به روز داک

دانلود تحقیقات علمی و پژوهشی , آموزشی , تمامی رشته ها

به روز داک

دانلود تحقیقات علمی و پژوهشی , آموزشی , تمامی رشته ها

دانلود دانلودتحقیق مبدلهای آنالوگ به دیجیتال 11ص

دانلود مبدلهای آنالوگ به دیجیتال 11ص تحقیق مبدلهای آنالوگ به دیجیتال 11ص مقاله مبدلهای آنالوگ به دیجیتال 11ص مبدلهای آنالوگ به دیجیتال 11ص
دسته بندی برق
فرمت فایل zip
حجم فایل 14 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 11
دانلودتحقیق مبدلهای آنالوگ به دیجیتال  11ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 11 صفحه

مبدلهای آنالوگ به دیجیتال مقدمه : ازسال 1960 با توجه به توسعه نیمه هادی ها ، پردازش اطلاعات به صورت دیجیتال اهمیت بیشتری پیدا کرد و ساخت و استفاده از مدارهای آنالوگ روبه افول گذاشت .
با پیدایش میکروپروسسورها انقلابی در زمینه پردازش دیجیتال به وقوع پیوست که تا ده سال پیش از آن حتی قابل تصور نبود .
تقریباََ تمام اطلاعات مورد پردازش پارامترهای فیزیکی ای هستند که در اصل ماهیت آنالوگ دارند ، مانند : فشار، دما ، سرعت ، شتاب ، شدت نور ، .
.
.
بنابراین درهرمورد این اطلاعات آنالوگ با استفاده از مبدلهایADC به معادل دیجیتالشان تبدیل شوند .
تبدیل آنالوگ به دیجیتال در سیستم های پردازش سیگنال : بطور کلی فرایند تبدیلA/D یک سیگنال آنالوگ نمونه برداری شده و نگهداشته شده را به یک کلمه دیجیتال که نماینده سیگنال آنالوگ است تبدیل می کند .
تاکنون چندین مبدل آنالوگ به دیجیتال ساخته شده که هریک مشخصات مربوط به خود را دارند .
مهمترین این مشخصات عبارتند از : سرعت ، صحت ، هزینه .
قبل از هر چیز باید متذکر شویم که عمل تبدیل آنالوگ به دیجیتال احتیاج به صرف زمان بیشتری از تاخیر مبدلهای D/A دارد ؛ تا وقتی که تمامی بیتهای مقدار دیجیتال به دست نیامده اند ، مقدار آنالوگ (ورودی ) نباید تغییر کند .
ولی ، می دانیم که تغییرمی کند ؛ چاره این است که در فواصل زمانی معین نمونه هایی از دامنه سیگنال آنالوگ بگیریم و بدون تغییر ذخیره نماییم و پس از ارزیابی کامل نمونه را حذف و نمونه جدیدی را تهیه و ذخیره کنیم .
این عمل توسط مداری به نام مدار نمونه گیر و نگهدارنده 1(S/H) انجام می گیرد .
این مقدار باید قبل از مبدلهای A/D در مدار قرارگیرد .
شکل یک صورت نمایشی از یک مدار S/H را نشان می دهد .
عمل نمونه گیری و نگهداری (S/H) معمولاً به وسیله یک سوئیچ برای نمونه برداری و یک خازن برای نگهداری و یک ‚‚ میانگیر،، برای جلوگیری از تخلیه خازن انجام می شود .
به این ترتیب که سوئیچ S1 در لحظه خاصی بسته می شود و خازن C را در زمان کوتاهی به وسیله سیگنال آنالوگ شارژ می کند .
این زمان به قدری کوتاه است که در طول آن دامنه سیگنال آنالوگ تغییر چندانی نمی کند .
وقتی سوئیچ 1S باز می شود .
خازن به موازات خود امپدانس بزرگی می بیند و لذا نمی تواند تخلیه شود .
ضمناً ، در طرف دیگر خازن نیز میانگیر به کار گرفته شده است که با امپدانس ورودی زیاد خود مانع تخلیه خازن از آن طرف می شود .
در صورتی که خازن به وسیله سیگنال نمونه ورودی شارژ کامل شود (ولتاژ آن به اندازه دامنه نمونه باشد ) ، سیگنال نمونه جدید (کمتر یا بیشتر از قبلی) دو باره آن را به اندازه جدید تغییر می دهد .
ولی ، اگر عرض بالس آنقدر کم باشد و یا خاذن جمع آنقدر بزرگ باشد که فرصت شارژ کامل بدست نیاید (عرض پالس کمتر از T ) ، ولتاژ جدید روی ولتاژ قبلی در خازن جمع و ذخیره می شود ، که در نهایت این ولتاژ بستگی به ولتاژ قبلی خواهد داشت .
در چنین حالتی ، باید سوئیچ 2S را به خازن اضافه کنیم تا پس از خاتمه تبدیل و قبل از نمونه برداری بعدی ، با اتصال کوتاه کردن خازن باعث تخلیه آن شود .
این مدار را می توان به صورت جزء به جزء ساخت ،


دانلود دانلودتحقیق مبانی و تفاوت‏ها در فقه زنان 22 ص

دانلود مبانی و تفاوت‏ها در فقه زنان 22 ص تحقیق مبانی و تفاوت‏ها در فقه زنان 22 ص مقاله مبانی و تفاوت‏ها در فقه زنان 22 ص مبانی و تفاوت‏ها در فقه زنان 22 ص
دسته بندی حقوق
فرمت فایل zip
حجم فایل 20 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 22
دانلودتحقیق مبانی و تفاوت‏ها در فقه زنان 22 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 22 صفحه

مبانی و تفاوت‏ها در فقه زنان فریبا علاسوند تناسب بین حق و تکلیف وقتی درباره نظام حق و نظام تکلیف بحث می‏شود، مراد از حق، حق واجب است؛ یعنی هر انسانی حقوقی دارد که عقل و شرع او را برای پیگیری و استیفای آن‏ها محق می‏دانند؛ به گونه‏ای که اگر «من علیه الحق» کوتاهی کند، امکان اقامه دعوی برای شخص بوده و می‏تواند با استفاده از مجاری قانونی، حق خود را بستاند.
در برابر این حق نیز تکالیف الزامی وجود دارند که هر انسانی ملزم به رعایت آن‏ها است.
واضح است که هر تکلیفی، مبتنی بر توانایی انجام آن است و عقل و شرع، درباره محال بودن تکلیف غیرمقدور، با یکدیگر موافقند.
مهم این است که دایره توانایی هر انسانی، گسترده‏تر از دایره تکالیف الزامی برعهده او است.
از این رو، در این بحث، دو محور را می‏توان دنبال کرد: • اول آن که بین حقوق و تکالیف موجود، تناسب لازم باشد.
• دوم آن که برای انسانی که دایره توانایی‏اشگسترده تر از دایره تکالیف الزامی او است نیز فکری بشود.
محور اول رعایت تناسب بین حقوق و تکالیف این مطلب، در قرآن کریم، به عنوان یک اصل کلی، بارها تکرار شده است و درباره زنان، گویاترین آیات، آیه کریمه ذیل است: ولهن مثل الّذی علیهن بالمعروف[1] بقره، آیه 228(البته بعضی از علما این آیه را ناظر به تساوی در حقوق و مزایای انسانی بین زن و مرد می‏دانند.
«المرأْ و کرامتها فی القرآن» از آیت الله معرفت.
) برای زنان، همان اندازه که تکلیف برعهده آنان است، حقوقی هست.
«لَهُنَّ» یعنی آن چه به نفع زنان است.
تعبیر «لَهُ» در این جا به معنای حق است همان گونه که «علیهن» به آن چه برای زنان، لازم الرعایه است، یعنی تکالیف، ترجمه می‏شود.
تأکید قرآن بر این نکته است که تکالیف و حقوق زن، مثل یکدیگرند؛ یعنی آن قدر با یکدیگر تناسب دارند که مانند هم به حساب می‏آیند؛ اما در واگذاری حقوق و تکالیف و تناسب بین آن‏ها رعایت معروف شده است.
علامه طباطبائی، معروف را به آن چه متناسب با قواعد دینی، اصول عقلانی و زیبایی‏های عرفی است، ترجمه کرده‏اند.
به بیان دیگر، اگر کسی در منظومه حق و تکلیف زنان، به عنوان پیکره‏ای واحد و نظام‏مند بنگرد، آن‏ها را مقتضای خرد می‏شمرد، در عین آن که عرف اصیل زمانه را نیز منطبق و هماهنگ با آن‏ها خواهد یافت؛ یعنی این منظومه، به گونه‏ای پی‏ریزی شده که تطورات و تغییرات فرهنگ‏ها، آداب‏ و.
.
.
در هر شرایطی می‏توانند خود را با آن‏ها هماهنگ سازند و برنامه‏ای بهتر و جامع‏تر از آن نخواهند یافت که همان نیازها را این گونه پاسخ دهد و استعدادها را به بار بنشاند.
[2] البته امروز بسیاری از عرف‏ها تحت تأثیر خواسته‏های غیرانسانی قدرت‏های بزرگ و به کمک نظام ‏های رسانه‏ای پیش رفته ساخته می‏شوند و یا جهت عوض میکنند.
بنابر این، ما عرف را مقید به قید اصیل کرده‏ایم تا شامل عادات و برنامه‏هایی شود که در یک سیر طبیعی به وجود می‏آیند و در گذر زمان، تغییراتی را می‏پذیرند.
از سوی دیگر، تکالیفی که بر عهده زن است، در وهله نخست، تکالیفی هستند که به عنوان یک انسان، بر عهده او است؛ یعنی تکالیفی که در آن‏ها بین او و مرد تفاوتی نیست، مجموعه وظایفی که در برابر خدا، خود، مردم و طبیعت پیرامون خویش دارد.
منابع د


دانلود دانلودتحقیق مبارزه علیه جرایم ساماندهی شده 15 ص

دانلود مبارزه علیه جرایم ساماندهی شده 15 ص تحقیق مبارزه علیه جرایم ساماندهی شده 15 ص مقاله مبارزه علیه جرایم ساماندهی شده 15 ص مبارزه علیه جرایم ساماندهی شده 15 ص
دسته بندی حقوق
فرمت فایل zip
حجم فایل 18 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 18
دانلودتحقیق مبارزه علیه جرایم ساماندهی شده 15 ص

فروشنده فایل

کد کاربری 4558

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 18 صفحه

مبارزه علیه جرایم ساماندهی شده همکاری پلیس و گمرک مقدمه پلیس و گمرک با در نظر گرفتن اصول جنبش های آزادانه فردی، همکاریهای قضایی و بی طرفانة خود را ارتقاء بخشیده اند تا این اطمینان حاصل شود که لغو موانع و بررسی های مرزی و سرحدی برابر با جرایم در حال افزایش می باشند.
از این رو برخی اصطلاحات از جمله « تدابیر جبرانی » اتخاذ شده اند.
به علاوه، جهانی شدن و گسترش پدیده هایی همچون قاچاق مواد مخدر و قاچاق انسان، کشورهای عضو1، را به جستجوی راه کارهای معمول، جهت تقویت عملیات نظامی مشترک و اقدامات ملی، سوق داده است.
معاهدة آمستردام2، که در اول مِی سال 1999، قابل اجرا گشت، بر اصول و معیارهایی جهت ممانعت از جرایم سازماندهی شده تأکید می ورزید.
اما فصل جدید VI ( پلیس و همکاریهای قضایی در جرایم) از قرارداد اتحادیه، در عملکردهای انحصاری دولتی، در معاهدة ماستریخت3 در سال 1993 وضع گردیده است.
همچنین طرح اقامه دعوی4 توسط شوراء مورد پذیرش قرار گرفت و کمیسیون در ماه دسامبر 1998، معیارهای متفاوتی را تعیین کرده که در مدت کوتاهی حدود ( 2 سال)یا متوسط حدود (5 سال ) پذیرفته شده تا محدودة آزادی، امنیت و عدالت را مشخص و بنا نهد، که از جملة آنها شامل توسعه و پیشرفت پلیس اروپا1 و به خصوص مرتبط با اختیارات قضایی کشورهای عضو و تشکیل یا الحاق شینگن در ارتباط با همکاریهای پلیس و گمرک و ساماندهی مجموعه ای از داده ها و اطلاعات، مربوط به جرایم درون و بیرون مرزی می باشد.
شورای اروپایی تمپر2 در ( 15 و 16 اُکتبر 1999 ) مسائل مربوط به جلوگیری از جرایم، افزیاش همکاریها در خصوص مبارزه علیه جرایم و عملیات تخصصی در مقابله با پول شویی را نیز مورد توجه و ملاحظه قرار داده است.
همـکاری پلیس همکاریهای رسمی ما بین، کشورهای عضو در سال 1976 با پایه گذاری طرفین قرارداد معروف به گروه تِروی3 آغاز شد که به خصوص بر روی مسئله تروریسم و پرسشهای مربوط به سازمان های پلیسی باالاخص در تربیت و هدایت ویژة آنها، متمرکز گشته است.
در سال 1989، چهار گروه از آنها وجود داشتند که با مسائل مربوط به تروریسم، همکاری پلیس، جرایم سازماندهی شده و جنبشهای آزادنة شخصی سر و کار داشته و با گروه کارمندان ارشد در ارتباط بوده و مسئول آماده سازی، جهت تصمیمات اتخاذ شده توسط شورا بودند.
این سیستم پیشگام ساختار درون دولتی است که بر پایه معاهدة ماسریخت و توافقات یا پیمان های شینگن بوده، بنا نهاده شده اند.
در 1995، بر مبنای توافقات و تنظیمات شینگین، یک افسر رابط در هر یک از کشورهای صاحب امضاء جهت تطابق و تبادل اطلاعات مربوط به تروریسم و مواد مخدر و جرایم سازماندهی شده و مهاجرتهای غیرقانونی وجود داشته است.
طبق قانون پیگریهای برون مرزی این افسران پلیس می توانند متهم را در کشورهای عضو دیگر مورد پیگرد قرار دهند.
گرچه این قانون از کشوری به کشور دیگر به طور متفاوت به کار برده می شود.
واحدهای متغیر گاهی اوقات متشکل از افسرانی از ملیتهای مختلف می باشند که بازجویی های سرتاسر کشور را اداره و اجرا می نمایند.
معاهده ماستریخت شامل یک سِری از مواد و امور مربوطه، به منافعی بوده که در آن همکاری در مورد تروریسم، مواد مخدر، و دیگر اشکال جرایم بین المللی، مورد تحسین قر


دانلود خانواده های بی سرپرست

پدیده بی سرپرستی عمری طولانی و به درازی طول سالیان خلقت دارد گروهها و جماعات آدمی در دسته های کوچک و بزرگ در کوهها ، دشتها ، جنگلها و در حواشی رودخانه دائماً در معرض آسیب و هجوم کنترل شده طبیعت اطراف قرار داشت سیل ، زلزله ، حملات وحوش و تهاجم گروههای متجاوز پیوسته بشر را تهدید می کرد که حاصل آن شکستن ستون های خانه بود و ایجاد بی سرپرستی ، سالیانی
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 70 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 103
خانواده های بی سرپرست

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مقدمه :

پدیده بی سرپرستی عمری طولانی و به درازی طول سالیان خلقت دارد گروهها و جماعات آدمی در دسته های کوچک و بزرگ در کوهها ، دشتها ، جنگلها و در حواشی رودخانه دائماً در معرض آسیب و هجوم کنترل شده طبیعت اطراف قرار داشت سیل ، زلزله ، حملات وحوش و تهاجم گروههای متجاوز پیوسته بشر را تهدید می کرد که حاصل آن شکستن ستون های خانه بود و ایجاد بی سرپرستی ، سالیانی پس از آن اگرچه در راستای رشد تمدن انسان ، اجتماعات و ضایعات طبیعی کاهش پیداکرده ابزار و عوامل نابود کننده در دست و کنترل زور مداران قرار گرفته و دامنه آن وسعت یافته به طوری که جبران آن تا نسلها میسر نگردید.آسیبهای ناشی از جنگلهای قوم و قبیله ای از محدوده خرابیها و سیل و زلزله گذشت و ویرانیهای مغول و بربر ، نابودی مردان و کنیزی و غلامی و زنان و کودکان را به دنبال آورد.پس از مرگ قرون وسطی و زایش نسل رنسانس شکل ضایعات انسانی نیز دگرگون شد چرا که صاحبان قدرت باید ابزاری برای مهار انسان آزاده می یافتند.جنگلهای اول و دوم ضربه مهلکی بر پیکره جامعه بشری بود که ویرانی و سرگردانی و بی سرپرستی فراوانی در پی داشت اگر چه امروز دامنه و وسعت جنگها از جهان کاسته است لیکن شیفتگان و تشنگان قدرت به اشاعه انحراف و کجروی هایی پرداختند جنگ بی پایانی آغاز گشت و با ما اشاعه و اعتیاد و فحشاء در یک کلام ، نابودی ارزشهای اخلاقی و به صدا درآمدن مرگ در جهان- مهلک ترین ضربه ها بر ارکان مقدس خانواده وارد شد که موجب متلاشی شدن پایه های استوار خانواده و در نتیجه بی سرپرستی و در نتیجه بی سرپرستی و بی پناهی گردید.و این قصه همچنان استمرار می یابد و انسان سرگشته هر روز در جستجوی ایده آلها دست به دامان هیپیسم ، بیتلیسم ، پانکیم و... می زند و اینها همه فریاد نسلی است که اساس و بنیان خانواده را حریم امنی برای خواسته ها و نیازهای فطری خویش نمی یابد.

در سده های گذشته در جامعه ما توجه به اعتقادات و باورهای اسلامی مردم با پدیده ی بی سرپرستی و فرزندان بی سرپرست به شکل مطلوب و طبیعی آن که همانا حمایت و نگهداری از اینان در خانواده بود برخوردار می کرده است.اما به مرور زمان با رسوخ فرهنگ غرب در جامعه وظهور پدیده شهر نشینی مهاجرت روستاییان به شهرها ، تغییر شغل و تبدیل خانواده های گسترده به خانواده های هسته ای گرایش جامعه به صنعتی شدن ، غرب زدگی ، نمایش های انسان دوستانه ، رژیم سابق ، حاشیه نشینی ، اشاعه فساد و فحشا و هرزگی و بی بند و باری و در نتیجه فراموش شدن ارزشها و اخلاق والای اسلامی ، بندهای عاطفی و پیوندهای انسانی در بسیاری از خانواده ها گسسته شد و نهایتاً بسیاری از اطفال بی گناه و معدوم در جامعه بلاتکلیف و بی سرپرست باقی ماندند.

بیان مسئله

پدیده از دست دادن مرد به عنوان سرپرست و نان آور خانواده عمری طولانی و به درازای سالیان خلقت دارد.گروهها و جماعات آدمی ، در دسته های کوچک و بزرگ درکوهها ، دشتها ، جنگل ها و در حواشی رودخانه ها در معرض آسیب و هجوم کنترل نشده طبیعت اطراف قرار داشتند.سیل ، زلزله و تهاجم گروههای متخاصم پیوسته بشر را تهدید می کرد که حاصل آن شکستن ستون های خانه بود.سالیان دراز پس از آنکه اگر چه در راستای رشد تمدن انسانی تهاجمات و ضایعات طبیعی کاهش یافت ، لیکن عوامل دیگری جایگزین گشت که منجر به بی سرپرست شدن خانواده ها گشت از جمله این عوامل می توان به طلاق ، یا متارکه ، ناپدید شدن والدین و... اشاره کرد.مجموعه این عوامل سبب نابسامانی خانواده و محرومیت و آسیب پذیری این قشر از جامعه می گردد.در قوانین مدنی از این قشر تحت عنوان بی سرپرست یاد می شود و در واقع به علت نظام مرد سالاری که بر کشور حاکم است خانواده ای را که فاقد مرد است بی سرپرست می خوانند ، در حالی که واقعیت چیز دیگری است.هنگامی که خانواده ای به هر علتی سرپرست مرد را از دست می دهد این زن است که سرپرستی خود و یا فرزندانی دارد و زن در غیاب همسرش نقش دو گانه ای را در خانواده ایفا می کند.او از یک طرف مادر است و وظایف مادری را داد و از طرف دیگر باید نقش پدر را نیز در خانواده ایفا نماید.

در روابط اجتماعی در جامعه ما ، نظام مرد سالاری حاکم است بنابراین اولین تاثیری که عدم وجود سرپرست مرد در خانواده می گذارد ، این است که روابط اجتماعی خانواده فاقد سرپرست مرد دچار اختلال می شود و ارتباطات اجتماعی آنها محدود می گردد چنین خانواده هایی از لحاظ روحی و روانی و مسائل عاطفی دچارمشکل می شوند.یعنی احساس می کنند که پناهگاه مطمئن و قابل اطمینانی ندارند این مسئله در بسیاری از تحرکات فردی و اجتماعی خانواده های به اصطلاح بی سرپرست (خود سرپرست) اثر نامطلوب می گذارد.

مشکل دیگر دغدغه ها و دل نگرانی های تامین معاشاست که زنان بی سرپرست (خود سرپرست) دچار آن می شوند اگر زن بخواهد شاغل باشد با مشکل مواجه می شود.مشکلات اشتغال زنان در شهرهای کوچک ، بیش از شهرهای بزرگ است چون بیشتر زنان جذب مشاغل خدماتی و اداری می شوند و این مشاغل در شهرهای کوچک زمینه ندارند از طرفی به دلیل درگیر بودن زنان فاقد سرپرست رد با مشکلات روزمره ، آینده نگری و برنامه ریزی و سرمایه گذاری مادی و معنوی برای آینده در این خانواده کمتر به چشم می خورد به خاطر نیازهای اقتصادی و عدم تمکین مالی ، دختران این خانواده ها در سنین پایین ازدواج می کنند پسران هم زودتر از موعد روانه بازار کار می شوند و معمولاً نمی توانند تحصیلات بالایی داشته باشند.

با از دست دادن سرپرست ، مادر خانواده بار مسائل اقتصادی خانواده را به دوش می گیرد.

لذا از تربیت فرزندان و انجام وظایف مادرانه باز می ماند.این واقعیت در خانواده هایی که مادر خانواده میان سال یا جوان است و بچه ها سن کمی دارند ، دارای اثرات آسیبی بیشتری است.در این خانواده ها به دلیل کار و فشار روانی ، مادر دچار پیری زودرس و بیماریهای جسمی می شود و فرزندان از تربیت ناقصی برخوردار می شوند که این امر در شخصیت فردی اجتماعی آینده آنها تاثیرمنفی می گذارد.معضل دیگر مهاجرت خانواده هایی است که سرپرست مرد خود را از دست داده اند چنین خانواده هایی به خاطر مسائل اقتصادی از مرکز شهر به حاشیه شهر نقل مکان می کنند و در حاشیه شهرها در معرض انواع و اقسام دامهای اجتماعی نظیر فساد و اعتیاد و بزهکاری قرار می گیرند و یا مورد سو استفاده افراد سودجو واقع می شوند.

در حال حاضر در کشور ایران دو نهاد از کودکان و زنانی که فاقد سرپرست هستند حمایت می کنند.سازمان بهزیستی و کمیته امداد امام خمینی (ره) و البته تعداد زیادی از خانواده هایی که دارای سرپرست زن هستند از طرف هیچ نهادی حمایت نمی شوند.

قوانین مربوط به حمایت از این خانواده ها دارای ضعف های بسیاری است و یا علت عدم بودجه اجرا نمی شود.اینکه خدمات سازمان بهزیستی و کمیته امداد امام خمینی (ره) تا چه حد پاسخگوی نیازهای آنان است قابل بحث و بررسی است.

موضوع پژوهش :

موضوع پژوهش عبارت از : بررسی مشکلات زنان سرپرست خانوار در منطقه 4 تهران.

انگیزه انتخاب موضوع :

ارتباط نزدیک باخانواده زن سرپرست و درک مشکلات چنین خانواده هایی.

اهداف تحقیق :

1-شناخت و بررسی مسائل و مشکلات زنان سرپرست خانوار و نحوه زندگی آنها از جهات مختلف.

2-بررسی وضعیت اقتصادی و اجتماعی این خانواده ها.

3-بررسی مشکلات عاطفی فرزندان محروم از پدر.

4-بررسی وتحقیق در زمینه مشکلات و فرزندان خانواده های زن سرپرست.

فرضیه های تحقیق :

1-به نظر می رسد زنان سرپرست خانوار در رابطه با سرپرستی فرزندان با مشکلات اقتصادی زیادی مواجه و رابطه وجود دارد.

2-به نظر می رسد زنان سرپرست خانوار و فرزندان آنها از مشکلات عاطفی و روانی بسیاری رنج برده که اثرات آن حتی در بزرگسالی و در زندگی مستقل فرزندان نیز تاثیر گذار و رابطه وجود دارد.

3-به نظر می رسد فرزندان محروم از پدر از مشکلات عاطفی و روانی بسیاری رنج می برند و اثرات آن حتی در بزرگسالی و زندگی مستقل آنان نیز تاثیر گذار و رابطه وجود دارد.

تعریف مفاهیم

سرپرست خانوار

به فردی گفته می شود که مسئولیت تامین هزینه زندگی و امور معنوی خانوار به عهده اوست.

بی سرپرستی چیست؟

تعریف هایی که درباره پدیده های بی سرپرستی در ادبیات ملل مختلف به عمل آمده است در بیشترین موارد همراه بانبودن پدر در خانواده به هر دلیل.در ادبیات اروپایی و آمریکایی مفهوم بی سرپرستی مترادف است با father «یتیم».

بنابراین تعمیم تاثیری که فقدان پدر از محیط خانه بر روی افراد خانواده به جای می گذارد برای خانه ها و خانواده های دیگر مشابه با آن به ظاهر آسان به نظر می رسد.

خانواده های بی سرپرست

خانواده بی سرپرست خانواده ای است که نان آور، حامی و سرپرست خود را به عللی چون ، فوت ، از کار افتادگی ، طلاق ، فرار ، جدایی یا زندان ، معلولیت ، بیماری از دست داده و اطفال نوجوانان و جوانان ، مادر خانواده بدون استفاده از منابع کمکی جامعه در تامین نیازمندی های اساسی دار گرفتاری شده اند یا بشوند.خانواده های بی سرپرست که معمولاً از طرف زندان ها ، بیمارستان ها ، کانون های معلولین معرفی می شوند و یا سرپرستان خانواده ها در تصادفات دسته جمعی مانند ریزش معادن ، یا حوادث طبیعی چون سیل ، طوفان و زلزله و یا تصادفات وسایل نقلیه از بین می روند و یا به صورت دیگر در شهرها مشاهده می گردند شناسایی می شوند.

در این گونه خانواده ها تعادل خانواده به دلایلی که ذکر شد به هم می ریزد و مسائل و مشکلات گوناگونی چون مسائل اقتصادی ، آموزشی و فرهنگی ، رفتاری ، اجتماعی برای دیگر افراد خانواده آشکار می شود.

خانوار

مرکز آمار ایران خانوار را مرکب از چند نفری که در یک اقامتگاه زندگی می کنند با یکدیگر هم خرج هستند و معمولاً با هم غذا می خورند.فردی که به تنهایی زندگی می کند نیز یک خانوار تلقی می شود.

زنان سرپرست خانوار

زنانی هستند که به علت عدم حضور پدر در خانواده (به هر دلیلی) سرپرستی و نگهداری مادی و معنوی فرزندان را به عهده دارند و جانشین پدر در خانواده (به هر دلیلی) سرپرستی ونگهداری مادی و معنوی فرزندان را به عهده دارند و جانشین پدر بوده و سرپرست خانوار محسوب می شوند.خانواده هایی را که مادر سرپرستی را به عهده دارد اصطلاحاً خانواده های زن سرپرست می نامند.

زنان سرپرست خانوار

زنان سرپرست خانوار علاوه بر مشکلات اقتصادی به جهت مسائل عاطفی نیز در شرایطی قرار دارند که احساس تنهایی کرده و بعضا در ادامه مسیر زندگی دچار دلسردی و عدم انگیزه لازم برای سرپرستی فرزندان خود می شوند.

بر اساس اعلام مرکز امور زنان و خانواده ، در حال حاضر یک میلیون و 650 هزار زن سرپرست خانوار درکشور زندگی می کنند که 845 هزار نفر آنان تحت پوشش کمیته امداد و 147 هزار نفر دیگر تحت پوشش بهزیستی هستند.از سوی دیگر و بر اساس گزارش همین مرکز ، به طور متوسط سالانه 60 هزار نفر به تعداد زنان سرپرست خانوار در کشور افزوده می شود.متاسفانه خانواده های تک سرپرست که زنان عهده دار مسئولیت هستند در وضعیت خوبی به سر نمی برند و همواره در تامین هزینه های زندگی با مشکلات عدیده اقتصادی مواجه می شوند و حمایتهای نهادهای حمایتی مثل کمیته امداد و سازمان بهزیستی ، هرچند آب باریکه ای برای گذران امورات زندگی است اما نمی تواند مشکل گشای این خانوادهها باشد.

به گفته زهرا طبیب زاده ، مشاور رئیس جمهور و رئیس مرکز امور زنان و خانواده ، در سال گذشته 50 هزار زن سرپرست خانواده پشت نوبت بهزیستی برای تحت پوشش قرار گرفتن بوده اند که با بودجه ای که امسال از طریق مجلس شورای اسلامی به سازمان تخصیص یافت تمام این زنان تحت پوشش بهزیستی قرار می گیرند.

زنان سرپرست خانوار علاوه بر اینکه با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می کنند، به جهت مسائل عاطفی و روانی نیز در شرایط قرار دارند که احساس تنهایی کرده و بعضاً در ادامه مسیر زندگی دچار دلسردی و عدم انگیزه لازم برای سرپرستی فرزندان خود می شوند و همین مسائل باعث می شود با بحرانهای روحی و روانی مواجه شوند که می تواند سلامت این قبیل خانواده را دچار مخاطره سازد.فرید براتی سده ، مدیر کل دفتر امور زنان سازمنان بهزیستی از تحت پوشش قرار دادن 35 هزار زن سرپرست خانوار پشت نوبت در سال جاری خبر می دهد و می افزاید : امسال بر اساس برنامه ریزی های انجام شده 35 هزار زن سرپرست خانوار تحت پوشش قرار گرفته و از خدمات و مستمری بهره مند می شوند.در حال حاضر تمامی زنان روستایی سرپرست خانوار که 34 هزار نفر هستند، تحت پوشش بیمه اجتماعی قرار گرفته اند اما از مجموع 147 هزار زن سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی ، تنها 8 هزار از مزایای طرح بیمه زنان خانه دار برخوردارند.ضمن اینکه باید به این تعداد ، 35 هزار زن سرپرست خانوار که امسال تحت پوشش بهزیستی قرار می گیرند را نیز افزود.

نگرش جامعه نسبت به زنان سرپرست خانوار و استفاده از کلماتی چون مطلقه و یا بیوه ، ز اصلی ترین مشکلات این زنان به شمار می آید که باعث منزوی شدن و دوری از اجتماع آنان می شود.بر اساس بررسی ها و تحقیقاتی که اسفند 86 نتایج آن حاصل شده است نگرانی ، اضطراب و ناامنی بیشترین دغدغه زنان سرپرست خانوار نسبت به آینده خود و فرزندانشان بوده است.توجه به ابعاد روانشناختی مغفول مانده ، اشتغال و حق انتخاب ، سه مولفه اصلی در ایجاد احساس هویت مستقل و توانمند سازی زنان سرپرست خانوار است.افزایش تعداد زنان سرپرست خانوار گویای آن است که باید به سمتی حرکت کنیم که نگاه خود را تغییر داده و از مسئله «زنانه» و «نسلی شدن فقر» جلوگیری کنیم.

فقر زمانی از دیگر مباحث پیش روی این زنان است به طوری که تحقیقات نشان میدهد زنان زمان بیشتری را صرف کار می کنند.به معنای دیگر ، این امر باعث ایجاد فقر زمانی و بی توجهی به جنبه های فرهنگی ، آموزشی وتربیتی کودکان این قبیل خانواده ها می شود.

بیش از 50 درصد خانوارهای زن سرپرست در دو دهه اول و دوم یعنی فقیرترین گروه ها قرار گرفته اند.

ژاله شادی طلب ، عضو هیات علمی دانشگاه تهران ، با پژوهشی که بر وضعیت زنان سرپرست خانوار انجام داده ، به این نتیجه رسیده است که درصد زنان سرپرست خانوار در دهک اول همواره بیش از مردان بوده ، در حالی که در دهک های بالاتر سهم زنان سرپرست خانوار رو به کاهش می گذارد.

بر اساس سرشماری سال 85، بیش از یک میلیون و 641 هزار خانواده زن سرپرست در کشور شناسایی شده است.

فقر زنان فقط جنبه اقتصادی ندارد.جنبه های روانی و اجتماعی فقر زنان نیز مهم است.نابرابری فرصت ها در تمام وطول زندگی این گروه از زنان ، زمانی که مسئولیت این خانواده به ناچار بر دوش آنها گذاشته می شود ، بیش از پیش خود را نشان میدهد.نابرابری در دسترسی به آموزش ، مشارکت در جریان تصمیم گیری های خانواده ، عدم امکان کسب مهارت و اتکا به مرد خانواده برای تامین زندگی ، زنان را از قابلیت های لازم برای کاهش فقر محروم کرده است.

زن سرپرست خانوار «خود» را به قیمت تداوم زندگی و حفظ «دیگران» فراموش کرده است.در نتیجه صحبت از فردیت و توانمند سازی به تنهایی کافی نیست.

یکی از مشکلاتی که سبب می شود زنان سرپرست خانوار به طور کامل توانمند نشوند ، وابستگی فکری آنهاست که از کودکی به آنها آموزش داده شده :در کتاب های درسی بابا نان میدهد و مادر لباس ها را می شوید.بر اساس قوانین هم زن حتی نمی تواند برای فرزندش حساب پس انداز باز کند مگر از دادگاه گواهی سرپرستی کودکش را داشته باشد.بنابراین چنین زنی که در خانواده پدر و شوهرش وابسته بار می آید در 40 سالگی با فوت همسرش به سختی می تواند فرد مستقلی باشد.

شادی طلب از زن سرپرست خانواری می گوید که سقف خانه اش چکه می کند و او با وجود داشتن قدرت مالی برای تعمیر سقف ، میگوید : «مرد ندارم که این سقف را تعمیر کند».او که معتقد است زنان سرپرست خانوار از توانمندی روانی و اجتماعی قابل توجهی برخوردار نیستند ، می گوید : «چرا زنان سرپرست خانوار اعتقاد چندانی به خود اثر بخشی ندارند ، چرا شبکه روابط اجتماعی آنها بسیار محدود است و چرا زنان سرپرست خانوار مهارت و آموزش کسب نکرده اند؟ پاسخ این سوالات نشان از ساختار و قوانینی دارد که در ذات خود نابرابری و فرصت ها را تقویت کرده و گسترش میدهد».

بر اساس تحقیق دیگری که ستاره فروزان ، استادیار دانشکده علوم بهزیستی و توانبخشی انجام داده ، تنها 23 درصد از زنان سرپرست خانوار با سواد هستند و 11 درصد هم تمایل به سواد آموزی دارند.

او با اشاره به اینکه سواد یکی از اجزای سازنده شاخص فقر است ، می گوید : «ایجاد انگیزه برای سواد آموزی و کاهش فاصله بیسوادی این زنان با میانگین بیسوادی در کشور ضروری است».

69 درصد زنان سرپرست خانوار با حرفه ای که بتواند امکان اشتغال آنها را فراهم کند ، آشنایی ندارند.تنها 10 درصد زنان سرپرست خانوار شاغل هستند در حالی که 31 درصد آنها حداقل به یک حرفه آشنایی داشته اند.

اکثریت خانواده های افغانی با مشکلات عظیم فقر ، بیکاری ، امنیت ، سو تغذیه و کمبود بهداشت و درمان سالم مواجه اند.به گونه ای که در این موارد افغانستان نسبت به کشورهای جهان در هرم قاعده قرار دارد.اما خانواده هایی که به هر دلیل سرپرست خود را از دست داده اند، با مشکلات عظیم تری مواجه اند.خانواده هایی که نان آور خانه را از دست میدهند ، کم ترین شانس را در تامین غذا ، بهداشت و درمان و تحصیل فرزندان شان دارند.

متاسفانه به این وضعیت رنج آور و بسیار اسفناک کم تر کسی توجه دارد و کمک های جهانی چه از طریق ارگان های دولتی و چه از طریق موسسات داخلی و خارجی کم تر به آنها می رسد و کم تر از این طریق نیازهای خانواده های مذکور بر طرف میشود.زیرا از یک طرف ، صدای ضعیف نحیف آنها را کسی نمی شنود و از طرف دیگر متصدی کمک های خیریه هم بیشتر آدم های مفت خوار ، فرصت طلب و سود جو هستند که در قدم اول به جیب می زنند و در ثانی به نزدیک ترین فامیل ، دوست و آشنای خود می پردازند.متاسفانه سیستم نظارتی جامع و شفاف و قاطعی هم نیست که بر حیف و میل اینگونه افراد نظارت و کنترل داشته باشد.

از طرفی هم رسانه ها که وظیفه دارند مشکلات مردم را مطرح کنند و زبان بی زبانان جامعه باشند.نیز هیچگاه به مشکلات خانواده های بی سرپرست نپرداخته اند و به این وظیفه مهم و اصلی خود توجهی نکرده اند.لذا در این نوشتار کوتاه تلاش می گردد که اندکی وضعیت این خانواده های مظلوم ومفلوک تصویر شود.

اغلب خانواده ها با از دست دادن سرپرست خود، تنها راه درآمد و تامین زندگی را از دست میدهند وبه این طریق با مشکلات جدید خانوادگی و اجتماعی مواجه می شوند.اکثر این خانواده ها معمولاً سرمایه و پس اندازه کافی ندارند و به علاوه بیشتر درخانه های اجاره ای به سر می برند.از طرفی هم با فقدان سرپرست خانواده علاوه بر نیازهای مادی ، فقر ، اینگونه خانواده ها با مشکلات روحی- روانی نیز رو به رو می گردند.زن خانواده آینده خود را مبهم و تاریک می بینند و در برابر انتخاب دشوار ازدواج مجدد و رفتن از کنار فرزندان یا زیر پا کردن شور و شوق جوانی و غرایز طبیعی خود و ماندن در کنار فرزندان و بزرگ کردن کودکان خردسال خود قرار می گیرند.

تامین غذا ، لباس و درمان خانواده از دغدغه های اصلی مادر خانواده می باشد.کار برای تامین زندگی مخصوصاً در خارج از خانه دشواری های خاص خود را دارد.تربیت و تحصیل فرزندان با دشواری های زیادی مواجه می شود.رفتار اقربا و همسایگان چالش دیگری در زندگی این زنان می باشد.بالاخره ، با بزرگ شدن فرزندان ازدواج آنها و تامین مصارف وجهاز عروس دغدغه بعدی شان را تشکیل می دهد.

زنان با از دست دادن شوهران خود با سوال سرنوشت سازی رو به رو می شوند که انتخاب هر گزینه آن بسیار کشنده و دشوار می باشد.آیا ازدواج کرده و فرزندان خود را رها نمایند یا بنشینند و فرزندان خود را بزرگ کنند.عاطفه قوی مادری بخصوص میان مادران افغانی آنها را وادار می کند که به خواسته های غریزی خود توجهی نکرده بسوزند وبسازند و فرزندان خردسال و بینوای شان را پرورش داده و بزرگ کنند.از سوی دیگر ، فرهنگ مرد سالاری حاکم بر جامعه افغانی که همواره زنان را قربانی مردان می کند، نیز زنان را به اخذ چنین تصمیمی وادار میکند.زنانی که عمر بیشتر کرده و مخصوصاً پسربزرگ داشته باشند ، معمولاً نمی توانند بار دوم شوهر کنند و این کار ننگ و بدنامی دارد.زنان جوان تر طبق سنت قبیله ای حاکم بر اکثر نقاط افغانستان بخصوص در دهات و قصبات مجبور می شوند که با یکی از بستگان شوهر متوفای خود بویژه برادرش ازدواج کنند.این کار اگر با رضایت وی باشد و تفاوت سنی زیادی با هم نداشته و مزاحم زن دیگر نشود ، از این جهت که هم در کنار فرزندان خود می مانند و هم شوهر می کنند، خوب است و انتخاب مناسب به نظر می آید.زیرا هم فرزندان خود را به حال شان رها نکرده و هم غرایض طبیعی خود را بی پاسخ نگذاشته اند.ولی مشکل زمانی پیش می آید که زن جوان و شوهر دوم سن و سال بیشتری باشد یا به این ازدواج با شوهر دوم رضایت نداشته باشد و یا زن دوم یا سوم شوهر دوم خود باشد.در این صورت این ازدواج تیرگی و سیاهی دائمی در سرنوشت و زندگی اینگونه زن ها بوجود می آورد و تا زنده هستند در غم و غصه و جنگ و دعوا به سر می برند.چه خوبست که فرهنگ جامعه ما به گونه ای اصلاح شود که زنان مخصوصاً زنان بیوه هیچگونه اجباری نداشته باشند و با طیب نفس و میل خاطر و رضایت کامل پیوند خود را با دستان خود برقرار نمایند.

خانواده های بی سرپرست با از دست دادن نان آور خانه دست شان از زمین و آسمان کوتاه می شود و عالمی از مصایب و مشکلات روی دوش مادر خانواده قرار می گیرد اینگونه خانواده ها به یکی از طرق ذیل نیازهای مادی خود را تامین می کنند.

الف- کمک های خیریه.از جمله راه هایی که خانواده های بی سرپرست می توانند نیازهای خود را تامین کنند ، کمک های خیریه افراد و سازمان اجتماعی وخیریه است.برخی افراد خیر با کمک های مقطعی یا مداوم خود به فریاد این قبیل خانواده ها می رسند.اما در جامعه افغانی این مجرا به ندرت عمل می نماید.زیرا خود مردم یا فقیراند یا بی توجه به این مسائل.

ب- مساعدت ارگان های مسئول دولتی.در اغلب کشورها سیستمی وجود دارد که از خانواده های بی سرپرست مراقبت و مواظبت نموده و کمک های لازم را در اختیار شان می گذارد.اما در افغانستان چنین سیستمی تامین اجتماعی و نهاد دولتی که چنین وظیفه ای داشته باشد، وجود ندارد.

ج- کمک فامیلی.برخی خانواده های بی سرپرست از طریق اعضای خانواده تامین می شوند یا با هم زندگی نموده و مصارف شان از این طریق برآورده می شود.یکی از عوامل حفظ خانواده های ضعیف در افغانستان همین کمک درونی خانواده های بزرگ بوده است.اگر چنین سیستمی در طول همین دهه های بحرانی کشور وجود نمی داشت ، یقیناً خانواده ها به فرسایش و فروپاشی بیشتری دچار می گردیدند.این سیستم در این اواخر بخصوص در شهرها رو به ضعف گذاشته و خانواده های بزرگ به خانواده های هسته ای کوچک تر تقسیم گردیده و روز به روز شرایط «وانفسا» در خانواده های افغانی حاکم می گردد.

د- کار اعضای فامیل.در خانواده های بی سرپرست اغلب مادر و فرزندان هرچند خردسال مجبور به کار می شوند تا بتوانند نان بخور و نمیری را تهیه کنند.کار اینگونه خانواده ها معمولاً کارهای طاقت فرسا با مزد کم و ساعات طولانی و حداقل امکانات می باشد.اغلب مادران در خانواده های بی سرپرست مجبور می شوند در خانه یا بیرون از خانه برای دیگران کار کنند و در مقابل کار دشوار مزد ناچیز دریافت نمایند.در خانه معمولاً به قالین بافی ، لحاف دوزی ، سوزن دوزی ، نخ ریسی و خیاطی برای دیگران می پردازند.در خارج از خانه نیز قالی بافی می کنند یا در خانه های مردم به عنوان خدمه ، آشپز و نظافتچی کار می نمایند و یا هم در نانوایی کار می نمایند.

در خانواده های بی سرپرست فرزندان پسر و دختر ناچار به کار می شوند و فرزندان خود سال اغلب در خانه یا کارگاه در فضای نمناک و نمور قالی می بافند.پسران در مشاغل مختلف مثل تعمیرگاه های موتر ، قالی بافی ، خیاطی و... شاگردی می کنند یا به صفت شاگرد راننده یا مشتری یاب برای موتورهای مسافر کشی کار می کنند و یا دست فروشی و آب فروشی می نمایند.

ه- تکدی.گدایی راهی است که به ندرت برخی زنان یا کودکان خانواده های بی سرپرست و یتیم به آن مبادرت می کنند.اما اکثراً ننگ و نجابت شان مانع از این کار می شود.

3- تربیت و تحصیل فرزندان

تربیت و تحصیل کودکان در خانواده هایی که پدر را از دست داده اند ، یکی از معضلات جدی می باشد.شرایط اقتصادی مانع تربیت و تحصیل کودکان می گردد و به علاوه با نبود پدر توجه کم تر به رشد تحصیلی کودکان می شود.مادر نیز یا سواد ندارد یا در اثر اشتغال و گرفتاری در داخل و خارج خانه فرصتی برای کمک به فرزندان خود ندارند.در این میان پسران به خاطر اشتغال به کار و دختران به دلیل محرومیت مضاعف ، امکان شروع یا تداوم تحصیل را ندارند.آنها بی سواد بزرگ می شوند و در نتیجه در بزرگسالی از بسیاری از فرصت ها و شانس ها محروم می گردند و این دور محرومیت در نسل های بعدی تکرار می شود.

4- برخورد دیگران

برخورد اطرافیان و همسایگان با خانواده های بی سرپرست و زنان بیوه و فرزندان یتیم متفاوت است.برخی با دیده ترحم ، شفقت و نوع دوستی می نگرند و در حد امکان با آنها کمک می کنند.اما اغلب با دید منفی ، سودجویانه و تحکم آمیز نگاه می کنند و دوست ندارند خود یا بستگان شان با آنها مراوده و سر و کار داشته باشند.

مادر خانواده از نگاه ها ، حرکات و سخنان نکوهشگرانه مردم بسیار رنج می برد و از ابتدای بیوگی با هزاران نیش وکنایه و طعن و سخن سازی اطرافیان ، شناخته ها و همسایگن مواجه می شود.با اذیت و آزارهای دیگران در درون و بیرون فامیل، محل کار و مسیر راه خانه و محل کار رو به رو می شود و یا از مشاهده تحقیر و تمسخر پسر و دخترش توسط دیگران رنج مضاعف می برد.

کودکان یتیم با سو رفتار همگنان و همسالان خود رنج یتیمی را بر دوش می کشند و از احساس یتیمی و از دست پدر و بی پناهی و فقدان پشتیبانی رنج می برند.

5- ازدواج فرزندان

با بزرگ شدن فرزندان اعم از دختر و پسر مشکل ازدواج شان ، مادر خانواده را بیشتر دچار رنج و گداز می نماید.مادر از یک سو به دلیل فقره نمی تواند احتیاجات لازم را فراهم کند و سوی دیگر ، به دلیل نبود پدر و سرپرست خانواده ، کم تر خانواده مناسبی حاضر به وصلت با آنها می شوند.

می توان اینگونه برداشت کرد که با توجه به مشکلات عظیم و حل ناشدنی خانواده های بی سرپرست ، زنان بیوه و فرزندان یتیم :

دولت باید قانونی را در جهت حمایت از اینگونه خانواده ها به تصویب برساند.تا ضمن تامین حداقل غذا ، بهداشت و درمان ، تحصیل و مسکن ، شرایطی را برای زنان بیوه فراهم سازد که هم بتوانند با رضایت خاطر شوهر نمایند و هم به وضع کودکان خود توجه و رسیدگی نمایند.

موسسات خیریه داخلی و خارجی و افراد خیر کمک های خود را متوجه اینگونه خانواده ها نمایند و نیز از رسیدن کمک های شان به مستحقین واقعی مطمئن شوند.ثالثاً دولت و سازمان های خیریه میکانیزیمی را بوجود آورند که بر توزیع درست ومناسب کمک ها نظارت نمایند و به خانواده ها از طریق ارائه کمک در برابر کار حمایت نمایند.تا از یک طرف احتیاجات شان رفع شود و از طرف دیگر افراد و خانواده ها مفت خوار ببار نیایند.


