به روز داک

دانلود تحقیقات علمی و پژوهشی , آموزشی , تمامی رشته ها

به روز داک

دانلود تحقیقات علمی و پژوهشی , آموزشی , تمامی رشته ها

دانلود بررسی سطح اضطراب معلمان کودکان استثنایی (عقب مانده ذهنی) و معلمان کودکان عادی

خشنودی شغلی از عوامل مهمی است که باید در توسعه صنعتی مورد توجه قرار گیرد ، مطالعه و بررسی تاریخچه توسعه و تحول جوامع صنعتی نشان می دهد که نیروی انسانی ماهر و تعلیم یافته در تبدیل جوامع به جوامع صنعتی تاثیر انکار ناپذیری داشته است
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 2320 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 114
بررسی سطح اضطراب معلمان کودکان استثنایی (عقب مانده ذهنی) و معلمان کودکان عادی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044


مقدمه :

خشنودی شغلی از عوامل مهمی است که باید در توسعه صنعتی مورد توجه قرار گیرد ، مطالعه و بررسی تاریخچه توسعه و تحول جوامع صنعتی نشان می دهد که نیروی انسانی ماهر و تعلیم یافته در تبدیل جوامع به جوامع صنعتی تاثیر انکار ناپذیری داشته است.

هر فردی سعی دارد شغلی را انتخاب کند که علاوه بر تامین نیاز های مادی ازنظر روانی نیز او را ارضا نماید. بدین لحاظ برای نیل به این هدف یعنی گماردن افراد در مشاغل مناسب مطالعه فردی و بررسی خصوصیات آن ها لازم و ضروری است. در غیر این صورت با سپردن مشاغل به افرادی که یا علاقه ای به انجام شغل مورد نظر ندارد و یا فاقد خشنودی شغلی لازم برای انجام آن هستند علاوه بر آن که فردی ناشایست بر سر کار گمارده می شود بلکه موجب تغییر در سطح پرخاشگری نیز می گردد.

در جامعه صنعتی بر خلاف جوامع سنتی هیچگاه مشاغل افراد از قبل تعیین شده نیست بلکه رغبت ها ، توانایی ها ، استعداد ها و نیاز های شغلی جامعه تعیین کننده آینده فرد می باشند هر فردی باید از بازار کار مطلع بوده و با مؤسسات استخدام کننده و نحوه استخدام آن ها آشنا باشد.

ارضای نیاز های جسمانی که از طریق کسب پول در مقابل انجام کار حاصل می شود نمی تواند تنها علت لازم و کافی برای کار کردن محسوب گردد. ارضای نیاز های روانی ، اجتماعی نیز از تعیین کننده های مهم در اشتغال و نوع آن به شمار می روند.

تحقیق حاضر به بررسی رابطه بین خشنودی شغلی با پرخاشگری پرداخته است. اگر خشنودی شغلی به شکل صحیح مطالعه و بررسی بشود و با توجه به نتایج به دست آمده برای دستیابی به آن ، طرح ریزی شده و بر اجرای طرح ها نظارت شود ، منابع چند گانه عام و خاص به همراه خواهد داشت.

یکی از منافع مطالعه و بررسی رابطه بین خشنودی شغلی و پرخاشگری این است که جهت سطح عمومی خشنودی کارکنان بر پرخاشگری در صنعت را به مدیریت نشان می دهد.

نتایج تحقیق منعکس کننده بخشی از خشنودی یا ناخشنودی گروه های خاصی از کارکنان است و به عبارت دیگر بیانگر احساسات کارکنان در خصوص کارشان است. که این احساسات مربوط به کدام بخش از خشنودی شغلی
می شود. پرخاشگری بیشتر از کدام بخش از خشنودی تاثیر خواهد پذیرفت و به چه عاملی مربوط می شود.

تحقیق و مطالعه خشنودی شغلی راهی است تا از نظرات کارکنان مطلع شویم و از سوی دیگر آنان را نیز از طریق بیان احساسات خود به تغییرات توسعه نزدیک نماییم . بر اساس نتایج تحقیق می توان نیاز های آموزش را تعیین کرد. نگرش ، شناخت و دید کارکنان را نسبت به شاخص های زمینه ساز خشنودی بخش مورد شناسایی قرار داد و همچنین درک کرد که کارکنان چه انتظاراتی از عناصر تاثیر گذار و نحوه سلوک و عملکرد آن دارند.

بیان کلی مسئله :

در دنیایی که هر روز به سوی صنعتی شدن گام بر می دارد و در دنیایی که هر فرد برای داشتن زندگی در آن نیاز به کارکردن دارد، آیا ضروری است که مدیران و برنامه ریزان بخش تولید با خواست ها و ملاک هایی که یک فرد در زمینه عوامل خشنودی شغلی با آن رو به روست آشنا شوند ؟

آیا شناخت خواسته های افراد می تواند منجر به تغییر سطح پرخاشگری و خشنودی شغلی گردد ؟ آیا وقتی شخصی برای شغل خود ارزش و اعتبار قائل شود و یا اهمیت آن را واقعاً در یابد ، این فرایند به تغییر سطح خشنودی شغلی او می انجامد؟ و از همه مهم تر این که آیا همیشه خشنودی شغلی موجب پرخاشگری پایین می شود ؟ یا خیر ؟ ( دعائی ، 1377 )

مهم ترین مسئله تلاش در جهت انجام مطالعه هدفمند و معطوف به خشنودی شغلی در راستای پرخاشگری کار است. یعنی شناخت علمی فرآیند متغییر مستقل ، بر متغییر وابسته در شرایط تعدیل کننده و ... در بحث خشنودی شغلی و پرخاشگری.

آنچه در پی می آید جزئیات کوشش پژوهشگری است برای شناسایی و سنجش میزان خشنودی شغلی و اولویت بندی عوامل مربوط به آن در میان کارکنان دانشگاه علم و صنعت و در نهایت ارائه استراتژی های مناسب برای بهبود وضعیت موجود در تحقیق پرخاشگری کار.

بیان مسئله : آیا بین رضایت شغلی و پرخاشگری کارمندان دانشگاه علم و صنعت رابطه وجود دارد؟

هدف پژوهش :

هدف اصلی در تحقیق حاضر آزمون پیش فرضهای دو گانه است که برخی از آن ها معتقدند خشنودی شغلی بر پرخاشگری تاثیر کاهنده دارد و بعضی بر این اعتقاد رابطه ای بین آن ها نیست. با حد اقل خشنودی شغلی همواره موجب پرخاشگری بالا نمی شود.

خشنودی از شغل پدیده ای است احساسی که یک فرد سازمانی از اشتغال به شغل مورد نظر خود می تواند به دست آورد. در گذشته بعضی از مدیران تصور می کردند که روحیه بستگی غیر قابل انکار ناپذیری با خشنودی از شغل دارد. در صورتی که امروزه روحیه را مجموعه ای کیفی تمام خصیصه های فردی ، اجتماعی ، خانوادگی و سازمانی ، اقتصادی و سیاسی ، علمی است. از این رو هدف اساسی از انجام پژوهش حاضر بررسی اثرات خشنودی شغلی بر پرخاشگری کار است. ( آبراهام ، ترجمه شکر کن ، 1370 )

با وجود آن که مقصود اصلی این پژوهش بررسی خشنودی شغلی اعم از شناخت عوامل مانند نفس کار ، سرپرستی شغلی ، حقوق و مزایا ، امکان ترفیع و رشد در شغل و نقش همکاران در این حوزه از یک سو و درک عوامل معطوف به پرخاشگری را در سطح واحد ( میزان نیل به هدف نیست به نیروی انسانی و میزان خشنودی ذینفعان اصلی نسبت به نیروی انسانی ) از سوی دیگر است . اما در این میان ایجاد حساسیت در مدیران شرکت از ناحیه درک بیشتر پیامد های عدم خشنودی شغلی و همچنین بستر سازی جهت اثر گذاری بر ادراک و طرز تلقی کارکنان نسبت به تلاش های شرکت در جهت اهمیت دادن به منابع انسانی و اولویت بندی خشنودی شغلی معطوف به پرخاشگری کار است. ( همان منبع )

اهداف خاص پژوهش به شرح ذیل است:

مطالعه نقش نفس کار در حوزه طراحی شغلی و اثر آن در پرخاشگری کارمندان دانشگاه علم و صنعت ، مطالعه تاثیر شاخص حقوقی و مزایای در پرخاشگری کارمندان دانشگاه ، بررسی نقش همکاران در شغل و پرخاشگری در کارمندان ، مطالعه پرخاشگری یعنی ارتباط بین خشنودی شغلی و میزان نیل به هدف نسبت به نیروی انسانی در کارمندان ، مطالعه ارتباط بین خشنودی شغلی و میزان خشنودی ذینفعال اصلی نسبت به نیروی انسانی در کارمندان دانشگاه است که شاخص های برنامه ریزی شده تولید و نسبت های واقعی آن را شامل می شود.

اهمیت موضوع پژوهش :

خشنودی شغلی مفهومی است که به مشخص کردن برنامه ریزی های مهم جامعه و وضعیت اجتماعی سبک زندگی و ضوابط خانوادگی ، بهداشت و درمان و نیاز های آموزشی تاثیر گذاراست.

از آن جا که رفتار فرد توسط تعامل میان شغل او یا ویژگی های محیطی ـ شغلی تعیین می شوند ، چنین تعاملات فرهنگی میان افراد و محیط آن ها به انتخاب شغلی با ثبات تر ، پیشرفت شغلی بیشتر ، دست یابی به خشنودی بیشتر و سر انجام تولید موثر منجر می شود. اغلب بزرگسالان بیشتر اوقات خود را در محل کار می گذارند پس تعجب آور نیست که مشاغل یا حرفه ها منبع مهم در بهداشت روانی اجتماعی نقش موثر ایفا کنند. بنا بر این بررسی خشنودی شغلی علی رغم اهمیت در صنعت و تولید برای بهداشت روانی افراد در جامعه از اهمیت بالای پژوهش برخوردار است. ( شفیع آبادی ، عبد الله ، 1384 )

از سوی دیگر ، خشنودی شغلی نیروی انسانی به عنوان استراتژیک ترین عامل سازمانی نقش ویژه ای در روان شناسی صنعتی بازی می کند. به طوری که متون جدید مدیریتی ارزش هر سازمان را معادل ارزش کارکنان آن می دانند.

اگر با نگرش واقع بینانه به سازمان های موفق نظری بیفکنیم متوجه خواهیم شد که تنها و تنها سازمان های صنعتی که به منابع انسانی توجهی عمیق داشته اند به توفیق واقعی دست یافته اند.

امروزه منابع انسانی چه به لحاظ مهارت ها و توانایی ها و چه به لحاظ تفکرات ، ارزش ها ، نیاز ها و خواسته ها با گذشته متفاوت است و دیگر نمی توان با همان انگیزه های ساده و غیر پویای گذشته ، انسان پیچیده امروزی را به تحرک و پویایی ترغیب نمود. بنا بر این درک میزان خشنودی کارکنان از سازمان ها و شناسایی عوامل انگیزاننده و نگهدارنده در دنیای امروز برای هر سازمان متناسب با شرایط خاص خود مهم به نظر می رسد که این اهمیت ، ضرورت انجام این تحقیق را ایجاب نموده است. ( آبراهام ، ترجمه شکر کن ، 1370 )

از آن جا که خشنودی شغلی در صنایع مفهومی پیچیده و چند بعدی است و عوامل موثر بر خشنودی شغلی در کار و تولید صنعتی به علت فقدان تعاریف و مفاهیم روشن از یک سو و تکثر و تقاوت فرهنگ ها و محیط های متفاوت صنعتی از سوی دیگر بسیار گسترده و فراوانند. از این رو انجام پژوهش عملیاتی بر اساس مفاهیم نظری و پرداختن به شاخص های آن در فر آیند علمی و تجربی فعالیتی تازه محسوب می شود . ( همان منبع )

مطالعه موردی کارمندان دانشگاه علم و صنعت زاویه ای دیگر از صنایع تولدی به حساب می آید که پژوهش در حیطه آن گاهی مهم تلقی می شود. از جهت دیگر پاسخ به سؤالات کارشناسان تولید ابهامات فرایند نظامدار در زمینه تغییر سطح تولید و افزایش آن را مرتفع خواهدا ساخت. زیرا پرداختن به این بخش تولید زمینه های بسط و توسعه پژوهش در سایر منابع تحقیق نیروی انسانی و پرخاشگری را امکان پذیر می سازد. در بخش مبانی نظری پژوهش ،هدف پژوهشگر ذکر مهم ترین تعاریف ، مفاهیم و نظریه های رایج و عوامل و روش های ارزیابی خشنودی شغلی بوده است. بدیهی است آشنایی بیشتر با معیار های خشنودی شغلی کارکنان در حیطه پرخاشگری بستر مناسب تری جهت بهبود تولید فراهم خواهد آورد.

فرضیه پژوهش :

فرضیه اصلی :

بین خشنودی شغلی و پرخاشگری در میان کارمندان دانشگاه علم و صنعت رابطه وجود دارد.

فرضیه های فرعی :

1- بین شاخص نفس کار و پرخاشگری در میان کارمندان دانشگاه علم و صنعت رابطه وجود دارد.

2- بین شاخص سرپرستی و پرخاشگری در میان کارمندان دانشگاه علم و صنعت رابطه وجود دارد.

3- بین شاخص حقوقی و مزایا و پرخاشگری میان کارمندان دانشگاه علم و صنعت رابطه وجود دارد.

4- بین شاخص امکان ترفیع و پرخاشگری میان کارمندان دانشگاه علم و صنعت رابطه وجود دارد.

5- بین شاخص همکاران و پرخاشگری میان کارمندان دانشگاه علم و صنعت رابطه وجود دارد.

تعاریف نظری و عملیاتی متغیر ها :

تعریف عملیاتی متغیر ها :

خشنودی شغلی : بر نمره حاصل جمع ارزشیابی مجموع معیار های پنجگانه پرسشنامه سنجش خشنودی شغلی ( JDI ) ویسوکی و کروم اطلاق می شود.

نفس کار : که طراحی شغل در خصوص غنی سازی ، توسعه شغلی وبه مجموعه امتیاز های استناد دارد که پیچیدگی ، غیر تکراری و خلاقانه بودن ، شیفته بودن ، خوب ، خشنودی ، محترمانه ، مفید و ارزشمند ، مطبوع و سود مند همراه با احساس موفقیت و رسیدن به هدف را می سنجد.

سرپرستی شغل : که به کار بردن در روابط انسانی و مواردی همچون شایستگی هوش ، دردسترس بودن ، مورد پسند بودن ، میانه روی ، انعطاف پذیری ، عدم دخالت در کار ، بازخورد دهی ، سرپرست را مورد سنجش قرار می دهد.

حقوق و مزایا : به مجموعه ارزیابی عملکرد و ارزشیابی شغل و ملاک های خوب بودن ، امنیت شغلی ، پرداخت بالا ، مکفی و متناسب و توانمند بون حقوق را اندازه گیری می نماید.

امکان ترفیع و رشد شغل : که برنامه ریزی کار را با ملاک ارتقاء مناسب ، منظم و بر اساس توانایی ، مستمر همراه با فرصت پیشرفت را مورد سنجش قرار می دهد.

همکاران در شغل که مجموعه روابط انسانی ، مشاغل گروهی و حلقه های کیفیت را با زیر مجموعه انگیزه دهنده ، وفادار ، سریع ، مسئولیت پذیر ، زیرک ، فعال ، مراعات کننده ، خوشایند ، دوستانه و پرجاذبه بودن را می سنجد.

پرخاشگری : آن است که پرسشنامه پژوهش حاضر می سنجد که تست پرخاشگری SCL 90 است.

تعریف نظری /متغیر ها :

پرخاشگری :

پرخاشگری به هر گونه رفتاری که معرف آن صدمه زدن به خود یا دیگری باشد. آنچه در این تعریف حائز اهمیت است قصد و نیت رفتار کننده است یعنی یک رفتار آسیب زا در صورتی پرخاشگری محسوب می شود که از روی قصد و عمد به منظور صدمه زدن به دیگران یا به خود انجام گرفته باشد . ( کریمی،1379 )

پرخاشگری تلویحاً به قصد آسیب رساندن نیز دلالت می کند که این قصد باید از اتفاقات پیش و پس از عمل پرخاشگری استنباط نمود . در واقع رفتاری که به دیگران آسیب می رساند پرخاشگری تلقی می شود. به خصوص وقتی که شخص بداند که رفتارش به دیگران آسیب می رساند. همچنین اعمال خصمانه ای که از روی قصد باشد نیز پرخاشگری تلقی می شود. ( یاسایی ، 1380 )

پرخاشگری آن است که با علائمی مانند تپش قلب ، لرزش ، احساس تنفر ، علائم فیزیکی مثل فحش دادن ، فریاد زدن ، عبارات نیش دار و استهزاآمیز مشاهده شود.

در ضمن به بی اعتنایی انتخابی نسبت به شخص یا گروهی نیز پرخاشگری گفته می شود ( ستوده ، هدایت الله ، 1374 )

افسردگی :

این اصطلاح بسیار وسیع و تا حدودی مبهم است برای شخصی عادی حالتی مشخص با غمگینی و گرفتگی و بی حوصلگی و برای پزشک گروه وسیعی از اختلالات خلقی با زیر شاخه های متعدد را تداعی می کند. خصوصیات اصلی و مرکزی حالات افسردگی کاهش عمیق میل به فعالیت های لذت بخش روز مره مثل معاشرت ، تفریح ، ورزش ، غرایز و روابط جنسی است. این توانایی برای کسب لذت حالتی نافذ و پایا دارد. ( پور افکاری ، 1376 )

رضایت شغلی : عبارت است از حدی احساسات و نگرش های مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند رضایت شغلی نتیجه ادارک خود است و این احساس مثبت می تواند منجر به سلامت فیزیکی و روانی افراد گردد. عوامل موثر در رضایت شغلی عبادتند از حقوق و دستمزد ، پاداش ، ترفیع مدیران و سرپرستان مناسب و محیط کار امن . ( شفیع آبادی ، 1369 )

مدل عملیاتی ارتباط متغیر ها :

1- متغیر های مستقل (Independent Variable ) خشنودی شغلی با پنج شاخص

1 ) نفس کار ، 2 ) سرپرستی شغل، 3) حقوق و مزایا ، 4 ) امکان ترفیع و رشد در شغل ، 5 ) همکاران در شغل .

2- متغیر وابسته ( Depedent Variable ) پرخاشگری .

3- متغیر تعدیل گر ( Moderators ) متغیر تعدیل گر در این تحقیق عبارت از کارکنان دانشگاه علم و صنعت است.

4- متغیر مداخله گر ( Inter vening Variable ) متغیر مداخله گر در این تحقیق عبارتند از عوامل غیر قابل کنترل در خشنودی شغلی ( عوامل خانوادگی و اجتماعی ) .

[ مدل تحلیلی تحقیق ( Analytical model )]


تاریخچه تعاریف رضایت شغلی

مطالعه رسمی رضایت شغلی یا مطالعات هاموژن در اوایل دهه 1930 شمع شد و از دهه 1930 رضایت شغلی به طور گسترده مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت در اصل رضایت شغلی به این دلیل اهمیت پیدا کرد که طرفداران اولیه رویکرد روابط انسانی صاحب نظران و مدیران را قانع کردند که کارگر خوشحال کارگری سود آور است . ( هوی و میسکل 1370)

تلاش کلاسیک برای تعریف رضایت شغلی در سال 1935 توسط رابرت هاپاک [1] انجام شد وی رضایت شغلی را به عنوان ترکیبی از موارد روان شناختی فیزیولوژی و محیط تعرف کرد که باعث می شوند شخص از شغل خود اظهار رضایت نماید.

شرترز [2] معتقد است رضایت شغلی به معنای دوست داشتن وظایف مورد لزوم یک شغل شرایطی که کار در آن انجام می گیرد و پاداشی که برای انجام آن دریافت می شود می باشد او اضافه می کند این که فعالیت ها امور وشرایطی که کار را تشکیل می دهند تا چه مواردی به چه میزانی و به چه خوبی نیازهای فرد بر آورده می سازند بستگی به قضاوت فرد دارند فرد باید موارد خوب وبد شغل خود را موازنه کند ؛ چنان چه خوبی ها بر بدی ها غلبه کند احتمال دارد که فرد از شغل خود راضی باشد ( شرترز ، 1371)

هرسی و بلانچارد [3] معتقد هستند رضایت شغلی تابعی است از سازگاری انتظارات سازمانی با نیاز های سرشت کلی فرد در حالتی که این دو توافق و تعادل داشته باشند رفتار به طور هم زمان بر آورنده انتظارات سازمان و نیاز های فرد است یعنی اثر بخشی و رضایت توأم حاصل می کردند ( هرسی و بلانچارد ، 1386 )

فلامن و آرنولد 1985 [4] رضایت شغلی را به مجموع تمایلات مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند تعریف کرده اند آن ها می گویند وقتی می گوییم یک فرد از شغل خود رضایت بالایی دارد حقیقت منظور مان این است که وی به طور کلی به میزان زیاد شغل خود را دوست دارد. و توانسته است از طریق شغل خود نیاز های خویش را ارضا کند و در نتیجه احساسات مثبتی نسبت به آن دارد.

هیولین 1966 [5] می گوید که رضا مندی شغلی یک پدیده احساسی است که یک کارمند در باره شغل خود می تواند به دست آورد . بنا بر این رضایت شغلی زمانی حاصل می شود که کارکنان از طبیعت کار خود رضایت داشته باشند از حقوق و مزایای خود راضی باشند و فرصت های مناسبی برای ارتقاء ترفیع داشته واز همکاران و سرپرستان خود راضی باشد از رضایت شغلی یک پدیده فردی می باشد.

ابعاد رضایت شغلی :

به طور کلی سه بعد مهم در رضایت شغلی تشخیص داده شده است که عبارت است از :

1- رضایت شغلی یک پاسخ عاطفی نسبت به شرایط یا وضعیت شغل است.

2- رضایت شغلی اغلب در رابطه با بر آورده شدن نیاز ها و انتظارات تعیین می شود.

3- رضایت شغلی منبعث از چند نگرش به هم پیوسته می باشند.

اسمیت ، کندل و هیوسن پنج بعد شغلی پیشنهاد کرده اند که عبارت است از ماهیت شغل ، دستمزد ، فرصت های ارتقاء ، سرپرست یا مدیر و همکاران این ابعاد از مهم ترین ویژگی های شغلی هستند که افراد پاسخ موثر نسبت به آن ها نشان می دهند.

به طور کلی رضایت و عدم رضایت شغلی دور از انتهای یک پیوستار نیستند و نیز آن چنان که بسیار تصور می کنند رضایت و یا عدم رضایت به طور کلی یک جانبه نتیجه حقوق و دستمزد کم یا زیاد نمی باشند گرچه متأثر از آن نیز هستند بلکه رضایت شغلی ماحصل تأثیر و تأثر عوامل زیادی نظیر نیازها ، علائق، انگیزه ها ، نگرش و شخصیت افراد از یک طرف و مختصات شغلی نظیر محیط کار ، جو زمانی ، فرهنگ سازمانی و نیز مدیریت از طرف دیگر می باشد چنان چه این عوامل موید یکدیگر باشند موجب حالتی می شوند که خود را در خود احساس رضایت می کند که به رضایت شغلی منجر می گردد. (عباس زاده ،1369 )

رضایت شغلی وعوامل موثر در انتخاب آن :

ناگفته پیداست که رضایت شغلی مفهومی پیچیده و چند بعدی است . عوامل موثر بر رضایت شغلی به علت تعدد تعاریف و مفاهیم از یک سو و تکثر و تفاوت فرهنگ ها و محیط ها از سوی دیگر، بسیار گسترده و فراوانند . ارائه تعریفی دقیق از آن را اندکی مشکل کرده است ، لیکن دو بخش مبانی نظری پژوهش هدف پژوهشگران ذکر مهم ترین تعاریف ، عوامل روش های ارزیابی رضایت شغلی بوده است گرچه انتخاب این مهم ترین ها نیز خود جای بحث دارد.

تعریف شغل:

« شغل» از نظر لغوی به معنای به کار واداشتن کسی است و آن چه ماید مشغولیت می باشد.از طریق اشتغال ، فرد فعالانه در جریان تولید و خدمات مشارکت می کند و پاداشی نقدی یا جنسی در یافت می دارد.( شفیع آبادی ، 1376 راهنمایی و مشاور) . کار و شغل فعالیتی بدنی یا فکری در جهت تولید و خدمت است . به طور کلی ، فعالیتی است که از کسی خواسته شده و در مقابل آن به وی مزد پرداخت می شود . (بروس آی ، شرتزر ، بررسی و برنامه ریزی زندگی شغلی ، ترجمه زندی پور (1369) ص 207 .)

به طور خلاصه می توان گفت : شغل یعنی کار که فرد مشغول به انجام آن است و از طریق آن هم انجام وظیفه می کند و هم امرار معاش می نماید.

در تعریفی دیگر ، شغل عبارت است از گروهی از موقعیت های مشابه در یک مؤسسه ، اداره یا کارگاه که افراد واجد شرایط خاص می توانند این موقعیت ها را احراز کنند و وظایف محوله را انجام دهند . (شفیع آبادی ، عبدالله . ص 3 )

تعریف رضایت شغلی:

تلاش اولیه برای تعریف رضایت شغلی توسط ، رابرت هاپاک انجام شد . وی عوامل رضایت شغلی را به عنوان ترکیبی از موارد روان شناختی ، فیزیولوژیکی و محیطی معرفی کرد که باعث می شود شخص اظهار نماید که «من از شغل خود رضایت دارم»[6]

« رضایت شغلی» مجموعه ای از احساسات و باور هاست که افراد در مورد مشاغل کنونی خود دارند (عبدالله شفیع آبادی) رضایت شغلی یکی از عوامل مهم در موفقیت شغلی است عاملی که موجب افزایش کارایی و نیز احساس رضایت فردی می گردد. ( بروس آی ، شرترز) رضایت شغلی یعنی دوست داشتن شرایط و لوازم یک شغل ، شرایطی که در آن کار انجام می گیرد و پاداشی که برای آن دریافت می شود[7].

با توجه به مطالب مزبور می توان گفت : « رضایت شغلی» یعنی احساس خرسندی وخشنودی که فرد از کار خود می کند و لذتی که

از آن می برد و در پی آن به شغل خود دل گرمی و وابستگی پیدا می کند. (رضایت شغلی) حالتی مطبوع ، عاطفی و مثبت حاصل از ارزیابی شغل و یا تجارب شغل است . مفهومی دارای ابعاد ، جنبه ها و عوامل گوناگون که باید مجموعه آن ها را در نظر گرفت. از جمله این عوامل می توان به صفات کارگر و کارمند ، نوع کار ، محیط در روابط انسانی کار اشاره نمود. ( عبد الله شفیع آبادی .)

فیشر ( V.E.Fisher ) و هانا ( J.V.Hanna) رضایت شغلی را عاملی درونی می دانند و آن را نوعی سازگاری عاطفی و شرایط اشتغال می انگارند یعنی اگر شغل مورد نظر لذت مطبوع را برای فرد تأمین کند ، او از شغلش راضی است. در مقابل چنان چه شغل مورد نظر رضایت و لذت مطلوب را به فرد ندهد در این حالت او از کار خود خدمت می نماید و در صدد تغییر آن بر می آید ( خدیجه


دانلود شخصی با احراز چه شرایطی می تواند برمسند قضاوت بنشیند

اسلام به عنوان دین برتر وتضمین کننده حیات وتکامل بشری به تمام زوایا وخواستهای انسان پرداخته تا نیازهای اورا در هر مقطع زمانی و مکانی پاسخ گو باشد
دسته بندی حقوق
فرمت فایل doc
حجم فایل 209 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 239
شخصی با احراز چه شرایطی می تواند برمسند قضاوت بنشیند

فروشنده فایل

کد کاربری 8044


1-1-
بیان مسئله :

اسلام به عنوان دین برتر وتضمین کننده حیات وتکامل بشری به تمام زوایا وخواستهای انسان پرداخته تا نیازهای اورا در هر مقطع زمانی و مکانی پاسخ گو باشد.

چشم انداز اسلام در مقوله قضاء ریشه در اعماق فلسفه اسلام دارد که نظام هستی را برمبنای عدل و داد می داند « قاممت السموات والارض بالعدل ».

دراسلام بحث از حل وفضل منازعات واجرای عدل وداد هرگز مستقل ومجردد از بحث شرائط و اوصاف کیسکه اجرای آن را بعهده دارد مورد بررسی قرارنگرفته بلکه این دومکمل یکدیگر بوده ومشروعیت قضاء رافراهم می سازند و این دورکن عبارتند از :

1- اهلیت قاضی به لحاظ احراز شرایط ویژه آن

2- مطابقت احکام صادره با قوانین الهی

وبهمین منطور است که در اسلام هر گاه فردی واجد شرایط دادرسی نباشد هرجند به عدل و داد حکم نماید گماردن و ی در منصب قضاء حرام وقبول اونیز گناه و بردن دعاوی ازسوی مسلمانان در محکه او نیز حرام می باشد .

1-2-اهمیت وهدف تحقیق

کثرت روبه تزاید جمعیت ، ارتباطات دقیق و ظریف و لحظه ای انسانها، حرف وشغلها وتخصصهای مختلف ، نیاز انسانها به یکدیگر در عرصه های گوناگون وتعاملات انسانها با یکدیگر و... طبیعتاً اصطکاک هایی رابه وجود می آورد که به جهت رعایت اصول عدالت اجتماعی و ایجاد آرامش زندگی آحاد وجامعه ، ضروری است علاوه بررعایت قوانین با متخلفان از آن برابر ضوابط رفتار شود .

پرواضح است که در این راستا علاوه بر احکام وضوابط عاملان ایجاد عدالت ومجریان امر یعنی قضات باید دارای شرایط ویژه باشند تا هرچه بیشتر جامعه از کج روی ها و هرج ومرج وبی قانونی مصون بماند .

علاوه برموارد فوق هدف از انتخاب این موضوع این نکته است که طرح آراء مختلف فقها و مکاتب فقهی نه تنها زمینه وبهانه تشدید اختلافات مذهبی نبوده برعکس ارائه تطبیقی نظریات گوناگون فقهی در جوی سالم کوششی است در جهت یافتن دیدگاههای فقهی مشترک ودستیابی به علل واقعی اختلاف آراء، از سوی دیگر طرح موضوع شرایط قاضی در اسلام به عنوان مسئله روز ومورد ابتلاء جوامعی است که عزم اجرای احکام الهی را نموده اند ولی می تواند راهگشای نیازمندیهای قضائی گردد .

گستردگی عالم اسلام ونیاز جامعه اسلامی به دادرسی ا زدیدگاه فرق مختلف اسلام ونظرات فقها پیرامون موضوعات مختلف اهمیت بحث را جهت دانش بیشتر ورسیدن به ایده های برتر جهت پیشبرد امر قضاء ونیز شرایط قاضی که درحقیقت بعد ازاحکام قوانین رکن رکین امر دادرسی در اسلام است مطرح می سازد .

1-3-سوال مورد تحقیق

1- شخصی با احراز چه شرایطی می تواند برمسند قضاوت بنشیند .

2- مشروعیت وثبوت قضاء دراسلام

3- انتصاب قاضی از دیدگاه امامیه واهل سنت

4- انتخاب وگماردن قاضی ازنظر امامیه واهل سنت

5- اجتهاد ازدیدگاه امامیه واهل سنت

6- قضاء تنصیب وتحکیم

7- قضاء تحکیم ازدیدگاه امامیه واهل سنت

8- شرایط قاضی در حقوق موضوعه

1-4-فرضیه :

دادرسی یکی از مهمترین وظایف انبیاء الهی و اوصیاء آنان بوده و شخصاً به حل و فصل دعاوی مردم وستاندن حقوق ایشان پرداخته اند .

بدیهی است که بموازات اهمیت وارزشی که مقام دادرسی در اسلام دارد . شرایط و ویژگیهای کسی که امر دادرسی رابه عهده میگیرد نیز اهیمت یافته وبدین سبب دربینش اسلامی هرگز نمی توان سرنوشت امور قضائی و حل وفصل دعاوی که در حقیقت اجرای عملی وعینی احکام الهی است رابدست نا اهل سپرد وتعریف قضاء در شرع ولایت برصدور حکم است واز ناحیه کسی است که حائز شرائط فتوا باشد .

قاضی باید متصف به اسلام ( ایمان ) علم ، اجتهاد ، عدالت ، رجولیت ، دارای حافظه، بینائی – شنوائی ، توانستن برکتابت ( خواندن ونوشتن ) باشد وتمام این صفات مورد نظر واتفاق اسلام می باشد .

1-5-تعریف واژگان :

قضاء : واژه ای است عربی ، اصل آن قضائی بوده است و جمع آن اقضیه می باشد ودر فارسی به داوری وحکم ترجمه شده است.

استفاضه : در لغت به معنای جریان وانتشار وشیوع آمده است ، " افاض السیل" سیل جاری شد .استفاض الحدیث، یعنی خبر شایع ومنتشر شد ، ودر اصطلاح علم حدیث به خبری که بیش از سه نفر آن را نقل کند که موجب صحت یا اطمینان قریب به یقین گردد اما به حد تواتر نرسد .

بینه : شاهد عادل

اجتهاد : در مفردات راغب به دو نحو آمده است الجهد بافتح ج یعنی مشقت وسختی وباضم آن یعنی کوشش گسترده و وسیع به اندازه طاقت

مجتهد مطلق : طبق نظر وفتوای خود عمل کند و تقلید ا زدیگری بر او حرام است

مجتهد متجزی : برخی از احکام را از ادله استنباط کند وبرخی رانتواند


رجولیت :یعنی مرد بودن مذکر بودن .

قاضی تنصیب : که از ناحیه امام وحکومت باشد قاضی التنصیب

قاضی تحکیم : هرگاه طرقین نزاع برحکمت و داوری فردی رضایت دهند قاضی التحکیم .

1-6-محدودیتها :

علم وتکنولوژِ باهمه توان وپیشرفتهای موجود به کمک بشرآمده تا نیازهای مادی ومعنوی خود را سریعتر از گذشته وبارعایت زمان انجام دهد وبی بعضاً مشاهده میشود باپیشرفت دنیای رایانه و دیجیتال بهره مندی از این فناوری عام شمول وهمگانی نگردیده .

کسب منابع وکتب مورد نیاز برای تهیه این رساله از این قاعده مستثنی نبوده و طبیعتاً ممکن است عدم وجود یک بایگانی رایانه ای فقهی مرجع ودیگر متون موجب کندی کار و کاهش کیفیت پژوهش گردد ولی با تلاشها همه جانبه ای که انجام شد وباعنایات خداوند متعال وراهنمایی اساتید بزرگوار توفیق تهیه این رساله حاصل گردید .

1-7-پیشینه تحقیق

دادرس از عمده ترین مسئولیتها خلفا وائمه وحکام اسلامی بوده .وحتی در بینش کسانیکه معتقد به ولایت فقیه در زمان غیبت امام نمی باشند نیزداد رسی از وظایف فقهای شیعه در زمان غیبت بوده وولایت وی در امور قضائی ورسیدگی به مرافعات و مخاصمات واجرای حدود الهی از جمله مسئولیتهای است که مورد اتفاق نظر و اجماع تمامی فقهای شیعه می باشد و فقهای اهل سنت دادرسی را از اهم وظایف حاکم و والی مسلمین دانسته اند فلذا به واسطه اهمیت بالائی که مقام دادرسی دارد به موازات آن شرایط و ویژگیهای کسی که امر دادرسی و قضاوت را به عهده دارد اهمیت یافته تا جائی که اگر چنانچه فردی آگاهی به احکام وقوانین قضاء را داشته باشد اما اهلیت آنرا نداشته باشد گماردن او به منصب قضاء جایز نیست و به همین سبب فقها قبل ازآداب قضاء به بیان شرایط و اوصاف قاضی پرداخته اند .

تاکید اسلام برضرورت اتصاف قاضی به شرایط و ویژگیهای خاص یکی از مسائلی است که سبب امتیاز نظام حقوقی اسلام باسایر نظامهای حقوق جهان به ویژه در زمان معاصره گردیده است .

1-8-روش تحقق :

پژوهش حاضر به جهت اسنادی بودن رش کتابخانه ای و مطالعاتی را در پیش گرفته و پس ازفیش برداری و رجوع به منابع معتبر فرق مختلف برای بررسی مقایسه ای به تدوین فصول پژوهش پرداخته است .


2-1-بررسی واژه قضاء:

قضاء واژه ای است عربی، اصل آن قضایٌ بوده است که به خاطر قاعده صرفی یای بعد از الف تبدیل به همزه شده و جمع آن اقضیه می باشد، واژه قضیه نیز به معنای حکم آمده که جمع آن قضایا است.

واژه قضاء در فارسی به داوری، دادرسی و حکم ترجمه شد و در کتب فقهی احکام قضا را تحت عنوان کتاب القضاء، کتاب القضایا، کتاب القضیه، آداب القضاء و ادب القاضی می توان یافت.

عده ای از فقهاء معنای عرفی قضاء را معادل معنای لغوی آن یعنی حکم گرفته اند و گروه دیگر از آن به " ولایت بر حکم" یا " الزام به حکم" تعبیر نموده اند.

مهمترین تعاریفی که از قضا در کتب فقهی شیعه و اهل سنّت آمده بدین شرح است:

الف: شهید اول : " ولایه شرعیه علی الحکم فی المصالح العامّه مِن قِبَلِ الامام" .[1]

ب : شهید ثانی : " القضاء ای الحکم بین النّاس" .[2]

ج : مقدس اردبیلی: " القضاء ولایة عامة بالنّیابه عن النّبی اوالامام عموماً اَوخصوصاً" .[3]

د : میرزا محمد حسن آشتیانی : نیز همانند شهید ثانی و صاحب جواهر الکلام تعریف قضا رابه " الحکم بین النّاس" بهتر از سایر تعاریف دانسته است. [4]

هـ : امام خمینی (ره) : " القضاء و هوالحکم بین النّاس ارفع التّنازع بینَهُم" .[5]

و: دکتر جعفر لنگرودی: " حکم قاضی بیان کننده در مورد مسائلی است که احراز کرده است خواه امور کیفری باشد یا نباشد" .[6]

ز: احمدبن محمدبن احمد الدردیر (مالکی): "( القضاء) فی الشّرع هو حکم حاکم او محکّم بامرٍ ثَبتَ عنده : کدینٍ و حبسٍ و قتلِ و جرحٍ و ضربٍ و سَبٍّ و ترک صلوة و نحوها، وقذف و شرب و زنا و سرقة و غضب و عداله و ضدّها و ذکوره و انوثه و موت و حیاه و سفهٍ و رشد و کبر و نکاح و طلاق و نحو ذلِک لیرتّب علی ما ثبَتَ عندهُ مقتضاهُ او حکم بذلک المقتضی".[7]

ح: " القضاء ... شرعاً ، فصل الحضومات و قطع المنازعات" (حنفی).[8]

لغت شناسان برای واژه قضاء معانی گوناگونی ذکر کرده اند، نویسنده کتب فقهی: " جواهرالکلام" به نقل از اهل لغت ده معنای قضاء را بشرح زیر شمرده است و برای هر یک نیز شواهدی از آیات قرآن مجید آورده:

" حکم، علم، اِعلام، قول، حتم، امر، خلق، فعل ، اتمام و فراغ" .[9]

صاحب کتاب نفیس " وجوه القرآن" با استناد و استشهاد آیات کریمه، کاربرد قضاء را در قرآن بر سیزده وجه دانسته، وی علاوه بر معانی فوق الذکر وجوه دیگری همچون : منیه = مرگ، قتل = کشتن، فصل = جدا کردن و اداء برای واژه قضاء برشمرده است.[10]

آیا واژه قضاء مشترک لفظی است بین معانی ذکر شده؟ چنانکه نویسنده کتاب " بُلغه السالّک" بر آنست[11] یا آنکه قضاء در اصل برای یک یا چند معنای محدود همچون حکم، فراغ و اتمام وضع شده و استعمال آن در دیگر معانی از باب اشتراک در معنا می باشد و اینکه آن معنای اصلی کدامیک از معانی مذکور می باشد و همچنین در بیان رابطه معنای لغوی با معنای اصطلاحی قضاء میان فقهاء اختلاف نظر وجود دارد.[12]

بهر حال مشهورترین معنای لغوی قضاء حکم است که با معنای اصطلاحی آن نیز مناسبت تام دارد.

2-2-دادرسی در اسلام :

یافتن تاریخ و مبدأ مشخصی برای توجه بشر به امر دادرسی کار آسانی نیست و می توان گفت دقیقاً از روزگاری که آدمی به زندگی اجتماعی و برقراری روابط ، هر چند به شکل ابتدایی و ساده روی آورد، این واژه نیز در فرهنگ حیات بشری پدیدار گردید، اجتماعی زیستن حتی در ابتدایی ترین نوع خود مستلزم پذیرش محدودیتهایی است که بدون آن برقراری رابطه با دیگران و تشکیل اجتماع امکان ناپذیر است.

محدودیتها خواه صرفاً نتیجه نیاز بشر و حکم عقل و سایر انگیزه های آدمی باشند و خواه حاصل پیام و راهنمایی پیامبران و حاملان وحی الهی، در عمل و اجرا همواره بصورت صحیح و کامل رعایت نشده اند، پایبند نبودن به تعهدات و مسئولیتهایی که لازمه حیات اجتماعی است از سوی برخی از عناصر و ارکان تشکیل دهنده اجتماع یعنی آدمیان و نادیده انگاشتن مرزها و تعرض به حقوق دیگران نیز از بدو پیدایش روابط اجتماعی در میان انسانها آغاز گردیده و تا به امروز ادامه دارد. ( اشاره به داستان هابیل ، قابیل ودرگیری آن دو)[13]

اعتقاد به مبدأ هستی و خدا و تبیین نظام خلقت بر اساس بینش دینی و به دنبال آن پذیرش ایدئولوژی یعنی مجموعه ای از حقوق، تکالیف و مقررات که فرد را در مقابل خود، دیگران و خدای خود متعهد ساخته ، مرزها و محدودیتهای دیگری را فراروی آدمیان قرار داده که تخطی از آن، تعرض به حدود الهی و به همان میزان انحراف و دوری از مسیر تکامل و رشد فرد تلقی می گردد.

ارتکاب گناه، تعرض به حدود الهی و پایمالی حقوق دیگران واقعیتهای انکارناپذیر تاریخ زندگانی انسانند، و به همین دلیل دقیقاً همزمان با پیدایش روابط اجتماعی در میان انسانها و پذیرش بنیانهای اعتقادی و دینی، تمایل و گرایش به داد و دادگری و دادرسی در جامعه انسانی نمودار گردیده است.

بحق می توان گفت انگیزه و حداقل بهانه بسیاری از کشمکشها و جنگ و ستیزهای تاریخ بشری و همچنین فلسفه پیدایش بسیاری از مکاتب فلسفی و مذهبی و نظامهای حکومتی همین گرایش قوی و نیرومند آدمی به داد و دادگری بوده است.

اسلام نیز به عنوان دینی واقع گرا و رئالیست دادرسی را بمثابه مهمترین رکن بقای جامعه و تضمین کننده تکامل حیات بشری در اصول و فروع خویش تعقیب و بدان تکیه نموده است، چشم انداز اسلام از مقولة داد و دادرسی برگرفته از یک اصل بنیادی فلسفی است که نظام هستی را نظام عدل و داد می داند، و بدینسان این مقوله را فراتر از رابطه انسان با انسان می نگرد، و از اینرو در ارزیابی نظام حقوقی اسلام باید به همسوئی آن با نظام خلقت بر اساس اصول جهانبینی اسلامی توجه نمود.

در بیان اهمیت دادرسی در اسلام همین بس که خداوند در کتاب خود فلسفه بعثت و رسالت انبیاء را برپایی عدل و داد معرفی نموده است.( لقد ارسلنا رسلنا با لبینات و انزلنا معهم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط) [14]

دادرسی یکی از مهمترین وظایف انبیاء الهی و اوصیای آنان بوده، و چنانکه در بحثهای آینده، خواهیم نگاشت نه تنها انبیاء شخصاً به حل و فصل دعاوی مردم و ستاندن حقوق ایشان پرداخته اند بلکه اساساً منصب قضاء در بینش اسلامی از مناصب ویژه ایشان است.

پیامبر اسلام (ص) شخصاً به عنوان قاضی مسلمین به دادرسی همّت گمارده و در مواردی نیز شخصیتهایی همچون علی (ع) و معاذبن جبل را برای انجام این مهم به بلاد اسلامی فرستاده است.

دادرسی از عمده ترین مسئولیتهای خلفا و ائمه و حکام اسلامی بوده، و حتی در بینش کسانیکه معتقد به ولایت مطلقه فقیه در زمان غیبت امام نمی باشند نیز دادرسی از وظایف اولیه فقهاء شیعه در زمان غیبت بوده و ولایت وی در امور قضایی و رسیدگی به مرافعات و مخاصمات و اجرای حدود الهی از جمله مسئولیت هایی است که مورد اتفاق نظر و اجماع تمامی فقهای شیعه می باشد، همچنین فقهای اهل سنت دادرسی را از اهمّ وظایف حاکم و والی مسلمین دانسته اند.

بدیهی است که بموازات اهمیت و ارزشی که مقام دادرسی در اسلام دارد، شرایط و ویژگیهای کسی که امر دادرسی را به عهده می گیرد نیز اهمیت یافته و بدین لحاظ در بینش اسلامی هرگز نمی توان سرنوشت امور قضایی و حل و فصل دعاوی که در حقیقت اجرای عملی و عینی احکام الهی است بدست نا اهل سپرد، بنابراین هرگاه فردی واجد شرایطِ بنیادین قضاء نباشد هر چند از هوش و فراست سرشاری برخوردار بوده و به قوانین و احکام دادرسی آگاهی کامل داشته و بر فنون دادرسی نیز کاملاً مسلّط باشد، گماردن او به منصب قضاء جایز نیست. به همین جهت فقهاء قبل از آنکه آداب و احکام قضاء و چگونگی صدور حکم در منازعات را مطرح نمایند، ابتدا به بیان شرایط و اوصاف قاضی پرداخته اند.

تأکید اسلام بر ضرورت اتّصاف قاضی به شرایط و ویژگیهای خاص، یکی از مسائلی است که سبب امتیاز نظام حقوقی اسلام با سایر نظامهای حقوقی جهان بویژه نظامهای معاصر گردیده است،

آنچه که سبب امتیاز نظام حقوقی اسلام گردیده، همان تأکید و توجه به صلاحیت قاضی قبل از دادرسی است در حالیکه در نظامهای دیگر بدون استثناء محور مسائل و احکام حقوقی نفس حکم و قانون است و در حقیقت بحث از شرایط دادرسی جائی در مجموعه نظام حقوقی ندارد. منشاء این تفاوت نیز همسویی و هماهنگی قوانین و احکام اسلامی با مبانی عقیدتی و اصول جهان بینی آن است در اسلام بحث از حل و فصل منازعات و اجرای عدل و داد هرگز مستقل و مجرّد از بحث شرایط و اوصاف کسی که اجرای آن را بعهده دارد مورد بررسی قرار نگرفته، به سخن دیگر قضاء شرعی و دادرسی اسلامی ماهیتاً دو عنصر تفکیک ناپذیر دارد که نبود هر یک از آن دو مشروعیت قضاء را منتفی می سازد و این دو رکن عبارتند از :

1- اهلیت قاضی از لحاظ احراز شرایط ویژه آن.

2- مطابقت احکام صادره با قوانین الهی، و دقیقاً به همین جهت است که اسلام گفته اند:

" هرگاه فردی واجد شرایط دادرسی نباشد هر چند به عدل و داد حکم نماید، گماردن وی به منصب قضاء حرام و قبول او نیز گناه و بردن دعاوی از سوی مسلمانان در محکمه او نیز حرام خواهد بود" .

و عرفوه شرعاً بانه : ولایه الحکم شرعاً لمن له اهلیه الفتوی بجزئیات القوانین الشرعیه علی اشخاص معیّنه من البرّیه باثبات الحقوق و استیفائها للمستحّق.[15]

ترجمه: " و در شرع قضاء را این چنین تعریف نموده اند: ولایت بر صدور حکم است شرعاً از ناحیه کسی که حائز شرایط فتوی است در مورد جزئیات قوانین شرعی و بین اشخاص معین بمنظور اثبات حقوق و بازگرداندن حق به صاحب آن"

2-3-حکم مشروعیت قضا در اسلام:

قضاوت و حکم کردن ، شرعاً واجب کفایی است در حق کسانیکه صلاحیت آن منصب را دارند یعنی اگر مثلاً ده نفر صلاحیت آن را داشته باشند ابتدا بر همه آنها واجب است آن را بدست بگیرند ولی وقتی که یکی از آنها پیشقدم شد و آن را بر عهده گرفت از دیگران ساقط می شود و اگر هیچکس اقدام به آن نکرد همه گناه کرده اند.

