزش ناشی از لذت و ارزش اجتماعی- وجهه نام تجاری میپردازد که به عنوان درجه ی نسبتا بالایی از موقعیت یابی محصول که به همراه یک نام تجاری است، تعریف شده است (Steenkamp, Batra, & Alden, 2003) . همانطور که اعتبار نام تجاری ممکن است یک بخش مطلوبتر و محسوستری از ارزش درک شده را نشان دهد، بررسی بخش رقابتی اما متفاوت دیگری از ارزش درک شده (مثل وجهه نام تجاری) به همراه اعتبار نام تجاری تصویر متوازن تر و بزرگتری از فرایند تصمیم های مشتری را نشان خواهد داد. در ظاهر، خریداران در بازار ایالات متحده بیشتر برای دسته ی نام های تجاری تجملاتی و معتبر خرج می کنند . برای مثال در بازار خودرو ، شرکت Lexus یک بهره ی 2/5 % در فروش هشت ماه اول 2007 را در مقایسه با فروش در همان دوره در سال 2006 گزارش داده است . علاوه بر این ، فروش شرکت هایBMW و Audi به ترتیب 7/8 % و 8/10 % بیشتر از سال 2006 بوده است (Simon & Reed, 2007) . از این رو ، تعجب انگیز نیست که بازار مشتری اخیرا افزایش قابل ملاحظه ای را در مقدار خرید و فروش نام تجاری تجملاتی به خود دیده است ( Wiedmann, Hennigs, & Siebels, 2009 ; Keller, 2009) . برای مثال فعالیت تبلیغاتی Louis Vuitton که توسط نمایندگی Ogilvy & Mather توسعه یافت، یک جریان را توسط برخی از شرکت های تجملاتی برای ارتباط با مشتریان با روش استراتژیک تری منعکس می سازد که در مقابل رویکرد درون سازمانی مورد علاقه بسیاری از نام های تجاری تجملاتی قرار دارد. (Pfanner, 2007)
با وجود شناخت رو به افزایش اهمیت اعتبار و وجهه نام تجاری به عنوان مشخصه های آن ، مطالعات بسیار کمی به بررسی اینکه چگونه اعتبار و وجهه نام تجاری روی رفتار انتخاب مشتری تاثیر می گذارد، پرداخته اند. درک مکانیزم ترکیبی اعتبار و وجهه نام تجاری در تشکیل تمایل خرید نام تجاری برای تبلیغ کنندگان و بازاریابان بسیار مهم و موثر خواهد بود، چون راهنمایی لازم را در توسعه موقعیت نام تجاری، از طریق تبلیغات مناسب تر و استراتژیهای نام تجاری سازی ، ارائه می دهد. علاوه بر این، اطلاعات محدودی راجع به این موضوع وجود دارد که آیا شرایط موجود در مکانیزم ترکیبی اعتبار و وجهه نام تجاری در تصمیم گیری مشتری در بین دسته های مختلف محصولات، قوی تر یا ضعیف تر است یا نه.
هدف از این مطالعه دو جنبه است. ابتدا بررسی می کند که چگونه اعتبار و وجهه نام تجاری بر روی تمایل به خرید آن تاثیر می گذارد. به طور اختصاصی تر این تحقیق، مطالعات Erdem و Swait ((1998 را با ترکیب ساختار جدیدی که وجهه نام تجاری را در مدل موجود اعتبار نام تجاری تفکیک می کند، توسعه داده است. دوم ، رسیدگی می کند که چگونه اهمیت اعتبار و وجهه نام تجاری، به طور متفاوت براساس طرح طبقه بندی محصول مبتنی بر خودبیانگری اثر میگذارد. این تحقیق، می تواند قدرت را از طریق بررسی چگونگی تفاوت عملکرد اثر اعتبار و وجهه نام تجاری تحت طبقه بندی های مختلف محصول تعمیم دهد .