دانلود بررسی جاذبه های توریستی و موانع جذب جهانگردان به منطقه کلیبر ازدیدگاه مسؤلان شهری منطقه کلیبر در سال 86

امروزه صنعت توریسم در دنیا یکی از منابع مهم درآمدزایی و در عین حال از جمله پارامترهای مؤثر در تبادلات فرهنگی بین کشورها می باشد در این میان کشور ایران با یک قدمت تاریخی چندین هزارساله و وجود جاذبه های سیاحتی و زیارتی از جمله مراکز مهم توریستی جهان می باشد در این راستا استان آذربایجان شرقی دارای جاذبه های طبیعی، تاریخ، فرهنگی و هنری می باشد که شامل
دسته بندی گردشگری و توریسم
فرمت فایل doc
حجم فایل 206 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 232
بررسی جاذبه های توریستی و موانع جذب جهانگردان به منطقه کلیبر  ازدیدگاه مسؤلان شهری منطقه کلیبر در سال 86

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

عنوان پژوهش:

بررسی جاذبه های توریستی و موانع جذب جهانگردان به منطقه کلیبر

ازدیدگاه مسؤلان شهری منطقه کلیبر در سال 86

بیان مسأله:

امروزه صنعت توریسم در دنیا یکی از منابع مهم درآمدزایی و در عین حال از جمله پارامترهای مؤثر در تبادلات فرهنگی بین کشورها می باشد. در این میان کشور ایران با یک قدمت تاریخی چندین هزارساله و وجود جاذبه های سیاحتی و زیارتی از جمله مراکز مهم توریستی جهان می باشد. در این راستا استان آذربایجان شرقی دارای جاذبه های طبیعی، تاریخ، فرهنگی و هنری می باشد که شامل: کوهها، دشتها، دریاچه ها، قلعه ها، بناهای قدیمی و مذهبی همراه با شبکه ارتباطی شوسه، راه آهن و هوائی اهمیت توریستی این استان را نشان می دهد. و در این میان منطقه کلیبر دارای جاذبه های مطلوب و کم نظیر در جهت جذب جهانگردان می باشد که تا به حال با این همه استعداد و پتانسیل در این زمینه مورد بی توجهی قرار گرفته است و به صورت یک ضرورت برای تحقیق می باشد.

ورود جهانگردان به منطقه کلیبر می تواند منافع زیادی در برداشته باشد. و منطقه را متحول سازد. چه از بعد اقتصادی و چه از بعد فرهنگی و اجتماعی، از لحاظ بعد اقتصادی باعث افزایش درآمدهای ارزی، افزایش تحرک در صنعت جهانگردی و ایجاد زمینه های اشتغال،گسترش مبادلات با خارج از کشور کمک به گسترش بخشهای اقتصادی وابسته به جهانگردی تسریع در روند عمرانی شهر خواهد شد. از لحاظ بعد فرهنگی باعث تسریع در تعالی فرهنگی شهر، معرفی فرهنگ و تمدن و جلوه های طبیعی منطقه و استان حفظ میراث فرهنگی و تاریخی شهرستان نقش به سزائی دارد. از لحاظ بعد اجتماعی باعث توسعه متعادل اجتماعی شهر، در هم شکستن فاصله های اجتماعی، رفاه فراگیر و همه جانبه در شهر، بهسازی سلامت روانی شهر، و با توجه به ارتباطات سریع اجتماعی و جغرافیایی ضمن افزایش آگاهی های ملی در مورد نحوه زندگی، باورها، آداب و رسوم و سنتهای اقوام مختلف بستر مناسبی برای تحکیم و پیوند هر چه بیشتر مردم و همبستگی بیش از پیش ملی را فراهم می کند.

این پژوهش در دو سطح ا نجام می شود: یکی سطح توصیف و دیگری سطح تبیین آنچه به عنوان پرسش آغازین مطرح است اینکه چرا در شهرستان کلیبر صنعت جهانگردی رونق چندانی نداشته (چرا منطقه کلیبر با قدمت چندین هزار ساله و داشتن جاذبه های توریستی بی نظیر در جهت جذب جهانگردان به صورت ناشناخته باقی مانده است) و چه عواملی بر این مسأله تأثیرگذار بوده است و از طرف دیگر به معرفی توانها و پتانسیل های توریستی شهرستان کلیبر می پردازیم.

در واقع این پژوهش به دو قسمت اساسی تقسیم می شود:

1- قسمت اول پژوهش به معرفی توانها و پتانسیل های توریستی شهرستان کلیبر می پردازد. برای بدست آوردن اطلاعات در مورد جاذبه های توریستی از طریق روشهای توصیفی، کتابخانه ای، و مشاهده و عکسبرداری به معرفی جاذبه های توریستی شهرستان می پردازیم.

2- قسمت دوم پژوهش به دنبال یافتن موانع و عدم جذب جهانگردان (از طریق یافتن عوامل جذب و دفع جهانگردان) به شهرستان کلیبر می باشد. برای پاسخ به این پرسش جامعه آماری ما را مسؤلان شهری شهرستان کلیبر تشکیل می دهد.


اهمیت و ضرورت تحقیق:

قرن بیستم همراه با دگرگونیها و تحولات عمیق سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، علمی درون خود سده انقلاب جهانی توریسم است. انقلابی در صنعت تولید بازرگانی و تبلیغات توریسم که این صنعت را از زمره بزرگترین و سودآورترین صنایع درآورده است.

افزایش عمومی درآمد کشورهای صنعتی و پذیرفتن قوانین اجتماعی، پیشرفت صنایع حمل و نقل و کاهش هزینه های سفر ازجمله عواملی است که باعث گسترش سیرو سیاحت بین المللی می گردد. سفر به دیگر نقاط می تواند عامل مهم پیشرفت اجتماعی و فرهنگی تلقی شود. سفر عاملی است که امکان برخورد تمدنها را فراهم می آورد، به بهتر شدن نهادهای آموزشی می انجامد و اندیشه های جدید و نو آوریها را پدید می آورد و یا آنها را به دیگر سرزمینها منتقل می کند. آذربایجان در شمالغربی فلات ایران از نظر موقعیت جغرافیایی (اقلیمی، طبیعی، انسانی، فرهنگی، اقتصادی، تاریخی) یکی از غنی ترین و جالب ترین استانهای ایران و در ردیف کلان استانهای مورد توجه و علاقه محققان و گردشگران و مسافران داخلی و خارجی می باشد و پیوسته ارزشها و پتانسیل های موجود در آذربایجان مورد نظر کسانی است که به این دیار و سرزمین سفر می کنند.

در بررسی سابقه گردشگری و سیاحتی منطقه ارسباران در صدها سال پیش این منطقه بنا به گواهی و روایت تاریخ سیاحان و مطالب مندرج در سفرنامه های جهانگردان اسلامی و اروپایی بیش از سایر شهرهای ایران مورد توجه قرار گرفته است. حالا که امکانات بالقوه در اختیار این منطقه است و طبیعتش بسیار زیبا و آثار تاریخی اش ارزشمند و در ردیف میراث جهانی قرار دارد و غذا و آداب و رسوم و سنت هایش دلپذیر است. باید این منطقه را بهتر از آ ن چه هست آماده پذیرش جهانگردان نمود. و در هر شرایطی امکانات لازم را فراهم ساخت. تا سود بیشتری در کنار شناخت واقعی منطقه عاید این شهرستان شود. پس با وجود این منابع غنی و توانمندی های منطقه توسعه صنعت جهانگردی در این منطقه امری ضروری به نظر می رسد و بررسی موانع موجود بر توسعه این صنعت اهمیت این تحقیق را بیشتر می کند.

از این از میان برداشتن موانع و مشکلات موجود، در واقع راه را برای دستیابی به اهداف و مقاصد هموار می کند. یک برنامه ریزی دقیق در این راستا به دنبال یافتن راه حلهای منطقی و قابل اجرا برای حل مشکلات و معضلات است. چرا که محور اصلی اجرای برنامه های پیش بینی شده حذف موانع و مشکلات بازدارنده است . تنها از طریق رفع این دشواریها و معضلات است که صنعت جهانگردی شهرستان کلیبر جایگاه خود را خواهد یافت و هدفها و ایده آلها قابل دسترسی خواهد شد.

پس چنانچه این صنعت در شهرستان کلیبر گسترش یابد مزایای زیادی را از قبیل: گسترش زمینه اشتغال، توسعه و گسترش امور زیر بنایی ، رونق وایجاد درآمد بیشتری برای مردم کسب درآمد ارزی، متعادل کردن توزیع درآمدها و.... به دنبال خواهد داشت.

اهداف پژوهش:

1- به کاربردن اطلاعات و تکنیک های بدست آورده در دوره کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی

2- توجه و شناخت مشکلات و تنگناهای شهرستان کلیبر به عنوان یک منطقه از نظر توریستی ا عم از توریست گذری و توریست اقامتی

3- بررسی وضع موجود و شناخت توانها و پتانسیل های شهرستان کلیبر اعم از طبیعی، تاریخی، فرهنگی، مذهبی، اقتصادی و اجتماعی.

4- شناسایی عوامل مؤثر بر جذب و دفع جهانگردان به شهرستان کلیبر

5- دست یابی به علت هایی که موجب شده است صنعت جهانگردی شهرستان کلیبر نسبت به سایر شهرهای ایران چندان رونقی نداشته باشد در حالیکه منطقه شهرستان کلیبر نسبت به اکثر شهرهای ایران دارای قدمت تاریخی و جاذبه های جهانگردی فراوانی است.

تعریف مفاهیم:

تعریف لغوی جاذبه: در فرهنگ عمید به معنی جذب کننده، به خودکشنده، نیرویی که اجسام را به طرف خود می کشد (عمید، حسن، 1343، ص449)

در فرهنگ دهخدا به معنی محبت، کشش، قوه ای است که ملکولها بوسیله آن به سوی یکدیگر کشیده می شوند (دهخدا، علی اکبر 1338، ص 6443)

تعریف لغوی موانع:

در فرهنگ عمید به معنی جمع مانع می باشد (عمید، حسن 1343، ص 1130)

در فرهنگ دهخدا به معنی چیزهایی که بازدارنده و ممانعت کننده است. کسی را از کاری و هر آنچه مانع اجرای کاری گردد. بازدارنده از پیشرفت امور می باشد (دهخدا، علی اکبر 1338، ص 19207)

جذب در فرهنگ دهخدا به معنی ضد دفع ، کشیدن و به سوی خودکشیدن می باشد.

موانع جذب به معنی یک سری از عواملی که باعث عدم جذب می شود (همان منبع ص 19207)

تعریف لغوی جهانگرد (توریست):

در فرهنگ عمید به معنی سیاح، جهان نورد، کسی که در شهرها و کشورها بگردد و سیاحت کند (عمید، حسن 1343، ص 479)

در فرهنگ دهخدا به معنی سیاح، جهان گردنده، آن که در اقطار عالم بسیار سفرکند (دهخدا، علی اکبر 1338، ص 6961)

در فرهنگ معین به معنی جهانگردنده ، آن که در شهرها و کشورها به سیاحت می پردازد. (معین، محمد 1371، ص 1258)

تعریف جهانگرد از دیدگاههای مختلف:

اریک کوهن جهانگرد یا گردشگر را چنین بیان می کند یک مسافر داوطلب و موقت که امید لذت بردن از یک تجربه متنوع و تازه طی سفر دوسره نسبتاً طولانی و غیر تکراری به مسافرت می پردازد. (لی، جان 1378، ص 5)

در یکی از نخستین کتبی که در مورد جهانگردی در سال 1933 (f.w. ogivie) انتشار یافت جهانگرد به کسی اطلاق شده است که دو شرط در باره او مصداق داشته باشد: اول آنکه از محل اقامت خود برای مدتی کمتر از یک سال دور بوده دوم آنکه در محل جدید کسب درآمد ننماید. (الوانی، مهدی و همکاران 1373، ص 18)

در سال 1936 در کتاب صنعت گردشگری (A.j. norval) جهانگرد به عنوان فردی که با هدف و کاری غیر از آنچه در موطن خود دارد به کشور دیگری وارد شده و در آنجا بخشی از درآمد خود را هزینه می کند تعریف شده است (همان منبع ص 18)

جهانگرد یا گردشگر مقصود کسی است که دست کم یک شب در یک اقامتگاه عمومی یا خصوصی در محل مورد بازدید به سر برد. (گی چاک وای و همکاران 1997 ص 32)

در یکی از تعاریف کمیته متخصصین آمار جامعه ملل، جهانگرد به کسی اطلاق شده که کشور محل اقامت خود را حداقل به مدت 24 ساعت ترک گفته و درکشور دیگری اقامت گزیند. در این تعریف افراد زیر جهانگرد محسوب می شوند.

1- اشخاصی که برای تفریح، حفظ سلامتی یا به دلایل خانوادگی و از این قبیل سفر می کنند.

2- افرادیکه به منظور شرکت در جلسات ویا به سمت نماینده (علمی، ا داری، سیاسی، مذهبی، ورزشی وغیره ) مسافرت می نماید.

3- کسانی که برای امور بازرگانی مسافرت می نمایند.

4- افرادی که با کشتی به کشوری وارد می شوند و لو آنکه مدت اقامتشان کمتر از 24 ساعت می باشد.

در تعریف مذکور افراد زیر جهانگرد به شمار نمی آیند:

1- اشخاصی که با قرارداد کار و یا بدون آن برای گرفتن کار یا شغلی وارد کشور دیگری می شود.

2- اشخاصی که به منظور اقامت دائمی وارد کشوری می شوند.

3- دانشجویان و جوانانی که در مدارس یا دانشگاهها و پانسیون ها هستند.

4- ساکنین یک منطقه مرزی و اشخاصی که در یک کشور ساکن بوده و در کشور مجاور به کار مشغولند.

5- مسافرانی که به طور عبوری از کشوری می گذرند ولو آنکه مدت اقامتشان بیشتر از 24 ساعت باشد (الوانی، مهدی و دهشتی زهره 1373، ص 19 و 20)

سازمان جهانی جهانگردی (w.t.o) جهانگرد را چنین تعریف می کند: جهانگرد (توریست یا سیاح) شخصی است که به کشور یا شهری غیر از محیط زیست عادی خود برای مدتی کمتر از 24 ساعت و بیشتر از یکسال نباشد، سفر کند و قصد او از سفر تفریح، استراحت، ورزش، دیدار اقوام، کسب و کار، مأموریت، شرکت در سمینار یا کنفرانس، معالجه، مطالعه، تحقیق یا فعالیتهای مذهبی باشد. (شایان، سیاوش و... گروه مؤلفان 1377، ص 195)

کتاب سازمان جهانی جهانگردی 1997 ص 24 جهانگرد را چنین تعریف می کند: جهانگرد کسی است که برای مدت زمانی دست کم یک شب و نه بیش از یکسال به کشوری غیر از وطن یا محل سکونت معمولی خود مسافرت می کند و هدف اوکارکردن و پول درآوردن در آن کشور نیست. این تعریف شامل کسانی می شودکه برای تفریح، گردش وگذراندن روزهای تعطیل، برای دیدار دوستان و بستگان، برای کارهای تجاری و حرفه ای، برای درمان، برای زیارت و یا برای تأمین هدفهای دیگر به مسافرت می روند. (گی چاک وای و همکاران 1997، ص 205)

تعریف لغوی جهانگردی:

در فرهنگ عمید به معنی سیاحت و گردش در کشورها و شهرهای دنیا می باشد. (عمید، حسن 1343، ص 479)

در فرهنگ دهخدا به معنی عمل و شغل جهانگرد، سیاحت می باشد. (دهخدا، علی اکبر 1338، ص 6961)

در فرهنگ معین به معنی در اقطار عالم سفرکردن و شناخت می باشد. (معین، محمد 1371، ص 1258)

تعریف جهانگردی از دیدگاههای مختلف:

جهانگردی به سفری موقتی و کوتاه اطلاق شده که ضمن آن جهانگرد به منطقه ای خارج از محل سکونت و کار خود به منظور سیرو سیاحت سفر می کند. (الوانی، مهدی و دهدشتی شاهرخ، زهره 1373، ص 19)

صنعت جهانگردی، گردشگری عبارت است از گروهی از فعالیتهای اقتصادی که در مجموع بزرگترین صنعت جهانی را تشکیل می دهد و برای سرمایه گذاری و رشد یکی از عواملی است که بیشترین انگیزه را بوجود می آورد. جهانگردی (Tourism) یا گردشگری کارهایی است که فرد در مسافرت و در مکانی خارج از محیط عادی خود انجام می دهد. این مسافرت بیش از یکسال طول نمی کشد و هدف تفریح، تجارت یا فعالیتهای دیگر است. (گی، چاک وای و همکاران 1997، ص 32)

سازمان جهانی جهانگردی (w.t.o) جهانگردی را در قالب بازدید کننده ، جهانگرد و کسی که به گشتهای کوتاه تفریحی می رود تعریف کرده است بازدیدکنندگاه (Visitors) کسانی هستند که به کشور دیگری غیر از کشور محل اقامت خود وارد می شوند و مقصودی به غیر از آنچه در کشور خود داشته اند پی گیری می نمایند. این گروه شامل جهانگردان و نیز کسانی که به گشتهای کوتاه تفریحی می روند می شود. جهانگردان کسانی هستند. که حداقل یک شب و بیش از یک شبانه روز را در کشور مقصد می گذرانند و هدفشان سرگرمی و تفریح، سلامتی و کسب آرامش، مطالعه، زیارت و غیره می باشد. مسافران گشت های تفریحی کوتاه نیز کسانی هستند که کمتر از یک شبانه روز را با هدف سرگرمی و تفریح صرف سفر می نمایند. (الوانی،مهدی و دهدشتی شاهرخ،زهره1373،ص20)

جهانگردی مجموعه و منظومه ای متشکل از جهانگرد و عرضه کننده خدمات وکالا، دولت و جامعه، میزبان می باشد که با یکدیگر در تعامل و ارتباط بوده و هدف جذب و جلب جهانگردان را دنبال می کند. جهانگردی، ترکیبی از فعالیتها، خدمات، سیاستها، خط مشی ها، ضوابط، فرهنگها و کالایی است که برای تحقق یک سفرسیاحتی ضرورت دارد. به عبارتی دیگر جهانگردی صنعتی چند بعدی است که دربرگیرنده هتل ها، مهمانسراها، رستوران ها، مراکز تفریح، جاذبه های جهانگردی، سیستم حمل ونقل، واحدهای خدمات جهانگردی و واحدهای دیگر است که مجموعاً جهانگردی را در یک کشور شکل می دهد. (همان منبع ص 21)

تعریف انواع مختلف جهانگردی:

1- جهانگردی یا گردشگری (Tourism) کارهایی است که فرد در مسافرت و در مکانی خارج از محیط عادی خود انجام می دهد. این مسافرت بیش از یک سال طول نمی کشد و هدف تفریح، تجارت یا فعالیتهای دیگر است.

2- جهانگرد یا گردشگر (Tourist) مقصود کسی است که دست کم یک شب در یک اقامتگاه عمومی یا خصوصی در محل مورد بازدید به سر می برد.

3- گردشگر یک روزه (Same pay visitor) مقصود کسی است که یک روز به مکان دیگری می رود. ولی شب را در آنجا نمی گذراند.

4- دیدارکننده (Visitor) کسی است که به مکانی غیر از محیط معمولی خود مسافرت می کند کمتر از دوارده ماه متوالی در آنجا به سر می برد و هدف اصلی از این مسافرت این نیست که در مکان مورد بازدید در ازای دریافت پول کار کند.

5- مسافر (Traveler) کسی است که بین دو یا چند نقطه مسافرت کند.

اشکال عمده جهانگردی:

با توجه به طول مسافرت، نوع تأسیساتی که به خدمت گرفته می شود. فصل و چگونگی سازماندهی مسافرت، همچنین انگیزه های گوناگون که موجب پیدایش یک جریان توریستی می شوند. می توان اشکال مختلفی از جهانگردی را از یکدیگر تمیز داد:

1- جهانگردی تفریحی واستفاده از تعطیلات: این نوع جهانگردی شامل افراد یا گروههای است که در جهت استفاده از تعطیلات، تفریح، استراحت، استفاده از آب وهوای دلپذیر، گشت و گذار در طبیعت و.... از محل اقامت خود به مسافرت می روند.

2- جهانگردی اجتماعی: در این جهانگردی عمدتاً هدفهای اجتماعی، مردم شناسی، جامعه شناسی و امثال آن مورد نظر است. آشنایان و دیدار خویشاوندان نیز از نوع جهانگردی اجتماعی به شمار می آید.

3- جهانگردی فرهنگی و آموزشی: این نوع جهانگردی برای آشنائی با میراث های فرهنگی و هنری، آداب و رسوم، بناها و آثار تاریخی با هدفهای آموزشی، تحقیقاتی و پژوهشی صورت می گیرد. توریست هایی که در این گروه قرار دارند توریست و جهانگرد کاوشگر نامیده می شود.

4- جهانگردی سیاسی: مسافرت به منظور شرکت در اجلاس و مجامع بین المللی، کنگره ها و سمینارهای سیاسی، جنبش های ملی و مذهبی، مراسم ویژه مانند: تدفین رهبران و شخصیتهای سیاسی، پیروزی رهبران احزاب و به حکومت رسیدن آنها و نظایر آن جهانگردی سیاسی خوانده می شود.

5- جهانگردی بازرگانی: شرکت در بازارهای مکاره،نمایشگاههای کالا،بازدید از کارخانه ها و.....

6- جهانگردی درمانی: معالجه پزشکی با تغییر آب و هوا، استفاده از آبهای گرم معدنی، گذراندن دوره نقاهت و....

7- جهانگردی مذهبی: این نوع از جهانگردی یکی از رایجترین اشکال جهانگردی در سراسر جهان است.جاذبه های مذهبی، زیارتگاهها واماکن مقدسه هر ساله تعداد زیادی از جهانگردان را به سوی خود جلب می کنند.

8- جهانگردی ورزشی: هر نوع مسافرتی که به منظور فعالیتهای ورزشی باشد جهانگردی ورزشی نامیده می شود. مانند اسکی، پیاده روی، کوه پیمایی، شکار، کوهنوردی، دوچرخه سواری، شنا و شرکت در مسابقات ورزشی و تماشای مسابقات و امثال آن.

انواع مسافرت:

1- مسافرت ها درون حوزه ای (Domestic tourism): یعنی افراد ساکن به عنوان دیدار کننده در درون یک حوزه انجام می دهند.

2- مسافرت های درون مرزی (In bound tourism): یعنی افراد غیرساکن به عنوان دیدار کننده در درون یک حوزه خاص مسافرت کنند.

3- مسافرت های برون مرزی (Out abound tourism) : یعنی افراد ساکن برای دیدار از نقاط مختلف حوزه ای غیر از حوزه خودشان مسافرت کنند.

پس می توان در یک کشور اصطلاحات (بومی)، (درون مرزی) و (برون مرزی) را به شیوه های مختلف در هم ترکیب کرد و طبقه بندی زیر را به وجود آورد:

1- مسافرت های داخلی (Internal tourism) شامل مسافرت های درون حوزه ای و درون مرزی می شود.

2- مسافرت های ملی (National tourism) شامل مسافرت های درون حوزه ای و برون مرزی می شود.

3- مسافرت های بین المللی (International tourism) شامل مسافرت های درون مرزی و برون مرزی می شود.

انواع کلی جهانگردی:

1- جهانگردان خارجی، کسانی هستند که از خارج وارد یک کشور می شوند.

2- جهانگردان داخلی: افرادی هستند که در داخل کشور خودشان به مسافرت می روند. (شایان، سیاوش....گروه مؤلفان 1377، ص 195)

پرویز دیبائی در کتاب خود جهانگردی را به سه دسته تقسیم می کند:

1- جهانگردانی که از خارج وارد کشور می شوند.

2- جهانگردانی که اهل یا مقیم آن کشورند. و در داخل کشور مسافرت می کنند.

3- جهانگردانی که اهل کشوری هستند. و به خارج از کشور خود سفر می کنند.

اثرات جهانگردی داخلی: 1- جلوگیری از خروج ارز وایجاد توازن در تراز پرداختهای کلی و پرداختهای جهانگردی 2- ایجاد ارتباط فرهنگی در سطح ملی برای تأمین وحدت ملی بیشتر.

جهانگردی داخلی به طور کلی یک ابزار مؤثر در دست برنامه ریزان اقتصاد ملی است. زیرا اولاً به طوری که گفتیم با جلوگیری از خروج ارز بر ثروت کشور می افزاید و ثانیاً یک عامل مهم سیاست توزیع مجدد درآمدها و جریان بیشتر و سریع تر پول و ایجاد رونق و اشتغال بیشتر در بخش خدمات وکالاهاست. طبیعی است که سفر به عنوان تفریح زمانی عمل می گردد که موضوع حداقل تأمین ضرورتهای اساسی زندگی نباشد اگر فردی از افراد جامعه نیازهای اولیه زندگی خوش را در حد متعارف تأمین نکرده باشد اندیشه مسافرت به عنوان تفریح را نمی توان در سر بپروراند. بر این اساس تنها خانواده های مرفه که دارای درآمد بیشتردارند. قاعدتاً اقدام به سفر می نمایند. و هزنیه هایی که به عمل می آورند در حقیقت جزو وسایل مستقیم و مؤثر سیاست توزیع مجدد درآمدهاست. و چون این هزینه ها به مصرف خدمات وکالاهای داخلی می رسند ناچار در جریان بازار کالا و پول داخلی وارد شده و به همین ترتیب دست به دست می گردد و موجب سرعت جریان پول می شود.

موج سفرهای داخلی خدماتی تازه پدید می آورد. وخدمات موجود را رونق و تحرک می بخشد و خدمات حمل و نقل و کلیه خدمات وکالاهای وابسته به آن نظیر خدمات تعمیراتی، انرژی و سوخت و یا خدمات تأسیساتی و وابسته های آن مانند: هتل، متل، اردوگاه، رستوران، چایخانه، صنایع دستی وغیره .... توسعه خاصی می یابد.

آثار فرهنگی و اجتماعی جهانگردی:

آثار فرهنگی اجتماعی جهانگردی از سه زاویه قابل بررسی است.

1- آثار فرهنگی- اجتماعی جهانگردی بر مقصد: مقصد تا چه حد توانایی جذب تعداد معینی جهانگرد را داراست.

2- آثار فرهنگی- اجتماعی جهانگردی بر کسب زندگی: اثری که دیدارکنندگان بر ارزشها و سبک زندگی مردم محل می گذارند.

3- آثار فرهنگی- اجتماعی جهانگردی بر هنرها: نفوذ واثر دیدارکنندگان بر هنرهایی نظیر نقاشی، مجسمه سازی، تئاتر، معماری، صنایع دستی و غیره.

این سه اثر پیامدهای مثبت زیر را به همراه دارند:

1- تعداد دیدار کنندگان باعث رونق اقتصاد محل می شود. دیدارکنندگان ثروت و شغل ایجاد می کنند و موجب بهبود در تأسیسات زیربنایی محلی می شوند و تسهیلات و خدمات جدید را پایه ریزی می کنند و دیگر انواع سرمایه گذاری را برمی انگیزند.

2- جهانگردی تماس وارتباط بیشتری با دنیای بیرون ایجاد می کند. فرایند بین المللی شدن را تقویت و جریانهای دو طرفه اطلاعات را تشویق و تحریک می کند. تبادل فرهنگی را ارتقاء می دهد. منجر به واردات کالاها و خدمات بیشتر می شود و به طور کلی تمامی حیطه تجارت و ارتباطات را توسعه می دهد.

3- جهانگردی مخاطبان و شیفتگان جدیدی را برای هنرهای ملی (موسیقی، تئاتر، صنایع دستی) ایجاد می کند. جهانگردی همچنین اثر غیرمستقیم قابل توجهی بر همه تبلورها وتجلی های هنری دارد. (از جمله بر ادبیات، نقاشی، معماری)


این آثار ممکن است در جهت منفی نیز عمل کنند:

1- ممکن است مقاومتهایی در برابر تغییر در ارزشها وسبک زندگی صورت گیرد (این تغییرات نه فقط ناشی از ورود دیدارکنندگان به محل بلکه به سبب خود فرایند توسعه نیز هست).

2- ممکن است مخالفتهای با اثر نیروهای این بازار بر هنرهای سنتی و معاصر صورت پذیرد. (راجر، داس ویل 1378، ص 189).

آثار جهانگردی:

آثار مثبت جهانگردی:

1- حفاظت جاذبه های طبیعی: جهانگردی موجب می شود تا تلاش بیشتری برای حفظ منابع طبیعی مانند:جنگل ها، پارک های ملی و مناطق حفاظت شده به عمل آید. سواحل دریاها و رودخانه هایی که در آن ها ماهیان و آبزیان کمیاب یافت می شوند. جنگل هایی که در آن وحوش و حیوانات نادر زیست می کنند، از جمله مناطقی هستند که مورد توجه جهانگردان قرار می گیرند و کوشش می شود تا از آنها حفاظت شود. بدین ترتیب جهانگردی ضمن سودآوری، انگیزه حفظ جاذبه های طبیعی در کشورها را به وجود می آورد و سبب احیاء و بقاء این جاذبه ها خواهد شد.

2- حفظ و نگهداری آثار ابنیه تاریخی: جهانگردی انگیزه حفظ آثار باستانی را تقویت می کند وموجب می شود برای جلب نظر جهانگردان کوشش های جدی تری در زمینه حفاظت از آثار تاریخی به عمل آید. در کشورهایی که از نظر بودجه در تنگنا به سر می برند درآمد حاصل از جهانگردی این امکان را فراهم می آورد که وجوهی برای مرمت و نگهداری آثار تاریخی که از جاذبه های جهانگردی هستند صرف شود. در این کشورها غالباً ورودیه های که برای دیدن ابنیه و آثار باستانی از جهانگردان اخذ می شود. مستقیماً صرف حفظ و نگهداری و مرمت آن ها می شوند.

3- بهسازی محیط: کشوری که جذب جهانگردان را جزو اهداف خود قرار می دهد برای نیل به این هدف می کوشد تا محیطی عاری از آلودگی و بهسازی شده را در معرض دید جهانگردان قرار دهد. خیابان های پاکیزه، دیوارهای رنگ آمیزی شده و میادین گل کاری شده، همه در جذب جهانگردان نقش عمده ای دارند. کنترل آلودگی هوا، طبیعت وحفظ بهداشت محیط که برای توسعه جهانگردان ضروری است. یکی از آثار مثبت جهانگردی به شمار می آید. ساختن هتل های زیبا، ابعاد استراحتگاههای خوش منظره در دامنه کوهها وکنار جاده ها نیز جزئی از بهسازی محیط را تشکیل
می دهند.

4- توسعه تجهیزات وخدمات زیربنایی: برای توسعه جهانگردی نیاز به فرودگاههای مجهز، پایانه های مسافربری وسیع، تجهیزات ارتباطی جاده ها و بزرگراههای امن، سیستم های آب تصفیه شده، برق، روشنایی و سوخت رسانی است و توسعه این تجهیزات وخدمات که به تبع توسعه جهانگردی انجام می شود از مزایای جهانگردی محسوب می شود.

5- آگاهی ساکنان منطقه: در مناطقی که ساکنان چندان اهمیتی به محیط نمی دهند با توسعه جهانگردی و درآمد زا شدن منطقه از طریق جهانگردی، مردم به اهمیت محیط خود پی می برند و برای حفظ وحراست از آن مصمم می شوند.

6- مزیت های اقتصادی: مزایای مستقیم حاصل از جهانگردی، ایجاد فرصتهای اشتغال جدید، فروش خدمات وکسب درآمد، ارزآوری ارتقاء سطح زندگی مردم و توسعه اقتصادی منطقه
می باشد. در مناطقی که رکود و بیکاری وجود دارد. توسعه جهانگردی موجب تحرک اقتصادی، استخدام نیروهای جوان و جلوگیری از مهاجرت می شود. با به گردش درآمدن چرخ های اقتصاد در منطقه، دولت نیز از طریق اخذ مالیات تأسیسات زیربنایی ایجاد می کند. و وضعیت عمومی اقتصاد در منطقه بهبود می یابد. در مناطق پررونق اقتصادی نیز جهانگردی موجب رونق بیشتر و تداوم توسعه می شود.

از مزایای غیر مستقیم جهانگردی، توسعه سایر صنایع و بخش های دیگر اقتصادی است. از طریق جهانگردی فعالیتهای ساختمانی برخی از صنایع تولیدی، صنایع دستی وهنری، کشاورزی، باغداری و ماهیگیری رونق می یابند. وخدمات و کالاهای مصرفی در صنعت جهانگردی گردونه سایر بخش های صنعت و تولید را به حرکت در می آورد. آثار آموزش های جهانگردی نیز غیرمستقیم بر بهره برداری اقتصاد جامعه اثرات مثبتی دارد. و موجب تحرک بیشتر نیروی کار می شود.

7- حفظ واشاعه هنرهای سنتی و آداب و رسوم باستانی: با توسعه جهانگردی هنرهای سنتی نضج گرفته و رشد می یابند و آداب و رسوم باستانی زنده می شوند. بر اساس تحقیقات انجام شده توسعه جهانگردی موجب احیاء هنرهای دستی و آداب و رسوم قبایل سرخپوست در مناطقی که موجب بازدید جهانگردان بوده، شده است. علاقمندی جهانگردان به هنرهای نمایشی موجب توسعه تماشاخانه ها و تئاترهای سنتی شده است و مراسم جشن و پایکوبی افراد بومی احیاءمی شوند. ضمناً درآمدهای حاصل از این طریق به توسعه و رشد آنها کمک می کند.

8- احیاء هویت فرهنگی واحساس غرور ملی: زمانی که ساکنان بومی، علاقه و اشتیاق جهانگردان را نسبت به فرهنگ و سنت های خود مشاهده می کنند با احساس غرور و هویت فرهنگی خود را بیش از پیش در می یابند فرهنگ اقلیت که عموماً در فرهنگ اکثریت تحلیل می رود، بدین ترتیب شکل اولیه خود را پیدا می کند و نمود می یابد به طور کلی فرهنگ ماشینی موجب ا ز بین رفتن و تضعیف فرهنگهای سنتی می شود، که تا حدودی این ضایعه از طریق جهانگردی جبران شده و فرهنگ های سنتی در جوامع احیاء و تقویت می شوند. تحقیقات انجام شده اثرات مثبت توسعه جهانگردی را در احیاء هویت فرهنگی به خوبی نشان داده است.

9- تبادل فرهنگی: جهانگردی مردم جوامع میزبان و میهمان را به هم نزدیک و نوعی تبادل و ارتباط فرهنگی را بین آنان ایجاد می کنند. تفاهم بین ملتها و احترام و دوستی نسبت به یکدیگر یکی از مزایای مهم جهانگردی است. در کشورهایی که قبایل ونژادهای مختلفی دارند (مانند اندونزی وهند) گردش و بازدید ساکنان بخشهای مختلف در کشور موجب نزدیکی آنان به یکدیگر و وحدت ملی می شود. به طورکلی جهانگردی به بازدیدگنندگان نکات تازه ای را از فرهنگ کشورهای دیگر می آموزد و قدرت و تحمل و قبول دیگران، ارزشها وسنت های آنان را ایجاد می کند. جهانگردی پیام آور دوستی و تفاهم بین مردمان جوامع مختلف بوده و موجب پیوند آنان با یکدیگر می شود. جهانگردی موجب شناخت فرهنگ های مختلف می شود. و کشور میزبان این فرصت را پیدا می کند که فرهنگ و ارزشهای خود را به مردم سایر ملل بشناساند. و از آنان نمایندگانی برای تبلیغ اندیشه ها و افکار ایدئولوژیک خود بسازد.

آثار منفی جهانگردی:

1- ایجاد آلودگی: صنعت جهانگردی را صنعتی تمیز نام نهاده اند. اما توسعه سریع و بی برنامه آن منشاء آلودگی های بسیار زیاد شده است. افزایش بار سیستم حمل ونقل وازدحام خودروها در مناطق مورد بازدید موجب آلودگی هوا می شود. آلودگی آب نیز از طریق فاضلاب هتل ها و استراحت گاهها یا قایقرانی در دریاچه ها ممکن است. بدنماشدن مناطق طبیعی به علت استفاده بی رویه، ایجاد تأسیسات بدون در نظر داشتن زیبایی شهر و لوله کشی های گاز و سیم کشی برق برای تأسیسات جهانگردی بطور موقت، همه موجب بدمنظره شدن منطقه و نوعی آلودگی بصری می شوند. سروصداهای ناشی از تردد جهانگردان و برخی سرگرم کننده مانند: مسابقات موتور سواری یا ماشین رانی نیز باعث آلودگی صوتی محیط می شوند و در بعضی مناطق مسأله جمع آوری زباله ها و معدوم کردن آنها نیز به کندی انجام می شود و این امر خود به آلودگی محیط می افزاید.

2- فرسودگی محیط زیست: استفاده مستمر جهانگردان از جنگل ها، پارک های ملی، دریاچه ها و سایر جاذبه های طبیعی باعث فرسوده شدن این محل ها می شود. در یکی از تحقیقات انجام شده آثار مخرب استفاده جهانگردان از جاذبه های طبیعی بسیار جدی قلمداد شده است. اصولاً استفاده جهانگردان چرخه طبیعی زیست را در اغلب موارد به هم زده و موجب خسارات جبران ناپذیری به طبیعت منطقه می شود. به عنوان مثال: موتور سواری جهانگردان زندگی وحوش و پرندگان را به هم زده و باعث کوچ آنان می شوند. و یا رویش گل ها و گیاهان وحشی در مناطقی که مورد بازدید مستمر جهانگردان است به تدریج متوقف می شود. و پس از مدتی به نابودی می گراید.

3- آسیب دیدن ابنیه و آثار تاریخی: استفاده بیش از حد آثار تاریخی برای جهانگردان موجب فرسایش و از بین رفتن آثار مذکور می شود. در بعضی از آثار تاریخی ظریف مانند: تابلوها، نقاشی دیوارها یا سنگ نوشته ها و لوحه ها، دست زدن ونزدیک شدن و بعضاً عکسبرداری ممنوع شده است. و بدین وسیله کوشش می شود تا از فرسایش آنها حتی المقدور جلوگیری شود اما به هر حال حضور جهانگردان در این ابنیه و آثار در طول زمان عملاً آسیب ها و صدماتی را به وجود می آورد که شاید قابل ترسیم هم نباشد.

4- به هم زدن طرح های استفاده از زمین: توسعه جهانگردی نیاز به ایجاد هتل ها و استراحتگاهها و سایر تأسیسات مربوط را دارد و گاهی این امر موجب می شود تا فضاهای شهری به نفع تأسیسات جهانگردی اشتغال شده و تأسیسات مورد نیاز شهر کنار نهاده شود. فرضاً مناطق کشاورزی و باغها به صورت تفرجگاه جهانگردان در می آیند. و زمین ها به جای ایجاد بیمارستان و مدرسه به تأسیس هتل و مهمانخانه ها تخصیص داده می شوند. استفاده بی رویه از زمین برای تأسیسات جهانگردی منجر به مشکلات در آبرسانی و مسأله فاضلاب و ترافیک شهر را ایجاد می کند جهانگردی به علت درآمدزا بودن انگیزه

استفاده از زمین به هر قیمت را بوجود می آورد و نیازهای اصلی مردم شهر را ارضاء نشده باقی می گذارد.

5-شیوع بیماری های مسری: امروزه مسأله بیماری علاج ناپذیر «ایدز» مسؤلان جهانگردی را نگران ورود مبتلایان به این بیماری به کشور میزبان کرده است. اما د رهر حال با جابه جایی و ورود وخروج جهانگردان احتمال سرایت بیماری، ویروسها و میکروب ها همواره وجود دارد. اگر چه امروزه بهداشت و پاکیزگی محیط هتل ها، رستوران ها و چایخانه ها، تا حدود زیادی بهبود یافته است. اما به علت تردد مسافران در شهر و نقاط مختلف آن امکان انتقال بیماریها همواره با درصدی از احتمال وجود دارد. هنوز برخی از بیماریها مانند مالاریا، وبا و طاعون در برخی کشورهای در حال توسعه وجود دارند. و در صورتیکه جهانگردان این کشورها از قرنطینه نگذرند. احتمال انتقال بیماری وجود خواهد داشت.

6-ایجاد نابرابر اقتصادی:اگر جهانگردی در یک یا چند منطقه خاص در یک کشور توسعه پیداکند. آثار مثبت اقتصادی آن صرفاً در آن مناطق است و نوعی عدم تعادل از نظر استخدام در نقاط مختلف کشور ایجاد می کند. از سوی دیگر مردمان منطقه جهانگردپذیر از درآمد بالایی بر خوردار می شوند و ساکنان سایر مناطق از این مزیت بی بهره می مانند . این نابرابری ممکن است در یک منطقه و برای مشاغل مختلف نیز به وجود آید. صرفاً کسانی که مسقیماً با جهانگردان در دادوستد هستند درآمدهای بالایی کسب می کنند در حالیکه سایر مردمی که از این درآمد بی بهره هستند از مشکلات و تنگناهای حاصل از توسعه جهانگردی آسیب می بینند. نکته منفی دیگر گران شدن بهای اجناس و کالاها در مناطق جهانگردی است که اگر چه درآمد گروهی از صاحبان مشاغل را بالا می برد ولی اکثر افراد آن خطه از گرانی رنج می برند. ضمناً توسعه جهانگردی موجب جابه جایی اشتغال افراد بومی می شود. (فرهمندی، حسین، بررسی میزان جذب توریسم از دیدگاه سازمان ایرانگردی وجهانگردی شهرستان مشهد، کارشناسی ارشد، پژوهش علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن 1378).

چارچوب تئوریک پژوهش:

دراین پژوهش از تئوری چاک.وای.گی استفاده شده که فرضیات این پژوهش برگرفته از این تئوری است.

تئوری چاک .وای .گی درمورد توسعه جهانگردی پایدار:

در حالی که جامعه جهانی به سده بیست و یکم وارد شده است جهانگردی سیر تکاملی می پیماید ودر بسیاری از کشورهای جهان به صورت یک صنعت در آمده است مسئله پایداری ، دوام و پایندگی مطرح می شود اصطلاح جهانگردی پایدار که به تازگی به کار می رود دارای معنی ها و تفسیرهای متعدد است . مقصود از این اصطلاح بیان توانایی های کشوری است که مقصد جهانگردان قرار می گیرندو باید آن کشور خود را در برابر رقیبان جدید و سرزمین های تازه کشف شده که از جذابیت بیشتری برخوردارند حفظ کند همچنین باید بتواند برای نخستین بارجهانگردان را جذب کند و آنها را تشویق به بازدیدهای بعدی از آن مکان کند. از نظر فرهنگی منحصر به فرد باقی بماند و عوامل زیست محیطی تعادل و توازن برقرار کند(گی ،چاک ،وای و همکاران 1997ص 71)

در تعریف جهانگردی پایدار سه امر مهم مورد تاکید قرار می گیرد:

  1. کیفیت جهانگردی پایدار: که می تواند تجربه های با کیفیت بالا به جهانگرد یا به مسافر دهد همچنین باعث می شود که کیفیت زندگی جامعه میزیان بهبود یابد و کیفیت محیطی نیز حفظ شود.
  2. حفظ و دوام : جهانگردی پایدار دوام منابع طبیعی که اساس و پایه وجود آن بوده است و همچنین حفظ ودوام فرهنگ جامعه میزبان را که منشاء تجربیات ارزنده آن می شود تضمین می کند.
  3. تعادل :جهانگردی پایدار بین نیازهای صنعت جهانگردی ، حمایت از محیط زیست و جامعه محلی،نوعی تعادل و توازن برقرار می کند. درجهانگردی پایدار بین هدفهای متفاوت و مشترک جهانگردان ،مسافران ، جامعه میزبان و مقصد یا محلی که پذیرایی این افراد است نوعی همکاری و اشتراک مساعی به وجود می آورد(همان منبع ،ص 325)

چاک ،وای ، گی در تئوری توسعه جهانگردی پایدار اصولی را برای این تئوری متذکر می شود. و معتقد است که چنانچه این اصول حتی درکشورهای جهان سوم توجه شود می تواند صنعت جهانگردی آن کشور را رونق بخشد . این اصول عبارتند از:

  1. باید افراد محلی را تشویق و ترغیب پذیرفتن نقش هایی کرد تا در امر برنامه ریزی و توسعه که به یاری سازمانهای دولتی ، تجاری ،مالی انجام می شود مشارکت فعال نماید و بخش خصوصی راتشویق به سرمایه گذاری دراین صنعت نمود.
  2. در صنعت جهانگردی برنامه ریزی توسعه و عملیات باید جزیی از استراتژیهای توسعه و نوید بخش ثبات و پایداری برای یک ناحیه یک استان یا یک کشور باشد برنامه ریزی توسعه، فعالیتهای صنعت جهانگردی باید همه جانبه و در برگیرنده همه بخشها باشد تا سازمانهای مختلف دولتی،شرکتهای خصوصی درآن شرکت کنند و از مزایای بالقوه آن بهره مند گردند. این برنامه ریزی و توسعه مستلزم همکاری میان سازمانهای دولتی و شرکتهای خصوصی است . بنابراین باید برنامه ریزهای اجتماعی – اقتصادی ،فرهنگی و محیطی مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیردو به همه جنبه های مختلف صنعت جهانگردی توجه شود .تا رابطه معقول بر یکدیگر پیدا کنند و با شرایط محیطی و شیوه زندگی مردم آن دیار هماهنگ شوند.
  3. درباره ماهیت مکان یا شهر میزبان به جهانگرد آموزش داد و اورا از فرهنگ آن مکان آگاه ساخت. این امر مستلزم راهنمایی های اثر بخش است نمونه بسیارمتداول مفهوم راهنمائی های اثر بخش ، علامتها و نشانه های است که در مسیر پارکها ،موزه ها ، باغ وحش وآثار تاریخی مشاهده می شود. باکتاب های که برای راهنمایی مسافران و جهانگردان منتشر می شود نمونه دیگر از این راهنمائی های اثر بخش است . راهنمایی جهانگردان است که باید گفتار و راهنمائی های او از نظر جهانگردان معقول و یا مهم باشد راهنما باید درباره وضع فیزیکی ،فعالیتهای مربوط و اهمیت مکان یا محل خاص اطلاعاتی جامع به دیدار کنندگان بدهد(در توسعه و گسترش جهانگردی پایدار،آموزش نقش بسیار مهمی ایفا می کند برای آموزش جامعه محلی، راهنما باید نقشی مهم بر عهده بگیرد. کارکنان سازمان جهانگردی،جهانگردان و بازدید کنندگان و سرانجام مجموعه دستندرکاران باید در راه تقویت جهانگردی پایدار بکوشند)(همان منبع ص347)
  4. ایجاد تسهیلات و امکانات در جامعه میزبان به گونه ای که دیدار کنندگان بتوانند تجربه های ارزشمندی کسب کنند
  5. پیشرفت سیستم حمل و نقل و توسعه امور زیر بنایی که به رشد صنعت جهانگردی رابطه مستقیم دارد
  6. برقراری امنیت سیاسی . اقتصادی و اجتماعی برای جهانگردان در جامعه میزبان.
  7. تبلیغ جامعه میزبان در مورد نقاط جذاب و دیدنی به منظور آگاه کردن جهانگردان از این نقاط وارائه گزارشاتی در مورد اقامت درمهمان خانه ها ،صرف غذا،بلیط هواپیما .گردش گروهی یا مجموعه کلی از این خدمات .ابزارهای تبلیغ می تواند رسانه های گروهی،تشریفات ،کتب و برپایی نمایشگاههای تجاری ،فرهنگی ،اجتماعی باشند(کفاشی مجید :1379؛16)

فرضیه های تحقیق:

1. به نظر می رسد که بین امکانات رفاهی و جذب جهانگرد رابطه وجود دارد.

2. به نظر می رسد که بین محدودیت و جذب جهانگرد رابطه وجود دارد.

3. به نظر می رسد که بین ارتباطات وجذب جهانگرد رابطه وجود دارد.

4. به نظر می رسد که بین سرمایه گذاری وجذب جهانگرد رابطه وجود دارد

5. به نظر می رسد که بین تبلیغات وجذب جهانگرد رابطه وجود دارد

6. به نظر می رسد که بین امنیت وجذب جهانگرد رابطه وجود دارد

7. به نظر می رسد که بین هماهنگی مسئولین وجذب جهانگرد رابطه وجود دارد

8. به نظر می رسد که بین روابط فرهنگی وجذب جهانگرد رابطه وجود دارد

9. به نظر می رسد که بین فرهنگ مردم وجذب جهانگرد رابطه وجود دارد

تعاریف واژه ها و اصطلاحات :

بهبود امکانات رفاهی جهانگردان :

تعریف نظری :عبارت از کلیه امکاناتی که به منظور رفاه حال جهانگردان در نظر گرفته می شود به طوری که این امکانات از جهت کمی و کیفی گسترش یابد.

تعریف عملیاتی : تاسیس هتل مطابق با استاندارد بین المللی ،تجهیزات بین شهری (رستوران، سرویس بهداشتی ،استراحتگاه ) سیستم حمل و نقل مناسب (اتوبوس ، هواپیما) بالا بردن کیفیت غذای رستورانها ، ایجاد مراکز بهداشتی درمانی ، ایجاد مراکز تفریحی – ورزشی : مراکز ارتباط مخابراتی و اینترنتی و... از معرفهای متغیر بهبود امکانات رفاهی جهانگردان است .