البته قضاوت در زمان حضور امام معصوم علیه السلام وظیفه خاص امام است ، پس بر امام واجب است که به نحو واجب کفایی یک نفر را در منطقه و محلّی برای قضاوت نصب فرماید، و گاهی قضاوت کردن بالعرض واجب عینی می شود مثل اینکه جز او کسی از اهل قضا یافت نشود و نیاز به او باشد.[16]


دانلود آیا آل احمد رویکردی علمی – جامعه شناختی به مسائل اجتماعی داشته است

این تحقیق در نظر دارد در فضای اندیشه و آثار یکی از مطرح ترین 1 و با نفوذترین 2 روشنفکران دوره اخیر حیات اجتماعی ایران جلال آل احمد کنکاش کرده و مقولات جامعه شناختی موجود در آثارش را شناخته و مدون سازد
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 208 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 258
آیا آل احمد رویکردی علمی – جامعه شناختی به مسائل اجتماعی داشته است

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

« مقدمات و کلیات »

این تحقیق در نظر دارد در فضای اندیشه و آثار یکی از مطرح ترین [1] و با نفوذترین [2] روشنفکران دوره اخیر حیات اجتماعی ایران جلال آل احمد کنکاش کرده و مقولات جامعه شناختی موجود در آثارش را شناخته و مدون سازد .

بیان واقعیتها از طرق تحلیل محتوای آثار نویسندگان علیرغم منزلت و پایگاه والای اجتماعی آنها بسیار مهم و در خور اعتنای جدی است ، در این راستا نقد و بررسی آراء اجتماعی آل احمد که در یکی از برهه های تاریخ معاصر ایران از ارج و اهمیتی برخوردار بوده از این مقوله مستثنی نیست .

با اینکه آل احمد را روشنفکر و از آگاهان اجتماعی [3] درجه اول فرض کرده اند ، این تحقیق بر آن است تا پاسخی برای این پرسش بیابد که آیا آل احمد رویکردی علمی – جامعه شناختی به مسائل اجتماعی داشته است ؟

« تاریخچه مطالعاتی »

در ارتباط با مطالعاتی که در این خصوص صورت گرفته ، حداقل تحت عنوان مورد نظر تحقیق ، مطالعه ای صورت نگرفته است و بیشتر مطالعات را در این راستا مطالعات ادبی تشکیل می دهد .

لذا بمنظور کمک به امر تحقیق ، به بررسی دو اثر پرداخته می شود :

1- چراغی ، فرخ « جامعه شناختی آثار جلال آل احـمد : کنکاشـی در جـامعه شناسی ادبیات و جامعه شناسی در ادبیات » ، اراک : ( بی جا ) ، 1374 ، رساله فوق لیسانس جامعه شناسی

2- سروری ، جمشید « قشر بندی و طبقات اجتماعی با کندو کاوی در آثار جلال آل احمد » پایان نامه دانشجویی کارشناسی ارشد .

- اثر اول خلاصه رساله ایست ، تحت عنوان « بررسی جامعه شناختی در آثار جلال آل احمد : کنکاش در جامعه شناسی در ادبیات و جامعه شناسی در ادبیات ، از فرخ چراغی که زمستان 1374 در دانشگاه اراک ، با راهنمایی استاد ، دکتر ح . ا . تنهائی و مشاوره دکتر علی رضا کلدی به انجام رسیده است .

این رساله براساس روش شناسی علمی دانشگاهی ، در پنج فصل تنظیم گردیده است ، که در مجموع زیر عنوان فوق الذکر ، کنکاشی است در جامعه شناسی ادبیات و جامعه شناسی در ادبیات ، و سعی در کشف و ارائه بنیانهای جامعه شناسی آثار نویسنده ، یعنی جلال آل احمد دارد .

فصل اول : براساس روش شناسی علمی ، به تدوین تاریخچه مطالعاتی ، بیان مسئله ، طرح پرسشهای تحقیقاتی ، اهداف ، حدود مطالعاتی و تعریف اصطلاحات پرداخته است. در این رساله بجای فرض از پرسش تحقیقاتی استفاده گردیده است و پرسشها با عنوان کلی ، خلاصه شده اند پیرامون جستجوی چهار مبحث ، هستی شناسی ، ایستائی شناسی، روش شناسی و پویائی شناسی در آثار آل احمد . در اهداف مطالعه ، محقق به دنبال طرح اهداف تحقیق پیرامون پیدا نمودن پاسخ پرسشهای تحقیق است .

در مورد اهمیت مطالعاتی ، محقق در خلاصه رساله چنین می آورد :

« تحقیق تاکید دارد بر لزوم شناسائی و معرفی اندیشمندان متفکر انسانگرا ، تا با استفاده از شیوه آنها با بازگشت به خویشتن خویش و تکیه بر نظرات متفکرین ایرانی ، پایه های فرهنگ اصیل خود را باز شناخته و با توشه برداشتن از آن ، سدی محکم در برابر هجوم فرهنگهای گوناگون بسازد و برای مبارزه با خود بیگانگی و بی هویتی در برابر تئوری پردازان با شناخت اندیشه متفکران ایران زمینه رشد این اندیشه ها را در جامعه به وجود آورد . » [4]

در مبحث تعریف اصطلاحات ، با استفاده از کتب معتبر به تعریف اصطلاحات پرداخته است .

فصل دوم : اختصاص داده است . به نقد و بررسی چند کتاب . از جمله :

1- کتاب واقعیت اجتماعی و جهان داستان ، نوشته جمشید مصاحبی پور ایرانیان 2 - کتاب راز چشم برادر ، شمس آل احمد .

3 - کتاب ، قصه نویسی – نوشته رضا براهنی .

4 - نقد آثار جلال آل احمد ، نوشته عبدالعلی دسغیب .

در فصل سوم براساس اصول روش شناسی به معرفی روش تحقیق ، روش شناسی ، طرح تحقیق، فن تحقیق ، طرح تحلیلی و طرح زمان اجرا پرداخته است . ضمنا نامبرده از طرح تحقیق توصیفی – تحلیلی و فن مطالعه کتابخانه ای و تکنیک استنباط استفاده نموده است .

فصل چهارم را با ارائه و تحلیل داده ها شروع نموده ، ابتدا به ترسیم شرایط عینی و ذهنی ، زمان جلال پرداخته ، سپس به طرح جستارهای جامعه شناختی و بررسی پرسشهای تحقیق پرداخته است ، در این راستا به طرح نظرات جامعه شناسان برجسته در این رابطه توجه نموده است ( برای روشن شدن موضوع ) ، در پایان به طرح تحلیل تئوریکی و بررسی نظرات فروم پرداخته و سپس به مقایسه نظرات آل احمد با آنها در فصل پنجم همت گماشته است .

2- اثر دوم : این رساله در دو بخش و مشتمل بر نوزده فصل است . نگارنده در بخش نخست کلیات و نمونه های کلی در تشخیص قشر بندی و طبقات اجتماعی را در شش فصل بیان کرده است .

فصل اول : محتوا ، منابع و روش

فصل دوم : قشر بندی اجتماعی

فصل سوم : طبقات اجتماعی

فصل چهارم : درباره منشا نابرابری اجتماعی

فصل پنجم : مروری بر اندیشه ها و نظـریه های تاریخـی و معاصر مربـوط بـه قشر بندی اجتماعی

فصل ششم : قشر بندی و طبقات اجتماعی و پایگاه طبقاتی از دیدگاه اسلام

در بخش دوم مشخصات ویژه اقشار و طبقات را در ساخت اجتماعی ایران در آثار جلال آل احمد طی سیزده فصل مورد مداقه قرارداده است .

فصل اول : آثار آل احمد و زندگی او

فصل دوم : آل احمد و قشر بندی و طبقات اجتماعی

فصل سوم : طبقات حاکم

فصل چهارم : قشر روشنفکران

فصل پنجم : قشر روحانی

فصل ششم : اقشار شهری

فصل هفتم : طبقات روستائیان

فصل هشتم : طبقه کارگر

فصل نهم : طبقات مرفه

فصل دهم : قشر زنان

فصل یازدهم : قشر معلمان و حال و آینده معلمان در نظام پهلوی و آینده آموزش و پرورش

فصل دوازدهم : قشر اهل قلم ( نویسندگان )

فصل سیزدهم : قشر شعرا و نگرش آل احمد به شعر و شاعران

نویسنده قصد داشته که از زاویه اصول و مبادی جامعه شناختی به اندیشه های آل احمد نگریسته و دریابد که وی به مسائل در قلمرو قشربندی طبقات اجتماعی چگونه می اندیشیده ، و اندیشه اش چه ارمغانی برای تفکر اجتماعی آورده است . محقق درصدد پاسخگویی به سوالاتی در مورد طبقات و دلایل پیدایش ، ضرورت وجود یا عدم لزوم آن بوده و بعنوان مطالعه ای موردی آثار آل احمد را انتخاب نموده لذا به اصول و محتوای اندیشه های آل احمد نپرداخته بلکه در حاشیه کار خود با جامعه شناسی ادبیات تماس حاصل کرده است .

رساله مورد بررسی مشخصات ویژه اقشار و طبقات اجتماعی ، ساخت اجتماعی جامعه ایران را در مجموعه آثار آل احمد بررسی کرده و در هر فصل ( مجموعا سیزده فصل) یکی از اقشار و طبقات را مورد بررسی قرار داده و مشخصات آن را بازگو کرده و سرانجام با ذکر ملاکهای تحرک اجتماعی از دیدگاه آل احمد و نتیجه گیری نوشته خود را به پایان رسانده است . در بخش نتیجه گیری نویسنده نظام اجتماعی با نظریه تضادگرایان به ویژه با آراء مارکسیستها مطابق دانسته و نگرش او را در این باب بیشتر مبتنی بر تجربیات فردی ، نه بر پایه تحقیقات علمی می داند . نویسنده چنین اظهار می کند :

« بطور کل نظام اجتماعی آل احمد نظامی مقشر است و ماهیت طبقاتی دارد . با تاملی در اندیشه های وی در خصوص قشر بندی و طبقات اجتماعی و تطبیق آن با نظریه های رایج در جامعه شناسی این نتیجه بدست می آید که نظریات و تعاریف وی از طبقات ، اقشار و تیپهای اجتماعی از یکسو به احساسات مشخص ، تربیت سنتی – مذهبی استوار است . به همین دلیل با قضاوتهای ارزشی آمیخته شده است . از سوی دیگر تحت تاثیر فلسفه علمی و اجتماعی سوسیالیسم است . همچنین نگرش وی به طبقات و انتساب برخی از ویژگیها و اوصاف به آنها بیشتر مبتنی بر تجربیات فردی اوست تا تحقیقات علمی .» [5]

از سوی دیگر نویسنده داشتن نگرش کارکرد گرایی را به آل احمد نسبت داده و او را فردی تنها و بیرون از روابط اجتماعی معرفی می کند . نویسنده آل احمد را فردی خواستار ایجاد و دگرگونی در جامعه و تغییر ساخت ناهمگن و فاقد کارکرد آن ، بر اساس پندارها و باورهای خویش می داند .

« آل احمد در مدیر مدرسه یک روشنفکر است . او نمی تواند با این جامعه یگانه شود ، در حاشیه جامعه می ایستد ، در همان آن می کوشد تا چیز مثبتی از درون همان پیوندها برای این جامعه به ارمغان بیاورد . او فردی است تنها و بیرون از روابط اجتماعی این جامعه و می کوشد آن را بنا بر پندارها و باورهای مشخص خویش دگرگون کند و درصدد است این ساخت ناهمگن و فاقد کارکرد را معنایی عقلانی بخشد . چنین کوششی نتیجه نگرش کارکرد گرایی نویسنده مدیر مدرسه است .» [6]

نویسنده به این نکته نیز اشاره دارد که آل احمد جامعه ایران را نه جامعه ای کاستی ، نه جامعه ای باز ، بلکه جامعه ای مبتنی بر سلسله مراتب اجتماعی می داند که صعود در سلسله مراتب اجتماعی در آن قدری دشوار است .

نگارنده از بیان مشکلات تحقیق و یا پیشنهادات خودداری کرده است . تنها ذکر این نکته را لازم می دانسته که به دلیل حرمت آل احمد در جامعه ، سخن گفتن درباره او و یا نقادی آثارش پس از وفات مشکل می نماید .

« بیان مساله »

این تحقیق در نظر دارد با بررسی و تدقیق در آثار جلال آل احمد دیدگاههای اجتماعی – سیاسی و فرهنگی این نویسنده معاصر را تشریح کرده و بنیانهای جامعه شناختی آنرا ارائه کند . از آنجا که دوران حیات وی ، دوران کشاکش های سیاسی – اجتماعی و زمینه ساز تغییر و تحولات دهه اخیر ایران است و آل احمد نویسنده ای مبارز و پرشور بوده که از جامعه معاصر خویش به طرق متفاوت تاثیر پذیرفته است ، شناخت این چهره ، شناخت جریانهای فکری و فرهنگی دوره ای از تاریخ اجتماعی معاصر ایران خواهد بود ، چرا که او نشانه بارز ، شاخص و پرچمدار نسلی از جوانان این سرزمین است . همانطور که در تاریخچه مطالعاتی آمده است ، افراد زیادی از جمله سیمین دانشور [7] شمس آل احمد [8] عبدالعلی دستغیب [9] ، رضا براهنی [10] و ... آثار آل احمد را مورد بررسی قرار داده اند ولی هر یک از زاویه دیدی خاص به قسمی از آثار وی پرداخته اند ولی هیچیک کل آثار آل احمد را از نظر جامعه شناختی مورد بررسی قرار نداده است ، لذا ضرورت این تحقیق احساس می شود . با توجه به آنچه گذشت بدلیل حساسیتهای دوره تاریخی مذکور و نگرش اجتماعی آل احمد ، جستجو جهت یافتن دیدگاه و تخیل جامعه شناختی در آثار وی بس ارزشمند و همچون یک مساله قابل طرح در جامعه شناسی می باشد .

« چار چوب نظری »

در این قسمت برای آنکه سوگیریهای پژوهشی منظم شوند بایستی بر مبنای چشم انداز خاص و یا از دریچه « تخیل علمی [11] » ویژه ای به مسئله نگریسته شود تا رویکردها و دیدگاهها خصایص منظم و عامی را همراه داشته باشد . از این رو است که طرح چارچوب نظری یا قالب تخیل علمی ایکه بتوان مسئله را از آن طریق وارسی نمود ضروری به نظر می رسد [12] . لذا از آنجا که این تحقیق به دنبال کشف مقولات اجتماعی و انسانی « جلال آل احمد » در مورد جامعه های نمادی و نا نمادی و کنشهای اجتماعی در درون یک جامعه ، نظام روانشاختی ، نظام کنشی و از همه مهمتر شناخت انسان تفسیرگر و معرفی آن از دیدگاه جلال آل احمد می باشد بنابراین می توان برای تبیین این موضوع به چار چوب نظری مکتب کنش متقابل نمادی « هربرت بلومر » که وابسته به مکتب تفسیر گرایی است استناد جسته و یک قالب تحلیل کلی جامعه شناختی و انسان شناختی مطرح ساخت .

« نظریه هربرت بلومر »

بلومر با مطرح کردن سه قضیه ، چشم انداز جامعه شناختی خود را بیان میکند . در قضیه اول به « جهان اعیان [13] » اشاره می کند یعنی جهان عبارت است از کلیه چیزهایی که برای انسان قابل فهم بوده و دارای معنا می باشد . معنایی که انسان می تواند به آنها اشاره کند و بر اساس آن اشارات رابطه برقرار نماید . بنابراین هیچ گاه نمی توان چیزی را دریافت که قابل معنا و اشاره نباشد ، که در واقع ما تعریف و درکی جمعی و مشترک نسبت به آنها داریم . قضیه دوم اشاره می کند به این نکته که ما می دانیم انسان از بدو تولد موجودی ناقص و نادان است ولی بتدریج در دوران حیاتش آموختنیها را می آموزد . پس آیا باید معانی را در ذات اشیاء جستجود نمود ؟ انسان هر آنچه را که می آموزد و برایش معنا دار می شود در روابط متقابل اخذ می کند . اگر اشیاء برای او دارای معناست ، این معنا را از روابط متقابل اجتماعی کسب نموده است ، عناصر فرهنگی نیز از این قاعده مستثنی نیست . بسیارند هنجارها و عاداتی که در میان قومی مقبول و معمول می باشند و در قوم و ملتی دیگر مذموم . هیچ یک از آن دو قوم قادر به درک دلایل یکدیگر نسبت به رد یا قبول آن رسم یا عادت نمی باشند . امور و عناصر فرهنگی در فرهنگهای متفاوت در مقابل مسائلی که تحت عنوان روابط اجتماعی می شناسیم معنا دار می شوند .

بنابراین معانی نه در ذات پدیده ها و نه در ذهن انسان ، بلکه در روابط متقابل اجتماعی معنا می یابند . قضیه سوم وجه تفسیر گرایی بلومر را نشان می دهد . همانگونه که گفتیم مکتب عوامل گرا بر آنند که علل و عوامل و انگیزه های بیرونی و یا درونی، انسان را تحت « تعین » قرار داده است و سبب می شود که او تحت شرایط خاصی پاسخ مشخصی که از قبل قابل پیش بینی است را از خود نشان می دهد در حالیکه رفتار گرایان اجتماعی و در مجموع تفسیر گرایان بر این باورند که انسان چیزی در درونش با آن قوه ذاتی دارد که در برابر کلیه عوامل به تفسیر می نشیند و در اینجا مرحله ای در « خود » انسان رخ می دهد که آن را اشاره معانی به « خود خویشتن[14]» می نامند . یعنی انسان با خودش مباحثه [15] و مشورت [16] می کند که فلان کار را انجام بدهم یا ندهم این همان مفهوم بازتابی بودن « خود » در نظام جورج هربرت مید است.

بنابراین انسان موجودی است که وقتی در برابر موقعیت قرار می گیرد آن موقعیت را تفسیر می کند و سپس بر اساس تحلیل و تفسیر از موقعیت و معانی که خویشتن خویش است اشاره نموده است به کنش و نه واکنش می زند . بلومر با تاکید بر کنشگر بودن انسان در برابر واکنش نشان دادن ، سعی در به تصویر کشاندن انسان نمادی دارد که در حد سلامت نفس رفتار می کند .

انسان نا سالم چگونه انسانی است ؟ این موضوعی است که مید به آن توجه صریح نداشت ولی بلومر به آن دقت می کند . رواج شایعه و یا تسلط روح جمعی و تاثیر روان شناختی آن در ظهور پدیده « از خود رهایی [17] » نمونه ای از این منظر است . شایعه عبارت است از نقل معنایی به دیگری است و از آن شخص به فردی دیگر و همینطور شنیدن و گفتن آنقدر ادامه پیدا می کند تا شایعه شکل می گیرد . بدون اینکه کسی در این میان حتی برای لحظه ای فکر کرده باشد که ممکن است این جز اشتباه باشد . این یکی از خصلت های بیمار گونه ای است که همیشه در جوامع انسانی موجود است و این ناشی از عمل « واکنش پیوسته [18] » یا تسلط « جامعه نا نمادی [19] » بر انسان است که مفهومی است که فرم در « سنخ نابارور [20] » شخصیت با سوگیری کناره گیری فعال معرفی می کند . به نظر بلومر یکی از خصلت های بد که متاسفانه انسان ها پیدا کرده اند این است که از واقعیت بدان گونه که هست گریزانند لذا دچار انواع کجرویها یا « واکنش گرد گشتی [21] » یا واکنش دورانی می شویم یعنی دقیقا تابع جو نا نمادی شده و این تاثیر را به دیگری منتقل می کنیم و دیگری هم چون تحلیل نمی کند باز به فرد بعدی انتقال می دهد و همینطور ادامه پیدا می کند .

قضیه سوم بلومر به همین معنا است که فکر کنیم و بیاندیشیم که چه کرده ایم ؟ چه نتیجه ای گرفته ایم ؟ این همان مصاحبه و مشورت با خود است . از این مشورت با خویشتن خویش به پدیده تفسیر نمودن وقایع که مبنای کنش است و اساس قضیه سوم را شکل می دهد ، می رسیم بدین معنا بلومر انسان را موجودی مفسر و دریابنده معانی ، و نیز در خطر سقوط به مقام موجودی حیوانی و نا نمادی می داند . او معتقد است پژوهشگر بایستی واقعیت جهان که از طریق تشکیل مفاهیم شناختی در فرآیند کنش متقابل اجتماعی رخ می دهد را به طریق عینی و به عنوان واقعیتی خارجی ، ولی مبتنی بر کنش متقابل نمادی که بر مبنای تفسیر تشکیل می شود مطالعه کند . [22]

حال با بیان نظریه جامعه شناس معروف « هربرت بلومر » می توان یک قالب و چارچوب کلی تحلیل جامعه شناختی مورد نظر در این تحقیق را بیان کرد :

از آنجا که مفهوم اساسی و مهم در مکتب تفسیر گرایی موضوع « انسان » است و آن هم انسان با شعور یعنی انسانی که آگاه به خویشتن خویش است و خود آگاه نسبت به موقعیت خویش است . از این دیدگاه انسان از وجود خود به عنوان امری مستقل از بیرون و درون آگاهی دارد و ناگزیر از خودسازی ، تحلیل و تفسیر شرایط است . انسان به موقعیت های زندگی خویش آگاه است و بنابراین از آنجا که موضوع علم جامعه شناسی گروه هایی است از عناصر با شعور ، عناصر خلاق ، مفسر ، معنی کننده تاریخ و دریابنده معانی و یا از خود بیگانه و مفلوج تاریخ ، آدمهای عاصی و شورشگر و یا انسانهای راضی و مطیع و به هر حال انسانی که می بیند ، می فهمد و با این فهمش – چه غلط باشد چه درست – به کنش و واکنش می پردازد . می توان نتیجه گرفت که شرایط اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی تعیین کننده نیست بلکه تاثیر گذار است . لذا این چارچوب می تواند و بایستی راهنما و راهبری برای پرسشهای تحقیقاتی باشد .

« پرسشهای پژوهش »

با توجه به اینکه اساتید و مدرسین و محققین علم روش تحقیق زمانیکه اطلاعات مقدماتی برای وضع فرضیه کم است به جای فرضیات ، پرسشهای تحقیقاتی مطرح می نمایند [23] . و این پژوهش برای وضع فرضیه، اطلاعات مقدماتی به اندازه کافی ندارد لذا به جای فرضیات ، پرسشهای تحقیقاتی مطرح می شود ، از طرفی چون این تحقیق درصدد کشف وجود تخیل جامعه شناختی و انسان شناختی در نوشته های آل احمد و ارائه این مقولات در آن است ، از آنجا که تحقیق در جهت کشف مسئله پژوهشی است دارای پایگاه کشفی می باشد و پرسشهای پژوهش به شرح ذیل دنبال می شوند :

1-1-آیا آل احمد در آثارش به نوعی تخیل جامعه شناختی – انسان شناختی دست یافته است ؟

2-1- نگرش آل احمد به خدا و جهان هستی چیست ؟

3-1- نگرش آل احمد نسبت به انسان چیست ؟

4-1- نگرش آل احمد نسبت به جامعه و تقابل انسان و جامعه چیست ؟

1-2- آیا آل احمد جهان را قابل شناخت می داند ؟ ( روش شناسی )

2-2- محدودیتهای شناخت جهان و انسان از نظر آل احمد چیست ؟

3-2- روشها و راههای شناخت را آل احمد چگونه معرفی می کند ؟

4-2- آیا آل احمد در آثارش از روش طبیعت گرایانه ( تجربی ) استفاده می کند ؟

5-2- آیا آل احمد به نوعی واقع گرایی در روش خود استفاده نموده است ؟

6-2- آیا آل احمد از روش انتقادی سود جسته است ؟

7-2- آیا آل احمد از روش تقابلی و جدلی استفاده نموده است ؟

1-3- آیا آل احمد دیدگاهی ایستایی شناسی دارد ؟

2-3-آل احمد در این دیدگاه چه مباحثی را مورد بحث قرارد می دهد ؟

3-3- آیا انسان را موجودی تفسیرگر معرفی می کند ؟

4-3- آیا آل احمد انسان را تحت تعیین شرایط می داند یا تاثیر گذار بر شرایط معرفی می کند ؟

5-3- جامعه ای که آل احمد معرفی می کند چگونه جامعه ای است ؟

6-3- آیا اشاره به جامعه نمادی و نا نمادی می کند ؟

7-3- انسان سالم و نمادی یا انسان ناسالم و نا نمادی از دیدگاه آل احمد چگونه انسانی است ؟

8-3- جامعه آل احمد جامعه ای است که رفتارش مبتنی بر نظام کنشی است ؟

9-3- آیا جامعه آل احمد جامعه مبتنی بر نظام روانشناختی است ؟

1-4- آیا آل احمد دیدگاه پویایی شناسی دارد ؟

2-4- موضوعات مورد بررسی آل احمد در پویایی شناسی کدام است ؟

3-4- آیاآل احمد در کنش متقابل نمادی به تاریخ ومراحل تاریخی اعتقاد دارد ؟

4-4- نحوه سیر تاریخ را آل احمد چگونه معرفی می نماید ؟

5-4- آل احمد مکانیزمهای تغییر و تحول را چگونه معرفی می کند ؟

6-4- عوامل تغییر از نظر آل احمد کدام است ؟

7-4- شرایط تغییر از نظر آل احمد کدام است ؟

8-4- آل احمد کارگزاران تغییر را چگونه معرفی می کند ؟

« اهداف مطالعاتی »

این تحقیق بر آن است تا مقولات جامعه شناختی و انسان شناختی را در آثار نویسنده معاصر جلال آل احمد خصوصا در داستانهای کوتاه و رمانهای وی استخراج نماید و ضمن دستیابی به نظرات او در قلمرو جستارهای چهارگانه جامعه شناختی ( جامعه شناسی ادبیات ) دیدگاه آل احمد را در خوشه های هستی شناسی ( خدا ، انسان ، جامعه و تقابل انسان و جامعه ) را بررسی کند و نیز دریابد که آل احمد در گرد آوری و تدوین آثارش چه شیوه ای را به کار برده است ؟ و آیا جهان را قابل شناخت دانسته ، با استفاده از روشهای مورد نظرش ؟ روش تجزیه و تحلیل و رسش او چگونه بوده است ؟ سپس در صدد یافتن و مدون سازی نظرات آل احمد در جستار ایستایی شناسی است که آل احمد انسان را چگونه معرفی می کند ، آیا او را موجودی تفسیرگر و دارای اختیار می داند ؟ آیا انسان آل احمد تحت تعین شرایط است یا تاثیر گذار بر آن است ؟ انسان مورد نظر آل احمد چگونه انسانی است ؟ انسان سالم و نمادی یا انسان ناسالم و نا نمادی ؟ انسان سالم کیست و انسان نا نمادی چه خصوصیاتی دارد ؟ جامعه سالم و مطلوب از نظر آل احمد کدام است و چگونه می توان این جامعه را ساخت ؟ و سپس در چهارمین جستار کشف مراحل تاریخی و چگونگی سیر تاریخ کنشهای نمادی ، کارگزاران تغییر و تحول و نحوه سیر تاریخ که آل احمد در نظر دارد که بالطبع بررسی جامعه شناختی و انسان شناختی دوره آل احمد نیز در قلمرو جامعه شناسی ادبیات دنبال خواهد شد.


دانلود بررسی مردم شناسی سیر تحولی ازدواج از دوره قاجاریه تا ایران فعلی از دیدگاه اجتماعی

بررسی مردم شناسی سیر تحولی ازدواج از دوره قاجاریه تا ایران فعلی از دیدگاه اجتماعی در این تحقیق به بررسی ازدواج شاهان قاجاری و دلایل نوع ازدواج و تعدد زوجات و همینطور تأثیر این ازدواج­ها بر زندگی مردم و همینطور ازدواج در قشرهای مختلف مردم در دوره قاجاریه و همینطور تغییر و تحول ازدواج در عصر پهلوی و اصلاحاتی که شاهان دوره پهلوی در این زمینه ازدواج ا
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 144 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 139
بررسی مردم شناسی سیر تحولی ازدواج از دوره قاجاریه تا ایران فعلی از دیدگاه اجتماعی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول

کلیات

1-1- بیان مسئله

بررسی مردم شناسی سیر تحولی ازدواج از دوره قاجاریه تا ایران فعلی از دیدگاه اجتماعی در این تحقیق به بررسی ازدواج شاهان قاجاری و دلایل نوع ازدواج و تعدد زوجات و همینطور تأثیر این ازدواج­ها بر زندگی مردم و همینطور ازدواج در قشرهای مختلف مردم در دوره قاجاریه و همینطور تغییر و تحول ازدواج در عصر پهلوی و اصلاحاتی که شاهان دوره پهلوی در این زمینه ازدواج انجام داده­اند. در دوره کنونی عواملی که سبب تغییرات در شکل و نوع و سن ازدواج می­شود بررسی می­گردد.

2-1- اهمیت و ضرورت مسئله:

در این مورد ما می­فهمیم که هدف مردم در سه دوره مختلف در زمینه ازدواج چیست و به جنبه­های فرهنگی- اقتصادی- جغرافیایی- سیاسی-اجتماعی در ازدواج دست می­یابیم وهمچنین به ریشه­یابی نوع ازدواج­ها می­پردازیم و عوامل مختلفی نیز که سبب تحولات در ازدواج شده است را بررسی می­کنیم.

3-1- انگیزه تحقیق:

بررسی دقیق و تخصصی­تر و شناخت کامل از ازدواج از دوره قاجاریه به بعد و همچنین تحلیل مردم­شناسی در مورد ازدواج و پیامدهای حاصل تغییرات ازدواج در جامعه.

4-1- اهداف تحقیق:

اهداف تحقیق بررسی

1. ازدواج و همسرگزینی در بین شاهان قاجاریه.

2. ازدواج در بین طبقات مختلف مردم در دوره قاجاریه.

3. انواع ازدواج­ها در دوره قاجاریه.

4. اهداف ازدواج­ها در دوره قاجاریه.

5. تحول ازدواج در دوره پهلوی.

6. تأثیر تحولات جامعه بر ازدواج در دوره پهلوی.

7. تغییرات الگوی ازدواج در جامعه کنونی.

8. بررسی عوامل تغییر سن ازدواج در جامعه فعلی.

5-1- پرسش­های تحقیق:

1. آیا پادشاهان در همسرگزینی معیار خاصی برای ازدواج داشتند؟

2. آیا ازدواج در بین طبقات مختلف، متفاوت است؟

3. آیا ازدواج انواع خاصی دارد؟

4. آیا ازدواجها دارای هدفهای خاصی بوده است؟

5. آیا تغییراتی در دوره­های مختلف در زمینه ازدواج به وجود آمده است؟

6-1- قلمرو جغرافیایی تحقیق:

با توجه به ژرفانگر بودن روش مردم­شناسی محدود کردن قلمرو مورد مطالعه ضروری است قلمرو جغرافیایی این تحقیق کشور ایران است.

7-1- زمان تحقیق:

ازآن جایی که تحقیق مردم شناسی است مدت تحقیق و مطالعه یک سال می باشد .

8-1- روش تحقیق:

استفاده از روش میدانی. مشاهده مشارکتی

مطالعه اسنادی مهمترین روش اتخاذ شده در زمینه موضوع تحقیق است.

استفاده از ابزارها و تکنیک­هایی مثل ضبط صوت، دوربین عکاسی و فیلمبرداری.

9-1- روش جمع­آوری اطلاعات:

ثبت و ضبط دقیق مشاهدات

استفاده از مشاهده مستقیم و میدانی

استفاده از مصاحبه حضوری

استفاده از اسناد و مدارک موجود در کتابخانه­ها

10-1- پیشینه تاریخی:

1. مقاله آقای دکتر آزاد ارمکی و خانمها: مهناز زند- طاهره خزایی که در مورد تأثیر تحولات جمعیتی و اجتماعی در امر همسرگزینی طی سه نسل در خانواده ایرانی، بود به بررسی مطالعه تطبیقی در مورد سن ازدواج، دفعات ازدواج، علت ازدواج­های مجدد، دایره و دامنه همسرگزینی در میان سه نسل متوالی پرداخته بودند.

2. مقاله آقای محمد احمدی موحد به بررسی روند تغییرات شاخص­های ازدواج و طلاق طی سالهای 1380-1375 پرداخته است.

3. پایان­نامه کارشناسی ارشد جمعیت­شناسی خانم زهرا المطهری- از دانشگاه علوم اجتماعی و به راهنمایی دکتر محمد میرزایی و مشاورت دکتر شهلا کاظمی­پور- دانشگاه تهران 1375 که به بررسی تحلیل دموگرافیک وضعیت زناشویی پرداخته.

4. پایان­نامه کارشناسی ارشد جمعیت­شناسی خانم پروانه آستین­فشان از دانشگاه علوم اجتماعی دانشگاه تهران به راهنمایی دکتر محمد جلال عباسی شوازی و مشاورت دکتر محمد میرزایی تهران 1380 که به بررسی روند تحولات سن ازدواج و عوامل اجتماعی پرداخته است.

5. پایان­نامه کارشناسی علوم اجتماعی- آقای حمید پوریوسفی به راهنمایی دکتر جمشید بهنام از دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران 1355 که به بررسی سن ازدواج در ایران پرداخته است.

6. مقاله خانم ناهید درودی­آهی که به بررسی وضعیت ازدواج جوانان با استفاده از جداول خالص زناشویی پرداخته.

11-1- مشکلات تحقیق:

این تحقیق با وجود تمام جاذبه­هایی که داشت متأسفانه دارای مشکلات بزرگی بود که سبب می­شد که من آنطوری که لازم است نتوانم اطلاعات آماری دقیقی از اشخاص به دست بیاورم. زیرا هر منبع اطلاعات آماری آن با منبع دیگر متفاوت بود و همچنین همکاری نکردن بعضی از ارگانها برای ارائه خدمات و قرار ندادن اطلاعات جامع­تر در منابع. و همچنین سنگین بودن هزینه­های سفر برای تحقیق زیرا برای کامل کردن تحقیق خود لازم بود به شهرهای مختلف سفر کرده که این خود مستلزم پرداخت هزینه­های بسیار گزافی بود.

12-1- ادبیات تحقیق:

همان گونه که در همه تیره­ها و ملتها به گونه­ای که ویژه خودشان است، زن و شوهر با هم ازدواج می­کنند و در روزگار باستان هم چنین بوده و زن و شوهر به گونه­ای با هم پیوند زناشویی می­بستند، اشو زرتشت هم برای پیروان خود آئین زناشویی را با دوشی استوارتر و درست­تر از همه ملت­ها برقرار نمود. زناشویی به آهنگ زندگی خوش و خرم و همبستگی و همراهی و زیادشدن مردم و برپایی خانواده را بر پایه­ای چنان درست و شایسته استوار کرد که خود ضامن ماندن و دوام زندگی مشترک بود و مهر و محبت را بین زن و شوهر برای همیشه برقرار می­ساخت. در آئین زرتشت از دیدگاه آراسته شدن کارهای جهان و استوار ساختن یگانگی و جلوگیری از تباهی اخلاقی، درباره زناشویی بسیار سفارش شده است. (رضایی/ 1381/784)

در کیش قدیم ایران زناشویی به آهنگ پدید آوردن زندگی خوش، یگانگی و همراهی تشکیل خانواده و ازدیاد نفوس انجام می­پذیرد. اشو زرتشت در وهشیتواشیت­گات سینا 56 قطعه 5 به پسران و دخترانی که آهنگ بستن پیمان ازدواج دارند چنین اندرز می­دهد: ای دختران شوی­کننده و ای دامان اینک بیاموزم و آگاهتان سازم با غیرت از پی زندگی، پاک­منشی بجویید، هر یک از شما باید در کردار نیک بر دیگری پیشی جوئید و از این راه زندگانی خود را خرمی بخشید.

کیش زرتشتی بر استواری پیوندهای یگانگی و جلوگیری از مفاسد اخلاقی از راه زناشویی تأکید فراوان دارد. در این کیش کمک به امر ازدواج کسانی که به سن بلوغ رسیده و به سبب تنگ­دستی بی­همسر مانده­اند، از کارهای نیک شمرده شده است.

در ایران باستان عقد ازدواج بر چند گونه بود:

1. پادشاه زنی- این اصطلاح برای موردی به کار گرفته می­شود که پسر و دختری برای نخستین بار با خشنودی پدر و مادر خود با یکدیگر ازدواج می­کنند.

2. (ایوک دت یگانه) زنی- ایوک زنی عبارت آنست که مردی با دختری ازدواج کند که تنها فرزند خانواده است و او را ایوک نامند. از آنجا که دختر نمی­تواند اموال خانه پدر خویش را به خانواده دیگری منتقل سازد، پس بایستی نخستین پسر خود را به جای فرزند پدر خویش قرار دهد.

3. چاکرزنی- این ازدواج در مورد زن بیوه­ای به کار می­رفت که پس از مرگ همسر نخستین درصدد گزینش همسری دیگر برآید. اگر زن اول بمیرد یا دیوانه شود یا نازا بوده است تا مرد می­تواند زن دومی بگیرد که آن زن را چاکرزن می­نامند.

4-در زمان ساسانی نوع اصلی ازدواج ایرانی( زنی پادخشای) خوانده می شود که در واقع انتقال قیومیت دختر ازپدر ازشوهربود (نجفی،1365/805)

5- انواع دیگری هم از ازدواج بود ازجمله: چگر که هنگامی که شوهر توانایی فرزندآوری نداشت ، زن خود را به عنوان همسر موقت به یکی از نزدیکان می داد تا فرزندآورند،چگر رابه صورت چکر می نوشتند. نوع دیگر که باعث جدل های زیادی میان امروزیان شده است، ازدواج با محارم است.

6-خودسرزنی- چنانچه دختر و پسر بالغ پیش از رسیدن به بیست و یک سالگی خواسته باشند بدون خشنودی پدر و مادر خویش با یکدیگر ازدواج کنند مؤبد حق دارد صیغه عقد را جاری کند و آن دو از ارث محروم خواهند شد. (رضایی/ 1376/ 257 و 256)


فصل دوم

جغرافیای طبیعی ایران:


1-2- جغرافیای طبیعی ایران:

الف) موقعیت جغرافیایی ایران:

ایران در نیمکره شمالی از سطح کره زمین بین 25 تا 40 درجه عرض شمالی از خط استوا (مدار مبدأ) و بین 44 و 5/63 درجه طول شرقی از نیمروز گرینویچ مبدأ انتخابی واقع شده است. نیمکره شرقی، نیمکره شمالی (جز فلات ایران، ممالک خاورمیانه در مغرب آسیاست. مساحت ایران 000/648/1 کیلومتر مربع است.

ایران از اقیانوسها و دریاهای بزرگ دور است ولی از دو سوی شمال و جنوب به دریا چسبیده است. از سوی شمال ایران با دریای خزر که دریایی است بسته و در حقیقت دریاچه بزرگ است که هیچگونه ارتباطی با اقیانوس و دریاها ندارد در جنوب ایران خلیج فارس و دریای عمان قرار دارد و این دریاها به اقیانوس راه دارد. (بدیعی/ 1372/ 13 و 12)

از شمال به جمهوری روسیه شوروی و دریای خزر، از مشرق به کشور افغانستان و جمهوری پاکستان، از جنوب به دریای عمان و خلیج فارس، از مغرب به جمهوری عراق و جمهوری ترکیه، از شمال غربی به قفقاز (روسیه شرقی).

کوههای مهم در ایران چهار رشته کوهستان وجود دارد:

1. رشته کوههای شمالی- کوههای البرز

2. رشته کوههای غربی- کوههای زاگرس

3. رشته کوههای مرکزی و شرقی

4. رشته کوههای جنوبی با کوههای ساحلی

برطبق سرشماری نفوس و مسکن 1385 تقسیمات کشوری ایران 30 استان- 336 شهرستان- 889 بخش- 1015 شهر و 2400 دهستان است. (شاملویی/ 1361/ 85)

2-2- آب و هوای ایران:

کشور ایران دارای آب وهوای متنوع و متفاوت بوده و با مقایسه نقاط مختلف کشور این تنوع را می­توان به خوبی مشاهده نمود.

1- مناطق صحرایی:

در سواحل جنوبی از گواتر تا خوزستان که به آن خشک ساحلی می­نامیم که مشخصات این آب و هوا، گرمای زیاد توأم با رطوبت و به مقدار کمی باران می­باشد و حداکثر هوا به 53 درجه می­رسد و باران در این مناطق نامنظم است و در زمستان باران می­بارد.

و خشک داخلی: در داخل صحرا و کویرها همین نوع آب و هوا با اختلاف جزئی وجود دارد که به آن خشک داخلی می­گوئیم.

2- آب و هوای نیمه صحرایی و کوهپایه­ای:

این آب و هوا حد فاصل آب و هوای صحرایی و مرطوب می­باشد. منطقه اقلیمی کوهپایه­ای می­توان دزفول، کازرون، اصفهان، تهران و مشهد را ذکر کرد.( کیانی/ 1379/ 27 و 28)

3- آب و هوای معتدل:

الف) آب و هوای معتدل کوهستانی: این منطقه شامل کوهستانها و نواحی کوهستانی آذربایجان، البرز، زاگرس و قسمتی از برجستگیهای مرکزی ایران می­باشد.

ب) آب و هوای معتدل خزری: رشته کوههای البرز عامل مؤثری است که بین سواحل شمالی و جنوبی آن دو نوع آب و هوای کاملاً متمایز به وجود آورده است این منطقه شامل سواحل تالش گیلان و مازندران و گرگان است و سواحل جنوبی دریای مازندران، دارای دو نوع آب و هوای خزری مرطوب و خزری خشک می­باشد.

4- آب و هوای سرد:

یا جنگلی سرد است که کوههای مرکزی ترکیه در مغرب ارومیه و سایر نقاط کوهستانی دارای این نوع آب و هوا هستند. (کیانی/ 1379/ 32-30)

3-2- پوشش گیاهی و جانوری ایران

در جاهای مختلف ایران پوشش گیاهی و زندگی جانوری متنوعی دیده می­شود. این نوع بستگی به وضع طبیعی و آب و هوا دارد. با توجه به آب و هوا، تفاوت میان گیاهان و جانوران در سه ناحیه معتدل خزری، معتدل کوهستانی و ناحیه بیابانی و نیمه بیابانی دیده می­شود.

1- پوشش گیاهی و جانوری ناحیه خزری:

این قسمت شامل جنگلهای انبوه، نیمه انبوه و چمنزارهای سرسبز دائمی و پهناور می­باشد. علت این امر بارش فراوان، خاک مساعد و دمای ملایم است که موجب پیدایش پوشش گیاهی پیوسته و ممتد در آن شده است.

مساحت جنگلهای شمال حدود 000/840/1 هکتار می­باشد و دامنه شمالی سلسله جبال البرز را پوشانیده است این جنگلها از بجنورد تا آستارا کشیده شده است.

جنگلهای ناحیه خزری پوشیده از درختان پهن­برگ از نوع بلوط، سپیدار، راش، افرا و غیره می­باشد. انبوهی و فشردگی این درختان در بعضی جاها بسیار زیاد و در زیر درختان کوتاه قد و درختچه­های گوناگون روئیده­اند، به طوری که از آنها نمی­توان عبور کرد.

به طور کلی پوشش گیاهی ناحیه خزری را از نظر اهمیت می­توام به چهار دسته تقسیم نمود:

1- جنگلهای انبوه

2- جنگلهای متوسط

3- جنگلهای درجه 3

4- مزارع و اراضی غیرجنگلی(فرجی/ 1366/ 64)

جانوران ناحیه خزری نیز متنوع می­باشند. در جنگلهای این ناحیه گربه وحشی، گرگ، شغال، گراز، خرس و خوک وحشی و خرگوش و جوجه تیغی زندگی می­کنند.

در بیشه­زارها و مزارع مرغ سواحل جنوبی رودخانه ارس و برخی از نقاط جنگی کشور یافت می­شود. مرغابی، غاز، قو، و حواصیل خصوصاً در فصول پائیز و زمستان به فراوانی یافت می­شود. همچنین دریای خزر و رودهای آن زیستگاه انواع مختلف ماهی است. در جنگلهای ایران گوزن قفقازی و بز وحشی را نیز می­توان نام برد. در بعضی نقاط از کناره­های دریای خزر دراج و در جنوب خزر در کوههای مرتفع هوبره نیز یافت می­شود.

2- پوشش گیاهی و زندگی جانوری در ناحیه معتدل کوهستانی

ناحیه کوهستانی ایران از پوشش گیاهی کامل و ممتدی برخوردار نیست. در جاهایی که برف و باران بیشتری می­بارد و تبخیر به علت پائین بودن دما به کندی صورت می­گیرد، رویش گیاهان بیشتر است و در آنجا جنگل نیز دیده می­شود. در جاهایی که رطوبت کمتر و ضخامت خاک کمتر است گیاهان کمتری دیده می­شود.

جنگلهای ناحیه کوهستانی در بعضی جاها تنک و فاقد گیاهان زیر درختی هستند و در برخی جاها انبوهتر می­باشند و در زیر آنها درختچه­های گوناگون می­رویند. بارزترین این جنگلها، جنگلهای غرب ایران است و از آنجایی که بیشتر درختانشان بلوط می­باشد به جنگلهای بلوط معروفند. این جنگلها از جنوب غربی ارومیه شروع می­شود و از امتداد سلسله جبال زاگرس تا کوههای بختیاری و جنوب شرقی فارس ادامه دارد. بیشتر قسمتهای کردستان، باختران، لرستان، کوههای چهارمحال و بختیاری، کهکیلویه و کوههای بخش کازرون فارس از جنگلهای بلوط پوشیده شده است. در این جنگلها درختان میوه از قبیل گلابی، انجیر، پسته و بادام وحشی وجود دارد.

به طور کلی بیشتر ناحیه کوهستان ایران از استپ پوشیده شده است که در این نوع استپ­ها درختچه­ها و درختها نیز دیده می­شوند. از آنجایی که در این نوع استپ­ها فواصل گیاهان کمتر است به استپ کوهی معروفند. این نوع استپ قسمتهای پهناوری از ناحیه کوهستانی ایران را پوشانده است. در قسمتهای نسبتاً پهناوری از ناحیه کوهستانی ایران و در فواصل پوشش استپ کوهی به خاطر وجود شرایط مساعد چمنزار یا مرتع وجود دارد که این چمنزارها، کوچ­نشینها را به خصوص در ماههای گرم سال برای چرای دامها به طرف خود جلب می­کنند. وسعت این چمنزارها در قسمتهای غربی و شمال غربی از دیگر قسمتهای کوهستانی بیشتر است.

جانوران ناحیه کوهستانی حیواناتی از قبیل خرس، کفتار، خرگوش، بز وحشی، انواع قوچ و میش وحشی، گوزن زرد، گوزن خالدار و پلنگ می­باشند. همچنین پرندگانی از قبیل عقاب، کبک، تیهو و کرکس و غیره در این ناحیه دیده می­شود. (فرجی/ 1366/ 67-66)

3- پوشش گیاهی و زندگی جانوری در ناحیه بیابانی و نیمه بیابانی:

در ناحیه بیابانی ایران به علت باران کم و تبخیر زیاد و وزش باد پوشش گیاهی ممتدی وجود ندارد. در این ناحیه تنها گیاهانی می­توانند رشد کنند که در مقابل گرما و خشکی هوا مقاومت داشته باشند. این گیاهان بسیار محدود و بافاصله می­باشند. در این ناحیه خصوصاً در نواحی شرقی استان فارس، مرکز کویر نمک، کرمان، رفسنجان، حوالی یزد و انارک، نواحی جنوبی خراسان و کوههای شاهسواران و بارز جنگلهای بسته که اغلب آنها را نبه نیز می­نامند همراه با درختان بادام وحشی دیده می­شوند.

همچنین در کرانه­های دریای عمان و خلیج فارس جنگلهای گرمسیری به صورت پراکنده دیده می­شوند که درختان آنها عبارتند از: گز، کهود، کنار (به نام سدر به جای صابون) مصرف می­شود آگاسیا و درخت حرا (در سواحل خلیج فارس) که برگ آن مصرف علوفه دارد.

در قسمت نیمه بیابانی ایران، به خاطر ریزش برف و باران بیشتر نسبت به ناحیه بیابانی و دارا بودن طبقه خاک ضخیم­تر، شرایط رشد گیاهان بهتر و فاصله درختان کمتر از ناحیه بیابانی می­باشد.

جانورانی که در این ناحیه زندگی می­کنند عبارتند از: آهو، یوزپلنگ، گورخر و پرندگانی از قبیل پلیکان، فلامینگو، و درنا همچنین در کناره­های دریای جنوب و درمیان آبها سنگ­پشت، ستاره دریایی، میگو، خرچنگ، صدف و انواع مختلف ماهیها وجود دارد. (فرجی/ 1366/ 68)

در ضمن پراکندگی حیوانات ایران به شرح ذیل می­باشد: انواع جوندگان مانند موش­ها (موش­های صحرایی و موش کور و ...) تقریباً در تمام نقاط و مخصوصاً در بخشهای کویری و نیمه کویری دیده می­شوند. آهو در اغلب نقاط دیده می­شود. شتر یک کوهان و دو کوهان فقط به حالت اهلی وجود دارد. از حیوانات تک­سم که تقریباً در جنوب غربی آسیا از بین رفته­اند در قسمتی از ایران به ندرت گورخر و خر­ وحشی هم دیده می­شود.

