| دسته بندی | عمومی |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 15 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 12 |
قسمتی از محتوی پاورپوینت
تعداد اسلاید : 12 صفحه
زنجیره مهندسی مجدد کلان خرد شناخت طراحی بسترسازی استقرار سازماندهی و بسترسازی تعریف کلی مساله و تدوین روش کار مذاکرات و پیشنهادیه اجرای پروژه تشکیل کمیته راهبری بررسی برنامه و سازمان کار توسط کارفرما تجهیز منابع و برنامه ریزی پروژه 1- شناخت ماموریت وکلان فرایندهای آن بررسی اسناد ومصوبات واستخراج ماموریت سازمان بررسی ماموریت و تعامل سازمان در اجرای کنونی بررسی ادبیات درمورد کلان فرایندهای سازمان تدوین جزئیات ماموریت و کلان فرآیندهای سازمان طرح وتایید ماموریت و کلان فرآیندها توسط سازمان 2- انتخاب کلان فرآیندهای موردتوجه تدوین ملاکهای انتخاب کلان فرایندها پیشنهاد کلان فرایندهای منتخب تایید کلان فرآیندهای منتخب در سازمان سازماندهی پروژه براساس فرآیندهای منتخب تعیین مسئولین فرایندهای منتخب از طرف سازمان 3- ارزیابی کلی کلان فرایندهای منتخب تعیین شاخصها و روشهای ارزیابی کلان فرایندها تعیین استانداردها و رویه های کلان فرایندها جمع آوری اطلاعات از وضع موجود ارزیابی وضعیت موجود طرح نتایح ارزیابی با سازمان 4- انتخاب زیر فرایندهای مورد توجه ازکلان فرایندهای منتخب تعیین زیرفرایندهای کلان فرآیندهای منتخب تدوین ملاک انتخاب زیر فرآیندها انتخاب زیر فرآیندها تایید زیر فرآیندها توسط سازمان سازماندهی برای بررسی و طراحی مجدد زیر فرایندها 5- شناخت جزئیات زیرفرآیندهای منتخب در وضع موجود و ارزیابی آن شناخت هدف ها ، روش ها و تعاملات موجود در هر فرآیند ترسیم نمودار زیرفرآیندها نظرسنجی از مشتریان ومدیران ارزیابی فرآیند وتنگناها و اشکالات آن ( فرآیند، اجرا، هدف) تائید نتیجه ارزیابی با سازمان 6- تجدید طراحی زیر فرایندهای منتخب در وضع موجود وارزیابی آن Gross Design بررسی وجمع آوری سیاست ها واستراتژی مصوب زیرفرآیندموردنظر بازنویسی اهداف زیرفرآیندها براساس نظرسنجی مشتری و سیاست ها بررسی وترازیابی فرآیند موردنظر در دو کشور منتخب طراحی کلی فرآیند مورد نظر با توجه به بندهای 1 و 2 بررسی وتایید طرح کلی توسط سازمان 7- طراحی جزئی زیر فرآیندهای منتخب (Detail Design) تعیین شاخص ها و اهداف جزئی زیرفرآیندها طراحی جزئی زیرفرآیندهای موردنظر شبیه سازی و مدل سازی زیرفرایندهای منتخب طراحی سیستم اطلاعاتی و پشتیبانی زیرفرایندها طراحی سیستم کیفیت و ارتقا بهره وری بررسی وتایید طرح جزئی توسط سازمان 8- طراحی اجرائی سازمان، وظایف، منابع انسانی و دستورالعمل ها طرح تغییرات سازمانی و وظائف بررسی نیروی انسانی موجود و مورد نیاز تدوین برنامه تحول نیروی انسانی تدوین دستورالعمل ها و آیین نامه ها تدوین برنامه پیاده سازی طرح اجرائی بررسی وتایید طرح اجرائی توسط سازمان 9- آموزش و استقرار مشاوره جهت جلسات آگاهی عمومی و آموزش همکاری در اجرای طراحی اجرائی در بند 8 بررسی نتایج استقرار و ایجاد تغییرات لازم Current Services Customer Perspective Strategic Direction Financial Perspective New/Refined Services/Channels/Direction Current Processes Redesigned Processes Technology Skills Information Performance Indicators .
| دسته بندی | عمومی |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 651 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 20 |
قسمتی از محتوی پاورپوینت
تعداد اسلاید : 20 صفحه
منطق فازی گردآورندگان : پری خزائی ، زهرا کمالی زیر نظر استاد محترم : جناب آقای سلطانی پروفسور لطفى زاده واضع منطق فازى است، که گرچه بیش از چند دهه از عمر آن نمى گذرد اما تاثیر آن بر فناورى هاى دیجیتال اساسى و حیرت آور برآورد مى شود.
اکنون سال هاست که منطق فازى در شاخه هاى مختلف علوم کامپیوتر از ساخت ریزپردازنده تا طراحى زبان هاى هوش مصنوعى، کاربرد داشته و هر روز به تعداد مصنوعاتى که اساس آنها برپایه هوش مصنوعى استوار است افزوده مى شود.
ریاضیات فازی یک فرا مجموعه از منطق بولی است که بر مفهوم درستی نسبی، دلالت می کند.
منطق کلاسیک هر چیزی را بر اساس یک سیستم دوتائی نشان می دهد ( درست یا غلط، 0 یا 1، سیاه یا سفید) ولی منطق فازی درستی هر چیزی را با یک عدد که مقدار آن بین صفر و یک است نشان می دهد.
مثلاً اگر رنگ سیاه را عدد صفر و رنگ سفید را عدد 1 نشان دهیم، آن گاه رنگ خاکستری عددی نزدیک به صفر خواهد بود.
در سال 1965، دکتر لطفیزاده نظریه سیستمهای فازی را معرفی کرد.
در فضایی که دانشمندان علوم مهندسی به دنبال روشهای ریاضی برای شکست دادن مسایل دشوارتر بودند، نظریه فازی به گونهای دیگر از مدلسازی، اقدام کرد.
منطق فازی معتقد است که ابهام در ماهیت علم است.
بر خلاف دیگران که معتقدند که باید تقریبها را دقیقتر کرد تا بهرهوری افزایش یابد، لطفیزاده معتقد است که باید به دنبال ساختن مدلهایی بود که ابهام را به عنوان بخشی از سیستم مدل کند.
در منطق ارسطویی، یک دستهبندی درست و نادرست وجود دارد.
تمام گزارهها درست یا نادرست هستند.
بنابراین جمله «هوا سرد است»، در مدل ارسطویی اساساً یک گزاره نمیباشد، چرا که مقدار سرد بودن برای افراد مختلف متفاوت است و این جمله اساساً همیشه درست یا همیشه نادرست نیست.
در منطق فازی، جملاتی هستند که مقداری درست و مقداری نادرست هستند.
برای مثال، جمله "هوا سرد است" یک گزاره منطقی فازی میباشد که درستی آن گاهی کم و گاهی زیاد است.
گاهی همیشه درست و گاهی همیشه نادرست و گاهی تا حدودی درست است.
منطق فازی میتواند پایهریز بنیانی برای فنآوری جدیدی باشد که تا کنون هم دستآوردهای فراوانی داشته است.
کاربردها از منطق فازی برای ساخت کنترل کننده های لوازم خانگی از قبیل ماشین رختشویی (برای تشخیص حداکثر ظرفیت ماشین، مقدار مواد شوینده، تنظیم چرخهای شوینده) و یخچال استفاده می شود.
کاربرد اساسی آن تشخیص حوزه متغیرهای پیوسته است.
برای مثال یک وسیله اندازه گیری دما برای جلوگیری از قفل شدن یک عایق ممکن است چندین عضو مجزا تابعی داشته باشد تا بتواند حوزه دماهایی را که نیاز به کنترل دارد به طور صحیح تعریف نماید.
هر تابع، یک ارزش دمایی مشابه که حوزه آن بین 0 و 1 است را اختیار می کند.
از این ارزشهای داده شده برای تعیین چگونگی کنترل یک عایق استفاده می شود.
حال با مثال دیگری اهمیت این علم را بیشتر درک مینمائیم: یک انسان در نور کافی قادر به درک میلیونها رنگ میباشد.
ولی یک روبوت چگونه میتواند این تعداد رنگ را تشخیص دهد؟
حال اگر بخواهیم روباتی طراحی کنیم که قادر به تشخیص رنگها باشد از منطق فازی کمک میگیریم و با اختصاص
| دسته بندی | عمومی |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 45 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 32 |
قسمتی از محتوی پاورپوینت
تعداد اسلاید : 32 صفحه
مقدمه ای بر داده کاوی و اکتشاف دانش استاد : تهیه کننده : مقدمه امروزه با گسترش سیستم های پایگاهی و حجم بالای داده ها ی ذخیره شده در این سیستم ها ، نیاز به ابزاری است تا بتوان داده های ذخیره شده پردازش کرد و اطلاعات حاصل از این پردازش را در اختیار کاربران قرار داد .
با استفاده ار پرسش های ساده در SQL و ابزارهای گوناگون گزارش گیری معمولی ، می توان اطلاعاتی را در اختیار کاربران قرار داد تا بتوانند به نتیجه گیری در مورد داده ها و روابط منطقی میان آنها بپردازند وقتی که حجم داده ها بالا باشد ، کاربران هر چند زبر دست و با تجربه باشند نمی توانند الگوهای مفید را در میان حجم انبوه داده ها تشخیص دهند و یا اگر قادر به این کار هم با شند ، هزینه عملیات از نظر نیروی انسانی و مادی بسیار بالا است مقدمه از سوی دیگر کاربران معمولا فرضیه ای را مطرح می کنند و سپس بر اساس گزارشات مشاهده شده به اثبات یا رد فرضیه می پردازند ، در حالی که امروزه نیاز به روشهایی است که اصطلاحا به کشف دانش بپردازند یعنی با کمترین دخالت کاربر و به صورت خودکار الگوها و رابطه های منطقی را بیان نمایند .
داده کاوی یکی از مهمترین این روشها است که به وسیله آن الگوهای مفید در داده ها با حداقل دخالت کاربران شناخته می شوند و اطلاعاتی را در اختیار کاربران و تحلیل گران قرار می دهند تا براساس آنها تصمیمات مهم و حیاتی در سازمانها اتخاذ شوند .
مفاهیم پایه در داده کاوی در داده کاوی معمولا به کشف الگوهای مفید از میان داده ها اشاره می شود .
منظور از الگوی مفید ، مدلی در داده ها است که ارتباط میان یک زیر مجموعه از داده ها را توصیف می کند و معتبر ، ساده ، قابل فهم و جدید است .
تعریف داده کاوی داده کاوی عبارت است از فرایند استخراج اطلاعات معتبر ، از پیش ناشناخته ، قابل فهم و قابل اعتماد از پایگاه داده های بزرگ و استفاده از آن در تصمیم گیری در فعالیت های تجاری مهم.
اصطلاح داده کاوی به فرایند نیم خودکار تجزیه و تحلیل پایگاه داده های بزرگ به منظور یافتن الگوهای مفید اطلاق می شود داده کاوی یعنی جستجو در یک پایگاه داده ها برای یافتن الگوهایی میان داده ها تعریف داده کاوی داده کاوی یعنی استخراج دانش کلان ، قابل استناد و جدید از پایگاه داده ها ی بزرگ .
داده کاوی یعنی تجزیه و تحلیل مجموعه داده های قابل مشاهده برای یافتن روابط مطمئن بین داده ها .
کاربردهای داده کاوی خرده فروشی : از کاربردهای کلاسیک داده کاوی است که می توان به موارد زیر اشاره کرد : تعیین الگوهای خرید مشتریان تجزیه و تحلیل سبد خرید بازار پیشگویی میزان خرید مشتریان از طریق پست(فروش الکترونیکی) کاربردهای داده کاوی بیمه : تجزیه و تحلیل دعاوی پیشگویی میزان خرید بیمه نامه های جدید توسط مشتریان پزشکی : تعیین نوع رفتار با بیماران و پیشگویی میزان موفقیت اعمال جراحی تعیین میزان موفقیت روشهای درمانی در برخورد با بیماریهای سخت کاربردهای داده کاوی بانکداری : پیش بینی الگوهای کلاهبرداری از طریق کارتهای اعتباری تشخیص مشتریان ثابت تعیین میزان استفاده از کارتهای اعتباری بر اساس گروههای اجتماعی مراحل فرایند
| دسته بندی | عمومی |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 1215 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 22 |
قسمتی از محتوی پاورپوینت
تعداد اسلاید : 22 صفحه
·I¿] معماری uºIvºn معماری معماری رنسانس به معماری اروپا در سدههای ۱۵ و ۱۶ میلادی (دورهٔ رنسانس) اطلاق میشود که از مشخصههای آن، نوزایی عناصر فرهنگی روم و یونان باستان بود.
معماری رنسانس زمانی معماری رنسانس آغازین ۱۲۰۰-۱۴۰۰ م معماری رنسانس میانی ۱۴۰۰-۱۵۰۰ م معماری رنسانس پیشرفته ۱۵۰۰-۱۶۰۰ م دورههای با وجود اینکه در تاریخ هنر، آغاز رنسانس به اموری همچون سال فتح قسطنطنیه در سال 1453 به وسیله سلطان محمد فاتح و تشکیل حکومت عثمانی به جای دولت بیزانس، یا پایان یافتن بیماری طاعون و اموری از این قبیل نسبت داده شده است؛ اما در نزد مورخان هنر این امر یقینی است که رنسانس هنری از ایتالیا آغاز شده، بدین ترتیب که هنرمندان ایتالیایی بر خلاف دیگر کشورهای اروپایی حاضر نشده بودند به سبک گوتیک در معماری تن دهند و حتی این مفهوم را به صورت طعن و استهزا برای این سبک به کار میبردند و علیه سبک گوتیک عصیان نموده و به سوی سبک جدید حرکت کردند.
-آلبرتی :از کارهای مشهور او کلیسای سن آندئا -سن فرانچسکو و ویلای روچلای است .
او 20 الی 30 اثر مشهور دارد که یکی دیگر از آثار او کلیسای سانتانوولا می باشد.
2-فیلیپو برونلسکی :اولین ساختمان مربوط به رنسانس را ساخته و حرفه اصلی او طلاسازی است.
ولی قشنگترین گنبد دوره رنسانس را درست کرده که دومین گنبد بزرگ دنیاست .
(گنبد بزرگ کلیسای کاتدرال یا جامع فلورانس که خود کلیسا مال دوره گوتیک است ولی گنبد آن در دوره رنسانس ساخته می شود و اولین سازه رنسانس است .
اسم این کلیسا سانتا ماریادلافیوره است که الگو و نماد شهر فلورانس است که گنبدی 8ضلعی به رنگ سفید و آجری است .
خود گنبد آجری است و زه های آن سفید رنگ است .
دهانه ی این گنبد 42 متر است که بعد از پانتئون که 43 متری است بزرگترین گنبد ساخته شده در جهان بود ) از کارهای دیگر برونلسکی ساخت بیمارستان برای کودکان یتیم است و همینطور ساخت نمازخانه ای به نام پاتزی pazzi chapel این 3 مورد از بهترین کارهای برونلسکی است .
کارهای او کاملا شبیه کارهای روم و یونان است و در کارهای او طاق و قوسهای زیادی وجود دارد او در ساخت کلیسا از سنتوری بزرگ و یک قوس بزرگ در ورودی استفاده می کند این 3 مورد از بهترین کارهای برونلسکی است .
کارهای او کاملا شبیه کارهای روم و یونان است و در کارهای او طاق و قوسهای زیادی وجود دارد او در ساخت کلیسا از سنتوری بزرگ و یک قوس بزرگ در ورودی استفاده می کند رنسانس معماران مشهور 3-کارلو مادرنو :کلیسایی به نام سانتا سوزانا را طراحی می کند در این کلیسا و کلیسای سانتا نوولا ما ترکیبی ریاضی داریم به نام تناسب طلایی .
همان تناسب طلایی یونان باستان اثر دیگر کارلو مادرنو گنبد کلیسای سن پیتر است که پاپ در آنجا ست این کلیسا که در واتیکان قرار دارد شکل صلیبی داشته و در آتش سوزی از بین می رود و در قرن 15 دوباره ساخته می شود.
گنبد این کلیسا را کارلو مادرنو شروع کرد ولی نتوانست ادامه دهد.
4-دوناتو برامانته :یک کاخ به نام فارنزه ساخته که آن را به اتمام نتوانست برساند و میکل آنژ آن را تمام کرد و یک ساختمان دارد با نماد پیشرفت به نام تمپیتو که گنبدی پایه دار است و زیر آن ستون وجود دارد.
گنبد تمپیتو الگوی ساخت کل
| دسته بندی | عمومی |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 758 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 23 |
قسمتی از محتوی پاورپوینت
تعداد اسلاید : 23 صفحه
جهان معماری دوره ی روم باستان معماری باستان باستان (300ق.
م نا 400بعد از میلاد) رومیها ادامه دهنده و تکمیل کننده تمدن یونان هستند.
و با استفاده از پوزولانا توانایی ساختن طاق و گنبد را پیدا می کنند.
در ساختمان پنتئون یک معماری رومی را می بینیم که پلان مربع شکل و در پشت آن یک گنبد است .
دهانه آن خدود 43مترو ارتفاع از سطح زمین نیز 43 متر می باشد که بزرگترین گنبد ساخته شده با مصالح ساختمانی است و یک نورگیر 9متری دارد که برای نورگیری است.
تمدن روم روم معماری روم قدرت روم که پس از اتروسکها بر ایتالیا حاکم و جانشین ایشان شد.
اقوام ستیزه ایتالیا را مطیع حکومت واحد روم گردانیده و سرانجام ملتهای اروپای غربی و مدیترانه و خاور نزدیک را در زیر پرچم امپراطور روم گرد آورد .
که به گفته مورخ بزرگ روم « انقلابی پدید آورد که تا ابد در یاد ها خواهد ماند ،و امروز نیز ملتها آ« را احساسا می کنند.
» در واقع اگر در بررسی امروزمان می بینیم که نبوغ یوناننین با تابش هر چه بیش تر در عرصه هنر ،علم ، فلسفه ، تاریخ، و به طور کلی در قلمرو عقل و تخییل می درخشید نبوغ رومی در عرصه فعالیتهای دنیوی حقوق و کشورداری پر تو افکنی می کند هنر اتروسک هنر رومی رومیان(امپراتوری پیشین«معماری و طرحهای عمرانی») یکی از بهترین و سالم ترین یادمانهای رومی، خود شهر رم است و یکی از پرآوزه تری و پر نفوذترین بناها در تاریخ معماری، معبد پانتئون است (تصویرهای 237 تا 239)؛ این معبد در حدود 125 میلادی ساخته شد و تأثیر فضای درونیش بسیار پر مخافت است.
مخصوصاً به این علت که از نمای بیرونش چنین مخافتی احساس نمی شود.
پانتئون معبدی گرد و گنبد دار است، در جلویش رواقی مستطیلی دارد که به نظر می رسد آنچنان که باید و شاید با ساخت گردوار اولیه آن تناسبی ندارد و احتمالاً بعدها برآن افزوده شده است.
تأثیر اولیه حاصل از مشاهده این بنا احتمالاً با تأثیر امروزیش متفاوت بوده است، زیرا پانتئون در آغاز یک بنای مستقل نبود بلکه به یک باسیلیکای قدیمی تر متصل بود و امتداد آن یالهای جانبی پانتئون را می پوشانده است.
گذشته از این، در جلوی رواق معبد یک حیاط ستون بندی شده قرار داشت که بخشی از رواق نیز جزو آن بود و در آغاز تنها بخش قابل رؤیت ساختمان از روبرو بود.
این حیاط که در دوره هادریانوس ساخته شد، احتمالاً از طرحهای همین امپراتور تنوع طلب بوده است.
بنای پانتئون از گونه ای سادگی پرهیبت در مقیاس بزرگ برخوردار است.
برفراز اندرون مدورش گنبدی نیمکره وار به قطر 43 متر زده اند که فاصله نوک گنبد از کف پانتئون نیز 43 متر است ویژه گی ها: ساده ترین طاق مورد استفاده رومیان طاق گهواره ای در واقع، قوس عمیقی بود که سقفی نیمه استوانه ای بر بالای یک فضای دراز مستطیل شکل تشکیل می داد و لبه های سقف نیمه استوانه ای مستقیماً بر دیوارهای جانبی قرار می گرفتند، این دیوارها برای آنکه در زیر وزن سقف ایستادگی کنند یا باید بسیار ضخیم باشند یا با زدن دیوارهای پشت بند ایستادگی کنند یا باید بسیار ضخیم باشند یا با زدن دیوارهای پشتبند تقویت شوند.
Pantheonپانتئون، معبدی است ساخته شده برای خدایان.
پانتئون رم یکی از ساختمانهای بزرگ رم باستان است که به بهترین وجه حفظ ش
| دسته بندی | عمومی |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 6610 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 96 |
قسمتی از محتوی پاورپوینت
تعداد اسلاید : 96 صفحه
دانشگاه آزاد اسلامی بجنورد معماری معاصر غرب موضوع: معماری ارگانیک و رایت استاد: مهندس دائی نژاد تهیه کننده: مرتضی کریمی دیماه 87 .
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 74 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 127 |
اگر درنظام اسلامی , تربیت دینی به ثمر نرسد و نسل جوان جامعه تربیت صحیح دینی پیدا نکند یعنی تربیت اسلامی در وجود و شخصیت آنان زنده فعال نباشد تلخی این ناکامی با شیرینی هیچ کامیابی دیگری قابل تحمل نیست و نباید دل را به موفقیتهای دیگر خوش داشت و از اصل قضیه غافل بود. (رهبری نژاد 1375)
قشر جوان در هر جامعهای به لحاظ برخورداری از توان و انرژی فراوان قادرند تأثیر تعیین کنندهای بر آینده آن جامعه داشته باشند آنها به راحتی تغییرات اجتماعی ـ فرهنگی و حتی سیاسی جامعه را سمت و سو میدهند , قادرند امنیت فرهنگی جامعه را تأمین کنند و یا فرهنگ را به سویی برند که مطلوب جامعه نیست. چرا که میراث فرهنگی گذشتگاه توسط آنها به نسل بعد منتقل میشود و چنانچه آنها در انتقال این میراث فرهنگی امانتدار خوبی باشند و در مواجه با فرهنگهای دیگر دچار « خودباختگی فرهنگی» نشوند, خواهند توانست امنیت فرهنگی آن جامعه را تأمین کنند. ولی اگر در مواجهه با فرهنگهای بیگانه دچار خودباختگی فرهنگی شوند, تا چند نسل بعد از فرهنگ مطلوب جامعه نمیتوان خبر گرفت.
همه اینها نشانگر اهمیت ویژه قشر جوان و لزوم شناخت موقعیت آن و برنامهریزی صحیح جهت شکوفایی صحیح شخصیت آنها دارد.
«بنابراین گزاف نیست اگر بهبود کیفیت نظامهای تعلیم و تربیت را معادل ارتقاء کیفیت حیات و تمدن انسانی در همه ابعاد قلمداد کنیم و از سرمایهگذاری در جهت دستیابی به سیاستها, اصول و روشهای مناسب در این عرصه بعنوان ضروریترین و مدبرانهترین سیاست هر جامعة بشری یاد کنیم».
مهرمحمدی , محمود. جایگاه مدارس تجربی در نظام تعلیم و تربیت , فصلنامه تعلیم و تربیت شماره 28, ص 11
و بقول کانت « بشر تنها با تعلیم و تربیت آدم تواند شد و آدمی چیزی جز آنچه تربیت از او میسازد نیست»
شکوهی , غلامحسین . تعلیم و تربیت و مراحل آن , مشهد , انتشارات آستان قدس , 1363 , ص 171
و از آنجائیکه تعلیم و تربیت عمدی کوششی منظم و حساب شده محسوب شده است , وجود برخی طرحها برای هدایت چنین کوششی ضروری بنظر میرسد. واژه برنامهدرسی معمولاً به چنین طراحی اطلاق میشود.
« شکل و ساختار برنامه درسی از تصمیماتی که در خصوص عناصر تشکیل دهنده برنامه درسی اتخاذ میشود تأثیری پذیرد. عناصر تشکیل دهنده برنامه درسی عبارتند از :
1- اهداف
2- محتوا
3- فعالیتهای یادگیری دانشآموزان
4- روشهای ارزشیابی
5- منابع و ابزار یادگیری
6- زمان
7- فضا
8- گروهبندی دانشآموزان
9- استراتژیهای تدوین و روشهای یاددهی
یادگیری که در برنامهریزی درسی با این عوامل 9 گانه به طرق مختلف برخورد میشود.»
کلاین , فرانسیس , الگوهای طراحی برنامه درسی , دکتر محمود مهر محمدی , فصلنامه تعلیم و تربیت , شماره 4 و 3 ص 11
اما مفهوم مسلط برنامه درسی چه از نظر تاریخی و چه در حال حاضر موضوعات مدرسهای است که بوسیله معلمان تدریس شده و بوسیله دانشآموزان فراگرفته میشود.
در نظام کنونی آموزش و پرورش ایران نیز کتاب درسی بهترین مرجع و منبع یادگیری دانشآموزان است و تقریباً تمام فعالیتهای آموزش رسمی در چارچوب کتاب درسی صورت میگیرد.
در فرایند ارزیابی برنامه درسی یا اتخاذ تدابیر و تصمیمهای برنامهای نظرات و نگرش دانشآموزان و معلمان از اهمیت ویژهای برخوردار است.
پویایی برنامه درسی زمانی تحقق مییابد که گروههای مختلف که هر کدام به نحوی در سطوح مختلف در امر برنامه درسی دخالت دارند, به همفکری بپردازند و همچنین به نگرش دانشآموزان و معلمان در این زمینه توجه کافی مبذول شود.
از طرف دیگر آموزش دینی به لحاظ دارا بودن ابعاد متنوع و مرتبط با جنبههای گوناگون زندگی انسان از مهمترین موضوعات آموزش و پرورش به شمال میرود.
در جوامع با حاکمیت دینی , بواسطه تأثیر و توجه به پرورش ارزشهای اخلاقی و اعتقادی فراگیران , تربیت دینی جایگاه ویژهای در برنامههای آموزش و پرورشی دارد. به همین دلیل است که مأموریت و رسالت اصلی نظام آموزش و پرورش در چنین جوامعی تربیت همه جانبه دانشآموزان بر پایه تعالیم و دستورات الهی است.
در نظام آموزش و پرورش کشور اسلامی ایران نیز پرورش فراگیران بر دستورات دین مبین اسلام که منبعث از قرآن مجید, سنت و سیره رسول اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) تکیه دارد. پس برنامهریزان درسی و مؤلفین کتب باید فعالیتهایی که صبفه دینی , اقتصادی و اخلاقی دارد را در اولویت قرار دهند.
بر اساس اسناد موجود [1]هدف از تدریس این درس در دوره متوسطه تحقق اهداف گرانسنگی نظیر تقویت ایمان و اعتقاد به خداوند , پرورش حس احترا و قدردانی از انبیاء, پایبندی نسبت به دستورات ایشان و مواردی نظیر آن میباشد و با توجه به اهمیت نیل به این اهداف همواره این دغدغه برای برنامهریزی و پژوهشگران حوزه تربیت دینی وجود داشته است که «تا چه میزانی اهداف مزبور محقق یافتهاند و موانع عدم تحقق کامل آنها چه بودهاند؟ [2]
علاوه بر دغدغه اصولی فوق که به میزان اثربخشی درس بینش اسلامی و تلاش در جهت رفع موانع تحقق اهداف مربوط میشود, در سالیان اخیر دغدغه دیگری در میان صاحبنظران تعلیم و تربیت اسلامی بروز کرده است « آیا آموزشهای دین به طور عام و درس بینش اسلامی به طور خاص توانسته در شکلگیری هویت دینی دانشآموزان مؤثر افتد؟ [3]
به بیان دیگر صرف نظر از بررسی میزان اثربخشی محتوای درس بینش اسلامی در جهت تحقق اهداف آن , اهمیت بررسی شکلگیری هویت دینی نیز مورد نظر قرار گرفته است.
چرا که هویت به معنای کیستی انسان به نقل از دکتر کاردان , زمانی مطرح میشود که انسان خود با چیز دیگری مقایسه کند.
احمدلو, مصیب؛ بررسی رابطه میزان هویت ملی و هویت قوی در بین جوانان تبریز, رساله کارشناسی ارشد جامعهشناسی دانشگاه تربیت مدرس , تهران 1381
در واقع هویت همانند دیگر مقولات تنها زمانی برجستگی مییابد و مطرح میشود که در بحران باشد.
دوران , بهزاد ؛ تأثیر فضای سایبرنیتیک بر هویت اجتماعی , رساله دکتری جامعهشناسی , دانشگاه تربیت مدرس تهران , 1381
امروزه جهانیسازی , تهدیدی برای هویتهای ملی و سکولاریسم, تهدیدی برای هویتهای دینی میباشد.
لذا پژوهش حاضر بر آن است که به میزان تأثیر بررسی کتاب دینی سال اول دبیرستان در شکلگیری هویت دینی دانشآموزان منطقه 7 از دیدگاه معلمان بپردازد.
لازم به ذکر است که در بخش بیان مسأله به طور اجمال و در فصل دوم به طور کاملاً مشروح دیدگاه پژوهش حاضر در مورد نقش کتاب دینی سال اول دبیرستان در شکلگیری هویت دینی دانشآموزان ذکر شده است.
فصــل اول
کلیــات تحقیــق
بیان مسئله :
در سالهای اخیر موضوع هویت در اشکال مختلف اجتماعی و فردی و با رویکردهای مختلف و نیز عمدهترین گرایش فرهنگی نسبت به آن که همانا ویژگی ملی و دینی است به یکی از چالشهای عمده در بحث و بررسی از نظام فرهنگی کشور درآمده است.
عوارض و آسیبهای ناشی از دگرگونی در نظام فرهنگی و ارزشی, تغییر الگوهای سنتی زندگی, پیدایش آرمانها و آرزوهای جدید کاهش نقش آموزشهای دینی , افزایش گرایشهای جدید اجتماعی و بسیاری از موارد مشابه دیگر همگی باعث گردیده جوانان در معرض بیهویتی دینی و ملی قرار گیرند.
اگر چه هدف آموزشهای دینی را نمیتوان صرفاً ایجاد و پرورش باورها, ارزشها, نگرشها و طرز تلقیهای مطلوب از نظر دین دانست ولی مسلماً اهداف حیطه ارزشی, مهمترین اهداف اینگونه آموزشها میباشد. زیرا در صورت به وجود آمدن باورها, ارزشها, نگرشها و طرز تلقیهای مطلوب است که اعمال صالح و اخلاق پسندیده به وجود خواهد آمد و در غیر این صورت آموزشها جنبه سطحی مییابند و نمیتوانند اسباب تحقق اهداف تربیت دینی را فراهم آورند.
بعد آنکه برنامهریزان درسیِ حیطه تربیت دینی مطمئن شوند که برنامههایشان توانسته است اهداف حیطه ارزشی را متحقق سازد و هویت دینی دانشآموزان را به خوبی شکل دهد بایستی اولاً اصول و روشهای علمی برنامهریزی درسی در حیطه ارزشی را مد نظر قرار دهند و ثانیاً عناصر مختلف در زمینه شکلگیری هویت دینی دانشآموزان مثل , اعتقادات دینی, استدلال یعنی ظاهر دینی , رفتار دینی و گفتار دینی را مد نظر قرار دهند.
ضرورت انجام تحقیق:
مطالعه و بررسی پژوهشها, گزارشها, مقالاتی که به ویژه در سالیان اخیر مطرح شده است نشان دهندة عدم توفیق نسبی نظام آموزش و پرورش به طور کلی و آموزش دینی در مدارس به طور خاص در تحقق اهداف ارزشی اسلامی بوده است. به عنوان نمونه قاسم کریمی در هفتمین همایش جایگاه تربیت (1377) میگوید: ” ... همگان به وضوح دریافتهاند که نسلهای تحت تعلیم فاقد ویژگیها, اندیشهها و رفتارهای دینی, اخلاقی, سیاسی , اجتماعی و انقلابی مورد نظر هستند». ( ص 21)
« علی سادهای در ششمین همایش جایگاه تربیت (1374) میگوید: « ... به عبارت بهتر , پیام سمینارها کنفرانسها و اجلاسهای متعدد توسط نهادها و مراکز آموزش و فرهنگی کشور در سالهای اخیر, نشانههایی از احساس خطر و افزایش ضریب آسیبپذیری دینی و مذهبی در نسل نو میباشد.» (ص 86)
و علیاکبر نوایی (1377) در بحث تربیت و نوسازی معنوی چنین میگوید: « متأسفانه امروزه شاهد صحنههایی از گروهای مد هستیم که باز متأسفانه تشکیل دهندگان آن عمدتاً از دانشآموزان میباشند» (ص 194)
در این میان آموزش و پرورش هر جامعه باید قبل از هر نهاد دیگر اجتماعی بفکر حل این مشکل باشد. چون جامعه ما جامعهای مذهبی و پایبند به آموزشهای دینی به حساب میآید, بایستی با حساسیت و جدیت بیشتری موضوع را تعقیب نموده و بحل آن اهتمام بورزد.