| دسته بندی | بازاریابی و امور مالی |
| فرمت فایل | rar |
| حجم فایل | 159 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 24 |
اعتماد نقش مهمی را در بسیاری از تعاملات اقتصادی و اجتماعی درگیر با عدم اطمینان و عدم استقلال ایفا می کند. از عدم اطمینانی که در معاملات اینترنتی وجود دارد، بسیاری از محققان بیان کرده اند که اعتماد یک عامل مهم مؤثر در افزایش موفقیت تجارت الکترونیک می باشد. مفهوم اعتماد بسیار مهم و حیاتی می باشد زیرا آن روی یک تعداد عوامل ضروری برای معاملات آنلاین اثر می گذارد، از قبیل امنیت و خصوصی بودن. هر چند تجارت الکترونیک مزایایی را برای هر دو خریدار و فروشنده فراهم می کند. ولی آن محدودیتهایی از قبیل جدایی فیزیکی مابین خریداران و فروشندگان و مابین خریداران و کالا، دارد. به منظور کاهش موانع، فروشندگان باید یک رابطه قابل اعتمادی را برای پرورش وفاداری مشتری توسعه دهند.
اعتماد مصرف کننده جنبه ای مهم از تجارت الکترونیک می باشد و شناخت سوابق و پیامدهای آن یک کمک مقدماتی برای دلایل ذیل می باشد. ابتدا، سوابق اعتماد ما را برای شناخت اهمیت نسبی عوامل مؤثر در اعتماد قادر می سازد. درک این عوامل نقش مهمی را در تدبیر کردن معیارهای مناسب جهت تسهیل اعتماد، ایفا می کند. ثانیاً نتایج اعتماد ما را به درک بهتر اهمیت اعتماد و اثر آن روی رفتار خریدار آنلاین قادر خواهد ساخت در ادبیات (مکتوبات) اعتماد سازمانی، مایر[1] و دیگران یک مدل در برگیرنده هر دو جزء اعتماد شامل اعتماد کننده و مورد اعتماد را پیشنهاد کردند. آنها ادراکات اعتماد کننده را دربارة ویژگیهای مورد اعتماد (معتمد) بررسی کردند. در مقالة تجارت الکترونیک جارنپا[2] و دیگران اینکه آیا ادارکات مشتریان فروشگاه اینترنتی در مورد شهرت و اندازه فروشگاه بر اعتماد آنها در فروشگاه تأثیر می گذارد یا خیر را بررسی نمودند.
ضمناً با اتصال به تئوری عمل منطقی، محققان همچنین پیامدهایی را که اعتماد بر طرز تلقی ها، تعابیر و رفتارهای مشتری دارد، تخمین زده اند. در یک روش مشابه، بندلی[3] و دیگران تأثیر یکپارچگی کانالها را بر وفاداری مشتریان به یک شرکت چند کاناله را بررسی کردند.
طبیعت و ماهیت جهانی اینترنت سؤالاتی را دربارة آثار اعتماد در امتداد فرهنگ ها نیز ایجاد می کند. هر چند اعتماد ممکن است در انواعی از راهها (روشها) شکل پیدا کند، اینکه اعتماد چگونه برقرار می شود به عوامل فرهنگی وابسته است ( بطور مثال، هنجارهای اجتماعی، ارزشها و غیره ) که رفتارها و عقاید مردم را هدایت می کند [7] بر مبنای 4 بعد فرهنگ طحار هافسید[4][7]، دانی[5] [8] یک چارچوب تشخیص فرایندهای اعتماد ساز را که اهمیت فرهنگ را در توسعه اعتماد روشن نمود، ارائه دادند. در روش مشابه جارنپا و ترکتینسکی[6][4] بیان نمودند که فرهنگ ممکن است بر تجارب اعتماد مصرف کننده در فروشگاه اینترنتی اثر بگذارد. چای[7]، پاری او[8] [9] یک مدل پذیرش تجارت الکترونیک بر مبنای فرهنگ متقابل (دو طرفه) ارائه دادند و بطور تجربی آن را آزمودند.
داده های مورد استفاده از ایالات متحده و چین جمع آوری شدند. آنها فهمیدند که اعتماد بطور مستقیم بر طرز تلقی مشتری در امتداد فرهنگ ها تأثیر می گذارد؛ به عبارت دیگر اعتماد برای همة فرهنگهای مورد مطالعه مهم می باشد.