از درندگان در قسمتهای مرتفع ایران، یوزپلنگ در اطراف کویرها به شکار آهو می­پردازد. در کوههای البرز خرس خاکستری و گربه کوهی نیز دیده می­شود.

ظاهراً تا این اواخر در تمام قسمتهای جنوبی ایران شیر یال­کوتاه ایران وجود داشته است پرندگان ایران نیز بسیار متنوع هستند. از تیره ماکیان­ها، بلدرچین و در کوههای نیمه خشک و دامنه­های آنها تیهو و کبک و کبک دری و در جنوب و از کناره­های دریای خزر و دراج و در جنوب خزر در کوههای مرتفع هوبره و در دره­هایی رودها و نقاط کم درخت، قرقاول و در قسمتهایی از جنوب غربی ایران هوبره خاکستری و در جنوب دریای خزر و سواحل خلیج فارس، اروند رود، درنا، غاز، غاز سرخ دیده می­شود. از پرندگان گوشتخوار در کوهها و دشت­ها باشد، بازسرفید، لاشخور، عقاب، دال، کرکس و غیره یافت می­شود. از مرغان پا بلند، حواصیل و مرغ ماهیخوار، آب چلیک و غیره در ساحل دریای خزر و رودهای کشور یافت می­شوند.

در موقع زمستان از دریاچه­ها و رودهای روسیه میلیون­ها اردک و غاز به سوی ایران آمده، پس از تمام شدن فصل زمستان و گرم شدن هوا مجدداً مراجعت می­کنند.

در ایران کبوترهای وحشی و کبوترهای کوهی که در کوهها لانه می­کنند فراوان است. از تیره کلاغها انواع کلاغ و هدهد، پرستوی شب و دارکوب و جغد و مرغ شباهنگ و بوم تقریباً در اکثر نقاط کشور وجود دارند.

گنجشکها انواع فراوان دارند ولی تمام آنها از اقساط کوچک می­باشند. در میان آنها می­توان توکا، دم­جنبانک، گنجشک، چرخ ریسک، کاکلی را نام برد.

در کشاورزی ایران به سار اهمیت زیادی داده می­شود. این پرندگان در دامنه­های سنگی دره­های کوهستانی لانه نهاده در شهرستانهای شمالی و جنوب در کوههای فارس دیده می­شود.

خزندگان ایران نیز وضع مخصوص به خود دارند. در دشتها و بیابانها غالباً جوندگان بسیارند،ن بیشتر از همه سوسمارها و مارها دیده می­شوند. از سوسمار انواع مارمولک و سوسمار و سرگرد دیده می­شود و در نقاط مرطوب­تر سوسمارهای پهن و خشن و سفید و سبز فراوان است. مارهای ایران از انواع عادی و زیتونی و سفید و زرد و قفقازی و شاخدار می­باشند. در بعضی نقاط اقسام مارها شبیه به مار بوآ و بی­زهر و مارهای خیزان غالباً دیده می­شود. از مارهای زهری و مارهای سمی خطرناک برای انسان و حیوانات اهلی باید افعی و کبرا را ذکر کرد. گرزه در سوراخهای جوندگان و در محلهای بی­آب در کوههای کم ارتفاع خشک زندگی می­کنند و آنها را می­توان در سوراخهای نزدیک چشمه­ها مشاهده کرد.

در جنوب ایران و در آبهای خلیج فارس سنگ­پشت­های بزرگ دریایی و مارهای دریایی و در دلتاهای رودهای شرقی کروکودیل دیده شده است.

دوزیستان ایران به واسطه خشکی هوا کمترند ولی سمندر سبز و قورباغه و غوک و وزغ برگه­ای و قفقازی فراوان است.

ماهیهای آب شیرین از نظر انواع، بسیار زیاد و متفاوت و حتی در بعضی قسمتها، ماهیهای مخصوص بومی می­توان مشاهده کرد. میگو و خاویار ایران شهرت جهانی دارد. جانوران بی­مهره ایران بسیار زیادند مثل ملخ دشتی- پشه­های پادرشت و پاریز و شپشک­ها و رطیل و عقرب فراوان است. عقربها جانورانی شبانه هستند و روزها در زیر سنگها و شکافها و سوراخ موشها بسر می­برند. (کیانی/ 1379/ 64-62)

4-2- گروه قومی:

پیش از ورود و استقرار آریایی­ها در ایران، نژادهای بومی در این کشور می­زیستند. از حدود هزاره پنجم ق.م. اقوام غیرآریایی در ایران می­زیسته­اند. که بعدها در احوال اجتماعی، فرهنگی و حتی ترکیب نژادی مهاجران آریایی تأثیر داشته­اند. از جمله این اقوام ایلامیان در جنوب غربی ایران، کاسیان، در زاگرس- لرستان، لولوبی­ها در زاگرس. کرمانشاهان، کادوسیال در گیلان کنونی، تپوریان در مازندران را می­توان نام برد. انتشار و گسترش آریائیان در فلات ایران در حدود نیمه هزاره دوم ق.م. شروع شد. آریائیان شاخه­ای از اقوام سفید پوست هند و اروپایی هستند که عده ای به سرزمین هند و گروهی به فلات ایران رو می­آورند.


دانلود اثبات رابطه‌ی سببیّت

سرگذشت و تاریخ بشریت همواره همراه با نگرانی‌های قابل درکی است که در قبال خطا و تجاوز علیه مقدسات ، آداب و رسوم، عرف و هنجارهای جامعه ابراز شده آثار و مدارک به جا مانده نشان می‌دهد که جوامع انسانی از نخستین ادوار با پدیده مجرمانه درگیر بوده و در جهت دفاع و حفظ منافع فردی و جمعی در برابر متجاوزان و بر هم زنندگان و تهدیدکنندگان نظم اجتماعی ، واکنش‌ه
دسته بندی حقوق
فرمت فایل doc
حجم فایل 104 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 117
اثبات رابطه‌ی سببیّت

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

پیشگفتار :

سرگذشت و تاریخ بشریت همواره همراه با نگرانی‌های قابل درکی است که در قبال خطا و تجاوز علیه مقدسات ، آداب و رسوم، عرف و هنجارهای جامعه ابراز شده . آثار و مدارک به جا مانده نشان می‌دهد که جوامع انسانی از نخستین ادوار با پدیده مجرمانه درگیر بوده و در جهت دفاع و حفظ منافع فردی و جمعی در برابر متجاوزان و بر هم زنندگان و تهدیدکنندگان نظم اجتماعی ، واکنش‌های متنوعی را ابراز داشته‌اند. در جوامع بدوی معیار تمیز رفتار مجرمانه از اعمال مجاز عرف جاری حاکم بر گروه‌ها و جوامع و قبایل بود. این مقررات با گذشت زمان و نهادینه شدن به صورت عادت و فرهنگ و رسوم اجتماعی، تحت نقوذ قدرتهای سیاسی و اجتماعی صورت قانونی به خود گرفت و به دنبال توسعه و پیشرفت جوامع به صورت علمی در‌آمد که در مراکز علمی و دانشگاهی مورد توجه قرار گرفت امروزه این علم به شاخه‌های مختلفی تقسیم بندی شده که یکی از مهم‌ترین و شیرین‌ترین این تقسیم‌بندی‌ها حقوق جزاست.

چکیده

همان‌طور که می‌دانیم یکی از مسائل مهم در امور کیفری اثبات رابطه‌ی سببیّت است. بدیهی است اگر عملی مستقیماً باعث حصول نتیجه مجرمانه شود. احراز رابطه سببیّت با دشواری مواجه نخواهد شد، مثلاً اگر کسی اسلحه‌ای تهیه در کمین رقیب خود بنشیند و زمانی که طرف مورد نظر در حال عبور است به سمت او تیراندازی و او را به قتل برساند در این جا بین عمل مجرمانه و حصول نتیجه‌ی آن رابطه‌ی سببیّت وجود داشته و احراز آن کار مشکلی نیست ولی سببیّت زمانی مشکل می‌شود که چند عامل باعث حصول نتیجه مجرمانه شوند. این عاملان می‌توانند چند مباشر، چند مسبب، یا اجتماعی از سبب و مباشر یا چند مسبب باشند البته قانونگذار از مورد اخیر در میان موارد دیگر نامی به میان نیاورده . به هر حال قانونگذار نیز این شیوه‌ها و صورتهای دخالت در جرم را پذیرفته است و برای حفظ حقوق افراد جامعه مجازاتهایی را در نظر گرفته این جانب در نخستین کار تحقیقی خود همین عنوان ؟(تسبیب در جنایت) را در نظر گرفته به و بحث در خصوص دیدگاه‌های فقها و حقوق‌دانان در باب تسبیب پرداخته‌ام.

فهرست

صورت‌های دخالت در وقوع جرم

مباشرت

شرط

سبب

تاریخچه سبب

فرق شرط و سبب و علت

آیا تسبیب یک اصطلاح راوائی است؟

شرط ضمان در تسبیب

مباشرت و تسبیب در جنایات عمدی

مباشرت و تسبیب در جنایات غیر عمدی

دوقاعده کلی در این زمینه

اقسام سبب

-سبب حسی

- سبب شرعی

-سبب عرفی

نوع دیگری از تسبیب

مستندات خلق قاعده تسبیب

تشخیص رابطه‌ی سببیّت

الف- تشخیص رابطه‌ی استناد در آراء حقوقدانان اروپایی

اول. ضمان سبب ضروری

دوم. نظریه برابری شرایط و اسباب

سوم. نظریه سبب مستقیم و بی‌واسطه

چهارم. تئوری شرط پویای نتیجه

پنجم. تئوری سبب متعارف و اصلی

ب: تشخیص رابطه استناد در آراء حقوقدانان اسلامی

1-ب: اجتماع سبب و مباشر

الف) مواردی که سبب قوی تراست

مواردی که مباشر جرم موجودی جامد است

مواردی که مباش جرم موجودی جاندار چون سگ وچهارپایان ( حیوانات ) باشد

درصورتی که مباشرجرم فاقد مسئولیت اند چون دیوانه وکودک

درصورتی که مباشر جرم جاهل به حکم یا موضوع باشد

ب) مواردی که مباشر قوی تراست

ج) مواردی که مباشر وسبب درعرض هم هستند

2-ب) اجتماع اسباب

1. اجتماع سبب ماذون باسبب عدوانی

2. اجتماع اسباب منغذی وعدوانی

2.1) ستادی صفان

2.2 ) صفان سبب اقوی

مجازات سبب ومباشر

تعارض قاعده ی تبیب با قاعده ی احسان

تعارض اتلاف وتثبیت

نتیجه گیری

منابع وماخذ

بحث اصلی

صورتهای دخالت در وقوع جرم

جانی ممکن است با ایجاد یکی از عوامل ذیل در وقوع جرم و جنایت مداخله کند :

1. مباشرت 2. شرط 3. سبب

در خصوص هر یک از موارد مذکور به تفصیل ، بحث خواهیم کرد اما در خصوص مورد دوم لازم است تذکر داده شود اگر چه گروهی شرط را نیز از صورتهای دخالت در وقوع جرم دانسته‌اند اما قانون‌گذار ذکری از آن به جا نیاورده و گروه مذکور در توجیه این مطلب آورده‌اند : از آن جا که معمولاً عنوان سبب بر شرط نیز اطلاق شده است قانون‌گذار معترض شرط نشده با ذکر سبب خود را بی‌نیاز از بیان شرط دانسته است در صورتی که شرط و سبب در همه موارد از موقعیت و آثار یکسانی برخوردار نبوده .

مباشرت

مباشرت را ایجاد علت گفته‌اند. حکما و فلاسفه از واژه علت مفهوم وسیعی را اراده کرده‌اند و در تعریف علت گفته‌اند: آن شیئی که شیئی دیگر را (وجود و هستی خود) به او احتیاج دارد علت نامیده می‌شود و شیئی دیگر معلول، بعضی از آن علت‌ها ناقص هستندو بعضی مستقل (تام) و هم‌چنین بعضی خارج از معلول‌اند و بعضی داخل آن. باید توجه داشت که این تعریف، تعریف علت به معنی عام است که شامل همه اقسام علت‌ها می‌شود و به این معنی هر جزء نیز علت کل است. بنابر نوعی تقسیم‌بندی علت یا ناقصه است و یا مستقل- یعنی آن چیزی که دیگری در وجود خود به او نیازمند است و ما به او نام علت را داده‌ایم یا به نحوی است که معلول فقط به او محتاج است و به غیر او احتیاج ندارد و یا چنین نیست و به عبارت دیگر یا وجود او برای وجود پیدا کردن معلول کافی است و یا کافی نیست. اولی را می‌گوییم علت مستقله یا تامه و دومی را می‌گوییم علت غیر مستقله یا ناقصه. مثلاً تحقق کتاب احتیاج دارد به امور متعدد از قبیل کاغذ ، قلم، حرکات انگشتان دست نویسنده واراده‌ی او وجود مدادی و نبودن مانع بر روی صفحه و امثال اینها که مجموعاً مقدمات و وسایل کار هستند. علت تامه یا مستقله عبارت است از مجموع این مقدمات و وسایل که از آن جمله عدم برخورد و مانع است البته اگر همه وسایل و مقدمات فراهم شد تحقق معلول ضروری و حتمی و به اصطلاح امروز اجتناب‌ناپذیر خواهد بود علت ناقصه عبارت است از بعضی از این اقدامات و وسایل که اگر وجود پیدا نکند کتابت موجود نمی‌شد اما اگر موجود شود ولی سایر وسایل و مقدمات موجود نباشد برای تحقق کتابت کافی نیست. در تقسیم بندی دیگری که از ارسطو به جا مانده است علت منقسم شده است به چهارتا 1- علت فاعلی ،2- علت مادی، 3- علت غایی،4- علت صوری[1] بنابراین علت هر امری است که از وجود آن وجود معلول و از عدم آن عدم معلول، لازم آید مانند قتل با شمشیر و کارد یا خفه کردن با دست و نظایر آن[2] و همان گونه که دکتر گلدوزیان در کتاب خود (بایسته‌های حقوق جزای عمومی) می‌نویسد: طبق ماده‌ی 317 قانون مجازات اسلامی مباشرت آن است که جنایت مستقیماً توسط خود جانی واقع شده باشد. بنابراین در مواردی که جانی خود به طور مستقیم و بی‌واسطه مرتکب جنایت بر نفس یا عضو شود می‌توان گفت جرم را به مباشرت مرتکب شده است مثل فردی که دیگری را با دستان خود خفه کرده است. البته گاهی نیز علت و مباشرت در جرم ممکن است با واسطه اشیایی باشد مثل اینکه جانی با کارد یا شمشیر و تفنگ و... موجبات جنایت بر دیگری را فراهم کند که البته از دید عرف و مردم از آن جا که مشخص و آشکار نیست واسطه محسوب نمی‌شود و باز شخصی که از این وسایل برای ارتکاب جرم استفاده نموده است مباشر جرم است.[3] باید متذکر شویم که منظور از عبارت جنایت مستقیماً توسط جانی... در ماده‌ی 317 قانون مجازات اسلامی وقوع بلاواسطه فعل جانی نیست بلکه مقصود وجود رابطه مستقیم علیّت است به طوری که جنایت مستقیماً از نفس فعل ناشی شده و بتوان گفت نوعاً یا بر حسب خصوصیتهای مورد ، تلف از لوازم آن کار است و به عبارت دیگر مباشر کسی است که وقوع تلف عرفاً به نفس کار وی منسوب است و نه بر اثر آن.

شرط

وقوع هر پدیده مجرمانه منوط به وجود شرایطی است که زمینه‌های ارتکاب آن را فراهم می‌سازد شرط چیزی است که اگر نباشد ، مشروط به وجود نمی‌آید اما اگر باشد ، به تنهایی برای ایجاد مشروط کافی نیست مثلاً حفرچاه نسبت به افتادن در آن شرط است.[4] بنابراین شرط آنچنان امری است که از عدم آن عدم معلول لازم می‌آید لکن از وجود آن معلول (جرم) لازم نمی‌آید. از این رو وقوع جنایت محصول شرط نیست اگر چه همراه و در کنار علت جنایت است. به نحوی که تحقق جنایت متوقف بر وجود آن است بنابراین شرط از اجزاء و عناصر اصلی در تکوین جنایت نبوده و فی نفسه مؤثر در آن نیست گرچه ضرورتاً به انتقاء شرط حدوث جنایت نیز منتقی می‌گردد. برای مثال ممسک در جنایت که مجنی علیهرا نگه می‌دارد تا دومی او را به قتل برساند شرط محسوب است زیرا ممسک هیچگونه مدخلیتّی در سلب حیات نداشته است. لازم به ذکر است که به موجب آراء فقیهان اسلامی گرچه تأثیر مؤثر به وجود شرط است متعلق نشده و ایجاد کننده شرایط وقوع قتل را مشمول این مجازات ندانسته‌اند.[5]

سبب

در مواردی مداخله بزهکار در وقوع جرم فراتر از اقدامات ایجاد کننده شرط و ضعیفتر از علت است بگونه‌ای که جانی با ایجاد سبب جنایت بدون آنکه خود مستقیماً در آن مباشرت نماید مرتکب جرم می‌گردد و بر خلاف شرط جنایت محصول سبب است اما به طور غیر مستقیم . گروهی از حقوق‌دانان[6] معتقدند که سبب در حقوق اسلامی معنای ویژه‌ای دارد و با سببی که در منطق و فلسفه مطرح است به یک معنا نیست و از این جهت مناسب می‌نماید آن چه را که بعضی از حقوق‌دانان بزرگ اسلامی در این باره آورده‌اند مورد توجه قرار گیرد . از این رو به تعریف سبب در مختصر نافع و تحریرالوسیله اشاره می‌کنند.

در مختصرنافع آمده : سبب یا تسبیب ، ایجاد چیزی است که اگر نبود تلف شدن یا شکستن عضو واقع نمی‌شد ، ولی به علت تلف نفس ، یا شکستن عضو نیست مثلاً یکی از موارد تسبیب کندن چاه در معابر عمومی است . پس اگر کسی در آن بیفتد و بمیرد علت مرگ او وجود چاه نیست بلکه علت آن سرنگون شدن اوست در چاه . و در تحریرالوسیله آمده : مراد از اسباب در این جا هر فعلی است که تلف شدن ، نزد آن ( ولی نه به علّت آن، بلکه) به علت دیگری تحقق بیابد، به گونه‌ای که اگر آن فعل نبود، تلف، پدید نمی‌آمد، مثل کندن چاه، نصب چاقو ، افکندن سنگ ، ایجاد لغزشگاه و غیره . بنابراین مجرمی که جرم را نه مستقیماً و به خودی خود ، بلکه به واسطه انجام می‌دهد سبب جرم و مجرم سببی است. اما دکتر عباس زراعت سبب را در معنای فلسفی آن ، چیزی می‌داند که از وجودش وجود و از عدمش ، عدم لازم آید اما در معنای فقهی و حقوقی چیزی است که اگر نباشد مسبب به وجود نمی‌آید.[7] اما علت به وجود آمدن مسبب چیز دیگری است مانند گذاشتن سنگ در معبر عمومی که کسی با آن برخورد کند و موجب تلف وی شود. در این جا علت صدمه برخورد با سنگ است اما اگر سنگ نبود ، این تصادم هم به وجود نمی‌آمد. دکتر ابراهیم پاد نیز در تعریف سبب گفته‌اند: سبب هر امری است که موجب تلف آن به حاصل شود ولی به علتی دیگر به نحوی که اگر آن سبب نباشد علت هم به وجود نمی‌آید و یا مؤثر واقع نمی‌شود و برخی دیگر گفته‌اند سبب آن چیزی است که آن فی‌الجمله اثری در تولید هست مانند علت. به هر حال به موجب ماده‌ی 318 قانون مجازات اسلامی ”تسبیب در جنایت آن است که انسان سبب تلف شده یا جنایت دیگری را فراهم کند و خود مستقیماً مرتکب جنایت نشود بطوری که اگر نبود جنایت حاصل نمی‌شد مانند آنکه چاهی بکند و کسی در آن بیفتد و آسیب بیند.“ سبب واسطه‌ای است که اگر وجود نداشت جرم واقع نمی‌گردید یعنی میان عمل مجرم و حصول نتیجه مجرمانه واسطه‌ای است و در عین حالیکه سبب موجب جنایت نیست اگر ایجاد نشده بود جنایت واقع می‌شد. قانون مجازات اسلامی مقرراتی تمثیلی در مورد ارتکاب جرم از طریق تسبیب ذکر گردیده [8] که ما در این جا چند مورد را بیان می‌کنیم :

هرگاه کسی دیگری را بترساند یا موجب وحشت وی گردد و در اثر این ترس آن شخص بمیرد ، اگر این عمل کشنده باشد و یا با قصد قتل انجام شود اگر چه عمل نوعاً کشنده و نه با قصد قتل انجام بگیرد قتل شبه عمد محسوب شده و دیه به آن عهده قاتل است همچنین است اگر این ترس موجب فرار او گردد و آن شخص در حال فرار از جایی پرت شود و یا بدرون چاهی بیفتد. ملاحظه می‌گردد در موارد فوق مرتکب از طریق واسطه مرتکب جرم گردیده است و نه به طور مستقیم . لازم به ذکر است که در این موارد اثبات رابطه سببیت لازم است یعنی باید ثابت گردد که ترس موجب مرگ گردیده است.

برخی از حقوق‌دانان[9] اکراه و اجبار و اضطرار را نیز از اسباب ارتکاب جرم دانسته‌اند که در این خصوص در مباحث بعدی سخن به میان می‌آید. نتیجتاً تسبیب در تلف یعنی ایجاد کاری که وقوع تلف عرفاً به اثر آن کار منسوب است بر خلاف مباشرت که وقوع تلف عرفاً به نفس کار مستند است. همانطور که ملاحظه می‌گردد اگر چه مفهوم شرط و سبب، تشابه و قرابت بسیاری با یکدیگر دارند و چنانچه در تعریف هر یک گذشت شرط هیچ تأثیری در وقوع جنایت ندارد هرچند تأثیر مؤثر موقوف بر آن است در حالیکه سبب خود مؤثر در جنایت است لیکن نه به صورت علت. تعریف ماده 318 در ظاهر شامل شرط نیز می‌شود چون شرط هم زمینه وقوع جنایت را فراهم می‌کند اما تأثیر مستقیم در‌آن ندارد. بنابراین بهتر بود قیدانتساب جنایت به سبب هم در تعریف ذکر می‌شد. البته در بسیاری از موارد میان سبب و شرط نمی‌توان تمایز داد و مثال‌هایی را که برخی فقها شرط دانسته‌اند فقهای دیگر سبب محسوب می‌کنند و یا آن‌‌ها را به جای یکدیگر به کار می‌برند.

از ملاحظه‌ی این تعریف‌ها به دست می‌آید که رابطه علت و جنایت ، رابطه مستقیم و بدون واسطه است و اگر چنین رابطه‌ای وجود داشته باشد نوبت به سبب یا شرط نمی‌رسد . هم‌چنین رابطه و جنایت نزدیک تر از رابطه شرط و جنایت است. بنابراین اگر در وقوع جنایتی ، شرط و سبب هر دو فراهم باشند، بدون شک باید سبب را مسئول دانست شباهت سبب و شرط آن است که هردو اگر نباشند نتیجه است و شرط زمینه‌ساز است به گونه‌ای که در عرف، جنایت منتسب به آن نمی‌شود. یعنی معمولاً انتظار تحقق جنایت از فراهم شدن چنین زمینه‌ای نمی‌رود برخلاف سبب که این انتظار در آن وجود دارد. مثلاً شخصی از دوست خود می‌خواهد او را با وسیله نقلیة خود به محلی برساند و در بین راه وسیله‌ی نقلیه با عابر پیاده‌ای تصادف می‌کند و منجر به قتل او می‌شود. در این جا عمل کسی که از دوست خود چنین درخواستی کرده است شرط تحقق تصادف قتل است . چون اگر این درخواست صورت نمی‌گرفت، تصادف و در نتیجه قتل نیز اتفاق نمی‌افتاد، اما عرف هیچ‌گاه درخواست مزبور را سبب قتل نمی‌داند.


دانلود شناخت و بررسی شیوه دعوت رسول اکرم (ص) بر اساس «حکمت ، موعظه حسنه و مجادله احسن

هدف و انگیزه اصلی در این پایان نامه ، شناخت و بررسی شیوه دعوت رسول اکرم (ص) بر اساس «حکمت ، موعظه حسنه و مجادله احسن» می باشداز آنجایی که پیامبران و خصوصاً پیامبر خاتم (ص) به منزله سراج منیر و دعوت کننده به سوی خدا «سراجاً منیراً و داعیاً الله» هستند ، بسیار مشتاق بودم برای فهم و شناخت پیرامون این شیوه ها و ابعاد و جلوه ها و مصادیق آنها بتوانم بهر
دسته بندی برنامه نویسی
فرمت فایل doc
حجم فایل 230 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 160
شناخت و بررسی شیوه دعوت رسول اکرم (ص) بر اساس «حکمت ، موعظه حسنه و مجادله احسن

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

«مقدمه»

اَلحَمُدللِه الذَّی هَدانا لِهذا وَ ما کُنا لِنَهتَدی لَولا اَن هَدانا اَللهُ[1] (ستایش خدای را که ما را بدین [راه] هدایت نمود ، و اگر خدا ما را راهبری نمی کرد ما خود هدایت نمی یافتیم).

حمد و سپاس خدای را که به عنوان خالق «ماسوی الله» هر موجودی را در راه سعادت خودش تا نهایت کمالش راهنمایی کرده و فرموده : «رَبُنّا الَذی اَعطی کُلَ شَیءٍ خَلقه ثُمَّ هَدی».(پرودگار ما کسی است که هر چیزی را خلقتی که در خور اوست داده ، سپس آن را هدایت فرموده است).و هیچ موجودی را از قائده به کمال رسیدن مستثنی نکرده و انسان را که اشرف مخلوقات دانسته ، کمال و سعادت عظمی عنایت فرموده و به سوی آن هدایت کرده است.و عقل را راهنما به سوی کمال و منشا شکوه و سربلندی انسان قرار داده است.

اما از آنجایی که سعادت و کمال انسان منحصر به سعادت مادی نمی باشد ، بلکه جهان معنا هر دو جهان را شامل می گردد به همین خاطر خداوند متعال اول عقل آفرینش یعنی حضرت محمد (ص) را به عنوان نبوت برگزید و او را به بندگانش حجت قرار داد : «حُجَهُ اَللهِ عَلَی العِبادِ النَبِّیُ و الحُجَه فیما بَینَ العِبادِ وَ بَینَ اَللهِ اَلعَقلُ»[2].(حجت خداوند بر بندگان پیامبر است و حجت میان بندگان و خدا عقل است).و آن حضرت را خلیفه خود بر روی زمین قرار داد تا راهنما و هدایت گر خلق به سوی او باشد و ایشان بشارت دهنده و ترساننده نیکان و بدان قرار داد تا حجت را بر مردم تمام گرداند.

«رُسُلاً مُبَشرینَ وَ مُنذرینَ لِئَلا یَکونَ لِلناسِ عَلَی اللهِ حُجَه بَعدَ الرُسُلِ وَ کانَ اَللهُ عَزیزاً حَکیماً»[3].(پیامبرانی که بشارت گر و هشدار دهنده بودند، تا برای مردم ، پس از (فرستادن) پیامبران ، در مقابل خدا (بهانه) و حجتی نباشد و خداوند توانا و حکیم است.)

بنابراین همچنان که بدون نبوت غافله بشریت به هدفی که از آفرینش او در نظر بوده است نمی رسد، تبیین احکام و مقررات الهی توسط راهبران غیر معصوم نیز راه به جایی نخواهد برد و موجب گمراهی خواهد شد و این نیازمند به دلایل عقلی و نقلی محکم می باشد.

در این رساله تحت عنوان « بررسی شیوه های دعوت پیامبر اسلام (ص) با تکیه بر حکمت ، موعظه و مجادله احسن» با استفاده از آیات قرآن کریم و احادیث معصومین به بررسی شیوه های دعوت رسول اکرم (ص) پرداخته و پس از بررسی و تحلیل نظرات مختلف ، نظریه مختار بیان گردیده است.و به اندازه بضاعت اندک ، قطره ای ناچیز از این دریای بیکران چشیده و به نکات زیر دست یافتم که : «حکمت» نوری افاضه ای از سوی خداوند است به کسانی که از نیروی عقل خود بتوانند درست استفاده نمایند ، عطا خواهد شد و در سایه آن به حقایق معلومات و درجاتی از کمال می رسند.[4]

و موعظه یکی از راه های دعوت و جلب قلوب شمرده می شود که پیامبر اسلام (ص) برای جذب افرادی که دارای احساسات و عواطف جوشان و بیداری عمومی بودند از موعظه بهره می برد و خداوند متعال برای اینکه پیامبرش را اسوه اهل استدلال قرار دهد، به او ابلاغ فرمود که استدلال محض ، همه جا سودمند نیست ،‌بلکه علاوه بر آن ، از موعظه برای دعوت دیگران استفاده نماید.

و «مجادله» که رسول اکرم (ص) به طور مطلق از آن نهی نشده است بلکه از آن مجادله غیر احسن و یا باطل منع شده است ، چنانکه خداوند متعال می فرماید : «وَلا تُجادَلوا اَهلَ الکُتابِ اِلا بِالَّتی هِیَ اَحسَن» ، بنابراین مجادله احسن در اسلام جایز می باشد که قانون عملی برای رسول اکرم (ص) در مقابل مخالفان اسلام بوده است.در مقابل مجادله احسن مجادله باطل قرار می گیرد که مطابق قرآن کریم و روایات معتبر معصومین ، بر مردم حرام گردیده است زیرا در این نوع جدال ،‌سعی و تلاش مخالفان در جهت حق جلوه دادن عقاید باطل و نادرستشان می باشد در حالی که مجادله احسن با استفاده از اصول مشترک طرفین برای محقق ساختن حق و اثبات آن صورت می پذیرد.

این پایان نامه به روش کتابخانه ای و با استفاده از منابع تفسیری و روایی و با راهنمایی اساتید محترم راهنما و مشاور در پنج فصل تالیف و تنظیم گشته است :

فصل اول- شامل کلیات (اهداف و انگیزه موضوع ، سوالات تحقیق ، پیشینه تحقیق ،‌روش تحقیق و ساختار و محدوده تحقیق) می باشد.

فصل دوم- مفهوم حکمت ، موعظه ، جدل و کاربرد آنها در قرآن کریم به عنوان شیوه دعوت پیامبر اکرم (ص) شامل (معانی لغوی و اصطلاحی حکمت ، موعظه و جدل و کاربرد آنها در قرآن کریم و شیوه های پیامبران در ابلاغ پیام الهی به خصوص شیوه رسول اکرم (ص) می باشد).

فصل سوم- جلوه های حکمت الهی که اهم آن شامل : (اهمیت حکمت از نظر اعتقادی ، حکمت و توحید ، حکمت الهی هدف بعثت انبیاء ، اعطای حکمت بر صالحین در قرآن کریم ، حکمت واعطای فضل بر رسول اکرم (ص) و خاندانش (علیهم السلام) ، تاویل حکمت در قرآن و روایات) می باشد.

فصل چهارم- جلوه های موعظه از منظر قرآن و روایات معصوم که اهم آن شامل : (موعظه در قرآن کریم ، موعظه اخلاقی ، نفسانی ، تاثیر گذاری موعظه ،‌اقسام موعظه ،‌تاویل موعظه) می باشد.

فصل پنجم- جلوه های مجادله در قرآن و روایات که عبارتند از : (انواع مجادله در قرآن و روایات ، مجادله احسن پیامبران الهی ، جلوه های مجادله احسن پیامبر اکرم (ص) در قرآن کریم و زمینه های مجادله غیر احسن ، اهداف مجادله) می باشد.

در نهایت به نتیجه گیری کلی پرداخته شده است.

از پروردگار متعال پیوسته درخواست نماییم «الهم انّی اسئلک ان تصلّی علی محمد نبّی رحمتک و کلمه نورک و ان تملأ قلبی نور الیقین و صدری نور الایمان و فکری نور النیات و عزمی نور العلم و قوّتی نور العمل و لسانی نور الصدق و دینی نور البصائر من عندک و بصری نور الضیاء و سمعی نور الحکمه و مودتی نور الموالاه لمحمد و اله علیه السلام......[5]

(خدایا از تو می خواهم که اولاً درود فرستی بر محمد پیغمبر رحمتت و کلمه نورت و ثانیاً پر کنی دلم را با نور یقین و سینه ام را با نور ایمان و فکرم را با نور تصمیمات و تصمیمم را با نور دانش و نیرویم را با نور کار و زبانم را با نور راستی و دینم را با نور بصیرت ها از پیشت و دیده ام را با نور روشنایی و گوشم را با نور حکمت و مودتم را با نور دوستی و پیوستگی با محمد و آلش که سلام بر آنان باد......)

فصل اول : کلیات

1 – 1 – اهداف و انگیزه موضوع

1 – 2 – سؤالات تحقیق

1 – 3 – پیشینۀ تحقیق

1 – 4 – روش تحقیق

1 – 5 – ساختار و محدوده تحقیق

1 – 1 – اهداف و انگیزه موضوع

هدف و انگیزه اصلی در این پایان نامه ، شناخت و بررسی شیوه دعوت رسول اکرم (ص) بر اساس «حکمت ، موعظه حسنه و مجادله احسن» می باشد.از آنجایی که پیامبران و خصوصاً پیامبر خاتم (ص) به منزله سراج منیر و دعوت کننده به سوی خدا «سراجاً منیراً و داعیاً الله» هستند ، بسیار مشتاق بودم برای فهم و شناخت پیرامون این شیوه ها و ابعاد و جلوه ها و مصادیق آنها بتوانم بهره هایی از کلام الهی و نور حکمت را بر قلب خود دریابم و با فهم موعظه از موعظه حسنه در شناخت حقایق الهی و عبرت از خلایق الهی آگاه شوم و با درک مجادله احسن به عنوان روش نیکوتر خداوند در مقابل مخالفان خدا و رسول و اولیاء معصوم الهی به اثبات حقانیت عقاید شیعی خود برسم.

1 – 2 – سؤالات تحقیق

پیرامون موضوع رساله ، سؤالات بسیاری مطرح می باشد که از پرسش های ویژه این تحقیق می توان اشاره کرد به :

1 – حکمت و موعظه و جدال از نظر لغوی و اصطلاحی چیست ؟

2 – تاویل حکمت بر اساس آیات قرآن و روایات چیست؟

3 – انواع موعظه کدام است ؟ منظور از موعظه حسنه در آیات قرآن کریم چیست؟آیا موعظه می تواند غیر حسنه باشد؟

4 – شیوه ها و اقسام مجادلات انبیاء در قرآن کریم و تعالیم اسلامی بر چه اساسی
می باشد؟

5 – آیا در قرآن و روایات نمونه هایی از مجادلۀ احسن انبیاء بر اساس قرآن و روایات آمده است؟

1 – 3 – پیشینۀ تحقیق

تا کنون کمابیش پیرامون آداب و اسلوب گفتگو در قرآن کریم و روشهای تبلیغی انبیای الهی و روش تبلیغی و دعوت پیامبر اسلام (ص) کتب و مقالاتی نگاشته شده که گاه مورد استفاده در رساله موجود هم بوده است.مانند 1- راه و رسم تبلیغ نوشته گروهی از فضلای قم.2- مقاله قانون عملی پیامبر اسلام (ص).3- آداب و اسلوب گفتگو در قرآن کریم و روایات با نگاهی به کتاب مقدس از عبدالله ستوده ارشد علوم قرآن ، 1387. 4- شیوه های هدایتی و تبلیغی انبیا از دیدگاه قرآن و روایات از طیبه خداویسی ، 1386.

می توان وجه امتیاز رسالۀ موجود نسبت به تالیفات پیشین را اولاً فراهم نمودن یک بخش تأویلی از آیات قرآن کریم را در کنار بخش تفسیری آن که مرتبط با موضوع می باشد در نظر گرفت که رسالۀ حاضر علاوه بر تفسیر به تأویل ، تا جایی که امکان داشته پرداخته است . و ثانیاً به گردآوری شیوۀ رسول اکرم ( ص) در یک مجموعه که به طور مستقل و تخصصی (قرآنی و روایی) به هر یک از آنها پرداخته شده است . وعلت انتخاب موضوع ، علاقمندی این جانب به دانستن روش های دعوت اسلام و جذابیت موضوع مورد بحث و فهم و درک بیشتر از دین تشیع ، فهم آیات قرآن کریم چه از جهت ظاهری و چه از جنبۀ تأویلی و شناخت رسول اکرم (ص) و اهل بیتش «علیهم السلام » که امید است باری تعالی با الطاف و عنایت خویش این حقیر را در جهت گام نهادن و سوق دادن به این جهت یاری فرماید .

1 – 4 – روش تحقیق

در این رساله ، ابتدا با هماهنگی استاد راهنما ، یک طرح کلی از پایان نامه تنظیم گردید و با راهنمایی وافر و تحسین برانگیز ایشان به مطالعه و مرور کتابهای معتبر روایی و قدیمی پرداخته . وکار تحقیق موضوع را آغاز نمودم و جمع آوری مطالب از طریق فیش برداری از کتاب ها با روش کتابخانه ای و با استفاده از CD های تفاسیر و سایتهای اینترنتی ( با مراجعه به منابع اصلی و معتبر ) تنظیم و تدوین گردیده است . و برای انجام این امر ، بیشترین بهره برداری از کتابخانه مجلس و کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران وبعد کتابخانه دانشکده الهیات تهران و در موارد بسیار محدودی از کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه آزاد اسلامی به عمل آمده است .

ذکر این نکته لازم است که ، متون عربی مرتبط با موضوع که در منابع قدیمی و یا بعضاً جدید بچشم می خورد اولاً به یاری خداوند متعال و بعد با سعی و تلاش خود ، به فارسی روان ترجمه کردم و در کل ، در تنظیم و تهیۀ رساله از راهنمایی سرکار خانم دکتر هاشمی و مشاورۀ آقای دکتر رضوی ، بهره و استفاده لازم صورت گرفته است که کمال تشکر را از این دو بزرگوار دارم .

1 – 5 – ساختار و محدوده تحقیق

موضوع مورد بحث تحت عنوان « بررسی شیوه های دعوت پیامبر اکرم ( ص ) یا تکیه بر حکمت ، موعظه و مجادله احسن » در محدودۀ قرآن و روایات معصومین « علیهم السلام » از کتب و تفاسیر شیعی بهره گرفته شده است که در طی یک چکیده و مقدمه و پنج فصل و جمع بندی و نتیجه نهایی می باشد که هر فصل نیز شامل مباحثی که امید است به یاری خداوند این گام کوچک مورد عنایت پروردگار قرار گیرد .

فصل دوم : مفهوم حکمت ، موعظه ، جدل و کاربرد آنها در قرآن کریم به عنوان شیوه دعوت پیامبر اسلام (ص)

2 – 1 – معانی لغوی و اصطلاحی حکمت ، موعظه ، جدل

2 – 1 – 1 – معنی لغوی و اصطلاحی حکمت

2 – 1 – 2 – معنی لغوی و اصطلاحی موعظه

2 – 1 – 3 - معنی لغوی و اصطلاحی جدل

2 – 2 – کاربرد تعابیر مربوط به حکمت ، موعظه ، جدل در قرآن کریم

2 – 2 – 1 – کاربرد تعبیر حکمت

2 – 2 – 2 – کاربرد تعبیر موعظه

2 – 2 – 3 – کاربرد تعبیر جدل

2-3 شیوه های پیامبران در ابلاغ پیام الهی در قرآن کریم

2-3-1 شیوه دعوت پیامبر اسلام (ص)

2-3-2 تبیین و تفسیر «حکمت ، موعظه حسنه و مجادله احسن» در آیه 125 از سوره نحل

2 – 1 – معانی لغوی و اصطلاحی حکمت ، موعظه ، جدل

2 – 1 – 1 – معنی لغوی و اصطلاحی حکمت

واژۀ « حکمت » به معنی استواری و دانش درست که شکی در آن راه ندارد می باشد. شریف عاملی در مفردات خود آورده است : « حکمت در اصل به معنای منع از جهل و زشتی است از این رو بعضی آن را به عدل و علم و بعضی آن را به معرفت برترین اشیاء به برترین علوم تفسیر کرده اند . [6] »

« حاکم » و هر چه که به معنای آن باشد مانند کسی است که حکم می کند ، همانگونه که در تاج العروس آمده است . « حکیم بر وزن فعیل ٌ به معنای فاعل یا کسی است که اشیاء را محکم می کند و به معنای صاحب حکمت و عالم نیز گفته شده است . [7] »

حکم به معنای عدالت در قضاوت آمده است و اکثر لغویین د رکتابهای شان اشاره به این معنی ، داشته اند . چنانکه راغب می گوید : « اصل کلمۀ حکم منع کردن جهت اصلاح است . و از این رو لجام و افسار را مانع چارپا دانسته اند زیرا او را محکم نگه می دارد . [8]

از تعاریف فوق می توان نتیجه گرفت که واژه حکمت از ریشه « حکم » مشتقاتی دارد که همۀ آنها در تعریف لغوی و توضیح به یک اصل واحد اعاده می گردند و آن تعریف واحد همان « علم به حقایق اشیاء است که قضاوت و عمل کردن به مقتضای آن می باشد و یا علم و تفقه در دین قضاوت بر اساس عدالت می باشد .»

واژه حکمت در اصطلاح ، با توجه به این که به حکمت علمی و عملی تقسیم می شود ، در واقع نوعی از قوه عقلی علمی است که همان حکمت الهیه می باشد .

چنانکه خداو.ند متعال می فرماید : «وَلَقد ءاتینا لقمانَ الحکمَهَ .[9]( و براستی ، به لقمان حکمت دادیم ).

پس در این آیه مذکور ، منظور از حکمت ، جهت عقلی می باشد که موافق احکام شریعت است ، و به عبارتی دیگر ، حکمت ، اصابت حق با علم و عمل است و حکمت در مورد پروردگار ، معرفت اشیاء و ایجاد آنها با هدف إحکام آنها می باشد و در مورد انسان معرفت موجود است و انجام امور خیر می باشد [10] . در تفاسیر آمده است که حکمت در این آیه «و یعلمه الکتاب و الحکمه»[11] .علم شریعت و احکام می باشد و در آیات «اتاه الله الملک و الحکمه»[12] و «شددنا ملکه و ءاتیناه الحکمه و فصل الخطاب»[13].به معنی نبوت و رسالت بیان گردیده است.

از آنجایی که حکمت ، اسرار علوم شریعت و طریقت را که همان اسرار حقیقت الهیه است ، در بردارد ، معنی قرآن و تورات و انجیل نیز ذکر گردیده است . چنانکه خداوند می فرماید : « یُوتِی الحِکمهَ مَن یشاءُ و مَن یؤتَ الحکمهَ فَقَد أُوتِیَ خیراً کثیراً [14] » .

( به هر کسی که خواهد حکمت عطا کند و به هر کسی که حکمت داده شد به او خیر کثیر عطا شده است . )

که منظور ، تأویل و اصابت سخن حق در آن می باشد [15] .(الحکمه ضاله المومن)

شعرانی در نثر طوبی آورده است که : رسول اکرم ( ص ) در ضمن حدیثی حکمت را گمشدۀ مؤمن معرفی می کند که هر جا آن را یافت فرا گیرد و گاه آن گوهر گمشده را از گمراهی می شنود و آن را می آموزد [16] .

ذکر « حکیم » به عنوان صفتی برای قرآن کریم آمده است : همانگونه که زبیدی در تاج العروس آورده است : « حکیم صفتی برای قرآن کریم است ، یعنی حاکم بر شما و یا آن حکمی است که در آن اختلاف و اضطراب نیست . [17] »

بعضی از لغویین واژه « حکم » را بصورت امر کلی که فراگیر است و هم حکمت و هم غیر آن را شامل می شود در نظر گرفته اند : « حکم » در اصطلاح اعم از حکمت است و می توان یادآور شد که هر حکمتی حکم است ولی هر حکمی حکمت نیست از این جهت است که در حکم چیزی با چیز دیگر قضاوت و داوری می شود . خداوند متعال در سورۀ مبارکه مریم می فرماید : « وَ اتیناه الحُکمَ صبیّاً »[18] یعنی به او در حالیکه کودک بود ، نبوت دادیم که اشاره به این مطلب دارد که از کودکی علم و نظر حکیمانه و فقیهانه به او عطا کردیم .»

« محکم » این واژه صفت قرآن است که همان صفت کلام و آیۀ قرآن بحساب می آید که در مقابل تشابه قرار می گیرد و کلامی است که معنی آن آشکار و واضح است و متشابه کلامی است که آشکار نمی باشد و در آن شبهه قرار دارد .[19]

بنابراین « حکمت » همان تفقه و اندیشیدن در دین می باشد که مسببی جهت مطیع بودن برای پروردگار متعال و پذیرش ولایت را ایجاب می کند و همچنین ، حکمت را می توان از هر کسی فرا گرفت . البته در صورتیکه ابتدا با عقل و درک خود در مورد آن سخن بسنجیم و اگر صحیح بود آن را بپذیریم ، اما در مورد سخنان حکمت آمیز انبیاء و ائمه معصومین « علیهم السلام » این گونه نیست بلکه در صورت انتساب صحیح آنها به معصومین باید تعبداً آن را پذیرفت .[20]

2 – 1 – 2 – معنی لغوی و اصطلاحی موعظه

واژۀ وَعَظَ ، یَعِظُ ، وَعظاً ، یعنی نصیحت کردنی که همراه با ترساندن باشد ، طوری که شخص دلش نرم گردد و به طاعت و فرمان خدای تعالی بپردازد و به سوی او هدایت گردد و از عقاب و شکنجه به واسطۀ گناه بترسد [21] .

خداوند در قرآن کریم می فرماید : « وَ اِذ قال لقمانُ لابنِهِ و هو یعظُهُ یا بُنَیَّ لا تُشرِک بِاللهِ انّ الشرکَ لَظلمٌ عظیمٌ »[22] . « و یاد کن هنگامی را که لقمان به پسر خویش در حالی که وی او را اندرز می داد گفت : ای پسرک من ، به خدا شرک میاور که براستی شرک ستمی بزرگ است » .

و موعظه در اصطلاح عبارت است از پند و اندرز که در آیات قرآن کریم به آن اشاره شده است . از قبیل : « یا أیها الناس قد جائتکم موعظه مِن ربکم و شِفاءٌ لما فی الصُّدور»[23] .

( ای مردم به یقین برای شما از جانب پروردگارتان اندرزی ، و درمانی برای آنچه در سینه هاست آمده است ).

همچنین « الموعظه الحسنه » اشاره به قرآن کریم دارد .و به همین ترتیب اگر در دعا دقت نماییم ، این عبارت ملاحظه می شود : « اَعوذ بک اَن تجعلَنی عِظه لغیری » (پروردگارا به تو پناه می برم از این که مورد موعظه برای دیگران قرار گیرم و آنان بواسطۀ من پند پذیرند) . و به عبارتی دیگر ، یعنی این که ، خداوند را از این که مورد عبرت برای دیگری قرار گیرم من را حفظ گردان . و همچنین موعظه را سفارش به تقوی و طاعات و دور شدن از گناهان و فریب خوردن دنیا و مانند آن دانسته اند . [24]

2 – 1 – 3 – معنی لغوی و اصطلاحی جدل

بعضی از لغویین در تعریف جدل از جهت لغوی این گونه بیان کرده اند :

« جدل » از نظر لغوی به معنی خصومت فراوان و توانایی بر آن می باشد و جدل منطقی ، آن قیاسی است که از مشهورات و مسلمات بدست می آید و هدفش ، استعمال و ارائه خصم و فهماندن کسی است که از ادراک مقدمات برهان کوتاهی می کند . و لفظ « جدال » مشارکت در منازعه و مغالبه می باشد گویا هر یک از دو طرف متخاصم از جهت رأی با هم درگیر هستند که اصل در جدال ، گلاویز شدن و به سختی طرف مقابل را شکست دادن می باشد . [25]

و علامه شعرانی گوید : « جدل یعنی دشمنی کردن ، کاویدن جدال ، مجادله به همان معنی می باشد که خداوند در قرآن کریم می فرماید : « وَ لَقَد صَرَّفنا فی هذَا القرانِ للناسِ من کُلِّ مثلٍ و کان الانسانُ اکثرَ شیءٍ جدلاً » [26] .( براستی در این قرآن ، برای مردم از هر گونه مثلی آوردیم ، ولی انسان بیش از هر چیز سر جدال دارد) .

همچنین لفظ مجادله به معنای مناظره و مخاصمه کردن و جدل مقابله دلیل با دلیل ذکر شده است . [27] و خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید : « وَ جادَلوا باالباطِلِ لِیُد حِضوُا بِهِ الحَقَّ»[28] . ( به وسیلۀ باطل دفاع نمودند تا حقیقت را با آن پایمال کنند ) . این کار کافران است که با سخن باطل خویش در براندازی گفتار پیغمبران اقدام کردند .