بنابراین نمیتوان تردید داشت که درس دینی از اهمیت خاصی برخوردار است. بطوریکه از جهاتی نمیتوان آنرا با هیچ درس دیگری مقایسه کرد. اگر دروس دیگر به یک بعد از ابعاد زندگی فراگیر نظر دارند, درس دینی با کل زندگی او سروکار دارد. درس دینی پایههای ایدئولوژی دانشآموز را پیریزی میکند و درصدد تبیین فلسفة حیات برای آنهاست تا چگونه زیستن را به آنها بیامورد. بعبارت دیگر هدف نهایی درس دینی ایجاد تغییر و تحول در بینشها, نگرشها, منشها, علائق عادات و در یک کلام «سازندگی شخصیت» است.
با توجه به آنچه ذکر شد, بنظر میفرسد ضرورت تحقیق در زمینه درس دینی در مقطع متوسطه , بخصوص سالهای اولیة آن که تقریباً همزمان با سن بلوغ و آغاز دورة نوجوانی است, برکسی پوشیده نباشد.
« سراسر دورة بلوغ همه شگفتی است. هم سن عقل است و هم سن عواطف گنجینههای دل و جان هر دم سیلی از اندیشه و طوفانی از عشق به هر سو میپراکند. هیچوقت جهان این همه زیبا بنظر نمیرسد. هیچگاه به این نحو دور از دسترس و این همه قابل تصرف دیده نمیشود. سنهای بعدی به حسرت به آن نگاه میکنند. همة عواطف و احساسات پاک غذای خود را از این سن میگیرند. میتوان آن را رنسانس زندگی نامید.» (دورانت , ویل ص 124)
در این دوران , نوجوان در عین حال که آمادة خدمت است, قادر است از منافع خود چشمپوشی کند – ایندو خصیصه حاکی از آنست که ارشهای معنوی معینی از ارزشهای اخلاقی و فلسفی و مذهبی و هنری در فکرش مقام مهمی دارند. دشوارترین قسمت تربیت شخصیت در دوران بلوغ, تربیت اخلاقی است. « تا این دوره حیات اخلاقی جز تجلی عادت اجتماعی که از خارج بر ارادة طفل تحمیل میشود, نیست. حیات اخلاقی در این دوره برای نخستنی بار بصورت تعالی بسوی خیر درمیآید و آن از شخصیتی ناشی میشود که تشنة خودمختاری است, امکانات اخلاقی جدید همان اخلاق فردی بجای اخلاق اجتماعی و اخلاق آرمانی , بجای اخلاق مقرراتی است نکته عمدهای که شرط تعالی بسوی خیر است , تلاش در راه اثبات شخصیت خویش است که با بلوغ آغاز میشود و در طول این دوره بسط و توسعه مییابد. مربی میتواند در این دوره آنان را وادار کند به ندای پاکان و قهرمانان گوش فرا دهند در کسانیکه طبع دینی دارند, ندای پاکان همان ندای الهی است.» (دین , مورسی ص 155 و 154)
برای طبایع مؤمن, آشنایی با ارزشها بصورت تربیت دینی در میآیند. ارزشهای دینی خاصیت تألیفی دارند و دین همة ارزشهای معنوی را در زیر عنوان فضیلت و تقوا به هم میپیوندد و به آنها وحدت میبخشد.
روسو سن شانزده سالگی را برای پرداختن به تربیت دینی مناسب میداند. و کانت هم معتقد است اگر میشد آموزش این مفاهیم بتأخیر بیفتد, بهتر بود. اما چون چنین چیزی امکانپذیر نیست پس معتقد است حتیالامکان مفاهیم در قالبی که به ذهن بچهها نزدیکتر است بیان گردد. بهرحال چه مفاهیم مجرد قبلاً مطرح شده باشد و چه نشده باشد, دورة نوجوانی و جوانی مناسبترین موقع برای طرح این قبیل مسائل و تعمق دربارة آنهاست.
با توجه به این واقعیت, در سالیان گذشته پژوهشگران متعددی مبادرت به انجام تحقیقات متعدد در امور علل مشکلات موجود و ارائه راهبردهای اجرایی برای اثربخشی آموزشهای دینی نمودهاند.
کیامنش (1371), رحیمی (1372) , اکرمی (1372) , سعیدی (1373) , عباس سروک (1371) , سادهگی (1376) و ... ولی در این پژوهشها کمتر در حوزه هویت دینی کاوش شده و طبیعتاً پیشنهادها و راهبردها عمدتاً محدود به خود کتاب بودهاند با توجه به اهمیت هویت دینی و نحوه شکلگیری آن انجام پژوهشهایی نظیر پژوهش حاضر نه تنها مفید بلکه ضروری مینمایاند.
توجه به آنچه در بخش بیان مسأله گذشت
هدف اصلی از پژوهش حاضر تهیه پاسخ مناسب برای این پرسش است که :
کتاب دینی سال اول دبیرستان تا چه اندازه در شکلگیری هویت دینی دانشآموزان نقش داشته است؟
اهداف جزئی:
1- آگاهی از تأثیر آموزش کتاب دینی سال اول دبیرستان در اعتقادات دینی دانشآموزان
2- آگاهی از تأثیر آموزش کتاب دینی سال اول دبیرستان در استدلال دینی دانشآموزان
3- آگاهی از تأثیر آموزش کتاب دینی سال اول دبیرستان درظاهر دینی دانشآموزان
4- آگاهی از تأثیر آموزش کتاب دینی سال اول دبیرستان دررفتار دینی دانشآموزان
5- آگاهی از تأثیر آموزش کتاب دینی سال اول دبیرستان دررفتار دینی دانشآموزان
6- ارائه پیشنهادات و نظرات
برای دستیافتن به پاسخ این سؤالات پرسشنامهای در بین ... از دبیران دینی سال اول دبیرستان که با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شده بودند توزیع گردید و با استفاده از روش آماری ... مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
با توجه به آنچه در بیان مسئله گذشت سوالات اساسی این پژوهش عبارتند از :
1- آیا درس دینی سال اول دبیرستان در اعتقادات دینی دانشآموزان تأثیر داشته است؟
2- آیا درس دینی سال اول دبیرستان در رفتار دینی دانشآموزان تأثیر داشته است؟
3- آیا درس دینی سال اول دبیرستان در استدلال دینی دانشآموزان تأثیر داشته است؟
4- آیا درس دینی سال اول دبیرستان در ظاهر دینی دانشآموزان تأثیر داشته است؟
5- آیا درس دینی سال اول دبیرستان در گفتار دینی دانشآموزان تأثیر داشته است؟
در این مطالعه چند مفهوم به کار رفته که تعاریف علمی آنها در زیر آمده است:
دین : تعریف علامه طباطبایی از دین روش ویژهای در زندگی دنیوی است که سعادت و صلاح دنیوی انسان را هماهنگ و همراه با کمال فردی, حیات حقیقی جاودانی او تأمین میکند.
(ایراهیم زاده آملی, عبدالله , دین شناسی, نشر معاونت آموزش نساء 1379, ص 16)
مقطع متوسطه :
دوره متوسطه عبارت است از دوره برزخ یا دوره انتقال میان آموزش پایه که عمومی و غیر تخصصی است و آموزش تخصصیتر در سطح آموزش عالی . دوره انتقال میان کودکی و جوانی است و یک دوره میانی که به واسطه بسیاری از فشارهای روانی , جهانی و مشکلات سازگاری با ویژگیهای خاصی را به نوجوان وجوان میبخشد. این دوره در بسیاری از کشورهای در حال توسعه , منبع اصلی تولید نیروی انسانی نیمه ماهر است. دوره متوسطه دورهای است که در آن دانشآموزان گروه سنی چهارده تا هفده یا هیجده ساله تحصیل میکند و به دلیل تنوع, برنامهها و تعدد رشتههای تحصیلی , فرصت انتخاب دارند .
(آموزش و پرورش ابتدایی , راهنمایی متوسطه , احمد صافی , ص 89 و 90 )
دانش آموز : عنصر مهم که در حفظ عملکرد کلاس نقش اساسی دارد, دانشآموز است. فالیتهای مهم و دانشآموز مکمل یکدیگرند و وابسته به هم است. دانشآموز هم مانند معلمان شخصیت مستقلی دارند. شناخت ویژگیهای دانشآموزان در تحلیل رفتار آنان تأثیر دارد.
(نظارت و راهنمایی آموزشی , نیکنامی , مصطفی, نظارت و راهنمایی آموزشی , انتشارات سمت , 1377, ص 139)
هویـت : هویت کلمهای عربی است که در فارسی به جای کلمه IDENTITY به کار میرود. در فلسفه مفهوم هویت به معنای کیستی انسان به عنوان یک نوع است.
در اینجا انسان به دنبال صفات و مشخصاتی میگردد که او را از سایر پدیدههای جهان متمایز میکند.
(احمدلو, مصیب, بررسی رابطه میزان هویت ملی و هویت قومی در بین جوانان تبریز , رساله کارشناسی ارشد جامعهشناسی , دانشگاه تربیت مدرس تهران , 1381)
اما در فصلنامه علوم اجتماعی آمده است که : «اصطلاح هویت که به بررسی تداوم, تغییر و مدت در عین کثرت میپردازد دارای تاریخ فلسفی بلند مدت است. استفاده از این اصطلاح از دهه 1950 رایج شده و در دو حوزه نظری روانشناسی و جامعهشناسی به بحث گذاشته شده است. هویت اجتماعی عبارت است از تصور, درک و ارزیابی فرد نسبت به خود از منظر دیگران یا جامعه است که در نتیجه آن احساس کند از منظر دیگران یا جامعه دارای جایگاه ارزش و احترام است.
(شرفی, ابوالفضل, هویت فرهنگی و پیشگیری از انحرفات اجتماعی فصلنامه علوم اجتماعی 11 , 1379 , 12)
هویت از اقطاب شخیت است که خود به هویت جمعی و فردی قابل تقسیم است. مفهوم هویت فردی اولین بار در سال 1968 توسط اریکسون به کاربرده شد . منظور وی از هویت احساسی است که فرد در اوایل سن نوجوانی خود را از دیگران مجزا و متمایز دانسته, برای خود ثبات و یکپارچگی قایل است و خود را شبیه به تصور دیگران از خود میداند. این تصور حد مطلوب است و گاهی هم در شکلگیری این احساس و تصور از خود خلل به وجود میآید و فرد از خودش یکپارچگی ندارد او چنین حالتی را بحران هویت یا آشفتگی هویت میگوید.
اریک اریکسون (1968) ایجاد هویت را به عنوان مهمترین پیشرفت شخصیت در دوره نوجوانی میداند و آن را گاهی حیاتی در جهت وصول به بزرگسالی میداند. بزرگسالی که شادمانه و مولد معرفی کرده است در این دوره را دوره گذر از کودکی به بلوغ میداند و میگوید برای نوجوان این سؤال مهم مطرح است که ”من کیستم“ آنها به دنبال هویت شخصی و اجتماعی فرد هستند.
در این دوره نوجوان به تدریج یاد میگیرد که از نظریههایی که مورد بررسی قرار میدهد بعضی را نادرست بداند و کنار بگذارد و آن چه را حقیقی میداند بپذیرد.
هویت برداشتی است که شخص درباره خود دارد و با ارزشیابی از مفهوم خود در طول سالهای نوجوانی به رشد بیشتری میرسد.
(لطفآبادی ص 204 سال 1379)
تعریف عملیاتی :
در این پژوهش منظور از هویت دینی شامل اعتقادات دینی که از سوال 1 تا سوال 5 سنجیده میشود.
در این پژوهش منظور از هویت دینی شامل استدلال دینی که از سوال 6 تا سوال 10 سنجیده میشود.
در این پژوهش منظور از هویت دینی شامل رفتار دینی که از سوال 11 تا سوال 16 سنجیده میشود.
در این پژوهش منظور از هویت دینی شامل ظاهر دینی که از سوال 17 تا سوال 21 سنجیده میشود.
در این پژوهش منظور از هویت دینی شامل گفتار دینی که از سوال 22 تا سوال 26 سنجیده میشود.
هر تحقیقی دشواریها و مشکلات خاص خود را به همراه دارد که تحقیق حاضر هم از این قاعده مستثنی نبود خاصه آنکه با توجه به اینکه موضوع تحقیق مورد نظر از 2 بُعد برخوردار بود و تلفیق این آنها در هم و حتی در تهیه پرسشنامه مشکلاتی بوجود آورد.
- کمبود پیشینههای پژوهشی مرتبط با موضوع
- ناشناخته بودن اهمیت پژوهش و تحقیقات حتی در بین معلمان با سابقه و تحصیلکرده
- عدم همکاری برخی از پاسخگویان
- عدم همکاری مدارس بخصوص در مدارس پسرانه برای مراجعه مستقیم به معلمان جهت پر کردن پرسشنامه
- ترس از سیاسی بودن موضوع و عدم پاسخگویی به پرسشنامه
- اظهار بیاهمیت بودن نتایج تحقیقات و عدم بکارگیری آنها از دیدگاه پاسخگویان (معلمان)
- پراکندگی مدارس و صرف وقت زیاد برای رفت و آمد به مدارس
- محدودیت زمان اجرای تحقیق با توجه به الزامات تحصیلی
پیشینــه تحقیــق
1-2 تاریخچه
اهداف پرورش هر نظام آموزش “ نشاندهنده فلسفه اصول آموزش و پرورش آن نظام میباشد مثلاً اگر فلسفه آموزش و پرورش در نظامی تنها پرورش انسانهایی کارآمد باشد اصول آموزش و پرورش و اهداف آن نیز جلوهگر فلسفه «کاآمدی» خواهند بود.
در نظام آموزشی ما, برا اساس اعتقادات اسلامی است و قوانین و لوایح موجود « مصوب شورای عالی آموزش و پرورش » اولویت و جهتگیری کلی تمام برنامهها و فعالیتها , تقویت ارزشهای الهی و معنوی در دانشآموزان میباشد مثلاً در اصل چهارم از اصول حاکم بر نظام آموزش و پرورش آمده است :
«در آموزش و پرورش نه تنها تصمیمات دینی خاص , بلکه همه برنامهها و آموزشها باید به عنوان اجزای یک مجموعه هماهنگ اسلامی , بر حسب اقتضا و گنجایش , جنبه و جهت دینی داشته باشد. برنامهریزان و معلمان باید در همه برنامهها و فعالیتها بنا بر مقتضیات خاص هر موضوع به جنبههای الهی و تقویت بینش دانشآموزان توجه کنند».
( اصول حاکم بر آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران مصوب 1368) به نقل از بینقی , 1379, ص 65)
البته باید توجه داشت که با توجه به نگرش اسلام نسبت به انسان , در تعیین اهداف نظام آموزش ایران , به پرورش تمام ابعاد وجود انسان, توجه شده است, هدف کلی, تربیت انسان معتقد و مسلمانی است که بتواند در ابعاد اجتماعی, سیاسی, زیستی , اخلاقی, فرهنگی , هنری و علمی رشد یابد این ابعاد هفتگانه در کنار بعد دینی (یا اعتقادی) با وجود هشتگانه اهداف نظام آموزشی ما را تشکیل میدهد و لذا میتوان گفت در نظام آموزشی ما اصطلاحاتی نظیر, هویت سیاسی, اجتماعی و ملی, مذهبی ناظر بر مجموعه فعالیتها, برنامهها و طرحهایی هستند که به تحقق هر یک از مجموعه اهداف مصوب کمک میکنند.
در نظام آموزش جمهوری اسلامی ایران و برای تحقق اهداف تربیت دینی تمهیداتی چند اندیشیده شده است از مهمترین این تمهیدات تدریس درس مستقل با عنوان کلی درس «دینی» از پایه دوم ابتدایی تا پایه سوم دبیرستان (دوره متوسطه) و نیز دوره پیشدانشگاهی میباشد عنوان این درس در دوره متوسطه بینش اسلامی است که بر اساس نظام سالی واحدی در هر هفته دو ساعت آموزشی و بر اساس نظام ترمی واحدی هفتهای چهار ساعت آموزش را در یک نیم سال به خود اختصاص میدهد .
1- اهمیت اهدا تربیت دینی و اخلاقی
تعلیم و تربیت آدمی امر پیچیده , پردامنه و وقتگیر است که همکاری نهادهای مختلف و افراد متعدد و هماهنگی همة فعالیتهای مربوطه را ایجاب میکند. اولین شرط هماهنگی فعالیتها, وحدت هدف و مقصد است که باید برنامهها و فعالیتهای مربوط را هدایت نماید. باید هدف نهایی تعلیم و تربیت بطور کلی و مخصوصاً برای افرادی که در تنظیم برنامههای مربوط نقشی بعهده دارند روشن باشد و هدف تربیت جوانان در هر یک از مراحل رشد نیز به صراحت تعیین و به مربیان اعلام گردد. تعیین و تصریح هدف نهایی و هدفهای واسطه که برای نیل به هدف نهایی ناگزیر باید تحقق حاصل کنند علاوه بر اینکه وسیلة مناسبی برای ایجاد هماهنگی لازم در فعالیتهاست, شرط لازم امکان ارزشیابی نتایج فعالیتها نیز میباشد. (شکوهی , غلامحسین , 1363, ص 35) کمک به رشد کودک و انطباق او با جامعه دو وظیفة بسیار مهم و اساسی تعلیم و تربیت است که در عین حال به هیچوجه کل مسئله را شامل نمیشود. بشر خیلی بیشتر و بالاتر از یک موجود وابسته به طبیعت و نیازمند جامعه است. او نه تحت فشار نیروهای غریزی باید قرار گیرد و نه تحت فشار عوامل محیط و جامعه. هر جا که تعلیم و تربیت بطور صحیح صورت میگیرد, با این هدف است که روح و ذهن بشر نیرومند شوند. روند حیات بشری در هر جایی با دو زمینه پست و عالی پایهگذاری شده است که اولی عبارت است از یک زندگی طبیعی و حیوانی و دیگری حیاتی معنوی و متوجه درجات بالاتر.(شکوهی, علامحسین , 1363 , ص 164)
2- تربیت مذهبی
نه طبیعت, نه اجتماع و نه فرهنگ هیچکدام نمیتواند انسان را آنچنان حمایت کنند که بتواند بر زندگی معنوی خود مسلط شود. تنها زمانیکه او با ابدیت و ماورای مادیات پیوند یافت, از شکست ظاهری و باطنی در امان خواهد بود. هر نوع ایمان و تقوای دنیوی حداقل در برابر سه واقعیت آسیبپذیر خواهند بود : در برابر مرگ, نومیدی و احساس غربت در دنیا. انسان در چهرة طبیعت و هر چه در او هست هیچگاه همدرد و همانندی با خویش نمیخواند و همدردی و خویشاوندی تشنهترین نیاز روح آدمی است.
در این صورت هر نوع تربیتی که تلاش نکند تا جوانان را برای رویارویی با این واقعیتهای اجتنابناپذیر مجهز کند, هرگز به حد کمال نخواهد رسید.
اگر این تناقض فلج کننده بین فکر و عمل در زمینه آموزش و پرورش از بین برود, آنوقت است که فرآیند تربیتی از مراحل ابتدایی کمک برای رشد, انطباق اجتماعی و تربیت فرهنگی فراتر میرود و به یک کمک فراگیر برای زندگی انسانهای در حال رشد و توسعه پیدا میکند.
پستالوزی میگوید : « هدف نهایی هر نوع تربیت این است که انسان یادبگیرد چگونه زندگی کند. یعنی زندگی را بزرگ منشانه فراگیرد. این جاست که کلیه اجزای فرایند تربیتی به مرحله عمل درمیآید: کمک برای انطباق با جامعه و هدایت در زمینه فرهنگی بدون اینکه مهمترین آنها یعنی بیدار کردن بشر برای درک رسالت خویش در این میان قربانی شود.»[4]
لذا درک این واقعیت که انسان عصر جدید از لحاظ مذهبی بیدار نشده و در نتیجه زندگی بیمفهوم و ناامنی دارد و استحکام بخشیدن ؛ ریشههای مذهبی در روح بشر یکی از ارکان اساسی تعلیم و تربیت است.
انسان همچنانکه به آب و اکسیژن نیازمند است به خدا نیز محتاج است . احساس عرفانی و احساس اخلاقی به شخصیت بشری سکفتگی و انبساط پرمعنا و کاملی میبخشد. شک نیست که توفیق زندگی به رشد کامل هر یک از فعالیتهای فیزیوپوژیکی, عقلی – روحی و معنوی بستگی دارد.
ایمان امری طبیعی است که مستقیماً زادة نیازمندیهای غریزی و احساساتی ماست. « دین روح شاعرانه انسان است. دین نه تنها از رنج نیش مرگ میکاهد بلکه زندگی را با اجرای تشریفات دینی و با معماری و حجاری و نقاشی و درام و موسیقی زیبا میسازد. دین حوادث عادی زندگی از تولد, زناشویی و مرگ تا حد شعائر دینی بالا میبرد و این امور معمولی را به وقایع معدسی بدل میسازد و آن را از راه احساس عمیق کرد و بصورت هنر در میآورد. دین نمایش غمانگیز سخیف زندگی را به سفر مقدس شاعرانهای که به سوی هدفی شریف است مبدل کرده است. زندگی بدون دین ملالانگیز و پست است.»[5]
«مذهب تلاش انسانی است به هست آلوده تا خود را پاک سازد و از خاک به خدا بازگردد. طبیعت و حیات را که دنیا میفبیند قداست بخشد و اخروی کند.»[6]
3- اهمیت تربیت بدنی و اخلاقی در جهان امروز
پس از رنسانس تحول عظیم در فکر و اندیشه انسان غربی بوجود آمد. معیارها و ارزشهای سنتی به هم ریخت و فرهنگ جدید غربی بر اساس جهانبینی مادی و غیرمذهبی پدید آمد. و بدنبال آن بریدن انسان از خدا و مذهب و معنویات پیش آمد. اما باید گفت اکنون این طرز تفکر کاملاً عوض شده است.
در زمان حاضر اثبات حقانیت و اعتقاد و تعلیم دینی از هر زمانی در قرن گذشته آسانتر است. این امر مسلم است که عقلگرایی و عقلپرستی و بیایمانی قرن گذشته بدن شک از جهان رخت بربسته است. امروز دیگر هیچ انسان هوشمندی آن اعتقاد قدیمی را به قدرت عقل روشن بین و بیطرف ندارد. «هر یک از ما از این امر آگاهی داریم که با ذهن و عقل به اموری نزدیک میشویم که تحت تأثیر پرورش و تعلیم, سیاست و منافع خصوصی قرار گرفته و پیشداوریهایی پیدا کرده است. نظر کهنة قانون علمی نیز از میان رفته است. دیگر چشمداشت نداریم که حقایق خارجی را از کتابهای علمی مدرسهها بدست آوریم. تنها چیزی که امید دست یافتن به آن را داریم, خلاصههایی است از مشاهدات و ملاحظاتی که اکنون موجود است و احتمالاً روزی دگرگون خواهد شد و چیزهای دیگری جای آن را خواهد گرفت».[7]
در تاریخ هیچوقت انسان باندازة انسان امروز از نظر مذهب و احساس مذهبی بیتابی نمیکرد و هیچوقت مانند این دوره نسبت به علم و نسبت به آنچه دارد و به آن رسیده است بیایمان نبوده و احساس کمبود در خودش نداشته است. در رنسانس علم وقتی از مذهب برید, پیشرفت اما بعد از دو, سه قرن باز علم دارد به یک احساس مذهبی و عرفانی برمیگردد و این همان مذهب علمی متعالی است. رنسانس قرون 17 و 18 بازگشت دنیا و علم از مذهب کلیسایی قرون وسطی بود.
انشتین میگوید: « من در مذهب از دهقانان لانکشایر متعصب ترم». و « احساس عرفاین شاه فنر تحقیقات علمی است»و « هر که یا تأمل آشنا نباشد و احساس حیرت دچار نگردد, روح علمی را فاقد است». و پلانگ است که میگوید: « بر سر در معبد علم نوشتهاند: هر که به درون گام مینهد باید ایمان داشته باشد».[8]
با این مقدمه طولانی باید گفت هر چند توجه روزافزون دستاندرکاران امر آموزش و پرورش در بسیاری از کشورها به مسائل عاطفی, اخلاقی دانشآموزان, محتوای مناسب جهت عرضة مطالب انسانی , عاطفی, اخلاقی و ارزشی چه بصورت مواد درس مستقل و چه بصورت متون تلفیقی با محتوای درسهای دیگر در نظر گرفته شده است, اما با مراجعه به اهداف کلی برنامههای درسی بیش از 70 کشرو جهان (بجز بلوک شرق که تغییرات عمدهای در اهدافشان صورت گرفته است) مشخص میشود که تنها تعداد اندکی از این کشورها برای تربیت دینی و اخلاقی اهمیت قائل هستند و از آنها تحت عنوان اهداف نظام تربیتی خود نام میبرند.
| دسته بندی | عمومی |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 39669 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 31 |
قسمتی از محتوی پاورپوینت
تعداد اسلاید : 31 صفحه
لطفا کلیک کنید به نام خدا مصالح در مدارس ابتداییگرداورندگان : زهرا برین مژگان نجات پور سعیده قوامی زیر نظر اساتید گرامی : جناب آقای مهندس فارابی و سرکار خانم مهندس اکبری ذهنیت و عینیت در معماری کودکان چکیده : در راستای ایجاد فضای معماری زیبا ومطلوب و دوست داشتنی برای کودکان و جهت ادراک ماهیت فضای معماری به بهترین وجه ممکن به بررسی چگونگی شکل گیری ذهنیات و عینیات کودکان می پردازیم و با توجه به کنش ها و واکنش ها در برابر قابلیتهای محیط ایجاد شده تلاش جهت بهبود فضاهای موجود و یا در حال شکل گیری صورت گیرد.
مقدمه : امروزه مهمترین مساله در معماری ((ماهیت فضای معماری)) و ادراک آن از سوی کاربران است دستیابی به این مهم به تعریف و باز شناسی محیط و دریافت پیام آن نیاز دارد دنیای صنعتی و پر سرو صدای امروز ایده آل انسان متمدن و عناصر تشکیل دهنده فضای زندگی او چندان مطلوب و مناسب روحیه حساس کودکان نیست چرا که ایشان تاثیر پذیری بیشتر و عمیق تری دارند ودر عوض تا ثیر گذاری کمتری نیز بر محیط دارند ایجاد فضاهای خشک و بی روح و بی معنا برای کودکان مانند بزرگسالان نه تنها جوابگوی نیاز های کودکانه ایشان نمی باشد بلکه اثرات جبران نا پذیری در رشد و تکامل روحی آنها نیز خواهد داشت به همین دلیل معماری کودکان به عنوان معماری ویژه برای گروه سنی خاص به لحاظ توانا ئی های فیزیکی و روحی ایشان دارای اهمیت بسیاری است فضایی برای انان دوست داشتنی است که حاوی معانی به یاد ماندنی که درک ان با توجه به ذهنیات پایه ایشان و تجارب کوتاه مدتشان ملموس و آسان باشد .
باحضورانسان در یک مکان ودرطی فرآیند ادراک محیط اطلاعات عینی ازمحیط دریافت می شود که توسط طرح واره ذهنی برانگیخته می شود وسپس توسط نیازهای شخص هدایت می گردد.
درست به این دلیل مکانهایی که در آن حادثه ای خاص اتفاق افتاده ویا محلی که عده ای خاص به فعالیتهای ویژه می پردازند بار معانی متفاوتی برای افراد مختلف باسنین گوناگون وفرهنگهای متفاوت داردکه دربعضی فرهنگها به صورت نماد ونشانه های خاص با ارزشهای زیبا شناختی آشکار می گردد.
جرج سانتایانا مفهومی را بعنوان "محیط زیبا"ودرعین حال (لذت بخش)مطرح می نماید که با فرض تامین نیازهای فیزیولوژیکی.
شخصیتی اجتماعی وفرهنگی دارای ارزشهای حسی فرمی نمادین نیز باشد بنابراین هدف درایجاد معماری ایده آل باحفظ وتامین وحتی ایجاد این ارزشها است به گونه ای که به خوبی درک وتاثیر گذارباشد.
ژان پیاژه برجسته ترین نظریه پرداز روان شناسی رشد وتکامل کودک معتقد است که کودکان معرفت را با تنظیم یا سازمان دهی اطلاعات از محیط کسب می کنند.
ویژگی های تصاویر ذهنی 1-این تصاویر دارای علائم ذهنی مخصوص فراوان می باشند که توسط راه ها یا عناصر ارتباطی در ذهن متصل می گردند.
2-تصویر ذهنی افراد از محیط هایی که بیشتر استفاده می شوند یا آنها را بیشتر می بینند به واقعیت نزدیک تر ودقیق تر است درنتیجه نقش بندی آن در ذهن ما بستگی به تمایل فکر ما به آن پدیده دارد.
3-تصویر ذهنی ای که افراد از یک محیط دارند بر اثر استفاده مداوم از
| دسته بندی | کارآفرینی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 413 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 497 |
مقدّمه
کارآفرینان کسانیاند که با ایجاد محصولات و خدمات نوین مورد نیاز مردم، درآمد خوبی کسب میکنند. واژه (Entrepreneur) که در فارسی کارآفرین ترجمه شده است، در بردارنده معنای موفّقیت است. این واژه به معنای محصولات، ابداعات، کیفیت و خدمات نویندر درون یک شرکت است. این واژه به معنای نوع خاصی از روحیة، سر زندگی و فضیلت است. ای. ا . باتلر[1]، مفسر روزنامه تجاری، آن را «شوق خلقت» مینامد. از همه مهمتر، این واژه به اشخاص پرارادهای اطلاق میشود که اراده، خلّاق، پایداری و موفّقیت اجتناب ناپذیرشان، آنها را به رهبران و قهرمانان روز تبدیل میکند (کوک،ترجمه تیموری.1382. ص15).
افق کارآفرینی:
کارآفرینی واژهای جادویی است. وقتی در حد یک کلمه به آن نگاه کنید، چیزی بیش از ایجاد اشتغال به ذهن القاء نمیشود. امّا اگر در این واژه تعمّق کنید، و به خلّاقیت که جوهرة آن است دست پیدا کنید. آن گاه جادوی این واژه بر شما عیان خواهد شد، و شما خود نیز جادو خواهید شد. گرچه بسیاری از افراد به امید کار وارد این گود میشوند، امّا در ادامه نواهایی خواهند شنید و رنگهایی خواهند دید که تاکنون از آن بی خبر بودهاند. و بدین شیوه فرد جادو میشود. البته آنچه بیان شد درون خود فرد است و کارآفرینی همانند آینهای آن را به فرد باز مینمایاند. کارآفرینی طریقی است که به جان آفرینی ختم میشود؛ به زبان دیگر کارآفرینی همان طریق خود شکوفایی است. کارآفرینی عرصة وسیعی به ابعاد تخیّل بشر دارد. و در یک کلام عرصة نامحدود دارد. از مروارید بافی یک دختر نابینا در بازارچه خود اشتغالی پارک لاله تهران گرفته تا تدوین سیاستهای جهانی آمریکا در کاخ سفید. در سال 1985 بحث در بارة دولتهای کارآفرین در عصر اطلاعات شکل گرفت و این بحث در دوره ریاست جمهوری کلینتون به اوج خود رسید. بهطوری که کلینتون رئیس جمهور وقت امریکا بیان کرده بود که اگر بخواهیم بر دنیا حاکم باشیم، راهی نداریم جز این که برای در دست گرفتن دنیا، هم سیاست جدیدی را برگزینیم و هم سطح و گونة جدیدی از خدمات را به عموم مردم دنیا ارائه کنیم. برای تحقق این امر بحث بازآفرینی دولت را مطرح میکنند. اسبورن و گابریل[2] اصول بازآفرینی دولت را به شرح ذیل ارائه نمودند (غریبی،1381. ص23).
هدایت و رهبری به جای ((فعّالیت اجرایی)) .
قدرتمند سازی به جای خدمتگزاری.
تزریق رقابت به عرصة خدمات.
دگرگون سازی سازمانهای قاعده مدار.
سرمایه گذاری بر روی دستاوردها و نوآوریها.
ارضای نیازهای مشتری ونه بروکراسی.
پیشگیری به جای درمان.
حرکت از سلسله مراتب به سمت مشارکت و کارگروهی.
استفاده از مکانیزم بازار به عنوان اهرمی قوی برای تغییرات.