محدودیت :

تعریف نظری : عواملی که ممکن است برای یک جهانگرد در زمینه های تجاری و گمرکی ، پوششی وخوراکی وراحتی و آسایش ...مشکل ایجاد کند.

تعریف عملیاتی : قوانین و مقررات دست و پاگیر گمرکی ، صدور ویزا و روادید و نحوه پوشش جهانگردان و... را می توان درزمره مشکلات و محدودیت اقتصادی – اجتماعی ذکر نمود.

ارتباطات :

تعریف نظری : سیاستگذاری دولت در زمینه گسترش ارتباطات میان مناطق دیدنی کشور

تعریف عملیاتی : سرمایه گذاری در زمینه امور زیر بنایی از جمله جاده ها ،فرودگاهها ،سیستم حمل و نقل ،هم از جهت کیفی و هم از جهت کمی که موجب تسریع در امر ارتباطات میان نقاط دیدنی کشور می شود از معرفهای متغییر دسترسی سریعتر به نقاط دیدنی کشور می باشد.

سرمایه گذاری:

تعریف نظری : تشویق سرمایه گذاری بخش خصوصی از طرف دولت در جهت سرمایه گذاری درزمینه هتل داری ،تاسیسات بین راهی ، سیستم حمل و نقل مناسب،و خدماتی که با صنعت جهانگردی مرتبط است.

تعریف عملیاتی :تشویق سرمایه گذاری خصوصی از طریق ارائه امنیت اقتصادی ، سیاسی و معاف کردن آنها از مالیات در جهت سرمایه گذاری درصنعت جهانگردی از معرفهای متغیر سرمایه گذاری خصوصی است.

تبلیغات:

تعریف نظری: منظور هر گونه سرمایه گذاری که بتواند فرهنگ و تاریخ ایرانی را درکشورهای دیگر بخوبی معرفی کند تا بتواند تبلیغات سوء بیگانگان را در مورد ایران خنثی کند.

تعریف عملیاتی: تهیه فیلمهای درمورد فرهنگ ایرانی ،و آثار باستانی وتاریخی ایران و انتقال آن به سایر کشورها ،ایجاد نمایشگاههای درمورد دستاوردهای علمی فرهنگی ایران ،ایجاد تبلیغات درزمینه صنعت تورسیم ایران در شبکه جهانی اینترنت، ایجاد راهنماییهای اثر بخش(تابلو ،تهیه کتاب، راهنمائی توریسم) ،انتشاربروشور،و تقشه و عکس از جمله معرفهای متغیر در تبلیغات نام برد.

امنیت :

تعریف نظری : عبارت است ازبی خوفی ،وامن ،بی بیمی ،ایمنی .ایمن شدن و در امان بودن ( دهخدا ، علی اکبر ،1344و ص211)

تعریف عملیاتی : عدم احساس خطر ، ثبات و آرامش سیاسی در جامعه میزبان ،استقرار نظم در جامعه ، حاکمیت قانون ،عدم هرج و مرج درکشور،وخوف نداشتن از جان ومال و دیگر تعلقات فردی ،ازمعرفهای متغیر امنیت می باشد.

مسئولین :

تعریف نظری: همکاری و هماهنگی میان مسئولین سازمانهای دولتی و خصوصی در زمینه تمرکز در امر برنامه ریزی و سیاستگذاری در زمینه صنعت جهانگردی

تعریف عملیاتی : روابط و هماهنگی میان مسئولین سازمان ایرانگردی و جهانگردی ،وزارت خارجه ، محیط زیست، شهرداریها....که به نحوی با صنعت جهانگردی در ارتباطند از جمله معرفهای متغیر هماهنگی میان مسئولین سازمانهای دولتی است .

روابط فرهنگی :

تعریف نظری : منظور گسترش ارتباطات فرهنگی میان ایران و سایر کشورهاست.

تعریف عملیاتی : روابط میان اساتید دانشگاهها ،و شخصیتهای علمی بر پایی کنفرانسهای علمی درزمینه صنعت گردشگری ، تاسیس نمایشگاههای بین المللی ...از معرفهای متغییر روابط فرهنگی است.

فرهنگ مردم :

تعریف نظری :منظور سطح فرهنگ جامعه میزبان و میزان اطلاعات مردم در مورد توریست و مسائل توریستی کشور

تعریف عملیاتی :ارتقاء سطح آگاهیهای اجتماعی و فرهنگ عمومی در مورد مسائل گردشگری،از طریق آموزش نیروهای متخصص ،راهنمای توریستها مدیران هتلها .


پیشینه تحقیق

پیشینه تاریخی صنعت توریسم:

توریسم پدیده ای است که از دیرزمان در جوامع انسانی وجود داشته است و به تدریج در طی مراحل تاریخی مختلف به موضوع فنی اقتصادی واجتماعی کنونی خود رسیده است. (رضوانی 1372، ص 27) برای ارج نهادن و محیط نوین جهانگردی ودرک مسئله ها یا چالش هایی که پیش روی دست اندرکاران این صنعت قرار دارد . مروری بر گذار بر روند تاریخی این صنعت از اهمیت خاصی برخوردار است.

عهد باستان:

مردم متعلق به تمدنهای ماقبل تاریخ با این انگیزه مسافرت می کردند. که بتوانند غذا بدست آورند ازخطر دوری جویند یا به مناطقی که دارای آب و هوای مساعدتر است نقل مکان کنند. با افزایش مهارت و کسب فنون نیاز انسان به زندگی بدوی وخانه به دوشی کاهش یافت و در دوره های بعد انسان با انگیزه تجارت و تهاتر کالا مسافرت می کرد. در حالیکه امپراتورهای باستان در قاره های آفریقا و آسیا وخاورمیانه رشد می کردند. ساختار زیر بنای ایجاب می کرد که بازسازی شود. راه های آبی بوجود آید و برای ساده تر شدن مسافرت وسیله نقلیه تهیه گردد. آغاز مسافرتهای رسمی و دولتی خود نتیجه مستقیم اقدامات حکام مناطق مختلف بود که نمایندگان خود را به مکانهای دوردست اعزام می نمودند تا جنگهای قبیله ای را اداره کنند و از شهروندان مالیات وخراج بگیرند. در دوره های حکومت خانواده های سلطنتی در مصر مسافرت با قصد تجارت و تفریح انجام می گرفت. و اینگونه مسافرتها رونق زیادی یافت. و در نتیجه در شهرهای بزرگ و در مسیر جاده های اصلی مراکزی برای پذیرایی از مسافران بوجود آید. و بین پست های مراکز دولتی و مناطق خارج از کشور در مسیر راهها، مهمان خانه های ساخته شد و در عصر یا دوره ای که امپراتوری آشوری به اوج قدرت خود رسید. وسایل و تشکیلات لازم برای مسافرتهای ارتش ایجاد گردید در این زمان دولتها اقدام به جاده سازی کردند و در نقاط مختلف علامتهای خاص نصب گردید که نشان دهنده فاصله نقاط بود. ایرانیان امپراتوری آشوری را شکست دادند واقدام به توسعه سیستم راه سازی نمودند. کالسکه های چهار چرخ ساختند که در مسافرت و حمل و نقل به کار گرفته می شد. (گی، 1377، ص 35 و 36)

یونانیان به جزء اینکه مانند فنیقی ها به منظور کسب درآمدزا از خریدوفروش کالا به سفرهای دریایی پرداختند. بنا به استعداد فکری و ذوق علمی برای پژوهش و تحصیل و کسب آگاهی از وضعیت سرزمینها و ملتها نیز سفر می کردند. رومیان نیز به منظور سوداگری، تفریح یا مداوا، راهی شهرهای دیگر می شدند و برای استفاده از آبهای معدنی یا سواحل گرم آفتابی به جزایر پراکنده دریای مدیترانه سفر می کردند. در زمان ساسانیان بازرگانان رومی و ایرانی در دریا و اقیانوس سفر می کردند و رقیب یکدیگر بودند. آبهای جهان جولانگاه سوداگران، تجارت پیشگان، اشراف و نخبگان این دو ملت بود. با ظهور اسلام و چیرگی تازیان مسلمان بر ایران و سپس روم، در انگیزه مسافرت و چگونگی و دفعات مسافرت مردمان آن روزگار دگرگونیهای بوجود آمد. زیرا تحت ایران ملت های تازه مسلمان شده، انگیزه مذهبی بسیار قوی برای مسافرت به مکه در آنان بوجود آورد. دوم اینکه بسیاری از اندیشمنان ایران زمین به منظور آشنایی بیشتر با خاستگاه اسلام و بهره مندی از پیشگاه مردان دین به سبب تمایل و رغبت درونی و فطری ایرانیان به فراگیری دانش و بویژه آشنایی و معاشرت با قبایل عرب که به سلاست زبان و فصاحت بیان معروف بودند به کشورهای عربی مسافرت می کردند بالاخره رونق بازرگانی میان ایرانیان و کشورهای نوپای اسلامی آن روز باعث شد که گروه بیشماری از ایرانیان و تازیان به سرزمین های یکدیگر رفت و آمد کنند.
(محلاتی، 1380 : 706)

قرون وسطی:

سده ی پنجم تا چهاردهم میلادی را قرون وسطی می نامند. در این دوره مسافرت و تجارت رونق خود را از دست داد زیرا جاده ها تقریباً از بین رفته و شرایط مسافرت بسیار مشکل و حتی خطرناک شده بود. اوضاع پرآشوب اروپا، و آسیا باختری در سده های میانه به سبب جنگهای خونین مسیحیان و مسلمانان که به جنگهای صلیبی معروف است و لشکرکشی های مداوم اروپائیان به آسیا موجب ناآرامی راهها و ویرانی جاده ها شد. به همین سبب سفرهای تفریحی و پژوهشی به رکود گراییده ولی سفرهای بازرگانی و گاهی مذهبی البته با نیروهای مسلح به نگهبانی کاروان همچنان ادامه داشت. (محلاتی، 1380 : 7)

رنسانس:

از سده چهاردهم تا هفده بیشتر مسافرتها با هدف کسب و دانش و تجربه آموزی انجام می شد در انگلستان ملکه الیزابت اول برای تربیت و پرورش نمایندگان خارجی با شکلی از مسافرت موافقت کرد و در دانشگاههای همچون آکسفورد و کمبریج در انگلستان و سالامانکا، در اسپانیا هزینه های مسافرت دانشجویان را به عنوان کمک هزینه تحصیلی می پرداختند کاروانها مسافرتی دوره الیزابت پس از چندی دارای ساختار و سازمان منطقی گردیدند. و آن را گراندتور نامیدند. این کاروانها کار خود را در نیمه سده هفده شروع کردند و نیمه سده نوزده شهرت داشتند افراد برای کسب و دانش و تجربه های جدید به مسافرت می رفتند و بیشتر اعضای این کاروان را چنین افرادی تشکیل می دادند. (گی، 1377 : 39-38)

انقلاب صنعتی:

انقلاب صنعتی که از سال 1750 تا 1850 ادامه یافت. پایه و اساس گردشهای دسته جمعی را بدان گونه که امروزه با آن آشنا هستیم بوجود آورد. در این دوره کارگران ساده کشاورزی که در مناطق روستایی وجود داشتند رهسپار شهرها و کارخانه های تولید می شدند و با شیوه ای از زندگی که نمونه های آن را در این زمان مشاهده می کنیم آشنا گردیدند. همین مسأله باعث شد که آن دوره شاهد تغییرات ژرف اقتصادی و اجتماعی باشد، همچنین انقلاب صنعتی موجب پدید آمدن ماشین ها، قطارها و کشتی هایی شد که با نیروی بخار کار می کردند تغییرات اجتماعی که موجب تغییر مشاغل گردید باعث گسترش طبقه میانی اجتماعی گردید و این طبقه توان بیشتر می یافت تا بیشتر به تفریح و مسافرت برود. افزایش تقاضا و مسافرت باعث شد که شهرت مسافرت های فرزندان خانواده های مرفه، در گراندتور انجام می گرفت کاهش یابد. (گی، 1377 : 39)


دانلود بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی بین افراد معتاد و غیرمعتاد

زندگی بشر از ابتدا با مشکلات و مسائلی همراه بوده است و تاریخ گویای گوشهآای از مشکلات بشر است زیرا در تاریخ قطور زندگی بشر گر چه هنوز چند برگی از آن بیشتر بررسی نشده و این مقدار کم هم مبهم است ، ولی با همه ابهام و تاریک که دارد، فریادها و ناله‌های دلخراش و داستانهای غم‌انگیز بشر را نتوانسته است مخفی کند گر چه امروزه پیشرفتهای در همه زمنیه‌های زندگی
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 75 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 105
بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی بین افراد معتاد و غیرمعتاد

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

چکیده

پژوهش حاضر به منظور (بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی بین افراد معتاد و غیرمعتاد) صورت گرفته است. بدین منظور از جوانان معتاد و غیرمعتاد 20 تا 30 ساله شهرستان بندرانزلی یک نمونه 80 نفری (40 نفر معتاد و 40 نفر غیرمعتاد) به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شده است.

داده‌های آماری از طریق اجرای آزمون MMPI (فرم کوتاه) از گروههای نمونه بدست آمده و برای تجزیه و تحلیل نتایج تحقیق حاضر از آمار توصیفی و استنباطی از جمله آزمون T مستقل و با در نظر گرفتن نتیجه آزمون لوین با استفاده نرم افزار SPSS مورد استفاده قرار گرفته است.

هدف اصلی از انجام این پژوهش بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی در بین افراد معتاد و غیرمعتاد می‌باشد که نهایتاً از تجزیه و تحلیل و بررسی داده‌ها نتیجه زیر بدست آمد:

بین افراد معتاد و غیرمعتاد از لحاظ شخصیت ضداجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد (P=0)

یافته‌های فرعی زیر نیز از تحقیق حاضر بدست می‌آیند:

- بین خود بیمارانگاری در افراد معتاد و غیرمعتاد تفاوت معناداری وجود دارد.( 008/0=P)

- بین افسردگی در افراد معتاد و غیرمعتاد تفاوت معناداری وجود دارد. (003/0=P)

- بین پارانویا در افراد معتاد و غیرمعتاد تفاوت معناداری وجود دارد. (0=P)

- بین اسکیزوفرنی در افراد معتاد و غیرمعتاد تفاوت معناداری وجود دارد. (003=P)

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول : کلیات

مقدمه

بیان مسئله

اهمیت و ضرورت تحقیق

اهداف تحقیق

سؤالات

فرضیات

تعاریف اصطلاحات

فصل دوم : پیشینه پژوهش
تاریخچه مواد مخدر در جهان

جنگ تریاک در چین

جنگ تریاک در دوران معاصر

مراکز تولید جهانی مواد مخدر

نقش مافیا در توزیع بین‌المللی مواد مخدر

سازمان پلیس بین‌المللی

تاریخچه مواد مخدر در ایران

تشخیص دوگانه و اختلال شخصیت ضد اجتماعی

رفتار اختلال شخصیت ضداجتماعی

شخصیت صداجتماعی ، بیمار روانی و ضد اجتماع

تعریفی از اختلال شخصیت ضداجتماعی

بیمار روانی

اختلال شخصیت ضداجتماعی

اختلالات شخصیتی

تحقیقات داخل کشور

فصل سوم : روش تحقیق

مقدمه

روش تحقیق

جامعه آماری

نمونه آماری

روش نمونه‌گیری

نحوه اجرای آزمون

روش جمع‌آوری داده‌ها

ابزار اندازه‌گیری

اعتبار و پایایی

متغیرها

روش آماری

فصل چهارم : تجزیه و تحلیل نتایج :

مقدمه

مشخصه‌های آماری نتایج کمی

مقایسه میانگین‌ها

یافته‌های فرعی تحقیق

فصل پنجم : بحث و نتیجه‌گیر

مقدمه

نتیجه‌گیری

محدودیتهای تحقیق

پیشنهادات

کاربرد نتایج

منابع :

منابع فارسی

منابع انگلیسی

منابع اینترنتی

فهرست جداول و نمودارها

عنوان صفحه

جدول شماره 4-1 مشخصات مرتبط با دو گروه معتاد و غیرمعتاد

نمودار شماره 4-1 مقایسه میانگین افراد معتاد و غیرمعتاد

جدول شماره 4-2 آزمون لوین برای تساوی واریانسها

جدول شماره 4-3 میانگین و انحراف معیار شخصیت ضداجتماعی افراد معتاد و غیرمعتاد


فصل اول :

کلیــــات

مقدمه [1]

زندگی بشر از ابتدا با مشکلات و مسائلی همراه بوده است و تاریخ گویای گوشهآای از مشکلات بشر است. زیرا در تاریخ قطور زندگی بشر گر چه هنوز چند برگی از آن بیشتر بررسی نشده و این مقدار کم هم مبهم است ، ولی با همه ابهام و تاریک که دارد، فریادها و ناله‌های دلخراش و داستانهای غم‌انگیز بشر را نتوانسته است مخفی کند. گر چه امروزه پیشرفتهای در همه زمنیه‌های زندگی بشر بوجود آمده ولی باز هم وحشت و اضطراب و انحراف از بشر دور نشده است. زمانی بشر از طوفان و سیل و تحطی و بیماریهای واگیر وحشت داشت و زمانی از جنگ‌ها و لشکرکشیها. در اثر پیروزی علم بر طبیعت مقداری از این مصائب و نگرانیها از بین رفته و لیکن جای خود را به دردها و مصائب سخت‌تری داده است. اکنون بشر از درون ناراحت است و از ناراحتی‌های عصبی و روانی شکایت دارد. از همنوع خود بیم دارد. ترس و وحشت از سلاحهای اتمی و میکروبی و شیمیایی قرن بیست و یکم را به قرن «اصطراب و تشویش» مبدل ساخته، و از همه مهمتر اکنون از مسئله «اعتیاد» که پدیده‌ای نسبتاً جدید است و انبوهی از انسانها را به خودکشی تدریجی محکوم نموده وحشت دارد.

در حال حاضر مسئله اعتیاد به مواد مخدر در مقابل گروهی از انسانها قرار گرفته است که به علت عدم تامین اقتصادی و اجتماعی ، فشارهای روانی و خانوادگی و غیره برای فرار از حقایق تلخ زندگی به ‌آن پناه می‌برند.

کشیدن یک نخ سیگار ، نوشیدن یک لیوان نوشابه الکلی ، زدن چند پک به وافور و استعمال یک ذره مرفین هروئین برای تسکین و بی‌خبری از اضطراب درونی و فشار روانی ناشی از فقر اقتصادی و مسائل دیگر اولین قدم بسوی بدبختی و خودکشی تدریجی است. عوامل اقتصادی ، اجتماعی ، روانی ، جسمی و مخصوصاً عوامل خانوادگی در هماهنگی فرد با محیط اجتماعی نقش مهم دارد. آرامش و امنیت، نداشتن فشار و اضطراب درونی و خانوادگی، از تعدادی از انحرافات منجمله اعتیاد به مواد مخدر کاسته و انسان را در برابر مشکلات مقاوم می‌نماید، اگر تحولات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی هماهنگ و متناسب با نیازهای افراد جامعه نباشد، در درون انسانهایی که زمینه مساعد دارند انفجار رخ داده و وقوع انحراف و اعتیاد حتمی است و حتی شیوع امراض روانی اجتناب‌ناپذیر است.

انحراف یا کجروی که از آن بنام عارضه یا بیماری یاد می‌کنند یکی از مظاهر زندگی دسته جمعی بخصوص زندگی امروزه است و از زمانی آغاز شد که انسان به صورت گروهی زندگی خود را شروع نمود. شرایط خاص و ملاکها و الگوها و ارزش‌های حاکم بر هر جامعه، در تغییر مفهوم انحراف و کیفیت ‌آن موثر است. مثلاً مجازات قتل عمد اعدام است. شرابخواری و اعتیاد به مواد مخدر در جامعه اسلامی انحراف محسوب و جرم دارد، ولی این اعمال در برخی جوامع غرب امری عادی است و انحراف محسوب نمی‌شود.

بهر حال روانشناسان فرق آدم سالم و دیوانه را در داشتن قدرت روحی در جنگ با مشکلات زندگی می‌دانند. لذا معتاد یک نوع انسان غیرنرمال است . مثلاً حسادت یکی از آسیبهای اجتماعی و انحرافات است که از درون انسان سرچشمه می‌گیرد. وقتی فرد خود را با شخصی که در موقعیت بهتری است مقایسه می‌کند، دچار رنج و ناراحتی می‌گردد. در این صورت برای رفع ناراحتی خود یا به موادمخدر روی می‌آورند و یا دلش می‌خواهد که موقعیت دیگران را با توطئه و نیرنگ تضعیف نماید.

در کشور ایران بزهکاری بطور عمده تحت اثر دو انگیزه ریشه‌یابی شده است :

1- اعتیاد

2- بیکاری

بطور کلی بشر در دنیای امروز بحدی دچار انحراف و سقوط اخلاقی شده که در سایر اعصار و قرون گذشته میزان انحرافات بدین صورت نبوده است. لذا دورنمای آینده از دید برخی صاحبنظران و جامعه‌شناسان بسیار تاریک است و معتقدند هر روز از بد ، بدتر شده و قاعده حیات جنگل سرانجام همه جهان را فرا می‌گیرد.

اعتیاد به مواد مخدر امروزه به صورت یک بلای اجتماعی است، بطوریکه ضایعات مادی و معنوی آن کمتر از جنگهای بین‌المللی نیست. شیوع اعتیاد در سطح جهان به صورتی است که هر روزه بر آمار معتادان افزوده می‌شود. اعتیاد بلایی است که در همه اقشار جامعه اعم از تحصیل کرده ، ورزشکاران ، هنرپیشگان، فقرا و ثروتمندان نفوذ کرده است. ولی قربانیان اصل اعتیا‌د، جوانان و افراد کم تجربه می‌باشند.

در حال حاضر مسئله اعتیاد به مواد مخدر در شهر بندرانزلی گریبان گروهی از انسانها بویژه جوانان این شهر را گرفته که به علت عدم تامین اقتصادی و اجتماعی، فشارهای روانی و خانوادگی و غیره برای فرار از حقایق تلخ زندگی به آن پناه می‌برند که خود می‌تواند باعث افزایش جرم و بزه در شهر بندرانزلی شود.

بیان مسئله [2]

اعتیاد به مواد مخدر فرد را به یک کلکسیون سیار بیماری تبدیل کرده و مشکلاتی برای فرد و اجتماع بوجود می‌آورد. معتاد علاوه بر اینکه سلامتی خود را از دست می‌دهد، بار سنگینی هم بر دوش اجتماع می‌شود و از طرفی آن جامعه را مورد تهدید قرار می‌دهد این‌چنین افراد که اکثراً قانون‌شکن هستند برای بدست آوردن مواد، دست به هرگونه اعمال خلاف قانون و ناروا می‌زنند.

با توجه به اینکه قانون ، استعمال و خرید و فروش مواد را منع کرده اما معتاد برای تهیه آن دست به هر جنایتی می‌زند و خود را از قید مسئولیت‌های زندگی شخصی و اجتماعی رها می‌کند. این‌گونه افراد که معمولاً خودپسند، بی‌عار و ولگرد و عصبی مزاج هستند همیشه در پی ماجرا می‌گردند. معتاد وقتی بجان خود هم رحم نمی‌کند دیگران و اجتماع هم نباید از او انتظاری داشته باشند. این همه موارد دلیل بر این است که معتاد قدرت مقابله با حقایق و واقعیات زندگی را ندارد و نیز نیروی جسمانی و روانی معتاد رشد معمول خود را طی نکرده است. افراد معتاد منحرف اغلب در اجتماعات بدنام شرکت کرده و از شرکت در اجتماعات و جلسات خوشنان گریزانند.

معتاد با تاثیرپذیری از مواد ، زندگی خود و سرانجام دیگران را به خطر انداخته و بتدریج حالت عصبی معتاد وحیم‌تر شده و موقعیت‌های غیرعادی یکی پس از دیگری به سراغ او می‌آیند، قضاوت و اندیشه‌اش مختل شده و اغلب در حال چرت و بی‌خبری است. (حلم سرشت 1375 ، ص 234)

امروزه اغلب اجتماعات بشری در چنگال پدیده مهلک اعتیاد به مواد مخدر گرفتارند. پناه بردن به مواد مخدر، واقعه تازه‌ای در زندگی بشر نیست و از دیرباز اجتماعات مختلف بشری هر یک به تناسب شرایط اقلیمی و عادات و سنت‌های مخصوص به خود به انگیزه رهایی از فشارهای روحی و یا به انگیزه کسب لذت‌های کاذب و زودگذر و یا بوسیله کنجکاوی و تقلید کورکورانه به یکی از انواع مواد مخدر پناه برده‌اند. مسئله مورد پژوهش بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی بین افراد معتاد و غیرمعتاد شهرستان بندرانزلی می‌باشد.

با توجه به آنچه که در بالا توضیح داده شد عواملی که باعث روی آوردن محقق برای انجام این پژوهش شدند عواملی از قبیل افزایش جوانان مجرم در زندانها که به علت‌های گوناگون دزدی، حمل مواد و جرایم دیگر که به مواد مخدر مربوط می‌شوند.

اهمیت و ضرورت تحقیق

تامل و تعمق در مسئله اعتیاد که امروزه گریبانگیر جوامع بسیاری شده است . و هر ساله افراد بیشماری را روانه زندانها و گورستانها می‌نماید.

بطور کلی بشر در دنیای امروز بحدی دچار انحراف و سقوط اخلاقی شده که در سایر اعصار و قرون گذشته میزان انحرافات بدین صورت نبوده است. برخی جامعه‌شناسان معتقدند که ریشه تمام دردهای اجتماعی در محیط اجتماعی است و می‌گویند که کسی ذاتاً منحرف و کجرو بدنیا نمی‌آید. (قائمی 1373 ص 139)

بهمین علت قرن حاضر بخاطر جهات گوناگون ، عناوین مختلفی را بخود اختصاص داده است از جمله : عصر علم، قرن اضطراب ، عصر انحراف و عصر تزلزل ارزشها. (همان منبع ص 142)

لذا دورنمای آینده از دید برخی صاحبنظران و جامعه‌شناسان بسیار تاریک است و معتقدند هر روز از بد ، بدتر شده و قاعده حیات جنگل سرانجام همه جهان را فرا می‌گیرد. (همان ، ص 14)

اعتیاد به مواد مخدر امروزه به صورت یک بلای اجتماعی است، بطوریکه ضایعات مادی و معنوی آن کمتر از جنگهای بین‌المللی نیست. شیوع اعتیاد در سطح جهان به صورت است که هر روزه بر آمار معتادان افزوده می‌شود. اعتیاد بلایی است که در همه اقشار جامعه اعم از تحصیل کرده ، ورزشکاران، هنرپیشگان، فقرا و ثروتمندان نفوذ کرده است. ولی قربانیان اصلی اعتیاد جوانان و افراد کم تجربه می‌باشند.

اعتیاد بزرگترین درد و بیماری برای شخص معتاد و جامعه است لذا نجات جان معتاد در واقع نجات جامعه است. اعتیاد به مواد مخدر که عنوان یک مشکل اجتماعی را بخود اختصاص داده پدیده‌ایست استعماری که زمینه‌های ناسالم اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، روانی، شخصیتی ، جسمی، سیاسی و تربیتی در بروز و ابتلای به آن اهمیت دارد. اعتیاد به مواد مخدر نه تنها خود زائیده مسائل مختلفی است، بلکه بوجود آورنده عوارض مختلی مثل عوارض جسم، فکری ، اجتماعی ، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و غیره است. جامعه‌شناسان عقیده دارند؛ نیاز هر جامعه به مواد مخدر نشانه انحطاط و سقوط آن جامعه است. و به عقیده سیاستمداران جهان، برای تسخیر مملکتی و تضعیف و تصاحب ملتی، هیچ عاملی بهتر از تریاک نیست. آنها معتقدند برای مغلوب ساختن ملتها یک کیلو تریاک و یک حلقه وافور از چندین تانک و هزاران توپ موثرتر است. (اورنگ 1367 ص 14)

با در نظر گرفتن این که اعتیاد ریشه‌های سیاسی و اجتماعی دارد و استعمارگران با استفاده از این حربه سعی در تسلط و نفوذ شیطانی خود در کشورهای دیگر دارند و همچنین با توجه به اینکه اعتیاد خود عاملی برای انواع جرم و بزهکاری می‌باشد. موجب انجام پژوهش در زمینه این مسئله که آیا رابطه بین اعتیاد و شخصیت ضداجتماعی افراد وجود دارد یا خیر شد که ضرورت و اهمیت تحقیق روشنتر می‌شود و اهمیت اصلی این پژوهش ایجاد بصیرت و دانش لازم در جهت شناخت بخشی از عوامل و ارتباط برخی عوامل شخصیتی با اعتیاد می‌باشد.

اهداف تحقیق[3]

الف ) هدف کلی [4]

بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی بین افراد معتاد و غیرمعتاد شهرستان بندرانزلی.

ب ) اهداف ویژه [5]

بدست آوردن آماد سایر اختلالات روانی در شخصیت معتادین نمونه با استفاده از آزمون MMPI

سوالات

آیا بین افراد معتاد و غیرمعتاد از نظر میزان شیوع اختلال شخصیت ضداجتماعی تفاوت معنادار وجود دارد؟

فرضیات [6]

بدلیل اینکه تحقیق حاضر برای نخستین بار در ایران انجام شده و طی جستجوهای مکرر به تحقیق مشابه برخورد نشده است و نیز اینکه تحقیق حاضر تحقیقی از نوع استقرایی است سابقه فرضی برای آن یافت نشده است. لذا تحقیق حاضر نیازی به فرضیه ندارد.

تعریف اصطلاحات

تعاریف نظری

معتاد: معتاد کسی است که عادت به مصرف دارو دارد و در نتیجه مصرف که نیاز جسمی و روانی اوست اخلاق عمومی، سلامت و رفاه خود، خانواده و اجتماعش را به خظر می‌اندازد.(فرجاد 1378 ص 12)

اعتیاد: اعتیاد را میدتوان حالتی دانست که در نتیجه اتسعمال داروی مخدر به شخص دست می‌دهد و موجب می‌شود که خویشتن‌داری شخص از میان برود و زیاده‌روی در استعمال آن به حدی برسد که به حال شخص و اجتماع مضر باشد. (اورنگ 1367 ص 9)

اختلال شخصیت ضد اجتماعی : عبارت است از ناتوانی از تن دادن به هنجارهای اجتماعی بطوری که جنبه‌های متعددی از رفتار فرد در نوجوانی و بزرگسالی تحت تأثیر این ناتوانی قرار گرفته باشد (رفیعی 1378 ص 212)

تعاریف عملیاتی

معتاد: از نظر محقق کسی است که به یک یا چند ماده مخدر وابستگی جسمانی و روانی داشته و در صورت ترک علائم ترک آن ماده خاص بروز می‌کند.

اعتیاد: در تحقیق حاضر منظور معتاد شدن فرد به یکی از انواع مواد مخدر که در زیر مشخص شده است می‌باشد. (تریاک ، هروئین، حشیش ، گراس)

اختلال شخصیت ضداجتماعی : در این تحقیق کسی که نمره بالای 70 درصد در مقیاس Pd فرم کوتاه آزمون MMPI کسب نماید، مد نظر است.

فصل دوم

پیشینــه پـژوهـــش

تاریخچه مواد مخدر در جهان

استعمال مواد مخدر سابقه‌ای طولانی در میان جوامع داشته و شکلهای مصرف آن متنوع بوده و به زمینه‌های مساعد در هر جامعه بستگی داشته است. مواد مخدر در طول تاریخ انسان؛ زمانی به عنوان مواد خوراکی، گاهی به عنوان دارو، گاهی برای ایجاد لذت و یا فرار از ناراحتی‌ها و از بین بردن و التیام درد بکار بده می‌شده است. لذا در طول تاریخ بُشر کمتر ملتی را می‌توان یافت که با استفاده غلط از مواد مخدر روبرو نبوده باشد. مواد مخدر معمول در جشنها و مراسم مذهبی و گاهی نیز توسط جادوگران مورد استفاده قرار می‌گرفته است.

بررسی آثار نوشته تاریخی این نتیجه را می‌دهد که بشر از ابتدا از مواد مخدر اطلاع داشته است. زیرا با تجربه از خاصیت مواد مخدر آشنا شده و برای تسکین در از آن استفاده می‌نمود. مطالعه آثار نوشته دوران باستان بیانگر این حقیقت است که در سومر ، آشور ، بابل ، مصر، یونان و روم از تریاک استفاده می‌شد.

هومر شاعر یونانی در آثار خود ازگل خشخاش گفتگو کرد. و آنرا جزو گلهای زینتی باغهای روم در 600 سال پیش از میلاد دانسته است. نوشته‌هایی ازتمدن سومریها باقی است, نشان می‌دهد که سومریها از کهن‌ترین اقوامی هستند که نه تنها از تریاک استفاده می‌کردند، بلکه نام «گیاه شادی بخش» نیز بر آن نهاده بودند، که این نام هنوز شایع است. پزشکان آشوری نیز صدها سال پیش از میلاد به خواص دارویی تریاک پی برده بودند.(اورنگ 1367 ص 6)

بشر از 7000 سال قبل ، از وجود یک ماده مخدر قوی در خشخاش آگاه بوده و در لوحه‌های گلی که از سومریان باقی مانده از تریاک نام برده شده است.

یونانیها تریاک را « اپیوم» [7] نامیده و اطباع ترکیباتی از تریاک را برای بیماریهای مختلف جسمی و روانی تجویز می‌کردند. جالینوس مشتقی از تریاک را نوشدارو نامیده و برای مداوای بیماریهای مختلف از قبیل صرع، یرقان ، سنگ کلیه و غیره بکار می‌برده است. در حدود 4000 سال قبل، کشیدن تریاک در چین نیز رایج بوده است. (دانش 1379 ص 206)

لذا تریاک را اولین بار سومریها کشف کردند و ضمن استفاده از ‌آن به عنوان یک داروی مسکن ، تدریجاً به عنوان «مکیف» و «مخدر» نیز مورد استفاده قرار گرفت. کشف تریاک بوسیله سومریها در لوحه‌ای که از 7000 سال قبل به جای مانده ، ثبت شده است. (اورنگ 1376 ص 6)

نوشته‌هایی که بر روی پاپیروس از مصریان مانده نشان می‌دهد که مصریها از قدیم با استعمال تریاک آشنا بودند. لذا اصل تریاک از مصر بوده است. چرا که اسم بتائیکا مشتق از شهر طبس مصر است که خشخاش در آنجا می‌کاشتند. صادق کریم‌پور در مورد سابقه تاریخی خشخاش می‌نویسد:

« خشخاش ابتدا در مصر کشت می‌شد و بنام «بتائیکا»[8] معروف بود که از کلمه طبس نام شهری واقع در مصر که در آن خشخاش کشت می‌شد ماخوذ شده است . در 1500 سال قبل از میلاد تخم خشخاش از مصر به یونان برده شد و در آنجا رواج پیدا کرد. در افسانه‌های هومر از جزیره‌ای نام برده شده که در آن قهرمانان اودیسه گرفتار نشئگی مواد اعتیادآوری گردیده که نجات آنها به سادگی میسر نبوده است.» (کریم‌پور 1378 ص 42)

در این میان اشیایی که به داروسازان دوران باستان تعلق داشته و در موزه علوم لندن به معرض تماشا گذاشته‌اند، کوزه‌هایی به شکل گرز خشخاش دیده می‌شود که به جنس کاشی است و حدود 5/12 سانتی‌متر بلندی دارد. بر روی یکی از این کوزه‌ها خطوطی به شکل اثر تیغ‌های کشیده شده بر روی گرز خشخاش ، بچشم می‌خورد. کوزه‌های مزبور متعلق به اواخر دوره مفرغ یعنی حدود 1500 سال قبل از میلاد مسیح است که در قبرس ساخته شده‌اند و احتمالاً به منظور نگهداری تریاک محلول در آب یا شراب، از آن استفاده می‌کرده‌اند تا بتوانند این فرآورده مخدر را به مصر صادر کنند.

دیری نگذشت که مصریان خود به کشت خشخاش دست زدند. آنها بر روی سکه‌ها و سفالینه‌های یونانی و جواهراتی که بر روی تابوتها و مجسمه‌های رومی دیده می‌شود نقشهایی از گرز خشخاش را حک کرده‌اند که نشانه آگاهی آنها از خواص تریاک است. (همان منبع ص 44)

در کتاب ویرانگریهای اعتیاد در موارد سوابق تاریخی مواد مخدر چنین آمده است: « برخی می‌گویند در روی لوحه‌های گلی سومریان که مربوط به 7000 سال قبل است از خشخاش و طرز کشت و گرفتن شیره آن نام برده شده و یونانیان تریاک را بنام " اوپیوم" می‌شناختند ولی جز مصرف طبی، مصارف دیگری نداشت. ولی رواج آن در کشورهای اروپایی از آغاز فعالیت شرکت انگلیسی هند شرقی توسعه و گسترش یافته است.» (همان منبع ص 14)

در برسی تاریخچه مواد مخدر؛ روشن می‌شود که تریاک ابتدا در مراسم مذهبی و بساط جادوگران مورد استفاده قرار گرفته است و به عنوان شربت خواب‌آور یا مسکن مصرف می‌شد.

در کتاب اودیسه اثر هومر، بر شربتی اشاره می‌شود که هلن قهرمان تروا در اختیار داشته است. این شربت تمام دردها و ستیزه‌جویی‌ها را از میان برده و هر بیماری را درمان می‌کرده است و احتمالاً ماده اصلی این شربت، تریاک نبوده است. همچنین تصور می‌شود « سرکه‌ی آمیخته به ماده‌ای تلخ» که به حضرت مسیح که بر صلیب کشیده شده بود تقدیم گردیده است (متی باب 27 آیه 34). ماده تلخ مزبور به زبان عبری باستان Rosh گفته می‌شود که به معنی تریاک است. (طالبی 1357 ص 33)

بدن شک از قرن 4 قبل از میلاد به بعد، پدران داروسازی در غرب مثل بقراط و جالینوس به خاصیت آرام‌بخش بودن تریاک پی برده بودند. گفته می‌شود که پاراسلوس حدود سال 1530 م تریاک را در الکل حل کرد و این تنتور تریاک به «لدانم» [9] یا افیون معروف است. موزه علوم لندن یادداشتهایی در مورد داروهای سینه بسیار قدیمی در اختیار دارد که همگی محتوی لدانم هستند. یونانیان در زمان سقراط از تریاک برای تسکین درد استفاده کرده و به خواص طبی آن پی برده بودند. هندیان نیز به گیاه کوکنار آشنایی داشته‌اند. چرا که در زمان حمله داریوش بزرگ به هند آنان با «کوکنار» [10]آشنایی کامل داشتند. مجارستان هم از اولین کشورهایی است که با خشخاش آشنا بوده است. زیرا که 1200 سال قبل از میلاد مسیح گیاه‌شناسان مجارستان خشخاش را می‌شناخته و از شیره آن استفاده می‌کرده‌اند. بطور کلی در روزگار باستان اجتماعات بشری با موادمخدر و نباتات مکیف، به صورت ابتدایی برای استعلاج و مواد ضروری آشنایی داشته‌اند، به طوریکه اقوام اروپایی در اول تاریخ میلادی افیون را شناخته و به عنوان دارو استفاده می‌کردند.

سابقه استفاده از مواد مخدر با توجه به آنچه ذکر آن گذشت بسیار کهن است. زیرا از چند هزار سال پیش سومریها، مصریها، هندیها، رومیان و چینی‌ها کسانی بوده‌اند که موادمخدر را به شکلهای گوناگون مورد استفاده قرار داده‌اند. مثلاً هندوها در مراسم مذهبی از شاهدانه یا کانابیس[11] استفاده می‌کردند و این گیاه همچنین در بین هندیها و چینی‌ها مصارف طبی داشته است.

در آغاز مصرف موادمخدر به صورت کنونی نبود. بلکه جنبه مصرف طبی داشت و فقط به دستور اطباء مصرف می‌شد. کمااینکه ابن‌سینا و زکریای رازی به خواص گل خشخاش و سایر گیاهان مخدر آشنایی داشته و حتی خواص آنها را ذکر کرده‌اند. در آن زمان اعتیاد ابعاد وسیعی نداشت و به صورت مسائل اجتماعی و سیاسی بروز کرد و بعد سیاسی و بین‌المللی بخود گرفت. لذا گل خشخاش از مدتها قبل از میلاد مسیح شناخته شده بود و مورد استفاده دارویی داشت ولی از اواخر قرن 18 میلادی بود که برای تهیه تریاک از آن استفاده و به صورت تخدیری استعمال شد.

حدود 5/1 قرن پیش مسئله کشت خشخاش و در نتیجه تولید تریاک مسائل و مشکلات بسیاری بوجود آورد که از آن جمله سلطه استعمارگران به مستضعفان و غارت منافع آنان می‌باشد. زیرا تریاک بیش از سایر موادمخدر در کشورها به خصوص کشورهای جهان سوم راه یافت.

از نخستین رواج دهندگان تریاک انگلیسی‌ها هستند که به انگیزه تسلط بر کشورهای جهان سوم بطور مستقیم و غیرمستقیم تریاک را تحمیل نمودند. در کشور چین حتی مستقیماً وارد عمل شدند. زیرا با برانداختن جنگ تریاک 40 میلیون چینی به مواد مخدر معتاد شدند. انگلیسی‌ها به بهانه تجارت با چین از کشور هند که مستعمره‌شان بود مقادیر زیادی تریاک را بطور قاچاق وارد چین کردند. ولی چون دولت چین مخالف رواج تریاک بود دستور جمع‌آوری و از بین بردن تریاک‌ها را صادر کرد. اما دولت انگلستان برای خنثی نمودن این عمل به چین اعلام جنگ نمود و ضمن پیروز شدن در جنگ غرامتهای بسیاری را از چین دریافت کرد و پس از جنگ سرانجام ورود تریاک به چین آزاد شد.


دانلود بررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با پیری اجتماعی جانبازان جنگ تحمیلی در شهر تهران، سال (84-1383)

تحقیق حاضر با عنوان بررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با پیری اجتماعی جانبازان جنگ تحمیلی در شهر تهران، سال (841383) با هدف شناسایی بهتر و رفع مشکل یا دگرگونی در ارزش های حاکم مردم و مسئولین در قبال جانبازان شکل گرفته است
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 274 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 469
بررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با پیری اجتماعی جانبازان جنگ تحمیلی در شهر تهران، سال (84-1383)

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

چکیده

تحقیق حاضر با عنوان بررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با پیری اجتماعی جانبازان جنگ تحمیلی در شهر تهران، سال (84-1383) با هدف شناسایی بهتر و رفع مشکل یا دگرگونی در ارزش های حاکم مردم و مسئولین در قبال جانبازان شکل گرفته است.

پیری اجتماعی مترادف واژه هایی نظیر: طرد اجتماعی، از کارافتادگی، انزواطلبی و یا عدم توجه و حمایت خانواده، مسئولین وسایر افراد جامعه نسبت به فرد و یا گروه خاصی از اجتماع می‌باشد. در این تحقیق بیشتر مفهوم طرد اجتماعی مدنظربوده است ، که رابطه آن با متغیرهایی از قبیل: سن، وضعیت تأهل، درصد جانبازی، تعداد سالهای خدمت در جبهه و … سنجیده شده است. در این راستا سوالات تحقیق نیز عمدتاً مربوط به نوع یا میزان رابطه این مفاهیم با میزان و سطح طرد شدگی اجتماعی جانبازان از صحنه‌های سیاسی- اجتماعی می باشد.

جمعیت نمونه این تحقیق حدود 150 نفر از جانبازانی است که از نواحی مختلف شهر تهران با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و سیستماتیک به طور تلفیقی انتخاب شده اند.

روش پژوهش با توجه به معیارهای کلی از نوع مقطعی، توصیفی و در برخی محورها بصورت تبیینی بوده و در چارچوب ابزارهای غالب از روش اسنادی وپیمایشی به صورت همزمان، بهره گرفته هم چنین فن پرسشنامه تؤام با مصاحبه عمقی به عنوان ابزار تکمیلی استفاده شده است. پرسشنامه شامل 30 سؤال باز و 2 سوال بسته در دو بخش شناسایی و طیفی (لیکرت) تدوین گردیده است. پس از جمع‌آوری اطلاعات با بهره‌گیری از روش‌های آمار توصیفی و استنباطی همراه با آزمون‌های کای اسکوئر[1]، وی کرامرز[2]. دی‌سامرز[3] و رواسپیرمن[4]، یافته‌ها در قالب 17 جدول یک‌بعدی و 16 جدول دو بعدی ارائه شده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که 60 درصد جمعیت نمونه دارای پیری اجتماعی زیادی بوده است. جالب توجه آنکه موضوع مورد بررسی با متغیرهایی نظیر: میزان مزایا، امکانات هنگام جنگ یا قبل از آن، میزان ساعات تنهایی و قضاوت جامعه، رابطه معنادار و مستقیمی داشته است. یعنی با کاهش یا افزایش متغیرهای مذکور، پیری اجتماعی نیزهم جهت با آنها تغییر می یابد.

مقدمه

پیری پدیده ای است جسمانی اما عوامل اجتماعی می تواند در تسریع آن موثر افتد. بدین معنی که چیزی از خارج بر فرد تحمیل شده و ناراحتی های جسمانی و روانی را برای شخص در پی دارد. بدین ترتیب می توان اذعان نمود که پیری امری نسبی بوده و در آن علاوه بر شاخص جسمانی، عوامل روانی و اجتماعی نیز، موثر می باشند.

چنانچه پیری را مسامحتا با دید اجتماعی بررسی نمائیم، در اینصورت دریچه ای فراخناک به پهنای تاریخ زندگانی انسان بر روی کره زمین در پیش روی هر محققی گشوده خواهد شد.

با توجه به وسعت مفهوم پیری در نظرگاه اجتماعی، این پدیده میتواند گربیان گر اقشار کثیری از جامعه گردد. یکی از گروههایی که این پدیده در مورد آنها به وقوع پیوسته، قشر جانباز می باشد. با عنایت به اینکه، جانبازان در کشورما گروهی هستند که به منظور دفاع از مرز و بوم کشور بذل جان نموده و در عین از دست دادن بخشی از سلامت جسمانی خود، از لحاظ ویژگی های روحی و روانی نیز دستخوش تغییراتی گشته اند، لذا در پژوهش حاضر این قشر ایثارگر که در معرض آسیب بیشتری بوده اند مورد توجه قرار گرفته اند. بنابراین با توجه به مفهوم پیری اجتماعی می توان گفت: این پدیده در قشر جانبازان، افرادی را شامل می شود که علی رغم از خودگذشتگی شان در دفاع و یا ارتقا کشور،جامعه آنها را به وادی فراموشی سپرده و مورد بی مهری قرار داده است که از عوارض آن : انزوا، گوشه نشینی، احساس تنهایی می باشد.

براین اساس به پیرامون اهداف تحقیق، اهمیت موضوع، فرضیات و محدوه مطالعه پژوهش پرداخته شده از آنجا که پژوهش حاضر، تجربه ای دو سویه است ،امیدواریم برای خوانندگان نیز متقابلا رضایت بخش باشد.

توجیه علمی مسئله

موضوع: پیران‌شناسی اجتماعی[5]

عنوان: بررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با پیری اجتماعی بین قشر جانبازان جنگ تحمیلی در شهر تهران، سال (84-1383).

توجه به یک مسئله اجتماعی از آگاهی جامعه، پیرامون وجود آن موضوع در نظام اجتماعی سرچشمه می‌گیرد، از اینرو کلام آغازین مادر طرح مسئله تحقیق از رابطه فرد و جمع و جدایی‌های آنها شروع می‌شود و به ما اجازه می‌دهد که حداقل طرح کلی یک مشکل نظری اساسی را مشخص کنیم. بر این اساس پرسشی که به عنوان سوال پایه مدنظر می‌باشد عبارت است از اینکه: پیری اجتماعی چیست؟

پیری اجتماعی، اگر این تعبیر درست باشد در زمان‌های قدیم مشکل تلقی نمی‌شد یا وجود نداشت بلکه از فراورده‌های عصر حاضر است. به طوری که می‌دانیم واژه پیری تداعی کننده مفاهیم متعددی از قبیل پیری جسمی، پیری قانونی، پیری ریاضی وغیره است همینطور فاکتورهای معینی من جمله ناتوانی‌جسمی، کاهش یادگیری و تغییرات فیزیولوژیک و مانند آن را به همراه دارد. به نظر می‌رسد امروزه واژه پیری وسعت، عمق و پیچیدگی بیشتری پیدا کرده است. به تبع آن مفهوم نوینی مطرح می‌شود که باید به عنوان یک پدیده اجتماعی ساختاری و بالاتر از آن مسئله اجتماعی مورد توجه قرار گیرد چرا که از یک طرف فرد تا زمانی وجود دارد و مطرح است که برای نظام اجتماعی کارکردی داشته باشد؛ در غیر اینصورت جامعه او را کنار می‌زند. از سوی دیگر این نگاه که با کاهش توانایی‌های فرد، پیران را از صحنه اجتماع حذف می‌کنند، در حد توانایی‌های بدنی و ذهنی‌شان در زندگی روزانه، اجتماعی و اقتصادی شرکت نمی‌دهند، فرصت‌های آنان را برای فعالیت در اجتماع کاهش می دهد. در عین حال گوبریوم نیز معتقد است که یکی دیگر از عوامل تاثیر گذار بر رفتار فرد در طول زندگی، عوامل محیطی، اعم از پشتیبانی و حمایت اجتماعی نظیر عضویت در گروه، تشکیل خانواده و … می‌باشد که موجبات پیوستگی و وابستگی به محیط را فراهم می‌آورد. فردی که به واسطه موانع موجود در اجتماع از داشتن پیوستگی با دیگران محروم می‌ماند در برابر این موانع و محدودیت‌ها تسلیم شده و کناره‌گیری از اجتماع را به مبارزه با آن ترجیح می‌دهد و در اثر گذشت زمان احساس تنهایی بر وی غلبه کرده به عنوان یک پیر اجتماع محسوب می‌گردد. پس همانطوری که اجتماع فرد را به انزوا می‌کشاند فرد نیز از مداخله در اجتماع دوری می‌کند و این امر به یک رابطه متقابل تبدیل می شود.