تحقیق دیگری یک نوع شناسی از انواع اعتماد را پیشنهاد کرده است [10]، یک معیار اندازه گیری را برای اعتماد ارائه کرده است [11]، بر اهمیت اعتماد سیستم در کسب و کار برای معاملات مشتری، تاکید کرده است [12]، مدل اعتماد را پیشنهاد کرده است [ 15-13 ]، اعتماد را با مدل پذیرش تکنولوژی منسجم کرده است ( 17-16]، سوابق و پیشنه اعتماد را بررسی کرده است [19-18]، و اهمیت حضور اجتماعی روی ابعاد اعتماد را آزمایش کرده است [20].
هرچند اعتماد در طول 50 سال مورد آزمون قرار گرفته است، اکثر تحقیقات روی اعتماد مشتری بر روی مصرف کنندگان در کشورهای انگلیسی زبان و اخیراً در کشورهای صنعتی متمرکز شده است. مثلاً تحقیقات کشورهای مانند امریکا و استرالیا را بررسی نموده است.
مطالعات دیگر شکل اعتماد مشتری را بین دو کشور مختلف مقایسه کردند ، مثلاً یاماکیسجی[9] [22] مدرک تجربی را که شهروندان ژاپنی اغلب سطح کمتری از اعتماد در مقایسه با همتایان آمریکایی شان گزارش می کنند ، ارائه داده اند در یک روش مشابه، جارنپا، تری سینکسی[10] اعتماد مشتری را در ایالات متحده و اسرائیل بررسی کردند همینطور سفن[11] و سایرین [23] تنوع فرهنگی و اعتماد را در پذیرش IT مابین ایالات متحده و آمریکای جنوبی بررسی کردند
سین و دیگران [24] مطالعات اخیر مشتریان در فرهنگ های متقابل را مرور کردند و دریافتند که در حدود نیمی از این مطالعات فقط دو فرهنگ را بر می گیرند به هرحال مطالعاتی که فقط یک یا دو فرهنگ را بررسی نموده اند ممکن است ارزشهای محدودی در مقایسه با مطالعات انجام شده در چندین فرهنگ داشته باشند دلیل آن اینست که مطالعات انجام شده در چندین فرهنگ به ما درکی عمیقتر و بهتر از اثرات فرهنگ بر رفتار به می دهد [25] بنابراین ما بطورتجربی یک مدل اعتماد مشتری را در تجارت الکترونیک که داده ها از 3 کشور آمریکا، سنگاپور و چین جمع آوری شده اند را بررسی می کنیم
[1]- mayer
[2]- Jarrenpaa
[3]- Bendoly
[4]- Hofsiede
[5]- Doney
[6]- Tractinsky
[7]- chai
[8]- Pariov
[9]- Yamagisji
[10]- Tracsinsky
[11]- cefen
| دسته بندی | بازاریابی و امور مالی |
| فرمت فایل | rar |
| حجم فایل | 383 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 27 |
مقدمه
در سراسر جهان، سازمان های بخش دولتی با چالش های غیر قابل پیش بینی زیادی روبرو هستند.معرفی عرضه سبک- بازار همگام با رشد خدمات مبتنی بر قرارداد، و مفاهیمی مانند بهره وری، اثربخشی، پاسخگویی، شفافیت، ارزش پول و گرایش بازار، که به سرعت حوزه بخش خصوصی را ترا نهاده و آن را به بخش های دولتی و غیر انتفاعی منتقل کرده است، روند تحول عمیقی را تقویت کرده است (هریس، 2003؛ ماسدو و پینهو، 2006). در واقع، این روند از مدیریت دولتی جدید (NPM) پیروی میکند که در ساده ترین شکل خود، دولت را از نقطه نظر بازار و مشتریان نگاه می کند. به این معنی که، سازمان های دولتی باید فعالیت هایی، اعم از"مدیریت علمی" تا "مدیریت کیفیت جامع"که مرتبط با بخش خصوصی است اتخاذ کنند (دنهارت و دنهارت، 2000).