با نگاهی به اصول بازآفرینی دولت، تعدادی از این اصول در واقع همان اهداف کارآفرینی است. همین کارآفرینی در مسیر رشد خود به کارآفرینی سیاسی و یا آنچه که ذکر شد (دولت کارآفرین) ختم میشود.
اهمّیت کارآفرینی:
کارآفرینی نوش داروی لحظات دشواری:
کارآفرین میتواند در حالت اضطراری پاسخگو باشد. او در صورت نیاز میتواند فوراً تصمیمگیری کند. برای این کار، او باید حوادثی را که ممکن است در آینده اتفاق بیفتد پیشبینی کند و از عواقب آن آگاه باشد. ماهیت شغلی کارآفرینی، سرمایهگذاری طولانی مدت، پیشبینی جایگزینها و عواقب آنها قبل از اتفاق، پیشبینی تغییرات و آمادگی تطبیق با این شرایط را ایجاب میکند (سالازار و همکاران،ترجمه نطاق،1380،ص45).
کارآفرینی مسیر خود شکوفایی:
کارآفرینی یک فرآیند اجتماعی است که در آن کارآفرین با اشتیاق و پشتکار درکار، خویشتن خویش را پیدا میکند و از بند عادات و سنّتهای مرسوم رها میشود (احمدپور/نقل از سعیدی کیا ، 1382،ص35). کارآفرینی عامل رشد و شکوفایی استعدادها و سوق دهنده به سوی خود شکوفایی است (کشتکاران.1381.ص121). کارآفرینی تواناییهای انباشته فردی را آزاد میکند. نیازهایی مانند استقلال و اتّکا به نفس نمونههایی هستند که با توسعه کارآفرینی در افراد امکان بروز پیدا میکنند. بر اساس تحقیقات انجام شده در میان خانوارهای کشور انگلستان افراد در کنار انگیزههای مادی مانند پول و سمت، کارآفرینی را راهی برای ارضای برخی نیازهای معنوی خود مانند آزادی، استقلال و کسب جنب و جوش در زندگی انتخاب میکنند (گزارش منتشر شده توسط اتحادیه اروپا، سال 2003 /نقل از سایت موسسه خانه پژوهش نواندیش).
کارآفرینی بعنوان جوهرة رویش سیستم اقتصادی:
کارآفرینی موتور توسعهی اقتصادی است. آنچه کارآفرینان مخاطرهجو انجام میدهند نوعی "تخریب خلاق" در نظام اقتصادی و ایجاد ساختارها و مناسبات اقتصادی جدید است.کارآفرینی طبق مدل توسعه اقتصادی « شومپیتر[3] »، تخریبِ خلّاق[4] است که به عنوان یک نیروی برانگیزاننده در توسعة اقتصادی جامعه، لازم و ضروری است (کوراتکو و هاجتس[5]/ نقل از احمدپور، 1380، ص10). تخریب خلاق در واقع همان قدرت جوانه زدن است، جوانههای که طراوت و شادابی را به سیستم اقتصادی باز میگرداند. تداوم حیات اقتصادی را فراهم میکند. چنانچه این توان از یک سیستم اقتصادی سلب شود، اگرچه بالاترین توان را نیز داشته باشد، بالاخره از بین خواهد رفت. تنها راه تداوم حیات اقتصادی کارآفرینی است.
کارآفرینی فرایند خلق ارزشها است:
کارآفرین با عمل خود سه ارزش را خلق می کند.
1- ارزش اقتصادی (ثروت): کارآفرینی فرایند خلق و توزیع ثروت در اجتماع است.
2- ارزش اجتماعی: کارآفرین با کار خود از یک سو به تقاضا های افراد اجتماع جواب میدهد و از سوی دیگر باخلق ثروت، رفاه و آسایش را به اجتماع ارزانی می دارد و اینها خود ناشی از حس احترام و ارزش برای دیگران می باشد.اگر نتوان گفت که انگیزه اوّلیه کارآفرینی پاسخ به نیازهای اجتماعی است، امّا تداوم کارآفرینی وابسته به این امر می باشد.
3- ارزش وجودی (خلق معنای زندگی): مکتب معنی درمانی برای معنا بخشیدن به زندگی سه راه را پیشنهاد میکند.[6] یکی از این راهها عبارتست از خلق چیزی در جهان، که کارآفرینی این فرایند را فراهم میکند.
بیان مساله:
از دیدگاه کتل شخصیت چیزی است که امکان پیش بینی آنچه را که شخص در یک موقعیت معین انجام خواهد داد میدهد (کتل[7]/نقل از شولتز ترجمه سید محمدی).
هدف از مطالعه شخصیت و ویژگیهای شخصیتی، پیش بینی کردن رفتار است. یعنی پیش بینی کردن آنچه یک فرد در پاسخ به یک موقعیت معین انجام خواهد داد. تنها زمانی که ما صفات یک نفر را بشناسیم میتوانیم پیش بینی کنیم که آن شخص چگونه در یک موقعیت رفتار خواهد کرد.
رفتار فرد حاصل تعامل ویژگیهای شخصیتی با شرایط و عوامل محیطی است. بدون شک رفتار همه انسانها از شرایط اجتماعی و ویژگیهای شخصیتی آنها ناشی میشود. آنچه مهم است اینست که جنبه فاعلیت به کدام بخش مربوط میشود؟ در پس رفتارهای جدید معمولاً فاعلیت به ویژگیهای شخصیتی و برداشت فرد از آن موقعیت بر میگردد. در کارآفرینی نیز چنین شرایط حاکم است. به طوری که دانلد اف[8] در این زمینه چنین بیان میکند: بازاریابی مهم است؛ امور مالی حائز اهمّیت است؛ حتی کمک به نهادهای عمومی نیز اهمّیت دارد. ولی هیچ یک از آنها به تنهایی باعث ایجاد کارهای جدید نمیشوند. از همین رو به شخصی نیاز داریم که در ذهن او، کلیه حالات ممکن گرد هم آورده شوند، باور داشتهباشد. برای این موارد به یک دیدگاه روانشناختی حقیقی از کارآفرینی نوین نیاز است (دانلد اف.ریچارد ام، ترجمه عامل محرابی.1383 .ص128).
با پررنگ شدن نقش کارآفرینان در توسعه اقتصادی، روانشناسان با هدف ارائه نظریههایی مبتنی بر ویژگیهای شخصیتی و همچنین با تفاوت قائل شدن بین کارآفرینان با مدیران و غیر کارآفرینان، به بررسی ویژگیهای روانشناختی کارآفرینان پرداختند ( فرن هام[9] 1994/به نقل از احمدپور 1380).
شناسایی ویژگیهای شخصیتی کارآفرینان از اهمّیت خاصی برخوردار میباشد. برای ترویج و پرورش صفت کارآفرینی در اجتماع نیازمند شناخت ویژگیهای شخصیتی و روان شناختی مؤثّر در امر کارآفرینی میباشیم. هدف این تحقیق نیز بررسی ویژگیهای شخصیتی و روان شناختی مؤثّر در کارآفرینی است. به همین منظور پنج ویژگی شخصیتی و روان شناختی در نظر گرفته شده است، و به بررسی و مقایسه این پنج ویژگی دربین کارآفرینان و افراد عادی پرداختهایم. این پنج ویژگی عبارتند از:
- خودپنداره[10]:
خوپنداره ارزیابی کلی فرد از شخصیت خودش است. این ارزیابی ناشی از ارزیابیهای ذهنی است که معمولاً از ویژگیهای رفتاری خود به عمل میآوریم. در نتیجه، خوپنداره ممکن است مثبت یا منفی باشد (فرهنگ توصیفی اصطلاحات روانشناسی،برنو،ترجمه یاسایی وطاهری.1370. ص109).
- باورهای خودکارآمدی[11]:
منظور از باورهای خود کارآمدی، باورهای شخص درمورد توانایی برای کنار آمدن با موقعیتهای متفاوت (فرهنگ روانشناسی و روان پزشکی،پورافکاری.1373.ص1364).
- منبع کنترل[12]:
منبعکنترل، به انتظار تعمیم یافته در مورد تقویتهایی اشاره میکند که تحت کنترل درونی - بیرونی هستند. افراد بین این دو جهتگیری قرار میگیرند. در یک طیف افراد دارای کنترل درونی قرار دارند که معتقدند تقویتها با تلاش شخصی، توانایی و ابتکار تعیین میشود. در طرف دیگر، افراد دارای کنترل بیرونی هستند که معتقدند تقویتها توسط افرادی دیگر، ساختارهای اجتماعی، شانس یا سرنوشت تعیین میگردد (راتر، 1966به نقل از گوردن ای ،ترجمه غضنفری و یزدانی،ص173).
- خلّاقیت[13]:
خلّاقیت عبارت است از فرایندهای ذهنی که منجر به یافتن راهحلها، ایدهها، مفهوم سازیها، شکلهای هنری، تئوریها و فرآوردهایی میشود که بی همتا و تازه هستند (لغت نامه روانشناسی پنگوئن به نقل از فیض بخش،1381،ص12).
- هوش هیجانی[14]:
گلمن(2001) هوش هیجانی را مهارتی میداند که دارندة آن میتواند از طریق خودآگاهی، روحیات خود را کنترل کند؛ از طریق خود مدیریتی آن را بهبود بخشد؛ از طریق همدلی، تاثیر آنها را درک کند و از طریق مدیریت روابط به شیوهای رفتار کند که روحیة خود و دیگران را بالا ببرد (به نقل ازخائف الهی، دوستار.1382.ص54).
هدف پژوهش
این پژوهش در پی شناخت ویژگیهای روانشناختی و شخصیتی مؤثر در امر کارآفرینی میباشد. برای دستیابی به این هدف محقق پنج ویژگی شخصیتی و روانشناختی را مشخص نمود و به امر ارزیابی آن در افراد کارآفرین و مقایسه آن با افراد عادی پرداخته است.
اهمّیت موضوع تحقیق :
مطالعه کارآفرینی نوین با خصوصیاتی منطقی ویژگیهای روانشناختی «کارآفرینان» آغاز شد. با گذشت سالها تعداد بیشتری از ویژگیهای شخصیت شناسی کنار گذاشتهاند، رد شدهاند، یا حداقل به طور نامؤثر مورد سنجش قرار گرفتهاند. نتیجه این بود که تقریباً به هر چیزی پرداخته شد. مگر فرد. شرایط اقتصادی مهم هستند، بازاریابی مهم است؛ امور مالی حائز اهمّیت است؛ حتی کمک به نهادهای عمومی نیز اهمّیت دارد. ولی هیچ یک از آنها به تنهایی باعث ایجاد کارهای جدید نمیشوند. از همین رو به شخصی نیاز داریم که در ذهن او، کلیه حالات ممکن گرد هم آورده شوند، باور داشته باشد. برای این موارد به یک دیدگاه روانشناختی حقیقی از کارآفرینی نوین نیاز است (دانلد اف، ریچاردام، ترجمه عامل محرابی،1383،ص128).
به دلایل ذیل شناخت ویژگیهای روانشناختی و شخصیتی کارآفرینان از اهمّیت ویژهای برخوردار میباشد.
1- شناخت افراد مستعد کارآفرینی:
برای چنین شناختی باید ویژگیهای مرتبط با کارآفرینی را شناسایی کرد. داشتن ویژگیهای خاص روانشناختی و شخصیتی از ملزومات کارآفرینی است توسعه کار آفرینی نیازمند تربیت افراد کار آفرین میباشد. در سرتاسر دنیا مراکز مختلفی برای آموزش و آماده کردن افراد جهت کارآفرینی وجود دارد. یکی از راههای سریع در آموزش کارآفرینی اینست که افرادی را که بصورت بالقوه از روحیه کارآفرینی برخور میباشند شناسایی نموده و سپس امکانات لازم را جهت به فعلیت رساندن آنها را فراهم نمایند.
2- توسعه و تشویق بینش کارآفرینی:
در تربیت کارآفرین دو عامل مدّ نظر میباشد؛ که یکی ازاین عوامل رویکرد شناخت ویژگیهای روانشناختی و رفتار کارآفرینانه فرد میباشد. در این دیدگاه، ویژگیهای کارآفرینان را برای فرد بیان کرده و راههای کسب این توانمندیها و ویژگیها را به او نشان میدهند تا فرد تشویق شود و با کسب تواناییهای فردی دست به فعّالیتهای کارآفرینانه بزند. به عبارتی با این عامل، بذر را تقویت میکنند و با شیوههای اصلاح نباتات کاری میکنند که این بذر در هر خاک و شرایط سخت جوی رشد کند و بتواند در عرصه رقابت دوام آورده و پایدار بماند (سعیدی کیا،1382،ص133).
3- ساخت وتهیه آزمونهای روان شناختی معتبر در زمینه کارآفرینی:
برای ساخت یک آزمون معتبر در زمینه کارآفرینی باید از ویژگیهای مؤثر در این امر اطلاع داشته باشیم.
دلائل ضرورت تهیه آزمونهای کارآفرینی:
1-3 امروز یکی از مهمترین اولویتهای حرفهای شناخت کارآفرینان بالقوه میباشد. چراکه این افراد را میتوان با سرمایه گذاری اندکی به کارآفرینان موفقی تبدیل نمود.
2-3 شناخت افرادی با ویژگیهای کارآفرینی برای سازمانها و شرکتها یک امر حیاتی است. زیرا با شناسایی این افراد و قرار دادن آنها در جایگاه مناسب میتوان میزان بهره وری سازمان را بسیار بالا برد. برعکس اگر چنین افرادی شناسایی نشوند و همانند سایرین با آنها برخورد شود نه تنها در پیشبرد اهداف مؤثر نمیباشند بلکه به صورت ناخودآگاه به مانع تبدیل میشوند. با یک آزمون مناسب به راحتی میتوان چنین افرادی راشناسایی نمود.
4- مشاورة کارآفرینی:
توجه به مشاوره کارآفرینی یک ضرورت جدی در امر توسعة کارآفرینی میباشد. یک مشاور کارآفرینی باید به صورت کاملاً تخصصی از ویژگیهای فردی موثر در امرکارآفرینی اطلاع داشته باشد. این امر مستلزم شناخت ویژگیهای موثر درکارآفرینی است.
شکل گیری مشاورة روان شناختی کارآفرینی بنا به دلائل ذیل ضروری میباشد.
1-4 بسیاری از افراد دست به فعّالیت کارآفرینانه میزنند، امّا متأسفانه تعداد کمی موفق میشوند. پس اگر مشاورین متخصص در امر مشاوره روانشناختی با گرایش کارآفرینی وجود داشته باشند، میتوانند تأثیر گذار باشند. و میزان موفّقیت تلاشهای کارآفرینانه را افزایش دهند.
2-4 بسیاری از کارآفرینان در زندگی حرفهای خود دچار مشکل میشوند و ممکن است روند فعّالیت آنها را سد نماید. در این لحظات وجود مشاوری که به کارآفرینی نیز آگاه باشد. بسیار میتواند مثمر ثمر باشد.
3-4 با توجه به مدل رشد کارآفرینی که در این تحقیق ذکر شده است. ممکن است که کارآفرین در هر مرحلهای از این رشد دچار مشکل شود و از ادامه فعّالیت منصرف شود امّا با وجود یک مشاور آگاه به این تحول و مسائل مربوط به آن، میتواند کارآفرین را در این مسیر یاری و هدایت نماید.
5-توجه به این ویژگیها در تدوین متون و منابع آموزشی کارآفرینی :
این امر زمانی محقق میشود که این ویژگیها قبلاً شناسایی شده باشند. مدتی است که تشکیل کارگاهای آموزشی در زمینه کارآفرینی بسیار رایج شده است، زمانی این کارگاها بیشترین بازدهی را خواهند داشت، که به این ویژگیها توجه شود.
فرضیه های پژوهش
در پژوهش حاضر فرضیههای زیر آزمون شدهاند.
فرضیه اصلی:
بین کارآفرینان و افراد عادی از لحاظ ویژگیهای شخصیتی و روان شناختی تفاوت وجود دارد .
فرضیه های فرعی:
1- بین میزان هوش هیجانی کارآفرینان و افراد عادی تفاوت وجود دارد.
2- بین میزان خلّاقیت کارآفرینان و افراد عادی تفاوت وجود دارد.
3- بین میزان خودکارآمدی کارآفرینان و افراد عادی تفاوت وجود دارد.
4- بین میزان خودپنداره کارآفرینان و افراد عادی تفاوت وجود دارد.
5- بین منبع کنترل کارآفرینان و افراد عادی تفاوت وجود دارد.
متغیرهای پژوهش
متغییرهای پژوهش حاضر عبارتند از:
متغیرپیش بینی کننده:
متغیر پیشبینیکننده به متغیری گفته میشود که از طریق آن متغیر ملاک، تبیین یا پیش بینی میشود. متغیر پیشبینیکننده، متغیر پیش فرض است به این معنی که این متغیر مقدّمه و متغیر ملاک نتیجه آن است. متغیر پیشبینیکننده متغیری است که از پیش وجود دارد و فرض شده است که بر متغیر ملاک تأثیر دارد.
در این تحقیق پنج ویژگی شخصیتی و روان شناختی مورد تحقیق، متغیر پیشبینیکننده میباشند که عبارتند از:
1- خودپنداره 2- خودکارآمدی
3- منبع کنترل 4- خلّاقیت
5- هوش هیجانی
متغیر ملاک:
متغیری است که مشاهده یا اندازه گیری میشود تا تأثیر متغیر پیشبینیکننده برآن معلوم و مشخص شود.
در این تحقیق ویژگی و صفت کارآفرینی به عنوان متغیرملاک در نظر گرفته شده است.
ویژگی و صفت کارآفرینی (با توجه به اینکه هنوز ابزار استانداردی برای سنجش صفت کارآفرینی ساخته نشده است، لذا در این تحقیق از افرادی که به عنوان کارآفرین ازسوی مراکزی نظیر: سازمان همیاری اشتغال، شرکت گسترش کارآفرینی وابسته به سازمان گسترش نوسازی صنایع ایران، موسسة پژوهشی خانة پژوهش نواندیش، نشریه انجمن کارآفرینان شناخته شدهاند، استفاده شده است.
متغیر کنترل:
متغیرهای کنترل به عواملی گفته میشوند که تأثیر آنها بر متغیر وابسته (ملاک) توسط پژوهشگر خنثی یا حذف میشود (دلاور،1379،ص45).
متغیرهای کنترل در این تحقیق عبارتند از: سن جنس و میزان تحصیلات.
این متغیرها به دو شیوه در این تحقیق کنترل شدهاند:
الف: انتخاب گروه افراد عادی متناسب با گروه کارآفرینان از لحاظ متغیرهای فوق. (شیوة همتا نمودن)
ب: شرکت کنندگان به طور مستقل در هر گروه و بر اساس متغیرهای فوق طبقه بندی شدند، سرانجام تحلیل دادهها مبنی بر تأثیر متغیرهای فوق بر نتایج آزمونها مورد ارزیابی قرار گرفت.
تعاریف نظری و عملیاتی اصطلاحات (مورد تحقیق)
کارآفرینی[15]:
تعریف نظری:
فرآیند خلق چیز (کالا یا خدمات) جدید و با ارزش است با اختصاص زمان و تلاش لازم، در نظر گرفتن ریسکهای (خطر پذیری) مالی، روانی و اجتماعی، و رسیدن به رضایت فردی و مالی و استقلال (هیسرچ وپیترس، ترجمه فیض بخش و تقی یاری،1383،ص10).
تعریف عملیاتی:
ویژگی که به واسطه آن افرادی از جمله افرادی که در این تحقیق مورد ارزیابی قرار گرفتهاند، از سوی مراکز ذیصلاح بعنوان کارآفرین معرفی شدهاند.
کارآفرین[16]:
تعریف نظری:
کارآفرین کسی است که توانایی آن را دارد تا فرصتهای کسب و کار را ببیند و آنها را ارزیابی کند، منابع لازم را جمعآوری و از آنها بهرهبرداری کند؛ و عملیات مناسبی را برای رسیدن به موفّقیت پیریزی نماید (مردیث و همکاران، ترجمه نبیئیان،1371،ص 1).
تعریف عملیاتی:
در این تحقیق کارآفرین کسی است که از سوی یک از سازمانها و شرکتهای ذیل: سازمان همیاری اشتغال فارغ التحصیلان جهاد دانشگاهی، کمیته دومین جشنواره کارآفرینی مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف، شرکت گسترش کارآفرینی وابسته به سازمان نوسازی صنایع ایران به عنوان کارآفرین شناخته شده باشند.
خلّاقیت[17]
تعریف نظر ی:
پاپالیا[18] (1998) خلّاقیت را توانایی دیدن چیزها در یک نظر نو و غیر معمولی میداند، دیدن مشکلاتی که هیچ کس دیگر امکان تشخیص موجود بودن آنها را نمیدهد، سپس ارایه رهیافتهای جدید، غیر معمولی و اثر بخش میداند (آقایی،1377،ص17).
تعر یف عملیاتی:
در این پژوهش منظور از خلّاقیت نمرة حاصل از اجرای آزمون سنجش خلّاقیت عابدی میباشد.
خودپنداره [19]
تعریف نظری : "
باور و پندار فرد نسبت به خودش، نگرش او نسبت به خود در مورد اینکه چگونه فردی است، چه ویژگیهایی دارد و نیز نگرش فرد نسبت به ویژگیهای برجسته خودش"(کوپر اسمیت و فولدمن، 1974، به نقل از خاطری،1384).
تعریف عملیاتی:
در این پژوهش منظور از خود پنداره نمرهی حاصل از اجرای آزمون خود پنداره راجرز[20] میباشد.
منبع کنترل[21] :
تعریف نظری :
عقیده فرد نسبت به اینکه وی تحت کنترل وقایع خارجی یا داخلی میباشد را مرکز کنترل مینامند (هورنادی وآبود[22] به نقل احمدپور،1380).
تعریف عملیاتی:
در این پژوهش منظور از مکان کنترل نمرهی حاصل از اجرای آزمون مکان کنترل راتر میباشد.
خود کارآمدی[23]
تعریف نظری :
درنظام بندورا، منظور از خودکارآمدی، احساسهای شایستگی، کفایت، و قابلیت در کنار آمدن با زندگی است (شولتز،ترجمه سید محمدی،1377،ص466).
تعریف عملیاتی:
در این پژوهش منظور از خودکارآمدی نمرهی حاصل از اجرای مقیاس خودکارآمدی شرر[24]و همکاران می باشد.
هوش هیجانی:[25]
تعریف نظری:
گلمن[26](2001) هوش هیجانی را مهارتی میداند که دارندة آن میتواند از طریق خودآگاهی، روحیات خود راکنترل کند؛ از طریق خود مدیریتی آن را بهبود بخشد؛ از طریق همدلی، تاثیر آنها رادرک کند و از طریق مدیریت روابط به شیوه ای رفتار کند که روحیة خود ودیگران را بالا ببرد (خائف الهی، دوستار،1382،ص54).
تعریف عملیاتی:
هوش هیجانی توانایی است که در این تحقیق توسط پرسشنامه هوش بهر هیجانی بار- اون[27] مورد سنجش قرار گرفته است.
|
((اگر کار تفریح باشد، زندگی لذّت بخش است و اگر
وظیفه باشد، زندگی بردگی است)) "ماکسیم گورکی"
مقدّمه
شناسایی و پرورش صفات کارآفرینی، کمک بسیار بزرگی برای هر کاری که انتخاب کنید، میباشد، چه این کار، کارآفرینی باشد چه هر شغل دیگری. زمانی تصور میشد که کارآفرینان به جای ساخته شدن، متولّد میشوند. صفات آنها به قدری نادر و خاص بود که در هر جایی یافت نمیشد. امروزه، شواهد کافی موجود است که نشان دهد صفات کارآفرینی میتواند در نتیجه آموزش دوران کودکی، استقلال، به خود متّکی بودن و در معرضِ ارزشهای فرهنگی مرتبط با کار و صنعت قرار گرفتن، پرورانده شود (سالازار [28]و همکاران ترجمه نطاق،1380،ص53).
کار آفرینی[29] چیست؟
کارآفرینی عبارتست از؛ فرایند کشف و برنامه ریزی عنصر وجودی (خود واقعی) خویشتن در عرصة فعّالیت حرفهای، جهت دست یابی به خود شکوفایی (پژوهشگر).
کارآفرینی عبارتست از فرآیند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعة منحصر به فردی از منابع به منظور بهره گیری از فرصتها (احمدپور،1380).
جفری تیمونز[30] کارآفرینی را ایجاد کنندة یک چیز ارزشمند از هیچ میداند و کارآفرین کسی است که دارای قدرت درک بالا است و توان پیدا کردن خلأها و فرصتها را دارد، و میتواند در جامعه از طریق پرورش ایده و تبدیل فکر خود به یک محصول جدید اقدام به ارزش آفرینی از هیچ نماید. این ارزش میتواند یک ارزش اقتصادی، سیاسی و یا اجتماعی و حتّی فرهنگی باشد (سعیدی کیا،1384).
کارآفرینی یعنی: تشکیل تیمی از افراد با مهارتها و استعدادهای مکمّل و مشاهدة فرصتها در شرایطی که دیگران تنها هرج و مرج، تناقض، تضّاد و ابهام را متوجه میشوند و همچنین مستلزم یافتن دستیابی و کنترل منابع برای دنبال نمودن فرصت میباشد (احمدپور،1380ص24).
مککلهلند[31]تعریف گستردهتری از کارآفرینی بیان میکند و فرایند کارآفرینی را فراتر از شغل و حرفه، بلکه یک شیوه زندگی تعبیر مینماید به طوری که خلّاقیت و نوآوری، عشق به کار و تلاش مستمر، پویایی، مخاطره پذیری، آینده نگری، ارزش آفرینی، آرمانگرایی، فرصتگرایی، نیاز به پیشرفت، مثبت اندیشی، زیر بنا و اساس زندگی کارآفرینانه میباشد، در این زندگی شکست مفهومی ندارد به جز این که پلّهای باشد برای بالا رفتن، موقعیتی برای آموختن، تصور ناقصی از واقعیت، ابهامی که در هدف وجود دارد، واقعهای که هنوز فواید آن تبدیل به سود نشده است. در این زندگی پول، انگیزة اصلی و اولیّة فعّالیتهای اقتصادی نیست، بلکه معیاری برای سنجش میزان موفّقیت فرد محسوب میشود. در زندگیِ کارآفرینانه، هدف اصلی از کار و فعّالیت ارضاء حس کنجکاوی، تحقّق بخشیدن به آرمانها، آزاد سازی انرژیهای ذهنی و تبدیل آنها به ایدههای عملی و در نهایت خلق ارزش است و همه چیز تحت الشعاع آرمان شخص قرار میگیرد (صمد آقایی، ص1378).
کارآفرینی ویژگی فردی است، که؛ با عزمی راسخ و با وجود موانع بسیار در رساندن یک محصول یا ارائه خدمت جدیدی به بازار، فرایند نوآوری را با موفّقیت هدایت میکند (قاسم زاده/ نقل از سعیدی کیا،1382ص 96). خلاصه مطلب این که، کارآفرینی چیزی بیش از ایجاد کار است. گرچه این امر به طور قطع، یکی از وجوه مهم آن است، ولی تصویر کاملی از کارآفرینی ارائه نمیدهد. خصوصیاتی همچون جستجو به دنبال فرصتها، به جان خریدن خطرات، و اصرار در تحقّق پیوستن ایدهها در مجموع دیدگاه خاصی را تشکیل میدهند که کارآفرینان را به تصویر میکشند (دانلد اف، ریچارد ام. ترجمه عامل محرابی،1383،ص22).
کارآفرینی فرایند خلق ارزشها است. کارآفرین با عمل خود سه ارزش را خلق میکند.
1- ارزش اقتصادی(ثروت): کارآفرینی فرایند خلق و توزیع ثروت در اجتماع است.
2- ارزش اجتماعی: کارآفرین با کار خود از یک سو به تقاضا های افراد اجتماع جواب میدهد و از سوی دیگر با خلق ثروت، رفاه و آسایش را به اجتماع ارزانی میدارد و اینها خود ناشی از حس احترام و ارزش برای دیگران می باشد. یک کارآفرین موفق به خاطر کمکهایی که به جامعه میکند از جمله ایجاد مشاغل و تولید کالاها و خدمات، و از اعتباری که به دست میآورد، لذت میبرد (سالازار و همکاران، ترجمه نطاق،1380،ص31). اگر نتوان گفت که انگیزه اوّلیه کارآفرینی پاسخ به نیازهای اجتماعی است، امّا تداوم کارآفرینی وابسته به این امر میباشد.
3- خلق معنای زندگی: مکتب معنی درمانی (فرانکل[32]) برای معنا بخشیدن به زندگی سه راه را پیشنهاد میکند یکی از این راهها عبارتست از؛ خلق چیزی در جهان. که کارآفرینی این فرایند را فراهم میکند.
تقریباً در همه تعاریف کارآفرینی، این توافق وجود دارد که در مورد رفتاری بحث میکنیم که: 1) پیشگام است. 2) ساز وکارهای اجتماعی و اقتصادی را برای تبدیل منابع و موقعیتها به وضعیت عملی، سازماندهی یا سازماندهی مجدّد میکند. 3) با مخاطره و شکست همراه است (هیسرچ و پیترس[33]، ترجمه فیض بخش و تقی یاری،1383 ،ص9).
کارآفرین[34] کیست؟
کسی که با قبول مخاطرات احتمالی سرمایه ی خود را در کارهای تولیدی به کار میاندازد و کار ایجاد میکند، کارآفرین یا کارکیا مینامند (CD فرهنگ لغت شش جلدی، آریا نپور، نسخه صادراتی).
کارآفرین شخصی است که ارزش فرصتهای پیرامون خود را درک مینماید و یک چیزی را خلق و یا در آن تغییراتی ایجاد مینماید (جانگ،2004).
کارآفرینان، کسانی هستند که در محل کار خود فراتر از هنجار و عرف میدرخشند و در کار از دیگران پیشی میگیرند (کراس و تراوگلن[35]2003).
کارآفرین: فردی است که ریسکها را میپذیرد و کار جدیدی را آغاز میکند (هیسرچ و پیترس، ترجمه فیض بخش و تقی یاری،1383،ص5)
کارآفرین فردی که مسئولیت اولیةی [وی] جمع آوری منابع لازم برای شروع کسب و کار است و یا کسی که منابع لازم برای شروع یا رشد کسب و کاری را بسیج مینماید و تمرکز او بر نو آوری و توسعه فرایند، محصول یا خدمات جدید می باشد (احمد پور1380).
از نظر لبینشتاین[36](1968) کارآفرین، کسی است که یکی از فعّالیتهای ذیل را انجام دهد: (به نقل از احمدپور،1380،ص19).
بازارها را یکپارچه و مرتبط سازد .
خلأ ها و شکافهای بازار را پر نماید .
با صرف وقت ، خود را درگیر تغییرات ساختاری و سازمانی نماید .
کلیة عوامل را برای تولید و بازاریابی یک محصول مهیّا نماید .
تراپ مان و مورنینگ استار[37] در کتاب نظامهای کارآفرینانه (1990) بیان مینمایند که: کارآفرین یعنی ترکیب متفکّر با مجری، کارآفرین فردی است که فرصت ارائه یک محصول، خدمات، روش و سیاست جدید یا راه تفکّری جدید برای یک مشکل قدیمی را مییابد (احمدپور،1380ص23).
از نظر پالمر[38] کارآفرین کسی است که یکی از فعّالیتهای زیر را انجام دهد (احمد پور،1380).
1- ارائه روشی جدید در فرایند تولید
2- گشایش بازاری تازه
3- یافتن منابع جدید ایجاد هرگونه تشکیلات جدید درصنعت
تاریخچة کارآفرینی:
بحث کارآفرینی از ابتدای دوران زندگی بشر تاکنون وجود داشته و به دلیل وجود «عامل تغییر» در آینده نیز مطرح خواهد بود. امّا نخستین گامها جهت شناخت و تبیین درست مفهوم کارآفرینی در قرن 16 برداشته شد و در بطن تئوریهای اقتصادی تبلور یافت. اندیشمندان اقتصادی نقشهای کارکردی و متعدّدی را برای کارآفرینان مطرح ساختند و آنها را از سطح معاملهگر و واسطه تا حد مالک، نوآور و تصمیم گیرنده معّرفی کردند (قائم پناه،1381،ص25).