سوال دیگری که در اینجا مطرح است این می‌باشد که آیا قشر جانبازان نیز در دسته پیروان اجتماعی قرار می‌گیرند؟

شاید اگر امروزه فقط از دوران جنگ صحبت کنیم جوانان آن را افسانه‌ و شخصیت‌های آن را اسطوره فرض ‌کنند اما واقعیت جنگ فراتر از افسانه و … بود. حقایق و اتفاقاتی در جنگ رخ داد که تمام دنیا را متعجب و شگفت‌زده کرد اما در داخل از جانب برخی از مردم و مسئولین شاهد تعلل و سستی در جهت پاسداری از این ارزش‌ها بودیم. بنابراین لزوم پرداخت به شخصیت جانباز به عنوان پیر اجتماع ضروری به نظر می رسد!

در فرهنگ واژه‌ها، جانباز به معنای جان باختن است. جان باختن در راه هدف معین و تعیین شده‌ای که مورد اعتماد جانباز است. اما در فرهنگ معنویات، این کلمه آغاز یک راه است، راهی که انتهای آن تکامل انسان است. جاده‌ی عشق و ایثاری که پر از مشکلات و سختی‌هاست. در این راه، جانباز نشانه‌ایست از ایثار و حماسه و دلیری و شجاعت و در پایان- مبارزه بی امان با سختی‌ها و مشکلات عظیمی است که تا پایان عمر با صبر و اراده و قاطعیت آنان ادامه خواهد یافت. جامعه کوچک مورد بحث ما زیر مجموعه‌ای است از جامعه بزرگ اسلامی و اجتماعی که درک مصائب و مشکلات این جامعه در راه رسیدن به هدف والایش، برای افراد دیگر جوامع تا حدودی قابل بحث است.

از آن جا که محیط برخورد و زندگی جانبازان، کوچک و محدود است در عصر حاضر این محیط محدود بر زندگی جانبازان تأثیر گذاشته و خواهد گذاشت و مسائل و مشکلاتی را برای آنان فراهم می آورد.

در رابطه با مسائل و مشکلات پیری اجتماعی در جانبازان متغیرهای زیادی مطرح است اعم از: خصوصیات زمینه ای، وضعیت اقتصادی، حالات فکری و روانشناختی و اجتماعی.

در رابطه با بعد اجتماعی و پیری چنین می‌توان بیان داشت که: نگرش های سیاسی ، دیدگاه های مردمی و برخوردهای اجتماعی با جانبازان بسیار حائز اهمیت می‌باشد. بطوریکه قضاوت ارزشی جامعه در بعضی موارد، شکل منطقی و انسانی نداشته و غالباً در دو حد افراط و تفریط، دلسوزیهای ناخواسته، ترحم ، طرد، عدم پذیرش اجتماعی و بی‌توجهی به حقوق فردی آنان قرار می‌گیرد. و امکان برقراری ارتباطات اجتماعی را کاهش می‌دهد. در حالیکه ارتباط اجتماعی نه تنها برای فرد جانباز بلکه برای هر انسانی مهم می‌باشد، هر انسانی دوست دارد در محیط باز و فضای گسترده‌ای با آرامش خاطر زندگی کند، با جامعه بیشتر در ارتباط باشد تا بتواند نیاز اجتماعی خویش را اغنا نماید. یا میل دارد با همه کس به گفتگو نشیند. بنابراین تمام این نیازها و تمایلات در مورد جانبازان نیز صدق پیدا کرده و باید گفت شوق و شور ایشان چندبرابر انسان سالم دیگری است. در حالیکه اگر جانبازی با تمام وجود، احتیاج به تحقیق و شناخت و بررسی داشته باشد و بخواهد به دنبال آنها برود همه‌ی راهها را بر خویش بسته می‌بیند. اگر هنری داشته باشد و بخواهد به معرض دید افراد جامعه قرار بدهد موانعی پیش‌پای او قرار می‌گیرد همینطور نمی‌تواند به نقاط دور سفر کند و با دیگر مردم جامعه‌، تماس حاصل نماید. افرادی که به عللی دچار ضعف این برقراری ارتباط می‌شوند طبعاً نا امید و خسته بر جای می‌مانند. بدامان دردها و غم‌های خویش باز می‌گردند و غرق در دنیای تفکرات بی‌سرانجام می‌شوند. بدین ترتیب قضاوت ارزشی جامعه موجبات کاهش یا افزایش ارتباطات اجتماعی را فراهم می‌آورد و هر چه ارتباطات فرد با محیط تقلیل یابد بر پیری اجتماعی فرد افزون خواهد شد.

در عین حال عوامل بسیاری موجب از هم گسستگی پیوند این گروه با جامعه می‌شود و در نهایت تعامل اجتماعی و منطقی، چسب اجتماعی و ادغام آنها را در جامعه با مشکل مواجه می‌سازد. از طرفی اگر کسی در دریای پرتلاطم و سهمگین درد افتاده باشد، برای ما که در ساحل امن ایستاده‌ایم و واقعیت را نظاره‌گریم، دردی که بر غریق عارض شده، قابل درک و احساس نیست و تنها خود را شاهد وناظر جریان یک تراژدی می‌یابیم، که در نهایت، قوة دلسوزی ما را تحریک کرده و بدنبال راه نجاتی برای او می‌گردیم. جانبازان در حال حاضر شرایط بسیار بدی را می‌گذرانند به طوری که حتی برای تأمین دارو و سایر نیازهای درمانی خود نیز با مشکلات بسیاری روبرو هستند. از آنجا که شخصیت جانباز در چهارچوب اعتقادات اسلامی و جانبازی‌هایی که اینان برای حفظ و حراست ناموس ملی داشته‌اند شایستة احترام وافر می‌باشد، به نظر می‌رسد جامعه وظیفة خود را در باب شناخت و شناسایی ابعاد اخلاقی و عملی جانبازان انجام نداده و دور نیست که مشکلات ناشناخته‌ای آشکار شده و رخ بنمایاند. و اثرات سوء بر عملکرد کلی فرد داشته باشد. چنانچه در بعد روانشناختی ابعاد گوناگون این تأثیرگذاری مشخص می‌باشد، به عنوان مثال بعد از اتمام جنگ تحمیلی و وجود معلولیت‌های ناشی از آن امکان افزایش مسائل و مشکلات روانی در رابطه با جانبازان به طور روشنی وجود دارد. این در حالی است که جامعه سبب شده نقص بدنی در تصویر ذهنی جانباز اثر منفی بگذارد و بالنتیجه ادارک وی را از خویش دستخوش دگرگونی می‌نماید.

در این رابطه توجه به ، بهبود وضعیت روانی این انسانهای مظلوم که حتی نزدیکترین افراد به آنها نیز، قادر به درک درستی از آنان نمی‌باشند، لازم می نماید.. ولی چنانچه مشاهده می‌شود جانبازان به عنوان جمعیت قابل توجهی از افراد جامعه از رسیدگی دولت و مردم به نیازهایشان محروم مانده‌اند.

با توجه به مطالب ذکر شده سعی بر آن است که به بسط مفهوم پیری اجتماعی در روند کار بپردازیم.

اهداف پژوهش

برای روشن‌تر ساختن مسیر حرکت مطالعه و درک اسلوب حاکم بر سایر مراحل پژوهش، آگاهی از اهداف اصلی و فرعی لازم می‌نماید. به بیان دیگر سخن گفتن از مقصود تحقیق در ابعاد کلان و خرد، روشنی‌بخش طریق جریان مطالعه می‌باشد:

هدف کلی:

بررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با پیری اجتماعی و دلایل بوجود آمدن آن به منظور شناسایی بهتر و رفع مشکلات ناشی از پیری اجتماعی جانبازان و از سوی دیگر دگرگونی ارزش‌های حاکم مردم و مسئولین در قبال جانبازان.

با دستیابی به این هدف، امکان طرح و توجه به اهداف ریزتری که در ذیل آمده است فراهم می گردد.

اهداف جزئی:

الف: بررسی وشناخت رابطة برخی از خصوصیات زمینه‌ای از قبیل: سن، سطح تحصیلات، تعداد فرزند، وضعیت تأهل، تعدادسالهای خدمت در جبهه و درصد جانبازی با پیری اجتماعی جانبازان.

ب: بررسی وشناخت رابطة برخی از خصوصیات فکری و روان شناختی از قبیل: ساعات تنهایی و اعتقادات مذهبی با پیری اجتماعی جانبازان.

ج: بررسی وشناخت رابطة برخی از خصوصیات اقتصادی از قبیل: درآمد، وضعیت مسکن، وضعیت شغلی، اشتغال به کار همسر، امتیازات و مزایا، دریافت کمک‌ مالی و امکانات قبل یا هنگام جنگ با پیری اجتماعی جانبازان.

د: بررسی وشناخت رابطة برخی از خصوصیات اجتماعی از قبیل: مقبولیت از طرف مردم، قضاوت از طرف جامعه، مشارکت سیاسی و حزبی، ارزش‌های جبهه و جنگ، نوع حضور در جبهه و آشنایی با افراد ذی‌نفوذ در سازمان ها و ارگان های مختلف با پیری اجتماعی جانبازان.

با این وصف مشاهده می‌شود که روند پژوهش در قالبی کل نگرانه به سوی فهم و دریافت اطلاعات خردتری است که درون آن چار چوب کلی نهفته است. در واقع فراهم آوری داده‌هایی که پاسخ‌گویی اهداف فرعی تحقیق باشند راه وصول اساسی را هموار می‌نماید.


ضرورت واهمیت پژوهش

در بین مسائلی که جامعه به آن دچار است باید انتخاب و تلاش، برای بررسی موضوعاتی صورت پذیرد که از درجه اهمیت بالاتری برخوردار هستند. به عبارتی دیگر « … باید به اهمیت مسئله مورد نظر توجه داشت، تا اگر واجد ارزش و اهمیت کافی نیست برای آن انرژی و وقت و بودجة انسانی بدون جهت تلف نگردد.» (نبوی،(1371)/ ص: 66)

ضرورت و اهمیت هر تحقیقی به فواید نظری و عملی آن بر می‌گردد یعنی باید از یک طرف به غنا و پیشرفت تفکر مربوط باشد و از طرف دیگر به شناخت واقعیت‌ها و بهبود وضع موجود کمک کند.

الف- ضرورت نظری پژوهش:

در پاسخ‌یابی پیرامون اهمیت موضوع تحقیق حاضر باید توجه داشت که از دوران قدیم نیز بسیاری از افراد سعی در برقراری رابطه انسان و جامعه داشته‌اند این امر در دنیای امروز ضرورت بیشتری یافته است زیرا پیشرفت‌های بسیار سریع ابزارهای زندگی انسانی بدون در نظر گرفتن عواقب آن موجب شخصی شدن هر چه بیشتر زندگی انسانها شده و انسانها را از هم دور کرده است.

این مسئله در کشورهای جهان سوم نظیر جامعة ایران به نحو بارزی خود را نشان داده است چرا که جامعه ایرانی از یک سو درگیر سنت‌های انعطاف‌ناپذیر و از طرف دیگر گرایش به پیشرفت دارد. مشکل مذکور به راحتی می‌تواند انگیزة تنهایی، طرد وحاشیه شدن اعضای جامعه را فراهم آورد. از آن جایی که هر فرد یک جزء از نظام اجتماعی است و همانطور که اگر در بخشی از ارگانیسم یک فرد بیماری پدید آید سراسر ارگانیسم را بیماری فرا می‌گیرد و نه تنها همان قسمت را، بنابراین اگر یک فرد که جزئی از نظام اجتماعی می‌باشد و برای برقراری این نظام تلاش کرده و در این راه دچار مشکل جسمی شده است، ناچار به کناره‌گیری از جامعه خویش گردد احتمال وقوع این امر برای سایرین نیز می‌رود.

با توجه به رابطه تنگاتنگ فرد و جامعه، همچنین موقعیت خاص اجتماعی کشورمان، لزوم انجام تحقیقات گسترده در کشورما، بیش از سایر کشورها می باشد و این در حالی است که پژوهشهای بنیادی در این زمینه به منظور شکل گیری تئوری های قابل دفاع، صورت نگرفته و یا تحقیقات در سطح بسیار محدودی بوده است. لذا، ضعف در تئوری ها و وجود خلاهای بارز در چارچوب نظری این پدیده در جامعه ما، لزوم انجام پژوهشهایی از این دست را بیش از پیش آشکار می نماید.

ب- ضرورت کاربردی پژوهش:

پژوهش حاضر از طرفی در پی شناخت مشکلات جانبازان می‌باشد زیرا این افراد نباید بدلیل مشکلات جسمی در حاشیه قرار گیرند. آنان نه تنها دارای لیاقت انسانی و نیازمند دوست‌داشتن و محبت کردن می‌باشند بلکه باید افراد جامعه به جانبازان بیشتر بپردازند ، زیرا آنان نیازمند ترحم نیستند، بلکه باید از ظرفیت‌های باقی مانده ایشان حداکثر استفاده برای پیشرفت کشور به عمل آید و در کنار دیگر افراد جامعه فعالانه در کارها مشارکت کنند در این راستا هر گونه برنامه‌ریزی ضرورت دارد تا توانایی‌های جانبازان توسط دولت مورد حمایت قرار گیرد. چرا که به نظر می‌رسد علیرغم توجه لفظی به مسئله جانبازی دیدگاه علمی از ضعف فراوانی برخوردار است.

لذا به دلایل ذکر شده، موضوع پیری اجتماعی برای این رسالة تحصیلی انتخاب گردید.

امید است که در سایة استعانت حضرت حق، مجموعة حاضر با همة نواقصی که در بر دارد قادر باشد گوشه‌ای از ابهامات موجود در چنین بحثی را برای خوانندگان بر طرف سازد و نتایج این تحقیق منبعی برای مراکز علمی قرار گیرد، هم چنین نقطه‌ای برای آغاز تلاش در جهت رفع تبعیض‌ها و اعطای فرصت‌های برابر به انسانها باشد.


فرضیات تحقیق

معادل لاتینی فرضیه[6] از ریشة یونانی به معنای فرض و حدس گرفته شده است. در فارسی معادل‌هایی چون شرط و فرض یافته است. به طول کلی فرضیه پرسشی است جهت یافته که انسان در برابر یک امر واقع که از قبل برگزیده شده است مطرح می‌سازد. خواه به منظور بررسی این امر که آیا قوانین شناخته شده در مورد آنها قابل اعمال هستند یا خیر، خواه جهت دستیابی به قوانینی تازه، روابطی نو و یا پیشنهاد تجربه‌های جدید.

به طور کلی در تحقیقات علی، میدانی، اسنادی و … نقش فرضیه انکارناپذیر است و باید فرضیه را به حق موتور تحقیق دانست. تمامی فرایند تحقیق برای اثبات و یا رد فرضیه صورت می‌گیرد. هم اثبات و هم رد فرضیه حائز اهمیت است و نباید صرفاً به اثبات فرضیه توجه داشت. (اتسلندر،(1371)/ ص: 27)

فرضیه‌ها به اشکال متفاوت رشد می‌یابند و در همه آنها یک اصل مشترک است و آن اینکه فرضیه در هر صورت و شکلی که باشد رابطه‌ای است حدسی یا فرضی که موقتاً محققین بین دو یا چند متغیر پیش‌بینی می‌کنند تا بعدا این رابطه‌ها را به یک محک تجربه بزنند و اگر تایید شد آن را در قالب علمی و یا تجربی بیان کنند و از تعمیم وجوه مشترک فرضیه‌های تایید شده به یک تئوری علمی برسند.

منابع اخذ فرضیات در مطالعات تجربی متعدد و متنوع است که عبارتند از:

الف- تجارب شخصی محقق

ب- تئوریها و نظریات مرتبط

ج- استفاده از تحقیقات پیشین.

د- فرهنگ (کاشانی/ ص : 34)

بر خلاف پدیده‌های طبیعی، پدیده‌های اجتماعی تابع یک علت نیستند و در پی شناخت هر واقعیت اجتماعی و چگونگی شکل‌گیری آن باید بدنبال فهم سبب‌های متعدد برآمد. به سخن دیگر پدیده‌های اجتماعی (چند سبب) هستند. اصولاً یک بررسی جامعه‌شناختی همیشه به کمک تعدادی متغیر به شرح مجموعه‌ای از عناصر یا واحدهای مشابه می‌پردازد. (بودون،(1369)/ ص: 78).

آنچه مهم است ارائه فرضیاتی با ریشه‌های نیرومند است که اگر ممکن گردد حرکت تحقیق در مسیر راست گونه بوده و از دقت علمی کافی برخوردار شود.

فرضیات تحقیق حاضر در قالب گروه فرضیات به شکل ترکیبی و چند متغیره ارائه شده است.

گروه نخست فرضیات:

- به نظر می‌رسد بین برخی از خصوصیات زمینه‌ای از قبیل: سن، تحصیلات، تأهل و تعداد فرزندان، تعداد سالهای خدمت در جبهه و درصد جانبازی با پیری اجتماعی جانبازان رابطه وجود داشته باشد.

گروه دوم فرضیات:

- به نظر می‌رسد بین برخی از خصوصیات اقتصادی از قبیل: درآمد، وضعیت مسکن، وضعیت شغلی، اشتغال به کار همسر، امتیازات و مزایا، دریافت کمک مالی و امکانات قبل یا هنگام جنگ با پیری اجتماعی جانبازان رابطه وجود داشته باشد.

گروه سوم فرضیات:

- به نظر می‌رسد بین برخی از خصوصیات اجتماعی از قبیل: مقبولیت از طرف مردم، قضاوت از طرف جامعه، مشارکت سیاسی و حزبی، ارزش‌های جبهه و جنگ، نوع حضور در جبهه و آشنایی با افرادی ذی نفوذ در سازمان ها و ارگان های مختلف با پیری اجتماعی جانبازان رابطه وجود داشته باشد.


گروه چهارم فرضیات:

- به نظر می‌رسد بین برخی از خصوصیات فکری و روان شناختی از قبیل: ساعات تنهایی و اعتقادات مذهبی با پیری اجتماعی جانبازان رابطه وجود داشته باشد.

محدودة مطالعاتی پژوهش

بررسی‌هایی که در ارتباط با موضوع می‌باشند از دو بعد نظری و میدانی قابل تأمل است ولی با توجه به اهداف مطالعاتی به ناچار باید بعضی از عوامل و شرایط را در حوزة مطالعاتی جای داد.

بر این اساس پدیده‌های اجتماعی با توجه به ویژگی‌های خاص خود و از طرف دیگر با توجه به وسعت و پیچیدگی دنیای انسانی و انبوه اطلاعات، محدودة مطالعاتی متناسب با خود را طلب می‌کنند تا از زاویه‌ای خاص به تبیین واقعیت بپردازند در این پژوهش به جهت وضعیت خاص پدیده مورد نظر از ترکیب دو روش عمده در علوم اجتماعی استفاده شده است. در بخش نخست کار به لحاظ نظری سعی در جمع‌آوری اطلاعات مرتبط با موضوع کردیم.

این تحقیق سعی نموده است که موقعیت این پدیده را از زوایای دید و نظریات و دیدگاه های جامعه‌شناختی مورد بررسی قرار دهد و از آنجایی که به موضوع پیری اجتماعی در نظریات و تئوری های جامعه‌شناختی جایگاه کمرنگی تعلق یافته و پیرامون مسائل جانبازان دیدگاه‌های مبسوطی ارائه نشده است به ناگزیر جهت تکمیل مباحث از تئوری ها و مباحث و نظریات روان شناختی نیز استفاده کردیم. در عین اینکه مفهوم جامعة مورد نظر نیز ما را به یک بحث روان شناختی می‌کشاند. بنابراین تحقیق حاضر به تحلیل تئوری نظریه‌های جامعه شناسی و روان شناسی توأماً نیازمند است. از آن جایی که با موضوع بدیع و تازه‌ای روبرو بودیم بدست آوردن برخی مطالب از محدودة مطالعاتی منابع مذکور خارج بود. بدین جهت برای تکمیل اطلاعات خصوصاً در بخش آمار ناگزیر به مراکز مربوطه مراجعه نمودیم.

در بخش دوم کار با استناد به روش پیمایشی جهت جمع‌آوری اطلاعات به مراکز نگهداری و و مراقبت از جانبازان مراجعه نمودیم و در عین استفاده از پرسشنامه به عنوان ابزار اندازه‌گیری از پیش‌تعیین شده، با توجه به شرایط محیطی، لازم می‌نمود تا از مصاحبه نیز جهت تکمیل اطلاعات بهره گیریم. که در انتها اطلاعات بدست آمده جهت توصیف سیمای جمعیت نمونه با توجه به فرضیات تحقیق به صورت جداگانه‌ای مورد بررسی قرار گرفت.


دانلود نقش مددکاران اجتماعی در جلوگیری از انحرافات کودکان

میان خلق جهان همچو شانه باید بود که خویش را همه وقف گره گشایی کرد اگر نشان طلبی دوستان مخلص را ببین که یاد تو در روز بی­نوایی کرد موافق­اند به هم نوع خویش حیوانات ندانم از چه بشر از بشر جدایی کرد صغیر اصفهانی طبیعی است که یکی از ویژگیهای تحول جامعه انسانی بعد از انقلاب صنعتی تکثر و پیچیدگی سازمانها و نهادها اس
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 82 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 134
نقش مددکاران اجتماعی در جلوگیری از انحرافات کودکان

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول

کلیا ت پژوهش

مقدمه

میان خلق جهان همچو شانه باید بود که خویش را همه وقف گره گشایی کرد

اگر نشان طلبی دوستان مخلص را ببین که یاد تو در روز بی­نوایی کرد

موافق­اند به هم نوع خویش حیوانات ندانم از چه بشر از بشر جدایی کرد

صغیر اصفهانی

طبیعی است که یکی از ویژگیهای تحول جامعه انسانی بعد از انقلاب صنعتی تکثر و پیچیدگی سازمانها و نهادها است. با صنعتی شدن جامعه حوزه­های صنعتی و شهرهای صنعتی پدید می آیند و شیوه تازه­ای در تقسیم کار شکل می گیرد که با شیوه گذشته بسیار متفاوت است از این جهت دورکیم[1] می گوید جامعه صنعتی بر مبنای تقسیم کار ارگانیک شکل گرفته است در حالی که جامعه کشاورزی بر مبنای کار مکانیک.

برای اینکه بهتر به نقش مددکاری به عنوان یکی از شیوه های انطباق و سازگاری انسان با محیط پی ببریم لازم است نخست تفاوتهای اساسی این دو جامعه را بشناسیم زیرا نقش اساسی مددکاری حل مشکلات انسانها در رابطه با جامعه پیچیده صنعتی یا جامعه به اصطلاح ارگانیک است. جامعه کشاورزی بطور کلی جامعه­ای است که بر محور خانواده شکل گرفته و سازمانها در چنین جامعه­ای بسیار ساده و محدودند. محور زندگی خانواده گسترده است و روابط افراد در زمینه کار تولید در آموزش، پرورش و فرهنگ پذیری در آن شکل می گیرد و در نتیجه جامعه بافت بسیار ساده­ای دارد و افراد از ابتدا تا زمانی که زنده هستند در این بستر گسترده خانواده زندگی می کنند و خانواده و خویشاوندی به صورت شبکه وسیع تمام این امکانات را برای کار فراهم می کند.

به تدریج که صنعت توسعه پیدا می کند تحول عظیمی در بافت و ساخت جامعه پیدا می شود به نحوی که خانواده گسترده بتدریج تجزیه می شود و به خانواده های هسته­ای تبدیل می شود همراه با آن مقداری از وظایف و کارکردهای آن به سازمانهایی دیگر واگذار می شود. مانند مدرسه، کارخانه، بیمارستان و ... به تدریج جامعه[2] جای اجتماع[3] را می گیرد. یعنی روابط عقلانی در کنار روابط عاطفی رشد می کند و در آئین و مقررات به جای آداب و رسوم این روابط را تنظیم می کند.

شرایط ایجاب می کند که انسان برای زندگی در چنین جامعه پیچیده­ای آماده شود و طبیعی است که آماده شدن به این آسانی­ها به این آسانی­ها میسر نمی شود و درنتیجه عدم انطباق و ناسازگاری با شیوه زندگی نوین پدید می آید و حرکت از زندگی در اجتماع به زندگی در جامعه تبدیل می شود. تفاوت بین اجتماع و جامعه بر اساس بیشتر در این است که روابط اجتماع محلی چهره به چهره و بر اساس عواطف و تعلق گروهی شکل گرفته است و در حالی که جامعه روابط دیگری را طلب می کند و دیگر چهره به چهره نیست. انسان در جامعه پیچیده جدید در رابطه با نهادها مشکل دارد برای اینکه این نهادهای تازه را نمی شناسد و قوانین حاکم بر این نهادها را نمی داند از این جهت احتیاج شدیدی به کمک دارد تا بتواند در این دنیای ناشناخته و پیچیده راه خود را بیابد و با افراد غریبه رابطه برقرار کند. بیگانه گریزی که خصلت اصلی جوامع روستایی و محلی است باید جای خود را به آشنایی دائمی با افراد غریبه بدهد، یعنی فرد بتواند به راحتی با افراد غیرخودی هم به همان آسانی ارتباط برقرار کند که با خودی، زیرا مشکلات او در دست افرادی است که دیگر مثل گذشته با او آشنا نیستند شما هر روز با گروه جدیدی برخورد می کنید که همه چهره­ها برایتان ناشناخته است و در نتیجه باید منش و خوی تازه­ای در انسان پرورش پیدا کند که بتواند به راحتی با افراد غیر خودی هم ارتباط برقرار بکند و شاید یکی از بزرگ ترین مشکلاتی که در مرحله گذر است همان درآمیختگی گروههای قومی- فرهنگی، زبانی و حتی مذهبی گوناگون در شهرها است.

یعنی شهرها دیگر آن یک دستی روستا را ندارد و زندگی در آن به نگرش تازه­ای نیاز دارد که بتوانددر شهرها با این نوع تنوع و تکثر گویشها، خلقیات و فرهنگها و ... زندگی بکند و این مستلزم پیداشدن روحیه مساعد است. مستلزم شکل گرفتن آن چیزی است که به آن یکدلی می گوییم. افراد در جامعه جدید باید نقشهای بسیار زیادی را به عهده بگیرند که اکثر آنها با هم ممکن است در تضاد باشند. ولی مسئله ایفای نقش در جامعه بسیار مهم است و این بدان احتیاج دارد که افراد با ایفای نقش و نقشهای متفاوت آشنا شوند و مهارت پیدا کنند و این امکان ندارد مگر اینکه در آنها همدلی یا یکدلی به وجود آید. یعنی اینکه افراد بتوانند خودشان را در نقشهای متفاوت ببینند و افراد دیگر را در نقشهای متفاوت بفهمند، نقش آنها را بفهمند و با آنان همدلی داشته باشند مثلاً اگر ارباب رجوع یکدلی نداشته باشد به هیچ وجه نمی تواند خودش را در قالب کارمندی که پشت میز نشسته احساس کند و در نتیجه نمی تواند با آن ارتباط و دیالوگ واقعی برقرار کند، نمی تواند مشکلات او را بفهمد و نمی تواند محدودیتهای او را درک کند. در نتیجه جامعه درحال گذار جامعه­ای است که به شدت دچار تعارض نقشها می شود و همچنین نقشهایی که خود فرد باید ایفا کند. به دلایل تکثرش، به دلیل پیچیدگیش، به دلیل تعارضهایی که بین آنها وجود دارد از ایفای آنها عاجز می شود.

اما درباره توسعه اگر بخواهیم توسعه را تعریف کنیم بطور کوتاه می توانیم بگوییم که توسعه فراگردی است که دو روند اصلی بر آن حاکم است یکی روند تکثر و تنوع است یعنی تنوع ساختارها و بافتها و سازمان هاست و دیگری افزایش روزافزون نهادها و سازمان هاست که هر دو اینها باعث می شود که جامعه از حالت ساده به پیچیده گرایش پیدا کند.

پس جامعه توسعه نیافته جامعه­ای است که از نظر ساختها و نقشها و پایگاهها یا موقعیت های اجتماعی بسیار پیچیده است . از این جهت در توسعه با مسائل انسانی زیادی مواجه هستیم زیرا رشته های عاطفی و تعقل خانوادگی و خویشاوندی کم و بیش سست شده و فرد تنها می شود.

پیچیدگی دشواریهای امروز بشر و فشارهای روحی و جسمی ناشی از زندگی پرهیاهوی قرن حاضر، حرفه مددکاری را به صورت یک نیاز اجتماعی مطرح کرده است.

امروزه نقش مددکاران اجتماعی در تحولات و حمایت از بی­سرپرستان، بخصوص در جوامع در گذار غیر قابل انکار است.

طرح مسأله

مسأله اصلی در پژوهش حاضر بررسی دیدگاههای افراد مختلف در جامعه نسبت به نقش مددکاران اجتماعی در رابطه با حمایت و جلوگیری از انحراف کودکان بی­سرپرست است.

در سالهای اخیر برای اولین بار انسان با مسائلی مثل کهنسالی، توانبخشی، بی­سرپرستی، مشکلات و معضلات بخش عظیمی از جوانان موجه است. در گذشته در خانواده گسترده امکاناتی برای نگهداری پیران و معلولین و همچنین کودکان بی­سرپرست فراهم بود ولی در جامعه صنعتی دیگر امکان نگهدای افراد معلول و پیر یا کودکان به اصطلاح عقب مانده وجود ندارد. اینها به تدریج زیر پوشش خدمات مددکاری، بهداشتی و خدمات گوناگونی می روند که جامعه برایشان فراهم می کند.

به هر حال به تدریج مسائل پیچیده­ای پیدا می شود مانند تنهایی، مسئله انطباق با محیط شهر، مسائل روانی که ناشی از استرس ها و تعارضهای نقش به وجود می آید.

غالباً در جوامع پیچیده امروز اینها همه باید به کمک نظام فعالی مثل نظام مددکاری حل و فصل شود و از این جهت بدون مددکاری و خدمات آن جامعه نمی تواند این مسیر بسیار ناهموار و بسیار سخت گذار از جامعه کشاورزی با جامعه صنعتی را طی کند. از این جهت مددکاران امروز در تمام حوزه ها چه در حوزه تولید و کار و مشکلاتی که افراد در انطباق خود با شرایط تولید صنعتی و فنی پیچیده دارند چه در حوزه روابط اجتماعی نقش مهمی در حل مشکلات افراد به خصوص بی­سرپرستان دارند.

مشکل معلولین و از کارافتادگان و سالمندان و ... یکی از زمینه هایی است که مددکاری می تواند در حل آن نقش مهمی داشته باشد. مسائل ناشی از مهاجرتهای بزرگی که به دلیل جنگ و یا سوانح طبیعی ممکن است پیش بیاید یا زاغه نشینی ناشی از موج مهاجرتهایی که از روستا به شهرها در جریان است کمک مددکاران را طلب می کند. مسئله انفجار جمعیت از معضلاتی است که مددکاری می تواند با یاددادن شیوه های جلوگیری از بارداری تا حدی در کنترل آن مؤثر باشد.

خلاصه وقتی نگاه می کنیم می بینیم که مددکاری در اجرای هدف اساسی خود که همان انطباق انسان عصر کشاورزی با پیچیدگی های جامعه در حال توسعه و صنعتی است. در تمام حوزه های عمل و رفتار انسان نقش مهمی در تسهیل و انطباق و سازگاری مجدد به عهده دارد. اگر به تاریخ پیدایش مددکاری نگاه کنیم نشان می دهدکه مددکاری از سال 1920 در امریکا شکل گرفته است. علت آن نیازی بوده که زندگی شهری صنعتی مطرح کرده است. در ایران هم باز می بینیم شکل گیری سازمانهای خدمات اجتماعی و مددکاری همراه است با روند صنعتی شدن جامعه، شکل گیری شهرهای بزرگ و مسائل پیچیده­ای که در شهر بزرگ مانند کجرویها، مشکل جوانان و رشد جمعیت، کمبود مسکن و هزاران مشکل دیگر است که خود ناشی از پیچیده شدن جامعه از یکسو و انفجار نیازها از سوی دیگر است.

به علاوه در گذشته چون آگاهی کم بود شناخت از نارساییها و کمبود و تنگناهای زندگی هم به همان میزان کم بود در نتیجه توقع و نارضایتی هم زیاد نبود مثلاً افراد مریض می شدند ولی نیازی هم احتمالاً به مراجعه پزشک نمی کردند و این را به عنوان تقدیر و سرنوشت زندگی خود می پذیرفتند. ولی امروز در روستاهای خیلی عقب مانده هم مردم نیاز به درمان به هنگام بیماری را احساس می کنند. در نتیجه و خود به خود اینها مسائل تازه­ای را مطرح می کند که باید جامعه برایش راه حلهایی پیدا بکند. طبیعی است که در برابر موج انفجار نیازها و مشکلاتی که جامعه امروز با آن مواجه است دولتها هم نمی توانند مثل گذشته نسبت به این مشکلات و معضلات بی­تفاوت باشند در نتیجه یک سری تعهدات و مسئولیتهای تازه برایشان ایجاد می شود. که همان به اصطلاح تأمین رفاه اجتماعی برای جامعه است که یک بعد مهم آن همین خدمات مددکاری و مددکاری اجتماعی است.

از این جهت وقتی عمیقاً به مسئله نگاه کنیم می بینیم که بین فرآیند توسعه و رشد مددکاری نوعی همبستگی نزدیکی وجود دارد. این بدان معنی است که اگر دولت نتواند در روند توسعه و گسترش شهرنشینی و صنعتی شدن امکانات کافی مددکاری اجتماعی را فراهم بکند، جامعه پس از مشکلات لاینحل خواهد شد و در نتیجه جامعه نابسامان و رنجوری خواهد بود. از آنجا که مشکلات روز به روز زیادتر می شود و امکان حل مشکلات به همان اندازه رشد پیدا نمی کند اگر در جهت تقویت نظام مددکاری اجتماعی کاری انجام نگیرد خود به خود مسائل و مشکلات به روی هم انباشته می شود و نهایتاً به گره کوری تبدیل می شود از این جهت بدون شک یکی از ضرورتهای بازسازی و ایجاد توسعه، تقویت نهادهای گوناگون است برای کمک به مردم در جهت حل مشکلاتشان که خدمات مددکاری می تواند یکی از آنها باشد. خدمات مددکاری می تواند اطلاعات کافی در اختیار افراد بگذارد و می تواند با روشهای نهایی که با 70 سال تجربه بدست آورده در حل مشکلات مردم به ویژه گروههای مستمند و با درآمدهای پایین که هم آگاهیهایشان کمتر است و هم امکانات محدودی دارند مؤثر باشد، متأسفانه در کشور ما هنوز مددکاری به عنوان یک فعالیت مهم و یک دانش کاربردی شناخته نشده است و جایگاه و نقش آن هنوز در جامعه بسیار مبهم و ناشناخته باقی مانده است از این جهت تصور می شود لازم است در جهت معرفی این حرفه در جامعه ما تلاش بیشتری شود تا جامعه به امکانات بسیار وسیعی که این حرفه می تواند در اختیار جامعه برای حل مشکلاتش بگذارد بیشتر آشنا شود و بالطبع بهتر بتواند از این امکانات استفاده کند.

طبیعی است که این امر نیازمند به این است که رسانه ها، مجلات و روزنامه ها و خود نظام آموزشی این پدیده تازه را بیشتر به جامعه بشناساند و بکوشد که جامعه از این مسائل آگاه بوشد و در این راه کمک کند به ویژه دولتها در شکل گیری نهادهای مددکاری نقش مهمی دارند و به نظر می رسد در درجه اول مسئله برخورد فرهنگی با این قضیه است که بایدحل شود. تا زمانی که جامعه نیاز به مددکاری را احساس نکند، خود به خود نهضت مددکاری در جامعه شکل نمی گیرد زیرا ضرورتش احساس نمی شود و در نهایت این آگاهی جمعی است که می تواند به رشد مددکاری کمک کند[4].

ضرورت تحقیق

یکی از هدفهای مددکاری آن است که به عنوان مثال به مددجوی تهی دست و خانواده­اش کمک نماید تا از یک امنیت اقتصادی از طریق مزایای بیمه­های اجتماعی، بازنشستگی و کمکهای دولت و حمایت سازمانهای خدمات برخوردار شوند.

هدفهای مددکاری محدود به رفع گرفتاریهای اقتصادی و یا درمان بیماریها و ناراحتی های جسمانی و روانی نیستند این هدفها بیشتر شامل رشد کامل انسان و استفاده از استعدادهای خلاق است که برای تکامل انسان در وجود هر فردی به ودیعه گذاشته شده است. با اعتقاد به این اصول مددکاری اجتماعی در پی آن نیست که تکیه گاهی برای گرفتاران و رنج دیده مان فراهم سازد بلکه می کوشد تا از فرد رنج دیده گرفتار، انسانی بسازد که نیازمند تکیه گاهی نباشد. «اصل قادرسازی» در کنار این مسائل شخص مددکار نیز مهم است، به عنوان کسی که مجری و پیاده کننده اصول و هدفهای حرفه مددکاری می باشد و باید علاقه مند به حرفه مددکاری و نگرش مثبت به کارآیی آن حرفه داشته باشد. در صورتی که می تواندخدمات خود را به نحو مطلوب ارائه دهد که به علوم انسانی از جمله روان شناسی جامعه، زبان شناسی ، اقتصاد و ...» آگاه باشد و به حرفه خود نیز علاقه و اعتقاد داشته باشد و در محیط کار او نیز باید امکاناتی که در رابطه با مددکار است فراهم باشد تا بتواند با کمترین مسائل و مشکلات بیشترین خدمات را به نحو مطلوب ارائه دهد عدم آشنایی مسئولین و مددجویان موجب بروز مشکل می شود. زیرا این فرم شناسایی موجب ارجاع انواع کارهای متفرقه مددجو به مددکاری می شود و اصل اساسی این حرفه از جمله اصل قادرسازی مددجو تحت­الشعاع قرار می گیرد. از طرفی به خاطر عدم شناخت حرفه مددکاری از طریق مسئولین شکل مددجو آن طور که باید حل نمی گردد.

یکی از وظایف مهم مددکاران در بیمارستانها همکاری با پرسنل و پرستاران آن مؤسسه است. مددکار اجتماعی برای کمک به مددجویش به صورت مورد و در ارتباط با مشکل مددجو «اعم از اقتصادی و اجتماعی» با پزشک و پرستار مربوطه ، همکاریهای لازم را انجام می دهند و در واقع او رابط بین دو گروه است. مددکار اجتماعی با در اختیار گذاشتن اطلاعاتی در مورد مسائل اجتماعی، روحی، شخصیتی، اقتصادی بیمار در دست پزشک و یا پرستار مربوطه در واقع در جهت بهبودی وضعیت او قدم بر می دارد از طرف دیگر از آنجا که نمی توانیم در هیچ مؤسسه­ای تمام خدمات را به عهده یک نفر محول کنیم. بنابراین پرسنل و پرستاران نیز نمی توانند همه نوع خدمتی را به بیمار ارائه دهند و در واقع می توانیم بگوییم که بعضی از خدمات که لازمه بیماران است در تخصص چنین افرادی نیست. به این منظور متوجه می شویم که یک مددکار به همراه پزشک و پرستار می تواند یک تیم درمانی تشکیل دهد که در این تیم با در جریان گذاشتن یکدیگر از اوضاع و احوال بیماران و تقسیم خدمات لازم ، کارها را در جهت بهبود بیماران تسریع بخشند همان طور که یک مددکار در جهت بهبود مددجویش تلاش می کند و در این راه به عمل یک سری مسائل و مشکلات و محدودیتها می تواند رابط خوبی با پرسنل و پرستاران برای استفاده از کمکهای آنها باشد، یک پزشک و پرستار نیز می بایست برای بیماران بخصوص بیماران موردی که دچار مسائل و مشکلات اجتماعی، اقتصادی و حتی فکری و روحی هستند تلاش نماید و از طرفی از آنجا که حل این نوع مشکلات در تخصص این افراد نیست لزوماً این احتیاج پیش می آید که آنها را به مددکار بیمارستان ارجاع دهد که ارجاع این نوع موردها وابسته به داشتن آگاهی از فعالیتهای مددکاران در بیمارستان است. در بعضی از بیمارستانها عموماً مشاهده می شود که به علت عدم آگاهی پرسنل و نیز پرستاران از حرفه مددکاری و نیز فعالیتهای مددکاران و اقدامات آنان بعضی از بیماران بخصوص بیماران خاص که نیاز مبرم به خدمات درمانی در بیمارستان دارد بدون اخذ هیچ نوع خدماتی از بیمارستان ترخیص می شوند از آنجا که سخن از همکاری این قبیل مسئولین برای هر چه بهتر و سریع تر بهبودیافتن بیماران است، بنابراین آگاهی داشتن از حدود فعالیتها، مسئولیتها و نیز عملکردهای مسئولین همکار، از عوامل مهم بوده که می بایست به آن توجه بشود به این منظور در این تحقیق به دنبال این مسأله هستیم که متوجه شویم و دریابیم آگاهی مسئولین از مددکاران اجتماعی در بیمارستان (بطور اخص کادر پزشکی) به چه میزان و چگونه است؟

انگیزه و انتخاب موضوع

در طول درمان بیمار، در همان زمان که پزشکان از جنبه های پزشکی با بیماران کار می کنند مددکاران اجتماعی می توانند به بیماران کمک کنند که بر مشکلات محیطی و خانوادگی خود چیره شده و یا این که برای برطرف کردن مشکلات ناشی از روابط داخلی با سایرین به مشاوره با او بپردازند و اگر بیمار در سنین نوجوانی یا کودکی باشد لازم است که مددکار اجتماعی با والدین یا سایر افرادی که مددجو با آنها سر و کار دارد به مشاوره و راهنمایی بنشیند، ولی متأسفانه دیده می شود که بعضی از افراد که در بیمارستانها مثلاً پرسنل با این رشته آشنایی نداشته و همکاری لازم را به عمل نمی آورند و بیماران قبل از رجوع به مددکار بیمارستان ترخیص می شوند. بنابراین باعث می شود که مددکاری تنها یک تشریفات اداری محسوب شود نه یک نیاز واقعی.

هدف از انجام تحقیق

پیچیدگی دشواریهای امروز بشر و فشارهای روحی و جسمی ناشی از زندگی پرهیاهوی قرن حاضر حرفه مددکاری را به صورت یک نیاز اجتماعی مطرح کرده است. امروزه نقش مددکاران در تحولات اجتماعی به خصوص در جوامع در گذار غیر قابل انکار است. اگر جامعه­ای بخواهد به استقلال و خودکفایی برسد باید تحقیقات را سرلوحه کارهای خود قرار بدهد زیرا استفاده از تحقیقات علمی است که بسیاری از مسائل روشن و زیر ذره بین قرار می گیرد.

هدف از این تحقیق نیز دستیابی به میزان آگاهی مددجویان از حرفه مددکاری و چگونگی عمل مددکاران اجتماعی در مقابله با کودکان تک والدی است و همچنین شناخت جامعه نسبت به مددکار در مرکز بیمارستانها و اینکه خدمات مددکاران اجتماعی شاغل در بیمارستانها تا چه اندازه است؟!

فرضیه­های پژوهش

1-به نظر می رسد بین تأثیر مددکار در بهبود وضع جسمی و روحی کودکان بی­سرپرست و اطلاع از نحوه عملکرد مددکاران نسبت به کودکان تک والد رابطه وجود دارد.

2-به نظر می رسد بین تأثیر مددکار در بهبود وضع جسمی و روحی کودکان بی­سرپرست و استفاده از امکانات در دسترس برای حل مشکل کودکان بی­سرپرست رابطه وجود دارد.

3-به نظر می رسد بین تأثیر مددکار در بهبود وضع جسمی و روحی کودکان بی­سرپرست و احساس مسئولیت مددکار و پیگیری مسائل و مشکلات کودکان بی­سرپرست رابطه وجود دارد.

4-به نظر می رسد بین تأثیر مددکار در بهبود وضع جسمی و روحی کودکان بی­سرپرست و علل رضامندی از حرفه مددکاری رابطه وجود دارد.

سؤالات پژوهش

آیا بین تأثیرمددکار در بهبود وضع جسمی و روحی کودکان بی­سرپرست و اطلاع از نحوه عملکرد مددکاران نسبت به کودکان تک والد تفاوت وجوددارد؟

آیا بین تأثیر مددکار در بهبود وضع جسمی و روحی کودکان بی­سرپرست و استفاده از امکانات در دسترس برای حل مشکل کودکان بی­سرپرست تفاوت وجود دارد؟

آیا بین تأثیر مددکار در بهبود وضع جسمی و روحی کودکان بی­سرپرست و احساس مسئولیت مددکار و پیگیری مسائل و مشکلات کودکان بی­سرپرست تفاوت وجود دارد؟

آیا بین تأثیر مددکار در بهبود وضع جسمی و روحی کودکان بی­سرپرست و علل رضامندی از حرفه مددکاری تفاوت وجود دارد؟

تعاریف واژه­ها

- توانایی[5]

- پذیرش[6]

- تطبیق، سازگاری[7]

- کمک[8]

- مددجو[9]

- مددکاری اجتماعی جامعه[10]

- جامعه[11]

- مشاور[12]

- مشاوره[13]

- خدمات خانوادگی[14]

- مددکاری اجتماعی خانوادگی[15]

- احساس[16]

- کار میدانی[17]

- مددکار اجتماعی مدرسه[18]

تعاریف مفهومی

مددکار

منظور از مددکاری در این تحقیق فردی است که خدمت اجتماعی انجام می دهد

«مددکاری اجتماعی یک خدمت حرفه­ای است که بر اساس دانش و مهارتهای ویژه بنا شده و هدف آن کمک به افراد گروهها و جامعه است تا بتوانند استقلال شخصی و اجتماعی و رضایت خاطر فردی و اجتماعی را بدست آورند و در سلامتی فیزیکی، روانی و اجتماعی مسئولیتهای فردی و اجتماعی خود را انجام دهند.[19]»

مددجو

افراد نیازمندی که به مددکاری نیاز دارند یا بستری شده بودند «مددجویان این تحقیق می باشند.»

برای اطلاع از کم و کیف روش مددکاری فردی و شناخت سبک و تکنیک آن بدواً نیازمند به تعریف آنچه در برابر مددکار اجتماعی قرار می گیرد و مجموعه فعالیتها و کوششهای مددکار بر او متمرکز است یعنی «مددجو[20]» خواهیم بود. باید فهمید که مددجو کیست؟ چه خصوصیاتی دارد چرا در موقعیت مددجویی، درمان جویی یا توان خواهی قرار گرفته است؟ چگونه با مددکار اجتماعی مصادف و مرتبط شده یا سرو کار پیدا کرده است و سرانجام چه اتفاقی افتاده است و تحت تأثیر چه عامل و عواملی احتیاج به یاری و حمایت و کمک در او پدیدار شده است؟

الف مددجو در مددکاری فردی

عبارت است از یک فرد دارای مشکل، اعم از مشکل فردی ، روانی، خانوادگی، شغلی و یا مشکل بین فردی، که برای حل مشکل خودش به مددکار اجتماعی مراجعه کرده است.

ب مددجو در مددکاری گروهی

عبارت است از تعدادی از افراد که بیش از 2 نفر و کمتر از 12 نفر هستند و دارای مشکل و یا علائق مشترک می باشند. که برای حل مشکلات یا به انجام رساندن انگیزه و علائق مشترک خودشان به مددکار اجتماعی مراجعه کرده و یا توسط مؤسسه محل کار مددکار اجتماعی، سازماندهی شده­اند.