در این اساس، ما با چندین نویسنده که معتقدند "عناصر کلیدی فعالیتNPM شامل توجه به درسهایآموخته شده از مدیریت بخش خصوصی، تمرکز بر رهبری کارآفرینی... و رشد استفاده از بازار و رقابت به عنوان یک مکانیسم تخصیصی کلیدی برای ارائه خدمات عمومی هستند" به توافق رسیدیم(آزبورن، 2010، ص 2). علاوه بر این، مشخص شده است که رشد فرهنگ شرکتگرا باعث میشود سازمانهای دولتی و غیر انتفاعی به طور یکسان درگیر برآوردن خواسته های "مصرف کنندگان ممتاز " شوند(کیات و آبر کرومبی، 1991).همچنین به اثر تغییرات در سراسر جهان و چالش های ناشی از به کارگیری اصول اساسی NPM توسط هود (1995) اشاره شد.
اداره دولت پرتغالی در این روند جهانی استثنا نیست. در واقع، چندین طرح ابتکاری برای ارائه بهتر خدمات عمومی، افزایش سطح آموزش و پرورش و آموزش کارمندان دولتی و بهبود استفاده از منابع موجود، بالا بردن کارایی و اثر بخشی اتخاذ شد(آراجو، 2001). همانطور که توسط نویسندگان مختلف اذعان شده است، اداره دولت پرتغالی به منظورارائه یک مدل جدید سازمانی که کمتر بوروکراتیک، کارآمدتر و نیازگراتربا احترام به شهروندان و سایر ذینفعان باشد، بازسازی شده است (پینهو و همکاران، 2007؛ رودریگز و پینهو، 2010). حرکت به سمت دولت مشتری/شهروند محور،منطق تأکید بر اهمیت بازاریابی استراتژیک به عنوان نتیجه آن، فرصت یکپارچه سازی مفهوم از گرایش بازار داخلی و خارجی در زمینه سازمان های بخش دولتی را ارئه میکند. ادبیات مربوطه اذعان دارد، مانند شرکت های تجاری، مزیت های متعددی در ارتباط با اتخاذ یک گرایش بازار در چارچوب سازمان های دولتی و غیر انتفاعی وجود دارد. به طور خاص، نه تنها طراحی مناسب ترین خدمات به مردم را ساده میکند، بلکه ارزش مشتری برتر که منجر به عملکرد اصلی است را فراهم میکند (اندرسون و کاتلر، 2003؛ پینهو و همکاران، 2007).
مفهوم گرایش بازار (MO)، که موقعیت برجسته ای در ادبیات بازاریابی به دست آورده، هنوز هم یکی از اولویتهای پژوهشی است (کانو و همکاران، 2004)، به ویژه در سازمانهای دولتی محلی.جریان تحقیقات اصلی رابطه گرایش عملکرد در بازار،برتبادلات بین سازمان و بازارهای خارجی آن تاکید میکند. گرچه، برخی از محققان، توجه رو به افزایشیبه نیاز به ادغام تمرکز داخلی و خارجی دارند(لینگز، 1999،2004). بنابراین، به نظر می رسد، یک تمرکز داخلی در بازاریابی (بازاریابی داخلی) برای ارتقای داخلی سازمان به کارمندان خود و به طور هم زمان، انطباق بهتر کارکنان با روند هاو تغییرات سازمانی مهم است (گامسون، 2000). لازم به ذکر است که ارائه خدمات دولتی موفق درحکومت و پاسخگویی به انتظارات مصرف کنندگان از خدمات و آموزش و انگیزش سازمان نسبت به تعامل مثبت با مصرف کننده نهفته است (آزبورن، 2010).
هدف اصلیاین مقاله بررس، تاثیر هر یک ازابعادگرایش بازار داخلی و خارجی بر عملکرد سازمانی در زمینه مدیریت در بخش دولتی از یک دیدگاه یکپارچه، و در پی آن، اشاره به برخی از اصول مدیریت دولتی جدید است (راد و آشیل،2010). فرض بر این است که گرایش بازار متشکل ازیک گروه از فعالیت ها است که فلسفه بازاریابی را از طریق تولید، انتشار و پاسخ به اطلاعات بازار به عمل تبدیل میکند(کولیو جورسکی، 1990). پیادهسازی گرایش بازار داخلی و خارجی در سازمان های دولتی نیازمند هم ترازی مردم، فرایندها و سیاست ها به صورت انتقالی با هدف نهایی ایجاد مزیت برای هر دوجامعه: کارکنان و مشتریان/ شهروندان است (رودریگز و پینهو، 2010).