پیدایش مفهوم نظری کارآفرینی با گسترش وسیع این اصطلاح همزمان بوده است واژه (entrepreneur) کارآفرین واژهای فرانسوی است و ترجمه تحت الفظی آن «واسطه» یا «دلّال» است. نمونه قدیمی اولین تعریف کارآفرین در مفهوم واسطه مارکوپولو است. وی تلاش کرد با خاور دور روابط تجاری برقرار کند. مارکوپولو، به عنوان واسطه، باید با فرد پولداری (به بیان امروز طلایهدار سرمایهگذار در فعّالیت کارآفرینانه) برای فروش کالاهایش قرارداد میبست (هیسرچ و پیترس، ترجمه فیض بخش و تقییاری،1383،ص5). در قرون وسطی، اصطلاح کارآفرین هم برای بازیگر و هم برای شخصی که طرحهای تولیدی بزرگ را اداره میکرد به کار میرفت. در اینگونه طرحهای تولیدی بزرگ، چنین فردی هیچ ریسکی نمیکرد، بلکه صرفاً طرحی را با استفاده از منابع اماده، که معمولا به وسیله دولت تهیّه میشد، مدیریت میکرد. کارآفرینان در قرون وسطی عموماً از بزرگان بودند. برقراری ارتباط مجدّد بین ریسک و کارآفرینی در قرن هفدهم شکل گرفت، به طوری که کارآفرین به شخصی اطلاق میشد که به منظور عرضه خدمت یا تهیه محصولات مقرّر با دولت قرارداد میبست. از آنجا که قیمت قرارداد ثابت بود، نتیجه سود یا زیان از آنِ کارآفرین بود. یکی از کارآفرینان فرانسوی این دوره جان لا[39] بود که مجوز تاسیس بانک سلطنتی را دریافت کرد. کانتیلون[40] یکی از نخستین نظریهها را در مورد کار آفرینی عرضه کرد و به همین دلیل برخی او را بنیانگذار این واژه میشناسند. او کارآفرین را فردی میداند که اهل ریسک باشد و بنا بر مشاهداتش؛ ریسک، شاملِ حال بازرگانان، کشاورزان، صنعتگران و سایر مالکان شخصیای میشد که «به قیمت معلوم میخریدند و به قیمت نامعلوم میفروختند، از این رو در معرض خطر بودند». سرانجام، در قرن هجدهم، بین صاحب سرمایه و فردی که به سرمایه نیاز دارد تفاوت گذاشته شد. به بیان دیگر، کارآفرین از تامینکننده سرمایه (به بیان امروز سرمایهگذار فعّالیت کارآفرینانه) متمایز شد. در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، غالباً کارآفرینان را از مدیران تمایز نمیدادند و عموما از جنبه اقتصادی به آنها نگاه میکردند (هیسرچ وپیترس،ترجمه فیض بخش و تقی یاری،1383 ص6و7). در نیمة اوّل قرن بیستم، شومپیتر، اقتصاددان و نظریهپرداز اجتماعی، مطالب گستردهای پیرامون کارآفرینی و تأثیر آن بر اقتصاد نوشت. بعد از شومپیتر[41]، محقّقان زیادی مباحث کارآفرینی را دنبال کردند. پیتر دراکر[42] - پیر مدیریت- در سال 1985 کتابی پیرامون اصول نوآوری و کارآفرینی نوشت (بوشهری1384). در اواسط قرن بیستم، نظریه کارآفرین نوآور پایهریزی شد. کارآفرین نوآور: شخصی است که چیزی بدیع را اماده بهرهبرداری میکند (هیسرچ و پیترس، ترجمه فیض بخش و تقی یاری،1383،ص8). در آخرین دهههای قرن بیستم، با رونق تکنولوژی اطلاعات، سر فصل دیگری در مبحث کارآفرینی تکنولوژیک پدید آمد. کارآفرینانی چون بیل گیتس، مفهوم تخریب خلّاقانهی شومپیتر را با تکیه بر تکنولوژی اطلاعات به تصویر کشیدند. در سالهای اخیر، رشد کارآفرینی تکنولوژیک بر مبنای تکنولوژی اطلاعات به حدّی بودهاست که برخی صاحب نظران، اطلاق ‹‹عصر کارآفرینی›› به عصر حاضر را ناشی از همین رویداد میدانند (بوشهری1384).
رویکردهای مهم به کارآفرینی :
رویکرد اقتصادی.
رویکرد روانشناختی.
رویکرد اجتماعی- فرهنگی.
رویکرد رفتاری.
1- رویکرد اقتصادی به کارآفرینی :
کارآفرین و کارآفرینی اولین بار مورد توجه اقتصاد دانان قرار گرفت و تمامی مکاتب اقتصادی از قرن شانزدهم میلادی تا کنون به نحوی کارآفرینی را در نظریههای اقتصادی خود تشریح نمودهاند (احمدپور،1380، ص5 ). کارآفرینی در بطن تئوریهای اقتصادی تبلور یافت و از قرن نوزدهم تا دهه 1960 تنها اندیشمندان اقتصادی به آن می پرداختند که بعد از آن همراه به گرایش تحلیلهای اقتصادی به استفاده از شیوه های آماری و ریاضی، عملاً از تئوریهای اقتصادی حذف گردید (جنینگر[43] 1994/ نقل از احمدپور،1380، ص26 ). از نقایص این رویکرد آنست که اقتصاد دانان کانون توجه خود را تنها بر فضای اقتصادی کارآفرینی متمرکز می کردند و در نتیجه از ویژگیها و عوامل فردی و اجتماعی که بطور مثبت یا منفی بر فرد کارآفرین تأثیر می گذارد، غافل بودند. هیچ جایگاهی را برای این ویژگیها در نظریههای خود در نظر نمیگرفتند، و از ارائه مدلی اثر بخش برای سنجش آنها چشم پوشی نمودهاند (احمدپور،1380 ،ص 75)
2- رویکرد ویژگیهای شخصیتی[44] به کارآفرینی :
با خارج شدن کارآفرینی از نظریههای اقتصادی، همراه با پررنگ شدن نقش کارآفرینان در توسعه اقتصادی، روانشناسان با هدف ارائه نظریههایی مبتنی بر ویژگیهای شخصیتی و همچنین با تفاوت قائل شدن بین کارآفرینان با مدیران و غیر کارآفرینان، به برّرسی ویژگیهای روانشناختی کارآفرینان پرداختند (فرن هام[45] ،1994/ نقل از احمدپور1380).
همانطور که از نگرش پیشگامان این رویکرد پیداست، دورنمایه اصلی در این رویکرد بر اساس تفاوت قائل شدن بین کارآفرین با غیر کارآفرین بوده است و با فرض اینکه کارآفرینان دارای ویژگیهایی هستند که زیر بنای رفتار و موفّقیت آنان را شکل میدهد.
3- رویکرد اجتماعی- فرهنگی به کارآفرینی[46] :
با روی آوردن جامعه شناسان و دیگر اندیشمندان علوم مدیریت به مطالعه کارآفرینی، نظریههای اجتماعی– فرهنگی (تأثیر محیط و فرهنگ برفرد در اقدام به کارآفرینی ) و نظریه شبکه های اجتماعی[47] شکل گرفت (احمد پور،1380،ص30).
4- رویکرد رفتاری به کارآفرینی[48] :
با استفاده از رویکرد رفتاری، کارآفرینی را همچون فرآیندی معّرفی نمودند که سرانجام به ایجاد شرکتهای جدید میانجامد. از جمله مهمترین عوامل مورد برّرسی در رویکرد رفتاری میتوان به تأثیرات محیطی و فرهنگی بر فرد و به عبارتی سابقه و تجربیات او اشاره نمود که عواملی همچون عوامل ذیل را در بر می گیرد (آمیت[49] و دیگران به نقل از احمدپور،1380، ص30 ).
1- شرایط کودکی و تأثیر خانواده. 2- الگوی نقش.
3- تجارب شغلی. 4- عدم قرارگرفتن درپایگاه اجتماعی.
5- تحصیلات. 6- مهاجرت.
علاوه بر این 6 متغیر در اواخر1970 به بعد دو دسته دیگر از متغیرهای سازمانی و محیطی (اقتصادی- سیاسی ) نیز مورد توجه قرار گرفتند (احمدپور،1380،ص30).
البته لازم به ذکر است که رویکرد رفتاری به واسطه جامعّیت خود، رویکرد ویژگیهای شخصیتی را نیز در بر میگیرد ( احمدپور ،1380،ص30 ). در واقع، در این رویکرد به فعّالیت کارآفرین، دلایل و چگونگی تشکیل یک کسب و کار یا شرکت نو پا و یا فرایندی که طی آن شرکتهای جدید پا به عرصه وجود میگذارند توجه میشود ( کولر مایر[50] ، به نقل از احمد پور،1380، ص76 ).
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 149 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 202 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه
آشنایی با منطقه آسیای جنوب شرقی
1- موقعیت جغرافیایی
2- جغرافیای انسانی
الف- جمعیت
ب- ترکیب نژادی
ج- زبان
3- اوضاع ، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی
اوضاع اجتماعی
الف- شهر نشینی و عوارض اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی آن
ب- عوارض زندگی شهری در آسیای جنوب شرقی
اوضاع سیاسی
اوضاع اقتصادی
الف- تحولات اقتصادی
ب- کالاهای صادراتی
4- ادیان و مذاهب
الف- تنوع مذاهب
ب- تاثیر مذهب در آسیای جنوب شرقی
مالزی
فصل اول
جغرافیایی طبیعی و اقلیمی و سرزمینی
1- موقعیت جغرافیایی
2- مساحت
3- همسایگان
الف- طول مرزها با همسایگان
4- عوارض طبیعی و کوهها
5- آبهای داخلی و رودخانهها
6- آب و هوا
الف- مالزی غربی
ب- مالزی شرقی
7- شهرهای بزرگ
8- بنادر مهم
فصل دوم
جغرافیای انسانی
1- سابقه تاریخی تشکیل جمعیت
2- جمعیت
3- تراکم جمعیتی
4- رشد جمعیت و پراکندگی آن
الف- مالزی شرقی
ب- مالزی غربی
5- اقوام و نژادها و روابط آنها
الف- مالزی غربی
ب- مالزی شرقی
6- زبان
الف- زبان رسمی
ب- زبانهای غیر رسمی
ج- اقوام و زبانها
فصل سوم
جغرافیای سیاسی
1- موقعیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک
2- اهمیت استراتژیک کشور در منطقه
3- نقش تعیین کننده هر یک از عوامل جغرافیایی و منابع طبیعی
فصل چهارم
اوضاع اجتماعی ، فرهنگی و آموزشی
1- اوضاع اجتماعی
الف- خصوصیات ویژه اجتماعی
ب- روابط عاطفی و روانی مردم با یکدیگر
ج- نقش زنان در جامعه
د- وضعیت بهداشت عمومی
2- اوضاع فرهنگی
الف- تاثیر فرهنگها
ب- مهمترین رسانهها ونشریات
ج- خبرگزاریهای داخلی و خارجی
رسانههای گروهی
الف- رادیو
ب- تلویزیون
ج- میزان کنترل دولت بر رسانههای گروهی
3- نظام آموزشی
الف- دانشگاهها
ب- کتابخانهها
فصل پنجم
ادیان و مذاهب
1- درصد پیروان ادیان، مذاهب و فرقههای دینی
2- تاریخچه رشد هر یک از ادیان و مذاهب
الف- اسلام
ب- آیین بودا
ج- آیین هندو
د- مسیحیت
هـ - سایر ادیان و مذاهب
3- تشیع
الف- پیشینه و وضعیت شیعیان مالزی
ب- فعالیتهای ضد شیعی درمالزی
4- نفوذ ادیان در اوضاع سیاسی جامعه
5- سیاست مذهبی حکومت
6- روابط پیروانی ادیان و مذاهب مختلف با یکدیگر
7- آداب و سنن مذهبی و میزان پابندی مردم به مذهب
8- نقش مذهب در تحولات اجتماعی و فرهنگی
فصل ششم
اوضاع اقتصادی و سیاسی
اوضاع اقتصادی
1- ویژگیهای سیستم اقتصادی
2- بخشهای مختلف اقتصادی
الف- کشاورزی
ب- بخش های دیگر کشاورزی
ج- جنگل
د- دامپروری
هـ- معدن
3- اوضاع مالی و شاخصهای اقتصادی
الف- واحد پول
ب- تولید ناخالص داخلی
ج- بودجه ملی
د- بدهیهای خارجی
4- حمل و نقل و ارتباطات
الف- راه آهن
ب- راههای زمینی
ج- هوانوردی کشوری و فرودگاهها
5- مهم ترین شاخصهای اقتصادی
اوضاع و ساختار سیاسی
1- تشکیلات حکومتی
الف- حکومت
ب- اختیارات پادشاه
ج- اختیارات نخست وزیر
د- تقسیمات کشوری و اداری
2- روابط ایران و مالزی
الف- روابط دو کشور قبل از انقلاب
ب- روابط دو کشور بعد از انقلاب
اندونزی
فصل اول
جغرافیای طبیعی، اقلیمی، و سرزمینی
1- موقعیت جغرافیایی
2- همسایگان
3- عوارض طبیعی
الف- کوهها و آتشفشانها
4- آبهای داخلی
الف- رودها
ب- جزایر
ج- آبهای داخلی و دریاچهها
5- شرایط اقلیمی
6- بنادر مهم
7- شهرهای مهم
فصل دوم
جغرافیای انسانی
1- سابقه تاریخی تشکیل جمعیت
2- جمعیت و پراکندگی آن
3- ترکیب جمعیت
4- انتقال جمعیت
5- مهاجرت
6- اقوان و نژادها و روابط آنها
7- زبان و خط
فصل سوم
جغرافیایی سیاسی
1- اهمیت استراتژیک کشور در منطقه
2- نقش تعیین کننده عوامل جغرافیایی و منابع طبیعی
فصل چهارم
اوضاع اجتماعی ، فرهنگی و آموزشی
1- اوضاع اجتماعی
الف- آزادیها
ب- فقر
ج- بهداشت عمومی
د- نماد خانواده
2- اوضاع فرهنگی
الف- مطبوعات
ب- خبرگزاریهای داخلی و خارجی
رسانههای گروهی
الف- رادیو
ب- تلویزیون
ج- میزان کنترل دولت و نقش وسایل ارتباط جمعی در جامعه
3- نظام آموزشی
الف- سطح علمی و فرهنگی جامعه
ب- میزان باسوادها
فصل پنجم
اوضاع اقتصادی و سیاسی
اوضاع اقتصادی
1- بخشهای مختلف اقتصادی
صنعت
الف- نفت
ب- گاز طبیعی
ج- زغال سنگ
د – بوکیست
2- اوضاع مالی و شاخصههای اقتصادی
الف- درآمد سرانه
ب- نرخ سرانه
ج- بودجه
د- بدهیهای خارجی
3- حمل و نقل وارتباطات
الف- بنادر
ب- راه آهن
ج- جادهها
د- فرودگاهها
هـ تعداد وسایل نقلیه زمینی- دریایی و هوایی
4-اهداف اقتصادی دولت تا سال 2000
الف- جمعیت
ب- رشد درآمد
ج- خود کفایی
د- انرژی
هـ - سرمایه گذاری
اوضاع و ساختار سیاسی:
1- قانون اساسی، تحولات و ویژگیهای آن
2- تشکیلات حکومتی
الف- قوه مجریه
ب- قوه مقننه
ج- قوه قضائیه
3- تقسیمات کشوری و اداری
4- ساختار سیاسی
الف- مجمع مشورتی مردم
ب- رئیس جمهور
ج- مجلس نمایندگان مردم
د- شورای عالی مشاوره
هـ- هئیت عالی بازرسی
5- چگونگی موضع گیری در سازمانهای بین المللی برله یا علیه جمهوری اسلامی ایران.
برونئی
فصل اول
جغرافیایی طبیعی، اقلیمی و سرزمینی
1- موقعیت جغرافیایی
الف- منطقه غربی
ب- منطقه شرقی
2- شرایط اقلیمی
3- پوشش گیاهی
فصل دوم
جغرافیای انسانی
1- جمعیت
2- تراکم جمعیت
3- اقوام و نژادها و روابط آنها
4- شهرهای مهم
فصل سوم
ادیان و مذاهب
1- تاریخچه اسلام در برونئی
2- وضعیت ادیان
فصل چهارم
اوضاع آموزشی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی
1- وضعیت آموزشی
2- وضعیت اجتماعی
الف- وضعیت بهداشت و رفاه عمومی
3- وضعیت اقتصادی
الف- منابع زیرزمینی
ب- دیگر منابع اقتصادی
4- اوضاع سیاسی
نگاهی به تاریخ معاصر
الف- شورای خصوصی سلطنتی
ب- شورای خصوصی اجرائی وزیران
ج- شورای قانونگذاری
د- شورای مذهبی
هـ - شورای جانشینی
و- احزاب سیاسی
فیلیپین
فصل اول
جغرافیایی طبیعی، اقلیمی و سرزمینی
1- موقعیت جغرافیایی
2- مساحت
3- عوارض طبیعی
الف- کوهها و سلسله جبال
4- آبهای داخلی
5- آب و هوا
6- شهرهای مهم
فصل دوم
جغرافیای انسانی
1- سابقه تاریخی تشکیل جمعیت
2- جمعیت
3- توزیع جمعیت
4- ترکیب جمعیت
5- خط و زبان
فصل سوم
جغرافیایی سیاسی
1- موقعیت ژئوپلتیک
2- پایگاههای نظامی
فصل چهارم
اوضاع اجتماعی و آموزشی
1- اوضاع اجتماعی
الف- اعتقادات و طبقه بندیهای اجتماعی
ب- تامین اجتماعی
2- اوضاع آموزشی
الف- آموزش و پرورش
ب- نرخ سواد
فصل پنجم
ادیان و مذاهب
1- درصد ادیان و مذاهب مختلف
2- پراکندگی مسلمانان
فصل ششم
اوضاع اقتصادی و سیاسی
اوضاع اقتصادی
1- کشاورزی
2- معادن
3- انرژی
4- صنایع
5- توریسم
6- شاخصهای اقتصادی فیلیپین طی سالهای 2004 و 2003 و 2001
الف- کالاهای عمده صادراتی در سال 2003
ب- کالاهای عمده وارداتی در سال 2003
ج- مهمترین بازارهای صادراتی در سال 2003
د- مهمترین بازارهای وارداتی در سال 2003
هـ- مهمترین شرکای تجارتی در سال 2003
اوضاع و ساختار سیاسی
1- تشکیلات حکومتی
الف- نوع حکومت
ب- دولت
2- سیاست خارجی
الف- روابط با کشورهای جنوب شرقی آسیا (آ سه آن)
ب- روابط با ایالات متحده آمریکا
ج- روابط با کشورهای اروپایی.
سنگاپور
فصل اول
جغرافیایی طبیعی، اقلیمی و سرزمین
1- موقعیت جغرافیایی
2- مساحت
3- عوارض طبیعی
4- آب و هوا
5- بنادر
فصل دوم
جغرافیای انسانی
1- میزان جمعیت و ترکیب آن
2- میزان رشد جمعیت
3- ترکیب پراکندگی جمعیت
4- زبان
5- مهاجرت
فصل سوم
جغرافیای سیاسی
1- اهمیت استراتژیک کشور در منطقه
فصل چهارم
اوضاع اجتماعی، فرهنگی و آموزشی
1- اوضاع اجتماعی
الف- نژادهای اصلی
ب- ازدواج
2- اوضاع فرهنگی
الف- مهمترین مراسمات فرهنگی ملی
چینگ
عید فطر مسلمانان
مراسم حج
اعیاد تامیلیها
ب- مراکز فرهنگی
موزهها
3-نظام آموزشی
الف- آموزش و پرورش
ب- تحصیلات دانشگاهی
فصل پنجم
ادیان و مذاهب
1- درصد پیروان ادیان، مذاهب و فرقههای دینی
2- تاریخچه رشد هر یک ازادیان و مذاهب
الف- اسلام
مالاییهای مسلمان
هندیهای مسلمان
عربهای مسلمان
چینیهای مسلمان
ایرانیهای مسلمان
ب- بودیسم
ج- هندوئیسم (بوداییها)
د- مسیحیت
فصل ششم
اوضاع اقتصادی و سیاسی
اوضاع اقتصادی
1- بخشهای مختلف اقتصادی
الف- کشاورزی
ب- صنعت
ج- توریسم
2- اوضاع مالی و شاخصههای اقتصادی
الف- واحد پول
ب- نظام اقتصادی
3- بازرگانی خارجی
اوضاع و ساختار سیاسی
1- تشکیلات حکومتی
الف- تاریخچه
ب- حکومت
2- سیاست خارجی
3- روابط با جمهوری سالامی ایران
روابط سیاسی
الف- روابط تاریخی بین دو کشور
ب- روابط سیاسی پیش از انقلاب
ج- روابط سیاسی بعد از انقلاب
روابط اقتصادی
پیوستها
درجه حرارت متوسط در سراسر سال در تمام کشور بالاست. متوسط درجه حرارت در نواحی پست بین 78 تا 82 درجه فارنهایت (25 تا 28 درجه سانتیگراد )است. میزان رطوبت نیز بالاست و در حدّ میان 82 تا 86 درصد میباشد. در نتیجه آب و هوای منطقه گرم و مرطوب است.
ب- مالزی شرقی
مالزی شرقی در همان عرض جغرافیایی مالزی قارهای واقع شده است و بنابراین آب و هوای مشابه دارد. درجه حرارت بالا، رطوبت ، بارانهای شدید و الگوی آب و هوایی موسمی شمال شرقی و جنوب غربی از ویژگیهای آن است. در نواحی ساحلی حداقل درجه حرارت بین 72 تا 76 درجه فارنهایت (22 تا 24 درجه سانتیگراد) و حداکثر درجه حرارت بین 88 تا 92 درجه فارنهایت (31 تا 33 درجه سانتیگراد) میباشد، ولی درجه حرارت درون جزیره به دلیل وجود ارتفاعات به مراتب کمتر است. متوسط ریزش باران سالیانه در ایالت صباح بین 60 تا 120 اینچ است، در حالی که بیشتر قسمتهای ایالت ساراواک ریزش بارانی بین 100 تا 160 اینچ در سال است.
بادهای موسمی شمال شرقی موجب ریزش بارانهای سنگینی در سواحل جنوب غربی ساراواک وشمال و شمال شرقی ایالت صباح میشود. بادهای موسمی جنوب غربی تاثیر عمدهای بر آب و هوای جنوب غربی صباح میشود. سیلاب بخصوص در ساحل غربی ایالت صباح امری دائمی است. هیچ یک از دو قسمت مالزی در کمربند طوفانی قرار ندارند ولی سواحل کشور گاهی اوقات در معرض طوفانهای شدید قرار میگیرد.
7- شهرهای بزرگ:
مالزی دارای 14 ایالت و سه منطقه فدرالی است که مهم ترین شهرهای آن عبارتند از: جوهوربارو (مرکز ایالت جوهور)، آلورستار (مرکز ایالت کداح)، کوتابارو(مرکز ایالت کلانتان)، ملاکا(مرکز ایالت ملاکا)، کوانتان (مرکز ایالت پهنگ)، کنگر (مرکز ایالت پرلیس)، کوچینگ (مرکز ایالت ساراواک)، شاه عالم (مرکز ایالت سلانگور)، و کوالالامپور (مرکز منطقه کوالالامپور).
8- بنادر مهم:
بندر پینتولو، بندر جوهور، بندر کمامان، بندر کوآنتان، بندرکوچین، بندر لابوآن، بندر لنکاوی، بندر مالاکا، بندر پیننگ، بندر کلانگ وبندر صباح.
فصل دوم: جغرافیایی انسانی
1- سابقه تاریخی تشکیل جمعیت
مردم بومی مالزی در واقع از حدود 6000 سال پیش در این منطقه ساکن شدهاند. تحقیقات باستان شناسی شواهدی از تمدنهای عصر برنز و نیز فرهنگهای کهن را در مالزی نشان میدهد. هندیها در قرن دوم پیش از میلاد به مالزی مهاجرت کردهاند. نه تنها مالزی، بلکه بیشتر مناطق جنوب شرقی آسیا بیش از هزارسال نفوذ و ورود هندیها را مشاهده بودهاند و درواقع خون و فرهنگ هندی با عناصر بومی آن منطقه عجین شده و ترکیب جدیدی رابه وجود آورده است که خود منجر به برپایی دولتها و امپراتوریهایی در منطقه شده است. در طول هزار سال اول پس ازمیلاد حداقل سی دولت کوچک در ساحل شرقی مالزی تشکیل شده است. درقرن 15 میلادی با ورود اسلام به مالزی تحول جدیدی در تمام منطقه ایجاد شد.
مرکزیت مالزی درجنوب شرقی آسیا از نظر جغرافیایی باعث شده است تا اقوام مختلفی به تدریج به مالزی مهاجرت کنند و تنوع خاصی به ترکیب جمعیتی آن نبخشند. علاوه بر نژاد مالایو که اکثریت جمعیت کشور را تشکیل میدهندو غالباً مسلمان هستند، تعداد بی شماری چینی و سپس گروههای دیگر هندی از قرن نوزدهم به دلیل منافع اقتصادی و نیازهای استعمار انگلیس، به این کشور مهاجرت کردهاند.
اقلیتهای نژادی دیگری نیز به مالزی مهاجرت کردهاند که از جمله میتوان بنگالیها، پاکستانیها و عربها را نام برد. بنابراین مالزی از کشورهایی است که خصیصة چندنژادی دارد.
2- جمعیت :
جمعیت مالزی تا سال 4-2 میلادی برابر با 25 میلیون و 450 هزار و 482 تو برده است. جنس هنگام تولد معادل 16 درصد پسر و 25 درصد دختر میباشد در مالزی نیز هنچون کشورهای در حال توسعه توجه خاصی به کاهش میزان باروری شده است و فعالیتهایی از طریق مجمع ملی برنامه ریزی خانواده به عمل آمده است. با وجود این سرعت رشد جمعیت در حال حاضر به مراتب بیش از 2% پیش بینی شده است.
3- تراکم جمعیتی:
0 تا 14 سال 4/33% (حدود 4 میلیون نفر مرد و حدود 3 میلیون و 800 هزار نفر زن) 15 تا 64 سال 1/62% (حدود 7 میلیون و 300 هزار نفر مرد و حدود 7 میلیون و 200 هزارنفر زن).
65 سال به بالا 5/4% (حدود پانصد هزار نفر مرد و حدود 597 هزار نفر زن).
4- رشد جمعیت و پراکندگی آن
الف- مالزی شرقی
رشد جمعیت در مالزی شرقی نسبتاً بالاست. میزان باروری گروههای عمده قومی مالزی شرقی از 1945 تا 1960 رو به افزایش بود، ولی در طول دهه 1970 شدیداً رو به کاهش گذاشت. به گونهای که در حال حاضر متوسط میزان باروری حدود 32 نفر در هزار است. میزان مرگ و میر نیز کاهش یافته و تا حد کمتر از 5 در هزار نفر رسیده است.
تا قبل از جنگ رفت و آمد مردم به مالزی شرقی آزاد بود و در نتیجه رشد جمعیت بالا بود، ولی امروزه مهاجرت به مالزی شرقی و یا ترک آن عامل مهمی در تغییرات جمعیت نیست. رشد جمعیت در سالهای اخیر شدیداً کاهش یافت و به طور متوسط به 9/2% در سال رسید که بیشتر به دلیل رشد طبیعی جمعیت بود تا مهاجرت.
تراکم جمیعت در مالزی شرقی بیشتر در نواحی ساحلی و اطراف رودخانهها است و اراضی تپهای و مرتفع داخلی کشور جمعیت اندکی دارد. پراکندگی جمعیت در ساراواک حدود 27 نفر (10 نفر در هر کیلومتر مربع) و در ایالت صباح 38 نفر در مایع مربع است. در ایالت ساراواک تمرکز جمعیت در جنوب غربی این منطقه را به مهمترین بخش کشور تبدیل کرده است. خارج از این منطقه هر منطقهای به جز میری اوربان پراکندگی جمعیت ناچیزی دارد. در صباح نیز در جمعیت انبوهی در سواحل ساکن شدهاند، ولی تراکم جمعیت ساکن کنار رودخانهها کمتر از مورد مشابه در ایالت ساراواک میباشد. نصف جمعیت ایالت در قسمت ساحلی باریکه غربی و یا سن داکان، یعنی پایتخت سابق، زندگی میکنند. قسمتهای عمده داخلی ایالت صباح و ساحل شرقی آن جمعیت اندکی دارند. مالزی شرقی هنوز قابلیت جذب جمعیت را داردو میتواند علاوه بر اینکه ضریب طبیعی رشد جمعیت خود را حفظ کند، قسمتی از جمعیت مالزی غربی را نیز جذب نماید.
ب- مالزی غربی
آمارهای مربوط به مالزی غربی تغییرات قابل توجهی در بهبود وضعیت بهداشتی و بهسازی را نشان میدهد و به همین دلیل رشد جمعیت شدیداً افزایش یافته است به گونهای که بعد از دهه 1960 میزان مرگ و میر همه نژادها کاهش یافته و از 12 در هزار، در بعد از دهه 1950 به 6 در هزار در 1980 رسیده است. چینیها کمترین میزان مرگ و میر را دارند در حالی که روستاییان مالایایی بالاترین میزان مرگ و میر را در سطح کشور دارند.
ازدهه 1960 تاکنون میزان باروری کاملاً رو به کاهش گذاشته است که خصوصاً در میان چینیها کاملاً مشهود است. بعد از چینیها کمترین میزان باروری متعلق به هندیها و پاکستانیها و در مرتبه بعدی به گروههای مالایایی تعلق دارد.
میزان باروری از 8/4 در سال 1970 به 6/3 در 1980 رسیده است. میزان رشد جمعیت در مالزی شبه جزیرهای کند است و به حدود 6/2% در سال میرسد. علت میزان متوسط رشد جمعیت غلبه ضریب تولد بر مرگ است که کاملاً رو به کاهش بوده و از 5/3% در 1956 به حدود 4/2% در 1980 رسیده است. به هر صورت میزان رشد سالیانه جمعیت ایالت صباح و ساراوارک به نحو چشمگیری بیش از مالزی غربی است.
5- اقوام و نژادها وروابط آنها:
الف- مالزی غربی
موقعیت مالزی به عنوان یک گذرگاه اصلی و مهم در آبهای جنوب شرقی آسیا باعث شده است تا اقوام و نژادهای مختلف از نقاط دیگر آسیا در این کشور جمع شوند. امروزه به طور کلی چهار گروه مختلف: ارانگ اصلی، مالایو، 58 درصد، چینی24 درصد، و هند و پاکستانی 8 درصد در مالزی زندگی میکنند.
گروه ارانگ اصلی کوچکترین گروه است و به لحاظ قومی به گروههای جاکیون، سمانگ، و سنویی تقسیم میشود. این گروهها اساساً پیرو مذاهب سنتی هستند ولی بخشی از آنها نیز اسلام آوردهاند. قوم مالایو که هم در شبه جزیره و هم در جزیره زندگی میکنند، بیش از نیمی از جمعیت مالزی را تشکیل میدهند و به لحاظ سیاسی مهمترین گروه کشور هستند. آنها زبان و فرهنگ مشترک دارند و قویاً به اسلام پایبندند بنابراین اسلام ویژگی مهمی است که نژاد مالایو را از اقوام دیگر متمایز میسازد.
چینیها که حدود 3/1 جمعیت شب جزیره را تشکیل میدهند و گروه همگونی هستند از استانهای جنوبی چین به مالزی مهاجرت کردهاند. ولی نسبت به مالایوها از نظر زبان و مذهب کمتر همگن میباشند. مهمترین گروههای فرهنگی و زبانی چینیهای مالزی به قرار زیر است:
- گروه هوک کین که از استان فوکین مهاجرت کردهاند.
- گروه کانتونیها از منطقه کانتون استان کوانگ تونگ مهاجرت کردهاند.
- گروههاکاکه از ناحیه واقع در میان کانتون و سواتو مهاجرت کردهاند.
- گروه تی چیو که از استان کوانگ تونگ مهاجرت کردهاند
- گروه هایناتس از جزیرهای به همین نام مهاجرت کردهاند.
- گروه کوانگ سی از استانی به همین نام مهاجرت کردهاند
- گروه هوک چیو از استان فوکین مهاجرت کردهاند.
گروههای هندی، پاکستانی و تامیلی که از شبه قاره هند به مالزی مهاجرت کردهاند، حدود 10% جمعیت مالزی غربی را تشکیل میدهند. علاوه بر این گروههای کوچکی از اروپاییها امریکاییها، استرالیاییها عربها و تامیلیها در مالزی زندگی میکنند.