ج- مددجو درمددکاری جامعه­ای

عبارت است از یک جامعه محدود که دارای مشکل یا مشکلات و یا انگیزه های تعریف شده­ای در جامعه است و مسئولین آن جامعه یا رهبران محلی آن برای حل مشکل و یا به انجام رساندن انگیزه های تعریف شده جامعه، به مددکار اجتماعی مراجعه کرد و یا ارجاع داده شده­اند. جامعه محدود مثل یک روستا، یک شهرک، یک بیمارستان، محله­ای در شهر، یک شبانه روزی، یک زندان، و یا یک مرکز گذران اوقات فراغت و مشابه آن...

د ابزار کار در مددکاری فردی

شامل مشاهده، مصاحبه، بازدید منزل، مشاوره، رفتار درمانی و استفاده از ظرفیت فکری مددجو می شود.

هـ - ابزار کار در مددکاری گروهی

شامل مصاحبه گروهی، پویایی گروه، فنون کار گروهی، کلاس آموزشی، گروه درمانی، روشهای توان بخشی گروهی، بازدید، پیش قدم شده در گروه، انواع ورزش، انواع هنر به ویژه تأتر و فیلم سازیف رهبری گروه، راهنمایی و مشاوره گروهی و انواع فعالیتهای فرهنی با هدف اجتماعی شدن و اجتماعی شدن مجدد می شود.

و ابزار کار در مددکاری جامعه­ای

شامل تحقیق، برنامه ریزی، طبقه بندی مشکلات، آگاه سازی، سازماندهی، انتخاب رهبران محلی، جلب مشارکت مردم جامعه در امور مربوط به توسعه جامعه خودشان، توسعه محلی، ترویج، نمونه سازی، توسعه منابع، ارزیابی، پیگیری، تبلیغ و تشویق، فیلم، کتاب، بازدید علمی و انتخابات می شود[21].

دیاگرام: روابط بین متغیرها


دانلود بررسی و شناخت علل اعتیادزدگی معتادین در حال ترک در کمپ های تهران

گرایش به انواع موادمخدر که عادت آن به صورت اعتیاد1 درمی­آید و دارای انواع گوناگونی می­باشد که اثرات آنها بر خانواده، اجتماع و اقتصاد یک جامعه و در سطح کلان یک کشور بسیار عمیق است اعتیاد یکی از پیچیده­ترین آسیب­های اجتماعی است که درمان و نوع برخورد در آن بسیار دشوار است، مسائل فردی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در درمان و روشهای پیشگیری آن بسیار اث
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 152 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 141
بررسی و شناخت علل اعتیادزدگی معتادین در حال ترک در کمپ های تهران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

«فهرست مطالب»

عنوان شماره صفحه

چکیده 14

فصل اول

مقدمه 17

بیان مسأله 18

اهداف تحقیق 22

ضرورت­های تحقیق 23

فرضیات 24

تعاریف 26

محدوده مطالعاتی پژوهش 26

فصل دوم

1/2- مقدمه 31

2/2- اصطلاحات و مفاهیم 33

3/2- عوامل مؤثر 36

1/3/2- اعتیاد و عدم آگاهی 36

2/3/2- اعتیاد و سهل­انگاری 36

3/3/2- اعتیاد و بیکاری 37

4/3/2- اعتیاد و معاشرت با دوستان ناباب 38

5/3/2- اعتیاد و لذت­جویی و دردگریزی 39

6/3/2- اعتیاد و فقر اقتصادی 40

7/3/2- اعتیاد و فقر فرهنگی 41

8/3/2- اعتیاد و رفاه مادی 42

9/3/2- اعتیاد و عوامل فردی 43

4- آثار و تبعات 46

1/4- عوارض مصرف موادمخدر بر روی سلامت جسمی و روانی 46

2/4- لاابالی­گری و اعتیاد 48

3/4- خواب سنگین و اعتیاد 48

4/4- بی­اشتهایی و اعتیاد 49

5/4- پرگویی و اعتیاد 49

6/4- خوش­بینی زیاد و اعتیاد 50

7/4- خوشی کاذب و اعتیاد 50

8/4- شخصیت ضداجتماعی و اعتیاد 51

9/4- احساسات و اعتیاد 51

10/4- ناتوانی در رویارویی با مسائل زندگی و اعتیاد 52

11/4- انزواطلبی و اعتیاد 53

12/4- سلامت خانواده و اعتیاد 53

13/4- اعتیاد و عوارض اجتماعی 54

14/4- عوارض اقتصادی و اعتیاد 55

15/4- اثرات زودرس اعتیاد 55

5/2- نظریه­های مرتبط با اعتیاد 56

1/5/2- نظریه زیست­شناختی 56

2/5/2- دیدگاه تضاد 57

3/5/2- دیدگاه کارکردگرایی 58

6/2- آمار و ارقام 59

1/6/2- اعتیاد به موادمخدر در ایران 59

2/6/2- موادمخدر و سوءاستفاده از آن در جهان 60

7/2- جمع­بندی و نتیجه­گیری 61

فصل سوم

1/3- روش پژوهش 67

2/3- جامعه آماری 67

3/3- حجم نمونه و روش نمونه­گیری 68

4/3- ابزار اندازه­گیری 68

5/3- روش جمع­آوری اطلاعات 68

6/3- روش­های تجزیه و تحلیل آماری 69

فصل چهارم

1/4- مقدمه 71

2/4- جداول توصیفی 74

فهرست جداول یک­توصیفی

1/1- توضیح جمعیت نمونه برحسب میزان سن 74

2/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان تحصیلات 75

3/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان اشتغال 76

4/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب تأهل 77

5/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب مسکن 78

6 /1- توزیع جمعیت نمونه برحسب محل سکونت 79

7/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان عضویت در N.A 80

8 /1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان مصرف 82

9/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب نوع مصرف 81

10/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب تعداد دفعات مراجعه به N.A 83

11/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان اخراج از منزل 84

12/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان دوستان معتاد 85

13/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان آشنایی با مواد به وسیله دوستان 86

14/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان ترس از مرگ 87

15/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان خروج اراده زندگی 88

16/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان مشکلات اقتصادی 89

17/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان اخراج از کار 90

18/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان افت اعتبار فردی 91

19/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان ناتوانی در زندگی 92

20/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان خودکشی 93

21/1- توزیع جمعیت نمونه برحسب اعتیادزدگی 94

فهرست جداول دوبعدی

1/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان سن و اعتیادزدگی 95

2/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان تحصیلات و اعتیادزدگی 97

3/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان اشتغال و اعتیادزدگی 98

4/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان تأهل و اعتیادزدگی 99

5/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب وضعیت مسکن و اعتیادزدگی 100

6/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب محل سکونت و اعتیادزدگی 101

7/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان عضویت و اعتیادزدگی 103

8/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب نوع مصرف و اعتیادزدگی 105

9/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان مصرف و اعتیادزدگی 106

10/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب تعداد دفعات مراجعه به N.A و اعتیادزدگی 108

11/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب اخراج از منزل و اعتیادزدگی 110

12/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب تعداد دوستان معتاد و اعتیادزدگی 112

13/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب آشنایی با مواد به وسیله دوستان و اعتیادزدگی 113

14/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان ترس از مرگ و اعتیادزدگی 114

15/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب خروج اراده زندگی و اعتیادزدگی 116

16/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب مشکلات اقتصادی و اعتیادزدگی 118

17/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان اخراج از کار و اعتیادزدگی 120

18/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان افت اعتبار فردی و اعتیادزدگی 122

19/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب ناتوانی در زندگی و اعتیادزدگی 124

20/2- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان خودکشی و اعتیادزدگی 126

فهرست نمودارها

1/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب سن 128

2/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب تحصیلات 129

3/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب اشتغال 130

4/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب تأهل 131

5/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب وضعیت مسکن 132

6/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب محل سکونت 133

7/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب مدت عضویت در N.A 134

8/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب نوع مصرف مواد 135

9/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب میزان مصرف روزانه 136

10/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب تعداد مراجعه به N.A 137

11/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب تعداد دفعات اخراج از منزل 138

12/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب داشتن دوستان معتاد 139

13/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب آشنایی با مواد به وسیله دوستان 140

14/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب تعداد دفعات ترس از مرگ 141

15/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب تعداد دفعات خروج اراده زندگی 142

16/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب بروز مشکلات اقتصادی 143

17/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب تعداد دفعات اخراج از کار 144

18/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب تعداد دفعات افت اعتبار فردی 145

19/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب تعداد دفعات ناتوانی در امور زندگی 146

20/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب تعداد دفعات خودکشی 147

21/3- توزیع جمعیت نمونه برحسب اعتیادزدگی 148

- چکیده:

گرایش به انواع موادمخدر که عادت آن به صورت اعتیاد[1] درمی­آید و دارای انواع گوناگونی می­باشد که اثرات آنها بر خانواده، اجتماع و اقتصاد یک جامعه و در سطح کلان یک کشور بسیار عمیق است.

اعتیاد یکی از پیچیده­ترین آسیب­های اجتماعی است که درمان و نوع برخورد در آن بسیار دشوار است، مسائل فردی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در درمان و روشهای پیشگیری آن بسیار اثرگذار است که باید مورد بررسی همه­جانبه قرار گیرد.

موضوع این تحقیق علل اعتیادزدگی معتادین در حال ترک در کمپ­های تهران می­باشد که دارای اهداف کلی علل گرایش افراد به اعتیاد، و علل اعتیادزدگی معتادین، به منظور پیگیری و افزایش عوامل دلزدگی از مواد و کاهش گرایش به موادمخدر می­باشد.

و اهداف جزئی آن که شامل بررسی و شناخت عوامل فردی، عوامل خانوادگی، عوامل اقتصادی، و عوامل اجتماعی می­باشد.

همانطور که در بالا اشاره شد جامعه آماری این تحقیق معتادین در حال ترک در کمپهای تهران می­باشد که در این تحقیق تمام جامعه آماری ما مذکر می­باشند.

تعداد نمونه­گیری که مورد تحلیل قرار گرفته­اند 25 نفر می­باشد که از روش پیمایشی و پرسشنامه استفاده شده است.

تعداد فرضیات این تحقیق 20 فرضیه به عنوان نمونه:

- به نظر می­رسد بین سن و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.

- به نظر می­رسد بین تحصیلات و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.

- به نظر می­رسد بین طرد خانواده و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.

- به نظر می­رسد بین احساسات و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.

و به همین ترتیب 20 فرضیه ما ساخته شد. و متغیر مستقل در این جا سازه ما «اعتیادزدگی» و متغیرهای وابسته که شامل: سن، تحصیلات، وضعیت اشتغال، وضعیت تأهل، محل سکونت، مدت عضویت در [2]N.A، میزان مصرف، نوع مصرف، دوستان معتاد و ...

نتیجه­ای که می­توان از این تحقیق گرفت این موضوعات می­تواند باشد:

- بین ترس از مرگ و گرایش به ترک موادمخدر رابطه معناداری وجود دارد.

- بین افت اعتبار فردی و گرایش به ترک موادمخدر رابطه معناداری وجود دارد.

- بین خروج اراده زندگی از دست فرد و اعتیادزدگی فرد در حال ترک رابطه معناداری وجود دارد.

و مسائلی از این قبیل باعث گرایش فرد به ترک موادمخدر و رجوع آنان به انجمن معتادین گمنام (Narcotics Anonymous) می­گردد.

فصل اول:

کلیات پژوهش

1-مقدمه

اعتیاد یک معضل اجتماعی است و تمامی جنبه­های زندگی فیزیکی، روانی و روابط اجتماعی را تحت تأثیر قرار
می­دهد.

در سال 1290 شمسی اولین قانون ممنوعیت مصرف موادمخدر در ایران تصویب شد و به دنبال آن با فشارهای بین­المللی و گروههای مذهبی و مردمی مبارزه با اعتیاد چندین سال بعد قانون منع کشت خشخاش نیز به تصویب رسید و در سال 1374 پلیس بین­الملل، ایران را از لحاظ کشف موادمخدر در دنیا در مقام اول معرفی کرد.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با مصوبه شورای انقلاب در سال 1359 مصرف موادمخدر را جرم تلقی کرد و عاقبت مصرف­کنندگان، منتهی به زندان یا اردوگاههای بازپروری می­باشد.

با پشت سرگذاشتن یک سده از وضع قوانین و فعالیت­های گروههای مبارزه با موادمخدر اینک ما شاهد افزایش روزافزون تعداد مصرف­کنندگان موادمخدر در جامعه مخصوصاً جامعه­های بزرگ مثل شهرها هستیم که البته و متأسفانه این پدیده به جامعه­های کوچکتر مثل روستاها نیز کشیده شده است.

در دهه اخیر با به وجود آمدن انجمن معتادین گمنام در ایران و ایجاد کمپ­های متعدد گام بزرگی در امر مبارزه با مواد مخدر برداشته شده است.

2-بیان مسأله

موادمخدر و اعتیاد بلای ویرانگر خانواده و جامعه و مخرب­ترین عامل روح و روان آدمی است که پیشگیری از اعتیاد بروز جرائم دیگر را کاهش می­دهد و برای آن که بیشتر به ماهیت این موضوع برسیم ابتدا نگاهی گذرا به تعریف موادمخدر، اعتیاد و معتاد داریم.

ماده مخدر به هر ماده­ای غیر از آب و غذا می­گویند که وقتی وارد بدن موجود زنده می­گردد ساختار و کارکرد آن را تغییر می­دهد و وابستگی جسمانی به ماده مخدر «اعتیاد» نام دارد و معتاد کسی است که در اثر مصرف مکرر و مداوم، متکی به ماده مخدر یا دارو شده باشد در واقع معتاد کسی است که در نتیجه استعمال متمادی دارو در بدن وی حالت اکتسابی ایجاد شده به شیوه­ای که مصرف مکرر ماده مخدر موجب کاسته شدن تدریجی اثرات آن گردد از این رو پس از مدتی فرد معتاد مقادیر بیشتری از دارو را می­تواند بدون بروز ناراحتی تحمل کند و درصورتی که دارو به او نرسد اختلالات روانی و جسمی در او ایجاد می­شود. شایان ذکر است در سالهای اخیر به فرد معتد، بیمار اطلاق می­گردد نه مجرم.

از عوامل مؤثری که باعث گرایش افراد به اعتیاد می­گردد می­توان از هفت مورد زیر نام برد: معاشرت با دوستان ناباب، لذت­جویی و دردگریزی، فقر اقتصادی، فقر فرهنگی، رفاه مادی، ساختار نامناسب خانوادگی و بیکاری.

آمار و ارقام در ایران نشان می­دهد که بخش اصلی زندانیان کشور را معتادان یا قاچاق­چیان موادمخدر تشکیل می­دهند.

سالانه 5 درصد به جمع معتادان کشور افزوده می­شود در حالی که سازمان بهزیستی کشور تنها توان مداوای 2 درصد معتادان را دارد. روزانه 600 نفر در رابطه با موادمخدر در کشور دستگیر می­شوند و ماهانه 100 نفر به دلیل سوءمصرف موادمخدر می­میرند.

بررسی­ها نشان داده است که جمعیت معتادان در ایران هر 10 سال 2 برابر می­شود، در ضمن تحقیقات نشان داده است که سالانه 812 تن تریاک و 6/29 تن هروئین و مرفین میزان مصرف در ایران است؛ در سالهای اخیر این افزایش، بیشتر از رشد جمعیت است. دیدگاه­های مختلف در برابر اعتیاد موضع­گیری مختلفی دارند از جمله براساس دیدگاه «تضاد» اعتید به عنوان واکنشی است به نابرابری­های اجتماعی پایداری که توسط نظام سرمایه­داری تحمیل می­شود. درچنین وضعیتی فرودستان جامعه برای فرار از ستمدیدگی و ناکامی توسط نابرابری­هایی که تجربه می­کنند به موادمخدر روی می­آورند.

«کنش متقابل­گرایی» بر اهمیت تعاریف و برچسب­زنی که بر معانی اجتماعی متمرکز می­شود و بر اعتیاد پیوند می­خورد، تأکید می­کند. اگر نخستین تجربه اعتیاد خوشایند باشد، احتمال تکرار می­رود و فردی که به دفعات اقدام به این کار کند، احتمال خوردن برچسب به او به عنوان «معتاد» زیاد است.

«دیدگاه زیست­شناختی» به نقش ژنتیک (ارث) و گرایش فرد به مصرف ماده مخدر تأکید می­کند، پژوهشگران بر این باورند که فرزندان معتادان، 50 درصد شانس معتادشدن را دارند. تبیین­های «روان­شناختی» به گرایش برخی از انواع شخصیت­ها به مصرف موادمخدر تأکید دارد مخصوصاً افرادی که آمادگی برای اضطراب دارند، احتمال بیشتری دارد که برای آرامش و دستیابی به اعتماد به نفس و تسکین تنش خود به مصرف مواد مخدر روی بیاورند.

حال با بیان این مسائل این سؤال مطرح می­گردد که چه عواملی باعث بروز پدیده اعتیادزدگی در معتادین می­گردد و آنان سعی در ترک موادمخدر دارند و به کمپ­ها مراجعه می­کنند؟

از عواملی که باعث می­شود معتادین قصد ترک موادمخدر را نمایند از موارد زیر می­توان نام برد:

الف) بروز رفتارهای ضداجتماعی: فرد معتاد برای دستیابی به موادمخدر دست به انجام هر کاری از قبیل دزدی، خیانت، دروغگویی و ... می­گردد و فرد بیمار هنگامی که چشم باز می­کند و خود را در منجلاب می­بیند قصد ترک موادمخدر را می­نماید.

ب) افراد معتاد اصولاً از جامعه جدا شده و انزواطلبی و خودخواهی پیشه می­نمایند اما این جدایی از جامعه برای افراد که فطرتاً گرایش به زندگی اجتماعی را دارند مشکل است.

ج) یکی دیگر از عواملی که باعث می­شود فرد از موادمخدر بیزار گردد ناتوانی در رویارویی با مسائل زندگی آنطور که هست می­باشد.

د) از دیگر عوامل می­توان احساسات را نام برد احساساتی از قبیل وجدان، قدرت دوست داشتن.

ه) آوارگی، طرد از خانواده، طرد از جامعه از عوامل مؤثر در ترک موادمخدر است.

م) بسیاری از معتادان همیشه ترس از زندانی شدن و ریختن آبروی خود را دارند و برای اینکه آبروی خود و خانواده را حفظ نمایند و با نیروی انتظامی برخورد ننمایند به سوی بهبودی می­روند.

ر) طبق آمار درج شده تعدادی از افراد معتاد به دلیل سوءمصرف و یا مصرف سرنگهای آلوده طعم تلخ مرگ را چشیده­اند و ترس از مرگ در بیماران دیگر باعث می­شود افراد به سمت بهبودی پیش روند.

این عوامل از عمده­ترین عواملی است که در مورد افراد معتادی که به سمت ترک موادمخدر گرایش پیدا می­کنند.

انجمن معتادان گمنام در جولای سال 1953 تشکیل شد و اولین جلسه آن در جنوب کالیفرنیا برگزار گردید و در سال 1972 انجمن تشکیل دفتر خدمات جهانی N.A در لوس­آنجلس را داد و گشایش این دفتر، هدفمندی و اتحادی که بدان نیاز بود برای انجمن به ارمغان آورد.

وجود دفتر جهانی باعث تثبیت و رشد انجمن گردید.

معتادین گمنام یک انجمن غیرانتفاعی از زنان و مردانی است که اعتیاد به موادمخدر مشکل اصلی زندگیشان بوده است. این انجمن متشکل از معتادانی است که در حال بهبودی هستند و اکنون به گرد هم می­آیند تا به کمک هم­پاکی خود را حفظ کنند این برنامه پرهیز کامل از هرگونه ماده مخدر است تنها لازمه عضویت در این انجمن تمایل به قطع مصرف موادمخدر است.

در معتادان گمنام هیچ شرط و شروطی وجود ندارد به هیچ سازمانی وابسته نیست حق عضویتی ندارد و با هیچ سازمان سیاسی، مذهبی و یا انتظامی ارتباطی ندارد، هرگز تحت نظر نبوده و نیست هرکس مایل باشد بدون درنظر گرفتن سن، مذهب و نژاد و جنسیت می­تواند به انجمن بپیوندد. در انجمن از ابزاری که معتادان در حال بهبودی به کمک آن، زندگی بدون موادمخدر را در N.A آموخته­اند استفاده می­شود، قدم­های دوازده­گانه، ابزار مثبتی هستند که بهبودی را ممکن ساخته­اند.

هدف اصلی انجمن­ها پاک ماندن و رساندن پیام بهبودی به معتادی است که هنوز در عذاب است و مشکل مشترک اعضا اعتیاد است که باعث اتحاد اعضا گردیده است.

3-اهداف تحقیق

اهداف کلی:

بررسی و شناخت علل دلزدگی از موادمخدر در بین معتادین در حال ترک در انجمن معتادین گمنام به منظور افزایش عوامل اعتیادزدگی و کاهش معتادین در سطح جامعه.

اهداف جزئی:

الف) بررسی و شناخت عوامل فردی در امر اعتیادزدگی از قبیل افت اعتبار فردی، ناتوانی در برابر مسائل زندگی آن طور که هست، ترس از مرگ،

ب) بررسی و شناخت عوامل خانوادگی در امر اعتیادزدگی از قبیل مشکلات اقتصادی در خانواده، تهدید به اخراج از منزل توسط همسر و والدین

ج) بررسی و شناخت عوامل اجتماعی در امر اعتیادزدگی از قبیل تهدید به اخراج از محل کار، دوری از اجتماع، طرد اجتماعی

4-ضرورت­های تحقیق

الف) ضرورت­های کاربردی:

یکی از معضلات عمده جهانی که کشور ما نیز با او درگیر می­باشد در حال حاضر مسئله اعتیاد است. اعتیاد عامل بروز بسیاری از آسیب­های اجتماعی، نابسامانی­های خانوادگی و فردی می­باشد که مانند یک سم و آفت ریشه در جامعه دوانده است و دارای عوارض مختلفی مانند عوارض جسمی، روانی، خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی است، که صدمات جبران­ناپذیری را بر پیکره افراد در سطح کلان به جامعه می­زند که باید با برخوردهای منطقی با آن به مبارزه بپردازیم یکی از این برخوردها یا راهکارهای ارائه شده که مورد استقبال بی­نظیری قرار گرفته است انجمن معتادین گمنام (N.A) است. اما مطالعات زیادی انجام نشده و لازم است مانند این بخش انجام شود تا به راهکارهای عملی دست یابیم و تقاضای موادمخدر را کاهش دهیم.

ب) ضرورت نظری:

از نظر دورکیم جرم عملی است که واکنش جامعه را به صورت مجازات درپی دارد. حال باید دید که برای پدیده اعتیاد جامعه چه مجازاتی را در نظر گرفته است و آیا این مجازات­ها تأثیری داشته است.

ما در این جا سعی داریم که به این مسئله بپردازیم که اعتیاد به موادمخدر در انواع مختلف و نوع گرایش به این مواد که باعث سست شدن پایه­های فردی، زندگی خانوادگی و در سطح بزرگتر نیز باعث رسوخ ریشه­های جامعه می­شود را می­تان با نظریه­پردازی و سپس ایجاد رابطه درست بین فرد و اجتماع و خانواده و پیدا کردن بستر مناسب و آموزش هنجارهای اجتماعی سعی در پاکسازی خانواده­ها از این پدیده خانمانسوز نماییم.

5-فرضیات

- به نظر می­رسد بین سن و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.

- به نظر می­رسد بین تحصیلات و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.

- به نظر می­رسد بین اشتغال و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.

- به نظر می­رسد بین محل سکونت و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.

- به نظر می­رسد بین طرد خانواده و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.

- به نظر می­رسد بین مشکلات روحی و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.

- به نظر می­رسد بین مشکلات خانوادگی و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.

- به نظر می­رسد بین مشکلات اقتصادی و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.

- به نظر می­رسد بین مشکلات اجتماعی و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.

- به نظر می­رسد بین ترس از مرگ و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.

- به نظر می­رسد بین خارج شدن اراده زندگی از دست فرد و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.

- به نظر می­رسد بین احساسات و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.

- به نظر می­رسد بین طرد خانواده و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.

- به نظر می­رسد بین ناامیدی منجر به خودکشی در معتادین و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.

- به نظر می­رسد بین ناتوانی در رویارویی با مسائل زندگی آن طور که هست و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.

- به نظر می­رسد بین اخراج از محل کار و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.

- به نظر می­رسد بین فقر مالی و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.

- به نظر می­رسد بین سستی پیوندهای عاطفی در طول بیماری و اعتیادزدگی معتادین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.

- به نظر می­رسد بین رتبه تبهکاری و اعتیادزدگی معتدین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.

- به نظر می­رسد بین تأهل و اعتیادزدگی معتدین در حال ترک رابطه معناداری وجود داشته باشد.

6-تعاریف نظری و عملیاتی متغیرهای تحقیق

تعریف نظری سن: منظور از سن سال تولد فرد می­باشد که بنابر اظهار فرد با معرف سال سنجیده شده و از سه طبقه زیر خارج نیست:

- کمتر از 21 سال

- بین 21 تا 24 سال

- 24 سال و بالاتر

تحصیلات:

نظری: منظور مدرکی است که از طریق آموزش و پرورش رسمی به فرد اعطا می­شود.

عملی: منظور از تحصیلات سطح سواد فرد است که تا چه مقطعی درس خوانده در این تحقیق از سه مورد زیر خارج نمی­باشد.

- بیسواد تا سیکل

- متوسط و دیپلم

- دیپلم و بالاتر

اشتغال

نظری: منظور از اشتغال این است که کاری که فرد انجام می­دهد و در قبال آن دستمزد دریافت می­کند.

عملی: کاری که فرد انجام می­دهد شغل آن است که در این امر از سه طبقه زیر استفاده شده است.

شغل

- دولتی

- آزاد

- سایر

تأهل: منظور از تأهل این است که آیا فرد ازدواج کرده است یا خیر.

عملی: وضعیت تأهل فرد موردنظر است که سه مورد زیر در این تحقیق مدنظر است.

تأهل

- مجرد

- متأهل

- سایر

وضعیت مسکن

نظری: منظور این است که جایی که فرد زندگی می­کند متعلق به چه کسی است.

عملی: در این جا منظور این است که محل زندگی فرد متعلق به خود است یا دیگری و یا سایر مواد.

وضعیت مسکن

- شخصی

- استیجاری

- سایر

منطقه سکونت

نظری: منطقه محل سکونت براساس طبقه­بندسی شهرداری مدنظر است.

عملی: منظور یکی از مناطق 22گانه تهران و حومه تهران می­باشد.

منطقه سکونت

- مناطق 1 تا 10

- مناطق 11 تا 22

- حومه تهران

مدت عضویت

نظری: منظور از عضویت مدت زمانی است که فرد مراجعه کرده است.

عملی: مدت زمانی است که فرد برای ترک مواد به N.A مراجعه کرده است که در این مورد سه طبقه زیر مدنظر است.

مدت عضویت

- کمتر از 21 روز

- بین 21 تا 42 روز

- 42 روز و بیشتر

مواد مصرفی: نظری: منظور این است که در بین مواد مخدری چون تریاک، حشیش، هروئین و کراک کدام ماده را مصرف می­کردند.

عملی: در این تحقیق سه طبقه زیر مدنظر است:

مواد مصرفی

- کراک

- تریاک

- سایر

میزان مصرف: نظری: منظور مقداری از موادمخدر است که فرد روزانه مصرف می­نموده که دارای مؤلفه­هایی نظیر گرم، سوت، سنگ و ... می­باشد.

عملی:

میزان مصرف

- 1 گرم و کمتر

- بین 2 تا 5 گرم

- 5 گرم و بیشتر

مشکلات فردی: نظری: به مشکلات روحی و روانی، اجتماعی و خانوادگی گفته می­شود که فرد در طول مدت بیماری با آنها دست به گریبان است مانند: ترس از مرگ، خروج اراده زندگی از دست فرد، ناتوانی در رویارویی با مسائل زندگی، تهدید به اخراج از منزل، تهدید به اخراج از محل کار، افت اعتبار فردی، خودکشی و ....

عملی: در این تحقیق از سه طبقه زیر مشکلات فردی خارج نمی­باشد.

چند مرتبه در طول مدت بیماری ترس از مرگ به سراغ شما آمده

- هیچگاه

- 1 تا سه مرتبه

- چهار مرتبه و بیشتر

مشکلات روحی:

- در طول مدت بیماری هیچگاه ترس از مرگ به سراع بیمار نیامده است.

- در طول مدت بیماری بین 1 تا 3 مرتبه ترس از مرگ به سراغ بیمار آمده است.

- در طول مدت بیماری چهار مرتبه یا بیشتر ترس از مرگ به سراغ بیمار آمده است.

تهدید به اخراج در محل کار:

- در طول مدت بیماری هیچگاه

- در طول مدت بیماری بین 1 تا سه مرتبه

- در طول مدت بیماری چهار مرتبه و بیشتر

دوستان: نظری: منظور از دوستان افرادی هستند به غیر از خانواده که فرد با آنها ارتباط عاطفی و اجتماعی برقرار
می­نماید و از آنها الگوبرداری می­کند.

نظری: دوستان معتاد منظور دوستی که با موادمخدر آشنا می­باشد و مصرف مکرر مواد را دارد.

عملی: در این تحقیق دوستان معتاد و آشنایی با موادمخدر به وسیله دوستان با دو طبقه زیر تحت نظرسنجی و آزمایش قرار گرفته شده است.

دوستان معتاد

- بله

- خیر

آشنایی با مواد به وسیله دوستان

- بله

- خیر

فصل دوم:

پیشینه پژوهش

1-مقدمه:

به طور کلی در طول تاریخ، بشر همواره به فکر تسکین دردها و آلام خود بوده و همیشه این فکر را در ذهن پرورانده که باید در زندگی به دنبال خوشی باشد و برای محقق ساختن این امر به طرق مختلف عمل نموده است.

امروزه افراد برای رفع ناراحتی و رنجهایی که در زندگی صنعتی با آن روبرو هستند به سمت موادمخدر گرایش پیدا کرده­اند و یکی از اصلی­ترین دلایل گرایش به موادمخدر خوشی کاذبی است که در اوایل مصرف به افراد می­دهد. از جمله عواملی که باعث گرایش به مواد می­گردد می­توان از موارد زیر نام برد:

الف) دوستان ناباب

ب) بیکاری

ج) فقر فرهنگی

د) فقر اقتصادی

ه) لذت­جویی و دردگریزی

و) عوامل فردی

ر) رفاه مادی

البته آثار و تبعات این معضل اجتماعی کم نیست و کلیه جوانب زندگی فرد را تحت تأثیر قرار می­دهد از جمله آثار اعتیاد[3] می­توان از مواردی چون:

الف) خوشی کاذب و خوش­بینی زیاد

ب) پرگویی

ج) بی­اشتهایی

د) عوارض اقتصادی، اجتماعی، فردی و فرهنگی

و) آسیب­های جسمی و جنسی

ر) ایجاد شخصیت ضداجتماعی و درنتیجه بروز رفتارهای ضداجتماعی

و ... نام برد.

براساس آخرین آمار موجود در جهان 190 میلیون معتاد وجود دارند که 2 میلیون نفر از آنها در کشور ما حضور دارند.

در مورد این پدیده نظریات گوناگون و مختلفی وجود دارد و دیدگاههای مختلفی نظیر دیدگاه کنش متقابل­گرایی، دیدگاه تضاد، دیدگاه روان­شناختی، دیدگاه زیست­شناختی و .... در مورد این موضوع نظریاتی ارائه کرده­اند.

در انتها می­توان نتیجه گرفت که شرایط مختلف باعث بروز این پدیده در فرد و در سطح گسترده­تری در جامعه می­شود و هر روزه شاهد آمار بالای آن در شهرهای مختلف مخصوصاً در کلان شهرهایی مثل تهران هستیم و این خود باعث رشد مسائل و پدیده­های شوم دیگری می­شود که با آن در ارتباط هستند مانند دزدی، خیانت و قتل و ... که کنترل و نظارت این پدیده و پیشگیری از بروز آن باعث جلوگیری از گسترش دیگر عوامل می­شود.

2-تعاریف و اصطلاحات پایه و اساسی اعتیاد و موادمخدر

1/2- تعریف اعتیاد

اعتیاد یک بیماری زیست­شناختی، روان­شناختی و اجتماعی است عوامل متعددی در اتیولوژی سوءمصرف و اعتیاد مؤثر است که در تعامل با یکدیگر منجر به شروع مصرف و سپس اعتیاد می­شوند عوامل مؤثر بر فرد، محیط فرد و کلیه عوامل و علل درهم­یافته­ای هستند که به یکدیگر تأثیر می­گذارند. (on line 2)

اعتیاد مسمومیت حاد و مزمنی است که برای شخص یا اجتماع زیان­بخش می­باشد و از طریق استعمال دارویی طبیعی یا صنعتی ایجاد می­شود. (on line 1)

می­توان گفت که اعتیاد یک نوع مسمومیت است که برای شخص دچار مشکل و عوارض فردی و اجتماعی می­گردد.

درواقع می­توان این طور بیان نمود که اعتیاد یک بیماری می­باش که عوامل متعددی در آن تأثیر می­گذارد این عوامل عبارتند از عوامل فردی، عوامل محیطی، عوامل ژنتیکی و ...

اعتیاد یک بیماری اجتماعی است که عوارض جسمی و روانی دارد و تا زمانی که به علل گرایش بیمار توجه نشود درمان جسمی و روانی فقط برای مدتی نتیجه­بخش خواهد بود و فرد معتاد دوباره گرفتار مواد اعتیادآور می­گردد. (1)

اعتیاد دارویی حالتی است که در اثر مصرف دوره­ای یا مداوم یک ماده شیمیایی (طبیعی یا مصنوعی) که برای انسان یا جامعه مضر باشد ایجاد می­گردد و ویژگی­های آن به قرار زیر است:

1-اشتیاق یا نیاز اجباری به استفاده مداوم آن ماده و ظهور رفتاری اجباری برای پیداکردن آن به هر وسیله.

2-تمایل به افزودن به مقدار مصرف به مرور زمان.

3-پیدا شدن وابستگی­های جسمی و روانی بر اثر استفاده از آن. (on line 3)

اعتیاد به حالتی اطلاق می­گردد که در اثر مصرف مدوم یک ماده در انسان ایجاد می­گردد که رفتارهایی از قبیل به دست آوردن ماده به هر طریق، تمایل به افزودن مصرف مواد و وابستگی جسمی و روانی به آن در فرد پدیدار می­شود.

انواع فرآورده­های گیاهان خشخاش، شاهدانه، کوکا و ترکیبات مشابه که مصرف آنها موجب اعتیاد می­گردد موادمخدر نام دارند مواد که به طور طبیعی، نیمه­مصنوعی و یا مصنوعی مصرف می­شوند. موادمخدرهای سبک و سنگین. (on line 4)

تمامی موادی که از گیاهان خشخاش و شاهدانه و .... به دست می­آیند ماده مخدر هستند که به طرق مختلف طبیعی، مصنوعی و یا نیمه­مصنوعی مورد استفاده قرار می­گیرند.

می­توان گفت که اعتیاد نوعی بیماری اجتماعی است که باید برای مداوای آن ابتدا علل گرایش به آن را مورد بررسی قرار دهیم و از بین ببریم در غیر این صورت فقط برای مدتی جوابگو است.

واژه اعتیاد از نظر لغوی اسم مصدر عربی از ریشه عاد است که در فرهنگ لغت معین به مفهوم عادت کردن و خوگرفتن می­باشد. در فرهنگ­نامه دهخدا اعتیاد به مفهوم پیاپی خواستن چیزی آمده است. (2)


دانلود بررسی میزان اضطراب در میان زنان شاغل و خانه دار

موضوع این پژوهش بررسی میزان اضطراب در میان زنان شاغل و خانه دار می باشد و هدف اصلی ما شناخت آثار و نتایج اشتغال زنان بر روی بیماری اضطراب است و کار زنان چه میزان بر اضطرابشان تاثیر می گذارد؟ فرضیه این پژوهش این است که بین اضطراب زنان شاغل و زنان خانه دار تفاوت وجود دارد نمونه ‌آماری در این تحقیق 100 نفر از زنان تهرانی می باشند که در سال 8584 به ص
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 92 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 146
بررسی میزان اضطراب در میان زنان شاغل و خانه دار

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عناوین صفحه

چکیده .............................. 1

فصل اول : مقدمه

پیشگفتار ........................... 3

مقدمه .............................. 5

بیان مساله.......................... 10

پرسش پژوهش ......................... 11

فرضیه پژوهش ........................ 11

اهداف پژوه.......................... 11

اهمیت و ضرورت پژوه.................. 12

متغیر ها ........................... 13

متغییر مستقل........................ 13

متغییر وابسته ...................... 14

متغییر تعدیل کننده ................. 14

متغییر کنترل کننده ................. 14

تعاریف واژه ها ..................... 15

الف: مفهومی ........................ 15

ب: عملیاتی.......................... 15

فصل دوم: پیشینه پژوهش

اضطراب ............................. 17

Anxienty ............................ 17

اجزای اضطراب........................ 19

الف) جنبه فیزیولوژیکی .............. 19

ب) جنبه شناختی ..................... 20

خصیصه های اضطراب.................... 20

واکنش های اضطراب.................... 21

اضطراب عمیق به چه شکل صورت می گیرد.. 22

هنگامی که اضطراب افزایش می یابد..... 22

تظاهرات بدنی اضطراب................. 23

تظاهرات روانی اضطراب................ 23

الف) اضطراب امواج آزاد.............. 24

ب) بی تابی ......................... 24

ج) تنش ............................. 24

د) هراس ............................ 24

عکس العمل به اضطراب ................ 25

انواع اضطراب ....................... 25

1- اضطراب عینی...................... 25

2- اضطراب روان نژندی................ 26

3- اضطراب اخلاقی..................... 27

راههای کاهش اضطراب.................. 27

1- دارو............................. 28

2- ریلکسیشن ........................ 30

3- رفتار درمانی .................... 30

مکانیسمهای دفاعی اضطراب ............ 31

سرکوبی.............................. 31

فرافکنی ............................ 32

درون فکنی........................... 33

همانند سازی ........................ 34

انکار............................... 35

جا به جایی ......................... 35

خیالبافی............................ 36

والایش .............................. 37

دلیل تراشی.......................... 37

فخر فروشی........................... 38

بازگشت ............................. 38

عکس العمل سازی...................... 39

واکنش وارونه ....................... 40

انزوا............................... 40

نظریه ها و اضطراب................... 41

نظریه روان تحلیل گری روانکاوی....... 41

نظریه رفتاری ....................... 43

نظریه اصالت وجود ................... 44

نظریه زیست شناختی................... 44

نظریه سرشتی ........................ 45

نظریه فردی.......................... 45

نظریه انسان گرایانه ................ 46

اضطراب (تحقیقات جدید ، 1384)........ 47

هنجاریابی آزمون اضطراب اشپیل برگر در شهر مشهد 47

کار ................................ 51

معیارهای شرایط کار ................. 52

معیارهای فیزیولوژیک ................ 52

معیارهای روانی...................... 53

معیارهای تولید ..................... 54

مکتبهای فکری در روان شناسی کار...... 54

الگوی دیوان سالاری................... 54

عناصر اصلی این الگو................. 54

الگوی تایلوریسم (تفکر علمی)......... 55

الگوی اداری......................... 55

الگوی معاصر روان شناسی کار.......... 56

عوامل اضطراب زا و کار............... 56

اضطراب در دوران اشتغال (تحقیقات جدید 1384) 60

عوامل اضطراب زا .................... 60

1- منابع تنش زای عمومی در زندگی روزمره افراد 60

2- منابع تنشی زای عمده مرتبط با مشاغل افراد 61

آثار و عوارض اضطراب در دوران اشتغال. 63

عوارض و آثار فردی/ جسمانی........... 63

عوارض و آثار رفتاری................. 64

آثار رفتاری در محیط کار............. 65

روان شناسی زنان..................... 66

فرضیه روانکاوی...................... 67

دیدگاه هلن دویچ (1982-1884) ........ 68

اعتماد به نفس زنان.................. 69

زنان و کار.......................... 70

زنان و کار (خانه)................... 71

زنان خانه دار....................... 71

(ارزش کار خانگی زنان) (تحقیقات جدید) 73

بررسی میزان آگاهی زنان خانه دار ساکن تهران از علل بیخوابی و

مسائل بهداشتی، روانی مربوط به آن... 74

(پایان نامه کارشناسی ارشد) ایران داودی به راهنمایی نصرت روشن

روان............................... 75

زنان و کار (خارج از خانه) .......... 75

پنهان کاری.......................... 77

حاکمیت – محکومیت ................... 78

نابرابری موقتی ..................... 78

نابرابری دائمی ..................... 78

پیامدهای استرس...................... 79

محیط فیزیکی خطرناک ................. 81

بازارهای کار و ساختارهای صنعتی در زندگی شغلی بانوان 81

نخست ............................... 82

دوم................................. 83

سوم................................. 83

(تحقیقات روزنام ای در مورد مشاغل و کارکردن زنان در بیرون

از خانه)........................... 84

مشاغل دارای مالکیت زنان 3/1 تا 4/1 کسب و کارهای اقتصاد

رسمی جهان را شامل می شود............ 84

نگاه جنسیتی نسبت به زنان در قانون کار غیر کارشناسی است 85

یک در صد افزایش در جمعیت زنان بیکار برابر 19 در صد کاهش

نرخ مشارکت ......................... 87

افزایش شهری شدن از نرخ مشارکت زنان می کاهد 87

آیا گریه کردن یک خصیصه زنانه است؟ (تحقیقات جدید) 88

توصیه مهم .......................... 90

بررسی شدت برخی عوامل استرس زای شغلی در پرستاران 90

نتابج .............................. 91

شیوه های مقابله با اضطراب در دوران اشتغال 92

شیوه و راهکارهای فردی............... 92

دستور العمل (یک).................... 97

مرکز اطلاعات و آمار زنان............. 98

فصل سوم : روش شناسی پژوهش

جامعه آماری......................... 100

نمونه ی پژوهش....................... 100

روش نمونه گیری...................... 100

ابزار پژوهش......................... 101

تست اضطراب کتل...................... 101

روش اجرای تست ...................... 107

روش نمره گزاری ..................... 107

روش های تحلیل آماری................. 108


فصل چهارم: ارائه داده های پژوهش

الف) توصیف داده ها ................. 110

نتیجه گیری.......................... 113

فصل پنجم: بررسی و تحلیل نتایج

بحث و نتیجه گیری و بررسی در مورد داده ها 115

پیشنهادها........................... 117

فهرست منابع......................... 118

ضمائم

پرسشنامه............................ 122

چکیده

موضوع این پژوهش بررسی میزان اضطراب در میان زنان شاغل و خانه دار می باشد و هدف اصلی ما شناخت آثار و نتایج اشتغال زنان بر روی بیماری اضطراب است و کار زنان چه میزان بر اضطرابشان تاثیر می گذارد؟ فرضیه این پژوهش این است که بین اضطراب زنان شاغل و زنان خانه دار تفاوت وجود دارد نمونه ‌آماری در این تحقیق 100 نفر از زنان تهرانی می باشند که در سال 85-84 به صورت تصادفی انتخاب شده اند و با استفاده از تست اضطراب کتل از 50 زن شاغل و 50 زن خانه دار بین 25 سال تا 45 سال گرفته شده است. بر اساس تجزیه و تحلیل آماری می توان گفت که به احتمال 99 در صد و P > %1 بین اضطراب زنان خانه دار و شاغل تفاوت معنی داری وجود دارد.

پس در این تحقیق به این نتیجه می رسیم که کار باعث کاهش اضطراب زنان می شود و مشغله های خانه داری و تربیت فرزندان و به عبارتی خانه دار بودن زنان در بالا بردن اضطرابشان نقش موثری دارد.

پیشگفتار

در عصر حاضر زن در جامعه نقش قابل توجهی دارد و اغراق نگفته ایم اگر به گوئیم بخشهایی از جامعه در دست زنان شاغل است وجامعه بروی آنها حساب می کند زن در عصر حاضر در خانواده و هم در جامعه نقش مهمی را ایفا می کند ، از جمله تربیت فرزندان ‌آگاه و عالم، فراهم کردن محیط آرام و ایجاد آرامش در خانواده و فعالیت در امور اجتماعی و فرهنگی، اقتصادی و سیاسی موجب شده است که باری از جامعه را بدوش بکشند و پا به پای مردان در پیشبرد اهداف جامعه نقش مهمی داشته باشند حتی زنان در بخشهایی مشغول فعالیتهایی هستند که مردان نمی توانند جایگزین آنها شوند در عین حال شرایط اجتماعی فرهنگی جامعه در خیلی از موارد پویایی متناسب با آنرا نداشته است. اشتغال زنان از سوئی با مسائل جاد و برخی از موارد مواجه گردیده و از سوی دیگر اختلاف عقیده را در میان گروه های مختلف مردم موجب شده است. (ساروخانی، باقر، 1370ص 167)

هر چه نقش زنان در فعالیت های اجتماعی بیشتر می شود، و هرچه از تفاوتهای زنان و مردان در به عهده گرفتن مقامها و مسئولیتهای گوناگون کاسته می شود، زنان بیشتری به مناصب مدیریتی در سازمانها و نهادهای مختلف دست می یابند و همراه با آن با دشواریها و مسائل پیچیده مدیریت مواجه می شوند که متاسفانه هنوز این گونه دشواریها برای مدیران زن به قوت دو چندان خود نمایی می‌کند . (مریلین . نینگ 1376)

جامعه امروز، اجتماع تبادل اطلاعات است و آنچه رشد همه جانبه را در جامعه تسریع می کند، سرعت بخشیدن به این تبادل است .

زنان به عنوان نیمی از پیکره اجتماع از این قاعده مستثنی نیستند، و بی تردید آنچه می تواند این قشر از جا معه را به رشد مورد انتظار و به شرایط مطلوب برساند، انتقال و تبادل اطلاعات در مقولات مختلف مورد نیاز و مربوط به آنهاست.

آسیب شناسی این موضوع می تواند گویای بخش بزرگی از موانع رشد زنان درجامعه ما باشد انتقال اطلاعات مورد نیاز بانوان و حتی آ‌نچه درباره آنها و مختص آنهاست. در جامعه ما بسیار ضعیف است . این ضعف از یک سو ریشه در ضعف ابزار اطلاع رسانی زنان دارد که به طور خاص نشریات تخصصی زنان را شامل می شود، این ضعف بیشتر در بعد کمی خود نمایی می کند؛ چنان که با وجود رشد بسیار در خور توجه تعداد عناوین نشریات در سالهای گذشته، تعداد نشریات تخصصی زنان همچنان محدود و معدود است و مهمتر آنکه هیچ تلاشی از سوی دست اندرکاران برای جبران این کمبود شدید صورت نمی گیرد. (سروش بانوان، 1384، سونیا پور یامین) .

مقدمه

زندگی و مشکلات مربوط به آن امری است که همواره مورد بحث بوده و خواهد بود. مشکلاتی که نه تنها رو به افزون هستند بلکه با تنوع و تغییر شکل زندگی مدرن هر چه بیشتر حاد تر و بدون راه حل تر جلوه می کند، همه افراد بشر در طول زندگی خود با موانع و مسائلی رو به رو می شوند که حل آن برایشان دشوار و یا حتی نشدنی جلوه می‌کند، ولی همین انسان خودش نیز در بیشتر کردن مشکلات و مصائب سهیم است و ناخواسته و یا نادانسته بر مسائلی که در زندگی و روح و روان و جسم او اثر مخرب دارند دامن زده و حتی گاهی در صدد رفع آن نیز بر نمی آید و شاید از اینکه خود او باعث ایجاد مشکلات می باشد ناآگاه است. هر فردی می‌تواند با آگاهی و شناخت اطراف خود با مسائل محیطی به مبارزه برخاسته، خود را از فشارهای عصبی، روانی، و یا جسمی موجود به هر نحو که ممکن باشد، دورنگه دارد. پرهیز از شرایط بیمارزا، امری ضروری است که باید مورد توجه همگان باشد. (چارتهم 1373، ص 3)

اضطراب یک نوع مشکل بیماری زاست ، در تشریح حالات روانی فرد، اضطراب رایج ترین اصطلاحی است که بکار برده می شود. رویکردهای گوناگون برای مطالعه اضطراب وجود دارد که اغلب با هم متفاوت و ما حصل عملکرد آنان برخی مواقع نادرست و تاثیرات آن غیر قابل دستیابی است؛ به طور حتم فردی که از اضطراب در رنج است به مجموعه ای از شیوه ها به محرک پاسخ می دهد که برخی از این واکنشها در سطح (خود‌آگاهی) او نمی باشد.