مدارک و شواهد بدست آمده از مطالعات مختلف نیز نشان میدهد که هر دو گرایش خارجی و داخلی بازار دارای اثرات قابل توجهی در معیارهای مختلف عملکرد سازمانی است. بیشتر مطالعات موجود به طور عمده بر اندازه گیری کلی گرایش بازار (داخلی / خارجی) تمرکز دارند، و به مراتب به تاثیرگرایش هر جزء در بازار بر عملکرد سازمانی کمتر توجه شده است (نارور و اسلاتر، 1990، هان و همکاران، 1998؛ نوبل و همکاران، 2002).
در مورد عملکرد سازمان در بخش دولتی، شایان ذکر است به کارگیری هر دو شاخص مالی و غیر مالی، با توجه به عملکرد کلی سازمان رویکرد بهتری است (ونکاترامن و راماناجا، 1986). علاوه بر این، باید تاکید کرد که برخی از معیار هایاندارهگیری های عملکرد توسط دولتها و نمایندگان آن ها انتخاب می شود، به طوری که در برخی موارد انتخاب آن ها منعکس کننده اولویت های گروه های قدرتمند در درون دولت است (اندروز و همکاران، 2011).مطالعه حاضر ادبیات گرایش بازار رابه سه روش ایجاد میکند و گسترش میدهد.
اول، این مطالعه با در نظر گرفتن رویکرد ابعاد فرعی گرایش بازار داخلی و خارجی، از ادبیات موجود شروع به حرکت می کند.بسیاری از ادبیات تا به امروز از روش تجمعی استفاده کرده اند (فیورر و همکاران، 2003)، با این حال،اثرات مستقل ابعاد گرایش بازار (داخلی / خارجی) بر عملکرد سازمانی به غیر از چند استثنا قابل توجه بررسی نشده است، (داوز، 2000؛نوبل و همکاران، 2002؛ سین و همکاران، 2005؛ ژو و همکاران، 2007؛ تیسوتسو، 2010).
دوم، این مطالعه پژوهش حاضر را از طریق بررسی اثرات اجرای رفتارهای بازار گرا در چارچوب سازمانهای محلی دولتی گسسترش میدهد.تعادل بین گرایش بازار داخلی و خارجی،دیدگاههای مختلف و یک فرصت منحصر به فرد برای سازمان های بخش دولتی محلی برای دستیابی به ماموریت خود و بهبود عملکردشان ارائه میکند.
سوم، تجزیه و تحلیل تاثیر ابعاد گرایش بازار داخلی وخارجی بر عملکرد سازمانی مورد بررسی قرار میگیرد. این هدف با تعدادی از محققان در زمینه های مدیریت استراتژیک و بازاریابی سازمانی که اهمیت رسیدن به تعادل بین تمرکز داخلی و خارجی را تشخیص داده اند، همگام است (لینگز، 1999). بررسی دیدگاه گرایش بازار داخلیبه درک بهتر از سازمان، ارتقای خدمات به طور داخلی به کارکنان، و در عین حال انطباق بهتر کارکنان با روندها و تغییرات سازمانی کمک میکند (گامسون، 2000). با انجام این کار، کارکنان برای مقابله با چالش های خارجی محیطی در افزایش احتمال موفقیت سازمان بهتر آماده میشوند.
در بخش های باقی مانده از این مقاله، چارچوب مفهومی و فرضیه های تحقیق بررسی شده است. روش توضیح داده شده و یافته ها همراه با بحث در مورد مفاهیم نظری و مدیریتی توضیح داده شده است. محدودیت های مطالعه و راهنمایی برای تحقیقات آینده نیز مشخص می شوند.
| دسته بندی | مدیریت |
| فرمت فایل | rar |
| حجم فایل | 88 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 16 |
هدف: هدف از این مقاله معرفی موضوع خاص "مدیریت منابع انسانی و کارآفرینی شرکت " می باشد.
طرح/ روش/رویکرد: در این مقاله موضوع خاصی بحث شده، که به بررسی رابطه بین مدیریت منابع انسانی و کارآفرینی از دیدگاههای مختلف، با رویکردها و استفاده از زمینه های مختلف تجربی می پردازد.