ب- مالزی شرقی
جمعیت مالزی شرقی از نظر قومی به مراتب از مالزی غربی متنوعتر است. دولت سعی میکند تا آنها را در هفت گروه قومی در ساراواک و هفت گروه در صباح تنظیم کند، در حالی که در حقیقت 25 گروه قومی در ساراواک و صباح، صرفنظر از بسیاری قبایل کوچک زندگی میکنند. گروه قومی عمده ساراواک چینیها هستند که 3/1 جمعیت را تشکیل میدهند. چینیهای ساراواک از استانهای جنوبی چین مهاجرت کردهاند، و بنابراین ریشه منطقهای مشترکی با چینیهای شبه جزیره دارند ولی تفاوت اندکی درگویش خود دارند. گروههای هاکا و فوچو روی هم رفته 3/2 جمعیت چینیهای ساراواک را تشکیل میدهند.
6- زبان
الف- زبان رسمی
زبان رسمی مردم مالزی، ملایو است البته با لهجههای گوناگون. گفتنی است زبانهای بومی نیز در این کشور به خصوص در شرق آن بسیار رایج بوده است که از جمله مهمترین آنها زبانهای ایبان و کدازن میباشد.
ب- زبانهای غیر رسمی:
بسیاری از مردم مالزی، به ویژه قشر تحصیل کرده با زبان انگلیسی آشنائی دارند، طوری
که تکلم با این زبان در کشور رایج است. چینی تبارهای این کشور به زبان چینی و هندی تبارها به زبان تامیلی نیز تکلم میکنند.
ج- اقوام و زبانها:
قوم اورانگ اصلی به زبان باستانی مالایو تکلم میکنند، در حالی که قوم سیمانگ و سنیویی به زبان مون خری صحبت میکنند. چینیهای مالزی به زبان مادری خود یعنی سبک کانتون یا ماندرین صحبت میکنند ولی نظر به گوناگونی اقوام، گویشهای متفاوتی دارند. گروه بابا چینی به زبان محلی مالایو تکلم میکنند ولی از نظر آداب و رسوم، عادات و شیوههای زندگی چینی باقی ماندهاند. برخی از چینیها نیز زبان انگلیسی و یا مالایو را در محاورات شفاهی خود به کار میبرند. مدارس چینی زبان نیز تا سطح دبیرستان در مالزی وجود دارد.
هندیها، پاکستانیها و تامیلیها به لحاظ زبانی با تامیلی، تلوگو، وزبانهای هند و اروپایی یعنی پنجابی، بنگالی، پشتو تکلم میکنند. گروههای بومی قومی مالزی شرقی به زبان آسترونزین تکلم میکنند. زبان تکلم قوم ایبان، سوماترایی مالایی قبل از اسلام است.
یکی از مسائل مهم که مانع از وحدت ملی کامل مالزی میشود و بعضاً اختلافاتی را میان نژادهای مهاجر مخصوصاً چینیها و مالایوها به وجود میآورد، اجباری بودن آموزش زبان مالایو نیز عدم امکان به کارگیری وسیع زبان محلی از سوی این اقوام است.
فصل سوم:
جغرافیایی سیاسی
1- موقعیت ژنوپلیتیک وژنواستراتژیک
کشور مالزی در قلب جنوب شرقی آسیا واقع شده است و به دو بخش جغرافیایی تقسیم
گردیده است، مالزی شبه جزیرهای و مالزی شرقی مشتمل بر ایالتهای صباح و ساراواک در شمال جزیزره بورنئو. این دو قسمت در فاصلهای به مسافت 650 کیلومتری، به واسطه دریای چین جنوبی، از یکدیگر جدا شدهاند.
همسایگان مالزی شبه جزیرهای، سنگاپور و تایلند هستند.ایالتهای صباح و ساراواک با رشته کوههای کلیمانجارو در اندونزی هم مرز بوده و از سوی دیگر ساراواک با کشور کوچک بروئنی همسایه است.
مالزی شبه جزیرهای 40% زمینهای این کشور را تشکیل میدهد. همچنین رشته کوههای متعددی از شمال به جنوب در این منطقه وجود دارد. جلگه حاصلخیز وسیعی از سمت سواحل غربی وجود دارد که در امتداد شرق نازک میشود. بخش صباح و ساراواک جنگلهای وسعی پوشیده شده است و شبکههای آبی متعددی در آن وجود دارد.
رودخانه همچنان به عنوا مهمترین راه حمل و نقل ساکنان دو بخش جدا شده میباشد بیشتر از 60% از این کشور پوشیده از جنگلهای انبوهی است که در طول سال بارندگیهای بسیار زیاد است. گفتنی است در این کشور تنها در منطقه شبه جزیره بالاکان 8000 گونه گیاهی وجود دارد.
2- اهمیت استراتژیک کشور در منطقه
کشور مالزی در منطقه حاصلخیز آسیای جنوب شرقی با معادن سرشار زمینی و زیرزمینی خود از دیرباز مورد توجه قدرتهای سیاسی و اقتصادی بوده اس. علاوه بر وجود منابع و ذخایر فراوان در مالزی، این کشوربر سر راههای تجاری دریایی مهمی (از جمله تنگه مالاکا) قرار دارد که دو اقیانوس هند و آرام را به هم متصل میسازد و خصوصاً مناطق آسیای غربی و خاورمیانه از این طریق قادر به تماس با شرق آسیا، ژاپن و ساحل غربی قاره آمریکایی میباشند.
همچنین مجاورت مالزی با کشورهای کمونیستی هند و چین بر اهیم استراتژیک این کشور میافزاید.
با توجه به اینکه مالزی از دو ناحیه جدا از هم (شبه جزیره مالزی و مالزی شرقی) تشکیل شده است که از نظر ویژگیهای اقتصادی اجتماعی امکاناتی برابر ندارند و نیز این کشور مرزهای طولانی (زمینی ودریایی) با تایلند، اندونزی، برونئی و فیلیپین دارد. مسئله حفظت امنیت ملی وتمامیت ارضی همواره از اهمیت خاصی در سیاست این کشور برخوردار بوده است.
3- نقش تعیین کننده هریک از عوامل جغرافیایی و منابع طبیعی
مالزی به دلیل دارا بودن منابع طبیعی فراوان از تولید کنندگان مهم مواد اولیه (مثل قلع، کائوچو و نفت) در منطقه آسیای جنوب شرقی میباشد. و به دلیل قرار داشتن بر سر راههای دریایی و نیز موقعیت خاص جغرافیایی کشور ( دو تکه بودن سرزمین و هم مرز بودن با کشورهای تایلند، اندونزی، برونئی و فیلیپین به ناچار به دنبال یافتن توان دفاعی کافی برای حفظ امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور است. وجود اختلافات مرزی با اندونزی و فیلیپین و مهاجرتهای غیر قانونی کارگران اندونزیایی به مالزی و نیز بحرانی بودن بالقوه منطقه مرزی مالزی و تایلند که غالباً صحنه فعالیتهای چریکهای کمونیست و جدائی طلبان مسلمان تاینلدی است، باعث میشود که این کشور در یک رقابت منطقهای با همسایگان خود، همواره به دنبال به دست آوردن قدرت کافی برای حفظ منافع ملی خود باشد تا خطرات ناشی از تهدیدهای بالقوه علیه خود را به حداقل برساند.
فصل چهارم
اوضاع اجتماعی ، فرهنگی و آموزشی
1- اوضاع اجتماعی
الف- خصوصیات ویژه اجتماعی
یکی از خصوصیات عمده مالزی تنوع قومی این کشور است که مانع از تقسیم بندی طبقاتی میشود که آثار مهم سیاسی و اجتماعی به وجود میآورد. در واقع تنوع قومی بر تقسیم بندی طبقاتی پیش دستی گرفته است. برخی از صاحبنظران معتقدند گروههای حاکم بر مالزی از تقسیمات قومی به آن علت پشتیبانی میکنند تا بتواند زمانی را که به نظر آنه تقسیمات طبقاتی به مرحله ظهور میرسد، به تعویق اندازند. البته این فرض خیلی بعید است زیرا تنوع و تقسیمات قومی نیرومندتر از آن است که نیاز به پشتیبانی و تقویت داشته باشد.
دلایل تاریخی برای عدم وجود تقسیمات و تعارض طبقاتی موثر وجود دارد. درواقع عوامل موثر در تعیین منزلت اجتماعی نظیر احترام به بزرگسالان، آموزش ، ثروت و مالکیت، اقتدار مذهبی و غیره که جزو آداب سنتی مالزی است، هنوز نفوذ گستردهای دارد. به یک معنی حاکمان و رهبران مالزیایی مسئله احترام و وفاداری در یک سیستم و روش فئودالی گونه را در گذشته حفظ کردهاند. کما اینکه از حدود دو هزار سال پیش رسم بوده است که جوایز و نشان افتخار به سلاطین و حکام اعطا میشده و به این وسیله موقعیت اجتماعی آنها تثبیت میشده است که امروزه هم همین سنت مورد احترام و اجرا است. شواهد نشان میدهد که حداقل چهار رهبر اولیه سازمان متحد ملی مالزی از خانوادههای سطح بالا بودند.
با این حال وجود طبقات اجتماعی با معرفی برنامههای جدید اقتصادی شکل ملموستری به خود گرفته است. در جامعه امروزین مالزی ثروتمندان مالایو، تاجران، و آریستوکراتها به روشنی از طبقه متوسط شامل خدمه شهری و گروههای شغلی، و نیز طبقه پایین نظیر کشاورزان و نیز کارگران قابل تمیزند.
علاوه بر این وجود مقر نسبتاً گسترده در میان کشاورزان قابل ملاحظه است. هر چند فرهنگ مالایو تحت تاثیر فرهنگهای هندی و بودایی افراد را به سه گروه حاکم، افرادوالامقام و عامه مردم تقسیم میکند، با این حال امکان تحرک اجتماعی برای افراد وجود دارد و مردم عادی میتوانند از راههای مختلف از جمله با انتخاب شدن در مجامع ایالتی و پارلمان از منزلت بالاتری برخوردار شوند.
یکی از مشخصههای جامعه مالزیایی تفاوتی است که میان ساکنان شهرها و روستاییان مشاهده میشود. همچنین در جوامع شهری نخبگان غربگرا موقعیت برجستهای دارند و در روستاها نیز افراد برجسته و زمین داران ثروتمند از چنین منزلتی برخوردارند.
ب- روابط عاطفی و روانی مردم با یکدیگر
مردم مالزی خصوصاً افراد مالایو نژاد همانند بسیاری از ساکنان اصلی منطقه آسیای جنوب شرقی از روحیه آرام و مسمالمت جویانهای برخوردارند، ولی خود را صاحبان اصلی مالزی میدانند و از مهاجرت اقوام چینی و هندی و دیگر اقوام به این کشور خرنسد نیستند.
در واقع مسائل نژادی از همان ابتدای استقلال مطرح بود. ائتلاف حاکم در مالایا پس از استقلال، شامل بر کارمندان دولتی مالایو و اشراف از یک طرف و تجار چینی و هندی و متخصصان از سوی دیگر بود. هنگام استقلال، در نتیجه مصالحهای سیاسی توسط چینیها که نمایندگی آنها را جامعه چینیهای مالایا به عهده داشت و کنگره هندیهای مالایا به نمایندگی هندیها، حق حاکمیت سیاسی مالایوها و حقوق و امتیازات ویژهای برای آنها در مقابل کسب شهروندی کامل و نقش داشتن در دولت به رسمیت شناخته شد.
از آنجایی که به لحاظ تاریخی اقلیتهای چینی و هندی با کار خود رد معادل قلع و کشت کائوچو موجبات شروع موج توسعه اقتصادی کشور را فراهم آورند، ولی مالایوها همچنان به فعالیتهای سنتی خود یعنی ماهیگیری و کاشت برنج و تولید میوه ادامه داده و تمایلی به کار در شرایط سخت و طاقت فرسای معادن و مزارع کائوچو نداشتند، در نتیجه از همان آغاز نوعی جدایی بین آنها به وجود آمد که تاثیراتی بر روابط اجتماعی آنها داشت.
در حقیقت مشارکت گروههای مهاجر آسیایی در بخش مدرن اقتصادو اجتناب مالایوها از این بخش به طور ارادی و هم در نتیجه سیاستهای استعماری انگلیس سرانجام منجر به تقسیم مناقشه برانگیز درآمدها و اشغال گروههای نژادی بود، به گونهای که سهم مالایوها در صنعت و تجارت بسیار کم بود. در جریان بحرانهای مربوط به ناتوانی دولت در به دست آوردن 3/2 اکثریت آراء شورشهای نژادی بین چینیها و مالایوها در کوالالامپور در گرفت و به دنبال آن وضعیت اضطراری اعلام شد که از 1957 تا سال 1960 ادامه یافت. بنابراین متعاقب بازگشت حکومت پارلمانی به کشور موادی به قانون اساسی اضافه شد که بحث د رمورد مسائل حسصاس نژادی نظیر حقوق مالایوها، مذهب و موقعیت سنتی سلاطین مالایو و سلطان را ممنوع ساخت. همین تحول بود که تاثیر خاصی برروند مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مالایو به جای گذاشت و باعث سیاست تازه اقتصادی شد.
ج- نقش زنان در جامعه
تا قبل از دهه 1980زنان مالزیایی بیش از 3/1 نیروی کار کشور را تشکیل میدادند ولی موقعیتهای اجتماعی مهم را نسبت به زنان فیلیپینی کمتر داشتند، و نیز در امور تجاری کمتری از زنان تایلندی فعال بودند. در طول دهه 1970 سهم زنان در امور اداری و تکنیکی فقط 2% در مقایسه باسهم 2% مردان بود.
تنوع قومی در مالزی باعث شده است تا نقش زنان مالایو در نیروی کار کشور کاملاً متفاوت از زنان چینی باشد. از نظر سنتی زنان مالایو بیشتر در امور کشاورزی بخصوص در زمینه وجین مزارع و کشت فعالیت دارند. با گسترش تکنولوژی و توسعه ماشینیسم، نیاز به نیروی کار کاهش یافته است. در نتیجه بخشی از زنان به شهرها مهاجرت کرده در صنایع الکترونیک مشغول به کار شدهاند که خود منجر به بروز مشکل نحوه اسکان آنها گردیده است.
زنان مالایایی در گسیختن از فرهنگ و مذهب روستایی و انطباق با اصول و مبانی زندگی شهری و اشتغال صنعتی چه بسا با مشکلاتی مواجه شدهاند، با وجود این بیشتر آنها زندگی شهری را با همه مشکلاتی که دارد به زندگی در روستا ترجیح میدهند. بر عکس زنان چینی سهم کمی از اشتغال در کارخانهها را دارند و غالباً در شرکتهای تجاری چینی فعالیت میکنند.
این حقیقت را باید مورد نظر قرار داد که از نقطه موفقیتهای شغلی، زنان در ردههای پایینتری نسبت به مردان قرار دارند و تبعیضهایی در پرداخت دستمزد در مقابل کار مساوی و نیز امنیت شغلی در مورد آنان وجود دارد. علاوه بر این برای تصدی مشاغل تکنیکی، مدیریت و خدمات برجسته شهری، اشتغال در امور قضایی، مطبوعات ووسایل ارتباط جمعی مجال کمتری داشتهاند. با تقویت موضوع سازمان متحد ملی مالزی در دولت، زنان مالایو موضوع بهتری نسبت به غیر مالایوها در موقعیتهای سیاسی به دست آوردهاند، با این حال شاخه زنان سازمان نقش اندکی در تصمیمگیریهای سیاسی حزبی دارد.
آمار نشان میدهد که از نظر آموزشی زنان با مردان برابر نیستند، زیرا اولاً میزان بیسوادی دو برابر مردان است، ثانیاً تعداد مردانی که دوره دوم سیستم آموزشی مالزی را طی کردهاند بیشتر از زنان است، ثالثاً تعداد مردانی که دوره سوم سیستم آموزشی مالزی را گذراندهاند دو برابر زنان میباشد.
اختلاف موقعیت زنان روستایی و شهری همچون بسیاری از کشورهای در حال توسعه متفاوت است. نقش زنان روستایی غالباً در حد وظایف سنتی است ولی در اجتماعات شهری زنان تحصیل کرده میتوانند تا منصبهای بالای اداری و حتی وزارت نیز ارتقا یابند.
در زمینه حضور زناندر صحنه سیاسی این کشور، لازم به ذکر است که تعداد سیاستمداران زنان در مالزی نشان دهنده عدم توجه به شناخت و آگاهی از این قشر میباشد. در حال حاضر تنها 9 نفر از 180 عضو مجلس نمایندگان مالزی زن میباشند و از 461 نفر اعضای مجلس قانونگذاری ایالتها فقط 12 نفر زن هستند. در هیات وزیران نیز تنها دو وزیر زن و سه معاون وزیر زن وجود دارند.
همچنین در مالزی سازمانی به نام سازمان هوا تاسیس شد که کار آن حمایت از حقوق زنان این کشور است. در مقدمه اساس نامه این سازمان آمده است که از سیاست ملی زنان به منظور توسعه عدالت، آزادی و حقوق بشر برای آحاد زنان این کشور حمایت میشود.
د- وضعیت بهداشت عمومی
وزارت بهداشت مالزی مسئول ارائه خدمات بهداشتی و درمانی است. در این کشور 93 بیمارستان دولتی وجود دارد که در مجموع شامل 25201 تحت میشود. به علاوه بیمارستانهای خصوصی متعددی نیز در مالزی دایر است. همچنین تعداد زیادی مراکز بهداشتی و درمانی در نقاط مختلف کشور وجود دارد.
ارائه خدمات بهداشتی ودرمانی در مناطق روستایی دور دست بر عهده تیمهای پزشکی است و این گروهها به صورت سیار و مستقر در این مناطق فعالیت دارند. در مالزی به طور متوسط برای هر 339 نفر یک تخت بیمارستانی وجود دارد.
2- اوضاع فرهنگی:
الف- تاثیر فرهنگها
حضور همزمان سه جریان فرهنگی عمده در مالزی که به ترتیب اهمیت و نفوذ عبارتاند از: فرهنگ مالایو، فرهنگ چینی و فرهنگ هندی، بافت فرهنگی متنوعی را در این کشور به وجود میآورد که خالی از مخاطرات بالقوه سیاسی و اجتماعی نیز نمیباشد.
پیوند میان دین اسلام و قوم مالایو سبب شده است که این فرهنگ از هویت مستقل و متمایزی برخوردار شود، خصوصاض که جمعیت افراد مالایو نژاد نیز نسبت به جمعیت سایر نژادها، از اکثر برخوردار است. بنابراین جریان فرهنگی غالب در مالزی اختصاص به فرهنگ مالایو دارد، اگرچه وجود فرهنگهای چینی و هندی در کشور مانع از آن است که این غلبه به صورت کامل و همه جانبه باشد.
هر یک از سه جریان فرهنگی اصلی در مالزی هنوز هویت اصلی خویش را حفظ کردهاند ولی همزیستی آنها و تاثیر متقابل در یکدیگر باعث پیدایش تغییراتی دربرخی مظاهر هر یک شده است. به نحوی که بعضاً به صورت پدیدههایی بین فرهنگی و تعدیل یافته نمودار میشود. برای مثال گرایش افراد چینی الاصل به فعالیتهای اقتصادی و اشتغال بیشتر آنها در مشاغل تجاری و خصوصی باعث پیدایش نوعی فرهنگ سوداگرانه متمایل به ارزشهای غربی در میان آنها شده است.
این روحیه در طبقات متوسط مالایوها یعنی در قشرهای تحصیل کرده و بوروکرات و نیز در میان شهر نشینان شاغل در بخش خصوصی و تجاری تاثیر قابل توجهی نهاده و دامنه نفوذ آن نسل جوان مالایوها را نیز تحت تاثیر قرار داده است.
ب- مهمترین رسانهها و نشریات
مطبوعات مالزی در مقایسه با سایر کشورهای منطقه آسیای جنوب شرقی از آزادی نسبی برخوردار هستند، اما دولت تلاش میکند ضمن تصویب قوانین جدید، کنترل بیشتری بر نشریات داشته باشد. آزادی بیان در مطبوعات، تا زمانی که مخل وحدت و منافع ملی و ضد دولت نباشد، رعایت میشود. مواردی چون زبان ملی، حقوق افراد مالایو نژاد، موقعیت خاص سلاطین و اعضای خانواده سلطنتی در این مقوله قرار دارد.
مالزی دارای روزنامهها و نشریات متعددی است که به زبانهای گوناگون ملایو، انگلیسی، چینی و تامیلی منتشر میشود. اولین روزنامه این کشور در سال 1806 در پنینگ منتشر شد. جراید مالزی در ابتدای انتشار، عمدتاً به زبان انگلیسی بودند اما اکنون غالب نشریات به زبان ملایو منتشر میشود.
در این کشور 63 عنوان روزنامه انتشار مییابد که 42 مورد در شبه جزیره مالزی و 21 مورد در ایالات صباح و ساراواک منتشر میشودو پرشمارگانترین آنها عبارتند از:
همچنین 63 عنوان مجله و نشریه از سوی سازمانهای مختلف دولتی و نهادهای خصوصی در زمینههای گوناگون منتشر میشود که 45 عنوان به زبان ملایو، 9 عنوان به زبان انگلیسی 8 عنوان به زبان چینی و یک عنوان به زبان تامیل میباشد.
ج- خبرگزاریهای داخلی و خارجی
آژانس ملی خبری مالزی برناما در 1967 تاسیس شده است. وظیفه این موسسه ارائه خدمات خبر (خبر، عکس، بررسی و نشریه) به نشریات و سایر رسانههای گروهی است که در خارج از کشور دفاتری دارد.
خبرگزاری خارجی در مالزی دفاتری دارند که عبارتند از:
- آژانس خبری فرانسه
- آسوشیتد پرس آمریکا
- سرویس خبری اینترپرس ایتالیا
- فیجی پرس ژاپن
- پرس تر است هند
- رویتر انگلیس
- خبرگزاری تاس شوروی
- آژانس خبری جمهوری خلق چین
- آژانس خبری تائی از تایلند
- یونایندپرس بین المللی امریکا
- آژانس خبری جمهوری خلق چین
- و آژانس خبری جمهوری آلمان
رسانههای گروهی:
الف- رادیو:
سازمان اصلی رادیوی مالزی تحت کنترل دولت است و رادیو تلویزیون مالزی نام دارد. این سازمان در کوالالامپور واقع شده است.
بخش ماورای بحار رادیو مالزی (صدای مالزی) برروی موج کوتاه برنامههایی به زبان عربی khz15295، برمهای khz6100، انگلیسی khz6175، اندونزیایی khz6175، تائی khz6100، تانگالونگ khz1476، و ماندارین khz11885 پخش میکند. زبانهای ویتنامی، لائوسی، فمر وژاپنی نیز بخشی دیگر از برنامهظهای رادیو مالزی راتشکیل میدهد.
رادیوی مالزی دارای 6 شبکه داخلی است که هفتهای 1416 ساعت برنامه به زبانهای مختلف پخش مینماید. این رادیو برنامه خاصی نیز برای خارج کشور دارد. براساس آمارها حدود 80% از جمعیت بزرگسال مالزی (حدود 2 و 6 میلیون نفر) جزء شنوندگان برنامههای رادیو هستند و 71% از مردم دارای گیرندههای رادیویی میباشند.
ب- تلویزیون:
صدا و سیمای مالزی در سال 1963 تاسیس شد. تا پیش از این مدت، برنامههای رادیویی و تلویزیونی از طریق سنگاپور دریافت میشد. در سال 1970 نخستین ایستگاه ماهوارهای زمینی مالزی آغاز به کار کرد و سپس با تاسیس ایستگاه ماهواره زمینی ایالت صباح در سال 1975 امکان پخش برنامهها در ایالات صباح و ساراواک نیز به وجود آمد.
تلویزیون مالزی دارای 4 شبکه دولتی است که هفتهای 117 ساعت برنامه پخش میکند. در حال حاضر 55% از برنامهها، تولید داخل و محلی است که دولت مالزی تلاش دارد این نسبت رابه 60% افزایش دهد. برنامههای شبکه 2 مالزی آموزشی است و هر روز برای دانشآموزان پخش میشود.
در سال 1984 اولین شبکه تلویزیونی خصوصی در مالزی تاسیس شد که بخشهایی از ایالات غربی شبه جزیره مالزی را تحت پوشش خود گرفت. طبق قانون اساسی، دارندگان کانالهای رادویویی وتلویزیونی خصوصی دز مالزی باید از دولت مجوز بگیرند و سالانه مبلغی را به دولت بپردازند.
کانالهای اقوام دیگر برنامههای خود را به زبان قومی پخش میکنند و موظفند که زبان مالایی و انگلیسی را در زیر نویس برنامههای خود ارائه کنند.
طبق آمار، تعداد بییندگان برنامههای تلویزیونی مالزی؛ بالغ بر 92% از جمعیت بزرگسال (حدود 2، 7 میلیون نفر) میباشد و 49% از مردم (حدود 2، 11 میلیون نفر) دارای گیرندههای تلویزیونی میباشند. تولیدات و برنامههایی که تلویزیون مالزی پخش میکند مطابق با موازین اسلامی نیست. امور مذهبی در برنامههای تلویزیون در حد اذان و پخش نماز جمعه و عید است و این برنامهها به صورت بسیار مختصر ارائه میگردد.
پخش برنامههای غیر اخلاقی و غیر شرعی در تلویزیون منع قانونی نداردو در صد فراوانی از برنامههای تلویزیون به این مقوله اختصاص داده شده است. شبکه کابلی آستر و در مالزی دایر است که بیشتر مردم در شهرهای مالزی مشترک این شبکه میباشند که در مقایسه با شبکههای رسمی، از بی بند و باری بیشتری برخوردار است.
ج- میزان کنترل دولت بر رسانههای گروهی
در جامعه چند نژادی مالزی، دولت در جهت کاهش مخاطرات سیاسی داخلی و حفظ وحدت و امنیتی ملی نظارت و کنترل موثری را بر وسایل ارتباط جمعی اعمال میکند تا احتمال بروز هر گونه تشنج و ناآرامی از میان برود.
وزارت اطلاعات مالزی مسئولیت اصلی امور مربوط به وسایل ارتباط جمعی را برعهده دارد. مهمترین وظیفه این وزارتخانه ترویج و تبلیغ سیاستهای حکومتی نظیر ایدئولوژی ملی و یا سیاست جدید اقتصادی در جهت نیل به وحدتو همبستگی ملی است همچنین مبارزه با فعالیتهای ضد ملی از جمله وظایف بخشهای مختلف این وزارتخانه است.
وزارت اطلاعات مالزی در جهت انجام وظایف فوق به کنترل مطبوعات، اخبار منتشر شده از سوی آژانس ملی خبری، فیلمها و برنامههای رادیو تلویزیون میپردازد، در عین حال اموری نظیر صدور اجازه انتشار مطبوعات و کنترل آگهیهای تبلیغاتی و نیز آموزش کارکنان شاغل در واسیل ارتباط جمعی را عهدهدار است. وظیفه کنترل کتابها و نشریاتی که از خارج وارد میشود به عهده وزارت اطلاعات است.
لازم به ذکر است که مطبوعات مالزی در مقایسه با سایر کشورهای منطقه آسیای جنوب شرقی از آزادی بیشتری برخوردارند، ولی دولت تلاش میکند ضمن تصویب قوانین جدید، کنترل خود را بر نشریات مخالف افزایش دهد.
3- نظام آموزشی
آموزش ابتدایی و متوسطه در مالزی رایگان است که وزارت آموزش و پرورش مسئولیت آن را به عهده دارد. علاوه بر آن موسسات آموزشی خصوصی هم وجود دارند که زیر نظر وزارت آموزش و پرورش فعالیت میکنند.
زبان اصلی در تمام سطوح آموزشی زبان مالایو است و زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم تدریس میشود. آموزشهای زبانهای چینی و تامیل نیز در مدارس خاصی رایج است.
میزان هزینه دولت در خصوص آموزش کودکان حدود 4895 میلیون دلار مالزی و یا 4/17% کل بودجه دولت بوده است. تعداد ثبت نام دانش آموز در مدارس مالزی حدود 3608490 نفر بوده است برای ثبت نام در مدارس ابتدایی وجهی دریافت نمیشود، ولی در دوره دوم متوسطه هر دانش اموز میبایست مبلغی در حد 5/7 تا 15 دلار مالزی در ماه پرداخت کند.
براساس نظام آموزش مالزی مدت تحصیل در دوره ابتدایی شش سال است که از شش سالگی شروع میشود. دوره متوسطه خود به دو دوره تقسیم میشود: مرحله اول یک دوره سه ساله است که در آن آموزشهای عمومی و پیش حرفهای شامل رشتههای مختلف فنی و هنری ارائه میشود که در پایان دانش آموزان در یک امتحان عمومی شرکت میکنند. مرحله دوم که مدت آن دو سال است، آموزشهای عمومی و حرفهای را در بردارد و در پایان آن نیز امتحانی عمومی از دانش آموزان گرفته میشود. یک دوره پیش دانشگاهی دو ساله نیز در نظام آموزشی مالزی در نظر گرفته شده است.
تعداد دانش آموزان مالزیایی بر اساس آمار در مقطع ابتدایی حدود 2269764 نفر ودر مقطع متوسط 339108/1 نفر بوده است.
در مالزی مرکزی برای ترویج زبان و ادبیات مالایو و انتشار کتابهایی در این زمینه ایجاد شده است. در شهرهای مختلف مالزی مراکزی برای آموزش علوم اسلامی دایر است که مهمترین آنها در ایالات کلانتان واقع است و دولت بر نحوه فعالیت و نوع مواد آموزشی این مدارس نظارت میکند. طلاب این مرکز که بعضاً از کشورهای مجاور میباشند، پس از اتمام تحصیلات خود به عنوان معلم علوم اسلامی مشغول به کار میشوند. تعدادی از آنها نیز جهت تکمیل تحصیلات به مراکز اسلامی کشورهایی نظیر عربستان سعودی و مصر عزیمت میکنند.
الف- دانشگاهها:
مهمترین دانشگاههای مالزی عبارتند از:
دانشگاه بین المللی اسلامی- دانشگاه ملی مالزی- دانشگاه مالایا- دانشگاه کشاورزی مالزی- دانشگاه علوم مالزی- دانشگاه تکنولوژی مالزی- دانشگاه شمالی مالزی.
| دسته بندی | عمومی |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 67 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 15 |
قسمتی از محتوی پاورپوینت
تعداد اسلاید : 15 صفحه
موضوع : مشاوره گروهی تحت نظر استاد ارجمند : جناب آقای حسن زاده گرد اورنده : شهین ساربان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تربت جام مشاوره گروهی مقدمه: در بحث خدمات مشاوره همواره تاکید بر شناخت، توانایی ها، قابلیت ها، رغبت ها، ماسئل ، نگرش ها، عقاید و دیگر ویژگیهای فرد بوده است و از فرآیند مشاوره بعنوان تکنیکی برای کاربرد این آگاهیها در کمک به فرد یادشده است .
بدیهی است بدلیل تغییر و تحولات سریع و گسترده اجتماعی از طرفی و ادغام نهادهای ایثارگری، تغییر هرم سنی همسران و فرزندان شاهد و ایثارگر و نیازهای جدید آنان از طرف دیگر، اکتفا نمودن به مشاوره های فردی نمی تواند پاسخگوی تمام نیازها و مسائل آنان باشد .
لذا بکارگیری و رواج سبک های از مشاوره که بتواند مکمل مشاوره فردی باشد به تمام نیازها و مسائل افارد جامعه هدف جوابگو باشد از ضروریات سبک زندگی فعلی می باشد .
روشهای گروهی بدون تردید محاسن و مزایای زیادی مثل صرفه جویی در وقت، هزینه ها، ارائه حداکثر خدمات با حداقل نیروی متخصص، بررسی مسائل با دیدگاههای متفاوت، تمایل بیشتر به ارتباط مناسب و کم شدن مقاومت افراد در مطرح نمودن مسائل، احساس آرامش و امنیت در میان گروه و .
.
.
دارد .
مشاوره گروهی تخصصی است که میزان و کیفیت تبادل نظر و ارتباط انسانی را گسترش می دهد و افراد در تعامل با یکدیگر و مشاور، زمینه های مورد علاقه و نیاز خود را شناسایی می کنند.
مازنی به سیاست های اجرایی طرح و مشاوره گروهی اشاره کرد و گفت: بهره گیری از روش های علمی برای شناسایی و حل مسایل و مشکلات، تاکید بر اقدامات پیشگیرانه در راستای سلامت و بهداشت روان، صرفه جویی در وقت و هزینه سازمان و جامعه ایثارگری، توجه همه جانبه به نیازهای زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی افراد و افزایش مسوولیت آنها نسبت به خود در جامعه از مهم ترین سیاست های اجرایی این فعالیت است.
مشاوره گروهی بدون شک تخصصی است که میزان و کیفیت تبادل نظر و ارتباط انسانی را گسترش می دهد، در مشاوره گروهی افراد تعامل با یکدیگر و مشاور، زمینه های مورد علاقه و نیازخود را به تبادل نظر می گذارند و درباره خود از یکدیگر می آموزند .