بنابراین در قرآن کریم و روایات جدال کافران معاند که با باطل صورت می گیرد مردود شمرده شده است ولی جدال احسن که مورد تأکید قرآن و روایات می باشد ، برای هدایت عموم مردم است و قابل پذیرش می باشد از این رو می فرماید : « وَ جادِلهم بالتی هی احسن » [29].


دانلود دانلود پاورپوینت درسی روانشناسی بازی استاد کریم زاده

دانلود پاورپوینت درسی روانشناسی بازی استاد کریم زاده
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل rar
حجم فایل 642 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 51
دانلود پاورپوینت درسی روانشناسی بازی استاد کریم زاده

فروشنده فایل

کد کاربری 4678

با عرض سلام خدمت دانشجویان گرامی. فایل پاورپوینت روانشناسی بازی استاد کریم زاده که در جلسه آخر مباحث مهم کتاب رو برای دانشجویان فرمودند با قیمت استثنایی 3000 تومان ویژه دانشجویان به فروش می رسد.


دانلود مقایسه فراوانی ازدواج خویشاوندی در والدین دارای نارسایی بینایی مقطع ابتدایی و دانش آموزان با مقطع دبیرستان شهر تهران

شرایط خلقت در تمامی جهان و برای تمامی کودکان یکسان است همه ی افراد بشر به یک نحو پا به این دنیای خاکی می‌گذراند و نطفه آنان نیز به یک طریق بسته می‌شود ولی حتی دو کودک را در این جهان پهناور نمی‌توان یافت که از نظر خصوصیات جسمانی و روانی کاملاً یکسان باشند بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد که در میان مخلوقات خداوند عده ای با دیگران از نظر جسمی و روحی
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 64 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 69
مقایسه فراوانی ازدواج خویشاوندی در والدین دارای نارسایی بینایی مقطع ابتدایی و دانش آموزان با مقطع دبیرستان شهر تهران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

چکیده:

پژوهش حاضر به مقایسه فراوانی ازدواج خویشاوندی در والدین دانش آموزان دارای نارسایی بینایی مقطع ابتدایی و دبیرستان شهرتهران می‌پردازد. جامعه آماری شامل والدین کلیه دانش‌آموزان دارای نارسایی بینایی مقاطع ابتدایی و دبیرستانی مدارس استثنایی شهر تهران در سال تحصیلی 87-1386 است با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده گروه نمونه شامل والدین 59دانش آموز دارای نارسایی بینایی انتخاب گردید. ابزار پژوهشی نیز، پرسشنامة محقق ساختی است که یکی از والدین پرسشنامه مورد نظر را تکمیل نموده است.

نتایج پژوهش حاصل حاکی از آن است که ازدواج‌های خویشاوندی (همخون) در مقایسه با ازدواج‌های عادی در والدین دانش‌آموزان دارای نارسایی بینایی از فراوانی بیشتری برخوردار است و در زمینه نوع نسبت و در مقایسه فراوانی خویشاوندی پسر عموی - دختر عمو (5/15%) بالاترین فراوانی و پسردایی – دخترعمه(6/5) کمترین فراوانی را داشتند. ازدواج خویشاوندی در والدین دانش آموزان دارای نارسایی بینایی مقطع ابتدایی در مقایسه با مقطع دبیرستان کاهش داشته است که نشانگر تأثیر اقدامات پیشگیرانه مسوؤلان ذیربط است.

مقدمه

شرایط خلقت در تمامی جهان و برای تمامی کودکان یکسان است. همه ی افراد بشر به یک نحو پا به این دنیای خاکی می‌گذراند و نطفه آنان نیز به یک طریق بسته می‌شود. ولی حتی دو کودک را در این جهان پهناور نمی‌توان یافت که از نظر خصوصیات جسمانی و روانی کاملاً یکسان باشند. بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد که در میان مخلوقات خداوند عده ای با دیگران از نظر جسمی و روحی تفاوت‌هایی دارند، علاوه بر برخی تفاوت‌های ظاهری چون قد، رنگ مو، رنگ چشم، عده ای دیگر از ابنای بشر تفاوت‌های دیگری نیز با همنوعان خود دارند، مثلاً عده ای از نظر دید با دیگری متفاوت اند و یا از نظر شنوایی چون دیگران نیستند و گروهی از نظر هوش و استعداد فراگیری قدرت دیگران را ندارند و یا بالعکس از دیگران برترند. به طوری کلی این کودکان را کودکان استثنایی می‌نامند (پاکزاد، 1376).

درصد چشمگیری از کودکان بر اثر عوامل گوناگونی (چون: عوامل ارثی، عوامل دوره بارداری، اشکالات هنگام تولد و یا بروز بیماری‌ها و حوادث در سال‌های طفولیت) دچار نقیصه‌هایی از نظر ذهنی و جسمی (نابینایی و ناشنوایی و...) می‌گردند.

نقص بینایی بیش از هر معلولیت دیگر ناتوانی به بار می‌آورد. دلیل ترس ما از نابینایی آن است که نابینایی نمایان تر از سایر معلولیت‌هاست. دلیل دیگر نقش مهمی است که چشم‌ها در ایجاد روابط اجتماعی ایفا می‌کند. فرد نابینا در ایجاد ارتباط با دنیای اطراف خود دچار مشکل می‌شود. در شناخت بسیاری از مفاهیم و مطالب مانند رنگ‌ها و... دچار مشکل می‌گردد و میان خود و دیگران فاصله ای را احساس می‌کند که دلیل آن نقص بینایی است (محقق، 1387).

یکی از عوامل ایجاد معلولیت بینایی عوامل ارثی است که از طریق مکانیسم‌های وراثتی از نسل‌های قبل به فرد منتقل می‌گردد.

در واقع وجود ژن‌ها است که باعث تفاوت‌های گوناگون و ویژگی‌های غیر اکتسابی افراد می‌گردد. اگر ژن بیماری زایی که در روی یک کروموزوم هست در روی کروموزوم‌های جفت آن نیز یافت شود کیفیتی حاصل می‌گردد که به آن هموزیگوت می‌گویند.

عامل همخونی در ایجاد ناهنجاری‌ها تاثیر فراوان دارد زیرا بیماری‌های متعدد که از نسل‌های قبل ظاهر نشده اند، احتمال بیشتری دارند که در اثر پیوند دو همخون ظاهر و بارز شوند. هرقدر نسبت همخونی بیشتر و نزدیکتر باشد خطر احتمال بروز خصوصیات منفی و بیمارگونه بیشتر است (افروز، 1381).

زیرا ازدواج خویشاوندی باعث افزایش درصد هموزیگوت شدن و خالص شدن یک ژن معیوب شده، لذا میزان شیوع ناهنجاری ارثی و مادرزادی در فرزندان اینگونه زوجین بیشتر از زوجین غیر خویشاوند خواهد بود (نقل از غیاثی، 1375).

بیان مساله

خویشاوندی عبارت است از مجموعه ای از پیوندهایی که به دلیل قرابت نسبی، سببی یا رضاعی بین عده ای از افراد وجود دارد. لذا خویشاوندی دارای انواع نسبی، سببی و رضاعی است (نقل از غیاثی، 1375).

اصولاً خویشاوندی از نظر علم ژنتیک به افرادی گفته می‌شود که دارای اجداد مشترک و بالطبع ژن‌های مشترک باشند، والدین و فرزندان یا خواهران و برادران را در اصطلاح خویشاوندان درجه اول می‌نامند.

نسبت خویشاوندی این افراد برابر است (50 درصد ژن مشترک). عموها، عمه‌ها، خاله‌ها، دایی‌ها را با توجه به برادرزاده‌ها، خواهرزاده‌ها و امثال آن‌ها خویشاوندان درجه دوم گویند. درجه خویشاوندی آن‌ها می‌باشد. پسرعمو، دختر عمه و پسرخاله و دخترخاله و امصال آن‌ها را خویشاوندان درجه سوم می‌نامند، درجه خویشاوندی این قبیل اشخاصل نسبت به یکدیگر برابر می‌باشد. (نقل از پلاسی زاده، 1376).

عوامل و مشکلات وراثتی باعث ایجاد اختلالات فراوان در رشد جسمی و ذهنی کودکان می‌گردد.ازدواج با همخون یا ازدواج فامیلی احتمال بروز معلولیت‌های گوناگون را بیشتر می‌کند. بدین ترتیب که هرگاه والدین با هم فامیل باشند (یعنی ناقل خصوصیات یک خانواده باشند) در صورتی که نسل‌های گذشته این خانواده ضایعه ای بروز نموده باشد احتمال بارز شدن ناهنجاری به مقدار زیادی افزایش می‌یابد . (منبع قبلی)

مسئله ای که پژوهشگر در پژوهش حاضر قصد بررسی آن را دارد این است که آیا در والدین دانش آموزان دارای نارسایی بینایی شهر تهران ، ازدواج خویشاوندی بیش از سایر علل رایج نابینایی وجود دارد و همچنین آیا فراوانی ازدواج‌های خویشاوندی در والدین دانش آموزان مقطع دبستان و دبیرستان تغییری داشته است یا خیر .

ضرورت و اهمیت پژوهش

مهمترین عامل معلولیت زایی، ازدواج فامیلی است که علت آن عامل همخونی است که در میان اقلیت‌ها و روستاییان و خانواده‌هایی که ازدواج با نزدیکان همخون متداول است (مانند دختر عمو، پسر عمو – دختر خاله، پسر خاله و...) نابهنجاری‌های ارثی بیش از دیگران می‌باشد، هرقدر نسبت خونی بیشتر و نزدیکتر باشد احتمال بروز خصوصیات منفی و بیمارگون بیشتر است (افروز، 1381). وفراوانی ازدواج‌های خویشاوندی در حال حاضر باعث می‌گردد که سالیانه کودکان معصوم زیادی قربانی انواع معلولیت‌ها شوند. لذا انجام پژوهش‌هایی در زمینه تاثیر ازدواج‌های فامیلی بر بروز نارسایی بینایی موثر خواهد بود . با توجه به عدم آگاهی بعضی والدین از عواقب و خطرات این ازدواج‌ها ، اهمیت این گونه پژوهش‌ها در افزایش اطلاعات جامعه انکار ناپذیر است ، زیرا پیشگیری مقدم بر درمان محسوب می‌گردد و می‌تواند گام موثری باشد در سالم سازی نسل آینده . با انجام مشاوره‌های ژنتیک می‌توان پیشگیری موثری از بروز این گونه اختلالات داشت و تعداد اختلالات بینایی ناشی از زادواج‌های فامیلی را کاهش داد. (محقق، 1387).

اهداف پژوهش

ازدواج‌های همخون از لحاظ ژنتیکی بسیار مهم است. چرا که نزدیک بودن زن و شوهر موجب افزای آللهای مشترک می‌شود و در نتیجه ایجاد هموزیگوت می‌کند. بیماری‌های ارثی همخون‌ها افزایش می‌یابد، لذا در برخی از جامعه‌ها قوانینی برای ازدواج وضع کرده اند که مانع از پیوستگی‌های نزدیک می‌شود. ازدواج‌های خانوادگی و همخونی علاوه بر افزایش آزارهای ارثی و بیماریهای ژنتیک در نفوس موجب اغطاط مزاجی، کوتاهی عمر، گاهی موجب عقیمی، کاهش قدرت حیات و سقط جنین می‌گردد (به علت وجود ژن‌های مرگبار) (مولوی، 1335).

از زمان داروین به خوبی می‌دانستند که همخونی‌های طولانی موجب کاهش نیرومندی و قدرت جسم و جان می‌شود و از طول عمر می‌کاهد. به علاوه زحمات سوتروتاباخ[1] نشان می‌دهد که تعداد کودکانی که مبتلا به بدشکلی و نابهنجاری هستند بیشتر از ازدواج‌های نزدیک و همخون حاصل می‌شود. فرزندان پدر و مادری که نسبت خیلی نزدیکی دارند (ازدواج با عمه، خاله، دایی، خواهر و غیره) به شکل‌هایی فراوان تری را از سایر ازدواج‌ها نشان می‌دهد. به هر حال باید دانست که ازدواج‌های نزدیک نتایج شوم و پشیمان کننده ای در بر دارد مگر این که خانواده کاملاً سالم و عاری از هر نوع بیماری باشد (مولوی، 1335).

با توجه به تعداد دانش آموزان استثنایی که هر ساله نیز بر تعداد آن‌ها افزوده می‌شود و با توجه به ازدواج‌های همخونی که در کشور صورت می‌گیرد ، هدف پزوهش حاضر یافتن ارتباط دو عامل خویشاوندی والدین و نارسایی‌های بینایی است تا رهنمودی باشد برای کلیه جوانانی که در آستانه ازدواج قرار دارند.

پرسش پژوهش

1) آیا میزان ازدواج‌های خویشاوندی و عادی در والدین دانش آموزان دارای نارسایی بینایی تفاوت معنی‌داری دارد؟

2) آیا فراوانی ازدواج‌های خویشاوندی در والدین دانش آموزان دارای نارسایی بینایی مقطع ابتدایی شهر تهران تفاوت معنی‌داری دارد؟

مفاهیم و اصطلاحات پژوهش

ازدواج فامیلی (خویشاوندی)[2]: ازدواج بین دو نفر که با یکدیگر خویشاوند بوده و دارای ژن‌های مشابه با ساختمان یکسان هستند. ژن‌های مشابه را از اجداد و گذشتگان مشترک دریافت کرده اند (نقل از خانعلی زاده، 1378).

ازدواج فامیلی درجه یک[3]: منظور از ازدواج پسر عمو – دختر عمو، پسر خاله - دختر خاله، پسر دایی – دختر عمه و پسر عمه – دختر دایی است (نقل از خانعلی زاده، 1378).

صفت: صفت، حالت ساختمان و یا عملی است از بدن، یا عضوی از بدن که وسیله تمایز دو فرد مختلف یک گونه می‌شود (هیئت مولفان، 1369).

صفات بارز: یعنی یکی از دو صفتی که در والدین وجود دارد، که یکی ظاهر شده است و خصوصیات صفات مربوطه آن در اندام موجود زنده (ارگانیسم) پدیدار می‌شود. به عنوان مثال چشم مشکی در فردی که چشمان وی مشکی است، ولی در عین حال دارای ژن چشم آبی نیز می‌باشد، ژن بارز به شمار می‌رود.

ژن مکنون یا نهفته: به ژنی اطلاق می‌شود که در سلول موجود زنده وجود دارد، لیکن خصوصیت آن در حضور یک ژن بارز مخفی مانده است. در مثال بالا، ژن چشم آبی در مقابل ژن چشم مشکی وجود دارد، لیکن نهفته مانده است (هیئت مولفان، 1369).

خالص یا هموزیگوت: موجودی را از حیث صفتی خالص می‌گویند که، یاخته‌های جنسی به وجود آورنده صفت مزبور از یک نوع باشند، مسلم است که چنین موجودی خود یاخته‌های جنسی مشابهی از نظر ایجاد همین صفت به وجود خواهد آورد.

ناخالص یا هتروزیگوت: ناخالص به موجودی گفته می‌شود که یاخته‌های جنسی به وجود آورنده وی یکسان نباشد. بدون تردید، یک فرد ناخالص یاخته‌های مشابهی ندارد (50 درصد از یک نوع و 50 درصد از نوع دیگری خواهند بود).

ژنوتیپ و فنوتیپ: ژنوتیپ نمایانگر مجموعه عوامل ارثی یا ژن‌هایی است که در یک فرد وجود دارد. فنوتیپ تنها به صورت ظاهری و قیافه یک موجود گفته می‌شود.

ژن‌های آلل یا ژن‌های همردیف: هر صفت ارثی توسط دو ژن ظاهر می‌شود. یکی از این زن‌ها متعلق به پدر و دیگری از آن مادر است. این قبیل ژن‌ها در روی یک جفت کروموزوم همتا نقاط مشابهی را اشغال کرده‌اند و در اصطلاح به نام ژن‌های همردیف یا ژن‌های آلل نامیده می‌شوند .

نابینایی: انجمن نابینایی آمریکا برای افرادی که اصلاً بینایی قابل استفاده ندارند اصطلاح نابینا و نابینایی را پیشنهاد می‌کند (AFB، 1997).

کم بینایی: کم بینا به فردی اطلاق می‌شود که تیزی دیداری وی در چشم برتر و پس از ترمیم (استفاده از وسایل کمکی) یا کمتر است (نامنی، 1381)

مقدمه

بینایی یکی از منابع مهمی است که برای کسب دانش از آن استفاده می‌کنیم. همچنین بینایی ما را از خطر مصون می‌دارد و ما را از حوادث و وقایع اطرافمان مطلع می‌کند.

نابینایی مرزی نمی‌شناسد و بدون در نظر گرفتن سن، جنس، ملیت، مذهب، نژاد و طبقه ی اجتماعی و اقتصادی، ممکن است افراد را مبتلا سازد.

همانطور که ذکر شد معلولیت بینایی می‌تواند در هر سنی به وجود آید. چنانچه معلولیت شدید بینایی از بدو تولد وجود داشته باشد (معلولیت بینایی مادرزادی) نامیده می‌شود.

افرادی را که پس از تولد (به خصوص پس از دو سالگی) نابینا می‌شوند، نابینایی اکتسابی می‌نامند. معمولاً افراد بینا اطلاعات مختصری درباره نابینایان دارند. برخی افراد تصور می‌کنند که بین افراد بینا و نابینا از نظر حسی – حرکتی، رفتاری و شناختی تفاوت‌های بسیاری وجود دارد و حتی گاهی خود نابینایان نیز چنین می‌پندارند که در دنیای تاریک و سیاهی به سر می‌برند. اما حقیقت این است که تفاوت میان این دو گروه فقط در حد دیدن و ندیدن است و ویژگی‌ها و خصوصیاتی چون خلق و خو، استعداد، علایق، تمایلات و نظایر آن تفاوت‌های فردی است که در بین کلیه افراد یکسان است.

نابینایی را می‌توان یک «ویژگی» یا «خصیصه» هم در نظر گرفت. زمانی که نابینایی را به عنوان یک ویژگی یا یک خصیصه ی بهنجار، مانند صدها ویژگی دیگری که هر یک از ما باید با آن‌ها زندگی کنیم پذیرفته شود، آنگاه می‌توانیم نیازهای واقعی نابینایان را درک کنیم و آن‌ها را از نیازهای غیرواقعی یا ساختگی که بعضاً ساخته و پرداخته ذهن ماست، تمیز دهیم. بدین گونه می‌توانیم ادعا کنیم چنان چه به نابینایان هم فرصت داده شود، می‌توانند پا به پای بینایان بیاموزند و تحول یابند (نامنی، 1381).

تعریف نابینایی

از نظر تربیتی افراد نابینا به کسانی اطلاق می‌شود که میزان بینایی آن‌ها پس از بکارگیری وسایل کمک بینایی مثل عینک با ذره بین به حدی کم و محدود باشد که برای آموزش آن‌ها نتوان از برنامه‌ها روش‌ها و مواد آموزشی دانش آموزان عادی استفاده کرد که در این صورت مجبورند خواندن را به وسیله بریل یا با استفاده از روش‌های سمعی فرا بگیرند (هالاهان و کافمن، 1371).

علاوه بر این طبقه بندی پزشکی از نابینایی طبقه دیگری نیز وجود دارد که به آن نیمه بینا، می‌گویند. نیمه بینا به کسی اطلاق می‌شود که میزان باقیمانده بینایی وی پس از بهره گیری از وسایل و امکانات کمک بینایی متناسب با بینائیش و در نتیجه حداکثر ترمیم بینایی در چشم سالم تر از بیشتر از کمتر باشد (هالاهان و کافمن، 1371).

چنین فردی قادر است به وسیله عینک‌های مخصوص و ذره بین‌های مخصوص از خط عادی و کتاب‌های معمولی و یا از طریق درشت نویسی و کتاب‌های درست خط (ویژه نیمه بینایان) به تحصیل بپردازد. دید به آن معنا است که شخص در فاصله 20 پایی چیزی می‌بیند که فرد با دید معمولی آن را در 200 پایی تشخیص می‌دهد (با این حساب تیزبینی نرمال است) (نامنی، 1363).

با توجه به تعاریف بالا، چگونگی شناخت تشخیص میزان بینایی را می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد:

1. نابینایی مطلق و یا فردی که فقط نور را تشخیص می‌دهد و حرکت دست را از فاصله 3 پایی (حدوداً 60 سانتی متر) تشخیص نمی‌دهد، یعنی میزان بینایی حدود است.

2. افراد نابینایی که از فاصله 3 پایی قادر به شمردن انگشتان نیستند، لیکن حرکت دست را به خوبی تشخیص می‌دهند، یعنی میزان بینایی حدود است.

3. افرادی که به خوبی قادرند رفت و آمد خود را به تنهایی انجام دهند، لیکن خطاهای درست روزنامه را تشخیص نمی‌دهند، میزان بینایی حدود است.

4. افرادی که قادرند حروف درشت روزنامه را بخوانند، میزان بینایی آن‌ها حدود است.

5. افرادی که در مرز بینایی و نابینایی قرار دارند و قادر به انجام کارهایی که بینایی رکن اساسی آن را تشکیل می‌دهد نیستند، میزان دیدشان حدود است.

با توجه به مطالب بالا و با در نظر گرفتن میزان بینایی چنانچه فردی بتواند با استفاده از ذره بین و یا خطوط درشت و نظایر آن به مطالعه و آموزش بپردازد، وی را نیمه بینا می‌نامند. در صورتی که این امر فقط به وسیله حس شنوایی و لامسه امکان پذیر باشد، نابینا نامیده می‌شود (نامنی، 1363).

به چه کودکی نابینا گفته می‌شود؟

اختلالات بینایی بر حسب شدت حس بینایی، میدان دید و کارایی بینایی تعریف می‌شوند. برای سنجش توانایی بصری چشم جهت دیدن اشیای دور از صفحه اسنلن[4] استفاده می‌گردد.

این صفحه با حرف E بزرگ شروع شده تا به کوچک ترین اندازه خود می‌رسد. که یک چشم طبیعی می‌تواند حرف E بزرگ را در فاصله 200 فوت به خوبی می‌بیند. زمانیکه دید یک فرد در زمره ی افراد نابینا به شما می‌آید یعنی میدان دید در دامنه می‌باشد. این معلولیت به طور قابل توجهی بر عملکردهای فردی، اجتماعی و به خصوص آموزش کودک تاثیر می‌گذارد (عبدی پور، 1380).

نوع دیگری از طبقه بندی بینایی وجود دارد که چنانچه میدان دید فرد (یعنی حدودی از فضای مجاوری که می‌توان آن‌ها را در یک زمان دید) به شدت محدود شود، آن فرد را می‌توان در حکم افراد بینا محسوب نمود. حتی اگر میزان بینایی او بهتر از باشد. این محدودیت بینایی اغلب تحت عنوان «بینایی کانونی» نامیده می‌شود.

درجه تاثیر بینایی به این معناست که یک فرد تا چه حد خوب می‌تواند از بینایی خود استفاده نماید یعنی چگونگی اطلاعات بینایی در مغز پردازش شده و مورد تجزیه و تحلیل و تفسیر قرار گیرد. (منبع قبلی).

کودکانی نیز وجود دارند که بینایی آن‌ها کم یا جزئی باشد و یا آثاری از بینایی در آن‌ها وجود دارد. این کودکان نیمه بینا هستند و شدت بینایی آن‌ها از تجاوز نمی‌کند.

بینایی کم و بینایی جزئی به یک معنا نیستند. بینایی کم بر حسب کاهش روشنی یا وضوح تعریف می‌شود. حال آن که بینایی جزئی بر حسب فاصله از صفحه اسنلن تعریف می‌گردد.

کودکان کاملاً نابینا خواندن را از طریق لمس و حس لامسه می‌توانند انجام دهند در حالیکه کودکان نیمه بینا از حروف و علایم چاپی درشت خط نیز می‌توانند استفاده نمایند.

شیوع معلولیت نابینایی نسبت به معلولیت‌های دیگر کمتر رایج است و تقریباً از هر 1000 کودک دبستانی یک نفر دچار آن است (عبدی پور، 1380).


طبقه

چشم مشکل دار

چشم سالم

درصد اختلال

نوع D

6.24 تا 63

6.18 تا 6.9

20 درصد

نوع اول

6.60 تا صفر

6.36 تا 6.18

40 درصد

نوع دوم

3.60 تا صفر

4.60 تا 6.60 یا میدان دید 20 تا 11

70 درصد

نوع سوم

-----

3.60 تا 1.60 یا میدان دید 100

100 درصد

نوع چهارم

میدان دید 100

میدان دید 100

-----

فرد دارای یک چشم

-----

6.60

30 درصد

جدول 2-2: طبقه بندی اختلالات بینایی(عبدی پور، 1380).

تعریف دانش آموز نابینا و نیمه بینا

به فردی دانش آموز نابینا اطلاق می‌شود که فاقد بینایی بوده و یا میزان باقیمانده بینایی او علیرغم استفاده از وسایل کمک بینایی به حد کم و محدود ایجاب نماید آموزش وی از طریق روش‌های آموزشی ویژه نابینایان و خط بریل صورت پذیرد. حداکثر حدّت بینایی اصلاح شده چنین دانش آموزی را کمتر بوده و یا زاویه دید او در بزرگترین قطر 20 درجه بیشتر نیست.

به فردی دانش آموز نیمه بینا اطلاق می‌شود که میزان باقی مانده ی بینایی با استفاده از وسایل کمک بینایی به حدی کم و محدود است که قادر به استفاده از خطوط کتاب‌های عادی نبوده و برخورداری وی از آموزش و پرورش مستلزم استفاده از وسایل کمک بینایی مخصوص یا کتاب‌های درشت خط می‌باشد. حداکثر حدّت بینایی اصلاح شده چنین دانش آموزانی بیشتر از کمتر است (کورن، 1381).

فرد نابینا قانونی

بینایی را به چند صورت می‌توان تعریف کرد. فرد نابینا قانونی به کسی گفته می‌شود که تیزبینی او در چشم بهتر و حتی با وسایلی که مورد استفاده قرار می‌گیرد مانند عینک، ذره بین یا کمتر باشد (فضل، بی تا).

در تعریف نابینا قانونی[5] از همان واژگانی استفاده می‌شود که متخصصان چشم برای توصیف تیزی دیداری[6] و میدان دید[7] به کار می‌برند. تیزی دیداری، میزان جزئیاتی را که یک فرد می‌تواند ببیند در مقایسه با آن چه شخصی با دید بهنجار می‌بیند توصیف می‌کند. میزان دید به وسعت دامنه ی بینایی فرد (بدون حرکت دادن سر و چشم‌ها) دلالت دارد و مانند زاویه با مقیاس درجه اندازه گیری می‌شود (نامنی و همکاران، 1381).


دانلود پاورپوینت طرح مرمتی خانه ی پروین اعتصامی

فایل پاورپوینت بررسی پروژه طرح مرمتی خانه ی پروین اعتصامی،در حجم 72 اسلاید و قابل ویرایش
دسته بندی معماری
فرمت فایل ppt
حجم فایل 8033 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 71
پاورپوینت طرح مرمتی خانه ی پروین اعتصامی

فروشنده فایل

کد کاربری 5979

بخشی از متن:

رفع خطر شامل از بین بردن خطرات ناشی از تخریب ساختمان در طول طرح مرمتی بنا می باشد.
الف: شمع کوبی
ب: جلوگیری ازفرو ریختن نما
استفاده از شمع بندی مایل برای جلوگیری از فرو ریختن نما ، در این نوع شمع بندی بار دیوار تئسط شمع ها یا حائل های مایل به زمین منتقل می شود .
تعیین مکان دقیق شمعها از نظر توانایی تحمل حداکثر بار کف و دیوار مهم است. خط مرکز شمع حایل باید با خط مرکز دیوار یا تکیه گاه کف تلاقی کند.

فهرست مطالب :
فهرست:
فصل اول:
رفع خطر
برنامه استحفاظی

فصل دوم:
بیوگرافی
مطالعات تاریخی

فصل سوم:
مطالعات پلانهای وضع موجود
مطالعات سازه بنا
مطالعات تاسیسات بنا
مطالعات پی
مطالعات پله
الگوهای اتاقها
دسترسی ها
شناخت تزئینات

فصل چهارم:
آسیبهای رطوبتی (صعودی و نزولی )
آسیبهای عناصر الحاقی و حذفی
آسیبهای تاسیساتی و مکانیکی
آسیبهای ترک

فصل پنجم:
مبانی طرح مرمتی
از بین بردن عوامل مخل
تقویت، بهسازی و تعویض
مرمت تزئینات

فصل ششم:
طرح مرمتی بنا (درمان)

فصل هفتم:
طرح احیاء

این فایل با فرمت پاورپوینت در 72 اسلاید قابل ویرایش تهیه شده است.


دانلود بررسی فقهی و حقوقی اشتباه در موضوع عقد

این رساله تحت عنوان بررسی اشتباه در موضوع قرارداد است ابتدا تعریف اشتباه از لحاظ لغوی و حقوقی و تفاوت آن با واژه های مشابه مثل خطا و سهو و جهل و تعریف موضوع قرارداد و اینکه در مباحث پراکنده مربوط به ایجاب و قبول، شروط و خیارات در کتب فقهی در بررسی قواعد فقهی مانند العقود تابعه للقصود ، المؤمنون عند شروطهم، اصاله اللزوم استنباط و در حد گنجایش این
دسته بندی حقوق
فرمت فایل doc
حجم فایل 287 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 145
بررسی فقهی و حقوقی اشتباه در موضوع عقد

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

چکیده

مقدمه .......................................... 1

فصل اول: کلیات

1-1- تعریف و تقسیم بندی اشتباه ................. 6

1-1-1- تعریف اشتباه و تفاوت آن با واژه های مشابه. 6

1-1-1-1- تعریف اشتباه............................ 6

1-1-1-1-1- تعریف اشتباه در لغت................... 6

1-1-1-1-2- تعریف اشتباه در اصطلاح حقوقدانان....... 6

1-1-1-2- تفاوت اشتباه با مفاهیم مشابه............ 7

1-1-1-2-1- تفاوت اشتباه با خطا................... 7 1-1-1-2-2- تفاوت اشتباه با جهل.............................. 7

1-1-1-2-3- تفاوت اشتباه با سهو................... 8

1-1-2- تقسیم بندی اشتباه......................... 8

1-1-2-1- تقسیم بندی اشتباه به اعتبار متعلق آن.... 8

1-1-2-1-1- اشتباه موضوعی ........................ 8

1-1-2-1-2- اشتباه حکمی(حقوقی).................... 9

1-1-2-2- تقسیم بندی اشتباه به اعتبار کیفیت تحقق آن در ذهن 10

1-1-2-2-1- شبهه مصداقی.......................... 10 1-1-2-2-2- شبهه مفهومی ......................................... 11

1-1-2-3- تقسیم بندی اشتباه به اعتبار میزان تأثیر آن در عمل حقوقی 11

1-1-2-3-1- اشتباه مانع.......................... 11

1-1-2-3-2- اشتباه معیوب کننده رضا............... 13

1-1-2-3-2- اشتباه بی اثر........................ 13

1-2- کیفیت تأثیر اشتباه در موضوع با اراده....... 14

1-2-1- تحلیل عناصر اراده........................ 14

1-2-1-1- مرحله تصور یا ادراک.................... 14

1-2-1-2- تدبر................................... 15

1-2-1-3- میل نفس................................ 15

1-2-1-4- قصد 15

1-2-1-5- قصد و رضا.............................. 16

1-2-1-6- کدامیک از مراحل اراده تحت اصابت اشتباه قرار می گیرد؟ 18

1-2-2- بررسی اراده باطنی و ظاهری................ 19

1-2-2-1- اراده باطنی و ظاهری در فقه امامیه...... 19

1-2-2-1-1- دلایل طرفداران اراده باطنی............ 20

1-2-2-2 اراده باطنی و ظاهری در قانون مدنی....... 21

1-2-2-2-1- بررسی اشتباه در اراده ظاهری.......... 22

1-2-2-2-1-1- اشتباه در بیان اراده............... 23

1-2-2-2-1-2- اشتباه در انتقال اراده ............ 23

1-3- مبنای اشتباه در موضوع مورد معامله.......... 24

1-3-1- اشتباه ناشی از توهم خود شخص.............. 24

1-3-2- اشتباه ناشی از تدلیس غیر................. 24

1-3-2-1- مفهوم اشتباه ناشی از تدلیس در موضوع قرارداد 24

1-3-2-2- ارکان اشتباه ناشی از تدلیس در موضوع.... 25

1-3-2-2-1- انجام عملیات (عنصر مادی)............. 25

1-3-2-2-2- قصد فریب (عنصر معنوی)................ 27

1-4- تعریف موضوع مورد معامله اقسام و شرایط آن... 27

1-4-1- تعریف موضوع مورد معامله.................. 27

1-4-1-1- موضوع مورد معامله در فقه............... 28

1-4-1-2- موضوع مورد معامله در حقوق ایران........ 30

1-4-1-3- نظریات مختلف در رابطه با موضوع مورد معامله 31

1-4-1-3-1- نظریۀ قصد مشترک متعاملین............. 31

1-4-1-3-2- نظریۀ عرفی بودن...................... 32

1-4-1-3-3- نظریۀ مختلط.......................... 32

1-4-1-3-4- نظریۀ هویت موضوع..................... 32

1-4-2- اقسام و شرایط موضوع مورد معامله.......... 34

1-4-2-1- اقسام موضوع مورد معامله................ 34

1-4-2-1-1- تقسیم مورد معامله از حیث ماهیت....... 34

1-4-2-1-1-1- مورد معامله ممکن است عین باشد...... 34

1-4-2-1-1-2- عمل مورد معامله.................... 35

1-4-2-1-1-3- تحقق تعهد یا سقوط تعهد............. 35

1-4-2-1-2- تقسیم مورد معامله از جهت وضعیت منطقی (کلی و جزئی بودن) 35

1-4-2-1-3- تقسیم مورد معامله از حیث خصوصیات نوعی و شخصی(مثلی یا قیمی بودن)........................................... 35

1-4-2-2- شرایط موضوع مورد معامله................ 36

1-5- تاریخچه اشتباه در معاملات................... 38

1-5-1- اشتباه در معاملات در حقوق رم ............. 38

1-5-1-1- دیدگاه مشائیون......................... 39

1-5-1-2- دیدگاه رواقیون......................... 40

1-5-2- اشتباه در معاملات در حقوق فرانسه.......... 40

1-5-3- اشتباه در معاملات در فقه امامیه........... 42

1-5-4- اشتباه در معاملات در قانون مدنی ایران..... 43

فصل دوم: قلمرو اشتباه در موضوع قرارداد

2-1- اشتباه در موضوع............................ 46

2-1-1- نظریۀ نوعی............................... 47

نقد نظریۀ....................................... 48

2-1-2- نظریۀ شخصی............................... 48

نقد نظریۀ....................................... 51

2-1-2- بررسی نظریه شخصی محض..................... 51

2-1-2-1- تعارض نظریۀ شخصی با اصل ثبوت در قراردادها. 51

2-1-2-2- تعارض نظریۀ شخصی با شرایط اساسی صحت قرارداد 52

2-1-2-3- تعارض نظریۀ شخصی با اصل تنجیز در قراردادها 53

2-1-3- نظریۀ مختلط.............................. 54

نقد نظریۀ....................................... 55

2-1-3-1- حقوق اسلام.............................. 55

2-1-3-1-1- اشتباه در اوصاف جوهری موضوع.......... 55

2-1-3-1-1-1- فقه امامیه......................... 55

2-1-3-1-1-2- فقه اهل سنت........................ 57

2-1-3-1-2- اشتباه در هویت موضوع................. 57

2-1-3-2- حقوق ایران............................. 58

2-1-3-3- حقوق فرانسه............................ 59

2-2- اشتباه در وصف موضوع........................ 61

2-2-1- اشتباه در وصف کیفی موضوع................. 61

2-2-1-1- اشتباه در وصف مذکور موضوع.............. 61

2-2-1-2- اشتباه در وصف ضمنی موضوع(غیر مذکور).... 63

2-2-1-2-1- اشتباه در وصف ضمنی عرفی.............. 64

2-2-1-2-1-1- اشتباه در وصف ضمنی سلامت موضوع...... 64

2-2-1-2-1-2- اشتباه در وصف ضمنی تساوی ارزش دو موضوع 66

2-2-1-2-2- اشتباه در وصف ضمنی طرفینی............ 66

2-2-2- اشتباه در وصف کمّی موضوع.................. 67

2-3- شرایط تأثیر اشتباه در موضوع قرارداد........ 69

2-3-1- اشتباه در علت عمده عقد یا اشتباه اساسی... 69

2-3-2- اشتباه در قلمرو تراضی باشد............... 72

2-4- نظریۀ اشتباه مشترک......................... 75

2-4-1- دلایل پیروان نظریۀ اشتباه مشترک........... 75

2-4-1-1- نظریۀ اشتباه مشترک پشتوانه اصل ثبوت در قراردادهاست 75

2-4-1-2- نظریۀ اشتباه مشترک با عدالت همراه است.. 76

2-4-2- دلایل مخالفان نظریۀ اشتباه مشترک.......... 76

2-4-2-1- نظریۀ اشتباه مشترک با منطق سازگارنیست.. 76

2-4-2-2- نظریۀ اشتباه مشترک با عدالت همراه نیست. 76

2-4-2-3- نظریۀ اشتباه فردی تعارضی با اصل ثبوت در قراردادها ندارد. 76


فصل سوم: اشتباه های موجب خیار فسخ

3-1- اشتباه های موجب خیار فسخ................... 79

3-1-1- مبنای اشتباههای موجب خیار فسخ............ 80

3-1-2- توجیه خیار فسخ بر مبنای نظریۀ اشتباه..... 80

3-2- اشتباه در اوصاف عرفی(فرعی)................. 83

فصل چهارم: اثرحقوقی اشتباه در موضوع قرارداد

4-1- اثر حقوقی اشتباه در موضوع.................. 88

4-1-1- اثر حقوقی اشتباه در اوصاف جوهری موضوع در حقوق اسلام و ایران 88

4-1-1-1- اثر حقوقی اشتباه در اوصاف جوهری در کل قرارداد 88

4-1-1-1-1- نظر عدم نفوذ......................... 88

4-1-1-1-1-1- طرح نظر عدم نفوذ................... 88

4-1-1-1-1-2- بررسی نظر عدم نفوذ................. 91

4-1-1-1-2- نظر بطلان............................. 94

4-1-1-1-2-1- حقوق اسلام.......................... 94

4-1-1-1-2-1-1- فقه امامیه....................... 94

4-1-1-1-2-2- دوم حقوق ایران..................... 95

4-1-1-2- اثر حقوقی اشتباه در اوصاف جوهری در بعض قرارداد 97

4-1-1-2-1- مقدار موضوع قرارداد کمتر از میزان مقرر است. 97

4-1-1-2-1-1- اجزای موضوع قرارداد از نظر ارزش مساوی هستند. 97

4-1-1-2-1-1-1- دلیل عرفی(بر بطلان بعض)........... 98

4-1-1-2-1-1-2- دلیل اداره عقود از جانب شارع (بر بطلان بعض) 99

4-1-1-2-1-2- اجزای موضوع قرارداد از نظر ارزش متفاوت هستند. 100

4-1-1-2-2- مقدار موضوع قرارداد بیش تر از میزان مقرر است. 101

4-1-1-2-2-1- اجزای موضوع قرارداد از نظر ارزش مساوی هستند. 101

4-1-1-2-2-2- اجزای موضوع قرارداد از نظر ارزش متفاوت هستند. 102

4-2- اثر حقوقی اشتباه در هویت موضوع............. 102

4-2-1- حقوق اسلام................................ 102

4-2-2- حقوق ایران............................... 103

4-2-3- حقوق فرانسه ............................. 104

4-3- نتیجه...................................... 105

منابع و مآخذ

فارسی .......................................... 107

عربی .......................................... 109


چکیده

این رساله تحت عنوان بررسی اشتباه در موضوع قرارداد است . ابتدا تعریف اشتباه از لحاظ لغوی و حقوقی و تفاوت آن با واژه های مشابه مثل خطا و سهو و جهل و تعریف موضوع قرارداد و اینکه در مباحث پراکنده مربوط به ایجاب و قبول، شروط و خیارات در کتب فقهی در بررسی قواعد فقهی مانند العقود تابعه للقصود ، المؤمنون عند شروطهم، اصاله اللزوم استنباط و در حد گنجایش این مجموعه مورد بررسی قرار گرفته است .

کلید واژه : اشتباه ،موضوع مورد معامله


مقدمه

درصحنه اجتماع ، اشتباه همواره یک عذر محسوب نمی شود . و اشخاص نمی توانند بدین بهانه ، خود را از مسئولیت ها و آثار اجتماعی آن رها سازند ،گاه شدت اثر اشتباه آن چنان بالاست که خردمندان جامعه از مکافات به اشتباه افتاده، چشم پوشی نمی کنند، هرچند گاه آنچنان ضعیف است که جای ملامت نیز نمی گذراند.

اشتباه در علم حقوق، باحفظ مفهوم عرفی خود چهره های گوناگون دارد . در روابط قرارداری ، گاه یک طرف یا هر دو طرف به علت تصور نابجایی که از حقیقت در ذهن خود پروارنده ، دچار اشتباه می شوند ، یکی خود را به اشتباه متعهد می داند ، دیگری به اشتباه کالای فروشی را به قصد هبه می پذیرد و سومی بدین پندار که با هنرمندی زبردست روبروست ، اثر عادی وی را بجای یک شاهکار هنری خریداری می کند .

نقطه جنجال برانگیز پدیدۀ اشتباه در تمامی نظامهای حقوقی در راستای ترجیح یکی از دو اصل است که آیا باید همگان را مطیع حاکمیت اراده دانست یا نظم وثبوت در معاملات را محفوظ
دانست .

با توجه به اهمیت نقش اراده در قراردادها، بررسی و تجزیه و تحلیل اراده و مطالعۀ عوامل مؤثر براراده شخص در هنگام انجام اعمال حقوقی، نیز مورد توجه واقع شد. اکنون بررسی عیوب اراده و چگونگی و میزان تأثیرآن در قراردادها از مباحث بسیار مهم حقوق تعهدات است و اشتباه به عنوان عیوب اراده در قوانین مدنی کشورهای مختلف مورد اشاره واقع شده است . اهمیت بحث وقتی روشن می شود که به خاطر آوریم در دنیای داد وستد هر کسی سعی دارد بیشتر بستاند و کمتر بدهد و در این کشاکش معمولاً دو عوض برابر نمی ماند ویکی از طرفین معمولاً بهرۀ بیشتری می برد ، همین مسأله باعث سود تجاری می شود ودادوستد را رونق می بخشد . پس تقریبا در هرمعامله یکی از طرفین می تواند ادعا کند که مرتکب اشتباه شده است . به این ترتیب بررسی این پدیده روانی و تعیین اشتباهای مؤثر در عقد بویژه در دنیای امروز که مبادلات تجاری و دادوستدهای بین المللی توسعۀ روز افزونی پیدا کرده ، اهمیت فوق العاده ای دارد . به مقتضای اصل حاکمیت اراده باید هر عاملی که با این اصل در تعارض باشد نادیده انگاشته شود و یگانه حاکم، ارادۀحقیقی اشخاص باشد.

علی رغم طرز فکر مزبور در حقوق امروز، سعی بر این است که اصل حاکمیت اراده در چهارچوبی منطقی شکل گیرد . از جمله مرزهای معقول اصل حاکمیت اراده ،اصل نظم ، و ثبوت در قراردادهاست در صورتی که آزادی ارادۀ افراد بخواهد با مصلحت ثبوت در قراردادها، تعارض و برخورد داشته باشد ، به ناچار بایستی تا حدی اصل نخست را فدای اصل دوم ساخت . نظامهای حقوقی به منظور حل تعارض دواصل مذکور ، تمهیداهایی اندیشیده اند مواد قانون مدنی ایران در زمینۀ اثر حقوقی اشتباه، مبهم ، معارض وپراکنده است . رویۀ قضایی، در این باره راه حلی ندارد . بسیاری از حقوقدانان با این ادعا که در فقه امامیه ، از اشتباه در موضوع ، سخن به میان نیامده سعی بر آن داشته اند تعارض مواد را بر اساس دکترین و رویۀ قضایی کنونی فرانسه حل کنند هرچند که عنوان اشتباه در موضوع قرارداد در متون فقهی به چشم نمی خورد ، اما در مباحث پراکنده مربوط به ایجاب و قبول ، شروط ضمن عقد و در بحث از برخی قواعد فقهی می توان احکام راجع به آن را مطالعه و استنباط کرد . پس نبود واژه هایی خاص ، نباید سد راه تحقیق شود ، اشتباه پدیده ای نیست که ویژه ی عصری خاص یا فرهنگی خاص باشد . بدون تردید فقیهان دوراندیش ما از این پدیده سخن به میان آورده اند ،منتهی برای حل مشکلات باید در جستجوی مفاهیم بودتا واژه ها ، برای حل مسأله مزبور ،در طول نگارش این پژوهش سعی شده تا سرحد امکان مطالبی که راجع به اختلاف نظر دربارۀ اشتباه و تأثیر آن در قراردادها و مباحثی که در آن مطرح است بررسی شود تا نتیجه ای که از حل مسأله ارائه می شود منصفانه باشد .


طرح تحقیق

الف ) موضوع تحقیق ب) هدف تحقیق ج) روش تحقیق

الف ـ موضوع تحقیق:

موضوع این رساله اشتباه در موضوع عقد می باشد که با اکثریت آراء شورای پژوهشی دانشکده الهیات و معارف اسلامی تهران واحد شمال دانشکده آزاد اسلامی به تصویب رسید .

ب ـ هدف تحقیق:

نویسندگان حقوق در تفسیر اشتباه وتأثیر آن در قراردادها اتفاق نظر ندارند وتعابیر آنان مختلف و گاه متضاد است . وجود همین اختلاف نظرها دربارۀ اشتباه وتأثیر آن در قراردادها وروشن نبودن مفهوم اشتباهات مؤثر ، مثل مفهوم موضوع معامله در قانون گویا نبوده ونیاز به بررسی و دقت دارد وبه همین خاطر باید روشن ساخت که آیا منظور اشتباه در هویت موضوع عقد است یا در جنس موضوع یا آنکه اوصاف جوهری موضوع را نیز در بر می گیرد و یا اینکه آیا اشتباه مؤثر عقد را باطل می سازد یا غیر نافذ ؟ در قانون مدنی ایران تمییز اشتباه های مؤثر در صحت عقود ، اشتباه های موجب خیار فسخ بسیار دشواراست .

در صورتیکه اشتباه قصد و رضا را از بین نبرد و درزمرۀ خیارات نباشد در عقد تأثیری ندارد و یا بحث اشتباه در قانون از جمله اشتباهاتی است که باید آنرا در عقد بی تأثیر دانست .

اما اگر اشتباه در قانون به اشتباه های مؤثر در عقد منتهی شود، نه به واسطه اشتباه در قانون ،بلکه به این دلیل که اشتباهی که روی داده به حکم قانون در عقد مؤثر است، بر صحت عقد تأثیر
می گذارد و چنین مسائل و پرسش هایی اساس این نوشتار را تشکیل می دهد . اساسی و بنیادی بودن این گونه مباحث درسیر اندیشۀ فقهی ـ اجتماعی بیانگر این است که عقود و معاملات از جمله احکامی است که نقش بسزایی در چگونگی روابط انسانها با یکدیگر ایفا می کند تا ازتضییع حقوق جلوگیری شود .


ج ـ روش تحقیق:

دراین تحقیق از روش کتابخانه ای استفاده شده و از منابع موجود در کتابخانه های مجلس شورای اسلامی ، ملی ،مدرسه عالی شهید مطهری و کتابخانه دانشکده بهره لازم را برده ام .

فصل اول

کلیات

1-1- تعریف و تقسیم بندی اشتباه

1-2- کیفیت تأثیر اشتباه در موضوع با اراداه

1-2-1- تحلیل عناصر اراده

1-2-2- بررسی اراده ظاهری و باطنی

1-3- مبنای اشتباه در موضوع مورد معامله

1-4- تعریف موضوع مورد معامله ، اقسام و شرایط آن

1-5- تاریخچه اشتباه در معاملات

1-1- تعریف و تقسیم بندی اشتباه

1-1-1- تعریف اشتباه و تفاوت آن با واژه های مشابه :

1-1-1-1- تعریف اشتباه :

1-1-1-1-1- تعریف اشتباه در لغت :

در اصطلاح لغوی ، اشتباه از «شبه» به معنای مانند شدن یا چیزی را به جای چیز دیگر گرفتن[1] و یا کاری را به غلط انجام دادن است.