بین تمام سندرم های بالینی اختلالات مطرح و مورد مطالعه در روان شناسی بالینی اختلالات اضطرابی شایع تر از همه هستند. طبق انجمن «انستیتو ملی بهداشت ملی» (ایالات متحده) قریب پانزده میلیون آمریکایی از نوع اختلال اضطرابی در رنج هستند و عصر حاضر را عصر اضطراب خوانده اند.پیچیده گی های جاری تمدن، سرعت تغییرات و بی توجهی نسبی به مذهب و ارزشهای خانوادگی برای افراد و اجتماعی، تعارض ها و اضطراب های تازه ای به وجود آورده است . (پور افرکاری، 1369، ص361)

اضطراب یکی از شایعترین مسائلی است که در کار طبابت به آ‌ن برخورد می شود، که عده ای بیماران مبتلا به اختلال اضطراب مزمن نسبت به پزشکان چهل برابر است و 30% کسانی که به پزشک عمومی مراجعه می نمایند، از این ناراحتی در عذابند، حتی در بیماران مبتلا به آسیب عضوی نیز اضطراب به علت احساس بی کفایتی، ناتوانی یا درماندگی خصوصیت بارزی از اختلال است .

اضطراب به طور معمول به حالتی انفعالی مبهم و ناخوشایند اطلاق می شود که با مشخصه هایی چون احساس خطر قریب الوقوع ، بیم، درماندگی و ناآرامی همراه است و غالبا از ترس بدین صورت متمایز می شود، که حالت اضطراب عموما بی علت است در صورتی که ترس وانمودی از یک موضوع مشخص ترسناک از شخص یا رویدادی است . (وبر 1985 ، ص 43)

احتمالا اضطراب شدید و عمیق ، شایع ترین نشانه در همه اختلالات عصبی است. برای برقراری فاصله ای بین اضطراب عادی و اضطرابی که مربوط به تشخیص بیماری می شود با مشکلاتی رو به رو می شویم، همه ما گاهگاهی مضطرب هستیم ولی این نوع مثبت اضطراب است و این امکان را به ما می دهد که با سودمندی به طور اساسی در زندگی پیشرفت کنیم. اضطراب مربوط به بیماری انسان را مجبور به گریز از واقعیت کرده و او را به سوی امراض حتی (پریشانیهای روانی، وازدگی، آسم و ...) که بر ضد شخص وقت تاثیر اضطراب حمایت می شوند هدایت می کند (چارتهم ، 1373، ص 38)

از واژه اضطراب مانند غالب واژه های روان شناختی سوء استفاده گشته است و بیشتر بیانگر توجیه حالتی کلیشه ای است که برخی افراد در واکنش به بعضی موقعیتها از خود نشان می دهند. آ‌نچه که سبب جلب توجه می شود. استواری و عدم تزلزل افراد است. ما اغلب خود را با قالب مشخص انسانی نیرومند می سنجیم با این شگفتی که افراد نیرومند چگونه بی اعتنا به آسیبهای زندگی ادامه می دهند تا جایی که استحکام آنان تحسین ما را بر می انگیزد. (الیور، 1383)

اضطراب در واقع همه انسانها تجربه می کنند. اضطراب یک احساس منتشر بسیار ناخوشایند، مبهم ، دلواپسی است که با یک یا چند تا از احساسهای جسمی همراه می گردد، مثل احساس خالی شدن سردل، تنگی قفسه سینه، طپش قلب، تعویق ، سر درد یا میل جبری ناگهانی برای دفع ادرار، بی قراری و میل برای حرکت نیز از علائم شایع است (کاپلان و سادوک 1927) .

در طی سه قرنیکه ، شخصیتهای ممتاز زن مورد کاوش و بررسی قرار گرفتند. 38% این زنان نامدار نویسنده بوده و بقیه شامل زنان ملکه – رهبر، سیاستمدار و معشوقه های رجال نامدار بودند (کامل ، 1913)

بررسیها نشان می دهند که حتی امروز نیز 80% زنان به مشاغل سنتی جنسیتی چون مددکاران اجتماعی، تکنیکهای بهداشتی، پرستار، اپراتور تلفن، منشی و غیره اشتغال دارند. (رسکین ، 1986)

عجیب این است که دستاوردهای بزرگ زنان نیز بازتابی دریافت نمی کند و در حالت خاص این دستاوردها به سرقت می رود و به حساب مردان منظور می شود. فرضا مولکول ژنتیکی (DNA) را در نظر بگیرید. این کشف بزرگ به دانشمندانی چون واتسون (WATSON) نسبت داده شده است : لیکن هیچ نامی از همکارش یعنی روزالیند فرانکلین برده نشده است . (سایر، 1978)

از نظر ژنتیکی یک فرق اساسی بین زن و مرد وجود دارد، زن جفت بیست و سومش XX است ولی مرد XY است .

از نظر غدد داخلی بدن زنان فرق اساسی در دو غده با مردان دارند: 1- تخمدانها 2- جفت

تخمدانها : 1- هورمونهای استروژن 2- پروژسترون

1- در ایجاد میل جنسی زنانگی دخالت دارد و صفات ثانویه جنسی زنانگی را سبب میشود، کمبود آن سبب عقب افتادگی تظاهرات جنسی و صفات جنسی می شود.

2- رحم را برای حاملگی آماده می سازد کمبود آن سبب سقط جنین می شود.

جفت: 1- پلاسنتاگوتادوترفین 2- استروژن

1- سب توقف قاعدگی و خروج اوول از تخمدان می گردد.

2- در ایجاد شیر در پستان مادر سهم دارد.(یوسف کریمی، 1382،ص 19)

در اجتماع امروزی کار بیش از پیش اهمیت پیدا می کند. وقتی یکدیگر را ملاقات می کنیم، پس از سلام و احوالپرسی، اولین سوالی که معمولا مطرح می شود این است: چه کار می کنی؟ کار نه تنها منابع مالی و سطح زندگی افراد را بهبود می بخشد، بلکه بر سلامت جسمی و روانی آنها نیز اثر مثبت می گذارد.

از سالها پیش، سازمانها و کارخانه های صنعتی به این فکر افتاده اند که کمیت تولیدات خود را بالا ببرند، بر کیفیت آنها بیفزایند و بدین وسیله بقای خود را، در دنیای رقابت تضمین کنند، در واقع، رقابت صنعتی، لزوم سازگاری با شرایط کار و اثر آشکار عوامل انسانی و محیط فیزیکی بر تولید، صاحبان کارخانه ها و روان شناسان را و اداره کرده است که کار را به طور عمیق و با دید علمی مطالعه کنند. (دکتر حمزه گنجی، 1381)

بیان مساله

در این تحقیق به بررسی میزان اضطراب بین زنان شاغل و زنان خانه دار پرداخته می شود و مساله اصلی این است که آیا اشتغال در اضطراب زنان موثر است؟ در این رابطه محقق بر آن شد تا مروری بر نظریات روان شناسان داشته و دیدگاه آنان را با مسئله اضطراب و میزان آن در زنان شاغل و خانه دار بررسی نماید.

پرسش پژوهش

1- آیا بین اضطراب زنان شاغل با زنان خانه دار غیر شاغل تفاوت معنی داری وجود دارد؟

فرضیه پژوهش

1- بین اضطراب زنان شاغل و زنان خانه دار تفاوت وجود دارد؟

اهداف پژوهش

اهتمام نسبت به گسترش فرهنگ، منطقی ترین راه برای حصول به آ‌رمان ها و اهدافی است که می بایست بر پایه و اساس متسحکمی استوار باشد. با تکیه بر فرهنگ اصیل و درست میتوان تعادل و توازن را در زمینه های کار زنان در جامعه و خانه حفظ کرد و زمینه های کار زنان در جامعه و خانه حفظ کرد و زمینه های پیشرفت زنان را در اداره امور خود فراهم آورد. با وجود تحولات عظیمی که در جامعه ایران به وجود آ‌مده، مسلما زنان که نیمی ازمنابع انسانی بیشمار می روند تحت تاثیر این تحولات قرار گرفته و امروزه در صد زیادی از زنان به بازار اشتغال راه یافته اند. بنابراین می خواهیم بدانیم رابطه اضطراب در بین زنان شاغل که عامل پیشبرد اهداف توسعه اقتصادی و اجتماعی هستند و زنان غیر شاغل به چه میزان است. آیا زنان شاغل می توانند در محیط خانواده هم به همان نسبت زنان خانه دار موثر واقع شوند؟ در واقع هدف اصلی ما شناخت آثار و نتایج اشتغال زنان بر روی بیماری اضطراب است کار زنان چه میزان بر اضطرابشان تاثیر می گذارد؟

اهمیت و ضرورت پژوهش

در طول تاریخ آنجایی که ایسمهای مادی و یا فرهنگ های غلط به اشتباه اسلامی ریشه کرد زنان همواره مورد سوء استفاده قرار گرفته اند، باید اذعان داشت که زنان در مقام پایین مرحله انتخاب قرار گرفتند و همیشه مجبور بوده اند که انتخابشان موکول و موخربه انتخاب شدنشان باشد و به مرور زمان این فرهنگهای غلط حکم بر جوامع باعث تنش های رفتاری و اخلاقی در زنان چه آنها در محیط خانواده بودند و چه آنها که هم در محیط کار و هم در خانواده نقش هایی را بر عهده داشته اند شد. از آنجا که الگو ها دارای خصیصه خط شکنی و محبوبیت هستند، معرفی هر چه افزون تر آنان و خوب معرفی کردن آنان نقش فرهنگی بسیار قابل تاملی دارد.

آگاهی به زمان امروز وقوف به زمان ، ایجاب می کند که در معرفی الگوها از شیوه های مدرن و حساب شده ای استفاده می شود که برای عامه مردم دارای جذابیت باشد. شناسایی و معرفی الگوهای برتر به همان اندا زه که انگاره های عاجزانه را در زنان از بین می برد و آنان را برای رویارویی با موانع ومعضلات مهیا می کند، در مردان نیز پنداره های غلطی را که حکایت از ناتوانی زنان دارد سست می کند و یا از بین می برد . (روزنامه همبستگی).

در کلام نهایی باید گفت هر چه میزان حاشیه ای بودن زنان در جامعه کاسته می گردد به همان نسبت بحران هویت فردی و اجتماعی اضطراب وبی اعتمادی و احساس ناتوانی و ... در این قشر عظیم کاسته خواهد شد. (آلن، بیرون، ترجمه: باقر ساروخانی)

«متغیر ها»

متغییر مستقل

یعنی متغییری که منجر به تغییر سایر متغییر ها می شود و پژوهشگر تاثیر آن را بر متغییر دیگر مورد بررسی قرار می دهد، در پژوهش حاضر «اضطراب» متغیر مستقل است چرا که محقق می خواهد تاثیر آن را بر زنان بررسی کند.


متغییر وابسته

متغییری است که تحت تاثیر متغییر مستقل قرار میگیرد و بر اثر تغییرات آن متغییر می کند. در حقیقت متغییر وابسته متغییری است که مورد پیش بینی است. در پژوهش حاضر «شغل زنان» متغییر وابسته است . زیرا شغل زنان بسته به متغییر مستقل (اضطراب) است.

متغییر تعدیل کننده

متغییر تعدیل کننده، متغییری است که رابطه بین متغییر مستقل و وابسته را تحت تاثیر قرار می دهد. در پژوهش حاضر «شاغل و غیر شاغل بودن» متغییر تعدیل کننده است.

متغییر کنترل کننده

به متغییرهایی که پژوهشگر با روش هایی خاص، اثر آنها را خنثی می کند، متغیر کنترل کننده است. سطح فرهنگی، تحصیلات ، سن ، موقعیت خانوادگی ، جنس

«تعاریف واژه ها»

الف : مفهومی

1- اضطراب : قرار گرفتن در معرض فشار روانی ممکن است واکنشهای قابل مشاهده ای را موجب شود که اضطراب نامیده می شود . (شریفی ، 1376)

2- زنان شاغل: به افرادی اطلاق می شود که علاوه بر انجام کارهای منزل و خانه داری ، در جامعه نیز به کار اشتغال دارند (زندی پور، طیبه، 1383)

3- زنان خانه دار: به افرادی گفته می شود که به انجام امور منزل و خانه دا ری و مراقبت از فرزندان و تربیت ‌آنها اهتمام می ورزند. (همان منابع)

ب: عملیاتی

اضطراب : منظور از اضطراب در این پژوهش نمره ای است که افراد مورد آزمون در مقیاس اضطراب کتل بدست می ‌آورند.

زنان شاغل : منظور زنانی هستند که در کنار همسرشان به کار بیرون اشتغال می‌ورزند و در آمدی دارند.

زنان خانه دار: منظور زنانی هستند که مدیریت منزل را به عهده دارند.


دانلود بررسی عوامل موجه فشارهای عصبی و نقش فشارهای عصبی در کارآیی مدیران

تحقیقات انجام شده بر این نکته تأکید دارند که استرس عکس‌العمل افراد در مقابل عوامل ایجاد کننده فشار عصبی می‌باشد علل زیادی برای فشارهای عصبی نام برده شده است که برخی از این علل را می‌توان در سازمانها و برخی دیگر را نیز در محیط اجتماع و خانواده یافت در این تحقیق سعی گردیده است ابتدا برخی از علل ذکر شده برای فشارهای عصبی که ریشه در کهیط سازمانی و محی
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 891 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 149
بررسی عوامل موجه فشارهای عصبی و نقش فشارهای عصبی  در کارآیی مدیران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول : کلیات

مقدمه

تعریف موضوع

فرضیات تحقیق

اهمیت موضوع

اهداف تحقیق

قلمرو تحقیق

تعریف واژه‌های عملیاتی

محدودیتهای تحقیق

فصل دوم : مبانی تئوریک و پیشینة پژوهش

تاریخچه تحقیق پیرامون فشار عصبی

فشار عصبی چیست؟

اجتناب‌ناپذیر بودن فشار عصبی

مراحل فشار عصبی

مدلی برای تحلیل فشار عصبی

منابع فشار عصبی

1-عوامل طبیعی

1-1) محیط خانواده

1-2) محیط اجتماع

2- عوامل سازمانی

2-1) عوامل مربوط به خود سازمان

2-1-1) ساختار سازمانی

2-1-2) جو سازمانی

2-1-3) محیط فیزیکی

2-1-4 ) تضادهای صف و ستاد

2-2) عوامل مربوط به شغل

2-2-1) ابهام نقش

2-2-2 ) افراط نقش (کمی و کیفی)

2-2-3 ) تفریط نقش

2-2-4) تعارض نقش

2-2-5) روابط بین افراد

2-2-6 ) فزونی اطلاعات

2-2-7 ) نکات مربوط به مسیر ترقی

2-2-8 ) تحرک جغرافیایی

2-2-9 ) مشاغل مدیریتی

2-2-10) انتظارات نقش

2-2-11) مسئولیت برای دیگران

2-2-12) ادراک عصبی

عوامل مؤثر در تعدیل فشارهای عصبی

1) ادراک

2) اختلافات فردی

3) ارزشها

4) شخصیت

5) حمایت اجتماعی

6) تجربه شخصی

نتایج فشارهای عصبی

1- نتایج رفتاری

1-1) عملکرد

1-2) غیبت

1-3) رضایت شغلی

1-4) تصمیم‌گیری

1-5) انحرافات اجتماعی

2- نتایج جسمی و فیزیولوژیکی

2-1) بیماریهای قلبی و عروقی

2-2) بیماریهای دستگاه گوارش

2-3) بیماریهای پوست

2-4) رابطه فشار عصبی با سیستم دفاع ایمنی

2-5) سرطان

2-6) سردردها و فشار عصبی

3- نتایج و عوارض روانی فشارهای عصبی

3-1) اضطراب

3-2) ناکامی

3-3) افسردگی

فصل سوم : فرایند تحقیق

روش تحقیق

روش جمع‌آوری اطلاعات

پرسشنامه‌های تحقیق

جامعه آماری

روشها و فنون آماری مورد استفاده

تکنیک همبستگی

تحلیل واریانس

فصــل اول

کلیــات

مقدمه

در فصل اول این تحقیق به کلیات مربوط به موضوع پرداخته شده و بیان موضوع تحقیق ، اهمیت موضوع و هدف و محدودیتهای تحقیق از جمله بخشهای مشمول در این فصل می‌باشند.

تحقیقات انجام شده بر این نکته تأکید دارند که استرس عکس‌العمل افراد در مقابل عوامل ایجاد کننده فشار عصبی می‌باشد. علل زیادی برای فشارهای عصبی نام برده شده است که برخی از این علل را می‌توان در سازمانها و برخی دیگر را نیز در محیط اجتماع و خانواده یافت. در این تحقیق سعی گردیده است ابتدا برخی از علل ذکر شده برای فشارهای عصبی که ریشه در کهیط سازمانی و محیط اجتماع و خانواده دارند بیان بررسی گردد و سپس این عوامل در ایجاد فشارهای عصبی در مدیران شرکت ماشین‌سازی اراک پرداخته شود.

فشارهای عصبی دارای عوارض و اثرات بسیاری می‌باشند. تحقیقاتی نیز در زمینه اثرات فشارهای عصبی بر روی اعضاء سازمانها انجام گرفته است و برخی از این تحقیقات نیز این اثرات را دسته‌بندی کرده‌اند. در این تحقیق نیز پس از بررسیهای انجام شده اثرات این فشارها بر روی کارآیی مدیران مورد بررسی قرار گرفته است و به این نکته پرداخته شده است که این فشارها تا چه حد عملکرد مدیران شرکت را تحت تأثیرقرار می‌دهند.

نکته قابل توجه دیگر این است که تحقیق پیرامون فشارهای عصبی نیز مانند بسیاری از تحقیقات دیگر با محدودیتهایی روبرو بوده است. از جمله مهمترین این محدودیتها نیز می‌توان از عدم همکاری برخی از مدیران در پرکردن پرسشنامه‌های تحقیق، ندادن اطلاعات کافی در زمینه موضع تحقیق توسط مسئولین برخی از واحدها و کمبود منابع و مآخذ جدید درباره موضوع در داخل کشور را نام برد که در این فصل به بیان تفصیلی هر یک از موارد فوق پرداخته خواهد شد.

بیان و تعریف موضوع

موضوع این تحقیق «بررسی عوامل فشارزا و نقش فشار عصبی درکارآیی مدیران کارخانه ماشین‌سازی اراک » می‌باشد. جهت بیان دقیقتر موضوع تحقیق بطور مختصر به تشریح ‌آن پرداخته می‌شود.

همانگونه که از عنوان این تحقیق پیدا است این تحقیق شامل دو بخش اصلی می‌باشد که مبنای کار تحقیقاتی مورد نظر را تشکیل می‌دهند. بخش نخست این تحقیق به عوامل ایجاد کننده فشار عصبی اختصای دارد و بخش دوم به بررسی رابطه بین فشار عصبی و کارآیی مدیران مربوط می‌شود.

فشار عصبی ممکن است متعادل و سازنده بوده و نتایج مثبتی در عملکرد شخص ایجاد نماید و یا اینکه از میزان متعادل کمتر یا بیشتر بوده و نقش مخرب در عملکرد شخص داشته باشد. اگر قرار است که مدیران سازمانی فعالیتهای آن سازمان را جهت نیل به اهداف هماهنگ نموده و برنامه‌ریزیها و سازماندهیها و سایر وظایف خود را انجام دهند فشار عصبی می‌تواند در این فعالیتها نقش مثبت یا منفی ایفا نماید و موجباتی را فراهم سازد که مدیر فعالیتهای خود را بطور مطلوب یا نامطلوب انجام دهد. مدیریت از حرفه‌هایی است که بیش از مشاغل دیگر با فشارهای عصبی سرو کار دارد و در صورتی که فشارهای عصبی از حد معینی بالاتر رفت تغییراتی در ابعاد سازمانی مشاهده خواهد شد. اگر فشار عصبی مدت زیادی در مدیر باقی بماند ممکن است صدمات جبران‌ناپذیری نیز به وی وارد نماید.

فشارهای عصبی وارده به افراد ممکن است دارای علل متعددی باشند. گاهی فشارهای عصبی در سازمان ناشی از عوامل محیطی بیرون از سازمان از قبیل خانواده و مشکلات مربوط به آن همچون مرگ عزیزان ناشی می‌شوند و گاهی نیز عوامل بیرونی شامل محیط بیرون از خانواده، همچون تغییرات تکنولوژیکی و عدم اطمینان ناشی از ‌آن و تغییرات سیاسی منبع فشار عصبی افراد واقع می‌شوند. همچنین گاهی نیز فشارهای عصبی ممکن است ریشه در درون سازمان داشته باشد. عوامل فشارزای درون سازمان نیز گاهی به خود شغل مربوط می‌شوند و گایه نیز به درون شغل بستگی نداشته و به عوامل سازمانی دیگر از قبیل همکاران، تهدید مرئوسان و گرفتاریهای مالی و غیره مربوط می‌گردند. بنابراین در این تحقیق سعی می‌شود که تعیین شود آیا عوامل محیطی و سازمانی در کارخانه ماشین‌سازی اراک باعث ایجد فشار عصبی در مدیران می‌شوند؟ همچنین به تعیین این مطلب پرداخته می‌شود که در صورت مؤثر بودن این عوامل اثر کدامیک ازاین دو عامل در فشارزایی بیشتر است.

دسته‌بندی‌های متعددی در کتب علمی از عوامل فشارزا انجام گرفته است. یکی از نویسندگان این عوامل را به دو دسته کلی عوامل درون سازمان و عوامل بیرون‌زا سازمان تقسیم کرده است که عوامل درون سازمان خود به چهار دسته عوامل فیزیکی ، شغلی ، گروهی و عوامل سازمانی تقسیم شده‌اند. عوامل فیزیکی ایجاد کننده فشار عصبی دربرگیرنده مسائل فیزیکی محیط کار از قبیل نور، صدا و غیره می‌باشند و عوامل شغلی نیز به جزئیات مربوط به شغل از قبیل تعارض نقش، کارزیاد، تغییر ، محدودیتهای زمانی و غیره مربوط می‌شوند. همچنین عوامل گروهی شامل مسائل درون‌گروهی از قبیل فرمهای درون‌گروهی مخالف و عدم انسجام گروهی و غیره می‌باشند و عوامل سازمانی نیز در برگیرنده مسائل مربوط به ساختار سازمان و رفتار رهبر و کاغذبازی و غیره می‌باشند همچنین عوامل خارج از سازمان به سه دسته عوامل خانوادگی، عوامل مالی و عوامل اجتماعی تقسیم گردیده‌اند.[1]

با توجه به مطالبی که درباره موضوع تحقیق بیان شد می‌توان متغیرهای این تحقیق را مشخص ساخت. یکی از متغیرهای این تحقیق فشار عصبی یا استرس می‌باشد و متغیرهای دیگر عوامل ایجاد کننده فشار عصبی و کارآیی مدیران می‌باشند که در صفحات بعد توضیحات بیشتری درباره آنها داده خواهد شد. تغییر در عوامل ایجادکننده فشار عصبی به کم و زیاد شدن میزان فشار عصبی مدیران منجر خواهد شد و هنگامی که میزان فشار عصبی کم و زیاد گردد کارآیی یا عملکرد مدیران نیز دستخوش تغییراتی خواهد شد. بنابراین باید تعیین نمود که عوامل ایجاد کننده فشارهای عصبی کدامند و کاهش و افزایش آنها برعملکرد مدیران چه تأثیری می‌گذارد.

نکته قابل توجه این است که عوامل ایجادکننده فشار عصبی ممکن است اثر متفاوتی بر روی افراد مختلف داشته باشند. یک عامل ممکن است برای مدیری فشار عصبی خفیفی ایجاد نماید در حالی که ممکن است برای مدیر دیگر فشارزایی بالایی داشته باشد. درهر صورت هنگامی که مدیری دچار فشار عصبی می‌شود حالتی در او ایجاد می‌شود که ممکن است احساس ناکامی، تنش و تعارض و یا بلاتکلیفی نماید و این احساسات نیز اثراتی بر رفتار او داشته باشند.

تحقیقات انجام شده نشان می‌دهند که فشار عصبی امری اجتناب ناپذیر می‌باشد و هر فردی در هر زمانی ممکن است با فشارهای عصبی روبرو شود. حتی در عصر شکار نیز هنگامی که انسانها به شکار می‌رفتند و در معرض تهدیدات حیوانات وحشی قرار می‌گرفته‌اند دچار فشارهای عصبی روانی شدید می‌رفتند و در معرض تهدیدات حیوانات وحشی قرار می‌گرفته‌اند دچار فشارهای عصبی روانی شدید می‌شدند. اگر چه آن نوع تهدیدات قدیمی و عوامل ایجادکننده فشار عصبی در قدیم اکنون دیگر وجود ندارند ولی تهدیدهای دیگری که به مراتب اثرات بیشتری از آنها دارند اکنون جای آنها را گرفته‌اند. بیکاری و اخراج از کار، درگیری با همکاران در محیط کار و کار زیاد و غیره از جمله این عوامل می‌باشند.

اساساً منطق و فلسفه زندگی خود ایجادکننده فشار عصبی می‌باشد و بیشتر افراد در وضعیتهای زندگی و شغلی ایجادکننده فشار عصبی قرار دارند. عواملی همچون حوادث رانندگی انتصاب در پستهای جدید، قرارهای تلفنی مهم و ملاقاتهای مهم تماماً از عواملی هستند که ممکن است ایجاد کننده فشار عصبی باشند.[2]

با توجه به مطالب فوق اگر بتوان طرقی را ارائه نمود که میزان فشارهای عصبی را در حد متعادلی نگهداشت این امر یقیناَ عملکرد و کارآیی مدیران را در سازمان بهبود خواهد بخشید.

فشارهای عصبی همچنین ممکن است اثراتی را بر انجام وظایف مدیران داشته و کیفیت انجام وظایف آنها را پایین آورد. تصمیماتی که اغلب در شرایط تحت فشارهای عصبی گرفته می‌شوند اغلب بهینه نبوده و کمتر با موفقیت به اجرا درمی‌آیند و با حذف و تقلیل برخی از عوامل فشارزا می‌توان آنها را بهینه کرد. یکی دیگر از اثرات استرس بر عملکرد مدیران و پرسنل افزایش غیبت می‌باشد. فشارهای عصبی غیرمتعادل ممکن است باعث شوند که افراد خود را از محیط کار دور سازند و به غیبت و حتی در برخی موارد ترک خدمت دست زنند. ازدیگر اثرات فشارهای عصبی می‌توان از حوادث صنعتی که خسارات بسیاری را چه از نظر نیروی انسانی و چه از نظر مالی به سازمانها واردمی‌کنند نام برد. همچنین کاهش رضایت شغلی افراد و اعضای سازمان نیز از جمله اثرات این فشارها می‌باشند.

مطالب فوق تماماً نتایج تحقیقاتی بود که در کشورهای پیشرفته در رابطه با این موضوع انجام گرفته است. و با مطالعه کتابخانه‌ای دررابطه با موضوع جنبه‌های مورد بحث روشن گردیده است. ولی از آنجایی کهزمان و مکان تحقیق ممکن است بر نتایج تحقیقات اثر بگذارد و حتی ممکن است نتیجه تحقیقات را به کلی تغییر دهد، بایستی دید که آیا در کشور ما نیز نتیجه تحقیقات مانند نتایجی است که در کشورهای پیشرفته بدست آمده است؟ به عبارت دیگر آیا ممکن است تحقیقی که در این زمینه در کارخانه ماشین‌سازی اراک و آن هم بر روی مدیران انجام می‌شود نتیجه‌ای متفاوت با آنچه در کشورهای پیشرفته بدست آمده است را بدست دهد.

اگر بطور دقیق به سئوالات مطرح شده در بالا توجه شود سؤالات زیر که سؤالات اصلی این تحقیق می‌باشند و از طریق مطالعه تئوریکی بدست آمده‌اند بدست خواهند آمد:

1- آیا عوامل محیطی برای مدیران ایجاد فشار عصبی می‌نمایند؟

2- آیا عوامل سازمانی در مدیران ایجاد فشار عصبی می‌نمایند؟

3- آیا استرس شدید به کاهش کارآیی مدیران منجر می‌شود؟

4- آیا استرس کم به کاهش کارآیی مدیران منجر می‌گردد.

با توجه دقیق به مطالب فوق روشن می‌شود که منظور از این تحقیق که پاسخگویی به سؤالات چهارگانه فوق می‌باشد.

اکنون که تا حدی به زمینه تئوریکی موضوع اشاره شد بهتر است به محیط اجرای یتحقیق و مراحل اجرایی تحقیق نیز اشاره گردد.

از عواملی که باعث می‌شود افراد در مناطق مختلف خصوصیات روانی و رفتاری متفاوتی داشته باشند محیط جغرافیایی می‌باشد و مطالعات انجام شده نشان می‌دهد افرادی که در مناطق جغرافیایی مختلف زندگی می‌کنند ویژگیهای متفاوتی دارند. خصوصیات روحی افرادی که در مناطق گرمسیری زندگی می‌کنند با خصوصیات روی افرادی که در مناطق سردسیر زندگی می‌کنند متفاوت است. بر همین اساس در این تحقیق جامعه آماری را مدیران یک واحد سازمانی که همگی در شهرستان اراک استقرار دارند تشکیل می‌دهند و بدین ترتیب سعی شده است تا حد امکان اثر عوامل جغرافیایی بر نتایج تحقیق محدود گردد.

کارخانه ماشین سازی اراک حدود 3800 تن پرسنل دارد که در قسمتهای اداری، تولیدی و آموزشی این کارخانه به کار مشغول می‌باشند. از میان این تعداد 210 تن را مدیران ، معاونین مدیر عامل و روسای قسمت و سرپرستان واحدهای تولیدی تشکیل می‌دهند. بدیهی است که این مدیران فعالیتهای اصلی شرکت را هدایت نموده و فعالیتهای مختلف کارخانه را هماهنگ می‌نمایند و جهت دهی اصلی شرکت را هدایت نموده و فعالیتهای مختلف کارخانه را هماهنگ می‌نمایند و جهت دهی اصلی فعالیتهای شرکت را به عهده داشته و اختلال در عملکرد آنها می‌تواند اختلالات بسیار مهمی در فعالیتهای کارخانه ایجاد نماید. در صورت وجود مشکلات در محیط کاری مدیران ممکن است عوارض این مشکلات به صورتهای مختلف از قبیل بالا رفتن هزینه‌های تولید، غیبتها و ترک خدمتها نمود پیدا کند.

فرضیات تحقیق

فرضیه‌های این تحقیق شامل چهار فرضیه می‌باشند که از میان این فرضیه‌ اول دارای شش فرضیه فرعی و فرضیه دوم نیز دارای دو فرضیه فرعی می‌باشد که هر یک از فرضیه‌های چهارگانه و همچنین فرضیات فرعی مربوط به آنها علاوه بر اینکه در کل جامعه آماری آزمون می‌شوند همچنین با اجرای مدل تحقیق هر یک از فرضیات در سطوح مختلف مدیریت ، در واحدهای سه‌گانه مجتمع آموزشی، صف و ستاد آزمون می‌گردند. این فرضیات به شرح زیر هستند:

1- عوامل سازمانی باعث افزایش فشار عصبی در مدیران می‌گردند.

1-1) ابهام نقش باعث افزایش فشار عصبی در مدیران می‌شود.

1-2) تعارض نقش منجر به افزایش فشار عصبی در مدیران می‌گردد.

1-3) افراط نقش کمی منجر به افزایش فشار عصبی در مدیران می‌شود.

1-4) افراط نقش کیفی باعث افزایش فشار عصبی در مدیران می‌گردد.

1-5) مشکلات مربوط به مسیر ترقی منجر به افزایش فشار عصبی در مدیران می‌گردند.

1-6) مسئولیت برای دیگران فشار عصبی مدیران را افزایش می‌دهد.

2- عوامل محیطی منجر به افزایش فشارعصبی در مدیران می‌شوند.

1-2) عوامل مربوط به محیط اجتماع منجر به افزایش استرس مدیران می‌شوند.

2-2) عوامل مربوط به محیط خانواده منجر به افزایش استرس مدیران می‌گردند.

3- فشار عصبی شدید باعث کاهش کارآیی مدیران می‌شود.

4- فشار عصبی کم باعث کاهش کارآیی مدیران می‌شود.

اهمیت موضوع

جهت پی بردن به اهمیت موضوع در این قسمت لازم است به دو مبحث کلی اشاره شود که این دو مبحث بطور کلی گویای اهمیت موضوع خواهند بود. در مبحث نخست به اهمیت مسئله فشارهای عصبی و نقش آنها در فعالیتهای پرسنل و مدیران پرداخته می‌شود و در بخش دوم به جایگاه ملی شرکت ماشین‌سازی اراک و ارزش ملی آن و نقش مدیران این واحد صنعتی در اداره امور آن پرداخته خواهد شد.

فشارهای عصبی عارضه اجتناب‌ناپذیر درمحیط کار و سازمان می‌باشند که افراد را از آنها گریز نبوده و واکنشهای متفاوتی نسبت به آنها نشان می‌دهند. برخی از این واکنشها آشکار و قابل رویت بوده و برخی نیز درونی و روحی بوده و بطور غیرمستقیم در افراد اثر می‌گذارند از جمله عوارض آشکار فشارهای عصبی می‌توان از فشار آوردن افراد به بندهای انگشتان ، دندانها و جویدن لبها و غیره را نام برد.

به هر حال بسیاری از مدیران به دلیل فشارهای زیادی که از ناحیه مشکلات محیط کار و مسئولیتهای گوناگون و تصمیم‌گیری متفاوت متحمل می‌شوند توان خویش را از دست داده و کارآیی آنها به حداقل می‌رسد. بنابراین و با توجه به نقش مهم مدیران در سازمانها و بخصوص سازمان عظیمی همچون شرکت ماشین‌سازی اراک بررسی علل ایجاد فشارهای عصبی و راههای متعادل کردن آنها در مدیران از اهمیت به سزایی برخوردار خواهد بود.

به هر ترتیب این فشارها می‌توانند تغییرات جسمی و روحی و رفتاری در افراد ایجاد نموده و عملکرد آنها را تا حد قابل توجهی تنزل دهند . در این زمینه تحقیقات بسیاری در کشورهای صنعتی انجام گرفته و برخی از این تحقیقات به نتایج بسیار مطلوبی نیز دست یافته‌اند. ولی متاسفانه تلاشهای تحقیقاتی در این زمینه در داخل کشور بسیار محدود و توجه کمی به جنبه‌های سازمانی این مسئله معطوف گردیده است.

عوارض فیزیکی و جسمی فشارهای عصبی تنها به موارد فوق محدود نمی‌گردند و علاوه بر موارد فوق تحقیقات انجام شده عوارض مشخص‌تری را برای افرادی که دارای فشارهای عصبی غیرمتعادل می‌باشند ذکر کرده‌اند که این عوارض خود بیشتر اهمیت موضوع را آشکار ساخته و لزوم تحقیق در این زمینه را آشکار می‌سازد. برخی از مهمترین این عوارض شامل بی‌خوابی، پرخوری، کم اشتهایی و یا بی‌اشتهایی، زخمهای عمیق و خونریزی در معده و اثنی‌عشر، فراموشی، تصادف و ایجاد بی‌تفاوتی در افراد نسبت به افراد دیگر و یا نسبت به ی تفکر و غیره می‌باشند، که هر کدام از این عوامل ممکن است بطور مستقیم و یا غیرمستقیم هزینه‌هایی را برای افراد و یا سازمانها داشته باشند که این هزینه‌ها به صورت غیبت از کار و ضعف در عملکرد، هزینه‌های درمانی و غیره مشاهده می‌شوند. لذا لازمه جلوگیری از این هزینه‌ها توجه با مسئله فشارهای عصبی و متعادل کردن آنها می‌باشد.

در برخی از کشورهای محققین هزینه‌های ناشی از فشارهای عصبی را به صورت سالانه محاسبه نموده و نتایج آنها را منتشر نموده‌اند. این تحقیقات نشان می‌دهند که مسائل و مشکلات ایجاد شده در نتیجه فشارهای عصبی هزینه‌های بسیار بالایی را برای سازمانها به همراه داشته‌اند. مؤسساتی که در زمینه فعالیتهای بهداشتی و درمانی و کمک به درمان استرس فعالیت می‌کنند ارقام بالایی را در رابطه با هزینه‌های بهداشتی و درمان در مؤسسات کشورهای پیشرفته بیان می‌کنند به عنوان مثال مؤسسه آسپن[3] که در زمینه مسائل مربوط به استرس فعالیت می‌کند اظهار می‌دارد که مرگ زودرس کارکنان در صنایع کشور آمریکا سالانه 25 میلیارد هزینه دارد و هر سال مؤسسات آمریکا 125 میلیارد دلار صرف هزینه‌های بهداشتی و درمانی کارکنان خود می‌کنند و این مقدارهر سال پانزده درصد افزایش می‌یابد که بخش قابل توجهی از آن ناشی از مسائل مربوط به فشارهای عصبی می‌باشد[4] .

همچنین یکی دیگر از محققین اظهار می‌دارد که هزینه مسائل بهداشتی و بیماریهای روانی مربوط به فشار عصبی در مؤسسات آمریکایی با احتساب بیمه سلامتی و نقص عضو و بهره‌وری از دست رفته سالانه حدود 150 میلیارد دلار برآورد می‌شود[5].

از میان عوارض فشارهای عصبی أنچه که بیشت رمورد توجه قرار گرفته و بررسیهای زیادی را به خود اختصاص داده است عوارض فیزیولوژیکی و جسمی ناشی از فشارهای عصبی می‌باشد. یکی از عوارض بسیار مهم فیزیولوژیکی فشارهای عصبی که در اینجا لازم است به آن اشاره شود انسداد و یا گرفتتگی عروق می‌باشد. تحقیقات انجام شده نشان داده‌اند که فشارهای عصبی نقش بسیار مهمی در سکته‌های قلبی و بیماریهای مربوط به قلب ایفا می‌نمایند. این فشارها با تشدید فعالیتهای قلب و افزایش میزان فشار خود افراد را در معرض بیماریهای قلبی فراوانی قرار می‌دهند.

یکی از تحقیقات انجام شده در یکی از کشورهای صنعتی در این زمینه نشان داده است که بیماریهای قلبی و عروقی در اثر عوامل چندی ممکن است بوجود آیند که مهمترین این عوامل را عواملی همچون استعمال دخانیات، میزان بالای کلسترول و چاقی بیش از اندازه و بالاخره فشارهای عصبی ذکر می‌کند. نکته جالب این تحقیق آن است که عوامل خطرناکی همچون چاقی ، کلسترول بالا و استعمال دخانیات تنها علت 25% از بیماریهای مربوط به انسداد رگهای قلب می‌باشند و 75% باقیمانده در اثر فشار عصبی ناشی از محیط کار و محیط زندگی ایجاد می‌گردند[6]

البته بحث درباره فشار عصبی به معنی ‌آن نیست که کلیه فشارهای عصبی در افراد باید از بین بروند، بلکه سخن این است که تنها فشارهایی که اثرات مخرب فیزیولوژیکی و روحی در افراد دارند را بایستی از بین برد و فشار عصبی با انگیزه‌های معمولی افراد تفاوت دارد نبایستی فشار عصبی را با این نوع انگیزها که اثر سازنده دارند اشتباه گرفت. وجود انگیزه‌های معمولی برای زندگی افراد ضروری می‌باشد.

با توجه به مطالب فوق اهمیت فشارهای عصبی و اثرات آنها بیشتر آشکار می‌گردد و مدیران بایستی با شناخت انواع این فشارها و اثرات آنها نقش مثبتی برای خنثی کردن اثرات آنها ایفاء نمایند. چرا که وضعیت فشارزایی عصبی ممکن است با اقدامات ناآگاهانه مدیران و سرپرستان و همچنین کارکنان بدتر گردیده و بدین ترتیب اثرات مخرب آنها بر سازمان بیشتر گردد.

در اینجا بهتر است انواع فشارهای عصبی و عکس‌العمل‌هایی که مدیران و یا سرپرستان ممکن است انجام دهند بطور مختصر توضیح داده شود تا اهمیت برخورد صحیح با وضعیتهای استرس‌زا بهتر روشن گردد. لازم به یادآوری است که توضیح مفصلتر در این زمینه در بخش مبانی تئوریک و مدل تحقیق آورده خواهد شد.

دسته‌بندی‌های بسیاری از انواع فشارهای عصبی انجام گرفته است. یکی از این دسته‌بندیها آنها را به سه نوع ناکامی، اضطراب و تعارض درونی در افراد تقسیم می‌کند[7].

ناکامی حالتی است که در آن فرد نمی‌تواند به هدف خویش دست یافته و در نتیجه راه رسیدن وی به هدفش مسدود می‌گردد و طبیعی است که در این حالت فرد از نظر روحی دچار ناراحتی می‌گردد و ممکن است عکس‌العملهایی را نشان دهد با این عکس‌العملها به صورت پرخاشگری و تسلیم و لاقیدی و یا بصورت محافظه کارانه باشد. با عکس‌العمل هر یک از این حالتها به صورتهای گوناگون در سازمانها با آنها برخورد می‌شود که این برخورد می‌تواند صحیح و سازنده باشد و از ریانهای وارده به سازمان جلوگیر کند . یا اینکه وضعیت را بدتر و وخیمتر سازد.

ولی بطور کلی بایستی اظهار داشت که ابتدا مدیران بایستی مشکل را بطور صحیح شناخته و همکاران و یا افرادی که در این وضعیتها قرار گرفته‌اند را در حل مشکل یاری نمایند و بجای توبیخ و سرزنش آنها راه‌های درست حل مشکل را به آنها ارائه دهند. معمولاً مدیرانی که به این شیوه عمل می‌کنند، از سایر مدیران موفق‌تر می‌باشند.

از اضطراب نیز به عنوان یکی دیگر از حالتهای فشار عصبی نام برده شده است و ذکر شده که از حالتهایی است در آن حالت فرد بیشتر نگران وضعیت ‌آینده خویش می‌باشد و نسبت به حوادث آینده در کار خویش نامطمئین است و در این میان ممکن است از وضعیت جاری غافل گردید و بیشتر توجه خویش را متمرکز آینده کند که این مسئله نیز هنگامی که از میزان معمولی خود فراتر رود می‌تواند برای سازمان زیانبخش باشد و نتیجه آن به صورت اشتباهات کارمندان در کار ظاهر گردد.

عکس‌العمل مدیران در این حالت نسبت به افراد مضطرب ممکن است باعث تشدید این نگرانی و اضطراب گردد و یا اینکه از میزان آن بکاهد. این مطلب نیز در خور توجه است که در بخشهای بعد بیشتر به آن پرداخته می‌شود.

نوع دیگری از فشار عصبی تعارض ردونی است. در این حالت نیز افراد راهدهای کاری زیادی برای رسیدن به هدفها دارند که ممکن است ندانند کدام راه بهترین راه بوده و آن را برای رسیدن به هدف انتخاب نمایند. این مسئله نیز ناراحتیهایی برای افراد ایجاد کرده و افراد برای کاهش این ناراحتی‌ها دست به اقداماتی می‌زنند که ممکن است چندان حساب شده نباشد. در این میان اطرافیان و مدیران و بالادستان می‌توانند نقش مهمی داشته و با دادن اطلاعات مربوط به آنها از میزان تعارض کاسته و در نتیجه از تفاقاتی که ممکن است رخ دهد جلوگیری نمایند.

تحقیقات دیگر نیز اشاره بر این نکته دارند که اینگونه فشارهای عصبی و نتایج ناشی از آنها در محیط کار در حال افزایش بوده و بایستی اقدامات جدی در این راه صورت گیرد و شناخت این فشارها چگونگی برخورد با آنها از اهمیت بالایی برخوردار است.

با توجه به انواع فشارهای عصبی فوق‌الذکر و این مطلب که افراد برای کاهش ناراحتیهای ناشی از اینگونه فشارها دست به اقداماتی می‌زنند که اثر انها را خنثی سازند می‌توان اظهار داشت که یکی از انگونه اقدامات که نشانه میزان بالای استرس در جوامع نیز می‌باشد مصرف بالای داروهای مسکن و خوا‌ب‌آور می‌باشد که مصرف روزانه آنها بطور چشمگیری در حال افزایش است.

محققین با بررسی اینگونه فشارهای عصبی علل متعددی برای آنها ذکر کرده‌اند که از جمله مهمترین این علل که ممکن است منجر به فشار عصبی بیتشر در مدیران گردند می‌توان از برنامه‌های کاری فشرده، نبود امکانات کافی و در دسترس و ترس از شکست برنامه‌ها و غیره را می‌توان نام برد.

متأسفانه تحقیقاتی که در این زمینه و آن هم بر روی مدیران انجام گرفته باشد د رکشور بسیار اندک می‌باشد و بررسیهای انجام شده بسیار جزئی بوده و نتایج این تحقیقات به صورت مقالات علمی در مجلات به چاپ رسیده است. نکته قابل توجه این است که تمامی تحقیقات مورد بحث بر اهمیت فشارهای عصبی در سازمانها تأکید داشته و به لزوم انجام فعالیتهای تحقیقی بیشتر در این زمینه اعتقاد دارند که این خود نیز بیانگر اهمیت موضوع مورد بحث می‌باشد.

اکنون که تا حدی به اهمیت موضوع پی برده شد لازم است برای پی بردن به اهمیت بیشتر تحقیق موردنظر تا حدی به اهمیت مکان تحقیق و ارزش ملی و جایگاه مدیران آن در اقتصاد کشور پرداخته شود.

لازمه صنعتی شدن کشور و تلاش در جهت قطع رابطه سلطه‌آمیز و کاهش وابستگی صنعتی و تکنولوژیکی توجه به صنایع سرمایه‌ای مادر است. تقویت این صنایع گامی اساسی جهت قطع زنجیرهای وابستگی صنعتی به کشورهای بیگانه می‌باشد. شرکت ماشین‌سازی اراک از جمله این صنایع سرمایه‌ای مادر درکشور است که می‌تواند در زمره مهمترین واحدهای صنعتی کشور به حساب آید و نقش مهمی در رسیدن به اهداف و آرمانهای انقلاب ایفاء نماید. این واحد صنعتی عظیم دارای امکانات و تجهیزات و قابلیتهای بالقوه بسیار زیادی است که در صورت بهره‌گیری درست از آنها کمک فراوانی به خودکفایی کشور خواهد شد. لذا توجه به مشکلات این کارخانه و بخصوص توجه به مشکلات مدیران این واحد صنعتی می‌تواند از اهمیت شایانی برای کشور برخوردار بوده و گاهی در راه خودکفایی صنعتی کشور محسوب گردد.

این شرکت دارای کارگاههای بسیار بزرگ و مجهز به وسایل پیچیده و همچنین آزمایشگاههای مدرن جهت فعالیتهای تحقیقی می‌باشد. هر یک از این بخشهای شرکت قسمتی از فعالیتهای این مجموعه عظیم را به عهده داشته و نقشی مهم در فعالیت شرکت ایفاء می‌نمایند. بطور کلی می‌توان گفت که کل فعالیتهای این مجموعه بزرگ در چهار گروه تولیدی و یک واحد آموزشی و یک حوزه ستادی انجام می‌شوند.

این شرکت از نظر پرسنلی حدود سه هزار و هشتصد تن پرسنل داشته که این رقم نشانگر سهم بالای این شرکت در اشتغال نیروی کار در جامعه است. این نیروها در واحدهای تولیدی و خدماتی و آموزشی فوق‌الذکر فعالیت دارند.

از آنجایی که فشارهای عصبی ممکن است آثار مخربی در عملکرد و تصمیم‌گیریها و انجام وظایف مدیران داشته و کارآیی مدیران را مخصوصاً در بخش صنعت به سطح پایینی تنزل دهد و از طرفی دیگر این فشارها منجر به بیماریهای روان ـ تنی و خستگی روحی و جسمی و واکنشهای غیرمنطقی افراد در محیط کار گردند لازم است تا برای جلوگیری از هزینه‌های ناشی از این عوارض چاره‌هایی اندیشیده شود پیدا کردن راه حلهایی در این زمینه نیز به غیر از تحقیقات از راه دیگری قابل حصول نمی‌باشد و این تحقیق نیز گامی در راه رفع چنین مشکلاتی در این واحد عظیم است.

بدین ترتیب اثرات مخرب فشارهای عصبی مدیران این واحد صنعتی می‌تواند زیانهایی را برای آن به همراه داشته و این زیانها نیز باعث دور ساختن این واحد صنعتی از توسعه و مشارکت در خودکفایی صنعتی گردد. لذا تحقیق در زمینه علل ایجادکننده این فشارها و اثرات آنها می‌تواند از اهمیت بالایی برخوردار باشد.

اکنون که تا حدی جایگاه این شرکت در صنعت کشور روشن گردید می‌توان نقش این تحقیق را بهتر در این زمینه درک نمود و این تحقیق می‌تواند گامی جهت جلوگیری از هزینه‌های مصروفه در این زمینه باشد.