علیهذا دستورالعمل مشاوره گروهی بشرح زیر تهیه و ارائه می گردد .
ماده یک- تعریف مفاهیم: 1.
مشاوره: فرآیندی است که مشاور از دانش حرفه ای خود به منظور کمک به تسهیل تغییرات رفتاری، بهبود تصمیم گیری، افزایش توانایی سازگاری، شکوفایی استعدادهای بالقوه مراجعان و .
.
.
بهره می گیرد .
2.
مشاوره گروهی: فرآیند دو جانبه انسانی است که در آن مشاور و یک گروه همسان به بررسی مشکلات، احساسات، نگرش ها، ارزشها و .
.
.
می پردازند و کوششی است در جهت تعدیل اصلاح نگرشها و ادراکات فرد تا بتواند در مورد مسائل و مشکلات خود بهتر و مؤثرتر اقدام کند .
.
گروه( اعضای مشاوره گروهی): به تجمیع عده ای از افراد که عملکرد مشترک و هدف مشخصی دارند و از قوانین و مقررات خاصی تبعیت می کنند گروه گفته می شود .
اعضای مشاوره گروهی از 6 تا 10 نفر را تشکیل می دهند و با همکاری کی مشاور فعالانه به بررسی مشکلات، احساسات و .
.
.
خود می پردازند و هدف آنان تفسیر نگرشها و
| دسته بندی | عمومی |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 249 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 14 |
قسمتی از محتوی پاورپوینت
تعداد اسلاید : 14 صفحه
مروری بر وضعیت زبالۀ شهر تهران انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران هفته ی طراحی گرافیک - ١٣۸۸ پژوهش و تحقیق: شهرزاد اسفرجانی با همکاری سارا مریدپور امروزه، ضریب افزایش تولید زباله (پسماند) روند سریع تری را نسبت به افزایش جمعیت در شهر تهران درپیش گرفته است.
در تهران روزانه ۸۰۰۰ تُن زباله ی خانگی تولید می شود که معادل ٦ میلیون تن در سال است! سرانه تولید زباله هر فرد تهرانی معادل ۸۲۰ گرم در روز است! و اما بزرگ ترین معضل، عدم آگاهی مردم ازخطرات آینده و مشکلات زیست محیطی ناشی از این رشد روز افزون زباله است.
زباله، بحرانی جدی! 2 انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران- هفته ی طراحی گرافیک - ١٣۸۸ مشکلات آلودگی های محیطی ناشی از دفن زباله هدر رفتن سالانۀ هکتارها زمین به منظور دفن زباله هدر رفتن منابع طبیعی که به عنوان مواد اولیه درکارخانجات مورد استفاده قرار می گیرند.
(به دلیل عدم وجود فرایند بازیافت مؤثر) غیرقابل بازیافت بودن اقلام بازیافتی داخل پسماندها به دلیل عدم جداسازی آنها در مبدأ 3 انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران- هفته ی طراحی گرافیک - ١٣۸۸ راه حل رفع مشکلات ناشی از تولید این میزان زباله و مدیریت آن، بدون همکاری شهروندان که تولید کنندگان اصلی زباله می باشند امری غیر ممکن است.
یکی از مهمترین راه کارهای کاهش و یا برطرف نمودن این مشکلات در مرحله اول کاهش تولید زباله و در مرحله بعد تفکیک زباله از مبدأ (منازل، محل کار و.
.
.
)، به صورت خشک و تر توسط شهروندان است.
4 انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران- هفته ی طراحی گرافیک - ١٣۸۸ اهداف بهبود شرایط بهداشتی، کاهش آلودگی های ناشی از تولید زباله و حفظ محیط زیست از طریق: آموزش وبالا بردن سطح آگاهی عمومی در ارتباط با کاهش تولید زباله کاهش میزان پسماندهای دفنی و جلوگیری از هدر رفتن سالیانه چندین هکتار زمین ناشی از دفن پسماندها با کاهش تولید آن اطلاع رسانی از فواید بازیافت و بازگشت مواد قابل استفاده به چرخۀ تولید، همچنین آموزش و تشویق عموم به تفکیک پسماندهای خشک و تر بهینه سازی و صرفه جویی در هزینه های جمع آوری و حمل و نقل زباله، با دعوت از شهروندان برای همکاری با مسئولین شهرداری و خارج کردن زباله ها در ساعت ٩ شب 5 انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران- هفته ی طراحی گرافیک - ١٣۸۸ انواع زباله های خانگی زباله های خانگی شامل پسماندهای عادی منازل، مواد اضافی بـاقیمانده در فـرآیندهای آشپزی، تغذیه، پسماندهای فضای سبز، پسماندهای میوه و سبزیجات، زایدات ناشی از فعالیت رستورانها، فروشگاههای مواد غذایی، میادین میوه و تره بارو.
.
.
است.
پسماندها در یکی از دو بخش عمدۀ زیر قرار می گیرند: پسماندهای تر پسماندهای خشک 6 انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران- هفته ی طراحی گرافیک - ١٣۸۸ پسماندهای تر پسماندهای تر، ۷٥درصد زباله های خانگی را تشکیل می دهد و شامل: پسماندهای غذایی: برنج، نان، انواع خورشت، گوشت، مرغ، ماهی، روغن های خوراکی و .
.
.
سبزی و میوه: پسماند میوه، سبزی و میوه فاسد شده، تفاله چای و .
.
.
این دسته دارای خاصیت فسادپذیری ، ایجاد بوهای نامطبوع، جذابیت برای حیوانات و حشرات مختلف نظیر سگ و گربه ، مگس ، پشه، سوسک و.
.
.
| دسته بندی | عمومی |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 50 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 42 |
قسمتی از محتوی پاورپوینت
تعداد اسلاید : 42 صفحه
File Structure Lecture 2 مروری اجمالی بر سیستم نگاهداری داده ها (File System) 2-2 File Structure مروری اجمالی بر سیستم نگاهداری داده ها (File System) فایل ( File ) چِیست ؟
فایل سیستم (File System) چِیست ؟
دیسک (Disk) چیست ؟
دسترسی کاربران به فایلهای داده چگونه میباشد؟
2-3 File Structure مروری اجمالی بر سیستم نگاهداری داده ها (File System) فایل ( File ) چِیست ؟
مجموعه ای از داده ها ( Data ) میباشد ، که بطور واحد بوسیله سیستم عامل ((Operating System قابل شناسایی و مدیریت است.
هر فایل یک واحد مستقل و پایدار (Persistent) از داده ها میباشد.
2-4 File Structure مروری اجمالی بر سیستم نگاهداری داده ها (File System) فایل سیستم (File System) چِیست ؟
بخش قابل مشاهده ای از سیستم عامل میباشد ، که دو وظیفه ی مهم در رابطه با نگهداری فایلهای داده را به عهده دارد: مدیریت مشخصات فایلها (Directory service ) نگاهداری محتوای فایلها (Storage service ) 2-5 File Structure سیستم نگاهداری داده ها (File System) تقسیم وظایف در فایل سیستم چگونه است؟
2-6 File Structure سیستم نگاهداری داده ها (File System) مدیریت مشخصات فایلها (Directory ) مدیریت نامگذاری فایلها (Logical Naming) مدیریت مختصات و اطلاعات مربوط به فایلها ( Meta Data ) مدیریت سازماندهی و دسته بندی فایلها ( Organization ) 2-7 File Structure سیستم نگاهداری داده ها (File System) نگاهداری محتوای فایلها (Storage ) نگهداری فایلها به گونه ای پایدار و مطمئن (Persistent & Reliable) ارائه امکانات ایجاد ، حذف و بروز نمودن فایلها برای کاربران به مشارکت گذاشتن فایلها بین کاربران (Sharing) کنترل امنیت در دسترسی به فایلها (Access Security) 2-8 File Structure سیستم نگاهداری داده ها (File System) د یسک (Disk) چیست ؟
یک نوع حافظه مغناطیسی میباشد ، که برای ذخیره سازی فایلهای داده استفاده میشود.
در فصلهای آینده مفصلا در مورد انواع حافظه صحبت خواهیم نمود.
2-9 File Structure سیستم نگاهداری داده ها (File System) مدیریت داده ها روی د یسک با کیست ؟
کلیه اعمال ایجاد، حذف یا هرگونه دسترسی به فایلهای داده روی دیسک (Disk) ، توسط یک واحد مستقل (Disk Handler) ، و به موازات وظایف دیگر فایل سیستم انجام میشود.
2-10 File Structure مدیریت مشخصات فایلها (Directory) ساختارهای گوناگونی جهت نگاهداری مشخصات فایلها وجود دارد: ساختار مسطح یا ساده (Flat Directory Structure) ساختار دو سطحی (2 Level Directory Structure) ساختار درختواره (Tree Directory Structure) ساختار گراف (Graph Directory Structure) 2-11 File Structure مدیریت مشخصات فایلها (Directory) 1 - ساختار مسطح یا ساده (Flat Directory Structure) ساختاریست ساده که در آن فقط نام فایل و آدرس آن روی دیسک نگهداری میشود.
این ساختار فقط برای سیستم های بسیار کوچک و ابتدایی قابل استفاده می باشد.
تنها سازماندهی فایلها بر حسب نام آنها میباشد.
| دسته بندی | سایر گروه های علوم انسانی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 99 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 120 |
در هر سازمانی بدون توجه به نوع هدف، به وسیلة کارکنان اموری به اجرا در میآید که در نهایت بهصورت مجموعهای که ماحصل سرمایهگذاری است شکل میگیرد. بدینسان نتیجه کار اعضاء بهصورت منسجم متجلی میشود. در سازمانها و مؤسسات هر کاری نیازمند مهارتها و بهکارگیری دانشهای در رابطه است. سازمانها با توجه به این نیاز، شرایط احراز شغل نیروی انسانی خود را تهیه نموده و به گزینش میپردازند. هر چند در بدو استخدام نیروی تازه وارد در سازمان، با شغل خود انطباق کیفی دارد ولی اگر مدیریت آنها را کارآموزانی مستعد تلقی نکند، نخواهد توانست در پروراندن آنها اقدام نموده و در نتیجه از نیروی انسانی مفید برخوردار گردد. چرا که محبوس نگهداشتن تجارب و مهارتهای شغلی افراد، روح تعالی و رشد را در اعضاء خفه کرده و موجبات سد تحرک و پویایی آنها را فراهم میکند (عسگریان، 1370، ص 55).
با اجرای برنامههای آموزشی در سازمانها میتوان به رشد نیروی انسانی کمک کرد. آموزش تنها وسیلة همگام شدن با تغییراتی است که در گذر زمان ایجاد میشود. تغییر و تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و پیشرفت علم و تکنولوژی نیازهای آموزشی گوناگونی را به سازمانها تحمیل میکند.
برنامههای آموزشی را تنها هنگامی باید طراحی و اجرا کرد که مطمئن باشیم میتواند به حل مشکلات، کمک مؤثری بنماید، بنابراین، عاقلانهترین راه برای تصمیمگیری درباره مسائل مربوط به آموزش کارکنان باید براساس بررسی و مطالعه کامل کل سازمان باشد. با شناخت سازمان و مسائل موجود در آن خواهیم دانست که آموزش کارکنان چگونه میتواند به ما در رفع این مشکلات کمک کند(سعادت، 1381، ص 176).
بر این اساس، اولین قدم در تجویز آموزش برحسب دادههای نیازسنجی که به وسیلة پرسشنامهها و مشاهدات به دست میآید صورت میگیرد(عسکریان، 1370، ص 57).
علوم مختلف در چنددهه اخیر بیش ازهر دوران دیگر در طول تاریخ بشر پیشرفت کردهاند، تکنولوژی به طور مداوم و باشتابی بی مانند در حال تحول و پیشرفت است. لازمه ماندگاری، دوام و بقاء سازمانها در عرصه تحولات پرشتاب امروز، توجه به آموزش است. تحولات پرشتاب در مراکز آموزشی بیشتر از سازمانهای دیگر بوده است به این ترتیب رهبران مراکز آموزشی باید عادتها، رویهها و روشها را محک مجدد زده و با نگاهی نقادین به راهیابی بهتر در این زمینه ها بپردازند (میر کمالی، 1386، ص 12).
ماندگاری سازمانهای آموزشی تابعی است از تغییرپذیری آنها به عنوان مثا ل در بحثها ی برنا مه ریز ی درسی باید روشها ی تد ریس به نحو مطلو ب تغییر کند تا بتواند سطح یا دگیری شا گردان رانسبت به بیان دیگر افزایش روز افزون دانشآموزان، دگرگونی و تحول در یافتههای علمی، انفجار دانش، انفجار ارزشها، نابرابری در خصوص دسترسی به آموزش، تنگنای مالی ، عدم آموزش پذیری، عدم مسئولیت پذیری و همه عوامل تإثیرگذار دیگر در مراکز آموزشی توجه به اهمیت کیفیت این مراکز را روز افزون میکند(الوانی 1383، ص26).
به طور کلی حیاتیترین و حساسترین نهادها پس از نهاد خانواده، مدارس میباشند. و چنانچه مدارس که به عنوان یک نهاد صد در صد انسانی هستند، رسالت خویش راانجام دهند بدون تردید نسلی خلاق، به دور از وابستگی، مسئولیتپذیر و... خواهیم داشت. بنابراین مدیران امروز در محیطی پویا و متحول کار میکنند. لذا بهرهگیری از اندیشههای نوین و روشهای اثر بخش مدیریت برای فرد، سازمان و جامعه ضرورتی اجتناب ناپذیر میباشد.
کی یروهنی[1] (1999) وظایف آموزش وپرورش را به شرح زیر ذکر نمودهاند.
1- وظایف آموزشی 2- وظایف پرورشی 3- وظایف انتشاراتی 4- وظایف رشد حرفهای - -5- وظایف خدماتی
لازمه تحقق رسالتها و وظایف مذکور وجود یک رهبر آموزشی مطلوب است. رهبر آموزشی از سایر رهبریها از حساسیت بیشتری برخوردار است. علاقهمند (1380، ص 92) بر این باور است که مهمترین و حیاتیترین و اصلیترین مدیریت و رهبری همانا مدیریت و رهبری نظام آموزشی به ویژه نظام آموزش و پرورش است ایشان معتقد است اگر رئیس جمهور خوب قاضی خوب، پلیس خوب، معلم خوب میخواهیم نیازمند رهبران آموزش خوب هستیم چرا که هر کس به نوعی از مدرسه فارغ التحصیل میشود. باز خورد مدرسه به کل جامعه می رسد.
حال این سؤال مطرح میشود چگونه میتوان رهبران آموزشی مناسبی تربیت کرد؟ تا اداره مدارس را به نحو مطلوب انجام و اهداف و رسالتهای آموزش و پرورش را محقق سازند؟ پاسخ در یک کلمه نهفته است آن هم آموزش است. آموزشی که در آن چهارستون یادگیری چگونه دانستن، چگونه انجام دادن، چگونه با دیگران زیستن و چگونه شدن لحاظ شده باشد (مشایخ،1377).
اما بر چه اساسی باید آموزشها ارائه شود؟بر اساس نیازها. یعنی با توجه به اهداف آتی سازمان می توان نیازهای آموزشی را تشخیص داد و برای طراحی دوره های آموزشی اقدام نمود.تغییرات سطح دانش ومهارت افراد سازمان به طوری که بتوانند وظایف و مسئولیتهای خود را به نحو احسن انجام دهند تنها در صورتی امکان پذیر است که نیازهای آموزشی آنها تشخیص داده شود (سعادت،1385ص86).
فتحی واجارگاه (1379، ص، 36) در مطالعهای مهمترین عاملتربیت مدیران را تأمین نیازهای مطلوب آموزش برای آن ذکر نموده است. نیاز فاصله وضع موجود و وضع مطلوب است. اگر این فاصله به درستی برای مدیران تعیین و تعریف شود اهداف مدیریت محقق خواهد شد.
عسگریان (1379 ، ص 56) در باب اهمیت و ضرورت آموزش، پویایی در سازمان را در گرو توجه به رشد و تعالی نیروی انسانی دانسته و میگوید: ادامه حیات سازمانی به گونههای مختلف رهین آموزش است. چرا که آموزش تنها وسیله همگام شدن با تغییرات سریع سازمان در شئون مختلف است.
با توجه به آنچه گفته شد ، آموزش کلید اساسی تحقق رسالت های رهبران آموزشی است، زیرا انسان هر چه بیشتر آموزش ببیند و تربیت شود، به همان میزان امکان سوددهی وی برای خود، سازمان مربوطه ، جامعه ملی و جهانی بیشتر خواهد شد البته آموزش موثر و مفید در بشر با نیاز سنجی منطقی امکان پذیر است. بدین ترتیب پژوهش حاضر در پی شناسایی و بررسی نیازهای آموزشی مدیران دوره متوسطه آموزش و پرورش شهرستان کرج می باشد.
اهمیت پژوهش
توجه به نقش آموزش، در رابطه با بکارگیری منابع مادی مشخص میکند که نیروی انسانی در هر سازمانی اساس کار است و این انسانها هستند که میتوانند در پایایی حرکت و ازدیاد عایدی مؤثر گردند. در این رابطه کافی است که از چشماندازی محدود به جوامع جهان سوم نگاه کرده و دریابیم که علت ضعف دستیابی به سود خواسته در سرمایهگذاریهای صنعتی چیست؟ چرا اغلب اینگونه کشورها، با بکارگیری تکنولوژیهای پیشرفته نمیتواند، به نیمه راه سوددهی جهان صنعتی نزدیک شوند؟ چرایی را در ضعف کیفی نیروی انسانی باید جستجو کرد. با وجود این ضعف کیفی، هنوز در نمودار سازمانی اغلب واحدهای تولیدی اینگونه جوامع جای واحد آموزش خالی است؛ و اگر زمانی از مدیریت نیروی انسانی که مسئول آموزش است سخن به میان آید، اغلب کارمندگزینی را با کمی روابط انسانی در ذهن تداعی میکند. غافل از اینکه، رشد انسانی را با رشد فعالیتهای اقتصادی، ارتباطی تنگاتنگ است و تولید با کیفیت نیز به انسانهای کارآمد نیاز دارد. بدین جهت باید بخشی از سرمایهگذاری تولیدی، در سرمایهگذاری آموزشی خلاصه شود، اما متاسفانه آموزش در مفهوم سرمایهگذاری برای عاملین اقتصادی هزینة مصرفی قلمداد میشود. پس چه باید کرد؟
نیروی انسانی را به مفهوم واقعی باید آموزش داد. آموزشی مداوم و مستمر، آموزشهای هدفدار، بررسی نیازها و محسوب داشتن برنامههای آموزشی، در شرح وظایف مدیران و بالاخره واحد آموزشی قوی به وجود آوردن (عسگریان، 1370، ص 69).
اهداف تحقیق
شناخت و بررسی نیازهای آموزشی مدیران مدارس متوسطة دولتی شهرستان کرج.
1. بررسی و شناخت نیازهای مربوط به برنامهریزی درسی.
2. بررسی و شناخت نیازهای مربوط به انجام امور دانشآموزان.
3. بررسی و شناخت نیازهای مربوط به انجام امور کارکنان آموزشی.
4. بررسی و شناخت نیازهای مربوط به برقراری ارتباط میان مدرسه و جامعه.
5. بررسی و شناخت نیازهای مربوط به فراهمسازی تجهیزات و تسهیلات.
6. بررسی و شناخت نیازهای مربوط به انجام امور اداری و مالی.
سؤالهای تحقیق
نیازهای آموزشی مدیران مدارس متوسطة دولتی شهرستان کرج کدامند؟
1. نیازهای آموزشی مدیران مدارس متوسطة دولتی شهرستان کرج در زمینة برنامهریزی درسی چیست؟
2. نیازهای آموزشی مدیران مدارس متوسطة دولتی شهرستان کرج در زمینة انجام امور مربوط به دانشآموزان چیست؟
3. نیازهای آموزشی مدیران مدارس متوسطة دولتی شهرستان کرج در زمینة انجام امور مربوط به کارکنان آموزشی چیست؟
4. نیازهای آموزشی مدیران مدارس متوسطة دولتی شهرستان کرج در زمینة برقراری ارتباط میان مدرسه و جامعه چیست؟
5. نیازهای آموزشی مدیران مدارس متوسطة دولتی شهرستان کرج در زمینة فراهمسازی تجهیزات و تسهیلات چیست؟
6. نیازهای آموزشی مدیران مدارس متوسطة دولتی شهرستان کرج در زمینة انجام امور اداری و مالی چیست؟
تعاریف نظری مفاهیم
نیاز: فاصلة بین وضع موجود و وضع مطلوب(فتحی واجارگاه، 1377، ص 84).
نیاز آموزشی: تغییرات مطلوبی که در فرد یا افراد یک سازمان از نظر دانش، مهارت یا رفتار باید به وجود آید تا فرد یا افراد مزبور بتواند وظایف و مسئولیتهای مربوط به شغل خود را در حد مطلوب و قابل قبول و منطبق بر استانداردهای کاری انجام داده و در صورت امکان زمینههای رشد و تعالی کارکنان را در ابعاد مختلف به وجود آورند(ابطحی، 1373، ص 17).
برنامهریزی درسی: برنامهریزی فعالیتهای یاددهی – یادگیری به منظور ایجاد تغییرات مطلوب در رفتار یادگیرنده، و ارزیابی میزان تحقق این تغییرات(مشایخ، 1379، ص 9).
امور دانشآموزان: امور دانشآموزان مکمل فعالیتهای آموزشی است. وظایف و خدمات اداری و سرپرستی امور دانشآموزان عبارتند از: 1. پذیرش، ثبتنام، گروهبندی کودکان و نگهداری آمارهای حضور و غیاب، سوابق و اطلاعات شخصی و تحصیلی دانشآموزان 2. شناسایی تواناییها، علایق و نیازهای کودکان و پرورش آنها(علاقهبند، 1378، ص 77).
امور کارکنان آموزشی: کار و فعالیت مؤثر هر نظام آموزشی مستلزم تأمین افراد شایسته و واجد شرایط است. معلمان، راهنمایان آموزشی و مشاوران از جمله افرادی هستند که نقشهای مهمی در نظام آموزش و پرورش ایفا میکنند. مدیران آموزشی با بهرهگیری از شایستگیهای فردی و تخصصی معلمان، مشاوران و راهنمایان آموزشی، میتوانند به پیشرفت فعالیتهای آموزشی و افزایش بازدهی مدارس کمک کنند(علاقهبند، 1378، ص 77).
ارتباط مدرسه و جامعه: نظام آموزشی بهمنظور تحقق هدفهای چند بعدی جامعه برپا شده است و مدارس در خدمت نیازهای اجتماع هستند. از این رو، برقراری روابط مؤثر میان مدرسه و جامعه امری طبیعی بهنظر میرسد. هدف از برقراری روابط میان مدرسه و جامعه، ایجاد اعتماد متقابل از طریق اطلاعرسانی به مردم دربارة وضعیت کار مدارس است. تا بدین وسیله حمایت آنان را برای حل و فصل مشکلات گوناگون مدارس جلب نمایند(علاقهبند، 1378، ص 79).
تسهیلات و تجهیزات: اجرای برنامههای آموزشی، ایفای وظایف تدریس و تربیت و ارائه خدمات فرهنگی و بهداشتی به دانشآموزان مستلزم استفاده از تسهیلات و تجهیزات ویژه است(علاقهبند، 1378، ص 80).
امور اداری و مالی: ارائه خدمات آموزشی و فعالیتهای مدرسه منوط به ادارة مؤثر امور و تأمین منابع مالی و بودجه است. به علاوه تأمین منابع مالی مدرسه، از طریق دولتی یا مردمی نقش بسزایی در حل مسائل آموزشی ایفا میکند(علاقهبند، 1378، ص 80).
مدیران: افرادی که برحسب ابلاغ رسمی یکی از ادارات آموزش و پرورش نواحی چهارگانه شهرستان کرج در پست سازمانی مدیریت دبیرستان منصوب شدهاند.
مدارس متوسطه دولتی: مدارسی که براساس قوانین و مقررات ادارة کل آموزش و پرورش در امر آموزش و پرورش دانشآموزان فعالیت دارند در این مدارس سال اول بهصورت عمومی و از سال دوم به رشتههای ریاضی و فیزیک، علوم تجربی و علوم انسانی تقسیم میشوند.
تعریف عملیاتی مفاهیم
نیاز سنجی آموزشی مدیران:در پژوهش حاضر نیاز سنجی آموزشی مدیران به وسیله یک پرسشنامه28 سوالی محقق ساخته به دست آمده است.
نیازهای برنامه ریزی درسی:در پژوهش حاضر نیاز های برنامه ریزی درسی مدیران به وسیله سوال های 1 الی 5 پرسشنامه به دست آمده است.
نیازهای امور دانش آموزان:در پژوهش حاضر نیازهای امور دانش آموزان به وسیله سوال های 6 الی 10 پرسشنامه به دست آمده است.
نیازهای امور کارکنان:در پژوهش حاضر نیازهای امور کارکنان به وسیله سوال های 11 الی 15 پرسشنامه به دست آمده است.
نیازهای مربوط به ارتباط مدرسه و جامعه: در پژوهش حاضر نیازهای مربوط به ارتباط مدرسه و جامعه به وسیله سوال های 16 الی 19 پرسشنامه به دست آمده است.
نیازهای مربوط به تجهیزات و تسهیلات: در پژوهش حاضر نیازهای مربوط به تجهیزات و تسهیلات به وسیله سوال های20 الی 23 پرسشنامه به دست آمده است.
نیازهای اداری و مالی: در پژوهش حاضر نیازهای اداری و مالی به وسیله سوال های 24 الی 28 پرسشنامه به دست آمده است.
فصل دوم
بررسی پیشینه مطالعاتی
آموزش کارکنان شبیه نگهداری ماشینآلات است. ماشینها برای آنکه در بالاترین حد کارایی کار کنند به دورة سازگاری یا تطبیق و سپس تعمیر منظم نیاز دارند. برای به حداکثر رساندن اثربخشی افراد باید کارکنان را با محیط کار آشنا نموده و سپس به صورت دورهای آموزشهایی برای آنها تدوین نمود.
یکی از وظایف اصلی و حیاتی در هر سازمانی آموزش کارکنان است، زیرا داشتن کارکنان ورزیده یکی از مهمترین عوامل در میزان کارایی و کارآمدی سازمانها است. کارایی و اثر بخشی هر سازمانی تا حد قابل ملاحظهای به نحوة مدیریت و کاربرد صحیح و مؤثر منابع انسانی بستگی دارد. طبیعی است که هر قدر سازمانها گستردهتر و متنوعتر گردند، به مشکلات و اهمیت ادارة این نیروی عظیم افزوده خواهد شد. بنابراین، مدیران باید به دانش و بینش لازم جهت مواجه شدن و حل مشکلات این عامل پیچیده و حساس مجهز شوند.
مطالعات بینالمللی نشان داده است که بین رشد اقتصادی و آموزش رابطة مستقیمی وجود دارد. مطالعات هاربیسون و مایرز[2] نشان میدهد بین شاخص رشد اقتصادی و رشد نیروی انسانی ضریب همبستگی قابل توجهی(888 /0) وجود دارد. از این پدیده میتوان اینگونه نتیجه گرفت که رشد و توسعه اقتصادی به منابع نیروی انسانی نیازمند است. اهمیت آموزش از قدیم مورد توجه اقتصاددانان بوده است و دانشمندانی چون آدام اسمیت[3] و جان استوارت میل به اهمیت و نقش تولیدی آموزش از طریق افزایش بازدهی نیروی کار اشاره کردهاند، و آلفردمارشال[4] یکی دیگر از پیشکسوتان اقتصاد میگوید: «با ارزشترین نوع سرمایهگذاری، سرمایهگذاری در انسانها است»(فیوضات، 1376، ص 26).
با توجه به مطالب ذکر شده میتوان گفت: بدون آموزش کارکنان رشد سازمانها کاهش خواهد یافت و در نهایت بیتوجهی به امر آموزش نیروی انسانی سرنوشت و بقای سازمان را با خطر مواجه خواهد ساخت.
آموزش را میتوان جریانی دانست که افراد طی آن مهارتها، طرز تلقیها و گرایشهای مناسب را برای ایفای نقش خاصی در جهت تحقق هدفی معین میآموزند. جریان آموزش شامل محتوی، جهت و تأکیدهای خاص است. طی این جریان، معلومات در ذهن فرد جایگزین شده و با آگاهیهای قبلی وی تلفیق میشوند و در نتیجه در رفتار و نحوة دید فرد تغییراتی به وجود میآید.
آموزش صحیح سبب افزایش بازدهی در شغل فرد و نیز ایجاد آمادگی برای قبول مسئولیتهای آتی در وی میشود(زاهدی، 1366، ص 219).
نمودار2-1. نمودار جریان آموزش (زاهدی، 1366، ص 219)
فهرست زیر از جمله مزایای آموزش کارکنان است:
- هیچکس در بدو ورود به سازمان با تمام جنبهها و زیر و بمهای شغل خود آشنا نیست و باید مدت زمانی بگذرد تا هر کس کار را به خوبی یاد بگیرد. برگزاری دورههای آموزشی با سرپرستی مربیان کارآزموده و با تجربه، زمان یادگیری را به حداقل میرساند و باعث افزایش بازده کارکنان میگردد.
- آموزش، خاص افراد تازه وارد نیست، بلکه برای کارکنان با سابقه و با تجربه نیز باید، بنا به ضرورت، دورههایی ترتیب داد. در واقع، آموزش، خاص یک گروه یا منحصر به یک مقطع زمانی خاص نبوده، تمام کارکنان در طول عمر کاری خود باید بهطور دائم و مستمر، آموزش ببینند تا در سمتی که انجام وظیفه مینمایند، حداکثر کارایی و اثربخشی را داشته باشند.
- یکی از اهداف اولیه در هر دورة آموزشی، ایجاد طرز فکر صحیح نسبت به کار و سازمان است و انتظار میرود بعد از پایان دوره، بینش و نگرشی در کارکنان به وجود آمده باشد که رفتار آنها را در جهت مطلوب و همکاری مؤثر با سازمان تغییر دهد و ذهن آنان طوری شکل گیرد که از اهداف سازمان پشتیبانی نمایند.
- آموزش کارکنان به حل مشکلات عملیاتی کمک میکند. شکایت و نارضایتی در محیط کار غالباً ناشی از مدیریت ضعیف و بیاثر است و معمولاً با آموزش دادن مسئولان در زمینههایی مانند روابط کارگری، روابط انسانی و رهبری میتوان اینگونه مشکلات را حل کرد. همچنین مسائلی از قبیل ضعیف بودن روحیة کارکنان، حیف و میل منابع و ضایعات بیش از اندازه و روشهای عملیاتی غلط یا بیاثر را نیز میتوان با آموزش رفع نمود.
- آموزش کارکنان فعلی روش مؤثری برای تأمین نیروی انسانی مورد نیاز سازمان است. چنانچه سازمان نتواند نیروی انسانی مورد نیاز خود را از بازار کار(خارج از سازمان) تأمین نماید، تنها راه چاره آموزش، تربیت یا حتی بازآموزی کارکنان موجود در درون سازمان است.
- آموزش برای خود کارکنان نیز مفید است؛ زیرا هر چه کارمند سطح دانش فنی و مهارتهای شغلی خود را بالاتر ببرد، به همان اندازه به ارزش وی در بازار کار و در نتیجه به توانایی او در کسب درآمد بیشتر، افزوده خواهد شد. همچنین، داشتن مهارتهای ویژه و سودمند موجب میشود تا مسئولان سازمان، ارزش و اعتبار بیشتری برای کارکنان خود قائل شوند و در نتیجه امنیت شغلی بیشتر میگردد. طبیعی است که کسب تواناییها و مهارتهای بیشتر به قابلیت ارتقای کارکنان برای تصدی پستها و مشاغل عالیتر و مهمتر نیز خواهد افزود.(سعادت، 1381، ص 176).
سازمانها دریافتهاند هنگامی که کارکنان از نوعی آموزش پایه برخوردارند دورة انتقال آنها آسانتر طی میشود. هر محیطکاری، متفاوت و منحصر به فرد است، و حتی با تجربهترین کارکنان در شروع شغل جدید با چالشهای زیادی روبرو میشوند. اگر کارگری کار با ماشین خاصی را بلد باشد، دلیل نمیشود که وی بتواند بخشی از تجهیزات مشابه آن را به کار اندازد. ماشین تغییر پیدا میکند یا ابزارهایی از آن برای تناسب با موقعیتهای خاص تعویض میشود و بعضی از ماشین ها ویژة صنعتی خاص هستند؛ به علاوه هر سازمانی روش و خطمشی خاص خود را دارد و اغلب از روشهایی متفاوت برای انجام کاری مشابه استفاده میکنند.