1-1-1-1-2- تعریف اشتباه در اصطلاح علم حقوق دانان :

در اصطلاح حقوق دانان اشتباه عبارت است از تصور خلاف واقع از امری به طوری که آنچه را واقعی می پندارد غیر واقعی است و آنچه غیر واقعی است، حقیقت می پندارد.[2]

1- یکی از حقوقدانان فرانسوی در تعریف اشتباه این چنین بیان کرده است : اشتباه ، نمایش نادرست حقیقت است .[3]

2- یکی از فقهاءی امامیه در تعریف اشتباه این چنین بیان کرده است : اشتباه عبارتست از مطابق نبودن اراده ظاهری با اراده باطنی.[4]

3- یکی از فقهاءی اهل سنت در تعریف اشتباه این چنین بیان کرده است : در اشتباه، انگیزه و دافعی که موجب قبول تعهد طرف به اشتباه افتاده شده با آنچه که در خارج است ، متفاوت است.[5]

1-1-1-2- تفاوت اشتباه با مفاهیم مشابه :

1-1-1-2-1- تفاوت اشتباه با خطا :

خطا در لغت به معنای نادرست،[6] گناه غیر عمد[7] واشتباه[8] آمده است.

خطا در صورتی که مقابل عمد باشد ، عبارتست از وصف عملی که فاعل آن دارای قوه تمییز بوده و به علت غفلت یا نسیان یا جهل و بی مبالاتی و عدم احتیاط عملی را بر خلاف موازین اخلاق (خطای اخلاقی) یا قانون، مرتکب می شود.

فاعل عمل خطائی بر عکس فاعل عمل عمدی قصد نتیجه ندارد.[9]

پس بنابر آنچه گفته شد خطا دارایی معنایی اعم از اشتباه است. و خطا محصول اشتباه است و یکی از علتهای خطا، اشتباه می باشد.

1-1-1-2-2- تفاوت اشتباه با جهل :

جهل در لغت به معنای نادانی و نادان بودن است. [10]

جهل در مقابل علم است و به دوقسم جهل مرکب و جهل بسیط تقسیم می شود .

جهل بسیط عبارتست از عدم آگاهی و نداشتن هیچ گونه صورت ذهنی از امری و جهل مرکب آن است که انسان یک تصور ذهنی از امری دارد و آن تصور خلاف واقع باشد با این تفصیل به سادگی می توان تشخیص داد که مراد از اشتباه همان جهل مرکب است ، زیرا ، جهل مرکب و اشتباه هر دو آگاهی و علم به امری بر خلاف حقیقت است[11]. بنابراین هر اشتباهی مبتنی بر جهل است ولی هر جهلی ضرورتاً در بردارنده اشتباه نیست.

1-1-1-2-3- تفاوت اشتباه با سهو :

سهو در لغت به معنای فراموش کردن ، خطا کردن و خبط کردن آمده است.[12]

سهو اشتباهی است ناشی از غفلت[13] یا فراموشی[14]، به طوری که با کوچکترین یادآوری شخص آگاه می گردد . بنابراین هر سهوی اشتباه است ولی هر اشتباهی سهونیست زیرا اشتباه تصور خلاف واقع از چیزی است ، خواه به کوچکترین چیز آگاه گردد خواه نه.[15] یعنی از لحاظ منطقی رابطه عموم و خصوص مطلق میان این دو مفهوم حاکم است.

1-1-2- تقسیم بندی اشتباه :

1-1-2-1- تقسیم بندی اشتباه به اعتبار متعلق آن :

1-1-2-1-1- اشتباه موضوعی :

این نوع اشتباه در مورد واقعیتهای خارجی است و به عبارتی از این نوع اشتباه فرد در خصوص متعلق حکم قانون، دچار تصور خلاف واقع می گردد و در حالی که از اصل حکم قانونی مطلع
است ، در این موضوع که آیا مورد پیش آمده همان متعلق حکم است یا نه، دچار جهل یا تردید
می باشد.[16] مانند این که شخص در یک مهمانی مایعی را که نمی داند شراب و مسکر است می نوشد. در حالی که واقعاً آن مایع شراب بوده و شخص هم ازاینکه شارع اسلام شرب خمر را حرام کرده اطلاع دارد.

در فقه اسلام ازاشتباه موضوعی تحت عنوان شبهه موضوعی بحث می کنند مثال حقوقی مطلب آن است که شخص گلدانی را به تصور اینکه عتیقه است ؛ می خرد و حال آن که گلدان مزبور ساختۀ زمان حاضر است، اشتباه موضوعی در واقع اشتباه در موضوعات است.(در مقابل اشتباه در احکام قانون)

1-1-2-1-2- اشتباه حکمی(حقوقی) :

مراد از این نوع اشتباه که در فقه به شبهه حکمیه مشهور است. و معنایی نزدیک به جهل به حکم دارد، عبارتست از اشتباهی که در یافتن حکم قانون بر انسان عارض می شود. در این نوع از اشتباه دو حالت متصور است ، به این صورت که یا انسان در تشخیص حد و مرز و شرایط قانون و مفاد قواعد حقوقی دچار تردید می شود و تفسیر نادرستی از آن ارائه داده و آن را درست می پندارد یا اصلاً از وجود قانون در موردی بی خبر است ، کما اینکه تصور وجود قانونی را بنماید که اصلاً وجود ندارد.[17]

موارد شبهه حکمی محدود به اوامر قانونگذار نبوده بلکه در نواهی او نیز مورد عمل دارد .

در خصوص کیفیت تأثیر هر یک از این دو نوع اشتباه در اعمال حقوقی ، بعضی بر این عقیده هستند که چون هیچ کس جاهل به قانون فرض نمی شود بنابراین اشتباه حقوقی (بر خلاف اشتباه موضوع) در عقود تأثیری ندارد ؛ زیرا پذیرفتن این ادعا که شخص در وجود و مفهوم یک قاعده حقوقی و قانونی در اشتباه بوده است با اعتبار و ضرورت اجرای همگانی بودن قانون منافات دارد.

اما حقیقت آن است که در فرض آگاه بودن تمام جامعه از قانون ، اشتباه حقوقی خلاف واقع
است . چرا که اگر اجرای قوانین به طور ضروری منوط به آگاهی اشخاص از مفاد آن شود هیچ قاعده ای بدرستی اجرا نمی گرد و جز معدودی ، مشمول تکالیف قانونی قرار نمی گیرد، لذا برای حفظ اعتبار قانون و مصونیت بخشیدن به اجرای آن لزوماً باید پذیرفت، که جهل به قانون رفع مسئولیت نمی کند ، بنابراین نباید بین اشتباه حکمی و اشتباه موضوعی از نظر معلول نمودن اراده فرقی وجود داشته باشد ، زیرا وقتی که مبنای تأثیر، تصور نادرست (اشتباه) باشد، چه تفاوتی می کند که این تصور ناشی از جهل به موضوع باشد یا جهل به قانون ؟ لذا عقیده عمومی بر این است که اشتباه حقوقی مؤثر در عقد بوده و اراده را فاسد می کند. با این حال نباید چنین پنداشت که اشتباه حکمی خود مستقلاً یکی از اشتباهات مؤثر در عقد است ، بلکه از نظر اصولی باید دامنه اشتباه را منحصر به همان موارد مصرحه در قانون یعنی اشتباه در خود موضوع معامله و اشتباه در شخص طرف قرارداد داشت و اشتباه حکمی نیز صرفاً در صورتی که منتهی به یکی از این دو گروه گردد مؤثر در اعتبار عقد خواهد بود .[18]

1-1-2-2- تقسیم بندی اشتباه به اعتبار کیفیت تحقق آن در ذهن :

برا ین مبنا یکی دیگر از تقسیمات شبهه عبارتست از شبهه مصداقی و شبهه مفهومی .

1-1-2-2-1- شبهه مصداقی :

مراد از شبهه مصداقی آن است که در تطبیق یک ماهیت (فقهی ، حقوقی ) برمصادیق و موارد مختلف تردید پیش آید ، مثل اینکه مفهوم « غنا » را بدانیم اما در تطبیق آن بر آنچه درحال اجرا است تردید کنیم ویا اینکه آیا اصطلاح خواسته مالی شامل دعوای ورشکستگی هم می شود یانه ( با اینکه مفهوم خواسته مالی به طور دقیق حتی بر عوام روشن است) این یک شبهه مصداقی است [19].

سؤال مطرح این است که وجه تفاوت و تمایز شبهه مصداقی با شبهه موضوعی در چیست ؟ در پاسخ مختصری میتوان گفت که دربحث شبهه مصداقی ، در مرحله تطبیق واقع یعنی موجود خارجی با یک مفهوم ، اشتباه رخ می دهد ، چنانکه فرد ، مایعی را که خمر نیست تطبیق بر مفهوم خمر تطبیق می دهد و احیاناً در مرحله بعد حکم خمر را در مورد آن جاری می کند . اما درشبهه موضوعی، شبهه در خصوص آن موضوع ، عوارض و صفات آن رخ می دهد و بحث تطبیق آن بریک مفهوم در مرحله بعد قرار دارد (ویا ممکن است اصلاً چنین مرحله ای مطرح نباشد) به عنوان نمونه در مثال فوق ، در مرحله قبل از تطبیق مایع خارجی با مفهوم خمر ، فرد باید آن مایع خارجی و خصوصیات آن را بشناسد و به عنوان نمونه بحث مسکر بودن یا نبودن آن را جویا شود حال چنانچه در این بررسی ها اشتباهی رخ دهد چنانکه مایع مزبور را که مسکرنیست، اشتباهاً مسکر بپندارد شبهه، شبهه موضوعی است و چنین شبهه ای ممکن است منتهی به شبه مصداقی گردد ، یعنی با توجه به شناخت نادرستی که فرد از واقع خارجی دارد در مرحله تطبیق آن بر یک مفهوم هم دچار اشتباه شده و نتیجه این که شبهه مصداقی رخ می دهد. بنابراین شبهه موضوعی ممکن است بعضاً منتهی به شبهه مصداقی گردد.

آنچه قابل تذکر است این که به جهت نزدیکی این دو نوع شبهه به هم و در هر دو مورد ، واقع خارجی رکن و محور تلقی می گردد و بعضاً از روی مسامحه آن را به جای هم به کار می برند.

1-1-2-2-2- شبهه مفهومی :

احتمال دارد که مفهوم یک اصطلاح فقهی و حقوقی روشن نباشد ، به طوری که ذهن در تصور مفهوم آن دچار شک و تردید شود ، مثالی که در فقه مشهور است شک و تردید در مفهوم غنا است ، غنا به چه چیزی گفته می شود . در باب قراردادها هم می توان به عنوان مثال« احوال شخصیه» را در نظر گرفت که آیا شامل جهیزیه هم می شود یا خیر؟ برخی از حقوقدانان هم اشتباه را در یک معیار کلی از دو نوع خارج ندانسته اند: اشتباه در قانون واشتباه در واقع.

1-1-2-3- تقسیم اشتباه به اعتبار میزان تأثیر آن در عمل حقوقی:

از آنجا که مبنای عمل حقوقی[20] را اراده تشکیل می دهد ، لذا تأثیر اشتباه بر عمل حقوقی هم از همین زاویه یعنی از راه تأثیر بر اراده خواهد بود. تأثیرگذاری اشتباه بر اراده همواره یکسان نیست، بلکه گاهی تأثیر آن به حدی است که تراضی را به طور کلی از بین برده و اراده را معیوب می سازد و گاهی منجر به معلول شدن اراده می گردد . به گونه ای که با اقدامات ترمیمی بعدی قابل تصحیح است ، گاهی هم کیفیت تأثیر اشتباه براراده، به قدری ضعیف وسطحی است که عرفاً به آن توجهی نمی شود. لذا از این دیدگاه سه نوع اشتباه قابل تصور است.

1-1-2-3-1- اشتباه مانع :

عبارتست از اشتباهی که تأثیرش بر اراده به حدی است که قصد را به طور کلی از بین برده لذا با فقدان قصد ، عقدی هم منعقد نمی گردد ؛ به تعبیر دیگر این نوع اشتباه مانع انعقاد عقد می گردد. و لذا عمل حقوقی انجام شده باطل خواهد بود و از این روست که این نوع اشتباه را اشتباه مانع یا مبطل عقد نام نهاده اند.[21]

اشتباه مانع در واقع ماهیت و اصل وجود عقد را تحت تأثیر قرار می دهد، برای مثال شخصی به دیگری مبلغی به عنوان قرض بدهد و او آنرا به عنوان هبه قبول کند و در اینجا چون توافق اراده وجود ندارد، لذا تراضی وجود نداشته و به طور طبیعی چون مبنای وجود عقد ، تراضی است ، عقدی هم بوجود نخواهد آمد ؛ چنین اشتباهی مربوط به اصل وجود تراضی است و ارتباطی به صحت آن پس از فرض وجود واقعی آن ندارد و بر این اساس است که پاره ای اساتید به شمار آوردن «اشتباه» را در زمره عیوب اراده در حقوق ایران را مبتلا به اشکال می دانند.

برخی هم گفته اند اشتباه مانع در مواردی رخ می دهد که بین دو طرف عقد ، سوء تفاهم رخ داده و هرکدام مقصود دیگری را که انگیزه اصلی او در تصمیم گرفتن است را به اشتباه
می فهمد ، بنابراین چون در اینجا اصلاًً توافقی وجود ندارد جمع زیادی از نویسندگان این نوع اشتباه را در زمره عیوب رضا نیاورده اند ، در حقوق ایران چون چنین اشتباهی به عنوان عیب رضا پیش بینی نشده است ، لذا می توان نتیجه تأثیر آن را بربطلان مطلق عقد دانست .

حقوق دانان عموماً از سه قسم زیر تحت عنوان اشتباه مانع نام می برند:

  • · اشتباه در ماهیت عقد : چنانکه یکی به عنوان قرض ایجاب کند و دیگری به عنوان هبه قبول نماید .
  • · اشتباه در سبب تعهد : نظیرآنکه ورثه متوفی مالی را با موصی­­­­ لهم تقسیم نمایند و سپس بطلان وصیت نامه یا رجوع از آن احراز گردد.

در این موارد چون توافق دو اراده برعنصر اساسی ( رکنی از ارکان عقد ) وجود ندارد بنابراین عقد باطل یا منعدم است . البته به شمار آوردن اشتباه در سبب تعهد در ردیف اشتباهات مانع مورد انتقاد هم قرارگرفته است .

  • · لزوم مطابقت ایجاب و قبول (درحقوق) : یکی ازعناوین مهمی که در ابتدا درمباحث فقهی مطرح بوده وسپس به نوشته های حقوقدانان هم راه پیدا نموده و به وضوح تبیین کننده نوع اشتباهاتی است که از آنها تحت عنوان« اشتباه مانع » نام می برند بحث مهم « لزوم مطابقت ایجاب و قبول » در انعقاد عقد است .

مطابق این نظر اجماعی و اتفاقی ، در ا نعقاد عقد و به عبارت بهتر در پیدایش تراضی لازم است که قبول مشتری به طور دقیق مطابقت با ایجاب موجب داشته باشد . عموم حقوق دانان بر این مسأله اتفاق نظردارند و اهمیت قضیه به حدی است که موضوع وارد قوانین مدنی کشور ها نیز شده است . در ماده 194 ق.م ایران آمده است . الفاظ و اشارات و اعمال دیگر که متعامیلن بوسیلۀ آن انشاء معامله می نمایند باید موافق باشد به نحوی که احد طرفین همان عقدی را قبول کند که طرف دیگر قصد انشاء را داشته است و الا معامله باطل خواهد بود [22]

1-1-2-3-2- اشتباه معیوب کننده رضا :

مراد از این نوع اشتباه ، اشتباهی است که اگرچه رضا را به طور کلی از بین نمی برد ولی آنرا معیوب می سازد . ساختمان عمل حقوقی که برچنین رضایی بنا نهاده شده باشد نیز معیوب بوده ، منتها این عیب قابل رفع و جبران است . در این فرض دو طرف معامله بر سر ارکان اساسی معامله که قبلاً بیان شد یعنی نوع عقد ، هویت موضوع معامله و جهت تعهد به توافق رسیده اند ولی رضای آنها ناشی از پندار نادرستی است که از حقیقت داشته اند .

از جمله اشتباهات معیوب کننده رضا میتوان اشتباه را در اوصاف ذاتی موضوع معامله و اشتباه شخص طرف عقد (درجائی که علت عمده عقد است) را نام برد.

1-1-2-3-3- اشتباه بی اثر :

اشتباهی را گویند که تأثیر در رضا ندارد و لذا عقد از همان ابتدای انعقاد از صحت و استحکام کافی برخوردارد است ؛ از قبیل اشتباه درداعی ، اشتباه در محاسبه ، اشتباهات قلمی ، اشتباه در اوصاف فرعی و عرفی مورد معامله (وقتی که وارد قلمرو قرارداد نشده باشند) ، اشتباه در شخص طرف عقد (وقتی که علت عمده عقد نیست) ، اشتباه ناشی از جهل به قانون ، اشتباهی که موجب کمال می شود ، اشتباه در ارزش مورد معامله ، (درصورتی که متضمن غبن نباشد) و... اینگونه اشتباهات باید تصحیح شود و نمی توان به استناد آنها مدعی بطلان یا عدم نفوذ عقد شد.

1-2- کیفیت تأثیر اشتباه در موضوع با اراده

1-2-1- تحلیل عناصر اراده :

اشتباه نمایش نادرست واقعیت در ذهن انسان و در شمار پدیده های ذهنی روانی
به شمار می آید ، پس در بررسی چگونگی تأثیر اشتباه بر اراده لازم است از آن مراحل مختلف ذهنی که به اراده منتهی می شوند مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد .

باید دید اشتباه در کدامیک از این مراحل اراده تأثیر می گذارد ؟ پس لازم است روشن شود که آیا اشتباه مؤثر در عقد ، اشتباهی است که در قصد واقعی و نیت درونی فرد روی می دهد یا چنانچه در بیان اراده و اعلام آن و انتقال اراده به دیگری نیز اشتباهی روی دهد بر عقد و صحت آن اثر می کند ؟ چنانچه یکی از متعاملین ، از گفته دیگری تغییری در ذهن داشته باشد که با منظور گوینده مخالف با شد و آن شخص براین مبنا در رابطه قراردادی وارد شود ، چه تأثیری درعقد خواهد داشت و سرنوشت عقد چگونه است؟

از نظر روانشناسان و حقوقدانان مراحل تکوین اراده در کارهایی چون اعمال حقوقی چهار مرحله می دانند.

1-2-1-1- مرحله تصور یا ادراک :

در این مرحله همۀ عناصر عقد مورد نظرو نتایج آن در ذهن نقش می بندد و به ویژه موضوع تعهدهایی که از آن بوجود می آید مورد توجه قرار می گیرد . برای مثال درمورد عقد بیع ، مبیع و ثمن در ذهن تصور می شود و همین تصور محرک اراده برای انعقاد عقد می شود. بنابراین مرحله «تصور» نخستین مرحله زیربنای انجام فعل ارادی است . در این مرحله هرگاه اشتباهی درتصور ارکان اصلی عقد رخ دهد آن را باطل یا دست کم غیر نافذ می کند ، بطور مثال اگر فروشنده دو واحد مسکونی داشته باشد یکی در تهران ودیگری در اصفهان ، او قصد فروش خانه خود در تهران را داشته باشد و به انشای بیع اقدام کند و خریدار منزل اصفهان را در ذهن خود مجسم می کند و آن را بپذیرد ، چنین عقدی به واسطه تصور غلطی که وجود دارد هرگز ایجاد نمی شود .

وقایع گوناگونی در خارج روی می دهد و همانها باعث می شود که شخص بتواند چیزی را بخواهد یا نخواهد ، وقایع و شرایطی که ذهن را متوجه امکان انجام عمل و آثار آن می سازد داعی نامیده می شوند[23] و همین وقایع است که مبنای تصور می شود.


دانلود بررسی جایگاه تربیتی دختران در دین اسلام

مساله در پژوهش حاضر عبارت است از بررسی جایگاه تربیتی دختران دردین اسلام ،که در این رابطه باید گفت تربیت دختران دارای نکات لطیفی می باشد روش استفاده شده در این تحقیق بصورت کتابخانه ای ،توصیفی،تحلیلی می باشد که برقرآن کریم وسنت نبوی (ص) مبتنی است سوالات عنوان شده در این تحقیق عبارت است از 1 جایگاه دختران در دین اسلام چگونه است ؟ که نتیجه می گیریم
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 240 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 90
بررسی جایگاه تربیتی دختران در دین اسلام

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

تقدیم به :

دو موجود مقدس،

آنانکه ناتوان شدند تا من به توانائی برسم، موهای شان سپید شد تا من در اجتماع روسپید شوم و عاشقانه سوختند تا روشنگر راهم باشند و گرمابخش وجودم.

پدر و مادرم

و نیز تقدیم به همسر عزیزم که در این مسیر همراهم بود و دخترانم که دلسوزانه مشوق من بودند.

سپاس و قدردانی:

به روایت آیه ی شریفه «من لم یشکر المخلوق، لم یشکرالخالق»

لازم و ضروری است که مراتب دین و امتنان خود را نسبت به این عزیزان اعلام نمایم؛

استاد ارجمند سرکار خانم دکتر مهشید ایزدی که عالمانه در جایگاه استاد راهنما مرا از هدایت و راهنمائی هایشان جهت تدوین و گردآوری این رساله بهره مند ساختند.

استاد گرانقدر سرکار خانم دکتر فهیمه انصاریان که در دو عرصۀ علم و اخلاق از الطاف ایشان بهره مند گشتم و مشاورۀ ایشان روشنگر راهم بود جهت تهیه این رساله.

و جناب آقای دکتر حمیدرضا رضازاده که با دقت بینی و در عین حال حسن نظر در سمت استاد داور این پایان نامه بودند.

بسمه تعالی

تعهد نامه اصالت پایان نامه کارشناسی ارشد

اینجانب اکرم لطفی زاده دانشجوی کارشناسی ارشد رشته فلسفه تعلیم وتربیت با شماره دانشجوئی 860006612 اعلام می نمایم که کلیه مطالب مندرج درپایان نامه با عنوان : بررسی جایگاه تربیتی دختران در دین اسلام حاصل کار پژوهشی خود بوده وچنانچه دستاوردهای پژوهشی دیگران را مورد استفاده قرارداده باشم، طبق ضوابط و رویه­های جاری،آنرا ارجاع داده و در فهرست منابع و مآخذ ذکر نموده ام .علاوه برآن تاکید می نماید که این پایان نامه قبلاً برای احراز هیچ مدرک هم سطح، پایین تر یا بالاتر ارائه نشده وچنانچه درهر زمان خلاف آن ثابت شود، بدینوسیله متعهد می­شوم، درصورت ابطال مدرک تحصیلی ام توسط دانشگاه، بدون کوچکترین اعتراض آنرا بپذیرم.

تاریخ وامضاء

بسمه تعالی

در تاریخ:15/5/88

دانشجوی کارشناسی ارشد خانم اکرم لطفی زاده ازپایان نامه خود دفاع نموده و با نمره 5/19 به حروف نوزده و نیم و با درجه عالی مورد تصویب قرار گرفت.

امضا استاد راهنما

بسمه تعالی

دانشگاه آزاد اسلامی – واحد تهران مرکزی

دانشکده: روانشناسی و علوم اجتماعی

××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

(این چکیده به منظور چاپ در پژوهش نامه دانشگاه تهیه شده است )

نام واحد دانشگاهی : تهران مرکزی کد واحد : 101

کد شناسایی پایان نامه : 10160619871014

عنوان پایان نامه : بررسی جایگاه تربیتی دختران در دین اسلام

نام ونام خانوادگی دانشجو : اکرم لطفی زاده

شماره دانشجوئی : 860006612

رشته تحصیلی : فلسفه تعلیم و تربیت

تاریخ شروع پایان نامه : 8/10/87

تاریخ اتمام پایان نامه : 15/5/88

استاد / استادان راهنما : دکتر مهشید ایزدی استاد / استادان مشاور : دکتر فهیمه انصاری

آدرس: پیروزی، خیابان مقداد، فلکه دوم، کوچه امیرعزیزی، پلاک 8، واحد 6.

تلفن :33055532

چکیده پایان نامه ( شامل خلاصه ، اهداف ، روشهای اجرا و نتایج به دست آمده ):

مساله در پژوهش حاضر عبارت است از بررسی جایگاه تربیتی دختران دردین اسلام ،که در این رابطه باید گفت تربیت دختران دارای نکات لطیفی می باشد . روش استفاده شده در این تحقیق بصورت کتابخانه ای ،توصیفی،تحلیلی می باشد که برقرآن کریم وسنت نبوی (ص) مبتنی است . سوالات عنوان شده در این تحقیق عبارت است از :1- جایگاه دختران در دین اسلام چگونه است ؟ که نتیجه می گیریم جایگاه دختران به صورت عام و خاص و اخص تعریف شده است. 2- بین منظری که اسلام برای دختران ترسیم نموده و شرایط کنونی چه تفاوتهایی احساس می گردد؟ آزادی در تصمیم گیری ، اعطای حقوق دختران ، مقام و مرتبت درصحنه سیاسی و حکومت ، تمایز تربیت دختران با پسران ،آزادی شکوفایی استعدادهای دختران نتایجی است که از این سوال بدست می آید . 3- چه راه کارهایی در جهت وصول دختران به شرایط ایده آلی که اسلام ترسیم نموده وجوددارد ؟ پرورش عاطفی ،فرهنگی ،اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ،دینی و اخلاقی دختران راه کارهای موثر می باشد . 4-ادله تفاوت قوانین حقوقی و فقهی بین دختران و پسران چه می باشد؟ تفاوت ازنظر جسمی و عقلی و روانی و فزونی جنبه ی عاطفی زن برمردو همچنین عدم تشابه حقوق دختران با پسران دلایل این تمایز می باشد . 5- والدین از دختران خود چه توقعاتی باید داشته باشند ؟ معاشرت درست و پسندیده ، حس مسئولیت پذیری ایمان به خدا و احترام به والدین وتلاش و کوشش برای تحصیل علم رامی توان از توقعات والدین برشمرد . 6- ارزش شخصیت و کمال رشد دختران در چه چیزی است ؟ اعتقاد به حقایق و تعالیم الهی و معرفت به حق و عادت دادن دختران به پایبندی فضائل و مقاومت در مقابل خواسته های نا مشروع از جمله مواردی است که موجب کمال و رشد دختران می شود .

نظر استاد راهنما برای چاپ در پژوهش نامه دانشگاه مناسب است تاریخ وامضا:

مناسب نیست

فهرست مطالب

عنوان صفحه

چکیده

فصل اول:کلیات پژوهش

مقدمه.................................................................................................... 2

بیان مسئله.............................................................................................. 4

ضرورت و اهمیت تحقیق............................................................................ 6

اهداف تحقیق........................................................................................... 6

سوالات تحقیق......................................................................................... 7

تعریف واژه ها و اصطلاحات....................................................................... 7

تعریف جایگاه.......................................................................................... 7

مفهوم تربیت........................................................................................... 7

تعریف دین اسلام...................................................................................... 8

تعریف قانون........................................................................................... 9

مفهوم فقهی............................................................................................. 9

مفهوم حقوقی........................................................................................... 9

تعریف دختران........................................................................................ 9

فصل دوم: پیشینه پژوهش

مقدمه................................................................................................... 11

منزلت دختران در اسلام............................................................................. 13

سیمای دختران در قرآن ............................................................................ 13

فضیلت دختران در آینه ی روایات................................................................. 17

وجود دختر برکت می آورد......................................................................... 17

دختر نشانه ی سعادت خانواده...................................................................... 17

ثواب تربیت دختر.................................................................................... 17

ثواب سرپرستی دختران............................................................................. 18

ثواب شاد کردن دختر................................................................................ 18

پاداش تربیت دختر................................................................................... 18

دختران حسنات اند................................................................................... 18

خداوند به دختران مهربان تر است................................................................ 19

1- برای زدودن جهل ذاتی.......................................................................... 19

2- برای تداوم حیات................................................................................. 19

3- برای رعایت بینش اسلام........................................................................ 19

4- برای ادای حقوق................................................................................. 19

5- برای حیات اجتماعی............................................................................ 19

6- برای زندگی خانوادگی.......................................................................... 19

7- برای تربیت نسل................................................................................. 19

8- برای حیات سیاسی............................................................................... 20

دختران بهترین فرزندان ............................................................................ 20

دختر سپر آتش جهنم................................................................................. 21

بهترین دختران....................................................................................... 21

تقدم دختران در هدیه دادن........................................................................... 21

مقام دختر در نگاه امام خمینی (ره)................................................................ 21

ارزش دختر از دیدگاه اسلام........................................................................ 22

اسلام و فرزند دختر.................................................................................. 22

طرز تفکر اسلام درباره ی دختران................................................................ 23

عدم نقص.............................................................................................. 23

عدم ضعف............................................................................................ 23

عدم مذمت............................................................................................. 24

وجود خیر واحسان................................................................................... 24

عنایات اسلام درباره ی دختران.................................................................... 24

نجات او از قهر پدران............................................................................... 24

احترام به دختر........................................................................................ 24

توجه به تربیت دختر................................................................................. 25

اعطای امنیت اقتصادی.............................................................................. 25

استقلال دختران....................................................................................... 25

تشویق به حمایت از دختران........................................................................ 26

اهمیت دختران........................................................................................ 26

توصیه های اسلامی درباره دختران............................................................... 26

کفه عنایت............................................................................................. 27

درتربیت دختران..................................................................................... 27

دو جنسی بودن تربیت............................................................................... 27

دلایل دو جنسی بودن تربیت........................................................................ 27

اسلام و دو گونگی تربیت........................................................................... 29

دختر و حق تربیت................................................................................... 30

ضرورت و اهمیت تربیت دختران................................................................ 31

1- از لحاظ ادای حق ................................................................................ 31

2- از لحاظ خود فرد................................................................................. 31

3- از لحاظ عضویت جامعه........................................................................ 32

4- از جهت پرورش نسل .......................................................................... 32

5- در جنبه اصلاح جامعه.......................................................................... 32

6- از لحاظ فرهنگی................................................................................. 33

زیان عدم توجه به تربیت دختران.................................................................. 33

اصولی در تربیت دختران........................................................................... 34

در جنبه پذیرش....................................................................................... 34

در جنبه پرورش...................................................................................... 35

رعایت شوون......................................................................................... 35

توجه به اخلاق و عاطفه............................................................................. 36

اعطای اطلاعات لازم................................................................................ 36

در جنبه شرعی....................................................................................... 37

در سازندگی و هدایت................................................................................ 37

مساله روابط و ارتباطات دختران.................................................................. 37

حد و مرز آن.......................................................................................... 38

ضرورت آگاهی برای دختران..................................................................... 39

به گفته«لومبروزو»................................................................................. 40

ضوابطی برای روابط .............................................................................. 40

1- مراقبت در محیط اجتماعی..................................................................... 41

2- مراقبت در آمد و شد و خلوتها.................................................................. 41

3- در معاشرتها...................................................................................... 41

معاشرتها در سنین بلوغ............................................................................. 42

عوارض بی قیدی در روابط و مراقبت........................................................... 43

تربیت و سازندگی دختران.......................................................................... 44

غرض ما در سازندگی .............................................................................. 44

1- در آموزش وظایف خاص زن.................................................................. 45

2- وظیفه در برابر جنس او........................................................................ 46

3- در رشد و عزت نفس او......................................................................... 47

4- در آموزش موضعگیری ها..................................................................... 47

5- در مطالعات و سرگرمی ها..................................................................... 48

تربیت و بازسازی دختران.......................................................................... 48

امکان باز سازی ..................................................................................... 49

شناخت علل........................................................................................... 49

طریق درمان و اصلاح دختران.................................................................... 50

1- آگاهی ............................................................................................. 50

2- ایمان و عقیده..................................................................................... 50

3- استفاده از پند و اندرز............................................................................ 50

4- استفاده از ملاحظات............................................................................. 51

5- قهر و ملامت..................................................................................... 51

6-تهدید و اخطار..................................................................................... 52

7- تنبیه................................................................................................ 52

8- طرق دیگر........................................................................................ 52

تداوم بازسازی ....................................................................................... 53

هشدارها............................................................................................... 53

اهمیت روابط در تربیت دختران................................................................... 54

رابطه با پدر........................................................................................... 55

تربیت و مصالح فرزندان........................................................................... 55

کار پدر در تربیت.................................................................................... 56

حرمت گذاری پدر.................................................................................... 56

رعایت عدالت......................................................................................... 57

جنبه الگوئی پدر...................................................................................... 57

در رابطه با همسر................................................................................... 58

در ابراز عاطفه....................................................................................... 59

در اجرای انضباط.................................................................................... 59

پدران مستعفی........................................................................................ 60

لغزش های پدر....................................................................................... 60

نکته ها................................................................................................. 61

رابطه مادر با دختر.................................................................................. 62

نقش و نفوذ مادر...................................................................................... 62

نقش اخلاقی او........................................................................................ 63

نقش معنوی مادر..................................................................................... 63

رفتار و اخلاق مادر.................................................................................. 64

روابطش با همسر.................................................................................... 64

مادر و موضع گیری ها............................................................................. 65

در آموزش ها......................................................................................... 66

در محبت و نوازش.................................................................................. 66

مادر و اسرار دختر.................................................................................. 67

چند نکته............................................................................................... 67

فصل سوم: روش پژوهش

روش شناسی تحقیق.................................................................................. 70

مقدمه................................................................................................... 70

جامعه و نمونه پژوهش.............................................................................. 70

روش اجرای پژوهش................................................................................ 71

ابزار اندازه گیری و نحوه اجرای آن.............................................................. 71

طرح پژوهش......................................................................................... 72

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

مقدمه................................................................................................... 74

الف) تحلیل توصیفی ................................................................................ 74

ب) تحلیل استنباطی.................................................................................. 82

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

مسأله، روش و یافته ها به صورت خلاصه...................................................... 88

پیشنهادات محقق...................................................................................... 90

الف) برای پژوهش گران آتی...................................................................... 90

ب) برای دست اندرکاران امر تربیت............................................................. 90

محدودیت ها در تحقیق.............................................................................. 92

الف) محدودیت های در اختیار پژوهش گر...................................................... 92

ب) محدودیت های خارج از اختیار پژوهش گر................................................. 92

چکیده

مساله در پژوهش حاضر عبارت است از بررسی جایگاه تربیتی دختران دردین اسلام ،که در این رابطه باید گفت تربیت دختران دارای نکات لطیفی می باشد . روش استفاده شده در این تحقیق بصورت کتابخانه ای ،توصیفی،تحلیلی می باشد که برقرآن کریم وسنت نبوی (ص) مبتنی است . سوالات عنوان شده در این تحقیق عبارت است از :1- جایگاه دختران در دین اسلام چگونه است ؟ که نتیجه می گیریم جایگاه دختران به صورت عام و خاص و اخص تعریف شده است. 2- بین منظری که اسلام برای دختران ترسیم نموده و شرایط کنونی چه تفاوتهایی احساس
می گردد؟ آزادی در تصمیم گیری ، اعطای حقوق دختران ، مقام و مرتبت درصحنه سیاسی و حکومت ، تمایز تربیت دختران با پسران ،آزادی شکوفایی استعدادهای دختران نتایجی است که از این سوال بدست می آید . 3- چه راه کارهایی در جهت وصول دختران به شرایط ایده آلی که اسلام ترسیم نموده وجوددارد ؟ پرورش عاطفی ،فرهنگی ،اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ،دینی و اخلاقی دختران راه کارهای موثر می باشد . 4-ادله تفاوت قوانین حقوقی و فقهی بین دختران و پسران چه می باشد؟ تفاوت ازنظر جسمی و عقلی و روانی و فزونی جنبه ی عاطفی زن برمردو همچنین عدم تشابه حقوق دختران با پسران دلایل این تمایز می باشد . 5- والدین از دختران خود چه توقعاتی باید داشته باشند ؟ معاشرت درست و پسندیده ، حس مسئولیت پذیری ایمان به خدا و احترام به والدین وتلاش و کوشش برای تحصیل علم رامی توان از توقعات والدین برشمرد .

6- ارزش شخصیت و کمال رشد دختران در چه چیزی است ؟ اعتقاد به حقایق و تعالیم الهی و معرفت به حق و عادت دادن دختران به پایبندی فضائل و مقاومت در مقابل خواسته های نا مشروع از جمله مواردی است که موجب کمال و رشد دختران می شود .

فصل اول

کلیات پژوه


مقدمه

در برهه ای از زمان به سر می بریم که از سوی دین ستیزان و کسانی که دین و دینداری را بزرگترین مانع در برابر امیال شیطانی و منافع مادی خویش می دانند، با طرح پروژه ی تقدس زدایی مانند: جدایی دین از سیاست، مشروعیت بخشیدن به پلورالیزم دینی، با شبه آفرینی و سکولار نمودن مفاهیم ارزشی و حیاتی، همچون ایجاد تردید و خدشه وارد نمودن به مسأله بسیار مهم و مقدس ولایت فقیه که متضمن استمرار خط انبیاء و سعادت جوامع انسانی است، قصاص که به صراحت قرآن، مایه ی حیات و امنیت فردی و اجتماعی انسان ها است، به عنوان حکم خشونت آمیز مطرح نمودن، و یا شهادت سالار شهیدان را نتیجه ی خشونت جداد بر شمردن و همه ی اینها بیانگر وجود یک توطئه ی خزنده ی فرهنگی برای خارج کردن پایانه های احکام نظری و عملی اسلام از صحنه ی زندگی جامعه ی بشری است.

در چنین شرایطی بر اهل قلم و اندیشمندان متعهد و متدین که مرزبانان معارف الهی اند، فرض است که در برابر مجسمه ی شبه افکنان که دانسته یا ندانسته ارکان دین خدا را هدف قرار داده اند، قلم هدایت اندیشه ها از نیام برکشیده و برای رفع غبار به شهادت از چهره ی گوهر دین و اذهان و افکار مردم به ویژه نسل جوان از هیچ کوششی دریغ نکنند.

البته این امر زمانی تحقق می یابد که شبه زدایی های منطقی و صحیح در قالب متد ها و روش های نوین جوان پسند تهیه و عرضه گردد(قائمی، علی.1371).

به رغم گذشت قرن ها از عصر جاهلیت و بی خبری مردم در بعضی جوامع باستانی، جای تعجب و تأسف است که بگوییم در عصر اتم و در اوج تکنولوژی و مدرنیسم و با وجود
پیشرفت های شگرف در فرهنگ ها و تمدن ها هنوز شاهد برخی بینش ها و تفکرات خرافی نسبت به نوزادان دختر هستیم.

اگر نگوییم که دختران مورد بی توجهی و گاه بی مهری برخی پدران قرار می گیرند اما یک نکته مسلم است و آن این که کم نیستند پدران و مادرانی که فرزند پسر را ترجیح می دهند و دختر را مورد کم مهری و کم توجهی قرار می دهند.

دختر و پسر هر دو انسانند و فضیلت و برتری هر انسان به مراتب انسانیت او بستگی دارد. هر کس در کسب کمالات انسانی به نقطه ی مطلوبی رسیده باشد در حقیقت چنین کسی می تواند انسان برتر جانشین خدا در زمین باشد.طرز تفکر دیگری که اکنون برخی روشنفکران و دگر اندیشان غربزده، هویت باختگان و یا مغرضان در پی اشاعه ی آن هستند، این است که اسلام را مخالف آزادی فعالیت زنان و دختران معرفی نمایند و بگویند: حقوق زنان و دختران در اسلام مورد غفلت قرار گرفته و ارزش آنان کمتر از مردان انگاشته شده است. هر چند هر انسان منصفی با اندکی آشنایی با معارف اسلام، بی پایگی این ادعاهای موهوم را در می یابد، روزی که دست توانا و هنرمند خالق هستی بر خاک نقش آفرینی کرد و آدم ابولبشر به عالم ناسوتی آورد و او را خلیفه ی خود خواند همسرش را نیز آفرید تا مایه ی آرامش و سکون وی باشد و در قلب هایشان مودت و رحمت را جایگزین ساخت و بدین سان اولین خانواده در تاریخ بشریت بر پایه ی مهر و الفت بنا گردید. از آن روز تا عصر حاضر که میلیاردها زن و مرد از نژادها و مذاهب و جوامع مختلف، به سبک ها و شیوه های گوناگون در این عالم زندگی می کنند و پیشرفت های عظیم بشر در صنعت و فن آوری و علوم و ارتباطات، بسیاری از موازنات طبیعت بر هم زده است، روابط زن و مرد دوران های مختلفی را پشت سر گذاشته است. مطالعه ی سیر تاریخی تحولات و تغییرات در جایگاه هر یک از زن و مرد نسبت به دیگری و رقابت در کسب برتری هر جنس بر جنس مخالف مسلما حاوی نکاتی جالب و درس آموز برای نسل امروز خواهد بود تا بدانند آنچه که امروز زن و مرد به اصطلاح متمدن بدان دست یافته اند پس از طی چه مراحلی صورت پذیرفته است و هر یک ار آنها تا چه اندازه ای به جایگاه واقعی و در خور شأن خود نزدیک و یا از آن دور شده اند.

بررسی نظر دین مبین اسلام بر منزلت اجتماعی دختران در دورانهای بیش از اسلام بهتر می توان دریافت که آنچه اسلام به عنوان کامل ترین آیین آسمانی و دستور زندگانی برای بشر سرگردان به ارمغان آورده است، تنها راهی است که می تواند انسان را به منزلگاه نهایی رهنمون کند. منزلگاهی که آزادی، عشق،ایمان، اخلاق، و تمام ارزش ها را یکجا در خود دارد.

ندای ملکوتی و آسمانی « اِنی جاعلٌ فیِ الاَرضِ خَلِیفَته » و بسیاری از آیات دیگر که سخن از شأن والای انسان در نظام آفرینش را مطرح کرده است، بدون شک متوجه جنس زن یا مرد به طور خاص نیست، بلکه در طی مراتب والای کمال انسان، آنچه موجب موفقیت و قرب بیشتر به آستان مقدس ربوبی و حیات طیبه مطلوب می باشد پروا پیشگی و عمل صالح است و هر کس به انجام وظیفه ی الهی و انسانی خویش پایبند تر باشد به مقصد نزدیک تر است. خداوند در قرآن کریم
می فرماید:

« مَن عَمِلَ صالِحاً مِن ذَکِرَ أو اُنثی و هُوَ مُؤمِنُ فَلَنُحیِیَنَهُ حَیاةً طَیبَةً »

یعنی : هر کس از مرد و زن کار نیکی به شرط ایمان به خدا به جای آورد، ما او را در زندگانی خوش و با سعادت می گردانیم و اجری بسیار بهتر از عمل نیکی که انجام داده، به او عطا می کنیم.

1-1 بیان مسئله :

در تربیت دختران نکات و لطایفی است که هر ولی و مربی مسئولی باید بدان توجه کند به ویژه در تربیت اسلامی آنان که اصل تفاوت بر تربیت بر مبنای جنسیت است، و روزی باید راهی طریقی شود که در آن دو گونه تربیت را با دو گروه از ویژگی های زیستی، فطری و عاطفی عرضه کند نظامی برای تربیت پسران و نظامی دیگر برای دختران ما در این بحث توجه جدید و بیشتری به تربیت دختران و ساختن آینده ی آنان عرضه خواهیم داشت (قائمی، علی.1362).

گمان بر این است که اگر بخواهیم جامعه سر و سامان داشته و به سوی رشد و حرکت باشد چاره ای نیست جز این که به تربیت دختران بپردازیم و حتی امر تربیت آنان را بر پسران مقدم داریم.

این نسل است که باید افراد شریف، متعهد، مؤمن، آگاه و خدمتگزار به جامعه بسازند و تحویل دهد رهبران جامعه، متفکران، مخترعان، افراد پاک و مسئول، مردان و زنان شایسته و عفیف دامن زنها برخاسته اند و این امر قابل تحقق نبوده و نیست، جز در تربیت اولیه شان و اعطای آن چیزی که می خواهیم از آنان بازگیریم.

برای پدران و مادران آگاه، طبقه حکمران مسؤول و پرورشکاران متعهد راهی جهت سازندگی و هدایت جامعه نیست جز راه تربیت و به پیروی این نسل و به کار انداختن قدرت فکری آنها در طریق خیر و صلاح و ایجاد رشد و مهارت و آگاهی عملی در این طبقه و در این امر باید سریعاً اقدام و تأکید کرد.

این نکته ی هشدار دهنده و دردآوری است همه ساله گروهی از کودکان به علت آشنا نبودن مادران به فنون تربیتی و قوانین طبیعت و ساختمان جسم و روان و خلقت او تلف می شوند، در حالی که در حالت حیوانات چنین وضعیتی نیست و یا رقم آمار تلفات آن کمتر است. این امر بدان خاطر است که حیوان در سایه ی هدایت الهی اش به پیش می رود و بشر باید بر اساس تعالیم الهی نسل خود را بسازد و به عمل آورد و طبیعی است که مسامحه و غفلتها و جهل ها زمینه ساز چنین شرایطی است. صدمه این امر بیشتر از آن جهت است که برخی از والدین و مربیان از دو جنسی بودن تربیت و فنون مربوط به تربیت دختران آگاهی ندارند.

اگر در جامعه ای فساد است ، انحطاط است ، لغزش و انحراف است، سیر رو به زوال ملکات و فضایل است ، بخشی از آن بدان خاطراست که دختران دیروز همسران خوب، مادران مؤمن و آگاه وسنگردارانی وفادار تربیت نشده اند.

و اگر بخواهیم در جامعه ای رشد و حرکت باشد، شرافت و نجابت حکومت کند، باید به دنبال مادران و دختران رویم و از آنها بخواهیم که چنین اهدافی را در خود پدید آورند و تثبیت نمایند. به گفته « فوریر » « تغییر در یک دوره تاریخی همیشه به وسیله ی پیشرفت و ترقی زنان تعیین می شود» مادران نا آگاه فرزندانی زنده به دنیا می آورند، با فطرتی خدا آشنا و گرایش به خیر و حسن، ولی به علت جهل و غفلت عامل مرگ روانی آنها می شوند و یا فطرتشان را در زیر توده هایی از خاکستر های گوناگون قرار می دهند.

این امر بدان خاطر است که به تربیت صحیح و اسلامیشان توجهی نشده است و راه نجات بازهم در بازگشت از وضع موجود به وضع مطلوب است. بنابراین مسئله در پژوهش حاضر، بررسی جایگاه تربیتی دختران در دین اسلام است.

1-2 ضرورت و اهمیت تحقیق:

اگر دختران در جامعه اصلاح شوند می توان امید داشت که نقش فوق العاده در بنیاد های یک جامعه ی متحرک داشته باشند و هدیه ای به بشریت عرضه کنند.تربیت درست زمینه ساز وقار و آرامش زن است و این در شرایط سیاسی جامعه فوق العاده مؤثراست. به گفته آقای ایرانشهر:(اگر ازمن بپرسند که راهی برای تاسیس صلح بین المللی هست یا نه، می گویم هست و آن راه، تربیت زنان عالم است، به شرطی که همه زنان عالم به یک نحو صحیح تربیت شوند).

1-3 اهداف تحقیق :

بیان جایگاه تربیتی دختران در دین اسلام از مهمترین اهدافی است که در تحقیق دنبال
می شود و این جایگاه ویژه را می توان با استفاده از روایات کلام ائمه استنباط نمود.

در این تحقیق هدف جلب توجه والدین و مربیان به امر تربیت دختران و جایگاه آنان
می باشد که همانا این دختران هستند که سازندگان واقعی جامعه و نسل آینده می باشند و سعادت یا انحطاط جامعه ای به نحوه تربیت و رشد امروزشان وابسته است. اهداف این پ‍‍ژوهش عبارتند از:

1- بررسی جایگاه دختران در دین اسلام.

2- راه گشائی برای بررسی جنبه های مختلف تربیتی در دین اسلام.

3- ارائه راه کارهای مناسب برای تربیت بهینه ی دختران بر اساس دیدگاه اسلامی.

1-4 سؤالات تحقیق :

1-جایگاه دختران در دین اسلام چگونه است؟

2- ارزش شخصیت و تمام و کمال رشد دختران در چه چیزی است ؟

3- والدین از دختران خود چه توقعاتی باید داشته باشند و حدود روابطشان یا آنها چگونه باشد؟

4-ادله تفاوت قوانین حقوقی و فقهی بین دختران و پسران چه می باشد ؟

5- بین منظری که اسلام برای دختران ترسیم نموده و شرایط کنونی چه تفاوت هایی احساس می گردد ؟

6- چه راه کارهایی در جهت وصول دختران به شرایط ایده آلی که اسلام ترسیم نموده وجود دارد ؟

1-5 تعریف واژه ها و اصطلاحات :

1-5-1 تعریف جایگاه:

- جایگاه از نظر لغوی به معنای محل توقف، محل، مقام، موقعیت می باشد.

- جایگاه به مقام و محلی گفته می شود که بسیاری از مسائل بیرونی در تعیین آن نقش دارند و گاهاً جایگاه بسیاری افراد در مراتب اجتماعی بی تناسب با توانایی های آنان است.

- در مورد مفهوم جایگاه این مفهوم دارای خصلت عینی و ساختاری است که گویای مقام و موقعیت و جایگاه هر یک از عناصر و عوامل متعلق به حوزه های مختلف می باشد.

1-5-2 مفهوم تربیت :

- تربیت از نظر لغوی به معنای پروردن، پروراندن، آداب و اخلاق را به کسی آموختن، تهذیب کردن، توجیه نمودن سیاست و رهبری کردن و تغذیه دادن است .