یافته ها: مقاله بر عوامل مختلف مدیریت منابع انسانی رفتار کارآفرین و نفوذ آنها روی کارآفرینی شرکت تأکید دارد. نتایج از زمینه های مختلف تجربی شرکت های کوچک و متوسط، مطالعات موردی، سرمایه گذاری مشترک، در ایالات متحده آمریکا، چین، و اسپانیا، در میان دیگران، کمک مهمی به ادبیات قبلی نموده است.
اصالت/ارزش: این مقاله در مورد تقاطع و ارتباط بین منابع انسانی مدیریت و کارآفرینی شرکت بحث می نماید. منابع انسانی نقش اساسی در این زمینه ایفا می نماید در تا آنجا که می تواند مشوق و یا مانع کارآفرینی شرکت شود.
| دسته بندی | مدیریت |
| فرمت فایل | rar |
| حجم فایل | 1135 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 21 |
هدف
هدف اولیه این مقاله ارائه توضیحاتی در خصوص تضاد موجود در میان نتایج مورد انتظار یک شرکت از یک استراتژی کوچک سازی و یافته های این پژوهش می باشد. هدف دوم ارائه یک استراتژی جایگزین به منظور چگونگی شروع به کار، توسعه و مدیریت روابط درون و برون یک سازمان است که شرایطی را برای موفقیت در رقابت با بازار پیچیده و غیر مطمئن جهانی فراهم می سازد.
تئووری برنامه ریزی استراتژیکی (شاندلر، 1962) در خصوص اهمیت هماهنگ سازی استراتژی یک سازمان با محیط به منظور بهبود در عملکرد و ضمانت بر بقا می باشد. در حال حاضر، سازمانها به کوچک سازی تکیه کرده اند تا استراتژی برنامه ریزی خود را پیاده کرده و در برابر تغییرات پیش رویشان عکس العمل نشان دهند. به منظور انتخاب استراتژی می بایست به تئوری انتخاب عقلانی رجوع کرد.
دو تئوری دیگر، تئوری مبادله های اجتماعی و تساوی حقوق، نسبت به تئوری انتخاب عقلانی مناسبتر به نظر می رسند چرا که این دو تئوری ابزاری به منظور بهبود کیفیت عمر کار (QWL) و رفتار سازمانی شهروندان (OCB) ارائه می دهند. کوک و وال (1980) QWL را به عنوان سطح اطمینان، تعهد و اجرای نیازهای فردی موجود در سازمان از سوی کارکنان که مشتریهای درونی شرکت به شمار می روند تعریف می کنند (ایشیکاوا و لو، 1985). رفتار سازمانی شهروندی (OCB) به عنوان مشارکت و فعالیت اختیاری کارکنان برای سازمان فراتر از لزوم شغلی فرد است که به گسترش عملکرد مؤثر سازمان می انجامد (ماکنزی، پودساکوف، وفتر، 1991؛ مورمن، 1991؛ موریسون، 1994؛ نیهوف و مورمن، 1993؛ ویلیامز و آندرسون، 1991؛ اورگان، 1988؛ اورگان و کونوسکی، 1989).
تئوری مبادله های اجتماعی و تساوی حقوق به منظور ایجاد استراتژی دیگری به منظور اجرای استراتژی انتخاب عاقلانه محور کوچک سازی مورد استفاده قرار می گیرد. در نهایت، از تئوری اسنادی (آبل، 1991)، که بر دو لایه کیفیت خدمات و رضایت مشتری استوار است، در توضیح چگونگی تأیید عملکرد سازمان توسط مشتریان و پیشنهاد چگونگی تفکر در مورد ارزش مهم سازمان – یعنی روابط با مشتریان استفاده می شود. پاراشورمن، زیسامال و بری، (1988، 1990) ابزاری را به منظور اندازه گیری درک مشتری از کیفیت خدمات و نیز رضایت آنها ارائه داده اند که با نام اختصاری SERVQUAL شناخته می شود.
| دسته بندی | گردشگری و توریسم |
| فرمت فایل | rar |
| حجم فایل | 1461 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 30 |
فهرست مطالب