امروزه تعداد بسیار کمی سازمان ایستا وجود دارد. شرکتها برای آنکه قابل رقابت باقی بمانند بهطور مداوم تجهیزات، روشها، سیاستها و خطمشیهای خود را تغییر میدهند و روزآمد میکنند. افراد شاغل خود را غالباً و به دلایل زیادی تغییر میدهند. ترفیع و ارتقاء تغییرات مثبتاند ولی معمولاً مستلزم یادگیری و استفاده از مهارتهای جدیدند. پیشرفتهای فنی تجهیزات موجود را کهنه میکند و آموزشهای بیشتری برای کارکنان ضروری میشود. این رشد سریع، جریان تازهای از کارکنان را به سازمان وارد میکند. سازمانها برای آنکه در حد قابل رقابت باقی بمانند باید مهارتها و تواناییهای کارکنان خود را به طور مداوم روزآمد کنند.
فشار روزافزون دولت برای پیشرفت اقلیتها در نیروی کار، سبب شده که شرکتها برنامههای آموزش مهارت گستردهای برای این گروهها تهیه و تدوین نمایند. این برنامهها در طول دو دهة گذشته، به ویژه بهدلیل تأمین یا کمک مادی دولت به این برنامهها، رشد سریعی داشته است. علاوهبراین دولت، برنامههای آموزشی در مورد مسائل ایمنی کار را برای کارگرانی که در مشاغل خاصی کار میکنند اجباری کرده است، این مشاغل را کمیسیون بهداشت و ایمنی حرفهای مشخص کرده است(آلآقا، 1378، ص 257-256).
اهداف آموزش در مدیریت نیروی انسانی، میتواند شامل اهداف ذیل باشد:
- ایجاد معلومات و شناختهای کاری که موجبات افزایشکارایی کارکنان را فراهم میسازد.
- افزایش رشد کارایی کارکنان، در صورتیکه پستهای اشغالی آن را طلب کند وگرنه زمان آموزش بهصورت ساعت تفریح در میآید.
- توجیه کارکنان در سطوح مختلف به منظور رفع نیازهای اجرایی و رفتاری.
- به روز نگهداشتن معلومات کارکنان «Up to date» همعرض با تحولات تکنولوژی سازمان.
- جلوگیری و کاهش بروز حوادث و ضایعات در حین کار.
- ایجاد تغییرات بنیادی در سازمان.
- گسترش سازمان و افزایش سرمایههای جاری.
- تکمیل مدیریت و رهبری در سطوح مختلف سازمان(عسگریان، 1370، ص 58).
در زمینة ضرورت آموزش کارکنان میتوان گفت که: هر سازمانی نیاز دارد که افراد خوب آموزش دیده و با تجربهای برای انجام فعالیتهایی که باید صورت گیرد، داشته باشد. از آنجا که مشاغل در سازمانهای پویای امروزی پیچیده شده است آموزش کارکنان نیز افزایش یافته است. در گذشته زمانی که کارها ساده و برای یادگیری آسان بودند و تغییرات تکنولوژیکی اندک بود، کارکنان نیاز کمی به افزایش یا تغییر مهارتهایشان داشتند، اما چنین وضعیتی امروزه بهندرت وجود دارد. در عوض تغییرات شغلی بهسرعت روی میدهد و این امر نیازمند آن است که مهارتهای کارکنان تغییر یابد و بهطور مداوم به روز شود. این کار در سازمانها توسط آنچه که ما آموزش کارکنان مینامیم انجام میشود(Robbins and Cenzo, 1996, P.12).
در این آموزشها که ممکن است نسبتاً بلند مدت و یا کوتاه مدت باشد، تخصصهای کلی و عمومی مربوط به محیطکار آموزش داده میشود. معمولاً، پس از آنکه مراحل استخدام و گزینش فرد به پایان رسید و پذیرفته شدن او به عنوان عضو رسمی سازمان مسلم شد، از او خواسته میشود که در یک کلاس آموزش قبل از شروع خدمت شرکت کند. این دورهها به اهداف کلی سازمان و اصولی که باید هنگام کار رعایت شود میپردازد.
پس از اینکه فرد به خدمت سازمان درآمد برای آشنا کردن وی با اختیارات، تکالیف و مسئولیتهای محوله و نیز آشنا کردن او با محیط کاری که در آن محیط ملزم به انجام وظایف خویش است یک دورة آموزشی که اصطلاحاً دورة آموزش توجیهی نامیده میشود برای وی ترتیب داده میشود.
این نوع آموزش برای افراد شاغل در سازمان ترتیب داده میشود و بهمنظور تکمیل مهارتها و دانشهای کارکنان جهت انجام دادن بهتر وظایف و مسئولیتهای محوله و رفع کمبودهای آنان با توجه به پیشرفتهای بهدست آمده و نیز برای ایجاد آمادگی در آنان بهمنظور قبول مسئولیتهای آتی تنظیم و اجرا میشود(میرکمالی، 1376، ص 206).
اهم مشکلات مربوط به آموزش عبارتند از:
1. فقدان ارتباط فعالیتهای آموزشی با هدفها و سیاستهای رشد و توسعه.
2. فقدان ارتباط لازم بین تدوینکنندگان سیاستهای آموزشی با مجریان آنها و عدم درک صحیح سیاستها و استراتژیهای توسعه از جانب مربیان و مجریان آموزش.
3. عدم حمایت کافی از جانب مقامات بالای مملکتی از آموزش و در نتیجه پایین بودن سطح و موقعیت مشاغل آموزشی و کمبود بودجة آموزشی.
4. وجود روشهای آموزشی وارداتی و بدون ارتباط با مشخصات بومی و مسائل فرهنگی و مقتضیات زمانی و مکانی.
5. عدم ارتباط لازم بین سیستم آموزشی با نظام پرسنلی و توسعه و بهبود کادر و در نتیجه کمبود انگیزة کافی برای شرکت در دورههای آموزشی.
6. وجود شبکة متمرکز آموزشی بدون توجه به نیازهای خاص سازمانها و مؤسسات گوناگون با وظایف و مسئولیتهای متنوع.
7. وجود این تصور بیاساس در مقامات بالا و گروه نخبگان که معمولاً خود را بینیاز از آموزش میدانند.
8 . عدم اعزام افراد خوب و شایسته برای طی دورههای آموزشی به علت مشکل جایگزینی و اعزام افراد بیکار و مزاحم در محیط کار برای شرکت در این دورهها.
9. فقدان ارتباط لازم بین محتوای برنامههای آموزشی با آنچه که وظایف شرکتکنندگان اقتضا میکند.
10. کمبود مربیان آزموده و شایسته و مشکل استفادة مؤثر از کار آنان به علت درگیری مربیان در چندین مؤسسه آموزشی.
11. فرعی قلمداد کردن فعالیتهای آموزشی(که نتیجة مستقیم این طرز تلقی تقلیل یافتن بودجة آموزشی در شرایط بحرانی اقتصادی است. زیرا اغلب معتقدند که آموزش یک امر بلندمدت است و در کوتاه مدت میتوان از بودجة آن کاست).
12. نقص در سیستم ارزیابی برنامههای آموزشی.
13. فقدان ارتباط مناسب بین مؤسسات آموزشی چه در سطح داخلی و چه در سطح بینالمللی(زاهدی، 1366، ص 228-227).
نیاز یک مفهوم عمومی است که در زمینههای مختلف کاربرد نسبتاً وسیعی دارد و تعاریف متعددی از آن ارائه شده است. ابهام ناشی از مفهوم نیاز و ناکامی در ارائه یک برداشت منسجم و جامع از این مفهوم باعث شده است که برخی از متخصصان و صاحبنظران این قلمرو، از واژههای جایگزین، که از شفافیت و صراحت بیشتری برخوردار هستند، به جای واژة نیاز استفاده کنند. برای مثال ماتیمور و نودسون[5] از این رویکرد استفاده کردهاند. بزعم آنان از آنجا که واژه نیاز دارای معانی چندگانه و مبهم است و اشخاص مختلف، به فراخور دیدگاهها و نقطهنظرات متفاوت، برداشتهای گوناگونی از این واژه دارند، از واژههایی نظیر «سنجش موقعیت» یا «تحلیل موقعیت» استفاده کردهاند(Suarez, 1991, p.104).
در یک تعریف عمومی، نیاز چیزی است که برای ارضاء و تحقق یک هدف قابل دسترس، ضروری یا مفید است. از این منظر نیاز یک نقش واسطهای پیدا میکند که رفع آن موجب تحقق هدف یا تسهیل در آن میشود. از دیدگاههای مختلف تعاریف متفاوتی از نیاز شده است:
به اعتقاد برخی از محققان نیاز عبارت است از خواست یا ترجیحات افراد، به عبارت دیگر آنچه که برای افراد با اهمیت و مهم تلقی میشود، میتواند بهعنوان نیاز آنها در نظر گرفته شود. واقعیت این است که، اگر چه در برخی از موقعیتها، نیازها ریشه در خواستها و ترجیحات افراد دارند، اما این مسئله همواره صادق نیست، به عبارت دیگر ممکن است فرد چیزی را بخواهد ولی بدان نیاز نداشته باشد(مثلاً داشتن یک هواپیما در حالیکه هیچگونه توجیهی برای نیاز به آن ندارند) و برعکس ممکن است چیزی را نخواهند ولی بدان نیاز داشته باشد مانند تزریق آمپول برای دستیابی به سلامتی و رهایی از بیماری. با این حال در برخی از موارد نیاز با خواست همراه است. گذشته از این، نظرات افراد ممکن است از عینیت کافی برخوردار نباشد.
از این دیدگاه هنگامی که نوعی توانایی، مهارت و یا نگرش وجود نداشته باشد و این غیبت منجر به ایجاد ضرر و یا خسران در عملکرد فرد یا گروه گردد، نشانگر نوعی نیاز است.
این تعریف از نیاز که جامعتر از تعاریف قبلی است، مقدمتاً توسط کافمن[6] بیان شده است. به نظر کافمن نیاز به موقعیتی دلالت دارد که در آن وضعیت موجود یا حاضر با وضعیت مطلوب فاصله دارد. از نقطهنظر وی وضعیت مطلوب در برگیرندة ایدهآلها، هنجارها، ترجیحات، انتظارات و ادراکات مختلف دربارة آنچه باید باشد است. وضعیت مطلوب یا آنچه که ایدهآلها و ترجیحات را شکل میدهد، در واقع همان هدفها هستند زیرا بنا به تعریف، هدف عبارت است از بیان آنچه که باید باشد(فتحی واجارهگاه، 1377، ص 84-83).
حال که تلقیهای گوناگون از مفهوم نیاز را مورد بررسی قرار دادیم، شاید بتوانیم این عقیده را بپذیریم که نیاز مفهومی چند بعدی است که درک کامل آن تا حدود زیادی مستلزم جامعنگری است. در میان تعاریف مختلف، کاملترین تعریف ارائه شده تلقی نیاز به عنوان نوعی تحلیل شکاف یا فاصله است. در صورتی که نیاز را به عنوان فاصله میان نتایج جاری و نتایج مطلوب در نظر بگیریم و در فرایند نیازسنجی، علاوه بر استفاده از دادههای سخت[7]، ضرورت استفاده از دادههای نرم[8] را مورد غفلت قرار ندهیم، بهطور عملی هر گونه تعریف ارائه شده از نیاز را در بر میگیرد. برای مثال هنگامی که نیاز را به عنوان خواست و ترجیح افراد تلقی میکنیم، برای بررسی نیازها، از آنها نظرخواهی میکنیم، اظهارنظرها و داوریهای آنها ریشه در ذهنیت آنها در رابطه با وضع موجود و وضع مطلوب دارد. همینطور وقتی نیاز را بهعنوان مسئله یا مشکل مدنظر قرار میدهیم، در عمل تصویری از نتایج مطلوب و نتایج جاری (مسائل و مشکلات) داریم. و بالاخره ضرورت یا فقدان چیزی نیز بر وجود نوعی شکاف و فاصله صمه میگذارد.
علیرغم جامعتر بودن مفهوم نیاز به مثابة فاصلة بین نتایج جاری و نتایج مطلوب (به شرط استفاده از دادههای نرم و سخت)، هر یک از تعاریف نیاز ممکن است در موقعیت یا موقعیتهای معینی کاربرد داشته باشند(فتحی واجارگاه، 1381، ص 17).
مهمترین طبقهبندیهای ارائه شده در این زمینه عبارتند از:
برادشاو[9] (به نقل از فتحی واجارگاه، 1381، ص 20-18) نیازهای مختلف را در پنج طبقه به شرح زیر نشان داده است:
الف. نیازهای هنجاری: اگر مهارت، توانایی و ویژگی شخص یا گروهی از اشخاص از استاندارد تعیین شده پایینتر باشد، آن فرد یا گروه دارای نیاز هنجاری است. مثلاً وقتی یک کارمند دارای توانایی پایینتر از استاندارد تعیین شده برای وظایف محوله باشد، دارای نیاز هنجاری است.
تعیین استانداردها عموماً توسط متخصصان و کارشناسان صاحبنظر و مطلع صورت میپذیرد و در سازمانها، شرح وظایف شغلی یکی از استانداردهای مؤثر است.
ب. نیاز احساس شده: نیاز احساس شده با مفهوم «خواست» مترادف است. وقتی از یک فرد سؤال شود که چه نیازی دارد، وی معمولاً نیازی را که احساس نموده، بیان میکند. اطلاعات افراد در خصوص نیازهایشان، هماهنگی نیازهای احساس شده با باورها و ارزشهای اجتماعی، میزان استقلال و اعتماد به نفس افراد بهمنظور بیان افکار و عقاید خود و انتقال آن به دیگران و نیز شرایط و موقعیتهای سازمانی و اجتماعی و... عواملی هستند که میتوانند بیان و ابراز نیازهای احساس شده را محدود کنند و یا تقویت نمایند.
ج. نیازهای بیان شده یا مورد تقاضا: از نقطهنظر اقتصادی نیاز عبارت است از آنچه که فرد تقاضا میکند. از اینرو نیاز بیان شده اشاره به وضعیتی دارد که فرد رأساً در جهت برطرف نمودن نیازی که احساس میکند، اقدامات لازم را انجام میدهد. مثلاً مدیر یک مدرسه ممکن است احساس کند که در مهارتهای مدیریت دچار ضعف است از این رو دورههای آموزش مدیریت را تقاضا میکند. ایده اساسی در اینجا آن است که وقتی فرد به چیزی نیاز دارد، آن را تقاضا مینماید.
د. نیازهای مقایسهای: نیازهای مقایسهای زمانی به وجود میآیند که خصوصیات یک جمعیت که خدمات ویژهای را دریافت کردهاند با خصوصیات جمعیت یا جامعه دیگری که همان خدمات را دریافت نکردهاند، مشابه باشد. هنگامی که یک فرد در شغل بهخصوصی، خصوصیات، تواناییها و مهارتهای علمی و تخصصی خود را با افراد هم سطح خویش در سایر سازمانها مقایسه میکند و تفاوتهایی را مشاهده میکند، این تفاوتها را نیاز مقایسهای میگویند.
هـ . نیازهای پیشبینی شده یا مورد انتظار: به تفاوت وضع موجود و وضع مطلوب در آینده با توجه به شرایط و تحولات، نیازهای آینده یا مورد انتظار گفته میشود. هنگامی که پروژهای طراحی میگردد، اجرای آن پروژه ممکن است در آینده نیازهای جدیدی را به وجود آورد که در حال حاضر محلی از اعراب ندارند. مثلاً در صورتیکه قرار باشد در یک شهر، بزرگراه ویژهای ساخته شود، انجام چنین امری ممکن است در آینده مستلزم نصب چند پل هوایی برای عبور عابرین پیاده در مسیر بزرگراه باشد. نیاز به اینگونه امکانات را نیاز مورد انتظار یا پیشبینی شده میگویند.
از بررسی طبقهبندی برادشاو روشن میشود که، تمام نیازها بر مفهوم نیاز به عنوان فاصلة بین آنچه هست و آنچه باید باشد مبتنی است. از این نقطهنظر «نیاز هنجاری» اشاره دارد به آنچه که فرد یا گروهی از افراد در حال حاضر دارند و فاصله آن با آنچه که در آینده ممکن است داشته باشند است.
«نیاز احساس شده» فاصلة بین آنچه که یک فرد میخواهد و آنچه که در حال حاضر در اختیار دارد، است. «نیاز بیان شده» عملی است که فرد برای پر کردن فاصله بین آنچه که دارد و آنچه که باید داشته باشد، انجام میدهد و «نیاز مقایسهای» در واقع فاصله بین آن چیزی است که یک گروه دارد و گروه دیگر فاقد آن است. و سرانجام به فاصله بین آنچه که در حال حاضر در دسترس است و آنچه که در آینده مورد تقاضای یک پروژه میباشد را، نیاز «پیشبینی شده» گویند.
طبقهبندی دیگری که از نیازها صورت گرفته است، تقسیم آنها به نیازهای آموزشی[10] و نیازهای روانشناختی[11] است. منظور از نیازهای آموزشی عبارت است از نیازهایی که منعکسکنندة تقاضای آموزشی و یا هدفهای آموزشی هستند. به عبارت دیگر این دسته از نیارها، ضرورت و اهمیت آموزشهای معینی را گوشزد میکنند. نیازهای روانشناختی بیانگر مجموعهای از نیازها در قلمرو روانی است. برای مثال نیاز به امنیت یک نیاز روانشناختی است.
الف. نیازهای آشکار: این دسته از نیازها کاملاً مشهود بوده، سنجش و برآورد آنها با سهولت بیشتری امکانپذیر است. مانند نیازهای مدیران جدیدالانتصاب به آشنایی با مهارتهای مدیریت.
ب. نیازهای پنهان: به آن دسته از نیازها اطلاق میشود که سنجش و شناسایی آنها بسیار مشکل بوده و عمدتاً برآورد آنها مستلزم انجام بررسیهای همهجانبه و دقیق است. برای مثال انباشته شدن کار در سازمانها، و عدم انجام وظایف در موعد مقرر همگی حاکی از نوعی نیاز است.
الف. نیازهای فوری: این نیازها از اولویت خاصی برخوردارند و باید با تمام امکانات موجود و در اسرع وقت نسبت به رفع آنها اقدام نمود، در غیراینصورت بر عملکردها و بازده کلی سازمان یا نظام اثر منفی خواهد داشت.
ب. نیازهای عادی: این نیازها دارای اهمیت هستند اما از اولویت اضطراری برخوردار نیستند و عدم رفع سریع آنها، مشکلات گستردهای در عملکرد سازمانی به وجود نمیآورد.
الف. نیازهایی که خود مؤسسه یا نظام بتواند آنها را برطرف سازد.
ب. نیازهایی که خود سازمان قادر به رفع آنها نبوده و باید از سازمانهای دیگر کمک بگیرد.
الف. نیازهای فردی: نیازهایی که مختص فرد یا گروهی خاص در شغل ویژهای باشد. مانندنیاز معلمان ابتدایی به شناخت شیوههای نو در آموزش علوم.
ب. نیازهای گروهی: نیازهای افرادی که در چند شغل مشابه انجام وظیفه میکنند مانند نیاز مدیران کلیة سطوح به آشنایی با اصول و مبانی مدیریت آموزشی.(فتحی واجارگاه، 1381، ص 22-18).
نیاز آموزشی[12] به نیازهایی اطلاق میشود که از طریق آموزش قابل رفع است. اینگونه نیازها تنها در حوزههای دانشی، مهارتی و نگرشی مطرح میشوند. رفع نیازهای آموزشی در این حوزهها به ترتیبی که ذکر شده است بهطور صعودی مشکلتر و پیچیدهتر میشود. خصوصاً در زمینة نگرشها با توجه به ماهیت و متقضیات نگرش، شکلگیری و تغییر و توسعه آن و دخالت عوامل – غیرآموزشی – دیگر، پیچیدگی و مشکل بیشتری احساس میشود. اغلب صاحبنظران نیاز آموزشی کارکنان را به عنوان فاصله بین وضع مطلوب و موجود در زمینة عملکرد و سایر الزامات شغلی کارکنان تعریف کردهاند. پارهای نیز آن را به مفهوم نقصان تعریف کردهاند. براساس این تعاریف، شناسایی نیازهای آموزشی معادل شناخت فقدان، کاستی یا زمینههای گسترش دانش، مهارت و نگرشهای مرتبط با عملکرد رضایتبخش شغلی است(عباسزادگان و ترکزاده، 1379، ص 58).
| دسته بندی | گردشگری و توریسم |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 217 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 130 |
مقدمه
مسافرت و صنعت جهانگردی به عنوان بزرگترین و متنوع ترین صنعت در دنیا به حساب می آید. بسیاری از کشورها این صنعت پویا را به عنوان منبع اصلی درآمد، اشتغال، رشد بخش خصوصی و توسعه ساختار زیربنایی می دانند. بویژه در کشورهای در حال توسعه که شکل های دیگر توسعه اقتصادی مثل تولید یا استخراج منابع طبیعی، از نظر اقتصادی به صرفه نیست، یا نقش چندان مهمی در صحنه تجارت و بازرگانی ندارد. به توسعه صنعت گردشگری توجه زیادی می شود. بنابراین تردیدی نیست که همه کشورهای جهان تلاش می کنند تا در رقابتی تنگاتنگ در پی بهره گیری از مزایای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی برآمده و سهم بیشتری از درآمد و بالا بردن سطح اشتغال ناشی از بهینه سازی این صنعت خدماتی در کشور خود داشته باشند.
صنعت گردشگری امروز در اغلب کشورهای جهان، به ویژه جهان سوم، کلید اقتصادی به شمار می رود تا جای که در کشورها گردشگری بیش از سایر برنامه های توسعه در اولویت قرار گرفته است. و تلاش می شود که عواملی را که در گسترش و رونق صنعت گردشگری مؤثرند شناسایی شوند. طرفداران صنعت جهانگردی بر این باوردند که این صنعت می تواند تنشهای سیاسی را کاهش دهد و برای صلح جهانی عامل تعدیل کنده به حساب آ ید. در حالی که مرزهای خارجی کشورها کم رنگ می شود. پدیده ای به نام «دهکده جهانی» معنا و مفهوم پیدا می کند و بدین گونه دنیا روز به روز کوچکتر و افراد به هم نزدیکتر و صمیمی تر می شوند.
در کشور ما که عنایت به درآمدهای غیرنفتی از سیاستهای ا قتصادی دولت محسوب می شود. توسعه جهانگردی می تواند به عنوان منبع درآمدزا و پربهره تلقی شود، که در صورت برنامه ریزی صحیح قادر خواهد بود منبع ارزی قابل توجهی را در اختیار متولیان اقتصادی کشور قرار دهد. عواملی که جهانگردان را وادار به انتخاب مکانی برای سیاحت در کشورهای خاورمیانه از جمله ایران می نماید. می توان به چند دسته تقسیم نمود که از بین آنها مهمترین، وجود ویژگیهای خاص بناها و مجموعه های تاریخی است. چرا که اینگونه مکانهای ویژه، مفاهیم واقعی زندگی و فرهنگ گذشتگان مردمان این مرز و بوم را برای آنها بیان و یا ترجمه می کند. جهانگردان برای رسیدن به چنین هدفی هرگونه هزینه و رنج سفری را از جان دل می پذیرند. ولی آنچه حرکت آنها را در این راستا تسریع می نماید. وجود انگیزه های جنبی، سرگرمیها، و وسایل راحتی جهانگرد است که در مرحله دوم اهمیت قرار می گیرد. در اینجا چنانچه این امر مورد توجه ویژه قرار نگیرد. و عملاً با فقدان یا کمبود آن روبرو باشیم یقیناً تأثیر شدیدی در ایجاد انصراف برای نیل به چنین حرکتی خواهد داشت. بنابراین باید نقاط ضعف این صنعت در ایران شناسایی شود. تا شاهد رشد این صنعت باشیم. هنگامی که با عینک جامعه شناسی به صنعت جهانگردی می نگریم. در می یابیم که جهانگردی یک ابزار گفتگوی فرهنگی و ایجاد تفاهم است که در تمام طول تاریخ بشر تا عصر صنعت چنین بوده است. ولی چگونگی جلوه های جهانگردی از عصر صنعت تا به امروز این اصل را از صورت عام و فراگیر خود دور کرده است. صنعت با تمام جلوه های فنی و اجتماعی خود بر جهانگردی هم مانند هر چیز دیگر اثرهای آشکار به جا نهاده است. یکی از اثرهای عمده ای که صنعت جدید و پیامدهای اجتماعی آن بر پدیده جهانگردی فرو نهاده از معناهای فرهنگی آن است. جهانگردی در عصر صنعت و ماشین بیش از آنکه یک حرکت فرهنگی باشد یک حرکت روانشناختی اجتماعی شده است. «دیبایی، 1371: 40»
عنوان پژوهش:
بررسی جاذبه های توریستی و موانع جذب جهانگردان به منطقه کلیبر
ازدیدگاه مسؤلان شهری منطقه کلیبر در سال 86
بیان مسأله:
امروزه صنعت توریسم در دنیا یکی از منابع مهم درآمدزایی و در عین حال از جمله پارامترهای مؤثر در تبادلات فرهنگی بین کشورها می باشد. در این میان کشور ایران با یک قدمت تاریخی چندین هزارساله و وجود جاذبه های سیاحتی و زیارتی از جمله مراکز مهم توریستی جهان می باشد. در این راستا استان آذربایجان شرقی دارای جاذبه های طبیعی، تاریخ، فرهنگی و هنری می باشد که شامل: کوهها، دشتها، دریاچه ها، قلعه ها، بناهای قدیمی و مذهبی همراه با شبکه ارتباطی شوسه، راه آهن و هوائی اهمیت توریستی این استان را نشان می دهد. و در این میان منطقه کلیبر دارای جاذبه های مطلوب و کم نظیر در جهت جذب جهانگردان می باشد که تا به حال با این همه استعداد و پتانسیل در این زمینه مورد بی توجهی قرار گرفته است و به صورت یک ضرورت برای تحقیق می باشد.
ورود جهانگردان به منطقه کلیبر می تواند منافع زیادی در برداشته باشد. و منطقه را متحول سازد. چه از بعد اقتصادی و چه از بعد فرهنگی و اجتماعی، از لحاظ بعد اقتصادی باعث افزایش درآمدهای ارزی، افزایش تحرک در صنعت جهانگردی و ایجاد زمینه های اشتغال،گسترش مبادلات با خارج از کشور کمک به گسترش بخشهای اقتصادی وابسته به جهانگردی تسریع در روند عمرانی شهر خواهد شد. از لحاظ بعد فرهنگی باعث تسریع در تعالی فرهنگی شهر، معرفی فرهنگ و تمدن و جلوه های طبیعی منطقه و استان حفظ میراث فرهنگی و تاریخی شهرستان نقش به سزائی دارد. از لحاظ بعد اجتماعی باعث توسعه متعادل اجتماعی شهر، در هم شکستن فاصله های اجتماعی، رفاه فراگیر و همه جانبه در شهر، بهسازی سلامت روانی شهر، و با توجه به ارتباطات سریع اجتماعی و جغرافیایی ضمن افزایش آگاهی های ملی در مورد نحوه زندگی، باورها، آداب و رسوم و سنتهای اقوام مختلف بستر مناسبی برای تحکیم و پیوند هر چه بیشتر مردم و همبستگی بیش از پیش ملی را فراهم می کند.
این پژوهش در دو سطح ا نجام می شود: یکی سطح توصیف و دیگری سطح تبیین آنچه به عنوان پرسش آغازین مطرح است اینکه چرا در شهرستان کلیبر صنعت جهانگردی رونق چندانی نداشته (چرا منطقه کلیبر با قدمت چندین هزار ساله و داشتن جاذبه های توریستی بی نظیر در جهت جذب جهانگردان به صورت ناشناخته باقی مانده است) و چه عواملی بر این مسأله تأثیرگذار بوده است و از طرف دیگر به معرفی توانها و پتانسیل های توریستی شهرستان کلیبر می پردازیم.
در واقع این پژوهش به دو قسمت اساسی تقسیم می شود:
1- قسمت اول پژوهش به معرفی توانها و پتانسیل های توریستی شهرستان کلیبر می پردازد. برای بدست آوردن اطلاعات در مورد جاذبه های توریستی از طریق روشهای توصیفی، کتابخانه ای، و مشاهده و عکسبرداری به معرفی جاذبه های توریستی شهرستان می پردازیم.
2- قسمت دوم پژوهش به دنبال یافتن موانع و عدم جذب جهانگردان (از طریق یافتن عوامل جذب و دفع جهانگردان) به شهرستان کلیبر می باشد. برای پاسخ به این پرسش جامعه آماری ما را مسؤلان شهری شهرستان کلیبر تشکیل می دهد.
اهمیت و ضرورت تحقیق:
قرن بیستم همراه با دگرگونیها و تحولات عمیق سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، علمی درون خود سده انقلاب جهانی توریسم است. انقلابی در صنعت تولید بازرگانی و تبلیغات توریسم که این صنعت را از زمره بزرگترین و سودآورترین صنایع درآورده است.
افزایش عمومی درآمد کشورهای صنعتی و پذیرفتن قوانین اجتماعی، پیشرفت صنایع حمل و نقل و کاهش هزینه های سفر ازجمله عواملی است که باعث گسترش سیرو سیاحت بین المللی می گردد. سفر به دیگر نقاط می تواند عامل مهم پیشرفت اجتماعی و فرهنگی تلقی شود. سفر عاملی است که امکان برخورد تمدنها را فراهم می آورد، به بهتر شدن نهادهای آموزشی می انجامد و اندیشه های جدید و نو آوریها را پدید می آورد و یا آنها را به دیگر سرزمینها منتقل می کند. آذربایجان در شمالغربی فلات ایران از نظر موقعیت جغرافیایی (اقلیمی، طبیعی، انسانی، فرهنگی، اقتصادی، تاریخی) یکی از غنی ترین و جالب ترین استانهای ایران و در ردیف کلان استانهای مورد توجه و علاقه محققان و گردشگران و مسافران داخلی و خارجی می باشد و پیوسته ارزشها و پتانسیل های موجود در آذربایجان مورد نظر کسانی است که به این دیار و سرزمین سفر می کنند.
در بررسی سابقه گردشگری و سیاحتی منطقه ارسباران در صدها سال پیش این منطقه بنا به گواهی و روایت تاریخ سیاحان و مطالب مندرج در سفرنامه های جهانگردان اسلامی و اروپایی بیش از سایر شهرهای ایران مورد توجه قرار گرفته است. حالا که امکانات بالقوه در اختیار این منطقه است و طبیعتش بسیار زیبا و آثار تاریخی اش ارزشمند و در ردیف میراث جهانی قرار دارد و غذا و آداب و رسوم و سنت هایش دلپذیر است. باید این منطقه را بهتر از آ ن چه هست آماده پذیرش جهانگردان نمود. و در هر شرایطی امکانات لازم را فراهم ساخت. تا سود بیشتری در کنار شناخت واقعی منطقه عاید این شهرستان شود. پس با وجود این منابع غنی و توانمندی های منطقه توسعه صنعت جهانگردی در این منطقه امری ضروری به نظر می رسد و بررسی موانع موجود بر توسعه این صنعت اهمیت این تحقیق را بیشتر می کند.
از این از میان برداشتن موانع و مشکلات موجود، در واقع راه را برای دستیابی به اهداف و مقاصد هموار می کند. یک برنامه ریزی دقیق در این راستا به دنبال یافتن راه حلهای منطقی و قابل اجرا برای حل مشکلات و معضلات است. چرا که محور اصلی اجرای برنامه های پیش بینی شده حذف موانع و مشکلات بازدارنده است . تنها از طریق رفع این دشواریها و معضلات است که صنعت جهانگردی شهرستان کلیبر جایگاه خود را خواهد یافت و هدفها و ایده آلها قابل دسترسی خواهد شد.
پس چنانچه این صنعت در شهرستان کلیبر گسترش یابد مزایای زیادی را از قبیل: گسترش زمینه اشتغال، توسعه و گسترش امور زیر بنایی ، رونق وایجاد درآمد بیشتری برای مردم کسب درآمد ارزی، متعادل کردن توزیع درآمدها و.... به دنبال خواهد داشت.
اهداف پژوهش:
1- به کاربردن اطلاعات و تکنیک های بدست آورده در دوره کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی
2- توجه و شناخت مشکلات و تنگناهای شهرستان کلیبر به عنوان یک منطقه از نظر توریستی ا عم از توریست گذری و توریست اقامتی
3- بررسی وضع موجود و شناخت توانها و پتانسیل های شهرستان کلیبر اعم از طبیعی، تاریخی، فرهنگی، مذهبی، اقتصادی و اجتماعی.