- تربیت عبارت است از فراهم کردن زمینه ها و عوامل برای به فعلیت رساندن و شکوفا نمودن استعدادهای انسان در جهت مطلوب.

- تربیت به معنای ایجاد تغییرات مطلوب در انسان و به عبارت دیگر و بهتر تحولات ثمر بخش در محیط زندگی انسان به منظور ساختن و شکوفایی استعدادهای آدمی و یا تربیت عبارت است از پروردن قوای جسمی و روحی انسان برای وصول به کمال مطلوب و انتقال طرز تفکر و احساس و عمل یک جامعه آیندگان.

از دیدگاه دکتر باقری به رغم دامنه ی محدودی که کلمه ی تربیت از(رب و) داشت، ماده ی (رب ب) و استعمال و مشتقات آن در ارتباط با انسان، فراخنای وسیعی از آیات قرآن را در بر گرفته است.

رب ب (که در صورت مضاعف،رب) می شود و عنصر معنایی دارد، مالکیت و تدبیر پس رب به معنای مالک مدبر است، یعنی هم صاحب است و تصرف در مایملک از آن او و هم تنظیم و تدبیر مایملک در اختیار او است.

در المفردات، رب در معنای مصدری معادل تربیت گرفته شده است، یعنی گرداندن و پروراندن پی در پی چیزی تا حد نهایت است.

1-5-3 تعریف دین اسلام :

-دین در لغت به معنای مختلف از جمله عادت، روش، قهر و غلبه و ریاست و فرمانبرداری آمده است.

- دین به معنای وسیع آن عبارت است از شناختن خدا و دانستن وظایف آدمی در برابر او و انجام آنها و دانستن تکالیف شخص نسبت به وجود خود و همنوعان خود است.

- دین به معنای حکم و داوری کردن، فرمانبرداری، کیش و شریعت می باشد.

فقط تعریف دین اسلام است که جامع تمام ادیان الهی است و به عبارت دیگر کامل ترین مرتبه از دین الهی به شمار می رود و آن عبارت است از مجموعه ی معارف، احکام و دستورالعمل هایی که منشأ الهی دارد و برای هدایت انسان و وصول به سعادت دنیایی و آخرتی به دست بشر می رسد.

منظور از اسلام، موارد مطرح شده در ثقل اکبر(قرآن کریم) و ثقل اصغر( روایات مستند بدست آمده از پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین (ع) می باشد).

1-5-4 تعریف قانون:

- قانون در کتب لغت به معنای رسم، قاعده، روش،آیین می باشد.

- قانون امری است کلی که بر همه جزئیاتش منطبق می گردد و احکام جزئیات از آن شناخته می شود.

- قاعده ای است که مقامات صلاحیت دار آن را وضع و ابلاغ می کنند.

آنچه از اصول تعیین شده و جاری در جامعه که به صورت قراردادی و یا غیر قراردادی علاوه بر تعیین و تبیین نیازمندی ها به شرح توانمندی های جامعه پرداخته وموجب ایجاد تعادل و توازن ما بین نیازمندیها و توانمندیهای موجود در جامعه می گردد.

1-5-5 مفهوم فقهی:

- فقه به معنای دانستن یا فهمیدن است در معجم المقاییس اللغه می خوانیم فقه دلالت
می کند بر ادراک چیزی و علم نسبت به آن.

- در مجمع البحرین آمده است که معنای فقه فراتر از مطلق دانستن است و منظور از فقه علم و دانستنی است که همراه با دقت نظر و استنباط باشد.

- فقه به معنای علم و آگاهی دقیق نسبت به علوم دین و احکام دینی می باشد.

1-5-6 مفهوم حقوقی:

- حقوق جمع حق یعنی راستی ها، بهره ها، مواجب، اموال

- امتیاز و قدرتی که یک فرد در مقابل دیگران در زندگی اجتماعی دارد و از آن می تواند استفاده کند مثل حق آزادی، حق مالکیت، حق رأی.

- حقوق مجموعه قواعد الزامی حاکم بر روابط افراد جامعه می باشد.

1-5-7 تعریف دختران:

- دختر(دت)، فرزند مادینه انسان، بنت، ابنه.

- دختر مقابل پسر که فرزند نرینه ی آدمی است.

فصل دوم

پیشینه پژوهش

2-1 مقدمه:

اسلام بیش از همه مکاتب و فلسفه ها درباره زن نظر داده و از او حمایت کرده است. این مسئله صرفا ادعا نیست. نگاهی ولو اجمالی در منابع اسلام و در مباحث مربوط به زنان دعوی ما را ثابت می کند. این خطاست که بعضی ها گفته اند اسلام دین مردان است.اسلام دین انسان هاست و در آن زن و مرد مطرح نیست.

در بعضی از خانواده ها شوق داشتن پسر بیشتر از دختر است و بدین نظر دختران را به دیده تحقیر می نگرند. اما این امر بر اساس یک سابقه ی تاریخی و از جهاتی دارای ریشه های اقتصادی و اجتماعی است. بازمانده ای از افکار جاهلیت راجع به پسر و دختر است نه نظر اسلام در مورد زن.

اسلام از همان آغاز با این افکار پوچ و بی اساس مبارزه کرده و دختران را همانند پسران را مورد حمایت قرار داده است. اسلام زن را موجودی ناقص نمی داند که مثلا یک دنده از مرد کمتر داشته باشد بلکه موجودی تام الخلته اش می شناسد.

اسلام دختر را چون گلی در خانه مایه رحمت، زیبایی و احسان خداوند می داند مایه رحمت الهی است و در بزرگی و زندگی عامل پناه شوهر است و سبب سکون او تجسم و لبخند او رمزی از رمزهای الهی و مهر خداوندی است و حاکی از صدق و صفای اوست که آرامش بخش است.

اسلام به والدین دستور داد به فرزندان خود احترام کنید و عنایت خود را بیش تر به دختر معطوف می دارد.

پیامبر بزرگوار اسلام ختم المرسلین حضرت محمد(ص) می فرماید: (آنکس که صاحب ارزش و احترام و فردی محترم است به زن احترام می کند و تنها فرد پست و لئیم است که به زن اهانت روا می دارد.)

اسلام به تعلیم و تربیت دختران همت گماشت و تربیت او را به عنوان حقی ذکر کرد. اسلام زنان را مستقل کرد و از حالت تملک بودن رهایی شان داد و برای زنان حق مالکیت قائل شد. به زن حق رای داد و آزادش گذاشت که خود بتواند سرنوشت خود را تعیین کند. فردی که به خواستگاریش آمد مورد ارزیابی قرار دهد اگر خواست پاسخ مثبت به او بدهد و اگر نخواست پاسخ منفی و کسی حق ندارد او را به ازدواج مجبور کند.

از نظر اسلام وظیفه والدین نسبت به کودکان دختر، دشوارتر از پسران است چون انحراف از قانون فطرت و آیین صحیح، خانواده و بقای نسل شریف را در معرض خطر قرار می دهند. از این رو تعلیم و تربیت دختران باید دقیق تر انجام گیرد تا نهال وجودشان از راه فطرت منحرف نشود، بویژه هنگامی که تمایلات جنسی آنان شکفته می شود به حکم لطافت طبع ممکن است در معرض ناپاکی و بی عفتی قرار گیرند.

از آنجایی که دختران و پسران هر دو انسان محسوب می شوند و متعلق به یک نوع از موجودات هستند قاعدتا شیوه های تعلیم و تربیت(اعم از تربیت مذهبی یا غیر مذهبی) مشترکند.) البته ملاحظاتی ممکن است به ظهور برسد که بعضی از این شیوه ها را اختصاصی هم بکند. این عوامل می تواند جنسی، تاریخی و اجتماعی باشد. مثلا فرض کنید در جنبه جنسی با توجه به ساختار تقریبا متفاوت روانی و انگیزشی و هیجانی دختران نسبت به پسران، ایجاب می کند که بعضی از شیوه های تربیتی هم اختصاصی شود. مثلا اعتماد به نفس که یکی از ابعاد تربیتی است نیاز آن در دختران دارای قوت بیشتری است. چون اگر یک موجودی از احساسات قوی تری برخوردار باشد، دارای حساسیت بیشتری بوده و در نتیجه نیازش برای استواری و اعتماد به نفس هم بیشتر خواهد بود. در این صورت ما می توانیم بگوئیم که در تربیت دختران یکی از اموری که در اولویت خاص قرار می گیرد، رشد مضاعف اعتماد به نفس است. البته این امر بدان معنا نیست که پسرها به اعتماد به نفس نیاز ندارند. با توجه به اینکه سن بلوغ در دختران زودتر رخ می دهد به این ترتیب لازم است که ما زمینه های بیشتر قوی تر و زودتر در آنان فراهم کنیم. دختران در سنین نوجوانی به دلیل قوی تر بودن عواطف در آنان نیاز به ثبات شخصیت بیشتری برای محافظت از خود دارند.

اگر والدین در جریان تربیتی خود نسبت به فرزندان به صورت یکسویه عمل کنند و نظرهای خود را با روش های اجباری یا امتناع به دختر یا پسرشان اعمال کنند، این نوع تربیت یک نوع تربیت متزلزلی خواهد بود و الگو پذیری فرزندان دوام چندانی نخواهد آورد. چرا که وقتی جوانان با مشکلات جدید دیگری در تربیت مواجه می شوند، الگوی خانوادگی خود را کنار می گذارند و چه بسا شما می بینید که در مسئله حجاب، اگر حجاب مادر برای دختر یک الگوی فقط شکلی و تقلیدی باشد، بعد از اینکه او با توجه به شرایط سنی، ارتباطات اجتماعی اش گسترده تر می شود و اشکال دیگر حجاب را ملاحظه می کند که افراد در آن شکل ها راحت تر هستند و ارتباطشان قوی تر است آن را انتخاب می کنند و این الگوی تقلیدی دوام چندان
نمی یابد.

پس به این ترتیب در مجموع می توان گفت انتظار می رود که پاره ای از شیوه ها و اصول تربیتی خاص دختران در جامعه نیاز به تدوین و بحث و طرح در جامعه دارد که به دقت و مطالعه محققان در روابط اجتماعی- خانوادگی و بازشناسی و خنثی کردن روابط ناعادلانه بستگی دارد. ولی لزوما نبایستی منجر به ستمی معکوس نسبت به جنس مذکر گردد.

2-2 منزلت دختران دراسلام

2-2-1 سیمای دختران در قرآن

قرآن کریم، معجزه ی جاودانی حضرت ختمی مرتبت، محمد مصطفی ( ص) ضمن اشاره به این اوضاع رقت بار ، بارها عمل پلید و زشت دختر کشی را مورد مذمت قرار داده و از آن جنایات هولناک پرده بر می بردارد.مثلا در سوره تکویر پس از بیان نشانه های روز قیامت

می فرماید:

« وَ اِذُ المَوؤُدَةُ سُئِلَت بِأیَ ذَنبٍ قُتِلَت »

یعنی : در روز قیامت از زنده به گور شدن دختران سؤال خواهد شد که :به چه گناهی کشته
شده اند؟(تکویر/8)

این مطلب روشن است که مقصود آیه از دختر ، دختر مسلمان نیست. چون این عمل وقیح زمانی معمول بود که مردم از مکتب اسلام آگاهی نداشتند. بلکه آنچه از نظر قرآن کریم محکوم است بی عاطفه بودن و سنگ دلی پدران است. زیرا در برخورداری از نعم الهی همچون امنیت و آرامش و حق زندگی فرقی بین مسلمان و غیر مسلمان نیست، هرچند اسلام سعادت دنیوی و اخروی انسان را تضمین نموده است و اسلام آوردن هر مرد و زن ، او را بر مردان و زنان کافر برتری می بخشد. در آیه ی دیگری ، به نگرش اعراب جاهلی به دختران اشاره کرده،
می فرماید:

« و إذَا بُشَرَ أحَدُ هُم یا الاُ نثی ظَلَ وَجهُهُ مُسوَداً وَ هُوَ کَظِیمٌ »

یعنی: هنگامی که به یکی از مشرکین مژده ی تولد دختری داده می شد، از شدت ناراحتی و غضب، رخسارش سیاه می گردید و او ( در حالی که سخت دلتنگ می شد) خشم خود را فرو
می برد.(نحل/58)

آثار این باورها و رسوم جاهلی حتی پس از اسلام نیز در بعضی از تازه مسلمانان به چشم
می خورد . در روایتی وارد شده که مردی در حضور پیامبر اکرم بود، وقتی خبر تولد فرزندش را به او دادند، رسول خدا (ص) دید که چهره ی او دگرگون شد.فرمود:چه اتفاقی افتاده که تو را چنین متغیر کرده؟

عرض کرد: خیر است. پیامبر فرمود: بگو چه شده است ؟ عرض کرد: به من خبر داده اند که زنم دختر بدنیا آورده است، پیامبر فرمود: او بر روی زمین و زیر آسمان زندگی می کند و خداوند روزی را می دهد. او یک ریحانه است، او را ببوس و به او محبت کن. پس آن حضرت رو به اصحاب کرد و فرمود:

« هرکس یک دختر داشته باشد، آن دختر برای او حجابی از آتش جهنم است و و هرکس دو دختر داشته باشد، بهشتی است و هرکس سه دختر داشته باشد، جهاد و هر چیز ناگوار از او برداشته می شود و هرکس چهار دختر داشته باشد، پس ای بندگان خدا ! او را یاری کنید و به او قرض دهید و به او رحم کنید.»(شیخ حر عاملی،محمد.1374)

در آیات دیگری، خداوند ضمن بر خورداشتن مردم از کشتن فرزندان، وعده ی روزی دادن آنان را بیان می دارد. و اعراب جاهل را که از ترس فقر و تنگ دستی ، فرزندان خود را با دست خود به قتل می رساندند، مورد ملامت قرار می دهد:

« وَلا تَقتُلُو أو لا دَکُم خَشیةَ اِملاقٍ نَحنُ نَرزُقُکُم وَ إیاهُم »

هرگز فرزندان خود را از ترس فقر به قتل نرسانید که ما رازق شما و آنها هستیم.(اسراء/30)

منزلت دختران در سیره و سخن پیامبر اکرم (ص)

در روزگاری که سایه ی جهل بی سوادی جهان را در ظلمت خود فرو برده بود، قتل و غارت و تجاوز در جامعه ی عرب تبدیل به یک ارزش و افتخار شده بود، خشونت و سنگ دلی جایی برای مهر و عطوفت در دلها باقی نگذاشته بود و انسانیت در پرتگاهی از آتش قرار گرفته بود، در این حال خداوند متعال پیامبر را مبعوث کرد « رَحمَةٌ لِلعالمین » بود.

او آمد تا انسانیت را از هلاکت و سقوط نجات دهد.

او آمد با گل هایی معطر از محبت و رأفت در دست.

او آمد تا تمام حقوق تضییع شده را به صاحبانشان باز گرداند و به ندای مظلومیت زنان و دختران پاسخ او با افکار پلید کسانی که دختر داشتن را ننگ و عار می شمردن ، مبارزه کردو چنین اندیشه ای را محکوم نمود.پیامبر اکرم (ص) این رسالت را به دو شکل انجام داد:

الف_تبلیغ کلامی : رسول اکرم (ص) مردم را از تبعیض قائل شدن بین دختران و پسران نهی کرد و آنان را به مراعات عدالت بین فرزندان دعوت نمود. بدین سان، آن حضرت با کلام خویش جایگاه و مقام دختر را در جامعه متذکر گردید بی مهری کردن به دختران را مورد نکوهش قرار داد.

ب_سیره ی عملی :پیامبر اسلام (ص)، علاوه بر دعوت زبانی ،در سیره و عمل نیز مردم را به محبت و مودت نسبت به دختران دعوت نمود. در جامعه ای که مردم داشتن دختر را ننگ می دانستند پیامبر (ص) خم می شد و دست دخترش فاطمه ی زهرا (س) را می بوسید و
می فرمود « فِداع أبُوع» یعنی پدرش فدای او باد.(دهقان،احمد.1380)

تعظیم و تکریم پیامبر(ص) نسبت به حضرت فاطمه (س) تأثیر شگرفی بر اذهان اعراب گذاشت.آنها می دیدن که وقتی پیامبر (ص) قصد سفر می کرد، حضرت زهرا (س) آخرین کسی بود که پیامبر از او خداحافظی می کرد و در بازگشت از سفر هم پیش از هرکسی دیگر به دیدار وی می شتافت و می فرمود:

« بوی بهشت را از دخترم فاطمه استشمام می کنم » و با این روش یگانه دختر خویش را مورد مهر و محبت قرار می داد.

اگرچه یکی از انگیزه های مهم پیامبر اکرم (ص) از این تکریم بی نظیر حضرت زهرا (س) شناساندن عظمت و منزلت رفیع اهل بیت و عطرت طاهرین(ع) در میان مردم و یادآور این نکته بود که سلسله ی امامت و ولایت حقه ی اسلامی از طریق ذریه ی آن حضرت امتداد خواهد یافت، اما به یقین انگیزه ی دیگر آن حضرت این بود که به تمامی بشریت در تمامی تاریخ ثابت کند که زنان و دختران از نظر اسلام از کرامت و شرافت ویژه ای برخوردارند.

کار دیگری که آن حضرت در باب دفاع از حقوق زنان انجام داد، این بود که با زنان بیوه و
بی سرپرست ازدواج کرد تا در جامعه ی بشری به دیده ی حقارت به آنها نگریسته نشود.

البته برخی از همسران آن حضرت نیز از دختران سرشناس قبایل بودند و این وصلت ها با انگیزه ی جذب قبایل مختلف به اسلام انجام می شد.(کلینی،محمد.1366)

پیامبر گرامی اسلام در چهارده قرن پیش و تنها به فاصله ی کمی از روزگار جاهلیت ، کامل ترین و متعالی ترین نمونه ی جامعه ی مدنی را در تمام جهان بنا نهاد. جامعه ای که در آن ، زن جایگاه واقعی خویش را بدست آورد و از زیر بار نگاه های حقارت آمیز خارج گردید.

دین اسلام دختران و زنان را مانند مردان به عنوان خلیفه ا... در زمین و دارای جایگاه بلند انسانیت معرفی کرده است. انسانی که ایفاگر نقش یک مادر در برابر فرزندان و یک همسر در برابر شوهر و یک زن در اجتماع خویش می باشد و در مقابل فرزندان به او با دیده احترام می نگرند و شوهر او را دوست دارد و جامعه او را یک انسان و دارای تمام حقوق اجتماعی و قانونی می داند.

سردمداران و منادیان دروغین حقوق بشر که امروزه فریاد آنان در دفاع از زنان گوش فلک را کر کرده است و اسلام را متهم به تبعیض بین مرد و زن می نمایند، طی همایش های مختلف می خواهند به این نتیجه برسند که آیا زن انسان است یا خیر؟

از آنجا که قرآن کریم از جاهلیت قبل از اسلام به عنوان «جاهلیت اولی » یاد می کند پس بسیار مناسب است دوران کنونی را یک جاهلیت جدید بنامیم. زیرا اگر در جاهلیت اولی وجود دختر را مایه ی ننگ می دانستند، امروزه نیز زنان و دختران در کشور های به اصطلاح مترقی و متمدن صرفا به عنوان وسیله اشباع غریزه ی جنسی و همچنین وسیله ی تبلیغ کالاهای اقتصادی و بهره کشی در کارهایی قرار می گیرند که انسان از بیان آن شرم دارد.(شیخ الاسلام،سید جعفر.1375)

به عبارت دیگر اگر جاهلیت اولی وجود ظاهری زن را دفن می کرد ، جاهلیت جدید نیز شخصیت انسانی و گوهر عفت و حیای زن را مدفون هوس های خود ساخته می کند.

2-3 فضیلت دختران در آینه ی روایات:

2-3-1 وجود دختر برکت می آورد :

پیامبر اکرم (ص) فرمود: « خانه ای که در آن دخترانی وجود داشته باشند، هر روز دوازده برکت و رحمت از آسمان نازل می شود و رفت و آمد ملائکه از آن خانه قطع نمی شود وبرای پدر دختران در هر روز و شب عبادت یک سال را می نویسند.» (سبزواری،محمد.1374)

2-3-2 دختر نشانه ی سعادت خانواده :

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند :

« از نشانه های سعادت و خوشبختی زن آن است که اولین فرزندش دختر باشد.»

(مجلسی،محمد باقر.1364)

2-3-3 ثواب تربیت دختر:

از معصومین روایت شده است که: « دختر داشتن مایه ی محنت است و پسر نعمت. خداوند بهشت را در قبال محنت می دهد نه نعمت.

کسی که دختر داشته باشد و او را از خود نراند امانتش نکند و پسران را بر او ترجیح ندهد، خداوند متعال او را وارد بهشت می کند.(نوری،محدث.1376)

پیامبر اکرم (ص) فرمود: چون شب معراج از سدرۀ المنتهی گذاشتم از جانب پروردگار خطاب آمد:

« ای محمد! به دختر داران بگو از این نو نهالان غمگین و دلتنگ نباشند. من چنان که آفریده ام، روزی می دهم». (نوری،محدث)

2-3-4 ثواب سرپرستی دختران

پیامبر اکرم (ص) فرمود: کسی عهده دار مخارج و سرپرستی سه دختر و یا سه خواهر باشد و صبر کند تا ازدواج کنند یا بمیرند من و او در بهشت مانند دو انگشت سبابه و وسطی با هم خواهیم بود.(مجلسی،محمد باقر.1364)

2-3-5 ثواب شاد کردن دختر

پیامبر اکرم (ص) فرمود: « کسی که از بازار هدیه ای بخرد و آن را برای خانواده ی خود ببرد مانند کسی است که صدقات را برای افراد بی بضاعت میبرد، پس باید هنگام تقسیم هدیه ، دختران را مقدم بدارد. چون هرکس دخترش را شاد کند مانند آن است که برده ای از فرزندان اسماعیل (ع) را خریده و در راه خدا آزاد کرده است. (شیخ حر عاملی، محمد.1374)

2-3-6 پاداش تربیت دختر :

امام صادق (ع) فرمود: کسی که مرگ دخترانش را آرزو کند ، از اجر و پاداش تربیت آنها محروم خواهد شد و در حالی که در نزد خداوند، عاصی و گناهکار است، از این دنیا خواهد رفت.» (مجلسی،محمد باقر.1364)

2-3-7 دختران حسنات اند

امام صادق (ع) فرمود: پسران نعمت خداوند هستند ولی دختران حسنات الهی می باشند.

خداوند از نعمت سؤال می کند و به حسنات پاداش می دهد.(شیخ حر عاملی،محمد.1364)

2-3-8 خداوند به دختران مهربان تر است

نبی اکرم فرمود: به درستی که خدای متعال بر زنان و دختران مهربان تر از مردان است.

2-3-9 دختران بهترین فرزندان

پیغمبر اکرم (ص) فرمود: بهترین فرزندان شما دختران هستند.(نوری،محدث.1376)

2-3-10 دختر سپر آتش جهنم

نبی اکرم (ص) فرمود: کسی که سه دختر داشته باشد و در برابر دشواری های آنها صبور باشد ، این صبر خود حجابی در برابر آتش دوزخ برای این افراد است.(شیخ حر عاملی،محمد.1374)

امام صادق (ع) فرمود: « رسول خدا (ص) اشرف مخلوقات عالم پدر چند دختر بود.»

2-3-11 بهترین دختران

پیامبر اکرم (ص) فرمود: بهترین دختران آنانند که دارای گرمی و جاذبه و لطافت معنوی هستند، آماده ی خدمت و مونسند، مایه ی برکت و رحمتند، پاکیزگی را دوست دارند و صبر می کنند و تحمل پلیدی را ندارند.(کلینی،محمد.1366)

2-3-12 تقدم دختران در هدیه دادن

پیامبر اکرم (ص) فرمود: هدایا را در میان فرزندان به عدالت تقسیم کنید. اگر من می خواستم فضیلتی را در نظر بگیرم، دختران را مقدم می داشتم.

پیامبر اکرم (ص) فرمود: « کسی که یک دختر را سرپرستی کند خداوند آنرا برایش حجابی از آتش در روز قیامت قرار می دهد و به خاطر دو دختر بهشتی اش می کند و جهاد و صدقه را از او برمی دارد.

پیامبر اکرم (ص) فرمود: هرکس یک دختر داشته باشد برای او از هزار حج مستحبی و هزار جنگ و جهاد مستحبی و انفاق هزار شتر و یا گاو و هزار میهمانی دادن در راه خدا بهتر است. (مجلسی،محمد باقر.1364)

2-4 ضرورت و اهمیت تربیت دختران :

برای تربیت دختران و تحصیل علم و دانش شان ضرورتهایی است که برای نمونه به چند مورد آنها اشاره می شود:

2-4-1 برای زدودن جهل ذاتی :می دانیم کودک به همراه ولادت دارای دو دسته از آگاهی های فطری و غریزی است. در آنچه مربوط به زندگی و مصداقهای حیات می شود او کاملا خالی و جاهل است، و ناگزیر باید آگاه و عالم گردد و این تربیت می خواهد.

2-4-2 برای تداوم حیات : در این جهان وسیع و پهناور چشم بسته نمی توان به پیش رفت، چشم و گوشی باز لازم است و اطلاعی وسیع، همه آنچه را که لازم حیات فردی است نمی توان از طریق والدین و مربیان کسب کرد، باید کلید علم و اطلاع را در اختیار فرزند قرار داد که خود به کسب آگاهیهای لازم پردازد.(قائمی،علی.1371)

2-4-3 برای رعایت بینش اسلام :از نظر اسلامی جنس افراد نمی تواند زمینه ساز محرومیت، رشد، طبقه و ...

باشد و چیزی را برای فردی اثبات یا رد نماید. اگر بنای آن باشد که تربیت را عاملی برای این امر بدانیم که زنان و مردان خود را در سایه ی آن تحت نظم و قاعده ی منظمی در می آورند، این امر برای دختران هم ضروری می شود. زیرا اسلام می خواهد زنان و دختران جامعه هم داری روحیه ی وظیفه شناسی و نظم و اعتماد به نفس باشند.

2-4-4 برای ادای حقوق :روایات بسیاری در اسلام داریم که تربیت را برای فرزندان حق و برای والدین دهیژ به حساب آورده اند و ابعاد تربیت را برای فرزندان ذکر کرده اند که شامل تعیین نام نیکو، آموزش قرآن، خواندن و نوشتن، تأمین امنیت و ... است. در بینش اسلامی مسائل تربیتی و انسانی مربوط به فرزندان فوق لعاده اهمیت دارد و آن کس که خواستار فرزندی صالح است باید تربیت او را امری ضروری بداند. (قائمی، علی.13)

2-4-5 برای حیات اجتماعی: زندگی اجتماعی نیاز دارد به آگاهی و فنونی که اساس آن دارادی جنبه ی اکتسابی است. بخشی مهم از عدم تجانسها، برخوردها و تصادف ها در زندگی بدان خاطر است که از اداره و رسم آن را نیاموخته اند و یا برای حیات اجتماعی آن چنان گه لازم است پرورش نیافته اند. برای اینکه آنها به حقوق و تکالیف اجتماعی خود آگاه شوند، در انجام آن مجاهدت نمایند، در برخوردها و تصادفها مظلوم واقع نشوند، ضروری است تربیت یابند.

2-4-6 برای زندگی خانوادگی : به گفته ی « اسمایلز » زنی که خوب تربیت شده و تعلیمات عالیه را دیده است دارای وسعت فکر و هوش و فراستی خواهد شد که در خانه داری و انجام امور خانواده فوق العاده به او کمک خواهد کرد و قوه ی دو بینی و مآل اندیشی را در وی ایجاد می نماید که بتواند حوادث و وقایع غیر مترقبه را پیش بینی کند.

2-4-7 برای تربیت نسل : دختران امروز مادران فردای ما هستند اگر اینان درست تربیت شوند مردان و زنان آینده ساخته خواهند شد و هم اگر دختران امروز از نظر اخلاق و عفت پرورش یابند، فرزندان آینده ی جامعه نیز از این بابت مصونیت خواهند داشت.

به گفته ی « امام خمینی » « زن مربی جامعه است و از دامن اوست که انسانها پیدا می شوند » و اگر او پرورش نیافته باشد چگونه می توان به رشد و پرورش نسل اطمینان داشت. این که بخواهیم مردانی برجسته، عاقل، شریف، پاک و با ایمان تربیت کنیم ،نیاز داریم به دخترانی که از اصول این تربیت سر درآورند.

2-4-8 برای حیات سیاسی : از آنجا که کیفیت اخلاقی ملل مربوط طرز تربیت خانوادگی افراد است، تربیت دختران را باید از قضایای ملی دانست دادن حق رأی و انتخاب مشکل هیچ جامعه ای را حل نمی کند، اصل بر این است که آنها درست تربیت شوند و آنگاه رأی بدهند. (قائمی، علی.1371)


2-5 مقام دختر در نگاه امام خمینی (ره)

امام خمینی (ره) احیاء گر اسلام ناب حضرت محمد (ص) در عصر حاضر بود. همچنان که پیامبر اکرم (ص) عصر جاهلیت، برای احقاق حقوق انسان، پرچم عدالت بر افراشت و با آوردن دین مبین اسلام دریچه ای روشن به جهانی برتر از آنچه چشمان کوته بین بشر آن روز قادر به دیدنش بود فرا روی او گشاده ام راحل نیز در زمانی که تیرگی ظلم و هوس و مادیات ، قدرت دیدن حقایق را از بشر سلب کرده است، آمد تا پرده و نقاب از چهره ی منور دین الهی بردارد. او مقام و منزلت از دسته رفته ی زن را به او برگرداند و فضیلت ها و ارزش های فراموش شده را احیاء نمود. در شرایطی که جامعه و حاکمان فاسد به تقلید از فرهنگ مبتذل غرب سعی داشتند زن را مانند کالایی مصرفی در خدمت شهوات و تمایلات افسار گسیخته و ابزاری برای کسب درآمد در تجارت و اقتصاد و عامل تهییج و گمراهی جوانان از طریق هنر آلوده درآوردند و نهایتا زن و مرد را به منجلاب سقوط و تباهی بکشانند، امام با انقلاب مقدس اسلامی آمد و روح مسئولیت، ایمان ، تقوا و تعهد را در جان ها و جوامع دمید.(احمد دهقان)

2-6 ارزش دختر از دیدگاه اسلام

اسلام بیش از همه ی مکاتب و فلسفه ها درباره ی زن نظر داده و او را حمایت کرده است. این مسئله صرف ادعا نیست نگاهی ولو اجمالی در منابع اسلامی و مباحث مربوط به زنان دعوی مارا ثابت می کند ذکر این نکته ضروری است که اسلام در عنایتی که نسبت به دختران و اصولا طبقه ی نسوان روا داشته است نخواسته که بی حساب گروهی را بالا برده و یا بی حساب گروهی دیگر را پایین بیاورد.این عنایت بخاطر اهمیت وجود آنها و نقشی است که آنان در پرورش و هدایت نسل ایفا می کنند.

این خطا است که برخی گفته اند اسلام دین مردان است. اولا اسلام دین انسانهاست و در آن زن و مرد مطرح نیست. و ثانیا اگر از نظر توجه و عنایت نسبت به طبقه ای بخواهیم آنرا ببینیم باید اذعان کنیم که کفه ی ترازوی عنایت در جنبه زنان سنگین تر است.(خمینی،روح ا....1369)

2-7 اسلام و فرزند دختر

می دانیم هنوز در برخی خانواده ها شوق و علاقه به داشتن پسر به مراتب بیشتر از داشتن دختر است و بدین نظر دختران را به دیده تحقیر می نگرند. این امر بر اساس یک مسابقه ی تاریخی و از جهاتی دارای ریشه های اقتصادی و اجتماعی است. بازمانده ای است از افکار جاهلیت راجع به پسر و دختر .

اسلام از همان آغاز با این فکر مبارزه کرد و دختران را نه تنها همانند پسران بلکه بیشتر از آنها مورد مرحمت قرار داد و این مرحمت فزونتر برای فرونشاندن تب پسر خواهی بسیار مؤثر افتاد.

2-8 طرز تفکر اسلام درباره ی دختران

اسلام درباره ی دختران و به طبع طبقه ی زنان عقیده ی مترقی و زنده ای دارد و بر خلاف بعضی فکر ها و فلسفه ها درباره ی آنها نقص و مذمتی قائل نیست.(قائمی،علی.1362)

2-8-1 عدم نقص:

اسلام زن را موجودی ناقص نمی داند که مثلا یک دنده از مرد کمتر داشته باشد. موجودی تان الخلقه اش می شناسد. آنچنان نمی اندیشد که روح او ناقص و فنا پذیر است. بلکه او را نیز ماننند مرد دارای روح جاودانه و خالد می شناسد. زن را فاقد قوای دماقی و عقلی نمی داند که که بر اثر آن به عنوان فردی وابسته در سرپرستی مرد قرار گیرد.

بلکه او را صاحب عقل و رأی دانسته و تبعیت او را از مرد بخاطر دادن امکانی به او
می شناسد که در سایه آن به انجام وظایف سنگین تری بپردازد.

2-8-2 عدم ضعف:

اسلام درباره زن قائل به ضعف و ناتوانی نیست که او هم برای اداره ی نسل و خود از قدرتی برخوردار است و در صورت فقدان شوهر به هر صورتی هست می تواند فرزند را اداره کند و او را به مرحله ی رشد و کمال مقدر برساند. او را عقب مانده و کوته فکر نمی داند که اجازه دهد دیگران به جای او تصمیم گیرند.

اگر در امر ازدواج اجازه ی پدر را شرط دانسته بدان خاطر است که پدر به تناسب سن وحیات اجتماعی _سیاسی اش از تجربه و آگاهی بیشتر برخورد دار است و تازه همین اجتزه در چارچوب منافع و مصالح دختر است و پدر از این اختیار و اجازه نمی تواند سوء استفاده کند.

2-8-3 عدم مذمت:

اسلام درباره ی زن مذمتی ندارد. و اگر در بعضی از آثار مذمتی به چشم می خورد درباره ی زنان معتوم الحالی است که پای از مرز خود بیرون گذاشته و شؤون خود و اسلام ، پاکدامنی و انجام وظیفه را رعایت نکرده اند. قرآن به همان گونه که درباره همسر لوط از روی نوشتی سخن گفته از زنان پاکدامنی چون مریم مادر عیس و آسیه همسر فرعون هم سخن به نیکی گفته است.

2-8-4 وجود خیر و احسان:

اسلام وجود دختر را مایه ی خیر و نشانه ی از احسان خدا می شناسد. تعبیرات اسلامی نشان می دهند که دختر چون گلی است در خانه و مایه زیبایی و خیر و احسان است. او آیت خدا و رحمت اوست. مایه رحمت الهی است و در مراحل بعدی رشد و زندگی عامل پناه برای شوهر است و سبب سکون اواست. تبسم و لبخند او رمزی از رمز های الهی و مهر داوند است و حاکی از صدق و صفای اوست که آرامش بخش است.(مکنون،ثریا.1374)

2-9 عنایات اسلام درباره ی دختران

2-9-1 نجات او از قهر پدران :

اسلام دختران را از قهر و خشم پدران و نارضایی مادران انجام داد. جلوی زنده بگور شدن آنها را گرفت. به پدر و مادر تفهیم کرد که او را به عنوان پاره ای از پیکر خود و بخشی از وجود خود بپذیرند. انتظار و چشوداشت اقتصادی از فرزند و فقدان مؤونه برای اداره دختر که عضوی مولد نبود سبب آن نشود که او را طرد کنند. اصولا فرزند را به عنوان امانت خدا قبول کنند چه دختر و چه پسر.

(قائمی،علی.1362)

2-9-2 احترام به دختر:

اسلام دستور داد به فرزندان خود احترام کنید و عنایت خود را به دختر بیشتر معطوف دارید رعایت حال و عاطفه اش را بنمائید، با مهرورزی و حمایت از او دلگرمش کنید مبادا او را برنجانید و مبادا او را در فشار و رنج قرار دهید.

پیامبر اکرم (ص) فرمود : (ما اکرم النساء الاکریم و ما اها نهن الا الئیم.) آنکس که صاحب ارزش و احترام و فردی محترم است به زن احترام می کند و تنها فرد پست و لئیم است که به زن اهانت روا می دارد.

2-9-3 توجه به تربیت دختر :

اسلام بیش از هر مکتب و مسلکی به تعلیم تربیت دختران همت گماشت و تربیت او را به عنوان حقی ذکر کرد، حقی که برای والدین از دیدی بدهی است و این حق در زمانی مطرح شد که زن در طول تاریخ از تربیت محروم بوده و از این بابت برای او ارزش قائل نبوده اند و تاریخ اسلام نشان می دهد که در سایه ی این اعطای حق زنانی پدید آمده اند که در مراتب فضل و کمال به درجاتی رسیده اند و صاحب تخصص و حتی مجتهد شده اند.(اکبری،محمود.1379)

2-9-4 اعطای امنیت اقتصادی :

در آن روزگار که زن را چون برده ای به کار می گرفتند و حتی ریسمان بر او و بر ابزار شخم می بستند تا زمین را شیار کند اسلام به زن امنیت اقتصادی داد. او را از تهیه هزینه زندگی و تأمین نفقه خود معاف داشت. و حتی می توان از دیدی گفت که مرد را خدمتگذار زن قرار داد و از او خواست کار و تلاش کند و خود را مخاطره بیاندازد تا زندگی خود و همسر و فرزندانش را تأمین کند و زن با آرامش و فراق بال به اداره ی خانه و تربیت نسل بپردازد.(مطهری،مرتضی.1359)

2-9-5 استقلال دختران:

اسلام زنان را مستقل کرد و از حالت تملک بودن رهایی شان داد و حتی برای آنها حق مالکیت قائل شده به زن حق رأی و بیعت داد و آزادش گذاشت تا خود بتواند سرنوشت خود را تعیین کند. فردی را که به خواستگاریش آمده مورد ارزیابی قرار دهد و اگر خواست پاسخ مثبت به او دهد و اگر نخواست پاسخ منفی و کسی حقی نداشته باشد او را به ازدواج مجبور کند. اسلام در این استقلال تمام انواع حقوق را برای آن قائل شده، از حقوق اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و طبعا با این استقلال او را از وسیله اطفاء شهوت بودن رهایی بخشد.

2-9-6 تشویق به حمایت از دختران:

اسلام با همه احوال به حمایت از آنها مردان را تشویق کرد. با اعلام تأمین اجر اخروی و با بالا بردن منزلت اجتماعی دختر ، پدر ومادر را واداشت که او را بپذیرند و ازاو حمایت کنند.

پیامبر اسلام (ص) فرمود: دختران پاکدامن و عفیف چه خوب فرزندانی هستند. هرکس یک دختر داشته باشد خداوند او رابه عنوان حائلی بین او و دوزخ قرار می دهد که آتش قیامت نسوزد. و هرکس دو دختر را سرپرستی کند او را وارد بهشت گرداند و هر کس سه دختر یا سه خواهر را سرپرستی کند خداوند جهاد و صدقه را از او برداشته است.(اکبری،محمود.1379)

2-9-7 اهمیت دختران:

اینکه خداوند دختران را تا این اندازه مورد لطف و عنایت قرار داد بدان خاطر نبوده که بخواهد تبعیض بین دختر و پیر معمول دارد. بلکه بدان خاطر است که نقش دختران در عهده داری و انجام وظایف بعدی مهم است. دختران در آینده عهده دار تربیت نسلی شجاع ، راستگو، مؤمن و با هدفند. سبب سکون و آرامش زندگی هستند و پایه و رکن خانواده ی فردا.

اگر آنها ساخته و پرورده شوند اجتماع آینده پرورش یافته است. اگر اینان مورد احترام باشند نسل بعدی لایق احترام است وو اگر اینان طرد و عقده ای شوند همین بلا و عقوبت برای نسل بعدی خواهد بود. اسلام بر اساس دو گونگی ساخت و آفرینش آنها و دو گونگی وظیفه شان برای پسران و دختران اهمیتی دو گونه قائل شده است. دختر را از همه مزایا و امکانات بر خوردار می سازد تا او بتواند بعدی را از آن برخورد سازد.(اکبری،محمود.1379)

2-10 توصیه های اسلامی درباره دختران:

اسلام به والدین توصیه می کند که دختر خود را بپذیرند و او را مورد عنایت و محبت قرار دهند. دل آنان را نشکنند و اشک آنان را جاری نسازند.

اگر احیا نا افسرده بودند و نگران ، دل شان را بدست آورند. اگر دچار ناراحتی هستند از آنها دل جوئی نمایند.بعضی از پدران در اثر شوق خواهندگی به پسر تقاضای مرگ دختر را کرده اند. امام صادق (ع) در این باره به پدری فرمود: آگاه باش اگر تمنای مرگ دختر کنی و او بمیرد نه تنها در این زمینه پاداش و اجری نمی گیری بلکه در روز قیامت خدا را در حالی که گناهکاری ملاقات خواهی کرد.

اسلام توصیه می کند که دل دختر را بدست آورید و این سخن پیامبر است که فرمود: کسی اگر وارد بازار شود و هدیه ای برای اهل خانه بخرد بمانند کسی است که در راه خدا جهاد کرده است و ضروری است که ابتدا آن هدیه را به دختر بدهد.(صانعی،مهدی.1375)

2-10-1 کفه عنایت

کفه عنایت اسلام بطرف دختران سنگینی می کند و همانگونه که پیامبر فرمود: ان الله تبارک وتعالی علی النساء ارأف منه علی الذکور. خداوند با زنان بیش از مردان مهربان است. این نکته قابل به ذکر است که اگر در مواردی سختگیری ها و یا سهل انگاری هایی درباره زنان روا داشته می شود از اسلام نیست بلکه از مسلمانان بی توجه به مسائل و دستورات اسلامی است وگرنه اسلام مترقی تر از آن است که زن را به دیده تحقیر بنگرد.(قائمی،علی.1362)

2-10-2 در تربیت دختران

تربیت دختران به عنوان یک حق و رعایت آن اهمیت بسیاری دارد.

تربیت از نظر اسلام دو جنسی است و برای زن و مرد تفاوت هایی دارد زیرا از نظر علمی بهترین نوع تربیت آن تربیتی است که شرایط فطری و طبیعی موضوع تربیت در آن ملحوظ باشد.

برخی از مردم به علت گرفتاری و پای بندی به تعصب های کورکورانه امر تربیت دختران را نادیده گرفته و برای آن اهمیتی قائل نبودند.

پرورش دختران به مراتب از پرورش پسران مهمتر است زیرا با توجه به وظایف بعدی دختران می توانیم بگوییم که دوشیزه ی خردسال امروز مادر فردای اجتماع است و پرورش نسل آینده در اختیار و عهده اوست. اگر او درست تربیت نشود امیدی به خیر و صلاح جامعه نخواهد بود.

2-11 دو جنسی بودن تربیت:

اینکه بین دختر و پسر از جهات گوناگون تفاوت و اختلافی وجود دارد یا نه پاسخ مثبت بود و مسئله جدید این است که آیا این تفاوت و اختلاف در این دو گروه موجب اختلاف در نظام و روش تربیت هم خواهد شد یا نه؟

در بیان پاسخ به سؤال می گوییم اکثر مربیان و صاحبنظران وجود تفاوت بین دختر و پسر را حتی در جنبه های روانی و عاطفی و استعدادها و زمینه های ذهنی قبول دارند و می گویند که از این دید آنها دو دنیای متفاوت را در عالم پدیده ها و آفریده ها که کاملا از هم جدا هستند تشکیل
می دهند ولی اساسا مسأله ایجاب نمی کند که درباره امر تربیت آنها تفاوت هایی را قائل گردیم.(نوابی ن‍ژاد،شکوه.1378)

2-11-1 دلایل دو جنسی بودن تربیت :

ما می گوییم تربیت باید دو جنسی باشد، نوعی از آن زنان را شامل گردد و نوعی دیگر مردان را. ضمن اینکه در کلیات تربیت و در آنچه که مربوط به انسانیت انسان می شود این دو شریکند. اما آن دلایل عبارتند از :

1- تفاوت در جسم: در زن ومرد تفاوتهایی از نظر اعضای بدن دیده می شود که هر کدام از آنها نشان دهنده ی نوع کار و وظیفه ای است که برای آن ساخته شود.

در تربیت آنجا که مربوط به زن است جنبه زنانه قضیه و آنجا که مربوط به مرد است باید جنبه مردانه ی قضیه مورد نظر یاشد همینکه او دختر است و پسر نیست در آینده ای دور یا نزدیک لااقل بر اساس ساختمان بدن به دنیایی از تفوتها برخورد خواهد کرد که باید بتواند در برابر آنها موضعی صحیح اتخاذ کند.

دنیای بلوغ پسر و دختر یکسان نیست، مسأله رشدشان در آن مرحله جداً مسئله است تمنیات و خواسته هایی که در اثر رشد برای این دو نسل پدید می آید جداً متفاوت است. و طبعاً این دو وظیفه تربیت است که به هر کدام مسئله مربوط به خود را بیالموزد. و جه بسیار مسائلی هستند که آگاهی از آنها برای یک دختر ضروری است در حالی که برای پسر نه تنها ضروری نیست بلکه حتی قابل فهم هم نیست.

2- تفاوت در روان : در دنیای زن و مرد تفاوت های زیادی از نظر روانی به چشم می خورد.چه بسیارندخصلت هایی که در زن وجود داربد و در مرد یا نیست و یا بدان درجه شدت نیست. نوع استعداد هایی که در یکی وجود دارد در دیگری با درجات شدت و ضغف است. از آن بابت که آفرینش درباره هر کدام نظری خاص داشته است.

3- وجود تفاوت در وظایف: بر اثر نهضت های آزادی طلبانه زنان در غرب فرصت تشابه در انجام وظایف برای آنها پدید آمد و عملاً دیدیم زنان کارهای مردانه می کنند. در کارخانه ها، صنایع سنگین، در امور نظامی و سیاسی و حتی قضایی وارد شده و سر گرم تلاش شده ند.

بررسی نشان داده است که خلط وظیفه برای مرد و زن شکست و نا کامی پدید می آورد و بدین نظر در عین پذیرفتن اصل تربیت برای این دو قبول حقوق مساوی برای مرد و زن، نمی توانیم برای شأن تربییت مشابه و همانند را بپذیریم. نوع وظایفی که اینان در آینده بر عهده خواهند گرفت تعیین کننده نوع تربیتی است که درباره آنها باید ملحوظ گردد.( طباطبایی، محمد حسین.1360)

2-12 اسلام و دو گونگی تربیت

مراجعه به آثار اسلامی و منابع فقهی نشان می دهد که اسلام این دوگانگی را پذیرا است. تربیتی را برای پسران و دختران قائل است که با طبیعت فطری و اجتماعی آنان معارض نباشد این نکته ضروری است که این دو گونگی در تربیت دلیل بر امتیاز یکی بر دیگر ی نیست . ما میگوییم با در نظر گرفتن شرایط و امکانات و مقتضیات فطری و طبیعی آنها و بر اساس نظام اسلامی و وظایفی که در این نظام بر عهده هر کدام است به هرکس آنچه را که لایق اوست عطا گردد.

فلسفه دو گونگی تربیت بر اساس دو جنس مربوط می شود به مقصد و آمال تربیت و انجام وظایفی که از هر یک از این دو جنس در آینده بر عهده خواهند گرفت.

اینکه بگوییم زن و مرد در حقوق باید شبیه هم باشنند و همانند هم تربیت شوند سخنی دور از اعتدال است و از نظر ما آنان که مسأله تساوی را با تشابه مخلوط می کنند و اصرار دارند که این دو نسل بمانند هم و عین هم تربیت گردند حقوق هر دو را نادیده گرفته و به نابودی تلاش هر دو اقدام کرده اند.(حجتی،محمد باقر.1360)

2-12-1 دختر و حق تربیت:

دختر قبل از آنکه دختر باشد انسانی است که در سایه تربیت و عمل، عبادت و تقوا می تواند خلیفه خدا گردد و بدرجه ای برسد که خداوند او را عزیز خود حساب آورد و بر بسیاری از
انسان های دیگر برتری بخشد.

اگر تربیت حقی برای انسانیت به حساب آید ادای آن برای دختر ضروری تر است. از آن بابت که اگر زن تربیت شود در حقیقت مردم در دامان او تربیت خواهد شد و برعکس اگر او تربیت نیابد پسر تربیتی نخواهد یافت.

از سوی دیگر او انسان است و باید در امور مربوط به حیات اجتماعی شرکت داشته باشد. نقش مشارکت او به مراتب مهم تر از نقش مشارکت مرد است.

روایات اسلام در توصیه به تربیت دختران بسیار است. پیامبر (ص) فرمود :آنکس که دختری دارد باید او را تربیت کند.