با توجه به محیط پرهیاهو و پر سر و صدای این مؤسسه صنعتی و مشاهداتی که محقق از آن داشته و میزان سوانح رخ داده در شرکت می‌توان محیط این شرکت را محیطی استرس‌زا تشخیص داد و این استرس‌زایی محیط نیز ممکن است آثاری منفی بر فعالیتهای مدیران شرکت داشته باشد. لازم به ذکر است که پیش‌بینی می‌شود عوارض فشارزایی محیط در سطوح عملیاتی بیشتر بوده و فشار عصبی به عنوان یک مسئله مهم در سطوح عملیاتی می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد.


دانلود بررسی عوارض مختلف ناشی از مهاجرتهای بین المللی و تاثیر آن درجامعه مقصد و خود مهاجرین

یکی از موضوعات مورد توجه اندیشمندان علوم انسانی و بخصوص جامعه شناسان که در قرن حاضر از اهمیت خاصی برخوردار می باشد ، بررسی عوارض مختلف ناشی از مهاجرتهای بین المللی و تاثیر آن درجامعه مقصد و خود مهاجرین است بر همین اساس چشم انداز متفاوتی در رابطه با فرآیند مهاجرت وجود دارد ، که هرکدام ازاین دیدگاه ها مدل خاصی ، جهت مهاجرت ارائه می کنند
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 396 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 148
بررسی عوارض مختلف ناشی از مهاجرتهای  بین المللی و تاثیر آن درجامعه مقصد و خود مهاجرین

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مقدمه

یکی از موضوعات مورد توجه اندیشمندان علوم انسانی و بخصوص جامعه شناسان که در قرن حاضر از اهمیت خاصی برخوردار می باشد ، بررسی عوارض مختلف ناشی از مهاجرتهای بین المللی و تاثیر آن درجامعه مقصد و خود مهاجرین است . بر همین اساس چشم انداز متفاوتی در رابطه با فرآیند مهاجرت وجود دارد ، که هرکدام ازاین دیدگاه ها مدل خاصی ، جهت مهاجرت ارائه می کنند.

در مدل اول ، مهاجرت را :‌‌ (( یک حرکت عقلانی و هدفدار به منظور یافتن مکانی برای کار و زندگی تصور میکنند )) .

در مدل دوم :

(( مهاجرت پاسخی غیرارادی به شرایطی است که مهاجر را به نقل مکان سوق می دهد که احتمالاً حرکت او بدون در نظر گرفتن راههای دیگر است )) .

بنابراین دو مدل مهاجرت پویا وناپویا وجود دارد که گاهی عملاً درهم می آمیزد . با پذیرش این واقعیت که پیامدها و یا عوارض مهاجرت از علت مهاجرت جدا نمی باشد ، می توان اذعان داشت که مهاجرت ، پدیده ای است که سازمان اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهد . یکی در مبداً ودیگری در مقصد .

در نظر مهاجر شکل محرومیت از هدفهای بسیار با ارزش فرق می کند ، از زمانیکه جمع نتواند به وسایل حصول به آن هدفها در داخل سازمان اجتماعی خود دست یابد ، چنانچه احساس کند که منابع لازم برای رفع محرومیتهایش در خارج از سازمان اجتماعی وجود دارد ، در آن صورت احتمالاً مهاجرت می کند. در چنین وضعیتی مهاجر در مقصد به ندرت می تواند به تمام اهداف و آرزوهای خود برسد ، این ناکامی خود می تواند عوارض مختلف اقتصادی ، روانی ، اجتماعی و حتی فرهنگی در جامعه مقصد برجای بگذارد. اگر بپذیریم که پیامد های مهاجرت بر هر سه سازمان اجتماعی ، یعنی سازمان اجتماعی مهاجران ، سازمان اجتماعی مبداء و سازمان اجتماعی مقصد اثر می گذارد ، بطور قطع میزان این تاثیر یکسان نبوده و به مجموعه ای از متغیر های مختلف ربط دارد . [1]

البته تعیین جزء به جزء همه پیامدهایی که ممکن است هر مورد مهاجرت داشته باشد ، اگر نه یک کار محال ، حداقل کار دشواری است . با این حال معتقدیم که این تصور و برداشت که نظام مهاجرت متشکل از سه سازمان اجتماعی است با ارتباط های متقابل که از طریق جمع مهاجری عمل میکنند و ابزارهای مفیدی است ، برای سازماندهی پژوهش جامعه شناختی در باره پیامدهای مهاجرت .


فصل اول : کلیات

1-1- طرح وبیان مسئله

بطور کلی مهاجرت بعنوان تغییر مکان دائمی یا موقت تلقی می شود . هیچ محدودیتی به ساخت حرکت با اختیاری و اجباری بودن ماهیت این عمل و هیچگونه تفاوتی بین مهاجرت داخلی و خارجی وجود ندارد . بنابراین حرکت از یک آپارتمان به آپارتمان دیگر نیز در شمار مهاجرت، همانند حرکت از یک شهر در یک کشور به شهری در کشور دیگری محسوب می شود . اگرچه بدیهی است شروع ونتایج چنین حرکاتی بطور گسترده با یکدیگر تفاوت دارند ، با این وجود این تعریف تمامی انواع حرکات ساختی را در بر نمیگیرد . برای نمونه تحرکات چادرنشینان و کارگران مهاجر ، برای کسانی که محل اقامت دائمی ندارند و دائماً تغییر مکان می دهند ( کسانی که تابستان به کوهستان می روند ) استثناء شده اند در هر صورت خواه حرکات ، مسافتی کوتاه و خواه بلند ، آسان یا سخت باشد ، هر عمل مهاجرتی مستلزم یک مبداء1 یک مقصد 2 و مجموعه ای از عوامل بازدارنده 3 می‌باشد4 .

از میان عواملی که در تصمیم به انجام مهاجرت و فرآیند آن موثر هستند ما در بحث بررسی پیامدها یا عوارض مهاجرت خارجی ، به چهار عامل موثر در عمل مهاجرت یعنی 1- عوامل موجود در حوزه ی مبداء 2- حوزه مقصد 3- عوامل بازدارنده 4- عوامل شخصی را مدنظر قرار داده ایم .

روشن است که مجموعه عوامل مثبت و منفی در مبداء و مقصد برای مهاجر یا مهاجرین آینده با همدیگر متفاوت است . در عین حال ممکن است طبقاتی از مهاجرین را که به گونه مشابهی به مجموعه عوامل عمومی در مبداء و مقصد واکنش نشان میدهند از یکدیگر تفکیک کنیم ، بطور دقیق نخواهیم توانست به میزان تاثیر گذاری مجموعه عوامل خاصی که بر مهاجرت تاثیر دارند را مشخص نمائیم . می دانیم مهاجران مقصدی را جستجو می کنند که خواسته های اجابت نشده‌ی آنها برآورده شود ، سازمان اجتماعی آنجا تا حد امکان شبیه سازمان اجتماعی مبداء باشد . منظور این است که مهاجران ترجیح می دهند در وضعیتی جابجا شوند که درسازمان اجتماعی ایشان ، یعنی در انگاره‌های درونی شده رفتار آنان کمترین دگرگونی و آشفتگی پدید آید . بدیهی است که درفرآیند انتخاب ، ارزشها نقش مهمی ایفا میکنند (( مثلاً در تعیین اینکه چه عناصری از سازمان اجتماعی مبداء می تواند به خاطر حرکت فدا شود ))1

می‌توان وضعیتی را تصور کرد که در آن اهداف مهاجر در اولین قدم برآورده نشود ، لاجرم مهاجران ممکن است بطور لفظی در دو دنیا به سر برند و پیوستگی موقت را هم به مبداء و هم به مقصد حفظ کنند . ممکن است برنامه ی مهاجرت دوم به جای دیگر را بریزند ، حتی ممکن است سرخورده به مبداء باز گردند. و بالاخره ممکن است ارتباط خود را با میراث فرهنگی و سازمان اجتماعی خود ناگهان قطع کنند وفرهنگ و سازمان جدید را بپذیرند . این درحالی است که پیامدهای مهاجرت بر هرسه سازمان اجتماعی یعنی سازمان اجتماعی مهاجران ، سازمان اجتماعی مبداء و سازمان اجتماعی مقصد اثر می گذارد .

در این میان تغییراتی در نظام مهاجرت روی می دهد که به نوبه ی خود در سازمان اجتماعی جمع مهاجر به صورت نظری در نظامهای فرهنگی ، اجتماعی و شخصیتی ( روانی ) تغییراتی را موجب می شود . لیکن همه تغییرات ناشی از مهاجرت لزوماً معلول مهاجرت نیستند ، این موضوع باید به طور تجربی و با بهره گیری از رهنمودهای مناسب و محدود نظری از نوع میان گستر مشخص و توصیف شود .

توجه به پیامدهای فوق از مدلهای نظری جامعه شناختی استفاده لازم بعمل آید . قبل از پرداختن به مدلهای نظری به پاره ای از دیدگاه ها و نظریات موجود در زمینه مهاجرت پرداخته و سپس با بهره گیری از مدلهای نظری مذکور به تبیین مسئله مورد پژوهش مبادرت خواهیم نمود .

2-1- ضرورت تحقیق و اهمیت موضوع

مهاجرت یکی از مسائل اساسی و عمده مورد نظر جامعه شناسان و کارگزاران حکومتها در قرن حاضر است، بررسی پیامدهای مهاجرت و علل و عوامل آ‌ن در مبداء و مسائل و مشکلات مربوط به سازگاری مهاجرین در مقصد مشکلاتی را برای مهاجرین بوجود آورده است . مهاجرینی که با داشتن زن و فرزند بنا به دلایل سیاسی ، مذهبی ، اقتصادی ، خانه و کاشانه خود را ترک می کنند و در صورتی هم که امکان بازگشت برای آنان وجود نداشته باشد ، مسلماً تحت افکار و عقاید ساکنان آن کشورها نیز قرار میگیرند .

حال آیا الگوهای رفتاری آنها تغییر می کند ؟ که اگر تغییر کند به چه میزان ؟ از طرفی آیا این تغییر بر روی خانواده و بستگان آنها تاثیر داشته یا خیر ؟

ساختار اجتماعی در این میانه چه تاثیری از این حرکت می پذیرد ؟ آیا اعضای این جمع ( مهاجرین ) که بدون توجه به واقعیات یعنی ساخت اجتماعی و فرصتها دست به مهاجرت زده اند در دگرگونی نظام اجتماعی مقصد نقشی ایفا می کنند ؟

بدین لحاظ می توان گفت : شناخت پیامدهای مهاجرت بین المللی در زمینه های مختلف اقتصادی اجتماعی، فرهنگی و روانی امری کاملاً ضروری بوده و با توجه به مرزی بودن منطقه ترکمن صحرا و افکار مردم این ناحیه در معرض امواج رادیویی و تلوزیونی کشورهای هم جوار قرار دارند ، از اهمیت خاصی برخوردار می باشد . از طرفی می دانیم افراد مهاجر همچون پل ارتباطی میان عناصر دو فرهنگ هستند . اینگونه افراد مسلما ً درصورت بازگشت به سرزمین خود عناصر فرهنگی اخذ شده از جامعه میزبان را به همراه خواهند داشت و همین امر ممکن است باعث ایجاد عدم تعادل در رفتار اجتماعی آنها گردد .

3-1- اهداف تحقیق

اساساً مهاجرت یک پدیده اجتماعی در کلیه جوامع بشری بوده و همه جوامع به نوعی با این پدیده مواجه هستند ، برخی مهاجر فرصت و برخی مهاجر پذیرند ، در بسیاری از کشورها نیز به علل گوناگون مهاجرت بین نواحی و مناطق مختلف آن کشور وجود دارد که مهاجرت روستایی- شهری ، نسبت عمده و اصلی مهاجرت ها را تشکیل می داده است . 1

در کشور ما نیز مهاجرت بین مناطق روستائی و شهری در چند دهه قبل روند رو به رشدی داشته که بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و توجه به روستاها و نیاز های روستائیان این روند کند شده ، اما هنوز ادامه دارد . از طرفی مهاجرتهای بین المللی ، بین نواحی مرکزی کشور به کشور های مجاور نیز از قدیم الایام وجود داشته ، از جمله مهاجرت قزاقها به منطقه ترکمن صحرای ایران می باشد هرچند که اکثریت قریب به اتفاق آنها ، ارتباط مداوم با اقوام وبستگان خود در کشور مبداء تا قبل از فروپاشی شوروی سابق نداشتند ، اما از سال 1991 که اتحاد جماهیر شوروی سابق از هم پاشید و جمهوری های آن از جمله قزاقستان مستقل شد ، همه ساله به ایران مهاجرت می کنند و یا اینکه اینها به دیدن اقوام و بستگان خود در آن سوی مرزها می روند . 2

با توجه به بررسیهای اولیه دریافتم که دیدگاه ها و رویکردهای نظری گوناگونی در مورد مهاجرت ، علل و پیامدهای آن وجود دارد ، برخی از محققان به علل و عوامل مهاجرت توجه داشته و به بررسی در این خصوص پرداخته اند و برخی دیگر به پیامدهای آن توجه کرده اند که گروه دوم در اقلیت بوده و مطالعات اندکی در این خصوص صورت گرفته است . در این پژوهش سعی بر این خواهد بود که هم علل و عوامل مهاجرت بررسی گردد و هم پیامدهای آن مد نظر قرار بگیرد .آنچه که از گفتار علمای اجتماعی و توسعه بر می آید ، مهاجرت دارای پیامدهای گوناگون اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی و روانی می باشد که هر کدام بنا به موقعیت جامعه مهاجر پذیر ، در زمانی برجستگی و نمود بیشتری می یابند .

بیشتر مطالعات انجام شده به بررسی مهاجرین مبداء پرداخته اند ، طبعاً پیامدهای اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی را در ارتباط با جامعه مبداء در نظر داشته اند ، چیزی که در این تحقیق کمتر مراد و منظور است و به دلایل گوناگون که مهمترین آن عدم دسترسی به جامعه مبداء می باشد ، انجام این امر در آن جامعه امکان پذیر نیست ، از طرف دیگر جامعه آماری ما کسانی هستند که ((بنه کن )) دست به مهاجرت نزده اند ، بلکه بعضی از اقوام و بستگان و اعضای خانواده آنان در جامعه مبداء بوده و بدین لحاظ چنانچه تحت تاثیر فرهنگ ، آداب و رسوم ، ایده ها و آمال و آرزوهای موجود در جامعه مقصد قرار گرفته باشند ، می توانند وسیله ای برای انتقال موارد فوق الذکر به جامعه ی مبداء باشند . لذا هدف ما در این تحقیق :

اولاً : یافتن انواع پیامدهای مهاجرت چون ، پیامدهای اجتماعی ، فرهنگی و روانی ناشی از مهاجرت قزاقها به منطقه ترکمن صحرا برخورد آنان و منطقه است .

ثانیاً : علل و عوامل مهاجرت روشن گردد .

ثالثاً : همانطور که می دانیم انواع پیامدهای فوق الذکر دارای وزن و ارزش همانند نبوده ، هر کدام به نوعی و در زمان خاص تاثیرات بیشتر یا کمتری روی جامعه مقصد و حتی روی خود مهاجرین دارند ، لذا سومین هدف ما در این تحقیق این است که وزن هر کدام از عناصر مذکور را در ایجاد هماهنگی مهاجرین یا ناسازگاری آنها ، فرهنگ پذیری ، انزوا و ... را با جامعه مقصد بدست آورده و میزان اثرگذاری هر کدام را معین کنیم .

4-1-تنظیم و تدوین فرضیات تحقیق

بزعم صاحب نظران ، مهاجرت که دارای کارکردهای آشکاری است ، دارای کارکرد و یا پیامدهای پنهان نیز می باشد ، این پیامدها در زمینه های اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و روانی می تواند مورد بررسی قرار بگیرد .

1- بین سازگاری مهاجرین و پایگاه اجتماعی افراد رابطه وجود دارد .

اولین فرضیه تحقیق رابطه بین سازگاری اجتماعی و پایگاه اجتماعی مهاجرین است . زیرا بنظر می رسد پایگاه اجتماعی مهاجرین می تواند بر سازگاری اجتماعی آنها اثر گذارد . شاخصهای مورد استفاده جهت سنجش پایگاه اجتماعی مهاجرین شغل و سواد و درآمد است که در قسمت آزمون فرضیه ها به بررسی تاثیر هر یک از شاخصهای مذبور می پردازیم .

2- بین سازگاری اجتماعی و آگاهی اجتماعی مهاجرین رابطه وجود دارد .

منظور از این فرضیه این است که هرچه میزان آگاهی اجتماعی افراد بیشتر باشد ، به سازگاری بیشتری دست خواهند یافت . میزان آگاهی اجتماعی به این معنی است که فرد تا چه اندازه با دنیای پیرامون خود در ارتباط بوده و چه میزان با وضعیت دنیای جدید آشنایی و شناخت دارند . عناصر تشکیل دهنده ی این آگاهی اجتماعی عبارتند از میزان تحصیلات – میزان مطالعه روزنامه – استفاده از وسایل ارتباط جمعی ( تماشای تلوزیون ) و ...

3- بین خصوصیات روانی مهاجرین و سازگاری اجتماعی آنها رابطه وجود دارد .

در این فرضیه منظور از خصوصیات روانی استفاده از (( شاخصهای اضطراب -افسردگی- پرخاشگری -بیگانگی اجتماعی است )) که هر یک با سازگاری اجتماعی مهاجرین از نظر نوع رابطه و میزان همبستگی مورد سنجش قرار خواهد گرفت .

4- بین خصوصیات روانی مهاجرین و سن آنها رابطه وجود دارد .

جهت بررسی فرضیه فوق سن مهاجرین را به سه گروه طبقه بندی نموده و هر یک از سه گروه به تنهایی از نظر خصوصیات روانی مورد بررسی قرار گرفته اند و سپس به بررسی رابطه موجود میان متغیر های این فرضیه پرداختیم . در واقع دستیابی به رابطه ای میان سن مهاجرین با میزان پرخاشگری، سن و میزان اضطراب ، سن و میزان افسردگی و بالاخره سن و بیگانگی اجتماعی مد نظر بوده است .

5- بین خصوصیات روانی مهاجرین و پایگاه اجتماعی آنها رابطه وجود دارد .

برای سنجش پایگاه اجتماعی افراد از شاخص های شغل و سواد و درآمد استفاده شده که تاثیر آنها تحت عنوان پایگاه اجتماعی بر چهار شاخص وضعیت روانی پاسخگویان یعنی اضطراب ، پرخاشگری ، افسردگی و بیگانگی اجتماعی مورد ارزیابی قرار می گیرد .

6- بین وضعیت تاهل مهاجرین و خصوصیات روانی آنها رابطه وجود دارد .

وضعیت تاهل در سه گروه تقسیم بندی شده که هر یک از وضعیتهای این سه گروه ( همسر دارم – فوت شده است – از همسرم جدا شده ام ) به نوعی با خصوصیات روانی مهاجرین در رابطه می باشند که در این فرضیه به بررسی این رابطه پرداخته شده است . هدف از سنجش این فرضیه یافتن رابطه ای میان خصوصیات روانی مهاجرین با وضعیت تاهل آنهاست .

5-1- بیان متغیر های مستقل و وابسته

متغیرهای مستقل

یک دسته از متغیرهای ما ( متغیرهای مستقل ) همان متغیر های اجتماعی – جمعیتی بوده اند که منظورمان از این متغیر ها به قرار زیر است :

v جنس : منظور همان زن و مرد بودن می باشد .

v وضعیت تاهل : در این تحقیق با متغیر های همسر دارم – از همسرم جدا شده ام و همسرم فوت شده است ، برخورد داریم .

v سن : رقم سن مهاجرین تعداد سالهای کاملی است که از زمان تولد فرد گذشته است .

v تحصیلات : که به گروه بندی 1- بی سواد 2 – سواد قرآنی و ابتدائی 3 - راهنمایی 4- دیپلم و بالاتر از دیپلم تقسیم شده است .

v نوع تامین منابع معیشت : سلسله مراتب شغلی پذیرفته شده در جامعه مقصد می باشد .

v مهاجرت : بطور کلی مهاجرت بعنوان تغییر مکانی دائمی یا موقت تلقی می شود که دارای سه جزء مبداء ، مقصد و مجموعه ای از موانع بازدارنده می باشد .

v قرابت فرهنگی : مراد از قرابت فرهنگی ، نزدیکی دو یا چند فرهنگ می باشد از لحاظ عناصر و اجزاء تشکیل دهنده .

v پایگاه اجتماعی : که شامل عناصر شغل ، سواد ، داشتن اموال منقول و غیر منقول می باشد . آگاهی اجتماعی که از عناصر سواد و استفاده از وسایل ارتباط جمعی و میزان مطالعه روزنامه تشکیل شده است .

متغیر های وابسته

متغیر وابسته ی ما در این پژوهش در اصل عوارض مختلف ناشی از مهاجرت می باشد که در چهار گروه اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و روانی با شاخصهای مختلف مورد بررسی قرار می گیرند . در گروه عوارض فرهنگی ما سازگاری مهاجر را تحت دو شاخص عمده و اصلی فرهنگ پذیری و رضایت‌مندی بیان نمودیم . البته این دو شاخص به عوامل تعیین کننده ای از قبیل زبان ، رابطه دوستی ، وسایل ارتباط جمعی ، داشتن شغل ، اعتماد و مشورت ارجاع نمودیم .

6-1- تعاریف مفاهیم و متغیر های تحقیق

در این قسمت ما به تعریف مفهوم مهاجرت و متغیرهای وابسته که در قالب فرضیات بیان نمودیم ، می پردازیم . مهاجرت کلاَ یک حرکت ساده شامل یک فرد یا گروه مهاجر است که از یک مکان جغرافیایی (( مبداء )) به یک مکان دیگر (( مقصد )) نقل مکان می کند . این فرآیند یک جریان مهاجرتی را بیان می کند که دارای مفهوم فضایی و اساسی نقاط ، مسافت ، جهت ، زمان و مکان می باشد .

در تعاریف متعددی که پیرامون مهاجرت ارائه شده ، غالباَ به تغییر سکونت گاهها ، عبور از مرزهای خاص داخلی و بین المللی می پردازیم . و بهرحال بعضی از این تعاریف تاکیدشان بر تحول در نظام کنش متقابل اجتماعی مهاجر است .

نوع مهاجرت مورد بحث ما از نوع بین المللی و آن هم به صورت مهاجرتهای سیاسی می باشد . مفهوم دیگری که در این پژوهش به آن پرداختیم ، مفهوم سازگاری است که بطور مشخص منظور ما از این مفهوم ( سازگاری مهاجر در مقصد ) ایجاد ارتباط متقابل مهاجر با جامعه میزبان از نوع ارتباط متقابل که دو بعد اساسی سازگاری را تشکیل میدهند یعنی فرهنگ پذیری و رضایت مندی است . با توجه به بحث تغییرات اجتماعی در می یابیم که سازگاری فرآیندی است که در کنش متقابل بین انسان و محیط صورت می گیرد و از آنجا که شکل گیری عمل این فرآیند و رابطه با ویژگیهای فردی و شرایط حاکم بر محیط جدید می باشد .لذا ، سازگاری چند بعدی است که ما به عوامل تعیین کننده آن در ربط به یکدیگر می نگریم .

چند بعدی بودن فرایند سازگاری توسط اندیشمندان مورد تاکید قرار گرفته است . در اینجا لازم است که معرفه ها یا شاخصهایی که سازگاری را توضیح یا توجیه می نمایند ، مطرح نمائیم .

در تحقیقی که پیرامون پیشنهاد یک مدل چند متغیره در باره سازگاری مهاجرین در مقصد صورت گرفته است بیان می دارد که حالت رویکرد چند متغیری که یک اساس واقعی و همه جانبه نگر در بین رفتارهای بشری و بخصوص برای سازگاری مهاجرین ارائه می دهند ، در این تحقیق شاخص های فرهنگ پذیری ، رضایت مندی و یگانگی را جهت مطالعه سازگاری مهاجرین بکار می گیرد .

بر این اساس ما می توانیم چنین برداشت کنیم که شاخص های رضایت مندی و همانندی ( یگانگی ) معادل یکدیگر بکار برده شده اند ، چون اعتقاد بر این است ، مهاجر زمانی به همانندی می رسد که احساس نماید متعلق به جامعه جدید است و حالت تعلق داشتن را بدین معنا گرفتند که مهاجر خودش را جزئی از محیط جدید دانسته و تمایل به اسکان دائمی داشته باشد . به همین جهت در این پژوهش از شاخص اصلی سازگاری یعنی فرهنگ پذیری استفاده نموده که لازم است به تعاریف پیرامون این موضوع بپردازیم .

در مورد فرهنگ پذیری1 لازم است که بیان نمائیم ، تعاریف زیادی از واژه فرهنگ2 توسط اندیشمندان مختلف ارائه گردیده است که بیشترین و گسترده ترین تعریف فر هنگ را می توان در متون مردم شناسی بریتانیایی بنام (( تایلر ))3 پیدا نمود . (( او فرهنگ را مجموعه ای شامل دانش ، عقیده ، هنر ، اخلاقیات ، قانون ، رسوم و دیگر استعداد ها و عاداتی که توسط فرد بعنوان عضوی از جامعه کسب می گردد ، تعریف می نماید ))4 . ما نیز با اقتباس از تایلر فرهنگ را که مجموعه ای از عقاید ، عرف همگانی ، رسومات ، ارزشها و سمبلهائی که تعیین کننده رفتار افراد جامعه است در نظر داریم . اکنون با واژه فرهنگ آشنا شدیم . پس منظور ما از فرهنگ پذیری چیزی جز پذیرش خصوصیات فرهنگی جامعه میزبان توسط فرد مهاجر نمیتواند باشد . در جریان فرهنگ پذیری است که مهاجر عمیقاَ و از جهات فراوانی با فرهنگ جامعه میزبان همانند می شود .

رضایت مندی بعنوان یکی از شاخصهای مورد نظر یا در مفهوم سازگاری حالتی است که به درک و فهم شخص مهاجر از موقعیت زندگی خودش در مقصد بر می گردد . این حالت ناشی از احساسات دوستی ، احترام ، نسبت متقابل با میزبانان می باشد . رضایت مندی از یک طرف با گرایشات مطلوب مهاجرین نسبت به میزبانان و از طرف دیگر با متقاعد شدن آنان نسبت به تمایل مثبت و مطلوب میزبانان نسبت به آنها دارند ، توام می باشد .

در کل می توان بیان نمود اگر مهاجر احساس نماید از حالت سابق خود متضرر نگردیده و یا تحت حمایت جامعه میزبان قرار دارد ، رضایت مندی او در مقصد جلب می شود . پس می توان به این نتیجه رسید که داشتن روابط دوستی مهاجر با میزبان می تواند یکی از عوامل تعیین کنند در فرهنگ پذیری مهاجر در مقصد بشمار می آید . در این رابطه می توان بیان نمود که هر چه رابطه دوستی مهاجرین و میزبانان افزایش یابد ، باید فرهنگ پذیری مهاجرین زیاد تر شود . یکی از عوامل مهمی که در این قسمت لازم است مد نظر واقع شود ، نوع شغل مهاجر در مقصد می باشد . چون احتمال می رود که هرچه نوع شغل مهاجر در سلسله مراتب شغلی جامعه مقصد بالاتر باشد سازگاری مهاجر در جامعه مقصد نیز افزایش می یابد ، جهت روشن نمودن مفهوم سازگاری به تعریف پیرامون دو مفهوم فرهنگ پذیری و رضایت مندی با ذکر شاخصهای هر یک می پردازیم :

- فرهنگ پذیری1 : عبارتست از قبول عقاید ، ارزشها ، عادت ، الگوهای رفتاری جامعه میزبان توسط مهاجر برای مشخص کردن فرهنگ پذیری ما از متغیرهای زبان ، روابط دوستی ، وسایل ارتباط جمعی و رسومات استفاده نمودیم که منظورمان از هرکدام از این متغیر ها به شرح ذیل می باشد :

v زبان : منظور ما این است که مهاجر زبان محاوره ای جامعه میزبان را بفهمد و بتواند صحبت کند.

v روابط دوستی : منظور گرفتن دوست از جامعه میزبان و ایجاد ارتباط با او می باشد .

v وسایل ارتباط جمعی : منظور میزان مطالعه روزنامه ، تماشای تلوزیون در جامعه میزبان توسط مهاجر است .

v رضایت مندی : رضایت مندی نیز مانند فرهنگ پذیری تحت متغیر ها و یا معیارهایی مورد بررسی قرار می گیرد . متغیر های مورد استفاده در این قسمت به شرح زیر می باشد.

داشتن شغل : یعنی داشتن یکی از شغلهای پذیرفته شده جامعه مقصد می باشد .

اعتماد : منظور این است که مهاجر تا چه حدی حاضر است مشکلات خود را با افراد جامعه میزبان در میان گذاشته و از آنها کمک بگیرد .

مشورت : منظور این است که واقعاً مهاجر تا چه حدی حاضر است در انجام کارهای خود نظر میزبان را جویا شود .یک دسته از متغیر ها در زمینه سنجش عوارض ناشی از مهاجرت از بعد روانی می باشد که در قالب متغیرهای افسردگی ، اضطراب ، پرخاشگری و بیگانگی اجتماعی سنجیده می شود که به لحاظ علمی هر کدام از متغیرهای مذکور را تعریف می نمائیم .

اضطراب : از علائم اختلالات و بیماریهای ذهنی و احساسی بشمار می رود که از مشخصات آن احساس دلهره عمیق گاه بدون دلیل نگرانی و دلواپسی مهاجر در مقصد1 می باشد .

پرخاشگری : حالتی است که در آن بیمار از هیچ چیزی احساس رضایت ندارد و همه چیز او را برآشفته می کند . منظور این تحقیق تحریک پذیری ، حساسیت و زود رنجی فرد مهاجر در مقصد می باشد

بیگانگی اجتماعی : که از دیدگاه جامعه شناسی به نوعی احساس پوچی ، ناتوانی و بی هنجاری ناشی از تحمیل ساختارهای اجتماعی و فرهنگی که ساخته دست بشرمی باشد ، برفرد است که در این پژوهش هدف بررسی میزان بی هنجاری ، بی معنایی و انزوای فرد مهاجر در جامعه مقصد می باشد2


دانلود بررسی شیوه های فرزندپروری و سلامت روان

اگر به تاثیر خانواده در شکل گیری شیوه های فرزند پروری نظری بیاندازیم متوجه می شویم که بچه ها از طریق روابط تاثیر گذاری و تاثیر پذیری می شوند و در واقع این کانون گرم خانواده است که انسانها و افراد را می سازد و این ساختن ها در کودکی بیشتر است و در دوران حساس زندگی خود زیر سلطه پدر و مادر است (هیلگارد ، 1369)1
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 75 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 115
بررسی شیوه های فرزندپروری و سلامت روان

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

چکیده :

این پژوهش به بررسی شیوه های فرزندپروری و سلامت روان می پردازد که

- آیا بین شیوه های دیکتاتوری از سبک فرزندپروری و سلامت روانی رابطه ی معنی داری وجود دارد؟

- آیا بین شیوه های سهل انگاری از سبک های فرزندپروری و سلامت روانی رابطه معنی داری وجود دارد؟

- آیا بین شیوه های دموکراتیک از سبک های فرزندپرری و سلامت روانی رابطه معنی داری وجود دارد؟

و فرضیه های مربوط به آن عبارتند از :

- بین سبک دیکتاتوری و سلامت روانی رابطه معنی دار وجود دارد.

- بین سبک سهل انگاری و سلامت روانی ابطه ی معنی دار وجود دارد.

- بین سبک دموکراتیک و سلامت روانی رابطه ی معنی دار وجود دارد.

همچنین از تست های شیوه های فرزندپروری دیانابامرنید و تست سلامت روانی GHQ28 بر روی 70 نفر از دانش آموزان فرهنگسرای خانواده جمع آوری گردید با توجه به فرضیه های فوق و نتایج با استفاده از آمار توصیفی T استودنت نتایج زیر بدست آمده .

- بین سبک دیکتاتوری و سلامت روانی رابطه ی معنی داری وجود نداشت و فرضیه صفر قبول شد.

- بین 2 سبک دیگر یعنی سبک های سهل انگار و سبک دموکراتیک رابطه ی معنی داری وجود دارد و فرض صفر رد می شود.

فهرست مطالب

- فصل اول

مقدمه

بیان مسئله

اهداف پژوهش

اهمیت پژوهش

سوال و فرضیه پژوهشی

تعاریف نظری و عملیاتی شیوه های فرزندپروری

تعاریف نظری و عملیاتی سلامت روانی

فصل دوم : ادبیات و پیشینه ی تحقیق

الف. نظریه های شیوه های فرزندپروری

- نظریه ی گوردن

- نظریه ی درایکورز

- نظریه ی زیگمن

- نظریه ی وینترباتوم

ب. تحقیقات صورت گرفته در داخل و خارج از کشور

- تحقیقات در داخل کشور

- تحقیقات انجام شده در خارج از کشور

ج . انواع خانواده ها

1- اهمیت خانواده

- خانواده به عنوان سیستم

- خانواده به عنوان معلم و الگو

- خانواده به عنوان کانون محبت و امنیت

2- انسان محصول تربیت

3- تربیت و نقش آن در خانواده

- نقش پدر و اهمیت حضور او در خانواده

- نقش مادر و اهمیت حضور او در خانواده

4- عوامل موثر بر روابط والد و فرزندی

5- نقش خانواده و تاثیر آن بر شخصیت کودک

6- رابطه ی والد و فرزندی و نقش ان در بهداشت روانی خانواده

د. خانواده و سلامت روانی فرزندان

1- مفاهیم و تعاریف اساسی

2- موضوعات مهم در تربیت فرزندان

3- مفاهیم و تعاریف سلامت روانی

ه. راهبرده های ایجاد بهداشت روانی در خانواده

ی. سلامت روانی

1- الگوی وینتر باتوم

2- سلامت روانی در مکاتب مختلف

3- نقش خانواده بر سلامت روانی

4- نقش فرزندان برسلامت روانی

5- عوامل موثر بر سلامت روان

6- نظام اجتماعی و اقتصادی روان

- نظام اجتماعی و اقتصادی والدین

- نقش اقتصاد در خانواده

- وضعیت اجتماعی اقتصادی والدین

- معنویت در خانواده امروز


1- مقدمه

اگر به تاثیر خانواده در شکل گیری شیوه های فرزند پروری نظری بیاندازیم متوجه می شویم که بچه ها از طریق روابط تاثیر گذاری و تاثیر پذیری می شوند و در واقع این کانون گرم خانواده است که انسانها و افراد را می سازد و این ساختن ها در کودکی بیشتر است و در دوران حساس زندگی خود زیر سلطه پدر و مادر است (هیلگارد ، 1369)[1].

در سده های اول میلادی شیوه های فرزند پروری تا حدودی تند و خشن بود و بیشتر به والدین توصیه می شد به جای لوس کردن کودک و در آغوش کشیدن کودک با او به جدیت رفتار کنند این روش خشن تا حدودی زیر نفوذ مکتب رفتار گرای بود و هدف این مکتب ایجاد عادت (خوب) و خاموش کردن عادت (بد) بود این دیدگاه را عینی ، کنترل کننده و غیر عاطفی می دانستند نقل قولی است از واتسون بنیان گذار مکتب رفتارگرایی که می گوید : با بچه ها طوری رفتار کنید که گویی یک بزرگسال است کم سن و سال با او به شیوه های عینی و با استواری ملاطفت آمیز رفتار کنید هرگز او را به آغوش نکشید و روی زانوی خود ننشانید (واتسون ، 1928 به نقل از رئیس دانا 1370).[2]

در دهه 1940 این روند به سمت جمعیت سهل گیر و انعطاف پذیر بیشتری پیدا و به طور کل دگرگون گردید از جمله طرفداران این دیدگاه می توان به بنیامین اسپاک اشاره نمود او به والدین توصیه می نمود از شم طبیعی خود پیروی کنند و از برنامه های انعطاف پذیری که هم با نیازهای خود آنها هم با نیازهای کودک سازگاری داشته استفاده نمایند (هیلگارد و همکاران ، 1983، ترجمه براهنی و همکاران 1373) و به نظر من والدین عصر جدید زیاد این شیوه را مناسب نمی دانند و حال آنکه مهم ترین کانون رشد و تربیت کودک خانواده است پس چه باید کرد؟قدری تامل برانگیز است.طفل با امکانات بالقوه ارثی پا به محیط خانواده می گذارد و بعد این محیط است که با قدرتهای رفتاری از بدو تولد و حتی قبل از آن او را احاطه کرده و فرایند اجتماعی شدن به برکت تعامل با تک تک اعضای خانواده می باشد و از طرف دیگر والدین باید با ایجاد روابط عاطفی سالم و سازنده ابراز محبت و پذیرش کودک و با تعیین ملاک های با ثبات از رفتارهای مطلوب بهترین و موثرترین شیوه های اجتماعی شدن و بنای یک تربیت صحیح را فراهم کنند (مامن و همکاران مترجم یاسایی 1375).[3]

یکی از عوامل اساسی در تربیت فرزندان ، ایجاد سلامت روانی در آنهاست.اگر زمینه سلامت روانی را در خانواده ایجاد کنید ، دارای فرزندانی با شخصیت ، متعادل ، سازگار ، با عاطفه ، اجتماعی ، با اعتماد به نفس ، مسئولیت پذیر ، منطقی ، عادل و... خواهید داشت.به بیان دیگر اگر فرزندانی با سلامت فکر قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران می خواهید که قادر با تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی یا عادلانه مناسب شوند و سه فضای اساسی زندگی ، عشق ، کار و تفریح در آنها به وجود آید باید والدین زمینه بهداشت روانی را در خانواده مهیا کنند.و سلامت روانی به سالم و متعادل بار آوردن شخصیت فرزندان از طریق فراهم آوردن محیط مناسب برای تامین نیازها و شکوفایی استعدادها مربوط می شود (میرکمالی ، 1378).


بیان مسئله

والدین اولین کسانی هستند که زیر بنای شخصیت سالم یک نوجوان را گذراند دوره نوجوانی همواره نمی توان دوره خاص باشد نوجوان خام است بسیار از مشکلات آنان را به بی تجربه نسبت می دهند اگر چه ممکن است نوجوان مهارتی کسب نکرده باشد ولی این بدان معنی که نتوانسته کاری انجام دهد و در بعضی خانواده ها در بین والدین و نوجوانان درگیری وجود دارد همین امر موجب مشکلات چندی در دوران بلوغ یعنی همین نوجوانی می گردد مثال (درون گرایی و گوشه گیری) می شود در خانواده هایی که هر دو والد تندخو و مستبد هستند نه پسر و به دختر الگو مناسب برای برای رفتار مناسبی را فرا بگیرد این خانواده ها زیر بنای مشکلات نوجوان را خود می گذارند چه بسا باعث مشکلات بعدی آنان می شوند.همچنین خانواده هایی هستند که والدین ایده آل دارند و هر دو با احترام و توام با تفاهم و صمیمیت موجب رشد عقلانی عاطفی در همه زمینه ها را فراهم می آورند (احدی و بنی جمالی 1374 شعاری نژاد 1349 به نقل از شمس نجفی 1385).

- آیا بین شیوه های فرزند پروری و سلامت روانی رابطه معنی داری وجود دارد؟

اهداف پژوهشی

پدر و مادرها برای به دست آوردن ابتکار عمل و انجام وظیفه تربیتی فرزندان الزاماً باید اطلاعات خود را هر روز غنی تر کنند تا بتوانند بر کودکان خود موثر واقع شوند والدین باید بدانند که کودکان در هر شرایطی توانایی انجام دادن چه کارهایی را دارد و متناسب با توانایی های آنان از آنها انتظار داشته باشند نوجوان به خاطر پشت سر نهادن دوران کودکی با تغییراتی در بدن خویش مواجه می گردد حال آنکه این تغییرات در روان و برخورد او در جامعه گسترش می یابد اینکه کیست و در کجا قرار دارد و چه نقشی باید داشته باشد اگر او بتواند این تغییرات را یکپارچه کند خویشتن پنداری پیدا خواهد کرد اما اگر نتواند خود را بشناسد که البته این مقوله به کمک والدین میسر می شود با سردرگمی بر هم خوردن سلامت روانی او رو به رو خواهد شد و پیامد آن تزلزل در اعمال و رفتار کودک و نوجوان خواهد بود بزرگ کردن فرزندان یکی از دشوارترین مسئولیت هاست که بزرگسالان در زندگی خود بر عهده دارند با وجود این غالب مردم برای پدر و مادر شدن آمادگی ندارند بعضی از مردم دچار مشکلات عاطفی یا فشارهایی در زندگی که مانع از آن می شود که والدین خوبی باشند (برگس و کانجر 1987).

به طور کلی هر ویژگی رفتاری و عاطفی می تواند بر روی سلامت روانی نوجوان ما اثر گذار باشد.این تحقیق درصدد است.

ارتباط بین شیوه های فرزند پروری و سلامت روان را بررسی کند:

1- آیا بین سبک دیکتاتوری و سلامت روانی رابطه ی معنی وجود دارد ؟

2- آیا بین سبک سهل انکاری و سلامت روان رابطه معنی داری وجود دارد؟

3- آیا بین سبک دموکراتیک و سلامت روان رابطه معنی داری وجود دارد؟

اهمیت و ضرورت پژوهش

رفتار والدین و مربیان بطور کلی بزرگترها با نوجوانان و کودکان خود از اهمیت خاصی برخوردار است و آنها هستند که با کنش های بهنجار و نابهنجار خویش گاهی سرنوشت نوجوان را تغییر می دهند و او را به بیراهه می کشاند یا راه درست زندگی را به او نشان می دهند دانستن این موضوع که فرزندان ما در سنین نوجوانی دستخوش چنین تغییراتی می شوند و او باید خود را با تمام این تغییرات هماهنگ کند و به جای ایجاد نگرانی در نوجوان احساس امید را در او پرورش دهیم.پدر و مادر آگاه و فهمیده محیطی سرشار از محبت و تفاهم را به وجود می آورند و به فرزندان خود فرصت می دهند مشکلات و مسائل دوران نوجوانی را به آسانی در محیط خانواده حل نمایند.

والدین در این میان با مهر و محبت این حمایت و امنیت را درنوجوان ایجاد کرده و منجر به ارتقای سلامت روانی کودک و نوجون خود می گردد.با توجه به این مهم در این پژوهش برانیم که بررسی نماییم کدامین روش رابطه مثبت بیشتری با سلامت روانی نوجوان ما دارد علی رغم این که تحقیق در مورد رابطه بین سلامت روان و شیوه های فرزند پروری نشانگر یک رابطه علت و معلولی نیست با این حال تحقیق زمینه را برای تحقیقات علی آینده فراهم کند.

سوال

1- آیا بین شیوه های فرزند پروری والدین سخت گیر (مستبدانه) با سلامت روانی فرزندان رابطه ی معنی داری وجود دارد؟

2- آیا بین شیوه های فرزند پروری والدین سهل گیر با سلامت روانی فرزندان رابطه ی معنی داری وجود دارد؟

3- آیا بین شیوه های فرزند پروری والدین قاطع و منطقی (دموکراتیک) رابطه معنی داری وجود دارد؟

فرضیه

1- بین شیوه های فرزند پروری والدین سخت گیر (مستبدانه) با سلامت روانی فرزندان رابطه معنی داری وجود دارد.

2- بین شیوه های فرزند پروری والدین سهل گیر با سلامت روانی فرزندان رابطه ی معنی داری وجود دارد.

3- بین شیوه های فرزند پروری والدین قاطع و منطقی (دموکراتیک) رابطه معنی داری وجود دارد.

تعاریف نظری شیوه های فرزند پروری

شیوه های فرزند پروری به روش هایی که والدین برای فرزندان خود اعمال می کنند که در شکل گیری و رشد آنان در دوران کودکی و نوجوانی و پس از آن اثر گذار می باشد این سبک های تربیتی خود شامل : سبک های مستبدانه ، سهل گیرانه ، پذیرنده.

شیوه های مستبدانه : والدین قوانین خود را به صورت انعطاف ناپذیری به فرزندان تحمیل می کنند از نظر تربیتی خشن و تنبیه گرند کودک خود را تنبیه می کنند.محبت آن ها نسبت به کودکان در سطح پایین است آنها عقاید و امیال کودکان را در نظر نمی گیرند و اغلب دارای فرزندان گوشه گیر خجالتی و بی اعتمادی هستند.(ماسن و همکاران ، 1973)[4].

شیوه های سهل گیرانه : والدین در آموزش رفتارهای اجتماعی سهل انگار هستند.نظم و ترتیب کمی در این خانواده ها حاکم و اعضای خانواده نسبت به قوانین و آداب و رسوم اجتماعی بسیار کم اهمیت هستند.

فرزندان در چنین خانواده هایی دارای استقلال فکری و عملی هستند و این باعث بی بند و باری کودکان آنان شده و در فرزندان رشد یافته این قبیل خانواده ها در مقابل بزرگسالان مقاوم و لجوج و دارای روحیه اعتماد به نفس پایینی هستند زود خشمگین و زود خوشحال می گردند (همان منبع).

شیوه های پذیرنده : والدین که فرزندان خود را تحت هر شرایطی با توجه به ویژگی هایی که هریک ممکن است دارا باشند پذیرا بوده و نسبت به رفتارهای بد آنها به صورت کاملاً منطقی و عاقلانه و در این حال با محبت رفتار می کنند.آنها دارای فرزندانی باهوش و با اعتماد به نفسی خواهند بود.

تعریف عملیاتی شیوه های فرزند پروری

عبارت است از سبکی که با توجه به پرسشنامه حاصل سبک فرزند پروری دیانا بامریند 3 سبک مستبدانه ، سهل گیرانه ، پذیرنده (دموکراتیک) را بررسی می کند.

تعریف نظری سلامت روانی

در اساسنامه سازمان جهانی بهداشت آمده (سلامت روانی عبارت است از رفاه کامل جسمی ، روانی ، اجتماعی و نه فقط نبود بیماری یا ناتوانی) (به نقل از کاپلان سادوک 1370 ج 1 ص 293).[5]

این سه بعد سلامتی لازم و ملزم یکدیگرند و هیچ دلیلی موجه و توجیه علمی و اخلاقی اجتماعی وجود ندارد که یکی از ابعاد را نادیده گرفته باشد چرا که بهداشت روانی بخشی جدایی ناپذیر از بهداشت عمومی است که فرد را از عناصر شناختی عاطفی و همچنین از توانایی خود در ایجاد رابطه با دیگران آگاه می سازد انسان با داشتن تعادل روانی بهتر می تواند فشار زندگی فائق آید کارهای روزانه را پر بارتر و سودمند تر گرداند فرد مفیدی برای جامعه باشد (به نقل از سازمان جهانی بهداشت ، 2001 ، مترجم شاه محمدی 1380).

تعریف عملیاتی

سلامت روانی به نمره اشاره دارد که فرد در پرسشنامه سلامت روانی GHQ28 حاوی 28 سوال است که گزینه به دست آمده به عنوان سلامت روانی در نظر گرفته می شود.



الف- خانواده و نقش های آن

- اهمیت خانواده

خانواده اولین بذر تکوین و رشد فردی و بنای شخصیت را در انسان فراهم می سازد کودک در خانواده به عنوان فیلتری برای عقاید و ارزش های اخلاقی را کسب می کند ، روابط اجتماعی با دیگران را می آموزد واصول و قواعد اخلاقی را یاد می گیرد خانواده به عنوان فیلتری برای عقاید ، ارزش ها و نگرش های مربوط به فرهنگ یک جامعه محسوب می گردد و آنها را به یک شیوه های بسیار اختصاصی و انتخابی به کودک ارائه می دهد بی تردید باید گفت که شخصیت ، نگرش ها ، طبقه اجتماعی ، اقتصادی و مذهبی خصوصیات و وابستگی های نسبی خانوادگی تحصیل و جنس والدین خانواده به نحو ارائه ارزش ها و میزان هایا اخلاقی به فرزندان تاثیر خواهد گذاشت (کرمی نوریو مرادی ، 1372).

خانواده در تربیت فرزندان وظایف و نقش های متعددی را بر عهده دارد که اهم آنها عبارتند از :

1- خانواده به عنوان سیستم ، 2- خانواده به عنوان معلم الگو ، 3- خانواده به عنوان کانون محبت و امنیت.