4- شناسایی عوامل مؤثر بر جذب و دفع جهانگردان به شهرستان کلیبر
5- دست یابی به علت هایی که موجب شده است صنعت جهانگردی شهرستان کلیبر نسبت به سایر شهرهای ایران چندان رونقی نداشته باشد در حالیکه منطقه شهرستان کلیبر نسبت به اکثر شهرهای ایران دارای قدمت تاریخی و جاذبه های جهانگردی فراوانی است.
تعریف مفاهیم:
تعریف لغوی جاذبه: در فرهنگ عمید به معنی جذب کننده، به خودکشنده، نیرویی که اجسام را به طرف خود می کشد (عمید، حسن، 1343، ص449)
در فرهنگ دهخدا به معنی محبت، کشش، قوه ای است که ملکولها بوسیله آن به سوی یکدیگر کشیده می شوند (دهخدا، علی اکبر 1338، ص 6443)
تعریف لغوی موانع:
در فرهنگ عمید به معنی جمع مانع می باشد (عمید، حسن 1343، ص 1130)
در فرهنگ دهخدا به معنی چیزهایی که بازدارنده و ممانعت کننده است. کسی را از کاری و هر آنچه مانع اجرای کاری گردد. بازدارنده از پیشرفت امور می باشد (دهخدا، علی اکبر 1338، ص 19207)
جذب در فرهنگ دهخدا به معنی ضد دفع ، کشیدن و به سوی خودکشیدن می باشد.
موانع جذب به معنی یک سری از عواملی که باعث عدم جذب می شود (همان منبع ص 19207)
تعریف لغوی جهانگرد (توریست):
در فرهنگ عمید به معنی سیاح، جهان نورد، کسی که در شهرها و کشورها بگردد و سیاحت کند (عمید، حسن 1343، ص 479)
در فرهنگ دهخدا به معنی سیاح، جهان گردنده، آن که در اقطار عالم بسیار سفرکند (دهخدا، علی اکبر 1338، ص 6961)
در فرهنگ معین به معنی جهانگردنده ، آن که در شهرها و کشورها به سیاحت می پردازد. (معین، محمد 1371، ص 1258)
تعریف جهانگرد از دیدگاههای مختلف:
اریک کوهن جهانگرد یا گردشگر را چنین بیان می کند یک مسافر داوطلب و موقت که امید لذت بردن از یک تجربه متنوع و تازه طی سفر دوسره نسبتاً طولانی و غیر تکراری به مسافرت می پردازد. (لی، جان 1378، ص 5)
در یکی از نخستین کتبی که در مورد جهانگردی در سال 1933 (f.w. ogivie) انتشار یافت جهانگرد به کسی اطلاق شده است که دو شرط در باره او مصداق داشته باشد: اول آنکه از محل اقامت خود برای مدتی کمتر از یک سال دور بوده دوم آنکه در محل جدید کسب درآمد ننماید. (الوانی، مهدی و همکاران 1373، ص 18)
در سال 1936 در کتاب صنعت گردشگری (A.j. norval) جهانگرد به عنوان فردی که با هدف و کاری غیر از آنچه در موطن خود دارد به کشور دیگری وارد شده و در آنجا بخشی از درآمد خود را هزینه می کند تعریف شده است (همان منبع ص 18)
جهانگرد یا گردشگر مقصود کسی است که دست کم یک شب در یک اقامتگاه عمومی یا خصوصی در محل مورد بازدید به سر برد. (گی چاک وای و همکاران 1997 ص 32)
در یکی از تعاریف کمیته متخصصین آمار جامعه ملل، جهانگرد به کسی اطلاق شده که کشور محل اقامت خود را حداقل به مدت 24 ساعت ترک گفته و درکشور دیگری اقامت گزیند. در این تعریف افراد زیر جهانگرد محسوب می شوند.
1- اشخاصی که برای تفریح، حفظ سلامتی یا به دلایل خانوادگی و از این قبیل سفر می کنند.
2- افرادیکه به منظور شرکت در جلسات ویا به سمت نماینده (علمی، ا داری، سیاسی، مذهبی، ورزشی وغیره ) مسافرت می نماید.
3- کسانی که برای امور بازرگانی مسافرت می نمایند.
4- افرادی که با کشتی به کشوری وارد می شوند و لو آنکه مدت اقامتشان کمتر از 24 ساعت می باشد.
در تعریف مذکور افراد زیر جهانگرد به شمار نمی آیند:
1- اشخاصی که با قرارداد کار و یا بدون آن برای گرفتن کار یا شغلی وارد کشور دیگری می شود.
2- اشخاصی که به منظور اقامت دائمی وارد کشوری می شوند.
3- دانشجویان و جوانانی که در مدارس یا دانشگاهها و پانسیون ها هستند.
4- ساکنین یک منطقه مرزی و اشخاصی که در یک کشور ساکن بوده و در کشور مجاور به کار مشغولند.
5- مسافرانی که به طور عبوری از کشوری می گذرند ولو آنکه مدت اقامتشان بیشتر از 24 ساعت باشد (الوانی، مهدی و دهشتی زهره 1373، ص 19 و 20)
سازمان جهانی جهانگردی (w.t.o) جهانگرد را چنین تعریف می کند: جهانگرد (توریست یا سیاح) شخصی است که به کشور یا شهری غیر از محیط زیست عادی خود برای مدتی کمتر از 24 ساعت و بیشتر از یکسال نباشد، سفر کند و قصد او از سفر تفریح، استراحت، ورزش، دیدار اقوام، کسب و کار، مأموریت، شرکت در سمینار یا کنفرانس، معالجه، مطالعه، تحقیق یا فعالیتهای مذهبی باشد. (شایان، سیاوش و... گروه مؤلفان 1377، ص 195)
کتاب سازمان جهانی جهانگردی 1997 ص 24 جهانگرد را چنین تعریف می کند: جهانگرد کسی است که برای مدت زمانی دست کم یک شب و نه بیش از یکسال به کشوری غیر از وطن یا محل سکونت معمولی خود مسافرت می کند و هدف اوکارکردن و پول درآوردن در آن کشور نیست. این تعریف شامل کسانی می شودکه برای تفریح، گردش وگذراندن روزهای تعطیل، برای دیدار دوستان و بستگان، برای کارهای تجاری و حرفه ای، برای درمان، برای زیارت و یا برای تأمین هدفهای دیگر به مسافرت می روند. (گی چاک وای و همکاران 1997، ص 205)
تعریف لغوی جهانگردی:
در فرهنگ عمید به معنی سیاحت و گردش در کشورها و شهرهای دنیا می باشد. (عمید، حسن 1343، ص 479)
در فرهنگ دهخدا به معنی عمل و شغل جهانگرد، سیاحت می باشد. (دهخدا، علی اکبر 1338، ص 6961)
در فرهنگ معین به معنی در اقطار عالم سفرکردن و شناخت می باشد. (معین، محمد 1371، ص 1258)
تعریف جهانگردی از دیدگاههای مختلف:
جهانگردی به سفری موقتی و کوتاه اطلاق شده که ضمن آن جهانگرد به منطقه ای خارج از محل سکونت و کار خود به منظور سیرو سیاحت سفر می کند. (الوانی، مهدی و دهدشتی شاهرخ، زهره 1373، ص 19)
صنعت جهانگردی، گردشگری عبارت است از گروهی از فعالیتهای اقتصادی که در مجموع بزرگترین صنعت جهانی را تشکیل می دهد و برای سرمایه گذاری و رشد یکی از عواملی است که بیشترین انگیزه را بوجود می آورد. جهانگردی (Tourism) یا گردشگری کارهایی است که فرد در مسافرت و در مکانی خارج از محیط عادی خود انجام می دهد. این مسافرت بیش از یکسال طول نمی کشد و هدف تفریح، تجارت یا فعالیتهای دیگر است. (گی، چاک وای و همکاران 1997، ص 32)
سازمان جهانی جهانگردی (w.t.o) جهانگردی را در قالب بازدید کننده ، جهانگرد و کسی که به گشتهای کوتاه تفریحی می رود تعریف کرده است بازدیدکنندگاه (Visitors) کسانی هستند که به کشور دیگری غیر از کشور محل اقامت خود وارد می شوند و مقصودی به غیر از آنچه در کشور خود داشته اند پی گیری می نمایند. این گروه شامل جهانگردان و نیز کسانی که به گشتهای کوتاه تفریحی می روند می شود. جهانگردان کسانی هستند. که حداقل یک شب و بیش از یک شبانه روز را در کشور مقصد می گذرانند و هدفشان سرگرمی و تفریح، سلامتی و کسب آرامش، مطالعه، زیارت و غیره می باشد. مسافران گشت های تفریحی کوتاه نیز کسانی هستند که کمتر از یک شبانه روز را با هدف سرگرمی و تفریح صرف سفر می نمایند. (الوانی،مهدی و دهدشتی شاهرخ،زهره1373،ص20)
جهانگردی مجموعه و منظومه ای متشکل از جهانگرد و عرضه کننده خدمات وکالا، دولت و جامعه، میزبان می باشد که با یکدیگر در تعامل و ارتباط بوده و هدف جذب و جلب جهانگردان را دنبال می کند. جهانگردی، ترکیبی از فعالیتها، خدمات، سیاستها، خط مشی ها، ضوابط، فرهنگها و کالایی است که برای تحقق یک سفرسیاحتی ضرورت دارد. به عبارتی دیگر جهانگردی صنعتی چند بعدی است که دربرگیرنده هتل ها، مهمانسراها، رستوران ها، مراکز تفریح، جاذبه های جهانگردی، سیستم حمل ونقل، واحدهای خدمات جهانگردی و واحدهای دیگر است که مجموعاً جهانگردی را در یک کشور شکل می دهد. (همان منبع ص 21)
تعریف انواع مختلف جهانگردی:
1- جهانگردی یا گردشگری (Tourism) کارهایی است که فرد در مسافرت و در مکانی خارج از محیط عادی خود انجام می دهد. این مسافرت بیش از یک سال طول نمی کشد و هدف تفریح، تجارت یا فعالیتهای دیگر است.
2- جهانگرد یا گردشگر (Tourist) مقصود کسی است که دست کم یک شب در یک اقامتگاه عمومی یا خصوصی در محل مورد بازدید به سر می برد.
3- گردشگر یک روزه (Same pay visitor) مقصود کسی است که یک روز به مکان دیگری می رود. ولی شب را در آنجا نمی گذراند.
4- دیدارکننده (Visitor) کسی است که به مکانی غیر از محیط معمولی خود مسافرت می کند کمتر از دوارده ماه متوالی در آنجا به سر می برد و هدف اصلی از این مسافرت این نیست که در مکان مورد بازدید در ازای دریافت پول کار کند.
5- مسافر (Traveler) کسی است که بین دو یا چند نقطه مسافرت کند.
اشکال عمده جهانگردی:
با توجه به طول مسافرت، نوع تأسیساتی که به خدمت گرفته می شود. فصل و چگونگی سازماندهی مسافرت، همچنین انگیزه های گوناگون که موجب پیدایش یک جریان توریستی می شوند. می توان اشکال مختلفی از جهانگردی را از یکدیگر تمیز داد:
1- جهانگردی تفریحی واستفاده از تعطیلات: این نوع جهانگردی شامل افراد یا گروههای است که در جهت استفاده از تعطیلات، تفریح، استراحت، استفاده از آب وهوای دلپذیر، گشت و گذار در طبیعت و.... از محل اقامت خود به مسافرت می روند.
2- جهانگردی اجتماعی: در این جهانگردی عمدتاً هدفهای اجتماعی، مردم شناسی، جامعه شناسی و امثال آن مورد نظر است. آشنایان و دیدار خویشاوندان نیز از نوع جهانگردی اجتماعی به شمار می آید.
3- جهانگردی فرهنگی و آموزشی: این نوع جهانگردی برای آشنائی با میراث های فرهنگی و هنری، آداب و رسوم، بناها و آثار تاریخی با هدفهای آموزشی، تحقیقاتی و پژوهشی صورت می گیرد. توریست هایی که در این گروه قرار دارند توریست و جهانگرد کاوشگر نامیده می شود.
4- جهانگردی سیاسی: مسافرت به منظور شرکت در اجلاس و مجامع بین المللی، کنگره ها و سمینارهای سیاسی، جنبش های ملی و مذهبی، مراسم ویژه مانند: تدفین رهبران و شخصیتهای سیاسی، پیروزی رهبران احزاب و به حکومت رسیدن آنها و نظایر آن جهانگردی سیاسی خوانده می شود.
5- جهانگردی بازرگانی: شرکت در بازارهای مکاره،نمایشگاههای کالا،بازدید از کارخانه ها و.....
6- جهانگردی درمانی: معالجه پزشکی با تغییر آب و هوا، استفاده از آبهای گرم معدنی، گذراندن دوره نقاهت و....
7- جهانگردی مذهبی: این نوع از جهانگردی یکی از رایجترین اشکال جهانگردی در سراسر جهان است.جاذبه های مذهبی، زیارتگاهها واماکن مقدسه هر ساله تعداد زیادی از جهانگردان را به سوی خود جلب می کنند.
8- جهانگردی ورزشی: هر نوع مسافرتی که به منظور فعالیتهای ورزشی باشد جهانگردی ورزشی نامیده می شود. مانند اسکی، پیاده روی، کوه پیمایی، شکار، کوهنوردی، دوچرخه سواری، شنا و شرکت در مسابقات ورزشی و تماشای مسابقات و امثال آن.
انواع مسافرت:
1- مسافرت ها درون حوزه ای (Domestic tourism): یعنی افراد ساکن به عنوان دیدار کننده در درون یک حوزه انجام می دهند.
2- مسافرت های درون مرزی (In bound tourism): یعنی افراد غیرساکن به عنوان دیدار کننده در درون یک حوزه خاص مسافرت کنند.
3- مسافرت های برون مرزی (Out abound tourism) : یعنی افراد ساکن برای دیدار از نقاط مختلف حوزه ای غیر از حوزه خودشان مسافرت کنند.
پس می توان در یک کشور اصطلاحات (بومی)، (درون مرزی) و (برون مرزی) را به شیوه های مختلف در هم ترکیب کرد و طبقه بندی زیر را به وجود آورد:
1- مسافرت های داخلی (Internal tourism) شامل مسافرت های درون حوزه ای و درون مرزی می شود.
2- مسافرت های ملی (National tourism) شامل مسافرت های درون حوزه ای و برون مرزی می شود.
3- مسافرت های بین المللی (International tourism) شامل مسافرت های درون مرزی و برون مرزی می شود.
انواع کلی جهانگردی:
1- جهانگردان خارجی، کسانی هستند که از خارج وارد یک کشور می شوند.
2- جهانگردان داخلی: افرادی هستند که در داخل کشور خودشان به مسافرت می روند. (شایان، سیاوش....گروه مؤلفان 1377، ص 195)
پرویز دیبائی در کتاب خود جهانگردی را به سه دسته تقسیم می کند:
1- جهانگردانی که از خارج وارد کشور می شوند.
2- جهانگردانی که اهل یا مقیم آن کشورند. و در داخل کشور مسافرت می کنند.
3- جهانگردانی که اهل کشوری هستند. و به خارج از کشور خود سفر می کنند.
اثرات جهانگردی داخلی: 1- جلوگیری از خروج ارز وایجاد توازن در تراز پرداختهای کلی و پرداختهای جهانگردی 2- ایجاد ارتباط فرهنگی در سطح ملی برای تأمین وحدت ملی بیشتر.
جهانگردی داخلی به طور کلی یک ابزار مؤثر در دست برنامه ریزان اقتصاد ملی است. زیرا اولاً به طوری که گفتیم با جلوگیری از خروج ارز بر ثروت کشور می افزاید و ثانیاً یک عامل مهم سیاست توزیع مجدد درآمدها و جریان بیشتر و سریع تر پول و ایجاد رونق و اشتغال بیشتر در بخش خدمات وکالاهاست. طبیعی است که سفر به عنوان تفریح زمانی عمل می گردد که موضوع حداقل تأمین ضرورتهای اساسی زندگی نباشد اگر فردی از افراد جامعه نیازهای اولیه زندگی خوش را در حد متعارف تأمین نکرده باشد اندیشه مسافرت به عنوان تفریح را نمی توان در سر بپروراند. بر این اساس تنها خانواده های مرفه که دارای درآمد بیشتردارند. قاعدتاً اقدام به سفر می نمایند. و هزنیه هایی که به عمل می آورند در حقیقت جزو وسایل مستقیم و مؤثر سیاست توزیع مجدد درآمدهاست. و چون این هزینه ها به مصرف خدمات وکالاهای داخلی می رسند ناچار در جریان بازار کالا و پول داخلی وارد شده و به همین ترتیب دست به دست می گردد و موجب سرعت جریان پول می شود.
موج سفرهای داخلی خدماتی تازه پدید می آورد. وخدمات موجود را رونق و تحرک می بخشد و خدمات حمل و نقل و کلیه خدمات وکالاهای وابسته به آن نظیر خدمات تعمیراتی، انرژی و سوخت و یا خدمات تأسیساتی و وابسته های آن مانند: هتل، متل، اردوگاه، رستوران، چایخانه، صنایع دستی وغیره .... توسعه خاصی می یابد.
آثار فرهنگی و اجتماعی جهانگردی:
آثار فرهنگی اجتماعی جهانگردی از سه زاویه قابل بررسی است.
1- آثار فرهنگی- اجتماعی جهانگردی بر مقصد: مقصد تا چه حد توانایی جذب تعداد معینی جهانگرد را داراست.
2- آثار فرهنگی- اجتماعی جهانگردی بر کسب زندگی: اثری که دیدارکنندگان بر ارزشها و سبک زندگی مردم محل می گذارند.
3- آثار فرهنگی- اجتماعی جهانگردی بر هنرها: نفوذ واثر دیدارکنندگان بر هنرهایی نظیر نقاشی، مجسمه سازی، تئاتر، معماری، صنایع دستی و غیره.
این سه اثر پیامدهای مثبت زیر را به همراه دارند:
1- تعداد دیدار کنندگان باعث رونق اقتصاد محل می شود. دیدارکنندگان ثروت و شغل ایجاد می کنند و موجب بهبود در تأسیسات زیربنایی محلی می شوند و تسهیلات و خدمات جدید را پایه ریزی می کنند و دیگر انواع سرمایه گذاری را برمی انگیزند.
2- جهانگردی تماس وارتباط بیشتری با دنیای بیرون ایجاد می کند. فرایند بین المللی شدن را تقویت و جریانهای دو طرفه اطلاعات را تشویق و تحریک می کند. تبادل فرهنگی را ارتقاء می دهد. منجر به واردات کالاها و خدمات بیشتر می شود و به طور کلی تمامی حیطه تجارت و ارتباطات را توسعه می دهد.
3- جهانگردی مخاطبان و شیفتگان جدیدی را برای هنرهای ملی (موسیقی، تئاتر، صنایع دستی) ایجاد می کند. جهانگردی همچنین اثر غیرمستقیم قابل توجهی بر همه تبلورها وتجلی های هنری دارد. (از جمله بر ادبیات، نقاشی، معماری)
این آثار ممکن است در جهت منفی نیز عمل کنند:
1- ممکن است مقاومتهایی در برابر تغییر در ارزشها وسبک زندگی صورت گیرد (این تغییرات نه فقط ناشی از ورود دیدارکنندگان به محل بلکه به سبب خود فرایند توسعه نیز هست).
2- ممکن است مخالفتهای با اثر نیروهای این بازار بر هنرهای سنتی و معاصر صورت پذیرد. (راجر، داس ویل 1378، ص 189).
آثار جهانگردی:
آثار مثبت جهانگردی:
1- حفاظت جاذبه های طبیعی: جهانگردی موجب می شود تا تلاش بیشتری برای حفظ منابع طبیعی مانند:جنگل ها، پارک های ملی و مناطق حفاظت شده به عمل آید. سواحل دریاها و رودخانه هایی که در آن ها ماهیان و آبزیان کمیاب یافت می شوند. جنگل هایی که در آن وحوش و حیوانات نادر زیست می کنند، از جمله مناطقی هستند که مورد توجه جهانگردان قرار می گیرند و کوشش می شود تا از آنها حفاظت شود. بدین ترتیب جهانگردی ضمن سودآوری، انگیزه حفظ جاذبه های طبیعی در کشورها را به وجود می آورد و سبب احیاء و بقاء این جاذبه ها خواهد شد.
2- حفظ و نگهداری آثار ابنیه تاریخی: جهانگردی انگیزه حفظ آثار باستانی را تقویت می کند وموجب می شود برای جلب نظر جهانگردان کوشش های جدی تری در زمینه حفاظت از آثار تاریخی به عمل آید. در کشورهایی که از نظر بودجه در تنگنا به سر می برند درآمد حاصل از جهانگردی این امکان را فراهم می آورد که وجوهی برای مرمت و نگهداری آثار تاریخی که از جاذبه های جهانگردی هستند صرف شود. در این کشورها غالباً ورودیه های که برای دیدن ابنیه و آثار باستانی از جهانگردان اخذ می شود. مستقیماً صرف حفظ و نگهداری و مرمت آن ها می شوند.
3- بهسازی محیط: کشوری که جذب جهانگردان را جزو اهداف خود قرار می دهد برای نیل به این هدف می کوشد تا محیطی عاری از آلودگی و بهسازی شده را در معرض دید جهانگردان قرار دهد. خیابان های پاکیزه، دیوارهای رنگ آمیزی شده و میادین گل کاری شده، همه در جذب جهانگردان نقش عمده ای دارند. کنترل آلودگی هوا، طبیعت وحفظ بهداشت محیط که برای توسعه جهانگردان ضروری است. یکی از آثار مثبت جهانگردی به شمار می آید. ساختن هتل های زیبا، ابعاد استراحتگاههای خوش منظره در دامنه کوهها وکنار جاده ها نیز جزئی از بهسازی محیط را تشکیل
می دهند.
4- توسعه تجهیزات وخدمات زیربنایی: برای توسعه جهانگردی نیاز به فرودگاههای مجهز، پایانه های مسافربری وسیع، تجهیزات ارتباطی جاده ها و بزرگراههای امن، سیستم های آب تصفیه شده، برق، روشنایی و سوخت رسانی است و توسعه این تجهیزات وخدمات که به تبع توسعه جهانگردی انجام می شود از مزایای جهانگردی محسوب می شود.
5- آگاهی ساکنان منطقه: در مناطقی که ساکنان چندان اهمیتی به محیط نمی دهند با توسعه جهانگردی و درآمد زا شدن منطقه از طریق جهانگردی، مردم به اهمیت محیط خود پی می برند و برای حفظ وحراست از آن مصمم می شوند.
6- مزیت های اقتصادی: مزایای مستقیم حاصل از جهانگردی، ایجاد فرصتهای اشتغال جدید، فروش خدمات وکسب درآمد، ارزآوری ارتقاء سطح زندگی مردم و توسعه اقتصادی منطقه
می باشد. در مناطقی که رکود و بیکاری وجود دارد. توسعه جهانگردی موجب تحرک اقتصادی، استخدام نیروهای جوان و جلوگیری از مهاجرت می شود. با به گردش درآمدن چرخ های اقتصاد در منطقه، دولت نیز از طریق اخذ مالیات تأسیسات زیربنایی ایجاد می کند. و وضعیت عمومی اقتصاد در منطقه بهبود می یابد. در مناطق پررونق اقتصادی نیز جهانگردی موجب رونق بیشتر و تداوم توسعه می شود.
از مزایای غیر مستقیم جهانگردی، توسعه سایر صنایع و بخش های دیگر اقتصادی است. از طریق جهانگردی فعالیتهای ساختمانی برخی از صنایع تولیدی، صنایع دستی وهنری، کشاورزی، باغداری و ماهیگیری رونق می یابند. وخدمات و کالاهای مصرفی در صنعت جهانگردی گردونه سایر بخش های صنعت و تولید را به حرکت در می آورد. آثار آموزش های جهانگردی نیز غیرمستقیم بر بهره برداری اقتصاد جامعه اثرات مثبتی دارد. و موجب تحرک بیشتر نیروی کار می شود.
7- حفظ واشاعه هنرهای سنتی و آداب و رسوم باستانی: با توسعه جهانگردی هنرهای سنتی نضج گرفته و رشد می یابند و آداب و رسوم باستانی زنده می شوند. بر اساس تحقیقات انجام شده توسعه جهانگردی موجب احیاء هنرهای دستی و آداب و رسوم قبایل سرخپوست در مناطقی که موجب بازدید جهانگردان بوده، شده است. علاقمندی جهانگردان به هنرهای نمایشی موجب توسعه تماشاخانه ها و تئاترهای سنتی شده است و مراسم جشن و پایکوبی افراد بومی احیاءمی شوند. ضمناً درآمدهای حاصل از این طریق به توسعه و رشد آنها کمک می کند.
8- احیاء هویت فرهنگی واحساس غرور ملی: زمانی که ساکنان بومی، علاقه و اشتیاق جهانگردان را نسبت به فرهنگ و سنت های خود مشاهده می کنند با احساس غرور و هویت فرهنگی خود را بیش از پیش در می یابند فرهنگ اقلیت که عموماً در فرهنگ اکثریت تحلیل می رود، بدین ترتیب شکل اولیه خود را پیدا می کند و نمود می یابد به طور کلی فرهنگ ماشینی موجب ا ز بین رفتن و تضعیف فرهنگهای سنتی می شود، که تا حدودی این ضایعه از طریق جهانگردی جبران شده و فرهنگ های سنتی در جوامع احیاء و تقویت می شوند. تحقیقات انجام شده اثرات مثبت توسعه جهانگردی را در احیاء هویت فرهنگی به خوبی نشان داده است.
9- تبادل فرهنگی: جهانگردی مردم جوامع میزبان و میهمان را به هم نزدیک و نوعی تبادل و ارتباط فرهنگی را بین آنان ایجاد می کنند. تفاهم بین ملتها و احترام و دوستی نسبت به یکدیگر یکی از مزایای مهم جهانگردی است. در کشورهایی که قبایل ونژادهای مختلفی دارند (مانند اندونزی وهند) گردش و بازدید ساکنان بخشهای مختلف در کشور موجب نزدیکی آنان به یکدیگر و وحدت ملی می شود. به طورکلی جهانگردی به بازدیدگنندگان نکات تازه ای را از فرهنگ کشورهای دیگر می آموزد و قدرت و تحمل و قبول دیگران، ارزشها وسنت های آنان را ایجاد می کند. جهانگردی پیام آور دوستی و تفاهم بین مردمان جوامع مختلف بوده و موجب پیوند آنان با یکدیگر می شود. جهانگردی موجب شناخت فرهنگ های مختلف می شود. و کشور میزبان این فرصت را پیدا می کند که فرهنگ و ارزشهای خود را به مردم سایر ملل بشناساند. و از آنان نمایندگانی برای تبلیغ اندیشه ها و افکار ایدئولوژیک خود بسازد.
آثار منفی جهانگردی:
1- ایجاد آلودگی: صنعت جهانگردی را صنعتی تمیز نام نهاده اند. اما توسعه سریع و بی برنامه آن منشاء آلودگی های بسیار زیاد شده است. افزایش بار سیستم حمل ونقل وازدحام خودروها در مناطق مورد بازدید موجب آلودگی هوا می شود. آلودگی آب نیز از طریق فاضلاب هتل ها و استراحت گاهها یا قایقرانی در دریاچه ها ممکن است. بدنماشدن مناطق طبیعی به علت استفاده بی رویه، ایجاد تأسیسات بدون در نظر داشتن زیبایی شهر و لوله کشی های گاز و سیم کشی برق برای تأسیسات جهانگردی بطور موقت، همه موجب بدمنظره شدن منطقه و نوعی آلودگی بصری می شوند. سروصداهای ناشی از تردد جهانگردان و برخی سرگرم کننده مانند: مسابقات موتور سواری یا ماشین رانی نیز باعث آلودگی صوتی محیط می شوند و در بعضی مناطق مسأله جمع آوری زباله ها و معدوم کردن آنها نیز به کندی انجام می شود و این امر خود به آلودگی محیط می افزاید.
2- فرسودگی محیط زیست: استفاده مستمر جهانگردان از جنگل ها، پارک های ملی، دریاچه ها و سایر جاذبه های طبیعی باعث فرسوده شدن این محل ها می شود. در یکی از تحقیقات انجام شده آثار مخرب استفاده جهانگردان از جاذبه های طبیعی بسیار جدی قلمداد شده است. اصولاً استفاده جهانگردان چرخه طبیعی زیست را در اغلب موارد به هم زده و موجب خسارات جبران ناپذیری به طبیعت منطقه می شود. به عنوان مثال: موتور سواری جهانگردان زندگی وحوش و پرندگان را به هم زده و باعث کوچ آنان می شوند. و یا رویش گل ها و گیاهان وحشی در مناطقی که مورد بازدید مستمر جهانگردان است به تدریج متوقف می شود. و پس از مدتی به نابودی می گراید.
3- آسیب دیدن ابنیه و آثار تاریخی: استفاده بیش از حد آثار تاریخی برای جهانگردان موجب فرسایش و از بین رفتن آثار مذکور می شود. در بعضی از آثار تاریخی ظریف مانند: تابلوها، نقاشی دیوارها یا سنگ نوشته ها و لوحه ها، دست زدن ونزدیک شدن و بعضاً عکسبرداری ممنوع شده است. و بدین وسیله کوشش می شود تا از فرسایش آنها حتی المقدور جلوگیری شود اما به هر حال حضور جهانگردان در این ابنیه و آثار در طول زمان عملاً آسیب ها و صدماتی را به وجود می آورد که شاید قابل ترسیم هم نباشد.
4- به هم زدن طرح های استفاده از زمین: توسعه جهانگردی نیاز به ایجاد هتل ها و استراحتگاهها و سایر تأسیسات مربوط را دارد و گاهی این امر موجب می شود تا فضاهای شهری به نفع تأسیسات جهانگردی اشتغال شده و تأسیسات مورد نیاز شهر کنار نهاده شود. فرضاً مناطق کشاورزی و باغها به صورت تفرجگاه جهانگردان در می آیند. و زمین ها به جای ایجاد بیمارستان و مدرسه به تأسیس هتل و مهمانخانه ها تخصیص داده می شوند. استفاده بی رویه از زمین برای تأسیسات جهانگردی منجر به مشکلات در آبرسانی و مسأله فاضلاب و ترافیک شهر را ایجاد می کند جهانگردی به علت درآمدزا بودن انگیزه
استفاده از زمین به هر قیمت را بوجود می آورد و نیازهای اصلی مردم شهر را ارضاء نشده باقی می گذارد.
5-شیوع بیماری های مسری: امروزه مسأله بیماری علاج ناپذیر «ایدز» مسؤلان جهانگردی را نگران ورود مبتلایان به این بیماری به کشور میزبان کرده است. اما د رهر حال با جابه جایی و ورود وخروج جهانگردان احتمال سرایت بیماری، ویروسها و میکروب ها همواره وجود دارد. اگر چه امروزه بهداشت و پاکیزگی محیط هتل ها، رستوران ها و چایخانه ها، تا حدود زیادی بهبود یافته است. اما به علت تردد مسافران در شهر و نقاط مختلف آن امکان انتقال بیماریها همواره با درصدی از احتمال وجود دارد. هنوز برخی از بیماریها مانند مالاریا، وبا و طاعون در برخی کشورهای در حال توسعه وجود دارند. و در صورتیکه جهانگردان این کشورها از قرنطینه نگذرند. احتمال انتقال بیماری وجود خواهد داشت.
6-ایجاد نابرابر اقتصادی:اگر جهانگردی در یک یا چند منطقه خاص در یک کشور توسعه پیداکند. آثار مثبت اقتصادی آن صرفاً در آن مناطق است و نوعی عدم تعادل از نظر استخدام در نقاط مختلف کشور ایجاد می کند. از سوی دیگر مردمان منطقه جهانگردپذیر از درآمد بالایی بر خوردار می شوند و ساکنان سایر مناطق از این مزیت بی بهره می مانند . این نابرابری ممکن است در یک منطقه و برای مشاغل مختلف نیز به وجود آید. صرفاً کسانی که مسقیماً با جهانگردان در دادوستد هستند درآمدهای بالایی کسب می کنند در حالیکه سایر مردمی که از این درآمد بی بهره هستند از مشکلات و تنگناهای حاصل از توسعه جهانگردی آسیب می بینند. نکته منفی دیگر گران شدن بهای اجناس و کالاها در مناطق جهانگردی است که اگر چه درآمد گروهی از صاحبان مشاغل را بالا می برد ولی اکثر افراد آن خطه از گرانی رنج می برند. ضمناً توسعه جهانگردی موجب جابه جایی اشتغال افراد بومی می شود. (فرهمندی، حسین، بررسی میزان جذب توریسم از دیدگاه سازمان ایرانگردی وجهانگردی شهرستان مشهد، کارشناسی ارشد، پژوهش علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن 1378).