دختر به مانند امانتی در نزد والدین است که باید رشد کند و پرورش یابد، استعداد او باید در جهت خیر و صلاح به کار افتد، عدم اعتنای به او و به سرنوشت او علاوه بر اینکه عقوبت الهی را در پی دارد و لطمه ای به وضع و موقعیت دختر است، موجب صدمه ای برای اجتماع هم خواهد بود. این خطا است که نیمی از وجود جامعه و پیکر اجتماع را نادیده بگیریم و مردم را از داشتن مادرانی با تقوا و فضیلت محروم سازیم. و در همه حال فراموش نکنیم شأن دختر در آفرینش در درجه ای است که درباره ی دوشیزه ای چون مریم خداوند خود تربیت او را عهده دار می شود. (اکبری، محمود .1379 )

2-13 ضرورت واهمیت تربیت دختران

برای اینکه از مغزهای خام امروزی کودکان ثمره ای برای فردای جامعه داشته باشیم برای اینکه جامعه بشری در طریق انسانیت و خیر گام بردارد ضروری است امروز دختران را دریابید، به آنها در امروز چیزی بدهید تا فردا بتوانند به اضعاف مضاعف از آنان چیزی بستانید یک دختر امروز مادر چند کودک فردا است ؟ همسر و همدوش کیست؟ آیا عضویتی در جامعه انسانی فردا را خواهد داشت یا نه؟ چگونه و چه صورت؟ از او برای فردایش چه توقعی دارید؟ می خواهید او چه نقشی را برای شما ایفا کند؟

چه تغییر و تحولی را در جامعه پایه بگذارد؟ آیا حاضرید سرنوشت خود و نسل خود و خانه و زندگی خویش را بدست هر کس بسپارید؟ یا برای آن ضوابطی را قائلید؟

کار تربیت این است که آن ضوابط و ویژگی مورد نظر از طریق تربیت باید به او منتقل شود و تربیت از این دید برای دختران مهم است.

ضرورت تربیت دختران از دیدگاه های دیگر نیز باید مورد بررسی قرار گیرد که اهم آنها از قرار زیر است:

2-13-1 از لحاظ ادای حق:

تربیت برای همه کودکان و از جمله دختران است و در ازای آن برای والدین بدهی و مسئولیت است. این مسئولیت به عنوان تکلیفی از جانب پروردگار و هم از لحاظ عرف و اجتماع بر دوش ماست.

ما در سایه این تکلیف است که وظیفه داریم دختر را بوجهی شایسته بپرورانیم و او را در مسیر هدایت و مصلحت قرار دهیم. این تکلیف بین پدر ومادر مشترک است و اجتماع هم از معلم و مدیر و افراد دیگر با جهت دهی و نظارت های خویش باید وسایل و امکانات را در انجام آن فراهم کنند.

2-13-2 از لحاظ خود فرد:

دختر انسانی است چون دیگر انسانها ، دارای زمینه ها و امکانات گوناگونی جهت رشد و تکامل است این استعداد ها باید شکوفا گردند، رشد و پرورش یابند و به مرحله ثمر دهی برسند.

سهل انگاری در تربیت دختر نه تنها سبب نادیده گرفتن ظرافتکاری هایی است که خداوند درآفرینش او به کار برده است، بلکه سبب پدید آمدن حالات سخت و شدید تری خواهد شد که زندگی را برای خود ودیگران دشوار خواهد ساخت.

2-13-3 از لحاظ عضویت جامعه:

دختر امروز عضوی از جامعه فردا است و باید برای پذیرش این عضویت آماده گردد.

نگه داشتن دختر در تاریکی بی توجهی و سهل انگاری و همگامی و درک و فهم و مسئولیت اجتماعی برای او نباشد. به طور همیشگی ضعیف و مستضعف بماند، لایق تحقیر و استخفاف باشد و در این امر نه عادلانه است و نه وجود زن درخور این استضعاف است.

توصیه این است که حتی در عین نادیده گرفتن مکتب . مذهب دختر تربیت یابد، وارد نور و روشنایی هدایت مربیان قرار گیرد، تا عضویت لایق و اندیشیده ای برای اجتماع داشته باشد.

2-13-4 از جهت پرورش نسل:

از بین دو جنس زن ومرد این زن است که خداوند امر آفرینندگی مجدد و حفظ و پرورش امانت خود را فرزند است به او عطا کرده است.

باید دختر را رشد و پرورش داد تا بتواند نسل خود را رشد و پرورش دهد.

اسلام برای تربیت فرزتدان مادران آگاه ، مؤمن و پرهیز کار می خواهد، وجود پرورش یافته ی آن را رکن اساسی و نیرومند سعادت جامعه ی بشری می داند و قائل است که اثرات تربیتی او برای همیشه و تا پایان عمر در اذهان خواهد ماند . بدین نظر برای تربیت او اهمیت قائل است و توصیه می کند که زمینه را برای صلاحیت و لیاقت او فراهم کنیم.

2-13-5 در جنبه اصلاح جامعه:

تربیت دختران و اصلاح وضع آنها نقش فوق العاده ای در اصلاح جامعه خواهد داشت شکست دنیای امروز در عرصه حیات اجتماعی و کثرت مفاسد و تبهکاری ها، درگیری ها و نابسامانیها تا حدود زیادی مربوط می شود به کمبود مادرانی فهمیده و آگاه که به مسائل وظیفه خود روشن و نسبت به انجام آن متعهد باشند


دانلود موقعیت طبیعی و جغرافیایی اصفهان

شهرستانهای استان اصفهان عبارت انداز اصفهان، لرستان، برخوار و میمه، خمینی شهر، خوانسار، سمیرم، شهرضا، فریدن، فریدون شهر، فلاورجان، کاشان، گلپایگان، لنجان، مبارکه، نائین، نجف آباد و نطنز که در رابطه با آنها توضیح مختصری داده خواهد شد
دسته بندی جغرافیا
فرمت فایل doc
حجم فایل 110 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 61
موقعیت طبیعی و جغرافیایی اصفهان

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول:موقعیت جغرافیایی و تقسیمات شهری

فصل اول:موقعیت جغرافیایی و تقسیمات سیاسی استان

استان اصفهان با مساحتی حدود 105.937 کیلو متر مربع بین 30 درجه و43 دقیقه تا34 درجه و27 دقیقه عرض شمالی خط استوا و49 درجه و36 دقیقه تا55 درجه و31 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است. این استان که در مرکز ایران واقع شده،از شمال به استانهای مرکزی،قم و سمنان؛از جنوب به استانهای فارس و کهکیلویه و بویراحمد؛از شرق به استانهای خراسان و یزد؛و ازغرب به استانهای لرستان و چهار محال و بختیاری محدود است.

بر اساس آخرین تقسیمات کشوری،این استان دارای17 شهرستان،60 شهر،37 بخش و116 دهستان،و مرکز آن شهر اصفهان است.

شهرستانهای استان اصفهان عبارت انداز: اصفهان، لرستان، برخوار و میمه، خمینی شهر، خوانسار، سمیرم، شهرضا، فریدن، فریدون شهر، فلاورجان، کاشان، گلپایگان، لنجان، مبارکه، نائین، نجف آباد و نطنز که در رابطه با آنها توضیح مختصری داده خواهد شد.

موقع طبیعی و جغرافیایی

اصفهان منطقه نسبتاً کوهستانی وسیعی به مساحت 197،403 کیلو متر مربع است(به انضمام چهارمحال و بختیاری) که در مرکز فلات ایران واقع شده. از شمال محدود است به نواحی کاشان و گلپایگان، از جنوب به آباده و بهبهان، از مشرق به شهرستان یزد، از مغرب به نواحی بختیاری و حدود خوزستان. طول آن از زردکوه در خاک بختیاری که منبع زاینده رود است تا دریاچه گاو خونی[1] تقریباً سیصد کیلومتر و عرض آن را از کوههای قهرود که حد شمالی آن است تا قریه امین آباد که حد جنوبی آن و در خاک فارس واقع است240 کیلومتر ذکر کرده اند.[2] وسعت استان اصفهان و شهرستانهای تابعه آن به تفکیک به شرح زیر است:[3]

استان اصفهان به استثنای چهارمحال وبختیاری 170،396 کیلو متر مربع

شهرضا 9،256 «

شهر اصفهان 24،212 «

اردستان 14،240 «

فریدن 7،140 «

نائین 46،720 «

نجف آباد 3،604 «

شهر اصفهان امروز در جلگه سبز و خرمی در کنار زاینده رود واقع شده و طول آن از مشرق به مغرب 18 کیلومتر و عرض آن از شمال به جنوب12 کیلومتر است(ما فروخی اصفهانی در قرن پنجم هجری طول و عرض این شهر را چهارده فرسنگ در شش فرسنگ با هشت دروازه ذکر کرده و گفته است که هشتصد پاره دیه و مزرعه دارد.)[4]

طول و عرض جغرافیایی ـ قدما اصفهان را به حسب طول و عرض از اقلیم سوم گرفته اند. طول آن را از جزایر خالدات(عوم) و عرض آن را از خط استوا(لب) ذکر کرده اند. طول و عرض جغرافیایی آن بر حسب اندازه گیری بین المللی امروز از این قرار است: طول شرقی آن از نصف النهار گرینویچ51 درجه و39 دقیقه و40 ثانیه و عرض شمالی آن از خط استوا32 درجه و38 دقیقه و30 ثانیه است.

ارتفاع اصفهان از سطح دریا بین 1،475 تا 1،584 متر ضبط شده است.

حداکثر ارتفاع استان اصفهان در شهرکرد2،066 متر و حداقل آن در یزد 1،233 متر است.

جلگه اصفهان در حدود 300 متر از تهران بلندتر است و اختلاف ساعت آن با تهران 20 ثانیه است.

پستی وبلندی ـ اصفهان در مرکز فلات ایران واقع شده و منطقه ای است نسبتاً کوهستانی که از سمت مغرب در طول دره وسیعی که بستر زاینده رود است به وسیله کوههای مرتفع محصور شده. ارتفاع متوسط آن از سطح دریا 1475 متر و کوههای آن از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده.

ارتفاع کوههای اطراف اصفهان در حدود 3000 متر است و مهمترین رشته آن در جنوب غربی واقع شده که جنس سنگهای آن آهکی است و نقاط صعب العبور دارد. سرچشمه رودخانه های کارون و زاینده رود در این قسمت است.

سلسله کوههای منطقه اصفهان از زردکوه بختیاری که آن نیز از شعبات کوههای لرستان است منشعب می شوند. کوه منگشت به ارتفاع 1500 تا 3000 متر مانند دیواری ییلاق بختیاری را از قشلاق جدا می کند و شعبه آن سبزکوه بین پشتکوه و چهارمحال قرار دارد. ارتفاع کوههای فریدن از دو تا سه هزار متر است که به موازات یکدیگر مانند پنجه ای از جنوب به شمال امتداد یافته و به کوههای خونسار می پیوندند. کوههای کرون در مغرب اصفهان از مغرب به مشرق ممتد هستند و فواصل آنها به طور متوسط از 24 تا 30 کیلومتر است. بدنه کوههای این قسمت عاری از آب و اشجار است و فقط در چند نقطه آب و درختی مشاهده می شود. دالان کوه حد غربی ناحیه کرون را تشکیل می دهد. از شاه کوه لنجان که امتداد آن شمالی و جنوبی است دو رشته کوه از مغرب به مشرق منشعب می شود که جاده اصفهان به شهرضا را قطع می کند. یکی کوههای کلاه قاضی است و دیگری کوههای مهیار که گردنه و تنگ چالشتر و ارچینی در آن واقع است.

ارتفاعات نزدیک شهر ـ دنباله ارتفاعات شاه کوه لنجان در جنوب اصفهان به دو رشته کوه کم ارتفاع صفه و بابا سعید متصل می شود که جهت آنها از جنوب به مشرق است. ارتفاع کوه صفه در جنوب شهر اصفهان به 2400 متر می رسد. این رشته کوه با تضاریس زیادی که دارد و به علت نزدیکی آن به شهر، بر زیبایی موقع طبیعی اصفهان افزوده است. در 25 کیلومتری شمال غربی اصفهان کوههای سید محمد واقع شده که از کنار جاده شوسه اصفهان شروع می شود و به کوههای کرون و قمیشلو و علوی اتصال می یابد. این کوه دو سه چشمه کم آب دارد و یکی از آنها به نام چشمه منظر در بین اهالی شهرت دارد و از گردشگاههای شهر به شمار می رود.

ارتفاعات شمال اصفهان به منزله تپه های خاکی محسوب می شوند که به گردنه مادر شاه در سه راه اصفهان به تهران متصل شده، به کوه چاله سیاه در 35 کیلومتری شمال غربی اصفهان ختم می شود.

اندکی دورتر شمال جلگه اصفهان را کوههای نطنز و قمرود کاشان محدود می کند و کوه معروف کرکس به ارتفاع 3350 متر به خط مستقیم در پنجاه کیلومتری شمال اصفهان واقع شده که اغلب از برف پوشیده است و به واسطه ارتفاعی که دارد از دور به خوبی نمایان است.

تنگ و گردنه ـ گردنه های معروف اطراف شهر عبارت است از: گردنه گاومیش، گردنه رخ و تنگ بیدکان که در سر راه اصفهان به بختیاری واقع شده اند. تنگ بیدکان به طول 12 کیلومتر در کوه بیدکان واقع شده و در مدخل آن آب بسیار گوارایی جریان دارد و راه شوسه اصفهان به شهرکرد از این تنگ می گذرد. گردنه رخ در شمال غربی کوه رخ واقع شده و راه شوسه جدید الاحداث اصفهان به شهرضا و شیراز از آن می گذرد.

تنگ لاشتر(عامه مردم این تنگ را لارشتر می نامند) به طول شش کیلومتر بین کوه کلاه قاضی و کوه لاشتر که راه شوسه اصفهان به شهرضا و شیراز از آن می گذرد از گردنه های خیلی نزدیک به شهر است.

گردنه گاو پیسه، تقریباً در یک فرسخی جنوب باغ وحش و گردنه آب نیل بین اصفهان و قریه پیر بکران از گردنه های سهل العبور اصفهان در جنوب غربی این شهر و در بلوک لنجانات واقع شده است.

دیگر از گردنه های معروف گردنه مورچه خورت در شمال اصفهان و تنگ اشترگان، دیزی از دهات لنجان علیا و دهکده اشترگان است.

گردنه هایی که از شهر فاصله بیشتری می گیرد، بیشتر در ناحیه کوهستانی چهارمحال و بختیاری و فریدن واقع شده اند و مشهورترین آنها عبارتند از: از گردنه خراجی که از قهمرخ به شلمزار می رود و گردنه مردارکش بین شلمزار و پشتکوه و گردنه تل بین پشتکوه و ایذه(مال امیر سابق) و گردنه ساطعی و گردنه بازفت بین خاک اصفهان و گرمسیر.

گردنه های امامزاده و گاو جفت و بارز و آب ملخ در کوههای فریدن واقع شده و محل عبور طایفه موگویی و چهارلنگ به پشتکوه است. گردنه های دیگر عبارتند از: گردنه دزدان در کوههای آخوره علیا، گردنه سرخ و آب گرم سرراه کرون به چادگان فریدن. گردنه آب پونه و گردنه فوده در سرراه شهرضابه لنجان.

دشت ها

ـ دشت برخوار

دشت مسطح برخوار در جهت شمال شرقی به رشته کوههای مرکزی در جنوب غربی اردستان ختم می شود و دارای آب و هوایی نیمه بیابانی، گرم و خشک در تابستان و سرد و خشک در زمستان، است.

ـ دشت آبرفتی کاشان

این دشت، دشتی نسبتاً هموار است که طرف جنوب به ارتفاعات کرکس و از طرف شمال به نوار ریگ بلند(در محلی به نام بندریگ) ختم می شود.

ـ دشت مبارکه

دشت مبارکه در شهرستان مبارکه به وسیله رشته کوه های متعدد احاطه شده است که از معروف ترین آن ها می توان به کوه های خولنجان، طالخونچه، کوه زرد، کوه قلعه بزی اشاره نمود.

آبشارها

جاذبه های طبیعی؛

1- آبشار شالورا:

این آبشار در 65 کیلومتری غرب اصفهان و در نزدیکی روستای جومیهن قرار دارد.

2- آبشار کرد علیا:

این آبشار که در 90 کیلومتری غرب اصفهان و در ارتفاعات دالانکوه قرار دارد، از آب شدن برف های دالانکوه بوجود آمده است و در بهار منظره بسیار زیبایی ایجاد می کند.

3- چشمه آب معدنی ورتون:

در 43 کیلومتری جاده اصفهان به یزد جاده ای فرعی وجود دارد که پس از طی 18 کیلومتر به ناحیه ورتون می رسد. بعد از ورتون در فاصله 12 کیلومتری، چشمه های معدنی ورتون قرار گرفته اند. در این منطقه حمام هایی به سبک دوره صفویه است که اکثر‌اً مخروبه اند و برخی از آنها که سالم است مورد استفاده مردم قرار می گیرد آب گرم ورتون از دسته آبهای مکروه بی کربناته و سولفاته گرم است. خواص درمانی استحمام در این آب عبارتست از: تسکین دهندگی دردهای عصبی و رماتیسمی. این آب در صورت نوشیدن باعث ازدیاد ترشح معده می گردد به سبب وجود سولفات سدیم در ترکیب آن، این آب خاصیت ملین دارد و سرانجام وجود آهن در ترکیب.

رشته کوه ها

استان اصفهان

ـ رشته کوههای قمیشلو در بخش مرکزی و دنباله بیدگان در غرب، رشته کوههای زردکوه، کوه کالخونی و سفیدکوه در مرکز، کوه قاضی در شمال شهرستان شهرضا.

ـ کوه بهوروز، چالقفا، پشم کن و کوه باغک در سمیرم.

ـ رشته کوههای اردستان از انشعابات کوه کرکس در کاشان.

ـ کوه سراش، محمدیه و زردکوه از مهمترین ارتفاعات شهرستان نائین.

ـ کوه دنیار، الجوق، دنباله زردکوه و قمیشلودر سمیرم.

ـ بلندترین قله کوههای سلسله جبال مرکزی ایران که از شهرستان گلپایگان می گذرد در این ناحیه قله حاجی تارا به ارتفاع 3560 متر می باشد.

رودها:

مهمترین رودخانه های این استان عبارتند از:

1- زاینده رود که از ارتفاعات زردکوه بختیاری در شهرکرد سرچشه میگیرد، جهت جریان آن از غرب به شرق است آب این رودخانه بخصوص پس از حفر تونل کوهرنگ در کوه کارکنان با طول 160 کیلومتر و با انشعابات کوچک خود کلیه قراء و مزارع اطراف را مشروب مینماید و سیلاب آن به باتلاق گاوخونی منتهی میگردد .

سرچشمه زاینده رود نزدیک سرچشمه اصلی رود کارون است و حد فاصل این دو رود از زیرکوه در حدود سه کیلومتر میباشد.

2- رودخانه مرغاب از کوههای داران سرچشمه گرفته نجف آباد را مشروب و در نزدیکی آبادی جوزدان به زاینده رود منتهی میشود.

3- رودخانه های گندمان، شمس آباد، حنا در سمیرم واقع و به رودخانه خرسان ملحق میگردند.

4- رودخانه قبله از کوههای جنوبی خوانسار سرچشمه گرفته وارد قسمت مرکزی شهرستان گلپایگان گشته و پس از مشروب کردن این ناحیه و گذشتن از گلپایگان با نام رودخانه لعل یار به جریان خود ادامه میدهد.

5- رودخانه کرون از ارتفاعات نبله و داران و شعبه دیگر آن نیز از کوه صالح و مکه سرچشمه گرفته پس از آبیاری دهستانهای اطراف خود در شمال جوزدان به زاینده رود میریزد.

آب و هوا ـ شهر اصفهان در جلگه واقع شده. اراضی آن رسی است و در نقاط مختلف آن به تفاوت از 75 سانتیمتر تا یک مترو نیم به قشری محکم از رس می رسد که سخت و غیر قابل نفوذ است. پی منازل و ساختمانهای معمولی بر روی همین قشر رس بنا می شود. دیوارهای گلی قدیمی که حصار باغات داخل و خارج شهر را تشکیل می دهد بر روی همین قشر رس ترکیب شده و بعضی از آنها حتی چند صد سال دوام کرده است. خشت خامی که از این خاک رس ساخته می شود به اندازه آجر پخته استحکام دارد و در بیشتر بناهای قدیم چندین صد سال دوام کرده است. دوام نوع مخصوصی از این خشت خام در آثار کهن آتشگاه حتی به دو هزار سال می رسد. رشته کوههای محلی اصفهان در اطراف شهر از مغرب و جنوب به سوی مشرق کشیده شده و با ارتفاع یکنواخت و تضاریس قلل آنها، هماهنگ آثار تماشایی داخل شهر منظره ای طبیعی و تماشایی به وجود آورده است. منظره زیبای کوههای اطراف اصفهان از فراز عمارت عالی قاپو در میدان نقش جهان و از قله کوه آتشگاه به خوبی نمودار می شود. چون به غیر از نواحی نجف آباد و دهستانهای برخوار و کوهپایه بقیه بخشهای اصفهان در کنار رودخانه پر برکت زاینده رود واقع شده، آب و هوای آن معتدل و فصول چهار گانه آن منظم است. شمال اصفهان تا نود کیلومتر باز است و بادهای خنک شمالی از این طریق می ورزد، اما جنوب آن از سه کیلومتری بسته می شود.(جغرافیادانانقدیم عرب گفته اند که اصح مساکن و بلاد شهری است که شمال آن گشاده و جنوبش گرفته باشد) وبه طوری که ذکر شد اصفهان دارای چنین موقعیتی است و چون جنوب و غرب آن کوهستانی و شمال و شرق آن جلگه است دارای اختلاف هوا و بارندگی است، چنانچه در فریدن و چهارمحال که در مغرب واقع شده و کوهستانی است بارندگی زیاد و در مدت زمستان کلیه اراضی آن نواحی مستور از برف است و قسمت عمده زراعت آنان دیم است و به واسطه سردی هوا محصول صیفی به ندرت به عمل می آید. بالعکس در شمال و مشرق که عموماً جلگه و شوره زار است بارندگی کمتر و بی دوام می باشد و کشاورزان زراعت تابستانی خود را با آب قنات و چاه مشروب می کنند. هوای این قسمت خیلی خشک و در تابستان بسیار گرم است. اراضی شرقی به واسطه مجاورت با باتلاق گاوخونی و ریگزار و کویر هنگام روز به واسطه تابش آفتاب بی اندازه گرم و در شب خیلی سرد است.

به طور کلی در هر موقع از سال در این شهر وزش باد جریان دارد، ولی عموماً بادها از سمت جنوب غربی می وزند و به همین سبب است که ابر باران نیز از همین سمت نمایان می شود. بادهای موسمی اصفهان که از مغرب به مشرق می وزد در دو موقع از سال شروع می شود. یکی از نیمه اول اسفند تا نیمه اول اردیبهشت که بادهای سرد می وزد و دیگری از اوایل شهریور تا اواسط مهر که بادهای خزانی نسبتاً گرم می وزد. در بعضی سالها شدت فشار و سرعت باد زیادتر از حد معمول می شود ولی کمتر شنیده شده که بادهای شدید در اصفهان خساراتی ببار آورده و زندگی مردم را فلج کرده باشد.

تقسیمات آب و هوایی

استان اصفهان در مرکز فلات ایران است و به علت گستردگی زیاد، شامل بخشهای متعدد کوهستانی و جلگه ای است. این نواحی عبارتند از:

1- ناحیه کوهستانی اردستان؛ که شهرستان اردستان را به وسیله دو رشته کوه: یکی در غرب از حوزه زاینده رود و دیگری در شرق از کویر لوت جدا می سازد. این ناحیه کوهستانی به وسیله یک رشته از کوه های کم ارتفاع به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم می شود. قسمت شمالی شهرستان های نائین، اردستان، کاشان و قسمت جنوبی شهرستان یزد را که در دامنه شیرکوه واقع شده است، در بر می گیرد.

2- ناحیه کوهستانی شمال شرقی و شرق؛ که شهر نطنز نیز در دامنه بلندترین قله آن یعنی کوه کرکس کوه قرار گرفته است.

ناحیه کوهستانی غرب که شهرستانهای فریدن و فریدون شهر را در بر می گیرد.

3- قسمت جلگه ای؛ که از آبرفت های زاینده رود به وجود آمده و با شیب ملایمی به باتلاق گاوخونی در جنوب شرقی اصفهان منتهی می گردد.

آب و هوای استان اصفهان به طور کلی معتدل خشک است، اما با توجه به تأثیر بادها و دوری و نزدیکی به منطقه کوهستانی غرب و دشت کویر در شرق و جنوب شرقی، می توان آب و هوای آن را به 3 بخش متمایز تقسیم کرد.

4- آب و هوای بیابانی؛ که شمال شهرستان نائین، حوزه بیابانک و انارک تا شمال اردستان را در بر می گیرد. مشخصه ویژه آن تغییر شدید و سریع درجه حرارت، کمی بارش باران و وزش بادهای تند در طول سال است.

5- آب و هوای نیمه بیابانی؛ که شهرستان اصفهان را در بر می گیرد و خشکی هوا و کمی بارندگی از مشخصات این نوع آب و هواست. رودخانه زاینده رود به طرز چشمگیری بر روی آب و هوای این ناحیه تأثیر مثبت دارد و آن را تعدیل می کند.

6- آب و هوای نیمه مرطوب سرد؛ که قلمرو غرب و جنوب غربی اصفهان را در بر می گیرد. به نسبت افزایش ارتفاع، میزان بارندگی افزایش می یابد و از درجه گرمای هوا کاسته می شود.

شهر چهار فصل ـ از لحاظ نظم و تربیت فصول چهارگانه سال،هیچ یک از شهرهای ایران با اصفهان برابری نمی کند. روز اول فروردین و اول تیر و اول مهر و اول دی، شروع چهار فصل بهار و تابستان و پاییز و زمستان را اعلام می دارند و تغییرات استثنایی به ندرت دیده شده است.

در اواسط میزان(ماه مهر) هوا اندکی میل به سردی می کند. شب هفدهم مهر را رعا یا از قدیم جلبند می نامند و احتمال می رود که از آن شب به بعد بعضی از حاصلها را که به درخت باشد یا نرسیده باشد سرما آسیب برساند. اواخر میزان تا اواسط عقرب(آبان) شروع خزان و فصل برگریزان اصفهان است و در آن وقت دیگر میوه ای به درخت یا مزرعه نمی گذارند و همه را چیده و انبار می کنند. از اوایل آبان معمولاً بارندگی شروع می شود و در اول قوس (ماه آذر) تمام برگ درختان ریخته و درختها به مانند چوب خشک می شوند. در اواخر آذر هوا کاملاً سرد شده و احتمال باریدن برف می رود، از اول جدی(دی) تا دهم دلو(بهمن) اوج سرما و باریدن برف و یخبندان است و آن را چهله بزرگ می نامند و از دهم دلو تا اول حوت(اسفند) سردی هوا بی اعتبار است مگر در سالهای استثنایی که سردی زیاد باشد و آن را چهله کوچک می نامند. از اوایل اسفند هوا رو به گرمی می رود و در اول اول ثور(اردیبهشت)، هوا گرم و معتدل است و در اول جوزا، (خرداد) گرمی هوا زیاد می شود ولی طاقت فرسا نیست و این ماه شروع میوه های اصفهان است تا اوایل سرصان(تیر) که هوا به اوج گرمی خود می رسد.

هوای اصفهان اکثراً صاف و آفتابی است و پیوسته باد معتدل(نسیم) در آن وزان است. معمولاً هوا چنان صاف و شفاف است که ستاره زهره ؟؟

درجه حرارت

بر اساس گزارش ایستگاه سینوپتیک شهر اصفهان در سال 1373، حداکثر درجه حرارت6/40 درجه سانتیگراد، حداقل درجه حرارت 6/10- درجه سانتیگراد و متوسط درجه حرارت سالانه 7/16 درجه سانتیگراد ثبت شده است. طبق همین گزارش، تعداد روزهای یخبندان استان 76روز و متوسط میزان بارندگی سالانه آن 9/116میلی متر است.

بادهایی که در استان اصفهان می وزند، عموماً بادهای غربی و جنوب غربی اند. وزش بادهای جنوب غربی زمان خاصی ندارد و این بادها در اغلب ایام سال وی وزند‍؛ اما بادهای غربی معمولاً در دو موقع از سال، یکی از نیمه اسفند تا نیمه اردیبهشت، و دیگری از اوایل شهریور تا اواسط مهر، می وزند.

روی هم رفته بادهای شدید فقط در نواحی بیابانی استان می وزند و ساز بادهای استان معمولاً به صورت نسیم و بادهای خفیف محلی اند.

شهر اصفهان از نظر آب و هوا ممتاز، و فصول چهارگانه آن بسیار نامنظم است؛ چنانکه آغاز و پایان هر فصل به خوبی مشهود است.(کتاب استان اصفهان- حسن زنده دل)

؟؟؟؟

حداکثر درجه حرارت اصفهان در تابستان در اول مغرب و در سایه بعدازظهر به 30درجه سانتیگراد می رسد و حداقل آن در بعضی سالها ده درجه زیر صفر است. گرمای تابستان طاقت فرسا نیست و به علت وفور آب و اشجار فراوان بدون احساس ناراحتی قابل تحمل است. اغلب شبهای تابستان هوا خنک است و خوابیدن در هوای آزاد بدون پوشش کافی امکانپذیر نیست. زمستانهای خیل یسردهم به ندرت اتفاق می افتد و معمولاً هو معتدل است. استثنائاً در زمستانهایی که تمام فلات ایران در معرض جریان هوای بسیار سرد قرار می گیرد، اصفهان هم از سردی هوا مستثنی نبوده و به شدت سرد می شود، معذلک سرمای آن غیر قابل تحمل نیست.

مؤلف کتاب(الاصفهان) نوشته است که در مدت سی سال فقط یک شب درجه حرارت به 20درجه زیر صفر رسیده است و دو شب قبل و بعد آن 16درجه بوده. وی نوشته است که این سرما درختهای مو و انار را خشکانید و می گوید آن را که به هوا می پاشیدیم موقع فروریختن روی یخهای زمین صدای آتشبازی می کرد. آب رودخانه و نهرها چون از عمق یخ می بست روی یکدیگر منجمد شده و بالا آمده مملو می شد و از اطراف جریان پیدا می کرد و به عمارتها و دیوارهای آن صدمه می زد. حیوانات را خیلی تلف کرد.

میزان بارندگی

در اصفهان بارندگی منحصر به زمستان است و در پاییز و بهار به ندرت بارندگی می شود و اگر در موقع بهار ابرهایی در آسمان ظاهز شود با بادهایی که در این فصل می وزد پراکنده شده مانع بارندگی می شود.

میزان بارندگی سالیانه در اصفهان زیاد نیست و متوسط ارتفاع باران که از آبان تا اواخر اردیبهشت در این شهر می بارد بین 100 تا 150 میلیمتر بیشتر نیست.

بعضی سالها از 30 تا 40 میلیمتر هم تجاوز نمی کند و بر روی هم خشکسالی بیش از سالهای مرطوبی است. اتفاق افتاده است که چند سال استثنایی چهل روز متوالی آسمان این شهر ابری بوده و برفهای سنگین باریده است. اما میزان بارندگی در ارتفاعات مغرب اصفهان که سرچشمه زاینده رود است خیلی بیشتر است. زرد کوه و کوهرنگ و ساز کوههای بختیاری معمولاً از برف پوشیده می شود و این کوهها اصلی آب و سرچشمه رودخانه اصفهان است.

چنانکه ذکر شد در اصفهان معمولاً تغییرات شدید آب و هوا و انقلابات جوی کمتر دیده شده است و اگر استثنائاً در سالی انقلاب جوی رخ دهد، نیز بسیار محسوس و قابل توجه است، چنانچه از اواخر آبان تا آخر نیمه اول آذر ماه سال 1333 برای مدت بیست روز متوالی بارانهایی بارید که مسلماً در تاریخ پانصد سال اخیر این شهر نظیر نداشته است و به خانه های مسکونی و ابنیه شهر و بناهای باستانی که برای مقاومت در مقابل چنان بارانهای بیسابقه آماده نبودند، خسارات فراوان رسانید و رعب و وحشتی عجیب مردم را فرا گرفت. بارنهای مزبور در مدت 20روز به میزان 5/167 میلیمتر رسید و مردم فقیر و ساکنین قسمت های قدیمی شهر که خانه های گلی آنها را آب باران فرا می گرفت و خراب می شد به شبستانهای مساجد بزرگ و تاریخی پناه بردند و به دنبال ریزش این بارانها زاینده رود در روزهای شانزدهم و هفدهم آذر 1333 طغیان بیسابقه ای کرد و شهر اصفهان مورد تهدید واقع شد.

زاینده رود ـ مهمترین رودخانه ای که در مرکز ایران جای است زاینده رود می باشد که از ارتفاعات زردکوه بختیاری و از رشته ای به نام کوهرنگ سرچشمه گرفته و از مغرب به مشرق تا باتلاق گاوخونی جریان دارد.

طول این رودخانه را با پیچ و خمهای آن 400 تا 480 کیلومتر نوشته اند، ولی این فاصله به خط مستقیم 270 کیلومتر است، عرض بستر رودخانه تا 200 متر کم و زیاد می شود. قلل چهل چشمه و کوهرنگ در خاک بختیاری سرچشمه این رودخانه است و بیشتر ایام سال مستور برف است. بستر این رودخانه از سرچشمه تا مصب از خود زایش آب می کند و به همین جهت زاینده رود نام دارد. قسمت اولیه مجرای زاینده رود پیچ و خمهای زیاد دارد ولی هرقدر پایینتر می آید پیخ و خم آن کمتر می شود تا می رسد به کوه قلعه بزی که در انحنایی به مسافت 12 کیلومتر و بر خلاف مجرای اصلی از مشرق به مغرب جریان پیدا می کند و از پل فلاورجان تا شهر اصفهان از مغرب به مشرق24کیلومتر مسافت را به شکل مارپیج طی می کند و در وسط این مسافت کوه آتشگاه واقع است که از قله آن پیچهای رودخانه دیده می شود که به شکل مار پیچد و شاید به همین سبب بوده است که این کوه را ماربین و به این مناسبت دهات اطراف این کوه را ماربین نامیده اند و هم اکنون نیز ماربین نام دارد و از لحاظ وفور میوه و سرسبزی و صفا مهمترین بلوک اصفهان است.

باتلاق گاوخونی

جلگه ای است ناهموار که قریب سی کیلومتر طول و عرض آن است و وسعت آن با افزایش و نقصان آب رودخانه تغییر می کند.

این باتلاق از طرف جنوب و مشرق محدود می شود به تپه هایی از ماسه و شن که بلندی آنها متجاوز از 200متر است. بالای آن تپه ها ابتدا جرقویه علیا و بعد دشت وسیعی است به طول چندین فرسخ از ماسه و شن به سمت ابرقو تمام جرقویه علیا از چشمه های زاینده رود مشروب می شود.

تقسیم آب زاینده رود

تقسیم آب زاینده رود طبق طومار معروف شیخ بهایی

مختص- یعنی همه آب زاینده رود از پانزدهم اردیبهشت تا آخر آن و از 15آذر تا آخر برج، مخصوص بلوک رودشتین است(رودشت علیا و سفلا آخرین قسمتهای آبخور زاینده رود است).

مشترک- یعنی آب زاینده رود از آخر اردیبهشت تا شش ماه به طور مشترک در اختیار بلوک پایین رودخانه است.

آزاد- یعنی از آخر آذرماه تا پانزدهم اردیبهشت آب زاینده رود آزاد است و همه آبادیها می توانند از آن استفاده نمایند.

طبق طومار شیخ بهایی آب رودخانه به 33 سهم تقسیم می شود که به وسیله نهرهایی که از رودخانه منشعب می شود و آنهار امادی می نامند آب را به قراء ودهات می رسانند. سهام مزبور به قرار زیر است:

1- بلوک لنجان شش سهم

2- بلوک النجان چهار سهم

3- بلوک ماربین چهار سهم

4- بلوک چی شش سهم

5- بلوک کرارج سه سهم

6- بلوک رودشتین شش سهم

7- بلوک برآآن چهار سهم

مادیها

کلمه مادی در اصفهان اصطلاح محلی است و به معنی نهر آب است.

چندین مادی از زاینده رود منشعب می شوند و مزارع و باغات و خانه های اصفهان را مشروب می سازند. مادیهای مشهور عبارتنداز:

1- مادی نیاصرم- بیشتر نزدیک رودخانه است.

2- مادی فرشادی- که محل انشعاب آن بالاتر از نیاصرم و در کنار قریه ناجوان(ناژوان) ماربین است آب آن مادی نیاصرم است.

3- مادی شاه- یا جوی شاه، که خاصه عمارات و باغهای شاهی بوده است.

4- مادی فدین- چون بعضی از سلاطین شاخه ای از این نهر را فدای نفس خود کرده و اکثر آن را وقف شهر نموده بودند به مادی فدا مشهور بوده است، ولی امروز آن را مادی فدین می گویند.

5- مادی تیران- که در منتها الیه حد غربی


دانلود بررسی تأثیر هوش هیجانی در موفقیت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

بی شک معطوف شدن نگاههای والدین و جامعه ی آموزش کشور به برآورده ساختن نیازهای علمی دانش آموزان سبب شده است تا نیازهای روحی آن دسته از افراد در بین مشکلات گوناگون کم رنگ شود اگر خصوصیاتی نظیر گذشت، همدلی، شوخ طبعی، کمک به دیگران درک ضعف خود و دیگران ، عدالت خواهی، رازداری، کنترل خشم و احساسی بودن را از جمله ویژگیهای هوش هیجانی یا هوش اجتماعی بدانیم
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 61 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 61
بررسی تأثیر هوش هیجانی در موفقیت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

فروشنده فایل

کد کاربری 8044


مقدمه:

بی شک معطوف شدن نگاههای والدین و جامعه ی آموزش کشور به برآورده ساختن نیازهای علمی دانش آموزان سبب شده است تا نیازهای روحی آن دسته از افراد در بین مشکلات گوناگون کم رنگ شود اگر خصوصیاتی نظیر گذشت، همدلی، شوخ طبعی، کمک به دیگران درک ضعف خود و دیگران ، عدالت خواهی، رازداری، کنترل خشم و احساسی بودن را از جمله ویژگیهای هوش هیجانی یا هوش اجتماعی بدانیم ضرورت دارد که سازمان آموزش و پرورش کشور دانش آموزان مستعد و مدیران آینده کشور را تربیت کند. بررسی های انجام شده در تعیین هوش هیجانی نشان داده است که هوش هیجانی در دانش آموزان خودنمایی می کند. و به همین علت است که در طول سالیان دراز مدارس جهت توجه به این نیازهای درونی اقداماتی مانند المپیادهای ورزشی، طرح پژوهش های دانش آموزی، ابداعات و خلاقیت در زمینه های علوم انسانی در برنامه های مدارس گنجانده شده است. تحقیقاتی در زمینه توضیح رابطه هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی در دنیا و در ایران به عمل آمده است و اغلب معنادار بودن رابطه را نشان داده است. هوش هیجانی خود به تنهایی تولیدکننده ی موفقیت نیست اما واقعیت این است که اسنادهای مثبت در درازمدت می تواند عامل پیش بینی کننده ی خوبی برای موفقیت باشد (سیارویی و همکاران، 1384)

بیان مسئله پژوهش

مسئله اصلی در این پژوهش تأثیر هوش هیجانی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع دبیرستان است. تأثیر هوش هیجانی بر پیشرفت تحصیلی در واقع سازه هایی هستند مستقل اما با یکدیگر ارتباط بسیار دارند. وجود هوش هیجانی و احساس در انسان واقعیتی انکار ناپذیر است و در انسان نیم کره ی راست مغز مربوط به هوش هیجانی است هوش هیجانی که مواردی از قبیل علاقه به شادی، ترس از تحقیر و غیره. هوش هیجانی توانایی آگاه بودن از خود، درک و فهم خود و دیگران توانایی مواجه شدن با هیجانات شدید و مدیریت خود و .... است. جان انیل، 1996 هوش هیجانی را چنین تعریف می کند: هوش هیجانی نوع دیگری از هوش است این هوش مشتمل بر شناخت احساسات خویشتن و استفاده از آن برای اتخاذ تصمیم های مناسب در زندگی است توانایی اداره ی مطلوب خلق و خوی و وضع روانی و کنترل تکانش هاست عاملی است که به هنگام شکست ناشی از دست نیافتن به هدف در خود ایجاد انگیزه و امید می کند هم حس یعنی آگاهی از احساسات افراد پیرامون شماست. نظریه پردازان می گویند که هوش هیجانی در واقع به ما می گوید که چه کار می توانیم انجام دهیم هوش هیجانی یعنی داشتن مهارت تا بدانیم چه کسی هستیم و چه افکار، احساسات، عواطف و رفتاری داریم یعنی شناخت عواطف خود و دیگران تا بتوانیم بر اساس آن رفتاری مبتنی بر اخلاق و شایستگی داشته باشیم.

اهمیت پژوهش

در واقع انجام این پژوهش در راستای تربیت نیروی انسانی برای آینده کشور و رشد سرمایه های اجتماعی دارای ضرورت بنیادی است و همچنین شناخت هوش هیجانی و ابعاد هوش هیجانی است و پی بردن به ارتباط هوش هیجانی و پیشرفت دانش آموزان است و در صورت و جود این رابطه آن را به صورت علمی، عینی و آماری نشان دهیم.

اهداف پژوهش

در این پژوهش اولویت با بررسی تأثیر هوش هیجانی در موفقیت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان هدف تعیین شده است. هوش هیجانی یک مهارت اجتماعی است و شامل همکاری با سایر مردم، کاربرد احساسات در روابط و توانایی رهبری سایر افراد و توانایی کنترل حالتهای اضطراب و کنترل واکنش هاست.

(گلبرگ و همکاران، 2005) نشان دادند که آموزش همدلی در دانش آموزان، هوش هیجانی و عملکرد اجتماعی آنها را افزایش می دهد.

(شرما، 2004) اظهار داشت دانش آموزات که یادگیری پایین دارند. در تطابق هوش هیجانی و تحمل فشارهای روانی دچار مشکل می شوند.

فرضیه های پژوهش

بین هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع دبیرستان ارتباط معنادار وجود دارد.


1- هوش منطقی:

1-1 مفهوم کلی هوش:

هوش یکی از مباحث اصلی و مهم در روان شناسی است. در تعریف آن (لغوی و اصطلاحی)، گفته شده است «هوش یا هش در لغت به معنای فهم، شعور، درک، آگاهی، بیداری، بجابودن حواس، متمایز کردن، زیرکی، زرنگی، عقل و خرد استعمال شده است. و اما بررسی مفهوم اصطلاحی هوش نشان می دهد که علی رغم تعاریف گوناگون و متنوع از آن، مراد چیزی جز تعبیر ادبی و تاریخی "جوهر دانایی" و یا "توانایی یادگیری" نیست. هرگاه فرد در حوزه های خاص از توانایی یادگیری فوق العاده باشد، اصطلاحاً می گوییم وی فردی مستعد است و در آن زمینه از استعداد خاص برخوردار است» (کاظمی حقیقی، 1376: 1). ارائه ی تعریفی جامع که بتواند تمامی ابعاد "هوش" را در نظر بگیرد مشکل است زیرا اصولاً هوش صفتی فرضی و مفهومی انتزاعی است که از روی عملکرد افراد قابل تشخیص است. واژه ی هوش زیاد به کار می رود، ما پیوسته هم نوعان خود، به خصوص کودکان را تیزهوش، یا کم هوش یا بی هوش می نامیم یا در فکر خود یکی از صفات را به آنان نسبت می دهیم. با این وجود اگر از ما بپرسند که هوش چیست؟ در پاسخ به زحمت می افتیم علت این است که اولاً مسلم نیست که هوش به وجه مطلق و خالص و به صورت استعداد مستقل وجود داشته باشد، ثانیاً به فرض وجود داشتن، بتواند مستقیماً و به روش عینی و علمی مورد مطالعه قرار گیرد (پیازه، 1367). آلفرد بینه و سیمون که اولین آزمون هوش به نام آن هاست معتقد بودند «هوش یک قوه ی ذهنی بنیادی است که تغییر یا فقدان آن بیش ترین اهمیت را در زندگی علمی آدمی دارد. این قوه ذهنی، همان قضاوت است که گاه از آن تحت عنوان عقل سلیم، عقل عملی، ابتکار و توانایی تطبیق باشرایط یاد می شود: درست قضاوت کردن، درست درک کردن و درست استدلال کردن و اینهاست فعالیتهای بنیادین هوش» (بینه و سیمون، 1905، به نقل از هلیگارد، 1380: 47 و 48). در سال 1916، ترمن شاخص مناسبی برای هوش ارائه داد که نخستین بار توسط روان شناس آلمانی؛ ویلیام اشترن (1838- 1817) پیشنهاد شده بود. این شاخص هوش بهر نامیده می شود که در زبان انگلیسی به (IQ) شهرت دارد و هوش بهر را به صورت نسبت سن ذهنی به سن زمانی بیان می کند (همان منبع).

1-2 عامل وراثت و محیط- تأثیرگذار بر هوش:

«هم وراثت و هم محیط (فرصت های یادگیری) عوامل تعیین کننده ی مهمی در توانایی (به فعلیت رساندن) هوش هستند. وراثت، دامنه یا حداقل و حداکثر هوش یک فرد را مشخص می کند، در حالی که محیط تعیین می کند فرد در کجای این دامنه باشد. برای مثال، وراثت مشخص می کند که هوش بهر یک فرد بین 80 تا 110 باشد، ولی این که فرد اکنون چه میزان بهره هوشی [هوش بهر] از این دامنه را دارد، محیط تعیین می کند. به عبارت دیگر، اگر این فرد در محیطی غنی و سرشار از محرک و تحریک بزرگ شده باشد، دارای بهره ی هوشی [هوش بهر] 110 خواهد بود (از آن بیش تر نخواهد بود) و اگر در محیطی بسیار فقیر (از لحاظ محرک ها و عواطف و غیره) هم بزرگ شده باشد دارای بهره ی هوشی (هوش بهر) 80 خواهد بود (کم تر از آن نخواهد بود). نکته ی حائز اهمیت آن است که اکثر ما متأسفانه به خاطر شرایط محیطی، از آن حداقل دامنه ی بهره ی هوشی [هوش بهر] که وراثت مشخص کرده، استفاده می کنیم» (بیابانگرد، 1384: 114 و 113). «یک کودک، به هنگام تولد، مقداری از توانائی های لازم برای رشد ذهنی را داراست. اما اگر محیط مناسب نباشد این توانایی به فعل در نمی آید. امکان دارد که توانایی بالقوه ی رشد ذهنی یک کودک در سطح پائینی باشد، در آن صورت هیچ محیطی نمی تواند ضریب هوشی بالایی را برای او فراهم آورد؛ بنابراین، توارث محدودیتی را بر این رشد ایجاد می کند. از طرف دیگر، اگر کودکی مغز بسیار مستعدی را به ارث ببرد، به طوری که امکان کسب ضریب هوشی [هوش بهر] بسیار بالا برای او میسر باشد، اما در محیط متغیر [فقر ارتباطی و ادراکی و ...] قرار گیرد درست همان حالت را خواهد داشت که مغز کاملی را به ارث نبرد» (گنجی، 1371: 125).

1-3- هوش منطقی (هوش بهر)

«هرمن ابینگهاوس[1] روان شناس آلمانی، اولین بار هجاهای بی معنی را اختراع کرد. این وسیله اجازه داده است تا حافظه ی آزمودنی، از طریق شمردن تعداد هجاهایی که مدتی بعد از حفظ کردن آن ها را به خاطر می آورد، اندازه گیری شود. نفر دوم، آلفرد بینه[2] روان شناس فرانسوی است (1905) که توانست تعدادی سؤال و مسایل آسان تهیه کند و آن ها را در اختیار کودکان قرار دهد و با مقایسه نتایج با یکدیگر، هوش [هوش بهر] آن ها را اندازه بگیرد. مسائل مطرح شده در واقع بسیار ساده بود و با تجربه های روزمره ی کودکان ارتباط داشت و به جرأت می توان گفت کارهایی که بعدها در این زمینه انجام گرفته، چیزی جز کاربرد فکر اولیه نبوده است. انواع سؤالاتی که برای اندازه گیری هوش به کار می رود به این صورت می تواند باشد که مثلاً از کودک بپرسند؛ کبریت به چه درد می خورد؟ در چه ساعتی از روز خورشید در سمت مغرب است؟ مفهوم این ضرب المثل چیست؟ "انسانی که به دو زبان صحبت می کند به اندازه ی دو نفر ارزش دارد". بینه چنین فرصتی را فراهم آورد و آن را آزمون هوشی نامیده است. او با اجرای تست خود توانسته است میانگین نتایج کودکان 3 ساله، 4 ساله، 5 ساله و ... را پیدا کند. مثلاً زمانی که یک کودک 6 ساله امتیاز کودکان 5 ساله را کسب می کرد، بینه میدانست که او از نظر رشد ذهنی عقب ماندگی دارد و سن عقلی او 5 سال است. یا اگر نمره او با میانگین نمرات کودکان 7 ساله یا 8 ساله مطابقت می کرد، مفهومش این بود که رشد ذهنی کودک نسبت به سن او پیش رسی دارد و دارای سن عقلی 7 یا 8 سال است. مرحله ی بعدی در اندازه گیری هوش این است که ضریب هوش[3] تعریف شود. این کار توسط ویلهم اشترن[4] روان شناس آلمانی انجام گرفت. اگر سن عقلی را به N.A و سن تقویمی را به C.A نشان دهیم، ضریب هوشی [هوش بهر] یک کودک به ترتیب زیر بدست خواهد آمد:

به این ترتیب، اگر کودک 8 ساله دارای سن عقلی 6 سال باشد ضریب هوشی (هوش بهر) او 75 خواهد بود، اما اگر سن عقلی او 10 سال باشد ضریب هوشی او 125 خواهد بود. بنابراین، ضریب هوشی [هوش بهر] 100 نشانه ی رشد متوسط، 95 نشانه ی کندی مختصر، و 90 نشانه ی کندی بیشتر و ... خواهد بود.