دانلود بررسی رابطه ی بین طبقه ی اجتماعی افراد با نوع مواد مخدر مصرفی

موضوع تحقیق حاضر بررسی رابطه ی بین طبقه ی اجتماعی افراد با نوع مواد مخدر مصرفی می باشد در این تحقیق رابطه ی بین طبقه ی اجتماعی افراد با نوع ماده مخدر مصرفی بررسی شده است البته از این که مطالب پیرامون این موضوع بسیار گسترده و عمیق می باشد سعی شده رئوس مطلب ذکر گردد و از پرداختن به همه ی مباحث اعتیاد به صورت جزئی خودداری گردیده است
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 107 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 134
بررسی رابطه ی بین طبقه ی اجتماعی افراد با نوع مواد مخدر مصرفی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

1چکیده:

موضوع تحقیق حاضر بررسی رابطه ی بین طبقه ی اجتماعی افراد با نوع مواد مخدر مصرفی می باشد. در این تحقیق رابطه ی بین طبقه ی اجتماعی افراد با نوع ماده مخدر مصرفی بررسی شده است البته از این که مطالب پیرامون این موضوع بسیار گسترده و عمیق می باشد سعی شده رئوس مطلب ذکر گردد. و از پرداختن به همه ی مباحث اعتیاد به صورت جزئی خودداری گردیده است.

برای مطالعات و آشنایی به مبانی بینش موضوع از منابع جامعه شناسی شامل اعتیاد و خانواده، نظریه های جامعه شناختی مرتبط با موضوع اعتیاد در بین افراد جامعه، و نیز عوامل گرایش به اعتیاد و نیز منابع غیرجامعه شناسی شامل منابع روانشناسی و منابع تاریخی استفاده شده است برای بررسی سوآلات تحقیق و اهداف آن از روش توصیفی و میدانی استفاده کردیم بنابراین با استفاده از روش تحقیق میدانی رابطه ی بین طبقه ی اجتماعی افراد با نوع ماده مخدر مصرفی بدست آمد.

جامعه آماری تحقیق شامل کلیه ی افراى معتاد در سنین مختلف و از طبقات اجتماعی متفاوت بودند همچنین اعم از اینکه ساکن شهر تهران بودند و یا مهاجرت به تهران داشته اند روش نمونه گیری به صورت میدانی بوده است.

حجم نمونه از طریق مصاحبه همراه با مشاهده و مشارکت و اسناد از 21 نفر از میان معتادین اطلاعات گردآوری شد.

در پایان لازم است که از استاد عزیز خانم دکتر زهرا قاسمی که طی انجام این تحقیق از راهنمائیهای فراوان و بی دریغ شان ما را بهره مند نمودند صمیمانه تشکر کنیم و از خداوند متعال سلامتی و موفقیت خود و خانواده محترمشان را خواهانیم.

سمیه خواجوی و مهدوی

فهرست

فصل اول

مقدمه

الف- بیان مسئله

ب- طرح مسئله

ت- سؤالات پژوهش

ث- اهداف تحقیق

ج- اهمیت موضوع

د- تعاریف و مفاهیم

مقدمه

در این تحقیق به بررسی رابطه میان طبقات اجتماعی و نوع اعتیاد در شهر تهران پرداخته ایم.

از آن جایی که موضوع اعتیاد و فراوانی آن یکی از دغدغه های ذهنی جامعه ما است و طی دو دوره ی کارورزی با این مسئله به طور دقیق تر آشنا شدیم پس تصمیم گرفتیم به بررسی دقیق تر آن بپردازیم.

در واقع می توان گفت: از آنجایی که اعتیاد یکی از معضلاتی است که به طور ملموس در جامعه ما بروز کرده و هر روز مشکلات آن مشاهده می شود پس لازم است به طور علمی تر این مشکلات بررسی گردد. در این تحقیق جامعه آماری ما شامل افراد معتاد در طبقات اجتماعی بالا، متوسط و پائین در مرکز اجتماع درمان مدارد T.c (هجرت) و همچنین مرکز ندای آرامش در استان تهران می باشد. که با استفاده از روش تحقیق میدانی به بررسی رابطه بین نوع اعتیاد و سطح طبقه ی اجتماعی افراد می پردازیم. بدینصورت که ابتدا مصاحبه ی اکتشافی انجام شده و سپس مصاحبه نامه ی نهایی تنظیم گردید که اطلاعات حاصل از آن را در فصل چهارم به طور مبسوط ملاحظه می کنید.

این پژوهش در اسفند ماه 1385 تا پایان مرداد 1386 در تهران انجام شد.

الف- بیان مسئله:

با توجه به ابعاد گسترده ای که اعتیاد در جامعه ما یافته است و مشکلاتی که از آن طریق گریبانگیر رشد و توسعه ی جامعه شده است ما راغب شدیم که رابطه میان طبقات مختلف اجتماعی با اعتیاد را بررسی کنیم، همچنین از آنجایی که متأسفانه همه ی اعضا جامعه بنوعی درگیر با اعتیاد شده اند این سؤال مطرح است: که آیا فقط طبقات پائین که درگیر مشکلات گسترده اقتصادی هستند پس به دلیل رفع آن درگیر اعتیاد می شوند؟ آیا ناپایداری وضع اقتصادی و مشکلات گذار فرهنگی در طبقه متوسط جامعه سبب بروز ناهنجاریهایی در خانواده شده و بیشتر طبقه متوسط را درگیر اعتیاد کرده؟

و یا رفاه و بی برنامگی برای صرف پول بادآورده در طبقه بالا افراد را به سوی اعتیاد می برد و ..... مجموعه ی این سؤالات سبب شد تا به سوی این موضوع کشیده شویم که چه رابطه ای میان میزان ثروت و تحصیلات و نوع شغل فرد (که در مجموع سطح طبقه ی اجتماعی افراد را می سازد) با اعتیاد وجود دارد؟ و به طور دقیق تر آیا سطح طبقاتی افراد آنان را به سوی ماده مصرفی اعتیادآور خاصی می کشاند یا خیر؟ این ایده ی اولیه تحقیق ما است.

ولی از آنجا که برای ما سؤالات زیادی در مورد اعتیاد جوانان مطرح است مرکز بازپروری T.c واقع در تهرانپارس را برای تحقیق انتخاب کردیم زیرا در این منطقه ی تهرانپارس جوانان در سنین بسیار پائین به کارهای بزهکارانه و مواد مخدر و مشروبات الکلی پرداخته اند. این وضعیت نامناسب امکان آموزش، کسب مهارتها و انتقال اندیشه های بزهکارانه و نابهنجار را در دسترس جوانان قرار می دهد. امروز شنیدن آمار و ارقام مربوط به ا عتیاد به ویژه مواد مخدر و وسایل ناشی از آن به خصوص در میان نسل جوان تصویر دردناکی را رو در روی انسان قرار می دهد که نمی تواند بی اعتنا به این مشکل بزرگ اجتماعی باشد.

پس بر آن شدیم که به بررسی این مشکلات و مسائل در یک پژوهش دقیق تر و علمی تر بپردازیم و به همین دلیل موضوع پایان نامه خود را با این سؤال آغاز کردیم:

سؤال آغازین: چه رابطه ای بین اعتیاد افراد و نوع ماده مصرفی آنان با طبقه ای که متعلق به آن هستند وجود دارد؟

امروزه مصرف مواد مخدر و آثار مخرب معضل اعتیاد و قاچاق مواد مخدر بر ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی جوامع آسیب رسانده و نه تنها به صورت یک تهدید ملی بلکه فراتر از مرزهای ملی به صورت یک مسئله ی پیچیده جهانی درآمده که شعاع مضرات و اثرات زیان بار آن گریبانگیر کشورهای بی شماری شده است.

دامنه ی شدت و وسعت این بحران از گذشته های دور بر جامعه ی جهانی سایه افکنده به حدی است که علاوه بر مسئولین کشوری توجه بسیاری از صاحبنظران و کارشناسان و پژوهشگران مسائل علوم اجتماعی- انسانی را نیز به خود معطوف نموده و علیرغم رویکردهای جامع و تمهیدات اتخاذ شده در حل و کاهش این معضل در سطح ملی، منطقه ای و جهانی (تشدید مبارزه، وضع قوانین جدید، اعلام قاچاقچیان، مصادره اموال نامشروع سوداگران مرگ، اجلاسهای بین المللی، و صدور قطعنامه ها و عقد قراردادها و پیمانهای همکاری بین المللی، منطقه ای و .....) هر روز عملاً شاهد وخامت بیشتر اوضاع و تشدید این مسئله ی مهم می باشیم.

در جامعه ی ما بسیاری از مواد مسئله ساز تلقی می شوند زیرا که اغلب آنها افراد را ناکار می سازند و توانایی آنان را برای ساماندهی امور خویش، اداره زندگی شخص و خانوادگی، اداره ی زندگی شخصی و خانوادگی دچار اختلال می کنند.

چنین پیداست که پاره ای از مواد مخدر سبب می شود که معتاد حرمت ارزشهای اخلاقی و جبر هنجارهای جامعه را پاس ندارند و در نتیجه قوانین را زیر پا گذارند، و با پرخاش خویش موجبات آزارهمگان را فراهم آورند و در نهایت دست به جرایم و جنایات آشکار یا پنهان مالی یا جانی بزنند.

شاید خطرناکترین مواد مخدر انواع افیونیات باشندکه موجب وابستگی روانی معتاد به مصرف ماده مخدر می شود.

معمولاً واکنش اجتماعی مردم در مورد مصرف مواد مخدر در طول قرون متفاوت بوده و متأسفانه باید به این حقیقت تلخ اعتراف کرد که اعتیاد را ب یشتر یک مسئله ی شخصی و فردی می دانند نه اجتماعی، در حالی که عکس این موضوع صادق است و اعتیاد بیشتر یک مسئله و مشکل اجتماعی می باشد تا یک مسئله ی شخصی و فردی[1].

معتادان از گروههای مختلف اجتماعی و اقتصادی هستند. چون هم افراد مرفه و هم افراد فقیر و یا افراد بیکار، هم آنانی که پایگاه اجتماعی خوبی ندارند و هم آنانی که موقعیت اجتماعی جالبی دارند امکان معتاد شدنشان وجود دارد.

اغلب دیده شده افراد معتادی که در طبقه ی پائین اجتماع قرار دارند و شاید امکان تهیه ی مواد، برایشان به راحتی میسر نباشد در بیشتر موارد به ارتکاب جرم می پردازند، چون برای تأمین مواد مورد نیاز خود به پول احتیاج دارند واین پول را باید غالباً از راه نامشروع تأمین کنند و به همین علت به ارتکاب جرم می پردازند، این افراد به مقررات و قوانین اجتماعی بی توجهند و اغلب قانون شکنند. در مناطق جرم خیز و پرجمعیت و کثیف شهر زندگی می کنند و محیط زندگیشان بیشتر غیراخلاقی است.

این نوع افراد به هیچ کس و هیچ چیز وفادار نیستند و تنها سعی آنان به دست آوردن مواد مورد نیازشان است از هر طریقی و به هر شکلی که امکان پذیر باشد. بیشتر لذت طلب و خشن هستند و حتی بعد از مصرف از هر کار و هر چیزی لذت می برند ولی در عین حال زودرنج و خشن هستند و از اطرافیان توقع زیادی دارند. از لحاظ عاطفی در برابر هیچ کس و هیچ چیز مسئولیت احساس نمی کنند و همیشه همه مردم بویژه اطرافیان خود را مسئول رفتار خویش می دانند[2].

حال از آن جا که یکی از سرمایه های گرانبهای هر کشور وجود جوانان و نوجوانانی است که می توانند آینده ی پربار کشور را به خوبی تضمین کنند و به قولی همین نوجوانان امروز آینده سازان فردای کشورشان هستند، حال یکی از آفت هایی که ممکن است گریبانگیر این قشر شود مسئله ی کجروی های متعددی است که در حال حاضر آنچه که گریبان این قشر جوان را گرفته مسئله ی اعتیاد و یا گرایش به مواد مخدری می باشد که واقعاً فاجعه ای بس غم انگیز است و مسئولین امر باید تدابیر خاص را در این خصوص بیاندیشند[3].

ب- طرح مسئله:

چنین به نظر می رسد که پدیده ی اعتیاد و مواد مخدر یک مسئله ای پیچیده و چند بعدی است. این مسئله محصول تعامل و ترکیب شرایط و عوامل عدیده ای در سطوح خرد، میانی و کلان است. به طوری که در تحلیل آن علاوه بر عوامل فردی در سطح خرد نظیر بیماری های جسمانی و روانی، تعامل فرد با دوستان معتاد و محیط های آلوده، بیکاری، و.... باید به عوامل سطح میانی چون مشکلات خانوادگی از جمله طلاق، نوع تعامل خانه و مدرسه و یا حتی در سطح کلان- موقعیت جغرافیایی کشور و از جمله بازار مواد افیونی، نفوذ دلالان د رمرحله های انتظامی، سطح توسعه ی صنعتی و شهرگستری، نابرابری در توزیع منابع ارزشمند، سطح توسعه ی فرهنگی جامعه و رشد بصیرت و دانایی مردم توجه نمود[4].

از آنجایی که توجه به همه ی این عوامل مستلزم انجام دادن پژوهش های علمی است و این کار زمان زیادی را می برد لذا ما در اینجا سعی کردیم رابطه ی موضوع اعتیاد را فقط با چند پدیده از پدیده ها ی اجتماعی به طور خلاصه بررسی کنیم:

1-رابطه فقر مادی خانواده با اعتیاد: با کمال تأسف دیده شده که بیشترین معتادان هر جامعه را افراد طبقه ی پائین تشکیل می دهند، مثلاً افرادی که در محله های شلوغ و پرجمعیت شهرهای صنعتی و تجارتی زندگی می کنند بیشترین درصد معتادان هستند. البته نمی توان گفت بین قرار گرفتن در طبقه ی پائین و اعتیاد رابطه مستقیم وجود دارد چون در هر جامعه عده ی زیادی از مردم فقیرند ولی معتاد نیستند.

دلایلی که تعدادی از افراد را به این راه می کشاند یکی محرومیتهای ناشی از فقر است که تنها راه فرار از این ناراحتیها را مصرف مواد مخدر می دانند. علل دیگر اینکه تولیدکنندگان سعی می کنند عوامل توزیع را این گونه افراد انتخاب کنند، چون اولاً به علت فقر، تخصص و حرفه ای ندارند و در نتیجه بازار کارشان بی رونق است. عوامل تولید سعی می کنند اول آنان را معتاد کنند و بعد از آنان برای فروش مواد مخدر استفاده نمایند چون کاری است بدون زحمت با درآمد نسبتاً خوب و در عین حال به تخصص هم نیازی ندارد و بعد از مدتی فروش و توزیع برای شناخت ناشی از فقر آموزشی که خود از فقر خانوادگی ناشی می شود علت دیگری برای کشش در این راه است. چون خوشبختانه بین میزان آگاهی و شناخت یا حدود تحصیلات و اعتیاد مردم رابطه معکوس وجود دارد[5].

2-رابطه بیکاری با ا عتیاد: بیکاری به عنوان یک پدیده ی اجتماعی زمینه مساعدی برای انحرافات بویژه اعتیاد است. افراد بیکار چون بیشترین اوقات خود را در قهوه خانه ها یا تریاها می گذرانند و این گونه اماکن بهترین و مناسب ترین جا برای فروش و مصرف مواد مخدر است، در نتیجه برای گرایش و کشش به طرف اعتیاد عامل مساعدی به شمار می آیند که در اصل از بیکاری مردم ناشی می شود زیرا کسی از مواردی که در هنگام تحقیق، نظر ما را به خود جلب کرد وجود این قبیل اماکن عمومی در مناطق پائین شهر برای مصرف مواد مخدر بود[6].

3-رابطه بین جرم و اعتیاد: از آنجایی که قیمت مواد مخدر بی نهایت گران و کمیاب است افراد معتاد اغلب ناگزیرند که با انجام فعالیتهای غیرقانونی و نامشروع، مواد مورد نیاز خود را تأمین کنند. به طور مثال کسی که به هروئین معتاد می شود وابستگی و نیاز مصرف روزانه او به هروئین به صورت یکی از مهمترین جنبه های زندگی روزانه اش درمی آید، اگر چه در گذشته آنان مواد مخدر را برای کسب لذت و یا اثرات جسمی و روحی آن مصرف می کرده اند، ولی بعد از مدتی برایشان به صورت یک نیاز جسمی و روحی درمی آید، و برای حفظ تعادل بدن مجبورند بتدریج مقدار بیشتری مصرف کنند و چون هزینه روزانه برای بدست آوردن مواد مخدر خیلی بیشتر از مقدار درآمد معمولی خواهد شد به ناچار آنها به کارهایی نظیر دزدی، و یا خودفروشی و فحشاء مبادرت می ورزند تا بتوانند پول مورد نیاز برای خرید مواد مخدر خود را کسب کنند. بطور متوسط یک معتاد سالیانه هفتاد هزار تومان پول باید تهیه کند تا راحت به آرزوی خود برسد و چون این مقدار درآمد برای افراد م عتاد که اغلب تخصص و تجربه علمی ندارند از طریق نامشروع مثلاً دزدی یا آدم کشی سعی می کنند پول مورد نیاز را کسب کنند و اگر بخواهند از طریق دزدی به این پول دسترسی یابند باید حداقل پنج برابر آن را بدزدند تا بتوانند آن را به یک پنجم قیمت بفروشند و یا کسی که از طریق خودفروشی پول کسب می کند بعد از مدتی فحشا به صورت حرفه ی دایمی او در می آید. چون برای این گونه افراد غیرمتخصص و غیرعلمی، ساده ترین و پردرآمدترین کار است و یا اغلب به مطلب پزشکان بیمارستانها و داروخانه ها دستبرد می زنند تا به مواد دسترسی یابند چون معتادان برای تأمین مواد خود ناگزیر از ارتکاب جرم هستند بنابراین بهتر است برای جلوگیری از ارتکاب جرم به درمان معتادان پرداخت، چون یا نزد پزشکان می روند تا مواد کسب نمایند، یا به صورت دوره گردهای مواد مخدر درمی آیند و مواد را از دوره گردها می خرند و آن را با شیره شکر مخلوط می کنند و می فروشند کسی که برای بار سوم آن را می خرد بیشتر شیره و شکر است تا هروئین.

لازم به ذکر است که برخی پزشکان با گرفتن پول اضافی داروهای مخدر را از طریق نسخه در اختیار معتاد قرار می دهند به همین علت مقادیر زیادی پول به پزشکان برای انجام این کارها پرداخت می شود به همین دلیل است که اگر پزشکی و تجارت با هم ترکیب شوند فساد اجتماعی روز به روز بیشتر خواهد شد و به نوبه ی خود به گسترش اعتیاد کمک بیشتر می کند.

و در آخر می توان گفت: اغلب جرایم را افراد معتاد مرتکب می شوند چون برای خرید مواد ناگزیر از ارتکاب جرم هستند و بیشترین جرایمی که از سوی معتادان صورت می گیرد عبارتند از: دزدی، ورود به خانه مردم به خاطر جرایمی چون آدمکشی، دزدی و فحشا است[7].

برای فهم بهتر موضوع اعتیاد در ایران جا دارد که به آمار معتادین در ایران در سال 1378 بپردازیم.

آمار معتادین در ایران:[8]

بر طبق آمار ارائه شده از طرف ستاد مبارزه با مواد مخدر در سال 1378 در ایران 200/1 میلیون نفر معتاد و 800 هزار نفر معتاد بالقوه یا به عبارتی «معتاد تفنیی» وجود دارد. در چند سال اخیر آمارهای متفاوت و در پاره ای مواد غیرواقعی از سوی کارشناسان اعلام شده است. آخرین اظهار نظر آماری از سوی یک مقام مسئول (رئیس سازمان بهزیستی کشور) در سمینار «تازه های درمان اعتیاد در آبان ماه 1381 مبتنی بر این است:

تعداد 5 درصد جمعیت بالای 15 سال کشور به مواد مخدر معتاد هستند و این در حالیست که این میزان در کشورهای صنعتی 2 درصد است.

آمارهای ستاد مبارزه با مواد مخدر در سال 1381 نشان می دهد از جمعیت معتادین کشور تعداد 130 هزار نفر معتاد تزریقی وجود دارد که تخمین زده می شود 16 هزار نفر آنان آلوده به ویروس ایدز باشند. همچنین آمار این ستاد نشان می دهد که تعداد 8834 نفر معتاد در سالهای 1375 تا 1380 بر اثر سوء مصرف مواد مخدر در کشور جان خود را از دست داده اند به طور متوسط هر سال 1472 معتاد و هر روز به طور متوسط 4 معتاد در نتیجه سوء مصرف مواد مخدر درگذشته اند.


1- اعتیاد و شیوه های درمان آن برای خانواده/ تألیف و ترجمه محمدحسین فرجاد، هما بهروش، زهره وجدی.- تهران: بدر ص 37.

1- همان منبع پیشین ص 29

2- شیخاوندی، داور/ کتاب بررسی مسائل اجتماعی ایران. ص 381.

3- آسیب های اجتماعی و روند تحول آن در ایران/ تألیف: عبدالحسینی اسکندری/ نشر: گیتا ص 25 و 26

1- اعتیاد و شیوه های آن برابر رمان خانواده/ تألیف و ترجمه محمدحسین فرجاد، دکتر هما بهروش، دکتر زهره وجدی- تهران، بدر 1374 ص 35

2- همان منبع ص 38

1- همان منبع پیشین ص 41 و 42

2- کریمی درمنی، حمیدرضا، توانبخشی گروههای خاص، 1382، ص 307 و 308.

ت- سؤالات پژوهش:

سؤالات این پژوهش شامل این موارد می باشد:

1-چه نوع معتادانی در سطح مصاحبه شوندگان وجو دارد؟

2-چه دسته بندی از افراد معتاد بر اساس اولین ماده معرفی می توان کرد؟

3-چه رابطه ای بین طبقه ای که فرد معتاد در آن قرار دارد با اولین ماده مصرفی اش وجود دارد؟

4-چه رابطه ای بین طبقه ای که فرد معتاد در آن قرار دارد با آخرین ماده در دوره نهایی مصرفش وجود دارد؟

5-بیشتر افراد معتاد متعلق به چه طبقه اجتماعی هستند؟

ث- اهداف تحقیق:

هدف اصلی از این پژوهش بررسی رابطه ی بین اعتیاد با طبقات اجتماعی در معتادان اجتماع درمان مدار تهران T.c (هجرت) و همچنین مرکز فرهنگی ندای آرامش در سال 1386 می باشد.

به طور کلی می توان گفت: دلیلی که هر پژوهشگر را به تحقیق در مسئله و موضوعی وامی دارد متعدد است: نخست میل به دانستن و فهمیدن و رضایت خاطری است که در اثر دانستن و فهمیدن حاصل می آید. دوم اینکه: هدف هر تحقیقی پیدا کردن جواب مسائل و حل مشکلات با استفاده از روشهای علمی است و دیگر اینکه یافتن راه حل و وسیله ای که بتوان کاری را بهتر انجام داده و بهره ی بیشتر می برد و بتوان اشتباهی را برطرف و مشکلی را حل نمود[1].

برا این اساس بر آن هستیم تا محورهای اساسی این مسئله را تا حدودی باز نموده و به بررسی این موضوع در مراکز یاد شده بپردازیم.

و همچنین اهداف جزئی تحقیق شامل:

1-بررسی انواع معتادین در سطح مصاحبه شوندگان

2-بررسی و دسته بندی افراد معتاد بر اساس اولین ماده مصرفی

3-بررسی طبقه اجتماعی افراد معتاد

4-بررسی رابطه میان طبقه اجتماعی و نوع مواد مخدر مصرفی در شروع اعتیاد

5-بررسی رابطه میان طبقه اجتماعی و نوع مواد مخدر مصرفی در دوره نهایی مصرف

ج- اهمیت موضوع:

به عنوان یک محقق به دلیل اینکه این موضوع مشغله ی اصلی ذهن ما بوده و ضمناً موضوع اعتیاد موضوع تحقیقی ما در دوران کارورزی نیز بوده و به بیانی دیگر از آنجایی که اعتیاد را ما به طور ملموس می توانیم در جامعه مان مشاهده کنیم پس بر آن شدیم تا به طور علمی این مشکلات را بررسی کنیم.

مسئله ی اعتیاد و قاچاق مواد مخدر معضلی است تقریباً جهانی و کشورهای بی شماری از آن به عنوان یکی از کلیدی ترین مشکلات اجتماعی یاد می کنند و خطرات آن را جدی می پندارند امروزه تجارت مواد مخدر بعد از قاچاق اسلحه بزرگترین و سودآورترین تجارت روی زمین است. و قاچاقچیان بین المللی مواد مخدر از طریق تجارت افیون در جهان سالانه مبلغ پانصد میلیارد دلار سود به جیب استعمارگران سرازیر می کنند، آمار و ارقام مربوط به این تجارت مسموم در ایران نیز قابل توجه و تأمل است.

لازم به ذکر است کاربرد این تحقیق در مراکز بازپروری معتادان و کلینیک های ترک اعتیاد می تواند راهگشان برنامه ریزی باشد زیرا برای هر برنامه ریزی موفق می بایست ابتدا شناخت مشکل صورت گیرد بنابراین می توان این تحقیق را سرآغازی برای تحقیقات بعدی دانست.

اهمیت کاربردی:

با توجه به شناختی که در مورد ا عتیاد به عنوان یک بیماری اجتماعی داریم، می توان گفت اعتیاد عبارت از مسمومیت مزمن که برای افراد و جامعه مضر است، مواد مخدر بسان شمشیر دو لبه ای عمل می کند که از یک طرف سود سرشاری فراهم می آورد و از سوی دیگر بر پیکره ی اجتماع سم وارد می کند و باعث از دست رفتن نیروی انسانی و جمعیت فعال و کاهش توانایی های فکری و جسمی منابع انسانی، طبیعی و مالی که می توانستند نقش و تأثیر بسزایی در راه توسعه اقتصادی و اجتماعی و ... ایفا کنند.

اهمیت کلی پرداختن به اعتیاد و قاچاق مواد مخدر در جامعه ی رو به توسعه ی ایران زمانی جدی بودن و ضرورت طرح آن را می نمایاند که نگاهی به آمار و ارقامی که بعضاً از سایر منابع در مناسبت های مختلف ارائه می گردد داشته باشیم که این مهم خود گویای تصویر کلی از شدت ابعاد این مسئله ی اجتماعی و معضل همگانی در تمامی ساختارهای جامعه است.

امروزه شنیدن آمار و ارقام مربوط به اعتیاد مواد مخدر و مسائل ناشی از آن بخصوص در میان نسل جوان تصویر دردناکی را رو در روی انسان قرار می دهد که نمی تواند بی اعتنا به این مشکل بزرگ اجتماعی باشد.

که در اینجا برای فهم بهتر موضوع می توان از خسارت های اقتصادی ناشی از سوء مصرف و قاچاق مواد مخدر در ایران در سال 1373 نام برد:

خسارت های اقتصادی ناشی از سوء مصرف و قاچاق مواد مخدر در ایران سالیانه بر اساس محاسبه صورت گرفته در سال 1373 بالغ بر 480 میلیارد تومان برآورد گردیده است که با توجه به افزایش نرخ تورم سالیان این رقم در سال 1373 معادل 700 میلیارد تومان در سال تخمین زده می شود، که نگارنده تصریح می نماید که اگر این رقم قابل توجه صرف سازندگی و ایجاد مشاغل برای جذب عظیم خیلی از بیکاران می شد سیمای اجتماعی و اقتصادی متحول می گشت.

ضمناً همان طور که قبلاً هم گفته شد با کمال تأسف دیده شد، که بیشترین معتادان هر جامعه را افراد طبقه پائین تشکیل می دهند که در این جا می توان به نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی حاکم در جامعه اشاره کرد.

به طور مثال در مورد اعتیاد در جامعه ی آمریکا می توان گفت: یکی از دلایل عمده ای که جامعه آمریکا بالاترین رقم معتادان را دارد وجود طبقات اجتماعی مختلف در آن جامعه است. طبقاتی بودن آن جامعه تضاد اجتماعی را زیاد می کند و شاید مواد مخدر راه درمان مناسبی در این زمینه برای مردم باشد، هر ساله دولت آمریکا میلیونه دلار پول صرف بهبود بیماری اجتماعی اعتیاد می کند و با توجه به نظر رهبران آمریکا به این مشکل اجتماعی سالیان درصد معتادان در حال افزایش است و به همین دلیل می توان به جرأت گفت: تا شکاف و فاصله ی طبقاتی کم نشود اعتیاد هم در آن جامعه کاهش نخواهد یافت[2].

حال لذا از آنجایی که اعتیاد به مواد مخدر یکی از آسیب های اجتماعی تهدیدآمیز و ویرانگر به شمار می رود که زمینه ی سقوط بسیاری از ارزش ها و معیارهای اخلاقی را فراهم می کند و سلامت افراد جامعه را به خطر می اندازد پس متوجه می شویم که مؤثرترین شیوه در راستای کاهش و جلوگیری اعتیاد به مواد مخدر بررسی همه جانبه ی ساختاری اعتیاد می باشد و این مطلب ضرورت انجام تحقیق را در رابطه با موضوع یاد شده برای ما بیش از پیش مشخص می کند.


دانلود بررسی تأثیر فرزند ناتوان هوشی بر کارکردهای مختلف خانواده در منطقه 15 آموزش و پرورش شهر تهران

انسان به عنوان اشرف مخلوقات ایزد منان خلق شده تا از فرصتهای بدست آمده کمال استفاده را ببرد و به کمال نهایی که همان قرب خداست، دست یابد همین انسان ابتدا در خانواده خود را پیدا می کند، خانواده باید شرایطی آماده کند تا شخص بسوی هدف نهایی گام بردارد بر اساس تعالیم عالیه همه انسانها از حقوق یکسانی برخوردارند تا خود را به قله رفیع انسانیت برسانند
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 65 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 84
بررسی تأثیر فرزند ناتوان هوشی بر کارکردهای مختلف خانواده در منطقه 15 آموزش و پرورش شهر تهران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب صفحه

عنوان

پیشگفتار

چکیده

فصل اول : مقدمه

1-1 مقدمه

2-1 بیان مسئله

3-1 هدف پژوهش

4-1 اهمیت موضوع پژوهش

5-1 سؤالات تحقیق

6-1 تعاریف عملیاتی

فصل دوم : پیشینه تحقیق

1-2 تاریخچه

2-2 نظریه ها و تعاریف

3-2 تحقیقات داخلی

4-2 تحقیقات خارجی

فصل سوم : روش اجرای پژوهش

1-3 مقدمه

2-3 جامعه آماری

3-3 نمونه و روش نمونه گیری

4-3 ابزار اندازه گیری

5-3 روش جمع آوری داده ها

6-3 روش آماری

فصل چهارم : تحلیل یافته های پژوهش

1-4 مقدمه

2-4 نگرش و احساسات والدین (حیطه اول)

3-4 تأثیر کودک ناتوان هوشی بر جنبه های اجتماعی خانواده (حیطه دوم)

4-4 تأثیر کودک ناتوان هوشی بر جنبه های اقتصادی خانواده (حیطه سوم)

5-4 تأثیر کودک ناتوان هوشی بر روابط زن و شوهر (حیطه چهارم)

6-4 تأثیر کودک ناتوان هوشی بر خواهران و برادران (حیطه پنجم)

فصل پنجم : تحلیل و نتیجه گیری یافته های پژوهش

1-5 تحلیل یافته های پژوهش (حیطه اول)

2-5 تحلیل یافته های پژوهش (حیطه دوم)

3-5 تحلیل یافته های پژوهش (حیطه سوم)

4-5 تحلیل یافته های پژوهش (حیطه چهارم)

5-5 تحلیل یافته های پژوهش (حیطه پنجم)

6-5 بحث و نتیجه گیری (حیطه اول)

7-5 بحث و نتیجه گیری (حیطه دوم)

8-5 بحث و نتیجه گیری (حیطه سوم)

9-5 بحث و نتیجه گیری (حیطه چهارم)

10-5 بحث و نتیجه گیری (حیطه پنجم)

11-5 محدودیتهای پژوهش

12-5 پیشنهادات

فهرست منابع


پیشگفتار

انسان به عنوان اشرف مخلوقات ایزد منان خلق شده تا از فرصتهای بدست آمده کمال استفاده را ببرد و به کمال نهایی که همان قرب خداست، دست یابد. همین انسان ابتدا در خانواده خود را پیدا می کند، خانواده باید شرایطی آماده کند تا شخص بسوی هدف نهایی گام بردارد. بر اساس تعالیم عالیه همه انسانها از حقوق یکسانی برخوردارند تا خود را به قله رفیع انسانیت برسانند.

حال اگر شخصی بنابر هر علتی ناقص متولد شد دال بر این نیست که حقوق او نیز ناقص خواهد بود. بلکه همان شرایط مساوی برایش مهیا خواهد شد.

پس باز خانواده هست که باید این شرایط را برای فرزند معلول و ناتوان خود فراهم کند تا بتواند از حداکثر توانایی خود نهایت استفاده را ببرد و سربار خانواده نشود و تأثیر سوء بر خانواده نگذارد. در تحقیق حاضرسعی شده تا تأثیرات کودک ناتوان هوشی بر خانواده مورد بررسی قرار گیرد.

ارائه چکیده:

1- عنوان چکیده : بررسی تأثیر فرزند ناتوان هوشی بر کارکردهای مختلف خانواده

2- بیان مسئله : خانواده بعنوان یک نظام اجتماعی و فرزند ناتوان هوشی نیز بعنوان یکی از اعضای این نظام و سیستم اجتماعی می باشند. حال این پرسش پدید می آید که آیا خانواده های دارای فرزند ناتوان هوشی را تا چه حد پذیرفته اند؟ و این فرزند چه تأثیری بر خانواده دارد؟

3- سؤالات تحقیق :

الف: نگرش و احساسات والدین درباره فرزند ناتوان هوشی چگونه است؟

ب : تأثیر فرزند ناتوان هوشی بر جنبه های اجتماعی خانواده چگونه است؟

ج : تأثیر فرزند ناتوان هوشی بر جنبه های اقتصادی خانواده چگونه است؟

د : تأثیر فرزند ناتوان هوشی بر روابط زن و شوهر چگونه است؟

هـ : وجود فرزند ناتوان هوشی چه تأثیری بین سایر فرزندان خانواده می گذارد؟

4- ابزار گردآوری اطلاعات : پرسشنامه F.I.Q ساخته دونبرگ و بیکر در سال 1993 و دارای 49 آیتم می باشد که این پرسشنامه تأثیری را که کودک ناتوان هوشی بر والدین و خانواده می گذارد را می سنجد و دارای پنج حیطه مهم می باشد.

1- نگرش و احساسات والدین

2- حیطه اجتماعی

3- حیطه اقتصادی

4- روابط زن و شوهر

5- تأثیر بر سایر فرزندان

5- خلاصه نتایج تحقیق : فرزندان ناتوان هوشی آموزش پذیر تأثیر نامطلوبی بر جنبه های اجتماعی خانواده ندارند. از لحاظ اقتصادی این فرزندان در مقایسه با همسالان عادی هزینه بیشتری را مصرف می کنند. روابط والدین با هم تأثیرپذیر از این فرزند نیست.

خواهران و برادران فرزند ناتوان هوشی مشکل چندانی با وی ندارند. ولی نگرش کلی والدین حاکی از تأثیر نسبتاً منفی کودک ناتوان هوشی بر خانواده است. (63% والدین)

1-1) مقدمه

یکی از ویژگیهای مهم انسان، قوای ذهنی رشد یافته و عقل هوشی است که در وجود او به عنوان یک موهبت الهی به ودیعه نهاده شده و همین ویژگی او را از سایر موجودات متمایز ساخته و به دلیل دارا بودن این نعمت، خداوند او را اشرف مخلوقات و مسجود فرشتگان و خلیفه خود بر روی زمین قرار داده است.

اما بنا به دلایل متعددی، معدودی از افراد انسان از داشتن چنین توانایی و ظرفیتی یا محروم بوده و یا از حد طبیعی متناسب با سن خود پایین تر می باشند این محرومیت یا کمبود و نقصان آنان را از سایر افراد متمایز ساخته و برای آنان نیازها و محدودیتها و ناتوانی هایی را تحمیل می نماید که این افراد با توجه به ویژگیها و خصوصیات خاصی که دارند در گروه افراد استثنایی قرار می گیرند.

البته باید توجه نمود که واژه استثنایی به طور اعم و به معنای دقیق علمی خود نمی تواند فقط به گروههای خاصی از افراد جامعه اطلاق شود، چرا که حد حقیقت همه افراد از نظر خصوصیات مختلف جسمانی، ذهنی، روانی، عاطفی و اجتماعی و غیره یکسان نبوده و نسبت به همدیگر دارای تفاوت های خاص می باشند لذا بدین ترتیب هر فرد نسبت به افراد دیگر استثنایی می باشد.

آنچه که اصطلاحاً کودک استثنایی می گوییم غالباً بدین معناست که کودک از نظر هوشی و جسمی و روانی و اجتماعی به میزان قابل توجهی نسبت به دیگر همسالان خود متفاوت می باشد که ناگزیر، نیازمند به توجه خاص و آموزش و خدمات فوق العاده می باشد. استثنایی بودن مشکل است نه فقط برای افراد استثنایی، بلکه مشکلی است که زندگی همه را تحت تأثیر قرار می دهد.

وقتی کودکی بر اثر برچسب منفی که به او زده می شود باعث جدا شدن او از دیگر کودکان می شود، وقتی کودکی که در اثر معلولیتی که دچار آن است در برخورد با نیازهای اجتماعی همچنان به کمک دیگران نیازمند باشد، در تمام این موارد سایر افراد جامعه تحت تأثیر قرار می گیرند، چه از جهت اقتصادی و چه از جنبه عاطفی.

بنابراین باید گفت که افراد استثنایی قبل از هر چیز یک انسانند، اما با یک سری کمبودها و ناتوانائیها.

که وظیفه تک تک افراد جامعه است که در جهت خدمت به این قشر،عزم خود را جزم کرده و در راه رسانیدن آنان به حداکثر توانمندیهایشان تلاش نموده و خدمت به این قشر عزیز جامعه را برای خود سعادت و نیک بختی قلمداد نمایند.

یکی از گروههایی که در تقسیم بندیهای مختلف که از طرف محققین و صاحب نظران در مورد افراد استثنایی شده است و دارای جایگاه خاص ویژه ای می باشد گروه «عقب مانده ذهنی» و کسانی که از نظر عملکرد هوشی پایین تر از حد متوسط عمل می کنند،می باشند. عقب ماندگی ذهنی را می توان از یک طرف بعنوان یک مشکل تربیتی، روانی و پزشکی مورد بررسی قرار داد و از طرفی دیگر به عنوان یک مشکل اجتماعی به حساب آورد. مشکل اجتماعی بودن آن ، این حقیقت را آشکار می سازد که در طول تاریخ عقاید و نظریات مردم نسبت به کسانی که عقب افتادگی روانی، ذهنی داشته اند، منعکس کننده نظریات اجتماعی آن زمان بوده و فرهنگ خاص آن ملت در شکل گیری آن عقاید و نظریات تأثیری شگرف داشته است و چگونگی برخورد با این گروه متأثر از شرایط اجتماعی و سطح فرهنگ و تمدن هر جامعه بوده و این رابطه متقابل تا به آن حد ملموس و دقیق است که به باور برخی از محققان می تواند به آئینه نمای فرهنگ و تمدن یک جامعه باشد (هاشمی، 1380).

عقب ماندگی ذهنی همانطوری که یک مشکل اجتماعی به حساب می آید، شاید قبل از هر چیز یک مشکل و معضل خانوادگی باشد که خانواده را با مشکلات روانی، اجتماعی ، اقتصادی، عاطفی و غیره مواجه می سازد.

2-1) بیان مسئله

در جامعه ای که در آن موقعیت ها و پیشرفت های هوشی و ذهنی از ارزش بالایی برخوردار است، توسعه یک کودک عادی و طبیعی اغلب به عنوان اساس اولیه در عملکرد صحیح والدین تلقی می شود. اما تولد یک فرزند عقب مانده ذهنی، خانواده را در یک معمای فرهنگی و بحران اخلاقی و روحی قرار می دهد.

آیا کودک می تواند در کنار خانواده از رابطه صلح آمیز و شادی بخش برخوردار باشد؟ یا قربانی ناامیدی، عصبانیت و گناه و رنج والدین خواهد شد؟

خانوادۀ یک کودک عقب مانده ذهنی بویژه کودکانی که بهرۀ هوشی پایین تری دارند با ناملایمات اجتماعی و شخصی بسیاری در برخورد با این مشکل مواجه هستند، چه عواملی بوسیله خانواده در این موقعیت تجربه می شود؟ از چه کسی یا کسانی طلب کمک می کنند؟ (مفیدی، 1378).

کودک عامل گسترش نسل است و تولد یک کودک غیرعادی تهدیدی جدی برای خانواده محسوب می شود. مشکلات پدر و مادر یک کودک عقب مانده ذهنی شاید از همه بیشتر باشد.

زیرا بدنیا آمدن کودک هدیه ای به معنای واقعی کلمه است، ولی گاهی انسان از اینکه یک هدیه ناقصی به وجود آورده ، واقعاً برای او وحشت انگیز است که این آگاهی غالباً با پاره ای احساسات ناشایستگی همراه است.

در این زمینه سؤالات متعددی شاید در ذهن آنان جای بگیرد که چگونه این اتفاق برای ما رخ داده است؟ یا چرا این اتفاق برای ما افتاده است؟

چه عاملی یا چه کسی مقصر است؟ بررسی تحقیقات و مطالعات نشان می دهد که وجود یک کودک عقب مانده ذهنی می تواند حداقل از سه نظر وضعیت خانواده را تحت تأثیر قرار دهد:

1- وضع اجتماعی

2- وضع اقتصادی

3- وضع عاطفی، روانی و اجتماعی.

گاهی اوقات وجود یک کودک عقب مانده در خانواده بیشتر از آنکه از لحاظ اقتصادی مشکلاتی را پیش آورد، از لحاظ اجتماعی خانواده را درگیر مسائل و مشکلات می نماید. این مسأله بخصوص در مورد خانواده های طبقات اجتماعی بالاتر مطرح است، چرا که خانواده کودک عقب مانده ذهنی ناگزیر است که محدودیتهای اجتماعی بیشتری را بپذیرد. گاهی خانواده خود را مجبور می بیند که در رفت و آمدهای خود تجدید نظر کند و بدیهی است که به همان نسبت که در نظام ارزشی خانواده و اجتماع ، مفهوم عقب ماندگی ذهنی نارساتر تعبیر شود، محدودیتهای اجتماعی خانواده ها بیشتر خواهد بود.

وضع اقتصادی: مراقبت های پزشکی و آموزشی ، بهداشتی و درمانی یک کودک عقب مانده ذهنی معمولاً مخارج و هزینه هایی بر خانواده تحمیل می کند که به مراتب بیشتر از توانایی مالی خانواده هاست.

وضع عاطفی ـ روانی : معمولاً اطلاع از معلولیت کودک برای والدین به مثابه شوکی دردناک عمل می کند و موجب اختلال شده و جریان عادی خانوادگی را مختل کرده و مسائل و مشکلاتی را برای والدین و سایر اعضای خانواده مانند خواهران و برادران و خویشان و نزدیکان فراهم می سازد.

خانواده یک نظام اجتماعی است و فرزند عقب مانده ذهنی نیز یکی از اعضای این نظام و سیستم اجتماعی می باشد و این دو نه تنها بر یکدیگر، بلکه بر سایر اعضای خانواده نیز دارای تأثیر متقابل می باشند.

این تأثیر هم می تواند جنبه مثبت داشته باشد و هم جنبه منفی.

اما بررسی بیشتر تحقیقات و پژوهشهای انجام گرفته در این زمینه بیانگر آن است که این تأثیر غالباً جنبه منفی داشته است. یعنی عقب ماندگی ذهنی یکی از اعضای خانواده باعث می شود که سیستم و نظام خانواده نتواند کارکردها و وظایف خود را به نحو مطلوب انجام دهد و در نتیجه در عملکرد خانواده اشکالات و وقفه هایی به وجود آید که ضروری به نظر می رسد که در این زمینه بررسی و تحقیق بیشتری صورت گیرد و چگونگی بروز این مشکلات و همچنین راهها و طرق برطرف کردن و یا کم کردن این مشکلات و کمک به والدین و سایر اعضای خانواده مورد دقت و بررسی قرار گیرد.

3-1) هدف پژوهش

والدینی که دارای فرزند عقب مانده ذهنی هستند، دارای مسائل و معضلات خاص هستند و در قبال حضور کودک عقب مانده ذهنی، عکس العمل ها، واکنش ها، احساسات و رفتارهایی از خود بروز می دهند که بهداشت روانی و تعادل روانی ـ اجتماعی آنان را تحت تأثیر قرار می دهد.

تولد یک کودک عقب مانده ذهنی نه تنها باعث تضادهایی در درون شخص می گردد، بلکه باعث انواع خصومت ها، شک و تردیدهایی در درون خانواده می شود و این تضادها بیشتر به شک و تردید در مورد علت عقب ماندگی ذهنی مربوط می شود(افروز، 1384).

از اهداف کلی، آگاهی حد زمینه تأثیر فرزند عقب مانده ذهنی بر والدین و خانواده می باشد و نیز سایر اهدافی که در انجام این تحقیق می توان بدانها اشاره کرد عبارتند از :

- تعامل اجتماعی والدین و تأثیر کودک عقب مانده ذهنی و ارتباطات اجتماعی

- بررسی تأثیر کودک عقب مانده ذهنی بر نگرش، احساسات، واکنشها و رفتار والدین

- بررسی تأثیر کودک بر جنبه های اقتصادی خانواده و روابط او با سایر فرزندان.

4-1) اهمیت موضوع

از آنجایی که هر پدر و مادری وقتی صاحب فرزندی می شود، در انتظار فرزند سالم، باهوش و زیبا می باشند، وقتی کودکی با عقب ماندگی ذهنی قدم به محفل زندگی آنان می نهد. والدین در اولین برخورد و مواجهه با این کودک با «چه کنم ها و چه باید کرد هایی » مواجه می شوند که از همین جا مسائل آغاز شده و موجب بروز احساسات، عکس العمل های متضاد، نگرشهای متفاوت و رفتارهای مختلف شده و تعامل والدین ، بهداشت روانی ، تعامل روانی ـ اجتماعی ، روابط کودک با والدین و اطرافیان را تحت تأثیر قرار می دهد.

تأثیر عقب ماندگی ذهنی فرزند تنها به والدین برنمی گردد، بلکه به نوعی سایر برادران و خواهران ، خویشان و نزدیکان را تحت تأثیر قرار می دهد.

اگر تعداد اعضای خانواده ها را به طور میانگین 5 نفر فرض کنیم و درجه شیوع و گسترده عقب ماندگی را بر اساس استانداردهای بین المللی حدود 3 درصد در نظر گیریم، شاید حدود 5 میلیون نفر از جمعیت شصت میلیونی ایران به نوعی تحت تأثیر پدیده عقب ماندگی ذهنی می باشند.

بنابراین ضروری به نظر می رسد که این مسئله در محیط خانوادگی و اجتماعی از یک طرف و احساسات و نگرش ها و واکنشها و مسائل روانی ـ اجتماعی والدین از سوی دیگر توجه لازم بعمل آید و مورد بررسی و تحقیق قرار بگیرد.

از طرف دیگر والدین بخصوص وقتی با عقب ماندگی ذهنی فرزند خود روبرو می شوند، به دنبال جایی یا کسانی می گردند که آنان را در چگونگی برخورد و سازگاری با این پدیده راهنمایی نمایند. این وظیفه خطیر و مهم بر عهده کسانی می باشد که در حکم راهنما و هادی می باشند که این افراد همان روان شناسان و مشاوران می باشند. از همین جاست که اهمیت مسئله و موضوع مشخص می شود، یعنی کمک به والدین در جهت سازگاری و از طرفی کمک در جهت یافتن علت به منظور رهایی از احساسات گناه و تحقیر و اختلافات زناشویی و غیره.

5-1) سؤالات تحقیق

1- نگرش و احساسات والدین درباره فرزند عقب مانده ذهنی خود چگونه است؟

2- تأثیر فرزند عقب مانده ذهنی بر جنبه های اجتماعی خانواده چیست؟

3- تأثیر فرزند عقب مانده ذهنی بر جنبه های اقتصادی خانواده چگونه است؟

4- داشتن فرزند عقب مانده ذهنی چه تأثیری بر روابط زن و شوهر دارد؟

5- تأثیر فرزند عقب مانده ذهنی بر روابط او با سایر فرزندان خانواده چگونه است؟

6-1) تعاریف عملیاتی

عقب مانده ذهنی آموزش پذیر[1]

به فردی اطلاق می شود که هوشبهر او بین 70-50 بوده که مفاهیم را خوب درک نمی کنند، آموزش کلامی عادی ندارند، تمرکز دقتی در آنها محدود است و برای یادگیری انگیزه ای از خودشان نشان نمی دهند (افروز، 1384).

عقب ماندگی فرهنگی ـ خانواده ای [2]

عقب ماندگی خفیف در فرد به خاطر محدودیت اقتصادی، بدون این که شواهدی بر آسیب مغزی وجود داشته باشد.