2- هوش هیجانی

2-1- تعریف هیجان:

دانیل گلمن می گوید «واژه ای که تحت عنوان هیجان به آن اشاره می کنم، اصطلاحی است که روان شناسان و فلاسفه بیش از یک قرن در باره ی معنای دقیق آن به بحث و جدل پرداخته اند. در فرهنگ لغات انگلیسی آکسفورد، معنای لغوی هیجان چنین ذکر شده است: «هر تحریک یا اغتشاش در ذهن، احساس، عاطفه، هر حالت ذهنی قدرتمند ی تهییج شده». من لغت هیجان را برای اشاره به یک احساس، افکار، حالت های روانی و بیولوژیکی مختص آن و دامنه ای از تمایلات شخص برای عمل کردن بر اساس آن به کار می برم. تعداد هیجان های شناخته شده با در نظر گرفتن ترکیبات، گوناگونی ها، تحولات و اختلالات جزیی میان آن ها به صدها نوع می رسد. در واقع، هیجان های ظریف بی شماری وجود دارند که برای بیان آن ها واژه ای نداریم. در میان پژوهشگران، بحث بر سر این که آیا اصولاً می توان بعضی از هیجان ها را اصلی تلقی کرد- هیجان هایی که به مثابه ی رنگ های اصلی؛ آبی، زرد، قرمز باشند که سایر ترکیبات از آن ها سرچسمه بگیرند- و این که این هیجان ها کدامند، بحثی دنباله دار است. تعدادی از نظریه پردازان، چندین هیجان مشابه را در مجموعه ای واحد جای می دهند، اما جملگی آنان بر این مطلب اتفاق نظر ندارند. عنوان برخی از این خانواده های اصلی و برخی از اعضای آن ها از این قرار است:

خشم: تهاجم، هتک حرمت، تنفر، غضب، اوقات تلخی، غیظ، آزردگی، پرخاش، خصومت، اذیت، تندمزاجی، دشمنی و شاید در بدترین حالت تنفر و خشونت آسیب شناختی.

اندوه: غصه، تأثر، دلتنگی، عبوسی، مالیخولیا، دلسوزی به حال خود، احساس تنهایی، دل شکستگی، ناامیدی و در سطح آسیب شناختی، افسردگی شدید.

ترس: اضطراب، بیم، ناآرامی، دلواپسی، بهت، نگرانی، توهم، ملاحظه کاری، تردید، زودرنجی، ترسیدن، ترس ناگهانی (شوک)، وحشت، و از نظر آسیب شناسی روانی هراس (فوبی) و وحشت زدگی.

شادمانی: شادی، لذت، آسودگی، خرسندی، سعادت، شوق، تفریح، احساس غرور، لذت جسمانی، به هیجان آمدن، وجد خشنودی، رضایت، شنگولی، بوالهوسی، از خود بی خود شدن، و در نهایت شیدایی (مانی).

عشق: پذیرش، رفاقت، ا عتماد، مهربانی، هم ریشگی، صمیمیت، پرستش، شیفتگی، مبهوت شدن.

شگفتی: جاخوردن، حیرت، بهت، تعجب.

نفرت: تحقیر، اهانت، خوار شمردن، اکراه، بیزاری، بی رغبتی.

شرم: احساس گناه، دست پاچگی، حسرت، احساس پشیمانی، احساس پستی، افسوس، دل شکستگی و توبه.

فهرست مذکور، یقیناً نمی تواند کلیه سؤال های مربوط به نحوه ی طبقه بندی هیجان را پاسخ دهد. برای مثال، حسادت را، که گونه ا ی از خشم آمیخته با اندوه و ترس است، چگونه می توان طبقه بندی کرد؟ جایگاه محاسنی هم چون امید و ایمان، شهامت و بخشندگی، یقین و متانت یا معایب ناپسندی هم چون شک، خودپسندی، تنبلی و بی حالی – یا ملال کدام است؟ پاسخ روشنی موجود نیست، مجادله ی علمی بر سر نحوه ی طبقه بندی هیجان ها هم چنان ادامه دارد. این استدلال که چند هیجان محوری وجود دارد تا حدودی وامدار کشفیات پل اکمن[5] استاد دانتشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو است. وی معتقد است افراد متعلق به فرهنگ های مختلف در سراسر دنیا، از جمله افرادی که به فرهنگ های نانویسا[6] تعلق دارند و به احتمال زیاد از سینما یا تلویزیون تأثیر نپذیرفته ا ند، می توانند حالت های چهره حاکی از چهار هیجان (ترس، خشم، اندوه و لذت) را تشخیص دهند- و همین امر جهان شمول بودن این هیجان ها را نشان می دهد. اکمن تصاویری از چهره ی افراد را که با دقت تکنیکی زیاد، نشانگر حالت های روحی آنان بود، به افرادی نشان داد که به فرهنگ های بسیار دورافتاده ای هم چون قبیله ی فور[7] در گینه ی نو تعلق داشتند- قبیله ای منزوی که در ارتفاعات دوردست در وضعیت عصر حجر زندگی می کنند- و دریافت ساکنان تمام دنیا همان چند هیجان پایه را تشخیص می دهند. شاید بتوان گفت اولین بار، داروین به موضوع جهان شمول بودن حالت های بیانگر چهره در ابراز هیجان ها توجه کرد و وی این امر را گواهی بر این امر می دانست که نیروهای تکامل، این نشانه ها را در سیستم عصبی مرکزی انسان ثبت کرده اند. من در جست و جو برای یافتن هیجان های پایه ای از اکمن و دیگران پیروی می کنم که هیجان را به صورت چند خانواده یا بعد مطرح می کنند، و خانواده های اصلی - خشم، اندوه، ترس، لذت، عشق، شرم و امثال آن – را مواردی در نظر می گیرم که برای اشاره به جزئیات بی شمار زندگی هیجانی بشر لازمند. هر کدام از این خانواده ها، دارای یک هسته ی هیجانی پایه اند که نقشی محوری دارند و دیگر وابستگان آن ها با گونه گونی های بی شمار خود، از آن مرکز نشأت می گیرند. حالت های روحی در حلقه های بیرونی جای دارند و به زبان فنی، خموش ترند و نسبت به یک هیجان خاص، دوام بسیار بیشتری دارند (برای مثال اگر چه بسیار نادر است فرد یک روز تمام در اوج خشم قرار داشته باشد، اما داشتن حالت روحی گرفته و تحریک پذیر در تمام مدت روز، چندان نادر نیست، که در این میان، وهله های کوتاه مدتی از خشم هم به آسانی پیش می آیند). در مرتبه ی بعد از حالت روحی، باید از خلق و خو صحبت کنیم که آمادگی ابراز یک هیجان یا حالت روحی مشخص است که افراد را مالیخولیایی، ترسو یا شادمان می سازد و ورای این حالت های هیجانی باید از اختلالات هیجانی آشکار مانند افسردگی بالینی یا اضطراب مداوم نام برد که بر اثر آن فرد احساس می کند به صورتی مستمر، در یک حالت روحی مسموم کننده گرفتار شده است» (گلمن، 1383: 387 و 388 و 389).

2-2- ظهور و پیدایش هوش هیجانی:

«هوش عاطفی (هیجانی) آخرین تحول و ابداع مهم، در درک رابطه بین تفکر و عاطفه است. برخلاف عقاید قبلی، بهترین و منحصر به فردترین کمکی که این سازه کرده، این است که عواطف و افکار را با هم سازگار می داند و هوشمندانه آن ها را با هم ترکیب می نماید. همان گونه که بلایس پاسکال در جمله ای مشهور می گوید: "قلب، استدلال خاص خودش را دارد که چرا استدلال ها را نمی پذیرد". در سازه ی هوش عاطفی، ادعا می شود که تفکر و عاطفه، آن گونه که قبلاً فرض می شد، جدای از هم نیستند. امروزه هوش عاطفی دارای دو حوزه و طیف گسترده است. یکی از طیف ها، روان شناسی است که هوش عاطفی را به عنوان یک ویژگی یا خصیصه ی شخصیتی به حساب آورده و طیف دیگر، پژوهش های تجربی هستند که به صورت دقیق و جامع و آن را مورد مطالعه قرار داده و روش های ارزیابی معتبری برای سنجش آن ارائه نموده اند» (سیاروچی و همکاران، 1384: 10 و 11)

دانیل گلمن نیز معتقد است که هوش هیجانی هم شامل عناصر درونی است و هم بیرونی. درونی شامل میزان خودآگاهی، خودانگاره، استقلال، خودشکوفایی و جرأت مندی می باشد. عناصر بیرونی شامل روابط بین فردی، هم دلی و مسئولیت اجتماعی است. گلمن، هوش هیجانی را نوع دیگری از هوش می داند که این نوع هوش به ما نمی گوید که در دوران تحصیل چه نمره ایی بگیریم، بلکه بیش تر به این نکته می پردازد که ما چگونه می توانیم شرایط را سنجیده و به نمرات خوب دست یابیم.

و استفاده از آن ها برای راهنمایی کردن رفتار، تا چه حد اهمیت دارد» (برادبری/ گریوز، 1384: 31). رابطه ی انکار ناپذیری بین هیجانات و عمل انسان از یک سو و بین هیجاناتی که از نظر پدیدار شناختی مثبت، منفی و خنثی اند مانند؛ علاقه، شادی، ترس، خشم، انزجار و تعجب و فیزیولوژی بدن برقرار است «تمام هیجان ها، در اصل تکانه هایی برای عمل کردن هستند، برنامه هایی فوری برای حفظ زندگی که تکامل در وجود ما به تدریج به ودیعه گذارده است. ریشه ی اصلی لغت (emotion) (هوش هیجانی) فعل لاتین (motere) به معنای حرکت کردن است که اضافه شدن پیش وند (e) به آن، معنای ضمنی «دور شدن» را به آن می بخشد و نشان می دهد که در هر هیجان، گرایشی به عمل کردن نهفته است. منجر شدن این هیجان ها به عمل، بیش از همه هنگام مشاهده ی حیوانات یا کودکان آشکار می شود» (گلمن، 1383: 29).

2-3- تأثیر هوش هیجانی در زهدگی و موفقیت ها:

درک و کنترل و مدیریت هیجان ها در حل مشکلات زندگی اثرات شگرفی دارد. همان گونه که بی توجهی و یا سرکوب هیجانات، اثرات مخربی مانند استرس، اضطراب و تنش های روحی به دنبال دارد «در سال های اخیر نتایج پژوهش ها نشان داده است که بین هوش هیجانی و آمادگی برای مبتلا شدن به انواع بیماری ها هم بستگی بالایی وجود دارد. استرس، اضطراب و افسردگی دستگاه دفاعی بدن را تضعیف و متوقف می کند و باعث آسیب پذیری در مقابل همه ی بیماری ها از سرماخوردگی معمولی تا سرطان می شوند. مهارت های هوش هیجانی بازگشت به سلامت را نیز سرعت می بخشند. کسانی که بیمارند ولی در طول مداوا روی مهارت های هوش هیجانی خود کار می کنند و آن ها را رشد می دهند از بسیاری از بیماری ها از جمله کشنده ترین بیماری ها(بیماری های قلبی و سرطان) زودتر رها می شوند» (برادبری/ گریوز، 1384: 31). به بیانی، مفهوم زندگی سالم و با نشاط رابطه ی نزدیکی با رضایت خاطر و آسودگی روحی دارد «هوش هیجانی تأثیر بسیار زیادی بر شادی و رضایت مردم دارد. کسانی که هوش هیجانی خود را به کار می گیرند، با محیط اطراف خود سازگاری بیشتری دارند، اعتماد بالایی نشان می دهند و از توانایی خود آگاهند. رابطه ی مستقیم بین هوش هیجانی و زندگی خوب و سالم نشان می دهد که توجه به هیجان ها، آگاه بودن و آگاه ماندن از آن ها و شور و شوق لازم را برای انجام هر کاری که فرد در پیش رو دارد و تلاش در جهت دست یابی به اهداف گوناگون را فراهم می آورد» (گلمن، 1383: 30 و 31).

بدین ترتیب احساس می شود جریان زندگی و زیستی انسان چیزی جز نمود و جریان پدیدارهای هیجانی و هوش هیجانی نیست و این واقعیت درحیات روانی و ذهن انسان نیز ساری و جاری است «در واقعیت امر ما دو ذهن داریم، یکی که فکر می کند و یکی که احساس می کند. این دو راه اساساً متفاوت شناخت، در کنشی متقابل حیات روانی را می سازند. ذهن خردگرا، همان نظام درک و فهم است که نوعاً به آن آگاهیم.

این دو ذهن هیجانی و خردگرا در اکثر موارد بسیار هماهنگ عمل می کنند و برای راهنمایی ما در دنیا راه های بسیار متنوع کسب آگاهی را در هم می آمیزند. در بسیاری مواقع یا شاید در اکثر مواقع، این دو ذهن هماهنگی فوق العاده ای با هم دارند، احساس، لازمه ی فکر و فکر، لازمه ی احساس است. اما زمانی که هیجانها به غلیان در می آیند، این تعادل به هم می خورد. در این موارد، ذهن هیجانی در مکان برتر قرار می گیرد و بر ذهن خردگرا مسلط می شود» (گلمن، 1383: 32 و 33). این تفاصیل به خوبی نشانگر این موضوع است که در ظاهر، مسیر زندگی افراد را عقل و منطق مشخص می کند حال آن که در واقع عمیق ترین هیجانات و به بیانی هوش هیجانی است که رهبری را بر عهده می گیرند و نوع بشر، زندگی انسانی و انسانیت خود و ادامه ی حیات و تعاملات انسانی خود را مدیون این هیجانات است. اساساً کشف آگاهی های انسان که تمامیت وجودی فرد در گرو آن است، از تعامل این دو ذهن به دست می آید، به این صورت که هیجان ها اطلاعات لازم را در اختیار ذهن خردگرا قرار می دهند ودر مقابل، ذهن خردگرا، آن هیجان ها را پالایش می کند. و اگر قدرت هیجان ها سلب شود، تفکر نیز مختل می شود و بر این مبنا نوجوانان و جوانانی که در معرض عدم موفقیت های تحصیلی و شکست در آن و یا انواع بزه های اجتماعی قرارمی گیرند بیش از نقص توانایی فکری، از آسیب دیدگی ذهن هیجانی شان دچار مشکل می شوند و هوش منطقی، در مواقع بروز بحران یا فرصت هایی که در زندگی جهت صعود و نیل به اهداف در اختیار انسان می گذارد، فاقد توان و آمادگی است.

«هوش هیجانی آن قدر برای موفقیت ضروری است که 60 درصد عملکرد در همه ی انواع شغل ها را شامل می شود. هوش هیجانی به تنهایی بزرگ ترین عامل برای پیش بینی عملکرد فرد در محیط کار و قوی ترین نیرو برای رهبری و موفقیت است» (برادربری/ گریوز، 1384: 33).

3- پیشرفت تحصیلی

3-1- تعریف مفهویم پیشرفت تحصیلی:

«پیشرفت ، در بر گیرنده ی استعداد و توانایی و کار دانش آموز و چند بعد است. به گونه ای بسیار ظریف به رشد جسمی، اجتماعی، شناختی و عاطفی مربوط است و منعکس کننده موجودیت دانش آموزان است. این عنصر به یک مورد خاص ارتباط ندارد بلکه در طی زمان و در طی زندگی دانش آموزان در مدارس عمومی و در سال های دانشگاه و زندگی کاری خود را نشان می دهد» (استنبرگر، 1993، به نقل از اسماعیلی، 1376).

"وبستر" موفقیت را کیفیت و کمیت کار یک دانش آموز تعریف می کند. میزان دانش و مهارت هر فرد در موضوع خاص در زمان معین است که با نمرات کسب شده در آزمون های واقع شده طبق اهداف و ضوابط آموزش و پرورش هر کشور تعیین می شود. پیشرفت تحصیلی یک مفهوم عام است و بر یک پروسه اطلاق می گردد که در ابتدای بازه ی آن "یادگیری مواد درسی" و در انتها "ارزشیابی" از مواد آموخته شده قرار دارد «بازده های یادگیری دانش آموزان بسیار متنوع هستند، این بازده ها رفتارها و توانایی های زیادی از این قبیل را شامل می شوند: حفظ مطالب، درک و فهم مفاهیم، کسب مهارت ها و توانایی ها، کاربرد اصول و فنون، فراگیری توانایی های آفریننده، و کسب علایق و نگرش ها از سوی دانش آموز و دانشجو» (سیف، 1371: 10 و 11). در پیشرفت تحصیلی این فرض وجود دارد که تمام دانش آموزانی که در یک دوره ی تحصیلی ثبت نام می نمایند.

در تعریف افت تحصیل گفته می شود «کاهش عملکرد تحصیلی و درسی دانش آموز از سطحی رضایت بخش به سطحی نامطلوب است. توجه به این تعریف نشان می دهد که مقایسه و سنجش سطح عملکرد تحصیل قبلی و فعلی دانش آموز بهترین شاخص افت تحصیلی است (افروز، 1375: 101) معتقد است زمانی می توان از افت تحصیلی صحبت کرد که فاصله ی قابل توجهی بین توان و استعداد بالقوه و توان بالفعل فرد در فعالیت های درسی و پیشرفت تحصیلی مشهود باشد. مفهوم افت تحصیلی صرفاً در مردودی و شرکت در امتحانات مجدد (تجدیدی) خلاصه نمی شود و می توان شامل هر دانش آموزی و دانشجویی شود که آموخته های آموزشگاهی او کم تر از توان بالقوه ی او و حد انتظار از اوست. بر اساس این تعریف، دانش آموزان تیز هش [هوش بهر بالا] نیز ممکن است دچار افت تحصیلی و کم آموزی باشند» (بیابانگرد، 1384: 10 و 11). با توضیحات فوق معلوم می شود، اولاً "پیشرفت تحصیلی" ، یک مفهوم مستقلی از هوش است و زمانی می توان از پیشرفت تحصیلی و طی موفقیت آمیز پایه های تحصیلی سخن گفت که فاصله بین توان بالقوه (هوش) و توان بالفعل فرد در فعالیتهای درسی رخ ندهد، ثانیاً در پیشرفت باید " حد انتظاری" بیان و تعریف شود که پیشرفت و توقف در تحصیل با آن حد سنجیده و اندازه گیری شود. در آموزش و پرورش کشور، حد انتظار در پیشرفت تحصیلی، کسب نمره مورد نظر در ارزشیابی یا امتحان نهایی است.

3-2- کم آموزی و پیشرفت تحصیلی

کم آموزی، نقطه مقابل پیشرفت تحصیلی محسوب نمی شود اما به لحاظ گستره آن در بین دانش آموزان از عمومیت برخوردار است و دقیقاً رفع آن می تواند زمینه ساز پیشرفت تحصیلی باشد. کم آموزی عارضه ای است که حتی دانش آموزان دارای استعدادهای درخشان [هوش بهر بالا] هم از آن رنج می برند. در تعریف آن آمده است «افرادی که استعدادهای بالقوه خود را نشناخته اند و به عبارت دیگر توانایی انجام بسیاری از کارها را دارند و لیکن بنابر دلایل عملکرد ضعیفی نشان می دهند (مجله استعدادهای درخشان، شماره).

«پورکی از اولین افرادی بود که در مورد کم آموزی فعالیت نمود اعتقاد وی بر آن است که پنج علت عمده در عدم موفقیت این افراد مؤثر هستند؛ فقدان اعتماد به نفس، مشکل تعاملات اجتماعی، فقدان پشتکار، عدم کفایت در ابراز خود، فقدان فلسفه قوی (پورکی، 1969)» (مجله استعدادهای درخشان).


دانلود پاورپوینت تریاژ بیمارستانی

ایل پاورپوینت تریاژ بیمارستانی،در حجم 27 اسلاید قابل ویرایش
دسته بندی پزشکی
فرمت فایل ppt
حجم فایل 513 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 27
پاورپوینت تریاژ بیمارستانی

فروشنده فایل

کد کاربری 5979

بخشی از متن:
بسیاری از مردم به علت عدم آگاهی از علائم هشدار دهنده و اصول مراقبت های اضطـــراری عدم مهارت، عدم آگاهی از تریاژ ، مهارت نامناسب در کاربرد ترالی اورژانس ، عــــــــــد م امکانات و تجهیزات و عدم تشخیص صحیح فوریت ها ، فوت می نمایند.
در بررسی مهارت کارکنان بیمارستانی مشخص شده که 42% گروه پرستاری مهارت ناکافی در تریاژ دارند.

تریاژ Triage در لغت به معنی دسته بندی (To sort) بوده و از ریشه فرانسوی Trier میباشد.
این کلمه اولین بار توسط پزشک جراح ارتش ناپلئون بنام
Baron Dominiquejean بکار برده شد.
و…

فهرست مطالب:
مقدمه
مفهوم تریاژ
تعاریف تریاژ
انواع تریاژ بیمارستانی
تریاژ در بیمارستان
تریاژ در بیمارستان در شرایط معمولی
مشخصات تریاژ استاندارد
فضای تریاژ
دسته بندی مشکلات
معیارهای افتراقی
تهدید کننده زندگی
بررسی درد
خونریزی
سطح هوشیاری
درجه حرارات
نحوه تریاژ
ارزیابی بیمار


دانلود - مقایسه سلامت روان کارمندان زن و مرد در پارس خودرو

پژوهش حاضر به بررسی مقایسه بین سلامت روان زنان و مردان کارمند ایران خودرو می­پردازد در این پژوهش از نمونه 80 نفری از زن و مرد کارمند ایران خودرو انتخاب شده است و برای سنجش سلامت روان کارمندان از پرسشنامه GHQ28 استفاده شده داده­های استخراج شده در این پژوهش از روش آمار استنباطی بررسی گردید و از طریق آزمون مان ویتنی یو محاسبه گردید
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 6133 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 61
- مقایسه سلامت روان کارمندان زن و مرد در پارس خودرو

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

چکیده

پژوهش حاضر به بررسی مقایسه بین سلامت روان زنان و مردان کارمند ایران خودرو می­پردازد در این پژوهش از نمونه 80 نفری از زن و مرد کارمند ایران خودرو انتخاب شده است و برای سنجش سلامت روان کارمندان از پرسشنامه GHQ-28 استفاده شده داده­های استخراج شده در این پژوهش از روش آمار استنباطی بررسی گردید و از طریق آزمون مان ویتنی یو محاسبه گردید.

نتایج این آزمون حاصل از آن است که بین سلامت روان زنان و مردان کارمند شرکت ایران خودرو تفاوت معنادار وجود دارد.

همچنین می­توان گفت که در هر یک از خرده آزمونها نتایج به صورت زیر است که بین علایم جسمانی در زنان و مردان تفاوت معنی دار وجود دارد. و در علایم اضطرابی در زنان و مردان تفاوت معنادار مشاهده نمی­شود همچنین در علایم کارکرد اجتماعی و علایم افسردگی هم دربین زنان و مردان تفاوت معنادار وجود ندارد.

لذا می­توان نتیجه گرفت که سلامت روانی زنان نسبت به مردان بیشتر در معرض خطر است و درکل می­توان اظهار داشت که نتایج بدست آمده از این پژوهش و پژوهشهای قبلی احتمال قابلیت تعمیم این نتایج به جامعه بزرگتر زیاد است و احتمالاً می­تواند مورد استفاده پژوهشگران قرار بگیرد.

فصل اول :

طرح تحقیق


مقدمه:

بدون شک سلامت افراد جامعه از اهمیت به سزایی بر خورداراست . جوامع انسانی بدون حفظ سلامت نمی­توانند بقاء واستمرار خود را حفظ کنند. و همان گونه که سلامت روان را به عنوان یکی از حیطه­های علوم پزشکی دارای اهمیت است .حفظ سلامت جسمانی افراد بدان وابسته است.بهداشت و سلامت روانی فرد مورد توجه خاص متخصصین و دست اندکاران قرار گرفته است.(شهیدی ، حمیدیه، 1381 )

تلاش شتاب زده برای صنعتی شدن و گسترش سریع شهر نشینی و زندگی ماشینی که لازمه آن قبول شیوه­های نوین برای زندگی است . اثر معکوس بر سلامت گذاشته و مسائل تازه­ای ر ابه وجود آورده است. اوضاع اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، و فرهنگی نا به سامان جهان بار مشکلات اجتماعی و محیطی و روانی واکنشهای بیمار گونه بسیاری در افراد و جوامع و به وجود آورده است که خود سبب وخیم تر شدن اوضاع و نامساعدتر شدن شرایط محیط زیست شده است.

گذشته نشان داده است که بسیاری از بیماریهای شایع غیر واگیر و بیماریهای روانی در کشورهای پیشرفته و در حال توسعه زاییده عواملی هستند که خود انسان آنها را خلق و گرفتار آن شده است. بنابراین چنین عواملی قابل پیشگیری و درمان هستند پیشگیری از بیماریها و برنامه های بهداشتی باید از روز تولد شروع شود تا از پیدایش ناتوانیهای جسمی و روانی که سد را ه انسان برای رسیدن به یک زندگی سالم و موفق است جلوگیری کند.(میلانی فر، 1376)

علم سلامت روان فرآیند همیشگی است که از بدو تولد تا هنگام مرگ ادامه می­یابد این علم با چهار هدف شکوفایی توان بالقوه ، درمان اختلاهای روانی و حفظ تداوم بهداشت روانی در اشخاص سالم شرایطی را به وجود می­آورد (گنجی، 1383 )

بخش عظیمی اززندگی هر انسانی صرف کار و فعالیت که بسیار مهم است .فعالیت کاری از نظر سلامت روانی شخص فعالیت مهم به حساب می­آید کار وسیله­ای است که برای فرد استقلال می­آورد و رشد و عزت نفس او را مساعد می­کند.(گنجی، 1383)

سلامت روانی از جمله مفاهیمی است که امروزه در بحث های روان شناسی از اهمیت ویژه­ای بر خوردار است و دایره شمول موضوعات آن هر روز فراگیرتر می­شود. سلامت روانی درسه حوزه کاربردی در روان شناسی یعنی پیشگیری، تشخیص، درمان اختلالات روانی مطرح است از بین مفاهیم موجود در سلامت روانی دو موضوع فشار روانی و مقابله اهمیت ویژه­ای دارد(میلانی فر، 1376)

معیار اصلی قضاوت درباره سلامت روانی تشخیص این است که او بتواند با محیط خود مبادلات هماه+نگ داشته باشد . انسان سالم این توانایی را دارد که به طور دایم به دنبال رفع نیازهای خود برود و در محیط به جستجو بپردازد و برای نیل به این هدف دو عنصر حیاتی نیازدارد:(شخص، محیط) اگر خود شخص را کنار بگذاریم هر چه در اطراف باقی می­ماند محیط محسوب خواهد شد جای تردید نیست که هر دو عامل می­تواند سلامت روانی کارکنان اثر مثبت یا منفی داشته باشد.(گنجی ، 1383)

درجهانی که هم اکنون به سوی صنعتی شدن هر چه بیشتر گام بر می­دارد سالم زیستن در دنیاری علم و تکنولوژی از اهمیت ویژه­ای بر خوردار است امروزه شعار انسان سالم در محیط کار سالم سر لوحه بسیاری از صنایع قرار گرفته است(www.uswer.ir )

سلامت روانی را حالت سازگاری نسبتاً خوب احساس بهزیستی و شکوفایی توان و استعدادهای شخص تعریف کرده­اند این اصطلاح عموماً برای کسی به کار می­رود که در سطح بالایی از سازگاری و انطباق رفتاری و عاطفی عمل کند نه کسی که صرفاً بیمار نیست از سویی علم سلامت روان شاخه­ای از علم بهداشت است که با پیشگیری از اختلال های روانی و حفظ شیوه­های بهینه زندگی سر و کار دارد(شهیدی، حمیدیه، 1381)


بیان مسئله:

از آن جایی که مدیران و کارمندان مراکز صنعتی و اداری در عصر با آشفتگی ها وتنشهای روانی مختلف درمحیط کار روبه رو هستند و این آشفتگی ها باعث بروز مشکلات در محیط کار می­شود این متغیر یعنی سلامت روان در میان زنا ن و مردان متفاوت است لذا دراین تحقیق سعی بر این است که مشخص گردد آیا سلامت روان کارمندان زن و مرد در شرکت ایران خودرو متفاوت است یا خیر؟

یعنی اینکه جنسیت نقشی در تفاوت سلامت روانی کارکنان دارد اگر این تفاوت وجود دارد به چه صورت خود را نشان می­دهد.

هدف پژوهش:

در پژوهش حاضر سعی شده که بررسی شود که سلامت روان زنان و مردان کارمند ایران خودرو متفاوت است.

ضرورت پژوهش:

با توجه به اینکه تعداد زیادی از افراد جامعه را کارگران و کارمندانی صنعتی تشکیل می­دهند لذا توجه به مقوله سلامت روان امری است مهم. چون بسیاری از افراد غیر متخصص به کارگران و کارمندانی که دچار آشفتگی روحی می­شوند بر چسب بیمار روانی بودن می­زنند و آگاهی و تخصص لازم ر ادر تعریف این بر چسب ندارند.

با توجه به این مقوله که هدف اصلی مقوله سلامت روان درمان مسائل روانی و حفظ سلامت روانی به منظور ایجاد یک محیط فردی و اجتماعی سالم و مناسب است . لذا در این پژوهش سعی شده با مطالعه مقوله سلامت روان در زنان و مردان و اینکه سلامت روان در زنان و مردان چگونه تظاهر پیدا می­کند مشخص می­شود که آیا متغیر جنسیت و در عوامل مرتبط با آن همچون فرهنگ جامعه در سلامت روانی در کارکنان ایران خودرو باعث ایجاد تفاوت در سلامت روانی آنها شده یانه.

سوال پژوهش :

آیا سلامت روان در کارمندان(زن و مرد ) در ایران خودرو تفاوت وجود دارد؟

فرضیه اصلی پژوهش: بین سلامت روان کارمندان (زن ومرد) در ایران خودرو تفاوت وجود دارد.


فرضیه فرعی پژوهش

بین علائم افسردگی کارمندان (زن و مرد ) در ایران خودرو تفاوت وجود دارد.

بین علائم جسمانی کارمندان (زن و مرد ) در ایران خودرو تفاوت وجود دارد.

بین علائم اضطرابی کارمندان(زن و مرد ) در ایران خودرو تفاوت وجود دارد.

بین علائم کارکرد اجتماعی کارمندان(زن و مرد )­ در ایران خودرو تفاوت وجود دارد.

متغی مستقل:زن و مرد

متغیر وابسته: سلامت روانی

تعریف مفهومی:

سازمان جهانی بهداشت سلامت روانی را چنین تعریف می­کند:سلامت روانی در درون مفهوم کلی سلامت جای می­گیرد و سلامت یعنی توانایی کامل برای ایفاء نقش های اجتماعی و روانی و جسمانی (گنجی، 1383)

تعریف عملیاتی:

نمره­ای که کارکنان از پاسخگویی به پرسشنامه GHQ-28 کسب کرده­اند.

فصل دوم

ادبیات و پیشینه تحقیق


تاریخچه سلامت روان:

درحقیقت روان پزشکی را می­توان قدیمیترین حرفه و تازه ترین علم بشمار آورد. قدیمیترین چون بیماریهای روانی از قدیم وجود داشته و بقراط در 377تا 460 سال قبل از میلاد عقیده داشت که بیماران روانی را باید مانند بیماران جسمی درمان کرد.

تازه ترین علم برای اینکه از 1930 بعد از تشکیل اولین کنگره بین الملی سلامت روانی بود که روان پزشکی به صورت جزیی ازعلوم پزشکی شد و سازمانهای روان پزشکی و مراکز درمان در کشور یکی بعد از دیگری فعالیت خود را شروع کردند.

از اسناد و مدارک موجود چنین استنباط می­شود که تا اواخر قرن هجدهم و همزمان با انقلاب کبیر فرانسه از تاریخچه سلامت روانی اطلاعات کافی در دسترس نیست.

اولین روان پزشک به نام جان وییر که در سال 1515 در آلمان به دنیا آمد علاقمند مطالعه درباره رفتار انسانی و بیماریهای روانی شد. درسال 1563 کتابی نوشت که امروزه اهمیت زیادی درباره تاریخچه روان پزشکی دارد. اولین پزشک در کشور انگلستان ویلیام بتی در سال 1753 بود. به طور خلاصه در اوایل قرن 19 اصطلاح روان پزشکی درکشورهای اروپایی به جای دیوانگی بنا نهاده شد.

درسال 1895 انیستوی روان پزشکی در بیمارستان نیویورک تحقیقات درباره مسائل روان پزشکی را شروع کرد. و درسال 1902 آدولف مایرروان پزشک سوئیسی جزء پزشکان این انیستو شد.

در سال 1908 کمیته وابسته به سلامت روانی که پس از یکسال تبدیل به انجمن شد. درسال 1930 اولین کنگره بین المللی سلامت روان با شرکت نمایندگان پنجاه کشور در واشنگتن تشکیل شد و مسائل روانی کشورها از قبیل تأسیس بیمارستان ها، مراکز درمانی و ... را مورد مطالعه قرار گرفت.

در سومین کنگره بین المللی سلامت روان در سال 1948 که در لندن تشکیل شد اساس فدراسیون جهانی سلامت روانی بنیان گذاری شد و درهمان سال این فدراسیون به عضویت رسمی سازمان یونسکو در آمد.(میلانی فر، 1376)

تاریخچه سلامت روانی در ایران:

اگر چه از تاریخچه سلامت روانی در ایران اطلاعات کافی در دسترس نیست . در سال 1267 شمسی دارالشفایی دریزد به فرمان خواجه شمس الدین محمد صاحب دیوانی در باغی بزرگ بنا شد این بیمارستان دارای بخشهایی برای بیماران روانی بود. تا سال 1293 به علت جنگ داخلی و هجوم قبایل بیگانه پیشرفت سلامت روانی انجام نگرفت.

درسال 1297 نگهداری و سرپرستی بیماران روانی و جلوگیری از حوادث ناگوار به شهربانی واگذار شد ودرسال 1300 درزمان صدارت سید ضیاءالدین طباطبایی مدیریت و اداره دارالمجانین از شهربانی به شهرداری منتقل شد. درسال 1310 اولین متخصص اعصاب و روان در بیمارستان مشغول به کار گردید.

درسال 1319 ساختمان جدید دانشکده پزشکی توسط پرفسور ابرلین تأسیس و با ایجاد کرسی بیماریهای روانی و تدریس بیماریهای روانی در دانشکده پزشکی تهران، تدریس روان پزشکی در دانشسرای عالی اجرا گذاشته شد. درسال 1325 بیمارستان روزبه جهت بیماران روانی اختصاص یافت در سال 1336 برنامه سلامت روانی از رادیو آغازشد. در سال 1338 اداره بهداشت روانی در وزارت بهداری تشکیل شد و در سال 1343 اولین مرکز بهداشت و سلامت روانی در تهران تأسیس شد در اردیبهشت سال 1357 پس از انحلال سازمان توان بخشی فعالیت بهداشتی و درمانی این سازمان به سازمانهای بهداری منطقه تهران و فعالیت اموزشی آن به انیستوی روان پزشکی تهران واگذار شد.

بنا بر گزارش وزارت بهداشت در سال (1376) درمان و آموزش پزشکی در حال حاضر 200 مرکز روان پزشکی در ایران فعالیت دارد. تعداد پزشکان ایران حدود 24000 نفرمی­باشد ازبین آنها فقط 385 نفر روان پزشک هستند و با توجه به کل جمعیت ایران برای هر یک میلیون نفر 5 تا 6 روان پزشک داریم به همین علت 85 درصد بیمارا ن روانی به پزشکان غیر روانی پزشک مراجعه می­کنندحدود بیست بیمارستان عمومی دارای بخش روان پزشکی هستند تعداد تخت های بیمارستانی در کشور 89000 می­باشد که تعداد 5850 از آنها به بیماران روانی اختصاص دارد0 (میلانی فر ، 1376)

تعریف سلامت روانی:

سازمان جهانی بهداشت ، بهداشت روانی را چنین تعریف می­کند: سلامت روانی دردرون مفهوم کلی سلامت جای می­گیرد و سلامت روانی یعنی توانایی کامل برای ایفا نقشهای اجتماعی، روانی، جسمانی (گنجی ، 1383)

تعریف انجمن بهداشت روانی کانادا: انجمن بهداشت روانی کانادا دریک دید جامع سلامت روانی را در سه قسمت(نگرش های مربوط به خود، نگرشهای مربوط به دیگران ، نگرش مربوط به زندگی )تعریف می­کند.

و از نظر این انجمن سلامت روانی یعنی توانایی سازگاری با دیدگاههای خود، دیگران و رویارویی با مشکلات روزمره زندگی (www.elib.hbi.ir )

در واقع سلامت روانی فرایندی است که از طریق ان و با استفاده از راه کارهای مناسب به حفظ و نگهداری آنچه با ارزش است می­پردازیم (شهیدی وحیدیه، 1381)

سلامت روانی توصیف کننده یک توازن در خور بین افراد گروه اجتماعی و محیط بزرگتر پیرامون آنها این سه مولفه ترکیب می­شود برای بالابردن هماهنگی روانی و اجتماعی ، حس بهتر بودن، خودشکوفایی و تسلط محیطی (www.centary.health.com )

تعریف گینزبرگ درمورد سلامت روانی عبارت است از تسلط و مهارت در ارتباط صحیح با محیط به خصوص در سه فضا مهم زندگی عشق ، کار ، تفریح این شخص و همکارانش برای توضیح بیشتر می­گویند استعداد ادامه کار.داشتن خانواده. ایجاد محیط خانوادگی خرسند .فرد را از مسائلی که با قانون درگیری دارد. لذت بردن از زندگی و استفاده صحیح از فرصتهای ملاک تعادل و سلامت روان است (میلانی، 1376)

درسال 1948 کمیسیون مقدماتی سومین کنگره جهانی بهداشت روانی برای سلامت روانی یک تعریف دو قسمتی ارائه داده است:

1.سلامت روانی حالتی است که از نظر جسمی،روانی، عاطفی در حدی که با سلامت روانی دیگران انطباق داشته باشد برای فرد مطلوبترین رشد را ممکن می­سازد.

2.جامعه خوب جامعه­ای است که برای اعضاء خود چنین رشدی فراهم می­آورد و در عین حال رشد خود را تضمین می­کند و نسبت به سایر جوامع بردباری نشان می­دهد(گنجی، 1384) درفرهنگ جامع روان شناسی و روان پزشکی در تعریف سلامت عمومی و یا سلامت روانی آمده است علم و کار حفظ سلامت و کفایت روانی مطلوب سازی رفتارهای شخصی و اجتماعی به منظور استفاده مثبت از تواناییها و استعدادهای فکری و پیشگیری و درمان اختلالات روانی (پور افکاری، 1376) سلامت روان عبارت است از قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران تغیر و اصلاح فردی و اجتماعی و حل تضادها وتمایلات شخصی به طور منطقی ، عادلانه و مناسب را گویند (میلانی فر، 1374)

سلامت روانی به نحوه تفکر و عمل شخص بستگی دارد به طور کلی کسی که از سلامت روانی برخوردار است نسبت به زندگی نگرش مثبت دارد و آماده بر خورد با مشکلات زندگی است و در مورد خود و دیگران احساس خوبی دارد و محیط کار روابطشان مسولیت پذیر می­باشند زیرا وقتی ازسلامت روانی بر خوردار باشیم انتظار بهترین چیزها را در زندگی داریم. (www.tici.inof/default.com )

مفهوم سلامت روانی:

سلامت روانی مفهومی است در کنار ابعاد جسمی و روانی به گونه ای که در مفهوم عام سلامت سازمان جهانی بهداشت مورد توجه قرار گرفته است . جنبه اجتماعی سلامت روانی را با محور قراردادن مورد بررسی قرار می­دهد نخستین نقد پژوهشی به مفهوم سلامت روانی در بررسی (بلوک و برسلو) در ایالت کالیفرنیای آمریکا مشاهده شد آنها اول بار در سال 1972 به تعریف و ساختن شاخص سلامت اجتماعی پرداختند و آن را مترادف با (درجه عملکرد اعضاء جامعه) می­دانستندآنان تلاش کردند تا با طرح پرسشها گوناگون در ابعاد جسمی و روانی و اجتماعی سلامت فرد به میزان فعالیت و عملکرد فرد در جامعه برسند به این ترتیب اولین گامهای عملی در این زمینه بر اساس نگرشهای پژوهشی مدارانه و مبتنی بر مطالعات میدانی آغاز می­شوداین مفهوم را چند سال بعد (دونالد) و همکارانش در سال 1978 مطرح کردند و استدلال آن این بود که سلامت امری فراتر از گزارش علایم بیماری،قابلیت کارکردی فرد است . که رفاه و آسایش فردی امری متمایز از سلامت جسمی و روانی است بر اساس برداشت آنان سلامت اجتماعی در حقیقت هم بخشی ازارکان وضع جسمی محسوب می­شود و هم می­تواند تابعی از آن باشد البته باید اشاره کنیم در همان دوره واژه دیگری نیز گاه به صورت مترادف با واژه سلامت کم وبیش با همان محتوا به کار می­رفت و آن اصطلاحی بود که اول بار در مطالعات مربوط به بیمه در آمریکا استفاده قرارگرفت و برای آن شاخص سازگاری گردید واقعیت آن است که سنجش محتوای سلامت روانی و اجتماعی از ابتدا از طریق تمرکز به (فرد) و در رابطه با تعاملات میان فردی و مشارکت اجتماعی مورد سنجش قرار گرفت و در اندازه­گیری آن ارکان عینی و ذهنی هر دو تعریف منظور شده بود.

(همشهری-چهارشنبه 24 فروردین 1379- شماره 2091 )

فرق بین سلامت روان بهداشت روانی:

دراین جا لازم است به تفاوت میان سلامت روانی و بهداشت روان که دربسیاری موارد مترادف در نظر گرفته شده­اند اشاره کنیم اگر چه این دو مفهوم بسیار نزدیکی با هم دارند ولی باید توجه داشت که یکجا نیستند در حالی که در بهداشت روانی مرکز ثقل فعالیتهای روی پیشگیری است ولی سلامت روان درنتیجه فعالیتهای انسان در زمینه پیشگیری، درمان و در کل فعالیتهایی است که می­شوند. (www.tici.inof/default.com )

تعریف سلامت روانی بر اساس مکاتب مختلف روان شناسی:

مکتب زیست گرایی: در مطالعه رفتار انسان بیشترین اهمیت ر ابر بافتها و اعضای بدن قایل می­شود این مکتب که پایه اصلی روان پزشکی را تشکیل می­دهد. بیشتر بر بیماریهای روانی توجه دارد نه سلامت روانی زیرا بیماری روانی را جزء سایر بیماری ها به حساب می­آورد و درباره فر د دید تعادل حیاتی دارد رابطه برقرار کند.

مکتب روان کاوی:

معتقد است سلامت روانی یعنی کنش متقابل موزون بین سه عنصر مختلف شخصیت ، نهاد ، من ، من برتر بدین صورت که من باید بتواند بین تعارض های نهاد و من برتر .

مکتب رفتار گرایی:

در تعریف سلامت روانی بر سر سازگاری فرد با محیط تأکید دارد این مکتب معتقد است که رفتار ناسالم نیز مثل سایر رفتارها در اثر تقویت آموخته می­شود بنابر این سلامت روانی رفتاری است آموخته شده.

مکتب انسان گرایی:

معتقد است که سلامت روانی یعنی ارضاء نیازهای سطوح پایین و رسیدن به سطح خودشکوفایی هر عاملی که فرد را در سطح ارضای نیازهای سطوح پایین نگهدارد و از خود شکوفایی او جلوگیری کند اختلال رفتاری به وجود خواهد آورد.

مکتب بوم شناسی :یعنی مطالعه محیطهای زندگی موجودات با یکدیگر و با محیط این دیدگاه معتقد است که عوامل موجود در محیط فیزیکی مثل سر وصدا و آلودگی هوا. زیادی جمعیت کوچکی محل سکونت به خطر افتادن می­تواند بهداشت روانی را به خطر می­اندازد.(گنجی ، 1383)

در این پژوهش به تعریف مکتب رفتارگرایی بیشتر توجه می­شود چون یک تعریف جامع است و سازگاری فرد با محیط بیشتر مد نظر است.

نظریات موجود درباره سلامت روان:

دراین مورد نظریه پردازان مختلف بسته به دیدگاه خود نظرات متفاوتی ارائه کرده­اند که به چند مورد اشاره می­کنیم:

زیگموند فروید- انسان متعارف را کسی می­داند که مراحل رشد روانی را با موفقیت طی کرده و در هیچ یک از مراحل بیش از حد تثبیت نشده باشد و از نظر او کمتر انسانی متعارف به حساب می­آید و هر فردی به نحوی غیر متعارف (شفیع آبادی، ناصری، 1378)

فرلو- فردی را دارای سلامت روانی می­داند که چهار مرحله ازسلسله مراتب نیازهای یعنی نیازهای فیزیولوژی و ایمنی، محبت ، تعلق و نیاز به احترام را طی کرده و به تحقیق خود دست یابد (شولتس، 1367، تر جمه خوشدل، 1369)

اریک فروم-با تأکید بر اینکه شخیصت انسان بیشتر محصول فرهنگ جامعه است سلامت روان را بسته به اینکه می­داند که جامعه تا چه اندازه نیازهای اساسی افراد را بر آورده می­کند نه اینکه فقط تا چه اندازه خودش را با جامعه سازگار نماید از نظر سلامت روان بیش از آنکه یک مدل فردی باشد سلسله­ای اجتماعی است عامل اصلی این است که جامعه تا چه اندازه نیازهای انسان را ارضاءمی­کند (شولتس، 1367، تر جمه خوشدل)

راجرز- نیز مانند فرلو انسان سالم را انسان تحقق یافته با کنش کامل می­داند و این چنین انسان را دارای پنج ویژگی آمادگی- کسب تجربه- زندگی هستی دار- اعتماد به ارگانیسم خود و احساس آزادی و خلاقیت می­شناسد( شولتس، 1367، تر جمه گیتی خوشدل)

از دیدگاه یونگ- انسان سالم را انسان فردیت یافته­ای است که دارای خصوصیات نظیر پذیرش خود، پذیرش و شکیبایی. پذیرش ناشناخته و مرموز خودشناسی و بیان خود است ( شولتس، 1367، تر جمه گیتی خوشدل)

ویکتور فرانکل- در تعریف سلامت روان به اراده معطوف به معنا اهمیت می­دهد و انسان سالم را انسانی می­داند که دارای اراده معطوف به معناست و از سه جوهر معنویت .آزادی. مسئولیت بر خوردار است.

پراز-انسان سالم را انسانی می­شناسد که در زمان حال زندگی کند و با اینکه می­تواند برای آینده برنامه ریزی کند دچاره اضطراب ناشی از اینکه فرد چه خواهد شد می­شود (شولتس، 1367، تر جمه خوشدل)

تعریف سلامت روان در این پژوهش تعریف سازمان جهانی است که عبارت است از سلامت روانی دردرون مفهوم کلی سلامت جای می­گیرد و سلامت یعنی توانایی کامل برای ایفا نقش های اجتماعی روانی، جسمانی (گنجی ، 1383)

قلمرو موضوع و زمینه های سلامت روان:

بر اساس آنچه که از تعریف مختلف سلامت روان می­توان نتیجه گرفت در ارزیابی این موضوع مواردی که علاوه بر ابعاد جسمی روانی باید به عنوان محتوای موضوعی و در مقیاس فردی مورد توجه قرار گیرند عبارتند از مجموع وقایع و امور موثر بر فرد، عواطف و احساسات و اندیشه­ها ، اقدامات و فعالیتها و بالاخره مجموعه موفقیتهای فردی که طیف گسترده ای از ابعاد اجتماعی و سلامت روانی را شامل می­­شود حال اگر خواسته باشیم در یک نگاه کمی تقریباً تمامی حوزه­های اصلی موضوعی مرتبط با سلامت روانی در یک محدوده مشخص جمع کنیم به حداقل 10 حوزه زیر اشاره می­کنیم:

1.علایم و مظاهر بیماری

2.موقعیت و شرایط بدن

3.فعالیتهای مرتبط با نقش اجتماعی

4.عملکرد کلی در جامعه

5. قدرت های شناختی

6.خواب و استراحت به قدر ضروری

7.انرژی و سرزندگی

8.وضع و موقعیت عاطفی

9.احساسات فردی از سلامت

  1. رضایت کلی از زندگی

(همشهری – چهارشنبه 24 فروردین – 1379- شماره 2091)